super_comando

تحلیل و پیگیری تحولات عراق

Recommended Posts

روز:عراق ذخيره نفتی عظيمی را در دل خاک های خود پنهان کرده است. نه، منظورم اين است که به مراتب بيش از آنچه که تصور می کنيد. موسسه بروکينگز ( (Brookings Institutionدر گزارش خود به نقل از مجله اکونوميست پتروليوم( (Economist Petroleum Magazine ميزان ذخائر نفت عراق را ٢٠٠ ميليارد بشکه، فدراسيون متخصص علوم آمريکا (Federation of American Scientists) ٢١۵ ميليارد بشکه و به نقل از شورای روابط خارجی و انستيتوی جيمز بيکر مشترکا ميزان ذخائر کشف نشده در عراق را ٢٢٠ ميليارد بشکه اعلام می کند. آخرين گزارشی که در اين زمينه ديده ام (جولای ٢٠٠٧) شرکت مهندسين مشاور انگليسي(Entrac Petroleum Ltd.) که در عراق مشغول به کار است تهيه نموده بود . طی اين گزارش بسيار جالب و مفصل، Entrac حداقل ذخائر عراق را 249 ميليارد بشکه که حتی ممکن است تا ٣٢۴ ميليارد نيز افزايش يابد تخمين می زند. اگر هنوز با اين اعداد قانع نيستيد، وزارت انرژی آمريکا مجموع ذخائر به اثبات رسيده و کشف شده عراق را ١١٢ ميليارد بشکه بعلاوه احتمال وجود ٢٢٠ ميليارد بشکه کشف نشده تخمين می زند. ترجمه ساده اين ارقام اينست که ميزان نفتی که عراق در زير خاک خود نگاه داری می کند با فاصله بسياری از ميزان ذخائر نفت بزرگترين دارنده نفت در جهان، يعنی عربستان سعودی (260 ميليارد بشکه)، بيشتر است. حتی حجم ذخائر کشف شده عراق، پنج برابر ذخائر آمريکاست با اين تفاوت که بدليل عدم توسعه صنايع نفت در عراق بيش از ٢ هزار حلقه چاه حفر نشده در حالی که در آمريکا تنها در ايالت تگزاس يک ميليون چاه حفاری شده است. از طرف ديگر نفت عراق بدليل نزديکی به سطح خاک با هزينه بسيار کمی (در حدود ١ تا ۵/١ دلار در هر بشکه شامل هزينه اکتشاف و توسعه ميدان نفتی و توليد) قابل استخراج است لذا تقريبا تمام درآمد حاصل از فروش نفت عراق سود خالص است. ارزش اين ذخائر بر اساس قيمت امروز نفت در حدود ٣٠ تريليون دلار (سی هزار ميليارد دلار) خواهد بود. برای اينکه به عظمت اين عدد پی ببريد جمع دارائی های ملی در آمريکا شامل حتی خانه های شخصی افراد چيزی در حدود ۴٨ تريليون دلار است که از اين ميزان بنا بر گفته ديويد واکر (David M. Walker) ذيحساب عمومی آمريکا، ۴٣ تريليون دلار آنرا اين کشور مقروض است (آمار در سال 2006 داده شده ولی مربوط به سال 2005 است). باين ترتيب اگر جمع دارائی خالص آمريکائيها ۵ تريليون دلار باشد (که از سال 2005 حداقل بين ١ تا ٢ تريليون دلار از آن کاسته شده است) عراق ۶ برابر اين رقم را به صورت گنجينه ای از مخازن نفت در خود نهفته دارد. اما اين نفت بدست چه کسی خواهد رسيد؟ از برنامه های شاخص دولت بوش که از روز اشغال عراق همواره و در کنار همه مشکلات تعقيب می شده است تصويب لايحه ايست در مجلس عراق در مورد نحوه تقسيم درآمد نفت. در پيش نويسی که توسط آمريکا تهيه شده پيش بينی گرديده که از ٨٠ حوزه نفتی ١٧حوزه در اختيار دولت عراق و بقيه حوزه ها به انضمام هر حوزه جديدی که کشف می شود به مدت سی سال در اختيار کمپانی های خارجی قرار گيرد. اما طبيعی است تحقق اين امر تنها با تصويب يک لايحه ميسر نيست. مقاومتی که مردم عراق در برابر اين چنين قانون ظالمانه ای از خود نشان خواهند داد از هم اکنون قابل پيش بينی است. بنابراين تنها راه عملی کنترل منابع مزبور بر پا کردن پايگاههای نظامی دائمی در عراق است. به اين منظور ۵ سوپر پايگاه (Super-base) بسرعت در حال ساخت و تکميل در عراق هستند. اين پايگاهها همگی از مناطق شهری که در آنها زد و خورد و درگيری بين جناح های رقيب در جريان است بدور می باشند. گزارش خبرنگار واشنگتن پست، تاماس ريکس (Thomas Ricks) از يکی از اين پايگاهها، با عنوان "بزرگترين پايگاه در عراق به شما احساس يک شهر کوچک را می دهد"، خواندنی است. پايگاه بلد Balad به مناطق مختلف از جمله منطقه KBR (مربوط به خانه کارمندان و نيز ادارات شرکت KBR زير مجموعه هاليبرتون شرکت نفتی که ديک چنی قبل از ورود به کاخ سفيد رياست آنرا بر عهده داشت) منطقه زندگی و کار نيروهای ويژه، منطقه نگهداری ادوات و ماشين آلات، بيمارستان، محل نگهداری 520 هواپيمای جنگی، رستوران پيتزا هات، ساندويچ فروشی زنجيره ای ساب وی، برگر کينگ، کافه تريای ستار باکس، مغازه های فروش ادوات الکترونيک و غيره تقسيم شده است. پايگاه بلد در ۶٨ کيلومتری شمال بغداد واقع شده است. طبق گزارش ريکس در اين پايگاه زمين گلف، زمين فوتبال، سينما و يک باند فرودگاه نيز پيش بينی شده است. ٢٠٫٠٠٠ نيروی آمريکائی آماده نبرد در آنجا سکنی گزيده اند و بنا به گفته يک فرمانده آمريکائی باند فرودگاه اين پايگاه پس از فرودگاه هيترو لندن پر ترافيک ترين باند فرودگاه جهان است. پس از گزارش تکان دهنده ريکس، گزارشگر ديگری بنام اليور پول (Oliver Poole) از پايگاه ديگری بنام الاسد خبر داد. او در ديلی تلگراف چاپ لندن در مقاله ای با عنوان "فوتبال و پيتزا از اقامت طولانی آمريکا در عراق حکايت می کند." در مورد اين پايگاه در ايالت انبار می نويسد: وجود رستوران هائی چون پيتزا هات و ساندويچ فروشی ساب وی، زمين فوتبال، شرکت کرايه اتوموبيل هرتز (Hertz)، سينما، تئاتر، استخر شنا و دو خط اتوبوس در زمينی به عظمت ١۵ تا ٢٠ مايل مربع آنانرا که در اين خيال بسر می برند که آمريکا طرحی برای خروج از عراق دارد نااميد خواهد کرد. باور نکردنی اينجاست که پايگاه معتبر اينترنتی (Global Security) از پايگاه ديگری که احتمالا بزرگترين آنها در عراق خواهد بود بنام "کمپ پيروزی" (Victory Camp) پرده بر می دارد. عکس های هوائی که برای محل احداث کمپ مزبور در نظر گرفته شده در ١١ نوامبر ٢٠٠٢ يعنی حدود ۴ ماه پيش از حمله به عراق تهيه شده است. توجه داشته باشيم که آمريکا در هيچ سطح و مقامی هرگز سخن از حضور نظامی دائمی در عراق نکرده است و به همين دليل نيز نام اين "پايگاههای دائم" را به "پايگاههای مقاومت" تغيير داده اند. بحثی که آمريکا در زمينه حضور نظامی خود در عراق مطرح می کند با يک تناقض درونی روبروست. آمريکا ادعا می کند تا زمانی که القاعده در عراق به فعاليت مشغول است و دارای حضور فعال و سازمان يافته است، در آنجا باقی خواهد ماند. اما حضور القاعده در عراق علتش حضور نظامی آمريکا در آن کشور است. با خروج آمريکا ممکن است جنگهای داخلی بين شيعه و سنی ادامه يابد اما حضور القاعده که فعلا در منطقه هدف اولش به زانو درآوردن آمريکاست ديگر موضوعيت خود را از دست خواهد داد. به اين ترتيب ادامه حضور آمريکا تضمين کننده ادامه حضور القاعده است. رابرت گيتس چندی پيش به کنگره آمريکا گفت، آنچه که در ذهن من است حضور پنج لشگر در دراز مدت در عراق است که به اين ترتيب صحبت از حداقل ٣۵٠٠٠ نفر است در حالی که پنج سوپر پايگاهی که از آنان ياد شد هر يک ظرفيت پذيرش ١٠ تا ٢٠ هزار نفر نيروی نظامی را دارند. در عين حال از ميان کانديداهای رياست جمهوری آمريکا علاوه بر مک کين که صحبت از يکصد سال حضور در عراق کرده است کانديدا های مطرح دموکرات يعنی هيلاری کلينتون و برک اوباما نيز هيچ يک بحثی از تعهد و يا قولی مبنی بر خروج از عراق به ميان نياورده اند. چرا دموکراتها اين موقعيت طلائی را از دست بدهند؟ رای دهنده آمريکائی قيمت کمتری برای بنزين خود خواهد پرداخت (موضوعی که بنظر می رسد عليرغم همه فجايع در عراق بيش از هر چيز ديگر برای آمريکائيها مهم است) و از همه مهمتر اسامه بن لادن هم دليل موجهی خواهد داشت که تا قيامت به مبارزه با آمريکا ادامه دهد. حضور در عراق يعنی کنترل ¼ ذخائر نفت جهان و در صورت رساندن عراق به ظرفيت حداکثر ١٢ ميليون بشکه در روز که هدف آمريکائيهاست می توان به شدت حکومت تهران را که هفتاد درصد درآمدش وابسته به نفت است تحت فشار قرار داد. سقوط قيمت از بشکه ای حدود ٨٠ دلار به 40 دلار برای يک دوره يک يا دو ساله مشکلات بزرگی را می تواند برای تهران فراهم آورد. از سوی ديگر مسئله چين از مشکلات جدی امروز آمريکاست. بدهی تخصيصی آمريکا به چين (با احتساب کسری تراز بازرگانی) چيزی در حدود هزار ميليارد دلار است. اين مبلغ آن چنان قدرتی به چين عطا کرده که می تواند اقتصاد آمريکا را به زانو درآورد و يا بقول برخی از اقتصاددانان اقتصاد آمريکا را به گروگان بگيرد. رشد اقتصادی حدود ١٠ درصد در سال چين خطريست که نه تنها اقتصاد آمريکا، بلکه امنيت آمريکا را نيز تهديد می کند. هم اکنون سرعت ساخت زيردريائی های اتمی چينی ۵ برابر آمريکاست و با دست يافتن به ذخيره عظيم مالی) ذخيره ارزی در حال حاضر در حدود هزار و چهارصد ميليارد دلار سرعت توسعه نظامی در چين نيز افزايش خواهد يافت. با کنترل عظيم ترين منبع نفت جهان و محدود کردن چين در دسترسی به اين منبع جديد، آمريکا قادر خواهد بود اقتصاد چين را مهار نموده و خطر را از اين ناحيه کاهش دهد. آلن گرين سپن مردی که تا چند ماه پيش سکان رهبری اقتصاد آمريکا و سياست های پولی آن کشور را در دست داشت در کتاب تازه خود می نويسد: "من احساس غمی عميق دارم. به لحاظ سياسی مصلحت نيست که انسان چيزی را که همه از آن سخن می گويند تاييد کند اما جنگ عراق عمدتا به خاطر نفت بود." اما قلب مسئله در اينجا می تپد. اگر در عراق حکومت با ثبات، دموکراتيک و به راستی مردمی برپا می شد، حکومتی که ارتش و پليس خود را می داشت و در آرامش و امنيت بسر می برد چگونه ممکن بود که حکومت اجازه دهد کورپوريشن های نفتی بر منابعش مسلط شوند در حاليکه حتی در عربستان نيز چنين نمونه ای وجود ندارد؟ با توجه به پيشينه بوش و چنی و ارتباط نزديک هر دوی آنان به غولهای نفتی طرح انحلال ارتش در همان روزهای اول معنای ديگری جز آنچه آنها ادعايش را داشتند يعنی "بعث زدائی" (de-baathification) پيدا می کند.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اين آمريکا تا وقتي كه آخرين ذره نفت را استفاده نكند از عراق بيرون نميرود :oops:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
خودم با چک و لگد یانکیها رو از عراق بیرون میکنم حالا نشد ده سال دیگه صبر کنید. :oops:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بهتر بود عنوان رو "تحویل دادن عراق" انتخاب می کردن! icon_cheesygrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
آمریکا از عراق بیرون نمیرود تا زمانی که سفیانی ازشام خروج کند و عراق را به خاک خون بکشد و سپس سید خراسانی(که امیدواریم رهبرمان باشد چون در توصیف او ائمه (ع) گفته اند که در دست راستش خللی میباشد) عراق را فتح میکند و با امام زمان بیعت میکند. icon_cheesygrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ا
دکتر محمد المشاط آخرین سفیر صدام حسین در آمریکا پیش از قطع روابط دیپلماتیک میان دو کشور در سال 1990 و هنگام حمله عراق به کویت بود. سفیر سابق آمریکا در بغداد در مورد مشاط گفته بود: «مشاور وزیر خارجه آمریکا به مشاط در مورد عواقب حمله به کویت هشدار داده بود». با این حال مشاط این اظهارات را تکذیب کرده و می‌گوید آمریکا هیچگونه هشداری به وی نداده بود. وی جلسه کنگره آمریکا را یادآور شد که در آن جان کیلی مشاور وزیر خارجه آمریکا گفته بود ما در درگیری‌های میان کشورهای عربی دخالتی نخواهیم کرد. مشاط می‌گوید: «اولین هشدار در مورد حمله به کویت پس از حمله به من داده شد».

نظر شما در مورد مصاحبه اخیر آبریل گلاسبی سفیر سابق آمریکا در عراق چیست؟ وی ابراز تعجب کرده بود که چطور هشدارهای آمریکا به شما در مورد عواقب حمله به کویت تاثیری نداشته است؟
گلاسبی در ابتدای این مصاحبه می‌گوید هنگامی که برای دیدار با صدام حسین در 2 آگوست 1990 در راه خود به طرف کاخ ریاست جمهوری عراق بود گمان می‌کرد که محال است هشدارهای آمریکا به خصوص هشدارهایی که به سفیر عراق در آمریکا داده شده بود، دریافت نشده باشد. وی بر این باور بود که اکنون باید آخرین هشدار واصله از آمریکا را با این مفهوم برساند که «دست از کویت برداشته و این کشور را اشغال نکنید».

من از اظهارات گلاسبی شگفت‌زده شدم چرا که این اظهارات کاملا دروغ و عاری از صحت است. آمریکا هیچگونه هشداری به صدام در مورد عواقب حمله به کویت نداده بود. دولت آمریکا نیز از من به عنوان سفیر عراق در واشنگتن نخواسته بود تا پیش از حمله به کویت به بغداد اطلاع دهم که مرتکب این اقدام نشود؛ بلکه برعکس این موضوع صحیح است. دولت آمریکا در آن زمان می‌گفت که ما در درگیری‌های مرزی میان کشورهای عربی دخالتی نخواهیم کرد. شما می‌توانید به متن مذاکرات صورت گرفته در کنگره آمریکا چند روز پیش از حمله به کویت مراجعه کنید. در آن جلسه از جان کلی مشاور وزیر خارجه خواسته شد تا موضعگیری وزارت خارجه را اعلام کند. کیلی گفته بود: «ما در درگیری‌های مرزی میان کشورهای عربی دخالت نکرده ضمن اینکه پیمان دفاعی مشترکی نیز با کویت نداریم». آن جلسه کنگره به شکل علنی برگزار شد و شبکه CNN آن را به شکل مستقیم پخش کرد. معتقدم مسئولان عراقی نیز این جلسه را دیدند. من نیز خلاصه این جلسه را برای بغداد تلگراف کردم.

من پیش از حمله به کویت به وزارت خارجه آمریکا احضار نشدم ولی وزارت خارجه مرا هنگامی احضار کرد که سربازان عراقی در کویت بودند. مشاور وزیر خارجه از من استقبال کرده و با خشم فراوان و با صدای بلند به من گفت: «به دولت خود اطلاع دهید که فورا باید از کویت عقب‌نشینی کند. شما تا فردا فرصت دارید که پاسخ بغداد را به اطلاع ما برسانید». بدین ترتیب هشداری که خانم گلاسبی از آن سخن گفت، پس از حمله به کویت به من ابلاغ شد.

آیا شما این روایت را تائید می‌کنید که گلاسبی به صدام حسین اطلاع داده بود که آمریکا وارد درگیری مرزی عراق و کویت نمی‌شود؟

بله. من قویاً معتقدم که گلاسبی این موضعگیری رسمی آمریکا را به اطلاع صدام حسین رسانده بود. بار دیگر تاکید می‌کنم که این موضوع یک شایعه نیست بلکه واقعیت است. دولت آمریکا پیش از حمله به کویت هیچ هشداری به عراق خواه به شکل مستقیم یا از طریق من نداده بود.

آیا معتقدید که اگر آمریکا نسبت به این اقدام هشدار داده بود، صدام نظر خود در مورد حمله به کویت را تغییر می‌داد؟ آیا تجربه کاری شما با صدام حسین بیانگر این است که وی در مورد تصمیماتش حاضر به بحث و گفتگو می‌شد؟
در مورد قسمت اول سوال باید بگویم که پاسخ من مثبت است. اگر آمریکا هرگونه هشداری نسبت به عواقب حمله به کویت داده بود، صدام از حمله منصرف شده و سربازان خود را از مرز با این کشور جمع می‌کرد؛ چرا که مهم‌ترین موضوع در دیدگاه صدام نحوه باقی ماندن خود وی بر حکومت بود. وی به خوبی می‌دانست که گوش ندادن به هشدار آمریکا، بقای او در حکومت را تهدید می‌کرد.

صدام همچنین ارزش حمایت آمریکا از خود به خصوص در جریان جنگ با ایران را می‌دانست. آمریکا در آن زمان نه تنها اطلاعات محرمانه به دست آمده از طریق ماهواره‌ها در مورد تحرکات ارتش ایران را به اطلاع عراق می‌رساند بلکه بمب‌های خوشه‌ای نیز در اختیار عراق گذاشت که بر اساس پیمان‌های بین‌المللی ممنوع است. در بین سلاح‌های کشتارجمعی که صدام در اختیار داشت، سلاح شیمیایی نیز وجود داشت که با موافقت آمریکا در اختیار عراق قرار گرفته بود.

در مورد بخش دوم سوال باید بگویم که صدام به هیچ وجه راضی به بحث و بررسی در مورد تصمیمات خود نمی‌شد. یک بار وزارت خارجه عراق پانزده سفیر و نماینده عضو شورای امنیت سازمان ملل را سه هفته قبل از جنگ علیه عراق احضار کرد. در آن جلسه طارق عزیز وزیر خارجه وقت حضور داشت و به نمایندگان مزبور گفت: «ما از شما خواستیم تا بیایید و از نظر ما آگاه شوید و ما نخواستیم که از نظر شما آگاه شویم». وی همچنین گفت که در دیدار با صدام حسن نباید با وی سخن بگویید مگر در صورتی که او خود از شما بخواهد. در جلسه با صدام حسین وی در مورد مفهوم نبرد و «نبرد نبردها» سخن گفت و بر این باور بود که جنگ پیش رو باعث بیداری و به پا خاستن اعراب می‌شود. پس از آن من درخواست وقت کرده و گفتم: «آقای رییس‌جمهور من قصد دارم نظر خود را با توجه به شرایط آمریکا به اطلاع شما برسانم. من مطمئن هستم که موضوع آزادسازی کویت تنها دلیل حملات تند و زشتی که علیه می‌شود، نیست بلکه این تمامی عراق است که هدف قرار گرفته و بر این باور هستم که در صورت عدم عقب‌نشینی از کویت تا تاریخ 15 ژانویه 1990، آمریکا؛ عراق را نابود خواهد کرد». صدام با عصبانیت زیاد سخن من را قطع کرده و گفت: «تمام عراق پیش روی شماست. اگر آنها قدرت حمله به عراق را دارند پس بفرمایند. ما در دفاع از میهن و خاک خود با هرگونه تجاوزی می‌جنگیم و بیشترین بها را برای بازپس گیری حقوق از دست رفته خود در کویت و فلسطین می‌پردازیم». پس از آنکه سخنان صدام تمام شد دیگر هیچکس جرأت نکرد سخنی بگوید.

پس از جلسه، محمد سعید الصحاف به من گفت: «آقای دکتر به خاطر خدا ساکت شو و دیگر حرفی نزن. تلگراف‌هایی که شما ارسال کرده و خواستار عقب‌نشینی از کویت شده بودید باعث شد تا شورای عالی امنیت ملی این باور را پیدا کند که شما تحت تاثیر آمریکایی‌ها قرار گرفته‌اید و من مجبور شدم از شما دفاع کنم». من به الصحاف پاسخ دادم: «چگونه سخنی نگویم در حالیکه مطمئن هستم آمریکا در صورت عدم عقب‌نشینی از کویت، عراق را نابود می‌کند؟». وی پاسخ داد: «وسایل مهم و اسناد و مدارک به زیر زمین منتقل شده‌اند».

شرایطی که باعث شد شما منصب خود به عنوان سفیر عراق در واشنگتن را ترک کرده و یک روز پیش از حمله آمریکا به عراق خواستار پناهندگی به خارج شوید، چه بود؟
من نسبت به سیاست‌های صدام که جز خرابی و فاجعه برای عراق چیزی در بر نداشت، نگران بودم، به خصوص اینکه جنگ با ایران به تازگی تمام شده بود. این جنگ را صدام به تشویق آمریکا به راه انداخت. جنگی هشت ساله که هیچ سودی برای ملت عراق یا جهان عرب نداشت. در مرامنامه حزب بعث، مهم‌ترین موضوع عربی آرمان فلسطین بود. به جای آنکه از منابع و امکانات مادی و انسانی عراق در راستای آرمان فلسطین و مقابله با اهداف توسعه‌طلبانه اسراییل استفاده کنیم، تمامی این امکانات را در حمله به نظام نوپای ایران و خدمت به منافع آمریکا از دست دادیم.

هنگامی که صدام به کویت حمله کرده و کویت را بخشی از عراق اعلام کرده و با اجرای قطعنامه شورای امنیت در عقب‌نشینی از کویت مخالفت کرد، شورای امنیت برای اولین بار در منطقه دست به اجرای تحریم‌هایی علیه عراق بر اساس بند هفتم منشور سازمان ملل زد که این تحریم‌ها باعث گرسنگی و تحقیر شدید ملت عراق شد. می می‌گویم که مخالفت صدام باعث افزایش تردیدهای من در مورد اخلاص صدام در آرمان‌هایی از قبیل آرمان فلسطین شد. به خصوص پس از صدور قطعنامه 678 شورای امنیت که از عراق خواسته بود یازده مصوبه سابق را اجرا کرده و از کویت عقب‌نشینی کند، شورای امنیت پانزدهم دسامبر 1991 را به عنوان آخرین مهلت تعیین کرد و اعلام کرد که پس از آن از زور علیه عراق استفاده خواهد شد.

قعطنامه 678 بهترین راه برای حفظ آبروی صدام حتی در صورت عقب‌نشینی بود. من امیدوارم بود که صدام پیش از آن تاریخ از کویت عقب‌نشینی کرده و وارد جنگی صد در صد بازنده نشود که نتیجه آن جز ویرانی عراق نیست. هنگامی که صدام این قطعنامه را اجرا نکرد من صد در صد مطمئن شدم که وی مزدور آمریکاست.

من پیش از سفر به واشنگتن و پذیرش پست سفارت در آمریکا به نزد طارق عزیز رفتم. طارق عزیز به من تاکید کرد که در رسانه‌های آمریکایی نباید به هیچ وجه به اسراییل حمله کرده یا از آن انتقاد کنم. سفیر آن وقت عراق در آمریکا که بهبود روابط دو کشور مدیون او بود، به من گفت که باید با برخی از چهره‌های با نفوذ از جمله چند تن از اعضای کنگره رابطه مناسبی برقرار کنم که اسامی آنها را نیز به من داد. بیشتر این افراد جزو وفاداران به اسراییل بودند. تمامی این مسایل باعث شد تا من در تصمیم خود برای عدم بازگشت به عراق راسخ‌تر شده و مطمئن شوم که صدام مزدور است. به همین دلیل دیگر توانایی کار کردن در دستگاه صدام حسین را نداشتم. من به کانادا رفتم ولی نه به عنوان پناهنده بلکه به عنوان یک شهروند عادی که خواستار اقامت در کانادا بود. باید بگویم که آمریکا یک روز پس از حمله به عراق در سال 1991 به من پیشنهاد اقامت دائم داده بود.

نظر شما در مورد سیاست عراق در آستانه حمله اخیر آمریکا به این کشور که باعث سقوط بغداد شد، چیست؟ آیا به نظر شما این جنگ جزو پیامدهای حمله به کویت بود؟
نظر من در مورد نظام صدام حسین این است که این نظام یک دیکتاتوری فردی و خانوادگی بود که ترس و وحشت و تروریسم را در عراق حکمفرما کرده بود. سرنگون کردن این نظام بدون فشار خارجی امکان‌پذیر نبود و این اتفاقی بود که در سال 2003 رخ داد. سیاست نظام صدام از سال 1979 یک سیاست فردی بود که تنها هدف آن ابقای صدام حسین در قدرت به هر قیمت مادی یا انسانی بود.

در یکی از جلسات صدام گفته بود: «ما به حکومت آمده‌ایم که تا پانصد سال دیگر حکمرانی کنیم». به همین دلیل وی حزب و استراتژی و سیاست آن را در خدمت منافع خود گرفت. حزب بعث از یک گروه که باید حافظ منافع عراق و امت عربی بود تبدیل به یک دستگاه حکومتی شد که از افراد اطلاعات جمع می‌کرد. به همین دلیل صدام هر کسی را که به او شک می‌کرد یا علیه او صحبت می‌کرد، می‌‌کشت. هر کسی که در حزب محبوبیتی به دست می‌آورد یا سیاستی مغایر سیاست صدام داشت از سر راه برداشته می‌شد. صدام بدترین دیکتاتوری بود که تاریخ شناخته است. او عراق را از ثروتمندترین کشور عربی تبدیل به فقیرترین آنها کرد. صدام ثروت‌های نفتی و غیرنفتی عراق را صرف ساختن کاخ برای خود و پرداخت پول به سیاستمداران و رسانه‌های خارجی کرد. صدها هزار تن از مردم عراق در دوران او کشته شده یا روانه زندان‌ها شدند. گورهای دسته‌‌جمعی بزرگ‌ترین دلیل جنایتکار بودن صدام است. اضافه بر این میلیون‌ها تن از فرزندان عراق آواره شدند. دشواری‌ها و مشکلات ملت عراق هیچ اهمیتی برای صدام نداشت. او از سلاح کشتارجمعی علیه ملت خودش استفاده کرد. صدام ثروت عراق را ملک شخصی خود می‌دانست و در حالیکه میلیاردها دلار برای خود جمع‌آوری می‌کرد، با کمک‌های خارجی کشور را اداره می‌کرد.

در زمان سقوط صدام حسین، عراق میلیاردها دلار بدهکار بود. اما در مورد بخش دوم سوال باید بگویم که معتقدم حمله به عراق بخشی از سیاست‌های جهانی آمریکا بود. صدام با کشاندن نیروهای آمریکایی به منطقه خدمت بزرگی به آمریکا و اسراییل کرده و عراق را از بین برده و کشورهای عربی را دچار چند دستگی کرد. بر اساس این استراتژی، عراق باید اشغال می‌شد و بقای صدام دیگر مفید نبود. آمریکا و همچنین قطر به صدام پیشنهاد کردند که با خانواده خود از عراق خارج شود ولی وی مخالفت کرد چرا که هوس و اشتیاق عجیبی برای قدرت داشت و گمان می‌کرد می‌تواند با مقاومت از این مشکل رها شود.

به عنوان یک عراقی و یک دیپلمات سابق، شرایط امروز عراق را چگونه می‌بینید؟ آیا تجزیه و نبردهای داخلی در عراق شما را شگفت‌زده کرده است؟ چه کسی به نظر شما مسئول است؟
عراق در شرایط انتقالی تاسف‌باری قرار گرفته است که به هیچ وجه انتظار آن را نداشتم. دلایل آن به اشتباه محاسباتی آمریکایی‌ها پس از ورود به عراق باز می‌گردد. اولین اشتباه آمریکا پذیرش مصوبه شورای امنیت بود که بدین ترتیب ورود آمریکا به عراق اشغالگری محسوب شد. فرض بر این بود که آمریکا وارد عراق شده تا صدام حسین به عنوان بزرگ‌ترین دیکتاتور تاریخ را سرنگون سازد. من مطمئن هستم که آمریکا صدام را از روی علاقه به مردم عراق سرنگون نکرد بلکه منافع خود را در نظر داشت.

در عین حال خروج صدام باعث شد تا بزرگ‌ترین کابوس ملت عراق خاتمه یابد و این اقدام خدمت بزرگی به نسل‌های بعدی عراق بود چرا که این ملت از شر صدام و نوادگان وی نجات پیدا کردند. دومین اشتباه عدم ورود آمریکایی‌ها به روند حمایت از مایملک عراق از شر دزدی و غارت بود. سومین اشتباه منحل کردن ارتش و پلیس بود. چهارمین اشتباه باز شدن مرزها برای ورود جنایتکارانی چون القاعده بود. من از جورج بوش شنیدم که می‌گفت بهتر است با القاعده در عراق مبارزه کنیم تا آمریکا. اشتباه پنجم آمریکا در ایجاد خلأ در قانون اساسی عراق و قانون انتخابات بود. آنچه باعث وخیم‌تر شدن شرایط عراق شد، دخالت برخی کشورهای همسایه در ارسال پول و افراد انتحاری به عراق بود که منافع خاص این کشورها را در نظر داشت. آخرین اشتباه عدم چیره شدن بر گروه‌های شبه‌نظامی بود. با این حال من نسبت به آینده خوش‌بین هستم و امیدوارم عراق هر چه سریع‌تر به روند طبیعی بازگردد. این موضوع در تحرکات اخیر نوری المالکی نخست‌وزیر عراق به چشم خورده است به گونه‌ای که وی عزم راسخی در مبارزه با آشوب امنیتی و خلع‌سلاح شبه‌نظامیان دارد


منبع:ریانووستی

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دوست عزيز متشكرم از مطالب خوبتون.
ولي مربوط به بخش دفاع مقدس نمي شد و به خاطر همين منتقل شد به بخش هرچه دل تنگت مي خواهد به گو

icon_wink

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
به نام یکتا پروردگار عالمیان



استاد دانشگاه انگليس در گفتگو با فارس:

حادثه بمبئي توطئه موساد براي رسانه‌اي نشدن توافقنامه عراق است

خبرگزاري فارس: يك استاد دانشگاه انگليس با تأكيد بر اينكه توافقنامه امنيتي نتيجه‌اي جز نابودي استقلال و غارت منابع طبيعي عراق ندارد، گفت: حوادث بمبئي و زمانبندي آن بسيار مشكوك است و به عقيده من، اين حملات مي تواند توطئه‌اي از طرف نيروهاي اطلاعاتي اسرائيل براي خبري و رسانه‌اي نشدن امضاي توافقنامه باشد.


"حيدر الوسيله" استاد دانشگاه "ساوث همپتون" در جنوب انگليس در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري فارس در لندن، افزود: نمايندگان بدانند كه بالاخره روزي مي‌رسد كه نيروهاي آمريكايي از عراق خارج شوند، آن موقع نمايندگان بايد پاسخگوي مردم عراق باشند كه چرا زير فشار نيروهاي بيگانه به امضاي چنين توافقنامه‌اي تن داده‌اند كه نتيجه‌اي جز نابودي استقلال عراق و به تاراج رفتن منابع طبيعي اين كشور، ندارد.
اين استاد دانشگاه گفت: مگر اين نيست كه نمايندگان عراق توسط مردم انتخاب مي‌شوند تا با در نظر گرفتن منافع مردم عراق براي آنان تصميم گيري كنند؟ پس چگونه است كه وقتي نظرسنجي‌ها همه حاكي از مخالفت مردم و مرجعيت با اين توافقنامه است، باز هم نمايندگان به اين توافقنامه راي مثبت داده‌اند.
الوسيله در ادامه با اشاره حادثه ترويستي بمبئي تأكيد كرد: حوادث بمبئي و زمانبندي آن بسيار مشكوك است و به عقيده من، اين حملات مي تواند توطئه‌اي از طرف نيروهاي اطلاعاتي اسرائيل براي خبري و رسانه‌اي نشدن امضاي توافقنامه باشد.
وي در پاسخ به اين سوال كه مگر چه ارتباطي مي‌تواند بين امضاي توافقنامه امنيتي و رژيم صهيونيستي باشد، گفت: هركس منكر منافع اسرائيل در عراق و تلاش آنان براي دسترسي به منابع و خاك عراق شود نياز به مطالعه بيشتري در مورد فلسفه به وجود آمدن اسرائيل دارد. اين كارشناس گفت: عراق در همسايگي ايران قرار دارد و اسرائيل بسيار تلاش مي‌كند تا از اين همجواري استفاده اطلاعاتي و امنيتي كند.


منبع
[url=http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8709080579]فارس نیوز[/url]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
عليرغم اظهارات مقامات هندي مبني بر پايان گروگانگيري در هتل؛


خبرگزاري فارس: در پي حمله مسلحانه به هتلي در شهر بمبئي هند، برخي از فرماندهان نظامي اين كشور اعلام كردند كه اوضاع امنيتي اكنون كاملا تحت كنترل نيروهاي دولتي در آمده است.


به گزارش فارس به نقل از آسوشيتد‌پرس، ژنرال"جي كي دات" فرمانده ارشد نيروهاي گارد امنيت ملي هند در اين مورد اظهار كرد كه كماندوهاي ارتش اين كشور با حمله به افراد مسلح در هتل "اوبروي" شهر بمبئي، 2 تن از آنان را كشته و اوضاع بحراني اين ساختمان را تحت كنترل خود گرفتند
آسوشيتدپرس ادامه داد كه در اين حمله مسلحانه كه روز چهارشنبه گذشته آغاز شد تمام مشتريان آن گروگان گرفته شدند وپس از مدت كوتاهي بيش از 119 نفر از آنها كشته و صدها تن نيز مجروح شدند، اين در حالي كه برخي از شبكه‌هاي خبري جهان تعداد كشته‌هاي اين هتل را بسيار بيشتر از اين گزارش كردند.
در گزارش ديگري كه در اين مورد ارائه شد اعلام شد كه اين هتل مجلل كه از سه ساختمان مجزاء تشكيل شده است در واقع يك مركز متعلق به يهوديان بوده و اكثر مشتريان آن يهودي بودند.
از سوي ديگر گزارشها حاكيست كه نيروهاي امنيتي رژيم صهيونيستي در واكنش به اين حادثه از دولت هند درخواست كرده است تا براي آزادي گروگانهاي يهودي اين هتل، وارد عمل شوند در حالي كه دولت هند به اين در خواست پاسخ رد داده است.
ژنرال جي دات در ادامه اظهار كرد كه نيروهاي امنيتي هند در دو روز گذشته مشتريان دو ساختمان ديگر اين هتل را تخليه كردند و پس از دو روز انتظار و رد و بدل شدن آتش بين افراد مهاجم و نيروهاي امنيتي هند، اين هتل امروز جمعه تحت كنترل نيروهاي دولتي در آمد و ده‌ها تن از گروگانهاي مذكور آزاد شدند.
اين درحالي است كه بر اساس اظهارات شاهدان عيني اين حادثه،‌ افراد مسلحي كه به مدت 2 روز آنها را به گروگان گرفته بودند ظاهري غربي با موهاي بلوند و چهره‌اي سفيد داشتند.
از سوي ديگر شبكه خبري بي بي سي در گزارشي تعداد كشته‌ها را بيش از 130 نفر و تعداد مجروحان را بيش از 300 تن اعلام كرد.
[color=red]همچنين خبرگزاري فرانسه در گزارشي اعلام كرد كه بيش از 30 تن از مشتريان يهودي اين هتل ناپديد شده‌اند و تاكنون خبري از آنها ارائه نشده است.[/color]
روز گذشته نيروهاي امنيتي هند اعلام كردند كه كماندوهاي ارتش اين كشور در صددند تا از طريق آسمان(بوسيله هليكوپتر) وارد اين هتل شوند زيرا حمله از طريق زميني تقريبا غيرممكن به نظر مي‌رسد.
شبكه بي بي سي در گزارشي ويژه اعلام كرد كه اگر چه برخي از فرماندهان ارشد نظامي هند اعلام كرده‌اند كه اوضاع امنيتي اين هتل اكنون تحت كنترل نيروهاي دولتي قرار گرفته است و اكثر گروگانها آزاد شده‌اند اما به نظر مي‌رسد كه هنوز اين عمليات به پايان نرسيده است و اطلاعات آن، از اين كه چه كساني و چه سازمانها و گروه‌هايي در پشت اين حمله قرار داشتند هنوز در هاله اي از ابهام قرار گرفته است.
اين در حالي است كه برخي از افراد از ارتباط داشتن اين حادثه با آشفتگي‌هاي در حال افزايش در كشمير خبر دادند و اعلام كردند كه سازمانهايي همچون لشگر طيبه كه تاريخچه طولاني در حملات مسلحانه و روابط ويژه‌اي با مناطق مرزي پاكستان دارد در اين حادثه دست داشتند. اين در حالي كه اين گروه بشدت حمله مذكور را محكوم كرده و هر گونه ارتباط داشتن با اين موضوع را شديدا رد كرده است.
ارتش هند دست داشتن برخي از شبه نظاميان پاكستاني در اين حادثه را رد نكرد و اعلام كرد كه برخي از شبه نظاميان پاكستاني متعلق به حيدر آباد اين كشور در آن دست داشتند، اين در حالي است كه پاكستان نيز دست داشتن در اين عمليات را شديدا رد كرد. اين در حاليست كه گمانه زني ها در خصوص عوامل پشت پرده اين حوادث هنوز ادامه دارد.



:mrgreen:
جالبه که تلویزیون هند گوشه تصویر عبارت 9/11 رو نوشته و با اینکار اون رو به 11 سپتامبر شباهت داده کلااین عملیات مشکوکه و معلوم نیست که تروریست ها بدنبال چی بودند !

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اینکه واضح و روشن هست که یکی از دلایل این انفجار کم بازتاب کردن امضای تحمیل نامه استعماری آمریکا بر عراق بود اما این را نمیتوان تنها دلیل دانست که در اینصورت نقاط مختلفی در جهان مستعد چنین اقدامات وحشی گرایانه ای از سوی صهیونیستهای خونخوار میباشد.

این عملیات در هند که یکی از شرکای بزرگ اسرائیل محسوب میشود و در شهر بزرگ و یهودی نشین بمبئی چند هدف پشت پرده اقتصادی و امنیتی را دنبال میکند که از الان نمیشه پیش گویی کرد اما با گذشت زمان حقایق این ماجرا و اینکه مسلما اسرائیل سود کلانی از این اقدام تروریستی خود بدست خواهد آورد آشکار شده و به اثبات میرسد.

بهتره چند روز صبر کنیم تا تب تحمیل نامه استعماری آمریکا فروکش کنه بعد زوایای پنهان این انفجارات کم کم پدیدار میشه ...

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
احتمالا این حمله رو همانند حمله به مرکز یهودیان در ارژانتین به ایران نسبت خواهند داد. ( شایدم شیعیان تندرو ) و با این کار در صدد تحریمهای بیشتر و همراهی هند با قطعنامه های احتمالی خواهند بود.
اولین واکنش احتمالی هند لغو قرارداد خرید گاز و احداث خط لوله ان که به تازگی با ایران در مورد ان به توافق رسیده بودند .
ایران در مورد فناوری ساخت ماهواره و موشکهای ماهواره بر نیز از هند درخواست کمک کرده بود.
( و هزاران پیامد دیگر که متوجه مسلمانان و مخصوصا ایران خواهد شد )

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دلایل مختلفی و استفاده های زیادی میشه از این قضیه کرد اما اونچیزی که بیشتر از همه به نظر میاد توجیح حملات آمریکا به پاکستان و بایکوت خبری وضعیت غزه است عراق هم که دیگه جای خود دارد.
در مورد پاکستان این احتمال وجود داره تا بخوان وضعیت رو بعدا از این هم خرابتر کنند و بعدا دست به تهاجم نظامی علیه پاکستان بزنند این کاریه که هند هم علاقه کمی به اون نداره و درگیر بودن پاکستان در مسایل داخلی با توجه سابقه تاریخی وضعیت این دوکشور ایندفعه به نفع هند خواهد بود !
اما بعدا چطور خواهد شد :
آمریکا میگوید جنگ با تروریسم تمام نشده همپیمانان ما در مخمصه هستند و...
احتمالا حملات جدید رو خواهد شد و این جریان تا چند ماه آینده ادامه خواهد داشت .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
قضیه پاکستان که یک کتاب مفصل و جداست و این انفجار سطری از فصلهای توطئه های آمریکا علیه این کشور نمیشود. ولی برداشت من اینه که آمریکائیها دنبال حذف توان هسته ای پاکستان به بهانه هایی که در آینده رو میکنن هستند تا بوسیله هند این کشور را از صحنه قدرت منطقه ای برای همیشه خارج سازند. خود آمریکا نمیتواند به پاکستان حمله کند چون در این صورت نوعی بی اعتمادی شدید به آمریکا در همپیمانان این کشور ایجاد خواهد شد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع نسبت به پاسخ بیشتر بسته شده است.