امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

تا جايي كه من شنيده ام موتورهاي J-85 با نوعي موتور توربوفن بومي تعويض شده اند كه ضمن مصرف كمتر، كشش بيشتري را نيز ايجاد مي كند. بدين جهت تغييري در محفظهء موتورها نيز داده شده است تا انجام مكش بهتر بتواند انجام شود. سيستم ديگر، يك سامانهء (احتمالن) ساخت داخل و ناشناختهء FBW جهت كنترل هواپيما با يك جوي استيك همانند اف16 است. از تسليحات احتمالي اين جنگنده نيز مي توان به بمبهاي هدايت ليزري / هدايت اپتيكالي و همچنين موشكهاي R-73 و R-77 اشاره كرد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
در مورد ساخت موتور بومي قبلا خبر داغي بود كه با همكاري چينيها و روسها موتور J85 كاملا بررسي شده و نقشه ها اون استخراج شده ولي اينكه بهبود و ساخته بشه ديگه خبري ندارم ( خبر مال 2 سال پيش ) اما در مورد نصب سيستمهاي ايونيك و غيره در ساخت بدنه هواپيماهاي غربي دهه 70 خود كاملا خودكفائيم ( كاملا اطمينان دارم ) در ساخت ادوات الكترونيك و ... در سال 72 با كمك ساژم فرانسه خيلي اقدامات انجام شد ( در صا ايران ) ولي بعد از لو رفتن پروژه هاي غني سازي در اثر فشار فعاليت ساژم فوق العاده كم شده و جايگزين آن شركتهاي روسي و بلاروسي شده اند . :?

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
پس از ورود هواپيماهاي F-5 E/F به نيروي هوائي كشور هواپيماهاي F-5 A/B از خدمت خارج و بصورت رزرو نگهداري ميشدند ، تعدادي از اين هواپيماها به نيروي هوائي اردن تحويل داده شدند و حتي تيمي از نيروي هوائي ايران به اردن اعزام شد ، هواپيماهاي صاعقه و آذرخش چيزي نيست بجز همان هواپيماهاي رزرو با تغييراتي ، بعنوان مثال هواپيماي صائقه بر خلاف اف-5 داري يك مسلسل روي دماغ هواپيما است و از فضاي خالي شده از مسلسل دوم احتمالا براي جاسازي رادار و اويانيكي كه براي اين هواپيما در نظر گرفته شده است ، در آذرخش دهانه ورودي هواي موتور ها بزرگتر شده كه اين را بحساب انتخاب موتور بزرگتري از موتور اف-5 براي اين هواپيما ميدانند ولي باور اين كه موتورهاي RD-33 ( موتور ميگ-29 ) براي اين هواپيما انتخاب شده كمي مشكله ، آذرخش هم مانند صاعقه تنها يك مسلسل داره و گفته ميشه كه رادار N-019 Topaz روي اين هواپيما نصب شده . بطور كلي حتي اگر تمام ادعاهائي كه در مورد اين هواپيما شده صحت داشته باشه ، آذرخش با توجه به برد و سرعتش ميتونه يك هواپيما براي پشتيباني نزديك باشه و مشخصات يك هواپيماي شكاري رهگير رو نداره .ضمن اداي احترام به تلاش صنعتگران و طراحان كشورمون بايد بگم كه متاسفانه ما هنوز كمي در باره مفهوم كلمه ساختن وساخت اشكال داريم .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
Parviz, با این حرفها تا هزار سال دیگر هم نمیتونیم پیشرفت کنیم و حتی اگر آمریکا به سرنوشت آتلانتیس دچار شود باز هم افرادی مانند شما نطق میفرمایند که سرزمینی باستانی به نام آمریکا در صدهها سال قبل فلان رو ساخته بود ما که نمیتونیم مگه هواپیما ساختن کشکه! بعد یه عده جوان زحمتکش و غیور میان یه هواپیما میسازن که برخی افراد ادعای کپی برداری از آثار باستانی آمریکا که به تازگی از اعماق اقیانوس کشف شده را کرده و دستاورد متخصصان داخلی را ناچیز قلمداد میکنند! این گروه به چه چیز میگویند پیشرفت خودشان هم نمیدانند! حتی نمیدانند چگونه میشود پیشرفت کرد شاید از آسمون نازل میشه خدا با ما قهر بوده باران پیشرفت و ترقی رو سر آمریکا فرستاده! :?

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
من همكاري داشتم كه داراي مدرك كارشناسي ارشد هوافضا در شاخه موتور بود. اين همكار من سالها پيش در زمينهء نصب فن و تبديل J-85 به توربوفن فعاليت مي كرد اما از كم و كيف كار بي اطلاعم.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
Davood جان تصويري كه تو گذاشته اي نشان مي دهد ورودي موتورها به زير بالها منتقل شده و اين نشان دهنده اين است كه كشورمان در زمينه آيروديناميك پروازي هم شروع به فعاليت كرده است ولي چرا اينكار را در مورد صاعقه نكرده است؟! در ضمن اگر آذرخش را هم مجهز به دو سكان عمودي بكنند بهتر است.راستي به نظر شما كداميك از دو جنگنده صاعقه و آذرخش بهتر از آب در آمده است؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
آقاي Saeid قبل از اينكه بر آشفته بشويد بفرمائيد به كجاي مطالب بنده اعتراض داريد و چرا ، مسلما آنها كه هواپيما ميسازند از كره اي ديگر نيامده اند ، ما هم قدمهاي بسيار بزرگي بر داشتيم ، شكي ندارم ، حال شما بفرمائيد قبول نداريد و قتي ميگويند در ساختن هواپيماي شكاري خودكفا شده ايم كمي اغراق ميكنند ؟ وقتي همه ما ميدانيم كه قدرت مند شدن ايران خاري است در چشم حتي دوستان مصلحتي امروز ما ، اغراق گوئي كمكي بما ميكند ؟ بهتر نيست با آرامش ، بدون بوق و كرنا و جلب كردن نظر دوست و دشمن كار خودمان را بكنيم ، توجه شما را به قسمتي از اظهار نظرم در مورد 250 فروند سوخو جلب ميكنم تا منظورم را بهتر درك كنيد ؛ (( اشاره بسيار بجائي كرديد ، اين بزرگنمائي ها دقيقا همراهي كردن با هدف پخش كنندگان اين نوع شايعات است ، همانطور كه اشاره كرديد قبل از اولين حمله آمريكا به عراق تلويزيون هاي اروپائي حد اقل روزي پنج ساعت گزارش در مورد عراق پخش ميكردند كه عموما در مورد قدرت وحشتناك ارتش عراق بود ،عراق پنجمين قدرت نظامي جهان بود و خلاصه كار بجائي رسيده بود كه مفسرين در اين مورد بحث ميكردند كه اگر عراق به اروپا حمله كند چه خواهد شد ، با همين زمينه سازي ها آمريكا موفق به بسيج يك نيروي بين المللي بر عليه عراق شد و مردم عادي اروپا هم بشدت از جنگ بر عليه عراق حمايت ميكردند ، خبر فروش هواپيما ها به ايران را يكي دو بار بدقت بخوانيد، بعنوان يك انسان بيطرف از خبر چه برداشتي ميكنيد ، ايران كشوري كه بهر دليل شرايطي بحراني دارد ، چه در عرصه داخلي و چه در سطح بين المللي ، متهم است كه سلاح اتمي ميسازد ، رئيس جمهورش بارها يك كشور مشروع از نظر جامعه بين المللي و عضو سازمان ملل متحد را به نابودي تهديد كرده ، مخالف مذاكرات صلح است ،هر كجا در منطقه بوي باروت ميايد ميشود رد پايش را ديد ، هر دوسه ماهي با براه انداختن مانورهاي نظامي و پرتاب دهها موشك بالستيك به جهان چنگ و دندان نشان ميدهد ،و اين كشور اقدام به خريد 250 فروند هواپيماهاي جنگنده بمب افكن ميكند ، براي چه ؟ براي دفاع ؟ ولي هواپيمائي كه با سوختگيري از تانكرهاي موجود در اين ليست خريد تا 8 هزار كيلومتر برد دارد كه سلاح تدافعي نيست ، اين يك سلاح تهاجمي است ، 8 هزار كيلومتر يعني مركز تا شمال اروپا ، پس ايران واقعا كشور خطرناكي است و بايد تا دير نشده مهار شود ( اين جمع بندي را بنده از ديد يك خواننده خبر بيطرف عرض كردم نه اينكه الزاما نظر شخصي من باشد) ، بنابراين به دوستان توصيه ميكنم كه در تفسير اين نوع اخبار كمي دقت كنند . )) فكر نميكنيد اينطور منطقي تر باشد ؟
  • Like 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
منظور من این نبود که سازندگان هواپیما از کره دیگری آمده یا از ما برتر و .. هستن یا اینکه ما در تولید جنگنده خودکفا شدیم نه اینا نبود فقط اشاره کردم به افرادی که همش بلدن فرزندان این مرز و بوم رو مسخره کنند و حتی خودشون رو هم فحش ناسزا دهند! حتما شنیده اید که انسانی مخلص با تلاش و کوشش شبانه روزی دستگاهی ساخته یا روشی ابداع کرده که حتی دوستانش بدون اطلاع از کیفیت و کارایی دستگاه بش میگن به درد نمیخوره جنس خارجی بهتره حتی اگه مشابه خارجی نداشته باشه؟ بله منظور من همین از خود بیگانگی فرهنگی بود که متاسفانه عین خوره به جان مردم ما رخنه کرده و همه دوست دارن خودشون رو کوچیک کنن! یا مثلا یادگیری زبان انگلیسی که امروزه بچه ها میرن کلاس شده افتخاری بیش از کسب مدرک دکتری! زبان یاد میگیریم که از علم بیگانه استفاده کنیم نه اینکه بدان وسیله خود را ناچیز قلمداد کنیم! خیلی افراد به آمریکائیها حسادت میکنن که مثلا خوش به حالشون زبان رو بدون حرف میزنن و از این اراجیف! خوب حرف میزنن که بایدم بزنن زبان خودشونه تو که لازم نیست بشی آمریکایی! اگه قرار بود مثل اونا حرف بزنی دیگه ایرانی نبودی! و اما درباره جنگنده آذرخش که بحث اصلی بود؟ نیروی هوایی به دلیل نداشتن تجربه لازم برای طراحی و ساخت جنگنده از صفر یه کار خوبی که قبلا آمریکا هم همین راه را رفته بود یعنی یه هواپیمای انعطاف پذیر رو انتخاب و با تحقیق کلی بر روی آن و کسب تمام اطلاعات مورد نیاز در این زمینه بدنه و تجهیزات و موتور هواپیما را عوض کردن تا بشود جنگنده ای جدید مثل اف-18 که جدش همین اف-5 بوده و میبینیم که نیروی هوایی نیز مایل به ساخت جنگنده ای در سطح اف-18 هست چون کارایی فوق العاده ای نسبت به رقبایش داشته و هزینه ساخت آن کمتر از بقیه است! در این راه دو پروژه آذرخش و صاعقه شروع شد که بصورت موازی برای ساختن جنگنده ای مشابه اف-18 از روی تجربیات بدست آمده از این دو طرح آغاز گردید. میبینیم که نمونه جدید آذرخش در قسمت ورودی هوای و صاعقه در سکانهای عمودی و بخشهایی از بدنه شبیه اف-18 شده اند که نشانگر پیشرفت زیاد ایران در صنعت طراحی هواپیما هست. البته ساخت با طراحی فرق اساسی دارد. همین تغییرات به ظاهر کوچک در این دو جنگنده یک کار تخصصی و پیچیده است چون کوچکترین تغییر در شکل بدنه باعث تغییرات در تمام معادلات پروازی میشود! تغییر معادلات پروازی هم که شاید به هزاران یا میلیونها معادله برسد یعنی از نو شروع کردن به تعریف و ایجاد معادله متناسب با تغییرات ایجاد شده در بدنه! این یعنی طراحی بومی یک هواپیما هر چند از روی هواپیمایی دیگر ولی به دلیل تغییرات ساختاری میتوان گفت طرحی کاملا جدید است. در مورد ساخت جنگنده هم که به نمونه های آزمایشی اطلاق میشود میتوان گفت ایران با ساخت چندین پیش نمونه به خودکفایی رسیده است. پس ما مشکل اساسی در طراحی و ساخت نداریم و این دو مهم فقط با مرور زمان و کسب تجربه فراهم میشود. مشکل کنونی ما در تولید محصول ساخته شده است که به دلیل نداشتن زیرساختهای لازم جهت صنایع الکترونیک و مکانیک همواره با سختی همراه بوده است! راه این مورد مونتاژ میباشد که قطعاتی که امکان تولیدشان در داخل نیست از کشوری دیگر خریداری شود! زیرساخت اصلی صنایع الکترونیک هم نیمه هادی هاست که نیاز به آزمایشگاههای بزرگ و مجهز برای ساخت نیمه هادیهای مرغوب داریم که این خود منجر به تولید محصولات رده بعد و ... و در نهایت رادار ، کامپیوتر کنترل آتش ، سیستمهای هدفیابی ، رهگیری ، مراقبت و ... میشود. زیرساخت صنایع مکانیک که فکر کنم اصلا در کشور نباشد چیزی نیست جز سرمایه گذاری دولت در این بخش! یعنی اینکه صنایع مکانیک بیشتر به محصولات اولیه دارند تا سایر محصولات مانند آهن ، فولاد ، آلیاژهای مختلف و حتی مواد هیدروکربن با ورود این دسته از مواد به صنعت ساخت قطعات! امیدوارم مفهوم را رسانده باشم که ما آذرخش را طراحی و ساخته ایم اما هنوز به مرحله تولید جنگنده نرسیده ایم. :?

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
منم با نظر سعيد موافقم به نظر من در راه ساخت هواپيما تازه اول راه هستيم و تا به نتيجه رسيدن و ساخت يك هواپيماي واقعا ايراني خيلي راه مانده كه بايد طي كنيم

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بازتاب پرواز موفقيت آميز هواپيماي ايراني " آذرخش " در مطبوعات لبنان پرواز موفقيت آميز هواپيماي جنگنده " آذرخش " ساخت جمهوري اسلامي ايران در چند رسانه مطبوعاتي لبنان بازتاب داشت . به گزارش ايرنا از بيروت ، روزنامه السفير در اين زمينه به شرح اين موفقيت متخصصان هوا - فضاي كشورمان پرداخت و روزنامه " صدي البلد " نيز اين موفقيت را به تصوير كشيد. عكس بزرگي از اين هواپيما در حال پرواز در آسمان تقريبا سه چهارم صفحه اين روزنامه لبناني را در روز سه شنبه‌به خود اختصاص داده و بالاي آن نوشته پس از ( موفقيت‌هاي ) هسته‌اي ... اينك هوايي. در پايين اين عكس نيز بخشي از توضيحات "مصطفي محمدنجار" وزير دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح كشورمان درباره اين هواپيما درج شده است. هواپيماي جنگنده "آذرخش" كه با همكاري ارتش جمهوري اسلامي ايران، صنايع هواپيماسازي " هسا " و وزارت دفاع ساخته شده روز دوشنبه نخستين پرواز موفقيت آميز خود را انجام داد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

تصویر


این عکس آذرخش نیست بلکه F-5 مهاجم نیروی هوایی آمریکا است که به پرچم ایران منقوش شده است !

غالبا از این جنگنده برای هدف (دشمن) استفاده می کنند که به پرچم کشورهای دشمن رنگ آمیزی می شود مثلا قبل از حمله آمریکا به عراق هواپیماهای مهاجم به پرچم عراق منقوش شده بودند.

تصویر

تصویر

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
رجانيوز:راديو فردا هواپيماي اذرخش را نسخه بدلي هواپيماي اف5 امريكايي دانست. به گزارش رجانیوز ،این رسانه آمریکایی که برنامه های خود را با بودجه مستقیم سازمان جاسوسی آمریکا(سیا) به زبان فارسی تولید و پخش می کند، پس از آنکه خبرگزاریهای داخلی از موفقیت نیروی هوایی در پرواز «آذرخش» خبر دادند،بلافاصله با چندین نفر از کسانی که آنها را کارشناس هوایی-نظامی می نامید مصاحبه کرد و از این راه به تحقیر دستاورد خیره کننده ایرانیان پرداخت. راديو فردا در ادامه برنامه گزارش خبری خود به نقل از كارشناسان خود، هواپيماي آذرخش که تا کنون پرواز آن نمایش داده نشده را به هواپيماي آمريكايي اف 5 تشبيه کرد و با اشاره به از رده خارج شدن این هواپیمای آمریکایی مدعي شد: ساخت يك يا چند فروند هواپيماي جنگي از اين نوع، در جهان پيشرفته امروز دستاورد چندان چشمگيري نيست. این راديو در ادامه این برنامه همچنين به مشكلات ناوگان هوايي غير نظامي ايران اشاره کرد و مدعی شد که حركت ايران در جهت خودكفايي در زمينه هاي دفاعي كم اهميت تر از آن است که تهران بخواهد بر روی آن تبلیغ کند. این رسانه آمریکایی در ادامه پس از اشاره به مشکلات موجود در تامین قطعات هواپیماهای مسافربری در ایران، بدون هیچگونه اشاره به تحریمهای ضدانسانی و طولانی مدت کاخ سفید، حرکت جمهوری اسلامی ایران به سمت خودکفایی در تولید هواپیما را بی توجهی به وضعیت غیرنظامیان تحلیل کرد و مدعی شد: جمهوري اسلامي در راستاي سياست نظاميگري حركت ميكند! کارشناسان رسانه ای واکنش شدید رسانه های غربی در قبال موضوعاتی از این دست که به نوعی نمایش اقتدار و پیشرفت ملت ایران است و تلاش آنها برای تحقیر این دستاوردهای ملی ایرانیان را به تنهایی نشاندهنده اهمیت و تاثیرگذاری قابل توجه سیاسی - رسانه ای اینگونه نوآوریهای علمی و صنعتی می دانند. گفتنی است پیش از این، زمانی که رئیس جمهور کشورمان از دستیابی کشور به چرخه کامل سوخت و توانایی کشورمان درغنی سازی نیمه صنعتی اورانیوم خبر داد نیز رسانه های غربی بالاتفاق بر ساختگی و تبلیغاتی بودن چنین خبری تاکید کردند،اما با گذشت کمتر از یک ماه با اذعان به واقعی بودن این دستاورد،القاء تهدیدآمیز بودن آن را در دستور کار خود قرار دادند.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[align=center]Azarakhsh / Thunder[/align]

[align=center]Iranian upgraded F-5 Tiger[/align]

نيروي هوايي ارتش شاهنشاهی ایران، اولين نیروی هوایی در جهان بود كه هواپيماهاي F-5A/B موسوم به «جنگندهء آزادي» يا Freedom Fighter را در سال 1343 شمسي به خدمت گرفت. سابقه بسيار طولاني و ارزشمند پرسنل تعمير و نگهداري، هزينه اورهال پائين، مصرف سوخت كم، جثه كوچك هواپيما - كه باعث مي‏شد از ديد برخي رادارها مخفي بماند- همگي باعث شده‏اند كه سالهاي طولاني شاهد پرواز اين شكاري خوش تركيب در آسمان كشورمان باشيم.

[align=center]تصویر[/align]


پس از خاتمه جنگ تحميلي، و با توجه به نیاز شدید نیروی هوایی به یک هواپیمای آموزشی، در سالهاي آعازين دهه 1370 شمسي، پروژه‏اي به نام سيمرغ در قالب تبديل هواپيماي F-5A (تك كابين) به F-5B (نوع دوكابين جهت آموزش خلبانان مبتدي) در شركت صنايع هواپيماسازي اصفهان (هسا) و شركت صنايع هواپيمايي ايران (صها) به اجرا درآمد و پرسنل سازمان صنايع دفاع و نيروي هوايي ارتش با موفقيت توانستند قطعات و قالبهاي لازم را جهت توليد نوع دو كابين هواپيماي F-5 توليد نمايند؛ اساس انجام این پروژه، زیربنای ایجاد برخی تغییرات در باقیماندهء ناوگان F-5 هایی گردید که دارای بدنه‏ای با طول عمر کمتر بودند و می‏شد آنها را چندین سال دیگر نیز به خدمت گرفت.

[align=center]تصویر[/align]
[align=center]اولين نمونهء F-5A که در قالب پروژهء سيمرغ دوکابینه شده است[/align]


آشنایی تعمیرکاران و پرسنل فنی هواپیماهای F-5 و همچنین شرائط حساس منطقه، باعث گردیده است که هرساله تغییراتی ظاهری بر روی تعدادی از F-5 های قدیمی نیروی هوایی اعمال شده و آنها را به عنوان هواپیمای ساخت ایران معرفی نمایند، در حالی که صنایع هوافضای ایران، از ساخت تایر، شیشهء کاناپی، قطعات سادهء موتور، آلات دقیق و آویونیک عاجز است اما سالهاست که بر طبل ساخت هواپیمای جنگی، آن هم جنگنده‏ای پیشرفته و قابل رقابت با F/A-18 کوبیده می‏شود!

اندکی پس از آنکه قراردادهای میلیاردی خرید تسلیحات توسط عربستان و اسرائیل اعلام گردید، وزارت دفاع ایران، خبر از آزمایش هواپیمای جدید! آذرخش را داد. هواپیمایی که شش سال قبل نیز در حضور رهبر مذهبی ایران مورد آزمایش قرار گرفته بود، اینک می بایست با توجه به خرید 30 میلیارد دلاری اسرائیل و 20 میلیارد دلاری عربستان سعودی، بار روانی حاصل از عدم ورود به خدمت تسلیحات جدید هوایی به ارتش جمهوری اسلامی را بر دوش بکشد.

[align=center]تصویر[/align]

F-5 تغییریافته که در باند اختصاصی شرکت صنایع هواپیماسازی ایران (هسا) در اصفهان و تقریبن بدون حضور خبرنگاران پرواز داده شد، به سطوح لبهء حملهء بال که در اصطلاح Leading Edge eXtension نامیده می‏شود و همچنین دو محفظهء تنفس جهت خنک کردن موتورها (ram-air inlet) مجهز شده است. سطوح فوق که به اختصار LEX نامیده می‏شوند، در هواپیماهای پیشرفته‏ای چون F/A-18 و Su-34 و AV-8 Harrier به کار گرفته شده اند.


LEX چیست؟
زائده‏های توسعه یافته (LEX) در واقع سطوحی هستند که به قسمت جلوی بالهای هواپیماهای جنگی پیشرفته افزوده شده‏اند تا جریان متعادل هوا را به هنگام پرواز در زوایای بالای حمله ایجاد کنند. این سطوح، اغلب مثلثی شکل هستند، و از قسمت ریشهء بال تا قسمتی نزدیک به کابین در امتداد بدنه حرکت داده می‏شوند. این زائده ها اندازه ای در حدود یک وجب دارند و از یک متر کمتر هستند. در حقیقت، این زائده‏ها، بالهای دلتاشکل کوچکی هستند که به قسمت جلویی بالها، پیوند زده شده‏اند.

به هنگام پرواز با سرعت کروز (سرعت گشت‏زنی عادی هواپیما) سطوح LEX تاثیر اندکی دارند، در حالی که به هنگام افزایش زاویهء حمله، نظیر حالتی که در نبردهای نزدیک هوایی زیاد اتفاق می‏افتد، سطوح LEX اقدام به تولید جریانهای حلقوی (گردابی) سرعت بالا می‏کنند که این جریانها تا نوک بالها باقی می‏مانند. بر اساس قانون برنولی، در این حالت، حداقل فشار به نوک بالها وارد می‏شود و این امر افزایش نیروی برا در نقطهء عادی واماندگی (Stall) را به وجود آورده و بدین سان، هواپیما قادر می‏شود در زوایای بالاتر پرواز کرده و دچار واماندگی نشود.

مشخص‏ترین جنگنده‏ای که از این سطوح بهره می‏برد، F/A-18 Hornet می‏باشد. نمونهء اولیه سوخوی27 که Cy-27C نامیده می‏شد، به دلیل طراحی بسیار ضعیف سطوح LEX، دچار سانحه گردید که دلیل این امر نیز، یخ‏زدگی این سطوح در زوایای بالای 5 درجه بود. مشکل سوخوی27 در نهایت با اصلاح طراحی LEX ها و همچنین سیستم کامپیوتری FBW رفع گردید.

در حقیقت سطوح LEX باعث افزایش فوق‏العادهء قدرت مانورپذیری هواپیما می‏شوند و جنگنده به وسیله دارا بودن این سطوح است که قادر به انجام مانورهای سنگینی نظیر Pugachev's Cobra ، Cobra Turn و Frolov Chakra می‏گردد.


[align=center]تصویر[/align]
[align=center]هواپیمایی که شش سال قبل نیز در حضور رهبر مسلمین جهان مورد آزمایش قرار گرفته بود، اینک می بایست با توجه به خرید 30 میلیارد دلاری اسرائیل و 20 میلیارد دلاری عربستان سعودی، بار روانی حاصل از عدم ورود به خدمت تسلیحات جدید هوایی به ارتش جمهوری اسلامی را بر دوش بکشد.[/align]


Fly By Wire ؟
با عنايت به موارد فوق، در بهينه‏سازي هواپيماي F-5E باید «سیستم کامپیوتری کنترل پرواز» که در اصطلاح Fly By Wire یا FBW نامیده می‏شود، نصب شده باشد. ادعا شده است که این سیستم را شرکت MATSA (متصا) یا Air Force Technology and Electronic Centre تولید کرده و پیشتر نیز ادعا شده بود بر روی جنگندهء صاعقه که یک جنگندهء F-5A با دو سکان عمودی اریب بود، مورد آزمایش قرار گرفته است.


موتور RD-33 یا J-85 ؟
دو موتور توربوفن RD-33 ساخت كليموف، توان و چالاكي ويژه‏اي می‏توانند به آذرخش و صاعقه ببخشند. اين جنگندها با موتور RD-33 و استفاده از پس‏سوز، مي‏توانند به راحتي به سرعتهايي بين 1.6 تا 1.8 ماخ و حتا بالاتر دست يابند. در تصاویر و فیلمهای منتشر شده از صاعقه، و همچنین تنها تصویری که از آذرخش ثبت شده است، تفاوت چندانی بین اندازهء ظاهری موتورهای آن با F-5 مشاهده نمی‏شود، از این رو، به نظر می‏رسد تغییرات اعمالی در F-5، اندکی بهبودسازی عملکرد موتورهای J-85 و افزودن سطوح کنترلی LEX می‏باشد.


صاعقه یا آذرخش ؟
نکتهء بسیار مهم این است که صاعقه و آذرخش، هر دو طرح های دگرگون شده‏ای از جنگندهء اف-5 می‏باشند و هچیکدام را نمی‏توان یک محصول تولیدی مستقل نامید، اما باید توجه کرد که صاعقه، شباهت زیادی به آذرخش ندارد و در ساخت آن، به جای شرکت صها (IACI)، «مرکز تکنولوژی نیروی هوایی و صنایع الکترونیک» (MATSA) همکاری داشته‏اند. از نظر شکل ظاهری، سکانهای اریب صاعقه را می‏توان مهم‏ترین تغییر آن نسبت به F-5 و آذرخش دانست.

علی‏الظاهر، مقامات مسئول جمهوری اسلامی، به اطلاق نام‏های جدید، علاقهء وافری دارند و برای هر تغییر جزئی یا انجام بهینه‏سازی اندک روی هواپیماهای بسیار قدیمی، از اسامی جدید استفاده می‏کنند. برای مثال برنامهء تولید هواپیمای آموزش «تذآرو» را در نظر بگیرید که در مقاطع گوناگون زمانی، با اسامی «رعد» ، «تندر» و در نهایت «تذآرو» نامیده شده است!


موتور توربوفن J-85 ؟ !
نکتهء قابل توجه دیگر این است که ادعا شده است موتور توربوجت J-85 مورد استفاده در جنگندهء F-5E، با یک موتور توربوفن و کم‏مصرف و دارای پس‏سوز بهینه‏سازی شده بر اساس همان J-85، جایگزین شده است که تکنولوژی آن، بر اساس موتور توربوفن TF-30 P414A می‏باشد. این موتور بهینه‏شدهء J-85، دارای کشش بالاتر و قابل ملاحظه‏ای نسبت به مدل قدیمی خود می‏باشد. شاید بدین جهت است که در قسمت انتهایی موتور، دو مکان تنفس جهت خنک کردن موتور تعبیه شده است و این نشان از امکان‏پذیرکردن استفاده از حداکثر قدرت موتور و کنترل حرارت آن می‏باشد.


رادار کنترل آتش
در نمونهء پرواز داده شدهء صاعقه، به نظر می‏رسید این جنگنده فاقد رادار است و در واقع همان جنگندهء F-5A می‏باشد که به دو سکان اریب مجهز گشته است و مخازن خارجی سوخت مستقر در دو نوک بالها حذف شده‏اند.

[align=center]تصویر[/align]

همچنین به نظر می‏رسید بر خلاف تبلیغاتی که ادعا داشت بر روی صاعقه و آذرخش از رادار N019 ساخت فازاترون استفاده شده است، تاکنون هیچگونه مدرک و خبری دال بر همکاری روسها برای فروش یا انتقال تکنولوژی رادار و یا حتا نصب یک رادار بومی بر روی این جنگنده‏ها مشاهده نشده است، به نحوی که در اولین آزمایش رزمی هواپیما صاعقه، که در برابر دوربین‏های فیلمبرداری صورت گرفت، به جای پرتاب بمب یا موشکهای هدایت شونده که می‏توانست تاثیر به‏سازیی در تغییر نگرش جهانیان به توانایی‏های بومی نیروی هوایی جمهوری اسلامی داشته باشد، تنها اقدام به پرتاب چند راکت 70 م م غیرهدایت شونده گردید!

[align=center]تصویر[/align]
[align=center]تصویری از صاعقه (F-5A) که تنها به دو راکت انداز سادهء ۷۰ م م مجهز شده است و جهت تمایز با سایر F-5 ها، مخازن سوخت بال نصب شده در دو نوک بالها را ندارد.[/align]


تبلیغات به جای حقیقت
به نظر می‏رسد تعداد دو یا سه جنگندهء F-5A/E مشمول برخی تغییرات جزئی ظاهری شده‏اند و هرچند وقت یکبار، بسته به ملاحظات سیاسی و یا فشارهای خارجی، هرکدام به نوبت در مانورهای نظامی به مدت اندکی پرواز داده می‏شوند تا انتقادات و تصورات مبنی بر ضعف شدید نیروی هوایی جمهوری اسلامی و همچنین عدم خرید هواپیماهای جنگی جدید، تحت الشعاع قرار گیرند.
  • Upvote 2
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط hans
      موشک ضد زره صاعقه 2

      دوستان امیدوارم تکراری نباشد من جستجو کردم چیزی پیدا نکردم.
      موشک ضد زره صاعقه 2 بهینه سازی شده ی موشک ضد زره دراگون امریکایی است که توسط مهندسین و متخصصین صنایع دفاع مهندسی معکوس و بهینه شده است و توسط نیروی زمینی ارتش مورد استفاده قرار می گیرد.این موشک از نظر برد بهینه سازی شده است به طوری که برد نهایی دراگون امریکایی 500 متر است ولی برد موشک صاعقه 1000 تا 1090 متر بهینه شده است,همچنین سر جنگیه ان سنگین تر و نافذتر شده است.در اصل باید گفت این موشک مهندسی معکوس شده موشک سوپر دراگون است که اوایل دهه ی 90 بهینه شده بود.

      توضیحی مختصر در باره ی دراگون امریکایی
      این موشک ضد تانک هدایت شونده توسط کمپانی مک دانل داگلاس در امریکا ساخته شده است.سیستم هدایت موشک شامل سیستم دید در شب و سیستم گرما یاب که بر روی لانچر پرتاب نصب شده . همچنین این لانچر مجهز به یک دو پایه و یک باتری میباشد.این موشک قابل شلیک توسط یک نفر است و هدایت ان سیمی است.در دهه ی 90 سوپر دراگون 1 ساخته شد و پس از ان سوپر دراگون 2 که نسبت به نمونه ی اولیه خیلی کارامدتر و توانایی بیشتری دارد.


      دراگون امریکایی

      دراگون امریکایی


      spike-360
      Hans
    • توسط sokuteasemuni
      [b][color=#00BFFF]س[/color][color=#2B86EB]ل[/color][color=#2B46EB]ا[/color][color=#0000FF]م[/color][/b]

      [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/1645221.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_1645221.jpg[/img][/url]

      [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/255861_orig.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_255861_orig.jpg[/img][/url]

      [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/1639598.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_1639598.jpg[/img][/url]

      [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/iriaf_su-24mk_taking_fuel_from_boeing_707%7E0.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_iriaf_su-24mk_taking_fuel_from_boeing_707%7E0.jpg[/img][/url]

      [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/96590_1269255792.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_96590_1269255792.jpg[/img][/url]
    • توسط nasirirani
      فرمانده نیروى هوایى ارتش گفت: نخستین پرواز هواپیماى رادارگریز ایران، سوم خرداد در تهران انجام مى شود.

      به گزارش واحد مرکزی خبر ، امیر سرتیپ حسن شاه صفى در حاشیه رژه روز ارتش جمهورى اسلامى ایران در جمع خبرنگاران با اشاره به این که این هواپیما از دید همه رادارها پنهان است افزود: طرح هاى ما در این زمینه وسیع تر است که بعد از تائید و تولید انبوه در اختیار وزارت دفاع قرار مى گیرد.

      وى گفت: بعد از پروازهاى آزمایشى این هواپیما، پرواز با سرنشین اجرا و تولیدات ترکیبى با هواپیماهاى دیگر نیز انجام مى شود و در اختیار وزارت دفاع قرار مى گیرد.

      امیر سرتیپ شاه صفى درباره علت پرواز نکردن 140 فرونده جنگنده در مراسم رژه امروز گفت: شرایط بین المللى براى دید و پرواز باید به اندازه اى باشد که هواپیماها بتوانند همدیگر را ببینند.

      وى با بیان این که به علت گرد و غبار، دید هواپیماها بین 1500 تا دو هزار متر بود افزود: نبود دید چشمى و سرعت بالاى هواپیماها، موجب جلوگیرى از پرواز هواپیماها شد.

      فرمانده نیروى هوایى ارتش با بیان این که در انجام رژه هاى هوایى استفاده از رادار مطرح نیست گفت: همه یگان ها آمادگى رژه هواى داشتند و حتى از زمین هم بلند شدند.

      وى اضافه کرد: هواپیماها در منطقه شرق حرم مطهر نیز قرار گرفتند؛ اما با این وجود لیدر دسته پروازی، رژه هوایى هواپیماها را صلاح نداشت.

      امیر سرتیپ شاه صفى گفت: امروز قرار بود، بیش از 200 هواپیما از جمله 140 جنگنده براى ماموریت هاى مختلف در رژه از زمین بلند شوند که به علت دید کم نتوانستند.

      وى گفت: این رژه به تاریخ دیگرى موکول شد و احتمال دارد در سوم خرداد و یا 31 شهریور این رژه هوایى انجام شود.

      سرتیپ شاه صفى در ادامه با بیان این که نیروى هوائى ارتش در زمینه ساخت هواپیماهاى جنگنده، بمب افکن، شکارى و رهگیر فعالیت مى کند افزود: مهمترین این هواپیماها صاعقه و هواپیماى رادارگریز است و قرار بود یک اسکادران از هواپیماهاى صاعقه پرواز کنند.

      فرمانده نیروى هوایى ارتش گفت: امسال این نیرو چندین مانور مشترک و انفرادى با حضور نیروهاى زمینی، هوائى و سپاه پاسداران برگزار

      http://www.iribnews.ir/Default.aspx?Page=MainContent&news_num=187307





      به بخش اخبار نظامي انتقال يافت.

      Babakim1
    • توسط hosseingmn
      شايد در زمان کنونی اين موضوع يک خيالپردازی تلقی گردد اما در دهه های ۶۰ و ۷۰ ميلادی ايران يکی از نزديکترين همپيمانان ايالات متحده آمريکا محسوب ميشد . زمانی که در اوائل دهه ۷۰ ميلادی ايران در جستجوی يک هواپيمای شکاری رهگير بود روابط خوب اين کشور با ايالات متحده اين امکان را در اختيار ايران قرار می داد تا بهترين وسائل موجود در زرادخانه آمريکا را انتخاب کند . در عين حال ايرانيها تقاضای مخصوصی داشتند . خلبان رئيسی که در آنزمان با درجه سروانی در نيروی هوائی خدمت ميکرد چنين ميگويد : نيروی هوائی ايران در آن سالها يک سلسله بررسيهائی را تحت عنوان « تقويت ايستگاههای رادار » انجام داد . اما آنچه دراين ميان محسوس بود فقدان راه حلهای پيشنهادی در جهت رفع معضل مناطق کور راداری بود .مناطق کوهستانی ايران بزرگترين معضل نيروی هوائی محسوب ميشود و ما قادر نبوديم حريم هوائی کشور را حتی با وجود شبکه های خوب راداری پوشش مناسب دهيم . در نهايت ما متوجه شديم که تنها راه حل ما جهت رفع اين مشکل , ايستگاههای رادار پرنده که همزمان قادر به دفاع از خود باشند می باشد . بر اين اساس ايران در جستجوی هواپيماهای رادار پرنده و شکاری رهگيرهای محافظ بر آمد . در سال ۱۹۷۲ ما از ۲ طرح جديد برای هواپيماهای شکاری ـ رهگير در ايالات متحده با خبر شديم . اين ۲ نوع جنگنده که مأموريت ويژه رهگيری هواپيماهای دشمن را بر عهده داشتند عبارت بودند از هواپيمای « اف ـ ۱۵ ايگل » ساخت کمپانی مک دانل داگلاس و هواپيمای « اف ـ ۱۴ تامکت » ساخت کمپانی گرومان . هواپيمای اف ـ ۱۵ مجهز به موشکهای هوا به هوای Aim - 7 Sparrow ترکيب مرگباری را در آسمان بوجود ميآورد اما با اينحال توانائی هواپيمای اف ـ ۱۴ راکه به موشکهای دوربرد Aim - 54 Phoenix و رادار Pulse - Doppler AWG - 9 مجهز بود نداشت . اين رادار قدرتمند توانائی شناسائی همزمان ۲۴ هدف و انتخاب ۶ هدف مهمتر از ميان آنها و شليک همزمان به طرف آنها را داشت . همچنين اين هواپيما قادر بود موشکهای Aim - 9 Sidewinder و Aim - 7 Sparrow را از فاصله دورتری نسبت به هواپيمای اف ـ ۱۵ پرتاب کرده و دشمن را مورد اصابت قرار دهد . خلبان سابق نيروی هوائی ايران سرهنگ فرهاد اعتقاد راسخ دارد که تامکت انتخاب بهتری برای ايران بود . او ميگويد « هر دوی اين شکاريها از کابين جاداری برخوردارندکه امکان ديد عالی در اختيار خدمه پروازی قرار می دهد . همچنين اين شکاريها قدرت رهگيری بالائی دارند و قادرند انواع وسائل پرنده متخاصم را تعقيب و منهدم کنند و در اين مورد هيچ محدوديتی ندارند بخصوص شکاری تامکت که هدايت آن بسيار راحت است و قادر به انجام مانورهای هوائی است که در ذهن ما تا آنزمان غير ممکن تصور ميشد . تنها در کمتر از ۱۰۰ ساعت پرواز من قادر بودم تا دماغه هواپيمای خود را تا ۷۵ درجه به سمت بالا هدايت کرده و سپس با گردشی ۱۰۰ درجه ای هدف خويش را با موشکهای سايدويندر و يا توپ قدرتمند ۲۰ ميليمتری M - 61A Vulcan مورد اصابت قرار دهم » . بعدها در مقابل کنگره آمريکا چنين وانمود گشت که حريم هوائی ايران پيوسته از جانب اتحاد جماهير شوروی بوسيله هواپيماهای سريع و بلند پرواز ميگ ـ ۲۵ مورد تجاوز قرار ميگيرد و ايران جهت دفاع از خود به هواپيمای تامکت نياز مبرم دارد . اما چنين استدلالی برای متقاعد کردن کنگره آمريکا ( که با اين قرارداد زياد موافق نبود ) واقعی نبودهر چند که تا امروز اين مسئله در محافل گوناگون بعنوان دليل اصلی مطرح ميگردد . واقعيت اين بود که ايران در آن سالها به دنبال قويترين ومجهزترين هواپيمای شکاری موجود در جهان بود که در نهايت هم آنرا دريافت کرد .


      در سال ۱۹۷۴ ميلادی ايران با اطمينان از توان بالای هواپيمای اف ـ ۱۴ , تعداد ۸۰ فروند از اين نوع هواپيما به همراه ۷۱۴ فروند موشک هوا به هوای Aim - 54 به آمريکا سفارش داد . اين قرارداد به ارزش ۲ ميليارد دلار شامل ساير سلاحها وقطعات يدکی برای مدت ۱۰ سال خدمت فعال و تجهيزات زمينی به همراه کارگاههای تعميراتی وآموزش پرسنل زمينی و کادر پروازی تحت نام « پروژه پادشاه ايرانی » به امضاء رسيد . اين قرارداد بزرگترين قراردادی بود که تا آنزمان بشکل انفرادی با يک شرکت آمريکائی منعقد ميشد .نکته جالب اينجاست که تنها چند ماه پس از امضاء قرارداد , کنگره آمريکا بودجه تکميل اين طرح را حذف و با اينکار شرکت گرومان را عملأ در آستانه ورشکسنگی قرارداد. در اين زمان بانک ملی ايران وامی به مبلغ ۲۵۰ ميليون دلار در اختيار کمپانی گرومان قرار داد تا تکميل پروژه تامکت و تحويل آن به ايران ميسر گردد. در حقيقت بعد از اعطاء اين وام بود که ساير سرمايه گزاران آمريکائی علاقمند به سرمايه گزاری در اين پروژه گشتند و عملأ شرکت گرومان و پروژه تامکت از خطر نابودی نجات يافتند . امروزه اين موضوع يک شوخی تاريخی تلقی ميگردد اما واقعيت اينست که بدون کمک مالی ايران , نيروی دريائی آمريکا هيچگاه قادر به در اختيار گرفتن اين پرنده افسانه ای نميگرديد .
      بدين ترتيب يکی از وقايع نادر در تاريخ هوانوردی مدرن بوقوع پيوست و اين رخداد با گذشت زمان دستمايه شايعات و داستانهای ضد ونقيض گوناگون گرديد . در حقيقت تاريخ واقعی و قدرت حقيقی هواپيماهای اف ـ ۱۴ که در خدمت نيروی هوائی ايران ميباشند تا به امروز به حد زيادی از افکار عمومی جهان پنهان مانده است .به اين موضوع بايد عدم تمايل خلبانان سابق نيروی هوائی ايران ( که اکنون سالهاست در خارج ازکشور زندگی ميکنند ) به حضور در انظار عمومی و ارائه اطلاعات و همچنين پرسنل شاغل در کشور که از درج هرگونه خبر به رسانه های جمعی جلوگيری ميکنند را هم افزود . اين افراد عمومأ از ترس اقدامات تلافی جويانه گروهک تروريستی مجاهدين خلق که در خاک عراق مستقر بوده و از حمايت آمريکا و اسرائيل برخوردار ميباشند وحشت دارند زيرا در ۲۰ سال گذشته تعدادی از خلبانان بدست اين گروه تروريستی به قتل رسيده اند . در مواردی استثنائی و نادر خلبانان ايرانی حاضر به ارائه اطلاعاتی اندک شده اند که البته ناشناس باقی ماندن اين افراد جزو شروط اوليه بوده است .تعدادی از آنان حتی از شناسائی همکاران سابق خود که اکنون در قيد حيات هستند در عکسها و تصاوير عمدأ خودداری می کنند .

      پنهان کاری در مورد اف ـ۱۴ ها عملأ از روزهای اوليه تحويل تامکتها به ايران آغاز گشت . برخلاف گزارشهای دروغين معلم خلبانهای آمريکائی , آموزش پرسنل ايرانی بخوبی و منظم پيش ميرفت . تا پايان سال ۱۹۷۸ تعداد ۱۲۰ نفر خلبان و افسر کنترل تسليحات ( WSO = Weapon System Officer ) دوره های آموزشی را با موفقيت پشت سر گذاشتند . در مرحله بعدی تعداد ۱۰۰ نفر پرسنل بايد به آنان ملحق ميشدند. همزمان تعداد ۲۰۰ نفر تکنسين متخصص تعميرات موتور در شرکت Pratt & withney و متخصص تسليحات در شرکت Hughes دوره آموزشی را گذراندند . سروان جواد در مورد آموزشهای نظامی خود در آمريکا چنين ميگويد : ما در نيروی دريائی آمريکا آموزش ميديديم. معلمين ما در وهله اول خلبانان آمريکائی بودند که در جنگ ويتنام تجربيات گرانبهائی اندوخته بودند . اين خلبانان جزو مجرب ترين خلبانانی بودند که حتی خلبانان نيروی هوائی آمريکا و نيروی هوائی اسرائيل قادر به مبارزه با آنان در جنگهای هوائی نبودندو آنان براستی ما را به نحو احسن آموزش دادند . اين آموزشها ما را دارای چنان مهارتی ساخت که بعدها در سالهای دهه ۹۰ ميلادی ما قادر بوديم هواپيماهای ميگ ـ۲۹ را که از روسيه خريداری شده بود , در جنگهای تمرينی هوائی سرنگون سازيم . در حقيقت اين موضوع يکی از دلايلی بود که ايران از سفارش تعداد بيشتری ميگ ـ ۲۹ خودداری نمود . تنها نقطه ضعف هواپيماهای F - 14 A موتورهای TF - 30 P 414 آن بود . پيچيدگی و غير قابل اعتماد بودن اين توربينها ما را وادار ميساخت که بيشتر وقت خود را به جای تمرکز روی پروازها , صرف فراگيری کار با اين موتورها کنيم .

      سرگرد فرهاد در ادامه چنين ميگويد : موشکهای Aim - 54 سلاحی استثنائی و موثر بود که تا به امروز سلاحی ساخته نشده است که قابل مقايسه با آن باشد . در هنگام آزمايشات گوناگون در ايران اين موشک قبل از اصابت به هدف به ارتفاع غير قابل تصور ۲۴۰۰۰ متری و سرعت ۴.۴ ماخ دست يافت . اين موشک بزرگ و سنگين هيچ محدوديتی در مقابله با اهدافی که چه در ارتفاع بالا و چه در ارتفاع پائين پرواز ميکردند نداشت و قادر به تحمل ۱۷ g فشار بود . ما اين موشکها را از فواصل ۷.۵ تا ۲۱۲ کيلومتری هدف شليک کرديم ونتايج آزمايشات مافوق تصور ما بود . تنها نگهداری و آماده نکهداشتن اين سلاح پيچيده گاهی خواب را بر ما حرام ميکرد .


      اولين زوج تامکت در تاريخ ۱۶ ژانويه سال ۱۹۷۶ ميلادی به ايران تحويل شد . به علت آماده نبودن پايگاه هشتم شکاری اصفهان ( که در آنزمان بنام خلبان جانباخته آن نيرو پايگاه خاتمی و بعدها پايگاه شهيد بابائی نامگزاری شد ) اين هواپيماها تحويل اسکادران ۷۲ شکاری تاکتيکی مستقر در پايگاه هفتم شکاری شيراز شدند . باقی هواپيماهای تحويلی به اسکادران ۷۳ ملحق شدند و تا سال ۱۹۷۷ که اسکادرانهای ۸۱ و ۸۲ شکاری پايگاه هشتم اصفهان تشکيل شد , به خدمت در آن يگان ادامه دادند . تا پايان سال ۱۹۷۸ ايران تعداد ۷۹ فروند شکاری F - 14 A به همراه ۲۷۴ فروند موشک AIM - 54 A و۱۰ فروند موشک ATM - 54 تحويل گرفت . هشتادمين و در حقيقت آخرين تامکت ايران در آمريکا باقی ماند تا آزمايشهای گوناگون و طرحهای تکميلی روی آن اجرا گردد. همزمان نيروی هوائی ايران مذاکراتی را با شرکتهای Grumman و Pratt & withney را آغاز کرد که هدف از آن سفارش ۷۵ فروند ديگر از اين جنگنده چالاک بود . البته ايرانيان مايل به تعويض توربينهای TF - 30 در هواپيماهای موجود و هواپيماهای سفارشی جديد بودند.
      وقوع انقلاب وتغییر سیاست ها




      با شروع ناآراميها در ايران که از طرف احزاب کمونيستی و نيروهای مذهبی در ايران آغاز گشت , اوضاع سياسی در ايران رو به وخامت گذاشت . در تابستان ۱۹۷۸ اين فعاليتها شديدتر و بحران سراسر ايران را فرا گرفت به نحوی که نيروهای مسلح دچار چند دستگی در داخل خود شدند . در فوريه ۱۹۷۹ نيروهای انقلابی قدرت را در دست گرفتند و شاه مدتها بود که از ايران خارج شده بود . در نتيجه اين تغييرات و روی کار آمدن دولت موقت اسلامی , روابط ايران و آمريکا دچار تغييرات اساسی گشت . بعد از پيروزی انقلاب چندين هزار مستشار نظامی آمريکائی مجبور شدند تنها ظرف چند روز خاک ايران را ترک کرده و با ايران وداعی هميشگی کنند. دولت انقلابی جديد به سرعت قراردادهای نظامی منعقد شده در رژيم سابق که ارزشی درحدود ۱۲ ميليارد دلار را داشت بطور يکجانبه فسخ کرد . در ميان اقلام سفارش شده ميتوان از ۷۵ فروند جنگنده اف ـ ۱۴ جديد و ۵۰۰ فروند موشک فونيکس به همراه ۳۰۰ فروند شکاری سبک اف ـ ۱۶ و رادارهای پرنده آواکس نام برد .دولت آمريکا در آن زمان به خاطر ترس از آينده سياسی ايران و شرايط ژئوپولتيک منطقه از تحويل سلاحهايی که آماده تحويل به ايران بودند نيز جلوگيری کرد که از ميان آنها يک محموله شامل ۴۰ فروند موشک فونيکس و ۳ محموله قطعات يدکی هواپيمای اف ـ ۱۴ ميتوان اشاره کرد . پنتاگون حتی مذاکراتی را با دولت موقت به منظور استرداد هواپيماهای تامکت آغاز کرد . قراربود اين هواپيماها پس از تعميرات اساسی به انگلستان و يا عربستان سعودی فروخته شود . اين مذاکرات البته ناتمام ماند . در تاريخ ۴ نوامبر ۱۹۸۰ گروهی از دانشجويان مسلمان موسوم به خط امام سفارت آمريکا را اشغال و ۹۰ نفر از پرسنل سفارت وتفنگداران دريائی آمريکا را به گروگان گرفتند . بعد از اين حادثه روابط ديپلماتيک ايران و آمريکا بطور کامل قطع گرديد . سرنوشت گربه های ايرانی بعد از اشغال سفارت آمريکا در حاله ای از ابهام قرار داشت . تعداد زيادی از خلبانان ايرانی کشور خود را برای هميشه ترک کردند و غربت نشينی را برگزيدند . شايعاتی مبنی بر عدم توانائی ايران در به پرواز در آوردن تامکتها به سرعت در محافل خبری پخش شد . علاوه بر اينها اخبار مجعولی دال بر خرابکاری عوامل CIA در ايران و وارد شدن خسارت جدی به اف ـ ۱۴ ها هم در غرب شدت گرفت . اما برخلاف تمام اين شايعات تنها در مجموع ۲۷ نفر از کادر پروازی تامکتها کشور را ترک کردند .


      قبل از پيروزی انقلاب بطور کلی در نيروی هوائی کليه کادر پروازی هواپيماهای اف ـ ۱۴ از ميان افسرانی که بر روی ديگر مدلهای هواپيما ( بطور عمده مدل اف ـ ۴ فانتوم ) تجربه زيادی داشتند و يا از ميان جوانان باهوش و مستعد انتخاب ميشدند . اين افسران جوان که حس وطن دوستی قوی داشتند اکثرأ در ايالات متحده , اسرائيل ويا انگلستان دوره های تخصصی خود را پشت سر گذاشته بودند . شايد به همين علت بود که حکومت جديد به اين افراد با ديده شک و ترديد می نگريست . بلافاصله پس از پيروزی انقلاب تعدادی از خلبانان تامکتها دستگير و زندانی شدند . در ميان اين افراد ميتوان از سپهبد هاشمی نخعی نژاد که معاون ارتشبد طوفانيان ( رئيس پروژه تامکتهای ايران و فرمانده پايگاه هشتم شکاری که با وقوع انقلاب به آمريکا فرار
      کرد ) بود اشاره کرد .اين امير ارتش به همراه سرهنگ ربيعی دردادگاه انقلاب به اعدام محکوم گرديدند . با اين وجود اکثر خلبانان نيروی هوائی مصمم بودند که در کشور خود بمانند وخدمت به وطن را بر فرار ترجيح دادند . سرهنگ جواد که در آنروزها بوسيله يکی از همسايگان خود لو رفته بود و او را دستگير کرده بودند اوضاع آن دوره را چنين ترسيم ميکند : زمانی که نيروهای آمريکائی ايران را ترک کردند به همراه آنان تعدادی از خلبانان و همچنين تعداد زيادتری از تکنسينها نيز جلای وطن کردند. تنها حدود ۱۰۰ نفر از خلبانان و تعدادی در حدود ۸۰ نفر تکنسين باقی ماندند . اين تعداد خلبان در حقيقت کافی بود تا تعداد زيادی تامکت را به پرواز در آوريم ولی برای سرويس و آماده پرواز کردن هواپيماها به هيچ عنوان کافی نبود . در کنار اين مسئله مشکل ديگری گريبان ما را گرفت و آن عدم پروازهای آموزشی و متوقف شدن دوره های آموزشی از اکتبر ۱۹۷۸ تا پائيز ۱۹۷۹ بود . از اين زمان به بعد به آرامی نيروی هوائی که به تازگی تغيير نام داده بود تحت فرماندهی حکومت مرکزی فعاليتهای خود را آغاز کرد . به همين علت پرسنل نيروی هوائی مجبور بودند که مجددأ دوره های آموزشی را تکرار کنند . مشکل ديگروجود افسران جزء بود که از فرماندهان مافوق خود اطاعت نميکردند . اين افراد که به « همافر » معروف بودند بارها و بارها از دستورات مافوق سرپيچی می کردندو فرماندهان خود را «خلبانان شاه » و يا جاسوسان اسرائيل و يا ضد انقلاب خطاب ميکردند. بارها در پايگاهها اتفاق می افتاد که همافران افسران مافوق را به دفتر فرمانده پايگاه ميکشاندندو با طرح اتهاماتی عملأ يگان را به هرج و مرج می کشيدند. گذشت زمان رفته رفته نظم و انضباط را به نيروهای نظامی باز گرداند . يکی از مشکلات نيروی هوائی پس از پيروزی انقلاب از هم گسستن زنجيره کادر وعدم اعتماد پرسنل پروازی به يکديگر بود . در حالی که اکثر افسران مايل به ادامه خدمت به شيوه گذشته بودند , گروهی از آنان که به خلبانان حزب اللهی معروف بودند وابستگی عميق خود را به حکومت مرکزی انکار نميکردند .اين افسران جوان زمان بيشتری را صرف به جا آوردن آداب مذهبی و مراسم دينی ميکردند. يکی از معروفترين اين افراد سروان خلبان عباس بابائی بود . او پس از بازگشت از آمريکا در سال ۱۹۷۸ جزو اولين افسرانی بود که ديگر پرسنل نيروی هوائی را به بيعت با امام خمينی دعوت کرد .


      در بحبوحه انقلاب سيستم کامپيوتری لجستيک نيروی هوائی دچار اشکالات جدی شد و همين امر کمبود لوازم يدکی در نيروی هوائی را بدنبال داشت .کارشناسان معتقد بودند که لوازم يدکی خريداری شده بايد برای سرپانگهداشتن و آماده پروازبودن کليه وسايل پرنده حداقل تا اواسط دهه ۸۰ ميلادی کافی باشد اما موفق به يافتن آنها نميشدند . حداقل در ۲ مورد ناپديد شدن چند نفر از افسران مسئول نگهداری انبارهای عظيم زير زمينی به اثبات رسيده است . اين افراد که رمز ورودی درهای انبارها را در اختيار داشتند بطور مرموزی ناپديد شدندو همين امر باعث شد تا چند سال محل انبار قطعات رادارهای AWG - 9 بسته بماند و دسترسی به آنها ناممکن شود . در مورد خرابکاری آمريکائيها قبل از خروج از ايران سرهنگ جواد ميگويد : تکنسينهای کمپانی هيوز که در اصفهان مستقر بودند در يک مورد قبل از خروج از ايران ۱۶ فروند موشک فونيکس را که در انبارهای زيرزمينی آماده برای سوار شدن بر روی اف ـ ۱۴ هائی که در حالت آماده باش دائم بودند دستکاری کرده و آنها را غير قابل استفاده کردند . البته بعدها با استفاده از قطعات يدکی که بصورت قاچاق از آمريکا وارد شد ما قادر به تعمير مجدد آنها شديم تمام ۱۶ موشک يادشده به حالت عملياتی در آمدند .اما در مورد رادارهای AWG - 9 بر خلاف گزارش منابع غربی هيچ آسيبی به آنها وارد نشد . با توجه به مطالب بالا می توان چنين نتيجه گرفت که تامکتها دوران گذار از انقلاب را با کمترين خسارات سپری کردند . با اينکه در سال ۱۹۸۰ تعداد هواپيماهای آماده پرواز ايران حداکثر به ۸ فروند بالغ ميگشت ولی همين تعداد کم ستون فقرات دفاع هوائی ايران محسوب ميشدند وقادر به حفاظت از حريم هوائی کشور بودند .


      زمانی که در اوائل سپتامبر ۱۹۸۰ اولين درگيری مرزی بين ايران و عراق رخ داد رئيس جمهور وقت بنی صدر دستور داد تا تعداد بيشتری هواپيمای اف ـ ۱۴ آماده پرواز گردندو بدين ترتيب تا اواخر اين ماه هر کدام از ۴ پايگاه عملياتی که تامکتها در آنها حضور داشتند ( پايگاه يکم شکاری مهرآباد پايگاه ششم شکاری بوشهر پايگاه هفتم شکاری شيراز و پايگاه هشتم شکاری اصفهان ) صاحب ۶ فروند تامکت آماده پرواز بودند و موشکهای فونيکس هم آماده شده بود . اولين پيروزی تامکت در نيروی هوائی ايران مربوط به قبل از حمله سراسری عراق در ۲۲ سپتامبر ميباشد . در تاريخ ۷ سپتامبر ۱۹۸۰ تعداد ۵ فروند بالگرد ميل ـ ۲۵ عراقی ( مدل صادراتی ميل ـ ۲۴ ) به يک پست مرزی ايران حمله ور شدند .در اين زمان يک فروند تامکت به سرعت به منطقه اعزام و با توپ قدرتمند ولکان يکی از بالگردها را متلاشی کرد . بعد از گذشت ۷ روز از اين واقعه دوباره اف ـ ۱۴ ها وارد صحنه درگيری شدند و برای نخستين بار از موشکهای مرگبار فونيکس خود استفاده کردند . آنهم در زمانی که بين اعضاء دولت مرکزی و فرماندهان نظامی بحث شديدی بر سر هزينه گزاف نگهداری تامکتها و موشکهای فونيکس در جريان بود . اين بحثها زمانی پايان گرفت که سرگرد محمد رضا عطايی يک فروند سوخوی SU - 22 M عراقی را از فاصله ۴۰ کيلومتری مورد اصابت قرارداد بدون اينکه عراقيها متوجه اين موضوع شوند . تا به امروز عراقيها نام خلبان اين سوخو را که سرگرد نوبر عبدالحميد است را بعنوان مفقود شده ثبت کرده اند . عراقيها هيچگاه باور نکردند که خلبان عبدالحميد که فرمانده اسکادران ۴۴ عملياتی بود از چنين فاصله ای می توانست بوسيله يک موشک فونيکس مورد اصابت قرارگيرد .با سرنگون ساختن يک فروند ميگ ـ ۲۱ توسط سروان خلبان عظيمی بفاصله يک روز پس از آن بحث بر سر ضرورت وجود تامکتها برای هميشه فروکش کرد وديگر صدای مخالفی در دستگاه حکومتی وجود نداشت .


      در تاريخ ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ عراق آغازگر جنگی خونين شد . در اين روز عراق با حداقل ۱۸ فروند هواپيمای شکاری بمب افکن فرودگاههای تبريز همدان و دزفول را مورد حمله قرار داد و همزمان پايگاه مهرآباد تهران مورد تهاجم هواپيماهای توپولف ۱۶ و ۲۲ اسکادران ۱۰ نيروی هوائی عراق در ۲ نوبت قرار گرفت . اين حمله گسترده برای ايرانيان با وجود درگيريهای محدود مرزی تا آن تاريخ غافلگيرکننده بود . در طی اين حمله گسترده تنها يک فروند ميگ ـ۲۱ عراقی به خلبانی رائد حميد بر فراز سنندج سرنگون شد . علت سقوط هم مورد اصابت قرار گرفتن هواپيما توسط ترکش بمبهای پرتاب شده توسط خود هواپيما که احتمالأ در ارتفاع پست پرواز ميکرده بوده است . در اين روز هيچکدام از تامکتهای ايران نتوانستند به موقع به پرواز در آيند . اولين هواپيماهائی که به مقابله با عراقيها برخاستند ۲ فروند اف ۴ ئی فانتوم متعلق به اسکادران ۱۱ مستقر در پايگاه يکم شکاری مهرآباد بودند و آنهم در زمانی که موج دوم حمله توپولف های عراقی به تهران صورت گرفت . در اين عمليات يک فروند هواپيمای هرکولس سی ـ ۱۳۰ ايران بر روی زمين هدف قرار گرفت و منهدم شد . خلبانهای ايرانی از سرنگونی تعداد زيادی هواپيمای عراقی گزارش دادندو شاهدان عينی از آتش گرفتن و سقوط تعداد معتنابهی هواپيما خبر دادند . اما واقعيت امر اين بود که تنها يک فروند توپولف ۱۶ به پايگاه خود مراجعت نکرد نام خلبان اين هواپيما بعنوان مفقود الاثر در عراق به ثبت رسيده است . عراقيها بر اين باورند که اين هواپيما در راه بازگشت به عراق به کوه برخورد کرده و هواپيما متلاشی گشته است .

      با توجه به آموزشهای خوب وتجهيزات مدرن , اکثر پرسنل نيروی هوائی ايران از پيروزی سريع وقاطع ايران اطمينان داشتند . سروان جواد خاطره اولين پرواز عملياتی خود را چنين بازگو ميکند : ساعت ۱۳ روز ۲۴ سپتامبر در پايگاه هشتم شکاری اصفهان تعداد ۶ فروند هواپيمای اف ـ ۱۴ جمعی اسکادران ۸۱ در انتظار ابلاغ دستور برای عمليات بودند. مأموريت ما مقابله با هواپيماهای عراقی در صورت حمله آنان به فرودگاه مهرآباد تهران بود و طبق دستور ميبايست در صورت عزيمت از هواپيماهای تانکر در آسمان سوخت دريافت ميکرديم .. اما در اين زمان موشک فونيکس به تعداد کافی نداشتيم .به همين علت چند ساعت بعد با حمله عراقيها تنها ۲ فروندهواپيمای اف ـ ۱۴ مسلح به موشک فونيکس برای انجام مأموريت به پرواز در آمديم . در اين عمليات ما موفق به سرنگونی يک فروند ميگ ـ ۲۱ و متواری ساختن ۴ فروند ميگ ـ ۲۳ شديم . درآن هنگام که به تعقيب ميگهای عراقی مشغول بوديم و به مرزهای مشترک نزديک می شديم , از مرکز به ما خبر دادند که تعداد زيادی هواپيمای عراقی مجددأ به حريم هوائی کشور تجاوز کرده اند . با اين وجود ما موفق به کشف آنها نشديم . تنها چند دسته هواپيمای اف ـ ۵ خودی که از پايگاه دزفول و تعدادی اف ـ ۴ که از پايگاه همدان به پرواز در آمده بودند را شناسائی کرديم . پس از گذشت ۴۰ دقيقه صفحه رادار هواپيمای همراه من موفق به کشف ۸ فروند هواپيمای عراقی شد .ارتفاع خود را به سطح ۷۰۰۰ متری کاهش داديم و خود را به فاصله ۱۲ کيلومتری هدف رسانديم. در اين زمان هر يک از ما يک موشک اسپارو به طرف هواپيماهای عراقی شليک کرديم . خلبانان عراقی هيچ عکس العملی از خود نشان ندادند. موشک اسپارو من يک ميگ ـ ۲۱ عراقی را متلاشی کرد اما موشک هواپيمای همراه من به خطا رفت . به همين خاطر من دستور حمله مجدد دادم . در ارتفاع ۳۵۰۰ متری ضمن استفاده از پس سوز چرخش کمی به سمت راست کرده و به آنان حمله کردم . ۲ هواپيمای ميگ ـ ۲۱ متوجه قصد من شدند و با چرخش سعی داشتند که در پشت سر ما قرار بگيرند.اما آنها فرصتی برای اينکار پيدا نکردند.من با استفاده از حداکثر قدرت موتور دماغه هواپيما را به سمت بالا برده , با زاويه حمله بالا چرخشی ۷۰ درجه ای انجام دادم و تامکت همراه هم به دنبالم آمد . درست در زمانی که من موشک سايدويندر خود را شليک کردم صدای خلبان تامکت همراهم را شنيدم که فرياد زد : Engine Stall . موتور سمت راست او زمانی که در تعقيب هواپيماهای عراقی بود با سرعت ۵۲۰ ناتيکال مايل وزاويه حمله ۴۵ درجه از کار افتاد . هواپيمای او دچار لرزش شديد و افت سريع سرعت تا حد ۸۲ ناتيکال مايل شد . در اين هنگام او بطرز معجزه آسائی قادر به کنترل هواپيما شد و از سقوط حتمی نجات يافت .بعد از فرود در پايگاه ما متوجه شديم که در هنگام مانور هوائی سيستم سوخت رسانی به موتور دچار اشکال شده بود . هدايت شکاری اف ـ ۱۴ در اين حالت ودر چنين ارتفاعی يکی از شاهکارهائی است که فقط خلبانان زبده از عهده آن برمی آيند . آنروز من در نهايت دومين ميگ ـ ۲۱ را گم کردم وتا به امروز هم نميدانم بر سر او چه آمد . بقيه هواپيماها هم به سرعت پا به فرار گزاشتند. پس از فرود در پايگاه خدا را شکر کردم که مأموريت به سلامتی به پايان رسيد .

      نظير مشکل ياد شده در بالا را ديگر خلبانان تامکت در ساير مأموريتها تجربه کردند ودر بعضی از موارد خسارات سنگينی به آنان وارد شد . در ژانويه ۱۹۸۱ سرگرد هوشيار موفق شد به سختی اف ـ ۱۴ خود را به زمين بنشاند آنهم پس از آنکه موتور سمت راستش از کار افتاد . در ماه مارس ۱۹۸۲ تامکت ديگری هنگام برخاستن از باند دچار آسيب جدی شد . در زمان تيک آف هر ۲ موتور هواپيما دچار POP شدند. در اين حالت مقدار بنزين اضافه در محفظه پس سوزمنفجر شده و کمپرسور به حالت Stall ( واماندگی ) ميافتد. سرتيپ حزين در طول جنگ حداقل ۲ بار از حوادث مشابهی جان سالم بدر برد . همچنين سرتيپ هوشيار در سالهای پس از جنگ ۲ بار اين اتفاق را تجربه کرد .در سال ۲۰۰۴ ميلادی در اثر تلاش متخصصان ايرانی راه حل مشکل ياد شده پيدا شد . کارشناسان نيروی هوائی ايران با کوشش و پشتکار زياد موفق به توليد قطعات يدکی موتور TF - 30 وبهبود سيستم سوخت رسانی آن شدند و با غرور خاصی از اين موفقيت خود ياد ميکنند .



      پس از مشکلات فنی و نارسائی در سازماندهی نيروها در ابتدای جنگ نيروی هوائی ايران خود را به سرعت برای حملات مقابله به مثل آماده کرد . اما با حمله گسترده نيروی زمينی عراق و پيشروی سريع آنها در استان خوزستان نيروی هوائی موفق به انجام اينکار نشد . نيروی زمينی ايران که پس از پيروزی انقلاب به شدت توان خود را از دست داده بود , از بيشترين کمبودها رنج ميبرد و به تنهايی قادر به مقاومت در برابر عراقيها نبود . هفته ها طول کشيد تا نيروهای ذخيره و کمکی به مناطق عملياتی اعزام شدند. در طول اين مدت وظيفه دفاع در برابر حملات نيروی زمينی عراق را نيروی هوائی بر عهده داشت . همزمان با حملات هواپيماهای اف ـ۴ و اف ـ ۵ به مواضع نيروهای عراقی و بمباران آنها ,تامکتها مشغول پاکسازی آسمان از وجود هواپيماهای عراقی بودند و با موفقيت اين وظيفه را به انجام رساندند.

      هر ۲ کشور ايران و عراق در ابتدای جنگ تقريبأ به يک تعداد هواپيمای جنگی داشتند اما از تظر کيفی کارت برنده در دست ايرانيها بود . البته دستيابی به اين برتری مدتی طول کشيد زيرا ايرانيان برای سازماندهی و بسيج نيروهای خود احتياج به زمان داشتند. نيروی هوائی ايران در ابتدای جنگ دارای ۷۷ فروند هواپيمای
      F - 14A و ۱۶۰ فروند F - 4E و ۲۸ فروند F - 4D و ۱۶۰ فروند F - 5 E/F بود که از آنها در نقش شکاری رهگير و شکاری بمب افکن استفاده ميکرد .در طرف مقابل عراقيها هيچ وسيله قابل مقايسه با اين امکانات را نداشتند .توانايی شکاريهای اف ـ۴ و اف ـ ۱۴ در سوختگيری هوائی که به برد و مدت پرواز آنها به مقدار زيادی می افزود , برتری هوائی ايرانيان را بخوبی نشان ميداد . همچنين يک اسکادران هواپيمای تانکر KC - 707 3J9C و بوئينگ KC - 747 2J9 بطور دائم برای سوخترسانی در آسمان آماده بودند . حداقل ۲ فروند بوئينگ ۷۴۷ و يک فروند بوئينگ ۷۰۷ بعنوان مرکز فرماندهی پرنده در طول جنگ بکار برده شدند . برای انجام اين مأموريت اين هواپيماها به تجهيزات مخصوصی مجهز بودند . همچنين يک فروند بوئينگ ۷۰۷ و چهار فروند هرکولس سی ـ ۱۳۰ به تجهيزات شنود و استراق سمع مجهز بودند که بدينوسيله ارتباطات مخابراتی دشمن را تحت کنترل داشتند . همين عامل سبب شد تا خلبانان ايرانی به راحتی تا عمق خاک دشمن نفوذ کرده بدون آنکه مورد شناسائی قرار گيرند . اما در ميان تمام اينها وجود يک سيستم فوق سری در نيروی هوائی ايران از همه مهمتر بود . هاپيماهای اف ـ۴ و اف ـ۱۴ مجهز به سيستم خاصی بودند که آنها را قادر ميساخت سيستم IFF ( شناسائی دوست از دشمن ) عراقيها را مختل کنند . اين سيستم که تحت عنوان ( Combat Tree/ Clear Horizont / Second View ) شناخته ميشد ايرانيها را قادر ميساخت که به راحتی و خيال آسوده در آسمان به شکار و تعقيب هواپيماهای عراقی بپردازند .

      پس از گذشت اندک زمانی ايرانيها متوجه شدند بدون دريافت قطعات يدکی و وسايل جايگزين بايد با حداقل امکانات به دفاع بپردازند زيرا ايالات متحده که اولين تأمين کننده نيروی هوائی ايران بود از ارسال وسايل مورد نياز ايرانيان امتناع ميکرد . از اين رو اصل صرفه جويی در نيروهای مسلح به بالاترين اصل تبديل شد . عراق در طول جنگ از برتری مهمی برخوردار بود و آن عدم نگرانی جهت تأمين لوازم يدکی و وسايل جديد بود . آنها قادر بودند هواپيماهای جديد از فرانسه و اتحاد جماهير شوروی دريافت کنند هر چند که اين هواپيماها قادر به تغيير موازنه به نفع عراقيها نبود . طی سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ ميلادی حدود ۱۰۰۰ نبرد هوائی بين طرفين درگير بوقوع پيوست اما هيچکدام از آنها نقش قابل توجهی در مسير کلی جنگ نداشتند . ايران از اين موضوع بخوبی آگاه بود که خسارات طرف مقابل به راحتی قابل جبران بود و عراق کوچکترين مشکلی در اين زمينه نداشت . سرنگونی هواپيماهای عراقی تنها در حکم هشداری برای نيروی هوائی آنها محسوب ميشد . اکثرأ پس از وقفه ای يک يا ۲ هفته ای مجددأ به حملات خود در مناطق عملياتی ادامه ميدادند .
      پس از آنکه عراقيها متوجه شدند که ايران قادر به جايگزينی هواپيماهای ساقط شده خود نيست , حملات خود را بر روی تامکتها متمرکز کردند . در پايان سال ۱۹۸۲ يک سلسله درگيريهای هوائی بين ايرانيها و طرف مقابل صورت گرفت . اکثر اين درگيريها از نوع « درگيری نزديک هوائی » ( dogfight ) مابين تامکتها و هواپيماهای Mirage F. 1 EQ و MIG - 23 ML صورت گرفت و اين خود حاکی از مشکل ايران در تأمين موشکهای دوربرد هوا به هوا بود . ايرانيها در اين دوره از کمبود شديد قطعات يدکی وتعداد محدود موشکهای فونيکس رنج ميبردند . در سال ۱۹۸۷ کمبود باتری موشکهای فونيکس استفاده از اين سلاح کارآمد را به پائين سطح رساند .

      ادامه دارد.........
      به نقل از وبلاگ هوانوردی قرن 21
      مترجم: فریبرز
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.