امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

حتی اشاره ۱۰ درصدی هم در خصوص اونچیزی که واقعا پابلیک دتا هکینگ یا OSINT انجام میده هم نشده تو متن....

 

با این حال، OSINT پای ثابت کنفرانس‌هایی مثل دفکان و بلک‌هت و امثالهم هستش...

 

خیلی هم به شدت گسترده و عمومی هستش....

 

 

توی دنیای لینوکس، من یه نرم‌افزار به اسم مالتیگو دارم که با این برنامه میشه درخت ارتباطات تشکیل داد!! یعنی شما یه ایمیل یا دامنه سایت یا ip بهش میدی، این یه درخت برات رسم میکنه از تمام سیستم‌ها و ادم‌ها و جریان‌هایی که باهاش ارتباط دارن و انلاین هستن اطلاعات... مثلا دانشگاه‌ها و امثالهم...

 

اینا برنامه‌های رایگان هستن...

 

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

چند وقت پیش، یک پروپوزال در خصوص همین اوزینت تهیه کردم و برای یه بابایی فرستادم که مثلا سرمایه گذاری کنه و اجرا کنیم،‌ ولی خبری ازش نشد!! :)

کاش لینک وبلاگه رو میذاشتی ببینم همون رفیقمونه یا چی؟

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 مرکز مانیتورینگ  بی بی سی  (خبیثه)

70زبان و 150 کشور تحت پوشش دارد  1939 میلادی  تشکیل شده 

https://en.wikipedia.org/wiki/BBC_Monitoring

 

مرکز اطلاعات ازاد  امریکا تشکیل شده 1941 با بیش 20 ایستگاه ترجمه وجمع اوری اطلاعات  در جهان  اطلاعات چند سری توسط مجرب ترین مترجم ها به زبان انگلیسی ترجمه میشه 

https://en.wikipedia.org/wiki/Open_Source_Center

 

 

 

واحد hatzav {به معنی دریمیا نوعی گل در زبان عبری میباشد (عبری: יחידת חצב‎)} که تحت کنترل واحد 8200 است، مسئولیت جمع آوری اطلاعات OSINT (اوپن سورس اینتلجنس(osint) یعنی اطلاعاتی که از منابع در دسترس عموم بدست می آید میشود مثل رسانه ها، وبسایت ها، بلاگ ها، ویکی‌ها، مشاهدات و گزارشات ...) را دارد. این واحد با زیرنظر گرفتن تلوزیون، رادیو، روزنامه و اینترنت اطلاعات نظامی جمع‌آوری می‌کند. ترجمه بخشهای گوناگون در بخشی که "اطلاعات اساسی" نامیده می‌شود گردآوری می‌گردد. گفته می‌شود این واحد بیش از نیمی از اطلاعات جاسوسی "جامعه اطلاعاتی اسرائیل" را تهیه میکند.
http://www.military.ir/forums/topic/27050-%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF-8200/?hl=osint

 

تاریخچه از اوسینت و ما جرای  فتنه 88

 

https://www.bellingcat.com/resources/articles/2016/07/14/a-brief-history-of-open-source-intelligence/

 

نرم افزار ویزدوم شرکت لاکهید مارتین 

http://www.aparat.com/v/1gXZO

 

اینم از ویدئو مرکز دکترین  اموزش و فرماندهی امریکا  داعش و میدان گزی ترکیه 

http://www.aparat.com/v/qor5F

مقاله اشاره شده در ویدئو بالا از فضای وبلاگ های فارسی 

https://cyber.harvard.edu/publications/2008/Mapping_Irans_Online_Public

 

یک نمونه از  بخش هسته ای  درمورد ایران هم اشاره میشه 

http://www.nti.org/analysis/reports/applying-new-tools-nonproliferation-nuclear-detective-story/

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سرویسCarrot2

این سرویس نیز یک موتور جستجوی دیگر است که نتایج را بر اساس موضوعات آنها در دسته‌های مختلف ارائه می‌دهد. یکی از ویژگی‌های متمایزکننده این موتور جستجو اینست که سه فرمت متفاوت برای فیلتر کردن و نمایش نتایج دارد.
 در جستجوی اولیه، مثل سایت‌های قبلی، دسته‌های مختلف در منوی سمت چپ ارائه می‌شوند. گزینه‌های  "Circles" و "Foam Tree" گزینه‌های متنی را به قالب‌های گرافیکی تعاملی تبدیل می‌کنند. اندازه هر بخش بر اساس میزان نتایجی که در آن قرار می‌گیرد، تعیین می‌شود.

برای مثال، با جستجوی اسم "michael bazzell"، بزرگ‌ترین بخش به OSINT Traninig تعلق می‌گیرد. با کلیک بر آن بخش، تنها نتایجی ارائه می‌شود که مربوط به همان بخش است.

http://search.carrot2.org/stable/search

 

Osint-carrot2.jpg

 

 

سرویس Exalead

این سایت در جستجوی اسناد و فایل‌هایی که عبارت مورد جستجو در متن آنها آمده، خوب عمل می‌کند. عملگر filetype در این موتور جستجو نیز مانند دیگر موتورهای جستجو کار می‌کند. در این سایت گزینه جستجوی اسناد در FOCA (یک اسکریپت فراداده ساده) نیز ارائه شده است.
موتور جستجوی Voxalead که وابسته به این سرویس است، فایل‌های صوتی و تصویری را به دنبال یک کلمه خاص جستجو می‌کند. این کار با استفاده از تکنولوژی‌های تبدیل صوت به متن انجام می‌شود. این سرویس تمامی یک فایل صوتی را تا رسیدن به عبارت مورد جستجو مورد بررسی قرار می‌دهد. نتایج بر اساس زمان نشان داده می‌شوند. در حال حاضر، اکثر نتایج این سرویس، لینک به فیلم، اخبار عمومی و رسانه‌های خبری است.

https://www.exalead.com/search/
http://voxalead.labs.exalead.com/

 

Osint-exalead.jpg

 

 

منبع : کانال @osint_ir
 

ویرایش شده در توسط Lord-Soldier
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

حتی اشاره ۱۰ درصدی هم در خصوص اونچیزی که واقعا پابلیک دتا هکینگ یا OSINT انجام میده هم نشده تو متن....

 

با این حال، OSINT پای ثابت کنفرانس‌هایی مثل دفکان و بلک‌هت و امثالهم هستش...

 

خیلی هم به شدت گسترده و عمومی هستش....

 

 

توی دنیای لینوکس، من یه نرم‌افزار به اسم مالتیگو دارم که با این برنامه میشه درخت ارتباطات تشکیل داد!! یعنی شما یه ایمیل یا دامنه سایت یا ip بهش میدی، این یه درخت برات رسم میکنه از تمام سیستم‌ها و ادم‌ها و جریان‌هایی که باهاش ارتباط دارن و انلاین هستن اطلاعات... مثلا دانشگاه‌ها و امثالهم...

 

اینا برنامه‌های رایگان هستن...

 

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

چند وقت پیش، یک پروپوزال در خصوص همین اوزینت تهیه کردم و برای یه بابایی فرستادم که مثلا سرمایه گذاری کنه و اجرا کنیم،‌ ولی خبری ازش نشد!! :)

کاش لینک وبلاگه رو میذاشتی ببینم همون رفیقمونه یا چی؟

 

ممنون از بازخوردت

 

این تاپیک بیشتر هدفش آموزش مهارت اوسینت و ابزارهاش هست

و کم کم هم تکمیل میشه

حتما مشارکت شما میتونی غنی ترش کنه

همه خوشحال میشیم اگر شما و بقیه دوستان هم مطالبتون رو بذارید. از جمله یک معرفی کوتاه از این نرم افزار مالتیگو...!

 

لینک وبلاگ هم اینه : لینک

ویرایش شده در توسط Lord-Soldier
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

جستجو بر اساس شغل در فیس‌بوک

فیس‌بوک می‌تواند برای پیدا کردن کارمندان فعلی و سابق یک شرکت به ما کمک کند.
بعنوان مثال اگر بخواهیم پروفایل فیس‌بوک تمام کارمندان مایکروسافت را پیدا کنیم، باید از آدرس زیر استفاده کنیم.(بجای عبارت Microsoft در URL زیر میتوان نام هر شرکتی را قرار داد)

www.facebook.com/search/str/Microsoft/pages-named/employees/present


با تغییر عبارت "present" به "past" در داخل آدرس، پروفایل کارمندان سابق شرکت پیدا خواهد شد.

 

ما می‌توانیم گزینه‌های جستجوی مختلف را نیز در یک URL ترکیب کنیم. برای این کار لازم است هر ساختار جستجو را در یک آدرس قرار داده و در انتها از کلمه intersect استفاده کنیم.

بعنوان مثال اگر بخواهیم تمامی کارمندان پیشین مایکروسافت که نام آنها Mike Smith بوده را جستجو کنیم، با آدرس زیر به نتیجه مناسب خواهیم رسید.
شایان ذکر است، گزینه «20%» در URL نشان‌دهنده فاصله است. اکثر مرورگرها به‌ طور خودکار این علامت را تبدیل به فاصله می‌کنند.

www.facebook.com/search/str/Mike%20Smith/users-named/intersect/str/Microsoft/pages-named/employees/present/intersect


photo_2017-01-12_19-46-20.jpg

ویرایش شده در توسط Lord-Soldier
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

برای دوستانی که  به جمع اوری اطلاعات اشکار یا اوسینتosint علاقه دارند این 2 مقاله خالی از لطف نیست 

آموزش ترجمه عکس با کامپیوتر  و راهنمای کاربردی رهگیری هواپیمای در حال پرواز  کلیک کنید

 

+

https://osintframework.com/

 

 

  • Like 1
  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
  • Like 1
  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 مستند The.Great.Hack.2019 به بررسی نقش شرکت Cambridge Analytica در  کمپین انتخاباتی تد کروز ترامپ و برگزیت 

با استفاده داده شرکت فیسبوک برای جهت دهی رای دهندگان 

https://fa.wikipedia.org/wiki/کمبریج_آنالیتیکا

 

35c0268b91ce01197f982793540f9ba4.jpg

 

 

  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

برای دوستانی که به اوسینت علاقه دارند اموزش های جالبیه سرچ تصویری  جئولوکیشن و....

 

https://www.bellingcat.com/category/resources/

 

https://learn-new-tools.org/

 

ویدئو های خوبی است برای اموزش اوسینت 

https://www.youtube.com/playlist?list=PLrFPX1Vfqk3ehZKSFeb9pVIHqxqrNW8Sy

ویرایش شده در توسط bds110
  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر 13 دی 1395 در 15:55 , Lord-Soldier گفت:

از چه منابع اطلاعاتی و چه ابزارهایی می‌توان استفاده کرد تا مکان را تشخیص داد

مثلا از انعكاس تصوير پايگاه موشكي در شيشه عينك آفتابي سردار 

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط Reza6662
      ادامهء ماجرا از کتاب خاطرات منصور رفيع زاده:

      بعد از رسیدگی های بسیار دقیق توسط ساواک، کشف گردید که اتومبیلی که متعلق به سفارت شوروی، اما بدون پلاک سیاسی، به طور معمول مقابل منزل ویلایی سرلشگر مقربی در قلهک توقف می‏کند. سپس راننده پیاده شده، درب صندوق عقب را باز می‏کند و پس از چند دقیقه دوباره آن را بسته و از آنجا دور می‏شود. در این بین، هیچگونه تماس مستقیمی با مقربی انجام نمی شود.
      در نهایت مشخص شد که تیمسار مقربی و روسها، نیازی به تماس شخصی و فیزیکی برای انتقال اطلاعات نداشته اند. مقربی، اطلاعات حساس ارتش ایران را به درون دستگاههای الکترونیکی پیشرفتهء درون منزلش منتقل می کرد و اتومبیل عامل روسها که در مقابل منزل مقربی توقف کرده بود، از دستگاههای گیرندهء درون صندوق عقب، برای تقویت آن اطلاعات و ارسال مستقیم آن به مسکو و دفتر اصلی سازمان KGB استفاده می کرده اند.

      وقتی که ماموران KGB حوالی نیمه شب به مقابل خانهء مقربی رسیدند، یک اتومبیل پژوی 504 ساواک، از طرف مقابل ظاهر شده و شاخ به شاخ و به طور عمد به اتومبیل KGB کوبید. مقربی از خانه اش بیرون پرید که ببیند چه شده، اما با دیدن پژوی 504 که اتومبیل معمول ساواک در آن دوران بود، به سرعت به داخل منزلش برگشت.
      راننده ها از اتومبیل ها پیاده شدند و دعوایی سر گرفت. هر دو طرف درگیر، به محوطه ای در آن حوالی برده شدند و پلیس (که در واقع پلیس تهران نبوده و ماموران زبدهء ساواک بودند) دخالت کرد. ابتدا روسها وانمود کردند که زبان فارسی نمی دانند و سعی داشتند مسئله را یک تصادف کوچک جلوه دهند و قبول کردند که خسارت اتومبیل مقابل را بپردازند. آنها گفتند که روسی بوده اما دیپلمات نیستند. ولی پس از بازپرسی دقیق تر توسط ساواک، معلوم شد که از از دیپلماتهای ارشد سفارت شوروی در تهران هستند. روسها، مصونیت سیاسی خود را ارائه کردند و اصرار کردند که اتومبیل سفارت به آنها بازگردانده شود. به آنها گفته شد که چون اتومبیلشان درگیر تصادف بوده، لذا پلیس (ساواک) موقتن از آن نگهداری خواهد کرد.

      در همین حین، تیمسار مقربی توسط ساواک بازداشت شد و خانه اش مورد جستجوی دقیق قرار گرفت. اتومبیل او و همهء دستگاههایی الکترونیکی خانه اش که توسط KGB به وی داده شده بود، ضبط شد. همه چیز در اختیار ساواک قرار گرفت.
      به محض آنکه این موضوع به سفارت شوروی اطلاع داده شد، روسها درخواست نمودند که دیپلماتهایشان به دلیل مصونیت سیاسی، فورن به سفارتخانه تحویل داده شوند، اما موضوع تجهیزات الکترونیکی بسیار پیشرفته یافته شده در صندوق عقب اتومبیل روسها، مطرح بود. بعد از آزادی دیپلماتها، اتومبیل سفارت شوروی نیز تحویل گردید اما بدون لوازم جاسوسی. سفارت شوروی، یادداشتی به وزارت خارجه ارسال کرد و طی آن اعلام کرد که مقداری «لوازم شخصی» موجود در اتومبیل، هنوز بازگشت داده نشده است.


      زیرکی تیمسار نصیری
      وزارت خارجه به تیمسار نصیری تلفن زد و درخواست آنها را مطرح کرد و تیمسار جواب داد که به آنها بگویند اگر ممکن است لطف نموده لیست آن اقلام را به طور مجزا، دقیق و کاربردشان برای ما ارسال کنند و ما بسیار خوشحال خواهیم شد که این لوازم را از انبار پلیس (ساواک) یافته و خواستهء روسها را پیگیری نمائیم!
      اما سازمان CIA بسیار خوشحال بود که یک جاسوس ارشد KGB گیر افتاده است. هرچند که قبل از دستگیری مقربی، هیچ اطلاعیه ای دال بر وجود چنان ماموری در ایران از طرف ساواک دریافت نکرده بود و در واقع ساواک به دور از چشمان CIA این عملیات موفقیت آمیز را به انجام رسانده بود.

      اما پس از اطلاع از دستگیری مقربی، ماموران ارشد CIA از ساواک دو خواهش کردند:
      1) از ساواک خواستند قبل از افشای اطلاعات ذی قیمت وی، مقربی اعدام نشود و با وی مصاحبه ای انجام دهند.

      2) درخواست نمودند ابزارهای بسیار پیشرفتهء الکترونیکی ضبط شده در اتومبیل سفارت شوروی، توسط CIA مورد بررسی قرار گیرد.

      کمی بعد از آن، دریادار Stanfield Turner (ریاست وقت سیا) تیمسار نصیری را برای صرف ناهار در دفتر مرکزی CIA در واشینگتن دعوت کرد. من (رفیع زاده) نیز برای ناهار دعوت شده بودم. CIA توضیح داد که سفیر ایران که قاعدتن در این گونه ملاقاتهای رسمی می بایستی گروه ایرانی را همراهی می کرد، دارای مجوز امنیتی لازم جهت حضور در دفتر مرکزی CIA نمی باشد! لذا از اینکه نتوانسته بودند سفیر ایران را دعوت کنند، عذرخواهی کردند.

      دریادار «ترنر» از نصیری در مورد نشانه ای که ساواک را از فعالیتهای مقربی مطلع نموده بود، سوال کرد و در واقع می خواست بداند چگونه ساواک در این زمینه، بسیار موفق تر از CIA عمل کرده است!
    • توسط worior
      بسمه تعالی
      ...
       
      چرا میجنگیم ؟
      ? Why We Fight
       

       
       
      مقدمه وریور:
      جهان ارتباطی دوران جنگ دوم با امروز تفاوت های عظیمی دارد، رادیو و روزنامه رسانه های اصلی محسوب میشدند، همگی یا در انحصار دولت ها هستند یا جریان انتقال اطلاعات به رسانه ها توسط دولت ها کنترل میشد. اخبار مستقل وجود نداشت، دولت ها سلطه کاملی بر کانال ها و شیوه انتقال اطلاعات به عموم داشتند، مردم نیست مخاطبان فعال محسوب نمیشدند و ذهن و سواد رسانه ای برای آنان به شکل امروز قابل درک نبود. این تاپیک در ابتدا به معرفی سریال مستند چرا میجنگیم ساخته دستگاه اطلاعاتی آمریکا در دوران جنگ دوم با به خدمت گرفتن کارگردان شاخصی چون فرانک کاپرا میپردازد، این فیلم پاسخی به پروپگاندای متحدین بود، و در ادامه به مباحث اقناع عمومی و نظریه های اثر بخشی ارتباطات میپردازم.
       
      جنگ دوم و ظهور جنگ رسانه ای:
      در خلال جنگ جهانی دوم دولت وقت آمریکا به منظور  توجیح حقانیت شرکت سربازان ایالات متحده آمریکا در جنگ، تولید یک سری مستند سینمایی را سفارش میدهد. هدف دیگر از تولید این مجموعه اقناع افکار عمومی آمریکا برای جذب پشتیبانی مردمی حین جنگ بود.
      فرانک کاپرا کارگردان بیشتر قسمت های این مجموعه، که خود مجذوب و مبهوت پروپگاندای سینمایی آلمان نازی بود خود را در چالش با فیلم "پیروزی اراده ها"1935 Triumph of the Will ، ساخته هنری رینفشتال میدید و فیلم خود را پاسخی به آن میدانست. چالش جدی تری که این مجموعه به دنبال جواب به آن بود؛ متقاعد سازی ملتی که افکار "ضد دخالتگری" را دنبال میکردند به دخالت در جنگ و همپیمانی با شوروی بود. کاپرا و دیگر کارگردانان فیلم های پروپگاندای "محور متحدین" که طی یک دوره 20 سال ساخته شده بودند را بررسی کردند و از محتوای آن به منظور بازتعریف و ترویج دلایل اتحاد مورد نظر خود استفاده کردند.
      ویرایش اولیه فیلم توسط ویلیام هورنبک انجام شد با این وجود برخی از بخش های فیلم مجددا تحت نظارت بخش جنگ دولت آمریکا ویرایش شد. استودیو دیزنی کار ساخت انیمیشن بر عهده گرفت. در متحرک سازی نقشه های مناطق تحت اشغال برای متحدین از رنگ سیاه استفاده شد.
      فرانک کاپرا به فاصله کوتاهی از حمله ژاپن به پرل هاربر انتخاب شد. وی مستقیما تحت نظر فرمانده ستاد(رئیس ستاد ارتش) جورج سی. مارشال، بالاترین رده فرماندهی ارتش و کسی که بعدها طرح مارشال به اجرا گذاشت و برنده جایزه صلح نوبل گشت، مشغول به کار شد. مارشال دریافت که سپاه سیگنال ارتش "Signal Corps" توانایی کافی برای تولید"فیلم  حاوی اطلاعات حساس و هدفمند برای نیروها" را ندارد. یک سرهنگ در مورد اهمیت این فیلم های جدید به کاپرا چنین میگوید:
      کاپرا حین ملاقات با مارشال و دریافت ایده:
      کاپرا، من میخوام با تو به یک برنامه برای ساختن سریال مستند با اطلاعات واقعی برسم، این کار برای اولین بار در تاریخ ما اتفاق میفته. میخواد توضیح بده چرا پسرای ما تو ارتش هستند،چرا ما میجنگیم و با چه اصولی میجنگیم... شما این فرصت عظیم رو برای مشارکت و خدمت به کشورت و به آزادی داری. متوجه هستی ؟
       
       
      مقابله با فیلم های پروپگاندای دشمن
      به نقل از کاپرا، پیروزی اراده ها هیچ تیری شلیک نمیکند، هیچ بمبی نمی اندازد. اما بعنوان یک سلاح روانی اراده های مقاومت را منهدم میکند مرگ آوری یکسانی دارد". کاپرا در ابتدای اشتغال خود چنین بیانه داشته هست و دشواری را بدین شکل بیان میکنند:
           
      خلق یک ایده قدرتمند:
      کاپرا ابتدا تمرکز خود را بر یک "ایده اساسی و قدرتمند" معطوف کرد، ایده ای که میتواند بسط یافته به سمت سایر ایده های مرتبط تکامل یابد. مهمترین ایده ای که همه ذهن کاپرا را به خود مشغول کرده بود:
      در نهایت ایده مورد نظرش را به شکل طرح کرد"اجازه دهید دشمن به سربازان ما عظمت وقیحانه وجودش و صلاحیت ما را ثابت کند". نیت اش این بود که سخنرانی ها، فیلم ها و مقالات روزنامه ای دشمن را به لیستی از اقدامات خصمانه دشمن ترجمه کند. ایده را با سایر  افسرانی که به استخدام گرفته است چنین عرضه میکند:
      پس از گذشت یه هفته، تلاش های بسیار و ناامیدی ها، کاپرا موفق به دستیابی به آرشیو فوق امنیتی موجود در تاسیسات دولتی میشود، البته با روش های غیر معمولی و فراسازمانی:
      شرح قسمت های مستند:
       پیش درآمدی بر جنگ (1942؛ 51 دقیقه و 35 ثانیه)(برنده جایزه اسکار بهترین فیلم مستند) این قسمت ابتدا به تعریف و شناسایی تفاوت ها بین دو دولت دمکراتیک و فاشیستی میپردازد، سپس به فتح منچوری توسط ژاپن و فتح اتیوپی توسط ایتالیا. کاپرا این قسمت را چنین توصیف میکند: " نمایش یک تصویر کلی از دو دنیا؛ برده و آزاد، ظهور تمامیت خواهی نظامی از فتوحات ژاپن در منچوری و موسولینی در اتیوپی. Prelude to War  ضربه نازی ها (1943، 40 دقیقه و 20 ثانیه) به پوشش جغرافیای سیاسی نازیسم و فتح اتریش، چک و اسلواکی و لهستان میپردازد. توصیف کاپرا چنین است:" هیتلر قیام میکند، دیکتاتوری نازی بر آلمان تحمیل میشود. رژه ورود سربازان به راینلند و اتریش. تهدید جنگ چاره ای جز تقدیم چک اسلواکی باقی نمیگذارد. آرامش طلبان چاره ای جز تسلیم ندارد. هیتلر لهستان را اشغال میکند. پرده تراژدی قرن جنگ جهانی دوم برافراشته میشود.The Nazis Strike   تفرقه بینداز و حکومت کن (1943، 56 دقیقه) در مورد اردوی بنلوکس و سقوط فرانسه. از دید کاپرا: " هیتلر دانمارک و نروژ را اشغال میکند، خط ماژینو را دور میزن و ارتش بریتانیا را به دریای شمال میکشاند، تسلیم به فرانسه تحمیل میشود. Divide and Conquer نبرد بریتانیا (1943، 51 دقیقه و 30 ثانیه) این قسمت پیروزی بریتانیا بر علیه لوفت وافه ترسیم میکند. چکیده کاپرا: " نمایش شجاعت و دفاع پیروزمندانه نیروی هوایی سلطنتی، زخم خورده اما شکست نخورده، بریتانیایی ها تنها کسانی هستند که بر علیه نازی ها میجنگند. The Battle of Britain نبرد روسیه(1943، 76 دقیقه و 7 ثانیه) بخش 1 و 2، نمایش یک تاریخ دفاعی از روسیه و نبرد روسیه بر علیه آلمان. چکیده کاپرا: " تاریخ روسیه، مردم، ابعاد جغرافیایی، منابع، جنگ ها، دست و پنجه کشنده با ارتش نازی ها در دروازه موسکو و لنینگراد. استالینگراد نازی ها از چرخ گوشت. The battle of Russia  نبرد چین (1944، 62دقیقه و 16 ثانیه) نمایش خصومت طلبی ژاپنی ها، کشتار نانجینگ و تلاش های چینی ها مانند ساختن راه برمه و نبرد چانگشا. چکیده کاپرا: " خدایان جنگ ژاپن تمام تلاش خود را برای فتح چین انجام میدهند، زمانی که ژاپن موفق شود، از قدرت انسانی چین برای فتح کل آسیا استفاده خواهد کرد" The Battle of China جنگ به آمریکا می آید(1945، 64 دقیقه و 20 ثانیه) نشان میدهد که چگونه مسیر تحولات تجاوزات محور متحدین به سمت مردم انزوا طلب آمریکا پیش خواهد رفت. چکیده کاپرا:" سرو کارمان چیست؟ چه کنیم؟ چرا؟ کجا؟ بر سر چه؟ و چگونه ایالات متحده آمریکا قدیمی ترین جمهوری دمکراتیک میتواند زیر قانون اساسی اصلی خود باقی بماند. اما قلب فیلم از عمق و با همه احساساتی که آمریکایی ها در واکنش به اوضاع وخامت بار در اروپا و آسیا پر میشود. چگونه احساسات ما به آرامی از بی تفاوتی به تعهد کامل  تغییر خواهد کرد، همانگونه که از دست رفتن آزادی در هر جای دیگر دنیا آزادی ما در آمریکا را به خطر می اندازد". این قسمت آخر از سری چرا میجنگیم همچنان یکی از پر جلوه ترین فیلم های تاریخی ساخته شده در آمریکاست. War Comes to America
       
        
       
       
       
      انتخاب فیلم به عنوان واسطی برای ارائه اطلاعات جنگ
      بعد از جنگ دوم روش های بدست آوردن پشتیبانی از نیروها و مردم احتیاج به تغییر داشت. انجام سخرانی برای جذب سرباز و افکار عمومی دیگر اثر بخش نبود. فیلم به عنوان یک واسط برای اقناع فکری سربازان و توضیح برای علت جنگیدن ضروری به نظر میرسید. همانطور که کاتلین جرمن میگوید، " این برای اولین بار بود که تلاشی با ابعاد وسیع برای نفوذ در عقاید ارتش آمریکا بوسیله فیلم صورت میگرفت".  فیلم همچنین به این دلیل انتخاب شده بود که میتوانست هم دیدگان و هم گوش ها را همزمان بکار گیرد. بر رادیو و نشریات برتری کامل داشت. کاپرا گرچه هیچ سابقه ای در ساختن مستند نداشت، اما به این دلیل انتخاب شده بود که به ایده آل های آمریکایی تعهد داشت و برخی فیلم های شاخص وی در آن زمان شهرت بسیاری پیدا کرده بودند. او برای فهم قلب و روح مخاطبان آمریکایی تلاش میکرد. زمانی که فیلم کامل شد، از آن با عنوان "لمس (اثر) کاپرا" یاد شد.
      هنگامی که مونتاژ نهایی فیلم تکمیل شد، جذابیت اثر کاپرا روشن شد، کاپرا توانسته بود با تکیه بر توانایی ویراست فیلم(ادیت) یک فیلم موفق در ابعاد فیلم های هالیوودی خویش بسازد. فکر کاپرا تصور میکرد اگر فیلم های پروپگاندای دشمن را مجدد مونتاژ کند و بر روی آن گفتمان خویش را قرار دهد، خواهد توانست سیرت واقعی آنان را به نمایش بگذارد. او با این کار به جنگ و دلایل آن معنی بخشید.
      از میانه چنین ادیت دقیق و حسابگرانه ای، فیلم به مقایسه و بیان تفاوت ها بین نیروهای شیطانی و ایالات متحده و ارزش های سنتی اش می پردازد. کاپرا تفاوت ها را بخوبی بزرگ کرده بود و نشان داد که بین آمریکا و دشمنانش چه خواهد گذشت و چه بر سر ارزش های آمریکایی خواهد آمد اگر "ما" به جنگ نرویم.  این یک جنگ بین متحدین و متفقین نبود، جنگی بین خیر و شر بود. برای قضاوت در مورد اتحاد غرب(متفقین) با شوروی این مجموعه اطلاعات بسیاری را حذف کرده تا شبهاتی که میتوانست "بچه مثبت" بودن جایگاه شوروی زیر سوال ببرد، نظیر اشغال بالتیک و جنگ زمستانی دیده نشود. اما پیمان عدم تجاوز مولوتوف–ریبنتروپ (استالین-هیتلر) و اشغال لهستان به دست شوروی را به نمایش میگذارد.
      سریال مستند چرا میجنگیم به بزرگترین ابزار ارائه اطلاعات در مورد متحدین به دولت آمریکا در خلال جنگ جهانی دوم بدل گشت. ژنرال سورلز مدیر روابط عمومی وزارت جنگ، به دنبال نمایش این فیلم خواهان ساختن چنین فیلم هایی در مورد نیروهای مسلح و نمایش عمومی آن شد. وی هنگامی که روزولت برای اولین بار قسمت اول فیلم(پیش درآمدی بر جنگ) فیلم را مشاهده کرد به هدف خویش رسید. روزولت مشاهده عمومی فیلم را بسیار مهم ارزیابی کرد و دستور داد که در مکان های نمایش عمومی در معرض دید مردم قرار گیرد. این امر به دلیل جنبه اقناع کنندگی بالای فیلم مخالفانی نیز داشت، لول ملت(Lowell Mellett) هماهنگ کننده رسانه ای روزولت این فیلم را خطرناک میدانست و بر نگران بود که نمایش عمومی آن میتواند باعث وحشت و حساسیت عمومی شود.دست کم 54 میلیون نفر این مجموعه را دیدند و مطالعات برای بررسی اثربخشی فیلم نیز انجام شد. بااین وجود  مطالعات نتایج مشخصی نشان نمیداد و همچنان اثربخشی فیلم مورد سوال است.
       

       
      پس از جنگ
      پیش درآمدی به جنگ و نبرد چین به دفعات به یادمان تاناکا (Tanaka Memorial) اشاره میکنند، و برای تحریک آمریکایی ها آنرا بدیلی از نبرد من(Mein Kampf) برای ژاپنی ها معرفی میکنند. اصالت این بحث برای سالها نقل محافل تاریخی قرار گرفته است و تا امروز همچنان بر روی آن بحث میشود. با این حال در سالهای 1930 و دهه40 اصالت این نقشه مقبولیت و پذیرش عمومی داشت چرا که اقدامات ژاپن به آن بسیار نزدیک بود.
      یادمان تاناکا برنامه راهبردی ای منسوب به تاناکا جیچی نخست وزیر ژاپن 1927 بود که بصورت گسترده در دوران حمله ژاپن به چین بر روی آن بحث میشد و در بسیاری از کتب به آن اشاره شده بود، ژاپنی ها این یادمان را صحیح نمیدانند و آنرا پروپگاندایی حساب شده بر علیه ژاپن می دانند، گزیده ای این یادمان تاناکا :
      برای فتح جهان باید آسیا را تسخیر کرد برای فتح آسیا باید چین را تسخیر کرد و برای فتح چین ابتدا باید مغولستان و منچوری را به تسخیر کرد وقتی موفق به فتح چین شدیم، کشورهای دریای جنوب تسلیم ما خواهند شد سپس دنیا باید بداند که کل شرق آسیا برای ماست.
       

       
      کاپرا در حال دریافت مدال از ژنرال جورج سی مارشال
       
      نگاهی به تئوری های ارتباطی در دوره جنگ دوم
       
      نظریه تزریق
      (که همچنین به عنوان نظریه کمربند انتقال یا گلوله جادویی نیز شناخته می‌شود) یک نظریه در ارتباطات است برای انتقال پیام که به صورت مستقیم از فرستنده به گیرنده متقل می‌شود. این مدل در سال ۱۹۳۰ داده شده و امروز تا حد زیادی منسوخ شده است. اما امروزه از این مدل برای تحلیل‌های داده‌های بزرگ ارتباطاتی استفاده می‌شود و به عنوان احیا کننده نظریه‌های مدرن شناخته می‌شود.
      مفهوم
      نظریه تزریقی یا گلوله جادویی نشان دهنده اثرات مستقیمی است که رسانه‌ها بر روی مخاطبان می‌گذراند. این نوع نظریه در تبلیغات نازی‌ها در دهه ۱۹۴۰ کارایی داشت. این نظریه به عنوان یک تئوری گرافیکی فرض می‌شود که پیام رسانه‌ها را نیک گلوله شلیک شده از تفنگ رسانه می‌داند که به بیننده برخورد می‌کند. این نشان دهنده این است که پیام رسانه‌ها مستقیم به مخاطب تزریق می‌شود و مخاطبان کاملاً منفعل هستند که نمی‌توانند از تأثیر رسانه‌ها فرار کنند.
      عمده پروپگاندای جنگ جهانی دوم در دوره قدرت رسانه های یک طرفه مثل رادیو، سینما را میتوان مبتنی بر تئوری تزریق دانست، اخبار همانند گلوله ای که شلیک شود، اذهان را در مینوردد،  هر آنچه به او (مخاطب) بگوییم میپذیرد. در آن زمان مخاطب در برابر اخبار یک سویه دولتی به دلایلی چون نداشتن اطلاعات دست اول، عدم دسترسی به منابع دیگر(منابع دیگر تنها رادیو های دشمن بودند) و سطح سواد رسانه ای بسیار پایین، منفعل به نظر میرسیدند، این نظریه بعدها توسط تئوری جریان دو مرحله ای ارتباطات به چالش کشیده میشود.
       
      جریان دومرحله‌ای
      از سال ۱۹۳۸ تحقیقاتی ارتباطی جهش میکند، جنگ دوم معروفترین حادثه‌ای است که نظریه گلوله جادویی معرفی کرد. اما در همین ایام پل لازارسفلد به تحقیقاتی که دربارهٔ انتخابات مردم آمریکا انجام داداین نظریه را رد میکند. لازارسفلد و همکارانش با تحقیقاتی که در انتخابات سال ۱۹۴۰ که میان فرانکلین و روزولت برگزار شد انجام دادند، مشخص کردند که رسانه‌ها تأثیر آنچنانی و گلوله‌ای روی مردم ندارند. طی تحقیقات این نتیجه حاصل شد که پیام‌ها به صورت دومرحله‌ای روی مخاطبان تأثیر می‌گذارد، لازارسفلد فهمید که اکثریت مردم از روی فاکتور اقناعی چون "ترس" در کمپین روزولت باقی نماندند، در عوض رسانه‌های فردی (ارتباطات میان فردی) تاثیرگذاری بیشتری بر روی مخاطبان داشته است. جریان دومرحله‌ای ارتباطات فرض می‌کند که ایده رسانه‌های جمعی به رهبران افکار می‌رسد و سپس این رهبران آن را به مردم منتقل می‌کنند. آنها معتقدند که پیام رسانه‌ها از این طریق به مردم انتقال داده می‌شود. رهبران افکار، انسان‌هایی با فهم هستند که محتوای رسان‌ها در دسترس آنها قرار دارد و آنها پس از تجزیه و تحلیل این پیام‌ها، آن را در اختیار مخاطبان قرار می‌دهد؛ بنابراین جریان دو مرحله‌ای ارتباطات نشان میدهد که رسانه‌ها به صورت مستقیم تأثیر ندارند بلکه از طریق اتصال میان فردی تأثیر می‌گذارند.
      نمود هایی از این جریان دو مرحله ای ارتباط، بعدها در تلویزیون با بکارگیری کارشناس تلویزیونی، افراد متخصص و شخصیت های معروف در تلویزیون برای القای موضوعات و مسائل به مخاطبان بهره گیری های بسیار شد و تا کنون همچنان ادامه دارد.
       
      احتمالا ادامه دارد.
      منابع:
      https://en.wikipedia.org/wiki/Hypodermic_needle_model
      https://en.wikipedia.org/wiki/Why_We_Fight
       
      با تشکر از @remo برای انتقال فیلم ها به آپارات:
       
       
       
       


         
       

         

         

       
      ...
       
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.