امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

بخشی از گزارش سیا پیرامون کنفرانس کلوپ رم با حضور اندیشمندان و چهره های معروف منجمله هرمان کاهن از هادسون:

7- یکی از تفکر برانگیز ترین ارائه ها، که پیامد های اطلاعاتی قابل توجه دشت، بوسیله لستر براونارائه شد،وی مشاور و از مقامات رسمی وزارت کشاورزی کسی که هم اکنون مدیر موسسه نگاه جهانی است. براون به رهگیری وابستگی فزاینده به "سبد نانی" آمریکای شمالی در 25 سال گذشته اشاره کرد. در 1960، زمانی برنامه ریزان اقتصادی در تقویت رشد صنعت در هنگامه گرانی محصولات کشاورزی میکوشیدند، انقلاب سبز برپا شده بود، تولید غذا شدت گرفت و به کشورهایی چون هند، پاکستان، ترکیه، مکزیک و فیلیپین سرایت کرد. بنابر گفته براون در دهه 70، پاندول غذا به عقب بازگشت؛ کمبود منابع غذایی شایع شد تا در تورم دو رقمی جهانی و ناپایداری های سیاسی سهمی به خود اختصاص دهد.

به عنوان یکی از مثالهای ویرانگر نقش رشد سریع جمعیت، براون مقایسه ای بین رشد جمعیت در آمریکای شمالی و آمریکای لاتین انجام میدهد. در هنگامه ای که نرخ رشد جمعیت آمریکای شمالی با ثبات بود در آمریکای لاتین یک انفجار عظیم جمعیتی رخ میدهد. برخی کشورهای آمریکای لاتین مانند مکزیک، ونزوئلا، پرو و برزیل نرخ رشد جمعیتی در حدود 3درصد یا بیشتر داشتند، نرخی که آنان را به 19 برابر جمعیت طی یک سده رساند. نکته مهم دیگری که توسط براون مطرح شد، این بود که این شتابزدگی سیاسی دولت ها را در انتخاب صنعت نسبت به کشاورزی و انتخاب منافع جمعیت شهرنشینِ دهن دریده بجای روستانشینان تولید کنند مواد غذایی واداشت. اتحاد جماهیر شوروی، مطابق با آنچه براون دریافته بود، نمودی از چگونگی ترکیب شتابزدگی سیاسی و عدم بهره وری کشاورزی در  زمینگیر کردن تلاشها برای افزایش تولید غذا بود.

راه حل براون: تکیه درونی کشورها بر منابع جهانی غذایی، به راهبردهای جهانی غذایی نیازمند است. ستون فقرات این راهبرد میبایست تلاشهای جهانی برای کاهش رشد جمعیت، کاهش مصرف بیش از حد و کاهش مصرف در میان مردم ثروتمند باشد. شکست در بر آمدن از عهده کمبود مواد غذایی، زوال اکولوژیک و جمعیت زیادی میتواند مسبب ویرانی های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در بسیاری از بخش های جهان شود.

  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

بسمه تعالی 


کمیسیون سه جانبه

 

thumb_trilateralsvg.png

 

کمیسیون سه جانبه  Trilateral Commission یک " گروه مباحثه " بین المللی بنیان گذاری شده توسط  دیوید راکفلر در سال 1973  است . هدف وی از تاسیس این مجموعه تقویت همکاری نزدیک میان ژاپن ، غرب اروپا ، و شمال امریکا بود . گروه مباحثه از مجموعه های " شبه اندیشکده " است که گرچه در اهداف و عملکرد مشابه اندیشکده ها عمل میکند ولی در سازمان و ساختار شبیه آنها نیست .  


کمیسیون سه جانبه در سال 1973 توسط چند شهروند ژاپنی ، چند شهروند  آمریکای شمالی (ایالات متحده و کانادا) و  چند شهروند از کشورهای اروپای غربی تشکیل شد تا بتواند گفتگوی سیاسی و اقتصادی اساسی را در سراسر جهان تقویت کند. ایده این کمیسیون در اوایل دهه 1970 توسعه یافته بود ، زمانی که  اختلاف نظرهای قابل توجهی بین ایالات متحده و متحدان آن در اروپای غربی ، ژاپن و کاناداوجود داشت . 

info2x.jpg

 


زبیگنیو برژینسکی ، مشاور راکفلر که یک متخصص در امور بین المللی بود  و بعد از رئیس جمهور جیمی کارتر مشاور امنیت ملی  آمریکا بوده است ؛ در آن هنگام  دانشگاه کلمبیا را ترک نمود تا به کار سازماندهی این اندیشکده بپردازد . همراهان اولیه وی شامل :

ادوین ریشائوئر ، استاد دانشگاه هاروارد و سفیر ایالات متحده در ژاپن ، 1961-1966
جورج س. فرانکلین ، مدیر اجرایی شورای روابط خارجی در نیویورک
جرارد سی اسمیت ، مذاکره کننده سالت I و اولین رئیس آن در آمریکای شمالی
هنری دی اوون ، مدیر مطالعات سیاست خارجی در موسسه بروکینگز 
ماکس کوهنستام ، مرکز سیاست اروپا
رابرت آر. بووی ، انجمن سیاست خارجی و مدیر مرکز امور بین الملل هاروارد
مارشال هورنبولر ، شریک سابق شرکت های Wilmer، Cutler & Pickering
تاداشی یاماموتو ، مرکز مبادلات بین المللی ژاپن 
و ویلیام اسکرانتون ، فرماندار پیشین پنسیلوانیا بودند . اعضای بنیانگذار دیگر شامل آلن گرین اسپن و پل ولکر  بودند ،  که هر دو بعدا از روئسای  بانک مرکزی آمریکا شدند  .

 

جلسات :
کمیسیون سه جانبه جلسات دوسالانه خود را در اکتبر 1973 در توکیو ، ژاپن آغاز کرد. در ماه مه سال 1976 ، اولین جلسه عمومی همه گروههای منطقه ای کمیسیون در کیوتو ، ژاپن برگزار شد. از نهمین جلسه در سال 1978 ، جلسات دوره ای همه ساله برگزار می شود. علاوه بر جلسات عمومی سالانه ، جلسات منطقه ای نیز در هر یک از گروه های آسیا اقیانوس آرام ، گروه اروپایی و گروه آمریکای شمالی برگزار شده است.  از زمان تأسیس ، این اندیشکده  یک مجله رسمی با عنوان Trialogue تولید کرده است .

عضویت 
عضویت در این مجموعه به تعداد متناسب با هر سه منطقه  از منطقه های تشکیل دهنده اندیشکده تقسیم می شود. آمریکای شمالی دارای  120 عضو (20 کانادایی ، 13 مکزیکی و 87 شهروند آمریکایی) به عنوان نماینده است. گروه اروپایی تقریباً 170  عضو دارد . سقف تعداد اعضا برای کشورها به این شرح است :  20 نفر برای آلمان ، 18 نفر برای فرانسه ، ایتالیا و انگلیس ، 12نفر برای اسپانیا و 1-6  نفر برای بقیه کشورها است. در ابتدا آسیا و اقیانوسیه فقط توسط ژاپن نمایندگی می شدند ، اما در سال 2000 گروه 85 نفری ژاپنی به گروه اقیانوس آرام تبدیل شد و 117 عضو را شامل می شد: 75 ژاپنی ، 11 کره جنوبی ، 7 شهروند استرالیا و نیوزلند و 15 عضو از  آسه آن ASEAN (اندونزی ، مالزی ، فیلیپین ، سنگاپور و تایلند ). گروه اقیانوس آرام آسیا همچنین شامل 9 عضو از چین ، هنگ کنگ و تایوان بود . این کمیسیون اکنون ادعا می کند "بیش از 100" عضو اقیانوس آرام دارد . 

انتقادات :


نوام چامسکی ، منتقد اجتماعی و دانشگاهی ، با انتقاد از این کمیسیون و با اشاره به کتاب خود "بحران دموکراسی"  میگوید که این مجموعه یک مجموعه  غیر دموکراتیک است   او در این کتاب  نشان می دهد که سیستم دموکراتیک مدرن اصلاً دموکراسی نیست  ، بلکه تحت کنترل نخبگان است.

 

تئوری های توطئه:

 

برخی از نظریه پردازان توطئه بر این باورند که این سازمان نقشه کش اصلی دولت جهانی یا هماهنگی میان دولت هاست . همانطور که توسط یک روزنامه نگار به نام جاناتان کی ثبت شده است ، شخصی به نام  لوک رودکوفسکی در آوریل 2007 سخنرانی مدیر سابق کمیسیون سه جانبه زبیگنیو برژینسکی را قطع کرد و این سازمان و چند نفر دیگر را متهم کرد که برای حملات یازده سپتامبر برای برگزاری نظم نوین جهانی سازماندهی کرده اند . 

thumb_trilateral.jpg

 

 

 

............................................................................................................

en.wikipedia.org/wiki/Trilateral_Commission

trilateral.org/page/3/about-trilateral

  • Upvote 11

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

میزگرد تجاری

thumb_download.png



میزگرد تجاری Business Roundtable که به اختصار ( BRT ) خوانده میشود یک  انجمن شبه اندیشکده مستقر در واشنگتن دی سی است . اعضای آن مدیرعامل های  شرکتهای بزرگ آمریکایی هستند. برخلاف اتاق بازرگانی ایالات متحده ، که اعضای آن از کل مشاغل هستند ، اعضای BRT منحصراً مدیرعامل هستند. BRT سیاست های عمومی مطلوب برای منافع تجاری مانند NAFTA را ترویج می کند ، ضمن اینکه ابتکارات گسترده تری برای سیاست های عمومی مانند No Child Left Behind ( هیچ کودکی جا نماند )  و مخالفت با برخی سیاست های دیگر  مانند سیاست جدایی خانواده دولت ترامپ را نیز تبلیغ می کند. در سال 2019 ، BRT تعریف خود را از هدف شرکت دوباره به روز کرد و منافع کارمندان ، مشتریان ، تأمین کنندگان و جوامع را با سهامداران کنار هم گذاشت. اعضای  شاخص BRT شامل جفری بزوس از آمازون ، تیم کوک از اپل ، و مری بارا از جنرال موتورز  هستند
در سال 1972 یک گروه "ضد سیاست های تورمی" به نام مارس  ، توسط جان آل هارپر رئیس Alcoa  و مدیر عامل جنرال الکتریک فرد بورچ ،تشکیل شد و سپس  با گروه مطالعات حقوق کار (LLSG)  که توسط توسط راجر بلوو تاسیس شده بود ادغام  شد تا میزگرد تجاری را تشکیل دهند. 

 

 

در سال 2010 ، واشنگتن پست این گروه را "نزدیکترین متحد رئیس جمهور اوباما در جامعه تجارت" توصیف کرد. 

thumb_50bf7affeab8ea66.jpg

 

 

در 19 آگوست 2019 ، این گروه تعریف چندین ساله خود را از هدف شرکت به روز کرد و با این کار مهم ترین  اصل  خود را مبنی بر اینکه منافع سهامداران باید بیش از هر چیز دیگری قرار بگیرد تغییر دادند . این بیانیه ، که توسط نزدیک به 200 مدیر ارشد اجرایی شرکتهای بزرگ آمریکایی به امضا رسیده است ، حاوی  "تعهد اساسی به همه ذینفعان ما" ، از جمله مشتریان ، کارمندان ، تأمین کنندگان و جوامع محلی است. 

فعالیتها :

 

در سیاست های مالی ، میزگرد مسئول ترویج کاهش مالیات سال 1985 است که توسط رونالد ریگان به تصویب قانون رسید. در سیاست های تجاری هم ، برای باز کردن بازارهای خارجی به روی تجارت و سرمایه گذاری آمریکا به این گروه استناد میشود. قانون تجارت اتوبوس از 1988  از تفکر میزگرد تجاری منعکس شده است. در سال 1990 ، این میزگرد از جورج بوش خواست که موافقتنامه تجارت آزاد با مکزیک را آغاز کند. در سال 1993 ، میزگرد به نفع NAFTA و علیه هرگونه توافق طرفین در مورد کار و محیط زیست لابی کرد .

این میزگرد همچنین مخالف با تغییراتی در مدیریت شرکتها بود که باعث می شد هیئت مدیره و مدیر عاملان نسبت به سهامداران پاسخگوتر شوند. در سال 1986 ، این میزگرد کمیسیون بورس و اوراق بهادار را متقاعد کرد که قوانین جدید در مورد ادغام و مالکیت را از بین ببرد و در سال 1993 رئیس جمهور کلینتون را متقاعد کرد که برنامه خود را برای اعمال مجازات های  بیش از حد متوقف کند. مدیرعامل Citicorp ، جان رید ، رئیس کارگروه حسابداری میزگرد، اظهار داشت که طرح کلینتون اثرات منفی بر رقابت های  ایالات متحده خواهد گذاشت. 

میزگرد  همچنین به عنوان یک لابی اصلی عمل می کند که هدف آن گسترش یا حفظ حقوق / قدرت مدیران در شرکت های بزرگ است. به عنوان مثال ، کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده ، قانون به اصطلاح "دسترسی سهامداران به پروکسی" را تصویب کرد ، که هدف آن توانمندسازی سهامداران در نامزدی مدیریت شرکتهای بزرگ بود. میزگرد تجاری به شدت مخالف این قانون بود ، به همین علت رییس آن جان كاستلانی در مورد حذف این قانون به واشنگتن پست گفت  : "این بالاترین اولویت ما به معنای واقعی کلمه است , همه اعضاء ما این را خواسته اند". سر انجام نیز آنها موفق شدند: ن SEC پس از لابی شدید و دعاوی قضایی ، کنار گذاشته شد.

در ژوئن سال 2018 ،  میزگرد بیانیه ای را صادر کرد که در آن از کاخ سفید خواسته شده بود "دولت فوراً به سیاست جدایی خردسالان از والدین خود پایان دهد" و این عمل را "ظالمانه و بر خلاف ارزشهای آمریکایی"  دانسته و محکوم کرد.

............................................................................................................. 

 

https://www.businessroundtable.org/about-us

 

 

ویرایش شده در توسط seyedmohammad
  • Upvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

بسمه تعالی 

 

اندیشکده شورای آتلانتیک

 

download~0.png


شورای آتلانتیک  Atlantic Council یک اندیشکده آمریکایی با جهت گیری ارتباطات بین المللی است که  عضو انجمن پیمان اقیانوس اطلس (1) است . این موسسه در سال 1961 تأسیس شد و زمینه ی گفتگو برای رهبران سیاسی ، تجاری و روشنفکران بین المللی را فراهم می کند. این اندیشکده ،  ده مرکز منطقه ای و برنامه هایی مربوط به امنیت بین المللی و رونق اقتصادی جهانی را مدیریت می کند. مقر آن در واشنگتن دی سی است .


شورای آتلانتیک با مأموریت اعلام شده برای تشویق ادامه همکاری بین آمریکای شمالی و اروپا که پس از جنگ جهانی دوم آغاز شد ، تأسیس شد . در سال های اولیه فعالیت خود عمدتا شامل انتشار مقالات سیاستی و نظرسنجی از اروپایی ها و آمریکایی ها در مورد نگرش آنها به همکاری های بین المللی بود. در سال های اولیه تمرکز اصلی آن بر روی موضوعات اقتصادی بود - عمدتا تشویق تجارت آزاد بین دو قاره و تا حدی کمتر برای سایر نقاط جهان - اما در مورد مسائل سیاسی و زیست محیطی نیز کارهایی انجام داد. 

اگرچه شورای اقیانوس اطلس مقالات سیاست و تک نگاری هایی منتشر می کرد ، اما  در سالهای اولیه ، قدرت واقعی این شورا در ارتباط آن با سیاست گذاران با نفوذ بود. این شورا در اوایل کار به عنوان "مركز جذب غیررسمی رهبران" از طرفین آتلانتیك ، با اعضایی كه در تلاش برای توسعه "شبکه های ادامه ارتباط" بودند ، ارتباط پیدا كرد. 

شورای اقیانوس اطلس همچنین در خارج از اروپا و ایالات متحده فعالیت می کند این اندیشکده از نخستین سازمان هایی بود که از حضور بیشتر ژاپن در جامعه بین المللی حمایت می کرد. برنامه های آسیایی این کشور از سال 2001 به دلیل نتیجه جنگ در افغانستان گسترش یافته و منجر به افتتاح مرکز و برنامه جنوب آسیا در آسیا شده است. تغییر اوضاع و هماهنگی با هند و چین در این موضوعات نیز عاملی برای این پروژه  بود. 

 

دبیرکل پیشین ناتو ، آندرس فوگ راسموسن ، این شورا را " یک اندیشکده برجسته" با "شهرت دیرینه" نامید ، و سناتور پیشین ایالات متحده ، ریچارد لوگار خاطرنشان کرد که این شورا "با عزت و احترام زیادی در داخل جامعه اقیانوس اطلس برگزار می شود.  ". 

در سپتامبر سال 2014 ، شورای آتلانتیک کارگردان بازی معروف Call of Duty: Black Ops ، دیو آنتونی را به عنوان همکار ارشد غیر ساکن استخدام کرد . 


شورای اقیانوس اطلس از بدو تأسیس اظهار داشته است که یک نهاد غیرحزبی است و اعضای آن "از جناح های معتدل بین المللی میان هر دو حزب" در ایالات متحده هستند . علیرغم ارتباطات خود ، این شورا بصورت  مستقل از دولت ایالات متحده و ناتو ثبت شده است .  

در سپتامبر سال 2014 ، اریک لیپتون در نیویورک تایمز گزارش داد که از سال 2008 ، این سازمان آمریکایی کمک های مالی ای از بیش از بیست و پنج دولت خارجی دریافت کرده است. 

در سال 2015 و 2016 ، سه اهدا کننده بزرگ ، با هدیه بیش از 1 میلیون دلار ، میلیاردر آمریکایی ادرین ارشت، میلیاردر لبنانی بهاء حریری (برادر مستعفی نخست وزیر لبنان ، سعد حریری ) ، و امارات متحده عربی  بوده اند .  لیست کامل حامیان مالی بسیاری از بزرگان  نظامی ، مالی و شرکتی را در بر می گیرد. 

اهدا کنندگان پیشرو در سال 2018 فیس بوک و دولت انگلیس بودند. 

 

download~3.jpg


شورای اقیانوس اطلس برای سران ایالت ها ، رهبران نظامی و رهبران بین المللی از دو طرف اقیانوس اطلس همواره ملاقات هایی برگزار می کند. اخیراً ، این شورا اولین سخنرانی مهم دبیرکل سابق ناتو ، اندرس فوگ راسموسن را برعهده داشت ، که در آن وی در مورد موضوعاتی از جمله افغانستان ، روسیه و روابط گسترده تر فرامنطقه ای بحث کرد.  اعضای کنگره ایالات متحده نیز در این اجتماعات به عنوان سخنران مدعو ظاهر شده اند ، از جمله سناتور ریچارد لوگار و وزیر امور خارجه جان کری . 

 

این اندیشکده  همچنین میزبان رهبران نظامی از دو طرف اقیانوس اطلس نیز بوده است. مرکز امنیت بین المللی برنت اسکوکروفت از ژانویه 2007 رویدادهای دوره ای با عنوان سری فرماندهان برگزار کرده است و در آنجا رهبران نظامی ایالات متحده و اروپا را دعوت می کند تا درباره تضاد منافع بین جامعه اقیانوس اطلس صحبت کنند. 

رویدادهای سالانه این اندیشکده  شامل جوایز رهبری برجسته در واشنگتن ، دی سی،  اجلاس سران آینده ، جوایز آزادی در لهستان ؛ اجلاس انرژی و اقتصادی شورای اقیانوس اطلس در استانبول ، ترکیه و جوایز جهانی شهروندان در شهر نیویورک است . 

در 22 فوریه سال 2019 ، شورای اقیانوس اطلس اعلامیه اصول خود را در کنفرانس امنیتی مونیخ منتشر کرد و به تشریح ارزش های مشترکی پرداخت که باید تمام دموکراسی های لیبرال غربی  به آنها پایبند باشند.

در ژوئیه سال 2019 روسیه اعلام کرد که فعالیت شورای آتلانتیک "تهدیدی برای اصول سیستم قانون اساسی و امنیت فدراسیون روسیه است". روسیه شورای آتلانتیک را به لیست سازمان های "نامطلوب" خود اضافه کرد و از فعالیت آن در روسیه جلوگیری کرد. 

 

...................................................................

 1. Atlantic Treaty Association پیمان  اقیانوس شمالی ( ATA ) یک سازمان چتری است  که با هدف گردهم آوردن رهبران سیاسی، دانشگاهیان، مقامات نظامی، و دیپلمات ها در  حمایت از ناتو تشکیل شده است . با این حال  ATA یک سازمان مستقل جدا از ناتو است.

www.atlanticcouncil.org/

en.wikipedia.org/wiki/Atlantic_Council

ویرایش شده در توسط seyedmohammad
  • Upvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 بسمه تعالی 
 
اندیشکده آمریکای جدید

New America

download~1.png

 

 


اندیشکده آمریکای جدید ، که قبلا به نام بنیاد  امریکای جدید شناخته میشد  ، یک اندیشکده ی مرکز گرا  در ایالات متحده است .  این اندیشکده متمرکز بر سیاست گزاری عمومی است و حوزه ی مطالعاتش شامل  موضوعات مختلفی از سیاست های عمومی از جمله مطالعات امنیت ملی ، فناوری ، دارایی  ، بهداشت ، جنسیت ، انرژی ، آموزش و اقتصاد  است. این سازمان در واشنگتن دی سی مستقر است و دفاتر دیگری در نیویورک سیتی و اوکلند نیز دارد . 

اگرچه این سازمان خود را "غیر حزبی" توصیف می کند ، اما دیدگاه های سیاسی آن توسط برخی به عنوان لیبرال یا چپ گرای لیبرال توصیف شده است. 

آمریکای جدید در سال 1999 توسط تد شنگر  ، مایکل لیند و والتر راسل مید به عنوان یک مؤسسه سیاستگذاری غیرانتفاعی تأسیس شد که ماموریت اعلام شده آن "سرمایه گذاری روی اندیشمندان جدید و ایده های جدید برای رفع نسل بعدی چالش های پیش روی ایالات متحده است. ".این سازمان همچنان تأکید بر کارهایی دارد که "پاسخگوی شرایط و مشکلات در حال تغییر اقتصاد عصر اطلاعات یعنی قرن بیست و یکم  با  ایده های بزرگ ، تحلیل بی طرفانه و راه حل های عملی" است.

بودجه :

با وجود بیش از  140 اهداکننده در سال 2013 ، اهدا کنندگان برتر با هدیه بیش از 1،000،000 دلار ، بنیاد بیل و ملیندا گیتس ، بنیاد لومینا ، اریک و وندی اشمیت و وزارت امور خارجه ایالات متحده بودند . 

وابستگی با Google :


آمریكای جدید به دلیل پیوندهای نزدیك خود با Google ، به عنوان یك حامی برجسته ، مورد انتقاد قرار گرفته است . براساس گزارش رسانه ها ، برای خشنود کردن گوگل ، آمریکای جدید در سال 2017 یک گروه تحقیقاتی کامل - گروه Open Markets- را بست و کارمند خود Barry Lynn را اخراج نمود ،که از گوگل به عنوان یک شرکت انحصار طلب انتقاد کرده بود و خواستار تجزیه آن شده بود .

برنامه ها :
این اندیشکده  برنامه ها و ابتکاراتی را در خود جای داده است که به موضوعات داخلی ، اقتصادی و جهانی می پردازند.  همچنین دارای یک برنامه کمک هزینه تحصیلی است.

سیاست خارجی :
  
برنامه مطالعات ملی امنیت این بنیاد ، مسائل جهانی را بررسی می کند ، از فعالیت های داخلی القاعده گرفته تا استراتژی کلی سیاست خارجی ملی. با حضور روزنامه نگارانی مانند استیو کول و پیتر برگن ، یک پیشخوان  سیاسی در موضوعات افغانستان و مبارزه با تروریسم در این اندیشکده وجود دارد .

این بنیاد همچنین با کارگروه خاورمیانه به کارگردانی لیلا هلال ، تمرکز سیاسی در مورد خاورمیانه دارد ، که شامل تجزیه و تحلیل و تفسیر درباره خاورمیانه و شمال آفریقا است.

اقتصاد :
برنامه رشد اقتصادی این بنیاد ، به کارگردانی بنیانگذاران شارل شوونینگگر و مایکل لیند ، از بنیانگذاران آمریکای جدید ، قصد دارد نگاهی به سیاست های آمریکا و مشکلات اقتصادی جهان بیندازد.

 

برنامه یاران 
این سازمان از طریق برنامه Bernard F Schowsz Fellows کمک های مالی برای "پرورش نسل بعدی متفکران و روشنفکران عمومی" فراهم می کند. این کمک هزینه تحصیلی از روزنامه نگاران با استعداد ، دانشگاهیان و دیگر تحلیلگران سیاستهای عمومی پشتیبانی می کند که چشم اندازی تازه و اغلب غیرقابل پیش بینی در مورد عمده ترین چالش های جامعه ما ارائه می دهند". 


  
اندیشکده آمریکای جدید میزبان مذاکرات و رویدادهای عمومی در مورد برنامه های خود است . همچنین دارای چندین زیرساخت فنی و آزمایشگاهی برای پژوهش های مریوط به فناوری می باشد . 

آزمایشگاه اندازه گیری 
آزمایش اندازه گیری ((M-Lab) یک بستر سرور آزاد و توزیع شده برای محققان است که ابزارهای اندازه گیری اینترنت را که در سال 2009 توسط وینت سرف ، ساسچا ماینراث و چند دانشگاهی ، محقق و مؤسسه تأسیس شده است ، مستقر کرده است. این پروژه به 45 سرور در 15 مکان در سراسر جهان افزایش یافته است و در حال حاضر از پنج ابزار پشتیبانی می کند. تمام داده های جمع آوری شده توسط M-Lab در دسترس جامعه پژوهش گران است.

اینترنت چمدانی :
 این مرکز پی گیر مطالعات در مورد یک بستر ارتباطی با منبع آزاد است که تلفنهای همراه موجود کاربران ، رایانه های مجهز به Wi-Fi و سایر دستگاه های دارای قابلیت بی سیم را برای ایجاد شبکه ی peer to peer  با  هم متصل می کند. شبکه های ارتباطی  این پروژه بر پایه فن آوری های بی سیم شبکه ای موجود ساخته شده است و توجه گسترده ای را به خود جلب کرده است  به حدی که ، در سال 2011 ، وزارت امور خارجه ایالات متحده بودجه ای را برای کاهش موانع  ایجاد شبکه های ارتباطی توزیع شده اعلام کرد.

 

title-image.png

..............................................................................................

www.newamerica.org/

en.wikipedia.org/wiki/New_America_(organization)

  • Upvote 10

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

بسمه تعالی

بنیاد ژتولیو  وارگاس

imgopengraph-log.jpg


 

 


Fundação Getúlio Vargas به معنی  بنیاد ژتولیو وارگاس (1)  ، که اغلب به عنوان FGV مخفف می شود، یک موسسه آموزش عالی برزیل و اندیشکده است که در 20 دسامبر 1944 با ماموریت "تحریک توسعه اقتصادی برزیل" تأسیس شد.  هدف اولیه آن تهیه افراد واجد شرایط برای کار در اداره های دولتی و خصوصی در برزیل بود.

FGV توسط برنامه اندیشکده ها و برنامه های جامعه مدنی دانشگاه پنسیلوانیا به عنوان اولین اندیشکده در آمریکای لاتین ،   هفتمین اندیشکده در جهان در نظر گرفته شده است. 

FGV به دلیل ماهیت و خواستگاه دانشگاهی خود ، برنامه های کارشناسی ،  برنامه های کارشناسی ارشد رشته ی " MBA"  و همچنین برنامه های کارشناسی ارشد و دکترا در اقتصاد ، مدیریت تجارت ، مدیریت دولتی ، حقوق ، علوم اجتماعی ، ریاضیات کاربردی و روابط بین الملل را ارائه می دهد .

 

fgv.jpg

 

FGV بیش از 90 مرکز تحقیقاتی دارد و حجم زیادی از تحقیقات دانشگاهی را تولید می کند. این موضوعات شامل اقتصاد کلان ، اقتصاد ، تجارت  ، سیاست گزاری ، قانون ، بهداشت ، رفاه ، فقر و بیکاری ، آلودگی و توسعه پایدار است. FGV همچنین برنامه های تحقیقاتی را در زمینه های تاریخ ، علوم اجتماعی ، آموزش ، عدالت ، شهروندی و سیاست به پیش میبرد  . FGV همچنین بنا به درخواست بخش دولتی ، شرکت های خصوصی و آژانس های بین المللی مانند بانک جهانی و بانک توسعه بین آمریکایی (IDB) پروژه هایی را اجرا می کند . نمونه های قابل توجه چنین کارهایی شامل کمک به میزبانی  ریو دوژانیرو برای بازیهای پان آمریكایی 2007 و المپیك تابستانی 2016 بوده است  .

دفتر اصلی FGV در ریو دوژانیرو مستقر است ، همچنین در سائوپائولو و برازیلیا نیز حضور دارد . علاوه بر این ،  در بیش از 100 شهر برزیل ، از طریق شبکه ای از موسسات همکار وابسته ،  آموزش های اجرایی و برنامه های MBA در چندین حوزه دانش ، برنامه های آموزشی ارائه می دهد.


FGV در بسیاری از زمینه های دانش مانند آموزش ، تحقیق ، مشاوره فنی ، ویرایش و انتشار فعالیت می کند.

آموزش : 

مدارس در ریودوژانیرو:دانشکده مدیریت دولتی و تجاری برزیل
دانشکده اقتصاد و دارایی برزیل
دانشکده حقوق ریو دوژانیرو (حقوق ریو)
دانشکده علوم اجتماعی
دانشکده ریاضی کاربردی
 
مدارس در سائوپائولو:

دانشکده مدیریت بازرگانی سائوپائولو
دانشکده اقتصاد سائوپائولو
دانشکده حقوق سائو پائولو
دانشکده روابط بین الملل
 
انستیتوهای توسعه آموزشی :

آموزش اجرایی
FGV آنلاین
FGV در شرکت


خدمات ، فهرستها و انتشارات :

مرکز مطبوعات FGV
مرکز پروژه های FGV
انستیتوی اقتصاد برزیل
 

 

....................................

1. ژتولیو دورنلیس وارگاس (انگلیسی: Getúlio Dornelles Vargas; ۱۹ آوریل ۱۸۸۲ – ۲۴ اوت ۱۹۵۴) یک وکیل و سیاستمدار اهل برزیل بود که ۲ بار به ریاست جمهوری رسید.

وارگاس بار اول با استفاده از کودتا و ساقط کردن دولت به قدرت رسید. وی با توجه به منابع خام برزیل اقتصاد آن را به سمت تولید و صادرات هدایت کرد.

 

portal.fgv.br/en

  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

بسمه تعالی

موسسه پژوهش های سیاست گذاری منهتن  Manhattan Institute for Policy Research

thumb_milogo-fb.jpg

 

 

 

موسسه پژوهش های سیاست گذاری منهتن  Manhattan Institute for Policy Research یک اندیشکده آمریکایی محافظه کار است  که در زمینه ی  سیاست گزاری با تمرکز بر سیاست داخلی و امور شهری  فعالیت میکند . 

شعار این اندیشکده در وبگاه آن چنین توصیف شده است  :"توسعه و انتشار ایده های جدید که باعث گسترش گزینه های اقتصادی  و افزایش مسئولیت پذیری شخصی میگردد . "


این اندیشکده ابتدا به عنوان مرکز بین المللی مطالعات سیاست اقتصادی (ICEPS) در سال 1978 توسط آنتونی فیشر و ویلیام جی کیسی تأسیس شد.  ICEPS در سال 1981 نام خود را به موسسه تحقیقات سیاست گذاری منهتن تغییر داد.  در سال 1980 ، مؤسسه (در آن زمان ICEPS) انتشار گزارش منهتن در مورد سیاست های اقتصادی را آغاز کرد ، یک دوره ماهانه که شامل خلاصه ای از اقتصاددانان و تحلیلگران برجسته بازار بود. 

این مؤسسه در اوایل دهه 1980 تعدادی کتاب  تحسین شده   تولید کرد که مفاهیم اقتصاد طرف عرضه و خصوصی سازی خدمات را برای مخاطبان گسترده تر معرفی می کردند. در سال 1981 ، جورج گلدر ، مدیر برنامه موسسه ، ثروت و فقر را منتشر کرد ، کتابی پرفروش که اغلب از آن به عنوان "کتاب مقدس دولت ریگان" یاد می شد.  یک ستون نویس  نیویورک تایمز آنرا "کتاب راهنمای سرمایه داری" خواند و اظهار داشت که این کتاب  "یک نظریه شامل اینکه سرمایه داری شایسته افراد باهوش است" ارائه داده است. این کتاب پرفروش ترین نیویورک تایمز بود  و در نهایت بیش از یک میلیون نسخه فروخته شد. 


در سال 1990 ، این مؤسسه در پاسخ به تصوراتی که نیویورک سیتی با روندی نزولی روبرو بوده و نگرانی های گسترده تری در مورد استهلاک در شهرهای آمریکایی وجود داشت ، مجله سه ماهانه خود ، سیتی ژورنال را تأسیس کرد . سیتی ژورنال توسط اقتصاددان توماس ساول ،  "قاتل بزرگ احمق در عرصه سیاست شهری" و توسط رمان نویس تام ولف ، "بهترین مجله آمریکایی"  شناخته شده است ، نامیده شده است .

این مؤسسه در سال 1989 مرکز نوآوری آموزش و پرورش (CEI) را تاسیس کرد ، سازمانی که با تغییر مسئولیت از دبیرخانه ها به مدارس به عنوان ابزاری برای پیشرفتمدارس دولتی ، به تغییر آموزش های عمومی اختصاص یافته بود . CEI به ایجاد تعدادی از مدارس عمومی جایگزین کوچک در نیویورک کمک کرد و به جورج پاتاکی فرماندار نیویورک در تهیه قانون مکتب منشور برجسته ایالت در سال 1998 توصیه هایی کرد ، که اجازه ایجاد مدارس عمومی مستقل را می داد. پس از آن ، این مؤسسه برای ترویج ایده انتخاب مدرسه در سطح کشور ، همکاری نزدیکی با مسئولان مدارس داشته است .

 

در انتخابات 2000 ، جورج دبلیو بوش اظهار داشت که یکی از انتشارات این اندیشکده به نام " رؤیا و کابوس: میراث دهه شصت  " نوشته شده توسط  میرون مگنت ، تأثیر عمیقی بر چگونگی عملکرد وی در سیاست گذاری عمومی گذاشته است . بوش گفت: " با خواندن رؤیا و کابوس  میرون مگنت تأثیر فرهنگ ناکام دهه 60 بر ارزش ها و جامعه ما برای من متبلور شد." 

ar-811298058.jpg

 

این اندیشکده پس از حملات به مرکز تجارت جهانی در 11 سپتامبر 2001 ،  "مرکز  تاکتیکی مبارزه با تاکتیک (CTCT) " را تشکیل داد و بعداً آن را به مرکز پلیس تروریسم تغییر نام داد(CPT) این گروه بنا به درخواست NYPD ایجاد شده است ، تا تحقیقات درمورد تکنیک های جدید پلیس با هدف بازآفرینی افسران برای تبدیل شدن به "اولین ممانعت" از حملات تلفات جمعی در آینده فراهم شود.

انجمن آدام اسمیت در سال 2011 توسط این مؤسسه تأسیس شده است. این سازمان یک اتحادیه سراسری است که مبتنی بر جامعه دانش آموزان مدرسه های بازرگانی است تا بتوانند در مورد مزایای اخلاقی ، اجتماعی و اقتصادی سرمایه داری صحبت کنند. از سال 2018 ، این سازمان دارای 9 مرکز بود که در آستین ، بوستون ، شیکاگو ، دالاس ، هیوستون ، لندن ، نیویورک سیتی ، سان فرانسیسکو و واشنگتن دی سی قرار داشت و 33 بخش دانشجویی در اکثر مدارس برتر تجاری در سراسر آمریکا ، از جمله مدرسه عالی کسب و کار استنفورد ، دانشگاه شیکاگو دانشکده کسب و کار ، و دانشکده وارتون در دانشگاه پنسیلوانیا . وجود داشت. 

در سال 2007 ، این مؤسسه دایره رهبران جوان خود را معرفی کرد و به متخصصان جوان نیویورک  ، تالار گفتگویی درمورد ایده های سیاسی ، مسائل فرهنگی و امور عمومی ارائه می دهد. این گروه میزبان برنامه های منظم با مهمانان برجسته ای است که شامل روپرت مرداک ، تام ولف ، کن مهلمن ، ویلیام براتون و بسیاری دیگر است. 

 

در سال 2015 ،  این اندیشکده ، سایت  SchoolGrades.org را راه اندازی کرد و ادعا کرد که این تنها سیستم درجه بندی است که از یک استاندارد سختگیر و معمولی برای مقایسه مدارس در سراسر ایالات متحده استفاده می کند یعنی تفاوت در استانداردهای دانشگاهی در ایالت ها و مشخصات اقتصادی منحصر به فرد هر مدرسه را ارائه می دهد تا جامع ترین  تصویر عملکرد هر مدرسه در موضوعات اصلی را ارائه دهد. 

 

مراکز درون اندیشکده :

مواضع و ابتکارات سیاستی :
تحقیقات این موسسه به دنبال توسعه و ترویج ایده های بازار آزاد است و عموماً بر سیاست های شهری ، آموزش ، امور مالی و حقوق بازنشستگی ، انرژی و محیط زیست ، سیاست های بهداشت ، اصلاحات قانونی و اقتصاد متمرکز شده است. در همه این حوزه ها ، محققان موسسه از این منظر که انتخاب اقتصادی و مسئولیت فردی برای سیاست های عمومی موفق بسیار مهم است ، به کارهایشان رویکرد دارند . تحقیقات این موسسه در کنفرانس ها و گزارش ها ، نسخه ها و شهادت در جلسات کمیته ها و پانل های دولتی ارائه شده است.

سیاست ایالتی و محلی :
این قسمت از مؤسسه  ، هم به مسائل ملی و هم محلی می پردازد ، و تحقیقاتش برامور مربوط به تاثیر سیاست های ایالتی و محلی بر امور مالی شهرداری ، بازنشستگی های عمومی ، زیرساخت ها ، رفاه ، پلیس و مسکن متمرکز است . کمک به شهرداری ها و ایالت ها برای مدیریت بودجه خود و سیستم های مزایای کارمندان عمومی بخش مهمی از تحقیقات تحقیقاتی مؤسسه بوده است.

کار این مؤسسه به ویژه در شهر خود در نیویورک تأثیرگذار بوده است ، جایی که ایده های تبلیغاتی این موسسه باعث رونق شهری در سالهای اخیر شده است. در شام جایزه الکساندر همیلتون در سال 2006 به میزبانی این انستیتو ، رودی جولیانی ، شهردار سابق نیویورک ، که از اواخر دهه 1990 بر افت نرخ جنایات گسترده این شهر نظارت داشت ، گفت: "اگر اتهام سرقت ادبی برای برنامه های سیاسی وجود داشت ، احتمالاً من بزرگترین متهم  آن می بودم. زیرا فکر می کنم در بسیاری از مشکلات ، ما اکثر راه حل ها را  ، اگر نه همه آنها ، از صفحات ژورنال سیتی  و تحلیل های مؤسسه منهتن سرقت ادبی کردیم ". 

این مؤسسه یکی از مؤسسات اصلی بود که در اواسط دهه 1990 اصلاحات در نظام رفاهی را تحت فشار قرار داد . چارلز موری ، در حالی که همکار مؤسسه از سال 1981 تا 1990 بود ، کتاب پیشگامانه خود را با عنوان " از دست دادن زمین: سیاست اجتماعی آمریکا 1950-1980" (1984) نوشت و بین داشت که دولت رفاه باعث ایجاد فرهنگ و چرخه وابستگی شده است که به ضرر  هم گیرندگان رفاه و هم کل ایالات متحده است. 

این مؤسسه مدتهاست که روی سلامت شهرهای آمریکا تمرکز دارد ،  اخیراً ، این مؤسسه سالانه مجموعه ای از کتاب ها را ارائه می دهد که شامل ایده های نوآورانه برای سیاست گذاران شهری است. پیشنهادات برجسته برای استفاده از فناوری برای بهبود اجرای مقررات بهداشت عمومی. اجرای مکانیسم های قیمت گذاری که می تواند کمبود پارکینگ شهری را برطرف کند استفاده از ریزگردها به عنوان ابزاری برای پیشبرد مسکن ارزان قیمت؛ و اصلاح سیاست های تهیه برای دولت های شهرداری ا ز آن جمله اند . 

در دهه 2010 ، کارشناسان مؤسسه در اداره پلیس دیترویت مستقر شده بودند و به منظور کمک به شهر در اجرای "سیاست پنجره شکسته " به منظور کاهش مشکل جرم و جنایت ، به شهر کمک می کردند.  این مؤسسه یک تیم ارتباطی را که تخصص خود را در زمینه جرم شناسی و اجرای سیاست با وزارت پلیس دیترویت به اشتراک گذاشته بود ، با تمرکز روی رویکرد "پنجره های شکسته" تأمین کرد. این موسسه از نزدیک با CompStat در ارتباط است، یک رویکرد مدیریتی پلیس محور داده ها که از تجزیه و تحلیل جرم ، به اشتراک گذاری اطلاعات و پاسخگویی استفاده می کند تا اطمینان حاصل شود که ادارات پلیس بر جلوگیری از جرایم متمرکز هستند. . این برنامه ها که با همکاری پلیس و گروه های یر دولتی اجرا شده است ، با هدف مهار افزایش تجاوز به منازل با افزایش حضور احساس پلیس ، درگیر کردن اعضای جامعه در حل مسئله و توجه ویژه به محله هایی که بیشترین خطر را در خود دارند ، مورد توجه قرار گرفته است. یک منبع گزارش داد که در سال اول پس از اجرای این برنامه ، "هجوم به خانه 26٪ کاهش یافته است" 

 

انرژی و محیط زیست  :
محقان این بخش از اندیشکده  تأکید می کنند که چگونه قدرت فراوان و مقرون به صرفه به رشد و شکوفایی صنعت سوخت در سراسر جهان کمک می کند. تحقیقات سیاست انرژی این مؤسسه بر جو ، ژئوپلیتیک ، مقررات و فناوری متمرکز شده است .

در سال 2005 ، پیتر هوبر و مارك میلز كتاب Wellness Bottomless را منتشر كردند كه چندین عقیده رایج در مورد انرژی را مورد بحث قرار می داد. بیل گیتس آن را به عنوان "تنها كتابی كه دیدم واقعاً انرژی ، تاریخچه آن و آنچه را كه مانند پیشروی است توضیح می دهد" توصیف می كند.  این کتاب خاطرنشان می کند که گسترش منابع انرژی به معنای بهره وری بالاتر ، شغل بیشتر و تولید ناخالص داخلی در حال رشد است. میلز در مورد فرصت های ژئوپلیتیکی ارائه شده توسط بخش انرژی آمریکا به طرز گسترده ای مطلب نوشته است. در گزارشی در سال 2016 ، او اظهار داشت که" . یک فرصت مناسب تر برای آمریكا برای به دست آوردن قدرت نرم ژئوپلیتیك از تولید و صادرات نفت  هرگز بیشتر از امروز  وجود نداشته است ". علاوه بر این ، میلز این مسئله را مطرح می كند كه آمریكا برای رونق در صنعت نفت شیل ، وابسته به پیشرفت های فن آوری  تجزیه و تحلیل داده ها به ویژه داه های بزرگ  BIG DATA است.

در گزارش موسسه سال 2016 ، جاناتان لستر تجزیه و تحلیل هزینه و فایده ای را که توسط آژانس حفاظت از محیط زیست از برنامه انرژی پاک تولید شده توسط دولت اوباما انجام شده است ، مورد تجزیه و تحلیل قرار داد . لستر نوشت که "تجزیه و تحلیل هزینه و فواید سازمان حفاظت محیط زیست ، مزایای مستقیم کاهش CO2 و سود حاصل از کاهش  انتشار آلاینده های هوا را بیش از حد ارزیابی کرده است ؛ علاوه بر این ، لستر اظهار داشت كه "CPP هیچ تاثیری قابل اندازه گیری  بر آب و هوای جهان نخواهد داشت". 

سیاست بهداشتی : 
تیم سیاست های بهداشتی این اندیشکده ، اصلاحات سیاسی را که موجب تقویت بیماران و مصرف کنندگان می شود با تشویق رقابت ، شفافیت ، پاسخگویی و نوآوری ، ترویج می کند.

 

 مجزات بیش از حد : 
در سال 2014 ، این مؤسسه شروع به مطالعه موضوع overcriminalization کرد ، با این ایده که قوانین جزایی ایالتی و فدرال بسیار گسترده هستند و خیلی سریع هم در حال رشد هستند. تنها در سطح فدرال ، محققان موسسه بیش از 300000 قانون و مقررات را شناسایی کرده اند که تخلف آنها می تواند به زمان زندان منجر شود. این مؤسسه ادعا می کند که این امر حتی شهروندان خوب و معقول را نیز به دلیل رفتارهای ظاهرا بی شرمانه تحت پیگرد قانونی قرار می دهد. از سال 2014 تا 2016 ، این مؤسسه گزارشهایی در مورد  این وضعیت  در پنج ایالت ( کارولینای شمالی ،  میشیگان ، کارولینای جنوبی ،  مینسوتا ، و اوکلاهما  تهیه کرد.) و به طور مداوم تحقیقات خاص دولتی دیگری را اضافه می کند.

 

اقتصاد :
با توجه به شیوع نگرانی از نابرابری اقتصادی در بین آکادمی ها و مفسران اصلی ، به ویژه از زمان رکود بزرگ  ، این مؤسسه تحقیقات متعددی را در مورد این موضوع و موضوعات مرتبط با مسائل اقتصادی تولید کرده است.  Scott Winshipگزارشی با عنوان "نابرابری باعث کاهش خوشبختی نمی شود " ارائه داد ، که شواهدی از سراسر جهان را مورد بررسی قرار داده و  نتیجه گیری می کند که افزایش بیشتر نابرابری با افزایش شدیدتر استانداردهای زندگی برای طبقه متوسط و فقیر به طور یکسان مطابقت دارد ، در حالی که نابرابری بیشتر در کشورهای توسعه یافته به دنبال رشد اقتصادی قوی تر است.  در گزارشی از سال 2015 ، Winship وضعیت تحرک اقتصادی و مسکونی در ایالات متحده را بررسی کرد . او استدلال می کند که ایالات متحده باید به منظور گسترش فرصت ها در بین گروه های محروم ، روی سیاست های بهبود تحرک متمرکز شود. 

این موسسه به طور کلی از قانون حداقل دستمزد فدرال انتقاد می کند . در سال 2015 ، گزارشی از داگلاس هولتز-اواكین و بن گیتس  این مسئله را مطرح كرد كه افزایش حداقل دستمزد فدرال تا 15 دلار در ساعت تا سال 2020 هزینه ای معادل کاهش 6.6 میلیون شغل خواهد داشت. مطابق گزارشی کوتاه در سال 2016 توسط اورن کاس ، این اثرات ناگوار عمدتاً به این دلیل است که افزایش در حداقل هزینه فدرال باعث عدم تفاوت در شرایط محلی می شود: همه بازارهای کار یکسان نیستند.

 

.........................................................................

www.manhattan-institute.org/

ویرایش شده در توسط seyedmohammad
  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر 15 آذر 1399 در 21:53 , seyedmohammad گفت:

در سال 1981 ، جورج گلدر ، مدیر برنامه موسسه ، ثروت و فقر را منتشر کرد ، کتابی پرفروش که اغلب از آن به عنوان "کتاب مقدس دولت ریگان" یاد می شد.  یک ستون نویس  نیویورک تایمز آنرا "کتاب راهنمای سرمایه داری" خواند و اظهار داشت که این کتاب  "یک نظریه شامل اینکه سرمایه داری شایسته افراد باهوش است" ارائه داده است. این کتاب پرفروش ترین نیویورک تایمز بود  و در نهایت بیش از یک میلیون نسخه فروخته شد. 

نظريه مورد علاقه ترامپ و اطرافيان

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر 15 آذر 1399 در 21:53 , seyedmohammad گفت:

 مجزات بیش از حد : 
در سال 2014 ، این مؤسسه شروع به مطالعه موضوع overcriminalization کرد ، با این ایده که قوانین جزایی ایالتی و فدرال بسیار گسترده هستند و خیلی سریع هم در حال رشد هستند. تنها در سطح فدرال ، محققان موسسه بیش از 300000 قانون و مقررات را شناسایی کرده اند که تخلف آنها می تواند به زمان زندان منجر شود. این مؤسسه ادعا می کند که این امر حتی شهروندان خوب و معقول را نیز به دلیل رفتارهای ظاهرا بی شرمانه تحت پیگرد قانونی قرار می دهد

معتقدند نظام قضايي آمريكا به صورت سيستماتيك نيروي كار ايجاد ميكند براي مزارع و معادن و صنايعي كه نياز به نيروي كار ارزان از ميان زندانيان دارند( موارد مشابه در چين  و كره شمالي هم به صورت غير رسمي گزارش شده است )  

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

به نام خدا 

 

صندوق مارشال آلمان

thumb_2777-german-mars.jpg

صندوق مارشال آلمان در ایالات متحده German Marshall Fund of the United States (GMF) که به اختصار  ( GMF ) خوانده میشود یک اندیشکده ی آمریکایی است که به طور اختصاصی در حوزه ی روابط آمریکا و اروپا کار میکند .

GMF در سال 1972 با هدیه ای از طرف دولت آلمان غربی در 25  مین سالگرد برنامه مارشال تأسیس شد ، GMF در تحقیق و تجزیه و تحلیل در مورد موضوعات دوسوی  اقیانوس اطلس و  برخی موضوعات جهانی  فعالیت میکند . گذشته از تحقیقات ، این اندیشکده رهبران سیاسی  و مشاغل مهم را در کنفرانس های بین المللی که تشکیل می دهد دعوت به سخنرانی و حضور نموده و  فرصت های مبادله ی افکار برای رهبران نوظهور آمریکایی و اروپایی فراهم می کند. این مرکز  از ابتکارات برای تقویت دموکراسی پشتیبانی ( فکری و مالی ) می کند. عمده ی پژوهش های اندیشکده GMF بر سیاست ، رهبری و جامعه مدنی تمرکز دارد. 

 مقر این اندیشکده در آمریکا و در شهر  واشنگتن دی سی است اما به جهت حوزه ی کاری خود که اروپا است  دفاتری در چندین شهر اروپایی دارد. 


برنامه های جاری  :
از جمله برنامه ها و ابتکارات این اندیشکده عبارتند از: اتحاد برای تأمین دموکراسی ، مجمع بروکسل ، گفتگوهای اقیانوس اطلس ، آکادمی ماوراء اقیانوس اطلس و بررسی روندهای آتلانتیک.

برنامه های سیاست گذاری GMF شامل: آسیا ، اتحادیه اروپا ، شرق اروپا و روسیه ، سیاست خارجی و امنیتی ، امنیت انرژی ، ناتو ، تجارت و سرمایه گذاری و سیاست های شهری و منطقه ای است.

برنامه های رهبری GMF شامل سمینار مانفرد وورنر ، یارانه یادبود مارشال ، شبکه رهبران آماده ورود به تحصیل در اقیانوس اطلس ، سمینار مارشال ، سمینار رهبری ماوراء اقیانوس اطلس ، مجمع بوندستاگ کنگره و شبکه جوانان دو سوس اقیانوس اطلس است.

پروژه های جامعه مدنی ، شامل بالكان ،  اعتماد به دموكراسی ، اعتماد دریای سیاه برای همکاری های منطقه ای و صندوق دموكراسی بلاروس است.


همانگونه که گفته شد اندیشکده GMF از طریق کمک مالی از دولت آلمان غربی به عنوان یک یادمان دائم از کمک های طرح مارشال تأسیس شد . این بنیاد توسط گیدو گلدمن تأسیس شد ، که مدیر برنامه مطالعات اروپای غربی هاروارد در اوایل دهه 1970 بود. گلدمن یک  آمریکایی بود  که خانواده وی در سال 1940 از آلمان فرار کرده بودند ،  ولی در دولت آلمان غربی ، به ویژه  با  الكس مالر ، وزیر دارایی ، برای موقوفات برای پیشبرد روابط اروپا و آمریكا در 25 سالگرد كمكهای برنامه مارشال لابی كرد . گلدمن سرانجام در سال 1971 توافق نامه ای را برای حمایت از یک نهاد مستقل دریافت کرد.

صدراعظم آلمان ، ویلی برانت ، از ایجاد GMF در سخنرانی در تاریخ 5 ژوئن 1972 در هاروارد خبر داد و گفت که این امر به افزایش همکاری و تفاهم متقابل ایالات متحده و اروپا کمک خواهد کرد. برنت چهار سال بعد نوشت:

"دولت من می خواست که بیست و پنجمین سالگرد آغاز به کار برنامه مارشال را با چیزی بیش از یک کلمه یادگاری دوستانه برگزار کند .... من خودم اعلام كردم كه دولت فدرال با تصویب پارلمان تصمیم گرفته است منابع خود را برای صندوق یادبود مارشال در دسترس قرار دهد. مبلغ مذكور تأمين پشتوانه براي مطالعات و پژوهش هاي آمريكايي و اروپايي بود. "
در دهه 1970 و 1980 ، GMF با توجه به مأموریت خود ، به افراد مورد نظر اندیشکده  اعم از محققان دانشگاهی و سرویس پخش عمومی و رادیو عمومی ملی ، کمکهای بلاعوضی را پخش کرد . این بودجه همچنین بودجه اولیه را برای مؤسسه اقتصاد بین الملل ، که اکنون موسسه اقتصاد بین المللی پترسون است ، فراهم کرده است. تا سال 1977 ، این سازمان بیش از 7 میلیون دلار برای تقریبا 100 پروژه شامل ایالات متحده ، آلمان غربی ، فرانسه ، انگلیس ، ایتالیا ، سوئد ، بلژیک ، دانمارک ، هلند ، نروژ ، سوئیس ، ژاپن و کانادا هزینه کرده بود. آکادمی مایکل نومان گفته است که GMF از اولین اندیشکده هایی بود که بر اهمیت قدرت نرم در زمانی که بیشتر تمرکز دانشگاهی ها روی موضوعات نظامی بود ، متمرکز شد. 

علاوه بر کمک های مالی ، GMF همچنین یک برنامه تبادل پارلمانی بین  ایالات متحده و اروپا و کمک هزینه یادبود مارشال را آغاز کرد که از آن زمان بودجه مبادله بیش از 3000 رهبر جوان در سراسر اقیانوس اطلس را تأمین می کند. سال 1977 همچنین اولین سالی بود که GMF مبادلات پارلمانی بین ایالات متحده و اروپا ترتیب داد ، با 12 نماینده جوان پارلمان اروپا در کنگره ایالات متحده در واشنگتن دیدار کردند.

در سال 1980 ، GMF اولین دفتر اروپایی خود را در بن افتتاح کرد. در سال 1985 ، دولت آلمان غربی کمک مالی خود را به GMF تمدید کرد. در سال 1987 ، جورج کننان در کنفرانسی که در GM برلین غربی برای بزرگداشت چهلمین سالگرد مارشال برگزار شد ، سخنرانی اصلی را برعهده گرفت. همچنین در دهه 1980 ، GMF از برنامه هایی مانند ابتکار انجمن ملی فرمانداران برای مقابله با باران های اسیدی حمایت کرد و با تأمین کمک های مالی کوچک ، به طور فعال با جنبش های دموکراسی اروپای مرکزی و شرقی شروع به کار کرد. 

بعد از سقوط دیوار برلین در سال 1989 ، GMF از نخستین سازمانهای آمریکایی بود که در سال 1990 پس از  آنچه در برلین شرقی رخ داده بود ، حضور یافت. این اندیشکده ، مرکز  بن خود را در سال 1992 به برلین منتقل کرد. در سال 2006 ، GMF دفتر مرکزی خود را در واشنگتن تاسیس کرد، ساختمانی که تا سال 1963 در اختیار آلمان غربی قرار داشت و میزبان چهره هایی همچون جان اف کندی ، کنراد آدناوئر ، لیندون ب. جانسون و جورج سی مارشال بود . صدراعظم آلمان آنگلا مرکل ساختمان جدیدی  را در آمریکا به این اندیشکده  اختصاص داد.

GMF به سرعت کار خود را در اروپای مرکزی و شرقی گسترش داد و در دهه 1990 در کمک به انتقال به دموکراسی مورد نظر آمریکا  در این منطقه نقش مهمی ایفا کرد. 

GMF همچنین فعالیتهای سیاسی خود را هم  گسترش داد. در سال 2002 ، GMF اولین نظرسنجی خود را به همراه شورای امور جهانی شیکاگو انجام داد . سال بعد ، آن را به Translantic Trends تغییر نام داد و به سالانه شاخص افکار عمومی در هر دو طرف اقیانوس اطلس تبدیل شدبرنامه های مبادله GMF همچنین با اضافه شدن یاران یادبود مارشال آمریکایی ، آغاز سمینار مانفرد ورنر برای متخصصان دفاعی ، و ایجاد مجمع کنگره-بوندستاگ گسترش یافت. 

 در سال 2004 ، GMF در آستانه اجلاس ناتو ، کنفرانس بزرگی را در استانبول ترتیب داد که منجر به افتتاح دفتر  این اندیشکده در آنکارا شد. در سال 2005 ، GMF  اجلاس دیگری برگزار کرد که رئیس جمهور وقت آمریکا جورج دبلیو بوش  سخنران آن بود . این اجلاس در بروکسل برگزار شد . همایش GMF هر ساله به رشد خود ادامه داد و میزبانی گفتگوهای خبرگان در مورد ترکیه ، چین ، هند و مدیترانه آغاز شدو همچنین رویدادهایی در کنار همایش های بین المللی تغییرات آب و هوایی در کپنهاگ و کانکون به برنامه هایش اضافه شد . . در سال 2012 ، GMF دومین رویداد سالانه به نام گفتگوی اقیانوس اطلس را در مراکش اضافه کرد. سخنرانان رویدادهای GMF شامل جان کری ، رابرت گیتس ، مادلین آلبرایت ، رجب طیب اردوغان ، کاترین اشتون ، کاندولیزا رایس ، ولفگانگ شووبل ، گوردون براون ، و زبیگنیو برژینسکی و  از جمله بسیاری دیگر از روسای دولت و دولت اروپایی و آمریکا ، وزیران کابینه ، و قانون گذاران بودند . 

thumb_pompeo.jpg

همایش های اصلی 
انجمن بروکسل : 
بروکسل فروم یک نشست سالانه سطح بالا از رهبران با نفوذ سیاسی ، شرکت ها و روشنفکران آمریکایی ، اروپایی و جهانی در بروکسل است. شرکت کنندگان شامل روسای ایالت ها و دولت ها ، مقامات ارشد نهادهای اتحادیه اروپا و کشورهای عضو ، مقامات کابینه آمریکا ، نمایندگان کنگره ، نمایندگان مجلس ، دانشگاهیان و رسانه ها هستند. 

گفتگوی اقیانوس اطلس :
گفتگوی آتلانتیک یک رویداد سالانه در مراکش است که حدود 300 رهبر سطح بالا و دولتی و خصوصی از حوزه اقیانوس اطلس - از جمله آفریقا و آمریکای لاتین - را برای گفتگو درمورد موضوعات بین منطقه ای اعم از امنیت گرفته تا اقتصادو مهاجرت جمع می کند. 

انجمن استکهلم چین : 
Stockholm China Forum یک گفتگوی دوسالانه و سه جانبه بین مقامات اروپایی ، آمریکایی و چینی ، دانشگاهیان ، رهبران تجارت و سایر افراد تأثیرگذار است. این مجمع از سال 2007 آغاز به کار کرد و برای ایجاد یک فضای غیر رسمی  برای تقویت همکاری های فراتر از اقیانوس اطلس در مورد سیاست چین و همکاری های سه جانبه در زمینه های توافق و منافع مشترک ایجاد شده است.

.............................................................

 

www.gmfus.org/

  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

به نام خدا

موسسه تحلیل های دفاعی 

 
0~0.png


موسسه  تحلیل های دفاعی Institute for Defense Analyses  که به اختصار  ( IDA ) خوانده میشود  یک  مجموعه بزرگ اندیشکده  ای شامل  سه  مرکز تحقیق و توسعه  فدرال (FFRDCs) - به نام های  مرکز سیستم ها و تجزیه و تحلیل (SAC)، موسسه سیاست گذاری علم و فناوری  (STPI) ، و مرکز  ارتباطات و محاسبات (C&C) -  است  و  ماموریت آن کمک به دولت ایالات متحده در رسیدگی به مسائل مربوط به امنیت ملی ، به ویژه مواردی که نیاز به تخصص علمی و فنی دارند ، است .


دو ایده اصلی به تولد موسسه تحلیلهای دفاعی  منجر شده است  . اولین مورد ضرورت اتحاد چندین سرویس در یک بخش واحد و هماهنگ بود. دوم تحقق قدرت حاصل از رابطه بین علم و دانشمندان و امنیت ملی بود.

اولین بار هنگامی که رئیس جمهور هری ترومن موافقتنامه های امنیت ملی 1947 و 1949 را امضا کرده و وزارت دفاع را ایجاد کرد؛ در دفتر وزیر دفاع بخشی به نام 

 گروه ارزیابی سیستم های تسلیحاتی  (WSEG)  برای کمک به OSD و سازمان ستاد مشترک  تاسیس شد . مطالبات مربوط به WSEG بیش از آن بود كه كاركنان اندك تحلیلگران نظامی و غیرنظامی آن را برآورده كنند ، و تا سالهای اولیه دولت دویت آیزنهاور ،  ایشان خواستار تغییرات عمده برای رسیدن به خواسته هایشان  بودند. چندین گزینه به تدریج مد نظر قرار گرفت و در سال 1955 ، وزیر دفاع و رئیس ستاد مشترک کارمندان از جیمز آر کیلیان ،رییس وقت دانشگاه MIT ، خواستند تا به تشکیل یک پژوهشگاه غیرنظامی و غیرانتفاعی کمک کند . و گفتندکه این مؤسسه تحت نظارت یک کنسرسیوم دانشگاهی فعالیت خواهد کرد تا دانشمندان ماهر و متخصصی را برای کمک به WSEG در پرداختن به مشکلات امنیتی چالش برانگیز کشور بکار گیرد.  بنابراین ، در آوریل 1956 ، IDA به عنوان یک سازمان غیر انتفاعی تاسیس شد .در سال 1958 بنا به درخواست وزیر دفاع ، IDA برای حمایت از آژانس پروژه های تحقیقاتی پیشرفته (ARPA) ، دپارتمانی تأسیس كرد ، این مجموعه بعداً به آژانس پروژه های تحقیقاتی پیشرفته دفاعی (DARPA) تغییر نام داد . اندکی پس از ایجاد آن ، وظیفه این بخش گسترش یافت تا شامل مطالعات علمی و فنی برای کلیه دفاتر مدیر دفاع ، تحقیقات و مهندسی (DDR و E) شود. 

دانشگاه های تحت نظارت IDA از پنج عضو اولیه در سال 1956 گسترش یافتند - Caltech ، Case Western Reserve ، MIT ، استنفورد و تولان . تا سال 1964 با افزودن دانشگاه های کالیفرنیا ، شیکاگو ، کلمبیا ، ایلینویز ، میشیگان ، پنسیلوانیا و پرینستون به دوازده مورد گسترش یافت .  نظارت  IDA  بر دانشگاه ها در سال 1968 پس از تظاهرات مربوط به جنگ ویتنام در پرینستون ، کلمبیا و سایر دانشگاه های عضو پایان یافت. 

 بزرگترین مرکز تحقیقاتی  تحت IDA ، مرکز مطالعات و تجزیه و تحلیلها  است. این مرکز ایجادشده است تا بتواند هزینه ها ، نرم افزارهای کامپیوتری و مهندسی ، ارزیابی استراتژی و نیرو و آزمایش عملیاتی و ارزیابی را ارائه دهد. IDA در اوایل دهه 1990  یک مرکز شبیه سازی را برای تمرکز روی شبیه سازی پیشرفته توزیع شده ایجاد کرد و اخیراً هم برنامه مشترک جنگ پیشرفته مشترک را برای توسعه مفاهیم جدید عملیاتی تأسیس کرده است . 

پشتیبانی IDA از آژانس امنیت ملی بنا به درخواست آن در سال 1959 ، هنگامی که مرکز تحقیقات ارتباطات را در پرینستون ، نیوجرسی تأسیس کرد ، آغاز شد. درخواستهای اضافی از NSA در سالهای 1984 و 1989 به ترتیب منجر به آنچه که اکنون مرکز علوم محاسبات در بووی ، مریلند و مرکز دوم تحقیقات ارتباطات در لا جولا ، کالیفرنیا نامیده می شود ، شد. این گروه ها ، که تحقیق در زمینه رمزنگاری و عملیات اطلاعات را انجام می دهند ،( FFRDC) مرکز  ارتباطات و محاسبات IDA را تشکیل می دهند.

در سال 2003 ، IDA مسئولیت انستیتوی سیاست گذاری علوم و فناوری را بر عهده گرفت ، FFRDC  بخش جداگانه ای است که پشتیبانی فنی و تحلیلی  ازدفتر علم سیاست و فناوری و سایر سازمانهای اجرایی انجام  می دهد. 

IDA همچنین در طول تاریخ خود به سایر سازمان های فدرال نیز کمک کرده است. کارهای اخیر شامل تحقیقات انجام شده برای حمایت از وزارت امنیت داخلی ، اداره ملی هوانوردی و فضایی ، مدیر اطلاعات ملی و سایر موارد می باشد.

 


مرکز سیستم ها و تحلیل ها :
  

مرکز سیستم ها و تجزیه و تحلیل ها (SAC) بزرگترین  مرکز از سه مرکز  IDA است و با دفتر مرکزی IDA در ویرجینیا واقع شده است . SAC در رسیدگی به موضوعات مهم امنیت ملی  از دفتر وزیر دفاع (OSD) ، ستاد مشترک ، فرماندهی های عملیاتی و آژانس های دفاعی کمک می کند ، به ویژه بر روی موضوعاتی  که نیاز به تخصص علمی و فنی دارند.

این مرکز  شامل بخش های زیر است:

بخش تجزیه و تحلیل هزینه ها و تحقیقات (CARD) : 

این مرکز به راهنمایی وزارت دفاع و سایر آژانس های فدرال در تصمیم گیری ها ، سیاست ها و فرآیندهای منابع - اعم از مردم و پول - کمک می کند.


بخش فناوری اطلاعات و سیستم ها (ITSD) :

این بخش بر امنیت سایبری و سایر چالش های فضای مجازی با اهمیت ملی و جهانی تمرکز دارد. محققان ITSD به همه جنبه های فضای مجازی از منظر عملیات فضای مجازی ، فناوری و سیاست / قانون و جایی که این دیدگاهها در هم می آیند پرداخته اند.

بخش تجزیه و تحلیل اطلاعات (IAD) :

ایاین بخش با دسترسی به برخی اطلاعات  ، سازمان وزارت دفاع ایالات متحده ، جامعه اطلاعاتی و سایر بخش های کابینه را در زمینه و طیف گسترده ای از موضوعات و موضوعات اطلاعاتی تحقیق و تحلیل می کند.

 

 

واحدجنگ مشترک پیشرفته (JAWD) :

این مذکر درحوزه ی تحقیقاتی که بر نیازهای فرماندهی نیروی مشترک و به ویژه فرمانده نیروی مشترک آینده تمرکز دارد فعال است.


بخش ارزیابی عملیاتی (OED) :

این بخش پشتیبانی تحلیلی فنی را به مدیریت های  وزارت دفاع  ارائه میدهد . مهم ترین کار این بخش  آزمایش عملیاتی و ارزیابی (DOT & E)   است  و مأموریت خود را برای انجام ارزیابی های مستقل از سیستم  نظامی و ارزیابی سیستم های جدید تسلیحات ارائه می دهد.

بخش علوم و فناوری (STD) :

این بخش تجزیه و تحلیل موضوعات علمی و فناوری مربوط به امنیت ملی را ارائه می دهد.پ


بخش استراتژی ، نیروها و منابع (SFRD) :

این بخش ، مطالعات جامع و یکپارچه  میان رشته ای در مورد سیاست های دفاعی گسترده و برنامه ریزی های دوربرد مربوط به استراتژی ملی ، سازمان و مسائل مربوط به فرآیند مدیریت را انجام می دهد.


بخش ارزیابی سیستم (SED) :

این بخش ، ارزیابی سیستم مستقل ، تجزیه و تحلیل گزینه های جایگزین ، ارزیابی ادغام فن آوری و مطالعات ویژه سیستم برای وزارت دفاع را ارائه می دهد.

 


موسسه سیاست علم و فناوری  :

انستیتوی سیاست گذاری علوم و فناوری (STPI) ، در واشنگتن واقع شده است. این موسسه کار تجزیه و تحلیل عینی موضوعات سیاست علم و فناوری (S&T)  را برای دفتر سیاست گذاری کاخ سفید ارائه می دهد.این مرکز  در مورد موضوعاتی که طیفی وسیع  را از پیامدهای اخلاقی ، حقوقی و اجتماعی تحقیقات نانوتکنولوژی گرفته تا تحقیقات و توسعه هوانوردی ، در بر میگیرد پژوهش میکند و از درک اثرات سیاست های ویزای ایالات متحده گرفته تا تلاش هایی که همکاری های تحقیقاتی بین المللی را تسهیل می کند در سبد تحقیقاتشان یافت میشود  . 

 


مرکز ارتباطات و محاسبات :
در سال 1959 ، مرکز ارتباطات و محاسبات IDA  (به عنوان بخش تحقیقات ارتباطات) به عنوان یک اندیشکده  که به کمک به آژانس امنیت ملی NSA  اختصاص یافته برای حل مشکلات پیشرفته رمزنگاری تاسیس شد

 

thumb_ida-1~0.jpg

 

.......................................

 

1. در سال 1947 دپارتمان جنگ و گروه نیروی دریایی برای ایجاد تأسیسات نظامی ملی با هم جمع شده بودند . از این طریق وزارت دفاع فعلی در سال 1949 ایجاد شد. 

 

www.ida.org/

  • Like 1
  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

بسمه تعالی 

 

mors.jpg 
 
 
 
جامعه تحقیقات عملیات نظامی

جامعه تحقیقات عملیات نظامی  Military Operations Research Society  که به اختصار ( MORS ) خوانده میشود ، یک جامعه اندیشکده ای است که در سطحی بالاتر از اندیشکده ها در زیست بوم اندیشه ورزی قرار میگیرد . این جامعه شامل بسیاری از افراد حقیقی چون تحلیلگران ، پژوهشگران، مشاوران و افسران در وزارت دفاع ایالات متحده  و افراد حقوقی چون  پژوهشگاه ها و مراکز تحقیقاتی مرتبط با سازمان  ارتش ایالات متحده آمریکا، موسسات دانشگاهی ، شرکت های مشاوره و از همه مهم تر اندیشکده های دفاعی و نظامی است . 

انجمن تحقيقات عمليات نظامي سمپوزیم ها و دوره هاي مختلفي را برگزار مي كند و كتاب ، يك بولتن سه ماهه به نام فالانكس و يك مجله   با عنوان تحقيقات عمليات نظامي منتشر مي كند . مشارکت در فعالیت های MORS به طور کلی نیاز به یک ترخیص امنیتی ایالات متحده دارد . مقر اصلی این جامعه ، در ویرجینیا است .

انجمن تحقیقات عملیات نظامی (MORS) بیش از چهل سال است که مشغول خدمت به جامعه تحلیلی وزارت دفاع بوده است و اکنون جنبه های دیگری از امنیت ملی را برای دولت فدرال ایالات متحده  در بر دارد. این جامعه تحت حمایت مالی ارتش ، نیروی دریایی ، نیروی هوایی ، نیروی دریایی ، دفتر وزیر دفاع ، ستاد مشترک و وزارت امنیتداهلی قرار دارد .  هدف MORS افزایش کیفیت و اثربخشی تحقیقات عملیاتی است که در مورد مسائل امنیتی ملی اعمال می شود. 

چشم انداز MORS این است که "از طریق پیشبرد و استفاده از زمینه های  بین رشته ای تحقیقات عملیات به موضوعات امنیت ملی ، پاسخگو بوده و با ایجاد فرصت های همکاری و توسعه و گسترش عضویت هایش به  رهبر شناخته شده در پیشبرد جامعه تحلیلی امنیت ملی تبدیل شود. " این دیدگاه شامل کلیه جنبه های امنیت ملی ، نه تنها ارتش ، بلکه امنیت داخلی  و سایر آژانس های دولتی - از جمله ایالات متحده و متحدان آن است.

 

اعضای جامعه شامل یک بخش متشکل از تحلیلگران دفاعی ، اپراتورها و مدیران دولت ، صنعت و دانشگاه و همچنین مراکز اندیشکده ای هستند. مشارکت آنها باعث ایجاد تبادل حرفه ای در جامعه تحقیقاتی عملیات نظامی ، به اشتراک گذاری بینش ها و اطلاعات در مورد مسایل چالش برانگیز امنیت ملی و حمایت ویژه از تصمیم گیرندگان در بسیاری از سازمان ها و آژانس هایی است که به دفاع ملی می پردازند. MORS مجموعه ای از جلسات و انتشارات را هم  ارائه می دهد. به ویژه ، انجمن محیط منحصر به فردی را فراهم می کند که در آن سخنرانی ها و بحث های طبقه بندی شده با مشارکت و انتقاد از طیف گسترده ای از دانشجویان ، نظریه پردازان ، دست اندرکاران و کاربران تجزیه و تحلیل نظامی صورت می گیرد.

تاریخچه : 
قبل از  جنگ جهانی دوم  و در طول آن ، این مرکز تنها منطقه ای برای تجزیه و تحلیل نظامی بود ، بنابراین عضویت اصلی انجمن تحقیقات عملیات آمریکا (ORSA) ، که در سال 1952 تاسیس شد ، شامل بسیاری از اعضای رسمی در ارتش  بود. به تدریج ، دامنه ORSA گسترده تر شد ، اما هنوز هم این انجمن  ، بیشتر ، کاربردهای نظامی را شامل می شود.

در آگوست سال 1957 ، اولین سمپوزیوم تحقیقاتی عملیات نظامی ("MORS") با حمایت مالی دفتر تحقیقات نیروی دریایی در پاسادنا در کالیفرنیا برگزار شد . در ابتدا گردهمایی های ارتش یا جامعه در سواحل غربی ایالات متحده بود.

در سال 1962 این سمپوزیومها در کانون ملی و مشترک قرار گرفتند. در آوریل 1966 ، انجمن تحقیقاتی عملیات نظامی به منظور رسیدگی به این سمپوزیومها گنجانیده شد ، و در 1989  کلمه ی سرواژه ی MORS به عنوان اسم مورد توافق برای  جامعه پذیرفته شد در حالیکه سمپوزیومها MORSS نامیده می شدند.

 

1646677-morss.png

 

اولین سمپوزیوم تحقیقاتی عملیات نظامی (MORS) ، با حمایت دفتر تحقیقات نیروی دریایی (ONR) - پاسادنا ، در اوت سال 1957 در آزمایشگاه نیروی دریایی کورونا ، در کورونا ، کالیفرنیا برگزار شد. موضوع جلسه  دفاع هوایی بود. در این جلسه 83 دانشمند حضور داشتند. این جلسات اولیه و متعاقب آن جلسات دیگر  جهت برآوردن نیازهای انجمن تحقیقات عملیات در ساحل غربی جهت گیری شد. با پایان  هشتمین سری جلسات، سمپوزیوم  با خدمات مشترک. ملی شد. اولین سمپوزیوم ملی نهمین MORS بود که در آوریل 1962 در فورت مونرو ، ویرجینیا برگزار شد. از اول تا دهمین مورس هیچ سازمان رسمی برای برپایی جلسات وجود نداشت. آنها توسط ONR - Pasadena با کمک یک کمیته رهبری داوطلب انجام میشد.

طی بیش از چهل سال ، MORS خدمات خود را گسترش داده است. علاوه بر اجرای سمپوزیوم طبقه بندی شده ، MORS سالانه چندین نشست و کارگاه ویژه دیگر برگزار می کند.

یعنی MORS همچنین اسناد و اطلاعات غیر طبقه بندی شده ای را هم در دسترس قرار می دهد. به لحاظ حقوقی جامعه تحقیقات عملیات نظامی یک انجمن صنفی یا حرفه ای است که تحت قوانین ایالت ویرجینیا به همین عنوان ثبت شده است. این جامعه هیچ گونه  سیاست رسمی را اتخاذ یا حمایت نمی کند و  تلاش نمی کند تا مانند اندیشکده ها در تدوین سیاست ها تأثیر بگذارد. موضوعاتی که درباره سمپوزیوم های MORS یا چاپ شده در انتشارات آن بیان شده است ، بیانگر نظرات نویسندگان و اندیشکده هایشان  و نه انجمن است. تنها کار این مجموعه ، گرد آوری اندیشکده ها و مراکز تحقیقاتی و فراهم آوردن فضای گفتگو برای ایشان است . ازین منظر این جامعه مانند یک هاب یا ترمینال برای ارتباطات میان اندیشکده ها عمل میکند . 

لازم به ذکر است که مانند بسیاری از سازمان های پایین دست نسبت به اندیشکده ها ، برخی سازمان ها چون این مجموعه در بالادست اندیشکده ها و تینک تنک ها وجودشان ضروری است تا در یک لایه بالاتر به سامان دهی زیست بوم اندیشه ورزی کمک نمایند  . 

..................................................................

www.mors.org/

ویرایش شده در توسط seyedmohammad
  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

به نام خدا 

 

hoover-centennia.jpg

 

 

نهاد هوور در زمینه جنگ، انقلاب و صلح  Hoover Institution on War, Revolution, and Peace که  معمولابه طور خلاصه نهاد هوور نامیده می شود ،  یک اندیشکده سیاستگذاری عمومی آمریکایی  است . این اندیشکده جزو 5 اندیشکده متقدم آمریکاست که بیش از 100 سال پیش یعنی  در سال ۱۹۱۹ از سوی هربرت هوور، سی و یکمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا از حزب جمهوری‌خواه تأسیس شده‌است. طبق گزارش Global Go To Think Tank Index Index ( برنامه اندیشکده ها  و جوامع مدنی ، دانشگاه پنسیلوانیا) ، هوور شماره 18 (از 90) در "اتاق های فکر برتر در ایالات متحده" است. 

داستان تشکیل این اندیشکده با دیگر اندیشکده ها تفاوت دارد .  این اندیشکده را هوور پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه استنفورد و پیش از این که رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا شود در ابتدا به عنوان یک کتابخانه راه اندازی نمود   . این کتابخانه که هنوز دایر است و  به کتابخانه و بایگانی موسسه هوور معروف است ، چندین بایگانی مرتبط با هوور ، جنگ جهانی اول ، جنگ جهانی دوم و سایر تاریخ های جهان را در خود جای داده است. 

 هوور ، مهندسی ثروتمند و از  اولین فارغ التحصیلان دانشگاه استنفورد بود . در سال 1928 به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده انتخاب شد. وی در سالهای 1914-1917 در بلژیک و پس از جنگ جهانی در اروپای مرکزی و شرقی ، به ویژه روسیه ، مسئولیت کمک های اساسی در اروپا را بر عهده داشته است. برنامه هوور جمع آوری و حفظ دائمی اسناد رویدادهای مهم برای تحقیقات باز بود. تیم جستجوی هوور مواد نادر چاپی و منتشر نشده ای را به دست آورد. این اسناد  شامل اسناد متعلق به فعالان روزنامه ها در سمت چپ و راست ، از جمله پرونده های پلیس مخفی تزاری بودند.  در سال 1919 ، هوور 50،000 دلار برای حمایت از مجموعه مطالب اولیه مربوط به جنگ جهانی اول ، به دانشگاه استنفورد اهدا کرد ، پروژه ای که به مجموعه جنگ هوور معروف شد. مجموعه جنگ هوور که در درجه اول از هدایای اهدا کنندگان خصوصی حمایت می شد ، در سالهای آغازین آن شکوفا شد. در سال 1922 ، این مجموعه به عنوان کتابخانه جنگ هوور معروف شد . کتابخانه جنگ هوور ، در کتابخانه استنفورد ، جدا از قفسه های عمومی قرار داشت. تا سال 1926 ، كتابخانه جنگ هوور به عنوان بزرگترین كتابخانه جهان اختصاص داده شده به جنگ جهانی  شناخته شد. تا سال 1929 ، حاوی 1.4 میلیون مورد بود و برای کتابخانه  استنفورد خیلی بزرگ می شد. در سال 1938 ، کتابخانه جنگ  برنامه ساخت برج هوور را  اعلام کردکه قرار بود خانه دائمی آن مستقل از سیستم کتابخانه استنفورد باشد. برج 145 پایی بلند هوور در سال 1941 ، پنجاهمین سالگرد دانشگاه استنفورد به پایان رسید. از آن زمان ، این برج یک نقطه عطف مهم برای دانشگاه بوده است و همچنین نماد خود اندیشکده نیز به شمار میرود . تا سال 1946 ، دستور کار کتابخانه جنگ هوور گسترش یافته و شامل فعالیت های پژوهشی دیگر نیز می شد. بنابراین این سازمان به موسسه هوور و کتابخانه جنگ ، انقلاب و صلح تغییر نام یافت. در این زمان ، خود هربرت هوور در شهر نیویورک زندگی می کرد اما به عنوان یک نیکوکار ، سرمایه گذار و مشاور ، در موسسه و کتابخانه هوور به طور کامل درگیر بود.

 

ساختمان برج هوور : 

hoover-tower.jpg

 

 

در سال 1956 ، رئیس جمهور سابق هوور ، تحت نظارت مؤسسه و كتابخانه ، یك فعالیت بزرگ برای جمع آوری سرمایه را آغاز كرد كه به مؤسسه این اجازه را داد كه فرم فعلی خود را به عنوان یك اندیشه و بایگانی تحقق بخشد. در سال 1957 ، مؤسسه و كتابخانه هوور به موسسه هوور در جنگ ، انقلاب و صلح تغییر نام داده شد - نامی كه امروزه در آن جای دارد. 

در سال 1960 ، دبلیو. گلن کمبل به عنوان مدیر منصوب شد و به زودی افزایش قابل توجه بودجه منجر به افزایش مربوط به سرمایه ها و پروژه های تحقیقاتی مرتبط شد. به طور خاص ، مجموعه های چینی و روسی رشد چشمگیری داشتند. با وجود ناآرامی های دانشجویی در دهه 1960 ، این موسسه به پیشرفت و توسعه روابط نزدیک تر با استنفورد ادامه داد. 

در سال 1975 رونالد ریگان ، که در آن زمان فرماندار کالیفرنیا بود ، به عنوان اولین همکار افتخاری هوور منصوب شد . وی مقالات فرمانداری خود را به کتابخانه هوور اهدا کرد. در طی آن زمان موسسه هوور یک بودجه عمومی 3.5 میلیون دلار در سال را به دست میاورد . در سال 1976 ، یک سوم از کتاب های دانشگاه استنفورد در کتابخانه هوور قرار گرفتند. در آن زمان بزرگترین مجموعه بایگانی خصوصی ایالات متحده بود. 

تا سال 1979 بودجه سالانه هوور حدود 5.7 میلیون دلار بود که از این میزان چهل درصد برای بودجه تحقیق (بیش از چهار برابر بیست سال گذشته) استفاده می شد.  ریگان برای مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری خود در سال 1980 ، حداقل سیزده محقق هوور را به حمایت از این کارزار با ظرفیت های متعدد درگیر کرد.  پس از پیروزی ریگان در انتخابات ، بیش از سی نفر از همکاران موسسات فعلی و یا سابق هوور در سال 1981 برای دولت ریگان کار کردند. 

این موسسه به دلیل کتابخانه و بایگانی مشهور است. منابع گسترده كتابخانه ها شامل مطالب مربوط به جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم از جمله مجموعه اسناد رئیس جمهور هوور است كه وی در كنفرانس صلح پاریس 1919 شروع به جمع آوری نمود . همچنین هزاران كتاب فارسی ، اسناد رسمی ، نامه ها ، آثار چند رسانه ای و دیگر مواد در  سابقه سیاست و فرهنگ  ایران در کتابخانه دانشگاه استنفورد و کتابخانه موسسه هوور یافت می شود. 

وابستگی سیاسی هوور به یکی از دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات آمریکا تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۲۰ تا آن حد روشن نبود که این دو حزب اصلی وی را به عنوان نامزد بالقوه خود در نظر بگیرند. اما پس از این انتخابات گرایش سیاسی وی با عهده دار شدن ریاست وزارتخانه بازرگانی آمریکا در دوران تصدی هاردینگ و کولیج مشخص شد. جمهوریخواهان هوور را در سال ۱۹۲۸ به عنوان کاندیدای حزب خود برای رقابت با «آلفرد اسمیت» از حزب دموکرات معرفی کردند. وی در این رقابت پیروز شد، اما در انتخابات سال ۱۹۳۲ از تکرار این پیروزی بازماند.هربرت هوور و همسرش لو هنری هوور، چندین سال در چین زندگی کرده بودند و هر دو زبان چینی را آموخته بودند.

نهاد هوور نفوذ زیادی در بین محافظه کاران و جمهوری‌خواهان آمریکایی داشته و از دیرباز محلی بوده برای تحقیق و پژوهش اعضای عالیرتبه محافظه کاران و برخی از اعضا نیز چنان‌که در ادامه مطلب خواهد آمد ارتباطات یا پست و مقامی در دولت و در میان سایر جمهوریِخواهان در حکومت داشته یا دارند.

در ۸ سپتامبر ۲۰۰۷ نهاد هوور اعلام کرد که وزیر دفاع سابق دونالد رامسفلد، دعوت این مؤسسه را برای پیوستن به این نهاد پذیرفته. یک شخص غیر سیاسی که نقش مهم و کلیدی را در سیاست دولت بوش در عراق بازی می‌کرد، ژنرال بازنشسته ارتش، و فرمانده ارشد سابق "فرماندهی مرکزی آمریکا"، جان ابی‌زید بود، که بتازگی به نهاد هوور پیوست.

تفکرات و خط مشی‌های نهاد هوور در دو دهه گذشته، در اصل از همان اهداف «کمیته جهان آزاد» (ارتقا دموکراسی، مطلع کردن افکار عمومی از همه تهدیدات نسبت به دموکراسی و مقابله با نفوذ آن‌هایی که در داخل و خارج آمریکا دشمنی خود با نظم دموکراتیک را اعلام کرده‌اند) نشأت گرفته و پیروی می‌کند که در سال ۱۹۸۱ «با حمایت گروه‌های نومحافظه‌کار» و به ریاست دونالد رامسفلد به وجود آمد «و خود را بعنوان سازمانی متعهد به دفاع از جهان غیرکمونیست «در برابر خطرفزاینده توتالیتاریسم» می‌دید. گرایش‌های روشنفکرانه و شدیداً ضدکمونیستی اعضای آن، «کمیته جهان آزاد» را در کنار گروه‌های نومحافظه کار بیشماری قرار داد که قبل یا بعد از انتخاب شدن رونالد ریگان به ریاست جمهوری، در آمریکا تشکیل شده بود». «مایکل لدین و برخی از افراد وابسته به انستیتوی هوور که برای تغییر رژیم در ایران با جریانات راست اپوزیسیون جمهوری اسلامی همکاری می‌کنند، از وابستگان به «کمیته جهان آزاد» و کمیته‌های منشعب از آن هستند.

نمودار درآمد و هزینه ی بودجه ی این اندیشکده در سال مالی منتهی به 2018 طبق اعلام خود آن به شکل زیر می باشد :

 

untitled~0.jpg

 

هوور در کتابخانه اش یک بخش اختصاصی و قدیمی برای ایران دارد:

کلکسیون ایران بیشتر شامل دارایی های مهم از کمونیست های ایران، احزاب کمونیست، سلسله پهلوی، انقلاب اسلامی و تاسیس جمهوری اسلامی ایران، روابط ایران و آمریکا، جنگ ایران و عراق، تشیع؛ و سیاسیون ایران است. که یکی از کلکسیون های متعلقات مربوط به اپوزسیون سیاسی ایران در ایالات متحده میباشد(به نقل سایت موسسه)

نگاهی به برخی پوستر ها و موضوعات:

iran.jpg

آدرس صفحه:

www.hoover.org/library-archives/collections/iran

..............................................................................

en.wikipedia.org/wiki/Hoover_Institution

www.hoover.org/about

en.wikipedia.org/wiki/Herbert_Hoover

ویرایش شده در توسط seyedmohammad
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ه نام خدا

 

 

 

thumb_fddshare.png

 

بنیاد دفاع از دمکراسی‌ها  foundation for defense of democracies که با سرواژه ی FDD معروف است ؛ یک اندیشکده سیاست عمومی آمریکایی است که با رویکرد  امنیت ملی و سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا به فعالیت می پردازد .

 تمایلات سیاسی آن به طرق مختلف به عنوان غیرحزبی و گاهی نومحافظه کار توصیف شده است . این بنیاد از  اندیشکده های جدید التاسیس آمریکایی است که  کمی بعد از حملات ۱۱ سپتامبر و در دوران جرج بوش  پایه‌گذاری شد تا "با پژوهش عمیق و موشکافانه، کنش‌های غیرقانونی را شناسایی کند و گزینه‌هایی را با هدف تقویت امنیت ملی آمریکا و کاهش یا محو تهدیدهای مخالفان و معارضان آمریکا برای سیاست‌گذاری ارائه کند."

زمینه های مهم کاری این اندیشکده از همان زمان ، کشورهایی است که جرج بوش " محور شرارت " می نامید . یعنی ایران، سوریه و کره شمالی. البته دشمنی این اندیشکده با جمهوری اسلامی بسیار شدید بوده و می توان گفت ضد ایرانی ترین اندیشکده جهان است.
در مورد ایران باید گفتFDD به رهبری  مارك دوبوویتز ، برنامه ی ایران را در این اندیشکده به پیش میبرد که می کوشد "خطری را كه جمهوری اسلامی ایران برای آمریكا و متحدانش به وجود می آورد ، برطرف كند ، FDD تحقیقات مفصلی را انجام می دهد ، گزینه های سیاست گذاری عملی و جامع را توسعه می دهد و مرتباً در رسانه ها   می گوید که این کار را با حمله به "نقاط آسیب پذیر ایران" انجام می دهد: این نقاط آسیب پذیر شامل  عملیات رسانه ای جهانی ایران  ، حضور ایران در ایالات متحده و اروپا ، امور مالی و تلاش های ادعایی برای حمایت از فعالیت های تروریستی ادعایی در خارج از کشور است . به طور خاص ، FDD خود را با برنامه ی هسته ای ایران و پروژه ی حقوق بشر ( موارد ادعایی نقض حقق بشر توسط ایران ) مشغول کرده است . 

در سال 2008 ، FDD پروژه انرژی ایران را تأسیس کرد که "تحقیقات گسترده ای در مورد قطع راه های سود بردن جمهوری اسلامی  از بخش انرژی خود انجام می دهد ". وال استریت ژورنال زمانی بیان داشت که  FDD   ، برای اولین بار ایده تحریم بنزین را مورد توجه  قرار داده است . رویکرد  FDD برای حمایت از قانون تحریم های ایران که شامل لابی گری با هر دو حزب دمکرات و جمهوری خواه بود باعث تحسین این اندیشکده از سوی  هر دو طرف سیاسی شد. هوارد برمن ، نماینده کنگره ، با تشکر از این سازمان گفت: "FDD یکی از رساترین و خلاق ترین صداها در واشنگتن در رابطه با موضوع هسته ای ایران و به ویژه تحریم های ایران بوده است ". تلاش های FDD برای هدف قرار دادن منابع مالی جمهوری اسلامی ایران فراتر از تحریم های انرژی است. این سازمان به شدت برای اجرای تحریم  بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در اجرای معاملات ،  و استفاده از ارتباطات مالی بین بانکی در سراسر جهان (SWIFT) تلاش  کرده است. طبق گزارش وال استریت ژورنال ،  "بیشتر  کارهای مربوط به این  موضوع را FDD انجام داده است". در سال ۲۰۱۵ از چهار کارشناسی که در کمیته بانکداری سنای ایالات متحده آمریکا درباره تحریم‌های ایران حضور داشتند دو نفرشان ، از کارشناسان این بنیاد بودند و یک نفر عضو هیات مشاوران این بنیاد بودند.

البته دشمنی های این اندیشکده نیز از سوی ایران بی پاسخ نماند و در اوت ۲۰۱۹ وزارت امور خارجه ایران بر پایه «قانون مقابله با نقض حقوق‌بشر و اقدامات ماجراجویانه و تروریستی آمریکا در منطقه» مصوب ۲۲ مرداد ۱۳۹۶، این بنیاد و مارک دوبوویتز بنیانگذار و مدیر عامل اجرایی آنرا در فهرست تحریم خود قرار داد.

مجله جنگ طولانی  FDD's Long War Journal یک پروژه ی دیگر در  FDD است که به گزارش جنگ جهانی علیه تروریسم  ادعایی که توسط ایالات متحده و متحدان آن به دنبال حملات 11 سپتامبر 2001 آغاز شده است ، اختصاص یافته است.  سالها است که سوریه به دلیل همسویی با ایران و حمایت از سازمان هایی مانند حزب الله ، مورد توجه تحقیقات FDD بوده است .  در سال 2012 ، با گسترش اعتراضات در سوریه ، FDD "پروژه سوریه" را برای حمایت از تلاش های مخالفان برای از بین بردن رژیم اسد راه اندازی کرد. در این تلاش ، FDD در سال 2012 یک خط تماس اسکایپ بین نماینده های مسلحین سوری و روزنامه نگاران آمریکایی را تسهیل کرد و پژوهش ها و یادداشت های مختلفی را بر این اساس  انجام داد و از مقامات آمریکایی خواستار عمل جهت کمک به مسلحین سوری شد. 


سیاست دوگانه ی این اندیشکده در مورد مسایل سیاسی بین المللی به قدری متناقض است که یک پژوهش متعلق به " مرکز روابط بین الملل  "  در مورد این اندیشکده بیان میکند : "گرچه FDD  منتقد سرسخت تروریسم است ، اما از اقدامات اسرائیل علیه فلسطینی ها که به طور قطع در این دسته قرار می گیرند انتقاد نکرده است".  این پژوهش  FDD را به عنوان "عضو برجسته اندیشکده های  نو محافظه کار "  ، به همراه اندیشکده های امریکن انترپرایز و موسسه هادسون  ،  توصیف می کند  .

.FDD ادعا میکند که هیچ بودجه خارجی را اتخاذ نمی کند اما در سال 2011 ،  وب سایت ThinkProgress ، که یک سازمان حقوقی لیبرال است  ، اسنادی را منتشر کرد که نشان می داد  بودجه FDD  از کجا به وجود آمده است.از سال 2001 تا 2004  اهدا کنندگان شامل: 

رولان آرنال : 1،802،000 دلار
ادگار ام. و چارلز برونفمن : 1،050،000 دلار
مایکل اشتاین هارد : 850،000 دلار
بنیاد خانواده آبرامسون (از لئونارد آبرامسون ): 822.523 دلار
برنارد مارکوس : 600000 دلار
لوئیس رانیری : 350،000 دلاربودند . پل سینگر و شلدون آدلسون نیز اهدا کنندگان اصلی هستند. طبق این لیست  بزرگترین پشتیبانان مالی این اندیشکده ، ثروتمندان یهودی آمریکایی هستند که برخی از آنها از الحاق بیت‌المقدس شرقی به اسرائیل حمایت می‌کنند.

ThinkProgress  نتیجه  میگیرد ، "بسیاری از کمک کنندگان عمده ، افراد فعال طرفدار رژیم صهیونیستی  هستند که  با افشای نام های ایشان  علت حمایت FDD از دخالت نظامی آمریکا در خاور میانه  آشکار میشود . زیرا مواضع خصمانه این کشور در برابر ایران و دفاع از سیاست های افراطی دست راستی در  اسرائیل با منافع اهدا کنندگان بودجه  این اندیشکده در دفاع از  "اسرائیل" سازگار است ."

 

نمونه ی اظهارات کذب و ایران هراسانه ی این اندیشکده در قالب اینفو گرافی : 

 

infographic-iran.jpg

 

بنیاد دفاع از دموکراسی سه مرکز اصلی تحت نام « قدرت آمریکایی» ذیل خود دارد که هر کدام از این مراکز شامل گروهی از کارشناسان مخصوص و همچنین مشاوران همکار می شود.

  1. مرکز قدرت نظامی و سیاسی
  2. مرکز قدرت اقتصادی و مالی
  3. مرکز ابتکار سایبری و تکنولوژی

مرکز قدرت نظامی و سیاسی: هدف خود را  ارتقای درک استراتژی‌های نظامی و سیاست‌ها و مقابله با تهدیدهای امنیتی آمریکا و متحدانش تعریف کرده است. این مرکز، کشورهای چین، روسیه، ایران و کره‌شمالی را به عنوان رقبا و دشمنان اصلی ایالات متحده معرفی کرده و برای مقابله با آنان، دولت را به مدرن‌سازی نیروهای نظامی و توانمندی هسته‌ای، اِعمال تاکتیک‌های چندوجهی، سرمایه‌گذاری در حوزه‌های فضایی و سایبری و به کارگیری انواع جدیدی از جنگ اقتصادی، اطلاعاتی و حقوقی در چارچوب استراتژی‌های نامتقارن دعوت می‌کند. رییس این شورا  ژنرال  مک‌مستر مشاور امنیت ملی سابق دونالد ترامپ است و لئون پنتا؛ وزیر دفاع دولت اوباما نیز یکی از مشاوران این کارگروه است.

مرکز قدرت اقتصادی و مالی: تمرکز مطالعات این مرکز بر امنیت اقتصاد ملی ایالات متحده است.  اینکه ایالات متحده چگونه می‌تواند از قدرت اقتصادی و مالی خود به عنوان اهرمی برای رسیدن به اهداف امنیت ملی خود استفاده کند. همچنین این مرکز با رصد تغییرات اقتصادی جهانی، نحوه سازگاری متحدان و رقبای آمریکا را تحلیل می‌کند. مرکز قدرت اقتصادی به دنبال این است که چگونه دولت ایالات متحده، اختیارات اقتصادی و مالی خود را برای مقابله با دشمنان این کشور به کار بگیرد. سایت اینترنتی FDD، چین را به عنوان بزرگترین تهدید امنیت اقتصاد ملی آمریکا معرفی می‌کند و اِعمال استراتژی‌های موثر برای مقابله با آنچه که تهدید و دست‌کاری اقتصادی چین می‌خواند، را اولویت امنیت ملی آمریکا می‌داند. همچنین در سطوح بعدی، روسیه، ایران، کره‌شمالی، داعش، القاعده و حزب‌الله لبنان را به عنوان بازیگرانی که توسط ابزارهای خود توانایی به چالش کشیدن آمریکا از نظر اقتصادی را دارند، معرفی می‌کند. وان زاراته معاون سابق مشاور امنیت ملی در حوزۀ تروریسم؛  رییس این مرکز است. مارک دوبوویتز نیز از مشاوران ارشد این مرکز است.نام سابق این مرکز، «مرکز تحریم و تامین مالی غیرقانونی» بود.

مرکز ابتکار سایبری و تکنولوژی: به دنبال تقویت اقتصادی و امنیتی ایالات متحده از طریق ابداعات تکنولوژیک و مقابله با تهدیدات سایبری است. همچنین این مرکز، دولت آمریکا، بخش خصوصی و کشورهای متحد این کشور را متوجه تهدیدها و فرصت‌های حوزۀ به سرعت در حال پیشرفت تکنولوژی می‌کند. طبق اعلام سایت FDD، این مرکز مطالعات گسترده‌ای را پیرامون استراتژی‌ها و ظرفیت‌های سایبری کشورهای رقیب آمریکا در این حوزه یعنی روسیه، چین، کره شمالی و ایران به منظور ارائۀ پیشنهادهای معطوف به امنیت ملی آمریکا به دولت این کشور، انجام می‌دهد. دکتر سامانتا رویچ؛ رییس این مرکز است. وی هم‌اکنون معاون شورای مشاوران اطلاعاتی رییس جمهور و عضو کمیسیون فضای سایبری وابسته به کنگره آمریکا است. 

 

.................................................................

www.fdd.org/

en.wikipedia.org/wiki/Foundation_for_Defense_of_Democracies

ویرایش شده در توسط seyedmohammad
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط seyedmohammad
      بسمه تعالی 
      182
       
       
      ظرفیت نژاد پرستی؛ تهدید جدید محیط امنیتی ایران
       
       
       
       
      مقدمه: در محیط امنیتی ایران همواره ظرفیت های جهادی اسلام سنی و اسلام شیعی و حتی دیگر اقوام به عنوان یک پارامتر مهم در سنجش ها مورد ارزیابی قرار می گیرد. در این نوشته ما به بررسی مساله فوق در سمت اسلام سنی و بالاخص ابعاد نیروی انسانی آن پرداخته و می کوشیم با تحلیل وقایع دهه پیشین و جنگ های منطقه خاورمیانه از بعد کمیت و کیفیت نیروی انسانی به آن بنگریم. این مطلب با استدلال بر روند تغییرات جنگ در یمن و اهمیت نقش نیروی انسانی و کم رنگ شدن این موضوع در داخل و خارج محیط امنیتی ایران –به عنوان تهدید و آسیب- نشان می دهد که عامل نیروی انسانی –گرچه با کیفیت و کمیت ظرفیت جهادی اسلام سنی نیست- اکنون در موضوع قوم گرایی و نژاد پرستی پررنگ تر شده و لازم است که در پیش یابی های امنیتی نظامی جمهوری اسلامی ایران بیش از پیش مورد نظر قرار گیرد.
      به طور واضح تر، در این مقاله نشان داده می شود که ظرفیت جهادی اسلام سنی که به دلیل تلاش های غرب به سمت ایران و شیعه جبهه بندی داشت اکنون ساییده شده و حداقل یک دهه برای پر شدن دوباره ی آن مورد نیاز است. ولی باقی مانده ی این ظرفیت به کمک تهدید دیگر امنیتی ایران (نژاد پرستی) آمده و به دلیل وجود ظرفیت انسانی جوان و مناسب برای اجرای پروژه های ضد امنیتی در بخش نژاد پرستی، این تهدید را بسیار برجسته نموده و به یکی از تهدیدات اساسی امنیت نظام تبدیل ساخته است.
       
       
      ***
       
      نیروهای جهادی مسلمان در دوران معاصر به گروه های مسلمان شبه نظامی حاضر در منطقه غرب آسیا، شمال تا نواحی آفریقا گفته می شود که عمدتا از اهل سنت هستند. اولین نمود عمده از این گروه ها و جذب گسترده و سازمان یافته افراد در آنها را می توان در جریان اشغال افغانستان توسط شوروی سابق دید.
      با شروع اشغال افغانستان در سال 1979 تشکیل گروه های شبهه نظامی مسلمان غیر دولتی - اگرچه در برخی موارد حمایت هایی از سوی برخی دولت ها از آنها می شد – برای مبارزه با اشغال شوروی و ساقط کردن دولت کمونیست دست نشانده مسکو آغاز شد. این گروه ها که مجاهدین نامیده می شدند را می توان تشکیل دهنده دومین موج از سه موج مبارزه با اشغال سرزمین های اسلامی از سوی مسلمانان در طی چند دهه اخیر دانست.
       
       
       

       
      اولین موج که یک مبارزه دولتی بود با اتحاد ها و حملات چند باره دولت های عرب علیه اشغال فلسطین توسط رژیم اسرائیل شروع شد که پس از چند دهه و چندین دوره جنگ و درگیری نهایتا با شکست های پی در پی دولت های مسلمان و پذیرش اشغال، و در نهایت به صلح و عادی سازی روابط نا نوشته با اسرائیل که در ایام اخیر به صورت "نوشته" نیز درامد، منتهی شد. پس از ناکامی موج دولتی و سرخوردگی های پس از آن، مبارزه با اشغال افغانستان از سوی یک دولت کمونیست و ضد دین، این بار به دور از سازش کاری ها، خیانت ها و بی کفایتی های دیکتاتور های عرب، و توسط جریان های مردمی بر پایه ی ایمان و جهاد در راه خدا برای مبارزه با اشغال کفار شکل گرفت. این بار خصوصا با توجه به جغرافیای افغانستان که فرصتی بی بدیل برای جنگ چریکی و نا منظم ایجاد می کرد، پیروزی های بدست آمده تبدیل به بارقه امیدی شد که شکست اشغال گران را ممکن نشان داد و تعداد انبوهی از مردان جوان را جذب گروه های مجاهدین کرد.
      از معروف ترین گروه های جهادی در افغانستان که در آن ایام شکل گرفتند می توان از القاعده نام برد. القاعده به معنی پایگاه برگرفته از نام اولین پایگاه نظامی این سازمان «قاعدة الجهاد» است. گفته می شود که در ابتدا این سازمان را «جبهه بین‌المللی جهاد علیه یهودیان و صلیبیان» می‌نامیدند. القاعده از سازمان «مکتب الخدمة» که هدف آن مسلح‌کردن و آموزش مجاهدین داوطلب جنگ با شوروی بود گسترش و پیشرفت یافت. پس از کشته شدن اسامه بن لادن و در زمان رهبری ایمن ظواهری، این سازمان با گروه جهاد اسلامی مصر ادغام شد ووجهه بین المللی آن تقویت شد هر چند که بنا به گفته جهادیون ناراضی (عمدتا عراقی) درکادر اصلی سازمان از ابتدا مناصب امارت و فرماندهی عمدتا به اعراب سعودی و یا خلیجی تعلق داشت. همین روحیه به عنوان مهم ترین عامل داخلی دست به دست برخی عوامل خارجی داد و در برهه های مهمی انشعاباتی ازین سازمان بزرگ صورت گرفت. اولین مورد مهم مساله طالبان بود که گذشته از مدیریت و فرماندهی غیر بومی در سطوح بالا در زمان پایان یافتن ایام اشغال شوروی در افغانستان دو موضوع، اشعابات را تسریع کرد. مساله اول معامله آمریکا با شوروی بر سر خروج امن این کشور از افغانستان و نیز هم زمان ترور مشکوک تعدادی از رهبران عالی رتبه مجاهدین بود و مساله دوم دخالت گسترده سازمان اطلاعات[1] ارتش پاکستان، با همراهی عربستان سعودی برای ساخت نیروهای پراکسی و الت دست برای خود بود. با پشتیبانی، آموزش و هدایت ISI پاکستان، منابع مالی و آموزگاران مذهبی وهابی عربستانی، در چند هزار مدرسه اسلامی پاکستان نسلی از دانش آموزان افغان با افکاری افراط گرایانه با ریشه های وهابی و حنفی دیوبندی تربیت شدند که در سال های بعد طالبان نامیده شدند. در دهه های بعد هرچند فعالیت طالبان عمدتا به داخل مرز های افغانستان محدود بود، اما سایر گروه های جهادی در سراسر منطقه، در مناطقی که دولت های دیکتاتور اسلام ستیز، جمعیت های اهل سنت بزرگ با زمینه ترویج افکار تکفیری و افراط گرایی، و فقر و بی عدالتی اقتصادی بی داد می کرد، این گروه ها  شروع به تشکیل و گسترش کردند. این بار حتی مناطق جنوب تا جنوب شرق آسیا نیز به حوزه نفوذ این گروه ها اضافه شد، در حالی که القاعده با داشتن سازمان گسترده تر و انجام عملیات های متعدد به خصوص در 11 سپتامبر، کماکان پر آوازه ترین نام بود.
      در یک برداشت کلی تفکرات و ایدئولوژی های گروه های فوق را می توان ذیل 2 گروه کلی تقسیم بندی کرد:
      -         گروه های ریشه دار تر همچون القاعده عمدتا پیرو سلفی گری با سویه های اخوانی، که افکار سید قطب در بین شان محبوبیت دارد. این گروه ها به نسبت کمتر رگه های تکفیری و ضد شیعی از خود نشان می دهند و تا قبل از ایام اخیر به رغم دریافت برخی حمایت ها از برخی دولت ها، سعی داشتند خود را مستقل و بدون وابستگی دولتی نشان دهند.
      -         گروه های با گرایش وهابی-تکفیری غلیط تر. این گروه ها عمدتا و به خصوص پس از جریان اشغال عراق توسط آمریکا در سال 2003 با اشنقاق از گروه های جهادی دسته اول پدید آمدند. از مهمترین سرکردگان و پدران این گروه ها می توان از ابومصعب الزرقاوی نام برد. تکفیر، دشمنی شدید با شیعیان و آلت دست شدن دولت های دیگر به خصوص ال سعود که رویکرد ضد اخوانی را نیز در میان ایشان در پی داشت، از خصایص بارز این گروه ها است. از معروف ترین این گروه ها می توان از داعش نام برد.
       
      ما همه ی این ظرفیت را "ظرفیت جهادی اسلامی سنی" می نامیم. واقعیت این است که در تحلیل عمیق بایستی ریشه های تمدنی این ظرفیت مورد مطالعه قرار گیرد. تلاش های عربستان، پاکستان، غرب و یا حتی ایران برای افزایش یا کاهش این ظرفیت و یا جهت دهی آن امری روبنایی است و به دلیل اصل وجود چنین ظرفیتی در منطقه است. مهم ترین زمینه ی این ظرفیت شاید احساس حقارت ناشی از سرخوردگی تمدن اسلامی در مقابل تمدن صلیبی-یهودی است که پس از شکست اندلس تاکنون ادامه داشته و به جز مدت اندکی در دوران امپراطوری عثمانی هرگز ترمیم نشده است. آنچنان که پیشتر گفته شد این گروه ها به رشد و نمو خود در هر آنجا که فرصت آن محیا بوده است به خصوص در سطح خاورمیانه ادامه می دادند تا آنکه بهار عربی و سقوط دولت های دیکتاتور سکولار عرب و جنگ داخلی در سوریه فرصتی بی بدیل برای رشد و زمین های بازی جدیدی برای حضور و طبیعتا بازی خوردن ایشان با توهم نقش آفرینی عمده برای ایشان فراهم آورد. خلا دولت های مرکزی مقتدر، رشد احساسات و هیجانات انقلابی، اشتیاق شدید برای اسلام گرایی پس از دهه ها دیکتاتوری سکولار و لائیک و وجود زمینه های مستعد دموگرافیک و مذهبی از مهمترین عوامل موثر در این تحول بودند. انبار های بزرگ سلاح در کشور های درگیر نا آرامی که به دست شبه نظامیان افتاده بود به خصوص در لیبی و سوریه در کنار پول و ثروت کشورهایی چون عربستان و قطرکه سعی در سودجویی از این پتانسیل جهت پیشبرد اهداف و تصویه حساب های سیاسی خود داشتند چونان هیزمی بود که بر این آتش ریخته شد. در ابتدای امر با نقش آفرینی حکام حاشیه خلیج فارس بالاخص قطر سیل نیروهای جهادی از تمام ظرفیت جهادی اسلام سنی از تمام جهان اسلام مکیده شده و به درون سوریه پمپاژشد. این حرکت موجب ایجاد یک نیروی سوم در کنار دو نیروی اولیه ابتدایی (1.دولت علوی اسدیست 2. بدنه عمدتا سنی جدا شده از ارتش و دیگر اقوام حاشیه نشین ناراضی سوری) شد. به دلیل گستردگی زمین های فتح شده در ابتدای ورود جبهه النصره و عواید مالی چشم گیر این جهاد (اعم از کمک های خارجی و عواید ناشی از اشغال) اختلافات همیشگی بین امرا و فرماندهان و کادر میدانی بروز کرد واین بار بدنه جهادی عراقی یک بار برای همیشه ازین سازمان جدا شد و با شعار "برابری نژادی" و اعطای امارت و فرماندهی های سطوح بالا به خارجیان انشعاب کرد. داعش در ابتدای خروج به دلیل اینکه به بودجه خارجی مستقیمی وصل نبود شروع به پیشرفت در مناطق دارای درآمد داخلی نمود و در سال های اول دارای حداقل خطوط تماس درگیری با دولت بود. بیشترین تلاش داعش با یک استراتژی صحیح در سال های اولیه بر کار فرهنگی و تبلیغات و همچنین ایجاد منابع درآمد ( پیشرفت در مناطق نفتی) متمرکز شد و به دلیل جذاب بودن ایده اصلی بسیار موفق ظاهر شد. البته پس از تثبیت موقعیت داعش روابط در سطوح مختلف را با دولت های منطقه و فرا منطقه ای شروع نمود ولی همواره سعی می نمود که استقلال و فاصله خود را ازیشان حفظ نماید.
      در این بین عراق هرچند در دوران بهار عربی در دوره پسا صدام به سر می برد، ولی در تمام سال های پس از اشغال همواره محل نزاع و درگیری گروه های تندرو و تروریستی وهابی همچون جماعت توحید و جهاد بود، این موارد در کنار ضعف و ناکارآمدی دولت مرکزی، این کشور را نیز به جرگه کشورهای جولانگاه گروه های جهادی افراط گرا ضمیمه کرد  و مناطق وسیعی از آن برای سال ها تحت سلطه دولت اسلامی عراق و شام "داعش" درامد.
      نکته مهم در مورد استفاده از ظرفیت جهادی اسلامی سنی آن بود که در داستان بهار عربی، پس از سرنگونی چند دیکتاتور در کشور های مختلف منطقه، کشورهایی چون عربستان و شیخ نشین های حاشیه خلیج فارس با کمک سرویس های اطلاعاتی غربی با حمایت مالی و تسلیحاتی و نفوذ سازمانی در این گروه ها از سویی سعی داشتند که این آتش را از تخت دیکتاتوری های خود دور نگاه دارند، از سوی دیگر آن را به ابزاری برای بسط نفوذ خود و براورده ساختن اهداف سیاسی خود و شرکای غربی شان که شامل تامین امنیت اسرائیل بود، بدل ساختند. جریان مبارزه ای که برای مبارزه با اشغال گری و آزادی سرزمین های اسلامی شکل گرفته بود، این بار تبدیل به ابزاری شد جهت تامین امنیت اشغال گر و از میان برداشتن معدود دولت هایی چون سوریه، ایران و عراق که کماکان موضع آزادی خواهانه خود را در برابر اشغال فلسطین حفظ کرده بودند.
       
      از سرریز نیرو تا کمبود نیرو:
       
      در سال های طولانی جنگ سوریه بارها شاهد کوچ نیروهای جهادی از کشور های مختلف منطقه، به خصوص از عراق و شمال آفریقا بودیم. به این گروه ها نیروهای جهادی با تجربه و کارآزموده چچنی که آنها نیز در مسیر مشابهی طعمه تفکر مسموم وهابی گری و تکفیر شده بودند اضافه شدند. در ایام این جنگ به کرات با همجوشی و یا شکاف گروه های جهادی گروه های جدیدی تشکیل می شد. نحوه بازی غرب در بازی گرفتن از دولت های سنی منطقه برای بهره برداری از ظرفیت جهادی اسلام سنی بسیار هوشمندانه بود ولی مقاومت ایران به همراه گروه های هم پیمان (عمدتا عراقی، افغان و ندرتا پاکستانی) و ادامه جنگ و تقویت توان دولت مرکزی در سوریه این طرح هوشمندانه را با نقطه ی ضعفش روبرو کرد: ظرفیت جهادی تولید شده در سال تعداد معدودی است و نیروهای پمپاژشده در سوریه حاصل انباشت سال های طولانی ازین ظرفیت بود! نهایتا با حمایت های ایران و روسیه عرصه بر این گروه ها تنگ آمد. زمین های بیشتری روزانه از دست آنها خارج و نفرات جنگ آور بیشتری هر روز از ایشان کشته می شد. با شکست داعش و عقب نشینی دیگر گروه های جهادی از سرزمین هایی که قبلا در اختیار داشتند، توان رزمی این گروه ها روز به روز کمتر شد که این بار منجر به اتحاد اجباری این گروه ها و تشکیل گروه های کمتر و کم تعداد تر شد. در نهایت با توسعه طلبی ها و سودجویی های دولت رجب طیب اردوغان که ارتش این کشور را به طور غیر قانونی وارد بخش هایی از خاک سوریه کرد، مناطقی در شمال سوریه و منطقه ادلب به عنوان آخرین مامن اخرین گروه های بزرگ جهادی در خاور میانه باقی ماند.
      نهایتا علاوه بر سرخوردگی عمیق در بین خود نیروها ناشی از شکست عظیم پروژه سوریه، سرنوشت گروه های  عمده نیروهای جهادی در منطقه این گونه شد که:
      - نیرو های وهابی تکفیری که مورد حمایت عربستان و خلیجی ها بودند تقریبا از بین رفته و جز گروه های کوچک پراکنده شده در مناطق حاشیه ای و دور دست از ایشان باقی نماند. این مساله منجر شد در ماجراجویی های بعدی آل سعود در یمن، دست این کشور از نیروی انسانی جهادی کار آزموده و با تجربه خالی شود و به رغم داشتن برتری کامل مالی، تسلیحاتی به خصوص هوایی و لجستیکی در یمن نتواند کار مهمی از پیش برد و گروه کوچکی چون انصار الله با نفرات و امکانات محدود، بدون هیچ گونه توان  رزمی کلاسیک راه آنها را بر روی زمین سد کرده و شکست های پی در پی بر آنها وارد سازد. گرچه ساختار بدوی یمن اجازه مانورهای بی نظیری را در صورت وجود یک ظرفیت با کیفیت از نیروهای جهادی خارجی به عربستان می داد ولی حتی داعش نیز که با تنفس مصنوعی عربستان در یمن اعلام موجودیت نمود به زودی خاموش شد.
      لذا به نظر می رسد حرکت انصارالله در مورد کشور یمن به دلیل خالی شدن خزانه نیروی انسانی ظرفیت جهادی سنی حرکتی هوشمندانه بوده است. داستان مشابهی نیز برای حمایت از نیروهای خلیفه حفتر در جنگ داخلی لیبی رخ داد.
      - در سمت دارای رگه اخوانی که به دلیل عقاید نزدیک تر به دولت اردوغان نزدیک شده بودند تنها تعداد محدودی در منطقه ادلب باقی ماندند. اما این پایان راه باقی مانده های جهادیون سوریه نبود. ترکیه پس از آنکه تمام سرمایه گذاری های مالی، سیاسی و نظامی اش در سوریه به شکست انجامید، سعی کرد از سرمایه جهادی باقی مانده برایش جهت قمار کردن در سرزمین های دیگری به منظور بسط نفوذ و قدرت دولت خود بهره ببرد. مهمترین این موارد دخالت نظامی ترکیه در لیبی و منطقه قره باغ بود. در هر دوی این مناطق ترکیه اقدام به پشتیبانی گسترده نظامی در حوزه توپخانه، پوشش هوایی و سامانه های پدافندی و جنگ الکترونیک کرد. هرچند این اقدامات نقش موثری برای تضعیف طرف های مقابل در هر دو منازعه داشتند، اما در نهایت نتیجه جنگ باید روی زمین مشخص شود. جایی که ریسک تلفات نیروی انسانی به شدت بالا است و هزینه های سیاسی و داخلی دخالت نظامی در خارج از مرز ها را به شدت بالا می برد. اینجا بود که اردوغان شروع به انتقال باقی مانده نیرو های جهادی به میادین رزم کرد، ابتدا در لیبی و سپس در قره باغ. این نیروهای جهادی که از سویی سال ها تجربه جنگی را در چنته داشتند و آب دیده شده بودند و از سوی دیگر پشتیبانی هوایی خوبی از ترکیه دریفات می کردند توانستند پیروزی های خوبی بدست آورند و طعم شکست های سخت را به نیرو های خلیفه حفتر در لیبی و ارمنستان در قره باغ بچشانند. اما در کنار پیروزی ها واقعیت دیگر آن است که هزنیه این اقدامات گزاف بود. تعداد اندک باقی مانده از جنگ آوران جهادی با تجربه با بکار گیری در هر دخالت نظامی خارجی به عنوان مزدور به سرعت کمتر و کمتر می شود. در هر درگیری صد ها نفر از آنان کشته می شود و یا توان رزمی خود را به دلیل جراحت از دست می دهد، و پایانی نیز برای این جنگ ها در سزمین های بیگانه دیده نمی شود، دیروز در لیبی، امروز در قره باغ و فردا شاید در اتیوپی ...
      دور نیست زمانی که از ذخیره انسانی این گروه از نیروهای جهادی نیز چیزی باقی نماند. از دید یک دولت شیعه همچون ایران، در نگاه نخست این می تواند خبر خوبی باشد. چه چیزی بیشتر از از بین رفتن جنگ جویانی که شیعیان را کافر دانسته و خونشان را حلال می دانند می تواند بیشتر امنیت اقلیت شیعه را تامین نماید! واقعیت تلخ اما آن است که این افراد ذخایر انسانی و رزمی دنیای اسلام بودند، ذخایری که درابتدا نه برای مسلمان کشی و برادر کشی، نه برای به آتش کشیدن و ویران کردن سرزمین های اسلامی، بلکه برای آزاد سازی سرزمین های اسلامی همچون فلسطین، بوسنی، چچن و افغانستان شکل گرفته بودند، ذخایری که می توانستند موجب تقویت جبهه مسلمین در برابر اشغال گران اجنبی باشند. ظرفیتی که می توانست برای مبارزه با اسرائیل و آزاد سازی سرزمین های فلسطین از جمله قدس شریف بکار گرفته شود و نه تامین امنیت رژیم اشغال گر قدس با زمین گیر کردن دشمنان اسرائیل و تامین منافع امنیتی آمریکا و اسرائیل در منطقه. ولی متاسفانه این فرصت نیز همچون بسیاری دیگر از فرصت های تاریخی یک بار برای همیشه بر باد رفته و بعید است که سال های طولانی چنین ظرفیت تولید شود.
       
       

       
      تصویری از تروریست های سوری و پانترک در نزدیکی مرز ایران. نفر سمت چپی با دست سرزمین های ایران را نشانه رفته است، و نفر راستی علامت نژاد پرستانه گرگ های خاکستری را نشان می دهد.
       
       
      تروریسم، خطری قدیمی در پوستینی جدید
       
      اگرچه تهدید تروریسم تهدید جدیدی برای جمهوری اسلامی ایران نبوده است، اما در دهه اخیر این تهدید عمدتا رنگی مذهبی داشته که طرف مقابل در آن گروه های تکفیری/سلفی/تندرو بوده اند. این گروه ها در منطقه برای سالیان متمادی سعی داشته اند ایران را نیز در آتش فتنه های خانمان سوز اقدامات تروریستی شان بسوزانند ولی به 2 دلیل عمده تلاش های آنان ناکام مانده است.
      نخست آنکه با مجاهدت ها و جان فشانی های رزمندگان محور مقاومت و شهدای حرم و نقش ویژه ای که شهید سپهبد سلیمانی بر عهده داشت، مقابله با فتنه در نطفه آن قبل از رسیدن به مرز های ایران اسلامی به عنوان راهبرد ایران تعریف شد.
      دوم آنکه این گروه ها در مناطقی در خاورمیانه موفقتر بودند که اولا جامعه شیعیان در اقلیت بودند و منابع انسانی برای جذب نیرو های تندرو و تکفیری از میان مذاهب دیگر در دسترس بود؛ دوم این مناطق عمدتا کشورهایی بودند که دولت مرکزی در آن فاقد قابلیت های لازم برای بر قراری نظم و امنیت بود و یا این قابلیت ها را از دست داده بود. در جامعه ایران اما با قدرت حکومت مرکزی و نیز اکثریت جمعیتی شیعه اساسا زمین بازی چندانی برای این گروه های تکفیری وجود نداشت و اقدامات آنها به معدود موارد بمب گذاری و ترور کور شهروندان خلاصه شد.
      اما به موازت این جریان با ریشه مذهبی، جریان خطرناک دیگری نیز سال ها در مناطق مختلف کشور در حال ریشه دواندن و فساد بود که مرتبا با هشدارهای کارشناسان و دلسوزان همراه بود که توامان با نادیده انگاری و بی کفایتی از سوی برخی نهاد های حاکمیتی همراه می شد. این خطر که در سال های اولیه انقلاب نیز در شکل تجزیه طلبی و قوم گرایی خود را نشان داده بود این بار با ریشه های قوی نژاد پرستانه از کشورهای همسایه همراه شده است.
      هویت زدایی های ناآگاهانه و بعضا سازمان یافته از سوی نهاد ها و اشخاص وابسته به حاکمیت، بی برنامگی فرهنگی و انفعال محض در برابر جعلیات و دست اندازی های فرهنگی-تاریخی-هویتی بیگانگان را می توان از مهم ترین دلایلی بر شمرد که به این فتنه دامن زده  است. امروز شدیدترین و فاشیستی ترین نوع این تفکرات در ایران را در مناطق محروم جنوب شرقی و میان اهل سنت در مناطق غربی نمی توان یافت بلکه پایگاه آن در منطقه ای از کشور است که از توسعه یافته ترین و صنعتی ترین مناطق کشور بوده، و در میان جمعیتی دیده می شود که نه اهل سنت و یا سلفی و امثالهم، که از پایگاه های سنتی جمعیت معتقد شیعه در ایران بوده است. 
       
       
        
      تروریست های سوری که پرچم ترکیه را به همراه دارند
       
       
       
       
       
      در پی کمرنگ شدن پیوند های فرهنگی، هویتی، و حتی مذهبی بین ایران و منطقه قفقاز در دو قرن پس از جدایی این مناطق؛ در چند دهه اخیر این روند تشدید شده است. از عوامل تشدید بایستی به فعالیت های گسترده پان ترکسیم، دین زدایی و جعل تاریخ از یک سو، و از سوی دیگر انفعال و کم توجهی جمهوری اسلامی  به این مساله در منطقه قفقاز و حتی مناطق شمال شرقی داخل خاک خودی اشاره نمود.
       
       

       
      اکنون می توان گفت که اولویت ژئوپلتیک جدی و حیاتی برای ایران در این مناطق باقی نمانده است. علاوه بر اینکه منطقه قفقاز جنوبی، به خصوص جمهوری آذربایجان تبدیل به ترمینال حضور و فعالیت سرویس های امنیتی و جاسوسی اسرائیل علیه ایران شده است و فراتر از این ، جمهوری آذربایجان روابط گسترده نظامی و اقتصادی نیز با این رژیم بر قرار ساخته است. دامنه فعالیت اسرائیل تا آنجا بود که بر طبق برخی گزارشات مبدا پهپاد هرمس 180 اسرائیلی که چند سال قبل به حریم هوایی ایران تجاوز کرد جمهوری آذربایجان بود.
       
       
       
       این کشور نسبت به مرز های دریایی و زمینی ایران چشم طمع داشته و به شدت از فعالیت های تجزیه طلبانه در داخل ایران حمایت می کند. از سوی دیگر با توجه به حضور جمعیت چندین میلیونی اقوام آذری زبان در ایران که در بین گروهی از آنان تبلیغات تجزیه طلبانه و جعل تاریخی-هویتی رواج و باورمندی قابل توجهی داشته زمینه روز تهدید را روز به روز بیشتر می کند.
       
       
       

      "آذربایجان جنوبی ایران نیست" در ورزشگاه یادگار امام تبریز
       
      در دهه‌ی اخیر شاهد کشورگشایی "نیابتی" و افزایش نفوذ بی‌مهابای ترکیه و «رجب طیب اردوغان» در جای‌جای خاورمیانه و شمال آفریقا بوده‌ایم. از دامن زدن به آتش سوریه و دست‌درازی به سرزمین‌های کردنشین این کشور، نفوذ و بمباران مستمر بخش شمالی کردستان عراق تا فعالیت مستقیم در پس دولت وفاق لیبی. اکنون اما کارزار قره‌باغ / آرتساخ - در لوای مناقشه‌ی قدیمی بین ارمنستان و آذربایجان - صحنه‌ی قدرت‌نمایی ترکیه در مقابل سایر بازیگران منطقه‌ است.
      با انتقال تروریست های سوی از شمال سوریه توسط ترکیه و از طریق خاک این کشور به منطقه قفقاز این تهدیدات جنبه دیگری نیز یافت. یال تکفیری تروریسم که فرسنگ ها دورتر از مرز های ایران درهم شکسته بود با پول، تجهیزات و حمایت ترکیه و جمهوری آذربایجان به عنوان حامیان این جریان نژاد پرست با قشون تروریست های نژاد پرست دست داده و در نقطه صفر مرز ما مستقر شدند، دقیقا همان اتفاقی که برای جلوگیری از رخ دادن آن دریایی از خون بهترین جوانان اسلام هزینه شده بود.
       
      نتایج ایجاد کوریدور ترکی برای محیط امنیتی ایران:
       

       
      با شکست تحقیر آمیز ارمنستان از آذربایجان، که به نابودی ارتش این کشور انجامید پاشینیان در توافق نامه ای تهدات و امتیازات قابل توجهی را در اختیار طرف آذری قرار داد. بخش بسیار مهم و جنجالی در این توافق کوریدوری ست که در امتداد رود ارس از آذربایجان به نخجوان و ترکیه از درون سرزمین های تحت حاکمیت ارمنستان مرتبط می شود. با در اختیار گرفتن این کوریدور از جهات متعددی خطرات جدی متوجه جمهوری اسلامی ایران می شود.
      ·        نخست آنکه برای اولین بار، ترکیه مسیر زمینی مستقیمی به قفقاز جنوبی و سواحل دریای خزر پیدا می کند. این مهم این دولت را بیش از هر زمان دیگری در تمام دوران ترکیه مدرن در برتری ژئوپلتیک قرار می دهد و گامی ست مهم در جهت تحقق رویای قدیمی سرزمین های ترک.
      ·        دوم آنکه با توجه به آنکه ترکیه و آذربایجان در این جنگ در مقیاس قابل توجهی از توان رزمی گروه های تروریستی سوری که تجربه جنگی ارزنده ای را نیز در میادین نبرد سوریه به دست آورده بودند استفاده کردند، این مسیر دسترسی مستقیمی جهت انتقال باقی مانده نیرو و منابع انسانی جهادی و تامین تدارکات از ادلب در شمال سوریه تا نقطه صفر مرزی ایران و قفقاز جنوبی فراهم می آورد. در واقع سنگر بندی هایی که مدافعین حرم و رزمندگان محور مقاومت از دمشق تا بغداد برای جلوگیری از رسیدن تروریست ها به مرز های ایران انجام داده بودند از این مسیر دور زده می شود.
      ·        سوم، با توجه به جمعیت قابل توجه گروه های نژاد پرست تجزیه طلب در مناطق شمال غرب، خصوصا آذربایجان شرقی، این نیروها در پی دست دادن در دو سوی ارس و تحقق رویای خود در جدا سازی خاک ایران خواهند بود. ایجاد آشوب و تسلیح هسته های عملیاتی این نیروها در داخل خاک ایران از مواردی ست که پیشبینی می شود به طور جدی در دستور کار قرار گیرد. در واقع تا همین امروز نیز چندین محموله قابل توجه اسلحه با مبدا ترکیه در داخل ایران کشف و ضبط شده است. این مساله به ویژه از آن جهت که جمهوری آذربایجان با دشمنان قسم خورده ایران اسلامی همپیمان شده، و ترکیه چشم طمع به خاک ایران دارد، و خصوصا دولت ترکیه به خاک ایران به چشم پلی برای اتصال زمینی به آسیای مرکزی می نگرد اهمیت دوچندانی می باید.
      ·        چهارم، احتمال می رود ترکیه، صحنه منازعه قره باغ را به صفحه شطرنج دیگری برای پیشبرد رقابت منطقه ای خود با ایران تبدیل سازد که می تواند ریسک های امنیتی و نظامی قابل توجهی به همراه داشته باشد.
      ·        پنجم، این کوریدور مسیر دسترسی ایران به قفقاز جنوبی را کاملا قطع ساخته و مرز های زمینی ایران با این منطقه را کاملا تحت تسلط ترکیه در می آورد، این موضوع هم از جهت ژئوپلتیک موجب تضعیف ایران می شود و هم روسیه و دیگر همسایگان را در برتری نسبی ژئوپلتیک نسبت به ایران قرار می دهد.
       

       
      ·        ششم، این کوریدور حتی به لحاظ اقتصادی ریسک های جدی را متوجه ایران می کند. تغییر مسیر تزانزیت کالا به شکل انبوه، قطع ترانزیت کالا به نخجوان از خاک ایران، و تغییر مسیر شاه راه های انتقال انرژی از تبعات جدی این مساله می باشد. جمهوری آذربایجان برای دسترسی به نخجوان و ترانزیت به این منطقه، و فراتر از آن دسترسی زمینی به ترکیه همواره نیازمند عبور از مسیر ترانزیتی ایران بوده است. این مساله علاوه بر وابستگی این کشور به ایران منافع تجاری را نیز برای ایران به همراه داشت. این کوریدور پتانسیل قابل توجهی برای یک شاه راه انرژی جدید در قفقاز ایجاد می کند که منابع انرژی آذربایجان و دریای خزر را در مسیری کوتاه و بدون نیاز به عبور از خاک ایران به ترکیه و سپس به اروپا می رساند. حذف ایران از مسیر ترانزیت انرژی قفقاز و نیز تسهیل مسیر برای رقبای ایران در بازار انرژی از جمله خطرات اقتصادی این کوریدور ارزیابی می شود.
       
       
      اقدامات پیشنهادی
       
      ·        به دلیل وجود ظرفیت انسانی نسبتا موثر در تهدید مورد نظر، اتخاذ جدی و بی مهابای سیاست تحمل صفر از سوی جمهوری اسلامی ایران چه در بعد داخلی و چه در بعد خارجی توصیه می شود. این سیاست به طور هم زمان در میادین سیاسی، رسانه ای و به ویژه عملیات گسترده نظامی لازم است پیگری شود. در واقع نه یک عملیات سیاسی، که یک عملیات رزم چند بعدی (هیبریدی) در تمامی اشکال خود باید پیگیری شود.
      ·        پذیرش هرگونه تغییر در مرز های بین المللی در هر دو حوزه سیاسی و نظامی باید به کلی رد شود.
      ·        در حوزه رسانه ای و جنگ نرم، بایستی توجیه پذیری داخلی و خصوصا بین المللی اقدامات قاطع نظامی مد نظر قرار گیرد. گروه های تروریست نژاد پرست تاکنون با جنایات خود به کرات خوراک رسانه ای و عملیاتی لازم را فراهم آورده اند و لازم است با مانور های رسانه ای گسترده از آن بهره گیری شود. مورد ظن بودن ترکیه و سیاست های تهاجمی آن در دیگر نقاط، در بین دولت ها و ملت های غربی خصوصا اروپا، مورد دیگری ست که می تواند مورد استفاده قرار گیرد.
      ·        در بخش اقدامات سخت، این اقدامات باید کوتاه، خاتمه دهنده و وحشت گستر باشند. جمهوری اسلامی ایران به درگیری های متعدد و پراکنده، و یا جنگ فرسایشی در مرز های خود نیازی ندارد. از این روی این اقدامات آنچنان که گفته شد در راستای پیاده سازی سیاست تحمل صفر، باید با قاطعیت هر چه تمام تر، با قدرت حتی به مراتب بیش از حد نیاز، و با اشراف اطلاعاتی کامل صورت گیرد.
      ·        لازم است در کل مناطق شمال ارس، به ویژه در محدوده کوریدور مورد بحث عملیات های نظارتی، جاسوسی و شناسایی گسترده و مداوم اجرا شود. هر تحرک مشکوکی با سنگین ترین قدرت آتش سرکوب شود، هر گونه پاسخ احتمالی طرف مقابل با شدید ترین اقدامات در نطفه خفه شود. چنانچه برای زدن هدفی مشکوک، رهاسازی بمبی 20 کیلویی از یک پهپاد لازم باشد، با صرف 2 بمب 1 تنی که از جنگنده رها شود، آن هدف باید از بین برود. چنانچه یک راکت کوچک تحرک تروریست ها در حاشیه مرزی را بتواند متوقف سازد باید از موشک های سنگین و قدرتمندی استفاده شود که جدی و قاطع بودن اراده جمهوری اسلامی ایران را در تامین امنیت ملی و مبارزه با تروریسم به خوبی نمایش دهد. این اقدامات باید به نحوی باشد که چنانچه طرف مقابل بخواهد در یک اقدام انتقام جویانه یک گلوله خمپاره به سمت یک پاسگاه مرزی شلیک کند، به این گمان برسد که احتمالا یک نهاد دولتی در باکو با شلیک موشک های بالستیک و کروز با خاک یکسان خواهد شد.
       
       
       
      گرچه مرحب سپر انداخته خیبر باقی است
      بت نگویید شکستیم که بت گر باقی است
       
       
       
       
        [1] ISI (Inter Servise Inteligence )
        Multi domain warfare
    • توسط eshqali
      نخستین تصاویر از پهپاد کمان-22
       
      برد: ۳۰۰۰ ک‌م
      مداومت پروازی: بیش از ۲۴ ساعت
       

       

       

    • توسط SAEID
      موشک صیاد نسبت به هاوک از فناوری ساده تری برخوردار است چه از لحاظ نوع سازه ، رادار و ... اما موشک هاوک تقریبا از طراحی مدرن برخوردار است و باید یه مقدار تجربه کسب میشد تا بتونیم به امکان ساخت هاوک دست یابیم؟ البته اگه میخاستیم مثل چین کار کنیم حرف شما صحیح است ولی مشکل این میشد که هاوکهای تولیدی نصف هاوک اصلی دقت و برد دارن!
    • توسط seyedmohammad
      بسم الله الرحمن الرحیم 
       
       

       
      مؤسسه سلطنتی روابط بین‌المللی ( Royal Institute of International Affairs) که به اختصار چتم هاوس  Chatham House خوانده میشود ؛ مهمترین اندیشکده ی کشور انگلیس و همچنین مهم ترین اندیشکده ی غیر آمریکایی بر اساس شاخص های پژوهش جامع مک گان در مورد رنکینگ اندیشکده هاست .  این اندیشکده  به تحلیل چالش‌های استراتژیک می‌پردازدو به نوعی نسخه ی انگلیسی "شورای روابط خارجی آمریکا " ست . به همین دلیل  از چتم هاوس به عنوان مرکز تدوین سیاست خارجی انگلستان نیز  یاد می‌شود.
      مبداء مؤسسه سلطنتی امور بین الملل  یك نشست بین المللی است که كه توسط لیونل كورتیس و نمایندگان آمریكا و انگلیس برای كنفرانس صلح پاریس در 30 مه 1919 تشکیل شده است ، پس از تجربه ی تبادل سودمند اطلاعات پس از کنفرانس صلح ، کورتیس تصریح کرد: وقتی نمایندگان در قالب مؤسسه بین المللی به خانه بازگشتند ، باید روش تحلیل و بحث و گفتگو ادامه یابد. لیونل کرتیس در تأسیس  چتم هاوس نقش مهمی داشت.
      سرانجام ، نمایندگان انگلیس و آمریکا مؤسسات جداگانه ای تشکیل دادند که آمریکایی ها شورای روابط خارجی در نیویورک را توسعه دادند .مؤسسه  امور بین الملل ، جلسه افتتاحیه خود را ، به ریاست  رابرت سیسیل ، در تاریخ 5 ژوئیه سال 1920بر گزار کرد .  در این جلسه ، وزیر خارجه سابق ادوارد گری به سمت ریاست اندیشکده برگزیده شد .
       
       
       

       
      تا سال 1922 ، با افزایش اعضای این مؤسسه ، نیاز به فضای بزرگتر و عملی تری وجود داشت و موسسه از طریق هدیه سرهنگ کانادایی لئونارد ،  خانه ی خاندان چتم در شماره 10 میدان سنت جیمز ، جایی که این موسسه هنوز در آن قرار دارد ، به دست آورد. پس از آن ، مجله " امور بین الملل " در ژانویه سال 1922 راه اندازی شد که این امکان را فراهم می آورد که بین المللی گزارش های مختلف و مباحث موجود در انستیتو را منتشر کند.  آرنولد توینبی مورخ شهیر ،  پس از منصوب شدن به عنوان مدیر مطالعات ، به عنوان چهره برتر تولید مطالب سالانه انستیتو در امور بین الملل برگزید شد و تا زمان بازنشستگی در سال 1955  این سمت را بر عهده داشت . 
      در سال 1926 ، 14 عضو چتم هاوس در نخستین کنفرانس پژوهشگاه روابط اقیانوس آرام ، نمایندگی پادشاهی انگلستان را تشکیل دادند ، مجمعی که به بحث در مورد مشکلات و روابط بین ملل اقیانوس آرام اختصاص یافته است. این مجمع  به عنوان بستری برای مؤسسه در جهت ایجاد آگاهی سیاسی و تجاری پیشرفته از منطقه ، با تمرکز ویژه بر توسعه اقتصادی چین و روابط بین الملل مورد توجه قرار گرفت. در همان سال ، این مؤسسه منشور سلطنتی خود را دریافت کرد ، پس از آن به عنوان " موسسه سلطنتی امور بین الملل " شناخته شد. 
      در سال 1929   اندیشکده ، شاهد آغاز کار گروه مطالعات ویژه  در مورد مسئله طلا ی بین المللی بود. این گروه که شامل اقتصاددانان برجسته ای همچون جان مینارد کینز بود ، یک مطالعه سه ساله را در مورد مسائل اقتصادی در حال توسعه انجام داد که تسویه حساب های بین المللی پول پس از جنگ ایجاد کرد. تحقیقات این گروه تصمیم بریتانیا برای کنار گذاشتن استاندارد طلا را دو سال بعد پیش بینی کرد. 
      در همین زمان ، چتام هاوس به مکانی برای سیاستمداران و بازیگران پیشرو در امور جهانی معروف شد که در لندن از آنجا بازدید کنند. به ویژه ، مهاتما گاندی در 20 اکتبر 1931 از این مؤسسه بازدید کرد و در آنجا سخنرانی در مورد "آینده هند" ارائه داد. در این گفتگو 750 عضو شرکت کردند که بزرگترین جلسه انستیتو تا آن زمان بود. 
      نورمن انجل کتاب مشهور خویش، توهم بزرگ، را در حالی که مشغول فعالیت در اندیشکده  بود ،  درست دو سال پیش از آغاز جنگ جهانی اول نوشت. به گفته او وابستگی متقابل اقتصادی میان دولت های پیشرفته صنعتی چنان چشمگیر شده است که دیگر کنترل سرزمین، پیش نیاز ثروت اقتصادی نیست.در سال 1933 نورمن آنجل ، به خاطر کتابش "توهم بزرگ " جایزه صلح نوبل دریافت کرد .
      با شروع  جنگ جهانی دوم این مؤسسه به دلایل امنیتی غیر متمرکز شد و بسیاری از کارمندان به کالج Balliol ، آکسفورد منتقل شدند . در آنجا ، سرویس مطبوعاتی و تحقیقات خارجی این مؤسسه با وزارت امور خارجه همکاری کرد که گزارشهای مختلفی در مورد مطبوعات خارجی ، پیشینه تاریخی و سیاسی دشمن و مباحث مختلف دیگر انجام داده است . در سال های چنگ این مؤسسه همچنین در خانه خود در میدان سنت جیمز در لندن خدمات اضافی بسیاری را برای دانشمندان و نیروهای مسلح ارائه میداد .
      چتم هاوس درسالهای پس از جنگ و  اوایل سال 1939 از طریق کمیته بازسازی در مورد مسائل احتمالی پس از جنگ تحقیق کرده بود. در حالی که تعدادی از کارمندان در پایان جنگ به مؤسسه بازگشتند ، تعدادی از اعضاء خود را در عضویت در طیف وسیعی از سازمان های بین المللی ، از جمله سازمان ملل و صندوق بین المللی پول بازیافتند . Chatham House در ترکیب این امر با حمایت اولیه انستیتو از سازمان ملل و تأثیر مطالعه طلا بر روی سیستم برتون وودز ، خود را به عنوان یک بازیگر پیشرو در توسعه سیاسی و اقتصادی بین المللی معرفی کرد. 
      در واکنش به تغییر جهان پس از جنگ ، چتم هاوس با توجه به درخواست های فزاینده برای توسعه جنگ سرد ، تعدادی از مطالعات مربوط به انگلیس و ساختار سیاسی جدید مشترک المنافع را آغاز کرد . همچنین  یک هیئت مطالعات در روابط نژادی در سال 1953 ایجاد شد که خواستار برابری نژادی در سراسر جهان می شد. این گروه در سال 1958  یک موسسه خیریه مستقل گشود و موسسه روابط نژادی را تشکیل داد . 
      پس از بحران موشکی کوبا و کودتای برزیل ، این مؤسسه تمرکز فزاینده ای را در منطقه آمریکای لاتین ایجاد کرد.
      این اندیشکده نقش مهمی در روابط بین الملل جنگ سرد تا اکتبر سال 1975 میزگرد آنگلوساکسون ها -اتحاد جماهیر شوروی داشت ، اولین بار در یک سری از جلسات بین چتم هاوس  و موسسه اقتصاد جهانی و روابط بین الملل در مسکو. به عنوان نمونه اولیه دیپلماسی دوطرفه ،  یكی از اولین تلاشهای اینچنینی در جنگ سرد بود.این نشست به دنبال توسعه ارتباطات نزدیک تر و بهبود روابط بین انگلیس و اتحاد جماهیر شوروی بود و تاحدودی نیز به موفقیت دست پیدا نمود  بلافاصله پس از اولین میزگرد آنگلوساکسون ها  و اتحاد جماهیر شوروی ، این مؤسسه یک پروژه تحقیقاتی فشرده با عنوان "سیاست خارجی انگلیس تا 1985" آغاز کرد. هدف اصلی آن تجزیه و تحلیل مسائل سیاست خارجی بود که انگلیس در آینده ای نزدیک و نزدیک با آن روبرو می شد. تحقیقات از سال 1976 آغاز شد و این یافته ها بین سالهای 1977 و 1979 در امور بین الملل منتشر شد .
      در آغاز دهه 1980 ، شورا تلاش كرد تا قابلیت های تحقیقاتی مؤسسه را در دو حوزه مهم در حال ظهور گسترش دهد. نخستین برنامه های مدرنی که با این ابتکار عمل ایجاد شدند، برنامه " انرژی و تحقیق  " و برنامه " اقتصاد بین المللی " است که در سال 1980 - 1981 شکل گرفت. 
      این مؤسسه علاوه بر تغییر شکل شیوه های تحقیقاتی خود ، به دنبال تقویت شبکه بین المللی خود ، به ویژه در بین ملت های مرفه اقتصادی است. به عنوان مثال ، برنامه خاور دور Chatham House ، که با هدف بهبود روابط انگلیس و ژاپن در درازمدت و کوتاه مدت ایجاد شده بود ، با حمایت گروه " ژاپن 2000  "در سال 1984 تقویت شد. وقتی این مؤسسه 75 مین سالگرد تاسیس خود را در سال 1995 جشن گرفت ، رویدادی ملی به شمار آمد تا حدی که با بازدید ملکه الیزابت دوم و پرنس فیلیپ ، دوک ادینبورگ برگزار شد . سال 1998  سال ایجاد انجمن مطالعات آنگولا بود. آنگولا با ترکیب ذخایر نفتی این کشور و جاه طلبی های روزافزون بین المللی خود ، به سرعت به یک کشور با نفوذ آفریقا بدل شد. در نتیجه ، چتم هاوس  این انجمن را ایجاد کرد تا بتواند یک بستر بین المللی برای "بحث و تحقیق در آینده ، بحث متمرکز بر سیاست و تأثیرگذار" ایجاد کند. سپس برنامه گسترده ی مطالعات آفریقایی  این موسسه در سال 2002 ایجاد شد  و ساختار جدید برنامه های مطالعات منطقه را آغاز کرد. 
      جایزه چتم هاوس نیز  در سال 2005 راه اندازی شد،این جایزه سالانه به شخص، اشخاص یا سازمان‌هایی اعطا می‌شود که اعضای چتم هاوس آن‌ها را موثرترین افراد در بهبود روابط بین‌المللی در سال پیش تشخیص دهند. در سال 2016 این جایزه مشترکا به وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا، جان کری و وزیر امور خارجه ایران محمدجواد ظریف اهدا شد . 
      در ژانویه 2013 این مؤسسه آکادمی خود را برای رهبری در امور بین الملل اعلام کرد  و به رهبران جهانی بالقوه و مستقر کمک هزینه 12 ماهه در این موسسه با هدف ارائه برنامه ای  از فعالیت ها و آموزش های لازم برای توسعه نسل جدیدی از رهبران در سطح بین المللی ارائه داد.  در نوامبر سال 2014 ، ملکه به همراه پرنس فیلیپ  بار دیگرآکادمی اندیشکده را  با عنوان " آکادمی ملکه الیزابت دوم برای رهبری در امور بین المللی  "  به طور رسمی راه اندازی کرد.
       
      هم اکنون چتم هاوس  با توجه به اعضای خود ، قصد دارد تا بحث و گفتگو را در مورد تحولات مهم در امور بین الملل و پاسخ به سیاست ها ترویج دهد. تحقیقات و تحلیل های مستقل آنها در مورد چالش های جهانی ، منطقه ای و ویژه کشور درنظر گرفته شده است تا ایده های جدیدی را به تصمیم گیرندگان ارائه دهد که چگونه می توان از نزدیک تا بلند مدت با آنها مقابله کرد. Chatham House به طور معمول به عنوان منبع اطلاعات برای سازمان های رسانه ای که به دنبال سوابق یا کارشناسان درمورد موضوعات مربوط به موضوعات مهم بین المللی هستند ، مورد استفاده قرار می گیرد.
       
      این اندیشکده همواره تبلیغ می کند که عضویت در آن  مبتنی بر داوطلب شدن اعضا ست  و هرکسی ممکن است به آن ها بپیوندد. این اندیشکده  طیف وسیعی از گزینه های عضویت برای شرکت ها ، مؤسسات دانشگاهی ، سازمان های غیردولتی و افراد از جمله دانشجویان و افراد زیر 30 سال را دارد. علاوه بر اعضای شرکتی متشکل از ادارات دولتی ، شرکتهای بزرگ ، مؤسسات دانشگاهی ، بانکهای سرمایه گذاری ، سازمانهای غیر دولتی ، شرکتهای انرژی و سازمانهای دیگر ، فلذا چتم هاوس در حال حاضر به عنوان اعضای جداگانه خود دارای رهبران بین المللی از تجارت ، دیپلماسی ، علم ، سیاست و رسانه است . با توجه به مراسمات دوره ای و سخنرانی های منظم برگزار شده در این مجمع لازم به ذکر است که تاکنون این مجمع میزبان برخی از چهر ه های سیاسی ایرانی از جمله وزرای خارجه ایران در چند دوره به عنوان سخنران مدعو بوده است . 
       

       
      لازم به ذکر است که نوعی قانون با هویت "فراموشخانه " به طور سنتی از دیرباز در این اندیشکده اجرا میشده است که معروف به قانون  عدم انتساب است که  و این شرط را فراهم می کند که میهمانانی که در یک جلسه حضور دارند ممکن است درباره محتوای این نشست در دنیای خارج بحث کنند ، اما ممکن است بحث نکنند که چه کسی در آن شرکت کرده است یا آنچه شخص خاص گفته است را مشخص می کند. . به گفته ی رهبران چتم هاوس ، برای تسهیل بحث صریح و صادقانه در مورد موضوعات بحث برانگیز یا غیرمعمول توسط سخنرانانی که شاید در غیر این صورت مجمع مناسبی برای صحبت آزادانه نداشته اند ، این قانون تکامل یافته است . با وجود این ، اکنون بیشتر جلسات در این موسسه به طور کامل ضبط می گردد .
       
      تحقیقات Chatham House در  سه بخش موضوعی :
       
      انرژی ، محیط زیست و منابع ،
       
      اقتصاد بین الملل ، امنیت بین المللی
       
      و مطالعات منطقه ای و حقوق بین الملل  ،سامان یافته است  که شامل برنامه های مطالعات منطقه ای در مورد آفریقا ، ایالات متحده و آمریكا ، آسیا و اقیانوسیه ، اروپا ، خاور میانه و آفریقای شمالی و روسیه و اوراسیا است .
       
      ..................................................................................
       
      1.https://www.chathamhouse.org/about
       
      2.https://en.wikipedia.org/wiki/Chatham_House
    • توسط LostSky
      منفک شده از تاپیک جامع نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران 
      1399/10/23 خورشیدی
       
      =================
       
       
       
      پروژه ناو بندر کار بسیار داره و در آینده نزدیک نباید انتظار رونمایی داشته باشیم.
       
      این پروژه تغییر اساسی و تبدیل یک ابر تانکر نفتکش به یک ناوبندر نظامی با قابلیت ها و امکانات فراوان هست.
      یک نفتکش دارای مخازن بسیار بزرگ ذخیره نفت هست که باید به کلی تغییر کنه و دارای بخش های متعدد نگهداری و انبار داری و اسکان و غیره خواهد شد.
      از طرفی کار بخش اضافه کردن روسازه جدید جهت آشیانه های بالگرد و بخش های وابسته که همین الان هم بخشیش مشخصه اجرا شده.
      بخش تسلیحات و رادارها و دیگر سامانه های مخابراتی و غیره هم زمان بسیار بالایی خواهد گرفت.
      با وجود سرعت بسیار پایین ساخت فریگیت های کلاس موج و همچنین اعلام زمانهای به آب اندازی و عملیاتی کردن این شناورها که بارها به عقب افتاده بسیار بعید هست که این شناور عظیم به این زودی ها حتی جهت تست به آب انداخته بشه ، مگر اینکه نیرو به شدت روی این پروژه تمدکز هزینه و انرژی بزاره تا زودتر به نتیجه برسه.
      البته با روند مشاهده شده به نظر میاد که اینگونه باشه و فرماندهان نیرو خواهان الحاق سریع یک شناور بزرگ و دوربرد جهت پشتیبانی همه جانبه ناوگروه های اعزامی به مناطق دوردست هستند و روند فعلاً با سرعت خوبی دارد پیش میرود.
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.