Recommended Posts

اقدام عجیب شرکت آمریکایی در قبال اسرائیل

 

روزنامه یدیعوت آحارانوت فاش کرد یک شرکت چاپ کتاب آمریکایی از نقشه اطلس جغرافیایی نام اسرائیل را حذف کرد.‎
این روزنامه نوشت: یکی از شرکت‌های زیرمجموعه هارپر کالینز آمریکایی نقشه‌هایی منتشر کرد که در آن منطقه بدون اسرائیل ترسیم شده است.
این روزنامه تصریح کرد که در این اطلس جغرافیایی نام غزه به‌صورت واضح نوشته شده و اثری از نام اسرائیل در آن دیده نمی‌شود. این اطلس به‌تعداد بسیار زیادی به چاپ رسیده و منتشر شده است.‎

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 افزایش خودکشی در میان نظامیان صهیونیستی در سال 2014

 

 میزان خودکشی در میان نظامیان صهیونیستی در سال 2014 روند فزاینده ای به خود گرفته بود.

روزنامه صهیونیستی 'هاآرتص'  اعلام این مطلب٬ افزود: در پی تشدید پدیده خودکشی در ارتش، مقامات اسراییلی مجبور به تشکیل یگان ویژه ای برای بررسی این پدیده و پایان بخشیدن به آن شدند.
در ادامه این گزارش آمده است که مقامات ارتش صهیونیستی در حال حاضر تاثیرگذاری جنگ غزه بر روند خودکشی در میان نظامیان این رژیم را بررسی می کنند، زیرا در این جنگ مقاومت درس فراموش نشدنی به ارتش اسراییل داد.
بنابر این گزارش، ارتش رژیم صهیونیستی هنوز آمار واقعی خودکشی کنندگان را اعلام نکرده است.
همچنین شماری زیادی از نظامیان صهیونیستی به دلیل آسیب های روحی و روانی اقدام به فرار از خدمت در ارتش می کنند.

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

عذرخواهی ناشر انگلیسی به دلیل حذف اسرائیل از نقشه جهان

 

انتشارات معروف انگلیسی زبان هارپرکالینز،‌ پس از آن که یکی از شرکت‌های زیرمجموعه این انتشارات یک اطلس جهان چاپ کرد که در آن هیچ اشاره‌ای به اسرائیل نشده بود،‌ با صدور بیانیه‌ای عذرخواهی کرد.
شرکت "کالینز برتولومیو" زیر مجموعه انتشارات هارپرکالینز، که به نشر تخصصی نقشه و اطلس می پردازد، اخیرا در اطلس ساده شده‌ای که برای دانشجویان در خاورمیانه منتشر کرد، اسرائیل را از نقشه حذف کرد.
یک نشریه انگلیسی گزارش داد که شرکت کالینز برتولومیو،‌ دلیل حذف اسرائیل از کتاب اطلس خود به نام "اطلس جغرافیایی اولیه برای خاورمیانه" را ترجیح مردم محلی خواند. این کتاب که در ماه ژوئن منتشر شد، بری مدارس انگلیسی زبان خاورمیانه طراحی شده است.

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ارزیابی رییس سابق اطلاعات نظامی اسراییل از تهدیدات 2015

 

 

عاموس یادلین که تا دو سال پیش رییس سرویس اطلاعات نظامی اسراییل (امان) بود، در مقاله ای می گوید ایران همچنان بزرگترین تهدید برای امنیت ملی اسراییل است.
وی در عین حال از توافق ژنو به این سبب که برنامه هسته ای ایران را متوقف کرده، تقدیر کرد.
متن کامل مقاله یادلین که روز 13 دی 1393 (3 ژانویه 2015) در روزنامه یدیعوت آحارنوت منتشر شده، در ادامه می آید.

***

گروه «دولت اسلامی» که برخی تصور می‌کردند مانند موجی عظیم و غیرقابل توقف، سراسر منطقه را فراخواهد گرفت، مهار و محدود شده و مثلاً نتوانسته است به داخل اردن نفوذ کند. از این رو، هنوز هم جدی‌ترین تهدید بالقوه برای اسرائیل، کمافی‌السابق، برنامه تولید سلاح‌های هسته‌ای توسط ایران است.
البته در حال حاضر، برنامه هسته‌ای ایران متوقف شده است (بیش از پیش توسعه پیدا نکرده)، اما روند دیپلماتیکِ جامعه بین‌المللی با ایران در حالت بن‌بست باقی مانده است (مذاکرات هسته‌ای پیشرفت خاصی نداشته است).
به‌رغم آن که اسرائیل در سال 2014 میلادی به شدت نگران بود که توافق «بد» میان ایران و گروه 1+5 منعقد خواهد شد، نظام تحریم‌های ایران از هم فروخواهد پاشید و ایران پیشرفت شایان توجهی به سوی تولید بمب هسته‌ای خواهد کرد، هیچیک از این اتفاقات رخ نداد و سال گذشته‌ میلادی بدون هیچ تغییر قابل توجهی در شرایط ایران یا در مذاکرات این کشور با جامعه بین‌المللی، به پایان رسید.
چالش دیگر برای اسرائیل در سال گذشته میلادی، تلاش‌های آمریکا برای راه‌اندازیِ مجدد مذاکرات صلح با تشکیلات خودگردان فلسطین و حل و فصل اختلافات فی مابین بود که این تلاش نیز در سال 2014 میلادی به شکست انجامید و آمریکا نتوانست در این زمینه به اهداف مورد نظر خود دست پیدا کند.
جنگ تابستان گذشته علیه حماس نیز بدون هیچگونه تغییر حقیقیِ نظامی یا سیاسی به پایان رسید. تاکنون ترس‌ها از شعله‌ور شدن آتش انتفاضه‌ جدید فلسطینیان در اراضی تحت کنترل تشکیلات خودگردان فلسطین یا در بیت‌المقدس نیز محقق نشده است.

در جبهه شمالیِ اسرائیل، جنگ داخلی خونین سوریه نیز در سال گذشته به نوعی تساوی راهبردی میان رژیم (حکومت سوریه) و شورشیان رسید. هرچند بشار اسد، رییس جمهور سوریه، با کمک روسیه، ایران و حزب‌الله (لبنان) توانست کنترل خود را بر دمشق و مناطق علوی‌نشین سوریه مستحکم‌تر از قبل کند، کردها نیز کنترل مناطق کردنشین سوریه را در اختیار خود دارند و سنی‌ها نیز در مناطق وسیعی از سوریه کنترل را به دست دارند. این در حالی است که سنی‌ها یک گروه یکپارچه و منسجم نیستند و سازمان‌ها و گروه‌های مختلفِ اهل سنت مدعی کنترل مناطق مختلفی از سوریه هستند.
از دیدگاه اسرائیل، سال 2014 میلادی در حالی به پایان رسید که بلندی‌های جولان به منطقه‌ای فعال علیه اسرائیل تبدیل نشد. همچنین در حال حاضر، هیچ خطر راهبردی از جانب جهاد جهانی (گروه‌های تکفیری) به خصوص گروه «دولت اسلامی» اسرائیل را تهدید نمی‌کند. هرچند ائتلاف جهانی به رهبری آمریکا، در «نابود کردن» گروه دولت اسلامی شکست خورد، به نظر می‌رسد که توانست به مهار و محدود کردن روند پیشروی‌های آن کمک کند. این مسئله نیز از لحاظ راهبردی به نوعی بن‌بست خورده است که نه ائتلاف آمریکاییِ ضدداعش پیشرفت خاصی دارد و نه گروه دولت اسلامی توانسته بر مناطق تحت کنترل خود در خاک عراق و سوریه بیافزاید.

حال این سؤال مطرح می‌شود که سال 2015 حاوی چه تهدیدها و فرصت‌هایی برای اسرائیل خواهد بود؟

نه‌تنها تاکنون جدی‌ترین تهدید علیه اسرائیل هسته‌ای شدن ایران بوده است، بلکه در سال نو میلادی نیز همین تهدید برای اسرائیل کماکان باقی خواهد ماند. گفتگوها میان ایران و قدرت‌های جهانی طی ماه‌های آتی ادامه خواهد یافت تا به ضرب‌الاجل تعیین شده در آخر ژوئن 2015 برسد.
بن‌بست بوجود آمده در سوریه و همچنین در نبرد علیه گروه داعش، در حال تبدیل ترکیه به نقش‌آفرینی کلیدی است که قادر است نیروهای نظامی قابل توجهی را به منطقه اعزام کند تا کفه ترازو به نفع ائتلاف ضد داعش سنگین‌تر شود. در عین حال، پیش‌شرط ترکیه برای پیوستن به ائتلاف یادشده این بوده است که آمریکا باید تعهد دهد که برای جایگزین کردن اسد در سوریه تلاش کند و همچنین مانع تشکیل کشور مستقل کردی شود. آمریکا تاکنون هر دو مطالبه‌ی مزبور ترکیه را رد کرده است.
در جبهه لبنان، پس از هفت سال آرامش در قبال حزب‌الله، که مرهون اقدامات بازدارنده اسرائیل بوده است، ما به تدریج شاهد علائمی هستیم که نگرانی‌ها را از تشدید درگیری‌ها میان دو طرف افزایش می‌دهد.
در مواجهه با فلسطینیان، اسرائیل باید اطمینان حاصل کند که جنگ آینده با حماس، بار دیگر به مساوی کشیده نشود (اذعان تلویحی به شکست اهداف اسرائیل در جنگ غزه). این منبع تهدید کرد که به نفع حماس نیست که به تشدید اوضاع میان غزه و اسرائیل دست بزند و از این رو اسرائیل باید تضمین کند که جنگ بعدی با حماس، به پیروزی کاملاً روشن (نه مبهم) برای اسرائیل منتهی شود.
یکی از ریسک‌ها و مخاطرات بزرگ برای اسرائیل، حرکات دیپلماتیک تشیکلات خودگردان فلسطین در اروپا، سازمان ملل و دیوان کیفری بین‌المللی است که ممکن است در سال 2015 میلادی منجر به نبردهای قابل توجه دیپلماتیک برای اسرائیل شود.
در سال نو میلادی ممکن است بن‌بست راهبردی میان دولت آمریکا و کابینه اسرائیل به‌پایان برسد، اما این تغییر امکان دارد به نحوی رخ دهد که برای اسرائیل بهتر از گذشته نباشد. باراک اوباما، رییس جمهور آمریکا، در یک چهارم آخر دو دوره ریاست جمهوری خود قرار گرفته است و تاکنون نیز به اثبات رسانده که آماده‌ی اتخاد تصمیمات و انجام اقدامات قابل توجهی بوده که لزوماً منطبق با مواضع کنگره آمریکا نبوده است. اسرائیل باید برای سال جدید میلادی که بتازگی آغاز شده است، به‌دنبال راه حل‌های تازه برای رویارویی با چالش‌های آینده‌ خود باشد.

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هشدار نیروی‌دریایی‌ایران به کشتی‌های آمریکایی

 

 

یک منبع در نیروی دریایی عراق اعلام کرد که ناوگان دریایی ایران بامداد امروز هشدارهای شدید‌اللحنی را به کشتی‌های آمریکایی حاضر در شمال خلیج فارس فرستاد.

به گزارش فارس، یک منبع آگاه در نیروی دریایی عراق امروز (سه‌شنبه) اعلام کرد که نیروی دریایی ایران از طریق بی‌سیم هشدارهایی شدیداللحن به زبان‌های انگلیسی، فارسی و عربی برای کشتی‌های آمریکایی مستقر در شمال خلیج فارس پس از اقدام یکی از این کشتی‌ها مبنی بر بازرسی یک قایق ماهیگیری ایرانی ابلاغ کرد.

این منبع در گفت‌وگو با پایگاه خبری «السومریه نیوز» گفت: یکی از کشتی‌های نظامی آمریکایی حاضر در شمال خلیج فارس، شب گذشته یک قایق ماهیگیری ایرانی را مورد بازرسی قرار داد که این مسئله اعتراض ناوگان دریایی ایران را برانگیخت و به همین دلیل بامداد امروز از طریق بی سیم هشدارهایی را به زبان‌های فارسی، عربی و انگلیسی برای ناوگان دریایی آمریکایی حاضر در شکال خلیج فارس ابلاغ کرد.

وی افزود که این پیامهای هشدار را تمام کشتی‌های تجاری و مراکز مخابراتی دریایی در منطقه دریافت کردند. در این پیامها با قاطعیت از یگان‌های دریایی آمریکایی خواسته شده که چنین اقداماتی را تکرار نکنند.

این منبع که خواست نامش فاش نشود گفت: نیروهای دریایی ایران همچنین مجموعه اقداماتی فوری از جمله تصمیم برای تشدید حضور ناوگان نظامی در برخی مناطق و تمرین نظامی از ساعت 14 ظهر تا 16 عصر در ورودی خور موسی در مناطق آبی ایران  را اتخاذ کرد.

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

'

نظر‌مقامات‌رژیم‌صهیونیستی‌درمورد‌حمله‌به‌ایران

 

 

ایهود باراک' نخست وزیر و وزیر دفاع پیشین رژیم صهیونیستی گفته است که هر بار پیشنهاد هر گونه حمله به سایت های اتمی ایران در کابینه اسرائیل مطرح می شد، نظامیان برجسته به دلیل نگرانی از عواقب سهمگین این اقدام با این امر مخالفت می کردند.

به گزارش ایرنا، باراک در مصاحبه با نشریه سیاسی وابسته به روزنامه هاآرتص که جمعه (19دی) منتشر شد، اذعان کرده با وجود این که 6سال پیش ارزیابی می کرد با روی کار آمدن بنیامین نتانیاهو پیشنهاد برای اقدام نظامی احتمالی علیه برنامه اتمی ایران با حمایت بیشتری روبه رو شود، اما مخالفت ها هنوز زیاد بود.

باراک همچنین گفته است، برخی از مقامات دفاعی و امنیتی پیشین هم که مخالف حمله بودند، با سخنان و ارزیابی های خود در مورد عواقب سنگین چنین اقدامی، در دل افکار عمومی بذر ترس می کاشتند.

نخست وزیر پیشین رژیم صهیونیستی اضافه کرده است که این هراس دلایل محکمی هم داشت، زیرا ممکن بود که عواقب ضربه اسرائیل به سایت های اتمی ایران، به جنگ مستقیم میان اسرائیل با ایران و حزب الله بینجامد.

باراک یکی دیگر از دلایل نگرانی افکار عمومی اسرائیل را این طور عنوان کرده که وقتی دولتی نمی تواند تصمیم های شجاعانه برای حل نزاع خود با فلسطینی ها بگیرد، چگونه می تواند وارد رویارویی نظامی با ایران شود.

این نظامی و سیاستمدار پیشین رژیم صهیونیستی در مصاحبه با هاآرتص همچنین گفته است که نتانیاهو اسرائیل را به سوی یک 'فاجعه' و 'سقوط در دره' پیش می برد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

افشاگری اسنودن درباره حملات سایبری امریکا علیه کشورها

 

اسنودن در مصاحبه با شبکه تلویزیونی پی بی اس گفت امریکا با به کار بردن ویروس «استاکس نت» علیه تاسیسات اتمی ایران در سال 2007 و 2008 ، اولین کشوری بود که از بدافزارها علیه دیگر کشورها استفاده کرد.
اسنودن که در حال حاضر در روسیه تحت پناهندگی موقت به سر می برد مامور سابق آژانس اطلاعات مرکزی امریکا (سیا) و پیمانکار سابق آژانس امنیت ملی این کشور است که از ماه ژوئن سال 2013 هزاران سند طبقه‌ بندی شده را در مورد برنامه‌های نظارتی امریکا افشا کرد.
بر اساس گزارش پی بی اس در روز پنجشنبه، اسنودن افزود مهم است که مشخص کنیم این روند را از زمان راه اندازی استاکس نت علیه برنامه هسته‌ای ایران آغاز کرده‌ایم.
اسنودن از هتلی در مسکو گفت: « منصفانه است که بگوییم این پیچیده‌ترین حمله سایبری بوده که تا به حال کسی دیده است.»
استاکس نت یک کرم رایانه‌ای است که گزارش شده توسط آمریکا و اسرائیل در دولت جورج بوش، رئیس جمهور پیشین امریکا توسعه داده شده است.
کارشناسان بر این باورند که برای توسعه ویروس استاکس نت به بزرگترین و پرهزینه‌ترین تلاش‌ها در تاریخ بدافزارها نیاز است هر چند این ویروس نتوانست آسیب قابل توجهی به برنامه انرژی اتمی ایران وارد کند.
اسناد طبقه بندی شده که اسنودن به دست آورده است نشان می‌دهد سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا نقاط ضعف فنی را کشف و حتی ایجاد کرده‌اند که این امکان را به جاسوسان امریکایی می‌دهد از تماس‌های تلفنی، ایمیل‌ها و دیگر راه‌های ارتباطی در سراسر جهان و خود امریکا به جمع آوری اطلاعات بپردازند.

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 پنتاگون بودجه نظامی‌اش را تا ۲۰ درصد کاهش می‌دهد

 

 وزارت دفاع آمریکا اعلام کرده که در راستای برنامه صرفه‌جویی در سال مالی پیش رو، بودجه‌اش را تا ۲۰ درصد کاهش می‌دهد. این صرفه‌جویی شامل نیروهای ارتش آمریکا در خارج از خاک این کشور هم می‌شود.

۵۱ میلیارد دلار پایین‌ترین بودجه‌ای است که وزارت دفاع آمریکا از زمان حملات ۱۱ سپتامبر در سال ۲۰۰۱ داشته است.
بالاترین رقم بودجه پنتاگون برای نیروهای نظامی خارج از خاک آمریکا مربوط به سال ۲۰۰۸ و زمان ریاست جمهوری جورج بوش بود. در آن زمان ۱۶۵ هزار سرباز آمریکایی در خاک عراق حضور داشتند.
بودجه نیروهای نظامی آمریکا در خارج از خاک این کشور در حال حاضر بالغ بر ۶۴ میلیارد دلار است. بخشی از برنامه صرفه‌جویی در این بودجه با خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان اجرا شده است.
طبق برآوردهای انجام‌شده، بودجه نظامی آمریکا تا سال ۲۰۱۶ به ۵۳۴ میلیارد دلار خواهد رسید. پنتاگون اعلام کرده که به منظور کاهش هزینه‌ها در ۱۰ سال آینده ۱۵ مرکز نظامی‌اش در اروپا را تعطیل خواهد کرد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

امریکا بزرگترین موتور موشکشو ازمایش کرد

 

یکی از موتورهای «سیستم پرتاب موشکی» (SLS) نخستین آزمایش خود را در مرکز فضایی Stennis ناسا واقع در می‌سی‌سی‌پی از سر گذراند.

 

به گزارش سرویس فناوری ایسنا، سامانه RS-25 که قبلا موتور اصلی فضاپیمای شاتل بوده، در ایستگاه آزمایشی A-1 در Stennis به مدت 500 ثانیه روشن شد. این امر به مهندسان ناسا اطلاعات مهمی درباره واحد کنترلر موتور و شرایط فشار ارائه داد.

 

این نخستین عملکرد موتور مزبور از زمان پایان آزمایش موتور اصلی فضاپیمای شاتل در سال 2009 به شمار می‌آید. چهار موتور RS-25 بزرگ‌ترین موشک جهان را در ماموریت‌های آتی‌اش نیرودهی خواهند کرد و این ماموریت‌ها به مقصد یک سیارک و مریخ خواهند بود.

 

نخستین پرواز آزمایشی این موشک برای سال 2017 برنامه‌ریزی شده و چنین فناوری قابلیت انجام ماموریت‌های باری و سرنشین‌دار مختلف را خواهد داشت.

 

اولین پیکربندی پرواز آزمایشی موشک SLS توانایی حمل محموله 77 تنی را خواهد داشت؛ در حالی که آخرین پیکربندی تکمیل‌شده آن قادر به بلندکردن بیش از 143 تن خواهد بود. قرار است این موشک برای حمل فضانوردان به ایستگاه بین‌المللی فضایی به کار رود و به جامعه علمی در کنکاش فضاهای خارج از منظومه شمسی کمک کند.

 

کارشناسان ناسا تغییراتی را به موتور RS-25 اعمال کردند تا با نیازهای بزرگ‌ترین موشک جهان همخوانی داشته باشد؛ آن‌ها قرار است شرایط مختلف را در طول مجموعه آزمایش‌های عملکرد این موتور بسنجند. آزمایش دوباره موتور RS-25 ماه آوریل و پس از بروزسانی‌ سیستم آب صنعتی با فشار بالای آن انجام خواهد شد؛ این سیستم، آب سرد برای خنک‌ نگه‌داشتن تجهیزات آزمایشی را در طول روشن‌شدن موتور تامین خواهد کرد.

 

هشت آزمایش بر روی این موتور انجام خواهند شد که در مجموع، 3500 ثانیه طول خواهند کشید. پس از آن، یک موتور در حال توسعه دیگر 10 آزمایش را از سر خواهد گذراند و در مجموع 4500 ثانیه روشن خواهد شد.

 

ناسا قرارداد 2.8 میلیارد دلاری را با شرکت بوئینگ به منظور ساخت موشک عظیم SLS امضا کرده و امیدوار است این سامانه انسان را به اعماق فضا ببرد.

 

ap66oqjg67gf1mh3ziq5.jpgbhtumkcqv24donif0z6x.jpgvbt1ovw19oz8rw2sg0s8.jpg

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 تلاش سنا برای ارائه طرح تحریم‌های جدید ایران تا هفته آینده

 

مخالفت نماینده آمریکا در سازمان ملل با وضع تحریم‌های جدید علیه ایران، تلاش سنای آمریکا برای ارائه طرح تحریم‌های جدید در روزهای آینده، اظهارات کری درباره اهداف خود از دیدار با ظریف، درخواست ایران برای نقش‌آفرینی فعال‌تر روسیه در مذاکرات هسته‌ای و عزم ایران و عراق برای توسعه همکاری در مبارزه با تروریسم، از جمله مهم‌ترین مطالب امروز مطبوعات جهان درباره ایران است.

اظهارات نماینده آمریکا در سازمان ملل درباره احتمال وضع تحریم‌های جدید از سوی کنگره علیه ایران، از جمله موضوعاتی است که از روز گذشته تاکنون مورد توجه شماری از مطبوعات و رسانه‌ها قرار گرفته است.
به نوشته خبرگزاری «رویترز»، سامانتا پاور اظهار داشته، هنوز دستیابی به توافق هسته‌ای با ایران امکان‌پذیر است؛ اما وضع تحریم‌های جدید از سوی کنگره می‌تواند به طور جدی چشم‌انداز دستیابی به توافق را زیر سؤال برده و در ‌‌نهایت، به منزوی شدن آمریکا در عرصه بین المللی منجر شود. وی خواستار همکاری بیشتر جمهوری‌خواهان با دولت اوباما در موضوعات مهم سیاست خارجی و امنیت ملی شده است.

این در حالی است که به نوشته روزنامه «جروزالم پست»، سنای آمریکا در تلاش است طی چند روز آینده، طرح تحریم‌های جدید علیه ایران را آماده کند. این روزنامه می‌نویسد، رهبران سنا طی هفته جاری، طرحی ‌ارائه خواهند کرد که در صورت شکست مذاکرات هسته‌ای، ایران با تحریم‌های جدیدی مواجه شود.
به گفته لیندسی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه، هدف این است که طرح مذکور تا پیش از سخنرانی سالانه اوباما در کنگره که در بیستم ‌ژانویه انجام می‌شود، آماده و ارائه شود. به گفته وی، هدف این است که با ‌آرای ۶۷ سناتور، امکان وتو کردن این طرح از سوی رئیس‌جمهور آمریکا از میان برود.

اما در آستانه دور جدید مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه ۱+ ۵، وزیر خارجه آمریکا به اهداف خود از دیدار با ظریف ‌اشاره کرده است. به نوشته «گالف تودی»، جان کری، وزیر خارجه آمریکا اظهار داشته، وی و همتای ایرانی‌اش در جریان ملاقات روز چهارشنبه خود تلاش خواهند کرد، مبنایی ‌برای پیشرفت روند مذاکرات هسته‌ای بیابند.
به گفته کری، هدف از دیدار وی با ظریف‌، ارزیابی دقیق روند مذاکرات، تهیه دستورالعمل‌هایی برای تیم‌های مذاکره کننده و همچنین تلاش برای سرعت بخشیدن به روند پیشرفت گفت‌و‌گوهای هسته‌ای است. گالف تودی اشاره می‌کند، ‌پس از دیدار ظریف و کری، دیدارهای دوجانبه‌ای میان معاونین و سپس مذاکرات هسته‌ای با حضور همه اعضای ۱+ ۵ برگزار خواهد شد.
در مطلبی دیگر در موضوع هسته‌ای، روزنامه «نیشن» پاکستان از درخواست ایران برای نقش‌آفرینی پر رنگ‌تر روسیه در مذاکرات هسته‌ای خبر داده و می‌نویسد محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران، روز گذشته گفته، ایفای نقشی فعال‌تر از سوی روسیه می‌تواند سبب سرعت گرفتن روند مذاکرات برای دستیابی به توافق جامع هسته‌ای شود.

از سوی دیگر، سرگئی ریابکف، معاون وزیر خارجه روسیه نیز که به تهران سفر کرده بود، گفته روابط خوب میان تهران و مسکو هنوز می‌تواند به حل و فصل سریع موضوع هسته‌ای ایران کمک کند. این روزنامه در ادامه به روند مذاکرات هسته‌ای ایران و ۱+ ۵ طی یک سال اخیر اشاره کرده است.
در ‌‌نهایت‌ در میان دیگر مطالب، خبرگزاری «ترند» از عزم ایران و عراق برای همکاری جهت مبارزه با تروریسم خبر داده و می‌نویسد، محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران در دیدار با عادل عبدالمهدی، وزیر نفت عراق، درباره راه‌های ارتقای سطح روابط دوجانبه با وی به گفت‌و‌گو پرداخته است. در این دیدار، دو طرف با تأکید بر اهمیت همکاری ایران و عراق در مبارزه با تروریسم‌ اعلام کرده‌اند، ‌ضروری است همه دولت‌های خاورمیانه دست به دست هم داده و راه حلی برای ریشه کن کردن تروریسم در منطقه بیابند. ترند اشاره می‌کند که ایران در زمینه کمک به عراق برای مبارزه با تکفیری‌های داعش فعال بوده است.

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

امریکا بزرگترین موتور موشکشو ازمایش کرد

 

یکی از موتورهای «سیستم پرتاب موشکی» (SLS) نخستین آزمایش خود را در مرکز فضایی Stennis ناسا واقع در می‌سی‌سی‌پی از سر گذراند.

 

به گزارش سرویس فناوری ایسنا، سامانه RS-25 که قبلا موتور اصلی فضاپیمای شاتل بوده، در ایستگاه آزمایشی A-1 در Stennis به مدت 500 ثانیه روشن شد. این امر به مهندسان ناسا اطلاعات مهمی درباره واحد کنترلر موتور و شرایط فشار ارائه داد.

 

این نخستین عملکرد موتور مزبور از زمان پایان آزمایش موتور اصلی فضاپیمای شاتل در سال 2009 به شمار می‌آید. چهار موتور RS-25 بزرگ‌ترین موشک جهان را در ماموریت‌های آتی‌اش نیرودهی خواهند کرد و این ماموریت‌ها به مقصد یک سیارک و مریخ خواهند بود.

 

نخستین پرواز آزمایشی این موشک برای سال 2017 برنامه‌ریزی شده و چنین فناوری قابلیت انجام ماموریت‌های باری و سرنشین‌دار مختلف را خواهد داشت.

 

اولین پیکربندی پرواز آزمایشی موشک SLS توانایی حمل محموله 77 تنی را خواهد داشت؛ در حالی که آخرین پیکربندی تکمیل‌شده آن قادر به بلندکردن بیش از 143 تن خواهد بود. قرار است این موشک برای حمل فضانوردان به ایستگاه بین‌المللی فضایی به کار رود و به جامعه علمی در کنکاش فضاهای خارج از منظومه شمسی کمک کند.

 

کارشناسان ناسا تغییراتی را به موتور RS-25 اعمال کردند تا با نیازهای بزرگ‌ترین موشک جهان همخوانی داشته باشد؛ آن‌ها قرار است شرایط مختلف را در طول مجموعه آزمایش‌های عملکرد این موتور بسنجند. آزمایش دوباره موتور RS-25 ماه آوریل و پس از بروزسانی‌ سیستم آب صنعتی با فشار بالای آن انجام خواهد شد؛ این سیستم، آب سرد برای خنک‌ نگه‌داشتن تجهیزات آزمایشی را در طول روشن‌شدن موتور تامین خواهد کرد.

 

هشت آزمایش بر روی این موتور انجام خواهند شد که در مجموع، 3500 ثانیه طول خواهند کشید. پس از آن، یک موتور در حال توسعه دیگر 10 آزمایش را از سر خواهد گذراند و در مجموع 4500 ثانیه روشن خواهد شد.

 

ناسا قرارداد 2.8 میلیارد دلاری را با شرکت بوئینگ به منظور ساخت موشک عظیم SLS امضا کرده و امیدوار است این سامانه انسان را به اعماق فضا ببرد.

 

 

برادر hamidz65  قطر موتور مرحله اول این ابر موشک را شما می دانید چقدر هست؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

برادر hamidz65  قطر موتور مرحله اول این ابر موشک را شما می دانید چقدر هست؟

خیر من نمیدانم

اما سری موشک های    SLSتوانایی حمل محموله 77 تنی در این مدله دارند پس به نظر پیشرفتس.

 

به این لیک هم سری بزن

http://www.nasa.gov/exploration/systems/sls/multimedia/gallery/SLS_Concepts.html#lowerAccordion-set1-slide3

ویرایش شده در توسط hamidz65
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

اوباما اعمال تحریم جدید علیه ایران را وتو می کند

 

وزارت امور خارجه آمریکا هشدار داد تصویب تحریم های جدید علیه ایران ناقض توافقنامه به شمار می آید و رئیس جمهور این کشور چنین قانونی را وتو می کند.

وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرده است هر طرحی در کنگره که تحریم های جدید علیه ایران را در زمان گفتگوها با این کشور بر سر برنامه اتمی در بر داشته باشد، از سوی رئیس جمهور آمریکا وتو خواهد شد.
ماری هارف، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در نشست خبری در این وزارتخانه گفت «حتی با ماهیت ماشه ای، اگر امضا شود و ماهیت قانونی پیدا کند و به عنوان قانون آمریکا به شمار آید، از دیدگاه ما نقض طرح اقدام مشترک به شمار می آید؛ چیزی که گفته ایم که باعث می شود ایران به نقض آن ترغیب شود.»
وی گفت « طرح تحریم ها، خواه ماهیت ماشه ای داشته باشد یا نه، در صورتی که تصویب شود و به امضای رئیس جمهور برسد ، که البته اعلام کرده ایم که چنین نخواهد شد، نقض طرح اقدام مشترک به شمار می آید.
در صورتی که توافق به دست نیاید، می توانیم در بیست و چهار ساعت، تحریم های اولیه را علیه ایران اعمال کنیم.»

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

الجزیره جزئیاتی از مفاد تحریم‌های ضد ایرانی کنگره را منتشر کرد

 

الجزیره در گزارشی د نوشت نمایندگان جمهوری‌خواه آمریکا در کنگره پشت طرحی صف کشیده‌اند که قصد دارد از اختیارات قوه مجریه برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی‌اش در قبال ایران بکاهد.

 یکی از این طرح‌ها مربوط به سناتور مارک کرک و رابرت منندز است که در کنگره قبلی معرفی شد اما هرگز به رأی گذاشته نشد. مارک کرک و رابرت منندز در این طرح خواستار از سرگیری محدودیت‌ها علیه بخش انرژی ایران در صورت عدم دست‌یابی به توافق جامع هسته‌ای تا 6 جولای (15 تیرماه) شده‌اند.

قسمت چکیده طرح «ایران عاری از سلاح‌های هسته‌ای، 2015» در اختیار شبکه خبری الجزیره قرار گرفته است. این طرح، به نوشته الجزیره، «با بستن راه‌های فرار در تحریم‌های فعلی سوخت» جریمه‌های جدیدی را طی یک دوره 5 ماهه که از آگوست (مردادماه) آغاز می‌شود برای ایران در نظر خواهد گرفت. هدف از این محدودیت‌ها متوقف کردن صادرات «میعانات گازی، نفت و سایر محصولات سوختی خاص» ایران عنوان شده است. در بخش چکیده که لابی صهیونیستی آیپک در اختیار الجزیره قرار داده عنوان شده که باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا در صورت حصول توافق جامع هسته‌ای موظف خواهد بود متن مورد نظر را برای بررسی 30 روزه توسط کمیته‌های تخصصی به کنگره ارسال کند.

سناتور باب کورکر، رئیس جدید کمیته روابط خارجی مجلس سنا در اقدامی موازی در حال کار بر روی طرحی دیگر است که اختیارات کنگره برای گنجاندن ماده‌های سخت‌گیرانه‌تر در توافق جامع هسته‌ای را افزایش می‌دهد.

همچنین مجلس نمایندگان آمریکا هم در حال آماده‌سازی یک طرح تحریمی جدید علیه ایران است. دور تازه مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه موسوم به 1+5 در حالی از روز 28 دی (18 ژانویه) در شهر ژنو سوئیس برگزار می‌شود که بر اساس توافق موقتی که سال گذشته در همین شهر به دست آمد، قرار بود طرفین نهایتا ظرف یکسال، یعنی تا سوم آذر 93 (24 نوامبر 2014)، به توافق نهایی دست یابند. با این حال، پابرجا بودن اختلافات موجب شد تا مهلت این مذاکرات، دو بار تمدید شود. ضرب‌الاجل جدید مذاکرات هسته‌ای، 9 تیر ماه 94 (30 ژوئن 2015) اعلام شده است.

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط MR9
      ارتش کره شمالی ، به مناسبت سالگرد بقدرت رسیدن حزب حاکم کمونیست ، رژه سالانه خود را در اکتبر2020 برگزار نمود . در جریان این مراسم که با سخنرانی پر از اشک و آه کیم جونگ اون همراه شد ، وی چالشهای پیونگ یانگ برای مقابله با ویروس کووید-19 و سازمان تحریم ها را مطرح و از اعضای نیروهای مسلح برای تلاشهایشان تشکر نمود .
       

       
      با این حال ، رژه فوق بلحاظ تاریخی ، در سطح بین المللی ، هیجان بسیار زیادی را تولید نمود و کشورهای شرق  آسیا ، با اشتیاق همراه نگرانی ، شاهد به نمایش درآمدن سیستم های جدید تسلیحاتی کره شمالی  بود . درواقع امر ، بر خلاف سالهای قبل ، رژه اکتبر 2020 شاهدی بر توانایی پیونگ یانگ در ایجاد چالشهای جدید برای امنیت و بازدارندگی هسته ای ایالات متحده و متحدانش محسوب میشد .
      در نمایش نظامی امسال کره شمالی ، آنچه که در کانون اصلی توجهات دنیا قرار گرفت ، نمونه های برگرفته از تانک اصلی میدان نبرد آرماتا ، سامانه تسلیحاتی متحرک ام-1128 ایالات متحده ، خودروهای زرهی سبک کوماتسو ژاپنی و درنهایت سامانه دفاع هوایی تور روسی بود . علاوه براین،ارتش این کشور ، یک خودروی مسلح به موشکهای ضد زره هدایت شونده را که ازابتدای معرفی درسال 2018 ، دیده نشده بود و همچنین یک موشک کروز جدید ضد کشتی را در معرض دید جهانیان قرار داد . در حوزه موشکهای بالستیک ، پیونگ یانگ موشک بالستیک قاره پیمای هواسانگ-15 (بعنوان دوربردترین موشک موجود در زرادخانه نظامی این کشور ) را بهمراه سامانه غول پیکر KN-25 (سامانه ای جدید که ترکیبی از راکت اندازهای چندگانه و موشکهای بالستیک کوتاهبرد بشمار می رفت )  را رونمایی نمود که گرچه در بدو امر ، به نظر می رسید که در شاسی مورد استفاده با مشکلاتی روبرو است .
       

       
      با این وصف ، قابل توجه ترین  سامانه رزمی که در این رژه رونمایی گردید ، ظاهر شدن موشک بالستیک  سوخت جامد قابل پرتاب از زیردریایی (SLBM) با شناسه  پوگوگ سونگ-4  (Pukguksong-4)  بود که  با توجه به مشخصات اعلام شده برای آن ، امکان حمله  به کره جنوبی وتمامی سرزمین ژاپن را با مسلح شدن به کلاهک هسته ای را خواهد داشت . ارزیابی های اولیه موسسه بین المللی مطالعات استراتژیک نشان میدهد که طول پوگوگ سونگ-4   از مدل قبلی (پوگوگ سونگ-3) کوتاه تر ولی قطر آن بزرگتر ( احتمالا 2.5 متر ) است که آن را در کنار موشکهای مشابه روسی ( بولاوا ) ، چینی ( جی ال-2 ) و آمریکایی ( ترایدنت -2 )  قرار می دهد .
       

       
      نشانه های بصری حاکی از آن است  این موشک جدید به یک پیشرانه سوخت جامد جدیدتر مجهز شده ، در حالی که شنیده ها نیز براین مساله تاکید می کند که کره شمالی با تبدیل موشکهای قدیمی تر ( تولید شده در سال 2017 )  امکان ساخت و عملیاتی نمودن یک  موشک سبکتر که با افزایش برد و محموله را همراه میشود را بدست آورده است .
      برخی منابع ، براین اعتقادند که پوگوگ سونگ-4  عمدتا برای تجهیز ناوگان زیرسطحی های ارتقاء یافته کلاس رومئو نیروی دریایی این کشور به 2 تا 3 فروند از این  موشکها   در نظر گرفته شده است ، اما نکته جالب دراین زمینه ، اسکورت حاملهای این موشک توسط پرسنل نیروی زمینی ( و نه نیروی دریایی )  است که می تواند این احتمال را پدید آورد  که موشک جدید می بایست از مشتقات  نسخه پوگوگ سونگ-3 باشد ، همانطور که  موشک پوگوگ سونگ-2 نیز ، نسخه زمین پایه پوگوگ سونگ-1 ( بعنوان موشک بالستیک  دریاپایه )  بشمارمی رفت .
       

       
      در حوزه توان حمل مواد انفجاری ، شکل کلاهک پوگوگ سونگ-4  نشان میدهد که قابلیت حمل 3 کلاهک را خواهد  داشت که در پوشش یک حامل چندگانه با قابلیت ورود مجدد به جو ، به مانند نمونه های روسی ، بریتانیایی ، آمریکایی و فرانسوی در سالهای دهه 50 و 60 میلادی قرار گرفته است . با توجه به پیشرفتهای ذکر شده ، آنچه که بسیار محتمل است ، برد پوگوگ سونگ-4  بیشتر از سلف خود خواهد بود ،اما به تقریب ، قابلیت رسیدن به پایگاه های ارتش ایالات متحده در گوام را در اختیار ندارد .
       

       
      اما نگرانی عمده سازمان های اطلاعاتی غربی براین مساله متمرکز شده است که  ارتش کره شمالی ، پوگوگ سونگ-4   را بصورت یک موشک بالستیک با لانچر متحرک جاده ای که قابلیت استتار در سایتهای مخفی را داشته باشد ، توسعه داده و به دلیل اینکه در مقایسه با سایر سیستم های بالستیک کره ای ، کوچکتر است ، قابلیت آماده سازی سریع و بطور طبیعی اجرای حملات غیر متعارف تنها در بازه چند دقیقه را بدست آورد.
       

       
      سرانجام ، بمب خبری رژه اکتبر 2020 کره شمالی ، همانطور که انتظار می رفت ، رونمایی از موشک بالستیک جدید با سوخت مایع که احتمالا هواسانگ-16 ( KN-27) بود که در این زمینه ، بخش عمده ای از کارشناسان بر این باورند که این موشک جدید با طولی  برابر 25 تا 26 متر ، به بزرگترین موشک سوخت مایع متحرک جاده ای در جهان  ( گرچه  موشک سوخت مایع سارمات روسی که هم اکنون در دست توسعه است ، بزرگتر به نظر می رسد )  تبدیل شده است .
       
       
       
      قطر این موشک جدید بین 2.5 تا 2.9 متر است که  مرحله اول آن با موتور سوخت مایع ، متشکل از یک خوشه شامل چهار پیشرانه RD-250 با رانشی 2 برابر موشک هواسانگ -15 شناسایی شده است . با این وصف ، ماهیت مرحله دوم این موشک همچنان در پرده ای از ابهام قرار دارد .
      علیرغم  غافلگیری رسانه های غربی ، کارشناسان براین باورند که این موشک ، یک حامل / پرتابر متحرک جاده ای است که بلحاظ ابعاد غول پیکر خود ، صرفا در موقعیتهای خاصی می بایست مستقر شده  و بدلیل برخوداری از پیشرانه سوخت مایع  دربرابر حملات مقابل، آسیب پذیر خواهد بود .
        
       
      با این حال ، اندازه و ابعاد خودروی حامل و پرتابگر نشان میدهد که هم اکنون کره شمالی پتانسیل طراحی و تولید چنین سخت افزاری را بصورت بومی در اختیار داشته و این بدان معناست که تاثیر بازدارندگی آن قابل توجه خواهد بود .
      در مقام مقایسه ، وزن پرتاب موشک جدید کره ای چیزی در حدود 100000 تا 150000 کیلوگرم است که بصورت قابل توجهی ، از وزن موشک سوخت جامد قاره پیمای چینی DF-41 با وزن پرتاب 80000 کیلوگرم و موشک سوخت جامد  ریلی اس اس -24 با وزن پرتاب 104500 کیلوگرم بیشتر به نظر می رسد . با توجه به این مشخصات ، این موشک قابلیت حمل محموله ای به وزن 2000 تا 3500 کیلوگرم شامل 3 تا 4 کلاهک  را به هرنقطه ای از خاک اصلی ایالات متحده  دارد ، در حالی که دریک آرایش رزمی متفاوت ، می تواند یک کلاهک را به مانند موشکهای بالستیک قاره پیمای روسی اس اس -18 علیه یک هدف خاص نیز حمل کند .
       
       

       
       
      دی اف- 41
       
      بدین ترتیب ، اندازه و قدرت حمل این موشک به اندازه ای است که می تواند برای تخریب گسترده شهرهای آمریکای شمالی و همچنین مراکز راهبردی نظامی این کشور مورد استفاده قرار گیرد . مضاف براینکه  به گفته ناظران نظامی ، ساخت این موشک احتمالا می بایست بطور خاص برای غلبه بر سامانه دفاع موشکی ایالات متحده که هم اکنون می تواند به ازای هر کلاهک ، 4 موشک رهگیر شلیک کند ، باشد. با این حال ، برآوردها نشان میدهد که ارتش آمریکا ، برای افزایش دقت اصابت به کلاهکهای مهاجم ، با هزینه ای در حدود 1 میلیارد دلار ، به 12 تا 16 شلیک نیاز دارد . بنابراین ، حتی یک نیروی کوچک از موشکهای جدید کره ای با محموله های سنگین فعلی ، می تواند همچنان تهدید آمیز به نظر برسد ،بدین معنی که بی دفاع ماندن برخی شهرهای آمریکایی شمالی ، به چالشی برای مدافعان تبدیل گردد .
       

       
      در مجموع ، اطلاعات موجود نشان میدهد که کره شمالی در حال توسعه یک استراتژی بازدارند ه هسته ای به مانند سایر قدرتهای هسته ای کلاسیک است  که شامل طیف متنوعی از سامانه های رزمی استراتژیک است . علاوه براین ، جمهوری خواهان در ایالات متحده از این مساله نگرانند که آزمایش موشک پوگوگ سونگ-4 ، قبل از انتخابات ریاست جمهوری میتواند تاثیر قابل توجهی را بر نتیجه آن برجای گذارد . با توجه به این مساله ، هر دو سامانه راهبردی ارتش کره شمالی ، یک چالش قابل توجه برای منافع امنیتی ایالات متحده است و احتمالا موجبات ظهور رویکردهای جدید در حوزه هایی نظیر بازدارندگی هسته ای ، ساختار نیرویی ، دکترین های نظامی و کمیت نیروی موشکی این کشور خواهد شد .
       

      پی نوشت :
      1-بن پایه
      2- بن پایه
      3-بن پایه
      4- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق  منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . 
       
      برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران  ( MILITARY.IR) 
       
                           مترجم : MR9
       
       
    • توسط MR9
      ایران – رژیم عبری ، هماوردی استراتژیک  در آسیای جنوب غربی
       

       
      مدتهاست که سئوالی با ماهیت استراتژیک ، ذهن تحلیلگران نظامی حوزه جنگ داخلی سوریه را به خود مشغول  نموده که  چرا جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت ، علیرغم حملات پی در پی اسراییل به دپوهای تسلیحاتی ، کاروان های نظامی و مواضع واحدهای محور مقاومت در سوریه ، عکس العملی در خور و متقابل از خود نشان نمی دهد . برخی این عدم پاسخ را در حوزه سخت افزاری و نظامی جستجو می کنند ، اما تحلیل های مبتنی بر عدم پاسخ مستقیم و فوری نظامی ایران به حملات اسراییل در سوریه ، فقط بخشی از  بازی طراحی شده از سوی جمهوری اسلامی ایران در سوریه  بشمارمی رود .
      در واقع ، ماجرای جمهوری اسلامی ایران و اسراییل در صحنه نبرد سوریه ، فقط بخش بسیار کوچکی از  صحنه شطرنج منطقه ای این دو در جنوب غربی آسیا بشمارمی آید . با توجه به این امر ، می بایست ماهیت تقابل این دو را در سطوحی با اهمیت بالاتر نسبت به درگیری سخت افزاری مورد بررسی قرار داد .
       

       
      در این خصوص ، ماجرای مورد بحث را می توان در در قدم نخست ، بر اساس تقابل میان ایران و اسراییل برای شکل دهی به یک نظام منطقه ای جدید در جنوب غرب آسیا ( خاورمیانه )  مورد تحلیل قرار داد . در حوزه دانش ژئوپلیتیک ، مفهوم منطقه ، بنا بر تعریف  کانتوری و اشپیگل ، دربرگیرنده تعدادی از کشورهاست که بلحاظ جغرافیایی به هم نزدیک هستند  و در حوزه سیاست خارجی ، کنش و واکنشی میان آنها برقرار است  . به اعتقاد این دسته از اندیشمندان ، یک منطقه ژئوپلیتک ، سه شاخصه بسیار مهم  استثنایی بودن ، وجود کنش و واکنش متقابل و انباشت منابع را از خود نشان می دهد .
       
      با این وصف ، هر منطقه ژئوپلیتیک ، می بایست از یک نظام منطقه ای ( چهارچوبی برای تبیین رقابتها ، همکاری ها و تضادها )  برخوردار باشد . این نظام منطقه ای ، با عواملی نظیر موقعیت خاص جغرافیایی ، عوامل مختلف سیاسی ، ایدئولوژیکی و امنیتی ، پیوند های تاریخی ، قومی و زبانی قابل شناسایی و تحلیل است که در آن ،  هر واحد سیاسی تلاش می کند تا با متمرکز کردن تمامی  منابع خود ، این نظام معین را به محیطی مطلوب برای تامین منافع ملی خود در سه سطح کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت ، تبدیل نماید . در این ارتباط ، می توان به این مساله اشاره نمود که ساختار سازمانی این نظام منطقه ای ، از دو بخش  برونی و درونی برخوردار است که اولی ، به ماهیت ارتباط آن با نظام مسلط تر و دومی که در خصوص ایران و اسراییل مصداق بیشتری دارد ، به ساختار روابط درون منطقه ای مرتبط می گردد .  درواقع ، ساختار روابط درون منطقه ای ، الگویی است که ارتباط بین بخش مرکزی و پیرامونی را تبیین می نماید .
       

       
      باتوجه به این مساله ، ماهیت اصلی منازعه  میان اسراییل و جمهوری اسلامی ایران بویژه در جنگ داخلی سوریه ، جدا از تضادهای آشکار ایدئولوژیکی و مساله فلسطین ،  به ماهیت روابط میان  بازیگران مرکزی و پیرامونی این دو بازمی گردد، که درآن بازیگر مرکزی سعی خواهد کرد تا جایگاه مرکزی خود را حفظ و بازیگر پیرامونی نیز با  بسیج همه منابع و تلاشهای خود ، بدنبال آن است که جایگاه خود را در معادله این نظام منطقه ای ارتقاء ببخشد . در تعریف استاندارد ، بازیگر مرکزی یک نظام منطقه ای ، مرکز ثقل سیاست منطقه مزبور را شکل میدهد  و  با توجه به  وجود زمینه های مشترک می تواند یک الگوی مشخص سیاسی را ایجاد  و پایه قدرت منطقه ای خود را بر آن ایجاد نموده و مستمرا" آن را تقویت نماید . اما بازیگر پیرامونی بدلیل برخورداری از متغیرهای خاص سیاسی ، جغرافیایی ، امنیتی ، اقتصادی و اجتماعی و ایئولوژیکی  در چهارچوب ایجاد شده توسط بازیگر مرکزی  نمی گنجد ، به همین دلیل همواره بعنوان یک عنصر نامتجانس  شناخته میشود .
      بدین ترتیب ،  کنش و واکنش میان جمهوری اسلامی ایران و اسراییل در چهار دهه اخیر را می توان در کنار تضادهای ایدئولوژیکی ، به نوعی رقابت برای حفظ جایگاه بازیگر مرکزی ( جمهوری اسلامی ایران ) و بازیگر پیرامونی ( اسراییل ) نیز تحلیل نمود . رژیم عبری ، بدلیل موقعیت خاص ژئوپلیتیکی ، محدودیت منابع طبیعی ، شرایط دموگرافیک پیش بینی شده ، عدم توازن جمعیتی با کشورهای همجوار و چالشها و مشکلات عدیده داخلی در حوزه های مختلف ، در جغرافیای نظام منطقه ای آسیای جنوب غربی ، یک بازیگر پیرامونی بحساب می آید که با تنها بدلیل حمایتهای بی بدیل و غیر قابل چشم پوشی ایالات متحده  و همچنین وجود برتری فناورانه  بخصوص در حوزه محصولات نظامی بیش از 60 سال است که به حیات خود ادامه میدهد  . این مساله باعث شده تا عنصر ارتش به یک عامل مسلط در مرکز تلاش های رژیم عبری برای ارتقاء جایگاه پیرامونی خود به بازیگر مرکزی تبدیل گردد . به همین دلیل ، دکترین نظامی اسراییل از آغاز ( 1948 ) تا کنون  بر 6 اصل 
      1- ایجاد ، حفظ و توسعه  برتری کیفی در برابر برتری کمی حریف ،
      2- اصل وحدت کشورهای اسلامی منطقه بر علیه  موجودیت این رژیم ،
      3- اصل توسعه مستمر یک سازمان مسلح فعال ، حرفه ای و کوچک ،
      4- اصل اجرای حملات بازدارنده  و پیشگیرانه  ،
      5- اصل انتقال  عملیات رزمی به سرزمین دشمن و
      در نهایت
      6- اصل جنگ کوتاه مدت و خودداری از ورود به درگیری های طولانی و فرسایشی استوار گشته است .
       
      بطور خلاصه ، استراتژی اسراییل برای موفقیت در نبرد بر سر تصاحب جایگاه بازیگر مرکزی در نظام منطقه ای آسیای جنوب غربی ، بر روی ایجاد یک چتر فناورانه  در حوزه نظامی و استفاده از آن برای اجرای حملات پیشگیرانه سریع   به منظور خنثی نمودن تلاشهای بازیگر محوری ( حضور جمهوری اسلامی ایران در سوریه  ) و منتقل نمودن  عملیات نظامی به سرزمین بازیگر مرکزی در بازه زمانی کوتاه قرار دارد .
       
      با توجه به این مساله و بطور طبیعی ،  برای به حداقل رساندن اثرات این دکترین بر روند تلاش بازیگر مرکزی ( جمهوری اسلامی ایران )  جهت حفظ و ارتقاء  موقعیت محوری موجود خود ، لازم است که  بازیگر مرکزی نظام منطقه ای ،راهبرد هوشمندانه ای مبتنی بر اصول عملیات تاثیر محور را طراحی و به اجرا گذارد . در تعریف ، عملیات تاثیر محور ،  بصورت مجموعه ای از اقدامات برای تغییر شکل رفتار  و جهت دهی رفتار دشمن   مورد تبیین قرار داد . در این تعریف ، رفتار دشمن ، نه تنها در حوزه  نظامی ، بلکه  سایر عرصه های رویارویی نظیر حوزه سیاسی ، امنیتی ، اقتصادی و فرهنگی را می بایست تحت تاثیر اقدامات خودی قرارگیرد . در این نوع عملیات ، شکل و ماهیت کاربرد نیروهای نظامی ، غالبا"  همگام با اقدامات  سیاسی و دیپلماتیک  به منظور شکل دهی به رفتار بازیگران  حاضر در صحنه  بواسطه اقدامات مستقیم یا غیر مستقیم صورت می پذیرد .
       
      در این خصوص ، پس از آغاز جنگ داخلی در سوریه ، استراتژیستهای ارشد جمهوری اسلامی ایران  با توجه به  حساسیت وضعیت سوریه بدلیل همجواری با اسراییل ، بتدریج یک شبکه بسیار قوی از حامیان خود را  در سوریه و منطقه  پایه گذاری نموده ، تا جایی که  با دعوت دمشق از مستشاران ایران برای اعزام به سوریه ، نوعی هراس راهبردی برای رژیم عبری  ایجاد گردید .  این هراس تا عمق استخوان  کارشناسان امنیتی اسراییل نفوذ نمود، بطوریکه  بن کاسپیت تحلیلگر ارشد اسراییلی  در روزنامه معاریو نوشت که :   "نتیجه نبرد اسرائیل علیه قاسم سلیمانی متناقض است. از جنبه تاکتیکی، اسرائیل با موفقیت مانع تلاش ایران برای دستاوردهای محلی می شود. اما از جنبه راهبردی، ایران محوری ایجاد کرده است که از تهران شروع می شود تا به بیروت منتهی می گردد و به بلندی های جولان نیز شعبه می زند ، فاصله ایرانی ها تا مرز ما 80 کیلومتر نیست. حتی بعید است 80 متر باشد. محور شیعی در حال بستن مرزهای ماست. این یک واقعیت ناراحت کننده و پیچیده و تهدید کننده است."
       
      بنابراین می توان چنین تحلیل نمود که  حملات متناوب اسراییل به اهداف مشخصی در خاک سوریه ،  یک نشانه واضح از افزایش حس خطر برای اسراییل بشمار می رود . کارشناسان عبری براین باورند که ایران بطور دقیق در حال  پیاده سازی پلان جامع خود در سوریه ، براساس تجربه موفق سالهای ابتدایی دهه هشتاد میلادی در جنوب لبنان و تشکیل حزب ا.... است ، کابوسی که گرچه  درسالهای اولیه چندان جدی گرفته نشد ولی سرانجام در تابستان  سال 2006  گریبانگیر رژیم عبری گردید و تا کنون این کابوس به شکل مرتب در حال گسترش است  .
       
      با توجه به این موارد ، عدم واکنش هیستریک جمهوری اسلامی ایران  به حملات اسراییل در دو حالت  مشخص قابل تحلیل هست :
      1- توانایی پاسخ دهی ( به هردلیل نظامی، سیاسی ، امنیتی ) وجود ندارد .
      2- پلان طراحی شده برای سوریه و هزینه ای که بلحاظ مالی و انسانی و تجهیزاتی در سوریه پرداخت شده و میشود  ، به گونه ای است  که نیازمند وجود استانه تحمل بیشتری از سوی محور مقاومت خواهد بود . چرا که براساس یک اصل قدیمی ، در یک دعوا ، عصبانیت یک طرف ( واکنش هیستریک و عصبی بدون منطق ) کمکی به برتری در برابر یک حریف قدرتمند تر نمی کند و تنها مزیت آن ، کاهش قدرت عکس العمل متناسب خواهد بود ، بنابراین ، محور مقاومت و در راس آن ، جمهوری اسلامی ایران با هوشمندی هر چه تمام تر ، با اتخاذ یک  راهبرد  هوشمندانه که درآن میان اقدامات  و تاثیرات رابطه علّی برقرار شده  و هدف ، تمرکز بر تاثیر مطلوب راهبرد اتخاذی بوده  ، دشمن بعنوان یک سیستم تعریف میشود و با توجه به ملاحضات زمانی صریح و روشن ، ساز وکار مقابله بعداز ارزیابی دقیق طراحی می گردد ، سعی خواهد کرد تا مسیر خود را بسوی موفقیت ( ارتقاء جایگاه مرکزی در نظام منطقه ای ) هموار نماید . در مجموع ، در پیش گرفتن استراتژی  فریب و نمایش ، بعنوان عناصرقدرت جمهوری اسلامی ایران در صحنه نبرد سوریه می بایست مورد توجه قرار گیرد .
       
      با توجه به تمامی مواردی که بطور خلاصه مطرح گردید ، آگاهی از شیوه تحلیل طرف متخاصم در این میان از اهمیت بسیار خاصی برخوردار خواهد بود . مجموع اندیشکده های امنیتی رژیم عبری ، سالهاست که بصورت منظم و مستمر ، فضای داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران را پایش کرده و برون دادهای رسمی قابل توجهی را در این زمینه منتشر نموده اند ، در حالی که فضای داخلی رسانه ای در ایران ، عمدتا"  رویکردهای خاصی را در حوزه شناخت دقیق از وضعیت نظامی – امنیتی رژیم عبری را در میان عموم دنبال می کند و این روند برای برخورد با استراتژی کلان اسراییل در برابر جمهوری اسلامی ایران کافی به نظر نمی رسد ، می بایست برای بهینه نمودن شناخت از ساختارهای مختلف این رژیم و مسیرهای وارد نمودن ضربات جراحی شده و دقیق ، طرحی نو در انداخت . متن پیش رو نیز آغازی برای بررسی روند وقایع از دید تحلیلگران نظامی – امنیتی رژیم عبری است تا برای شناخت فضای نبرد ، افقی با میدان دید کامل فراهم آید .
       
       
       
      جمهوری اسلامی  ایران در آنسوی مرز اسراییل ، اسراییل ، فشار در سوریه
       
      در حوزه مفهومی تهدید استراتژیک ، گسترش حضور ایران در منطقه آسیای جنوب غربی وتوسعه توانایی های نظامی آن در خاک همسایگان اسراییل ( سوریه و لبنان )  موجب شده تا  ارزیابی های صورت گرفته از روند فوق الذکر ، باعث گردد  تا  تصمیم گیرندگان و برنامه ریزان  راهبردی اسراییل ، در سالهای اخیر ، توجه خاصی را به این موضوع  داشته باشند . بدین معنی که جاه طلبی های ایران  و قابلیتهای رو به گسترش آن  ، پیامدهای راهبردی استراتژیک- نظامی افزون تری را متوجه اسراییل نموده  و درصورت عدم بررسی عمیق ، میتواند نتایج خطرناکی را در سالهای آینده رقم زند . بنابراین ، با توجه به طیف متنوع و تشدید شده تهدیدات ، از تمرکز تلاشهای  این کشور برای ایجاد یک جبهه نیرومند نظامی علیه اسراییل ( محور مقاومت . م )  از  سوریه و لبنان  تا برنامه ریزی های متمرکز در عراق و در عین حال ، توجه جدی به تقویت حماس ( در باریکه غزه )  و همچنین در طولانی مدت ، سرمایه گذاری  برای دستیابی به  جنگ افزار هسته ای  ( ادعای نویسنده متن . م )  موجب شده است تا  توازن موجود میان این دو بازیگر منطقه ای ، بسرعت دچار دگرگونی شود .
       
      به همین دلیل شناخت روند در پیش گرفته شده توسط ایران ، باعث گردیده تا توجه کارشناسان و تحلیل گران اسراییلی ، بیش از گذشته ، بدان جلب گردد . به  همین دلیل ، تحرک بی سابقه ایران در پازل منطقه ای ، اسراییل را بر آن داشته که حتی با قبول خطر یک مخاصمه فراگیر، با کاربرد زور ، تلاشهای صورت گرفته از سوی ایران را  خنثی نماید.
       
      بدین ترتیب ، تمرکز استراتژی اسراییل در چند سال گذشته ، برروی خنثی سازی برنامه های نظامی ایران در سوریه  قرار گرفته  ، با این وصف ، ماهیت پویا و دینامیک  استراتژی ایران و اقدامات متقابل اسراییل  باعث شده تا بتدریج، رویارویی ها جنبه نظامی بخود بگیرد و این مساله  ممکن است در آینده نه چندان دور ، پتانسیلی را برای برخورد مستقیم ایجاد نماید . این وضعیت درحالی بسرعت پتانسیل شعله ور شدن یک درگیری را پیدا می کند که  اسراییل از سالهای گذشته ، بازدارندگی قابل توجهی را فراهم نموده ( منظور به احتمال زیاد قابلیتهای هسته ای اسراییل باید باشد . م )  و روسیه نیز بشدت در تلاش است  تا طرفین را به خویشتنداری فراخواند . این مساله ، با تشدید تنش ها میان ایران و ایالات متحده  در دو حوزه هسته ای و منطقه ای می تواند با سرعت افزونتری بسوی برخورد سخت افزاری مستقیم پیش رود . اما از آنجایی که  ایالات متحده از گزینه های خاص خود برای خنثی سازی تلاشهای ایران برخوردار است ، این احتمال وجود خواهد داشت که رویارویی ایران و اسراییل در سوریه ، ماهیت متفاوتی بخود گیرد .
       

       
      طراحی ایران در سوریه :
       
      بدنبال وقوع سلسله اتفاقاتی که  در سال 2010 میلادی  در مجموعه کشورهای عرب ( خاورمیانه  و شمال آفریقا ) بوقوع پیوست ، جمهوری اسلامی ایران درصدد برآمد تا از خلاء بوجود آمده  در ساختار سیاسی این کشور ، استفاده نموده  و این روند ، در قالب یک پروژه راهبردی بلند مدت با هدف تقویت شبکه قدرت خود در این حوزه ، آغاز گردید . این مساله  تا سال 2015 و شروع فرآیند برنامه جامع اقدام مشترک ( برجام / JCOPA/ توافق هسته ای )  ادامه پیدا نمود ، تا جایی که برخی تحلیلگران براین اعتقادند که  پویایی این کشور در جنگ علیه دولت اسلامی ( داعش ) و بسط فرآیند نفوذ مستقیم در کشورهایی نظیر سوریه و عراق و ایجاد شبکه قدرت از سال 2016 با شدت افزون تری پیگیری میشود . بدین ترتیب ، ایران در این بازه زمانی ، تلاش می نمود تا براساس یک پیش زمینه تاریخی ، قدرت خود را در سرزمین تاریخی شام ، بین النهرین بسمت سواحل مدیترانه  ( منطقه ای که امروز به شناسه کریدور زمینی یا پل زمینی شناخته می شود ) با فراغ بال بیشتری گسترش دهد .
       
      این تلاش ها ، عمدتا"  و در درجه نخست ، مبتنی بر
      1- حضور فعال در گستره زمینی ،
      2- تاثیر گذاری بر ساختارهای ضعیف حاکمیتی در عراق ، سوریه و لبنان  ،
      3- ایجاد زیرساختهای نظامی و واحدهای نظامی  در مقیاس قابل ملاحضه  در قالب عناصر رزمی نیابتی
       
      که می بایست به طرفداری از تهران ، جنگهای منطقه ای را دنبال نموده  و با استفاده از اهرم های اقتصادی ، بتدریج قدرت ایران را در این منطقه  تثبیت کند ، قابل تعریف است . در واقع ،  علاقه تهران برای دنبال نمودن جاه طلبی های برنامه ریزی شده  ، تمایل این کشور برای ایجاد یک عمق استراتژیک  (strategic depth)  در حوزه ژئواستراتژیک آسیای جنوب غربی  به منظور خنثی سازی تلاش های ایالات متحده برای تضعیف و سرنگونی  حاکمیت قابل تفسیر است .
       

       
       
      با توجه  به این مساله ، سوریه جنگ زده ، یک حلقه بسیار مهم و راهبردی در برنامه بلند مدت ایران بشمار می رود تا به صورت دائمی ، یک بزرگراه  در دسترس به سواحل مدیترانه و از آن مهمتر ، ایجاد یک ارتباط مستمر لجستیکی با حزب ا... لبنان  (  مهمترین و قدرتمندترین اهرم ایران در مرزهای اسراییل )  فراهم گردد .
       
      مقامات ارشد ایران ، با یاد آوری مستمر این مساله که حکومت بشار اسد ، بقای خود را مدیون تلاش های تهران است ، در طولانی مدت هدفگذاری دقیقی برای ادغام هر چه بیشتر حاکمیت سوریه  بعنوان یک شریک فرعی در سر دارد . این امر در حوزه هایی نظیر سیاست داخلی ، اقتصادی ، بخصوص مزیت احتمالی دسترسی به قراردادهای بازسازی و همچنین منابع طبیعی این کشور  و در نهایت بلحاظ نظامی ، از اهمیت بسزایی برای مقامات تهران برخوردار به نظر می رسد .
      با این اوصاف ، نقطه عطف طراحی راهبردی ایران در سوریه از اوایل سال 2016 میلادی آغازشد ، بویژه  پس از اینکه ارتش سوریه و متحدین آن ، نبرد حلب را با موفقیت بسود خود خاتمه دادند . این عملیات که به شکل خاص توسط شاخه "قدس" سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طراحی و به مرحله اجرا درآمد ، درواقع ، نقطه آغازی برای تبدیل سوریه به یک جبهه قدرتمند نظامی در برابر اسراییل محسوب می شد .
       
      درآن زمان ، نهادهای اطلاعاتی اسراییل ، ارزیابی های مشخصی را در خصوص اهداف پیدا و پنهان سپاه قدس به فرماندهی قاسم سلیمانی ( سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی . م )  در حوزه تلاش برای توسعه و استقرار دائمی در سوریه و ایجاد قابلیتهای نظامی ارائه نمودند  که خلاصه این تحلیل ها شامل موارد ذیل می گردید :
       
      - ایجاد نیروی زمینی قابل ملاحضه بلحاظ سازمانی
      - ایجاد بسترهای ضروری برای استقرار هواگردهای بدون سرنشین در پایگاه های هوایی سوریه
      - استقرار سامانه های تهاجمی دریایی در دو بندر اصلی نیروی دریایی ارتش سوریه ( لاذقیه و طرطوس )
      - انتقال هزاران فروند راکت و موشک به سوریه
      - انتقال مقادیر انبوهی از مهمات به زاغه های مشخص شده در خاک سوریه
      - انتقال سامانه های دفاع هوایی زمین پایه بومی  وهمچنین انتقال کارخانه های تولید مهمات به سوریه که در خصوص مورد دوم ، این مساله تا حدودی با زیرساختهای قبلی ارتش سوریه ادغام شده است .
      - انتقال و استقرار بیشتر از یکصد هزار نیروی شبه نظامی از جمله ، ایجاد یک نیروی مشابه حزب ا... در مرزهای این کشور با اسراییل
      - ایجاد بسترهای کسب اطلاعات  درست مقابل ارتش اسراییل
      - ایجاد زیرساختهای رزمی در جنوب سوریه و همجوار با مرزهای اسراییل
       
      برای ایران ، مجموعه قابلیتهای ایجاد شده در سوریه ، می بایست به  خط مقدم جبهه در جنوب لبنان که سالها پیش ازاین ، حزب ا... در آن متولد و در یک بازه زمانی 30ساله ، زرادخانه ای عظیم و غیر قابل تصور ( شامل 130 هزار فروند موشک بنا بر برآوردهای اطلاعاتی سازمان های امنیتی اسراییل ) برای آن فراهم گردید ، پیوسته  تا یک جبهه واحد تشکیل گردد . علاوه براین ، ایران در تلاش است تا با حداکثر امکانات موجود به نیروهای نیابتی خود کمک کندتا با ایجاد شبکه ای از تونلها ، زمینه را برای استفاده از آنها در زمان جنگ و نفوذ بدون خطر به داخل اسراییل ، فراهم نماید . این وظیفه ، عمدتا" بردوش حزب ا... بعنوان بخشی مهم از مجموعه بازیگران حال حاضر در سوریه که  برای ادامه حیات  حکومت اسد می جنگند ، قرار گرفته است .
       
       

       
      این وضعیت ، آنچنان از اهمیت زیادی برخوردار بود  که برنامه نظامی ارتش اسراییل  (IDF)  به جای تکیه بر سناریوهای قبلی خود ، شامل جنگ سوم لبنان ( تابستان 2006 ) یا نبردهای 1982 ، بتدریج بر سناریونویسی برای ایجاد یک جبهه شمالی که درآن تمامی واحدهای ارتش با یک جبهه گسترده از سوریه تا لبنان  که مملوء از پرتاب کننده های موشک و عناصر نظامی نیابتی ، روبرو خواهند شد ، متمرکز شده اند .
       
      به اعتقاداین برنامه ریزان ، ایجاد وگسترش چنین جبهه ای  می تواند براحتی اسراییل را دچار چالش جدی نماید . علاوه براین ، مقامات ارشد امنیتی اسراییل براین باورند که چشم انداز حضور بلند مدت ایران در سوریه میتواند تاثیرات مخربی را بر کشورهای همجوار ، بویژه اردن که ثبات درآن برای اسراییل بسیار پراهمیت است ،برجای گذارد .
       
      شایان ذکر است که خط مقدم ایران در جنوب لبنان ، شامل تعداد محدودی نیروی شبه نظامی و حجم عظیمی از راکتهای  کوتاهبرد را می توان با جاه طلبی های هسته ای تهران مرتبط دانست. درواقع ، این دو به گونه ای طراحی شدند که بصورت متقابل ، یکدیگررا تقویت نمایند .
       
      درواقع ، زرادخانه موشکی حزب ا... ، سپری است تا از حمله احتمالی اسراییل به تاسیسات هسته ای ایران جلوگیری بعمل آورد که شباهت زیادی به مدل کره شمالی ( نشانه گیری هزاران موشک بسوی سئول برای ایجاد بازدارندگی )  را نشان میدهد . در حالی که متقابلا ، قابلیتهای هسته ای ایران ( پس از رسیدن تهران به بمب ) میتواند بعنوان یک چتر استراتژیک، همه نیروهای نیابتی و بازیگران تحت هژمونی ایران را  زیر پوشش خود قرار دهد .
       

       
       
      پروژه دقیق (precision project) : 
       
      بخش مهمی از راهبرد ایران که در سطور قبل مورد بررسی قرار گرفت ، متمرکز کردن همه تلاشها  برای ارتقاء قابلیتهای حزب ا... از طریق طراحی و اجرای برنامه دقیق (precision project)  مدت می بایست تحقق یابد . این تلاش ها  به شکل خاص با تبدیل بخش مهمی  از زردادخانه موشکهای قدیمی میانبرد  این گروه به موشکهای برد بلند هوشمند با دقت بالا که به سامانه های هدایت کننده مجهز خواهد شد ، قرار است صورت پذیرد ( در این میان ،بیشتر از 100 هزار تیر موشک کوتاهبرد حزب ا.. شامل  موشکهای کاتیوشا و گراد از این برنامه مستثنی هستند ) .
       
      براساس ارزیابی های اطلاعاتی اسراییل ، هدف از این پروژه ، تسلیح حزب ا... در کوتاه مدت به حداقل 1000 موشک میانبرد و برد بلند با خطای دایره ای (CEP )  ده  متر (10 متر ) خواهد بود . مجموعه این ارزیابی ها نشان میدهد که تهران درصدد است تا به منظور کاهش خطر پذیری حمل موشکهای مونتاژ شده  در کاروان هایی که نسبت به حملات هوایی آسیب پذیر هستند ، نخست امکان تولید صنعتی را در تاسیسات مخفی ( در خاک سوریه و لبنان )  فراهم نموده و پس از آن ، با فراغ بال بیشتری ، انها را به نیروی به کاربرنده ، تحویل دهد .
       
      از دید فنی ، میتوان این پروژه را با با هدف مسلح سازی حزب ا... به نسخه های هدایت شونده  زلزال-2 ( مجهز شده به سامانه هدایت GPS با برد 200 کیلومتر و سرجنگی 600 کیلوگرمی ) و فاتح-110 ( گونه بهبود یافته زلزال مجهزبه سامانه های ناوبری داخلی و افزایش دقت دایره ای آن در مقایسه با دقت قبلی 500-1000 متری ) منطبق دانست .
       
      این موشکها به افزونه های (KIT) که اندازه آنها کوچکتر از یک چمدان مسافری کوچک  بوده و احتمالا به سامانه  های هدایت ماهواره ای GPS/ GLONASS  برای بهبود روند هدایت و پایش زیرسیستم ها ، مجهز است . مضاف براین ، شمار زیادی از راکتهای  ام-302 که خارج از برنامه دقیق هستند نیز بهبود و ارتقاء یافته اند و با این برنامه ، می توان آنها را در قالب موشکهای دقیق خانواده "رعد" ( Raad / ( thunder  طبقه بندی نمود . از اواسط سال 2017 ، ایران در سه نوبت متوالی ، قابلیت آتش موشکی خود را با هدف قرار دادن موقعیت استقرار عناصر دولت اسلامی (داعش . م ) به نمایش گذاشت  ، در حالی که این موشکها برای رسیدن به هدف خود ، صدها کیلومتر برفراز آسمان کردستان عراق و سوریه ، به پرواز درآمده بودند .
       
       

       
      درهمان زمان ،برآوردها نشان میداد که ایران از موشکهای جدید خود ، شامل ذوالفقار ( نوع بهبود یافته فاتح-100 با 700 کیلومتر برد ) ، قیام  ( نمونه بهبود یافته خانواده شهاب با بردی درحدود 800 -750 کیلومتر ) و فاتح-110 بی ( با برد 300 کیلومتر) استفاده نموده است .
       
      نخستین شلیک  در ژوئن 2017 با مشکلات قابل توجهی روبرو شد ، در حالی که شلیکهای صورت گرفته در سپتامبر واکتبر 2018 به شکلی انجام پذیرفت که درجریان آن ، تعدادی از موشکهای مورد استفاده دورتر از اهداف خود به زمین اصابت کردند که  به احتمال زیاد ، این مساله به مشکلات ایرانی ها در حوزه کنترل کیفیت پس ازتولید برمی گردد ، در حالی که بقیه موشکها ، اهداف مورد نظر را با دقت بسیار بالایی مورد اصابت قرار دادند . درکنار موشکهای بالستیک ،ایرانی ها پتانسیل رو به  گسترش خود در زمینه طراحی و تولید پرنده های بدون سرنشین برد بلند را با تحویل آنها به حزب ا... و شبه نظامیان یمنی که ازآنها پشتیبانی می کنند، بخوبی به نمایش گذاشتند . این مساله با هدف قرار گرفتن زیرساختهای نفتی سعودی ، فرودگاه بین المللی ابوظبی و مقامات ارشد یمنی ( شامل فرمانده اطلاعات ارتش یمن ) بسرعت جنبه های پنهان برنامه پهپادی ایران را تا حدودی آشکار نمود . این مساله ، با توجه به انتشار اخباری مبنی بر حضور مشاوران نظامی حزب ا... در یمن و کاربرد گسترده پهپادهای این گروه در سوریه ، تهدید بسیار جدیدی را علیه اسراییل پدید آورده بود .
       

       
      از دید اسراییل ، " برنامه دقیق (precision project)"  ایران ، شاید خطرناکترین مولفه طراحی شده ای باشد که قرار است شکل نهایی آن در سوریه  به منصه ظهور برسد . اکثریت تحلیلگران امنیتی ، براین باورند که  به رغم قدرت نظامی فراهم شده ، اسراییل کشوری کوچک و آسیب پذیر است که مراکز مهم جمعیتی ، زیرساختهای نظامی و اقتصادی آن در منطقه ای به عرض 20 کیلومتر و درازای 80 تا 100 کیلومتر پراکنده شده ، درنتیجه ، مسلح شدن حزب ا... به  تعداد نسبتا" بالایی از موشکهای بادقت بالا ، موجب میشود تا این گروه پتانسیل اولیه  هدف قرار دادن  مولفه هایی که برای امنیت اسراییل  حیاتی بوده و همچنین توانایی آن در ادامه بقاء در یک جنگ فرسایشی را فراهم می آورد ، در اختیار خواهد گرفت واین به احتمال زیاد ، هزینه سنگینی را بر اسراییل تحمیل خواهد نمود .
       
      درآنسوی جبهه ، حزب ا... نیز نیت اصلی خود برای هدف قراردادن زیرساختهای استراتژیک اسراییل را با موشکهای موجود خود ، پنهان نمیکند . رهبر این گروه ،سیدحسن نصرا... در سخنرانی ها و همچنین یک ویدئوی منتشر شده در دسامبر2018 ، بصورت ضمنی ، بدین نکته اشاره می کند که  مجموعه ای از اهداف ، شامل پایگاه های هوایی ، راکتور هسته ای دیمونا ، مقر وزارت دفاع ، مقر ستاد ارتش در تل آویو ، فرودگه بن گورین ، تاسیسات بندری حیفا ، تاسیسات نمک زدایی در سواحل مدیترانه ، تاسیسات پتروشیمی ، نیروگاه های برق و ... برای اقدام مقابل ثبت و هدف گیری شده است .
       

       
      فشار متقابل اسراییل :
      با توجه به رویه تهاجمی ایران در سوریه ، اسراییل به شکل طبیعی از آغاز بحران در این منطقه  ، سعی نموده تا  با گسترش خطوط قرمز ، نقش خود را در بیش از گذشته  در روند تحولات  به نمایش گذارد . در این حوزه ، خطوط قرمز اسراییل در ابتدای جنگ داخلی در سوریه را میتوان در موارد مشخصی نظیر انتقال تسلیحات راهبردی ( و یا به اصطلاح  "تغییر دهنده بازی " / game changing ) به حزب ا... بواسطه شرایط خاص سوریه  ، گسترش تهدید علیه اسراییل در امتداد مرز میان سوریه و اسراییل و همچنین جلوگیری از ایجاد محدودیت برای اجرای عملیات رزمی ، بخصوص برای نیروی هوایی برشمرد .
       
      با توجه به این مساله ، تمرکز اصلی اسراییل درآغاز ، برروی تحرکات عناصر حزب ا..  قرارداشت . اما هنگامی  که ایران  شروع به آغاز اجرای برنامه های بلندپروازانه خود در سوریه نمود و ازسال 2016 ، برشدت فعالیت های خود افزود ، این روند برای اسراییل گران آمد ، بدین معنی که  توسعه فعالیتها و روند  استقرار نظامی ایران در بخشهای گسترده ای از سوریه  ، موجب میشد تا در بلند مدت ، امنیت اسراییل ، بصورت قابل توجهی مورد تهدید قرار گیرد . این در حالی بود که  مقامات ارشد تهران ، در کنار دنبال نمودن استراتژی سرکوب داعش ، به شکل موازی  آنچه که  برنامه "  precision project " نامیده میشد و ماهیتی کاملا نظامی و راهبردی را به نمایش می گذاشت ، دنبال می نمود .
       

      سپهبد گادی  آیزنکوت 
       
      دراوایل سال 2017 ، سپهبد گادی  آیزنکوت  (Lt. Gen. Gadi Eisenkot) که در آن زمان رییس ستاد ارتش اسراییل بشمارمی رفت ، پس از تایید کابینه وقت اسراییل ، کارزار هدفمندی را به منظور مقابله و خنثی سازی با شطرنج پیچیده ایرانی ها در سوریه و وادار نمودن ایران به خارج نمودن عناصر نظامی اش از سوریه در پیش گرفت.
       
      آیزنکوت در جریان پرسش و پاسخ محرمانه ای که تنها بخشهایی از آن منتشر شده ، براین استدلال قرار داشت که اسراییل می بایست با تمامی توان (شامل تمامی مزیتهای اطلاعاتی وعملیاتی  ) طرح های دشمن خطرناک و قدرتمند حاضر در سوریه  ( جمهوری اسلامی ایران . م )  شناسایی و با آن مقابله نماید ، چرا که  در صورت عدم توجه به این مساله ، این امکان وجود خواهد داشت که  در آینده ، شرایط برای مقابله بسیار سخت تر از امروز گردد .
       
      کارشناسان امنیتی براین باورند که استدلال آیزنکوت  را میتوان  ناشی از تجربه  قبلی در خصوص در پیش گرفتن موضع انفعالی در قبال حزب ا.. لبنان  در یک بازه زمانی ده  ساله  ( 1990 تا 2000 )  دانست . همین امر موجب شد تا به استناد اطلاعات منتشر شده توسط منابع معتبر دفاعی ، ارتش اسراییل در بازه زمانی یکساله  ( 2018-2017 ) صدها حمله هوایی را بر علیه  نقاط  استقراری واحدهای ایرانی و همپیمانانش اجرا نماید . این مساله آنچنان برای اسراییل به صورت یک مساله حیاتی درآمده بود که آیزنکوت در مصاحبه ای با نیویورک تایمز اعتراف نمود که نیروی هوایی اسراییل تنها در سال 2018 ،نزدیک به 2000 تن بمب در این حملات بکار برده است .
       

       
       
      به اعتقاد کارشناسان نظامی ، تلاش های IDF را می توان در قالب یک  مفهوم عملیاتی جدید وبصورت "کارزاری میان یک جنگ  / جنگی میان یک جنگ  ( campaigns between the wars) " که در عبری با شناسه  "mabam" نیز شناخته میشود ، به تصویر کشید . این مفهوم را به شکل خاص میتوان بر پایه این ایده که می بایست توانایی های مرگبار نیروی متخاصم را قبل اینکه دریک جنگ محتمل درآینده ، موجبات محدودیت رزمی برای IDF را فراهم آورد ، نابود نمود و یا در حداقل وضعیت ، کاهش داد ، دانست .
       
      اما این نابودی یا کاهش قابلیتهای مرگبار رزمی می بایست به گونه ای اعمال شود که در عین نمایش عزم اسراییل برای مقابله ، بازدارندگی آن را نیز به منصه ظهور رسانده  و کارایی علمیاتی دشمن را در چهارچوب زمانی مشخصی به تاخیر انداخته  و از گسترش و تقویت آن جلوگیری بعمل آورد .
       
      به همین سبب ، رفتار اسراییل از آغاز جنگ داخلی در سوریه  را با هدف مدیریت شکاف میان جاه طلبی های نیروی  متخاصم ، در عین عدم تمایل آن برای ورود به یک درگیری مستقیم مسلحانه  می توان مورد تبیین قرار داد .
       
      بدین سان ، اثر بخشی  ایده استفاده از مفهوم mabam بر علیه ایران درسوریه را می توان مبتنی بر عناصر ذیل دانست :
      1-شناسایی صحیح و اولویت بندی طیف متنوع تهدیدات که در گستره زمینی سوریه بعنوان اهداف ارزشمند ، پراکنده شده اند . این اهداف ، نه تنها شامل عناصر نیابتی ، بلکه شامل عناصر نظامی ایرانی نیز می شود .
      2- دستیابی به اطلاعات جاسوسی به روز با وضوح بالا
      3- ایجاد امکان برای اجرای حملات ضربتی دقیق با حداقل تلفات جانبی برای IDF
      4- ایجاد فضا و مشروعیت سیاسی برای دنبال نمودن این کارزار
      5- ارزیابی دقیق از رفتار دشمن ، بررسی روند منطقی حرکات آن  به منظور برنامه ریزی باهدف اجرای کامل استراتژی  جنگی میان جنگ دیگر (campaign between the wars) تا نیت اصلی ، یعنی احتراز از وقوع یک جنگ دیگر به حریف منتقل شود ، ضمن اینکه ارزیابی دقیق به معنای دنبال نمودن روند شناسایی پتانسیل های بالقوه دشمن نیز خواهد بود .
      6- استمرار روند طراحی شده و همزمان بسط تجارب بدست آمده و اعمال آن در آینده
      7- ارسال پیام های مستمر به نیروی متخاصم به منظور القای وجود آمادگی روانی و فنی برای نیل به اهداف طراحی شده کارزار تا زمانی که لازم باشد .
       
      درواقع ، رویکرد mabam اسراییل در سوریه ، شامل یکسری کارزار اطلاعاتی  محاسبه شده است ، بدین صورت که برخی مواقع ، هویت واقعی موقعیتهای مورد نظر ، قبل از حمله بواسطه رسانه های مختلف ،افشاء شده  تا مسئولیت  هرگونه تلفات جانبی  و ایجاد فشار روانی و رسانه ای از سوی طرف مقابل به کمترین حد خود تتزل یابد .
       
      پی نوشت :
      1- ادامه دارد ............
      2- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند./ MR9 
    • توسط MR9
      بسم ا...
       
      گسیل پدافند هوایی مدرن باور-373 به سوریه/ ایران اجازه زدن بدون هشدار قبلی هواپیماهای اسراییلی را در آسمان سوریه دریافت کرده است
       
       
      منابع اطلاعاتی رژیم صهیونیستی می گویند، ارتش روسیه اجازه هدف قرار دادن بدون هشدار قبلی هواپیماهای اسرائیلی را در سرتاسر آسمان سوریه به ایران داده است.
       

       
      سفررییس ستاد کل نیروهای مسلح به سوریه
       
       
    • توسط super_comando
      آفتاب: فرمانده واحد پدافند موشکی نیروی هوایی روسیه گفته‌است که جدیدترین سیستم پدافندی این کشور موسوم به S-400 از هفته آینده در اطراف مسکو مستقر شده و تا پایان سال 2015 حراست از اتمام مراکز مهم اقتصادی و سیاسی روسیه را بر عهده‌دار شده و شانس وقوع هرگونه حمله پیش دستانه خارجی را به حداقل خواهد رساند . به گزارش خبرگزاری ریانووستی، سرتیپ الکساندر گورکوف روز پنج‌شنبه با اعلام این خبر گفت: «اولویت اول، حراست از حریم هوایی مسکو است و به همین منظور این سیستم از هفته آینده در مراکز مهم اطراف مسکو مستقر خواهد شد. بعد از آن S-400 در دیگر مناطق کشور نیز مستقر خواهد شد». وی افزود که این سیستم جدید طی دو مرحله در اختیار نیروی هوایی روسیه قرار خواهد گرفت، به گونه‌ای که تا آغاز سال 2010 شهرهای بزرگ و مناطق اطراف آنها را شامل می‌شود و در مرحله دوم یعنی تا سال 2015 پوشش هوایی بقیه مناطق کشور را نیز در بر خواهد گرفت. به گفته گورکوف به غیر از S-400، نمونه‌های مدرنیزه شده بقیه محصولات صنایع نظامی روسیه نیز به‌زودی در اختیار واحد پدافند ضدموشکی قرار خواهد گرفت. وی گفت که این تسلیحات شامل سیستم‌های پدافندی با برد کوتاه، متوسط و دور می‌شود. به ادعای تحلیلگران نظامی روسیه سیستم پدافند موشکی S-400 قابلیت انهدام همه اجسام پرنده از جمله هواپیما، هواپیماهای بدون سرنشین و موشک‌های بالستیک با هر سرعتی را دارا است . حداکثر برد این موشک‌ها از نظر مسافت 400 کیلومتر و از لحاظ ارتفاع 30 کیلومتر است. تفاوت عمده S-400 نسبت سیستم‌های مشابه آن است که کلاهک‌ موشک‌های این سیستم به ابزارهای نشانه‌روی خودکار در آسمان مجهز شده‌اند. گفتنی است موضوع استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا در اروپای شرقی باعث تکاپوی شدید فرماندهان ارتش روسیه شده‌است. روس‌ها می‌گویند که استقرار این سیستم موازنه استراتژیک کنونی در قاره اروپا را از بین برده و قابلیت پیش‌دستی آمریکا در هر برخورد نظامی احتمالی را افزایش می‌دهد.
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.