Recommended Posts

 اعلام جنگ سایبری اوباما به کره شمالی

 

باراک اوباما رییس جمهوری امریکا روز جمعه قول داد:حمله سایبری مخرب نسبت داده شده به کره شمالی علیه سونی پیکچرز را بی پاسخ نگذارد و وی این استودیوی هالیوود را به دلیل بایگانی کردن یک فیلم خود از بیم تهدیدهای انجام شده ،مورد سرزنش قرار داد.

اوباما جازدن سونی پیکچرز در به اکران در آوردن فیلم ' مصاحبه ' را که یک فیلم کمدی در مورد تلاش برای ترور رهبر کره شمالی است، تن دادن به خواست یک دیکتاتور برای اعمال سانسور در امریکا خواند.
اوباما گفت : این حمله سایبری ' خسارات زیادی ' به سونی وارد کرده ولی این شرکت باید پیش از مرعوب شدن در مقابل تهدیدهای انجام شده با وی مشورت می کرد.
اوباما در یک کنفرانس خبری در پایان سال گفت :ما پاسخ خواهیم داد. ما به طور متناسب پاسخ خواهیم داد و این پاسخ ما در محل و زمان و شیوه ای خواهد بود که ما بر خواهیم گزید.
دو ساعت پیش از صحبت وی، اف بی آی اعلام کرد که ماموران تحقیق مشخص ساخته اند که کره شمالی پشت هک کردن سونی قرار داشته و آن را یک اقدام مرعوب کننده غیر قابل قبول تحت حمایت یک دولت خواند.
به گفته اوباما ، کره شمالی ظاهرا برای این حمله به تنهایی عمل کرده و واشنگتن مشورتهایی را با ژاپن ، چین ، کره جنوبی و روسیه برای جلب کمک آنها در مهار فعالیتهای سایبری کره شمالی آغاز کرده است .
این نخستین بار است که امریکا به طور مستقیم یک کشور دیگر را به حمله سایبری در چنین ابعادی در خاک امریکا متهم کرده و زمینه یک ر ویارویی جدید احتمالی بین واشنگتن و پیونگ یانگ دو خصم دیرینه را فراهم می کند.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 آذربایجان سکوی رصد اطلاعاتی اسرائیل علیه ایران

 

 

روزنامه صهیونیستی اورشلیم پست در گزارشی با اشاره به بازداشت یک خبرنگار در جمهوری آذربایجان نوشت با توجه به موقعیت راهبردی آذربایجان و همسایگی این کشور با ایران به علاوه روابطی که تل آویو با باکو دارد بعید است که اسرائیل به وضعیت حقوق بشر در این کشور اعتراضی داشته باشد.
اورشلیم پست در ادامه نوشت: آذربایجان در سواحل دریای خزر قرار دارد و یک کشور نفت خیز و دارای ذخایر گازی است. این کشور همچنین به دنبال دور شدن از روسیه است و از این رو به یکی از بازارهای عمده سلاح ها و کالاهای امنیتی اسرائیل شامل هواپیماهای بدون سرنشین و ابزارهای رصد اطلاعاتی تبدیل شده که ارزش آن در سالهای اخیر به 1/5 میلیارد دلار رسیده است.
علاوه بر این از‌ آنجایی که باکو اصلی ترین تامین کننده نفت تل آویو به شمار می آید وزرای کابینه های آذربایجان و اسرائیل و مقامات اطلاعاتی امنیتی آن‌ها هر ساله با یکدیگر دیدار می‌کنند به همین دلیل جمهوری آذربایجان به سکوی رصد اسرائیل برای جمع آوری اطلاعات علیه ایران تبدیل شده است.
با این حال بعید است تل آویو که هرگز در صف اول حامیان حقوق بشر قرار نداشته است بخواهد در رابطه با بازداشت این خبرنگار در آذربایجان واکنشی از خود نشان دهد.

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

جزئیات کمک 1.8 میلیارد دلاری آمریکا به اسرائیل

 

اوباما لایحه‌ای را امضا کرده‌ که کمک‌ نظامی آمریکا به اسرائیل به یک میلیارد و هشتصد میلیون دلار رسیده‌ و براساس آن واشنگتن میزان جنگ‌افزارهای خود در سرزمین های اشغالی را به 200 میلیون دلار می رساند.

جروزالیم پست در تشریح جزئیات این لایحه می نویسد: ارتش اسرائیل در عملیات نظامی تابستان گذشته علیه غزه، از آمریکا مجوز گرفته بود از انبار نظامی آمریکایی در اسرائیل برای حملات استفاده کند زیرا زرادخانه تل آویو با کاهش زیاد روبرو شده بود.
لایحه همکاری‌ های راهبردی آمریکا و اسرائیل همچنین امکان سوخت‌گیری هوایی برای جنگنده‌ های اسرائیل را تقویت می‌کند؛ پیشتر گفته شده بود افزایش برد سوخت‌ گیری هوایی برای احتمال حمله نظامی به سایت‌های هسته‌ای ایران، یک امر حیاتی خواهد بود.
در چارچوب لایحه جدید، هواپیماهای عمودپرواز فوق پیشرفته "وی ۲۲" نیز به اسرائیل تحویل می‌شود و همچنین همکاری میان صنایع نظامی واشنگتن-تل آویو افزایش می‌یابد.
به نوشته جروزالم پست، این همکاری ها در امور انرژی و به‌ ویژه عرصه گاز، و همچنین در زمینه‌های آب، کشاورزی و فناوری نیز بر اساس این لایحه افزایش خواهد یافت.
باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، با امضای لایحه همکاری‌های راهبردی میان کشورش و اسرائیل، تاکید کرد که این لایحه تاکیدی بر تعهد آمریکا در قبال اسرائیل است و دوستی و همکاری‌ های دو کشور را وارد مراحل تازه‌ای می‌کند.

این لایحه که اسرائیل را "شریک راهبردی" برای آمریکا توصیف می‌کند، پیشتر از سوی کنگره به تصویب رسیده بود.
تاکنون هیچ کشور دیگری در جهان به عنوان شریک استراتژیک آمریکا رسمیت نیافته بود.
باراک اوباما در زمان توشیح این لایحه گفت، هیچ‌ یک از دولت‌ های پیشین آمریکا مانند دولت من برای تعمیق همکاری‌های دوجانبه با اسرائیل اقدام نکرده بود.
رهبران رژیم صهیونیستی در سال‌ های اخیر تاکید کرده‌ اند در زمان ریاست جمهوری باراک اوباما، آمادگی آمریکا برای همکاری‌های نظامی و اطلاعاتی با اسرائیل بیشتر از هر زمان دیگر بوده‌ است. این درحالی است که دولت باراک اوباما با کابینه بنیامین نتانیاهو اختلافات سیاسی جدی دارد و نشانه‌ های این اختلافات هر از چند گاهی بروز کرده‌است.
در همین حال، لایحه همکاری‌ های راهبردی آمریکا و اسرائیل درخواست دیرینه کابینه های اسرائیل را برای حذف دریافت روادید جهت ورود اسرائیلی‌ ها به خاک آمریکا دربرنمی‌گیرد و به نوشته جروزالم پست، به نظر می‌رسد که این خواسته اسرائیل تا مدت‌ زمان طولانی دیگری نیز برآورده نشود.

به نوشته این روزنامه، آمریکا گفته‌ است پیش از قرار دادن اسرائیل در ردیف کشورهایی در جهان که مردمش برای ورود به آمریکا نیازی به روادید ندارند، اسرائیل باید سیاست مرزهای خود را تعیین کند.
اشاره آمریکا به لزوم حل اختلافات جدی مرزی میان اسرائیل و فلسطینی‌هاست؛ این درحالی است که روند صلح مدت‌های مدید است که به اغماء رفته‌ است.
لایحه همکاری‌های راهبردی آمریکا و اسرائیل از سوی شماری از هواداران سیاست‌ های رژیم صهیونیستی در کنگره آمریکا تدوین شده بود؛ "ایلیانا راس لتینن" نماینده جمهوریخواه ایالت فلوریدا، "اد رویس" نماینده جمهورییخواه ایالت کالیفرنیا، "الیوت انجل" نماینده دموکرات از نیویورک و سناتور دموکرات کالیفرنیایی "باربارا بوکسر" و سناتور جمهوریخواه از ایالت میسوری "روی بلانت" تنظیم‌کنندگان این قانون بودند.
تدوین این قانون تا رسیدن آن به امضای رئیس جمهوری، بیش از یک سال تلاش را در برگرفت. باراک اوباما پیش از رفتن به تعطیلات سال نو میلادی این لایحه را امضاء کرد.

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 امریکا یک بانک رژیم صهیونیستی را به جرم تقلب 270 میلیون دلار جریمه کرد

 

وزارت دادگستری امریکا گفت : گروه بانکی لومی ضمن پذیرفتن این کمک خود به مالیات دهندگان پذیرفته است برای حل و فصل تحقیقات کیفری 270 میلیون دلار جریمه بپردازد.
لومی حداقل از سال 2000 تا 2011 ، بانکداران خصوصی از اسرائیل و دیگر نقاط را برای ملاقات با مالیات دهندگان امریکایی و کمک به آنها در مخفی ساختن دارایی هایشان حداقل در شعبات این بانک در اسرائیل ، سوئد و لوکزامبورگ اعزام کرد.
به گفته دادستانان ، لومی که واحدی از بانک لومی لو- اسرائیل است همچنین به مالیات دهندگان امریکایی کمک کرده است مدارک جعلی در مورد پرداخت مالیاتهایشان درست کنند.
لومی موافقت کرده است که در چارچوب توافق با دادستانی در مورد پیگرد این بانک اطلاعاتی در مورد بیش از 1500 نفر از صاحبان حساب امریکایی اش ارائه دهد.

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 نتانیاهو از نامزدی انتخابات درون حزبی "لیکود" حذف شد

 

 بازرس کل حزب صهیونیستی لیکود تصمیم به حذف نام بنیامین نتانیاهو از لیست نامزدهای انتخابات داخلی این حزب گرفت.

این اقدام به دنبال نقض قوانین مربوط به ممنوعیت استفاده از دارایی حزب لیکود برای تبلیغات انتخاباتی صورت گرفت.
بازرس کل این حزب با استناد به ماده 2 قانون تاسیس احزاب، نام نتانیاهو را از لیست نامزدهای انتخاباتی حذف کرد، به موجب این ماده نامزدهای انتخابات حق ندارند از اموال و دارایی های حزب برای بستر سازی جهت پیروزی خود در انتخابات استفاده کنند.
روزنامه عبری زبان "یدیعوت آحارونوت" نوشت که نخست وزیر اسرائیل خواستار تجدیدنظر در این تصمیم شده است.
قرار است که این انتخابات در سی و یکم ماه جاری میلادی برگزار شود.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 اسرائیل کشتی‌های جنگی خریداری شده از آلمان را تحویل گرفت

 

 نخست وزیر رژیم صهیونیستی اعلام کرد که این رژیم به تازگی چهار کشتی جنگی از آلمان خریداری کرده است.

بنیامین نتانیاهو در جمع نظامیان نیروی دریایی این کشور با اعلام این خبر تاکید کرد که از این کشتی‌ها برای مراقبت بیشتر بر اجرای محاصره غزه و نیز در حمایت از میادین گازی مشترک با لبنان در دریای مدیترانه استفاده خواهد شد.
نتانیاهو با تشکر از آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان کمک‌های نظامی برلین به اسرائیل را بسیار ارزنده خواند.
نتانیاهو همچنین تاکید کرد که ارتش رژیم صهیونیستی به طور مستمر عملیات انتقال سلاح به گروه‌های مقاومت در غزه را زیر نظر دارد و از رسیدن سلاح به حماس جلوگیری می‌کند.
اسرائیل سپتامبر گذشته نیز چهارمین زیردریایی خود را از آلمان دریافت کرد که این زیردریایی پیشرفته‌ترین و کاربردی‌ترین زیردریایی در ناوگان رژیم صهیونیستی محسوب می‌شود.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

رژيم صهيونيستي پايگاه هوايي اللد را تخليه و به نقب منتقل کرده است

 

 

رژیم صهیونیستی پایگاه هوایی اللد نزدیک فرودگاه بین المللی بن گورین را تخلیه و به نقب منتقل کرده است.
رژیم صهیونیستی در پی افزایش قدرت موشکی گروههای مبارز فلسطینی که در تهاجم تابستان گذشته این رژیم به نوار غزه بیشتر مناطق صهیونیست نشین را زیر پوشش موشکهای خود قرار داد ، پایگاه هوایی اللد نزدیک فرودگاه بین المللی بن گورین را تخلیه کرده است.
به گزارش پایگاه اینترنتی خبرگزاری صفای فلسطین ، روزنامه یدیعوت آحارونوت چاپ فلسطین اشغالی نوشت 250 ساختمان در مساحت 50 هزار متر تخلیه و به نقب منتقل شده است.
این روزنامه به نقل از مقامات اسرائیلی هدف از تخلیه پایگاه اللد را گسترش شرکت هواپیمایی اعلام کردند که پروازهای غیر نظامی را از فرودگاه «سدیه دوف» در شمال شهر هرتزیلیا به اللد منتقل خواهد کرد.
گردانهای [ شهید عز الدین ] قسام شاخه نظامی جنبش حماس توانست در زمان حمله اخیر اسرائیل به نوار غزه دهها فروند موشک به فرودگاه بن گورین شلیک کند و تعدادی از شرکتهای بین المللی را مجبور کرد پروازهای خود را متوقف کنند.

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ادعای رویترز مبنی بر حمله سایبری ایران به تاسیسات نظامی اسراییلی و اروپایی

 

 

خبرگزاری رویترز با ذکر دلایلی مدعی شد احتمالا ایران پشت کمپین هک علیه تاسیسات نظامی اسراییل و اتحادیه اروپا بوده است.
خبرگزاری رویترز حملات سایـبری اخیر علیه تاسیسات نظامی اسراییل و اتحادیه اروپا توسط کشوری صورت گرفته که از نرم‌افزارهای آمریکایی ساخت آمریکا استفاده کرده است که به ادعای رویترز، این نرم افزارها توسط شرکت سازنده آمریکایی برای فروش به شرکت‌ها و مشتریانی است که قصد دارند از آن برای سنجش توانایی دفاعی خود استفاده کنند.
هکرها سال‌ها از ابزارهای نفوذی مانند «متا اسپلویت» استفاده می‌کردند اما هکرهای دولتی با ابزارهای خاصی دست به حمله سایبری می‌زنند که با برنامه های رایگان نوشته می‌شوند چرا که اگر این ابزارها با برنامه‌های خریداری شده نوشته شوند به راحتی قابل ردیابی خواهند بود.
رویترز در ادامه ادعاهای خود نوشت، «گادی اروان» مدیر اجرایی شرکت کامپیوتری «ورنر و کیمرتیا» با اشاره به حملات سایبری علیه تاسیسات هسته‌ای ارتش اسراییل و حملاتی از این دست مدعی شد با توجه به نوع قربانیان، یکی از مظنونان این کمپین هک، ایران است. وی ادامه داد پژوهشگران سایبری، در راستای نام‌گذاری هکرهای ایرانی به بچه گربه، این کمپین هک را«بچه گربه راکت» نامیدند.
رویترز برای اثبات ادعای نوشت ادامه می‌دهد، ایران قابلیت عملیات اینترنتی خود را بعد از حمله سایـبری ویروس استاکس نت علیه تاسیسات هسته‌ای خود، افزایش داده است.
اورون گفت تیم واکنش اضطراری کامپیوتری اسراییل، هفت حمله سایبری علیه تاسیسات نظامی خود را از ماه آوریل شناسایی کرده است که شامل حملات سایبری برای سرقت اطلاعات شرکت اسراییلی مرتبط با صنایع دفاعی و هوایی، یک موسسه آکادمیک اسراییلی، یک آژانس دفاعی که به زبان آلمانی اداره می‌شود و یک وزارت دفاع شرق اروپا بوده اند. وی افزود تلاش برای هک اهداف اسراییلی با شکست مواجه شد.
وی ادامه داد این حملات ابتدا با فایل الصاقی به ایمیل‌هایی که با «اکسل» باز می‌شوند آغاز شد و بدین ترتیب عمل می‌کرد که برای ارتقای اکسل کاربر فایلی را دانلود می‌کرد و در صورت دانلود فایل برنامه هک در سیستم فرد نصب می‌شد.

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

رژيم صهيونيستي لغو خدمت سربازي اجباري را بررسي مي‌کند

 

رژیم صهیونیستی لغو خدمت سربازی اجباری را بررسی می کند.

روزنامه هاآرتص سندی مشورتی را درباره لغو خدمت سربازی اجباری در ارتش اسرائیل منتشر کرد. این سند باعث بحث های گسترده در اسرائیل شد و با مخالفت نهادهای نظامی و امنیتی این رژیم روبرو شد.
این سند نظامی تاکید می کند ارتش اسرائیل باید برای سناریوی لغو خدمت سربازی اجباری مانند دیگر ارتش ها آماده شود.
خدمت سربازی اجباری در اسرائیل از سال 1948 برای همه مردان و زنان به جز یهودیان متدین و عربها اجباری شد. در سال 1956 فلسطینی های دروزی هم به خدمت سربازی ملزم شدند.
افزایش اعتراضات سربازان اسرائیلی به جنگ های این رژیم به ویژه در جنگ اخیر غزه زمینه ساز پیشنهاد این سند برای لغو خدمت سربازی اجباری شد. بر اساس تحقیقات در سال 2012 اسرائیل بزرگترین دولت نظامی در جهان است.
ایال علیمه خبرنگار نظامی رادیو اسرائیل به بی بی سی گفت: «ارتش اسرائیل با تهدیدات متعدد و جدی روبروست. این سند شامل توصیه هایی بر اساس نظرسنجی ها و تحقیقات دانشگاهی است.»

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

اوباما از ايران خواست از فرصت به دست آمده استفاده کند

 

خبرگزاری شین هوا در گزارشی از واشنگتن نوشت :
باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا در مصاحبه ای که روز دوشنبه منتشر شد از ایران خواست از فرصت به دست آمده برای امضا موافقتنامه ای با قدرت های جهان درباره برنامه هسته ای مورد مناقشه خود استفاده کند تا زمینه برای روابط بهتر با آمریکا فراهم شود.
اوباما در مصاحبه با شبکه رادیویی « ان پی آر » گفت به عقیده وی چنین موافقتنامه ای « امکانپذیر » است و می تواند منجر به لغو تحریم ها علیه جمهوری اسلامی و پیوستن دوباره این کشور به جامعه بین المللی شود.
وی در مورد احتمال بازگشایی دوباره سفارت آمریکا در تهران در دو سال آخر دوره ریاست جمهوری خود افزود :« اگر ما بتوانیم این گام بزرگ نخست را برداریم ، پایه ای برای تلاش ها ما به منظور بهبود روابط در آینده خواهد بود.»
آمریکا و کوبا پس از بیش از نیم قرن تنش ، 17 دسامبر گامی را در جهت عادی سازی روابط دو کشور برداشتند و اکنون پیش بینی می شود سفارت آمریکا طی چند ماه آینده در هاوانا بازگشایی شود.
رئیس جمهور آمریکا در مصاحبه با شبکه ان پی آر تصریح کرد :« اما فکر می کنیم برای اینکه ما بتوانیم این روزنه را با ایران باز کنیم ابتدا باید مسئله هسته ای موجود را حل کنیم و شانس چنین کاری وجود دارد. اکنون باید دید آیا ایران آماده است از این فرصت به دست آمده استفاده کند یا خیر.»
اوباما با اذعان در مورد اینکه ایران « نگرانی دفاعی مشروع » دارد تاکید کرد واشنگتن ماجراجویی تهران ، حمایت ایران از سازمان هایی مانند جنبش حزب الله و تهدیدهای آن علیه اسرائیل را تحمل نخواهد کرد.
وی با بیان اینکه آنها فرصت پیدا کرده اند تا تکلیف خود را با جهان روشن کنند گفت اگر ایران از انزوای کنونی که ناشی از تحریم های سازمان ملل متحد ، آمریکا و متحدان اروپایی واشنگتن برسر برنامه هسته ای تهران است خارج شود می تواند به یک « قدرت منطقه ای بسیار موفق » تبدیل شود.
ایران و شش قدرت جهان ( آمریکا ، روسیه ، فرانسه ، چین ، انگلیس و آلمان ) ماه گذشته نتوانستند ضرب الاجلی را که خودشان برای پایان دادن به مناقشه موجود برسر برنامه هسته ای تهران تعیین کرده بودند ، محقق کنند. آنها سپس مذاکرات بین دو طرف را برای هفت ماه دیگر تمدید و اعلام کردند در این مدت برای دستیابی به یک موافقتنامه هسته ای جامع تلاش خواهند کرد.

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 رژیم صهیونیستی با اشغال دو جزیره عربستان کنترل خلیج عقبه را دردست گرفته است

 

پایگاه خبری ' وطن ' در گزارشی در خصوص خلیج عقبه نوشت : رژیم صهیونیستی 2 جزیره عربستانی ' تیران ' و ' صنافیر ' واقع در ورودی خلیج عقبه را به اشغال در آورده و از این طریق کنترل این خلیج را در دست گرفته است .

عربستان و کشورهای غربی ده ها سال است که در خصوص اشغال این 2 جزیره با مساحت 80 و 33 کیلومترمربع ، سکوت اختیار کرده اند و بسیاری از این سوال را مطرح می کنند که چرا عربستان در صدد بازپس گیری این دو جزیره و اعمال حاکمیت خود بر آن نیست .
این دو جزیره تا سال 1967میلادی تحت کنترل عربستان بود و در آن سال، ملک فیصل اداره این دو جزیره را به مصر واگذار کرد تا این کشور طی جنگ 6 روزه مانع شود رژیم صهیونیستی کشتی های خود را به ' ایلات' بفرستد و پس از آن این دو جزیره به اشغال این رژیم درآمد .
پس از جنگ و وقتی که مصر در زمان انور سادات با رژیم صهیونیستی پیمان سازش امضا کرد ، وی از قرار دادن این دو جزیره ضمن توافقنامه سازش با این رژیم خودداری کرد و گفت این دو جزیره متعلق به عربستان است اما نکته قابل توجه اینکه ریاض از آن زمان تاکنون هیچگونه کاری در این خصوص انجام نداده است .
برخی می گویند این دو جزیره بسیار کوچک اند و به همین دلیل عربستان نمی خواهد برای بازگرداندن آن شکایت کند اما برخی دیگر می گویند این استدلال درست نیست زیرا عربستان برای تحت کنترل در آوردن جزایر 'حنیش ' که تقریبا به اندازه این دو جزیره است، وارد درگیری سختی با یمن شد .
در حقیقت 2 جزیره تیران و صنافیر از نظر راهبردی بسیار مهم اند زیرا تسلط بر آن به معنای تسلط بر ورودی و دهانه خلیج عقبه است و این تنها گذرگاه فلسطین اشغالی برای ورود به دریای سرخ است و در نتیجه برخی تحلیگران می گویند عربستان با این کار عمدا به اسراییل کمک می کند تا بدون مشکل به دریای سرخ دسترسی داشته باشد .
وطن در پایان نوشت:حتی اگر این تحلیل ها نیز درست نباشد، این بسیار عجیب است که بیشتر عربستانی ها نمی دانند این جزایر متعلقه به آن ها است و رژیم صهیونیستی آن را به اشغال در آورده است و در این میان مقام های کشورشان هیچ کاری برای باز پس گیری آن از رژیم صهیونیستی انجام نمی دهند .

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
لغو سخنرانی گزارشگر سابق نیویورک تایمز به دلیل مقایسه اسرائیل با داعش

 

رئیس دفتر سابق روزنامه نیویورک تایمز در خاورمیانه اعلام کرد، در پی نوشتن مقاله‌ای که در آن اسرائیل را با گروه داعش مقایسه کرده، به کنفرانس دانشگاه پنسیلوانیا دعوت نشده است.

 

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، به نقل از روزنامه اورشلیم پست، کریس هگز، رئیس دفتر سابق روزنامه نیویورک تایمز که اکنون در سایت تروت دیگ (truth dig) مشغول است. قرار بود در جلسه‌ای در ماه آوریل که به همت انجمن امور بین‌المللی دانشگاه پنسیلوانیا درباره چشم‌انداز صلح در خاورمیانه برگزار می‌شود، سخنرانی کند. اما پس از مدتی رییس این انجمن در نامه‌ای اعلام کرد که به نظر این گروه هگز گزینه مناسبی برای این کنفرانس نیست.

 

وی در این باره نوشته بود: ما در نتیجه مقاله جدیدی که هگز درباره مقایسه داعش و اسرائیل نوشته بود این تصمیم را گرفتیم. با توجه به این مقایسه، هگز به اعتقاد ما گزینه مناسبی برای سخنرانی درباره موضوع مطرح نشده نیست.

 

در واکنش به این اظهارات، هگز در مقاله‌ای تحت عنوان «ممنوعیت اختلاف عقیده به اسم مدنیت» نوشت: ممنوع کردن سخنرانی درباره درگیری بین اسرائیل و فلسطین، به ویژه در دانشگاه‌ها، برای کسانی که تلاش می‌کنند گفتمان رایج لابی اسرائیل را به چالش بکشند اتفاق جدیدی نیست.

 

پیش از این، هگز در مقاله‌ای تحت عنوان «داعش، اسرائیل جدید» آورده بود: داعش، احتمالا تنها نمونه موفق ایجاد یک کشور در خاورمیانه معاصر است و آن هم با وجود میلیاردها دلاری که ما در عراق و افغانستان هزینه کردیم. تلاش‌های این گروه در پی ایجاد یک کشور سراسر سنی در حقیقت انعکاسی از تلاش یهودی‌ها برای ایجاد یک کشور یهودی با اخراج فلسطینی‌ها از سال 1968 است.

 

تاکتیک‌های این گروه بسیار مشابه اقداماتی است که چریک‌های یهودی انجام می‌دهند. تروریسم، جنگجویان خارجی، ارتش سری و پول خارجی در کنار نسل‌کشی و ایجاد وحشت‌ و قتل‌عام صدها غیرنظامی عرب برای ایجاد اسرائیل، همه اقداماتی است که اسرائیل و داعش هر دو در آن مشترک هستند.

 

هگز در ادامه نوشته خود متذکر شده که او با خشونت از هر دو طرف درگیری در فلسطین مخالف است. وی همچنین تاکید کرده است که او از حق وجود اسرائیل بنا بر مرزهای پیش از 1967 حمایت می‌کند.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

تحریم های جدید آمریکا علیه 9 شخص حقیقی یا حقوقی ایرانی

 

دولت آمریکا بر خلاف روح توافقنامه موقت ژنو، تحریم هایی علیه 9 شخصیت حقیقی یا حقوقی ایرانی با ادعای تلاش آنها برای نقض تحریمهای امریکا علیه برنامه صلح آمیز هسته ای کشورمان اعمال کرد.
آمریکا این افراد را همچنین به حمایت از نقض حقوق بشر در ایران متهم کرده است.
مقامات وزارت خزانه داری آمریکا در بیانیه ای اعلام کردند این اقدام بخشی از تلاش ها برای اجرای تحریم های موجود همزمان با مذاکرات هسته ای با ایران است.
'دیوید کوهن' معاون وزیر خزانه داری آمریکا در امور تروریسم و اطلاعات مالی گفت: هرچند ما از اعمال تحریم های جدید مرتبط با موضوع هسته ای در حین مذاکرات حمایت نمی کنیم، اما در گفتار و عمل تصریح کرده ایم که به اجرای تحریم های موجود ادامه خواهیم داد.
بر اساس این بیانیه، تحریم های جدید شامل یک مقام ایرانی بانک آسیا، چهار شهروند ایرانی مقیم خارج، یک تبعه افغان و یک شرکت مستقر در دبی به دلیل نقش آنها در کمک به دولت ایران برای دستیابی به دلار و دو شرکت نرم افزاری ایرانی است.
در همین حال، ' لیندسی گراهام ' سناتور جمهوریخواه امریکا روز شنبه هفته جاری در جریان سفر به فلسطین اشغالی و هنگام شرکت در یک کنفرانس خبری با 'بنیامین نتانیاهو' نخست وزیر رژیم صهیونیستی گفت که مجلس سنای امریکا که اکنون تحت کنترل جمهوریخواهان است دور تازه ای از تحریم علیه ایران را در ماه ژانویه به رای خواهد گذاشت.
وی افزود: علاوه بر این، هر توافق نهایی بر سر برنامه هسته ای ایران پیش از برداشته شدن تحریمها باید به تصویب کنگره امریکا برسد.
بر اساس این گزارش، نتانیاهو نیز که در کنار سناتور امریکایی ایستاده بود، با 'خطرناک' خواندن ایران گفت:'آنچه مورد نیاز است، تحریم های بیشتر و قوی تر علیه ایران است.'
این در حالی است که 'باراک اوباما' رییس جمهوری امریکا گفته است که به بهبود مناسبات با تهران و به نتیجه رسیدن مذاکرات هسته ای خوش بین است.
از سوی دیگر، 'محمد جواد ظریف' رئیس دستگاه دیپلماسی کشورمان بارها، اینگونه تحریم ها را مغایر با روح توافقنامه ژنو دانسته و هشدار داده است که اینگونه اقدامات راه رسیدن به توافق نهایی را پیچیده تر می کند.
ظریف در عین حال تاکید کرده که ایران تعهد دارد مذاکرات به سرانجام برسد.

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

کانال دو رژیم صهیونیستی گزارش داد انفجار مهیبی در یک مدرسه ابتدایی در حوالی تل آویو رخ داده است.‎

به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از کانال دو تلویزیون رژیم صهیونیستی؛ انفجار مهیبی در یک مدرسه ابتدایی در حوالی تل آویو رخ داده است.‎‎

کانال دو تلویزیون رژیم اسرائیل گزارش داده است این انفجار مهیب در یک مدرسه ابتدایی در شهرک ریشون لیتسیون در نزدیکی تل آویو ، پایتخت روی داده است.

خبرنگار کانال دو اسرائیل گزارش کرده است که خودروهای آتش نشانی به محل انفجار اعزام شده اند.هنوز هیچ خبری از خسارات و تلفات احتمالی گزارش نشده است

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایران در لیست دلایل سه‌گانه اسرائیل برای تقویت نیروی دریایی

 

مقامات بلندپایه تل‌آویو اعلام کردند که این رژیم اخیرا به مسأله تقویت نیروی دریایی خود بسیار توجه می‌کند و رغبت رژیم صهیونیستی برای خرید تجهیزاتی در این زمینه نشانه آن است.

 بنا به گزارش روزنامه «رأی الیوم» چاپ لندن در این باره نوشت: پایگاه صهیونیستی «اسرائیل دیفنس» ویژه امور نظامی و امنیتی اعلام کرد تا سال 2017 ، 4 «رزم ناو» آلمانی جدید به علاوه دو زیر دریایی دیگر که از این کشور خریداری شده، به نیروی دریایی اسرائیل افزوده می‌شود. علاوه اینکه 3 کشتی جنگی نیز برای حفاظت از تأسیسات گاز و نفت در دریای مدیترانه به تجهیزات دریایی تل‌آویو ملحق خواهد شد. 

اسرائیل دیفنس در ادامه اعلام کرد که میان این موضوعات و اکتشافات نفتی در سواحل سرزمین‌های اشغالی فلسطین رابطه وجود دارد و ارتش اسرائیل مسئولیت حمایت از این تأسیسات در مقابل تهدیدات خارجی و در مقدمه آن حزب‌الله را بر عهده دارد. 

چندی پیش نیز نبیه بری رئیس پارلمان لبنان درباره اقدام رژیم صهیونیستی در سرقت نفت و گاز لبنان از حوزه گازی مشترک لبنان و فلسطین اشغالی هشدار داده بود.

این پایگاه صهیونیستی در ادامه نوشت: تقویت قدرت دریایی ارتش مصر دلیل دیگر اقدامات اسرائیل است. مصر قصد دارد دو زیردریایی جدید از آلمان بخرد و علاوه اینکه کشتی‌های موشک‌انداز از فرانسه خریداری کرده است.

 بر اساس گزارش مذکور ایران در طرف دیگر این ماجرا قرار دارد و زیردریایی‌های اسرائیلی نقشی مهم و استراتژیک در تحقق منافع راهبردی برای هرگونه مقابله‌ای با جمهوری اسلامی ایران دارند. اما از جمله دلایل دیگر رژیم صهیونیستی برای تقویت نیروی دریایی خود، مقاومت فلسطین است. این رژیم قصد دارد با کمک گرفتن از زیردریایی‌های خود جلوی هرگونه قاچاق اسلحه و تجهیزات نظامی از مسیر دریا به سمت نوار غزه را بگیرد.

بر اساس گزارش مذکور نکته قابل توجه آن است که مسأله تقویت نیروی دریایی اسرائیل تنها چند روز پس از انتشار گزارشی درباره قصد ایران برای رونمایی از زیردریایی جدید مطرح شد. زیردریایی‌هایی که ایران اعلام کرده است رادارها نمی‌توانند آنها را در حین حرکت شناسایی کنند. 

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط MR9
      ارتش کره شمالی ، به مناسبت سالگرد بقدرت رسیدن حزب حاکم کمونیست ، رژه سالانه خود را در اکتبر2020 برگزار نمود . در جریان این مراسم که با سخنرانی پر از اشک و آه کیم جونگ اون همراه شد ، وی چالشهای پیونگ یانگ برای مقابله با ویروس کووید-19 و سازمان تحریم ها را مطرح و از اعضای نیروهای مسلح برای تلاشهایشان تشکر نمود .
       

       
      با این حال ، رژه فوق بلحاظ تاریخی ، در سطح بین المللی ، هیجان بسیار زیادی را تولید نمود و کشورهای شرق  آسیا ، با اشتیاق همراه نگرانی ، شاهد به نمایش درآمدن سیستم های جدید تسلیحاتی کره شمالی  بود . درواقع امر ، بر خلاف سالهای قبل ، رژه اکتبر 2020 شاهدی بر توانایی پیونگ یانگ در ایجاد چالشهای جدید برای امنیت و بازدارندگی هسته ای ایالات متحده و متحدانش محسوب میشد .
      در نمایش نظامی امسال کره شمالی ، آنچه که در کانون اصلی توجهات دنیا قرار گرفت ، نمونه های برگرفته از تانک اصلی میدان نبرد آرماتا ، سامانه تسلیحاتی متحرک ام-1128 ایالات متحده ، خودروهای زرهی سبک کوماتسو ژاپنی و درنهایت سامانه دفاع هوایی تور روسی بود . علاوه براین،ارتش این کشور ، یک خودروی مسلح به موشکهای ضد زره هدایت شونده را که ازابتدای معرفی درسال 2018 ، دیده نشده بود و همچنین یک موشک کروز جدید ضد کشتی را در معرض دید جهانیان قرار داد . در حوزه موشکهای بالستیک ، پیونگ یانگ موشک بالستیک قاره پیمای هواسانگ-15 (بعنوان دوربردترین موشک موجود در زرادخانه نظامی این کشور ) را بهمراه سامانه غول پیکر KN-25 (سامانه ای جدید که ترکیبی از راکت اندازهای چندگانه و موشکهای بالستیک کوتاهبرد بشمار می رفت )  را رونمایی نمود که گرچه در بدو امر ، به نظر می رسید که در شاسی مورد استفاده با مشکلاتی روبرو است .
       

       
      با این وصف ، قابل توجه ترین  سامانه رزمی که در این رژه رونمایی گردید ، ظاهر شدن موشک بالستیک  سوخت جامد قابل پرتاب از زیردریایی (SLBM) با شناسه  پوگوگ سونگ-4  (Pukguksong-4)  بود که  با توجه به مشخصات اعلام شده برای آن ، امکان حمله  به کره جنوبی وتمامی سرزمین ژاپن را با مسلح شدن به کلاهک هسته ای را خواهد داشت . ارزیابی های اولیه موسسه بین المللی مطالعات استراتژیک نشان میدهد که طول پوگوگ سونگ-4   از مدل قبلی (پوگوگ سونگ-3) کوتاه تر ولی قطر آن بزرگتر ( احتمالا 2.5 متر ) است که آن را در کنار موشکهای مشابه روسی ( بولاوا ) ، چینی ( جی ال-2 ) و آمریکایی ( ترایدنت -2 )  قرار می دهد .
       

       
      نشانه های بصری حاکی از آن است  این موشک جدید به یک پیشرانه سوخت جامد جدیدتر مجهز شده ، در حالی که شنیده ها نیز براین مساله تاکید می کند که کره شمالی با تبدیل موشکهای قدیمی تر ( تولید شده در سال 2017 )  امکان ساخت و عملیاتی نمودن یک  موشک سبکتر که با افزایش برد و محموله را همراه میشود را بدست آورده است .
      برخی منابع ، براین اعتقادند که پوگوگ سونگ-4  عمدتا برای تجهیز ناوگان زیرسطحی های ارتقاء یافته کلاس رومئو نیروی دریایی این کشور به 2 تا 3 فروند از این  موشکها   در نظر گرفته شده است ، اما نکته جالب دراین زمینه ، اسکورت حاملهای این موشک توسط پرسنل نیروی زمینی ( و نه نیروی دریایی )  است که می تواند این احتمال را پدید آورد  که موشک جدید می بایست از مشتقات  نسخه پوگوگ سونگ-3 باشد ، همانطور که  موشک پوگوگ سونگ-2 نیز ، نسخه زمین پایه پوگوگ سونگ-1 ( بعنوان موشک بالستیک  دریاپایه )  بشمارمی رفت .
       

       
      در حوزه توان حمل مواد انفجاری ، شکل کلاهک پوگوگ سونگ-4  نشان میدهد که قابلیت حمل 3 کلاهک را خواهد  داشت که در پوشش یک حامل چندگانه با قابلیت ورود مجدد به جو ، به مانند نمونه های روسی ، بریتانیایی ، آمریکایی و فرانسوی در سالهای دهه 50 و 60 میلادی قرار گرفته است . با توجه به پیشرفتهای ذکر شده ، آنچه که بسیار محتمل است ، برد پوگوگ سونگ-4  بیشتر از سلف خود خواهد بود ،اما به تقریب ، قابلیت رسیدن به پایگاه های ارتش ایالات متحده در گوام را در اختیار ندارد .
       

       
      اما نگرانی عمده سازمان های اطلاعاتی غربی براین مساله متمرکز شده است که  ارتش کره شمالی ، پوگوگ سونگ-4   را بصورت یک موشک بالستیک با لانچر متحرک جاده ای که قابلیت استتار در سایتهای مخفی را داشته باشد ، توسعه داده و به دلیل اینکه در مقایسه با سایر سیستم های بالستیک کره ای ، کوچکتر است ، قابلیت آماده سازی سریع و بطور طبیعی اجرای حملات غیر متعارف تنها در بازه چند دقیقه را بدست آورد.
       

       
      سرانجام ، بمب خبری رژه اکتبر 2020 کره شمالی ، همانطور که انتظار می رفت ، رونمایی از موشک بالستیک جدید با سوخت مایع که احتمالا هواسانگ-16 ( KN-27) بود که در این زمینه ، بخش عمده ای از کارشناسان بر این باورند که این موشک جدید با طولی  برابر 25 تا 26 متر ، به بزرگترین موشک سوخت مایع متحرک جاده ای در جهان  ( گرچه  موشک سوخت مایع سارمات روسی که هم اکنون در دست توسعه است ، بزرگتر به نظر می رسد )  تبدیل شده است .
       
       
       
      قطر این موشک جدید بین 2.5 تا 2.9 متر است که  مرحله اول آن با موتور سوخت مایع ، متشکل از یک خوشه شامل چهار پیشرانه RD-250 با رانشی 2 برابر موشک هواسانگ -15 شناسایی شده است . با این وصف ، ماهیت مرحله دوم این موشک همچنان در پرده ای از ابهام قرار دارد .
      علیرغم  غافلگیری رسانه های غربی ، کارشناسان براین باورند که این موشک ، یک حامل / پرتابر متحرک جاده ای است که بلحاظ ابعاد غول پیکر خود ، صرفا در موقعیتهای خاصی می بایست مستقر شده  و بدلیل برخوداری از پیشرانه سوخت مایع  دربرابر حملات مقابل، آسیب پذیر خواهد بود .
        
       
      با این حال ، اندازه و ابعاد خودروی حامل و پرتابگر نشان میدهد که هم اکنون کره شمالی پتانسیل طراحی و تولید چنین سخت افزاری را بصورت بومی در اختیار داشته و این بدان معناست که تاثیر بازدارندگی آن قابل توجه خواهد بود .
      در مقام مقایسه ، وزن پرتاب موشک جدید کره ای چیزی در حدود 100000 تا 150000 کیلوگرم است که بصورت قابل توجهی ، از وزن موشک سوخت جامد قاره پیمای چینی DF-41 با وزن پرتاب 80000 کیلوگرم و موشک سوخت جامد  ریلی اس اس -24 با وزن پرتاب 104500 کیلوگرم بیشتر به نظر می رسد . با توجه به این مشخصات ، این موشک قابلیت حمل محموله ای به وزن 2000 تا 3500 کیلوگرم شامل 3 تا 4 کلاهک  را به هرنقطه ای از خاک اصلی ایالات متحده  دارد ، در حالی که دریک آرایش رزمی متفاوت ، می تواند یک کلاهک را به مانند موشکهای بالستیک قاره پیمای روسی اس اس -18 علیه یک هدف خاص نیز حمل کند .
       
       

       
       
      دی اف- 41
       
      بدین ترتیب ، اندازه و قدرت حمل این موشک به اندازه ای است که می تواند برای تخریب گسترده شهرهای آمریکای شمالی و همچنین مراکز راهبردی نظامی این کشور مورد استفاده قرار گیرد . مضاف براینکه  به گفته ناظران نظامی ، ساخت این موشک احتمالا می بایست بطور خاص برای غلبه بر سامانه دفاع موشکی ایالات متحده که هم اکنون می تواند به ازای هر کلاهک ، 4 موشک رهگیر شلیک کند ، باشد. با این حال ، برآوردها نشان میدهد که ارتش آمریکا ، برای افزایش دقت اصابت به کلاهکهای مهاجم ، با هزینه ای در حدود 1 میلیارد دلار ، به 12 تا 16 شلیک نیاز دارد . بنابراین ، حتی یک نیروی کوچک از موشکهای جدید کره ای با محموله های سنگین فعلی ، می تواند همچنان تهدید آمیز به نظر برسد ،بدین معنی که بی دفاع ماندن برخی شهرهای آمریکایی شمالی ، به چالشی برای مدافعان تبدیل گردد .
       

       
      در مجموع ، اطلاعات موجود نشان میدهد که کره شمالی در حال توسعه یک استراتژی بازدارند ه هسته ای به مانند سایر قدرتهای هسته ای کلاسیک است  که شامل طیف متنوعی از سامانه های رزمی استراتژیک است . علاوه براین ، جمهوری خواهان در ایالات متحده از این مساله نگرانند که آزمایش موشک پوگوگ سونگ-4 ، قبل از انتخابات ریاست جمهوری میتواند تاثیر قابل توجهی را بر نتیجه آن برجای گذارد . با توجه به این مساله ، هر دو سامانه راهبردی ارتش کره شمالی ، یک چالش قابل توجه برای منافع امنیتی ایالات متحده است و احتمالا موجبات ظهور رویکردهای جدید در حوزه هایی نظیر بازدارندگی هسته ای ، ساختار نیرویی ، دکترین های نظامی و کمیت نیروی موشکی این کشور خواهد شد .
       

      پی نوشت :
      1-بن پایه
      2- بن پایه
      3-بن پایه
      4- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق  منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . 
       
      برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران  ( MILITARY.IR) 
       
                           مترجم : MR9
       
       
    • توسط MR9
      ایران – رژیم عبری ، هماوردی استراتژیک  در آسیای جنوب غربی
       

       
      مدتهاست که سئوالی با ماهیت استراتژیک ، ذهن تحلیلگران نظامی حوزه جنگ داخلی سوریه را به خود مشغول  نموده که  چرا جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت ، علیرغم حملات پی در پی اسراییل به دپوهای تسلیحاتی ، کاروان های نظامی و مواضع واحدهای محور مقاومت در سوریه ، عکس العملی در خور و متقابل از خود نشان نمی دهد . برخی این عدم پاسخ را در حوزه سخت افزاری و نظامی جستجو می کنند ، اما تحلیل های مبتنی بر عدم پاسخ مستقیم و فوری نظامی ایران به حملات اسراییل در سوریه ، فقط بخشی از  بازی طراحی شده از سوی جمهوری اسلامی ایران در سوریه  بشمارمی رود .
      در واقع ، ماجرای جمهوری اسلامی ایران و اسراییل در صحنه نبرد سوریه ، فقط بخش بسیار کوچکی از  صحنه شطرنج منطقه ای این دو در جنوب غربی آسیا بشمارمی آید . با توجه به این امر ، می بایست ماهیت تقابل این دو را در سطوحی با اهمیت بالاتر نسبت به درگیری سخت افزاری مورد بررسی قرار داد .
       

       
      در این خصوص ، ماجرای مورد بحث را می توان در در قدم نخست ، بر اساس تقابل میان ایران و اسراییل برای شکل دهی به یک نظام منطقه ای جدید در جنوب غرب آسیا ( خاورمیانه )  مورد تحلیل قرار داد . در حوزه دانش ژئوپلیتیک ، مفهوم منطقه ، بنا بر تعریف  کانتوری و اشپیگل ، دربرگیرنده تعدادی از کشورهاست که بلحاظ جغرافیایی به هم نزدیک هستند  و در حوزه سیاست خارجی ، کنش و واکنشی میان آنها برقرار است  . به اعتقاد این دسته از اندیشمندان ، یک منطقه ژئوپلیتک ، سه شاخصه بسیار مهم  استثنایی بودن ، وجود کنش و واکنش متقابل و انباشت منابع را از خود نشان می دهد .
       
      با این وصف ، هر منطقه ژئوپلیتیک ، می بایست از یک نظام منطقه ای ( چهارچوبی برای تبیین رقابتها ، همکاری ها و تضادها )  برخوردار باشد . این نظام منطقه ای ، با عواملی نظیر موقعیت خاص جغرافیایی ، عوامل مختلف سیاسی ، ایدئولوژیکی و امنیتی ، پیوند های تاریخی ، قومی و زبانی قابل شناسایی و تحلیل است که در آن ،  هر واحد سیاسی تلاش می کند تا با متمرکز کردن تمامی  منابع خود ، این نظام معین را به محیطی مطلوب برای تامین منافع ملی خود در سه سطح کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت ، تبدیل نماید . در این ارتباط ، می توان به این مساله اشاره نمود که ساختار سازمانی این نظام منطقه ای ، از دو بخش  برونی و درونی برخوردار است که اولی ، به ماهیت ارتباط آن با نظام مسلط تر و دومی که در خصوص ایران و اسراییل مصداق بیشتری دارد ، به ساختار روابط درون منطقه ای مرتبط می گردد .  درواقع ، ساختار روابط درون منطقه ای ، الگویی است که ارتباط بین بخش مرکزی و پیرامونی را تبیین می نماید .
       

       
      باتوجه به این مساله ، ماهیت اصلی منازعه  میان اسراییل و جمهوری اسلامی ایران بویژه در جنگ داخلی سوریه ، جدا از تضادهای آشکار ایدئولوژیکی و مساله فلسطین ،  به ماهیت روابط میان  بازیگران مرکزی و پیرامونی این دو بازمی گردد، که درآن بازیگر مرکزی سعی خواهد کرد تا جایگاه مرکزی خود را حفظ و بازیگر پیرامونی نیز با  بسیج همه منابع و تلاشهای خود ، بدنبال آن است که جایگاه خود را در معادله این نظام منطقه ای ارتقاء ببخشد . در تعریف استاندارد ، بازیگر مرکزی یک نظام منطقه ای ، مرکز ثقل سیاست منطقه مزبور را شکل میدهد  و  با توجه به  وجود زمینه های مشترک می تواند یک الگوی مشخص سیاسی را ایجاد  و پایه قدرت منطقه ای خود را بر آن ایجاد نموده و مستمرا" آن را تقویت نماید . اما بازیگر پیرامونی بدلیل برخورداری از متغیرهای خاص سیاسی ، جغرافیایی ، امنیتی ، اقتصادی و اجتماعی و ایئولوژیکی  در چهارچوب ایجاد شده توسط بازیگر مرکزی  نمی گنجد ، به همین دلیل همواره بعنوان یک عنصر نامتجانس  شناخته میشود .
      بدین ترتیب ،  کنش و واکنش میان جمهوری اسلامی ایران و اسراییل در چهار دهه اخیر را می توان در کنار تضادهای ایدئولوژیکی ، به نوعی رقابت برای حفظ جایگاه بازیگر مرکزی ( جمهوری اسلامی ایران ) و بازیگر پیرامونی ( اسراییل ) نیز تحلیل نمود . رژیم عبری ، بدلیل موقعیت خاص ژئوپلیتیکی ، محدودیت منابع طبیعی ، شرایط دموگرافیک پیش بینی شده ، عدم توازن جمعیتی با کشورهای همجوار و چالشها و مشکلات عدیده داخلی در حوزه های مختلف ، در جغرافیای نظام منطقه ای آسیای جنوب غربی ، یک بازیگر پیرامونی بحساب می آید که با تنها بدلیل حمایتهای بی بدیل و غیر قابل چشم پوشی ایالات متحده  و همچنین وجود برتری فناورانه  بخصوص در حوزه محصولات نظامی بیش از 60 سال است که به حیات خود ادامه میدهد  . این مساله باعث شده تا عنصر ارتش به یک عامل مسلط در مرکز تلاش های رژیم عبری برای ارتقاء جایگاه پیرامونی خود به بازیگر مرکزی تبدیل گردد . به همین دلیل ، دکترین نظامی اسراییل از آغاز ( 1948 ) تا کنون  بر 6 اصل 
      1- ایجاد ، حفظ و توسعه  برتری کیفی در برابر برتری کمی حریف ،
      2- اصل وحدت کشورهای اسلامی منطقه بر علیه  موجودیت این رژیم ،
      3- اصل توسعه مستمر یک سازمان مسلح فعال ، حرفه ای و کوچک ،
      4- اصل اجرای حملات بازدارنده  و پیشگیرانه  ،
      5- اصل انتقال  عملیات رزمی به سرزمین دشمن و
      در نهایت
      6- اصل جنگ کوتاه مدت و خودداری از ورود به درگیری های طولانی و فرسایشی استوار گشته است .
       
      بطور خلاصه ، استراتژی اسراییل برای موفقیت در نبرد بر سر تصاحب جایگاه بازیگر مرکزی در نظام منطقه ای آسیای جنوب غربی ، بر روی ایجاد یک چتر فناورانه  در حوزه نظامی و استفاده از آن برای اجرای حملات پیشگیرانه سریع   به منظور خنثی نمودن تلاشهای بازیگر محوری ( حضور جمهوری اسلامی ایران در سوریه  ) و منتقل نمودن  عملیات نظامی به سرزمین بازیگر مرکزی در بازه زمانی کوتاه قرار دارد .
       
      با توجه به این مساله و بطور طبیعی ،  برای به حداقل رساندن اثرات این دکترین بر روند تلاش بازیگر مرکزی ( جمهوری اسلامی ایران )  جهت حفظ و ارتقاء  موقعیت محوری موجود خود ، لازم است که  بازیگر مرکزی نظام منطقه ای ،راهبرد هوشمندانه ای مبتنی بر اصول عملیات تاثیر محور را طراحی و به اجرا گذارد . در تعریف ، عملیات تاثیر محور ،  بصورت مجموعه ای از اقدامات برای تغییر شکل رفتار  و جهت دهی رفتار دشمن   مورد تبیین قرار داد . در این تعریف ، رفتار دشمن ، نه تنها در حوزه  نظامی ، بلکه  سایر عرصه های رویارویی نظیر حوزه سیاسی ، امنیتی ، اقتصادی و فرهنگی را می بایست تحت تاثیر اقدامات خودی قرارگیرد . در این نوع عملیات ، شکل و ماهیت کاربرد نیروهای نظامی ، غالبا"  همگام با اقدامات  سیاسی و دیپلماتیک  به منظور شکل دهی به رفتار بازیگران  حاضر در صحنه  بواسطه اقدامات مستقیم یا غیر مستقیم صورت می پذیرد .
       
      در این خصوص ، پس از آغاز جنگ داخلی در سوریه ، استراتژیستهای ارشد جمهوری اسلامی ایران  با توجه به  حساسیت وضعیت سوریه بدلیل همجواری با اسراییل ، بتدریج یک شبکه بسیار قوی از حامیان خود را  در سوریه و منطقه  پایه گذاری نموده ، تا جایی که  با دعوت دمشق از مستشاران ایران برای اعزام به سوریه ، نوعی هراس راهبردی برای رژیم عبری  ایجاد گردید .  این هراس تا عمق استخوان  کارشناسان امنیتی اسراییل نفوذ نمود، بطوریکه  بن کاسپیت تحلیلگر ارشد اسراییلی  در روزنامه معاریو نوشت که :   "نتیجه نبرد اسرائیل علیه قاسم سلیمانی متناقض است. از جنبه تاکتیکی، اسرائیل با موفقیت مانع تلاش ایران برای دستاوردهای محلی می شود. اما از جنبه راهبردی، ایران محوری ایجاد کرده است که از تهران شروع می شود تا به بیروت منتهی می گردد و به بلندی های جولان نیز شعبه می زند ، فاصله ایرانی ها تا مرز ما 80 کیلومتر نیست. حتی بعید است 80 متر باشد. محور شیعی در حال بستن مرزهای ماست. این یک واقعیت ناراحت کننده و پیچیده و تهدید کننده است."
       
      بنابراین می توان چنین تحلیل نمود که  حملات متناوب اسراییل به اهداف مشخصی در خاک سوریه ،  یک نشانه واضح از افزایش حس خطر برای اسراییل بشمار می رود . کارشناسان عبری براین باورند که ایران بطور دقیق در حال  پیاده سازی پلان جامع خود در سوریه ، براساس تجربه موفق سالهای ابتدایی دهه هشتاد میلادی در جنوب لبنان و تشکیل حزب ا.... است ، کابوسی که گرچه  درسالهای اولیه چندان جدی گرفته نشد ولی سرانجام در تابستان  سال 2006  گریبانگیر رژیم عبری گردید و تا کنون این کابوس به شکل مرتب در حال گسترش است  .
       
      با توجه به این موارد ، عدم واکنش هیستریک جمهوری اسلامی ایران  به حملات اسراییل در دو حالت  مشخص قابل تحلیل هست :
      1- توانایی پاسخ دهی ( به هردلیل نظامی، سیاسی ، امنیتی ) وجود ندارد .
      2- پلان طراحی شده برای سوریه و هزینه ای که بلحاظ مالی و انسانی و تجهیزاتی در سوریه پرداخت شده و میشود  ، به گونه ای است  که نیازمند وجود استانه تحمل بیشتری از سوی محور مقاومت خواهد بود . چرا که براساس یک اصل قدیمی ، در یک دعوا ، عصبانیت یک طرف ( واکنش هیستریک و عصبی بدون منطق ) کمکی به برتری در برابر یک حریف قدرتمند تر نمی کند و تنها مزیت آن ، کاهش قدرت عکس العمل متناسب خواهد بود ، بنابراین ، محور مقاومت و در راس آن ، جمهوری اسلامی ایران با هوشمندی هر چه تمام تر ، با اتخاذ یک  راهبرد  هوشمندانه که درآن میان اقدامات  و تاثیرات رابطه علّی برقرار شده  و هدف ، تمرکز بر تاثیر مطلوب راهبرد اتخاذی بوده  ، دشمن بعنوان یک سیستم تعریف میشود و با توجه به ملاحضات زمانی صریح و روشن ، ساز وکار مقابله بعداز ارزیابی دقیق طراحی می گردد ، سعی خواهد کرد تا مسیر خود را بسوی موفقیت ( ارتقاء جایگاه مرکزی در نظام منطقه ای ) هموار نماید . در مجموع ، در پیش گرفتن استراتژی  فریب و نمایش ، بعنوان عناصرقدرت جمهوری اسلامی ایران در صحنه نبرد سوریه می بایست مورد توجه قرار گیرد .
       
      با توجه به تمامی مواردی که بطور خلاصه مطرح گردید ، آگاهی از شیوه تحلیل طرف متخاصم در این میان از اهمیت بسیار خاصی برخوردار خواهد بود . مجموع اندیشکده های امنیتی رژیم عبری ، سالهاست که بصورت منظم و مستمر ، فضای داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران را پایش کرده و برون دادهای رسمی قابل توجهی را در این زمینه منتشر نموده اند ، در حالی که فضای داخلی رسانه ای در ایران ، عمدتا"  رویکردهای خاصی را در حوزه شناخت دقیق از وضعیت نظامی – امنیتی رژیم عبری را در میان عموم دنبال می کند و این روند برای برخورد با استراتژی کلان اسراییل در برابر جمهوری اسلامی ایران کافی به نظر نمی رسد ، می بایست برای بهینه نمودن شناخت از ساختارهای مختلف این رژیم و مسیرهای وارد نمودن ضربات جراحی شده و دقیق ، طرحی نو در انداخت . متن پیش رو نیز آغازی برای بررسی روند وقایع از دید تحلیلگران نظامی – امنیتی رژیم عبری است تا برای شناخت فضای نبرد ، افقی با میدان دید کامل فراهم آید .
       
       
       
      جمهوری اسلامی  ایران در آنسوی مرز اسراییل ، اسراییل ، فشار در سوریه
       
      در حوزه مفهومی تهدید استراتژیک ، گسترش حضور ایران در منطقه آسیای جنوب غربی وتوسعه توانایی های نظامی آن در خاک همسایگان اسراییل ( سوریه و لبنان )  موجب شده تا  ارزیابی های صورت گرفته از روند فوق الذکر ، باعث گردد  تا  تصمیم گیرندگان و برنامه ریزان  راهبردی اسراییل ، در سالهای اخیر ، توجه خاصی را به این موضوع  داشته باشند . بدین معنی که جاه طلبی های ایران  و قابلیتهای رو به گسترش آن  ، پیامدهای راهبردی استراتژیک- نظامی افزون تری را متوجه اسراییل نموده  و درصورت عدم بررسی عمیق ، میتواند نتایج خطرناکی را در سالهای آینده رقم زند . بنابراین ، با توجه به طیف متنوع و تشدید شده تهدیدات ، از تمرکز تلاشهای  این کشور برای ایجاد یک جبهه نیرومند نظامی علیه اسراییل ( محور مقاومت . م )  از  سوریه و لبنان  تا برنامه ریزی های متمرکز در عراق و در عین حال ، توجه جدی به تقویت حماس ( در باریکه غزه )  و همچنین در طولانی مدت ، سرمایه گذاری  برای دستیابی به  جنگ افزار هسته ای  ( ادعای نویسنده متن . م )  موجب شده است تا  توازن موجود میان این دو بازیگر منطقه ای ، بسرعت دچار دگرگونی شود .
       
      به همین دلیل شناخت روند در پیش گرفته شده توسط ایران ، باعث گردیده تا توجه کارشناسان و تحلیل گران اسراییلی ، بیش از گذشته ، بدان جلب گردد . به  همین دلیل ، تحرک بی سابقه ایران در پازل منطقه ای ، اسراییل را بر آن داشته که حتی با قبول خطر یک مخاصمه فراگیر، با کاربرد زور ، تلاشهای صورت گرفته از سوی ایران را  خنثی نماید.
       
      بدین ترتیب ، تمرکز استراتژی اسراییل در چند سال گذشته ، برروی خنثی سازی برنامه های نظامی ایران در سوریه  قرار گرفته  ، با این وصف ، ماهیت پویا و دینامیک  استراتژی ایران و اقدامات متقابل اسراییل  باعث شده تا بتدریج، رویارویی ها جنبه نظامی بخود بگیرد و این مساله  ممکن است در آینده نه چندان دور ، پتانسیلی را برای برخورد مستقیم ایجاد نماید . این وضعیت درحالی بسرعت پتانسیل شعله ور شدن یک درگیری را پیدا می کند که  اسراییل از سالهای گذشته ، بازدارندگی قابل توجهی را فراهم نموده ( منظور به احتمال زیاد قابلیتهای هسته ای اسراییل باید باشد . م )  و روسیه نیز بشدت در تلاش است  تا طرفین را به خویشتنداری فراخواند . این مساله ، با تشدید تنش ها میان ایران و ایالات متحده  در دو حوزه هسته ای و منطقه ای می تواند با سرعت افزونتری بسوی برخورد سخت افزاری مستقیم پیش رود . اما از آنجایی که  ایالات متحده از گزینه های خاص خود برای خنثی سازی تلاشهای ایران برخوردار است ، این احتمال وجود خواهد داشت که رویارویی ایران و اسراییل در سوریه ، ماهیت متفاوتی بخود گیرد .
       

       
      طراحی ایران در سوریه :
       
      بدنبال وقوع سلسله اتفاقاتی که  در سال 2010 میلادی  در مجموعه کشورهای عرب ( خاورمیانه  و شمال آفریقا ) بوقوع پیوست ، جمهوری اسلامی ایران درصدد برآمد تا از خلاء بوجود آمده  در ساختار سیاسی این کشور ، استفاده نموده  و این روند ، در قالب یک پروژه راهبردی بلند مدت با هدف تقویت شبکه قدرت خود در این حوزه ، آغاز گردید . این مساله  تا سال 2015 و شروع فرآیند برنامه جامع اقدام مشترک ( برجام / JCOPA/ توافق هسته ای )  ادامه پیدا نمود ، تا جایی که برخی تحلیلگران براین اعتقادند که  پویایی این کشور در جنگ علیه دولت اسلامی ( داعش ) و بسط فرآیند نفوذ مستقیم در کشورهایی نظیر سوریه و عراق و ایجاد شبکه قدرت از سال 2016 با شدت افزون تری پیگیری میشود . بدین ترتیب ، ایران در این بازه زمانی ، تلاش می نمود تا براساس یک پیش زمینه تاریخی ، قدرت خود را در سرزمین تاریخی شام ، بین النهرین بسمت سواحل مدیترانه  ( منطقه ای که امروز به شناسه کریدور زمینی یا پل زمینی شناخته می شود ) با فراغ بال بیشتری گسترش دهد .
       
      این تلاش ها ، عمدتا"  و در درجه نخست ، مبتنی بر
      1- حضور فعال در گستره زمینی ،
      2- تاثیر گذاری بر ساختارهای ضعیف حاکمیتی در عراق ، سوریه و لبنان  ،
      3- ایجاد زیرساختهای نظامی و واحدهای نظامی  در مقیاس قابل ملاحضه  در قالب عناصر رزمی نیابتی
       
      که می بایست به طرفداری از تهران ، جنگهای منطقه ای را دنبال نموده  و با استفاده از اهرم های اقتصادی ، بتدریج قدرت ایران را در این منطقه  تثبیت کند ، قابل تعریف است . در واقع ،  علاقه تهران برای دنبال نمودن جاه طلبی های برنامه ریزی شده  ، تمایل این کشور برای ایجاد یک عمق استراتژیک  (strategic depth)  در حوزه ژئواستراتژیک آسیای جنوب غربی  به منظور خنثی سازی تلاش های ایالات متحده برای تضعیف و سرنگونی  حاکمیت قابل تفسیر است .
       

       
       
      با توجه  به این مساله ، سوریه جنگ زده ، یک حلقه بسیار مهم و راهبردی در برنامه بلند مدت ایران بشمار می رود تا به صورت دائمی ، یک بزرگراه  در دسترس به سواحل مدیترانه و از آن مهمتر ، ایجاد یک ارتباط مستمر لجستیکی با حزب ا... لبنان  (  مهمترین و قدرتمندترین اهرم ایران در مرزهای اسراییل )  فراهم گردد .
       
      مقامات ارشد ایران ، با یاد آوری مستمر این مساله که حکومت بشار اسد ، بقای خود را مدیون تلاش های تهران است ، در طولانی مدت هدفگذاری دقیقی برای ادغام هر چه بیشتر حاکمیت سوریه  بعنوان یک شریک فرعی در سر دارد . این امر در حوزه هایی نظیر سیاست داخلی ، اقتصادی ، بخصوص مزیت احتمالی دسترسی به قراردادهای بازسازی و همچنین منابع طبیعی این کشور  و در نهایت بلحاظ نظامی ، از اهمیت بسزایی برای مقامات تهران برخوردار به نظر می رسد .
      با این اوصاف ، نقطه عطف طراحی راهبردی ایران در سوریه از اوایل سال 2016 میلادی آغازشد ، بویژه  پس از اینکه ارتش سوریه و متحدین آن ، نبرد حلب را با موفقیت بسود خود خاتمه دادند . این عملیات که به شکل خاص توسط شاخه "قدس" سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طراحی و به مرحله اجرا درآمد ، درواقع ، نقطه آغازی برای تبدیل سوریه به یک جبهه قدرتمند نظامی در برابر اسراییل محسوب می شد .
       
      درآن زمان ، نهادهای اطلاعاتی اسراییل ، ارزیابی های مشخصی را در خصوص اهداف پیدا و پنهان سپاه قدس به فرماندهی قاسم سلیمانی ( سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی . م )  در حوزه تلاش برای توسعه و استقرار دائمی در سوریه و ایجاد قابلیتهای نظامی ارائه نمودند  که خلاصه این تحلیل ها شامل موارد ذیل می گردید :
       
      - ایجاد نیروی زمینی قابل ملاحضه بلحاظ سازمانی
      - ایجاد بسترهای ضروری برای استقرار هواگردهای بدون سرنشین در پایگاه های هوایی سوریه
      - استقرار سامانه های تهاجمی دریایی در دو بندر اصلی نیروی دریایی ارتش سوریه ( لاذقیه و طرطوس )
      - انتقال هزاران فروند راکت و موشک به سوریه
      - انتقال مقادیر انبوهی از مهمات به زاغه های مشخص شده در خاک سوریه
      - انتقال سامانه های دفاع هوایی زمین پایه بومی  وهمچنین انتقال کارخانه های تولید مهمات به سوریه که در خصوص مورد دوم ، این مساله تا حدودی با زیرساختهای قبلی ارتش سوریه ادغام شده است .
      - انتقال و استقرار بیشتر از یکصد هزار نیروی شبه نظامی از جمله ، ایجاد یک نیروی مشابه حزب ا... در مرزهای این کشور با اسراییل
      - ایجاد بسترهای کسب اطلاعات  درست مقابل ارتش اسراییل
      - ایجاد زیرساختهای رزمی در جنوب سوریه و همجوار با مرزهای اسراییل
       
      برای ایران ، مجموعه قابلیتهای ایجاد شده در سوریه ، می بایست به  خط مقدم جبهه در جنوب لبنان که سالها پیش ازاین ، حزب ا... در آن متولد و در یک بازه زمانی 30ساله ، زرادخانه ای عظیم و غیر قابل تصور ( شامل 130 هزار فروند موشک بنا بر برآوردهای اطلاعاتی سازمان های امنیتی اسراییل ) برای آن فراهم گردید ، پیوسته  تا یک جبهه واحد تشکیل گردد . علاوه براین ، ایران در تلاش است تا با حداکثر امکانات موجود به نیروهای نیابتی خود کمک کندتا با ایجاد شبکه ای از تونلها ، زمینه را برای استفاده از آنها در زمان جنگ و نفوذ بدون خطر به داخل اسراییل ، فراهم نماید . این وظیفه ، عمدتا" بردوش حزب ا... بعنوان بخشی مهم از مجموعه بازیگران حال حاضر در سوریه که  برای ادامه حیات  حکومت اسد می جنگند ، قرار گرفته است .
       
       

       
      این وضعیت ، آنچنان از اهمیت زیادی برخوردار بود  که برنامه نظامی ارتش اسراییل  (IDF)  به جای تکیه بر سناریوهای قبلی خود ، شامل جنگ سوم لبنان ( تابستان 2006 ) یا نبردهای 1982 ، بتدریج بر سناریونویسی برای ایجاد یک جبهه شمالی که درآن تمامی واحدهای ارتش با یک جبهه گسترده از سوریه تا لبنان  که مملوء از پرتاب کننده های موشک و عناصر نظامی نیابتی ، روبرو خواهند شد ، متمرکز شده اند .
       
      به اعتقاداین برنامه ریزان ، ایجاد وگسترش چنین جبهه ای  می تواند براحتی اسراییل را دچار چالش جدی نماید . علاوه براین ، مقامات ارشد امنیتی اسراییل براین باورند که چشم انداز حضور بلند مدت ایران در سوریه میتواند تاثیرات مخربی را بر کشورهای همجوار ، بویژه اردن که ثبات درآن برای اسراییل بسیار پراهمیت است ،برجای گذارد .
       
      شایان ذکر است که خط مقدم ایران در جنوب لبنان ، شامل تعداد محدودی نیروی شبه نظامی و حجم عظیمی از راکتهای  کوتاهبرد را می توان با جاه طلبی های هسته ای تهران مرتبط دانست. درواقع ، این دو به گونه ای طراحی شدند که بصورت متقابل ، یکدیگررا تقویت نمایند .
       
      درواقع ، زرادخانه موشکی حزب ا... ، سپری است تا از حمله احتمالی اسراییل به تاسیسات هسته ای ایران جلوگیری بعمل آورد که شباهت زیادی به مدل کره شمالی ( نشانه گیری هزاران موشک بسوی سئول برای ایجاد بازدارندگی )  را نشان میدهد . در حالی که متقابلا ، قابلیتهای هسته ای ایران ( پس از رسیدن تهران به بمب ) میتواند بعنوان یک چتر استراتژیک، همه نیروهای نیابتی و بازیگران تحت هژمونی ایران را  زیر پوشش خود قرار دهد .
       

       
       
      پروژه دقیق (precision project) : 
       
      بخش مهمی از راهبرد ایران که در سطور قبل مورد بررسی قرار گرفت ، متمرکز کردن همه تلاشها  برای ارتقاء قابلیتهای حزب ا... از طریق طراحی و اجرای برنامه دقیق (precision project)  مدت می بایست تحقق یابد . این تلاش ها  به شکل خاص با تبدیل بخش مهمی  از زردادخانه موشکهای قدیمی میانبرد  این گروه به موشکهای برد بلند هوشمند با دقت بالا که به سامانه های هدایت کننده مجهز خواهد شد ، قرار است صورت پذیرد ( در این میان ،بیشتر از 100 هزار تیر موشک کوتاهبرد حزب ا.. شامل  موشکهای کاتیوشا و گراد از این برنامه مستثنی هستند ) .
       
      براساس ارزیابی های اطلاعاتی اسراییل ، هدف از این پروژه ، تسلیح حزب ا... در کوتاه مدت به حداقل 1000 موشک میانبرد و برد بلند با خطای دایره ای (CEP )  ده  متر (10 متر ) خواهد بود . مجموعه این ارزیابی ها نشان میدهد که تهران درصدد است تا به منظور کاهش خطر پذیری حمل موشکهای مونتاژ شده  در کاروان هایی که نسبت به حملات هوایی آسیب پذیر هستند ، نخست امکان تولید صنعتی را در تاسیسات مخفی ( در خاک سوریه و لبنان )  فراهم نموده و پس از آن ، با فراغ بال بیشتری ، انها را به نیروی به کاربرنده ، تحویل دهد .
       
      از دید فنی ، میتوان این پروژه را با با هدف مسلح سازی حزب ا... به نسخه های هدایت شونده  زلزال-2 ( مجهز شده به سامانه هدایت GPS با برد 200 کیلومتر و سرجنگی 600 کیلوگرمی ) و فاتح-110 ( گونه بهبود یافته زلزال مجهزبه سامانه های ناوبری داخلی و افزایش دقت دایره ای آن در مقایسه با دقت قبلی 500-1000 متری ) منطبق دانست .
       
      این موشکها به افزونه های (KIT) که اندازه آنها کوچکتر از یک چمدان مسافری کوچک  بوده و احتمالا به سامانه  های هدایت ماهواره ای GPS/ GLONASS  برای بهبود روند هدایت و پایش زیرسیستم ها ، مجهز است . مضاف براین ، شمار زیادی از راکتهای  ام-302 که خارج از برنامه دقیق هستند نیز بهبود و ارتقاء یافته اند و با این برنامه ، می توان آنها را در قالب موشکهای دقیق خانواده "رعد" ( Raad / ( thunder  طبقه بندی نمود . از اواسط سال 2017 ، ایران در سه نوبت متوالی ، قابلیت آتش موشکی خود را با هدف قرار دادن موقعیت استقرار عناصر دولت اسلامی (داعش . م ) به نمایش گذاشت  ، در حالی که این موشکها برای رسیدن به هدف خود ، صدها کیلومتر برفراز آسمان کردستان عراق و سوریه ، به پرواز درآمده بودند .
       
       

       
      درهمان زمان ،برآوردها نشان میداد که ایران از موشکهای جدید خود ، شامل ذوالفقار ( نوع بهبود یافته فاتح-100 با 700 کیلومتر برد ) ، قیام  ( نمونه بهبود یافته خانواده شهاب با بردی درحدود 800 -750 کیلومتر ) و فاتح-110 بی ( با برد 300 کیلومتر) استفاده نموده است .
       
      نخستین شلیک  در ژوئن 2017 با مشکلات قابل توجهی روبرو شد ، در حالی که شلیکهای صورت گرفته در سپتامبر واکتبر 2018 به شکلی انجام پذیرفت که درجریان آن ، تعدادی از موشکهای مورد استفاده دورتر از اهداف خود به زمین اصابت کردند که  به احتمال زیاد ، این مساله به مشکلات ایرانی ها در حوزه کنترل کیفیت پس ازتولید برمی گردد ، در حالی که بقیه موشکها ، اهداف مورد نظر را با دقت بسیار بالایی مورد اصابت قرار دادند . درکنار موشکهای بالستیک ،ایرانی ها پتانسیل رو به  گسترش خود در زمینه طراحی و تولید پرنده های بدون سرنشین برد بلند را با تحویل آنها به حزب ا... و شبه نظامیان یمنی که ازآنها پشتیبانی می کنند، بخوبی به نمایش گذاشتند . این مساله با هدف قرار گرفتن زیرساختهای نفتی سعودی ، فرودگاه بین المللی ابوظبی و مقامات ارشد یمنی ( شامل فرمانده اطلاعات ارتش یمن ) بسرعت جنبه های پنهان برنامه پهپادی ایران را تا حدودی آشکار نمود . این مساله ، با توجه به انتشار اخباری مبنی بر حضور مشاوران نظامی حزب ا... در یمن و کاربرد گسترده پهپادهای این گروه در سوریه ، تهدید بسیار جدیدی را علیه اسراییل پدید آورده بود .
       

       
      از دید اسراییل ، " برنامه دقیق (precision project)"  ایران ، شاید خطرناکترین مولفه طراحی شده ای باشد که قرار است شکل نهایی آن در سوریه  به منصه ظهور برسد . اکثریت تحلیلگران امنیتی ، براین باورند که  به رغم قدرت نظامی فراهم شده ، اسراییل کشوری کوچک و آسیب پذیر است که مراکز مهم جمعیتی ، زیرساختهای نظامی و اقتصادی آن در منطقه ای به عرض 20 کیلومتر و درازای 80 تا 100 کیلومتر پراکنده شده ، درنتیجه ، مسلح شدن حزب ا... به  تعداد نسبتا" بالایی از موشکهای بادقت بالا ، موجب میشود تا این گروه پتانسیل اولیه  هدف قرار دادن  مولفه هایی که برای امنیت اسراییل  حیاتی بوده و همچنین توانایی آن در ادامه بقاء در یک جنگ فرسایشی را فراهم می آورد ، در اختیار خواهد گرفت واین به احتمال زیاد ، هزینه سنگینی را بر اسراییل تحمیل خواهد نمود .
       
      درآنسوی جبهه ، حزب ا... نیز نیت اصلی خود برای هدف قراردادن زیرساختهای استراتژیک اسراییل را با موشکهای موجود خود ، پنهان نمیکند . رهبر این گروه ،سیدحسن نصرا... در سخنرانی ها و همچنین یک ویدئوی منتشر شده در دسامبر2018 ، بصورت ضمنی ، بدین نکته اشاره می کند که  مجموعه ای از اهداف ، شامل پایگاه های هوایی ، راکتور هسته ای دیمونا ، مقر وزارت دفاع ، مقر ستاد ارتش در تل آویو ، فرودگه بن گورین ، تاسیسات بندری حیفا ، تاسیسات نمک زدایی در سواحل مدیترانه ، تاسیسات پتروشیمی ، نیروگاه های برق و ... برای اقدام مقابل ثبت و هدف گیری شده است .
       

       
      فشار متقابل اسراییل :
      با توجه به رویه تهاجمی ایران در سوریه ، اسراییل به شکل طبیعی از آغاز بحران در این منطقه  ، سعی نموده تا  با گسترش خطوط قرمز ، نقش خود را در بیش از گذشته  در روند تحولات  به نمایش گذارد . در این حوزه ، خطوط قرمز اسراییل در ابتدای جنگ داخلی در سوریه را میتوان در موارد مشخصی نظیر انتقال تسلیحات راهبردی ( و یا به اصطلاح  "تغییر دهنده بازی " / game changing ) به حزب ا... بواسطه شرایط خاص سوریه  ، گسترش تهدید علیه اسراییل در امتداد مرز میان سوریه و اسراییل و همچنین جلوگیری از ایجاد محدودیت برای اجرای عملیات رزمی ، بخصوص برای نیروی هوایی برشمرد .
       
      با توجه به این مساله ، تمرکز اصلی اسراییل درآغاز ، برروی تحرکات عناصر حزب ا..  قرارداشت . اما هنگامی  که ایران  شروع به آغاز اجرای برنامه های بلندپروازانه خود در سوریه نمود و ازسال 2016 ، برشدت فعالیت های خود افزود ، این روند برای اسراییل گران آمد ، بدین معنی که  توسعه فعالیتها و روند  استقرار نظامی ایران در بخشهای گسترده ای از سوریه  ، موجب میشد تا در بلند مدت ، امنیت اسراییل ، بصورت قابل توجهی مورد تهدید قرار گیرد . این در حالی بود که  مقامات ارشد تهران ، در کنار دنبال نمودن استراتژی سرکوب داعش ، به شکل موازی  آنچه که  برنامه "  precision project " نامیده میشد و ماهیتی کاملا نظامی و راهبردی را به نمایش می گذاشت ، دنبال می نمود .
       

      سپهبد گادی  آیزنکوت 
       
      دراوایل سال 2017 ، سپهبد گادی  آیزنکوت  (Lt. Gen. Gadi Eisenkot) که در آن زمان رییس ستاد ارتش اسراییل بشمارمی رفت ، پس از تایید کابینه وقت اسراییل ، کارزار هدفمندی را به منظور مقابله و خنثی سازی با شطرنج پیچیده ایرانی ها در سوریه و وادار نمودن ایران به خارج نمودن عناصر نظامی اش از سوریه در پیش گرفت.
       
      آیزنکوت در جریان پرسش و پاسخ محرمانه ای که تنها بخشهایی از آن منتشر شده ، براین استدلال قرار داشت که اسراییل می بایست با تمامی توان (شامل تمامی مزیتهای اطلاعاتی وعملیاتی  ) طرح های دشمن خطرناک و قدرتمند حاضر در سوریه  ( جمهوری اسلامی ایران . م )  شناسایی و با آن مقابله نماید ، چرا که  در صورت عدم توجه به این مساله ، این امکان وجود خواهد داشت که  در آینده ، شرایط برای مقابله بسیار سخت تر از امروز گردد .
       
      کارشناسان امنیتی براین باورند که استدلال آیزنکوت  را میتوان  ناشی از تجربه  قبلی در خصوص در پیش گرفتن موضع انفعالی در قبال حزب ا.. لبنان  در یک بازه زمانی ده  ساله  ( 1990 تا 2000 )  دانست . همین امر موجب شد تا به استناد اطلاعات منتشر شده توسط منابع معتبر دفاعی ، ارتش اسراییل در بازه زمانی یکساله  ( 2018-2017 ) صدها حمله هوایی را بر علیه  نقاط  استقراری واحدهای ایرانی و همپیمانانش اجرا نماید . این مساله آنچنان برای اسراییل به صورت یک مساله حیاتی درآمده بود که آیزنکوت در مصاحبه ای با نیویورک تایمز اعتراف نمود که نیروی هوایی اسراییل تنها در سال 2018 ،نزدیک به 2000 تن بمب در این حملات بکار برده است .
       

       
       
      به اعتقاد کارشناسان نظامی ، تلاش های IDF را می توان در قالب یک  مفهوم عملیاتی جدید وبصورت "کارزاری میان یک جنگ  / جنگی میان یک جنگ  ( campaigns between the wars) " که در عبری با شناسه  "mabam" نیز شناخته میشود ، به تصویر کشید . این مفهوم را به شکل خاص میتوان بر پایه این ایده که می بایست توانایی های مرگبار نیروی متخاصم را قبل اینکه دریک جنگ محتمل درآینده ، موجبات محدودیت رزمی برای IDF را فراهم آورد ، نابود نمود و یا در حداقل وضعیت ، کاهش داد ، دانست .
       
      اما این نابودی یا کاهش قابلیتهای مرگبار رزمی می بایست به گونه ای اعمال شود که در عین نمایش عزم اسراییل برای مقابله ، بازدارندگی آن را نیز به منصه ظهور رسانده  و کارایی علمیاتی دشمن را در چهارچوب زمانی مشخصی به تاخیر انداخته  و از گسترش و تقویت آن جلوگیری بعمل آورد .
       
      به همین سبب ، رفتار اسراییل از آغاز جنگ داخلی در سوریه  را با هدف مدیریت شکاف میان جاه طلبی های نیروی  متخاصم ، در عین عدم تمایل آن برای ورود به یک درگیری مستقیم مسلحانه  می توان مورد تبیین قرار داد .
       
      بدین سان ، اثر بخشی  ایده استفاده از مفهوم mabam بر علیه ایران درسوریه را می توان مبتنی بر عناصر ذیل دانست :
      1-شناسایی صحیح و اولویت بندی طیف متنوع تهدیدات که در گستره زمینی سوریه بعنوان اهداف ارزشمند ، پراکنده شده اند . این اهداف ، نه تنها شامل عناصر نیابتی ، بلکه شامل عناصر نظامی ایرانی نیز می شود .
      2- دستیابی به اطلاعات جاسوسی به روز با وضوح بالا
      3- ایجاد امکان برای اجرای حملات ضربتی دقیق با حداقل تلفات جانبی برای IDF
      4- ایجاد فضا و مشروعیت سیاسی برای دنبال نمودن این کارزار
      5- ارزیابی دقیق از رفتار دشمن ، بررسی روند منطقی حرکات آن  به منظور برنامه ریزی باهدف اجرای کامل استراتژی  جنگی میان جنگ دیگر (campaign between the wars) تا نیت اصلی ، یعنی احتراز از وقوع یک جنگ دیگر به حریف منتقل شود ، ضمن اینکه ارزیابی دقیق به معنای دنبال نمودن روند شناسایی پتانسیل های بالقوه دشمن نیز خواهد بود .
      6- استمرار روند طراحی شده و همزمان بسط تجارب بدست آمده و اعمال آن در آینده
      7- ارسال پیام های مستمر به نیروی متخاصم به منظور القای وجود آمادگی روانی و فنی برای نیل به اهداف طراحی شده کارزار تا زمانی که لازم باشد .
       
      درواقع ، رویکرد mabam اسراییل در سوریه ، شامل یکسری کارزار اطلاعاتی  محاسبه شده است ، بدین صورت که برخی مواقع ، هویت واقعی موقعیتهای مورد نظر ، قبل از حمله بواسطه رسانه های مختلف ،افشاء شده  تا مسئولیت  هرگونه تلفات جانبی  و ایجاد فشار روانی و رسانه ای از سوی طرف مقابل به کمترین حد خود تتزل یابد .
       
      پی نوشت :
      1- ادامه دارد ............
      2- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند./ MR9 
    • توسط MR9
      بسم ا...
       
      گسیل پدافند هوایی مدرن باور-373 به سوریه/ ایران اجازه زدن بدون هشدار قبلی هواپیماهای اسراییلی را در آسمان سوریه دریافت کرده است
       
       
      منابع اطلاعاتی رژیم صهیونیستی می گویند، ارتش روسیه اجازه هدف قرار دادن بدون هشدار قبلی هواپیماهای اسرائیلی را در سرتاسر آسمان سوریه به ایران داده است.
       

       
      سفررییس ستاد کل نیروهای مسلح به سوریه
       
       
    • توسط super_comando
      آفتاب: فرمانده واحد پدافند موشکی نیروی هوایی روسیه گفته‌است که جدیدترین سیستم پدافندی این کشور موسوم به S-400 از هفته آینده در اطراف مسکو مستقر شده و تا پایان سال 2015 حراست از اتمام مراکز مهم اقتصادی و سیاسی روسیه را بر عهده‌دار شده و شانس وقوع هرگونه حمله پیش دستانه خارجی را به حداقل خواهد رساند . به گزارش خبرگزاری ریانووستی، سرتیپ الکساندر گورکوف روز پنج‌شنبه با اعلام این خبر گفت: «اولویت اول، حراست از حریم هوایی مسکو است و به همین منظور این سیستم از هفته آینده در مراکز مهم اطراف مسکو مستقر خواهد شد. بعد از آن S-400 در دیگر مناطق کشور نیز مستقر خواهد شد». وی افزود که این سیستم جدید طی دو مرحله در اختیار نیروی هوایی روسیه قرار خواهد گرفت، به گونه‌ای که تا آغاز سال 2010 شهرهای بزرگ و مناطق اطراف آنها را شامل می‌شود و در مرحله دوم یعنی تا سال 2015 پوشش هوایی بقیه مناطق کشور را نیز در بر خواهد گرفت. به گفته گورکوف به غیر از S-400، نمونه‌های مدرنیزه شده بقیه محصولات صنایع نظامی روسیه نیز به‌زودی در اختیار واحد پدافند ضدموشکی قرار خواهد گرفت. وی گفت که این تسلیحات شامل سیستم‌های پدافندی با برد کوتاه، متوسط و دور می‌شود. به ادعای تحلیلگران نظامی روسیه سیستم پدافند موشکی S-400 قابلیت انهدام همه اجسام پرنده از جمله هواپیما، هواپیماهای بدون سرنشین و موشک‌های بالستیک با هر سرعتی را دارا است . حداکثر برد این موشک‌ها از نظر مسافت 400 کیلومتر و از لحاظ ارتفاع 30 کیلومتر است. تفاوت عمده S-400 نسبت سیستم‌های مشابه آن است که کلاهک‌ موشک‌های این سیستم به ابزارهای نشانه‌روی خودکار در آسمان مجهز شده‌اند. گفتنی است موضوع استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا در اروپای شرقی باعث تکاپوی شدید فرماندهان ارتش روسیه شده‌است. روس‌ها می‌گویند که استقرار این سیستم موازنه استراتژیک کنونی در قاره اروپا را از بین برده و قابلیت پیش‌دستی آمریکا در هر برخورد نظامی احتمالی را افزایش می‌دهد.
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.