smorteza

Members
  • تعداد محتوا

    126
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

اعتبار در انجمن

480 نشان افتخار

5 دنبال کنندگان

درباره smorteza

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمیشود.

  1. smorteza

    جنگنده سوخو-57 پکفا Su-57

    دستت درد نکنه اما خبر مال ۲۰۱۴ است
  2. با سلام ایران سهم ۵۰ درصدی خود در دریای خزر را به ۱۷ درصد کاهش داد. در این زمینه به نظر می‌رسد مغالطه ای شکل گرفته که نیاز به توضیح بیشتردارد قدیمی‌ترین سند تقسیم دریاچه خزر عهدنامه ترکمن چای است ه در فصل هشتم آن آمده است ((سفاین تجارتی روس مانند سابق استحقاق خواهند داشت که به آزادی بر دریای خزر به طول سواحل آن سیر کرده به کناره های آن فرود آیند و در حالت شکست کشتی در ایران اعانت و امداد خواهند یافت و همچنین کشتیهای تجارتی ایران را استحقاق خواهد بود که به قرار سابق در بحر خزر سیر کرده، به سواحل روس آمد و شد نمایند و در آن سواحل در حال شکست کشتی به همان نسبت استعانت و امداد خواهند یافت. در باب سفاین حربیه که علم های عسکریه روسیه دارند چون از قدیم بالانفراد استحقاق داشتند که در بحر خزر سیر نمایند، لهذا همین حق مخصوص کما فی السابق امروز به اطمینان به ایشان وارد می شود، به نحوی که غیر از دولت روسیه هیچ دولت دیگر نمی تواند در بحر خزر کشتی جنگی داشته باشد.)) پس از آن هیچ معاهده متوب دیگری در دریای خزر بین ایران و شوروی منعقد نشد. از بند بالا می‌توان ننتیجه گیری نمود ایران و روسیه در زمینه کشتیرانی تجاری در دریای خزر سهمی ۵۰ درصدی دارند نکته جالب همینجا است این معاهده سهم هر طرف از کشتیرانی تجاری را مساوی قلمداد نموده اما در مورد بستر دریا صحبتی نکرده است هر چند تا سالها پیش با توجه به عدم وجود کشتی مناسب در شمال ایران عملا ایران جز ماهیگیری در سواحل سهمی از کشتیرانی در دریای خزر نداشت و تنها کشتی منسب جهت دریانوردی کشتی تفریحی شهباز متعلق به شاه بود و عملا سهم ۵۰ درصدی با وجود نیروی دریایی شوروی برای ایران محال بود. بر اساس کنوانسیون های بین المللی فاصله ۱۲ مایل دریایی از ساحل هر کشور چه در کف و چه در سطح آب سرزمین آن کشور محاسبه می‌شود و مابقی آن دریای آزاد می‌باشد در این حالت سهم ایران به دلیل تقعر ساحل ۱۱ درصد می‌شود در حال حاضر کشتیرانی در دریای خزر بجز بخش ۱۲ مایل ساحلی برای بقیه مناطق آزاد است یعنی هر کشور به بیش از ۹۰ درصد دریا اجازه تردد دارد لیکن کف دریا بر طبق توافق حاصل می شود تا پیش از این ترکمنستان و قزاقستان و آذربایجان با ترمنستان توافق تقسیم کف را اجرا نموده اند اما ایران و روسیه به صورت جامع یا موردی وارد توافق نشده بودند ساز و کار توافق اخیر مبنی بر سهم ۱۷ درصدی ایران از بستر دریا هنوز مبهم و متن توافق ما فی السابق منتشر نشده است اما نباید بند ۸ معاهده ترکمن چای در مورد کشتیرانی را به عنوان مالکیت ۵۰ درصدی ایران بر دریای خزر قلمداد کرد
  3. این شیرازه ؟ چه سرعتی. رسیدن به نصب تجهیزات
  4.   سلام اسم ایرانی اون رو فراموش کردم   اما با دیدن نقایص سلاح تک تیر انداز اشتایر در جنگ شهری و عملکرد SVR91 در سوریه صنایع شیراز به فکر تولید این سلاح افتاده خود طراحان به صراحت از الگوبرداری از سلاح  SVR91 سخن می گویند وزن کم سلاح نسبت به اشتایر، نوع شعله پوش، قابلیت مسلح شدن با فشار مستقیم گاز و خشاب 5 تایی از مشخصات سلاح است و به شدت مورد علاقه سپاه قرار گرفته.   قابلیت تا شدن سلاح یک مزیت ویژه به این سلاح داده و می توان آن را در کوله حمل نمود که در جنگ شهری بسیار کارا خواهد بود.   به شخصه فکر می کنم این سلاح ماحصل تجربیات بچه های جهرم در سوریه است       در کنار این سلاح صنایع شیراز  سلاح تک تیر انداز 20 میلیمتری رو هم توسعه داده نکته جالب اینه که با به کار بردن دمپر در تک تیر انداز 20 میلیمتری توانستند لگد شلیک رو تا 30 نیوتن کاهش بدهند به عبارت دیگر لگد اون از ژ3 کمتر است منتظر نسخه خشاب خور آن نیز باشید   متاسفانه اکثر فرماندهان در نمایشگاه فقط به دنبال نام اشتایر بودند تولید کنندگان هم به شدت از نگاه کمیت گرای فرماندهان شاکی بودند فرماندهان به جای استفاده از تجهیزات اپتیکی در سلاح و افزایش دقت آن ترجیح می دهند تعداد  سلاح بیشتری در اختیار داشته باشند   گویا هنوز مشتری برای سیستم های ریموت کنترل تیربار هم پیدا نشده و آرزوی دیدن تیربارهای قابل کنترل در مرز دست نیافتنی است
  5. smorteza

    سلاح هجومی مصاف

    سه کیلو و هشتاد گرم
  6. چند نکته در نمایشگاه دیدم که شاید ذکر اونها خالی از لطف نباشه     خودرو ارس در نوع آمبولانس آن از موتور و دیفرانسیل تویوتا بهره می برد اما برای نوع وانت از موتور و دیفرانسیل نیسان. این تفاوت می تواند به ارایه خودرو بر اساس نیاز نیرو بر اساس سرعت و یا قدرت منجر شود که از علائم بروز تفکر مشتری مداری در صنایع نظامی است.     در هنگام بازدید از خودرو یوز و امرپ یکی از مسولین صنایع کلاهدوز برای یک فرد خارجی (چینی احتمالا) در مورد خودرو توضیح می داد برخی از بخش ها رو شاید به زحمت بشه از مسوولین غرفه ها بشه شنید نکاتی که من متوجه شدم این بود که: شیشه ضد گلوله مورد استفاده 15 لایه است لاستیک های ضد گلوله در داخل شهید کلاهدوز تولید می شود زره زیرین امرپ از فولاد سوییسی است   اما سایر نکات امرپ الهام گرفته از کامیون های کاماز و سیستم تعلیق و بخشایی از شاسی مربوط به آن کامیون تجاری است حتی کنسول نیز مربوط به همان کامیون است و با صفحاتی روی آن پوشانده شده است حفاظت زرهی زیر یوز برابر با نیم کیلو TNT است!     اما هدف از ارایه امرپ با این شرایط ایجاد نیاز در نیروهای مسلح است. بنا به محدودیت های مختلف در نیروهای مسلح تفکراستفاده از امکانات موجود و یا استفاده از حداقل ها، غالب است هدف از ارایه این امرپ معرفی امکانات قابل استفاده در نیروهای مسلح به کاربران آن بود. به عبارت دیگر وزارت دفاع مانند شرکت های خصوصی به دنبال نیاز سازی در مشتری و ایجاد بازار برای تجهیزات جدید است صنایع کلاهدوز نیز امیدوار است با یافتن مشتری برای این محصول هزینه تحقیقات مورد نیاز را برای آن فراهم آورد. با رضایتی که من از بازدید کنندگان عراقی دیدم احتمان یافتن مشتری خارجی برای آن نیز بعید نیست بهر حال وجود مشتری برای خودرو ارس آن را به کارایی فعلی رساند و امرپ تحویلی به نیرو نیز شرایطی بهتر خواهد داشت     موتور خودرو ارس مدل وانت تجاری( موتور و دیفرانسیل نیسان) http://s9.picofile.com/file/8271793392/IMG_20161020_095143.jpg   مقایسه حفاظت زرهی زیر یوز http://s8.picofile.com/file/8271793526/IMG_20161020_102117.jpg  و امرپ http://s9.picofile.com/file/8271793500/IMG_20161020_101633.jpg   میزان دید راننده امرپ (قد من 180 است اما اصلا دید نداشتم) روبرو http://s8.picofile.com/file/8271793592/IMG_20161020_102616.jpg راست http://s9.picofile.com/file/8271793642/IMG_20161020_102620.jpg چپ http://s8.picofile.com/file/8271793684/IMG_20161020_102634.jpg   SVR91 (جلو) و اسنایپر 20mm (عقب) http://s8.picofile.com/file/8271793726/IMG_20161020_105355.jpg   SVR91 در حالت تا شده http://s9.picofile.com/file/8271793776/IMG_20161020_105943.jpg تولید شده در صنایع شیراز   ریموت کنترل توپ اتوماتیک http://s8.picofile.com/file/8271793818/IMG_20161020_105212.jpg
  7. با سلام   فکر می‌کنم درک درستی از بیان همدیگر نداریم من همدوسی و درهم تنیدگی رو دومفهوم جدا میدونم برای روشن شدن موضوع دریافت خودم را به تفصیل بیان می‌کنم   همانگونه که در مقاله‌تان ذکر کردید شما برای آشکار سازی یک موجود کوانتومی  نیاز دارید تا یک سیستم حداقل دو ترازی داشته باشید که به نحوی با یکدیگر قابلیت برهمکنش داشته‌باشند خوب فوتون یک بوزون است و نمی‌تواند با فوتون دیگر اندر کنش داشته باشد اما می‌تواند با ماده اندر کنش داشته باشد خوب اگر بتوانیم یک سیستم ذره‌ای با حداقل دو تراز تبهگن داشته باشیم میتوانیم این برهمکنش را ایجاد کنیم برای این کار با ایجاد یک اختلال، تبهگنی را از بین می‌بریم این همان کوانتوم دات مورد نیازماست فوتون مد نظر را به داخل سیستم شلیک می‌کنیم این فوتون در شرایطی ذره باردار ما را به تراز بالاتر انتقال می‌دهد تا این قسمت همان لیزر بود که کلیه اصول همدوسی را در خود دارد خوب باید برای ایجاد درهم تنیدگی نیاز داریم تا یک دافعه مانند اصل طرد ایجاد کنیم تا در یک سیستم دو ترازی فوتون‌های لازم کد گذاری شده باشند برای این کار از توپولوژی سیستم و شرایط مرزی آن استفاده می‌کنند شرایط مرزی با استفاده از ایده رشته‌های کوانتوم دات می‌تواند مفهوم پاریته را ایجاد کند که می‌تواند مانند اصل طرد عمل کند ما نند توپولوژی بالا گه چهار فوتون دو به دو به هم درهم تنیده ایجاد می‌کند این مساله همان طور که گفتم به کوانتوم دات به عنوان تولید کننده و آشکارساز باز می‌گردد فوتونهای تولیدی توسط کوانتوم دات مانند موج معمولی بدون کد گذاری به فضا ارسال می‌شود و در صورت برخورد به هر موجودی از نظر انرژی پاریته فاز یا هر چیز معادل مختل شده و پس از بازگشت نمی‌تواند در کوانتوم دات جذب شود به همین جهت از نظر آماری تعداد کمتری فوتون آشکار شده و در نتیجه موجود مورد نظر کشف می‌شود   تفاوت قابل ملاحظه  این روش با لیدار قابلیت افزایش طول موج با استفاده از رشته‌های کوانتوم دات است تفاوت عمده با رادار عدم امکان کوچکترین تغییر در پرتو و کدگذاری آن است که باعث مختل شدن پاریته می‌شود   اگر در تشریح من کاستی و اشتباهی هست بفرمایید   ممنون می‌شوم  لینک مقاله خود را برای استفاده بگذارید
  8.     من برای مخالفت شما احترام قائلم اما بر خلاف کلمات کلی مبهم بحث علمی نیاز به اشراف و توصیف دقیق دارد من جزییا ت یک سیستم آشکار ساز کوانتومی را بیان کردم  منبعی که خود شما آن را ذکر کردید تحت عنوان Microwave Quantum Illumination است که در تایید روش آشکارسازی است اما آشکارسازی با کلیت رادار متفاوت است در این زمینه  تفاوت دیدگاه من و شما در عنوان است   در مورد پلاریزیشن این ایده سالها است در امواج رادار به کار می رود اما فکر می‌کنم شما مفهوم همدوسی و درهم‌تنیدگی را از هم جدا نمی‌کنید فوتون یک بوزون است و از اصل طرد تبعیت نمی‌کند به همین جهت اطلاق واژه درهم تنیدگی برای آن در معنای عموم اشتباه است و باید منظور خود را به صورت علمی بیان کنید   تمام رادارها امواجی با پلاریزیشن مشخص تولید میکنند اما بر هم خوردن همدوسی به تغییر فاز تغییر، پلاریزیشن، طول موج و راستای انتشار باز می‌گردد   تمام ایده‌ایی که با نامهایی چون کامپیوتر کوانتومی، رادار کوانتومی  و ... مطرح می‌شوند در اصل اپلیکیشن هایی هستند که از ایده ترانزیستور ابعاد اتمی یا کوانتوم دات‌ها ساخته می‌شوند کارکرد داخلی این قطعات بر اساس کوانتوم است و نه خود کامپیوتر و رادار   تمام گزینه‌ ها برای تصحیح برداشت و توضیح عملکرد آن چیزی است که تحت عنوان رادار کوانتومی معرفی کردید   در صورت وجود ابهام بیشتر در خدمت هستم
  9. متاسفانه هر جا بحث از کوانتوم می‌شود تخیلات عجیب و غریب یک پای ثابت در بحث خواهند بود   ذکر چند نکته :   ۱) نام رادار کوانتومی یک نام اشتباه و صرفا با مقاصد غیر علمی و پوپولیستی است در اصل ایده<< تصویر سازی از امواج با سول موج کوتاه بر مبنای کوانتوم>> مطرح است ۲)رادار کوانتومی !  (اگر بتوان این اسم را بر آن نهاد) با  قطیش یا پلاریزاسیون یک موج کاملا متفاوت است اکٍر رادارهای امروزی دارای پلاریزیشن مشخص هستند و این ایده از اولین روش‌های مورد استفاده برای مقابله با جمینگ رادارها بوده است ۳)‌ ایده<< تصویر سازی از امواج با سول موج کوتاه بر مبنای کوانتوم>>در صورت اجرایی شدن؟؟؟  یک آپشن برای لیدار و نه رادار خواهد بود توان امواج کوتاه لیدار برای کشف پنهانکارها کاملا قایل اثبات است اما محدودیت‌های عملی موجود مانع از استفاده از آنها است در حال حاضر از لیدار برای اندازه‌گیری آلودگی‌های جوی ناشی از ذرات با اندازه میکرون استفاده می‌شود ۴) تمام کشف کننده‌ها اعم از رادار و لیدار بر اساس امواج مغناطیسی کار می‌کنند و آشکار سازی با ذره در ابعاد غیر آزمایشگاهی غیر ممکن است ۵) لیدار یک نوع رادار است که با امواج لیزر کار می‌کند همین نکته بیانگر محدودیت‌های آن است ۶) در ایده<< تصویر سازی از امواج با سول موج کوتاه بر مبنای کوانتوم>> فوتونها به جای تولید در یک چمبر گازی یا یک کریستال احاطه شده با آینه، توسط کریستال در ابعاد اتمی یا همان کوانتوم دات ها تولید می‌شود در اصل این کوانتوم دات ها در نقش ترانزیستور عمل می‌کنند و تعداد زیادی از آن‌ها کار تولید و در عین حال آشکارسازی را انجام می‌دهند (در صورت لزوم توضیح بیشتر می‌دهم) ۷) امواج مورد استفاده در این روش (لیزرها)  تکفام و همدوست هستند و هر برهم‌کنش آنها با ذره سبب به‌هم خوردن این توازن می‌شود این برخورد می‌تواند در اثر برخورد با بدنه هواپیما،  ذرات ِغبار، ملکول‌های هوا، ذرات بخار آب یا هر چیز دیگر ایجاد شود ۸) فوتون‌های بازتاب شده پس از جمع آوری وارد همان کوانتوم دات‌ها شده و یک داده آماری از درصد فوتون‌های مختل شده‌می‌دهند در صورت مشاهده اختلاف شدید می‌توان گفت یک شیء در بین راه است ۹) لیداراحتمالا  به یک بازتاب کننده نیازدارد مانند سطح ماه
  10.   سلام بر استاد گرامی   ممنون می‌شوم تعریفی از خطا داشته باشید آیا منظور شما فقط خطا در floating point است یا حتی مواردی چون crash برنامه را نیز شامل می‌شود؟ متاسفانه در برنامه نویسی علمی بسیاری از این ظرایف مورد تووجه قرار نمی‌گیرد نمونه آن نیز استفاده‌از goto در این نرم افزارها است شاید بسیاری از این موارد هم به مسایل مالی مربوط باشد در بسیاری موارد طراح، نویسنده و آزمایشگر نرم افزار یک نفر است و باید مانند آچار فرانسه عمل کند.   به نظر شما decompilerها برای نرم افزارهای تجاری تاچه حد موفق عمل می‌کنند   اگر مقدور باشد چند نمونه از باگ‌های کامپایلرها را در حد مقدورات زمانیتان تشریح کنید ممنون می‌شوم تا جایی که من دیده‌ام همه جا فقط باگ معروف به پاتریوت ( رخ داده در زمان جنگ طوفان صحرا) را به عنوان باگ ارائه میکنند اما گویا مشکلات فراتر از این موارد است ممنون می‌شوم مثالهای بیشتری معرفی نمایید     ممنون
  11.   سلام مجدد بر استاد ارجمند   بر من مسجل شده که شما استادی زبر دست در این امرهستید و در حسرت این هستم که چرا افتخار شاگردی در حضور شما را نداشته‌ام   ایکاش امکان این بود تا ویدئو کلاسهای خود را بر روی سایتهایی چون مکتب‌خانه بگذارید تا من و سایر دوستان هم بتوانیم از آن استفاده کنیم   خاطره بسیار جالبی در مورد لغت کلاستر دارم که شنیدن آن خالی از لطف نیست روزی یک کد نرم افزاری برای تحلیل خواص مکانیکی (مانند ویسکوزیته) سیالات غیر نیوتنی به نگارش در آورده بودم برای موازی سازی و تجاری سازی آن به دنیال فاند (پوشش مالی) بودم تا هم بتوانم بحث GUI ، موازی سازی و طراحی ماشین نمونه برای اجرا بر پایه کارت گرافیکی و همینطور بحث آموزش را پیش ببرم با توجه به نوع کار به سراغ ستاد نانو رفتم. در ستاد نیز  من را به بخش پشتیبانی از همایشها ارجاع دادند به صورت حضوری ملاقاتی با مسئول آن داشتم و به طور مفصل عملکرد آن را توضیح دادم و گفتم اگر برای گرید ملی در سال ۸۵ چهل میلیارد تومان (۴۰ ملیون دلار) هزینه کردید و ۴۰۰۰ هسته پردازش ایجاد کردید من برنامه ای تحویل میدهم که با ۲۰۰۰ دلار هزینه بر روی یک کلاستر با ۳۵۰۰ هسته اجرا شود و کلاستر راهم به شما می‌دهم   پس از حدود ۲ ساعت توضیح، مسئول محترم رو به من کرد و گفت ببخشید این کلاستر که شما می‌فرمایید چه نوع نرم افزاری هست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!   در نهایت به من گفتند نرم افزار به درد ما نمی خورد اگر می توانید یک چیزی درست کنید و روی میز بگذارید ما کمکتان می‌کنیم پرسیدم یعنی اگر من caso4 به صورت گرد نانو تولید کنم و رو میز بگزارم شما برای ساخت کارخانه حمایت میکنید؟؟ پاسخ مٍثبت بود آنچه من گفتم گچ ساختمانی بود که نانو پودر آن به هیچ دردی نمی‌حورد مانند بسیاری از محصولات دیگر که وام چند میلیاردی گرفتند و امروز اسم آنها فقط باقی است     خانم سلطان‌خواه را دیگر نگویید که برای پروژه های زیر ۵۰ میلیارد اصلا وقت گوش دادن  و فکرکردن ندارند     امیدوارم جناب حامد اف تاپیک را ادامه دهند تا بیش از این سر درد دل را باز نکنیم   امیدوارم فرصت این را داشته‌باشید تا منابعی برای مطالعه من و سایر دوستان معرفی کنید   در ضمن شما کامپایلر PGI را ترجیح می‌دهید آیا این کامپایلرها مزیت خاصی بر کامپایلرهای اینتل مانند ICC , Ifort و همچنین کاوپایلرهای استاندارد gcc و یا ++g دارند؟ با توجه به آنکه این کامپایلرها فقط در default optimization   و برخی امکانات جانبی با هم فرق دارند؟
  12. مطالب بسیار ارزنده‌ای مطرح نمودید به شخصه از آن استفاده زیادی بردم و مطمئنا بارها آن را مطالعه خواهم کرد     در مورد محدودیت‌های کارفرما (و استاد) من هم مانند شما این محدودیت را درک کرده‌ام بسیاری از برنامه‌نویسان مجبورند هم به زبان فرترن و هم به زبان C و ++C  برنامه نویسی کنند   خوشحال می‌شوم اگر مختصری در مورد زمینه فعالیت خود توضیح دهید تا بتوانیم موضوعات را به صورت مصداقی بررسی کنیم  فرآیند بهینه‌ سازی که شما مورد استفاده قرار می‌دهید هوشمندانه و کارا است و به شکلی اصولی بهینه سازی را بر روی نرم افزار اجرا می‌نمایید من در حوزه سیالات ، داده‌های بزرگ  وساخت نرم افزارهای شبیه سازی در حوزه علوم فعال هستم   در مورد باگ‌های موجود در نرم‌اقزار و حتی سخت‌افزارها این یک امر روتین است به گونه‌ای که در سخت افزارهای مانندGPU باگهای بسیار بیشماری وجود دارد بالاخص در عملیات بر روی Floating Point دو الگوریتم ساده ممکن است پاسخ‌های متفاوتی بدهد       در یک مورد که یکی از اساتید الگوریتمی را برای پیاده سازی از ما خواسته‌ بود با یک جستجو ساده متوجه شدم که دو سال پیش این الگوریتم به عنوان باگ GPU معرفی شده‌بود من هم از همه جا بی خبر، به گمان آنکه مچ استاد را گرفته‌ام مقاله مورد نظر را به وی نشان دادم او هم با لبخندی به من گفت که عمر باگ‌های سخت افزاری در GPU پس از کشف ۶ ماه است و این مقاله ۲ سال پیش ارائه شده است و اینگونه فک ما کش آمد   جالب آنکه یک بار برای مصاحبه  استخدامی به وزارت دفاع رفته بودم هرچه از پردازش موازی و امکانات آن برای پردازش تصویر برخط گفتم چپ چپ مرا نگاه کردند یکی پرسید یعنی با کارت گرافیک بازی هم می‌شود این کارها را کرد بعد به پروژه خودم که مربوز به نانو کامپوزیت‌ها بود ودر ارتباط با  زره‌های مایع بود را تشریح کردم این بار از من پرسیدند فرق مخلوط و ترکیب چیست؟ از تعجب خشکم زد فکر نمیکردم سوال علوم سوم دبستان از من بپرسند فکر کردم مرا مسخره می‌کنند قدرت سخن گفتن از من سلب شده بود متحیر ماندم از مجموع ۲۳ دکتری ۵۶ فوق لیسانس حدود هزار لیسانس و ... هیچ کس دانش یا تخصصی نداشت که به درد وزارت دفاع بخورد تنها تعدادی از شاغلین وزارتخانه که  معرفی واحد مربوطه  برای تبدیل وضعیت داشتند از این فیلتر عبور کردند   خود من و بسیاری از افرادی که دکتری یا مدارک دیگر خود را در بهترین دانشگاهها اخذ کرده‌اند حاضرند با حقوق کارگری برای هر مرکز تحقیقاتی داخل کشور کار کنند به شرط آنکه امکان اجرای تحقیقات را به آنها بدهند   یکی از دوستانم از بچه‌های ورودی دکتری پیوسته بود اکنون و پس از اخذ یک دکتری از فرانسه و یکی هم از ایران وچون میخواهد در ایران بماند چاره‌ای جز کار بر روی انیمیشن پیدا نکرده است دیگری با هزار امید پس از اخذ دکتری از اتریش به ایران آمده در دوره سربازی .............. دیگری از هلند آمده اکنون ............................. همه ما دغدغه کار برای کشور خود داریم اما سرخوردگی تنها دستاورد این دغدغه است     نتیجه آنکه هکرهای دست و پاچلفتی عربستان سایت‌های وزارت خارجه را هک می‌کنند مگر ما در کشور متخصص کم داریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟   یا از همه با مزه تر ساخت این به اصلاح سوپر کامپیوتر‌های ملی است همیشه ۲۰ درصد اعتبار مجموعه‌های محاسباتی (ماشین‌های محاسباتی) با رتبه بالای ۱۰ به سخت افزارها مربوط است و ۸۰ درصد آن به مجموعه برنامه نویسان و افرادی است که در کنار آن‌ به بهینه‌سازی الگوریتم‌های مختلف می‌پردازند نکته‌ای که در سوپر کامپیوتر!! شیخ بهایی (دانشگاه صنعتی اصفهان) و گرید ملی (دانشگاه امیر کبیر ) اصلا دیده نشد و تنها یک مجموعه سخت افزاری خریداری شد تا باز کاری شعاری انجام شده باشد نتیجه آن شد که اکنون پس از چند سال این مجموعه‌ها از پس هزینه برق خود هم بر نمی‌آیند چه رسد به ارتقای سخت افزار!!!!!!!!!  یک نمونه نرم افزار توسط این مجموعه‌ها طراحی نشده‌است یا حتی  یک نمونه گزارش performance  این ماشینها و یا اندازه گیری optimized core Number برای یک الگوریتم!!!!!! نتیجه دفن شدن این ماشینها با مدیرانشان در طول زمان و البته هدر رفت هزینه‌ای برگشت ناپذیر     جالب اینکه عربستان در این زمینه در حال پیشی گرفتن از ما است
  13. با تشکر از جناب EMP   هیچ وقت فکر نمی‌کردم در این سایت چنین بحثی پیش بیاید اما این بحث نشان از تخصص و دانش کاربران و گردانندان این سایت است   اقبال به پردازشگر‌های xeon phi بسیار کم و برای پردازنده‌های مجتمع fire stream ناچیز است به گونه‌ای که خود اعضای شرکت اینتل نیز دیگر تعصبی بر روی محصول خود نسبت به GPU ندارند ( البته در سطح برنامه نویسی حرفه‌ای)   واقعه از آنجا عجیب تر می‌شود که اینتل بخش تحقیقات هود را به شرکت اماراتی- هندی فروخته است   در واقع بازار بزرگ بازیهای کامپیوتری و کارت‌های گرافیکی مربوط به آن رشد سخت افزارهای GPU را تا سالها تضمین کرده است ( شاید اگر شرکت اینتل هم شام ما رو دعوت میکرد مثل Nvidia  ازش حمایت می کردم)   اگر بنا به دلایلی نتوانم از GPU استفاده کنم. آنگاه و فقط آنگاه درمورد استفاده از MPI , openMP من ترجیح می‌دهم  نوع مساله و امکانات را ملاک قرار دهم   اگر محدودیت به حجم زیاد داده مربوط باشد استفاده از MPI مقرون به صرفه تر است تا ارتباط بین نودها با کامپایل مناسب حفظ شود اما اگر حجم محاسبات زیاد باشد باید ارتباط بین هسته‌های یک نود اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و استفاده از OpenMP به صرفه است البته این قاعده برای نوهای بیش از ۱۶ هسته به صرفه خواهد بود در حالت کلی استفاده هیبریدی از هر دو روش کارآیی بهتری دارد اما برای هر مساله پیداکردن شرایط بهینه تعداد نود و هسته برای دست‌یابی به پرفورمنس بهینه است   در مورد کامپایل openMP , رسیدن به نتیجه درست باید در داخل برنامه به توالی یا sequence management توجه داشت در غیر این صورت نتیجه فاجعه بار خواهد بود   جناب EMP  در مورد استفاده از اپلیکیشن‌ها در ویندوز مطالب ارزنده‌ای بیان فرمودند اما برنامه نویسی با کارآمدی بالاHigh Performance programing(HPC) بر اساس نیازهای جدی و چالش برانگیزی ایجاد شده که حتی نیازمند ارتباط تنگاتنگ برنامه و سخت افزار است به همین جهت دسترسی بدون محدودیت به سخت افزار ملاک است. انتخاب محیط ویندوز بدترین انتخاب در این مسیر است چراکه حتی بر طول آرایه‌ها نیز اعمال نظر شدید میکند چه برسد به سخت افزار!   شاید این مثال بی راه نباشد که برای حمل بار سنگینی مسیر خوب و همواری را طراحی کنید ولی بار  را بامحدود کننده‌ای مانند سواری حمل کنید یا با ماشین باری. لینوکس هم به همان نسبت برای دسترسی و اعمال مدیریت بر سیستم کاراتر و اصطلاحا (حمال‌تر) است تا جایی که xeon phi فقط بر سیستم لینوکس قابل اجرا است. این محدودیت در GPU  هم به همان نسبت وجود دارد   از آن بدتر استفاده‌ از نرم افزاری مانند متلب برای برنامه نویسی موازی است که تصور آن را هم نمی‌توانم کنم   کارت  xeon phi         نمونه‌ای از چیدمان در یک نود       کارت GPU Nvidia tesla       3584 هسته در یک کارت!!!!!!!!!!   نمونه‌ای از چیدمان در یک نود     ناقابل ۸* ۳۵۸۴=۲۸۶۷۲ هسته        
  14. با تشکر از جناب hamedof به خاطر مطالب ارزنده‌شان   البته ناگفته نماند شرکت‌های سازنده CPU نیز بیکار ننشستند   شرکت اینتل برای افزایش‌ سرعت محاسبات دست به ساخت کلاسترهای مجتمع با نام xeon phi نمود خانواده night landing در یک کارت دارای ۷۲ واحد پردازشگر است که توان محاسباتی ۱.۲ ترافلاپس را در مدل ۷۱۲۰ ارائه می‌کند که مبنای طراحی ماشین‌های محاسباتی امروزه است به عنوان مثال تیان هی ۲ دارای ۱۶۰۰ نود محاسباتی به قدرت ۳۳ پتا فلاپس است در حالی که هر نود از دو سری پروسسورIvy Bridge و ۳ کارت xeon phi استفاده می کند و در مجموع سه میلیون هسته محاسباتی سبب شده تا عنوان بزرگترین ماشین محاسباتی را به خود اختصاص دهد.   شرکت AMD نیز مجموعه fire Stream را عرضه نموده که تابحال با آن کار ننموده ام     در مقابل Nvidia کارت های محاسبه گر خود را با معماری متفاوت عرضه می‌نماید که توضیح آن را به بعد از اجازه جناب حامداف موکول می‌کنم کارت پاسکال از خانواده تسلا به تنهایی دارای ۳۵۸۴ هسته پردازش به قدرت پردازش ۱۰ ترافلاپس است   البته مقدار غیر قابل باور توان محاسباتی GPU ها یک توان علمی است و در عمل به توانایی انطباق برنامه‌ها بر GPU وابسته است برنامه نویسی بهینه  بر اساس GPU نیازمند آگاهی کامل و به روز از معماری واحدهای پردازشگر آن است و به کلی با برنامه نویسی های متداول متفاوت است‌ اما برنامه نویسی بر روی کارت‌های مجتمع اینتل به مراتب راحت‌تر است و تفریبا با برنامه نویسی متداول تفاوتی ندارد برنامه توسط مفسر OPEN MP به چند بخش شکسته شده و بر روی CPU هسته‌ها اجرا می‌شود   نکته مهم اینکه اینگونه سخت افزارها  در محیط لینوکس برای برنامه نویسی کاربر در دسترس هستند و عموما کلاس‌های برنامه نویسی را پشتیبانی نمی کنند این مساله در GPU جدی تر است
  15.   ارائه بحث فنی در این زمینه در این انجمن به بالا بردن درک نظامی کمک خواهد کرد و انتظارات عمومی را تعدیل خواهد کرد  افزایش آگاهی نظامی عموم در این زمینه سبب خواهد شد تا تصمیمات احساسی سیاسیون در گلوگاههای جنگی با منطق جایگزین شود و سطح درک نظامیان ما نیز از یک عملیات به دید استراتژیک نبرد تغییر یابد   افزایش آگهی نظامی عموم بهترین و مهمترین کارکرد این انجمن است در مورد مقاله مذکور ممنون میشوم آدرس آن را برای مطالعه در اختیارم قرار دهید