ALI

ماجرای محاصره برلین .......... اولین مواجهه و تنش جدی بین شوروی و غرب در جریان جنگ سرد

امتیاز دادن به این موضوع:

60 ارسال ها در این موضوع

گرچه بنده شخصا از جاه طلبی های هیتلر خوشم میاد، ولی انصافا اگر آلمان نازی سقوط نکرده بود، دنیا رو به توبره میکشید.....
1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10084/C47.jpg][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10084/thumb_C47.jpg[/IMG][/url]

[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10084/C-47.jpg][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10084/thumb_C-47.jpg[/IMG][/url]

هواپیمای سی 47






[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10084/Berlinermauer.jpg][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10084/thumb_Berlinermauer.jpg[/IMG][/url]

دیوار برلین






[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10084/mauerbau_300x210.jpg][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10084/thumb_mauerbau_300x210.jpg[/IMG][/url]

عمله ها در حال ساخت دیوار برلین






[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10084/flucht_300x220.jpg][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10084/thumb_flucht_300x220.jpg[/IMG][/url]

صدها نفر از مردم آلمان شرقی با استفاده از ساختمان هایی که در مجاورت آلمان غربی قرار داشت ، با استفاده
از در و پنجره ها اقدام به فرار به آلمان غربی کردند. البته رژیم آلمان شرقی بعدها این پنجره ها را هم مسدود کرد






[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10084/Thefalloftheberlinwall1989.JPG][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10084/thumb_Thefalloftheberlinwall1989.JPG[/IMG][/url]

مردم آلمان در حال جشن و پایکوبی و تخریب دیوار برلین






[IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10084/091106123329_segbers_wall_226p~0.jpg[/IMG]

پیش از تخریب دیوار برلین
پس از تخریب دیوار برلین
10

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[right][quote[/right]
[right]
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10084/General_Curt_LeMay.jpg[/img]

ژنرال کورت لمای ، از طراحان کریدور هوایی[/right]
[right][/quote][/right]
[right]یکی از برجسته ترین فرماندهان و استراتژیسین های تاریخ نیروی هوایی امریکا[/right]
[right]پایه گذار فرماندهی استراتژیک هوایی که کنترل همه بمب افکن های استراتژیک رو در دوره جنگ سرد بر عهده داشت[/right]
[right]زنرال لمای از همان دوره جنگ دوم جهانی با بمب افکن های بی-29[/right]
[right]تحت امرش قدرت بالای بمباران استراتژیک رو نشون داد[/right]
[right]ماجرای محاصره برلین نظریات او در مورد قدرت سرنوشت ساز نیروی هوایی رو تایید کرد[/right]
[right]طراحی بمب افکن های بی-52 و بی-36هم با تشویق مستقیم او انجام گرفت[/right]
[right]صد البته ایشون از هواداران حفظ قدرت ((جهان ازاد))به هر قیمتی بودند و در بمباران اهداف غیرنظامی ژاپنی تردید به دل راه نمی دادند[/right]
[right]سر بحران موشکی کوبا هم نزدیک بود کارش به درگیری با کندی بکشه[/right]
[right]چون معتقد به رویارویی مستقیم و خشن با روس ها بود[/right] ویرایش شده در توسط Moltke
7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سلام

البته اون وحشی گری ها ، به خصوص تجاوز دسته جمعی سربازان ارتش سرخ به زنان آلمانی ، یکی از دلایل این بود که آلمانی ها یک راست بیافتند در دامان آمریکایی ها و از روس ها نفرت به دل بگیرند ......

البته این یک پیام بازرگانی بود ...... ولی وجدانی اون طوری که زنان آلمانی رو توی خیابان ها لخت به رژه می بردند و بهشون تجاوز می کردند دیگه ....
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
خیلی وقت دنبال همچین موضوعی با مخلفاتش میگشتم.دستت درد نکنه برادر.
2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سلام....
ماجرای مربوط به المان بعد از جنگ، و ایران بعد از جنگ(که ایران به قحطی رفت و ....)
این کشورها چطوری و توسط چه اشخاصی بازسازی شدن؟ ایا کشورهای خارجی کمک کردن مثلا غربی ها یا مردم خودشون دست به کار شدن و ساختن؟
این وضعیت معرفی شده در این مقاله واقعا برای مردم یه شهر یا حتی کشور نا‌امید کننده هست...

چرااین کشورها درست شدن، اونم با اون حد از تخریب جنگی، ولی جایی مثل سومالی درست بشو نیست؟؟؟؟
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]
چرااین کشورها درست شدن، اونم با اون حد از تخریب جنگی، ولی جایی مثل سومالی درست بشو نیست؟؟؟؟
[/quote]

سلام

ایران و آلمان و اکثر کشورهای جنگ زده ، به مرحله خود ویرانگری و هرج و مرج نرسیدند .... ولی در سومالی ، مردم به هرج و مرج مطلق و خود ویرانگری رسیدند .......

کس نخارد پشت من جز ناخن انگلشت من ....

این یعنی هر کی باید خودش به فکر خودش باشه ولی کسی که می خواد خودش رو بکشه ، الزاما می برنش تو تیمارستان و در موارد حاد دست و پاش را می بنندند .... بنابراین نمی تونه پشت تنش را بخاراند ....................... ویرایش شده در توسط 100
1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با تشکر فقط در مورد این تاپیک دو نکته به ذهنم رسید که با وجود اشاره در منابع ، در اینجا اشاره نشده

[quote name='ALI' timestamp='1354448118' post='285738']
درست دو روز بعد از آغاز محاصره برلین توسط شوروی ، آمریکا و انگلستان و فرانسه [b]بدون در نظر گرفتن خطر بروز جنگی دیگر و بدون در نظر گرفتن محدودیت های هوایی شوروی [/b]، محاصره شهر برلین را از هوا شکستند و در روز 26 ژوئن اولین هواپیمای باری از نوع داگلاس C47 متعلق به نیروی هوایی آمریکا وارد پایگاه هوایی Tempelhof شد

البته فشارهای غرب بر شوروی نیز بر این تصمیم شوروی بی تاثیر نبود. [b]بمب افکن های B29 آمریکا در انگلستان و فرانسه مستقر شدند[/b] [b]و خود را برای هرگونه واکنش احتمالی آماده کردند..[/b]
[/quote]

نکته ی اول اینکه در اون زمان محدودیت هوایی برای ارتباط بین برلین و غرب وجود نداشت ، بنابر منبع اول مقاله ی پیش روی ما ([url="http://www.spiritoffreedom.org/airlift.html"]http://www.spiritoffreedom.org/airlift.html[/url] ) راههای زمینی منتهی به برلین هیچگاه مورد مذاکره و جز مفاد قراردادها نبود اما طبق معاهده ی 30 نوامبر 1945 بین شوروی و غرب ، بصورت مکتوب ذکر شد سه کریدور هوایی به عرض 20 مایل برای ارتباط با برلین ازغرب در نظر گرفته شود . لذا هیچگونه محدودیت هوایی شوروی تا برلین وجود نداشت و روسها هم با استفاده از عدم مشخص شدن وضعیت راههای زمینی به برلین اقدام به محاصره کردند .

این یعنی اقدام غربی ها برای Airlift نه شکستن محاصره ی زمینی برلین بود و نه متهورانه ، چون ریسک زیادی نداشت و از نظر قانونی هم حق با غرب بود . روسها هم صرفا به امید اینکه عملیات Airlift احتمالی هزینه ی بسیار زیاد و غیرقابل قبولی بر غرب تحمیل خواهد کرد (هزینه ی این عملیات چیزی حدود 2.2 میلیارد دلار به ارزش کنونی دلار شد) اقدام به اینکار کردند .

مساله ی دوم فشار نظامی به شوروی بود ، لازمه توجه داشته باشیم که توانایی نظامی آمریکا و متحدانش که در اروپای غربی در اون زمان مستقر بود (بخصوص نیروی هوایی) اصلا قابل مقایسه نبود و استقرار 90 فروند بمب افکن های B-29 در انگلستان که در بهترین حالت تنها 27 تاشون قابلیت حمل کلاهک اتمی داشتند تهدید خاصی برای 0.5 میلیون سرباز ارتش شوروی که در آلمان بود نبود ، در حقیقت روسها هم با استفاده از همین برتری استراتژیک در اروپا و اطلاع از محدود بودن توانایی نظامی غربی ها در اروپای غربی اقدام به محاصره کردند ، لذا تصمیم برای انتقال بمب افکن ها نمیتونسته عامل فشار زیادی برای روسها بوده باشه (اطلاعات بیشتر در این باره در لینک [url="http://www.airpower.maxwell.af.mil/airchronicles/aureview/1981/jul-aug/borowski.htm"]http://www.airpower.maxwell.af.mil/airchronicles/aureview/1981/jul-aug/borowski.htm[/url])
3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='senaps' timestamp='1354454176' post='285762']


چرااین کشورها درست شدن، اونم با اون حد از تخریب جنگی، ولی جایی مثل سومالی درست بشو نیست؟؟؟؟
[/quote]
در جنگ عموما سرباز ها کشته میشن نه مهندس ها در ضمن اینو بزار کنار وجود ساختار های سازمانی مناسب فرهنگ عمومی وجود زیر ساخت ها یا توان ترمیم در کوتاه مدت و همچنین اتحادی که پس از جنگ برای ساخت کشور به وجود میاد
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با تشکر از مقاله خوب اگرچه متعصبانه تون!
[quote]
همانطور که می دانیم ، در جریان جنگ جهانی دوم شوروی و کشورهای غربی علی رغم اختلافات بنیادین ایدئولوژیک که مابین آنها بود و هر یک دیگری را دشمن خود می پنداشت (هرچند در واقع این شوروی بود که نابودی غرب را خواستار بود و آشکارا هدف آتی خود را نابودی غرب و برپایی یک حکومت جهانی سوسیالیستی به رهبری شوروی اعلام کرده بود) با دشمن مشترکی مواجه بودند.
[/quote]
در واقع این دشمنی از طرف غرب مداوما اعمال میشد:
این غرب بود که تا چند سال پس از انقلاب از به رسمیت شناختن اتحاد شوروی سر باز میزد. این غرب بود که مستقیم و غیر مستقیم به دشمنان شوروی در جنگ داخلی کمک میکرد و از اون بیشتر حتی در این کشور نیرو پیاده میکرد و مناطقی رو تحت اشغال گرفت. جنگ 15 ملت علیه شوروی رو چرچیل بود که اعلام کرد. و در دهه 30 هم این شوروی بود که با اعلان سیاست سوسیالیسم در یک کشور واحد عملا به کار خودش مشغول بود و توانش رو صرف بازسازی کشور میکرد و خواهان روابط گسترده با غرب بود.

اما این ماجرا اگرچه برای اتحاد جماهیر شوروی پیروزی تلقی نمیشه اما بی حاصل هم نبوده. مهمترین نکته این بود که شوروی، همونطور که تیتر مقاله هم اشاره میکنه، برای اولین بار نشون داد این کشور دیگه حریف منزوی و گوشه گیر قبل از جنگ جهانی دوم نیست، بلکه قادر به انجام عملیات تهاجمی علیه غرب هم هست و به غرب این درس رو داد که در مواجهه با قدرت شوروی باید متحمل هزینه های بسیار بشه. نکته مهم در این بحران این بود که طرفین به شدت مراقب بودن کوچکترین درگیری بین قوای مسلح دو کشور رخ نده، و همونطور که معلومه هواپیماهای غرب بی هیچ مشکلی وارد حریم هوایی آلمان شرقی میشدن.شوروی جدیت غرب رو هم محک زد و هم چنگ و دندونی اگرچه نه چندان موفق نشون داد.
البته این بحران برای مردم آلمان هم نفعی داشت و اون این بود که تکلیف این کشور هرچه سریعتر مشخص شد، و راه تقسیم رسمی آلمان به دو کشور رو هموارتر کرد. از این جهت این نکته مثبت بود که مثلا در شرق آلمان برنامه های بازسازی به خاطر این بلاتکلیفی سیاسی به کندی پیش میرفت.


پ ن: ظاهرا جناب چکا زودتر و کاملتر به بعضی نکات اشاره کردن که من ندیده بودم. با تشکر و عذرخواهی از ایشون icon_cheesygrin ویرایش شده در توسط komsomolets
2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دوستان یه نکته رو فراموش کردن که زمانی که شوروی دست به چنین کاری زد زمانی بود که سلاح هسته ای در انحصار آمریکا بود یعنی کوچکترین واکنش از طرف شوروی برابر بود با با خاک یکسان شدن شوروی که قطعاً چنین کاری نمیکردن. پس چطور میشه که 0.5 سرباز ارتش سرخ در معرض تهدید نباشن و قدرت نمایی کنن!
2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='nepton' timestamp='1354467475' post='285795']
دوستان یه نکته رو فراموش کردن که زمانی که شوروی دست به چنین کاری زد زمانی بود که سلاح هسته ای در انحصار آمریکا بود یعنی کوچکترین واکنش از طرف شوروی برابر بود با با خاک یکسان شدن شوروی که قطعاً چنین کاری نمیکردن. پس چطور میشه که 0.5 سرباز ارتش سرخ در معرض تهدید نباشن و قدرت نمایی کنن!
[/quote]

سلام
البته شما تعداد سلاح های هسته ای آمریکا را می دانستید .... مسلما اونقدر نداشت که بخواد شوروی رو با خاک یکسان کنه ...

در ضمن ، مگه آمریکا می خواست تنها توی کره ی خاکی زندگی کنه !؟
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='100' timestamp='1354473414' post='285810']
[quote name='nepton' timestamp='1354467475' post='285795']
دوستان یه نکته رو فراموش کردن که زمانی که شوروی دست به چنین کاری زد زمانی بود که سلاح هسته ای در انحصار آمریکا بود یعنی کوچکترین واکنش از طرف شوروی برابر بود با با خاک یکسان شدن شوروی که قطعاً چنین کاری نمیکردن. پس چطور میشه که 0.5 سرباز ارتش سرخ در معرض تهدید نباشن و قدرت نمایی کنن!
[/quote]

سلام
البته شما تعداد سلاح های هسته ای آمریکا را می دانستید .... مسلما اونقدر نداشت که بخواد شوروی رو با خاک یکسان کنه ...

در ضمن ، مگه آمریکا می خواست تنها توی کره ی خاکی زندگی کنه !؟
[/quote]
این چیزی که میگم فقط بنا به جوابه و با روحیم در تضاده و اصلاً این افکارم نیست. ولی حداقل یکی برای مسکو، شوروی رو مثل ژاپن به زانو در می‏آورد.
تعداد سلاحهای هسته ای رو من 1 در نظر گرفتم.
1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
از لطف دوستان سپاسگزارم.

خوب شد نمردیم و معنا و مفهوم تعصب رو هم فهمیدیم.

[quote]در واقع این دشمنی از طرف غرب مداوما اعمال میشد:
این غرب بود که تا چند سال پس از انقلاب از به رسمیت شناختن اتحاد شوروی سر باز میزد. این غرب بود که مستقیم و غیر مستقیم به دشمنان شوروی در جنگ داخلی کمک میکرد و از اون بیشتر حتی در این کشور نیرو پیاده میکرد و مناطقی رو تحت اشغال گرفت. جنگ 15 ملت علیه شوروی رو چرچیل بود که اعلام کرد. و در دهه 30 هم این شوروی بود که با اعلان سیاست سوسیالیسم در یک کشور واحد عملا به کار خودش مشغول بود و توانش رو صرف بازسازی کشور میکرد و خواهان روابط گسترده با غرب بود.[/quote]

جناب کامسومولت

ظاهرا موضوع اصلی رو فراموش کردید. البته انشاالله که اینطور بوده باشد.

مارکس دهها سال پیش از تشکیل اتحاد جماهیر شوروی ، در تفکراتش (و یا بهتر است بگوییم توهماتش) نابودی سرمایه داری و تشکیل یک دولت جهانی سوسیالیستی را وعده داده بود و اینکه یک دولت بزرگ سوسیالیست می بایست تشکیل شود که سرمایه داری را در جهان نابود کند و خود به جای آن بنشیند ، افکاری بود که دهها سال پیش از تشکیل اتحاد شوروی نطفه آن به وجود آمده بود. پس در واقع این حرف شما قابل قبول نیست و کماکان این سوسیالیسم بود که نابودی کاپیتالیسم را خواستار بود و دشمنی اصلی از جانب همین شوروی بود. یعنی تشکیل کشور شوروی ، به اندیشه های مارکس عینیت می داد. پس در واقع دشمنی شوروی با غرب (و یا بهتر است بگوییم سوسیالیسم با غرب) به دهها سال پیش از تشکیل شوروی و به زمان مارکس باز می گردد. در ضمن شوروی در هنگام تشکیل تا چند سال اول با آنکه آنچنان درگیر مشکلات داخلی بود ، اما باز هم دست از شعار دادن و تبلیغ کردن علیه غرب بر نداشت. حتی در آن مشکلات داخلی فراوانی که دامن شوروی را گرفته بود نیز این کشور دست از ابراز دشمنی با غرب بر نداشت. همین جناب اعلیحضرت لنین از همان روز اول قدرت گرفتنش علنا ابراز دشمنی با غرب می کرد ، و در حرفهایش حس نفرت از غرب موج می زد و شعار نابودی سرمایه داری را در بوق و کرنا کرده بود.

بخشی از صحبت های لنین در کنگره بین المللی حزب کمونیسم در سال 1920

و یا بهتر است بگوییم شعارهای لنین. چون بیشتر از سخنرانی به شعار دادن شباهت دارد.

[quote][b]An alliance of communists is growing everywhere

soon we will see the victory of communism all over the world

and the foundation of a world wide federal republic of soviets...[/b][/quote]


شوروی بود که ابتدا نسبت به غرب خصومت ورزید.

در مورد سایر قسمت های صحبت هاتون هم کاملا با شما موافقم. هرچند به نظر من به جز قسمت بالا که جواب اونرو دادم ، در هیچ کجای حرفتون اثری از تعصب وجود نداره. البته نباید این موضوع رو فراموش کنیم که اگر نبود کمک های غرب به شوروی ، این کشور هیچگاه در جنگ علیه آلمان پیروز نمی شد. چون اگر واقعا در خود توان مقابله با آلمان را می دید و خود به تنهایی می توانست خطر آلمان را از سرش کوتاه کند ، هیچگاه با غرب برای مقابله با آلمان وارد معامله نمی شد و کمک غرب را به خود نمی پذیرفت. علی الخصوص اینکه از نظر ایدئولوژی نیز کاملا مخالف غرب بود. هرچند غربی ها هم (لااقل در آن تاریخ) خود به تنهایی قادر به شکست دادن آلمان نازی نبودند که شروع به تقویت شوروی کردند. همانطور که شما هم فرمودید ، شوروی در این ماجرا به خوبی به غرب چنگ و دندان نشان داد. اما غرب چنگ و دندان تیزتری به شوروی نشان داد. به قول جناب چکا هیچ توافقی بین کشورهای فاتح جنگ درباره راه های زمینی وجود نداشت. اما باز هم با این حال شوروی پس از یک سال ادامه محاصره را بی فایده دید و تسلیم شد محاصره برلین را لغو کرد. در حالیکه می توانست کماکان به محاصره خود ادامه دهد و از نظر قانونی هیچ منعی هم وجود نداشت و می توانست آنقدر به این محاصره ادامه دهد که غرب را ورشکست کند. اما در عمل چنین نشد و یک سال پس از شروع محاصره ، ادامه آنرا بی فایده دید. در حالیکه هدف روس ها از این محاصره تحت فشار قرار دادن غرب بود که یا سیاست پولی خود را در آلمان متوقف کنند و یا برلین را از دست بدهند و از آن خارج شوند و اختیار برلین به دست روسها بیافتد. که در عمل دیدیم که هیچیک از این دو هدف روس ها محقق نشد. غربی ها نه اجرای سیاست پولی خود در آلمان را متوقف کردند و نه برلین را ترک کردند. غربی ها با سرسختی تمام بدون حتی یک قدم عقب نشینی از مواضع خود نیز در برابر توسعه طلبی شوروی ایستادند و جبهه برلین را خالی نکردند. این یک ناکامی سیاسی برای شوروی بود. هرچند که شوروی نشان داد که دیگر آن شوروی منزوی قبل از جنگ جهانی دوم نیست. اما اقتصاد جنگ زده شوروی به آن اجازه رویارویی با غرب را نمی داد. شوروی بیش از هر کشوری دیگری در جنگ جهانی دوم خسارت (اعم از مادی و انسانی) دیده بود و در آن برهه که اقتصادی کشورش در حال بازسازی و رفرم بود ، قادر به چنگ و دندان تیز نشان دادن به غرب نبود. البته تحریم اقتصادی غرب علیه شوروی و قطع واردات از کشورهای اروپای شرقی از یک سو و استقرار بمب افکن های اتمی بی 29 هم در عقبگرد شوروی نقش به سزایی داشتند. فراموش نکنید که شوروی اولین سلاح هسته ای خود را چهار ماه پس از پایان محاصره (فکر کنم 19 آگوست) آزمایش کرد و در آن تاریخ فاقد سلاح هسته ای بود.

و البته نباید یادمون بره که چنگ و دندان نشان دادن شوروی به غرب از کنفرانس یالتا (یعنی تقریبا اواخر جنگ جهانی دوم) شروع می شود. زمانی که شوروی عملا لهستان را از چنگ آلمان خارج کرده بود. وقتی استالین از موضع قدرت با روزولت و چرچیل مذاکره می کند و اگر نبود شخص سیاست مداری مثل چرچیل که در مقابل استالین بایستد ، چه بسا روزولت تسلیم استالین می شد.

به هر حال از صحبت کردن با شما مثل همیشه بسیار خوشحال شدم و مثل همیشه باعث افزوده شدن به دانش نداشته حقیر شد.

[quote]البته شما تعداد سلاح های هسته ای آمریکا را می دانستید .... مسلما اونقدر نداشت که بخواد شوروی رو با خاک یکسان کنه ...[/quote]

برادر عزیز ، گاهی اوقات حتی یک سلاح هسته ای هم برای بازدارندگی یک ارتش کفایت می کند. به نظر شما اگر دو کشور با هم روبرو شوند که یکی دارای سلاح هسته ای و دیگری فاقد سلاح هسته ای باشد ، آن کشوری که دارای سلاح هسته ای است یک بمب اتمی را حواله دشمن خود کند و به او اخطار دهد که در صورت عدم تسلیم بمب های بعدی را هم بر سرت فرود خواهم آورد. در حالیکه شاید عملا همان یک بمب بیشتر هم نداشته باشد. به نظر شما همین تهدید توخالی تاچه حد می تواند توان بازدارندگی بالایی داشته باشد؟
7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم