Sorena_Noshad

ارتشبد عباس قره باغی ؛ ژنرال بی طرف..!

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

[quote name='aamm' timestamp='1367991031' post='311544']
بخاطر جلوگیری از کودتا درجات بالا به ارتش ها داده نمی شود.
[/quote]
درست نیست ، اختیارات با جایگاه بدست میاد نه درجه ، باند قدرت هم با رابطه بدست میاد و نه با درجه ، کودتا به هر دو اینها احتیاج داره و هیچ کدوم اینها به درجه سپهبدی احتیاج ندارند ؛ علاوه بر این در ایران احتمالا به فرماندهان ارشد بازنشسته به پاس خدمات ارزشمند طی خدمت ، درجه سپهبدی اعطا خواهد شد فلذا بیخود جو سازی نکنین !

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[color=#ff0000]سلام،[/color]
[color=#ff0000]این جا مصداق بارز مهمتر شدن حاشیه بر متن را می بینیم.[/color]
[color=#ff0000]شاید بهتر باشه بحث را بر گردانیم به سمت موضوع تاپیک[/color]
[color=#ff0000]لطفا از بیان مطالب تحریک آمیز نسبت به دیگر کاربرها هم خودداری کنید.[/color]
[color=#ff0000]یک مورد حذف شد. لطفا تکرار نشود.[/color]
[color=#ff0000]احترام همدیگر را حتما باید حفظ کنیم.[/color]
  • Upvote 3
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اقا ماجراش چی بود اخرش ما نفهمیدیم؟! چرا از دو طرف خورد؟!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='senaps' timestamp='1367999835' post='311568']
اقا ماجراش چی بود اخرش ما نفهمیدیم؟! چرا از دو طرف خورد؟!
[/quote]
با سلام خدمت همه دوستان گرامي هر چند ايجاد اين تاپيک براي پاسخ به همين موضوع است و قطعا در نوشته هاي بعدي جواب اين پرسش با نگاهي بي طرف توسط جناب سورنا نوشاد داده خواهد شد ولي براي اينکه پرسش شما فعلا بدون پاسخ نماند به طور خيلي خلاصه ظاهرا ايشان کسي بوده که به عنوان رئيس ستاد مشترک ارتش در روز 22 بهمن سال 57 بي طرفي ارتش را اعلام مي کند و در نتيجه انقلاب به دليل عدم دخالت سراسري ارتش به پيروزي مي رسد . البته دليل اصلي اين بود که بدنه ارتش در اين مورد از فرماندهان عالي رتبه تبعيت نمي کردند و به عنوان مثال روز 20 بهمن ۵۷ پرسنل همافر نيروي هوايي خدمت امام رسيده و با ايشان بيعت مي کنند که ان عکس تاريخي هم مربوط به همين روز است و بعد فرمانداري نظامي تهران با استفاده از گارد جاويدان به نيروي هوايي در شرق تهران حمله مي کند که منجر به درگيري بين دو واحد و مسلح شدن پرسنل نيروي هوايي مي شود و با ورود مردم به صحنه و حمله به پادگانها و کلانتري ها و تصرف شرق تهران توسط مردم و فرار و پيوستن سربازان و افسران از پادگانها عملا ارتش تواني براي حمله به انقلابيون را نداشت و اعلان حکومت نظامي توسط فرمانداري نظامي تهران از ساعت 4 بعد از ظهر روز 21 بهمن 57 نيز با فرمان امام مبني بر شکستن حکومت نظامي و حضور مردم در صحنه بي اثر شد و ارتش مجبور ب اعلام بي طرفي شد. اين اعلان بي طرفي از آن جهت که باعث فروپاشي رژيم شاهنشاهي شد ارتشبد قره باغي را نزد مخالفين جمهوري اسلامي مغضوب کرد و از آن جهت که از روي اجبار و در آخرين لحظه انجام شد باعث شد انقلابيون به وي به چشم مهره شاه و غير انقلابي نگاه کرده و وي اين طرف هم وجه خوبي نداشته باشد .از جناب سورنا نوشاد هم تشکر و هم عذرخواهي بابت ذکر اين خلاصه مي کنم
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بسیار ممنون از شما...
خوب، بعدش چی به سرش اومد؟ بعد از انقلاب چی شد؟؟ من دقیقا نمی‌دونم که اون روزها، روزهای قبلی تر ارتش چه کارهایی رو انجام داده و چقدر تقصیر این بابا بوده، ولی به نظرم، یه فرمانده‌ی نظامی لازمه که وفادار باشه به مافوقش تا جایی که لازمه و از جایی که مطمئن بشه که طرف دیگه ینکاره نیست، بره دنبال یه فرمانده‌ی دیگه؟!( فک کنم به همچین چیزی اعتقاد دارم البته... هنوز بهش خوب فکر نکردم! :) )

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[center][b]ارتشبد عباس قره باغی ( بخش دوم )[/b][/center]

[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10206/34~1.jpg[/img]

[size=2]ارتشبد عباس قره باغی در لباس ریاست ژاندارمری کل کشور در کنار مهندس عبدالله ریاضی[/size][/center]

[size=3][b]از تولد تا دانشکده افسری[/b][/size]

عباس قره باغی در 10 آبان 1297 هجری خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد.نام پدر او کریم و برادرانش جواد ، عباس و رضا بود.خانواده قره باغی اصالتاً جزو مهاجرانی بوده اند که پس از عقد قرار داد های ننگین گلستان و ترکمان چای از زادگاه خود که به وسیله روس ها غضب شده بود مهاجرت کرده و در شهر تبریز ساکن شدند.پدر عباس تاجر بود و از تمکن مالی خوبی - نسبت به اکثریت مردم آن زمان - برخوردار بود.با این وجود، عباس راهی مدرسه نظام شد تا درس نظامی گری را بیاموزد.در سال های دهه 1320 ، ارتش ایران به تازگی سر و سامان گرفته و به هیبت یک ارتش منظم و کلاسیک امروزی در آمده بود و حرفه ارتشی یکی از مقبول ترین مشاغل آن دوره بود.او که در مهر ماه 1313 وارد دبیرستان نظام تبریز شده بود، توانست در سال 1315 دوره خود را تمام کرده و دیپلم نظام را اخذ کند.پس از آن ( در همان سال ) وارد دانشکده افسری ارتش[sup]1[/sup] شد و رسته پیاده را برگزید.

در مهر ماه سال 1315 ، دوره جدید دانشکده افسری آغاز شد.در این دوره اما به مناسبت بازگشت محمدرضا پهلوی از سوییس و ورود او به دانشکده افسری به منظور تحصیل، شهربانی ، رکن دوم ستاد ارتش و رکن دوم دانشکده از میان 300 دانشجو تعداد 30 تن را برای همکلاسی با ولیعهد وقت گزینش کردند.از جمله این افراد عباس قره باغی دانشجوی منضبط و سربه زیری بود که خیلی زود تبدیل به منشی خصوصی محمدرضا پهلوی شد.

[size=3][b]از فرماندهی گروهان مسلسل ضد هوایی تا فرماندهی ژاندارمری[/b][/size]

سال 1317 ، دوره دانشکده افسری پایان یافت ، قره باغی به لشگر 1 پیاده مرکز منتقل شد تا در سمت فرمانده گروهان مسلسل ضد هوایی قرار بگیرد.او در این سمت قرار داشت که در شهریور 1320، متفقین به سمت کشورمان حمله کرده و پایتخت را اشغال کردند.در آن زمان، گروهان قره باغی مسئولیت دفاع از کارخانه تسلیحات ارتش در خیابان خیام - قورخانه تهران را بر عهده داشت که بنا به دستور صادره از رضا شاه مبنی بر ترک مقاومت، هیچ مقاومتی از خود نشان نداد.

در دوره رضا شاه، هر ماه ماموریت حفاظت از محل زندگی شاه را یک گردان از ارتش بر عهده داشت اما در سال 1321 تصمیم به تشکیل یک یگان جداگانه به نام گارد شاهنشاهی گرفته شد و قره باغی از لشگر 1 پیاده تهران به این یگان منتقل شده و فرماندهی گروهان سوم و سپس معاونت آن را بر عهده گرفت.او در همین زمان مشغول تحصیل در دانشکده حقوق دانشگاه تهران بود و در خرداد 1323 توانست مدرک لیسانس - کارشناسی - خود را اخذ کند.

در پانزدهم بهمن 1327 ، محمدرضا پهلوی تصمیم به بازدید از دانشکده حقوق دانشگاه تهران گرفته بود و از قضا فرمانده یگان محافظت از او نیز سرگرد عباس قره باغی بود! پس از پیاده شدن شاه از خودرو ، یک عضو حزب توده که خود را در پوشش یک عکاس به شاه نزدیک کرده بود پنج گلوله از هفت تیر خود به سوی شاه شلیک کرد.پس از آن که ششمین گلوله در اسلحه گیر کرد، شاه فرصت کرد که پناه بگیرد و بلافاصله سرتیپ صفاری - رئیس وقت شهربانی - دو گلوله به سمت ضارب شلیک و او را زمین گیر کرد.تازه پس از آن بود که گارد شاهنشاهی و فرمانده آن به خاطر آوردند که وظیفه آنها محافظت از جان شاه بوده است! لذا شروع به شلیک به جسد بی جان ناصر فخر آرایی کرده و او را به یک آبکش انسانی تبدیل نمودند!

یقیناً در هر جای جهان هنگامی که اهمال و ضعف یگان محافظ مشخص شود، مسئولین آن باید مورد محاکمه و مجازات قرار بگیرند.اما این مسئله در مورد گارد شاهنشاهی صدق نمی کرد و مسئولین آن مورد هیچ مواخذه ای قرار نگرفتند!

در بین سال های 1327 تا 1333 ، عباس قره باغی دانشجوی دانشکده پاریس بود و دائماً بین ایران و فرانسه در رفت و آمد بود تا بالاخره توانست دکترای حقوق خود را اخذ کند.در همین زمان ، او که دوره دانشکده جنگ ایران و ستاد مشترک فرانسه را گذارنده بود، مشغول تدریس در دافوس و دانشکده افسری ارتش بود.

در سال 1340 ، او فرمانده تیپ دانشجویان دانشکده افسری شد و 3 سال بعد نیز به فرماندهی دانشکده منصوب شد.در این دوران یک بار او رئیس دادگاهی شد که اعضای نهضت آزادی ایران نظیر مهندس بازرگان ، آیت الله طالقانی و تعدادی دیگر را متهمان آن بودند و آنطور که پیداست، برخورد قره باغی با این افراد خوب بوده و باعث به وجود آمدن یک احترام نسبی بین او و این افراد - به واسطه این رفتار - با وجود محکومیت متهمان دادگاه شد.

پس از پایان دوران تصدی پست فرماندهی دانشکده افسری او به فرماندهی لشگر 5 پیاده گرگان - در حال حاضر لشگر 30 پیاده - منصوب شد.

مشاغل بعدی او بدین ترتیب بود:

- از شهریور 1344 تا مهر 1347 فرمانده لشگر یک گارد تهران
- از مهر 1347 تا اردیبهشت 1351 رئیس ستاد نیروی زمینی
- از اردیبهشت 1351 تا مرداد 1352 جانشین فرمانده نیروی زمینی

پس از آن به دلیل تیره شدن روابط ما بین ایران و عراق ، سپهبد عباس قره باغی به فرماندهی سپاه یکم کرمانشاهان که کنترل عملیاتی لشگرهایی چون 28 کردستان، 64 خرم آباد و 81 کرمانشاهان را بر عهده داشت و قویترین سپاه ارتش ایران بود، منصوب شد.او در این سمت توانست تا حدود زیادی برتری ارتش ایران بر رقیب عراقی خود را نشان دهد و در اکثر روایات و خاطرات از برخورد قاطع ارتش در این مقطع صحبت به میان آمده است که خود باعث وجود نوعی دلهره در بین ارتش عراق شده بود.

[size=3][b]فرماندهی ژاندارمری[/b][/size]

پس آن که تشت رسوایی جمعی از فرماندهان ژاندارمری که در یک فساد بزرگ دست داشتند از بام افتاد ، محمد رضا پهلوی در اواسط سال 1353 سپهبد قره باغی را با اختیارات تام به ریاست ژاندامری کل کشور منصوب و مسئولیت پاکسازی و سر و سامان دادن به آن را بر عهده او گذاشت.او تمامی مسببین فساد را تحویل دادگاه نظامی داد و به پاکسازی ژاندارمری پرداخت.در شهریور ماه سال 1354 ، قره باغی درجه ارتشبدی خود را از شاه دریافت کرد.

برخی اقدامات او در زمان تصدی ریاست ژاندارمری کل کشور را از زبان خسرو معتضد - که در کتاب شب ژنرال ها آورده است - مرور می کنیم:

«...1- پلیس راه شهربانی کل کشور که در سال 1345 به ژاندارمری واگذار شده بود، به هنگام تحویل به ژاندارمری فقط 25 دستگاه بنز و شورلت سواری در اختیار داشت، در حالی که در سال 1354 ، 178 دستگاه بنز سواری ، 41 دستگاه سواری دوج ، 6 دستگاه پیکان ، 11 دستگاه اونیماک ، 162 دستگاه اونیماک ، 162 دستگاه موتور سیکلت هارکی ، 100 دستگاه موتور سیکلت یاماها ، 75 دستگاه آمبولانس و 46 دستگاه مینی بوس در اختیار آن اداره بود.

2- تعدادی بی سیم های ثابت و سیار واگذاری شده در سال 1345 به پلیس راه 19 دستگاه بود در حالی که در سال 1354 ، آن اداره به 154 دستگاه بی سیم ثابت ، 152 دستگاه بی سیم سیار و تعدادی بی سیم های انفرادی مجهز شده بود.تعدادی پاسگاه های پلیس راه در سال 1354 ، 61 پاسگاه بود و قرار بود تا پایان سال 1354 به 70 پاسگاه و تا پایان برنامه 5 ساله عمران به 100 پاسگاه افزایش یابد.

3- قره باغی در شهریور 1354 دوره های آموزشی مقدماتی و عالی رسته پیاده ژاندارمری و فرماندهی و ستاد را برای نخستین بار در کشور تشکیل داد.

4- در سال 1354، مراکز آموزش افسری در تهران شامل دوره فرماندهی و ستاد ، دوره عالی پیاده و دوره مقدماتی پیاده ژاندارم تشکیل شد.

5- همچنین دوره های افسری و افسری وظیفه - مرکز آموزش زبان انگلیسی ، مراکز آموزش درجه داری کادر در مرزن آباد - شامل رسته های پیاده ، مخابرات ، مهندسی، سر رشته داری ، دارایی ، پلیس راه و ترابری دایر بود.

6- آموزشگاه های گروهبانی کادر نواحی در شهرهای زاهدان ، کرمان ، رضاییه ( اورومیه) ، اهواز ، کرمانشاه ، سنندج ، مشهد ، خرم آباد ، شیراز ، تبریز ، اصفهان ، ساری ، رشت و تهران دایر شده و آموزشگاه فنی در تهران شامل رشته های درودگری ، جوشکاری ، آهنگری ، مکانیکی نیز تشکیل شده بود.

7- مرکز آموزش مخابرات در تهران شامل دوره های تعمیرات وسایل ارتباطی ، تعمیرات رده 2 مولد برق و الکترونیک ، تله تایپ ، ماشین های رمز و اپراتور تله تایپ دایر شده بود و یک مرکز آموزش درجه داری در جهرم تاسیس شده بود که دیپلمه های وظیفه را مدت 6 ماه آموزش داده و با درجه گروهبانی به یگان های ژاندارمری تحویل می داد.همچنین مراکز آموزش سربازی وظیفه در جلدیان ، زاهدان ، نوده و رینه تاسیس شده بود.او آموزشگاه های بهیاری و مرکز آموزش افراد نیروی پایداری را هم تاسیس کرده بود.

8- افسران ژاندارمری می توانستند از دوره های آموزشی پدافند هوایی ، دانشکده فرماندهی و ستاد نیروی زمینی و هوایی ، دوره های عالی و رسته ای مقدماتی و دانشکده افسری نیروی زمینی و دانشکده افسری شهربانی کل کشور نیز به منظور ارتقای سطح دانش و مرتبه خود استفاده کنند.

9- افسرانی به دانشکده فرماندهی و ستاد دوره عالی رسته ای آمریکا و دوره عالی ژاندارمری فرانسه و دوره های متخصص فنی هوایی و مخابرات ارتش آمریکا اعزام می شدند و دانشجویان بورسیه ژاندارمری در دانشکده های پزشکی، دندان پزشکی، حقوق، مهندسی، کامپیوتر، الکترونیک، حسابداری، علوم اداری و موسیقی تحصیل می کردند...»

[size=3][b]پایان دادن به ماموریت مستشاران آمریکایی[/b][/size]

پس از آن که موج انتقادات بی سابقه نشریات آمریکایی به هزینه های جشن 2500 ساله شاهنشاهی شدت گرفت، محمد رضا پهلوی به منظور تلافی در اقدامی تصمیم به تعطیلی رادیو تلویزیون ارتش آمریکا در تهران و همچنین پایان دادن به ماموریت مستشاران آمریکایی که از سال 1321 ه.ش در ایران بودند، گرفت.

در 13 اسفند 1354، قره باغی که به تازگی از سپهبدی به ارتشبدی ارتقا یافته بود طی مراسم تودیعی با آن ها خدا حافظی کرده و به ماموریت 33 ساله آن ها در ایران پایان داد.

در چهارم شهریور 1357 ، عباس قره باغی در کابینه مهندس شریف امامی و ازهاری به سمت وزارت کشور - همزمان با ریاست ژاندارمری - منصوب شد.تا پیش از این دوره برخورد های بین ژاندارمری و معترضین به نسبت دیگر ارگان ها کم تر بود که رو به افزایش می رفت.هر چند ژاندارمری به دلیل وظیفه زاتی خود بیشتر ماموریتش در بیرون از شهرها و نقاط مسکونی بود.

ادامه دارد...

[b]نکته: [/b]در بخش پایانی به نقش ایشان در جریان انقلاب و خروج از کشور و پس از آن خواهیم پرداخت که به دلیل حساسیت موضوع یه خورده طول خواهد کشید.

[b]پاورقی[/b]

[size=2]1- در آن زمان ، به دلیل جدیدالتاسیس بودن دو نیروی هوایی و دریایی ، تمامی افسران ارتش در این دانشکده که در واقع دانشکده نیروی زمینی بود تحصیل می کردند.این دانشگاه هم اکنون دانشکده افسری نیروی زمینی ارتش ( امام علی[sup] (ع)[/sup] ) است.[/size] ویرایش شده در توسط Sorena_Noshad
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم