daria

مقايسه ي پدافند هوايي عراق و ويتنام شمالي

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

[quote]به عنوان آخرين نمونه بد نيست بدانيم كه خلبانان امريكايي موارد متعددي از پرواز شبانه ي هواپيماهاي عراقي با چراغ هاي روشن را گزارش كرده اند.[/quote]

:lol: :mrgreen: :lol:

بی خود نیست که به جنگ های خلیج فارس 1 و 2 فیلم سینمایی میگن!

من موندم چرا نیروی هوایی ما زمان جنگ تمام هواپیماهای عراقی رو بر روی زمین نابود نکرد؟(البته یه چند باری منجمله حمله به اچ 3 این کارو کرد ولی مقطعی بود)

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[color=darkblue]سلام
بالاخره رسيديم به ويتنام :[/color]
[color=indigo]
سيستم پدافند هوايي ويتنام شمالي[/color]

[color=blue]سرمايه انساني ويتنام شمالي [/color]
[color=darkblue]سرمايه انساني ويتنام شمالي به مراتب كم تر از سرمايه انساني عراق در جنگ با ايران و عمليات طوفان صحرا بود. اواسط دهه ي 1960 نرخ سواد در اين كشور نزديك به پنجاه درصد برآورد شده بود، به رغم تلاشي كه براي ارتقاي سطوح آموزشي در دهه ي 1950 آغاز گرديده بود. فقط تحصيلات بعضي از كارگران صنعتي بيش از پنج كلاس بود. كم تر از شصت درصد مديران معمولي و متوسط توانسته بودند فقط تحصيلاتي معادل با كلاس هفتم را به پايان برسانند. عدم آشنايي مديران شركت هاي تعاوني كشاورزي با دانش رياضي (حساب) تا حدي بود كه گفته مي شد بعضي از آنها حتي قادر به انجام امور ساده دفترداري هم نبودند/
البته بخش كشاورزي ويتنام شمالي با بكارگيري 4/78 درصد از نيروي كار موجود، در مقايسه با عراق نقش مهم تري در اقتصاد اين كشور داشت. بخش صنايع سبك اين كشور با استخدام 8/6 درصد از نيروي كار به طور عمده با فلزكاري، توليدات سيمان و محصولات نساجي و ساخت كالاهاي مصرفي در ارتباط بود. كليه موارد مذكور جزِ صنايعي با فناوري و مهارت پايين محسوب مي شدند. اوايل دهه ي 1960 اين كشور با كمك اتحاد جماهير شوروي و چين اقدام به توليد آهن، فولاد، كود شيميايي و حشره كش كرد؛ هرچند كيفيت پايين و ساخت نامرغوب اين محصولات موجب اعتراض جمع كثيري از مصرف كنندگان گرديد/
از تعداد وسايل نقليه موتوري موجود در ويتنام شمالي در دهه ي 1960 آماري در دست نيست. با اين حال، در اواخر سال 1976 تعداد وسايل نقليه موجود در كل ويتنام 4/0 به ازاي هر يكصد نفر بود. بي شك آمار وسايل نقليه ي ويتنام شمالي در جنگ دوم هندوچين (Second Indochina war) از رقم مذكور نيز كم تر بوده است. بديهي است كه اين رقم بسيار پايين تر از تعداد وسايل نقليه عراق در دهه ي 1980 مي باشد/[/color]

[color=blue]روابط نظامي- غيرنظامي[/color]
[color=darkblue]خطر كودتا در عراق همواره روابط نظامي- غيرنظامي اين كشور را تحت تاثير قرار داده است، در حالي كه تاريخچه ي سي ساله ي ويتنام شمالي حاكي از آن است كه هيچ گونه تلاش نظامي براي انجام كودتا صورت نگرفته است. برعكس، رهبران غيرنظامي و ارتش با اتكا به يك ايدئولوژي مشترك، نبردي انقلابي را پي گرفتند كه در آن ارتش به خواست خود نقشي فرعي (ولي مهم) را عهده دار بود. در نتيجه، رژيم غيرنظامي بي آنكه با خطر براندازي از سوي ارتش مواجه باشد مي توانست آزادي عمل لازم را براي توسعه ي تخصص و بكارگيري موثر سيستم پدافند هوايي در اختيار ارتش قرار دهد/[/color]

[color=blue]عدم پاكسازي[/color]
[color=darkblue]محسوس ترين وجه تمايز بين روابط نظامي- غيرنظامي ويتنام شمالي و عراق، پاكسازي بسيار اندك در ارتش ويتنام است. <ثبات> از جمله ويژگي هاي بارز رهبران ارشد نظامي در ارتش خلق ويتنام (PAVN) محسوب مي شود. پيشينه ي سي ساله ي اين كشور بين سال هاي 1975-1945 هيچ گونه سابقه ي اعدام سياسي نداشته و فقط تعداد اندكي از افسران ارتش ويتنام شمالي پاكسازي شده اند. در واقع از شش افسري، كه در آن زمان به درجه ي ژنرالي (بالاترين درجه ي در ارتش خلق ويتنام) ارتقا يافتند،پنج نفر تا اواخر دهه ي 1980 يا در خدمت ارتش بوده و يا از نفوذ چشمگيري برخوردار بوده اند و همگي به استثناي يك نفر جزِ رهبران ارشد دهه ي 1940 به حساب مي آمدند/ [/color]

[color=blue]ترفيع بر اساس شايستگي[/color]
[color=darkblue]در ارتش خلق ويتنام (PAVN) به جاي وفاداري شخصي به رژيم حاكم بايد از بروز استعداد و توانايي ها به عنوان مهم ترين معيار ترفيع نام برد. براي مثال، در سال 1976 موسسه ي رَند(RAND) مطالعه يي در مورد 51 تن از افسران ارتش خلق ويتنام كه اغلب درجات يكساني داشتند انجام داد. نتيجه ي اين بررسي حاكي است كه دو عامل مهم و تعيين كننده در ارتقاي شغلي عبارتند از شركت در جنگ و سوابق مديريتي. وجه اشتراك افسران ارشد اين بود كه همه ي آنها ارتقاي درجه ي خود را بر اساس موفقيت هاي زمان جنگ به دست آورده بودند/ [/color]

[color=blue]محدوديت مراقبت هاي سياسي [/color]
[color=darkblue]وزارت كشور جمهوري دموكراتيك ويتنام (DRV) همانند ساير نظام هاي كمونيستي، اداره ي سيستم امنيت داخلي را عهده دار است. با اين حال، تعداد موسسات امنيتي ويتنام شمالي در مقايسه با عراق كم تر بوده و نظارت شديدي بر ارتش ندارند. حتي نيروي امنيتي ارتش خلق كه مهم ترين نهاد امنيتي محسوب مي شود نيز اساسا به منظور مقابله با مخالفت غيرنظاميان داخلي تشكيل شده و نظارتي بر ارتش ندارد. با آنكه ماموران سياسي <ارتش خلق ويتنام> در سطح يگان و حتي دسته هاي ارتش به مشاغلي منصوب شده بودند، اما وظيفه ي آنان جاسوسي بر عليه افسران و به نفع رژيم نبود، بلكه عمده ترين وظيفه ي آنها ترغيب افراد به هشياري سياسي بيشتر و سازماندهي غيرنظاميان در مناطق جنگي بود/ [/color]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[color=darkblue]سلام[/color]

[color=blue]اتحاد فرماندهي[/color]
[color=darkblue]كليه سازمان هاي نظاميِ ويتنام شمالي از نظر فرماندهي تحت سلسله مراتب واحدي قرار داشتند. حتي مدير كل سياسي كه تشكيلات ماموران سياسي را اداره مي كرد نيز تحت امر فرماندهي عالي <ارتش خلق ويتنام> بود. بسياري از افسران ارشد، بيشتر دوران خدمت خود را با جابه جايي بين مشاغل نظامي و سياسي گذراندند و بدين ترتيب موجب كاهش تفاوت و تمايز ميان دو سازمان شدند. حتي در ميادين جنگ نيز افسران سياسي تحت امر همتاي نظامي خود بودند/
شبه نظاميان محلي و منطقه يي كه تنها نيروهاي شبه نظامي دولت محسوب مي شدند نيز تحت امر <ارتش خلق ويتنام> بودند. افسران <ارتش خلق> اغلب در عالي ترين مراكز فرماندهي اين نيروها (در سطح ايالتي براي نيروهاي منطقه يي و در سطح شهرستاني براي نيروهاي محلي) به مشاغلي گمارده شده اند كه امروز نيز در راس كار مي باشند. نيروهاي مذكور طي <جنگ هاي اول و دوم هندوچين> بااستراتژي نظامي خاصي كه رهبري ارشد <ارتش خلق ويتنام> اتخاذ كرده بود كاملا متحد شده بودند/[/color]

[color=blue]اتحاد نخبگان سياسي و نظامي[/color]
[color=darkblue]در ويتنام شمالي رهبران نظامي و غيرنظامي از نظر نقش و وظايف تفاوت محسوسي نداشتند. براي مثال، اواسط دهه ي 1960 حداقل 26 درصد از اعضاي كميته ي مركزي پليتبورو(Politburo Central Committee) را افسران نظامي تشكيل مي دادند. قبل از اين كميته ي مركزي، تدوين سياست نظامي به عهده ي كميته ي مركزي احزاب نظامي بود كه اعضاي آن نيمي نظامي و نيمي غيرنظامي بودند. ارتش همچنين نقش عمده يي در شوراي دفاع ملي داشت به نحوي كه امراي ارتش چهار مورد از نه منصب موجود را در اختيار داشتند. اين شورا سازماني بود كه بسيج و سازماندهي منابع جامعه در راستاي اهداف دفاع ملي را به عهده داشت. تأ كيد ويتنام شمالي بر تصميم گيري مشترك، در واقع بر اهميت و برابري نقش رهبران نظامي و غيرنظامي شوراهاي مذكور صحه مي گذارد. نهايت اينكه، مقامات ارشد نظامي اغلب به طور همزمان عهده دار مشاغل گوناگون نظامي و غيرنظامي بودند. براي نمونه، در جنگ دوم هندوچين، ژنرال وُنگوين جياپ (General Vo Nguyen Giap) همزمان مشاغل ذيل را عهده دار بود: عضويت در كميته ي مركزي <پليتبورو>، معاون نخست وزير، جانشين رياست شوراي دفاع ملي، رييس كميته ي مركزي احزاب نظامي، وزير دفاع و فرماندهي كل <ارتش خلق ويتنام>/ [/color]

[color=blue]آموزش نظاميِ غيرسياسي و استفاده از مستشاران خارجي[/color]
[color=darkblue]رهبران سياسي ويتنام شمالي شديدا از پيشرفت و توسعه ي مهارت هاي تخصصي نظامي حمايت مي كردند. نشريات تخصصي نظامي نيز به طور عمده به مباحث و انتقال مهارت هاي نظامي مورد نظر مي پرداختند. <ارتش خلق ويتنام>، به ويژه در زمينه ي دفاع هوايي، سوابق مفصلي از چگونگي حملات گذشته ي امريكا در اختيار داشته و تاكتيك هاي دفاع هوايي مورد استفاده در گذشته را به دقت مورد بررسي قرار داده بود. پيش از سال 1958 و با تاسيس دانشكده هاي نظامي نيز تلاش هاي فراواني براي ارتقاي مهارت هاي تخصصي افسران ارتش به عمل آمده بود/
بهره گيري از دوره هاي آموزشي خارج از كشور نيز كاملا متداول بود. تا پايان جنگ دوم هندوچين، كليه ي آموزش هاي عالي نظامي افسران ارتش خلق ويتنام در اتحاد جماهير شوروي، چين و اروپاي شرقي انجام مي شد. آموزش هاي مقدماتي خلبانان اين ارتش نيز در اتحاد جماهير شوروي انجام مي گرديد و مرحله ي نهايي اين آموزش در چين صورت مي پذيرفت/
ارتش خلق ويتنام از حضور گسترده ي مستشاران و پشتيباني فني خارجي نيز بهره مي گرفت. بزرگ ترين كشور حامي ويتنام در زمينه ي اعزام مستشاران فني، خدمه ي تعمير و نگهداري و گروه هاي آموزشي اتحاد جماهير شوروي بود. چين هم در زمينه ي اعزام مستشاران فني و نيروهاي پشتيباني، حامي ديگري محسوب مي شد. از اكتبر سال 1965 تا مارس 1968 بالغ بر 300 هزار نفر چيني به ويتنام شمالي اعزام شدند كه از اين تعداد نزديك به 170 هزار نفر به طور ثابت در اين كشور به سر مي بردند. اغلب اين افراد در زمينه ي احداث خطوط راه آهن، در مسير هانوي شمالي (Hanoi North) تا مرز چين فعاليت داشتند. البته تعدادي از اين افراد چيني نيز به عنوان خدمه ي سايت هاي موشكي سطح به هوا(SAM) و توپخانه ي ضدهوايي (AAA) مستقر در امتداد خطوط راه آهن مشغول به كار شده بودند. در همين راستا نزديك به 3 هزار نفر مستشار فني روسي نيز در بخش هاي سيستم پدافند هواييِ ويتنام شمالي اشتغال داشتند/
با اين حال، بايد گفت سيستم پدافند هوايي عملا در اختيار مجريان ويتنامي آن بود. براي مثال، مستشاران خارجي فقط مجاز بودند كاركنان ويتنامي را آموزش داده و در تغييرات عمده و اساسي به آنها كمك نمايند. در حقيقت ورود مستشاران خارجي به سايت هاي موشكي فعال ممنوع بود. فقط در صورتي كه مقامات ويتنامي ناچار به استفاده از مشورت خارجيان بودند چنين اجازه يي صادر مي شد. بااين حال <ارتش خلق ويتنام>، به دفعات راهكارهاي خود را به ويژه در مسايل تاكتيكي و تكنولوژيكي بر توصيه هاي خارجي ارجح مي دانست/
در نهايت، افسران ارتش خلق ويتنام به منظور كسب تخصص هاي واقعي در كار، اغلب مدت مديدي در همان شغل ابقا مي شدند. براي مثال، ژنرال <جياپ> بالغ بر سي وپنج سال عهده دار بالاترين شغل <ارتش خلق ويتنام> بود و نيروهاي مسلح شمال (و بعدها ويتنام متحد) را بين سال هاي 1980-1944 فرماندهي مي كرد. فرماندهان لشكرهاي ارتش نيز به همين ترتيب عمل مي كردند: براي مثال، لي ترونگ تان (Le Trong Tan) بين سال هاي 1953-1949 لشكر 312 و بين سال هاي 1955-1953 لشكر 320 را فرماندهي مي كرد. به طور كلي اغلب افسراني كه طي جنگ دوم هندوچين به جنوب اعزام شده بودند، همانجا باقي مي ماندند، مگر آنكه به منظور ديدارهاي خاص و ارايه گزارش از وضعيت جنگ به هانوي مي آمدند. در حقيقت آن قدر آنجا مي ماندند كه يا كشته مي شدند و يا اينكه جنگ پايان مي يافت/[/color]

[color=blue]بكارگيري فناوري [/color]
[color=darkblue]<ارتش خلق ويتنام> به رغم سرمايه انساني محدود، در جنگ دوم هندوچين توانست به نحو موثري از سيستم پدافند هوايي خود استفاده كند. به علاوه، اين سيستم در كم تر از دو سال نصب، راه اندازي و عملياتي شده بود. در ژوئن سال 1964 پدافند هوايي ويتنام شمالي از پانصد لوله توپ ضدهوايي، تعدادي هواپيماي <15> از كار افتاده و تعدادي رادار قديمي تشكيل شده بود. با اين حال، تا ماه اوت 1966 اين تشكيلات به سيستم جديد، پيشرفته و كاملا منسجمي تبديل شد. براي مثال، اواسط سال 1967 بالغ بر 270 دستگاه رادار كنترل و مراقبت در سراسر ويتنام شمالي وجود داشت كه از آن جمله مي توان به پيشرفته ترين مدل روسي (سيستم فن سانگ -(Fan Song اشاره كرد. نزديك به 200 سكوي پرتاب موشك 2SA- مورد استفاده قرار مي گرفت و آمار توپخانه ي ضدهوايي ويتنام شمالي به 4000 تا 7000 قبضه توپ افزايش يافته بود. كاليبر آنها بين 37 تا 100 ميلي متر متغير بود. گفتني است كه توپ هاي يكصد ميلي متري از ويژگي كنترل راداري برخوردار بودند. نيروي هوايي <ارتش خلق ويتنام> بالغ بر يكصد فروند هواپيماي رهگيري (ميگ (MIG- در اختيار داشت كه هواپيماي پيشرفته ي ميگ-21 ساخت شوروي نيز از آن جمله بود. كنترل اين هواپيماي رهگير به طور عمده از طريق سه ايستگاه زمينيِ كنترل رهگيري و تعدادي از پايگاه هايِ تابعه انجام مي شد/[/color]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[color=darkblue]سلام[/color]

[color=blue]انضباط آتش[/color]
[color=darkblue]<ارتش خلق ويتنام> به خوبي از اين فناوري بهره مي گرفت. براي مثال، توپخانه ي ضدهوايي و پايگاه هاي موشكي سطح به هوا(SAM) از انضباط آتش بسيار خوبي برخوردار بودند. آتشبارهاي توپخانه ي ضدهوايي به گونه يي بسيار برنامه ريزي شده تا آخرين لحظه ي ممكن از شليك خودداري كرده و دقيقا در لحظه يي كه هواپيماي دشمن براي ريختن بمب اقدام به شيرجه مي كرد، آتش پرحجم خود را مي گشودند. يكي از روزنامه نگاران فرانسوي كه در سال 1968 طي يكي از حملات هوايي در <هانوي> گرفتار شده بود، در توصيف آتشبارهاي زميني مي گويد: <اين آتشبارها بي آنكه افزايش تدريجي و كندي داشته باشند به سرعت به نقطه ي اوج خود مي رسيدند و تا پايان حملات اين شدت آتش را حفظ مي كردند>. به گفته وي <پس از پايان يافتن حملات، كل آتشبارهاي ويتنام يكباره متوقف مي شدند، درست مثل اينكه رهبر اركستر چوب رهبري خود را يكباره پايين آورده باشد.> هنگامي كه امريكا با موشك هاي ضدرادار خود به پايگاه هاي موشكي سطح به هوا(SAM) در ويتنام شمالي حمله مي كرد، خدمه ي اين پايگاه ها با روشن و خاموش كردن رادارها مانع از رهگيري آنها توسط موشك هاي امريكايي شده و در عين حال پوشش راداري منطقه را نيز حفظ مي كردند/ [/color]


[color=blue]سازگاري تاكتيكي[/color]
[color=darkblue]<ارتش خلق ويتنام> همچنين نشان داد كه قادر است نقاط ضعف دشمن را شناخته و براي مقابله با آن تاكتيك هاي ابداعي را طراحي و اجرا نمايد. براي مثال، در مقابله با هواپيماي امريكايي وايلد ويسل (Wild Weasel) كه از توان مقابله با موشك سطح به هوا(SAM) برخوردار است، ويتنامي ها تاكتيكي اتخاذ كردند كه خلبانان امريكايي آن را تاكتيك آبكش كردن (اشاره به پدافند هوايي مرگبار و برق آسايي ويتنام) مي ناميدند. هنگامي كه هواپيماي وايلد ويسل يك سايت موشكي (SAM) را كشف كرده و به آن حمله مي كرد، بلافاصله سايت مذكور متوقف شده و سايت ديگري فعاليت خود را آغاز مي كرد. در نتيجه سايت موشكي (SAM) جديد توجه هواپيما را جلب مي كند و هواپيما به سرعت در مي يابد كه سايت دوم نيز متوقف شده و سومي فعال شد و اين روند به سرعت ادامه مي يابد. تا اينكه بر خلاف تصور خلبان يكباره هر سه سايت موشكي فعال شده و همزمان از سه موقعيت متفاوت موشك هاي خود را شليك مي كنند. البته ارتش خلق ويتنام با جابجايي مداوم سايت هاي موشكي سطح به هوا(SAM) در واقع كاربرد موثرتري از اين تاكتيك را به تصوير كشيد، زيرا در اين صورت تعيين محل استقرار سايت هاي موشكي پيش از اقدام به حمله، براي جاسوسان امريكايي كار دشواري بود/
ارتش خلق ويتنام همچنين فنوني را براي مقابله با پوشش ضدالكترونيك (ECM) امريكا به كار بست. خاطر نشان مي سازد كه پس از سال 1967 هواپيماهاي امريكايي به تجهيزات ضدالكترونيك مجهز شده بودند. ارتش خلق دريافت كه اين پوشش ها فقط زماني كارايي دارند كه هواپيماهاي حامل آنها به صورت منظم پرواز كنند. براي اجراي چنين تاكتيكي، سايت هاي موشكي ويتنام با بردي طولاني سد آتشي از موشك هاي سطح به هوا ايجاد مي كردند. بدين ترتيب خلبانان امريكايي مجبور مي شدند براي گريز از خطر، آرايش پرواز خود را برهم بزنند و اين امكان به وجود مي آمد كه هر هواپيما با يك فروند موشك سطح به هوا مورد هدف قرار گيرد/
ارتش ويتنام براي مقابله باگيرنده هاي هشدار راداري امريكا گاهي براي فريب هواپيماهاي امريكايي به روشن كردن رادار و شليك يك موشك متوسل مي شد، با اين اميد كه خلبانان امريكايي علايم هشدار آن را دريافت كرده مي گريزند، گريز به سوي منطقه ي محصوري كه مي توان آن را با شليك متوالي سه يا چهار فروند موشك بي صداي سطح به هوا و ايجاد حداقل علايم هشداردهنده ي راداري، پوشش داد/
متصديان رادارهاي ارتش خلق ويتنام براي مقابله با رادارهاي كوركننده ي هوابرد امريكا اقدام به استفاده از فركانس خاصي كردند. براي استفاده از رادار كوركننده ي هواپيماي 1EA- امريكا، متصدي رادار بايد ابتدا فركانس موردنظر را به طور غيرخودكار (دستي) تنظيم كرده و سپس آن را به روي فركانس مورد نظر رادار ارتش خلق منطبق نمايد. در عوض، متصديان رادارهاي ارتش خلق نيز دريافتند كه فركانس هاي راداريِ خود را كه متصديان امريكايي مد نظر دارند، به طور مداوم و مانند بازي استادانه و دقيق <موش و گربه> تغيير دهند، در اين شرايط، زمان كافي براي استفاده از سيستم تسليحاتي نيز وجود خواهد داشت. البته تا سال 1972 ارتش خلق ويتنام به تاكتيك هاي پيشرفته و پيچيده ي بيشتري دست يافته بود. از جمله تاكتيك هايي كه مي توان به آن اشاره كرد، فنون رهگيري امواج كوركننده بود كه در آن كشف موقعيت رادار كوركننده از طريق تجزيه انرژي آزاد شده ي امواج رادار صورت مي گرفت.[/color]

[color=blue]فنون تمرين رزم هوايي[/color]
[color=darkblue]خلبانان ارتش خلق ويتنام كاملا ماهرانه و تهاجمي پرواز مي كردند. براي نمونه، عبارت هايي نظير <نبرد هوايي مهيب> و <تاكتيك هاي تهاجمي خلبان> در گزارش رزم هاي هوايي كه برفراز ويتنام شمالي صورت مي گرفت، همواره ديده مي شد. در واقع عملكرد خوب خلبانان ارتش خلق ويتنام امريكا را تحريك مي كرد تا اصلاحات عمده يي در روش هاي آموزشي خلبانان خود اعمال كند/
با افزايش منابع و تجهيزات هوايي، خلبانان ارتش خلق ويتنام نيز به تاكتيك هاي جديدتري دست يافتند. در اوايل جنگ كه اين ارتش از هواپيماي كافي برخوردار نبود، ماموريت هواپيماهاي رهگيري ارتش خلق به حملات ضربتي و هدف قرار دادن هواپيماهاي آسيب ديده و بدون اسكورت، محدود مي گرديد. همزمان با افزايش تجهيزات، ارتش اين كشور مترصد هماهنگي حملاتي شد كه در آن همزمان از چند هواپيما استفاده مي گرديد. بديهي است استفاده از اين شيوه ي تهاجمي مستلزم برخورداري از تاكتيك هاي جديدتري بود؛ براي مثال، از دو فروند هواپيماي ميگ-21 براي گمراه كردن رادار يك جنگنده اف-4 استفاده مي شد و بدين ترتيب اين امكان براي دو فروند ميگ-21 ديگر فراهم مي شد تا بتوانند بمب افكن ها را مورد حملات شديد خود قرار دهند. راه ديگر اين بود كه هواپيماي ميگ-17 از پايين، هواپيماي امريكايي را مورد حمله قرار دهد تا بدين وسيله از نقطه ضعف هواپيماهاي دشمن نيز استفاده كند و همزمان هواپيماهاي ميگ-21 كه از توانايي بيشتري برخوردارند از بالا اقدام به حمله كنند/[/color]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دریا جان عزیزم دستت خیلی درد نکنه ولی توجه داشته به یک موضوع داشته باش نویسنده این کتاب آمریکایی است و با این کار سعی داره قدرت نیروی هوایی ایران رو زیر سوال ببره! پدافند عراق اینطورهم که این یارو می گه هردم بیل نبود! خودت توجه کن جنگ عراق با ایران و جنگ ویتنام با آمریکا منتهی اومده به طور خیلی حرفه ای بیشتر سمت و سی کتاب رو به سمت ایران برده!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بسیار عالی بود و از خواندن مطلب لذت بردم .
اگر همین مقایسه با عملکرد پدافند خودمان هم در زمان جنگ انجام شود مطلب بسیار جالب تری از کار در خواهد آمد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[color=darkblue]سلام[/color]

[color=blue]هماهنگي عناصر پدافند هوايي[/color]
[color=darkblue]ارتش خلق ويتنام برخلاف عراق در هماهنگي دقيق سيستم هاي متفاوت از توانايي كافي برخوردار بود. براي مثال، براي اينكه هواپيماهاي امريكايي تحريك شوند و در ارتفاع كم، يا به تعبيري، درحوزه ي كمربند استقرار توپخانه ي ضدهوايي پرواز كنند، اين ارتش اغلب از موشك سطح به هوا(SAM) استفاده مي كرد. هواپيماهاي رهگيري نيز غالبا در منطقه يي مورد استفاده قرار مي گرفتند كه تحت پوشش موشكي (SAM) و توپخانه ي ضدهوايي قرار داشت و بدين ترتيب هواپيماهاي امريكايي با خطر جدي تري مواجه بودند. البته به منظور جلوگيري از هدف قرار گرفتن هواپيماهاي خودي لازم بود كه هماهنگي هاي دقيقي صورت گيرد. خلبانان امريكايي در گزارشات خود اغلب مدعي بودند كه بلافاصله پس از ترك منطقه يي كه هواپيماهاي رهگيري ارتش خلق در آن به گشت زني مي پرداختند و رادار سايت هاي موشكي در آن فعال بود، با پرتاب همزمان و انبوه موشك هاي سطح به هوا مواجه مي شدند. با نزديك تر شدن به منطقه ي هدف، هواپيما متوجه سد آتش شديد و متراكم توپخانه ي ضدهوايي و موشك هاي سطح به هوا مي گرديد؛ پس از مشخص شدن منطقه ي هدف و هنگام خروج از حريم آسمان ويتنام شمالي، پرواز هواپيماي ميگ صورت مي گرفت/
عملكرد پدافند هوايي ارتش خلق ويتنام و روابط نظامي- غيرنظامي در ويتنام شمالي
بنابراين مي توان گفت كه ويتنام شمالي در بهره گيري از سيستم دفاع هوايي كاملا ماهرانه عمل نموده و اهم توانايي هاي تكنولوژيكي بالقوه ي خود را به كار گرفته است. تجهيزات ارتش خلق ويتنام با شرايط جغرافيايي و نوع تهديد، سازگاري قابل توجهي داشته است؛ اين ارتش از كاركنان توانمند و منضبطي بهره مند بود؛ سيستم هاي متفاوت از هماهنگي دقيق برخوردار بودند؛ خلبانان اين ارتش نيز همواره نبردهاي تهاجمي و استادانه يي را به نمايش گذاردند. اين توانمندي ها درميزان ضايعات وارد بر امريكا كه يكصد برابر ضايعات عمليات طوفان صحرا بود، عامل مهمي محسوب مي شود/
حال بايد ديد كه توان ارتش خلق ويتنام در بكارگيري فناوري تا چه حد از روابط نظامي- غيرنظامي ويتنام شمالي نشات مي گرفت؟ با آنكه روابط نظامي- غيرنظامي به تنهايي براي استدلال و توجيه موفقيت ارتش خلق كافي نيست، اما يكي از شرايط مهم و موثر آن محسوب مي شود. به تعبيري هيچ گاه خطر كودتاي ارتش خلق اين كشور، دولت ويتنام شمالي را نگران نكرد؛ بنابراين دولت مي توانست آزادي عمل كافي به ارتش بدهد. اين آزادي عمل به نوبه ي خود به ارتش خلق امكان مي داد تا ضمن كسب تخصص و تنظيم آموزش هاي فني سربازان، تاكتيك هاي جديدي براي استفاده از فناوري موجود اتخاذ كند. البته آزادي عمل ارتش به تنهايي نمي تواند متضمن تحقق همه ي اين مراحل باشد، ولي عدم برخورداري از اين آزادي قطعا مانع از تحقق اين پيشرفت هاست. به طور كلي ويتنام شمالي گواه اين است كه بدون وجود موانع، حتي كشوري كه از سرمايه انساني ناچيزي برخوردار است نيز مي تواند راهي براي رسيدن به هدف بيابد/[/color]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سلام.
دریا جان این قسمت آخر بود یا چند قسمت دیگه باقی مونده که بحث رو شروع کنیم؟ :mrgreen:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سلام به همه ي دوستان

[color=blue]عملكرد پدافند هوايي ارتش خلق ويتنام و روابط نظامي- غيرنظامي در ويتنام شمالي[/color]
[color=darkblue]بنابراين مي توان گفت كه ويتنام شمالي در بهره گيري از سيستم دفاع هوايي كاملا ماهرانه عمل نموده و اهم توانايي هاي تكنولوژيكي بالقوه ي خود را به كار گرفته است. تجهيزات ارتش خلق ويتنام با شرايط جغرافيايي و نوع تهديد، سازگاري قابل توجهي داشته است؛ اين ارتش از كاركنان توانمند و منضبطي بهره مند بود؛ سيستم هاي متفاوت از هماهنگي دقيق برخوردار بودند؛ خلبانان اين ارتش نيز همواره نبردهاي تهاجمي و استادانه يي را به نمايش گذاردند. اين توانمندي ها درميزان ضايعات وارد بر امريكا كه يكصد برابر ضايعات عمليات طوفان صحرا بود، عامل مهمي محسوب مي شود/
حال بايد ديد كه توان ارتش خلق ويتنام در بكارگيري فناوري تا چه حد از روابط نظامي- غيرنظامي ويتنام شمالي نشات مي گرفت؟ با آنكه روابط نظامي- غيرنظامي به تنهايي براي استدلال و توجيه موفقيت ارتش خلق كافي نيست، اما يكي از شرايط مهم و موثر آن محسوب مي شود. به تعبيري هيچ گاه خطر كودتاي ارتش خلق اين كشور، دولت ويتنام شمالي را نگران نكرد؛ بنابراين دولت مي توانست آزادي عمل كافي به ارتش بدهد. اين آزادي عمل به نوبه ي خود به ارتش خلق امكان مي داد تا ضمن كسب تخصص و تنظيم آموزش هاي فني سربازان، تاكتيك هاي جديدي براي استفاده از فناوري موجود اتخاذ كند. البته آزادي عمل ارتش به تنهايي نمي تواند متضمن تحقق همه ي اين مراحل باشد، ولي عدم برخورداري از اين آزادي قطعا مانع از تحقق اين پيشرفت هاست. به طور كلي ويتنام شمالي گواه اين است كه بدون وجود موانع، حتي كشوري كه از سرمايه انساني ناچيزي برخوردار است نيز مي تواند راهي براي رسيدن به هدف بيابد/[/color]
[color=indigo]آثار و نتايج[/color]
[color=darkblue]ويتنام شمالي و عراق از بعضي جوانبِ حايز اهميت، شبيه يكديگرند. براي مثال سيستم پدافند هوايي ويتنام در سال هاي 1972- 1965 و سيستم پدافند هوايي عراق در سال هاي 1991-1980، هر دو از فناوري پيشرفته ي منطبق بر استانداردهاي جهاني برخوردار بوده اند. در حالي كه اين دو كشور در مقايسه با كشورهاي پيشرفته تر از سرمايه انساني به نسبت محدودي برخوردارند/
از طرفي روابط نظامي- غيرنظامي اين دو كشور كاملا متفاوت بود. تاريخچه ي عراق حاكي است كه اين كشور در كم تر از سي وپنج سال گذشته، دوازده كودتاي موفقيت آميز نظامي به خود ديده است و نتيجه ي آن سيستم مراقبتي شديدي است كه تا سال 1991 نظارت جدي بر ارتش را عهده دار بود. بر عكس، در ويتنام شمالي، ارتش اساسا مشروعيت دولت غيرنظامي را پذيرفته و در ارزش ها و اهداف اوليه دولت شريك است. نتيجه ي اين مشاركت، رابطه يي با حداقل تضادهاست/
بنابراين در دو كشور مذكور كه سيستم پدافند هوايي آنها از فناوري پيشرفته يي بهره مند بود، با آنكه سرمايه انساني تقريبا يكسان بود ولي روابط نظامي- غيرنظامي كاملا متفاوت بود. در صورتي كه سرمايه انساني عامل موثري در كاربرد فناوري محسوب شود، سيستم هاي پدافند هوايي اين دو كشور بايد بسيار ضعيف عمل مي كردند و اگر روابط نظامي- غيرنظامي با اهميت فرض شود انتظار عملكرد موثرتر سيستم دفاع هوايي ويتنام شمالي نبايد دور از انتظار باشد. البته در عمل، مورد دوم مصداق حقيقي داشت. در حالي كه ارتش خلق ويتنام مهارت قابل توجهي در كاربرد سيستم پيشرفته ي دفاع هوايي از خود به نمايش گذارد، عراق عملكرد ضعيفي در اين زمينه داشت. ضعف عراق هم در مقابله بانيروي هوايي پيشرفته ي امريكايي مشهود بود و هم در جنگ با ايران كه علاوه بر مشكلات فراوان از تجهيزات قابل توجهي نيز برخودار نبود. در نتيجه مي توان گفت حداقل در بعضي شرايط ممكن است روابط نظامي- غيرنظامي بيش از سرمايه انساني در تعيين مهارت تكنولوژيك كشورهاي در حال توسعه موثر باشد/
با توجه به موارد مذكور مي توان سه نكته را استنباط كرد:
1 - هر قدر مسايل آسيب شناختي موجود در يك نظام (مانند نوع روابط نظامي- غيرنظامي در عراق) بيشتر باشد به همان ميزان ضعف موجود در كنترل صادرات تسليحات به جهان سوم براي كشورهاي كنترل كننده ي صادرات اين تسليحات كم تر مشكل آفرين خواهد بود. براي مثال، شايد عراق بتواند با وجود تحريم سازمان ملل دوباره بر قدرت تسليحاتي خود بيفزايد اما اين امر بي گمان تاثير چنداني در توانايي نظامي واقعي اين كشور نخواهد داشت. به تعبيري عامل بازدارنده و موثر در عملكرد نظامي عراق را نه در تسليحات اين كشور بلكه در شخص صدام، ساختار زيربنايي حكومت، رهبري و افسران ارتش وي بايد جستجو كرد/
2- مطالعه و بررسي موارد مذكور حاكي از آن است كه با توجه به زمينه هاي جذب فناوري، همسان تلقي كردن كشورهاي جهان سوم اشتباه فاحشي است. با آنكه اغلب كشورهاي در حال توسعه به طور مشابه از سرمايه انساني ناچيزي برخوردارند ولي روابط نظامي- غيرنظامي آنهامتفاوت است. اگر روابط نظامي- غيرنظامي در افزايش توان نيروهاي مسلح براي استفاده از فناوري تا اين اندازه با اهميت است، مي توان گفت بسياري از كشورهاي در حال توسعه در بهره گيري از فناوري پيشرفته نسبت به عراق برترند/
3- فناوري هاي مورد استفاده نيز تفاوت هاي قابل توجهي با يكديگر دارند. فناوري هاي پدافند هوايي (و يا نبرد زميني) از تعداد كثيري سيستم جداگانه تشكيل شده است كه براي مثال حساسيت آنها نسبت به تاثير آسيب شناختي روابط نظامي- غيرنظامي معيوب به مراتب بيش از حساسيت موشك هاي بالستيك به اين گونه روابط است (اين تفاوت حساسيت به اين دليل است كه سيستم موشك هاي بالستيك از اجزاي كم تري تشكيل شده و استفاده از آن به هماهنگي چندان گسترده يي نياز ندارد). بنابراين تفاوت ميان فناوري هاي مورد نظر نيز بايد مدنظر قرار گيرد، با اين حال بررسي دقيق اين تفاوت ها مستلزم آن است كه مساله ي جذب فناوري به مراتب گسترده تر و دقيق تر از حد بحث هاي فعلي مطرح شود/
در خاتمه بايد گفت بر اساس نتايج مذكور احتمال دارد در آينده يي نزديك موازنه ي قدرت نظامي جهان دستخوش تغيير و تحول شود. همزمان با افزايش اهميت كاربرد فناوري در جنگ ها، توان استفاده از فناوري مذكور در ارزيابي توان واقعي نيروهاي مسلح معيار مهمي محسوب مي شود. در نتيجه مي توان گفت اهميت كاربرد فناوري تا حدي است كه بكارگيري سيستم هاي متعدد، متنوع و مجزا، رفته رفته به عنوان يكي از ملزومات جنگ مطرح مي شود. بنابراين اهميت فزاينده ي كاربرد فناوري به نوعي نشانگر ايجاد تحول در توانايي نظامي است. البته كشورهايي كه روابط نظامي- غيرنظامي جنجالي و مشكل آفريني دارند از اين توانايي نظامي فاصله مي گيرند. در مقايسه، كشورهايي كه از روابط سالم تري برخوردارند به توانايي نظامي بالاتري دست مي يابند. اين تغيير (توانايي نظامي بالا براي كشورهاي داراي روابط نظامي- غيرنظامي سالم) حتي به رغم تكثير چشمگير فناوري تسليحات پيشرفته نيز ممكن است محقق گردد. با در نظر گرفتن رقابت فزاينده يي كه در آينده در عرصه ي فناوري نظامي بروز خواهد كرد. به نظر مي رسد بهترين سلاحي كه هر كشوري مي تواند از آن بهره مند شود، برخورداري از روابط نظامي- غيرنظامي سالم است/ [/color]
----------------------------------------------------------------------------------------------------
[quote]دریا جان این قسمت آخر بود یا چند قسمت دیگه باقی مونده که بحث رو شروع کنیم؟[/quote]
[color=darkblue]اين قسمت آخر بود.منتظر بودم برگردي بعد قسمت آخرو بذارم
9 8 7 6 5 4 3 2 1 0 بحثو شروع كنيد [/color]
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
[quote]دریا جان عزیزم دستت خیلی درد نکنه ولی توجه داشته به یک موضوع داشته باش نویسنده این کتاب آمریکایی است و با این کار سعی داره قدرت نیروی هوایی ایران رو زیر سوال ببره! پدافند عراق اینطورهم که این یارو می گه هردم بیل نبود! خودت توجه کن جنگ عراق با ایران و جنگ ویتنام با آمریکا منتهی اومده به طور خیلی حرفه ای بیشتر سمت و سی کتاب رو به سمت ایران برده![/quote]
[color=darkblue]سلام بر ليچي لوچ (بر وزن لاكي لوك)
باور كن من بي تقصيرم love_struck . ضمن اين كه فكر كنم تو قسمتاي ديگه ي كتاب به اندازه ي كافي به حساب ما ريده باشه كه اين بخش توش گم باشه[/color]
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
[quote]بسیار عالی بود و از خواندن مطلب لذت بردم .
اگر همین مقایسه با عملکرد پدافند خودمان هم در زمان جنگ انجام شود مطلب بسیار جالب تری از کار در خواهد آمد.[/quote]
[color=darkblue]اين ديگه كار شماهاست[/color]
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
[color=darkblue]از بقيه ي دوستان هم ممنونم :mrgreen:[/color]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.