mostafa_by

عاشقانه‌ي سه پادشاهي - نخستین تقابل لیو بی و لو بو

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

با تشکر از مصطفي عزيز بابت مطالب ناب و زيبا ، از 100 عزيز هم تشکر ميکنم ، اين نرم افزار مورد نياز بنده هم بود .


فعلا با توجه به مشغله زياد ، اين تايپک دليل اصلي سرزدن بنده به سايت هستش ! اونم اکثرا با موبايل ...
همچنان منتظر قسمت هاي بعدي هستم : )

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

قبل از اينكه به قسمت پنجم بپردازيم، فكر كنم بهتره كه يه توضيحي درخصوص نحوه‌ي روايت داستان تاريخ عصر سه پادشاهي چين خدمت ارائه كنم.
همون‌طور كه از اسمش پيداست، اين عصر، عصري بود كه چين به سه پادشاهي تجزيه و البته در سال 280 ميلادي توسط سيما يوآن مجدداً متحد و سلسله‌ي جين مجدداً بر سراسر حكومت چين فرمانروايي نمود.
پس لاجرم براي شرح وقايع اين عصر، حداقل نياز به توضيح درخصوص ريشه، پيشينه و نحوه‌ي صعود به قدرت هر سه پادشاهي وي، وو و شو كه به ترتيب توسط سائو سائو و سائو پي، سون چوان و ليو بي بنا گرديد هست.
از اونجايي كه ظاهراً سائو سائو فعلاً بيشتر بين دوستان طرفدار پيدا كرده تا ديگران، اگه بخش‌هايي ديدين اصلاً خبري از سائو سائو نيست به بزرگي خودتون ببخشيد. ولي براي فهم بهتر اين برهه از تاريخ، مي‌بايست با هر سه گروه آشنا بشين.

براي اينكه خط سير داستان رو از دست ندين، بخاطر داشته باشيد كه سون جيان، پدر سون سه و سون چوان بود كه بعدها سون سه زمينه‌ي ايجاد پادشاهي در منطقه‌ي جنوب را فراهم آورد و سون چوان اون رو تكميل كرد. پس تمامي توضيحاتي كه درخصوص سون جيان و فرماندهانش داده مي‌شه (بخصوص اسامي رو) سعي كنين بخاطر بسپارين. چون در آينده نقش مهمي رو هريك ايفاء خواهند كرد.

با اين توضيح، مي‌پردازم به قسمت پنجم ماجرا.

-------------------------------------------

در قسمت چهارم، درخصوص نبرد سه برادر با لو بو، شكست سپاه دونگ ژو در برابر سپاه ائتلاف، تلاش ناكام سائو سائو براي به خدمت گرفتن سه برادر و همچنين ترفندهاي حيرت انگيز وي براي استفاده از قدرت ديگران جهت پيشبرد اهداف خود و در نهايت پيشنهاد حمله‌ي سون جيان به لويانگ و گرفتن سواره نظام وي، توضيحاتي ارائه شد و حالا ادامه‌ي ماجرا ...!

--------------------------------------------

قسمت پنجم – مهر امپراطوري

سائو سائو با حيله‌اي كه بكار برد، نه تنها قواي سواره نظام سون جيان را بدست آورد و امكان تعقيب دونگ ژو برايش مهيا شد، بلكه عملاً سون جيان را به سراغ شهري ويران فرستاد كه ديگر ارزشي ندارد. اما طرف ديگر، همانا امپراطور، دونگ ژو، دربار و ثروت امپراطور بودند؛ يعني همه چيز. شرايط كاملاً مهيا بود و تنها به دستي نياز بود كه اين ميوه‌ي رسيده را بچيند كه سائو سائو آن دست را دست خود مي‌ديد. اما يك جاي كار را محاسبه نكرده بود : هوش لو بو.

عمليات فرار با عجله و بي‌برنامه پي‌ريزي شده بود و آشفتگي در سپاه موج مي‌زد و لو بو بخوبي مي‌دانست كه اگر تدبيري براي اين امر اتخاذ نگردد، اين آشفتگي با اولين حمله‌ي سپاه ائتلاف دو چندان خواهد شد و عملاً به تار و مار شدنشان خواهد انجاميد. پس تدبيري انديشيد و كميني گسترده را براي سربازان سائو سائو مهيا نمود.
سائو سائو كه به خوبي مي‌دانست در پي شكست دونگ ژو، وي پايتخت را تغيير مي‌دهد، از قبل سربازاني را براي كمين در مسير فرار قرار داده بود كه سرعت سپاه دونگ ژو و كاروان همراه آن را گرفته و با خريدن زمان، اجازه‌ي نزديك شدن سواره نظام تعقيب كننده را بدهد. كمين‌هايي كوچك ولي آزار دهنده كه بيش از پيش به آشوب سپاه دونگ ژو مي‌انجاميد. در يكي از اين كمين‌ها، سرنوشت لو بو نيز تغيير كرد و آن، آشنايي با ديائوچان بود؛ يكي از چهار زن زيباي افسانه‌اي چين.



Four_Great_Beauties.jpg
از چپ به راست : شي شي (Xi Shi)، وانگ ژاووجون (Wang Zhaojun)، ديائوچان (Diaochan) و يانگ گواي‌في (Yang Guifei).



هرچند در تاريخ، اثر چندان زيادي از ديائوچان نيست، اما در كتاب «عاشقانه‌ي سه پادشاهي»، به شخصيت ديائوچان به خوبي پرداخته شده است. از آنجايي كه يكي از مهمترين دلايل عنوان شده براي درگيري لو بو و دونگ ژو، وجود همين زن زيبا بوده است (هميشه پاي يك زن در ميان است)، ما هم براساس روايت داستاني ماجرا را دنبال خواهيم كرد.

ديائوچان دخترخوانده‌ي وانگ يون بود كه در اصل، دختر يكي از خانواده‌هاي اصيل آن روزگار بود كه مورد غضب امپراطور قرار گرفته و تمامي خانواده كشته شده بودند. اما ديائو چان توسط وانگ يون نجات پيدا كرد تا دست تقدير، از وي ابزاري بسازد براي رسيدن به هدف والاي وانگ يون؛ يعني حفظ امپراطوري هان.

بازگرديم به كمين سائو سائو. در كميني كه براي سپاه دونگ ژو ديده شده بود، لو بو ديائوچان را از مرگ حتمي نجات مي‌دهد و از آن پس، عاشق ديائوچان مي‌گردد. عشقي كه بعدها داستان‌هاي زيادي را بهمراه آورد.
اما در نقطه‌ي مقابل، لو بو كه بخوبي حدس زده بود كه اين كمين‌ها براي كم كردن سرعت سپاه و رسيدن تعقيب كنندگان احتمالي هستند، كميني عالي در كوهستان شويانگ ترتيب داد. البته سائو سائو به خوبي مي‌دانست كه تعداد سپاه شيليانگ حداقل دو برابر سواره نظام خود است و همچنين اگر لو بو وارد ميدان شود، كسي ياراي مقابله با وي را ندارد. به همين دليل به سائو رن (Cao Ren Styled Zixiao) اكيداً دستور داده بود كه نه با لو بو درگير شود و نه به تعقيب دونگ ژو و سپاهش بپردازد و فقط در پي بازپس گيري امپراطور باشد. اما سائو سائو به قدري از نقشه‌ي خود مطمئن بود كه حقيقتاً فكر اين كمين را نكرده بود. به همين دليل بي‌محابا به تعقيب سپاه دونگ ژو پرداخته و در كمين لو بو گرفتار گرديد و اكثريت سپاه خود (اعم از سه هزار سوار سپاه سون جيان) را از دست داد و خود نيز چيزي با مرگ فاصله نداشت كه توسط سائو هونگ (Cao Hong Styled Zilian) نجات پيدا كرد.

اما سون جيان چه چيزي بدست آورد؟ هنگامي كه سون جيان به لويانگ رسيد، با ويرانه‌اي مواجه شد كه هيچ گاه انتظار آن را نمي‌كشيد. دونگ ژو قبل از رفتن دستور داده بود كه شهر و قصر را به آتش بكشند تا چيزي نصيب فاتحين پايتخت نگردد (كه البته باز هم دقيقاً مطابق پيش‌بيني سائو سائو بود). سون جيان خسته و افسرده از اينكه پس از اينهمه نبرد طاقت فرسا و سنگين و دادن تلفات، چيز چنداني بدست نياورده است، قصد بازگشت به كمپ خود را داشت كه سربازي به وي خبر داد كه شيئي گرانبها پيدا نموده است : «مهر امپراطوري»!

اين خبر همانقدر براي سون جيان خوشحال كننده بود كه حقيقتاً فكر و ذكر وي گرديد. چرا كه اگر امروز مهر امپراطوري را داشت، فردا مي‌توانست با برهم زدن قدرت، كم كم تاج و تخت را نيز از آن خود كند و امپراطوري خود را بنا سازد. اين خيال آنقدر براي وي شيرين بود كه گوش وي به نصيحت‌هاي اطرافيان (منجمله فرزند خردسالش؛ سون چوان) بدهكار نبود. سون چوان معتقد بود كه اين مهر چون به خاندان امپراطوري (فرزاندان خدايان) تعلق دارد، جز شومي و نحسي چيز ديگري را بهمراه نخواهد آورد و مثال‌هايي از تاريخ زد. حرفي كه بعدها سائو سائو نيز به سون جيان زد. اما گوش وي بدهكار نبود.

از طرف ديگر، با شكست سپاه دونگ ژو و شنيدن خبر فرار ايشان، يوآن شائو و ارتش ائتلاف نيز خود را به لويانگ رساند تا در غنائم سهيم شود