master1986

جنگ نرم - ايران در فيلمهاي هاليوود

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

اخیرآ نوشتن فیلمنامه ی فیلم [color=blue]کوروش کبیر[/color] به پایان رسیده و قراره این فیلم با کارگردانی اقای جوزانی و به کمک دوستان ایشان در هالیوود ساخته شود (فیلم برداری این فیلم در ایران انجام خواهد شد با بازیگران ایرانی).اکران این فیلم در سطح جهان چهره ی جدیدی از ایرانیان را به جهانیان معرفی خواهد کرد.متاسفانه دشمنان ایران و انقلاب همواره سعی در خدشه وارد کردن به چهره ی کشور ما در جهان هستند و ما بایستی با این جنگ نرم ان ها مقابله به مثل کنیم.
در مورد فیلم [color=red]شرایط[/color] هم توجه داشته باشید که فیلمبرداری این فیلم در لبنان انجام شده است من نمی دانم تا کی دوستان ما می خواهند از پشت به ما خنجر بزنند.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
گفتید هالیوود. جدا چهره جدیدی رو از ایرانیان نشون میده . من که شک دارم هالیوود بخواد این فیلم رو بدون نیش و کنایه بسازه . البته اگر هم بسازه مقسودی داره که همتون میدونید چیه. icon_wink

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دوستان شايد اين شبهه يا اشتباه براشون پيش بياد كه چرا اين تاپيك داره به اين موضوع ميپردازه. يا اصلا هدفش چيه. بايد عرض كنم خدمتتون كه شما كه نميتونيد در ... اونا رو ببنديد كه. ميبينيد هر روز بهتر از روز قبل و با امكانات بيشتر و هزينه و وسواس بيشتر دارن از ايران يه غول بي شاخ و دم به تصوير ميكشن. اون هم براي ملت غرب. مردماني كه گوش و مغزشون فقط و فقط در اختيار هرچيزيه كه رسانه هاشون ميگن. خوب حالا كه اونها اينجورين تكليف ما چيه. به عبارت بهتر ما چي كار بايد بكنيم؟ چي كار كرديم؟
تنها كاري كه كرديم اين بوده كه فوق فوقش اومديم محكوم كرديم!! جالبه نه؟ چند ميليون دلار خرج بد جلوه دادن ايران ميكنن بعد ما ميام فحش ميديم كه اين كارا رو نكنيد. اونام ميگن چشم.
هر جنگي ابزار خودش رو داره. تانك رو با خنجر نميشه از پا دراورد. بايد جواب رو مثل خودشون داد. بايد قاعده بازي رو بلد بود. يه سوال؟ تا حالا چندتا فيلم ساختيم كه واقعيات جامعه امريكا رو نشون بديم؟ چندتا فيلم ضد امريكاييي ساختيم؟ ماشااله همه فيلمامون شدن يا لوده بازي و مسخره بازي يا عشقولانه دختر پسري.
درد اين تاپيك به زعم خودش اينه. اخرين فيلمي كه به نظرم در اين رابطه ساخته شده توي ايران فيلم حمله امريكا به ايران و زمينگيري توي طبسه. والسلام.
اومديم يه فيلم تاريخي بسازين بگيم امريكا تازه 400 ساله كشف شده؟ اومديم بگيم چه دولت وحشي اي داره؟ اومديم بگيم چندتا بمب اتمي داره. اومديم بگيم تنها استفاده كننده از بمب اتمه؟ اومديم بگيم بابا ايران اينجوري كه شما ميگيد نيست؟ اومديم بگيم .....
و هزار تا سوال بيجواب ديگه.
فعلا كه ميبينيد همه اقايون به فكر خودشون و جيب خودشونن.
ياعلي

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[color=green][b]با سلام به همه دوستان و تبريك به مناسبت فروغ مجدد آفتاب عالم تاب ميليتاري[/b]
[/color][quote]
درد اين تاپيك به زعم خودش اينه. اخرين فيلمي كه به نظرم در اين رابطه ساخته شده توي ايران فيلم حمله امريكا به ايران و زمينگيري توي طبسه. والسلام.
اومديم يه فيلم تاريخي بسازين بگيم امريكا تازه 400 ساله كشف شده؟ اومديم بگيم چه دولت وحشي اي داره؟ اومديم بگيم چندتا بمب اتمي داره. اومديم بگيم تنها استفاده كننده از بمب اتمه؟ اومديم بگيم بابا ايران اينجوري كه شما ميگيد نيست؟ اومديم بگيم .....
و هزار تا سوال بيجواب ديگه.
فعلا كه ميبينيد همه اقايون به فكر خودشون و جيب خودشونن. [/quote]



[color=indigo]از دوست خوبم جناب abijoon1 بابت طرح اين مسائل كمال سپاس رو دارم.[/color]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[align=center][b] [color=red] بزرگترین تولید کننده فیلم های ضد اسلامی و ضد ايراني را بهتر بشناسیم[/color][/b][/align]

[align=center] صندوق کلاریون یک نهاد اسرائیلی آمریکایی است که با ساخت فیلم های جنجالی، ایران ستیزی و اسلام ستیزی را در آمریکا بویژه دانشگاه ها ترویج می کند.[/align]

[color=indigo]
پایگاه اینترنتی هافینگتون پست در گزارشی به معرفی صندوق کلاریون پرداخته و می‌نویسد: صندوق کلاریون یک سازمان غیر انتفاعی تقریبا وابسته به احزاب راست اسرائیل و آمریکا است که فیلم‌های مستند جنجالی در مورد تهدید اسلام تولید و توزیع می‌کند و آمریکایی‌ها را وادار به آماده باش درباره تهدید اسلام افراطی می‌کند. این گروه در سال 2006 تاسیس شد و به منظور انجام ماموریتش دست به تولید فیلم‌های مستند آموزشی و انتقال مضامینی در مورد اسلام افراطی در فیلمهایش می‌زند و از طریق تلاش‌های زیاد در اینترنت و پردیس‌های دانشگاهی به دنبال دستیابی به اهدافش است.
صندوق کلاریون توسط "رافائل شور" یک محافظه کار خاخام اسرائیلی تاسیس شد، و هیئت مشورتی کلاریون شامل بعضی از نئو محافظه‌کاران و دیگر سیاست‌مداران جنگ طلب از قبیل "فرانک گاف نی" از مرکز سیاست امنیتی؛ "دانیل پایپ" از انجمن خاورمیانه، "ژودی یاسر"، موسس "انجمن آمریکایی اسلامی برای دموکراسی" و سخنگوی صندوق کلاریون و مستند جهاد سوم، "کلار لوپز"، مدیر اجرایی کمیته سیاست ایران، "هارولد رود"، افسر پیشین زیر نظر داگلاس فیت در دوره رونالد رامسفلد، "یان شارون" مدیر اجرایی "مینه سوتا علیه تروریسم" و "سارا استرن" رئیس "انجمن حقیقت خاورمیانه" (EMET) است که در پخش فیلم‌های کلاریون همکاری و مشارکت دارند.


صندوق کلاریون توجه رسانه‌های زیادی را به خاطر تلاش‌هایش در توزیع میلیون‌ها نسخه از دی وی دی‌های فیلم کوتاه "وسواس: جنگ اسلام افراطی علیه غرب" و برای نقشش در تولید فیلم "جهاد سوم: تصویر اسلام افراطی برای آمریکا" که در می 2009 پخش شد، جلب کرد. تلاش‌های کلاریون برای ترویج این گونه فیلم‌ها انجام داده و در سال 2008 برخی رسانه ها در مورد کلاریون گفتند که متهم به معاف از مالیات بودن و تلاش برای تحریک کردن فضا و ایجاد ترس در آمریکا در هفته‌های قبل از انتخابات ریاست جمهوری است.در اواخر سال 2010، کلاریون اعلام کرد که در حال تکمیل تولید سومین مستند خود است؛ که این فیلم در مورد مالیخولیای تهدید ایران است. عنوان فیلم "ایرانیوم" بود؛ فیلمی که قصد داشت هراس را در مورد تهدید برنامه هسته‌ای ایران را از طریق توضیح اصول انقلاب و به صورت تصویری افزایش دهد و تنفر و خشونت را به رهبران ایران نسبت دهد. فیلم رفتارهای متجاوزانه ای از دولت در مورد شهروندانش را نشان داده و به ترتیب تاریخی، استفاده دولت از ترور در خارج برای تحمیل پیام مرگبار در برابر دشمنان خود ساخته را القا می کند.

• فیلم وسواس:جنگ اسلام افراطی علیه غرب
بعضی از 28 میلیون دی وی دی وسواس که تبلیغ تنفر نامیده شد توسط بعضی از منتقدین در روزنامه‌های چندین ایالت کلیدی آمریکا از قبیل فلوریدا، اوهایو و میشیگان در روزهای منتهی به انتخابات سال 2008 الصاق شده و قابل دسترس بود. این فیلم ویدئویی تلاش می‌کرد موردی بسازد که در آن نیت اسلام افراطی را، هدف‌گیری تمدن غرب و قرار دادن آن زیر یوغ ارزش‌های اسلام نشان دهد. این مطلب توسط رافائل شور موسس صندوق کلاریون و وین کوپینگ تولید کننده فیلم ویدیویی "بی‌رحم: مبارزه برای صلح در اسرائیل" نوشته شده است. فیلم بی‌رحم نیز مستندی درباره منازعه فلسطین - اسرائیل است که برروی خشونت‌های اعراب تمرکز می‌کند. چندین گروه از قبیل کمیته امور آمریکا - اسرائیل و سازمان صهیونیستی آمریکا که از سیاست‌های نظامی‌گری اسرائیل و آمریکا حمایت می‌کنند از اکران فیلم بی‌رحم نیز حمایت کردند.بعد از انتشار اولین قسمت آن در سال 2005، نمایش وسواس بحث‌های راجع به اسلام هراسی را در پردیس‌های دانشگاهی آمریکا داغ کرد. فیلم به صورت تجاوزکارانه اسلام هراسی را در دانشگاه‌ها ترویج می‌کرد. وقتی که نسخه‌های دی وی دی فیلم به عنوان بخشی از پروژه هشدار علیه تروریسم "دیوید هارویتز" ترویج شد و در لای روزنامه‌های ایالتی در ماه‌های آخر منتهی به انتخابات 2008 ظاهر شد بعضی از ناظران متهم کردند که کلاریون و انجمن حقیقت خاورمیانه به صورت سری به دنبال حمایت از سناتور "جان مک کین" و دیگر کاندیداهای جمهوری‌خواه هستند که علیه افراط‌گرایان اسلامی و تهدید آنها مبارزه می‌کنند در حالیکه رقیب دموکرات آنها سناتور "باراک اوباما" در مورد این مساله ضعیف عمل می‌کند.


وقتی که یک روزنامه در یک شهر کوچک پنسیلوانیا منبع ارسال دی وی دی‌‌ها را بررسی کرد، فهمید که منبع ارسال دی وی دی‌ها وب‌سایت صندوق کلاریون به آدرس Radicalism.orgبوده است که یک گزارش سیاسی در حمایت از مبارزات مک کین منتشر کرده است. گزارش بیان می‌کند که سیاست‌های مک کین برای مقابله با اسلام تهاجمی و تروریسم تلاش می‌کند. طبق نظر نیویورک تایمز، وسواس به عنوان نقطه جوش مباحث دانشگاهی درباره خاورمیانه عمل کرد، نه فقط به دلیل آنکه کلیپ‌های آن از تلویزیون اعراب در غرب به ندرت نشان داده می‌شود، بلکه بدلیل شبکه پخش و حامیان اسرائیلی آن.

• جهاد سوم
این گزارش در ادامه به بررسی فیلم جهاد سوم پرداخته و می‌نویسد: جهاد سوم توسط صندوق کلاریون در می 2009 تولید شد. جهاد سوم ادعا می‌کند که جنگی را بررسی می‌کند که رسانه‌ها چیزی درباره آن به شما نگفته‌اند و دشمنی که دولت نیز از نام آن می‌ترسد را آشکار می‌کند. در اواخر سپتامبر 2008، وب‌سایت فیلم ادعا می‌کند که فیلم بر روی سند سری (مانیفست برادری مسلمانان آمریکایی) کشف شده توسط اف بی ای تمرکز کرده است. فیلم تشریح می‌کند که هدف جهاد بزرگ تخریب تمدن غرب از درون از طریق عملیات نفوذی و سلطه بر شمال آمریکا است. فیلم مبارزه رهبران مسلمان افراطی در آمریکا را نمایش می دهد.متحصصان برجسته جهاد سوم کسانی از قبیل "ریچل ارنفلد" از مرکز دموکراسی آمریکا، "جیمز لویس" رئیس سابق سیا، "میچل لدین"، "والید فارز" و "برنارد لوییس" از بنیاد دفاع و دموکراسی، سناتور "جوزف لیبرمن" و "گولیانی" شهردار سابق هستند.

در وب‌سایت کلاریون (Radicalislam.org) (پرچمدار نمایش فیلم اسلام ستیزی در آمریکا)، بازدید کنندگان می‌توانند یک تریلر درباره جهاد سوم ببینند که القا می‌کند که "ژودی یاسر" از انجمن آمریکایی اسلامی دموکراسی، اسنادی را از اف بی ای کشف کرده و تصمیم می‌گیرد که آنها را بررسی کند. او شرح می‌دهد که آیا دولت اسلامی تهدیدی برای امنیت آمریکا محسوب می‌شود؟خودش جواب می‌دهد:"بله"!


لیکود و ارتباطات نئو محافظه‌کاران
بعضی منتقدان، صندوق کلاریون را ابزار حزب راست لیکود اسرائیل قلمداد می‌کنند. طبق گزارش دپارتمان شرکت‌ها، رابرت شور، رابی هنری هریس و ربکا کبات با صندوق کلاریون همکاری دارند. گزارش شده است که این سه نفر به عنوان کارمندان شرکت بین‌المللی "آیش هوتورا" (Aish Ha Torah) خدمت می‌کنند، سازمانی که اسرائیلی بودن آن بر کسی پوشیده نیست.گزارش ها نشان می‌دهد که بودجه تولید، بازاریابی و توزیع فیلم وسواس ،ریشه در گروه اسرائیلی آیش هاتورا دارد."نیهاد اواد" مدیر اجرایی شورای آمریکا - اسلام، گفت: "رای دهندگان آمریکایی سزاوار این هستند که بدانند چگونه آنها هدف یک مبارزه چند میلیون دلاری توسط یک گروه خارجی برای نفوذ به انتخابات ریاست جمهوری قرار گرفته‌اند. علاوه بر آن، کلاریون به طور مستقیم یا غیر مستقیم در مبارزات سیاسی مشارکت داشته است."اینترپرس سرویس همچنین گزارش کرد که نئو محافظه‌کارانی از قبیل "جان کیرک پاتریک"، "دانیل پایپ" از انجمن خاورمیانه، "میراف وورمسر" از بنیاد هادسون، "فرانک گاف نی" از مرکز امنیت سیاسی، "وولسی"، آریل کوهن و نینا شه بنیاد هریتیج نیز جزو مشاوران (EMET) هستند.


• مشاوران خارجی صندوق:
- فرانک گاف نی: وزیر سابق دفاع، آقای گاف نی موسس و رئیس مرکز سیاست امنیتی واشنگتن است. گاف نی سابقا به عنوان وزیر دفاع در دوره ریاست جمهوری ریگان بود.- دکتر ژودی یاسر: رئیس و موسس انجمن اسلامی آمریکایی برای دموکراسی، دکتر یاسر، مسلمان و پزشک طب درونی و قلب شناسی هسته‌ای در فونیکس است.

- کلار لوپز: افسر سابق آژانس اطلاعاتی آمریکا (سیا)، کلار لوپز متخصص اطلاعات و سیاست استراتژیک در مسائل خاورمیانه و امنیت داخلی است.
- دانیل پایپز: مدیر انجمن خاورمیانه، موسس "کمپس واتچ" وی در دولت آمریکا پست‌های مختلفی داشته است و وب‌سایت او DanielPipes.org)) یکی از منابع ویژه اطلاعات در زمینه خاورمیانه است.
- دکتر هارولد رود:متخصص سابق مسائل خارجی پنتاگون و مشاور موسسه هادسون بوده است.
- ایلن شارون: مدیر اجرایی موسسه مینه سوتا علیه تروریسم، پسر یک زوج مهاجر یهودی از لیبی و مصر. در زمینه تروریسم، اسلام افراطی و صلح در خاورمیانه سخنرانی‌های زیادی دارد. در تولید فیلم‌های ایرانیوم، جهاد سوم و وسواس مشارکت داشته است.
- سارا استرن: موسس و رئیس "انجمن حقیقت خاورمیانهEMET"، وی به عنوان هماهنگ کننده سیاست ملی ZOA خدمت کرده است. وی همچنین موسس و رئیس EMET و از تصمیم‌گیران در زمینه مسائل تهدید برای دموکراسی‌ها توسط افراطیون است. کدخبر ?????
[/color]


[color=green]
[b] صندوق کلاریون بخش ایران را به ‌سایت اسلام رادیکال اضافه کرد[/b]
صندوق کلاریون که سازنده فیلم های ضدایرانی و ضداسلامی است در سایت اسلام رادیکال بخش ایران را برای تهدید نشان دادن ایران به جهان، اضافه کرد.

[/color]
[color=indigo]
به گزارش خبرنگار جنگ نرم مشرق، صندوق کلاریون، تولید کننده فیلم‌های مستند در زمینه ایران هراسی و اسلام هراسی، اعلام کرد که یک بخش جدید تحت عنوان "ایران 101" به وب‌سایتش اضافه کرده است.بخش جدید یک ماه پیش از انتشار جدیدترین فیلم مستند صندوق کلاریون یعنی ایرانیوم، که برای تهدید نشان دادن ایران هسته‌ای مقابل آمریکا تولید شده است، شروع به کار کرد.بخش ایران 101 برای القا این که ایران هسته ای تهدیدی برای تمامی جهان است و از این طریق دیگر کشورها را نیز با خود برای دشمنی با ایران همراه کنند، راه اندازی و به جمع رسانه های جنگ نرم علیه ایران پیوسته است. "رافائل شور" بنیانگذار صندوق کلاریون ماموریت خود را چنین تشریح کرد که باید اینگونه نشان دهیم که در طول این 30 سال، رهبران ایران با شهروندان خود ظالمانه رفتار کرده اند و از اقدامات تروریستی در اقصی نقاط جهان حمایت کردند. این بسیار مهم است که مردم بدانند تهدید هسته‌ای فقط یک قسمت داستان است. از این منظر بجز پرونده هسته ای در زمینه های حمایت از گروه های تروریستی و موضوعات حقوق بشر به ایران اتهاماتی وارد خواهد کرد.

بخش جدید در وب‌سایت موضوعات زیر را در بر می‌گیرد:
• ایران و حمایت از تروریسم دولتی
• اسلام رادیکال و ایران
• حقوق بشر و آزادی
• سناریوهای تهدید
• تهدید هسته‌ای

شور اضافه کرد: بعد از آشوب های تهران آمریکائی‌ها فهمیدند که توسعه یک برنامه هسته‌ای به تهدیدات گسترده قبلی اضافه می‌کند.
صندوق کلاریون یک سازمان غیرانتفاعی است که در راستای مکتب امنیتی تهدید محور آمریکا همواره تلاش دارد که در خارج از آمریکا تهدیداتی را تعریف کرده و آن ها را به مردم آمریکا معرفی کند تا زمینه ذهنی در مردم برای حضور نظامی در کشورهای دیگر و مراج سنگین نظامی آن ها مهیا شود. به همین منظور به بهانه مقابله با این تهدیدات، صندوق کلاریون فیلم‌های مستند تولید و توزیع می‌کند. اعضای این صندوق اسرائیلی و آمریکایی های افراطی و اسلام ستیز هستند و از حضور و مشاوره افراد ایران ستیز که همواره آمریکا را به جنگ با ایران تحریک می کنند بهره می برد.
[/color]
[url=http://www.fatemiyon.ir/1389-08-30-03-32-23/1389-08-30-20-00-54/1549-1389-12-05-23-52-44]منبع[/url]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[align=center][img]http://www.psyop.ir/wp-content/uploads/2010/12/golden-veil.jpg[/img]
در ‘روسری طلایی’ حمیرا آشتیانی مامور زن ساواک، به یک مرد آمریکایی دل می بازد و با او رابطه نامشروع و مخفیانه برقرار می کند و انقلاب اسلامی نیز دسیسه ای از طرف سازمان سیا برای براندازی شاه ایران معرفی می شود.


بهمن نصیری فیلمی ضد ایرانی با نام “روسری طلایی” را کارگردانی نموده و طی مصاحبه ای مدعی می شود که :” فیلم من “روسری طلایی” اواخر ۲۰۱۰ به روی صحنه خواهد آمد و بعد از ۳۰ سال حقیقت پشت پرده انقلاب ایران را با مدرک و سند افشا می کنم. این فیلم توضیح می دهد که انقلاب ایران دسیسه ای بود از طرف سازمان سیا در جهت از قدرت انداختن شاه ایران ، همچنین توضیح می دهد گروگان گیری هم دسیسه ای بود برای انتخاب شدن ریگان به ریاست جمهوری آمریکا.”

در این فیلم “نئولو پریس″ نقش حمیرا آشتیانی را ایفا می کند. حمیرا آشتیانی در فیلم با مردی رابطه نامشروع دارد. این کارگردان ضدایرانی با انتخاب نام حمیرا آشتیانی نام سکینه آشتیانی را برای ما یادآور می شود.

در فیلم روسری طلایی ، با توجه به نگاه نمادین کارگردان، حمیرا که یک زن ایرانی و مامور ساواک است و از آنجا که زن نماد سرزمین و عقیده است، این شخصیت پردازی، با جزییات دقیق دراماتیکش که یک زن ایرانی به یک مرد آمریکایی دل می بازد ، حکایت از علاقه و رابطه مخفیانه سرزمین ایران با کشور ایالات متحده دارد و وجود رابطه ی مخفیانه و دلباختگی اسلام به لیبرالیسم آمریکایی را با تعمیم شخصیت های داستان به ملتها و عقایدشان، به مخاطب القا می کند.

بهمن نصیری که طبق اعتراف خود عضو شبکه ی فراماسونری ایران بوده است، در این فیلم ضمن فروکاست انقلابی به عظمت انقلاب اسلامی ایران مدعی می شود که این انقلاب صرفا حرکتی برای کاستن قدرت محمدرضا پهلوی و افزایش نفوذ آمریکا در ایران بوده است. البته پس از این ادعا این فیلم باید به مخاطب پاسخ بدهد که پس چرا پس از انقلاب، سفارت آمریکا در ایران (لانه جاسوسی) تسخیر می شود و تمامی فعالیت های آمریکا در ایران لغو می گردد؟ بنابراین سازندگان این فیلم مجبورند ادعا کنند که تسخیر لانه جاسوسی برای براندازی کارتر و ریاست جمهوری رونالد ریگان رخ داده است. به این ادعای مضحک دقت کنید، سفارت آمریکا در یک کشور برای همیشه برچیده می شود، تنها برای رای آوردن ریگان!!!

روسری طلایی از آن دسته فیلم هایی است که در ژانر سینمایی iranophobia و یا ایران ستیزی جای می گیرد. این فیلم از همان ابتدا با جنجال وارد صحنه تبلیغاتی شده، آنچنانکه با تبلیغات متنوع از جمله پخش آنونس های متعدد و مختلف، استفاده از وبسایت فیلم، صفحه وب فیس بوک و همچنین رپورتاژ تلویزیونی، علی الخصوص مصاحبه های متنوع بهمن نصیری کارگردان این فیلم ضد ایرانی در شبکه های ماهواره ای از جمله صدای آمریکا، پا به عرصه تبلیغ پیش از اکران نهاده است. این فیلم ضد ایرانی که پس از یک ماراتن طولانی مدت تبلیغاتی، بناست از ۲۲ دسامبر۲۰۱۰ یعنی چهارشنبه این هفته اکران خود را آغاز کند، به مدت ۴ سال فرایند تولید و تبلیغ را طی کرده است.

بر روی پوستر فیلم ، توضیح کوتاهی به زبان انگلیسی اینگونه درج شده: ” سی سال است که دروغ پشت پرده گروگانگیری ایران در سال ۱۹۷۹ مخفی مانده است. در پس پرده طمع، فساد، و توطئه، داستانی از عشق، قدرت و خیانت نهفته است. این داستان که با یک انقلاب آغاز می شود و در جای دیگری از جهان خاتمه می یابد داستانی درباره پول، نفت و عشق نامشروع یک دختر زیباست که عاشق مردی از سرزمینی دیگر شده است. در اینجاست که در پس یک روسری طلایی، و در فضایی لبریز از توطئه ای بین المللی و پر از دروغ و برنامه های سری و جاسوسی، فرهنگها تصادم می یابد، دوستیها محک می خورد، پیوندها گسسته می شود، و زندگیها نابود می شود.”

بهمن نصیری سازنده فیلم روسری طلایی انگیزه های خود از ساخت روسری طلایی را با این پرسش بازگو می کند: چه چیزی الهام بخش و مشوق من بود که روسری طلایی را تهیه کنم؟

سرنوشت را نمیتوان کف خونی (کف خوانی، منظور فال بینی است) کرد. من در رشته مهندسی ساختمان تحصیل کردم در دهه ۷۰ در دانشگاه آکسفورد بروکس انگلستان، با هدف بازگشتن به ایران. ولی درست زمانی که تحصیلاتم را تمام کردم انقلاب در ایران به وقوع پیوست و من نتوانستم به ایران بازگردم. به دلیل اینکه من مخفیانه عضو سعدی لاج (خانه فراماسونها) در تهران بودم، و دولت جمهوری اسلامی ایران آنرا دشمن اسلام می دانست. من با یک خانم انگلیسی ازدواج کردم و در آکسفورد ماندم، به عنوان نوساز ساختمانهای تاریخی. بعد از یازده سال و داشتن ۲ پسر، ازدواج ما از بین رفت و من به امریکا سفر کردم در جایی که پدر و مادر من زندگی می کردند. در آن زمان من با یکی از برجسته ترین کارگردان/تهیه کننده آمریکایی آشنا شدم جورج انگلند؛ ۲ تا از بزرگترین فیلمهای انگلند در دهه ۶۰ ساخته شد. “آمریکایی زشت، با شرکت مارلون براندو”. و کفش های ماهی گیر،که کاندیدای اسکار شد با شرکت آنتونی کویین”. در دهه ۷۰ جورج انگلند طرح ساختن یک فیلمی را در ایران داشت، به نام کوروش بزرگ، ولی انقلاب ۱۹۷۹ آن رویا را از او گرفت. وقتیکه جورج داستان من را شنید و از عشق من به حمیرا آشتیانی که عضو ساواک بود و علت نا پدید شدنش هنوز بعد از ۳۰ سال مرموز مانده. من را تشویق کرد که از آن یک فیلم بسازم، و در آن زمان بود که من تصور کردم چه راه محشری که به تمام دنیا داستان خودم وباورم را برای دلیل اصلی پشت پرده انقلاب ایران بگویم. من هیچ وقت برای تحصیل در مورد فیلم سازی به دانشگاه نرفتم، ولی بهترین معلم را برای فراگیری داشتم. من الان در سال چهارم ساختن فیلم “روسری طلایی” هستم که در اواخر سال ۲۰۱۰ روی پرده خواهد آمد.”

---------------
سرانجام این فیلم چی شد icon_wink [/align]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[align=center][img]http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/c/c1/Fitna.jpg[/img]

فِتنه (به هلندی و انگلیسی: Fitna) نام فیلمی است اثر خیرْت ویلدِرس، رهبر حزب برای آزادی در پارلمان هلند. این فیلم در ارتباط با قرآن و مسلمانان ساخته شده‌است. نام فیلم از واژهٔ عربی فتنه برگرفته‌شده که بارها در قرآن به کار رفته‌است. این فیلم ۱۵ دقیقه‌ای که پس از عدم قبول پخش آن در بسیاری از سایت‌ها و شبکه‌های تلویزیونی هلند، سرانجام روی وبسایت ویدئویی لایولیک (به انگلیسی: liveleak) منتشر شد به دو زبان انگلیسی و هلندی قابل دسترس است. این فیلم اسلام را دشمن آزادی و خشونت‌طلب و همچنین مسلمانان را تروریست و وحشی معرفی می‌کند.ویلدرس قرآن را با کتاب نبرد من نوشته آدولف هیتلر مقایسه کرده‌است و به ادعای خودش آن را منشاء الهام‌گیری برای حملات تروریستی و دیگر خشونت‌ها می‌داند. این فیلم واکنش‌های بسیاری را از طرف مسلمانان و حتی سیاست‌مداران غیرمسلمان در پی داشته‌است.

این فیلم در آغاز در متنی نسبت به برخی تصاویر زننده در فیلم هشدار می‌دهد.

در ابتدا پیامبر اسلام را بصورت همان کاریکاتور جنجالی دانمارکی نمایش می‌دهد که بمب ساعتی بالای سرش در انتهای فیلم منفجر می‌شود.

فیلم در سه مرحله نسبت به اسلام و ترور، جهانی‌شدن اسلام و اسلام در اروپا (و به‌ویژه هلند) به مخاطب هشدار می‌دهد.

فیلم در هر مرحله آیات قرآن را مطرح می‌کند و از پس آن صحنه‌های ترور، جنگ یا شکنجهٔ مسلمانان را به صورت عکس یا فیلم نمایش می‌دهد. آیات ۳۹ و ۶۰ سوره انفال، آیات ۸۹ و ۵۶ سوره نساء و آیهٔ ۴ سوره محمد در طول فیلم تلاوت می‌شود.

در ابتدای فیلم آیهٔ ۶۰ سورهٔ انفال قرآن تلاوت می‌شود و در پی آن صحنه حملات ۱۱ سپتامبر به آمریکا نمایش‌داده‌می‌شود. مکالمات تلفنی یک زن با یکی از قربانیان این حادثه و تصاویری از این حمله من‌جمله سقوط یکی از ساکنین از بالای برج نشان داده می‌شود. سپس در یک سخنرانی یکی از مسلمانان چنین می‌گوید: «خداوند از اینکه غیرمسلمانان را به قتل برسانید خشنود خواهد شد».

در طول فیلم سخنرانی‌هایی از شخصیت‌های عرب پخش می‌شود که مخالفتشان را با غیرمسلمین و یهودیان ابراز می‌کنند. در مصاحبه‌ای با یک خردسال مسلمان از وی پرسیده می‌شود چرا از یهودی‌ها نفرت داری؟ و وی جواب می‌دهد چون خدا در قرآن گفته‌است.

فیلم مسلمانان را به نازی‌ها نسبت می‌دهد. در صحنه‌هایی از فیلم زنان مسلمان تابلوهایی بردست دارند که بر آن نوشته شده‌است: «رحمت خداوند بر هیتلر» و یا «برای یک هلوکاست واقعی آماده باشید.» همچنین در عکسی، گروهی مسلمان نقابدار نمایش داده می‌شوند که به حالت نازیست‌ها احترام نظامی گذاشته‌اند.

صحنه‌های سربریدن و تصاویری از تئو ون گوگ کارگردان که در سال ۲۰۰۴ به دست بنیادگرایان اسلامی به قتل رسید نیز در این فیلم گنجانده‌شده‌است. تصاویر بمبگذاری‌های لندن در ژوئیه ۲۰۰۵ و مارس ۲۰۰۴ مادرید نیز در فیلم نمایش‌داده‌می‌شود.

برخی از مسلمانان در این فیلم ادعا می‌کنند که اسلام بالاترین و ارجحترین دین است و هر دین دیگری، چه مسیحی و چه یهودی غیرقابل قبول است. اسلام تمام اروپا و آمریکا را فتح خواهد کرد و در جهان پیروز و مسلّط خواهد شد.


در بخشی از فیلم تصویر محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران، نمایش‌داده‌می‌شود که در سخنرانی خود می‌گوید: «پیام انقلاب پیام جهانی است و در جغرافیا و زمان محدود نمی‌شود. تردید نکنید که انشاءالله اسلام کجا را فتح خواهدکرد؟ اسلام همهٔ قلّه‌های جهان را فتح خواهد کرد.»

در بخش دیگری از فیلم نیز تصویر و صحبت‌های آیت‌الله علی مشکینی، رهبر پیشین مجلس خبرگان رهبری، آورده شده که می‌گوید: «دین اسلام دینی است که دنیا را می‌خواهد اداره کند و اداره کرده و بالاخره اداره خواهدکرد.»


فیلم سپس به سنگسار زنان زناکار و اعدام همجنسگرایان در ایران اشاره می‌کند. در مصاحبه‌ای گفته می‌شود: «اگر همسر یا خواهر من با فردی نزدیکی کند من بی‌تردید وی را خواهم کشت».

فیلم در دنباله به پدیدهٔ افزایش جمعیت مسلمانان در اروپا و کشور هلند می‌پردازد. یک میلیون از جمعیت ۱۶٫۵ میلیون نفری هلند یا مسلمانند و یا با مسلمانان نسبت دارند.[۴] در تصاویری از قمه‌زنی، چهرهٔ کودکانی نمایش داده می‌شود که بر اثر قمه خون‌آلود شده‌اند و آیندهٔ کودکان هلندی در صورت افزایش مسلمانان در این کشور ترسیم شده‌است.

در انتها فردی یکی از صفحات قرآن را به دست می‌گیرد، تصویر تیره می‌شود و صدای پاره شدن کاغذ پخش می‌شود. سپس متنی نمایش داده می‌شود که: «صدایی که شما شنیدید صدای پاره‌شدن برگی از دفترچهٔ تلفن بود. این وظیفه من نیست؛ بلکه وظیفه مسلمانان است که آیات تنفرآمیز را از قرآن پاره کرده و به دور بیندازند.

مسلمانان از شما [مردم جهان] می‌خواهند جا را برای رشد اسلام باز کنید ولی اسلام امکان رشد را برای شما باز نمی‌گذارد. حکومت اصرار می‌کند که شما به اسلام احترام بگذارید امّا اسلام به شما احترام نمی‌گذارد. اسلام می‌خواهد حکومت کند، ما را مطیع کند و به دنبال نابود کردن تمدن غربی ماست.

در سال ۱۹۴۵ نازیسم در اروپا شکست خورد و در سال ۱۹۸۹ کمونیسم در اروپا؛ و اکنون باید ایدئولوژی اسلامی شکست بخورد.»

واکنش‌ها

هلند:دولت هلند پیش از انتشار این فیلم در بیانه‌ای انتشار این فیلم را تقبیح کرد. در بیانهٔ دولت هلند آمده‌است که نظرات آقای خیرت ویلدرس درخصوص اسلام به هیچ وجه دیدگاه و نظر دولت هلند نیست. همچنین در این قضیه آقای ویلدرز به هیچ وجه از موضع دولت هلند نمایندگی نمی‌کند. با این وجود، در این بیانیه گفته شد با توجه به قانون اساسی هلند، دولت این کشور هیچ امکانی برای ممنوع کردن پخش فیلم خیرت ویلدرس در مورد قرآن ندارد، اما بعد از پخش این فیلم دولت و مقامات قضایی هلند می‌توانند در این مورد تحقیق کنند که آیا آقای ویلدرز با این کار، مرتکب جرمی شده که قابل پیگرد قضایی باشد یا خیر.

همچنین یان پـِیْتِر بالکِنْ‌اِندِه، نخست وزیر هلند، در یک سخنرانی تلویزیونی این فیلم را محکوم کرد. دولت هلند سعی کرد از دیدگاه‌های افراطی ویلدرس فاصله بگیرد تا از تکرار ماجرای انتشار کاریکاتورهای پیامبر اسلام در دانمارک جلوگیری شود.

* پیش از انتشار فیلم، انجمن مسلمانان هلند از دادگاهی در لاهه خواستند کارشناسانی را مأمور بازبینی این فیلم کند تا شاید این فیلم قبل از انتشار توقیف شود.

افغانستان:در افغانستان مسلمانان افغانی در اعتراض به این فیلم با شعارهایی بر ضد کشورهای غربی دست به تظاهرات زدند و پرچم‌های این کشورها را به آتش کشیدند. آنها همچنین خواستار قطع روابط دیپلماتیک با کشورهای دانمارک و هلند و اخراج سربازان این کشورها از افغانستان شدند. این تظاهرات در چند روز ادامه یافت. در پی این اغتشاش‌ها پارلمان افغانستان (ولسی جرگه)، با صدور اعلامیه‌ای، تهیهٔ این فیلم را دشمنی با اسلام خواند و از سازمان ملل خواست در این مورد مداخله کند و جلو انتشار بیشتر این کاریکاتور و فیلم‌ها را بگیرد.

* شرکت اینترنتی Network Solutions که میزبانی وب‌گاه رسمی این فیلم را بر عهده داشت، سایتی را که قرار بود این فیلم به زودی در آن به نمایش گذاشته شود، به طور موقت مسدود کرد. این شرکت دلیل این کار را دریافت شکایت‌هایی از فیلم یاد شده در خصوص زیر پا گذاشتن ضوابط مربوط به عدم استفاده از واژه‌های ترویج دهنده نفرت در محتوای فیلم بیان کرد. پس از این ویلدرز سایت http://www.themoviefitna.com را به این فیلم اختصاص داده‌است.

* سازمان ملل متحد:سازمان ملل متحد و دبیرکل پیمان ناتو نیز در این خصوص حمایت خود از مسلمانان را اعلام کردند. دفتر سازمان ملل متحد با انتشار اعلامیه‌ای گفت که احترام به باورهای مذهبی و مقدسات دینی، از لازمه‌های آزادی رسانه هاست. بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد این فیلم را توهین آمیز خوانده و پخش اینترنتی آن را بشدت محکوم کرده‌است.

* سازمان‌های امنیتی هلند با انتشار گزارشی در اوان انتشار فیلم هشدار دادند که این فیلم باعث تشدید تهدیدات امنیتی شده و خطر حملات گروه‌های افراطی به خصوص شبکه القاعده در آن کشور را افزایش داده‌است. مقامات هلندی همچنین از به خطر افتادن جان حدود بیست و پنج هزار شهروند هلند است که در کشورهای اسلامی سکونت دارند. در این زمینه شبه‌نظامیان مسلمان نیز از افزایش حملات به خارجیان در آینده خبر دادند.

* در پی انتشار این فیلم کشورهای اسلامی در خواستی را به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد فرستادند و خواستار ممنوعیت هتک حرمت ادیان شدند که این قطعنامه بلافاصله به تصویب رسید

تحادیه اروپا:اتحادیه اروپا در بیانه‌ای که ۲۸ام مارس منتشر کرد گفت اقداماتی همچون تولید فیلم یاد شده هیچ هدف دیگری را به غیر از دامن زدن به تنفر محقق نمی‌سازد.

پاکستان:در پاکستان روز ۲۸ام مارس، مسلمانان در شهرهای مختلف علیه پخش این فیلم دست به تظاهرات زدند و از دولت پاکستان خواستند تا با کشور هلند قطع رابطه کند. دولت پاکستان نیز به شدت پخش این فیلم را محکوم کرده و آن را توهینی به احساسات مسلمانان جهان دانسته‌است. دولت پاکستان همچنین سفیر هلند در این کشور را احضار کرده تا اعتراض شدید مقامات پاکستانی را به اطلاع دولت این کشور برساند.دولت پاکستان همچنین سایت توتیوب را در اعتراض به قراردادن این فیلم مسدود کرد. اما پس از حذف این ویدئو از روی وبسایت توسط شرکت گوگل، این سایت مجدداً رفع فیلتر شد.

در ۲۹ مارس، سایتی که این فیلم بر روی آن انتشار یافته بود مجبور به حذف آن از روی فضای اینترنت شد. سایت لایولیک که یک سایت به اشترک‌گذاری ویدئو است علت آنرا فشار و تهدیدهای زیاد بر روی پرسنل این سازمان اعلام کرد.در بیانهٔ لایولیک آمده‌است: «امروز روز بسیار غمگینی برای آزادی بیان بر روی اینترنت است ولی امنیت جانی کارکنان ما اولویت دارد.» این فیلم در مدت کمی بیش از یک روز، توسط بیش از سه میلیون نفر در این وب‌گاه مشاهده شد. کمی بعد این سایت علت حذف این ویدئو را مشکلات حق‌تکثیر این اثر دانست و اعلام کرد نسخهٔ ویرایش شده بزودی در سایت قرار خواهد گرفت. با وجود این، این فیلم همچنان بر روی برخی سایت‌ها قابل مشاهده‌است.

سازمان کنفرانس اسلامی:سازمان کنفرانس اسلامی به همراه دولتهای عربستان سعودی، بنگلادش، اندونزی و مراکش نیز این فیلم را تحریک آمیز و سرشار از غلط و اتهامات ناروا دانسته که باعث نفرت علیه مسلمانان می‌شود.

ایران:وزارت امور خارجه ایران سفیر هلند و کاردار اسلوونی -که ریاست دوره‌ای اتحادیه اروپا بر عهده دارد- را در اعتراض به این فیلم فراخواند. جمهوری اسلامی ایران با احضار این دو دیپلمات اروپایی نسبت به نمایش فیلم «فتنه» شدیدا اعتراض کرده و خواسته‌است که به این موضوع رسیدگی شود. همچنین سخنگوی وزارت امور خارجه ایران این اقدام را حاکی از تداوم خباثت و کینه عمیق این گونه اتباع غربی علیه اسلام و مسلمانان خواند.

مشکلات حقوقی

فیلم فتنه با مشکلات حقوقی نیز رو در رو شده‌است. کرت وسترگارد، کاریکاتوریست دانمارکی که پدیدآورندهٔ کاریکاتورهای جنجالی پیامبر اسلام است ادعا کرده‌است که وایلدرز بدون اجازه از او، کاریکاتورش را در فیلم استفاده کرده‌است. وی گفت اتحادیه خبرنگاران دانمارکی از ویلدرز شکایت خواهد کرد. و مدعی است که کاریکاتورش صرفاً در مورد اسلام‌گرایان افراطی است که بخش کوچکی از مسلمانان جهان هستند اما این فیلم آن را نمادی برای تمام مسلمانان نشان داده‌است.

همچنین ویلدرس در این فیلم به جای عکس محمد بویری قاتل تئو فان خوخ (ون گوگ) کارگردان هلندی عکس صلاح‌الدین خواننده رپ هلندی - مراکشی را در فیلم خود به نمایش گذاشته‌است. این خواننده رپ نیز از وایلدرز شکایت کرده‌است.

راب مونز کارگردانی هلندی نیز می‌گوید که ویلدرس بدون اجازه وی بخشی از مصاحبه این کارگردان را با ون کوگ پخش کرده‌است.

ویلدرز در دومین جلسهً دادگاه به جرم استفاده از عکس و تصاویر یکی از شهروندان هلندی به پرداخت ۳هزار یورو جریمه نقدی محکوم‌شد.[/align]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با تشكر فراوان از دوست خوبم جناب rinbow
[color=indigo]

به دوستان علاقع مند پيشنهاد ميكنم به لينك زير برند و تريلر فيلم رو مشاهده كنند(حاوي تصاويري تحريف شده از امام خميني (ره) و انقلاب اسلامي 1979)

http://www.imdb.com/video/wab/vi1316684825/[/color]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[img]http://up5.iranblog.com/images/995gl6mf618hdcw6fa9.jpg[/img]

کارگردان : مایک نیوول

«جك گيلنهال» در نقش «شاهزاده، «گما آرترتون» در نقش «تهمينه»، «آلفرد مولينا» در نقش «شيخ عمر»، «بن كينگزلي» در نقش «نظام»
منتقد سينمايي سايت خبري «هافينگتون پست» گفت: فيلم «شاهزاده ايراني» به طرز تاسف باري تاريخ ايران را تحريف كرده است.
به گزارش خبرگزاري فارس، منتقد سينمايي سايت آمريكايي «هافينتگتون پست» پس از مشاهده اين فيلم هاليوودي گفت: در اين فيلم تاريخ ايران به شدت تحريف شده است.
وي در اين باره مي‌نويسد: من هفته گذشته فيلم «شاهزاده ايراني: ماسه‌هاي زمان» را ديدم و در حالي كه اشتياقي براي تماشاي ماجراهاي اين فيلم داشتم خيلي زودتر از آنچه بشود فكرش را كرد، اشتباهات تاريخي درون فيلم من را سرجايم ميخكوب كرد و متاسفانه تعداد آن‌ها هم خيلي خيلي زياد بود.
اين منتقد سينمايي افزود: در 15 ثانيه اول فيلم، نقشه‌اي از گستردگي امپراطوري 2500 ساله ايراني‌ها نشان داده شد كه بنا برآن، منطقه شرقي شبه جزيره عربستان تحت سلطه سلسله عباسيان بود و البته اگر به عرب‌ها برنخورد، اين مسئله بسيار خنده‌دار است چون خليفه عباسيان تا قرن نهم بعد از ميلاد مسيح اصلا وجود خارجي نداشت و آنچه كه از امپراطوري ايران نيز باقي مانده بود در قرن هفتم بعد از ميلاد مسيح با گسترده شدن امپراطوري اسلام از ميان رفت.
وي گفت: به علاوه در حالي كه موضوع اصلي فيلم درباره اتفاقاتي است كه در صدر امپراطوري پارس به وقوع پيوسته ولي تمامي معماري‌ها براساس معماري اسلامي با آن طرح‌هاي هندسي و گنبدها طراحي شده، تا آنجا كه در اين فيلم تمام شهرها مناره دارند.
اين منتقد سينمايي گفت: در جاي ديگري از فيلم شاهد آن هستيم كه يكي از حملات شاهزاده دستان (شخصيت اصلي فيلم) و ايراني‌ها در قلعه تصرف شده الموت رخ مي‌دهد در حالي كه اين قلعه كه امروزه در كوه‌هاي البرز قرار دارد تا قرن نهم پس از ميلاد مسيح، ساخته نشده بود.
وي همچنين افزود: در اين فيلم شاهد آن هستيم كه شاهزاده دستان در ايران توسط حشاشيون تعقيب مي‌شود، در حالي كه اين فرقه تا قرن يازدهم پس از ميلاد وجود خارجي نداشته‌اند.
وي گفت: پس از تماشاي اين فيلم از آنچه كه بيش از همه مطمئنم اين است كه اين فيلم بسياري از ايرانيان را به خشم خواهد آورد، چون در اين فيلم سربازان ايراني كاملا عربي صحبت مي‌كنند آنهم با لهجه مراكشي!
منتقد سينمايي هافينتگتون پست در نهايت در انتقاد از سازندگان اين فيلم مي‌نويسد: چه خوب بود كه نويسندگان اين فيلم لااقل براي حفظ درستي تاريخ به خاطر حساسيتي كه داراست، لااقل چنددقيقه‌اي را با يك تاريخ شناس خاورميانه‌اي مي‌گذراندند، در عصر جديد ارتباطات با اين همه فن‌آوري و امكانات، براي يك اثر هاليوودي هيچ توجيهي براي چنين اشتباهات فاحشي وجود ندارد.
اين منتقد از در دست داشتن كمان‌هاي پولادي توسط ايراني‌ها در جنگ‌هاي اين فيلم نيز انتقاد كرده و مدعي شده كه در آن زمان، ‌ايراني‌ها كمان پولادي نداشته‌اند و اين تكنولوژي در اختيار اروپايي‌ها بوده‌ است.

[img]http://up5.iranblog.com/images/ehhrity9l48j715gxwhm.jpg[/img]

رونمایی از بمب اتمی ایران در فیلم 'شاهزاده ایرانی'

چند ماه پیش فیلم سینمایی «شاهزاده پارسی» (Prince of Persia) در امریکا اکران شد. این فیلم پر هزینه و کاملا حرفه‌ای که پیش‌بینی می‌شود در اسکار آینده جوائزی را از آن خود کند، در قالب یک افسانه شرقی به روایت بخشی از تاریخ، فرهنگ و آینده ایران می‌پردازد که از نقطه نظر فرهنگی و سیاسی و با توجه به مناسبات کنونی داخلی و خارجی بسیار حائز اهمیت است. پرداخت قوی و در نگاه اول مثبتِ فیلم از آنچه به سرزمین پارس تعلق دارد و همچنین جذابیت ساختار و خط داستانی آن کم و بیش از سوی مخاطبان خارجی و تا حدی ایرانی مورد اقبال و استقبال قرار گرفت.

هرچند ایده اصلی این فیلم از بازی ویدئویی که به همین نام تولید شده، برآمده است ولی داستان و درون مایه آن یک اثر مستقل بوده و هیچگونه ارتباطی با بازی نداشته و می تواند به عنوان یک اثر رسانه ای مستقل مورد بررسی قرار گیرد.



نگاهی کوتاه به داستان فیلم
«دَستان» یک نوجوان باهوش و جسور خیابانی است که به دلیل ویژگی های خاص اش از سوی پادشاه به پسر خواندگی پذیرفته می شود. سالها گذشته است و اکنون او در کنار فرزندان خونی پادشاه، به عنوان یک جنگجو به سرزمین پارس خدمت می کند. «نِظام» مرد اَمینی که همگی از جمله دَستان به او اعتماد دارند و از مشاوران پادشاه به شمار می آید اعلام می کند، حاکم شهر الَموت، در تجهیز دشمنان سرزمین پارس به سلاح های جدید، همکاری داشته است. بنابراین باید به این شهر حمله کرد و این حاکم خائن را که قصد مقاومت دارد برکنار نمود. همه فرزندان پادشاه به درخواست نظام، بسیج می شوند و الموت را تصرف می‌کنند. شاهزاده مؤنث الموت دختر زیبایی به نام تهمینه است که پس از به آتش کشیده شدن شهر به اسارت در می آید. دستان پس از نبرد تن به تن با حاکم الموت او را از پای در می آورد و خنجر عجیب او را غنیمت می گیرد. در جشن پیروزی، پادشاه به پاس شجاعت و رشادتی که دستان از خود نشان داده تهمینه را به عنوان همسر او معرفی می کند. درست در همین لحظه پادشاه مسموم می‌شود و جان می‌سپارد. جشن به آشوب کشیده می‌شود و همه شواهد نشان می‌دهد دستان قاتل پادشاه است. دستان و تهمینه به همراه خنجر عجیب از شهر می گریزند. دستان به دنبال راهی است که بی گناهی خود را ثابت کند. او تصور می کند فرزندان خونی پادشان این توطئه را طرح ریزی کرده اند؛ به همین دلیل مخفیانه به شهر باز می گردد و به سراغ نظام که مورد اعتماد اوست می رود و ماجرای بی گناهی خود را بازگو می کند. اما در حین صحبت، سربازان او را محاصره می‌کنند. اما دستان باز هم موفق به فرار می شود. تهمینه راز خنجر اسرار آمیزی که دستان از حاکم الموت به غنیمت گرفته را برای او بازگو می کند. این خنجر که در واقع یک هدیه الهی به مردم سرزمین پارس است می‌تواند زمان را به عقب بازگرداند و امکان جبران اشتباهات را فراهم آورد و صاحب آن همچنین می تواند به قدرت بی پایانی در تسلط به سرزمین پارس دست یابد. دستان متوجه می شود همه این توطئه ها کار «نظام» بوده است و او به دروغ حاکم الموت را خائن و شریک دشمنان سرزمین پارس معرفی کرده تا خنجر اسرار آمیز را به چنگ آورد و با قتل پادشاه خود به حکومت بر سرزمین پارس برسد. اهرُم اجرایی نظام گروهی آدمکش حرفه ای هستند به نام هاساسین که به دستور او مأمور می‌شوند با کشتن دَستان، خنجر اسرار آمیز را برای او بیاورند. در نبرد پایانی دستان موفق می شود به کمک خنجر زمان را به عقب برگرداند و اجازه ندهد نظام به حکومت برسد.



شاهزاده ایرانی در پی چیست؟
فیلم سینمایی شاهزاده ایرانی را بر اساس آنچه در ادامه ارائه خواهد شد، باید آغاز یک خط رسانه ای جدید علیه جمهوری اسلامی ایران به شمار آورد. می توان انتظار داشت محصولات دیگر این خط رسانه ای در دیگر قالب‌های تصویری یا نوشتاری، در آینده نزدیک عرضه شود.


شاهزاده ایرانی تقابل دو جبهه خیر و شر در ایران را به تصویر می کشد که هر یک، از عناصر کاملا مشخص و هدفمندی قوام یافته اند و همه این عناصر برای مخاطب ایرانی معنای خاص و روشنی را تداعی می کنند. در یک سو دَستان، قهرمان خیابانی و مردمی سرزمین پارس قرار دارد و در سوی دیگر «نظام» حیله گر و قدرت طلبی که می کوشد حکومت فراگیر خود را بر این سرزمین تثبیت نماید. شاهزاده ایرانی با به عقب برگرداندن زمان از به قدرت رسیدن نظام جلوگیری می کند. نظامی که در ابتدا مورد اعتماد همگان بود و ملجأ و پناه دستان به شمار می رفت. دستان زمان را به عقب بازمی گرداند تا چینش کسانی را که در سرزمین ایران حکومت می کنند تغییر دهد. چرا که روزهای سپری شده نشان داده که قلب نظام برای منافع خود می تپد نه سرزمین پارس.
نظام در پی تصاحب خنجری است که میراث سرزمین پارس و هدیه خداوند به مردم آن، معرفی می شود. نظام سعی دارد با دستیابی به این خنجر (که یک ابزار جنگی و نمادی از سلاحی غیر متعارف و نابودگر همچون بمب اتمی) است، جنگی بزرگ و آخرالزمانی به راه اندازد که سیطره او را بر سرزمین پارس و بسیاری مناطق دیگر تضمین می کند.
این جمله از زبان تهمینه خطاب به دستان بیان می شود که ما باید جلوی آغاز این «آرماگدون» را بگیریم. واژه آرماگدون برگرفته از نام منطقه ای در بیت المقدس است و در کتاب مقدس به جنگی بزرگ اطلاق می‌شود که جبهه شر و باطلِ آن از سرزمین های شرقی بیت المقدس هستند. خنجر هرچند نمادی از سلاح نامتعارف جنگی است ولی به خودی خود بد نیست بلکه اتفاقا از سوی خداوند به مردم سرزمین پارس عطا شده است؛ آنچه مهم به نظر می‌رسد، این است که خنجر در اختیار نظام خودکامه قرار نگیرد. جالب اینکه در سکانس مربوط به آزاد شدن نیروی خنجر توسط نظام، پدیده‌ای شبیه به انفجار اتمی شهر را نابود می کند.

نظام کیست یا چیست؟
«نظام» بر خلاف دیگر اسامی کاراکترها نه به «نظام الملک طوسی» قابل بازگشت است و نه دیگر شخصیت‌های تاریخی دوره ای که فیلم درباره آن سخن می‌گوید. این اسم و دیگر عناوین موجود در فیلمنامه را باید نمادین(سمبلیک) به شمار آورد. این شیوه از تکنیکهای رایج فیلنامه‌نویسی است.

هاساسین یا حشاشین؟
اهرم اجرایی نظام، گروهی از آدمکش‌های حرفه ای و شیطانی هستند که هاساسین نامیده می شوند. هاساسین همان حشاشین هستند که به عنوان یکی از گروه های مبارزه شیعی (فرقه اسماعیلیه) در تاریخ ایران شهرت جهانی دارند. هرچند درباره حسن صباح رهبر این گروه و صحت و سقم وجود خارجی چنین فردی اختلاف نظرهای جدی میان مورخین وجود دارد ولی گروه حشاشین به عنوان یکی از شاخه های نظامی اسماعیلیه و حتی در برخی منابع شیعه اثنی عشری مورد تأیید است.

در این فیلم حشاشین به عنوان اهرم اجرایی نظام در پیشبرد اهدافش معرفی می شوند. جالب اینکه حشاشین در تبلیغات جهانی سه شهرت عمده دارند: شیعه بودن، تروریست بودن و شیطانی بودن در فیلم شاهزاده ایرانی. شیطانی بودن نظام و حشاشین با مارهایی که همواره در آستین و محل زندگی آنها وجود دارند و به آنها در انجام مأموریت هایشان کمک می کنند، مورد تأکید قرار می گیرد. این مارها نظام و حشاشین را به اهریمن های افسانه ای ایران همچون ضحاک نیز پیوند می زنند.

در تمامی دایره المعارف ها و مدخل های انگلیسی گفته شده است که حشاشین گروه تروریستی از شیعه اسماعیلیه بودند که با داروهای روانگردان و مواد مخدر و همچنین وردها و طلسم های شیطانی افراد را مسخر خود می کردند. این منابع همواره در توضیح خونریز بودن این گروه می گویند واژه assassin به معنای آدم کش و قاتل در زبان انگلیسی از حشاشین نام این گروه مشتق شده است. شبکه هیستوری چندی پیش مستندی سیاه درباره جهوری اسلامی پخش کرد که در آن خط ترور را از زمان حسن صباح و حشاشین تا زمان جمهوری اسلامی ایران و بسیجیان امتداد داده بود. این گونه برنامه ها که تعداد آنها کم نیست و می توان فهرستی از آنها ارائه کرد از مدت ها پیش میان حشاشین، تروریسم و جمهوری اسلامی ایران در ذهن مخاطب غربی پیوند ایجاد کرده اند.

ترسیم جهت‌دار سبک زندگی ایرانیان
مسأله مهم دیگر اینکه فیلم از نظر فرهنگی، تمامی مؤلفه های اسلامی و حتی ایرانی را در مناسبات روزمره حذف کرده و همه روابط با الگویی امروزی و غربی شکل می گیرد. از فرهنگ-نشان های ایرانی تنها به مواردی چون تعدد زوجات و حرمسرا، اشاره شده است. بررسی موارد ریز و قابل توجه این فیلم در این محور، نیازمند فرصت مستقلی فراتر از یک گزارش اولیه و اجمالی است.
نقشه ابتدایی فیلم و برخی معماری‌ها تداعی کننده دوره سلجوقیان است ولی با این حال فیلم از نظر تاریخی دچار تشویش و بی نظمی است و حتی برخی از پلان ها به حکومت عثمانی و سرزمین هندوستان ارجاع دارد.

انتخاب گلشیفته برای تهمینه
در فوریه 2008 گلشیفته فراهانی برای تست بازی در نقش تهمینه در این فیلم به لندن دعوت شده بود که در فرودگاه امام خمینی(ره) به دلیل مسائل مربوط به فیلم ریدلی اسکات و بازی وی در آن فیلم ممنوع الخروجی او اعلام شد. تلاش سازندگان فیلم برای استفاده از گلشیفته فراهانی نشان می دهد به پرمخاطب شدن فیلم در ایران از ابتدا توجه خاصی مبذول شده است.


مدل آینده نگاری تاریخی جنگ نرم
شاهزاده ایرانی یک اثر حرفه ای هالیوودی است. مخاطب ایرانی با آن ارتباط برقرار می کند و تا حدی آن را می پذیرد. شاهزاده ایرانی به سبک فیلم 300 اهانت آمیز نیست. شاهزاده ایرانی می کوشد به بازخوانی و بازنگاری تاریخ ایران در اذهان مخاطب جهانی و همچنین مخاطبان ایرانی فیلم، دست بزند؛ بازنگاری که با نگاه به آینده صورت می پذیرد و بر اساس طرحی که برای ایران اسلامی تدارک شده، شکل گرفته است. آینده نگاری تاریخی یکی از شگرد های کهنه جنگ نرم است که بر اساس آن برای برانگیختن جامعه هدف، به خلق تاریخ مجعول و یا تغییر ضریب دهی عناصر تاریخیِ مورد توجه جامعه هدف می پردازند. اگر خط رسانه ای شاهزاده ایرانی امتداد یابد، باید منتظر بود در آثار مشابه که بی شک تنها به قالب فیلم سینمایی منحصر نخواهد بود، پشتوانه تاریخی برای مبارزه ایران در ذهن مخاطبان جهانی و داخلی فراهم شود.
بر اساس شگرد آینده نگاری تاریخی در جنگ نرم، آنچه که امید می رود در آینده‌ی یک سرزمین تحقق یابد، در گذشته آن تصویر می شود؛ تا مخاطبان به این باور برسند که ما نیز همانند گذشتگان سرزمین‌مان می توانیم نقش آفرینی کنیم. اینکه این نقش آفرینی چه باشد به اهداف طراحان مدل آینده نگاری تاریخی بستگی دارد. در این مدل آنچه اهمیت ندارد تطبیق سناریوی نوشته شده با داده ها و واقعیت های تاریخی است. آنچه مهم است این که کلیت داستان تصویری از ساختار آینده را در گذشته جامعه هدف ترسیم کند.
آینده نگاری تاریخی در پی آن است به مخاطب نشان دهد تقابلی که او امروز با آن روبروست و یا باید خود را با آن روبرو ببیند، در تاریخ سرزمین او ریشه دارد و او با یک رسالت تاریخی مواجه است.

[img]http://up5.iranblog.com/images/ym7vtpkxiw82em32kt8c.jpg[/img]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
از این تایپیک لذت بردم و اطلاعاتم زیاد شد

اما دوستمان درباره عملکرد ما گفت
راستش توی 50 درصد فیلم های ما آمریکا و اسرائیل بد هستند و علیه آنها می باشد
ولی فیلم های آمریکایی در مورد ایران کلا تعدادشان 10 درصد تعداد فیلم های ما نیست اما اثر فیلم های ما 1 درصد اثر آنها نیست و چیزی حدود صفر است

نمی دانم دقیقا چرا ولی فکر کنم در فیلم های شعار اصل است و کار روی فکر مخاطب بی اهمیت است.
چون فکر نمی کنم حتی توی ایران هم آن قدر موثر باشد
بیشتر منظورم صدا و سیما است که امکان، بودجه و ... دارد اما بیشتر به نفع دشمن کار می کند تا خودی ها
چرا را نمی دانم حفظ سمت و رضایت بالایی ها یا ...

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
خسته نباشید .
ببینید تا حدودی دولت رسانه ها و ملت آمریکا حق دارند این طور با ما رفتار کنند ما در اقبال آمریکا وکلا غرب موضع دوگانه گرفتیم از یک طرف رئیس جمهوری ما می رود در سازمان ملل می گوید که ما عاشق ملت آمریکا هستیم بعد در ایران ما پرچم آمریکا رو آتش میزنیم هر ملتی دیگه غیر از ملت آمریکا و کلا کشور های غربی بود تا حالا بدتر از این با ما رفتار میکرد حالا اینا که عددی نیست.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هقشونه که ما این بلا رو سرشون در بیاریم چون اگه یادتون باشه تو اوایل انقلاب که شاه هنوز بود دوگانه رفتار میکردن از یک طرف میگفتن ما عاشق ملت ایران هستیم و از طرفی دیگه با شاه همکاری میکردن بعد هم که لانه جاسوسیشون کشف شد بعد از اون هم که قضیه طبس پیش اومد و بعد هم در جنگ تحمیلی از طرفی میگفتن که ما عراق رو تحریم کردیم و از طرفی دیگه به صدام سلاح میدادن بعد از جنگ هم که دیدن اوضاع به نفع اونا نیست موضوع تحریم هارو پیش کشیدن شما بودید چیکار میکردید.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
فیلم سیریانا رو از انجایی که خودم ندیده ام و ظاهرا چهره ی معقولی از خاورمیانه ی پر التهاب این دوران ارئه میدهد (به نقل از راسخون) ضد ایرانی خطاب نمیکنم ولی یکی بالاخره مو رو از ماست کشید بیرون!
[quote]
سریانا : این فیلم در کل راجب سیاست خاورمیانه بود، البته تنها دلیلی که باعث شد در این لیست قرار بگیرد همان صحنه کوتاه اول فیلم است که جناب آقای باب ( جورج کلونی ) هنگامی که در مورد شروع کار ( خرابکاری ) از آرش سوال می کند ، آرش به یکباره می گوید: بعد از نماز! . در اینکه مردم کشور ما مذهبی هستند شکی نیست اما گفتن این جمله که بعد از نماز کار را انجام می دهیم بزرگترین توهین و تناقض را به تصویر می کشد، نماز امر مقدسی برای ایرانیان است و هیچ وقت مشاهده نشده است که یک ایرانی حداقل در زمان نماز یا بعد از آن اقدام به خرابکاری کند به جز گروه هایی مانند طالبان که کلا مشخص نیست به دنبال چه هستند و برای چه آدم می کشند! .فیلم " سریانا " به دلیل عدم اطلاع درست از جایگاه نماز در بین ایرانیان و عدم آگاهی نسبت به مقدس بودن آن در ردیف پنجم لیست ما قرار می گیرد.[/quote]
[url=http://www.cloob.com/club/article/show/clubname/rozeyello/articleid/1853092]منبع[/url]
[align=center]
از انجایی که همیشه پای یک ایرانی در میان است icon_wink بد نیست با این فیلم هم اشنا بشید:

[img]http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/c/cd/Syriana.jpg[/img]
[b]Syriana[/b]
سیریانا (به انگلیسی: Syriana) فیلمی سیاسی است محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی استیون گاگان. بازیگران اصلی آن شامل جرج کلونی و مت دیمون می باشد. موضوع اصلی فیلم حول محور سیاست نفت و تاثیرات جهانی صنعت نفت بر اقتصاد و سیاست می باشد که در طی عملیات هایی که توسط يک مامور سیا (جرج کلونی)، يک تحلیل گر مسائل انرژی (مت دیمون)، بازرسی در واشنگتن (جفری رایت) و يک کارگر مهاجر بیکار پاکستانی (ماژیر مونیر) در کشوری عربی در خلیج فارس مشاهده می شود.
در طول فیلم بیننده از مکانی به مکان دیگر کشانیده می شود که این سفر از تهران شروع شده و مدام در حال رفت و آمد بین واشنگتن، بیروت و کشور عربی می باشد.

داستان:
غول نفتی امریکایی، کانکس، در حال از دست دادن کنترل خود به میادین نقتی در امیر نشینی که توسط خاندان آل سوبای اداره می شود است. وزیر خارجه امیر نشین، شاهزاده ناصر (الکساندر سایدینینگ) امتیاز حفاری گاز طبیعی را به یک شرکت چینی داده است. این امر باعث ناخرسندی شرکت های نفتی امریکایی و در خطر افتادن منافع نفتی ایالات متحده شده است. برای جبران کاهش تولید کانکس با شرکت کوچکی که به تازگی برنده امتیاز بهره حفاری در قزاقستان شده است ادغام می شود.مامور مبارزه با تخلفات مربوط به شرکت های بزرگ در دادگستری امریکا به این ادغام که توسط یک شرکت حقوقی به مدیریت دین وایتنینگ (کریستوفر پلامر) در حال انجام است مشکوک می گردد.

داستان امیر

برایان وودمن (مت دیمون) تحلیل گر مسائل انرژی در ژنو، سویس است. رییس وودمن او را مامور می کند تا با شرکت در مراسم خصوصی امیر در اسپانیا آمادگی شرکتش را برای ارایه خدمات به اطلاع امیر برساند. به خاطر بیماری امیر از ملاقات وودمن با امیر جلوگیری می شود. در همین زمان در قسمت دیگری از مهمانی مجلل امیر پسر خردسال وودمن با شیرجه به درون استخری که برق روشنایی آن بطوری ناخواسته اتصالی دارد دچار برق گرفتگی شده و جان خود را از دست می دهد.

برای ابراز همدردی با وودمن شاهزاده ناصر مبلغی در حدود 167 میلیون دلار از محل سود شرکت نفتی به او هدیه می دهد، همزمان وودمن به عنوان مشاور اختصاصی امیر استخدام می شود. شاهزاده ناصر قصد دارد تا کشورش را به کشوری مترقی و آزاد تبدیل نماید امری که با نظر امریکا و همچنین نظر پدرش (پادشاه فعلی امیر نشین) در تضاد است. ناصر قرار است به عنوان پسر اول جانشین پدرش شود در حالیکه برادر کوچک امیر که طرفدار حفظ وضع موجود و حضور نظامی امریکاست به این سمت برگزیده می شود. به این ترتیب ناصر برنامه ای برای کودتا طراحی می کند ولی در عوض امریکاییها با اطلاع از این نقشه، اتومبیل ناصر را با موشکی کنترل از راه دور منفجر می کنند.

[color=blue]داستان ترور

باب بارنز (جرج کلونی) کهنه سربازی امریکایی، افسر عملیاتی سیا که تلاش می کند جریان تجارت غیر قانونی اسلحه در خاورمیانه را بگیرد. او هنگامی که در تهران دو دلال اسلحه ایرانی را می کشد متوجه می شود یکی از بمبهای ضد تانکی که قرار بود در کشتن دلالان ایرانی بکار رود توسط یک فرد مصری ربوده می شود. باب این مورد را به واشنگتن گزارش می دهد ولی بصورت غیر منتظره او را به واشنگتن منتقل کرده و يک کار دفتری به او می دهند. او دوباره بصورت غافلگیرانه ای دوباره به خاورمیانه، لبنان، فرستاده می شود تا شاهزاده ناصر را به قتل برساند. پیش از مسافرت به لبنان از مامور سابق سیا در لبنان می خواهد تا سوابق کار او با حزب الله را پاک کند تا آنها تصور نکنند که باب قصد انجام کاری بر علیه آنها را دارد. در لبنان باب مسیر امنی از طرف حزب اله دریافت می کند و با مزدوری بنام موسوی آشنا می شود و قرار می شود تا موسوی، باب را در ترور شاهزاده ناصر کمک نماید غافل از اینکه موسوی اکنون برای ایران کار می کند. موسوی به حای کمک به باب او را دزدیده و مورد شکنجه قرار می دهد. رهبر حزب الله بلافاصله از ماجرا باخبر شده و درست هنگامی که موسوی قصد جدا نمودن سر باب را دارد از راه می رسد و جلو موسوی را می گیرد.
[/color]
هنگامی که سیا از قصد موسوی برای افشای تلویزیونی قصد باب برای ترور شاهزاده ناصر آگاهی می یابد از باب فاصله گرفته و او را به عنوان ماموری سرکش معرفی می کند. وایتنینگ با این تصور که باب می خواهد درباره ترور شاهزاده ناصر و با آگاهی از قصد ناصر برای کودتا احساس خطر کرده و باب را زیر نظر گرفته و پاسپورت او را باطل می کند. باب به مرور و از طریق استان گاف علت مورد سوظن بودن و اینکه مسئول همه این کارها وایتنینگ هست را می فهمد. او یک شب به طور کاملا مخفیانه به وایتنینگ نزدیک می شود و او را در مورد ادامه این وضع مورد تهدید قرار می دهد.

در انتهای فیلم باب خود را به اتومبیل حامل شاهزاده ناصر نزدیک می کند تا او را از خطر آگاه سازد ولی در همان زمان موشک به اتومبیل شاهزاده اثابت نموده و تنها وودمن که ساعتی قبل اتومبیل خود را عوض نموده بود زنده می ماند.

داستان وسیم

کارگران مهاجر پاکستانی سلیم احمد خان (شاهیر احمد) و پسرش وسیم (ماژار مهیر) سوار اتوبوس عازم کار در پالایشگاه کانکس هستند ولی به خاطر آنکه شرکت چینی قرارداد را از کانکس گرفته اخراج می شوند. به مرور سلیم و وسیم به خاطر بیکاری فقیر و فقیرتر می شوند. وسیم به دنبال کار می گردد ولی بدلیل عدم توانایی تکلم به عربی از یافتن کار باز می ماند. او برای افزایش شانس خود برای کار گرفتن در امیر نشین عربی به همراه دوستش وارد مدرسه ای مذهبی عربی می شود تا عربی بیاموزد. در این مدرسه شخص عرب زبانی (همان فرد مصری که در تهران یکی از موشک های ضد تانک را سرقت نموده) به وی نزدیک می شود و او را ترغیب به عملیات انتحاری به تانکر کانکس کیلن با استفاده از بمب دزدیده شده در تهران می کند.

داستان ادغام

بنت هالیدی وکیل امریکایی ایالات متحده متقاعد شده است کیلن برای گرفتن امتیاز حفاری در قزاقستان رشوه داده است. در طی بررسی های او انتقال وجه الکترونیکی (wire transfer) بین دنی دالتون و مقامات قزاق را کشف می کند. هالیدی مقامات کانکس-هالیدی را از این امر آگاه می کند ولی آنها از این امر اظهار بی خبری می کنن.
منبع: ویکی پدیا[/align]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اصلا جاي تعجب نداره اگر شما تو هر فيلم و داستاني كه از جانب كشور هاي غربي و به خصوص هاليود توليد ميشه به صورت آشكارا يا نهاني نشانه هاپي از اسلام ستيزي و ايراني ستيزي پيدا كنيد دلايلش كاملا واضحه
1 - رفتار اونها نشون دهنده اين واقعيته كه فلسفه و منطق مادي گراي غربي به طور كاملا واضحي در مقابل منطق الهي اسلام كم آورده پس به ناچار راه رو در دروغ پردازي و تحريف واقعيت از طريق ساخت فيلمهاي به ظاهر سرگرم كننده اما القا كننده نظرات و باورهاي خودشون ديدن. بر خلاف تصور عامه مردم نگاه سياسيون كشور هاي غربي به صنعت سينما اصلا به چشم يه سرگرمي ساده براي گزروندن وقت نيست و يكي از قوي ترين ابزارهاشون براي القا تفكرات و انديشه هاي مسموم و باور هاي سياسي مورد نظر دولتهاشون همين فيلمها و سريالها هستن
2 - اونها سعي مي كنن شكستها و ضرباتي رو كه تو دنياي واقعي از اسلام و ايران خوردن تو اين فيلمها وارونه نشون بدن و در واقع به نوعي عقده گشاپي كرده و مرحمي روي سوزش .... بزارن و حداقل در خيال و توهم خودشون رو برنده بدونن
3 - هرچند ما به درستي قدر نعمتي مثل اتكا به فرهنگ و تمدني چند هزار ساله رو نميدونيم و حتي كساني در كشور به غلط و به طور عمدي دارن سعي ميكنن تاريخ ايران رو تحريف كنن نمادهاي فرهنگي ما رو حذف كنن و عظمت و شكوه فرهنگي ايران باستان رو كمرنگ نشون بدن ُ اما دولتمردان آمريكاپي به خوبي به اين ضعف خودشون آگاهي دارن . اونا دارن به كشوري حكومت مي كنن كه حداكثر سابقش 400 ساله و تاريخش تشكيل شده از قتل عام سرخپوستان كه مالك اصلي آمريكا بودن و جنگهاي وحشيانه داخلي و مردمي كه اكثريت اونها رو اوباش و تبعيدي هاي اروپاپي و مهاجرين فقير از كشور هاي مختلف با نژادها و قوميت هاي گوناگون تشكيل ميدن
اين يعني ملتي با قوميتهاي چند گانه بدون هيچ گونه عقبه تاريخي با فرهنگهاي متفاوت كه هيچ عاملي نميتونه اونها رو در دراز مدت بدون مشكل در كنار هم نگه داره و هر آن ممكنه با كوچكترين محركي تعادل جامعه بهم بخوره و دچار فروپاشي بشن در حالي كه در كشور ما قوميتهاي مختلف هزاران سال باهم زندگي كردن و در واقع به نوعي در هم حل و يكي شدن و فرهنگ غني ايراني رو با هزاران قهرمان واقعي و اسطوره بوجود آوردن.
آمريكاپي ها با آگاهي از اين ضعفشون به ناچار دست به دامن شخصيتهاي خيالي و توهمي مثل بت من - سوپر من - ترانسفورمرز و ... ميشن تا علاوه بر كم رنگ نشون دادن شكستهاشون در واقعيت براي مردمشون اسطوره سازي كنن و خودشون رو ابر قهرمان و برتر و بالاتر از ديگران نشون بدن
متاسفانه ضعف اصلي از خود ماست . چقدر براي تاريخمون هزينه كرديم ؟ چندتا فيلم و سريال راجع به قهرمانان ايران چه در گذشته و چه در حال ساختيم ؟
غربي ها براي توهمات و تخيلات و قهرمانهاي خياليشون هزينه ميكنن تا اونها رو نزد مردم واقعي جلوه بدن اونوقت ما اينهمه قهرمان و اسطوره ملي داريم كه فراموش كرديم و نه تنها سعي نكرديم داستان اونها رو بنويسيم و يا فيلم كنيم بلكه حتي سعي نكرديم در مورد اونها به فرزندانمون ياد بديم و داريم به خاطر نظرات مقطعي و تعصبات بدون منطق بخشي از اونها رو از تاريخ اين كشور حذف مي كنيم .
بزرگترين داراپي ما كه باعث وحشت و اونها ميشه تركيب قدرتمند فرهنگ و تمدن غني و هوشمندانه ايراني با باور ها الهي - ارزشهاي والاي انساني و فرهنگ شهادت طلبي اسلامه كه باعث شده جوان ايراني به لحاظ هوش - شجاعت - خلاقيت - اخلاق .... در جايگاهي بالاتر و برتر از جوانان كشورهاي ديگه باشه و باعث بهت و سردر گمي اونها بشه
به اميد روزي كه همه ما به خصوص دولتمردان كشور واقعا قدر داشته هامون رو بدونن و بدون تعصب كور براي نشان دادن واقعيات گذشته و حال ايران هزينه كنن اونوقت هيچ نيازي نيست بابت يه همچين فيلمهاي ابكي و درجه چندمي نگران باشيم

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم