Generalmohammad

آيا ما در مقابل عراق پيروز شديم ؟ + نظرسنجي

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

PRESIDENT TRUMP: Well, we should've kept the oil when we got out. And, you know, it's very interesting, had we taken the oil, you wouldn't have ISIS because they fuel themselves with the oil. That's where they got the money. They got the money from leaving -- when we left, we left Iraq, which wasn't a government. It's not a government now.

And by the way, and I said something else, if we go in and do this. You have two nations, Iraq and Iran. And they were essentially the same military strength. And they'd fight for decades and decades. They'd fight forever. And they'd keep fighting and it would go -- it was just a way of life. We got in, we decapitated one of those nations, Iraq. I said, "Iran is taking over Iraq." That's essentially what happened.

http://abcnews.go.com/Politics/transcript-abc-news-anchor-david-muir-interviews-president/story?id=45047602

مصاحبه ترامپ گویای همه چیز است.


http://www.asriran.com/fa/news/77764/%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%B1%D9%81-%D8%A8%D9%88%D8%AF%DB%8C%D9%85-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%87-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%85

مصاحبه جالبیست.

بازجوی FBI در ادامه از صدام پرسید: آیا استفاده از سلاح های شیمیایی علیه ایران تنها برحسب ضرورت صورت گرفت و برای مثال عراق بدون استفاده از چنین سلاح هایی در جنگ شکست می خورد؟ و دیکتاتور گفت: "به این سئوال جواب نمی دهم."

صدام همچنین در جواب به این سئوال که به نظر او عراق در دوره ای از جنگ به ویژه پس از سال 1982 و در فاصله 1984 تا 1986 در آستانه شکست خوردن از ایران بوده است یا خیر، پاسخ داد: "خیر، من این قضیه را در تلویزیون و در پنج نامه ای که به ایران ارسال کردم توضیح دادم."

دیکتاتور معدوم عراق مدعی شد: "عقب نشینی سال 1982 عراق به مرزهایش حامل پیام بود اما ایران این پیام را نگرفت!... اگر شما سرهای آنها را نشکنید، آنها قضیه را نخواهند فهمید!"

صدام گفت: "کشورهای عربی در طول جنگ کمک هایی به عراق کردند و تصور می کردیم که این ها کمک باشد نه وام. اما بعد از جنگ این کشورها نظر خود را عوض کردند و خواستار بازپرداخت این پول ها شدند. برخی از این کشورها عراق را یک تهدید نظامی می دانستند اما ایران از نگاه آنها تهدید نبود چونکه نیروهای آن براثر جنگ منهدم شده بود." (صدام در این لحظه قهقهه خنده سر داد.)

دیکتاتور عراق ادعا کرد: "کشورش در روز 28 سپتامبر 1980 با یک قطعنامه سازمان ملل مبنی بر آتش بس با ایران موافقت کرد اما تهران این قطعنامه را نپذیرفت."

وی افزود: "به علاوه قطعنامه 598 در سال 1987 در خصوص خاتمه جنگ مورد موافقت عراق قرار گرفت اما ایران بار دیگر این قطعنامه را رد کرد و در واقع عراق چندین بار در طول جنگ تلاش کرده بود برای توقف درگیری ها با ایران مذاکره کند."

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
پیروزی یا شکست یک مهاجم بستگی به رسیدن به اهداف تهاجمش داره صدام تو تهاجم به ایران اهدافی داشت که بعد از پایان جنگ به اون اهداف نرسید
اما در مورد ایران ما مدافع بودیم وتنها راهکارمون دفاع از خودمون بود درسته که هزینه زیادی واسه جنگ دادیم اما در نهایت به صدام اجازه ندادیم به اهدافش برسه این کار ما شاید یه پیروزی بود اما پیروزی پر هزینه ای بود ویرایش شده در توسط GAHERRRR
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

پیروزی یا شکست یک مهاجم بستگی به رسیدن به اهداف تهاجمش داره صدام تو تهاجم به ایران اهدافی داشت که بعد از پایان جنگ به اون اهداف نرسید
اما در مورد ایران ما مدافع بودیم وتنها راهکارمون دفاع از خودمون بود درسته که هزینه زیادی واسه جنگ دادیم اما در نهایت به صدام اجازه ندادیم به اهدافش برسه این کار ما شاید یه پیروزی بود اما پیروزی پر هزینه ای بود

ماهم شعارهایی دادیم ولی به شعارهامون نرسیدیم

پس ماهم پیروز نشدیم تو این جنگ

پیروز این جنگ آمریکا و روسیه بودن که تونستن خوب پول در بیارن و هزینه ای نکردن

پیروز این جنگ اسرائیل بود که هزینه کرد تا ایران هروقت کم میاره قوی تر بشه و شکست نخوره تا عراقم ضعیف بشه و دشمناش از بین بره

در وهله سوم اروپا بود که تونست مقدار خوبی اسلحه بفروشه

در مرحله آخر هم عربستان بود که یه هزینه ای کرد که تونست الان آقایی و سروری اعراب رو برداره،ببینید چه ابهتی داره الان بین کشورای عربی

ولی بازنده ایران و عراق بودن

  • Upvote 10
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

دلیل حمایت شرق و غرب از عراق خود ما بودیم شوروی هم خواهان همکاری با ایران بود به شرط متوقف کردن حمایت از مجاهدین افغان و آمریکا هم که خود واقفید.

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 

اینکه خدا هوای ایران رو داشته هم از اون حرفهاست ها! شما فکر می کنید فقط ایران هست که اسم گردنهاش رو ابوالفضل و حسن و حسین می گذاشته؟ از کسانی که در جبهه بودن بپرسید که اسم گردانها و واحدهای نظامی عراق چی بود؟ دوست عزیز همون خدایی که شما رو بهش سجده می کنید رو سربازهای عراقی رو بهش سجده می کردن.همون نظر و نیازی که شما می کنید رو اونها هم می کردن. اینکه خدا هوای ایران رو داشت یعنی چی؟ یعنی مثلا ما با یه گلوله آرپی جی 15 تا تانک رو می زدیم؟ یه مقدار از افسانه ها فاصله بگیریم بد نیست. هر بار که این ملت یه شکست حسابی در جنگ خورده سرهمین افسانه سرایی هاش بوده. اگه این طور باشه شاه اسماعیل صفوی هم عقب نشینی ترکهای عثمانی از تبریز رو باید به خاطر حمایت خدا بدونه نه شورش ینی چری!!! اگه خدا واقعا هوای ایران رو داشت سربازای عراق رو همون لب مرز بخار می کرد که ما انقدر کشته ندیم. هر چیزی حساب کتاب خودش رو داره.

 

 

 

"اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّیَ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم". سوره رعد، آیه11

  • Like 1
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

کتاب ویرانه های دروازه های شرقی رو می خوندم 

" نوشته بود در انتهای جنگ پیروزی اقتصادی برای ایران بود. بدهی ایران محدود بود ولی عراق دست و پایش به خاطر 100 میلیارد دلار بدهی بسته بود و این مساله مهمی بود که عراق رو به جنگ به سمت کویت میل داد" 

 

  • Like 1
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
12 minutes قبل , arminheidari گفت:

کتاب ویرانه های دروازه های شرقی رو می خوندم 

" نوشته بود در انتهای جنگ پیروزی اقتصادی برای ایران بود. بدهی ایران محدود بود ولی عراق دست و پایش به خاطر 100 میلیارد دلار بدهی بسته بود و این مساله مهمی بود که عراق رو به جنگ به سمت کویت میل داد" 

  

کاملا درسته اگر پیروزی را رسیدن به اهداف اولیه رسیدن تعریف کنیم قطعا ما پبروز محسوب میشیم اما سوالی که پیش میاد اینه که در اواخر جنگ هدف ما به تغیر رژیم تغیر پیدا کرد یا نه ؟ در داین صورت شاید پیروزی بوده اما نه با قاطعیت و ...

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
43 minutes قبل , amirhosaingh گفت:

کاملا درسته اگر پیروزی را رسیدن به اهداف اولیه رسیدن تعریف کنیم قطعا ما پبروز محسوب میشیم اما سوالی که پیش میاد اینه که در اواخر جنگ هدف ما به تغیر رژیم تغیر پیدا کرد یا نه ؟ در داین صورت شاید پیروزی بوده اما نه با قاطعیت و ...

 

چیزی که تو این جمله مشخص هست، حقیقت یک کشور پشت ظاهرش هست 

در پایان جنگ همه ما به تسلیحات عراق اشاره می کنیم و آمار می دهیم و ضعف تجهیزات و پرنده های خودمون رو به خاطر می آوریم

ولی همیشه این اندوخته و بدهی یک کشور است که مسیر آینده اش رو مشخص می کنه

 

این مساله رو اگر تو همه جنگ ها بویژه بعد از جنگ فرانسه و روسیه نگاه کنیم 

به وضوح می بینیم که بحث توان مالی اصل ماجرای جنگ است 

و جنگ هایی که بدون برنده تمام میشن و برای طرفی که بی فکر عمل کرده باشد فاجعه بار میشه 

نمونه این جنگ رو الان عربستان و یمن می بینیم که خزانه عربستان رو داره خالی می کنه 

 

  • Like 1
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر 5 تیر 1398 در 13:32 , arminheidari گفت:

کتاب ویرانه های دروازه های شرقی رو می خوندم 

" نوشته بود در انتهای جنگ پیروزی اقتصادی برای ایران بود. بدهی ایران محدود بود ولی عراق دست و پایش به خاطر 100 میلیارد دلار بدهی بسته بود و این مساله مهمی بود که عراق رو به جنگ به سمت کویت میل داد" 

 

 

بازگشت به این پست ، تصمیم گرفتم نظرم را اینجا عنوان کنم . در مورد پایان جنگ نظرم خلاف نظر شماست و تا این لحظه فکر می کنم که شکست خوردیم و شکست بدی هم خوردیم .

پایان جنگ به اون نحو در حالیکه 8 سال جنگیدیم ، هزینه های زیادی دادیم و در آخر چیزی به دست نیاوردیم و نزدیک بود که خیلی چیزها را هم از دست بدیم ضربه بدی به انقلاب و ایران و تفکر حاکم بر مسئولین زد. در بین سیاسیون ما دو جریان شکل گرفت جریانی که جنگ را بد و بی نتیجه می دونست و بر بی حاصلی اون پافشاری می کرد و جریان دوم که جنگ را خوب و نعمت الهی می دونست اما چیزی برای ارائه نداشت .  طرف ضد جنگ ، در ایران کاملا محق به نظر می رسید. ایران کاملا به لاک دفاعی رفت به نظر می رسه در اون بازه زمانی قدرت انجام هرگونه عملیات تهاجمی از ما صلب شد ما حتی در برابر طالبان هم حرکت تهاجمی نمایانی نکردیم .

 

 ضربه دوم وقتی به ما وارد شد که ارتش عراق مقابل چشم طرف ایرانی ظرف کمتر از 50 روز توسط آمریکا و متحدین متلاشی شد.  در اینکه اقدامات ما و بدهی هنگفت عراق موجب شد صدام خبط اشغال کویت را بکند با شما موافق نیستم . تصور کنید عراق کویت را اشغال نمی کرد و راه دیگری برای باز پرداخت بدهی خودش پیدا می کرد بطور مثال با توان نظامی که بدست آورده بود خودش را به یک صادر کننده تسلیحات تبدیل می کرد. یا حتی بخشی از تجهیزات ارتش را به سایر کشورها می فروخت. شکی نیست که می توانست برای موشکهای بالستیک خودش مشتری پیدا کند و ... و اگرعراق چنین اشتباهی نمی کرد طرفداران دفاع مقدس برای دفاع از خودشان هیچ مستمسکی نداشتند.

 

بعد از اینکه ما به سمت پروکسی وار رفتیم ، آمریکا مجبور شد عراق را ترک کند ، در جنگ 33 روزه ضربه جانانه ای به صهیونیزم زدیم  ،بر خلاف تمام نق نق های آقایان ضد جنگ در سوریه حضور موفق و به جایی داشتیم و ...  قدرت طرفداران جنگ و جهاد کمی بیشتر شد و بالاخره توانستیم کمی حالت تهاجمی بگیریم .

 

اما این گروه هنوز پاسخی برای برخی از پرسشها ندارند : اگر دشمن با سلاح کشتار جمعی مردم را هدف قرار دهد چه عکس العملی نشان می دهید ؟ در پاسخ به جواب کلیشه ای " دشمن در هر سطحی به ما حمله کند در همان سطح به او حمله می کنیم " باید عرض کنم که سابقه ی تاریخی ما در جنگ 8 ساله و پس از آن چنین چیزی را نشان نمی دهد.  حلبچه را گرفتیم در حالیکه در جلسه پیش از عملیات ، کلید ساز در مورد اقدامات صدام غرغر می کرد و متاسفانه نظرش درست از آب در آمد اما ما هیچ اقدام متقابلی نکردیم . اگر مردم حلبچه مردم یکی از شهرهای ایران بودند ما چه می کردیم ؟ یاد سردشت افتادم.اگر به جای سردشت یکی از محلات تهران هدف قرار گرفته بود چه می کردیم ؟ البته خون تهرانی ها رنگین تره اما در همان اندازه سردشت نیز حرکتی نکردیم . تأیید خبر شهادت عزیزی که زندگی اش صرف مبارزه با رژیم صهیونیستی شد در قالب یک صحنه ی سریال تلوزیونی بیان می شود و جواب آن تا اینجا پخش تصاویر افسران C.I.A به همراه خانواده هایشان است. (مثلا خواستن تهدید ضمنی کنن) . من تعجب کردم وقتی شنیدم غرب دست دریوزگی به سمت دشمنان این ملت دراز کرده در حالیکه از سابقه ی چندین ساله ی مبارزه مدافعان این مرز و بوم با چنین جانورانی آگاه است و این نیست جز اینکه ما در دادن پاسخ متقابل کندیم .

 

خلاصه کلام حرف و عمل ما با هم نمی خوانند و عمل متناسب با خباثت دشمن تأخیر زیادی در اجرا و پیاده سازی دارد و این دشمن را به وسوسه انداخته است .

 

پی نوشت : در برهه ی حساسی از تاریخ کشوریم ، نمی دانم به خاطر مریضی رهبری است یا احتمال موفقیت جهادیون . آن جناح ضد جنگ راضی نیست و قدرت و اختیارات بیشتری می خواهد تا نتیجه هر چه شد از آن آنها باشد.

 

برای موفقیت دلسوزان انقلاب و اسلام و ایران دعا می کنم .

ویرایش شده در توسط warjo
  • Upvote 1
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
8 hours قبل , warjo گفت:

 

بازگشت به این پست ، تصمیم گرفتم نظرم را اینجا عنوان کنم . در مورد پایان جنگ نظرم خلاف نظر شماست و تا این لحظه فکر می کنم که شکست خوردیم و شکست بدی هم خوردیم .

پایان جنگ به اون نحو در حالیکه 8 سال جنگیدیم ، هزینه های زیادی دادیم و در آخر چیزی به دست نیاوردیم و نزدیک بود که خیلی چیزها را هم از دست بدیم ضربه بدی به انقلاب و ایران و تفکر حاکم بر مسئولین زد. در بین سیاسیون ما دو جریان شکل گرفت جریانی که جنگ را بد و بی نتیجه می دونست و بر بی حاصلی اون پافشاری می کرد و جریان دوم که جنگ را خوب و نعمت الهی می دونست اما چیزی برای ارائه نداشت .  طرف ضد جنگ ، در ایران کاملا محق به نظر می رسید. ایران کاملا به لاک دفاعی رفت به نظر می رسه در اون بازه زمانی قدرت انجام هرگونه عملیات تهاجمی از ما صلب شد ما حتی در برابر طالبان هم حرکت تهاجمی نمایانی نکردیم .

 

 

 

پایه صحبت شما درسته، ما زمانی قطعنامه رو پذیرفتیم که دستمون خالی بود 

و اگر لطف خدا نبود که آبروی پیر ما رو حفظ کنه، شاید شرایط اینطوری نبود 

 

ولی در مورد آخر جنگ نمیشه با یک متغیر بحث کرد و باید دید در هر بخش چه نمره ای می آوریم

بخش اقتصادی: ما جنگ رو تامین نکردیم و از یک سمت بدهی بار نیاوردیم و از سمت دست نیروهای نظامی خود رو خالی کردیم 

بخش نظامی: عملا دست ما خالی بود و نه هواپیما و نه تجهیزات مقابله با شیمیایی نداشتیم ولی شروع به ساخت تجهیزاتی کرده بودیم که نتیجه اش چند سال بعد در اومد از تانک ذوالفقار گرفته تا موشک و ...

بخش نیرو: ما نیروی انسانی رو به هیچ عنوان خوب مدیریت نکردیم بویژه آخر جنگ و به سختی نیروها رو به جبهه ها می کشوندیم 

و آخر جنگ فرمان امام بود که مردم رو بسیج کرد 

بخش منطقه درگیری: باتوجه به توان ارتش عراق عملا راهکاری برای پیشروی در خاک عراق ممکن نبود 

نبینید امریکا عراق رو در هم شکست، چون نیروی هوایی قویی داشت و ما نیروی هواییمون از کار افتاده بود و حتی تهران رو بی خیال شده بودیم و فقط از خارک دفاع می کردیم

پس انتقال به غرب یک کار منطقی بود ولی متاسفانه جنوب رو خالی کردن 

 

در مجموع

بهتر بود که بعد از کربلای 5 جنگ تمام بشه یا با تثبیت کامل جنوب از غرب شهرهای عراق رو بگیریم 

ولی خواست خدا بود که درس عبرتی بشه برای فرماندهان و مسئولان که هم بی خیال دشمن نشن و آخر جنگ به عنوان یک عبرت برای ما یاداوری بشه 

 

بی شک خدا لطف کرد و حمله به کویت رو در دل صدام انداخت و خیلی از مشکلات رو رفع کرد

 

نبود تجهیزات باعث شد ما جوانان خود رو فدا کنیم که اگر تانک و ضدزرهو تجهیزات شیمیایی و توپخانه کافی داشتیم مطمئنا در رمضان بصره رو گرفته بودیم

 

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم