Mohebbi

Members
  • تعداد محتوا

    206
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    1

Mohebbi آخرین امتیاز شما در روز 17 تیر 1402

Mohebbi شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

808 نشان لیاقت

1 دنبال کننده

درباره Mohebbi

  • رتبه حساب کاربری
    گروهبان دوم

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمیشود.

  1. سلام صرف نظر از حماقت و خباثت اسرائیلی ها، نکته ای که سال هاست (از زمان شهادت سردار سلیمانی تا کنون) به آن کمتر پرداخته می شود، عدم رعایت اصول ابتدایی حفاظت اطلاعات از سوی سپاه است. بسیار واضحه وقتی در کنار گوش آمریکایی ها و اسرائیلی ها فعالیت می کنند، رعایت مسایل امنیتی، حرکت گمنام و حفاظت شده بسیار مهم تر از حالت عادی است. سنت شهادت و ثواب آن برای شهیدان مقدس است و جانفشانی باعث افتخار اما واقعیت اینه که این خبرها، تا حدی نقاط ضعف نظامیان و دستگاه دیپلماتیک ما رو بیشتر مشخص می کند. مسئولین مرتبط کی متنبه می شوند، خدا عالمه! توجه کنید که اسرائیلی ها چقدر اطلاعات کامل داشته اند که (1) به صورت دقیق به ساختمان کنار سفارت حمله کرده اند (2) فقط نظامیان مورد هدف قرار گرفته اند - شهید شده اند (3) مسئول مستقیم در سوریه و لبنان رو به شهادت رسانده اند. یعنی اشراف کامل به مکان و زمان داشته اند. این یعنی فاجعه اطلاعاتی.
  2. در شامگاه 23 فوریه، نیروی هوایی اوکراین روز جمعه مدعی شد که یک هواپیمای روسی را در نزدیکی دریای سیاه سرنگون کرده است. اطلاعات دفاعی اوکراین در بیانیه ای که در ایکس منتشر شد، اعلام کرد که یک هواپیمای دیگر روسی A-50U بر فراز دریای آزوف سرنگون شد. نیروی هوایی A-50U را که یک نسخه جدید روسی از این هواپیما بود که توسط روسیه برای شناسایی، کنترل و هدایت راداری دوربرد برای حملات به اوکراین با استفاده از موشک های هوانوردی استراتژیک استفاده می شود، منهدم کرد. این حمله حدود ساعت 8 شب رخ داد. به وقت محلی در منطقه کانفسکی. فیلم از منطقه تایید کرد که لاشه یک هواپیما در نزدیکی روستای Trudovaya ارمنستان سقوط کرده است. مقامات محلی تایید کردند که یک هواپیما در منطقه سقوط کرده است. بر اثر این حادثه آتش سوزی در نزدیکی روستا رخ داد. به هیچ تاسیسات غیرنظامی آسیب نرسیده است. از تلفات غیرنظامیان جلوگیری شد. نوع هواپیما به طور رسمی فاش نشده است. فیلم‌های بیشتری که توسط ساکنان محلی فیلم‌برداری شده است نشان می‌دهد که هواپیما توسط یک موشک ساقط شده است و خدمه تمام تلاش خود را برای جلوگیری از حمله و شلیک شعله‌های حرارتی انجام داده‌اند. بر اساس گزارش ها، ارتش روسیه 13 هواپیمای A-50 و 8 A-50U و همچنین چندین هواپیمای A-50 در انبار دارد. اینها ماشین‌های بسیار ارزشمندی هستند که به ارتش روسیه اجازه می‌دهند اهداف را در فواصل دور شناسایی کنند و به سیستم‌های دفاع هوایی دوربرد مانند اس-400 و جنگنده‌های دارای موشک‌های دوربرد تعیین هدف می‌دهند. برخی منابع روس ادعا می کنند که بر اثر اتش خودی این هواپیما نابود شده و منابع اوکرانی ادعا می کنند که بر اثر یک تیر موشک اس-200 اوکراینی هدف قرار گرفته است. هر دو تحلیل فاجعه است!!! منابع: https://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=&esrc=s&source=web&cd=&cad=rja&uact=8&ved=2ahUKEwi7k5azlcSEAxVEgP0HHddyA5wQFnoECCMQAQ&url=https%3A%2F%2Fwww.twz.com%2Fair%2Fanother-one-of-russias-prized-a-50-radar-planes-shot-down-ukraine-claims&usg=AOvVaw0TOTiZDjdqLE5X1Q3Yi4io&opi=89978449 https://southfront.press/breaking-another-a-50-shot-down-in-russian-rear-region/ https://www.aa.com.tr/en/russia-ukraine-war/ukraine-claims-to-have-shot-down-russian-aewc-aircraft-a-50-near-black-sea/3146309
  3. سلام - فکر کنم اگر کمکی از سمت کره شمالی به روسیه برسه باید از سمت خشکی باشه.
  4. کلیپی از تیراندازی به شاهد متن توسط علی صمدزاده: همچون شاهد، علیرغم چالش ها، مخاطرات، سنگ اندازی ها و سختی ها به مسیرت برای رسیدن به هدف ادامه بده. https://www.aparat.com/v/YKkRu در این کلیپ نگه داشتن نورافکن روی پهباد، خیلی جالب بود!!! هر چه تلاش کردند که با شلیک مستقیم بزننش نشد!
  5. دم خروس یا قسم حضرت عباس ؟! 1- ایران و جمهوری آذربایجان سند همکاری نظامی و دفاعی امضا کردند به گزارش مشرق از سفارت جمهوری اسلامی ایران در باکو، سرتیپ محمد احدی معاون همکاری‌های بین المللی ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران روز شنبه در صدر یک هیات بلندپایه نظامی برای برگزاری سومین دور کمیسیون مشترک همکاری‌های دفاعی و نظامی ایران و جمهوری آذربایجان به باکو سفر کرد و با ژنرال ذاکر حسن اف وزیر دفاع، حکمت حاجی یف دستیار رئیس جمهور و شاهین مصطفی یف معاون نخست وزیر جمهوری آذربایجان دیدار و در خصوص توسعه و تعمیق روابط دو جانبه بویژه در حوزه‌های دفاعی و نظامی و برخی مسائل منطقه ای و بین المللی گفتگو و تبادل نظر کرد. لینک: https://www.mashreghnews.ir/news/1525673/ایران-و-جمهوری-آذربایجان-سند-همکاری-نظامی-و-دفاعی-امضا-کردند 2- کنعانی: آذربایجان به ما پیام داده که قصدی برای حمله نظامی ندارند ناصر کنعانی سخنگوی وزارت خارجه: مقامات ارمنستان به احتمال درگیری جدید از سوی جمهوری آذربایجان اظهار نگرانی کردند اما مقامات جمهوری آذربایجان به ما پیام دادند که قصدی برای حمله نظامی ندارند. لینک : https://www.mashreghnews.ir/news/1525544/فیلم-کنعانی-آذربایجان-به-ما-پیام-داده-که-قصدی-برای-حمله-نظامی 3- تمرین حمله به دشمن فرضی خلبانان نیروی هوایی جمهوری آذربایجان وزارت دفاع جمهوری آذربایجان در بحبوحه تنش با ارمنستان از تمرین خلبانان این کشور در حمله به اهداف دشمن فرضی و انجام انواع مانور خبر داد. https://www.mashreghnews.ir/news/1525626/تمرین-حمله-به-دشمن-فرضی-خلبانان-نیروی-هوایی-جمهوری-آذربایجان
  6. کلیپی از عملیات گروه های شناسایی ارتش روسیه در پشت خطوط نبرد در داخل اوکراین جنگ زشت و نفرت انگیز است. به امید پایان روزهای نفرت انگیز بشریت. هرچند که نه جانب روسیه را می گیرم و نه اوکراین، اما یکی از مواردی که جای خالی از ابتدای نبرد تا الان را داشت، همین عملیات های شناسایی و کمین در داخل منطقه اوکراین بود. به احتمال بسیار زیاد، واحدهای شناسایی و تجسس ارتش روسیه فعالیت هایی را انجام داده اند اما اولین بار است که این عملیات ها مشاهده می کنم.
  7. به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری تسنیم، تصاویری از حضور جنگنده آموزشی یاک 130 (Yak-130) در ایران منتشر شده که نشان می‌دهد این هواپیما تحویل نیروی هوایی ارتش شده است. فیلم تاکسی این هواپیما در فضای مجازی پخش شده است https://www.aparat.com/v/VZnEd
  8. سلام. یعنی این همه سرمایه گذاری در تولید هواپیمای کوثر، شفق، صاعقه و .... بر باد رفته؟!
  9. سلام و وقت بخیر ممنون بابت تحلیلتون. فرمودید: "تاکتیک حمله: یک تیم تانک اصلی میدان نبرد در پیشانی حمله قرار دارند . در پشت سر آنها یک تیم نفر بر مسلح. و در انتها یک تیم سیستم سلاح دید و تیر غیر مستقیم به عنوان از میان برنده تهدیدات فرای افق دید و تیر تیم تانک پیش رونده عمل می کنند. تا با از میان برداشتن تهدیداتی مثل تیم های شکار زرهی یا استحکامات مسیر پیشروی تیم زرهی تسهیل شود. " دانش من در مورد نبرد زرهی محدود و کمه. به نظر من این روش در نگاه اول به ذهن تبادر میکنه. امکانش هست روش های نبرد ترکیبی (استفاده از چند رسته) رو هم ذکر کنید تا بتوانیم مقایسه انجام بدیم؟
  10. آیا ناتو می تواند در جنگ متعارف علیه روسیه پیروز شود؟ نوشته شده توسط دراگو بوسنیک، تحلیلگر مستقل ژئوپلیتیک و نظامی (توضیحات مترجم: نویسنده این مقاله تحلیل گر دارای مقالاتی با گرایش حمایت از روسیه است! همه مندرجات این مقاله مورد تایید اینجانب نیست. عکس های اپلود شده توسط مترجم می باشد و در متن اصلی موجود نیست) در دهه‌های اخیر، یکی از عبارت های متداول این بود که روسیه در یک جنگ متعارف با ناتو شکست خواهد خورد. و با این حال، این تصور عملاً به واقع نپیوست، حتی در دهه‌ی فاجعه‌بار 1990 (اوج مشکلات اقتصادی روسیه). امروزه، این موضوع دیگر نمی تواند به واقعیت بپیوندند. از اوایل دهه 2000، مسکو شاهد تجدید حیات چشمگیر قدرت نظامی قابل توجه خود بوده است، روندی که هنوز به اوج خود نرسیده است. ایالات متحده در تلاش است تا از برنامه تسلیح مجدد روسیه جلوگیری کند تا حداقل مانع از رشد مداوم قدرت روسیه شود. این اصل، یک اولویت برای پنتاگون بوده است، به طوری که اوکراین را به رویارویی انتحاری با کرملین سوق داد تا روسیه را از مسیر خود خارج کند. این موضوع را حتی لوید جی آستین، وزیر دفاع ایالات متحده در اواخر آوریل 2022 به طور علنی بیان کرد، زمانی که گفت "ما می خواهیم روسیه را ضعیف ببینیم". همزمان، ارتش روسیه به عنوان ظاهراً "کم کار" معرفی می شود. خوب، اگر اینطور است، پس چرا آمریکا نیاز به «تضعیف روسیه» دارد؟ این نوع ژیمناستیک ذهنی در واشنگتن دی سی کاملاً متداول است، زیرا نخبگان سیاسی آن اغلب ناخواسته غیرمنطقی بودن ادعاهای خود را آشکار می کنند. این بیانیه بیش از یک سال پیش بیان شد، اما از آن زمان، نه تنها پنتاگون در نیت خود برای تضعیف مسکو به شدت شکست خورده است، بلکه ارتش روسیه در واقع قدرت خود را افزایش داده است. بهبودهای مختلف از افزایش استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین تا کاهش شدید زمان واکنش به تهدیدات میدان نبرد، که منجر به تشدید تلفات رژیم کیف می‌شود، را شامل می‌شود (مترجم: البته افزایش درس عبرت ارتش روسیه رو قبول دارم اما به نظر می رسد ارتش روسیه با مشکلات عدیده ای مانند نیروی انسانی و زرهی مواجه است). دلایل متعددی برای تسلط ارتش روسیه بر میدان نبرد وجود دارد که با تشدید حملات نظامی بی‌اهمیت به اهداف غیرنظامی در داخل روسیه یا حداقل «حمله‌های تبلیغاتی» برای اهداف تبلیغاتی، بیشتر تقویت می‌شود. با این حال، این سؤال را باقی می گذارد که ارتش روسیه واقعاً در یک درگیری متعارف با ناتو چگونه عمل می کند. برای پاسخ به آن، از سرهنگ داگلاس مک گرگور و آخرین مصاحبه او با تاکر کارلسون نقل می کنیم. من فکر می‌کنم تمام عبارت هایی که بیش از یک سال و نیم در مورد «اوکراینی‌ها پیروز هستند»، «آرمان اوکراین عادلانه است»، «روس‌ها شرور هستند»، «روس‌ها بی‌کفایت هستند» گفته می‌شود، دروغ است. مک گرگور گفت: «اوکراین در حال فروپاشی است، زیرا آنچه در میدان جنگ اتفاق می افتد وحشتناک است. اکنون فکر می کنیم اوکراینی ها 400000 مرد را در جنگ از دست داده اند. ما چند ماه پیش در مورد 300-350 هزار صحبت می کردیم. در آخرین ماه از این ضد حمله فرضی که قرار بود میدان نبرد را جارو کند، آنها حداقل 40000 کشته از دست دادند (مترجم: تصور من اینه که ارتش روسیه هم باید زودتر کاری بکند تا از فروپاشی نجات یابد. فراموش نکنیم که یک نیروی شورشی مانند واگنر در در راه رسیدن به کرملین بود که اگر توافقات پشت پرده نبود معلوم نبود مسکو در چه وضعیتی بود). برآورد تلفات نظامی به دلیل عوامل متعدد، از جمله تلاش رژیم کی یف برای پنهان کردن خسارات فاجعه بار قابل بحث است. با این حال، کمترین برآورد در حال حاضر بیش از 250000 KIA (کشته شده در عمل) است. تصورنسبت WIA/MIA (مجروح/مفقود شده در عمل) را اگر تصور کنیم بسیار وحشتناک خواهد بود. اما مک‌گرگور ارزیابی تقریبی از آن نیز ارائه کرد، و تخمین زد که ضدحمله اوکراین که بسیار تبلیغ برای آن شده شده منجر به «40000 تا 50000 قطع عضو اوکراینی» شد و «بیمارستان‌ها پر هستند». وی همچنین خاطرنشان کرد که به دلیل تعداد زیاد مجروحانی که به سادگی نمی توان آنها را تخلیه کرد، کل واحدهای عملیاتی تسلیم می شوند. سربازان عادی اوکراینی می‌دانند که ارتش روسیه با آنها منصفانه رفتار خواهد کرد، کاری که حکومت نئونازی که آنها را به مرگ حتمی فرستاد، نه می‌تواند انجام دهد و نه به آن اهمیت می‌دهد. حتی با واحدهای روس‌هراسی نازی که در ماریوپل و جاهای دیگر دستگیر شده‌اند، بر خلاف اسرای جنگی روسی که مورد شکنجه وحشیانه و اعدام‌های سرپایی قرار گرفته‌اند، رفتاری انسانی شده است. با این حال، مهمتر از آن، مک گرگور به موضوع رویارویی مستقیم بین مسکو و ناتو اشاره کرد. بر اساس ارزیابی وی، ائتلاف متخاصم به سادگی برای جنگ با روسیه آماده نیست. او در مورد کاهش مستمر نظم و آمادگی در ناتو هشدار داد که تا حد زیادی به دلیل تغییرات ایدئولوژیکی است که در دهه‌های اخیر ارتش‌های غربی را فراگرفته است. مک گرگور همچنین بر تفاوت غیرقابل مقایسه بین ارتش روسیه و مخالفانی که ایالات متحده در جنگ های بی شماری با آن ها جنگیدند، تأکید کرد. روسیه امروز قوی تر از 30 یا 40 سال گذشته است. مک گرگور گفت: «شما یک نهاد نظامی روسی دارید که اکنون قدرتمندتر و توانمندتر از ارتش روسیه در اواسط دهه 1980 است. آنها اولین کسانی بودند که در دهه 1970 به اهمیت ارتباط اطلاعات، نظارت، شناسایی [ISR] در فضا، و همچنین در زمین و دریا با سلاح های ضربتی پی بردند. وی ادامه می دهد که مسکو چند نوع تسلیحات دوربرد از جمله توپخانه معمولی و موشکی و همچنین موشک های مافوق صوت، بالستیک و کروز دارد (مترجم: ظاهرا تعداد این تجهیزات و موشک ها در به نقطه حداقل خود رسیده اند). به نوبه خود، اینها به سیستم ISR بهبود یافته روسیه متصل می شوند و قابلیت حمله تقریباً آنی را فراهم می کنند. مک گرگور همچنین هشدار داد که نفرت و خصومتی که غرب سیاسی همچنان نسبت به مردم روسیه نشان می دهد، آنها را قانع کرده است و در نتیجه عزم خود را برای مبارزه نه تنها با حکومت نئونازی، بلکه با خود ناتو نیز رقم زده است. دلیل اینکه این یک چشم‌انداز خطرناک برای ائتلاف متخاصم است این است که عملاً نمی‌تواند با ارتش روسیه برابری کند، زیرا همانطور که مک گرگور به کارلسون گفت: «مخالفان احتمالی [ایالات متحده/ناتو] روی قابلیت‌های بسیار متفاوتی سرمایه‌گذاری می‌کنند». او به میزان گسترش بیش از حد ارتش ایالات متحده اشاره کرد و این تصور را تقویت کرد که آمریکا واقعاً در یک کشش بیش از حد امپراتوری قرار دارد. نیروهای این کشور بسیار آسیب پذیر هستند، به ویژه به دلیل اینکه پنتاگون سال هاست از دفاع هوایی و موشکی تاکتیکی غفلت کرده است، که در صورت رویارویی با یک حریف جدی از راه دور منجر به خسارات فاجعه بار خواهد شد. مک گرگور همچنین هشدار داد که اگر فشار بر روسیه فروکش نکند، جنگ به ناچار به خود ایالات متحده خواهد رسید. وی سپس اظهار داشت که آخرین حملات دقیق در مرز با رومانی، لهستان و مولداوی، از جمله با موشک های مافوق صوت، پیام بسیار روشنی برای آمریکا/ناتو است (مترجم: من اطلاعی ندارم از این حملات). او ارزیابی کرد که قدرت نظامی متعارف آمریکا با دو یا سه دهه پیش غیرقابل مقایسه است و جنگ با کشوری مانند روسیه تجربه ناخوشایندی خواهد بود. مک گرگور تاکید می کند که جنگ هرگز از یک تلاش صنعتی متوقف نشد و ایالات متحده تا حد زیادی توانایی خود را برای حفظ آن نادیده گرفته است. در پایان مصاحبه، کارلسون ویدئویی از مایکل جان سیریلو ( اکنون خود را به عنوان سارا اشتون-سیریلو ) پخش کرد (مترجم: وی مردی است که تغییر جنسیت داده و فعال رسانه ای و سخنگوی نیروهای افراطی در اوکراین شده است). سخنگوی آمریکایی الاصل نیروهای نئونازی، مدام به صورت طوطی وار تبلیغاتی را در مورد "دیکتاتور خونخوار کرملین" پخش می کند. این سخنان خبر از عدم سلامت روان وی دارد. به قول تاکر کارلسون، «مردی با سینه‌های تقلبی»، قبلاً مردم روسیه را «فروانسان» خوانده است. به گفته مک گرگور، دقیقاً افرادی مانند سیریلو بخشی از مسئله ای هستند که ایالات متحده و اکثر نظامیان غربی دیگر دارند. او مصاحبه را با رد اتهامات سیریلو به پایان رساند و هشدار داد که تا کنون 60000 کودک اوکراینی به خارج از اوکراین قاچاق شده اند. این در حالی است که تعداد بیشماری از دختران و زنان به تن فروشی مشغول شده اند که این نکته فاجعه جمعیتی اوکراین را تشدید می کند. مک گرگور همچنین افزود که "این جنگ یک فاجعه است" و "مردمی که در خون غسل می کنند در کیف و واشنگتن هستند، نه مسکو". او همچنین هشدار داد که اروپا (به ویژه آلمان) در حال عبور از صنعتی زدایی سریع است که در نهایت ارتباط ژئوپلیتیکی آن را از بین خواهد برد. برای درک بهتر ادعاهای مک گرگور، باید نظرات منابع نظامی مانند Global Firepower را در نظر بگیریم که مرتباً فهرست قدرتمندترین ارتش های جهان را منتشر می کند. بر اساس رتبه بندی آنها در سال 2023، روسیه درست پس از آمریکا قرار دارد. فرمول آنها فقط قدرت نظامی متعارف را محاسبه می کند، به این معنی که سلاح های کشتار جمعی (WMD) در نظر گرفته نمی شود. شاخص قدرت آمریکا 0.0712، روسیه 0.0714 و چین 0.0722 است. (مترجم: https://www.globalfirepower.com/countries-listing.php) بر اساس فرمول آنها، هر چه این تعداد کمتر باشد، کشور قدرتمندتر است. ایالات متحده، روسیه و چین تنها کشورهایی هستند که شاخص قدرت کمتر از 0.1 دارند. با توجه به اینکه قدرت نظامی متعارف روسیه تقریباً با قدرت نظامی آمریکا یکسان است، این در نهایت تمام تبلیغات خنده‌دار درباره «بورکینافاسو با سلاح‌های هسته‌ای» را منتفی می‌کند (مترجم: این عبارت و توییتی است برای تحقیر روسیه). با این حال، با توجه به بزرگی ناسازگاری در هزینه‌های نظامی اسمی بین دو ابرقدرت، واضح است که روسیه برای پول خود وزن بزرگ‌تری به دست می‌آورد بنابراین، با توجه به انسجام اجتماعی احیاگر، اقتصاد بزرگتر و قوی تر، وضعیت استراتژیک بازنگری شده، برنامه تسلیح مجدد تقریباً بی رقیب، و همچنین عملکرد آن در اوکراین، چشم انداز روسیه در برابر ناتو به طور فزاینده ای مثبت به نظر می رسد (مترجم: در مورد اقتصاد بزرگ تر و قوی تر تردید دارم!) . همه اینها حتی بدون در نظر گرفتن زرادخانه حرارتی هسته‌ای دوم مسکو یا توانایی آن در انجام حملات متعارف استراتژیک است، توانایی‌ای که ایالات متحده برای دهه‌ها بی‌اساس از آن می‌بالید، اما هرگز نتوانست واقعاً به آن دست یابد. (مترجم: به نظر من البته روسیه در مواجه با ناتو از نظر جنگ های متعارف بسیار پایین تر است. ناتو مجموعه کشورهایی هستند که روسیه را محاصره کرده اند و البته می توانند در یک جنگ کلاسیک آن را شکست دهند. جنگ اوکراین ضعف های ارتش کلاسیک روسیه را به خوبی نمایان کرد و نشان داد که روسیه در جنگ متعارف با کشوری مانند اوکراین بیش از یک و نیم سال است که درگیر است چه برسد به اعضای ناتو! شاید پس از جنگ روسیه به بازسازی، نوسازی و نوآرایی نیروهای خود بپردازد اما اکنون به طور قطع تاب تقابل با کل ناتو را ندارد).
  11. سلام. فعلا اظهار نظر در مورد مردن یا نمردن پریگوژن زوده، اما چیزی که معلومه و البته مهمه پایان عمر سیاسی و نظامی وی هست هرچند که ممکنه الان زنده باشه و در گوشه ای از دنیا به ادامه زندگی خودش بپردازه. شبیه این گونه مرگ ها رو می شه در مورد هیتلر، اسامه بن لادن، ملا عمر، ابوبکر بغدادی، صدام حسین (شاید) پیدا کرد. شخصیت ها و مهره هایی که پس از مدتی کاراریی خودشون رو از دست دادند (یا ماموریتشون به پایان رسیده یا مانند پریگوژن در حین اعتماد خیانت کردند) و به پاس خدماتشون به ارباب ها یا رعایت جایگاهشون در گذشته و یا اطلاعات و نفوذشون در بین جامعه، خبر مرگ یا کشته شدنشون اعلام می شه اما جسدی از اون ها موجود نیست. خدا عالمه - والعاقبه للمتقین
  12. 1- زلنسکی: امروز مطمئنم که روسیه شکست می‌خورد منبع: Euro-news همزمان با اعلام پیشروی نیروهای اوکراینی، ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین روز دوشنبه و یک روز پس از آن که کشورهای دانمارک و هلند وعده دادند جنگنده‌های اف-۱۶ را به اوکراین اهدا خواهند کرد در مقابل جمعیت زیادی در کپنهاگ گفت: «امروز مطمئن هستیم که روسیه در این جنگ شکست خواهد خورد.» < هیچی نگم بهتره > 2- کی‌یف: اسرائیل اخراج اوکراینی‌ها را متوقف نکند مرزها را به روی زائران یهودی به شهر «اومان» می‌بندیم منبع: Euro-news اوکراین تهدید کرد که اگر دولت اسرائیل دست از اخراج شهروندان اوکراینی برندارد، این کشور نیز در آستانه سال نو یهودیان، مرزهای خود را به روی زائران اسرائیلی به شهر اومان خواهد بست. ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهوری اوکراین روز جمعه در خصوص روند صدور روادید برای اوکراینی‌هایی که قصد ورود به اسرائیل را دارند، به این کشور هشدار داد. زلنسکی در بیانیه هفتگی خود خطاب به مردم اوکراین که در وب‌سایت رسمی نهاد ریاست‌جمهوری این کشور منتشر شد، آورده است: «از گزارش‌های گارد مرزی، وزارت امور خارجه و وزارت اطلاعات در مورد رفتار با شهروندانمان (مهاجرانی که در کشورهای مختلف هستند) و در مورد روند ویزا مطلع شدم. مواردی وجود دارد که شهروندان اوکراین در واقعیت در مورد ویزا با آن مواجه هستند. به مدیران مسئول دستورات درخور داده شده است. حقوق شهروندان اوکراینی باید تضمین شود.» یِوگِن کورنیچوک، سفیر اوکراین در اسرائیل، با توضیح بیشتر در خصوص اظهارات آقای زلنسکی، ادعا کرد که بیانیه او خطاب به اسرائیل است. کورنیچوک گفت: «دولت اوکراین تحقیر شهروندان خود را به هنگام ورود به اسرائیل تحمل نخواهد کرد. [اگر به همین منوال باشد] ما موافقتنامه‌های دوجانبه در مورد لغو روادید خود را مطابق بند ۷ توافقنامه متوقف خواهیم کرد. این گزینه روی میز دولت ما قرار دارد.».وی افزود: «با عقل جور در نمی‌آید که علی‌رغم خطر امنیتی بالا و تلاش لجستیکی عظیم، مجبور باشیم از ده‌ها هزار اسرائیلی در شهر اومان میزبانی کنیم، اما در عین حال، دولت اسرائیل از شهروندان ما که در چارچوب معاهده بین دو کشور به اسرائیل می‌آیند سوء استفاده کند.» این جنجال هفته گذشته در پی انتشار گزارش‌هایی مبنی بر عدم دسترسی پناهجویان اوکراینی به خدمات بهداشتی به دلیل انقضای مدت بیمه درمانی آن‌ها در اسرائیل شکل گرفت. اوکراینی‌هایی که پس از شروع درگیری با روسیه در حدود یک سال و نیم پیش، به اسرائیل وارد شدند. جایگاه شهر «اومان» اوکراین در بین یهودیان شهر اومان، در ۲۰۰ کیلومتری جنوب کی‌یف، پایتخت اوکراین واقع است و معمولا هزاران زائر برای مراسم سال نو یهودیان به آنجا سفر می‌کنند. علیرغم هشدارهای صادره، سال گذشته بیش از ۲۰ هزار اسرائیلی برای جشن «روش هشانا» به محل دفن خاخام «نحمانِ بریسلوف»، بنیانگذار جنبش حسیدی سفر کردند.
  13. سلام و وقت بخیر چطور میشه هم هدایت فروسرخ داشته باشه و هم لیزری؟ به تعبیر دیگه اندازه این موشک برای تجمیع دو نوع هدایتگر به نظر ریاد میشه و البته هزینه اون رو هم افزایش میده. احتمالا در دو نوع و نسخه مختلف ارائه میشه. همچنین احتمالا نسخه لیزری، قابلیت F&F رو نداشته باشه چرا که به نظر میاد با مفهوم هدایت لیزری تطابق نداره.
  14. تاریکی پیش رو: جایی که جنگ اوکراین به آنجا می رود نویسنده : John J. Mearsheimer جان جی. میرشایمر، استاد خدمات ممتاز R. Wendell Harrison در علوم سیاسی در دانشگاه شیکاگو است که از سال 1982 در آنجا تدریس کرده است. آدرس:https://mearsheimer.substack.com/p/the-darkness-ahead-where-the-ukraine این مقاله به بررسی مسیر احتمالی جنگ اوکراین در مسیر آینده می پردازد. من به دو سوال اصلی می پردازم: اول، آیا توافق صلح معنادار ممکن است؟ پاسخ من خیر است. ما اکنون در جنگی هستیم که هر دو طرف - اوکراین و غرب در یک طرف و روسیه از طرف دیگر - یکدیگر را به عنوان یک تهدید وجودی می بینند که باید شکست بخورد. با توجه به اهداف حداکثری در سراسر جهان، دستیابی به یک معاهده صلح قابل اجرا تقریبا غیرممکن است. علاوه بر این، دو طرف اختلافات آشتی ناپذیری در رابطه با سرزمین و روابط اوکراین با غرب دارند. بهترین نتیجه ممکن یک درگیری منجمد است که به راحتی می تواند به یک جنگ داغ تبدیل شود. بدترین نتیجه ممکن یک جنگ هسته ای است که بعید است اما نمی توان آن را رد کرد. دوم اینکه کدام طرف احتمالاً در جنگ پیروز می شود؟ روسیه در نهایت در این جنگ پیروز خواهد شد، اگرچه اوکراین را قاطعانه شکست نخواهد داد. به عبارت دیگر، قرار نیست تمام اوکراین را که برای دستیابی به سه هدف مسکو ضروری است، فتح کند: سرنگونی رژیم، غیرنظامی کردن کشور و قطع روابط امنیتی کیف با غرب. اما در نهایت بخش وسیعی از خاک اوکراین را ضمیمه می‌کند و در عین حال اوکراین را به یک کشور ناکارآمد تبدیل می‌کند. به عبارت دیگر، روسیه یک پیروزی زشت به دست خواهد آورد. قبل از اینکه مستقیماً به این مسائل بپردازم، سه نکته مقدماتی لازم است. برای شروع، من سعی می کنم آینده را پیش بینی کنم، که انجام آن آسان نیست، با توجه به اینکه ما در دنیای نامشخصی زندگی می کنیم. بنابراین، من استدلال نمی کنم که حقیقت را بیان می کنم. در واقع، ممکن است برخی از ادعاهای من اشتباه باشد. علاوه بر این، من نمی گویم آنچه دوست دارم اتفاق بیفتد. من طرفدار یک طرف یا طرف دیگر نیستم. من به سادگی به شما می گویم که فکر می کنم با پیشروی جنگ چه اتفاقی خواهد افتاد. در نهایت، من رفتار روسیه یا اقدامات هیچ یک از کشورهای درگیر در مناقشه را توجیه نمی کنم. من فقط اقدامات آنها را توضیح می دهم. حالا اجازه بدهید به موضوع بپردازم. جایی که ما امروز هستیم - Where We Are Today برای درک اینکه جنگ اوکراین به کجا می‌رود، لازم است ابتدا وضعیت فعلی را ارزیابی کنیم. این مهم است که بدانیم سه بازیگر اصلی - روسیه، اوکراین و غرب - در مورد محیط تهدید خود چگونه فکر می کنند و اهداف خود را تصور می کنند. با این حال، وقتی در مورد غرب صحبت می کنیم، عمدتاً در مورد ایالات متحده صحبت می کنیم، زیرا متحدان اروپایی آن دستورات راهپیمایی خود را در مورد اوکراین از واشنگتن دریافت می کنند. همچنین درک وضعیت کنونی در میدان جنگ ضروری است. اجازه دهید با محیط تهدید روسیه و اهداف آن شروع کنم. محیط تهدید روسیه - Russia’s Threat Environment از آوریل 2008 مشخص بود که رهبران روسیه در سراسر جهان به تلاش‌های غرب برای وارد کردن اوکراین به ناتو و تبدیل آن به یک سنگر غربی در مرزهای روسیه به عنوان یک تهدید وجودی نگاه می‌کنند. در واقع، رئیس‌جمهور پوتین و معاونانش بارها این نکته را در ماه‌های قبل از تهاجم روسیه، زمانی که برای آنها آشکار شد که اوکراین تقریباً یکی از اعضای ناتو است، بیان کردند. از زمان آغاز جنگ در 24 فوریه 2022، غرب با اتخاذ مجموعه جدیدی از اهداف که رهبران روسیه نمی توانند آنها را به شدت تهدیدآمیز تلقی کنند، لایه دیگری به این تهدید وجودی اضافه کرده است. من در ادامه بیشتر در مورد اهداف غرب خواهم گفت، اما در اینجا کافی است بگویم که غرب مصمم است روسیه را شکست دهد و آن را از صفوف قدرت های بزرگ بیرون بیاورد، اگر نه باعث تغییر رژیم یا حتی تجزیه روسیه مانند اتحاد جماهیر شوروی شود. در سال 1991 انجام داد. پوتین در سخنرانی مهمی که در فوریه گذشته (2023) ایراد کرد، تاکید کرد که غرب یک تهدید مرگبار برای روسیه است. او گفت: «در طول سال‌های پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، غرب هرگز از تلاش برای به آتش کشیدن کشورهای پس از شوروی و مهم‌تر از همه، پایان دادن به روسیه به عنوان بزرگترین بخش بازمانده از قلمروهای تاریخی دست برنداشت. آن ها منطقه های مختلف را به تهدید تروریستی و بین المللی تشویق کردند، درگیری های منطقه ای را در امتداد مرزهای ما تحریک کردند، منافع ما را نادیده گرفتند و سعی کردند اقتصاد ما را مهار و سرکوب کنند. وی در ادامه تاکید کرد: «نخبگان غربی هدف خود را که به قول من شکست استراتژیک روسیه است، پنهان نمی‌کنند. این برای ما چه معنایی دارد؟ این بدان معناست که آنها قصد دارند یک بار برای همیشه ما را تمام کنند.» پوتین در ادامه گفت: این یک تهدید وجودی برای کشور ما است. رهبران روسیه نیز رژیم کیف را تهدیدی برای روسیه می‌دانند، نه فقط به این دلیل که متحد نزدیک با غرب است، بلکه به این دلیل که آنها آن را زاده نیروهای فاشیست اوکراینی می‌دانند که در کنار آلمان نازی علیه اتحاد جماهیر شوروی در جهان جنگیدند. اهداف روسیه - Russia’s Goals روسیه باید در این جنگ پیروز شود، زیرا معتقد است که بقای خود را با خطر مواجه می کند. اما پیروزی چگونه است؟ نتیجه ایده آل قبل از شروع جنگ در فوریه 2022 تبدیل اوکراین به یک کشور بی طرف و حل و فصل جنگ داخلی در دونباس بود که دولت اوکراین را در مقابل روس های قومی و روسی زبانان قرار داد که خواهان استقلال بیشتر برای منطقه خود بودند. به نظر می رسد که این اهداف در ماه اول جنگ هنوز واقع بینانه بوده و در واقع اساس مذاکرات استانبول بین کیف و مسکو در مارس 2022 بوده است. اگر روس ها در آن زمان به آن اهداف دست یافته بودند، جنگ فعلی یا جلوگیری می شد یا به سرعت پایان می یافت. اما معامله ای که اهداف روسیه را برآورده کند دیگر در کار نیست. اوکراین و ناتو در آینده قابل پیش‌بینی به هم پیوسته‌اند و هیچ‌یک حاضر به پذیرش بی‌طرفی اوکراین نیستند. علاوه بر این، رژیم در کیف برای رهبران روسیه که خواهان از بین رفتن آن هستند، تحقیر شده است. آنها نه تنها در مورد «نازی زدایی» اوکراین، بلکه «غیر نظامی» آن نیز صحبت می کنند، دو هدفی که احتمالاً مستلزم فتح تمام اوکراین، وادار کردن نیروهای نظامی آن به تسلیم و استقرار یک رژیم دوست در کیف است. یک پیروزی قاطع از این نوع به دلایل مختلف به احتمال زیاد اتفاق نمی افتد. ارتش روسیه برای چنین کاری که احتمالاً به حداقل دو میلیون نفر نیاز دارد، به اندازه کافی بزرگ نیست در واقع، ارتش موجود روسیه در فتح تمام دونباس با مشکل مواجه است. علاوه بر این، غرب برای جلوگیری از تسلط روسیه بر تمام اوکراین تلاش زیادی خواهد کرد. سرانجام، روس‌ها در نهایت حجم عظیمی از سرزمین‌ها را اشغال می‌کنند که به شدت با اوکراینی‌های نژادی پرجمعیت است که از روس‌ها متنفرند و به شدت در برابر اشغال مقاومت می‌کنند. تلاش برای تسخیر تمام اوکراین و انطباق آن به خواست مسکو، مطمئناً به فاجعه ختم خواهد شد. لفاظی‌های مربوط به نازی‌زدایی و غیرنظامی‌سازی اوکراین به کنار، اهداف ملموس روسیه شامل تسخیر و الحاق بخش بزرگی از خاک اوکراین است، در حالی که به طور همزمان اوکراین را به یک کشور ناکارآمد تبدیل می‌کند. به این ترتیب، توانایی اوکراین برای جنگ با روسیه بسیار کاهش می یابد و بعید است که واجد شرایط عضویت در اتحادیه اروپا یا ناتو باشد. علاوه بر این، یک اوکراین شکسته، به ویژه در برابر دخالت روسیه در سیاست داخلی خود آسیب پذیر خواهد بود. به طور خلاصه، اوکراین یک سنگر غرب در مرز روسیه نخواهد بود. آن وضعیت نابسامان ناکارآمد چگونه به نظر می رسد؟ مسکو کریمه و چهار استان اوکراینی دیگر - دونتسک، خرسون، لوهانسک و زاپوروزه - را به طور رسمی ضمیمه کرده است. آن سرزمینی که روسیه هنوز کنترل برخی از آنها را ندارد. در واقع، دلیلی وجود دارد که فکر کنیم اگر روسیه توانایی نظامی برای انجام این کار را با هزینه معقول داشته باشد، قلمرو اوکراینی بیشتری را ضمیمه خواهد کرد. با این حال، همانطور که خود پوتین به وضوح بیان می کند، دشوار است که بگوییم مسکو به دنبال الحاق چند قلمرو اوکراینی اضافی است. تفکر روسی احتمالاً تحت تأثیر سه محاسبه قرار می گیرد. مسکو انگیزه قدرتمندی برای تسخیر و ضمیمه دائمی سرزمین اوکراینی که به شدت با قومیت های روس و روسی زبانان پرجمعیت است، دارد. این کشور می خواهد از آنها در برابر دولت اوکراین محافظت کند - که با همه چیز روسیه دشمنی کرده است - و مطمئن شود که در هیچ کجای اوکراین جنگ داخلی مانند آنچه در دونباس بین فوریه 2014 و فوریه 2022 رخ داد وجود ندارد. زمان، روسیه می خواهد از کنترل قلمروهایی که عمدتاً توسط اوکراینی های قومی متخاصم پرهیز کنند، که محدودیت های قابل توجهی را برای گسترش بیشتر روسیه ایجاد می کند. در نهایت، تبدیل اوکراین به یک کشور ناکارآمد مستلزم آن است که مسکو مقادیر قابل توجهی از خاک اوکراین را تصاحب کند، بنابراین در موقعیت خوبی قرار دارد تا آسیب قابل توجهی به اقتصاد خود وارد کند. برای مثال، کنترل تمام خطوط ساحلی اوکراین در امتداد دریای سیاه، به مسکو اهرم اقتصادی قابل توجهی بر کیف می‌دهد. این سه محاسبات نشان می‌دهد که روسیه احتمالاً تلاش خواهد کرد چهار استان - دنیپروپتروفسک، خارکف، میکولایف و اودسا - را که بلافاصله در غرب چهار استانی که قبلاً ضمیمه کرده است - دونتسک، خرسون، لوهانسک و زاپوروزه - ضمیمه کند. اگر این اتفاق بیفتد، روسیه تقریباً 43 درصد از خاک اوکراین قبل از 2014 را کنترل می کرد. دیمیتری ترنین، استراتژیست برجسته روسی تخمین می زند که رهبران روسیه به دنبال تصرف قلمرو اوکراین حتی بیشتر خواهند بود - با فشار به سمت غرب در شمال اوکراین تا رودخانه دنیپر و گرفتن بخشی از کیف که در ساحل شرقی آن رودخانه قرار دارد. او می نویسد که «گام منطقی بعدی» پس از بردن کل اوکراین از خارکف به اودسا، «گسترش کنترل روسیه به تمام اوکراین در شرق رودخانه دنیپر، از جمله بخشی از کیف که در کرانه شرقی آن رودخانه قرار دارد، خواهد بود. اگر چنین اتفاقی بیفتد، دولت اوکراین کوچک می‌شود و فقط مناطق مرکزی و غربی کشور را شامل می‌شود.» محیط تهدید غرب - The West’s Threat Environment شاید اکنون باورش سخت به نظر برسد، اما قبل از وقوع بحران اوکراین در فوریه 2014، رهبران غربی روسیه را به عنوان یک تهدید امنیتی نمی‌دانستند. برای مثال، رهبران ناتو با رئیس جمهور روسیه در مورد "مرحله جدیدی از همکاری به سوی مشارکت استراتژیک واقعی" در نشست سال 2010 این اتحاد در لیسبون صحبت می کردند. جای تعجب نیست که گسترش ناتو قبل از سال 2014 از نظر مهار روسیه خطرناک توجیه پذیر نبود. در واقع، این ضعف روسیه بود که به غرب اجازه داد تا دو مرحله اول توسعه ناتو در سال‌های 1999 و 2004 را تا زیر گلوی مسکو برساند و سپس به دولت جورج بوش اجازه داد در سال 2008 فکر کند که روسیه می‌تواند مجبور شود گرجستان و اوکراین را بپذیرد. پیوستن به اتحاد اما این فرض نادرست بود و زمانی که بحران اوکراین در سال 2014 شروع شد، غرب ناگهان روسیه را به عنوان یک دشمن خطرناک نشان داد که اگر تضعیف نشود باید مهار شود. از زمان آغاز جنگ در فوریه 2022، درک غرب از روسیه به طور پیوسته به حدی افزایش یافته است که اکنون به نظر می رسد مسکو به عنوان یک تهدید وجودی تلقی می شود. ایالات متحده و متحدانش در ناتو عمیقاً درگیر جنگ اوکراین علیه روسیه هستند. در واقع، آنها هر کاری می‌کنند جز کشیدن ماشه و فشار دادن دکمه‌ها. علاوه بر این، آنها تعهد صریح خود را برای پیروزی در جنگ و حفظ حاکمیت اوکراین به وضوح اعلام کرده اند. بنابراین، شکست در جنگ پیامدهای بسیار منفی برای واشنگتن و ناتو خواهد داشت. شهرت آمریکا برای شایستگی و قابلیت اطمینان به شدت آسیب خواهد دید، که بر نحوه برخورد متحدانش و همچنین دشمنانش - به ویژه چین - با ایالات متحده تأثیر می گذارد. علاوه بر این، تقریباً همه کشورهای اروپایی در ناتو معتقدند که این اتحاد یک چتر امنیتی غیرقابل جایگزین است. بنابراین، این احتمال که در صورت پیروزی روسیه در اوکراین، ناتو به شدت آسیب ببیند - شاید حتی ویران شود - باعث نگرانی عمیق اعضای آن می شود. علاوه بر این، رهبران غربی اغلب جنگ اوکراین را به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از یک مبارزه جهانی بزرگتر بین خودکامگی و دموکراسی به تصویر می کشند که در هسته آن Manichean است (من متوجه Manichean نشدم) . علاوه بر این، گفته می‌شود که آینده نظم بین‌المللی مبتنی بر قوانین مقدس به غلبه بر روسیه بستگی دارد. همانطور که شاه چارلز در ماه مارس گذشته (2023) گفت: "امنیت اروپا و همچنین ارزش های دموکراتیک ما در معرض تهدید هستند.". به همین ترتیب، قطعنامه‌ای که در ماه آوریل در کنگره ایالات متحده ارائه شد، اعلام می‌کند: «منافع ایالات متحده، امنیت اروپا، و علت صلح بین‌المللی به پیروزی اوکراین بستگی دارد.» مقاله اخیر واشنگتن پست نشان می دهد که چگونه غرب با روسیه به عنوان یک تهدید وجودی رفتار می کند: «رهبران بیش از 50 کشور دیگر حامی اوکراین حمایت خود را به عنوان بخشی از نبرد آخرالزمانی برای آینده دموکراسی و حاکمیت بین المللی ابراز کرده اند. قانون علیه خودکامگی و تجاوز که غرب نمی تواند از دست بدهد.» اهداف غرب The West’s Goals همانطور که واضح است، غرب به شدت متعهد به شکست روسیه است. پرزیدنت بایدن بارها گفته است که عزم ایالات متحده برای پیروزی در این جنگ است. اوکراین هرگز یک پیروزی برای روسیه نخواهد بود. باید به "شکست استراتژیک" ختم شود. او تأکید می کند که واشنگتن «تا زمانی که طول بکشد» در مبارزه باقی خواهد ماند به طور خاص، هدف شکست ارتش روسیه در اوکراین - حذف دستاوردهای ارضی آن - و فلج کردن اقتصاد آن با تحریم‌های مرگبار است. در صورت موفقیت، روسیه از صفوف قدرت های بزرگ حذف می شود و آنقدر تضعیف می شود که نمی تواند تهدیدی برای حمله مجدد به اوکراین باشد. رهبران غربی اهداف دیگری نیز دارند که شامل تغییر رژیم در مسکو، محاکمه پوتین به عنوان جنایتکار جنگی و احتمالاً تجزیه روسیه به کشورهای کوچکتر می شود. در عین حال، غرب همچنان متعهد به وارد کردن اوکراین به ناتو است، اگرچه در داخل ائتلاف درباره زمان و چگونگی وقوع آن اختلاف نظر وجود دارد. ینس استولتنبرگ، دبیرکل ائتلاف در یک کنفرانس خبری در آوریل (2023) در کیف گفت که "موضع ناتو بدون تغییر باقی می ماند و اوکراین به عضویت این ائتلاف در می آید." وی در عین حال تاکید کرد که «اولین گام در جهت هرگونه عضویت اوکراین در ناتو اطمینان از برتری اوکراین است و به همین دلیل است که ایالات متحده و شرکای آن حمایت بی‌سابقه‌ای از اوکراین ارائه کرده‌اند». با توجه به این اهداف، واضح است که چرا روسیه به غرب به عنوان یک تهدید وجودی نگاه می کند. محیط و اهداف تهدید اوکراین - Ukraine’s Threat Environment and Goals شکی نیست که اوکراین با یک تهدید وجودی مواجه است، با توجه به اینکه روسیه در صدد تجزیه آن است و اطمینان حاصل می‌کند که دولت باقیمانده نه تنها از نظر اقتصادی ضعیف است، بلکه نه در عمل و نه عضو قانونی ناتو است. همچنین تردیدی وجود ندارد که کیف در هدف غرب برای شکست دادن و تضعیف جدی روسیه، به طوری که بتواند قلمرو از دست رفته خود را پس بگیرد و برای همیشه تحت کنترل اوکراین نگه دارد، مشترک است. همانطور که رئیس جمهور زلنسکی اخیراً به رئیس جمهور شی جین پینگ گفت: "هیچ صلحی که مبتنی بر مصالحه ارضی باشد وجود ندارد.". رهبران اوکراین به طور طبیعی به پیوستن به اتحادیه اروپا و ناتو و تبدیل اوکراین به بخشی جدایی ناپذیر از غرب متعهد هستند. در مجموع، سه بازیگر کلیدی در جنگ اوکراین، همگی معتقدند که با یک تهدید وجودی روبرو هستند، به این معنی که هر یک از آنها فکر می‌کنند باید در جنگ پیروز شوند وگرنه متحمل عواقب وحشتناکی خواهند شد. میدان جنگ امروز - The Battlefield Today با عطف به رویدادهای میدان نبرد، جنگ به جنگ فرسایشی تبدیل شده است که در آن هر طرف اساساً مشتاق است که طرف مقابل را نابود کند و باعث تسلیم شدن آن شود. البته، هر دو طرف نیز نگران تصرف سرزمین هستند، اما این هدف نسبت به فرسودگی طرف مقابل در درجه دوم اهمیت قرار دارد. ارتش اوکراین در نیمه دوم سال 2022 دست بالا را داشت که به آن اجازه داد سرزمینی را در مناطق خارکف و خرسون از روسیه پس بگیرد. اما روسیه با بسیج 300000 سرباز اضافی، سازماندهی مجدد ارتش، کوتاه کردن خطوط مقدم و درس گرفتن از اشتباهات خود، به این شکست ها پاسخ داد. محل جنگ در سال 2023 در شرق اوکراین، عمدتاً در مناطق دونتسک و زاپوروزه بوده است. روس‌ها در این سال دست برتر را داشتند، عمدتاً به این دلیل که در توپخانه، که مهمترین سلاح در جنگ فرسایشی است، برتری قابل توجهی دارند. مزیت مسکو در نبرد باخموت مشهود بود که با تصرف آن شهر توسط روس ها در اواخر ماه مه (2023) به پایان رسید. اگرچه ده ماه طول کشید تا نیروهای روسی کنترل باخموت را به دست گیرند، اما با توپخانه خود تلفات زیادی به نیروهای اوکراینی وارد کردند. اندکی پس از آن در 4 ژوئن، اوکراین عملیات متقابل مورد انتظار خود را در نقاط مختلف در مناطق دونتسک و زاپوروزه آغاز کرد. هدف نفوذ به خطوط مقدم دفاعی روسیه، وارد کردن ضربه گیج کننده به نیروهای روسی و بازپس گیری مقدار قابل توجهی از خاک اوکراین است که اکنون تحت کنترل روسیه است. در اصل، هدف این است که موفقیت های اوکراین در خارکف و خرسون در سال 2022 تکرار شود. ارتش اوکراین تاکنون پیشرفت کمی در دستیابی به این اهداف داشته است و در عوض در نبردهای فرسایشی مرگبار با نیروهای روسی گرفتار شده است. در سال 2022، اوکراین در لشکرکشی‌های خارکف و خرسون موفق بود، زیرا ارتش این کشور در حال جنگ با نیروهای روسیه بود. امروز اینطور نیست: اوکراین در مقابل خطوط دفاعی روسیه که به خوبی آماده شده است حمله می کند. اما حتی اگر نیروهای اوکراینی از آن خطوط دفاعی عبور کنند، نیروهای روسی به سرعت جبهه را تثبیت خواهند کرد و نبردهای فرسایشی ادامه خواهند یافت. اوکراینی ها در این برخوردها در مضیقه هستند زیرا روس ها برتری قابل توجهی در قدرت آتش دارند. به کجا می رویم - Where We Are Headed اجازه دهید دنده‌ عوض کنم و از زمان حال دور شوم و در مورد آینده صحبت کنم، از این که چگونه رویدادهای میدان نبرد احتمالاً در حال انجام شدن به جلو هستند، شروع کنم. همانطور که اشاره شد، من معتقدم که روسیه در جنگ پیروز خواهد شد، به این معنی که در نهایت به تسخیر و ضمیمه کردن سرزمین قابل توجه اوکراین می‌پردازد و اوکراین را به عنوان یک کشور ناکارآمد باقی می‌گذارد. اگر درست بگویم، این یک شکست سخت برای اوکراین و غرب خواهد بود. با این حال، یک خط نقره ای در این نتیجه وجود دارد: پیروزی روسیه به طور قابل توجهی خطر جنگ هسته ای را کاهش می دهد، زیرا در صورتی که نیروهای اوکراینی در میدان نبرد پیروزی هایی به دست آورند و تهدید به بازپس گیری تمام یا بیشتر سرزمین ها باشند، تشدید تنش هسته ای به احتمال زیاد رخ می دهد. کیف به مسکو باخت. رهبران روسیه مطمئناً به طور جدی در مورد استفاده از سلاح های هسته ای برای نجات اوضاع فکر می کنند. البته، اگر من در مورد اینکه جنگ به کجا می‌رود و ارتش اوکراین دست بالا را به دست می‌آورد و شروع به هل دادن نیروهای روسیه به سمت شرق می‌کند، اشتباه می‌کنم، احتمال استفاده از هسته‌ای به میزان قابل‌توجهی افزایش می‌یابد، که نمی‌توان گفت این امر قطعی است. اساس ادعای من مبنی بر اینکه روس ها احتمالاً در جنگ پیروز می شوند چیست؟ جنگ اوکراین، همانطور که تاکید شد، جنگ فرسایشی است که در آن تصرف و حفظ سرزمین در درجه دوم اهمیت قرار دارد. هدف در جنگ فرسایشی این است که نیروهای طرف مقابل را تا حدی از بین ببرد که یا از جنگ دست بکشد یا آنقدر ضعیف شود که دیگر نتواند از قلمرو مورد مناقشه دفاع کند. اینکه چه کسی در یک جنگ فرسایشی برنده می شود تا حد زیادی تابع سه عامل است: تعادل عزم (Balance in Resolve) بین دو طرف. تعادل جمعیتی بین آنها؛ و نسبت تلفات. روس‌ها از نظر اندازه جمعیت دارای مزیت تعیین‌کننده‌ای هستند و در نسبت تبادل تلفات از مزیت قابل توجهی برخوردارند. دو طرف از نظر قاطعیت برابر هستند. تعادل عزم را در نظر بگیرید. همانطور که اشاره شد، روسیه و اوکراین هر دو معتقدند که با یک تهدید وجودی روبرو هستند و طبیعتا هر دو طرف کاملا متعهد به پیروزی در جنگ هستند. بنابراین، به سختی می توان تفاوت معناداری را در تصمیم آنها مشاهده کرد. با توجه به اندازه جمعیت، روسیه قبل از شروع جنگ در فوریه 2022 تقریباً 3.5:1 برتری داشت. از آن زمان، این نسبت به طور قابل توجهی به نفع روسیه تغییر کرده است. حدود هشت میلیون اوکراینی از کشور فرار کرده اند که از جمعیت اوکراین کم شده است. تقریباً سه میلیون نفر از این مهاجران به روسیه رفته اند و به جمعیت آن افزوده شده است. علاوه بر این، احتمالاً حدود چهار میلیون شهروند اوکراینی دیگر در سرزمین‌هایی زندگی می‌کنند که اکنون روسیه کنترل می‌کند و این عدم تعادل جمعیتی را بیشتر به نفع روسیه تغییر می‌دهد. با کنار هم قرار دادن این اعداد، روسیه از نظر اندازه جمعیت تقریباً یک مزیت 5:1 می دهد. در نهایت، نسبت تبادل تلفات وجود دارد، که از زمان آغاز جنگ در فوریه 2022 یک موضوع بحث برانگیز بوده است. عقل متعارف در اوکراین و غرب این است که سطح تلفات در هر دو طرف یا تقریباً برابر است یا اینکه روس ها متحمل شده اند. تلفات بیشتر از اوکراینی ها الکسی دانیلوف، رئیس شورای امنیت ملی و دفاع اوکراین، تا آنجا پیش می‌رود که استدلال می‌کند که روسیه به ازای هر سرباز اوکراینی در نبرد باخموت، 7.5 سرباز از دست داده است. این ادعاها اشتباه است. نیروهای اوکراینی به یک دلیل مطمئناً تلفات بسیار بیشتری نسبت به مخالفان روسی خود متحمل شده اند: روسیه توپخانه بسیار بیشتری نسبت به اوکراین دارد. در جنگ فرسایشی، توپخانه مهمترین سلاح در میدان نبرد است. در ارتش ایالات متحده، توپخانه به طور گسترده به عنوان "پادشاه نبرد" شناخته می شود، زیرا مسئول اصلی کشتن و زخمی کردن سربازانی است که در حال جنگ هستند. بنابراین، تعادل توپخانه در جنگ فرسایشی بسیار مهم است. تقریباً بر اساس هر حساب، روس‌ها چیزی بین 5:1 و 10:1 برتری در توپخانه دارند، که ارتش اوکراین را در یک نقطه ضعف قابل توجه در میدان نبرد قرار می‌دهد. به‌طورکلی، می‌توان انتظار داشت که نسبت تبادل تلفات به تعادل توپخانه تقریبی باشد. بنابراین، نسبت تبادل تلفات به ترتیب 2:1 به نفع روسیه یک تخمین محافظه کارانه است. یکی از چالش‌های احتمالی برای تحلیل من این است که استدلال کنم که روسیه متجاوز در این جنگ است و مجرم همواره تلفات بسیار بالاتری نسبت به مدافع متحمل می‌شود، به‌ویژه اگر نیروهای مهاجم درگیر حملات گسترده‌ای از جبهه باشند، که اغلب گفته می‌شود این حمله است. شیوه عملیات نظامی روسیه. به هر حال، مهاجم در فضای باز و در حال حرکت است، در حالی که مدافع عمدتاً از موقعیت‌های ثابتی که پوشش قابل توجهی را فراهم می‌کند می‌جنگد. این منطق زیربنای قانون سرانگشتی معروف 3:1 است که می‌گوید یک نیروی مهاجم حداقل سه برابر مدافع برای پیروزی در یک نبرد به سرباز نیاز دارد. اما وقتی این خط استدلال در مورد جنگ اوکراین اعمال شود، مشکلاتی وجود دارد. اولاً، این فقط روس ها نیستند که در طول جنگ کارزارهای تهاجمی را آغاز کرده اند. در واقع، اوکراینی‌ها سال گذشته دو حمله بزرگ را آغاز کردند که منجر به پیروزی‌های گسترده‌ای شد: حمله خارکف در سپتامبر 2022 و حمله خرسون بین اوت و نوامبر 2022. اگرچه اوکراینی‌ها در هر دو حمله به دستاوردهای ارضی قابل توجهی دست یافتند، توپخانه روسیه تلفات سنگینی را به آنها وارد کرد. نیروهای مهاجم اوکراینی‌ها به تازگی یک حمله بزرگ دیگر را در 4 ژوئن علیه نیروهای روسی آغاز کردند که تعدادشان بیشتر و بسیار آماده‌تر از آنهایی است که اوکراینی‌ها در خارکف و خرسون با آنها جنگیدند. دوم، تمایز بین مهاجمان و مدافعان در یک نبرد بزرگ معمولا سیاه و سفید نیست. هنگامی که یک ارتش به ارتش دیگری حمله می کند، مدافع همیشه ضد حملات را آغاز می کند. به عبارت دیگر، مدافع به حمله و مهاجم به دفاع منتقل می شود. در طول یک نبرد طولانی، هر یک از طرفین احتمالاً در نهایت حملات و ضدحمله های زیادی انجام می دهند و همچنین از موقعیت های ثابت دفاع می کنند. این به عقب و جلو توضیح می دهد که چرا نسبت تبادل تلفات در نبردهای جنگ داخلی ایالات متحده و جنگ جهانی اول تقریباً برابر است و برای ارتشی که در حالت تدافعی شروع شده است مطلوب نیست. در واقع، ارتشی که اولین ضربه را می زند، گهگاه تلفات کمتری نسبت به ارتش هدف می دهد. به طور خلاصه، دفاع معمولاً شامل حملات زیادی است. از گزارش های خبری اوکراین و غرب مشخص است که نیروهای اوکراینی به طور مکرر ضد حملات علیه نیروهای روسی انجام می دهند. این گزارش در واشنگتن پست در مورد جنگ اوایل سال جاری در باخموت را در نظر بگیرید: «این حرکت سیال در جریان است.» یک ستوان اول اوکراینی گفت... حملات روسیه در امتداد جبهه به نیروهای آنها اجازه می دهد تا چند صد متر پیشروی کنند قبل از اینکه عقب رانده شوند. ساعت ها بعد برگشت او گفت: «تشخیص دقیق اینکه خط مقدم کجاست سخت است، زیرا مانند **** حرکت می‌کند.». با توجه به مزیت توپخانه عظیم روسیه، منطقی به نظر می رسد که فرض کنیم نسبت تبادل تلفات در این ضدحمله های اوکراینی به نفع روس ها است - احتمالاً غیر خطی. سوم، روس‌ها - حداقل نه اغلب - از حملات جبهه‌ای در مقیاس بزرگ استفاده نمی‌کنند که هدف آن حرکت سریع به جلو و تصرف قلمرو باشد، اما نیروهای مهاجم را در معرض آتش خشک مدافعان اوکراینی قرار دهد. همانطور که ژنرال سرگئی سوروویکین در اکتبر 2022، زمانی که فرماندهی نیروهای روسی در اوکراین را برعهده داشت، توضیح داد: "ما استراتژی متفاوتی داریم... ما از هر سربازی دریغ می کنیم و به طور مداوم دشمن در حال پیشروی را سرکوب می کنیم.". در واقع، نیروهای روسی تاکتیک های هوشمندانه ای را اتخاذ کرده اند که میزان تلفات آنها را کاهش می دهد. تاکتیک مورد علاقه آنها انجام حملات کاوشگر علیه مواضع ثابت اوکراین با واحدهای کوچک پیاده نظام است که باعث می شود نیروهای اوکراینی با خمپاره و توپ به آنها حمله کنند. این پاسخ به روس ها اجازه می دهد تا تعیین کنند که مدافعان اوکراینی و توپخانه آنها در کجا قرار دارند. سپس روس ها از مزیت بزرگ خود در توپخانه برای حمله به دشمنان خود استفاده می کنند. پس از آن، بسته های پیاده نظام روسیه دوباره به جلو حرکت می کنند. و هنگامی که با مقاومت جدی اوکراین روبرو می شوند، این روند را تکرار می کنند. این تاکتیک ها به توضیح اینکه چرا روسیه در تصرف سرزمین های تحت کنترل اوکراین پیشرفت کندی دارد کمک می کند. ممکن است تصور شود که غرب می‌تواند با تأمین لوله‌ها و گلوله‌های توپخانه‌ای بیشتر به اوکراین، راه درازی را به سمت کاهش نسبت تبادل تلفات و تلفات بردارد، و در نتیجه مزیت قابل توجه روسیه با این سلاح بسیار مهم را از بین ببرد. با این حال، این اتفاق به این زودی‌ها رخ نخواهد داد، زیرا نه ایالات متحده و نه متحدانش ظرفیت صنعتی لازم برای تولید انبوه لوله‌ها و گلوله‌های توپخانه برای اوکراین را ندارند. آنها همچنین نمی توانند به سرعت آن ظرفیت را ایجاد کنند بهترین کاری که غرب می تواند انجام دهد - حداقل برای یک سال آینده - حفظ عدم تعادل توپخانه موجود بین روسیه و اوکراین است، اما حتی این کار دشواری خواهد بود. اوکراین نمی تواند کمک چندانی به رفع این مشکل کند، زیرا توانایی آن برای ساخت سلاح محدود است. تقریباً به طور کامل به غرب وابسته است، نه تنها برای توپخانه، بلکه برای هر نوع سیستم تسلیحاتی بزرگ. از سوی دیگر، روسیه توانایی بسیار خوبی برای ساخت تسلیحات جنگی داشت که از زمان شروع جنگ افزایش یافته است. پوتین اخیراً گفت: «صنعت دفاعی ما هر روز در حال افزایش است. ما تولیدات نظامی را در سال گذشته 2.7 برابر افزایش داده ایم. تولید حیاتی‌ترین سلاح‌های ما ده برابر افزایش یافته و همچنان در حال افزایش است. کارخانه ها در دو یا سه شیفت کار می کنند و برخی شبانه روز مشغول هستند.» به طور خلاصه، با توجه به وضعیت غم انگیز صنعتی اوکراین، این کشور در موقعیتی نیست که به تنهایی جنگ فرسایشی را به راه بیندازد. تنها با حمایت غرب می تواند این کار را انجام دهد. اما حتی در این صورت هم محکوم به شکست است. اخیراً تحولی رخ داده است که مزیت قدرت آتش روسیه را نسبت به اوکراین بیشتر می کند. در سال اول جنگ، نیروی هوایی روسیه تأثیر کمی بر آنچه در جنگ زمینی رخ داد، داشت، عمدتاً به این دلیل که پدافند هوایی اوکراین به اندازه کافی مؤثر بود که هواپیماهای روسی را از بیشتر میدان‌های جنگ دور نگه می‌داشت. اما روس‌ها دفاع هوایی اوکراین را به‌طور جدی تضعیف کرده‌اند، که اکنون به نیروی هوایی روسیه اجازه می‌دهد تا نیروهای زمینی اوکراین را در خط مقدم یا مستقیماً پشت آن حمله کند. علاوه بر این، روسیه توانایی تجهیز زرادخانه عظیم بمب های آهنی 500 کیلوگرمی خود را با کیت های هدایتی که آنها را به ویژه کشنده می کند، توسعه داده است. در مجموع، نسبت تبادل تلفات به نفع روس‌ها در آینده قابل پیش‌بینی ادامه خواهد یافت، که در جنگ فرسایشی بسیار اهمیت دارد. علاوه بر این، روسیه در موقعیت بسیار بهتری برای راه اندازی جنگ فرسایشی قرار دارد زیرا جمعیت آن بسیار بیشتر از اوکراین است. تنها امید کیف برای پیروزی در جنگ، عزم مسکو برای فروپاشی است، اما با توجه به اینکه رهبران روسیه غرب را یک خطر وجودی می‌دانند، بعید است. چشم انداز توافق صلح از طریق مذاکره - Prospects for A Negotiated Peace Agreement صداها در سرتاسر جهان در حال افزایش است که از همه طرف‌های جنگ اوکراین می‌خواهند دیپلماسی را بپذیرند و برای یک توافق صلح پایدار مذاکره کنند. با این حال این اتفاق نمی افتد. موانع بسیار زیادی برای پایان دادن به جنگ به این زودی وجود دارد، چه برسد به ایجاد یک معامله که یک صلح پایدار را ایجاد کند. بهترین نتیجه ممکن یک درگیری منجمد است، جایی که هر دو طرف به دنبال فرصت‌هایی برای تضعیف طرف مقابل هستند و خطر دائمی درگیری مجدد وجود دارد. در کلی ترین سطح، صلح امکان پذیر نیست، زیرا هر یک از طرفین، طرف دیگر را به عنوان یک تهدید مرگبار می بیند که باید در میدان جنگ شکست بخورد. در این شرایط به سختی جایی برای سازش با طرف مقابل وجود دارد. همچنین دو نقطه اختلاف خاص بین طرفین متخاصم وجود دارد که قابل حل نیست. یکی مربوط به قلمرو و دیگری مربوط به بی طرفی اوکراین است تقریباً همه اوکراینی‌ها عمیقاً متعهد به بازگرداندن تمام قلمروهای از دست رفته خود - از جمله کریمه هستند. چه کسی می تواند آنها را سرزنش کند؟ اما روسیه رسماً کریمه، دونتسک، خرسون، لوهانسک و زاپوروژه را ضمیمه کرده است و قاطعانه متعهد به حفظ این سرزمین است. در واقع، دلیلی وجود دارد که فکر کنیم مسکو در صورت امکان، خاک اوکراین بیشتری را ضمیمه خواهد کرد. گره گوردی (مشکلی لاینحل که می توان با زیرکی آن را حل نمود) دیگر به رابطه اوکراین با غرب مربوط می شود. به دلایل قابل درک، اوکراین خواهان تضمین امنیتی پس از پایان جنگ است که تنها غرب می تواند آن را فراهم کند. این به معنای عضویت عملی یا قانونی در ناتو است، زیرا هیچ کشور دیگری نمی تواند از اوکراین محافظت کند. با این حال، تقریباً همه رهبران روسیه خواستار یک اوکراین بی‌طرف هستند که به معنای عدم وجود روابط نظامی با غرب و در نتیجه عدم وجود چتر امنیتی برای کیف است. هیچ راهی برای مربع این دایره وجود ندارد. دو مانع دیگر بر سر راه صلح وجود دارد: ناسیونالیسم که اکنون به فراملی گرایی تبدیل شده است و عدم اعتماد کامل به طرف روسیه. ناسیونالیسم برای بیش از یک قرن نیروی قدرتمندی در اوکراین بوده است و خصومت با روسیه از دیرباز یکی از عناصر اصلی آن بوده است. آغاز درگیری کنونی در 22 فوریه 2014 به این خصومت دامن زد و پارلمان اوکراین را بر آن داشت تا روز بعد لایحه ای را تصویب کند که استفاده از زبان روسی و دیگر زبان های اقلیت را محدود می کرد، اقدامی که به تسریع جنگ داخلی در دونباس کمک کرد. الحاق کریمه به روسیه مدت کوتاهی پس از آن وضعیت بد را بدتر کرد. برخلاف عقل مرسوم در غرب، پوتین فهمید که اوکراین کشوری جدا از روسیه است و درگیری بین روس‌های قومی و روسی‌زبانان ساکن در دونباس و دولت اوکراین تماماً بر سر «مسأله ملی» است. تهاجم روسیه به اوکراین که مستقیماً دو کشور را در یک جنگ طولانی و خونین در مقابل یکدیگر قرار می دهد، این ناسیونالیسم را از هر دو طرف به فراملی گرایی تبدیل کرده است. تحقیر و نفرت از "دیگری" جامعه روسیه و اوکراین را در بر می گیرد، که انگیزه های قدرتمندی برای از بین بردن این تهدید ایجاد می کند - در صورت لزوم با خشونت. نمونه ها فراوان است. یک هفته نامه برجسته کیف معتقد است که نویسندگان مشهور روسی مانند میخائیل لرمانتوف، فئودور داستایوفسکی، لئو تولستوی و بوریس پاسترناک "قاتل، غارتگر، جاهل" هستند. یک نویسنده برجسته اوکراینی می‌گوید فرهنگ روسی نشان‌دهنده «بربریت، قتل، و ویرانی…» است. سرنوشت فرهنگ دشمن چنین است.». به طور قابل پیش بینی، دولت اوکراین درگیر «روسیه زدایی» یا «استعمارزدایی» است که شامل پاکسازی کتابخانه ها از کتاب های نویسندگان روسی، تغییر نام خیابان هایی با نام های مرتبط با روسیه، پایین کشیدن مجسمه های شخصیت هایی مانند کاترین کبیر، ممنوع کردن زبان روسی است. موسیقی تولید شده پس از سال 1991، قطع روابط بین کلیسای ارتدکس اوکراین و کلیسای ارتدکس روسیه و به حداقل رساندن استفاده از زبان روسی. شاید نگرش اوکراین نسبت به روسیه به بهترین وجه در اظهارنظر کوتاه زلنسکی خلاصه شود: «ما نمی‌بخشیم. ما فراموش نمی کنیم.». با نگاهی به روسیه، آناتول لیون (تحلیل گر انگلیسی) گزارش می دهد که «هر روز در تلویزیون روسیه می توان توهین های قومی پر از نفرت را متوجه اوکراینی ها دید». جای تعجب نیست که روس ها برای روسی سازی و محو فرهنگ اوکراینی در مناطقی که مسکو ضمیمه کرده است، تلاش می کنند. این اقدامات شامل صدور پاسپورت روسی، تغییر برنامه درسی در مدارس، جایگزینی گریونای اوکراین با روبل روسیه، هدف قرار دادن کتابخانه ها و موزه ها، و تغییر نام شهرها و شهرها است. به عنوان مثال، باخموت اکنون آرتموفسک است و زبان اوکراینی دیگر در مدارس منطقه دونتسک تدریس نمی شود. ظاهرا روس ها هم نه می بخشند و نه فراموش می کنند. ظهور فراملی‌گرایی در زمان جنگ قابل پیش‌بینی است، نه تنها به این دلیل که دولت‌ها به شدت به ناسیونالیسم متکی هستند تا مردم خود را برای حمایت از کشورشان تا انتها برانگیزند، بلکه به این دلیل که مرگ و ویرانی ناشی از جنگ - به ویژه جنگ‌های طولانی - هر طرف را به سمت غیرانسانی کردن سوق می‌دهد. و از دیگری متنفر باشید در مورد اوکراین، درگیری تلخ بر سر هویت ملی، به آتش می افزاید. فراملی گرایی طبیعتاً همکاری هر یک از طرفین با طرف دیگر را دشوارتر می کند و به روسیه دلیل می دهد تا سرزمینی را که پر از روس های قومی و روسی زبانان است تصرف کند. احتمالاً با توجه به خصومت دولت اوکراین نسبت به همه چیز روسیه، بسیاری از آنها ترجیح می دهند تحت کنترل روسیه زندگی کنند. در روند الحاق این سرزمین‌ها، روس‌ها احتمالاً تعداد زیادی از اوکراینی‌های قومی را اخراج خواهند کرد، عمدتاً به دلیل ترس از اینکه در صورت باقی ماندن آنها علیه حکومت روسیه شورش کنند. این تحولات به تنفر بین روس ها و اوکراینی ها دامن می زند و سازش بر سر قلمرو را عملا غیرممکن می کند. یک دلیل نهایی وجود دارد که چرا یک توافق صلح پایدار امکان پذیر نیست. رهبران روسیه به اوکراین و غرب برای مذاکره با حسن نیت اعتماد ندارند، و این بدان معنا نیست که رهبران اوکراینی و غربی به همتایان روسی خود اعتماد دارند. فقدان اعتماد در همه طرف ها مشهود است، اما به دلیل مجموعه ای از افشاگری های اخیر، این مسئله از سوی مسکو شدیدتر است. منشأ مشکل اتفاقی است که در مذاکرات بر سر توافقنامه مینسک 2 در سال 2015 رخ داد که چارچوبی برای خاموش کردن درگیری در دونباس بود. فرانسوا اولاند، رئیس‌جمهور فرانسه و آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، نقش اصلی را در طراحی این چارچوب بازی کردند، اگرچه آنها با پوتین و پترو پوروشنکو، رئیس‌جمهور اوکراین مشورت‌های گسترده‌ای داشتند. آن چهار نفر نیز بازیگران کلیدی مذاکرات بعدی بودند. شکی نیست که پوتین متعهد به کار مینسک بود. اما اولاند، مرکل و پوروشنکو - و همچنین زلنسکی - همگی به صراحت اعلام کرده‌اند که علاقه‌ای به اجرای مینسک ندارند، اما در عوض آن را فرصتی برای خرید زمان برای اوکراین می‌دانند تا ارتش خود را تقویت کند تا بتواند با آن مقابله کند. شورش در دونباس همانطور که مرکل به Die Zeit گفت، این تلاشی بود برای دادن زمان به اوکراین... برای قوی تر شدن. به همین ترتیب، پوروشنکو گفت: "هدف ما این بود که ابتدا تهدید را متوقف کنیم یا حداقل جنگ را به تعویق بیندازیم - تضمین هشت ساله برای بازگرداندن رشد اقتصادی و ایجاد نیروهای مسلح قدرتمند." مدت کوتاهی پس از مصاحبه Die Zeit مرکل در دسامبر 2022، پوتین در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت: "من فکر می کردم که سایر شرکت کنندگان این توافق حداقل صادق هستند، اما نه، معلوم شد که آنها نیز به ما دروغ می گویند و فقط می خواستند اوکراین را با سلاح پمپاژ کنند. و آن را برای درگیری نظامی آماده کنید.» او در ادامه با بیان اینکه مغرور شدن توسط غرب باعث شده فرصت حل مشکل اوکراین را در شرایط مساعدتری برای روسیه از دست بدهد، ادامه داد: صادقانه بگویم، ظاهراً ما خیلی دیر تصمیم گرفتیم. شاید باید همه این [عملیات نظامی] را زودتر شروع می کردیم، اما فقط امیدوار بودیم که بتوانیم آن را در چارچوب توافقات مینسک حل کنیم. وی سپس تصریح کرد که دوگانگی غرب مذاکرات آینده را پیچیده خواهد کرد: «اعتماد در حال حاضر تقریباً صفر است، اما پس از چنین اظهاراتی، چگونه می‌توانیم مذاکره کنیم؟ در مورد چی؟ آیا می‌توانیم با کسی توافق کنیم و ضمانت‌ها کجاست؟». در مجموع، بعید است که احتمال پایان جنگ اوکراین با یک توافق صلح معنادار وجود داشته باشد. در عوض احتمالاً جنگ حداقل یک سال دیگر به طول می‌انجامد و در نهایت به یک درگیری منجمد تبدیل می‌شود که ممکن است دوباره به یک جنگ تیراندازی تبدیل شود. عواقب - Consequences فقدان یک توافق صلح قابل دوام، پیامدهای وحشتناک مختلفی را در پی خواهد داشت. برای مثال، روابط بین روسیه و غرب احتمالاً برای آینده قابل پیش‌بینی عمیقاً خصمانه و خطرناک باقی خواهد ماند. هر یک از طرفین به شیطان سازی دیگری ادامه می دهد و در عین حال سخت تلاش می کند تا میزان درد و مشکلی را که برای رقیب خود ایجاد می کند به حداکثر برساند. این وضعیت قطعاً در صورت ادامه جنگ حاکم خواهد شد. اما حتی اگر جنگ به یک درگیری منجمد تبدیل شود، بعید است سطح خصومت بین دو طرف تغییر زیادی کند. مسکو به دنبال بهره برداری از شکاف های موجود بین کشورهای اروپایی و در عین حال تلاش برای تضعیف روابط ترانس آتلانتیک و همچنین نهادهای کلیدی اروپایی مانند اتحادیه اروپا و ناتو خواهد بود. رهبران روسیه با توجه به آسیب‌هایی که جنگ به اقتصاد اروپا وارد کرده و همچنان دارد، با توجه به ناامیدی فزاینده اروپا از چشم‌انداز جنگی بی‌پایان در اوکراین و با توجه به اختلافات بین اروپا و ایالات متحده در رابطه با تجارت با چین. باید زمینه مساعدی برای ایجاد مشکل در غرب پیدا کند. این دخالت طبیعتاً روسوفوبیا (ضد روس بودن) را در اروپا و ایالات متحده تقویت می کند و وضعیت بد را بدتر می کند. غرب به نوبه خود تحریم‌ها را بر مسکو حفظ خواهد کرد و روابط اقتصادی بین دو طرف را به حداقل می‌رساند تا به اقتصاد روسیه آسیب برساند. علاوه بر این، مطمئناً با اوکراین برای کمک به ایجاد شورش در سرزمین هایی که روسیه از اوکراین گرفته است، همکاری خواهد کرد. در عین حال، ایالات متحده و متحدانش به دنبال سیاست مهار سختگیرانه در قبال روسیه خواهند بود، که بسیاری بر این باورند که با پیوستن فنلاند و سوئد به ناتو و استقرار نیروهای قابل توجه ناتو در اروپای شرقی، این سیاست تقویت خواهد شد. البته، غرب به وارد کردن گرجستان و اوکراین به ناتو متعهد باقی خواهد ماند، حتی اگر این اتفاق بعید باشد. در نهایت، نخبگان آمریکایی و اروپایی مطمئناً شور و شوق خود را برای تقویت تغییر رژیم در مسکو و محاکمه پوتین به خاطر اقدامات روسیه در اوکراین حفظ خواهند کرد. روابط روسیه و غرب نه تنها در حرکت رو به جلو مسموم خواهد ماند، بلکه خطرناک نیز خواهد بود، زیرا احتمال تشدید تنش هسته ای یا جنگ قدرت های بزرگ بین روسیه و ایالات متحده وجود خواهد داشت. نابودی اوکراین - The Destruction of Ukraine اوکراین قبل از شروع جنگ در سال گذشته در مشکلات شدید اقتصادی و جمعیتی قرار داشت. ویرانی که از زمان تهاجم روسیه به اوکراین وارد شده است وحشتناک است. بانک جهانی با بررسی وقایع سال اول جنگ اعلام کرد که این تهاجم «تلفات غیرقابل تصوری بر مردم اوکراین و اقتصاد این کشور وارد کرده است، به طوری که فعالیت در سال 2022 به میزان خیره کننده 29.2 درصد کاهش یافته است». جای تعجب نیست که کیف نیاز به تزریق انبوه کمک های خارجی دارد، فقط برای اینکه دولت در حال کار باشد، نه به مبارزه با جنگ. علاوه بر این، بانک جهانی تخمین می‌زند که خسارات وارده بیش از 135 میلیارد دلار است و تقریباً 411 میلیارد دلار برای بازسازی اوکراین مورد نیاز است. این گزارش گزارش می دهد که فقر از 5.5 درصد در سال 2021 به 24.1 درصد در سال 2022 افزایش یافته و 7.1 میلیون نفر دیگر را به فقر سوق داده و 15 سال پیشرفت را عقب می اندازد. شهرها ویران شده اند، تقریباً 8 میلیون اوکراینی از کشور فرار کرده اند و حدود 7 میلیون نفر آواره داخلی هستند. سازمان ملل متحد 8490 کشته غیرنظامی را تایید کرده است، اگرچه معتقد است که تعداد واقعی "به طور قابل توجهی بیشتر" است. و مطمئنا اوکراین بیش از 100000 تلفات میدان جنگ متحمل شده است (مترجم: آمارها بیشتر گزارش می کنند، حدود 200000 اوکراینی حداقل یک دست یا پای خود را از دست داده اند!). آینده اوکراین تا حد زیادی تاریک به نظر می رسد. جنگ هیچ نشانه ای از پایان به این زودی ها را نشان نمی دهد، که به معنای تخریب بیشتر زیرساخت ها و مسکن، ویرانی بیشتر شهرها و شهرها، تلفات بیشتر غیرنظامیان و نظامیان و آسیب بیشتر به اقتصاد است. و نه تنها اوکراین احتمالاً قلمروهای بیشتری را به روسیه از دست خواهد داد، بلکه به گفته کمیسیون اروپا، "جنگ اوکراین را در مسیر کاهش جمعیتی برگشت ناپذیر قرار داده است.". بدتر از آن، روس‌ها اضافه کاری خواهند کرد تا اوکراین را از نظر اقتصادی ضعیف و از نظر سیاسی بی‌ثبات نگه دارند. درگیری‌های جاری نیز احتمالاً به فساد دامن می‌زند، که مدت‌ها مشکل حاد بوده و گروه‌های افراطی در اوکراین را بیشتر تقویت می‌کند. تصور اینکه کیف معیارهای لازم برای پیوستن به اتحادیه اروپا یا ناتو را داشته باشد، دشوار است. سیاست آمریکا در قبال چین - US Policy toward China جنگ اوکراین مانع تلاش ایالات متحده برای مهار چین می شود، که برای امنیت آمریکا از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا چین یک رقیب همتا است در حالی که روسیه چنین نیست. در واقع، منطق موازنه قوا می گوید که ایالات متحده باید با روسیه علیه چین متحد شود و تمام قوا را به سمت شرق آسیا هدایت کند. در عوض، جنگ در اوکراین پکن و مسکو را به هم نزدیک کرده است و در عین حال انگیزه‌ای قوی برای چین فراهم می‌کند تا مطمئن شود روسیه شکست نمی‌خورد و ایالات متحده در اروپا بسته می‌ماند و مانع از تلاش‌های این کشور برای چرخش به شرق آسیا می‌شود. نتیجه - Conclusion اکنون باید مشخص شده باشد که جنگ اوکراین یک فاجعه عظیم است که بعید به نظر می رسد به این زودی پایان یابد و زمانی که پایان یابد، نتیجه یک صلح پایدار نخواهد بود. چند کلمه در مورد اینکه چگونه غرب در این وضعیت هولناک قرار گرفت، به ترتیب است. خرد متعارف (conventional wisdom) در مورد منشأ جنگ این است که پوتین در 24 فوریه 2022 یک حمله غیرقابل تحریک را آغاز کرد که انگیزه آن برنامه بزرگ او برای ایجاد روسیه بزرگ بود. گفته می شود که اوکراین اولین کشوری بود که او قصد داشت آن را فتح و الحاق کند، اما آخرین کشوری نبود. همانطور که بارها گفته ام، هیچ مدرکی برای حمایت از این استدلال وجود ندارد، و در واقع شواهد قابل توجهی وجود دارد که مستقیماً با آن مخالفت می کند. در حالی که شکی نیست که روسیه به اوکراین حمله کرده است، دلیل نهایی جنگ، تصمیم غرب بود - و در اینجا ما عمدتاً در مورد ایالات متحده صحبت می کنیم - برای تبدیل اوکراین به یک سنگر غربی در مرز روسیه. عنصر کلیدی در آن استراتژی، وارد کردن اوکراین به ناتو بود، اقدامی که نه تنها پوتین، بلکه کل نهاد سیاست خارجی روسیه آن را به عنوان یک تهدید وجودی می‌دانست که باید از بین می‌رفت. اغلب فراموش می‌شود که بسیاری از سیاست‌گذاران و استراتژیست‌های آمریکایی و اروپایی از همان ابتدا با گسترش ناتو مخالف بودند، زیرا می‌دانستند که روس‌ها آن را یک تهدید می‌دانند و این سیاست در نهایت منجر به فاجعه می‌شود. لیست مخالفان شامل جورج کنان، وزیر دفاع کلینتون، ویلیام پری، و رئیس ستاد مشترک ارتش، ژنرال جان شالیکاشویلی، پل نیتز، رابرت گیتس، رابرت مک نامارا، ریچارد پایپس و جک متلوک است. در اجلاس سران ناتو در بخارست در آوریل 2008، نیکلا سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه و آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، با طرح جورج دبلیو بوش رئیس جمهور برای وارد کردن اوکراین به اتحاد مخالفت کردند. مرکل بعداً گفت که مخالفت او بر این باور است که پوتین آن را "اعلان جنگ" تفسیر خواهد کرد. البته مخالفان گسترش ناتو درست می‌گفتند، اما در نبرد شکست خوردند و ناتو به سمت شرق حرکت کرد که در نهایت روس‌ها را به راه انداختن یک جنگ پیشگیرانه برانگیخت. اگر ایالات متحده و متحدانش برای وارد کردن اوکراین به ناتو در آوریل 2008 اقدام نمی‌کردند، یا می‌خواستند نگرانی‌های امنیتی مسکو را پس از آغاز بحران اوکراین در فوریه 2014 برآورده کنند، احتمالاً امروز هیچ جنگی در اوکراین و مرزهای آن رخ نمی‌داد. زمانی که در سال 1991 استقلال خود را به دست آورد، به نظر می رسید.