امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

آخر دليل چيه ؟ بودجه ندارن ؟

icon_cheesygrin



عزیز چرا خودت رو می زنی کوچه ی علی چپ؟!
یعنی شما نمی دونی ما تحریمیم؟!
یعنی شما نمی دونی به ما چارتا تور ام یک که دفاعیه فروختن اون همه جنجال به پا شد!! خدا رحم کنه اگه اینا رو به ما بفروشن!!

بعدشم خط تولید سوخو 37 تا چندین سال دیگه پره!! سوخو 47 هم فکر نکنم هنوز به تولید انبوه رسیده باشه!!

اینا به ما مسافربری بفروشن جنگیش پیشکش!! icon_question

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

خيلي از جوابتون ممنون دوست عزيز!
اما يه سوال ديگه (ببخشيد زياد در اين رابطه اطلاع ندارم!) :‌ مگه ما از طرف روسيه هم تحريم شديم؟ اينا كه خيلي اين روزا دور ايرانن!
بعدش حالا اون دوتا هيچ ! حداقل سوخو 27 يا 30 هم نميدن؟
پس بايد خودمون دست به كار شيم و مثل خودرو هاي ملي كه ساختيم يه چند تا جنگنده ملي هم بسازيم! icon_cheesygrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سلام
عزيز من قرار نيست كه هرچي رو كه ساختيم بيان به ما بگن، :cry:
خب اگه امريكا نميگفت كه ما تانك ساختيم ،شايد تازه الان به ما ميگفتن كه داريم روي يك تانك جديد كار ميكنيم. icon_cheesygrin icon_question
حالا يعني اينهمه متخصص امور نظامي نميدونند كه ما به تجهيزات مدرن نياز داريم :oops:
البته ماهواره ها مي تونند هر چيزی رو كه بخواهند پيدا كنند ،اما نه در بخش تجهيزات هوايي ،سقوط هواپيمای مسافربري غربی رو تو دريا كه ديدين ، با وجود تصوير برداري هوايي نتونستند حتی محدوده سقوط اون رو هم پيدا كنند ، :oops:
نتيجه اين ميشه كه يا نيروی هوايي از ساير بخش ها عقب مونده و يا اطلاعات ما مال سالهاي گذشته است و در مورد حال فقط چيز هايی رو مي دونيم كه به هر حال تاثير زيادي تو جنگ ندارند
واطلاعات دشمن در مورد آن تجهيزات بيشتر از ماست :cry: :wave:
خب ببخشيد يه كم زيادي شد icon_eek :smug:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

بازم سلام

اما يه سوال ديگه (ببخشيد زياد در اين رابطه اطلاع ندارم!) :‌ مگه ما از طرف روسيه هم تحريم شديم؟ اينا كه خيلي اين روزا دور ايرانن!


بعدش حالا اون دوتا هيچ ! حداقل سوخو 27 يا 30 هم نميدن؟


عزيز من روابط امريكا با روسيه در حال حاظر بهتر از هر زمانه ديگه است :cry:
به حجم مبادلات بين اين دو كشور دقت كن :oops:
اين سياسته كه يه كشور بايد حتما جزو متحدان يكي از اين دو باشه تا مشكل جديدی براي منافع اين دو ابر قدرت پيش نياد ، icon_cheesygrin
اگه اين طوري كه شما ميگين باشه ايران تنها بلوك مقابله با ناتو تو منطقه است و روسيه بايد تا خرخره بهمون تجهيزات بده icon_question

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
شايد روسيه از قدرت گرفتن ايران بترسه.............مثل چند سال پيش كه از فروش بمب افكن هاي استراتژيك به چين خودداري كرد


ايران با قدرت گرفتن بيشتر ميتونه تو منطقه اي كه روسيه بيشترين منافع رو داره يا واسه خودش حق قاءله نفوذش رو بيشتر كنه و منافع روسيه به خطر بيفته

مثلا تو رژيم حقوقي درياي مازندران يا قفقاز و اسياي ميانه

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر


بعدش حالا اون دوتا هيچ ! حداقل سوخو 27 يا 30 هم نميدن؟
icon_cheesygrin



چرا چند سال پيش ميدادند اما با احتساب پول خون اجداد تزارشون! icon_question
هر سوخو 30 تقريببا 100 ميليون دلاري براي ما آب ميخورد كه اون موقع با پول يك اسكادران از اونها امورات يك سال مملكت مي گذشت!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

پشتيبانى هوايى واقعاً مورد نياز است و از درجه اهميتى بسيار بالايى برخوردار است. بزرگ ترين ناو جنگى ژاپن(جنگ جهانى دوّم) ٬ در اوّلين عملياتى كه بدون پوشش هوايى انجام داد٬ غرق شد!! از اين بدتر؟! :cry:
ما براى پشتيبانى تهاجمى از نيروى زمينى مان كم و كاستى نداريم٬ چون اين كار رو با انواع و اقسام پهپاد و موشك و بمب افكن مى تونيم انجام بديم؛ امّا وقتى از دفاع هوايى و تهاجم هوايى صحبت پيش مى آد... icon_cheesygrin ما انصافاً در زمينه دريايى اگر نتونيم كاملاً آمريكا رو زمين گير كنيم(در پهنه ى خليج پارس و درياى كوروش)٬ به راحتى اون رو محدود مى كنيم و از منطقه براشون يك جهنم مى سازيم. امّا «چه كنم كه بسته پايم...» !
تا وصول اخبار حاكى از ساخت گسترده و توسعه طرح هاى جنگنده و بمب افكن هاى بومى بايد در حول و ولع بمانيم. به هر حال كار چندان زيادى براى زمان قابل توجه٬ در برابر نيروى هوايى ناتو/آمريكا(دشمن اصلى) ازمون بر نمى آد؛ همين جا تأكيد مى كنم: صد البتّه منفعلانه زير آتش نيروى هوايى متخاصم نخواهيم رفت٬ امّا وضعيت نيروى هوايى فعلى مان(از حق نگذريم) شكننده هست.

آقا بابك شما هم خيلى سخت نگير! بذار اطلاعاتمون در بقيه جهات هم بالا بره! همه كه مثل شما آگاه و آشنا به مسائل نيستن! icon_question ولى چيزى كه بايد تذكّر مى دادى اين بود كه اين دوست تازه واردمون تصويرى خارج از گالرى سايت٬ در پستشون استفاده كرده اند...

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

مقدمه
من در این تاپیک می خوام به توان و تسلیحات نظامی ایران بپردازم البته در گذشته در این مورد بحث شده ولی من می خوام مطالب رو جمع بندی کنم و بعد آنرا بادیگر کشور مقایسه کنیم

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ارتش جمهوری اسلامی ایران یا به اختصار اجا که بصورت عاميانه ارتش خطاب می‌شود، در کنار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران یکی از نیروی های نظامی جمهوری اسلامی ایران است. فرماندهی کل ارتش جمهوری اسلامی ایران را امیر سرلشکر عطاالله صالحی به عهده دارد که پس از استعفای امیر سرلشکر محمد سلیمی از جانب آیت‌الله خامنه‌ای و مقام فرماندهی کل قوا به این سمت منصوب شده‌است.

اصل یکصد و چهل و سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران "ارتش جمهوری اسلامی ایران پاسداری از استقلال و تمامیّت ارضی و نظام جمهوری اسلامی کشور را بر عهده دارد."

اصل یکصد و چهل و چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران "ارتش جمهوری اسلامی ایران باید ارتشی اسلامی باشد که ارتشی مکتبی و مردمی است و باید افرادی شایسته رابه خدمت بپذیرد که به اهداف انقلاب اسلامی مؤمن و در راه تحقق آن فداکار باشد.
کپی شده
http://www.military.ir/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&t=9581[size=18][/size]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
از شما می خوام به این شیوه پیش بریم
1- فرماندهان
2- تاریخچه
3ارتش :
نيروي زميني
نيروي دريايي
نيروي هوايي
نيروي پدافند
4- سپاه :
نيروي زميني
نيروي دريايي
نيروي هوايي
نيروي قدس
و
بسيج
البته در هر قسمت اول به تسلیحات بعد توان نفرات سپس به نحوه آموزش نیرو ها می پردازیم [size=18][/size]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
امیر سرتیپ سید عبدالرحیم موسوي جانشین فرماندهی کل ارتش
امیر سرتیپ محمد حسن دادرس معاون هماهنگ كننده و رئیس ستاد مشترک ارتش
امیر سرتیپ رضا خرم طوسي جانشين رئیس ستاد مشترک ارتش
امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان فرمانده نیروی زمینی ارتش
امیر سرتیپ حسن شاه صفی فرمانده نیروی هوائی ارتش
امیر دریادار حبیب الله سیاری فرمانده نیروی دریائی ارتش
امیر سرتیپ کیومرث احدی فرمانده هوانیروزارتش
امیر سرتیپ فرزاد اسماعيلي فرمانده قرارگاه پدافند هوائي خاتم الانبياارتش[size=18][/size]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اريخچه نيروي زميني
تاريخچه نيروي زميني ارتش

به طور كلي بررسي تاريخچه تشكيل نيروي زميني در ايران را مي‌توان از زمان شروع تاريخ مدون آن يعني دوره مادها مورد بررسي قرار داد كه افراد اين نيرو به دو دسته سواره نظام و پياده نظام تقسيم مي‌شدند. سپس با تشكيل حكومت هخامنشيان توسط كوروش هخامنشي، اين نيروها تحت فرماندهي يك نفر درآمده و شكل و سازمان منسجم‌‌تري يافتند. در زمان داريوش هخامنشي استعداد نيروي زميني به هفتصد ‌هزار نفر افزايش يافت و رسته‌هاي پياده، سواره، اراده‌سواران، مهندسان، نفت اندازان، كارگزاران و سربازان جاويد شكل گرفت.
اشكانيان اما، نيروي زميني را به دو گروه سواران و پيادگان تقسيم كردند و اهميت بيشتري براي رسته سواران قائل بودند. در دوره ساسانيان هم پادگان‌هاي هميشگي ايجاد شد و هزينه سپاهيان و مزد سربازان از سوي دولت پرداخت گرديد.
پس از آمدن مسلمانان به ايران و فروپاشي حكومت ساسانيان، اميران عرب، نيروهايي نيز از ايرانيان در زير فرمان خود داشتند كه در ميدان‌هاي جنگ پيكار مي‌كردند و پس از مدتي همين نيروها علم استقلال برافراشتند و در گوشه و كنار ايران حكومت‌هايي تشكيل دادند كه داراي ارتش مخصوص خود بود و در اين ارتش‌ها، همان شيوه‌هاي جنگ نياكان خود را به كار مي‌بردند. صفاريان، ديلميان سامانيان و ساير حكومت‌هاي متقارن از جمله اين حكومت‌ها بودند. با روي كار آمدن صفويان، ارتش داراي سازماني متشكل و هماهنگ‌تر شد و نيروي زميني ارتش به چهار دسته:1-سواران 2-پيادگان
3-توپچيلر(توپخانه)4-نسقچيلر(راهدار و راهبان سپاهيان) تقسيم گشت.
وضعيت نيروي زميني در دوره افشاريه هم تقريباً شبيه زمان صفويه بود، اما با كشته شدن نادرشاه، آرامش و مركزيتي كه او پديد آورده بود، به يكباره از ميان رفت و آشفتگي و بي سرو ساماني در ارتش تا نخستين دهه سيزدهم هجري و آغاز فرمانروايي آقا محمد خان قاجار ادامه يافت.
در دوره قاجاريه با همت و تلاش ميرزا تقي خان امير كبير كه به حق مقام شامخي در تاريخ ارتش ايران دارد و سپس عباس ميرزا، سازمان ارتش ايران مجدداً به صورت منسجم و هماهنگي در آمد و ارتش ايران به ده تومان تقسيم شد كه هر تومان متشكل از چهار تا يازده فوج و فرمانده هر فوج يك سرتيپ بود.
به طور كلي نيروي زميني ارتش اين دوره را بخش‌هاي زير تشكيل مي‌دادند:1-قشون جنوب ايران 2-ديويزيون قزاق 3-بريگاد مركزي 4-نظام ايالات و ولايات 5-قواي داوطلب شرقي 6-ژاندارمري 7-امنيه و قواي مشابه 8-پليس منظم 9-پليس ايالات و ولايات.
در دوره حكومت رضاخان پهلوي توجه زيادي به امر نظام و اصلاحات وسيع در ارتش مي‌شد. در ضمن اين اصلاحات، ايران به پنج حوزه نظامي بزرگ تقسيم شد كه بايد آن را مبدأ تشكيل نيروي زميني ارتش به صورت اصولي و تقريباً به شكل امروزي آن دانست. اين پنج حوزه شامل لشگر مركز، لشگر شمال غرب، لشگر شرق يا خراسان، لشگر جنوب و لشگر غرب مي‌شد. سپس طي سال‌هاي 1314 تا 1320، تحولات اساسي ديگري در سازمان نيروي زميني ارتش به وجود آمد و اين سازمان شامل پنج لشگر، 4 تيپ مستقل، 2 واحد توپخانه 105 بلند و ضد هوايي شد. در سال 1314 شمسي، درجات نظامي نيز تعيين و اعلام گرديد.
در اين زمان، مدارس مختلف نظامي مانند مدرسه ديويزيون(براي ديويزيون قزاق)، مدرسه نظام مشير‌الدوله(براي بريگاد مركزي)، مدارس افسيه و سوزافسيه(براي ژاندارمري و كلاسهاي بيطاري) كه قبلاً در زمان قاجاريه تشكيل شده بودند، درهم آميخته شدند و براي اولين بار مؤسسه‌اي به نام مدارس نظام كل قشون ايجاد گرديد، در ادامه، اين مدارس به سه مدرسه جداگانه: 1-مدرسه ابتدايي نظام 2-مدرسه متوسطه نظام 3-مدرسه عالي نظام تبديل شدند، كه نام اين سه مدرسه نيز در سال 1314 به ترتيب به دبستان نظام، دبيرستان نظام و دانشكده افسري تغيير يافت.
نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران
پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران و پيدايش تغيير و تحولات اساسي در بخش‌هاي مختلف كشور، از جمله ارتش، نيروهاي انقلابي موجود در ارتش كه بيشتر آنان طي سال‌هاي گذشته نيز هدايت افراد انقلابي و مذهبي ارتش را بر عهده داشتند، با توجه به وضعيت كشور و بروز هرج و مرج در نقاط مرزي، در زمان شروع تهاجم رژيم عراق به كشورمان، نيروهاي ارتش از انسجام و هماهنگي لازم برخوردار نبودند، اما در عين حال، اولين بخش از مردم كشورمان نيز كه به مقابله با دشمن متجاوز شتافتند، نيروهاي زميني و هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران بودند.
نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران در طول هشت سال دفاع مقدس، 45 عمليات گسترده و مؤثر بر عليه نيروهاي متجاوز انجام داد كه بيشتر آنها منجر به آزادسازي بخش عمده‌اي از خاك اشغال شده كشورمان شد و ضربات جبران ناپذيري بر پيكره ماشين جنگي عراق وارد گرديد.
همزمان با عمليات‌هاي نظامي اين نيرو، پرسنل فداكار و متعهد جهاد خود كفايي آن، دوشادوش ساير پرسنل درگير جنگ، ضمن بازسازي و تعمير و تدارك وسايل، قطعات آسيب ديده منشأ خدمات بسيار ارزشمندي براي نيروهاي نظامي كشور شدند و اقدام به ساخت قطعات مورد نياز نيز كردند.
در زمينه امور آموزشي نيز اقدامات زيادي انجام گرفت تا نيروي زميني ارتش به صورت منسجم و مبتني بر علم روز درآيد.
اكنون با گذشت بيست سال از پايان جنگ تحميلي، نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران با گذر از دوران سازندگي و تعمير تجهيزات و امكانات مورد استفاده خود در جنگ، با استفاده از نيروهاي متخصص و مهندسان توانسته است كه تسليحات و تجهيزات نظامي متعددي را طراحي و توليد كند و به مرحله خودكفايي برسد.
از نظر نيروي انساني نيز، با گزينش و استخدام نيروهاي متعهد، مومن و تحصيلكرده، نيروهاي آماده‌اي را جهت دفاع از كشور و نظام جمهوري اسلامي ايران تربيت كرده است.

قدمات تشكيل نيروي هوايي
بررسي خاطرات افسران قديمي، بيانگر اين موضوع است كه قواي (نيروي) زميني ايران، درسال 1298ش يعني اواخر حكومت قاجاريه ،براي اولين بار از حمايت دوفروند هواپيماي انگليسي ،در حالي كه خلبانان آنها نيز انگليسي بودند،برخوردار شده است.وآن زماني بوده كه بلشويك هاي روسي با حمايت ازميرزا كوچيك خان ،در صدد تجزيه گيلان بر آمدند و انگليسي ها كه از اين امر و پيشروي نيروهاي روسي به سمت تهران و ...جنوب بيمناك بودند،تصميم گرفتند كه با دو فروند هواپيما نيروي ده هزار نفري دولت مركزي ايران رادر سركوب دشمن حمايت كنند.
سپس با وقوع كودتاي سوم اسفند 1299شمسي به دست رضا خان سردار سپه و تشكيل قشون متحدالشكل ،رضاخان به فكر خريداري چند فروند هواپيما براي پشتيباني نيروي زميني خود افتاد و در پي آن ،در سال 1301شمسي،يك هواپيماي روسي در آسمان تهران ديده شد كه قطعات اين هواپيما را با صندوق به تهران آورده ودر زمين هاي قاجار به هم وصل كرده بودند.در ادامه ،رضاخان تصميم گرفت كه در سازمان قشون متحدالشكل خود،در شعبه تنسيقات دايره عمليات،دفتري هم به نام دفتر هواپيمايي پيش‌بيني گردد و به اين ترتيب،براي نخستين بار در ارتش ايران، نام هواپيمايي جزو سازمان در آمد ودر حقيقت ،هسته مركزي نيروي هواييي ايران تشكيل شد.
در دفتر هواپيمايي،تشكيلات يك نيروي هوايي كه بتواند پشتيبان عمليات نيروي زميني در اجراي طرح هاي خود باشد ،طرح ريزي گرديد وبراي عملي شدن اين طرح ،دولت ايران توسط سفير خود در واشنگتن براي خريد چند دستگاه هواپيما و تاسيس يك اداره هواپيمايي و تعليم عده اي ،با دولت آمريكادر26 دي ماه 1301شمسي، وارد مذاكره شده اند .اما مذاكره با اين دولت نتيجه اي نداشت و دولت ايران ناگزير شد كه نخستين هواپيما را در همان سال از شركت يونكرس آلمان خريداري كند و در سال بعد نيز تيپ گيلان و مازندران ،دو هواپيماي ديگر از همان نوع به نام هاي گيلان و مازندران خريده و به تهران فرستادند و چند ماه بعد هم چهار هواپيما از نوع دوها ويلاند ،از روسيه خريداري شد . به اين ترتيب در اواخر سال 1302ش ،نيروي هوايي ايران داراي هفت فروند هواپيما بود كه خلبانان و مكانيسين‌هاي آنها نيز آلماني و روسي بودند.
در ادامه،با توجه به گسترش نيروي هوايي،در مرداد ماه 1303ش نخستين هيات دانشجويي ايران مركب از ده نفر براي فراگيري فن خلباني به روسيه رفتند و بعلاوه يك نفر از افسراني هم كه در خرداد ماه همان سال براي تحصيل در رشته هاي مختلف مربوط به ارتش ،فرانسه رفته بود ،در رشته هواپيمايي مشغول به آموزش شد.
در اواخر سال 1303ش نيز يك شركت آلماني به نام يونكرس،شعبه اي در ايران داير كرد و چند هواپيما براي حمل و نقل مسافر در خطوط تهران، مشهد ،شيراز ،انزلي وبوشهر به كار انداخت كه ارتش ايران به تدريج براي سركوب اغتشاشات داخلي،گاهي اوقات هواپيماها و خلبانان اين شركت را به صورت روزمزد به كار مي گرفت.
در سال 1304ش،دولت ايران بيست فروند هواپيماي ديگر از فرانسه ،آلمان و روسيه خريداري كرد ودر همين زمان ،سرهنگ خلبان ايراني كه در خارج از ايران بود، ماموريت يافت كه با يكي از هواپيماهاي تازه خريداري شده، از فرانسه به سوي تهران پرواز كند واو نيز با آن هواپيما ،از فرودگاه نظامي ويلا كوپولي پرواز كرد وپس از نشستن درچند شهر مسير خود،بالاخره در فرودگاه قلعه مرغي تهران فرود آمد.
در سال 1305،پس از بازگشت افسران ايران از روسيه كه براي تعليمات هوايي وپرواز در سال 1303اعزام شده بودند ،اداره هواپيمايي با دوقسمت ص و فني وجمعا با بيست فروند هواپيما تشكيل گرديد . اين هواپيماها علاوه بر اينكه شماره هاي مخصوصي داشتند ،به اسامي مختلفي مانند عقاب ،تيهو ، كركس،شاهين ،هما،قرقي، كبك و بلبل نيز خوانده مي شدند.
در سال بعد،پس از اينكه افسران تعليم ديده جديداز فرانسه به ايران باز گشتند،چند فروند هواپيماي ديگر نيز خريداري شدو سازمان هواپيمايي به دو صورت گردان هواپيمايي ويك گروه تعليماتي درآمد .سپس دسته دوم و سوم محصلان ايراني نيز از فرانسه بازگشتند و چون كادر مربي و افسري هوايي بالنسبه سرو صورتي گرفته بود ،رسما اداره ايي به نام اداره هواپيمايي در قلعه مرغي تشكيل شد.از اين پس ،به توسعه سازمان هواپيمايي ايران توجه بيشتري شد و دانشجويان وافسران ديگري به مدارس و آموزشگاه هاي خلباني وفني كشورها ي روسيه و فرانسه فرستاده شدند.
با گذشت ده سال از تاسيس نيروي هوايي ايران نخستين فعاليتهاي ايران در زمينه نيروي هوايي و فراهم شدن زمينه هاي فعاليت در اين بخش،ضرورت تاسيس يك آموزشگاه فني(مدرسه مكانيسين)احساس گرديد و به اين منظور قرار شد كه بيست نفر مكانيسين هوايي از كشورهلند براي تعليم در مدرسه فني كه در مهر ماه افتتاح مي‌شد،استخدام شوند. اما اين امر به دلايلي به تعويق افتاد و سرانجام در شهريور ماه 1311،مدرسه خلباني تاسيس گرديد . چهار نفر افسر هوايي نيز از كشور سوئد براي تعليم فن خلباني استخدام شدند كه به مرور تعداد آنها بيشتر شد و با فعاليت آنان در اين زمينه و گسترش اين امر،يك دانشكده فني هوايي هم جهت آموزش عده‌‌اي افسر فني در دوشان تپه تهران ايجاد گرديد.
به اين ترتيب در سال 1311 شمسي،سازمان هواپيمايي ايران عبارت بود از: يك گروه آموزشي ،يك گردان شكاري و يك گردان بمباران و اكتشافي كه تابع اركان حزب قشون بودند وبا وجود اين تشكيلات ، با طرح جديدي اركان جنگ هوايي از نيروي زميني جدا شد و سازمان مستقل هواپيمايي ، مركب از يك هنگ ، فرماندهي وستاد هنگ (مركب از 3ركن و يك دفتر ستاد)تشكيل گرديد.
در سال 1312 با توجه به گسترش قواي هوايي ايران و خريد روز افزون هواپيماهاي جنگي از خارج ،دولت وقت تصميم گرفت كه براي بي‌نيازي از خريد هواپيما ويا حداقل براي كاستن هزينه خريد آنها نسبت به تاسيس كارخانه هاي هواپيما سازي اقدام كند . يه همين منظور براي خريد ماشين ولوازم كارخانه به كشورهاي اروپايي مانند آلمان و انگلستان سفارش هايي داده شد و اين ماشينها و لوازم راكه در سال 1314به ايران رسيد ،در دوشان تپه نصب كردند وبه نام كارخانه هاي هواپيما سازي شهباز مشغول به كار شد.
اين كارخانه ها در مرداد ماه 1317،نخستين هواپيما هاي ودرابه بهره برداري رساندند كه در برابر رضا شاه پرواز كردند.
در 25 دي ماه 1314طبق ماده 1 حكم شماره 2366،عنوان هواپيمايي نظامي ايران از قواي هوايي به نيروي هوايي تغيير يافت و به طور رسمي ابلاغ شد .سپس هنگ هوايي مشهد و هنگ هوايي اهواز به ترتيب در سالهاي 1315و 1316 تاسيس گرديد وباشگاه هواپيمايي كشوري ايران نيز در سال 1318، به منظور پرداختن به امر آموزش خلباني در ايران فعاليت خود را آغاز كرد.
تا شهريور 1320 كه پايان دوران حكومت پهلوي اول است ،نيروي هوايي ايران داراي 283 فروند هواپيما ،فرماندهي و ستاد نيرو،و منضمات آن،سازمان واحدهاي هوايي شامل پنج هنگ (تبريز ،مشهد ،هنگ بمباران تهران ،هنگ قلعه مرغي تهران و اهواز )و آموزشگاه خلباني گرديد،اما در همين زمان با حمله نيروهاي متفقين به ايران ،اولين ضربه سازماني ناشي از اشغال كشور ، بر اين نيرو وارد شد و اين نيرو از 12مهر 1320در اختيار وزارت جنگ گذاشته شد و به صورت اداره پنجم آن وزارت خانه در آمد.


نيروي هوايي ايران در دوره محمد رضا شاه پهلوي
در روز 15 مهر ماه 1320،ابلاغ شد كه اداره هواپيمايي در امور داخلي مربوطه،كما في سابق مستقل است ودر كار ارتش ،به عنوان يكي از ادارات وزارت جنگ،ادامه خدمات خواهد داد .از آن سال تا سال 1326،نيروي هوايي فعاليت چشمگيري نداشت،تا اينكه در آن سال آموزشگاه فني،دوره نهم خود را تشكيل داد و نود نفر هنر آموز را پذيرفت ودروره هاي تكنيلي دانشكده فني افسري، كلاس فني ويژه درجه داران ،اموزشگاه فني و ناو بري هوايي تا سال 1336 تشكيل شد . در سال 1336 عنوان ستاد نيروي هوايي به فرماندهي نيروي هوايي تغيير يافت ودر سال 1339،سازماني به نام كمك هاي آموزشي جهت تكميل تعليمات فني هنر آموزان در تيپ تعليمات تاسيس گرديد.
سپس در سال 1346،تيپ تعليمات با امكانات آموزشي بيشتر ،مركز آموزشهاي هوايي ناميده شد كه به شش هيات آموزش نظامي،افسري،زبان ،الكترونيك،نگهداري هواپيماو تخصص هاي مختلف ،كار آموزش در نيروي هوايي را آغاز كرد.
در سال 1347،به دنبال افزايش روز افزون حضورهواپيماهاي پيشرفته ما فوق صوت‌F-5 و F-4،نيروي هوايي به استخدام كادر جديدي تحت عنوان هما فري براي انجام عمليات تعمير ونگهداري هواپيماها پرداخت وطي همين سالها،در خواست سفارش و خريد هواپيماهايF-14هم از دولت آمريكا در دستور كار قرار گرفت كه 72 فروند از اين هواپيماها در بهمن ماه 1354درفرودگاه مهرآباد به زمين نشست.در سال 1357،نيروي هوايي ايران در صدد بود كه تعداد جنگنده هاي خود را از 447 فروند به 500 فروند برساند كه اين تعداد ايران را در رده كشورهاي غربي و بالاتر از كشورهاي خاور ميانه قرار مي داد.
نيروي هوايي جمهوري اسلامي ايران
با پيدايش نشانه هاي فروپاشي رژيم پهلوي در سال 1357،به دليل گسل هاي
كه در نيروي هوايي در آن زمان پديد آمده بود ،ازجمله‌نارضايتي‌هاي‌درون‌سازماني‌آن،باعث شد كه نيروي هوايي در جريان رويداد هاي انقلاب، زودتر از نيروهاي ديگر از رژيم پهلوي گسسته و به امواج انقلاب بپيوندد. بخصوص هما فران اين نيرو ،در هدايت افراد نيروي هوايي به سمت انقلاب نقش مهمي داشتند.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران،در ابتدا انتصابات شتابزده اي كه در سطح فرماندهي نيروي هوايي صورت گرفت ، موج اعتراض ها و اعتصابات را به دنبال داشت، تا آن كه در پي شروع جنگ عراق عليه ايران ،اين امر از ثبات نسبي بر خوردار شد.
با شروع جنگ ،ضروري ترين مساله اي كه به ذهن خطور ميكرد ،مساله مقابله به مثل و جلوگيري از پرواز هر چه بيشتر هواپيماهاي عراقي به ايران بود .
در همان روز نخست شروع جنگ ،با همت فرماندهان دلير نيروي هوايي امثال شهيد محمد جواد فكوري ، نيروي هواي توانست با به پرواز در آوردن 200 هواپيما و عبور دادن 140 فروند از آنها به داخل مرزهاي عراق ، پاسخ شايسته اي به تجاوزات نيروي هاي عراقي داده و مانع از پروازهاي بعدي آنان به داخل فضاي هوايي ايران شود .
از طرف ديگر ،در آن دوران آماده كردن نيروهاي پروازي ،تعمير و نگهداري هواپيما ها و تامين قطعات يدكي نيز از جمله مسائلي بود كه نيروي هوايي با آن مواجه بود و پشتيباني ابر قدرت ها از عراق و تحريم عليه كشورمان نيز،دو چالش عمده اي ديگر محسوب مي شد .پژوهشگران غربي به اين نكته اشاره كرده اند كه نيروي هوايي ايران در دوران بعد از انقلاب موفق شده است بسياري از هواپيما هاي خود را كه بر اثر كمبود قطعات يدكي زمينگير شده اند ،با استفاده ازقطعات يدكي تعداد ديگري از همان جنگده ها فعال سازند .
نيروي هوايي در قبل از انقلاب داراي بيش از 450هواپيماي جنگي پيشرفته ،شامل پيشرفته ترين هواپيما هاي شكاري آن زمان يعني(تامكتF-14 )بود و حدود پنج هزار خلبان ورزيده در اختيار داشت ودر سال 1357،در مقايسه با نيروي زميني ودريايي، بسيار پيشرفته تر بود و در بين نيروهاي هوايي جهان سوم ، بي مانند بود در حدود 76 فروند بالگرد و 15 اسكادران موشك زمين به هوا نيز اين توانايي را تكميل ميكرد و 166 فروند (F-5)،190فروند فانتوم و77 فروند تامكت بخشي از هواپيماهاي مذكور بودند.
به هر حال نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران با داشتن سربازان زبده و كارآمد (از خلبانان تا سربازان وظيفه)توانست از همان لحظات اوليه شروع جنگ ،با طرح ريزي و اجراي عمليات هاي متعدد ،اين اصل مهم را مورد توجه قرار دهد كه با زمينگير كردن هواپيماهاي عراقي و كسب برتري هوايي،فرصت زمان كافي جهت حصول به اهداف زير را به دست آورد:
1-فرصت لازم جهت سازماندهي نيروهاي پراكنده سطحي و انجام طرح ريزي هاي اوليه پدافندي را فراهم كند.
2-نيروهاي سطحي از پشت جبهه به مناطق عملياتي انتقال يابند.
3-كاهش توان رزمي دشمن باعث كاهش پوشش هاي هوايي آن شود.
4-ظرفيت جنگي دشمن در دست زدن به حملات احتمالي هوايي به نقاط حساس وحياتي كشور كاهش يابد .
جهت دستيابي به اهداف مورد نظر ،نيروي هوايي با كسب برتري هوايي و به دست گرفتن ابتكار عمليات،موج حملات جنگده بمب افكن هاي خود را متوجه يگانهاي زرهي ،پياده ،مكانيزه و توپخانه و قرارگاه‌هاي تاكتيكي ،نقاط آمادي ،ستون هاي نظامي و همچنين محورهاي مواصلاتي نيروهاي دشمن كرد .
در نتيجه ارتش عراق كه براي خروج از بن بست به دنبال راه مفري ميگشت،به جنگ شهر ها و حمله به مناطق مسكوني روي آورد و آنها را با با موشكهاي اسكاد مورد حمله قرار داد.
اما يكي از زمينه هاي بسيار مهم وقابل بررسي اقدامات نيروي هوايي در دوران دفاع مقدس ،نقش نيروي هوايي در عمليات هاي دريايي است كه بخصوص پيروزي و افتخار آفريني آن در روز هفتم آذر ماه 1359به همراه نيروي دريايي ارتش و انهدام هفت فروند از هواپيماها ي شكاري ،هفت فروند ازناوچه هاي موشك انداز و يك فروند ناو نيرو بر هزار تني عراق و فرستادن آنها به قعر آبهاي خليج فارس، در تاريخ دفاع مقدس ماندگار شد.
در ادامه جنگ،نيروي هوايي در عمليات شكست حصر آبادان با به كار گرفتن هواپيماهاي شكاري و عكس برداري هوايي و شناسايي تاكتيكي قبل از اجراي عمليات بر فراز منا‌طق اشغالي و عقبه جبهه ها و به دست آوردن اطلاعات جامعي از توانايي‌ومحدوديت‌ها،تجمع وتمركز نيروها،تركيب و ترتيب قوا، جابه جايي و تحركات عراقي ها و در اختيار فرماندهان جنگ قرار دادن جهت اجراي اين عمليات شركت كرد كه اين عمليات با پيروزي كامل در مهر ماه 1360انجام شد .
سپس درعمليات طريق القدس كه به منظور آزادسازي بستان وتامين تنگه چزابه در محور بستان –سوسنگرد انجام شد ،در ابتدا خلبانان نيروي هوايي ،روزانه با انجام ده ها سورتي پرواز به بمباران خطوط مقدم جبهه ها پرداختند و سپس ماموريت هاي تامين اطلاعات تاكتيكي،طرح ريزي براي تهيه آتش پشتيباني از هوا ،قطع خطوط مواصلاتي و جدا سازي نيروها و پشتيباني نزديك هوايي از نيروهاي سطحي و انهدام مراكز تجمع دشمن براي ايجاد شكاف در خطوط مستحكم تماس و همچنين تامين دفاع هوايي از عقبه و عمق مناطق عملياتي وتامين پوشش هوايي ارتفاع كم،متوسط و بالا جهت عمليات بعدي را عهده دار شد.
در عمليات معروف فتح المبين نيز نيروي هوايي ، نقش پدافند هوايي را بر عهده داشت و سايت هاي 4و5 موشكي و ايستگاه رادار دهلوان كه در اختيار ارتش عراق قرار گرفته بود آزاد شد و نيروي هوايي ايران توانست 27فروند از انواع هواپيماهاي عراقي را مورد هدف قرار داده و سرنگون كند . در ادامه آن،در عمليات بيت المقدس كه با توجه به استعداد و تركيب جديد نيروي زميني عراق ،ضرورت بكارگيري حجم وسيع تري از امكانات آفندي و پدافندي هوايي از سوي ايران به خوبي احساس مي شد ،با اتخاذ تدابير مناسب عملياتي و تغيير تاكتيك نيروي هوايي ايران ،تمهيدات ارتش عراق خنثي شد و با انجام عمليات پشتيباني نزديك خلبانان ايراني، خرمشهر آزاد شد .
به طور كلي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران با رشادت ،دلاوري و پايمردي سربازانش در طي دوران دفاع مقدس و اهداء شهيدان ،جانبازان واسيران بسياري در راه پاسداري از وطن و دين اسلام ،توانست خدمات ارزنده اي را به نيرو هاي جمهوري اسلامي ايران ارائه دهد.
منابع:
1_پيشگامان پرواز در ايران،عقيدتي سياسي نيروي هوايي ارتش ،تهران،1377
2_ارتش و انقلاب اسلامي ايران ،سعيده لطفيان،مركز اسناد انقلاب اسلامي،تهران،1380
3_تاريخ ارتش نوين ايران از 1300 تا 1320،ستاد ارتش،تهران ،تهران، 1346
4_تاريخ 50ساله نيروي شاهنشاهي،مرتضي طلوعي،نيروي هوايي شاهنشاهي،تهران1355
5_تاريخ نيروي هوايي ايران ،غلامرضا علي بابايي، انتشارات آشيان،1383

در سال 1302 هجري شمسي، نيروي دريايي ايران به طور رسمي مجدداً تاسيس گرديد دانشجوياني در سال 1306 جهت تحصيل علوم دريايي به ايتاليا اعزام گرديدند و چند فروند ناو جهت ساخت به ايتاليا سفارش گرديد.در سال 1311 ناوهاي اول ببر، پلنگ، سيمرغ و كركس تحت فرماندهي ناخدا بايندر از طريق كانال سوئز، درياي سرخ، اقيانوس هند و درياي عمان عازم خليج فارس شدند ودر 14 آبان 1311 در بوشهر لنگر انداختند و با خريد يك حوض شناور 6000تني جهت تعميرات زيرآبي و ايجاد آموزشگاه درجه داري و پايگاه‌هاي دريايي، نيروي دريايي يگان‌هاي خود را در درياي مازندران توسعه داد.
تا قبل از جنگ دوم جهاني، نيروي دريايي در شمال داراي تعميرگاه و ناوچه‌هاي بابلسر، سفيد رود، گرگان، نهنگ، رامسر، نوشهر و شهسوار و قايق‌هاي كوچك آتش نشاني بود ودر جنوب داراي ستاد فرماندهي، آموزشگاه مهناوي، كشتي يدك بر، حوض شناور، تعميرگاه ثابت و متحرك، دو فروند نفت كش، بنگاه فانوس‌هاي دريايي، مركز تداركات بنادر و اداره بندري بندر شاهپور سابق و ناوهاي ببر، پلنگ، شهباز، سيمرغ، كركس، شاهرخ، دو گروهان نيروي آبخاكي، ناوچه‌هاي شاهين، چلچله، كارون، كهف و ناوچه‌هاي راهنما و ناوچه‌هاي شماره 1 الي 10 بود.
در سوم شهريور 1320 در يورش متفقين به ايران، نيروي دريايي مقاومت قهرمانانه‌اي ازخود نشان داد كه منجر به غرق شدن ناوهاي ببر و پلنگ وتعدادي از ناوچه‌ها وشهادت دريابان بايندر فرمانده نيروي دريايي و 600 نفر از افسران، درجه داران و ناويان گرديد.
در سال 1325 بعد از جنگ جهاني دوم و ملاقات سران متفقين در تهران و شناسايي ايران به عنوان پل پيروزي، دو فروند ناو به منظور غرامت ببر و پلنگ به ايران داده شد ونيروي دريايي ايران با داشتن ناوهاي شاهرخ،شهباز، سيمرغ، كركس و چند فروند يدك كش به همراه باقي مانده كاركنان مجدداً پا گرفت. با افزايش درآمدهاي نفتي ايران و عضو شدن ايران در پيمان سنتور، پاسداري از خليج فارس و درياي عمان وشمال اقيانوس هند به ايران سپرده شد. نيروي دريايي به سرعت توسعه يافت و دانشجويان دريايي به اقصي نقاط دنيا اعزام گرديدند.
در دهه هاي 40 و 50 نيروي دريايي ايران داراي سه فروند ناوشكن سنگين موشك انداز، هوادريا متشكل از بالگردهاي ضد سطحي، ضد زير دريايي، مين روب و هواناوهاي پيشرفته، ناوهاي مين روب، دوازده فروند ناوچه موشك انداز، ناوگان عظيم آبخاكي و لجستيكي و پايگاه‌هاي عمده در بندرعباس، بوشهر، خارك، چابهار و خرمشهر شده و به تشكيل يگان‌هاي تفنگدار و تكاور دريايي اقدام و مراكز آموزشي در سواحل درياي مازندران ايجاد و بزرگترين مركز كارخانجات و تعميرات كشتي با حوض‌هاي خشك وشناور در بندر عباس ايجاد گرديد.
نيروي دريايي ايران پس از انقلاب اسلامي
با پيروزي انقلاب اسلامي در 22 بهمن 1357، تحول عظيمي در نيروي دريايي ايجاد و در راستاي خود كفايي آموزشي، اعزام دانشجو به صورت همگاني به خارج از كشور متوقف و دانشگاه علوم دريايي امام خميني(ره) با چهار دانشكده ناوبري و فرماندهي كشتي، مهندسي برق و الكترونيك و مخابرات دريايي، مهندسي مكانيك دريايي و رشته مديرت و كميسر دريايي تاسيس گرديد.مراكز آموزش‌هاي تخصصي در انزلي و رشت توسعه يافتند و دانشكده فرماندهي و ستاد نيروي درياي پا گرفت.
با شروع جنگ تحميلي،‌ نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران هرگز در مقابل تهاجم نيروهاي عراق غافلگير نگرديد بلكه در هفتم آذر ماه 1359 با عمليات بزرگ شناور رزمي عراق و انهدام سكوهاي نفتي البكر و الاميه و محاصره كامل دريايي بنادر بصره، فاو و ام القصر و محروم نمودن كامل و تا پايان جنگ به نبرد با هواپيما و بالگردهاي دشمن در دريا پرداخت و در مدت هشت سال جنگ تحميلي، نيروي دريايي ده هزار فروند كشتي تجاري را به بنادر ايران اسكورت نمود كه در اين بين تنها چند صد فروند آن‌ها مورد اصابت موشك‌هاي هواپيماي دشمن قرار گرفتند كه كارنامه بسيار درخشاني در جنگ‌هاي دريايي قلمداد مي‌گردد و از سويي امنيت خطوط مواصلات دريايي خليج فارس، درياي عمان و شمال اقيانوس هند را همواره برقرار نمود.
در 29 فروردين 1367، ناوگان نيروي دريايي جمهوري اسلامي ايران در نبردي نابرابر با نيروهاي دريايي و هوايي آمريكا در خليج فارس شركت نمود كه هر چند به غرق شدن ناوشكن سهند و ناوچه جوشن انجاميد ولي ضرباتي كه نيروي دريايي آمريكا متحمل گرديد(از جمله اصابت مين به ناوشكن ساموئل بي رابرتز، غرق شدن يك فروند كشتي لجستيكي و سرنگوني يك فروند بالگرد آمريكايي) در نبردهاي منطقه‌اي كم سابقه بوده است.
منبع
http://www.aja.ir/portal/Home/Default.aspx?CategoryID=41b10a7e-408a-4700-bb7e-f50e4daeb5c8[size=18][/size]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

انیروی زمینی
فرمانده: امیر احمد رضا پوردستان
100872348528.jpg
احمدرضا پوردستان از افسران ارشد ارتش جمهوری اسلامی ایران است. او از سال ۱۳۸۷ به سمت فرماندهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شده‌است.پیش از این سمت در سمت‌هایی چون ریاست دانشگاه افسری امام علی(ع) و نیز فرمانده ارشد ارتش در استان‌های فارس و کهگیلویه و بویراحمد فعالیت داشته‌است. وی ۱۰۰ ماه سابقه حضور در مناطق عملیاتی در جریان جنگ ایران و عراق را داشته که عمده آن در لشکر ۹۲ زرهی خوزستان بوده‌است.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
من که هنوز متوجه نشدم هدف از داشتن دو تا سیستم نظامی مجزا چیه ؟

هم ارتش و هم سپاه

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]من که هنوز متوجه نشدم هدف از داشتن دو تا سیستم نظامی مجزا چیه ؟

هم ارتش و هم سپاه[/quote]
در اوایل انقلاب ایران با مشکلات در توطئه های داخلی( کردستان) وخارجی (عراق) بود با کمبود نیرو مواجه شده بود و کار شکنی های بنی صدر در مورد مقابله با این مشکلات به بهانه این که سرباز باید اموزش جنگی کامل داشته باشد ایران با کمبود نیرو مواجه شده بود دراین حالت بود که سپاه ایجاد شد تا مشکلات کمبود نیرو رفع شود چون سپاه از نیرو های داوطلب مردمی استفاده می کرد
اما در حال حاضر به خاطر سبک جنگی متفاوت این دو است که انعطاف پذیری ایران رو در مقابل هر دشمن خارجی وداخلی زیاد میکنه
در ضمن سپاه یک نیروی خود اکتفاه است

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط Nestor
      عمليات توكل : پايان عمليات گسترده تا زمان عزل بني صدر


      دو ماه پيش از عمليات توكل در منطقه عمومي آبادان ، عمليات ديگري در همين منطقه به شكست انجاميده بود . فرماندهان ستاد اروند بر آن شدند تا براي شكست محاصره چهار ماهه آبادان و باز پس گيري منطقه شرق رود كارون و پس راندن دشمن تا مرز بين المللي شلمچه و رود " خين " عمليات توكل را طرح ريزي كنند و با بهره گبري از يگانهاي پياده و زرهي ارتش از سه محور جاده ماهشهر- آبادان ، آبادان – خرمشهر و غرب كارون ، آن را به اجرا درآورند . سرانجام در 20 دي ماه 1359 عمليات توكل توسط يگان هايي از ارتش ، شماري از نيروهاي سپاه و ستاد جنگ هاي نا منظم آغاز شد . قواي زرهي از ذو محور و نيروهاي پياده از محور سوم وارد عمل شدند . در سه راهي آبادان و كوي ذوالفقاريه كه نيروهاي پياده تك كرده بودند ، خط نيروهاي عراقي در هم شكست و شماري از آن ها اسير شدند . اما به سبب عدم پيشروي در دو محور ديگر ، اين نيروها نتوانستند موقعيت خود را تثبيت كنند و به ناچار دست به عقب نشيني زدند . به اين ترتيب عمليات توكل ، كه در مرحله نخست موفقيت چنداني در پي نداشت ، در مراحل بعدي نيز با توقف حمله رو به رو گرديد و ناكامي مرحله نخست سبب شد تا انجام اين گونه عمليات هاي گسترده تا زمان عزل بني صدر از مقام فرماندهي كل قواي مسلح منتفي شود .


      نام عمليات : توكل
      زمان اجرا : 20 / 10 / 1359
      مكان اجرا : جاده ماهشهر – آبادان و غرب رود كارون
      ارگان هاي عمل كننده : نيروي زميني ارتش ، سپاه پاسداران ، ستاد جنگ هاي نا منظم
      اهداف عمليات : شكست محاصره چهار ماهه شهر آبادان و باز پس گيري ساحل شرقي رود كارون


      مقدمه : شرحي بر عمليات هاي دفاع مقدس
    • توسط marshal1987
      برگرفته شده از کتاب شمشیر پیروزی


      1- استراتژی نظامی جمهوری اسلامی ایران در برابر تجاوز عراق


      شروع حمله سراسری (1359/6/31) و پیشری های سریع ارتش عراق در عمق خاك جمهوری اسلامی ایران، باعث طرح ریزی و اجرای یك استراتژی نظامی در مقابل نیروهای متجاوز عراق در جبهه های شمالی (آذربایجان غرب و كردستان)، میانی (كرمانشاه و ایلام) و جنوبی (خوزستان) گردید. این استراتژی واقع بینانه و هدفمند بر اساس اصول و مراحل زیر پایه ریزی شد:
      مرحله اول: سد پیشروی دشمن و تثبیت او در اولین مواضع پدافندی مناسب.
      مرحله دوم: اجرای عملیات پدافندی در برابر ارتش عراق، همراه با افزایش آمادگی و توان رزمی نیروهای خودی و انجام عملیات های آفندی محدود به منظور ضربه زدن به دشمن.
      مرحله سوم: اجرای عملیات های آفندی گسترده علیه دشمن به منظور انهدام و بیرون راندن نیروی متجاوز از خاك جمهوری اسلامی ایران.
      به دنبال اجرای این استراتژی و پس از گذشت حدود دو ماه از شروع جنگ سرانجام نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران با تهیه و صدور طرح عملیاتی بدر، در مورخه 1359/8/30 مأموریت این نیرو را به شرح زیر به یگانهای تابعه در جبهه های شمالی، میانی و جنوبی ابلاغ نمود:
      نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، ابتدا تجاوز ارتش بعثی عراق را در اولین مواضع پدافندی متوقف و سد می كند و سپس با اجرا و هدایت عملیات نامنظم در جبهه و جناحین، عمق سازمان و گسترش دشمن متجاوز را تضعیف می كند و درنهایت با اجرای عملیات آفندی و منهدم كردن نیروهای دشمن در منطقه خط مرز بین المللی را ترمیم می نماید و آماده می شود تا عملیات خود را برای سرنگون كردن رژیم منحط بعثی عراق هدایت نماید.
      با ابلاغ طرح عملیاتی بدر از سوی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران به یگان های عمده نزاجا، لشگر 81 زرهی كه در آن زمان مسؤولیت پدافندی جبهه میانی را به عهده داشت، طرح عملیاتی امین را تهیه و مأموریت و تدبیر عملیاتی خود و همچنین مأموریت های محوله به یگان های تابعه را در بند 2 و 3 این طرح به شرح زیر ابلاغ نمود:


      2- مأموریت


      لشگر 81 زرهی و نیروهای شبه نظامی و زیرامر، ضمن اجرای عملیات پدافندی علیه عوامل مسلح مزدور داخلی، حملات نیروهای بعث را در منطقه متوقف و در مقدم ترین مواضع پدافندی ممكن، آن را سد می نماید و همزمان با آن، عملیات های رزمی محدود خود را جهت تضعیف دشمن اجرا می كند و سپس در ساعت (س) روز (ر) باقیمانده نیروهای خصم را در منطقه نابود و خط مرز بین المللی را ترمیم، و آماده می شود بنا به دستور، تك را جهت سرنگونی رژیم صدام حسین كافر به داخل خاك كشور عراق ادامه دهد. " 1 ".

      3- اجرا

      الف- تدبیر عملیات پیوست ب(كالك عملیات)


      (1) مانور
      لشگر 81 زرهی، این عملیات را در دو مرحله با سه تیپ و یك گروه رزمی در خط به ترتیب از شمال به جنوب، تیپ 3 زرهی در شمال (راست)، تیپ 3 لشگر 77 پیاده خراسان " 1 ". و تیپ 2 زرهی در وسط و تیپ 1 زرهی در جنوب (چپ) انجام می دهد.
      الف- مرحله یكم
      لشگر 81 زرهی ضمن هدایت عملیات پدافندی داخلی در مناطق مربوطه، به منظور پاكسازی منطقه از لوث وجود عوامل مسلح و مزدور دولتهای جنایتكار بین المللی كه علیه انقلاب اسلامی ایران مجهز شده اند و همچنین به منظور استقرار كامل قانون و اقتدار حكومت جمهوری اسلامی ایران، دشمن را در مقدم ترین مواضع سد كننده مناسب متوقف می نماید و با وارد آمدن تلفات و خسارات همه جانبه جهت تضعیف و كاهش توان رزمی او در جبهه، جناحین و عمق سازمان رزمی و تداركاتی دشمن مبادرت به اجرای عملیات چریكی، حملات محدود شبانه و روزانه و حملات مداوم هوایی و توپخانه ای می نماید.
      ب- مرحله دوم
      لشگر 81 زرهی در ساعت (س) روز (ر) تك نموده، باقیمانده خصم را در منطقه نابود و خط مرز بین المللی را ترمیم می نماید و سپس آماده می شود تك را جهت سرنگونی رژیم صدام حسین به داخل خاك عراق ادامه دهد.
    • توسط Nestor
      هدف از انجام عمليات « مسلم بن عقيل » تصرف همه ارتفاعات مشرف بر شهر " مندلي " عراق بود . اين منطقه با توجه به توقف و ناكامي در عمليات " رمضان " در شرق بصره و شيوه اي كه براي حمله از مناطق كوهستاني اتخاذ شده بود ، انتخاب گرديد تا نقاط قوت و ضعف نيروهاي هر دو طرف براي جنگ كوهستاني به دست آيد . هدف دوم تامين مرزهاي جبهه مياني ، آزاد سازي بخشي از خاك ايران و پس زدن عراق از غرب شهر " سومار " بود .
      اين عمليات با همكاري سپاه و ارتش و با رمز « يا ابا الفضل العباس » در تاريخ 9 مهرماه 1361 به اجرا در آمد . در مرحله نخست ، نيروهاي ايراني به خوبي پيش رفتند و در مرحله بعدي از سرعت پيشرويشان كاسته شد و عليرغم پا تك هاي سنگين دشمن ، سرانجام مواضع فتح شده تثبيت گرديد .
      در اين عمليات كه مدت هفت روز و در 2 مرحله انجام شد ، 150 كيلومتر مربع از خاك ايران آزاد و حدود 30 كيلومتر مربع از خاك عراق تصرف شد . نيروهاي خودي ضمن تامين دشت سومار ، روي ارتفاعات " كيسكه ، كهنه ريگ مستقر و بر تنگه هاي مرزي مسلط شدند . شهر مندلي نيز در ديد و تير رس آنان قرار گرفت و امكان پيشروي به عمق خاك عراق فراهم و آسان شد . نيروهاي عراقي در جريان اين عمليات و پاتك هاي خود تعدا 4275 تن كشته و زخمي به جا گذاشت . همچنين يك دستگاه رادار ، يك دستگاه ردياب صوتي توپخانه ، 3 دستگاه بولدوزر و بولدوزر « دي – 8 » و چند قبضه توپ 100 ميليمتري آنان به غنيمت نيروهاي ايراني در آمد و 79 دستگاه تانك و نفربر از جمله چند دستگاه تانك پيشرفته ، 20 دستگاه خودرو ، 3 دستگاه لودر و 3 قبضه كاتيوشا به همراه 7 فروند هواپيماي دشمن منهدم و ساقط شد .



      نام عمليات : مسلم بن عقيل ( ع )
      زمان اجرا : 9/7/1361
      مدت اجرا : 7 روز
      مكان اجرا : سومار در جبهه مياني جنگ
      رمز عمليات : يا ابا الفضل العباس ( ع )
      تلفات دشمن : 4275 نفر كشته ، زخمي و اسير
      ارگان هاي عمل كننده : سپاه و ارتش
      اهداف عمليات : تصرف همه بلندي هاي مشرف به شهر مندلي عراق و تامين مرز جبهه مياني و آزاد سازي بخشي از خاك ايران به همراه پس زدن دشمن از غرب شهر سومار




      قابل توجه علاقه مندان به عمليات هاي 8 سال دفاع مقدس
    • توسط mm1368
      مقدمه:
      عمليات كربلاي 2از جمله عملياتهايي است كه درقالب عمليات متوسط رزمندگان اسلام دسته بندي شده و در اواخر سال چهارم جنگ انجام شد. از جمله ويژگي هاي مهم اين عمليات حضور يك گردان از اسيران داوطلب عراقي درزير مجموعه تيپ 9 بدر در اين عمليات است كه به نوبه خود براي اولين بار در طول جنگ اين اتفاق افتاد. دومين ويژگي شهادت شهيد محمود كاوه فرمانده لشكر ويژه شهدا كه آوازه شجاعت و دلاور مردي آن زبانزد همگان بود. لذا به منظور توجه بيشتر به اين دو خصوصيات عمليات دو گزارش مستند كه يكي عملكرد تيپ 9 بدر درعمليات وديگري نحوه شهادت شهيد محمود كاوه فرمانده قهرمان لشكر ويژه شهداء در ادامه شرح عمليات ارائه مي گردد. با تشكر از دوستان مركز مطالعات و تحقيقات جنگ كه ما را در آماده سازي اين نوشتار ياري كردند.

      شرح مختصر عمليات:
      عمليات كربلاي 2 در 10شهريور 1365درمنطقه حاج عمران، با شركت يك تيپ از لشكر 10 سيد الشهداء (ع) و تيپ 9 بدر، 12قائم، 21امام رضا 105قدس، 155 شهداء كه در مجموع به استعداد 28 گردان از سپاه انجام شد.
      هدف هاي عمليات عبارت بودند از: ترميم خط پدافندي، خارج كردن عقبه خودي از ديد و تير دشمن و دست يابي به راه كارهاي مناسب به منظور عمق دادن به منطقه براي عمليات بعدي، مانور عمليات از دو محور طرح ريزي شده بود: محور راست شامل ارتفاعات گردكوه (معروف به شهيد صدر)، تخته سنگي، تپه شهدا و تپه سرخ و 2محور چپ، شامل ارتفاعات 2519، واراس و يال هاي آن، تپه تخم مرغي، شيار «انه»، و دو يال ارتفاع مسكران.
      فرماندهي اين عمليات به قرارگاه سيدالشهداء (ع)، يكي از قرارگاه هاي تابعه نيروي زميني سپاه واگذار شد. درشب اول عمليات، تپه شهيد صدر، تخته سنگي و مقر فرماندهي دشمن به تصرف نيروهاي خودي درآمد و در جناح چپ، به علت عدم دستيابي كامل به هدف ها، رزمندگان عقب نشيني كردند.
      درشب دوم، بارديگر نيروها از محور چپ دست به حمله زدند. اما موفقيتي به دست نيامد و عمليات با تصرف نيمي از هدف ها، به پايان رسيد.

      عملكرد تيپ 9 بدر درعمليات كربلاي 2:
      تيپ 9 بدر تشكلي از نيروهاي مجاهد و ارتشيان عراقي است كه از شروع جنگ تحميلي و يا در طول آن با هجرت يا پناهنده شدن به ايران، در كنار نيروهاي سپاه پاسداران شروع به فعاليت كرده اند. اين نيروها عموماً درعراق افسر و درجه دار بوده اند. بيشتر افراد كادر تيپ نيز از نيروهاي عراقي مي باشند.
      اين تيپ ابتدا در قالب گردان هاي «شهيد صدر» به وجود آمد و در كنار نيروهاي خودي در عمليات بدر حضوري شايسته داشت. پس از آن درچند عمليات در «هور» از جمله عمليات «قدس» و «عاشوراي 4» شركت كرد و موفقيت هايي را نيز به دست آورد. سپس با ادغام در نيروهاي «قرارگاه رمضان» همكاري خود را با اين قرارگاه آغاز كرد.
      اين تيپ به استعداد سه گردان نيروهاي مجاهد عراقي و يك گردان از اسيران داوطلب، در مجموع با 650نيرو در عمليات كربلاي 2شركت كرد.
      آنچه براي اولين بار در طول جنگ دراين عمليات انجام شد، حضور يك گردان از اسيران داوطلب شامل سربازان، درجه داران و افسران عراقي بود.
      راوي تيپ 9 بدر (علي مژدهي) روحيه نيروهاي اين تيپ را قبل از حركت آنها براي عمليات، چنين تشريح كرده است:«كليه نيروها با داشتن روحيه اي بسيار قوي، دسته دسته ضمن آماده شدن براي حركت، با برگزاري مراسم سينه زني و نوحه خواني به پادگان شور و حال عجيبي داده بودند.
      عده اي از برادران نيز مشغول نوشتن وصيت نامه بودند و همگي بي صبرانه منتظر حركت به سمت منطقه عملياتي بودند. درگردان اسرار نيز اين وضعيت به چشم مي خورد، عده اي درحال نوحه خواني و سينه زني بوده و هركدام با ديدن فرمانده تيپ او را در بغل گرفته و با خنده به وي نويد پيروزي مي دادند.»
      راوي در شرح اقدامات اين تيپ در عمليات كربلاي2، نوشته است: «درحالي كه منطقه با خمپاره هاي منور دشمن روشن شده است، نيروهاي تيپ حركت خود را به آرامي به سوي اهداف تعيين شده ادامه مي دهند. كليه گردان هاقصد دارند كه در بين ساعات 22تا 23 به پاي كار برسند. گردان شهيد صدر درساعت 22 به نزديكي خط اول دشمن مي رسد و دسته خط شكن با استقرار در جلو گردان، آماده هجوم نهايي مي شود. برادران واحد تخريب در حال خنثي سازي مين معابر در زير نور منورها و شليك خمپاره هاي دشمن هستند، كه ناگهان دشمن متوجه نيروهاي خودي مي شود و آنها را به رگبار گلوله مي بندد و به دنبال آن درگيري آغاز مي شود.
      نيروها با عبور از معابر، خود را به خاكريز دشمن مي رسانند و زير آتش و نارنجك هايي كه به سوي آنها پرتاب مي شود به داخل كانال جلو خود مي روند و جنگ تن به تن را در داخل كانالي با عرض كم و ارتفاع نزديك به يك و نيم متر آغاز مي كنند. دشمن كه با هجوم قدرتمندانه نيروهاي خودي مواجه شده است، به رغم مقاومت شديد، سنگر به سنگر عقب مي رود. دراين هنگام يكي ديگر از گردان هاي تيپ 9 بدر (شهيد دستغيب) موفق مي شود با شكستن خط دشمن، از پشت به او حمله كند، اين امر سبب مي شود كه نيروهاي دشمن با ناامن ديدن وضعيت خود، دست از مقاومت بردارند. به دنبال آن، گردان شهيد صدر موفق مي شود با گردان شهيد دستغيب الحاق كند و هر دو به سوي مثلث انتهايي ارتفاع پيش روي كنند؛ بر اثر اين حركت بقيه افراد دشمن به عقب مي گريزند و نيروهاي دوگردان روي مثلث انتهايي مستقر شوند.
      يكي ديگر از گردانهاي تيپ 9 بدر (گردان حمزه) كه عمدتا از اسيران عراقي تشكيل يافته است، به منظور كمك به آنها وارد عمل مي شود و با حركت سنگر به سنگر در داخل كانال ها، به پيشروي ادامه مي دهند.
      با روشن شدن هوا تمام منطقه پاكسازي مي شود و درنتيجه، ارتفاع شهيد صدر و يال آن و ارتفاع صخره اي به دست نيروي چهارگردان از تيپ 9 بدر تصرف مي شود و دشمن با برجاگذاشتن كشته ها و اسيران بسيار، از اين منطقه عقب نشيني مي كند.»

      حركت فرمانده تيپ 155 شهدا به سوي شهادت:
      در وضعيت فوق طاقت و به شدت دشواري كه نيروهاي عمل كننده خواه ناخواه با آن مواجه بودند و سبب شده بود پيروزي را نيز دور از دسترس ببينند. تيپ ويژه 155 شهدا، به خصوص فرمانده آن، مؤمنانه و شجاعانه درعرصه درگيري وارد شدند. شهيد اميري مقدم راوي مركز مطالعات و تحقيقات جنگ دراين تيپ، در گزارش خود از عمليات كربلاي2، درباره اين وضع و حركت نيروها براي ادامه عمليات و سرانجام آن، چنين روايت كرده است: «تغييرات انجام شده در طرح مانور و عدم موفقيت كامل تيپ ويژه 155 شهدا در عمليات شب گذشته، موجب ترديد در مسئولان، خصوصا فرماندهان اين تيپ شده بود. اين ترديد اگر چه در خود فرمانده تيپ (برادر محمود كاوه) نيز وجود داشت ولي وي با توجه به حساسيت زمان و مصلحت كل عمليات، اين ترديد را بروز نمي داد و به همين دليل تصميم گرفت براي زدودن ترديدها و تقويت روحيه عملياتي در افراد تيپ، به همراه نيروهاي عمل كننده در منطقه درگيري حاضر شود. وقتي كه مسئولان تيپ از اين تصميم آگاه شدند درصدد برآمدند كه وي را از اين عمل باز دارند. فرمانده يكي از گردان ها (برادر صلاحي) براي منصرف كردن وي، مي گويد: «شما اين كار را نكنيد، آتش دشمن زياد است، مسير، بد مسيري است، خداي نكرده طوري مي شود.» فرماندهي در جواب مي گويد: «خب، اگر اين طور است، ما هم شهيد مي شويم. اگر كار مثل شب گذشته بشود، ما هم حاضريم امشب شهيد شويم.» به همان اندازه كه خود وي در رفتن به خط درگيري مصمم بود، ساير مسئولان تيپ مخالف بودند.
      مكالمه زير كه در آخرين دقايق قبل از عزيمت برادر كاوه به منطقه و در هنگام پوشيدن پوتين، بين وي و قائم مقام تيپ (برادر منصوري) انجام گرفته، بيانگر اين واقعيت است كه ايشان چه قدر به رفتن و ديگران چه اندازه در بازداشتن وي مصمم بوده اند. متن مكالمه اين چنين است:
      منصوري: رفتن شما نه به نفع اسلام است و نه به نفع...
      كاوه: نه
      منصوري: اگر نظر شما اين است كه نيروهاي عمل كننده آدم قوي تري مي خواهند، من قوي نيستم ولي مي روم جلو و يكي ديگر را اين جا مي گذارم.
      كاوه: نه، من مي خواهم امشب، شما اينجا باشيد.
      منصوري: من نمي خواهم
      كاوه: امشب كارها جور نمي شود.
      منصوري: خب، اگر جور نمي شود با رفتن شما هم جور نمي شود.
      كاوه: چه مي گويم! جور مي شود، ان شاءالله جور مي شود.
      منصوري: البته اگر خدا بخواهد جور مي شود. شما هم اين جا كلي كار داريد: مسئله قرارگاه، هماهنگي توپچانه و...
      كاوه: اين ها همه اش حل مي شود، اين ها مشخص است.
      منصوري كه از بحث كردن نتيجه نمي گيرد، با پيش كشيدن تصميم خودش براي رفتن به جلو، مي گويد: حالا در هر صورت شما برويد، من كار ندارم. من هم براي انجام مأموريت، گردان امام حسين(ع) را برمي دارم و مي روم.
      كاوه: خب، شما اين كار را بكنيد.
      منصوري: ولي اين جا در مقر فرماندهي تيپ كارها مي خوابد.
      كاوه: مسئله اي نيست، شما همين اول درگيري كه من جلو هستم، اين جا باشيد.
      منصوري وقتي باز هم نتيجه نمي گيرد، به طور جدي تري مي گويد: آقاي كاوه، مي خواهيد به زور متوسل بشويم؟ جلو رفتن شما اصلاً درست نيست، منطقي نيست.
      كاوه: امروز با روزهاي ديگر فرق مي كند. من يك چيزهايي مي دانم، يك چيزهايي هست، مي دانم ترديد هست.
      منصوري: خب، ترديد طبيعي است. بايد باشد.
      كاوه: خب اگر آدم خودش جلو باشد و يك وقت مسئله اي پيش آمد، مي تواند هم پيش خداي خودش و هم پيش خلق خدا و...
      برادر كاوه سكوت مي كند و براي هدايت گردان امام حسين(ع) از سنگر فرماندهي خارج مي شود.»
      راوي تيپ ويژه 155شهدا سپس افزوده است: «به هنگام اعزام گردان ها براي اجراي مأموريت، ابتدا گردان امام حسين(ع)، سپس گردان امام سجاد(ع) در حالي كه فرماندهي تيپ (محمود كاوه) پيشاپيش آنها قرارداشت، حركت خود را براي تصرف ارتفاع «2519» آغاز كردند. طبق طرح مانور قراربود گردان امام حسين(ع) پايگاه هاي 1و 2 و گردان امام سجاد(ع) پايگاه هاي 3و 4را تصرف كنند. حساسيت دشمن نيز نسبت به شب اول كم تر شده بود. و احتمال جدي نمي داد در اين محور مجدداً عمليات شود، از اين رو اجراي آتش و پرتاب منور آنها نيز اندكي كاهش يافته بود.
      به هر ترتيب، حدود ساعت يك بامداد بود كه نيروهاي پياده پس از پيمودن فاصله خط خودي تا دشمن به زير اهداف مورد نظر رسيدند تا با هماهنگي آتش خودي، درگيري را شروع كنند. در همين حين يك گلوله خمپاره كنار برادر كاوه به زمين اصابت كرد و او جان به جان آفرين تسليم كرد.» روحش شاد و راهش پرثمر باد
      منبع
    • توسط mm1368
      جمهوری اسلامی ایران برای پاسخ گویی به بمباران و موشک باران مناطق مسکونی شهرها و احقاق حقوق خود در مجامع بین المللی، با تغییر منطقه عملیاتی از جنوب به غرب، در صدد برآمد تا قدرت رزمندگان اسلامی را بار دیگر به جهانیان نشان دهد.
      بدین منظور عملیات گسترده ای در غرب کشور در دشت های سلیمانیه عراق هم زمان با مبعث رسول اکرم (ص) به نام والفجر 10، آغاز شد. این عملیات در روز سه شنبه 25/12/1366، شروع و در 5 مرحله به اجرا در آمد.
      منطقه حلبچه و خرمال، اگرچه از گذشته مورد توجه طراحان نظامی سپاه پاسداران بود و هر از چند گاهی در مقاطع مختلف جنگ مورد بررسی آنان واقع می شد، لیکن با توجه به این که تلاش اصلی همواره در جبهه جنوب صورت می گرفت، انجام عملیات در منطقه مذکور هیچ گاه به طور جدی طرح نمی گردید. به دنبال اصلی شدن جنگ در جبهه شمالی – که در پی پیدایش مشکلات و معضلات بسیار بر سر راه انجام عملیات در جبهه جنوبی ایجاد شد – و نیز توقف عملیات در منطقه بیت المقدس 2، توجه بیشتری به منطقه حلبچه مبذول گردید. طراحی عملیات والفجر 10 در حالی انجام شد که دشمن اگر چه منطقه عملیاتی بیت المقدس 2 – را به دلیل احتمال هجوم قوای ایران – مسدود نموده بود، لیکن تهاجم اصلی را در جبهه جنوب محتمل می دانست. به این ترتیب عملیات بزرگ سال 66 در منطقه عمومی حلبچه طراحی و اجرا شد.
      اهداف عملیات
      در این عملیات، علاوه بر اهداف سیاسی، سه هدف عمده نظامی مورد نظر بود:
      1- آزاد سازی شهرهای حلبچه، خرمال، دوجیله، بیاره و طویله.
      2- فراهم سازی مقدمات تصرف سد دربندیخان.
      3- انسداد عقبه اصلی دشمن در استان سلیمانیه.
      منطقه عملیات
      منطقه عمومی حلبچه به جز در غرب و شمال که دریاچه سد دربندیخان در آن واقع است، توسط ارتفاعات بلند و صعب العبوری محصور شده است که هر یک از این ارتفاعات از اهمیت زیادی برخوردار است؛ به طوری که بالامبو و شاخ آن بر دریاچه دربندیخان و دشت و ارتفاعات تمورژنان مسلط است. شاخ تمورژنان نیز بر شاخ شمیران، سد دربندیخان، تونل جاده سلیمانیه – بغداد تسلط دارد.
      علاوه بر ارتفاعات فوق الذکر، می توان از ارتفاعات و ناهمواری های دیگر منطقه نام برد که مهم ترین آن ها عبارتند از: ارتفاعات پرونیه، توانیر، پنج قله، شینه روی، تپه چناره، سه تپه، خورنوازان، تپه هانی قول، تپه سزام و شاخ دارزین.
      هم چنین شیارهای موجود در منطقه نقش موثری در اختفاء نیروهای خودی داشته و بعضاً به عنوان معابر وصولی مورد استفاده قرار گرفته اند. از جمله این شیارها می توان از دره گلان، شیار زلم، شیار سورمر، شیار سازان، دره خورنوازان، شیار بالای روستای خورد و شیار وشکنام نام برد.
      مهم ترین تاسیسات اقتصادی منطقه، سد دربندیخان است که علاوه بر پرورش ماهی و کشاورزی، در تامین برق قسمت و سیعی از عراق نقش مهمی دارد. پادگان حلبچه، پادگان لشکر 27 در کانی مانگا، مقر فرماندهی نیروهای دفاع الوطنی سپاه یکم در منطقه روداژه و پایگاه های موشکی سام 2 و سام 7 نیز از جمله تاسیسات نظامی در این منطقه می باشند.
      شهرهای مهم عراق در این منطقه نیز به ترتیب وسعت و اهمیت عبارتند از: حلبچه، خرمال و دوجیله.
      استعداد دشمن
      منطقه عملیاتی، تحت مسئولیت سپاه یکم عراق قرار داشت. پدافند این منطقه قبلاً برعهده نیروهای جاش (مزدوران کرد عراقی) بود و آن ها علاوه بر حفظ خطوط پدافندی، ماموریت مقابله با کردهای معارض را نیز بر عهده داشتند. با شروع فعالیت هایی همچون آماده سازی زمین، تردد خودروها و ... از سوی قوای خودی در این منطقه، دشمن نیز به اقداماتی از قبیل جایگزینی نیروهای نظامی با جاش ها، تقویت منطقه با تیپ های جدید و ... مبادرت ورزید. در مجموع یگان هایی که از قبل و نیز در جریان عملیات در منطقه حضور یافتند، عبارت بودند از:
      - تیپ های 96، 606، 39، 14، 402، 602، 506، 422، 420، 72، 13، 707، 702، 95 و 433 پیاده.
      - تیپ های 80، 17 و 50 زرهی.
      - تیپ های 24، 27 و 46 مکانیزه.
      - تیپ های 65، 66 و 68 نیروی مخصوص.
      - تیپ 1 کماندویی سپاه چهارم، تیپ 2 کماندویی سپاه سوم و تیپ 2 کماندویی سپاه یکم.
      قوای خودی
      قرارگاه خاتم الانبیاء(ص) به عنوان قرارگاه مرکزی عمل می کرد.
      الف – قرارگاه قدس تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
      - لشکر 7 ولی عصر (عج) با 6 گردان.
      - لشکر 33 المهدی (عج) با 6 گردان.
      - لشکر 25 کربلا با 10 گردان.
      - لشکر 19 فجر با 6 گردان .
      - لشکر 17 علی ابن ابی طالب (ع) با 6 گردان.
      - لشکر 41 ثارالله با 7 گردان.
      - تیپ مستقل 39 بیت المقدس با 4 گردان.
      ب – قرارگاه ثامن الائمه (ع) تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
      - لشکر 9 بدر با 8 گردان.
      - لشکر 55 ویژه شهدا با 6 گردان.
      - تیپ مستقل 36 انصار المهدی با 4 گردان.
      - تیپ مستقل 75 ظفر با 2 گردان.
      - تیپ مستقل 29 نبی اکرم (ص) با 6 گردان.
      - سپاه چهارم باختران با 6 گردان.
      ج – قرارگاه فتح تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
      - لشکر 8 نجف اشرف با 5 گردان.
      - لشکر 14 امام حسین (ع) با 5 گردان.
      - لشکر 11 امیر المومنین با 4 گردان.
      - تیپ مستقل 82 صاحب الامر با 3 گردان.
      - تیپ مستقل 91 بقیة الله (عج) با 3 گردان.
      - تیپ مستقل 44 قمربنی هاشم با 3 گردان.
      - تیپ مستقل 100 انصارالرسول با 3 گردان.
      طرح عملیات
      به علت وجود ارتفاعات سرکوب سورن در شرق منطقه عملیاتی و دریاچه دربندیخان در غرب آن، در حد فاصل انتهای شمال شرقی دریاچه تا ارتفاعات سورن تنگه ای به عرض 10 کیلومتر ایجاد شده است که در مباحث طرح مانور، تضمین موفقیت عملیات را در گرو انسداد این تنگه با الحاق از دو محور می دانستند. این عمل می بایست در محور شمال از مله خور به طرف خرمال و در محور جنوبی از غرب بالامبو در امتداد تمورژنان با تصرف سرپل احتمالی در کمر دریاچه و سرانجام الحاق دو بازو در تنگه و محاصره دشمن انجام می شد.
      به منظور تحقق طرح مانور یادشده، قرارگاه قدس در محور شمالی مامور بستن تنگه و تصرف پل گردکو (عقبه اصلی دشمن به کل منطقه) شد. قرارگاه فتح در محور جنوبی می بایست ضمن تصرف بالامبو و تمورژنان با تامین سرپل در کمردریاچه، برای مقابله با حرکت احتمالی دشمن، با احداث پل از آمادگی لازم برخوردار باشد. قرارگاه ثامن الائمه(ع) نیز در محور میانی مامور شد تا در منطقه گوزیل – دشت سازان به طرف حلبچه پیشروی کند و در مرحله دوم جاده بیاره – طویله – نوسود را تصرف و آزاد نماید. هم چنین، قرارگاه رمضان ماموریت یافت علاوه بر فعالیت های شناسایی، با مشارکت تیپ 75 ظفر و کردهای معارض ضمن تصرف شهر، توپخانه دشمن رامنهدم سازد.
      شرح عملیات
      عملیات در ساعت 2 بامداد 24/12/1366 با رمز مبارک یا محمد ابن عبدالله (ص) آغاز شد. سرعت عمل یگان ها به گونه ای بود که اغلب آن ها توانستند تمامی اهداف خود در مرحله اول را به تصرف در آوردند. به غیر از واکنش دشمن در شاخ سورمر و شاخ شمیران تحرک دیگری از نیروهای عراقی مشاهده نشده و تعداد زیادی از آن ها که در خواب بودند، کشته و اسیر شدند.
      رزمندگان اسلام پس از عبور از موانع سخت و ایذایی دشمن موفق شدند حدود 20 روستا واقع در شمال و جنوب و غرب شهر خرمال را آزاد نمایند.
      رزمندگان روز بعد نیز توانستند مقاومت نیروهای دشمن را در هم شکسته و پیروزمندانه وارد شهر خرمال عراق شده و شهر را کاملا پاکسازی نمایند. در دروازه شهر گروهی از مردم به استقبال رزمندگان اسلام آمدند.
      در محور قرارگاه قدس، پس از تصرف مله خور و ارتفاعات چناره، خرنوازان، هانی فتح، اگر چه بالامبو و تنگه به تصرف درآمد، لیکن به دلیل توقف قرارگاه قدس و نیز واکنش دشمن در جناح چپ عملیات،نیروها روی شاخ سورمر و شاخ شمیران متوقف شدند. در محور قرارگاه ثامن الائمه(ع)، نیروهای عمل کننده ارتفاعات مگر از سلسله ارتفاعات بالامبو و نیمی از شیندروی را تصرف کردند و به رغم روشن شدن آسمان، برای الحاق روی یال ارتباطی شامل دشت سازان و سپس نیمی دیگر از ارتفاعات شیندروی، به پیشروی خود ادامه دادند. قرارگاه رمضان نیز در این مرحله تنها توانست پمپ بنزین شهر حلبچه را به آتش بکشد.
      قابل ذکر است که نیروهای جهادگر با احداث جاده های مناسب در ارتفاعات سر به فلک کشیده و زدن پل های حیاتی، نقش مهمی در تسریع حرکت نیروهای عمل کننده ایفا کردند، تا جایی که نیروهای به اسارت گرفته شده در عملیات والفجر 10 از سرعت عمل نیروهای عمل کننده در این منطقه صعب العبور ابراز شگفتی می کردند. سرهنگ پیاده کوکب محمد امین از تیپ کماندویی لشکر 34 عراق می گوید: «باوجود موانع سخت و طبیعی و ایذایی، به ذهن ما خطور نمی کرد که رزمندگان اسلام بتوانند به ما نزدیک شوند، از این رو ما زمانی از آغاز عملیات با خبر شدیم که در محاصره کامل قرار داشتیم.»
      با گذشت ساعت ها از آغاز عملیات و تصرف شهر خرمال وده ها روستا در استان سلیمانیه، طارق عزیز وزیر امور خارجه عراق طی مصاحبه ای در لندن اعلام کرد: «اخبار مربوط به عملیات ایران در جبهه ها تنها یک شایعه است.»
      در حالی که نیروهای خودی از روحیه خوبی برخوردار بودند و تلفات آنان نیز بسیار اندک بود، از هم گسیختگی قوای دشمن و عدم حضور جدی آنها در منطقه موجب شد تا بر تسریع آغاز مرحله دوم عملیات تاکیدشود. دشمن بنابر تصوری که در مورد عملیات داشت، ستون های متعدد و طویلی را با عبور از پل های ملاویسی و زلم به طرف دوجیله و سپس حلبچه کرد.
      مرحله دوم عملیات
      بعد از ظهر چهارشنبه 26/12/1366، دلیرمردان سپاه با پیشروی در غرب شهر خرمال، روستاهای تپه کالاری، حاجی رقه، تپه توکه، کپه کول و ... را توانستند، آغاز کنند. با آزاد سازی این روستاها ارتباط شمال و جنوب استان سلیمانیه قطع شد و شهر مهم دوجیله و بیش از 20 روستای اطراف آن آزاد شد.
      مرحله سوم عملیات
      در بامداد پنج شنبه27/12/1366، آغاز و پس از عبور از رودخانه های خروشان سیران، زیمکان و آب لیله، مواضع، پایگاه و استحکامات دشمن را در سلسله ارتفاعات بالمبو و گزیل و بیش از 24 ارتفاع دیگر در جنوب استان سلیمانیه عراق در هم کوبیدند و بر بیش از 90 روستای منطقه عمومی حلبچه تسلط پیدا کردند و روستاهای حد فاصل شهر دوجیله و دریاچه دربندیخان عراق آزاد شد و نیروی دریایی سپاه با استقرار در شرق دریاچه، تحرکات دشمن در آن سوی دریاچه را زیر نظر گرفت و پیشروی به سوی شهر حلبچه از چندین جناح ادامه، و این شهر به محاصره در آمد و سرانجام رزم آوران اسلام موفق شدند، در زیر بمباران های شدید هوایی و شیمیایی دشمن، شهر 70 هزار نفری حلبچه را آزاد نمایند.
      مرحله چهارم عملیات
      این مرحله از نیمه شب پنج شنبه 27/12/1366، آغاز و رزمندگان اسلام، پس از تثبیت مناطق آزاد شده، موفق شدند شهر مرزی و کردنشین نوسود را که بیش از 7 سال زیر سلطه دشمن قرار داشت و بغداد آن را به عنوان پایگاهی برای ضد انقلابیون و منافقین وابسته تبدیل کرده بود، از تیررس دشمن خارج سازند.
      با استقرار کامل نیروها در شهر نوسود موفق شدند دو شهر نظامی طویله و بیاره و بیش از 8 روستای اطراف آن در نزدیکی نوار مرزی را آزاد کنند.
      دشمن در روز جمعه 28/12/1366، در محورهای شمالی عملیات والفجر 10 اقدام به پاتک کرد که با هوشیاری و آمادگی رزمندگان اسلام دفع شد و دشمن پس از به جای گذاشتن ده ها کشته، زخمی و اسیر، ناگزیر به عقب نشینی شده و مواضع قبلی خود را نیز از دست داد.
      مرحله پنجم عملیات
      مرحله پنجم در شب چهارشنبه 3/1/1366 آغاز و حماسه آفرینان بسیجی و پاسدار، به دشمن حمله کردند تا به جنایت بعثی ها در بمباران شیمیایی شهر حلبچه پاسخ گویند. در این عملیات که در محور خرمال به سید صادق در استان سلیمانیه انجام شد، 19 ارتفاع حساس منطقه، از جمله ارتفاعات 1058 (وربشن) مشرف بر شهر سید صادق و چندین روستای دیگر استان سلیمانیه آزاد شد.
      پیام امام خمینی (ره) به مناسبت عملیات والفجر 10
      امام (ره) در پاسخ به نامه فرمانده کل سپاه پاسداران چنین اظهار فرمودند:
      ... اخبار پیروزی ها و حماسه های دلاوران اسلام نه تنها دل ملت ما، که قلب همه مستضعفان و محرومان را شادمان نمود و صدام و عفلقیان و حامیان و اربابان او، خصوصا آمریکا و اسرائیل را عزادار کرد. سلام خالصانه مرا به همه فرماندهان عزیز و شجاع و رزمندگان ظفرمند پیروز سپاه و بسیج و ارتش و هوانیروز و نیروی هوایی و جهادگران دلاور و گمنام و امدادگران و کلیه نیروهای مردمی و کُرد ابلاغ کنید و سلام و تشکر ملت ایران را به مردم شهرهای آزاد شده عراقی که بدون این که حتی یک گلوله هم به طرف آنان و شهرهای آنان شلیک شود، با آغوش باز و فریاد الله اکبر از رزمندگان ما استقبال نمودند، برسانید و به آن ها بگویید که می بینید صدام چگونه دیوانه وار شما و شهرهایتان را بمباران خوشه ای و شیمیایی می کند، و خواهیم دید که جهان خواران چگونه در تبلیغات مسموم خود از کنار این پیروزی های بزرگ و جنایت صدام خواهند گذشت...

      نتایج عملیات
      - آزاد سازی منطقه ای به وسعت حدود 1200 کیلومتر مربع شامل شهرهای حلبچه، خرمال، بیاره، طویله و هم چنین نوسود از شهرهای ایران.
      - کاهش خط پدافندی خودی.
      - گشودن جبهه ای جدید برای دشمن وانتقال توان عمده ای از ارتش عراق به جبهه شمالی.
      - به اسارت درآوردن 5440 نفر از نیروهای دشمن.
      - انهدام 270 تانک و نفربر، 60 توپ صحرایی، 20 ضدهوایی، 40 خمپاره انداز، 13 دستگاه مهندسی، 230 خودرو و 750 اسلحه انفرادی و آرپی جی هفت.
      - به غنیمت گرفته شدن 90 تانک و نفربر، 100 توپ صحرایی، 20 توپ ضد هوایی، 20 خمپاره انداز، 15 دستگاه مهندسی، 800 خودرو و 6110 اسلحه انفرادی و آرپی جی هفت.
      ساجد-سایت جامع دفاع مقدس
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.