SAEID

سخنرانیهای دکتر حسن عباسی (صوتی و متنی)

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

در مورد جمله اول،

با مثال خودتان : اینکه از شیطان هم آدم چیزی یاد بگیرد کار اشتباهی نیست و بلکه یک نکته است که حتی در قرآن آمده است 

چرا که غرور و تکبر شیطان باعث نابودی او شد و این خودش درس بزرگی برای بشر باید باشد 

یا صبر او در گمراه کردن انسان که واقعا جای تامل دارد 

 

ولی بحث این است که خیلی وسایل و افراد مجموعه ای از خوبی ها و بدی ها دارند ولی اگر بنا باشد فقط دنبال حق محض باشیم فقط خدا می ماند و حتی خودمان هم در دایره خودمان قرار نمی گیریم

الان لیبرالیسم دیروز کومونیست و خیلی موارد دیگر که آمدند و رفتند 

این مکتب ها در مواردی تندروی و کندروی داشته اند و در مواردی توانسته اند خود را با شرایط تطبیق دهند 

لازم به ذکر است که خیلی از مکاتب به نام اسلام هم دست کمی از این مکاتب ندارند چون برداشت انسان از تعالیم انبیا است ولی مکتب غرب براساس نیاز، حدس و تجربه انسان است

حال این ها همه تجاربی هستند که اکنون در اختیار ما هستند و به ما این امکان را می دهند که شناخت خود از برداشت های خود از اسلام و قرآن را بهبود ببخشیم 

 

 

نمی دانم آن مفهومی که در ذهن دارم را درست منتقلل کرده ام یا خیر 

ولی اگر از تجربه دیگران استفاده نکنی مجبور می شوی تجربه کنی 

 

ببینید مثال بنده در مورد شیطان  برداشت از معیارهاست نه عبرت گرفتن... 

اگر اشتباه نکنم منظور شما در کلام ساده استفاده مناسب از تجربیات دیگران هست... برای همین هم من مطالعه تطبیقی لیبرال با اسلام رو ارائه دادم و اصول اصلی لیبرال را با اصول اسلام بررسی کردم...مثلا اینکه انسان ازاد باشد و یا رفاه داشته باشد یک چیز بدیهی است و نیازی به وجود مکتب جهت بهره برداری از ان نیست... بحث اصلی از لیبرالیسم روی اصول اصلی ان هست که تقریبا همه مغایر با فطرت انسان هست... 

در مورد حق محض سوال مطرح می شود که این حق محض چیست...برداشت ما از حق در اسلام را اگر به جامعه انسان تعمیم بدهیم یعنی انسان درست زندگی کند و به کمال برسد ... اصولا انسان اگر بر حق نباشد گمراه می شود... صراط الذین  انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم والضالین...

 

 

وقتی قیاس با ایده آل می کنیم شما درست می گویید ولی وقتی می خواهید در مسیر ناشناخته فقط با یک دستورالعمل حرکت کنید  همه چیز فرق می کند 

 

 

این حرف مهمی است...  و اصولا یکی از دغدغه های بشر هست... برای همین هم خداوند برای انسان اسلام اورد و به او اموزش داد و حرام و حلال به او یاد داد  برای اتمام حجت بعد از ختم نبوت برای اون ولی قرار داد و تا امروز این ولایت حضور دارد و برای بهره مندی از ان ولایت فقیه و مرجعیت قرار داد ... خداوند فرمود :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ...

بحث ناشناختگی وقتی مطرح می شود که شما همه اینها را نداشته باشید... اسلام  خود دارنده همه چیز هست... همه معیار ها را در زمینه های اقتصادی فرهنگی اموزشی و سیاسی و اجتماعی مشخص کرده... این ماییم که باید از ان استفاده کنیم... چون نمی توانیم استفاده کنیم دلیل بر ناشناختگی ندارد... 

 

بنده قبلا گفتم علوم انسانی باید اصلاح شوند تا بتوانند از اسلام به عنوان معیاراستفاده کنند...وقتی دانشگاههای ما محل نمایش سیاست زدگی و غرب زدگی هست و علمی تولید نمی کند نتیجه اش همین می شود... وگرنه وقتی ما اسلام را داریم چیزی با نام ناسناختگی معنا ندارد مگر انکه اسلام را نشناسیم و یا جور دیگر به ان نگاه کنیم... مثلا با نگاه اسلام لیبرالی...

 

برای مثال یادگیری یک انسان را مثال می زنم این انسان معلمی داشته است به نام انبیا که کلیدهای مهم زندگی را به او آموخته اند و بعد او را به دنیایی سپرده اند که باید مدام انتخاب کند و هر لحظه در آزمایش جدیدی قرار می گیرد و در معرض خطا است درس های انبیا تا حدی زیادی به او در انتخاب هایش کمک می کند ولی اینکه دیگران چه کرده اند و چه تجربه ای از انتخابشان بدست آورده اند در پیمودن مسیر دنیا به شدت موثر است 

و به تطابق کلید انبیا با شرایط زمانی جدید کمک شایانی می کند 

 

 

باید دید این دیگران دقیقا چه کسانی هستند و چه هدفی دارند...ایا منظور شما از این دیگران صرفا کشورهای غربی هستند که با جنگ افروزی و استعمار و تفرقه و تهاجم فرهنگی روی پا هستند یا کشور های بدبخت افریقایی و غیره...

کشور دموکراتیک کنگو هم یک حکومت لیبرال دارد...با غرب هم رابطه دارد اما نتوانسته رشد کند(رشد از منظر غرب)... یکی از دلایلش این است که این کشور جایی در هژمونی و نگاه صهیونیست ندارد... حالا در مقابل  می توان کره جنوبی را نام برد... انها رشد اقتصادی داشته اند... یکی از دلایلش تلاش بی وقفه خودشان است... انها نگاه تاریخی خود را کنار زدند و با الگوی لیبرال غرب رشد کردند... ایا رشد انها صرفا به خاطر لیبرال بودنشان بود یا تلاش ملی انها ارجحیت داشت! شرایط جهانی به انها کمک نکرد!؟ 

اما سوال اینجاست ایا ما هم می توانیم با این الگو رشد کنیم! شرایطش را داریم و اینکه ایا واقعا رشد ما بسته به این الگو دارد یا مباحث دیگری!؟ 

 

مبحث اصلی کلام شما تا جایی که من متوجه شدم این است که مکتب انبیا را داریم اما چون در این مسیرمکاتب زیاد دیگری هم هست و چون در این مسیر راه های ناشناخته زیادی م هست پس می توانیم از این مکاتب استفاده کنیم و از خوب ان بهره ببریم و بد ان را کنار بگذاریم... درسته!؟

سوال اینجاست که ایا ما توان چنین کاری را داریم!؟ یعنی انقدر رشد کردیم که بتوانیم بدی های یک مکتب را کنار بگذاریم و از خوبی هایش استفاده کنیم!؟ چرا به جای اینکار از اسلام استفاده نکنیم!

  • Upvote 2
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سلام علیکم 

 

متاسفانه تاپیکهایی از این دست ، بسرعت تبدیل به محکمه و دادگاه نظامی برای تخریب افراد ( ونه  صرفاً شخص ایشان ) می شود و دریغ از یک نقد بدون تخریب شخصیت .

----------------------------------------------------------------------------------

 

به اعتقاد بنده ، شرایط زمانی که در آن به سر می بریم ، به قول  تامس کوهن ( فیزیکدان )  ، یک دوره پیش پارادایمی  در حوزه تمدن اسلامی  ( اگر دوستان به چنین چیزی اعتقاد داشته باشند ) هست . دوره ای که در آن عقاید مختلف با هم برخورد می کنند  و در نهایت ، پارادایمی به یک پارادایم مسلط تبدیل می شود که قادر باشد مشکلات بیشتری را از جامعه بشری رفع کند . 

 

حالا صحبت اصلی اینجاست که کدام مرکز ، کدام ارگان ، کدام مجموعه دانشگاهی یا حوزوی با بودجه های تحقیقاتی آنچنانی (   " چنان که  افتد و دانی " ) ، به این شکل بطور سیستماتیک ، کار کرده !!!!! 

 

در اینکه بر برخی تحلیل ها و تفسیرهای ایشان نقص وارد هست ، شکی وجود ندارد ، اما مجموعه های مدعی ( و نه دوستان انجمن ) چرا در صدد رفع این مشکل یا انحراف نیستند ؟؟ جز اینکه آنقدر در منجلاب سیاست زدگی افتاده  که خبر ندارند در اطرافشان چه می گذرد ؟؟؟ 

 

بعنوان مثال ، کدام مجموعه در جمهوری اسلامی ایران ، این زحمت را بخودش داده تا ویژگی های " انسان تراز" را در حوزه فکری براساس آموزه های قرآنی تعریف کند و آن را از درون کتابها به سطح  عمومی جامعه بیاورد ؟؟ 

 

و یا اینکه  کدام مرکز تحقیقات دفاعی این زحمت را بخودش داده تا در زمینه " بایو سایبورگ " و تهدیدات امنیتی که در آینده ما را گرفتار خواهد کرد ، کار پژوهشی انجام دهد .

 

قصد بنده دفاع از ایشان نیست ، صرفاً بخاطر نوع رفتار سیاسی ایشان و اینکه بی پروا برخی مسائل را بیان می کنند ( که در بعضی مواقع درست و در برخی مواقع نادرست است ) که مصداق :

 

ارسطو می گوید: «خردمند آن چه را می داند نمی گوید و آن چه را بگوید می داند.

جز راست نباید گفت، هر راست نشاید گفت؛

 

مولای متقیان امیرمومنان علی علیه السلام فرمودند:

آن گاه که برای سخن زمان و مکان مناسبی نمی یابی، ساکت و خاموش باش.

 

..... در مورد ایشان و افرادی نظیر ایشان ، زود قضاوت نکنیم .

 

 

 وضعیت فلاکت بار سطح فرهنگی جامعه امروز در بخش های مختلف آن هم با ادعای بیشتر از 25 قرن تاریخ  ایرانی و 1400 سال تاریخ اسلام ، مشخصاً سطح  عملکرد را نشان می دهد . و چه بسیار جالب ، به جای حل مشکل ، چنان همدیگر را سیبل تیرهای زهرآگین می کنیم که ...... 

 
  • Upvote 12

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 

 
هر چی گفته درست گفته متاسفانه
 
کسی نیست جوابش رو بده که ما بفهمیم اقیانوس به عمق یک سانت دقیقا کجا معنی پیدا می کنه
 
هیچ کس تاکید می کنم هیچ کس تاکید می کنم هیچ کس توی این سایت نیست که بتونه یک نظر یا حرف از این آدم بیاره بگه این اشتباه هست و درستش می شود این
 
 
باز هم می گم هیچ کس تاکید می کنم هیچ کس تاکید می کنم هیچ کس توی این سایت نیست که بتونه یک نظر یا حرف از این آدم بیاره بگه این اشتباه هست و درستش می شود این

 

طرفداران گروهک فرقان و فرقه ی منحوس رجوی هم درباره عصمت و عدم اشتباه ایدئولوگ هاشون ازین حرفها زیاد میزدند . زیاد سعی نکنید به مقدسات شیعه چیزی اضافه کنید چون اصولا سر از جاهای خوبی درنمیاره .

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

تا آنجا که بنده دنبال می کنم این شخص سالی یک بار هم بحث نظامی نمی کنه

 

شما هر چی فایل صوتی و تصویری و نوشتاری در این مورد داری همین جا مطرح کن من خودم مشتری هستم واسه شنیدن و خوندن همشون

 

 
دقیقا نقل از یک سایت نیست ایشان ادعاهای عملیاتی زیادی مطرح میکنن خصوصا در جلساتی که با شاگردانشان دارن و عمومی هم نیست بعضا که بهتره بماند (ادعاهای عملیات ویژه و امثالهم و اطلاع از فلان و بهمان)
 

 

 
ادعا که کنتور نمی ندازه سینا جان باید ثابت بشه .... مدرکی فایل صوتی .... یه چیزی که ما رو هم روشن کنه
 
این جور ادعا کردن جلوی بحث منطقی رو می گیره
 
کلی حرف می زنی سینا جان .... موردی بگو .... سطح خودت رو بیار پایین یک مقدار .... می دونم ارزش وقت گذاشتن و جواب دادن رو نداره .... به خاطر گل روی بچه های سایت هم که شده یک مورد رو در همین تاپیک مطرح کن و بگو که این حرف اشتباه هست .....
 
اقیانوس به عمق یک متر یعنی بیای تحلیل استراتژی بکنی بعد از فلان کشوری حرف بزنی که در معادلات اون استراتژی اصلا نمیگنجه و اون موقع قدرتی نداشته یعنی وارد عرصه استراتژی شدی ولی از جهت اشتباه و ناقصش که نشان میده مطالعه ات عمقی نداره

 

 

کی؟ کجا ؟ چه وقت ؟ کدوم کشور ؟

 

چرا اینقدر کلی حرف می زنی ..... پست قبلی 15 خط تایپ کردی .... سه خط بنویس ولی دقیق بنویس که هم منظورت کامل مشخص بشه و هم خواننده نظرت بفهمه جواب چه چیزی رو باید بده


طرفداران گروهک فرقان و فرقه ی منحوس رجوی هم ازین حرفها زیاد میزدند . زیاد سعی نکنید به مقدسات شیعه چیزی اضافه کنید چون اصولا سر از جاهای خوبی درنمیاره .

 

 

اشکال نداره ولی با جواب های دوستان بیشتر همین حرف ثابت می شه

 

 
باز هم می گم هیچ کس تاکید می کنم هیچ کس تاکید می کنم هیچ کس توی این سایت نیست که بتونه یک نظر یا حرف از این آدم بیاره بگه این اشتباه هست و درستش می شود این
 

 

  • Upvote 4
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 


 

اشکال نداره ولی با جواب های دوستان بیشتر همین حرف ثابت می شه

 

 کدوم مطلب ؟ شباهت حمایت کورکورانه ی دوستان از عصمت آن حکیم گرانمایه ، به حمایت کورکورانه ی مریم از مسعود ؟

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ببینید مثال بنده در مورد شیطان  برداشت از معیارهاست نه عبرت گرفتن... 

اگر اشتباه نکنم منظور شما در کلام ساده استفاده مناسب از تجربیات دیگران هست... برای همین هم من مطالعه تطبیقی لیبرال با اسلام رو ارائه دادم و اصول اصلی لیبرال را با اصول اسلام بررسی کردم...مثلا اینکه انسان ازاد باشد و یا رفاه داشته باشد یک چیز بدیهی است و نیازی به وجود مکتب جهت بهره برداری از ان نیست... بحث اصلی از لیبرالیسم روی اصول اصلی ان هست که تقریبا همه مغایر با فطرت انسان هست... 

در مورد حق محض سوال مطرح می شود که این حق محض چیست...برداشت ما از حق در اسلام را اگر به جامعه انسان تعمیم بدهیم یعنی انسان درست زندگی کند و به کمال برسد ... اصولا انسان اگر بر حق نباشد گمراه می شود... صراط الذین  انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم والضالین...

 

 

این قسمت از صحبت شما تقریبا نشان می دهد در استفاده از تجربیات دیگران هم نظر هستیم 

فقط از این جمله " اصولا انسان اگر بر حق نباشد گمراه می شود" منظورتون در مسیر حق بودن است؟ 

 

این حرف مهمی است...  و اصولا یکی از دغدغه های بشر هست... برای همین هم خداوند برای انسان اسلام اورد و به او اموزش داد و حرام و حلال به او یاد داد  برای اتمام حجت بعد از ختم نبوت برای اون ولی قرار داد و تا امروز این ولایت حضور دارد و برای بهره مندی از ان ولایت فقیه و مرجعیت قرار داد ... خداوند فرمود :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ...

بحث ناشناختگی وقتی مطرح می شود که شما همه اینها را نداشته باشید... اسلام  خود دارنده همه چیز هست... همه معیار ها را در زمینه های اقتصادی فرهنگی اموزشی و سیاسی و اجتماعی مشخص کرده... این ماییم که باید از ان استفاده کنیم... چون نمی توانیم استفاده کنیم دلیل بر ناشناختگی ندارد... 

 

بنده قبلا گفتم علوم انسانی باید اصلاح شوند تا بتوانند از اسلام به عنوان معیاراستفاده کنند...وقتی دانشگاههای ما محل نمایش سیاست زدگی و غرب زدگی هست و علمی تولید نمی کند نتیجه اش همین می شود... وگرنه وقتی ما اسلام را داریم چیزی با نام ناسناختگی معنا ندارد مگر انکه اسلام را نشناسیم و یا جور دیگر به ان نگاه کنیم... مثلا با نگاه اسلام لیبرالی...

 

 

بگذارید جمله شما را اینگونه دوباره بنویسم 

 اسلام  خود دارنده همه چیز هست... همه معیار ها را در زمینه های اقتصادی فرهنگی اموزشی و سیاسی و اجتماعی مشخص کرده... این ماییم که باید از ان استفاده کنیم... چون هنوز این معیارها را با ظرف زمان و مکان خودمان تطبیق نداده ایم نمی توانیم درست  استفاده کنیم 

 

ناشناختگی ناشی از تغییر ابزارها است نه در اصول 

برای مثال آمدن فضای مجازی و اینترنت یک محیط کاملا ناشناخته است ولی همه می دانیم دزدی ( یک خطای بزرگ است) 

حال اینجا شرایطی ایجاد می شود که لازم است تفسیر کنیم فلان کار دزدی است یا نه 

بویژه سرقت داده های مجازی 

 

دقیقا مشابه مسائل امتحانی که فرمول ها و مفاهیم همیشه ثابت است ولی هر مساله نتیجه و راه خود را می طلبد در حالی که از فرمول های ثابت استفاده می کنیم

 

 

 

باید دید این دیگران دقیقا چه کسانی هستند و چه هدفی دارند...ایا منظور شما از این دیگران صرفا کشورهای غربی هستند که با جنگ افروزی و استعمار و تفرقه و تهاجم فرهنگی روی پا هستند یا کشور های بدبخت افریقایی و غیره...

کشور دموکراتیک کنگو هم یک حکومت لیبرال دارد...با غرب هم رابطه دارد اما نتوانسته رشد کند(رشد از منظر غرب)... یکی از دلایلش این است که این کشور جایی در هژمونی و نگاه صهیونیست ندارد... حالا در مقابل  می توان کره جنوبی را نام برد... انها رشد اقتصادی داشته اند... یکی از دلایلش تلاش بی وقفه خودشان است... انها نگاه تاریخی خود را کنار زدند و با الگوی لیبرال غرب رشد کردند... ایا رشد انها صرفا به خاطر لیبرال بودنشان بود یا تلاش ملی انها ارجحیت داشت! شرایط جهانی به انها کمک نکرد!؟ 

اما سوال اینجاست ایا ما هم می توانیم با این الگو رشد کنیم! شرایطش را داریم و اینکه ایا واقعا رشد ما بسته به این الگو دارد یا مباحث دیگری!؟ 

 

مبحث اصلی کلام شما تا جایی که من متوجه شدم این است که مکتب انبیا را داریم اما چون در این مسیرمکاتب زیاد دیگری هم هست و چون در این مسیر راه های ناشناخته زیادی م هست پس می توانیم از این مکاتب استفاده کنیم و از خوب ان بهره ببریم و بد ان را کنار بگذاریم... درسته!؟

سوال اینجاست که ایا ما توان چنین کاری را داریم!؟ یعنی انقدر رشد کردیم که بتوانیم بدی های یک مکتب را کنار بگذاریم و از خوبی هایش استفاده کنیم!؟ چرا به جای اینکار از اسلام استفاده نکنیم!

 

دیگران هرکسی است که می توان از تجربه او استفاده کرد می تواند یک کشور آفریقایی باشد یا اروپایی 

از لحاظ انسانی از گاهی اوقات از کسانی یاد می گیریم که در قیاس با دیگران بزرگ نمی شماریم ولی آن تجربه ارزشمند است و اگر یادنگیریم باید خودمان آن را تجربه کنیم 

 

در مورد جمله آخر باید بگم تمام بحث ما سر تئوریزه کردن مفاهیم اسلام با توجه به نیازهای امروز و مسائل امروز مان است 

مسلما در مورد بانک و ارتباطات مجازی هیچ منبعی در اسلام پیدا نمی کنید 

تنها یک اصول کلی داریم و تجربه تطبیق با آنها با زمان خودشان 

اینجا تطبیق آنها با زمان فعلی سوال ما است 

 

مثال می زنم 

در منابع ما برای دزد مجازاتی تعیین شده است که در زمان خودش کار می کرده است 

در دوره ای این مجازات به زندان تبدیل شد

و امروز بحث زندانی شدن در خانه با دست بندهای موقعیت یاب مطرح است 

و حتی در مواردی گرفتن حقوقی از فرد مثل اتصال به اینترنت، عدم رانندگی، عدم امکان خرید خانه  مطرح می شود 

یا حتی مواردی مثل خدمت به نیازمندان یا معلولین به عنوان مجازات 

 

این ها همه مواردی است که به تدریج در حال اضافه شدن به فرهنگ بشر است و در این شرایط اگر از این تجربیات استفاده کنیم می توانیم از قدرت اسلام حداکثر استفاده را بکنیم ولی اگر بخواهیم بسته بمانیم باید خود را از آنها محروم کنیم 

احتمالا خیلی از ما به مواردی روانشناسی مثل کتاب های بریان تریسی، آنتوان رابینز و غیره در مورد فکر کردن به موضوعات خوب و ... برخورد کرده ایم و وقتی دوباره به موضوعات اسلامی بویژه روایات امامان (ع) خودمان برمی گردیم دید و بیانی بسیار بهتر از مفهوم آن نوشته در ذهنمان می آید که با زمان، طرز فکر امروز مردم تطابق دارد 

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

مثال می زنم 

در منابع ما برای دزد مجازاتی تعیین شده است که در زمان خودش کار می کرده است 

در دوره ای این مجازات به زندان تبدیل شد

و امروز بحث زندانی شدن در خانه با دست بندهای موقعیت یاب مطرح است 

و حتی در مواردی گرفتن حقوقی از فرد مثل اتصال به اینترنت، عدم رانندگی، عدم امکان خرید خانه  مطرح می شود 

یا حتی مواردی مثل خدمت به نیازمندان یا معلولین به عنوان مجازات 

 

احسنت ! عبدالکریم حاج فرج دباغ هم همین رو میگفت که شما خشونت طلب ها اذیتش کردین . احکام اسلام من جمله حد قطع ید برای سارق درزمان خودش کار میکرده والان دیگه کاربرد نداره . اون آقای خمینی هم اشتباه کرد که به خاطر همین حرف نهضت آزادی رو منحل کرد .

البته لازم به ذکره که مریدان سروش هم همواره تاکید داشتند براینکه هیچ کس تاکید میکنم هیچکس نمی تونه از فرمایشات ایشون ایراد بگیره .

  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 کدوم مطلب ؟ شباهت حمایت کورکورانه ی دوستان از عصمت آن حکیم گرانمایه ، به حمایت کورکورانه ی مریم از مسعود ؟

 

 

 
زود قضاوت می کنی سید عزیز
 
فحش دادن مد نیست .... چت chet کنیم رو یه نفر همگی فحش بدیم
 
خودمونیش می شه این .... یه چیزایی توسط این فرد گفته می شه که اصل اساس زندگی خیلی ها می ره زیر سوال ... به غرور ها بر می خوره .... درد داره ... نمی تونن ثابت کنن طرف اشتباه گفته به خودش فحش می دن
 

 

البته لازم به ذکره که مریدان سروش هم همواره تاکید داشتند براینکه هیچ کس تاکید میکنم هیچکس نمی تونه از فرمایشات ایشون ایراد بگیره .

 

 

 

 همین حکیم بزرگوار در زمان حیات سروش در ایران مبسوط جواب افاضات اون جناب رو داد

 

چند شب پیش شبکه ولایت هم داشت جواب افاضات جدید سروش رو می داد .... 

 

حرف منم همینه .... مستدل جواب بدید فحش ندید .... بگو اینجا اینو گفت .... چرت گفت ... درستش می شه این

 

مقایسه با مسعود و مریم رافع مشکلات نیست

  • Upvote 6
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 

 
زود قضاوت می کنی سید عزیز
 
فحش دادن مد نیست .... چت chet کنیم رو یه نفر همگی فحش بدیم
 
خودمونیش می شه این .... یه چیزایی توسط این فرد گفته می شه که اصل اساس زندگی خیلی ها می ره زیر سوال ... به غرور ها بر می خوره .... درد داره ... نمی تونن ثابت کنن طرف اشتباه گفته به خودش فحش می دن

 

 

شما زود قضاوت میکنی عزیز ! انسانهای اهل التقاط مثل  ایشون تا به حال زیاد اومدن و رفتن .  فقط دوز التقاطشون بالا و پایین میشه .  از باب و بها ء و کسروی و حکمی زاده بگیر تا همین مهاجرانی و عماد باقی . همشون هم یا سابقه ی طلبگی داشتن یا سابقه ی جبهه و جنگ و سپاه ! 

اولین نشونه ی التقاط همینه که مریدان طرف به دیگران میگن شما هیچ کدوم حرف ایشون رو نمیفهمین و هرچی ایشون میگه درسته . 

زود قضاوت نکن . فارتقب انا مرتقبون .

 

 

چند شب پیش شبکه ولایت هم داشت جواب افاضات جدید سروش رو می داد .... 

 

 

ما به دلیل حرمت مخالفت با قوانین جمهوری اسلامی ، ماهواره نداریم . و لله الحمد 
  • Upvote 3
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

اولین نشونه ی التقاط همینه که مریدان طرف به دیگران میگن شما هیچ کدوم حرف ایشون رو نمیفهمین و هرچی ایشون میگه درسته . 

زود قضاوت نکن . فارتقب انا مرتقبون .

 

 

آبشخور فکری این عزیزانی که حکیم بزرگوار رو با اونها و مریدان حکیم بزرگوار از جمله بنده را با مریدان اون عزیزان مقایسه کردین کاملا مشخص هست از کجا میاد

 

التقاط یعنی همین ..... با التقاط می شه نشانه التقاط دیگران رو مشخص کرد ؟!

 

واقعا نمی شه یک مورد بیان کرد که مشخص شود این حکیم بزرگوار لیاقت این همه فحش رو دارد یا خیر ؟

  • Upvote 5
  • Downvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

آبشخور فکری این عزیزانی که حکیم بزرگوار رو با اونها و مریدان حکیم بزرگوار از جمله بنده را با مریدان اون عزیزان مقایسه کردین کاملا مشخص هست از کجا میاد

 

التقاط یعنی همین ..... با التقاط می شه نشانه التقاط دیگران رو مشخص کرد ؟!

 

واقعا نمی شه یک مورد بیان کرد که مشخص شود این حکیم بزرگوار لیاقت این همه فحش رو دارد یا خیر ؟

 

ما فکری از خودمان نداریم صرفا آنچه به جد میگوئیم برگرفته  از قرآن کریم  وعترت نبی علیهم السلام  هست ولی به نوعی میشه گفت  صورت فرمایش شما درسته ،  منبع فکر ما معلوم و مشخصه .

لیکن  فکر حسن کسینجرکبیر هست که هزار تا پدر داره و معلوم نیست کدومش پدرش واقعیشه !

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ببیند جناب Ehsan_animator خلاصه بهتون بگم وقت شریف شما رو و وقت خودم رو هدر ندم

 

حتی یک ثانیه از وقتم رو برای اثبات مسئله ای برای جنابعالی نمیزارم چون اصولا نیازی نیست چیزی برای شما اثبات کنم میدانید چرا؟

 

از این صحبت شما که واضح ، صریح و غیر قابل کتمان هست:

 

هر چی گفته درست گفته

 

 

ختم کلام رو گفتید دیگه خواهشا و لطفا دم از منطق نزنید

 

شما ختم کلام رو از منظر فکری خودتون گفتید تمام شده دیگه نیازی به اثبات بنده نیست بنده اگر با وجود این صحبت شما بیام و وقت بزارم و دلیل بیارم و سند خودم رو مسخره کردم

 

وقتی یک نفر هر چیزی گفته درست گفته منطقا چه دلیلی داره دیگه بحثی با شما صورت بگیره از سمت بنده؟؟؟

 

حالا برفرض بنده بیام فلان کلیپ صوتی ، فلان کلیپ تصویری با فلان حجم رو وقت بزارم ، حجمم رو نابود کنم و اینجا قرار بدم و استناد کنم چیزی تغییر میکنه؟ فکر نمیکنم چون عباسی هر چی گفته درست گفته

 

بنده یک نظر و نقد شخصی ارائه کردم اصراری هم ندارم که کسی بپذیره حوزه نقد بنده هم مشخصه

 

مطالبی هم که گفتم مشخصه کلی گویی صرف هم نشده یک نمونه تا بیخ کار رفتم جلو و حرف از صحبت های عباسی در مورد نبرد ایران و امریکا زدم در خلیج فارس ، مستند این هم صدا و سیما کار کرده هر کسی خواست خودش میره مراجعه میکنه خیلی از اشتباهاتی که مثال زدم در همون مستند تکرار شده و هست
 

 

سطح خودت رو بیار پایین یک مقدار .... می دونم ارزش وقت گذاشتن و جواب دادن رو نداره

 

 

اشتباه نکن اقا احسان حساب بزرگ بودن یا کوچیک بودن یا پایین بودن و بالا بودن سطح صرف نیست بنده هم کسی نیستم خاک پای دوستانم ، منظور چیز دیگریه

 

منتهی حساب حسابه وقت گذاشتن و نتیجه گرفتنه من هم مثل هر انسانی از وقتی که میزارم اگر نتیجه نگیرم همان بهتر که نزارم مشخصا در این بحث نتیجه ای نیست

 

وقت میزاری نتیجه میگیری منطقا وقتی نتیجه ای نباشه خوب وقت هم نمیزاری! یک مطلب و صحبت سطح پایین و بعضا اشتباه (که ممکنه یک صحبت عوام پسند باشه تا تخصصی) قطعا نتیجه ای نداره در نهایت شما به این مسئله میرسی که روش وقت نزاری

 

و از همه مهمتر جناب احسان :
 

 

اصل اساس زندگی خیلی ها می ره زیر سوال ... به غرور ها بر می خوره .... درد داره

 

 

چیزی که بنده عرض کردم در مورد عباسی نه فحاشی بود نه زیر سوال بردن اصول زندگی جنابعالی و امثال شما مگر اینکه اصل زندگی شما تفاسیر نظامی عباسی باشه که دیگه وضعیت مشخصه و حرفی باقی نمیماند (میشه حکایت همون ناوچه ساعر که غرق شد ولی الان در بندر اشدود پهلو گرفته)

 

 

------

 

تازه خلاصه اش کردم اینقدر شد :)))

  • Upvote 8
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

نظریه ی اصالت خزری هخامنشیان و عدم مسکون بودن فلات ایران به دلیل کشتار پوریم مربوط به ایشان نیست . از کسان دیگری است که بلمآل ناصر پورپیرار آن را جمع کرده است . مجموعه ای از حقایق و خیالپردازی هاست . اصل نظریه رو بخونید جالبه .
البته ناصر پور پیرار سابقه ی توده ای داره و بعضا نظریات عجیبی هم از خودش در میکنه . فی المثل  "ما ملکت ایمانهم "  در قرآن رو به معنی دوست دختر و دوست پسر تفسیر میکنن ایشون !
جناب عباسی در مورد استراتژیست های واقعی میگه که کارشون تولید نظریه نیست بلکه نظریات رو موزائیک میکنند . ایشون خودشون هم همین کار رو انجام میده . واین معنای حقیقی التقاط هست والله العالم .

در مورد نظر ناصر پوربيرا ايشان مطرح کردند که هخامنشيان ايراني نبوده اند. متاسفانه تاريخ شرق و ايران داراي ابهاماتي است که افرادي مانند ناصر پوربيرا از ان استفاده کرده و جعليات خود را مطرح ميکنند. يکي از اين ابهامات تاريخچه استفاده از نام ايران براي اين سرزمين است. نام ايران با تلفظ هاي مختلف در بخشيهايي از اوستا که قديمي تر از هخامنشيان است استفاده شده ولي در کتيبه هاي هخامنشي ديده نمي شود. پوربيرا همين مسئله را دستاويز نظر خود قرار داده و گفته هخامنشيان ايراني نبوده اند. بنده خودم تحقيقي در اين رابطه دارم که هنوز جايي منتشر نکرده ام.
کشور ايران از سه قوم اصلي پارت که در شرق ايران بوده اند و مادها و پارس ها که در نيمه غربي يعني غرب کوير مرکزي بوده اند تشکيل شده است. به نظر من هر سه قوم اريايي و يا به عبارتي ايراني بوده اند ولي اين نام در شرق ايران يعني بين پارت ها متداول بوده است. ذرتشت نيز بر طبق نظر بيشتر مورخين در شرق ظهور کرده است. بيشتر داستان هاي شاهنامه در مورد سلسله پيشداديان نيز در شرق ايران مثل سيستان يا نواحي شمال افغانستان اتفاق افتاده. احتمالا اين داستان ها و اسم ايران توسط پارت ها بعد از تسلط به تمام فلات ايران براي کل فلات ايران متداول گشته است. خود ارشک که لقب شاهان پارتي بوده احتمالا ار ان مخففي از ايران است.

بنده مي خواهم در اينجا اين بحث تاريخي را که ربطي به موضوع تاپيک ندارم ادامه دهم ولي همين نظرات پوربيرا که خودش عرب خوزستان است و قبلا توده اي بوده و به اعتقاد من شخص مشکوکي است بسيار توسط جدايي طلبان و پان ترک ها براي تقويت نطرات جعلي انها به کار مي رود. عباسي اگر واقعا استراتژيست بود نمي امد يک نظريه مشکوک را که به جدايي طلبان اين کشور براي ساختن نظرات ساختگي خود به کار ميبرند تقويت کند. ویرایش شده در توسط sasasasa
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

فرض براین که  مبدع این جداول ، بویی از دانش نبرده باشد و اصولاً زمانی که صحبت از تهدید علیه نظام فکری در جمهوری اسلامی می کند ، صرفاً یکسری  مسائل به هم بافته را مطرح می کند .

 

حالا ببینیم چه واقعیتی وجود دارد ؟؟

 

از ردیف شماره یک تا ردیف شماره سیزده را با واقعیات دهه سوم انقلاب مقایسه کنید ( بویژه ردیفهای 5 تا 11 ) . ببینید در طول سی و چند سال ، در دستگاه های عریض و طویل فکری در این کشور (  نام نمی برم ، بدلیل اینکه قبلاً نام برده شده ) چقدر برای مقابله با این تهدیدات که در دهه 90 شمسی نمود عینی دارند و روز به روز ابعاد فاجعه دارد گسترش پیدا می کند ، کار شده و به اصلاح ضد تاکتیک مناسب تدوین شده ؟؟ 

 

حالا این را با حجم انبوه مدارک تحصیلی مقایسه کنید ، آن را در کنار نظام فشل مقاطع تحصیلی مختلف بگذراید ، پیشرفت لاکپشتی دانش را در همه حوزه ها ، بخصوص در حوزه دفاعی بررسی کنید ( هر چند با آمارهای  فریب دهنده تعداد مقالات علمی  این عقب ماندگی شدید دارد پوشش داده می شود ) و اینکه سنگینی القاب را حتی تانکبرهای روسی هم نمی توانند حمل کنند را برسی بفرمایید ، سپس ببینیم که کجای کار هستیم 

 

 5-15-2016_9-32-12_PM.jpg

 

 

واقعیت ماجرا ، همیشه مطلوب نیست ولی براساس یک ضرب المثل قدیمی " هر وقت ماهی را از آب بگیرید ، تازه است " و هر زمان جلوی ضرر را بگیرید ، منفعت خواهد بود ، به جای  تخریب ، بررسی کنید ،نقص کار کجا هست . 

 

از ما گفتن بود که بعداً زانوی غم بغل نگیریم که وا مصیبتا ، همه چیز از دست رفت .

 

هر چند برای کسانی که عینک ضخیم و تیره جناحی دارند ، این صرف زمان ، فایده ای ندارد 

 

 

این کار نه نیاز به بد وبیراه گفتن دارد و نه نیاز به تعریف و تمجید اغراق آمیز ، همانطور که قبلاً عرض کردم ، پارادایم های مختلف در حال برخورد با هم هستند و الگویی که بتواند مشکلات بشر را  کاهش داده یا از بین ببرد ، تبدیل به الگوی مسلط می شود .

 

حالا اگر ما کار نکنیم و الگوی بومی را منبعث از آموزه های دینی ، تبدیل به راه کارهای عملی جامعه امروزی نکنیم ، الگوی دیگران بر ما تحمیل می شود و ناچاریم در زمین بازی دیگران و با قوانین دیگران بازی کنیم . 

 

این مساله به تنهایی انجام شدنی نیست 

  • Upvote 11

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع نسبت به پاسخ بیشتر بسته شده است.

  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.