bmosavi

ساختمان پاولوف

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

همین جا سوال پیش می آید اگر در ان موقع آلمان به محاصره شهر قناعت می کرد و لجستیک شهر را می کوبید و ارتباط را قطع می کرد بهتر نبود

بویژه که در آن مقطع نیرو هوایی آلمان آسمان را در تسخیر خود داشت ولی نیروهایش در یک جنگ شهری درگیر شدند 

 

البته قابل ذکر است که باید شرایط را با آن زمان سنجید

و اگر این کار را می کرد و اگر آن کار را می کرد فقط حرف و است ممکن بود همین راه بدتر شود

 

با سلام و تبریک میلاد حضرت قائم (عج) 

 

برداشت بنده از فرموده شما به شکل هست که :

 

 محاصره استالینگراد ، به نظرم زیاد امکان اجرایی شدن نداشت ، چرا که عقبه این شهر ( پشت به ولگا) کاملاً دست روسها بود و با توجه به  سیل کمکهای خارجی که از همین طریق برای تقویت ارتش سرخ  ارسال می شد ، حفظ این عقبه تقریباً به اولویت شماره یک  ارتش شوروی در آمده بود و آنها بیشترمنابع انسانی و تسلیحاتی خودشون را برای حفظ این عقبه راهبردی اختصاص دادند . 

 

البته برتری لوفت وافه نسبی بود ، چرا که پایگاه های پشتیبانی و حتی فرودگاه های خط مقدم ، در فاصله دوری مستقر بودند . این مساله با رسیدن جنگنده های بریتانیایی و آمریکایی ( هاریکن / کورتیس p-40  و p-39) به دست ارتش شوروی ، مشکل تر هم شد . یک نمونه اش هم قول گورینگ به ارتش ششم برای پشتیبانی هوایی از آنها در زمان محاصره در داخل شهر بود که عملاً اجرایی نشد . 

 

حتی اگر مسکو سقوط می کرد ، ( با توجه به نقشه ) ، حفظ استالینگراد بسیار مهمتر می نمود . وقتی خط لجستیکی قطع شود ، عملاً حفظ مسکو فایده ای نداشت . چون سیل واحدهای پانزر از گروه ارتشهای شمال و مرکز ( بعد از تصرف مسکو و تثبیت آن )  به گروه ارتشهای جنوب اعزام می شد و در آن موقع روسهامی بایست حداقل با 7 سپاه زرهی مقابله می کردند که نتیجه قبل از شروع کاملاً مشخص می بود . 

 

اما بدلیل حفظ استالینگراد و جلوگیری از تصرف و تبدیل کردن آن به یک جنگ فرسایشی بدون انتها ، مسکو هم نجات پیدا کرد . 

 

علاوه برآن ، باید به یاد داشت که هر چه خطوط لجستیکی طولانی تر شود ، به همان اندازه ارسال تدارکات ، جایگزین کردن تسلیحات منهدم شده ، اعزام نیروی انسانی کیفی و .... مشکل تر می شود . ناپلئون ، رومل ، پاوئولوس ، یاماشیتا  و یاماتو و در نهایت  شوارتسکف  این مساله رابخوبی تجربه کردند . 

  • Upvote 12

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ماجرای ساختمان پاولوف در طی محاصره ی استالینگراد به وسیله ی المانها در تاریخ بین 27 سپتامبر تا 25 نوامبر سال 1972 اتفاق افتاد.

این ساختمان که معروف به ساختمان پاولوف هست, یک ساختمان چهار طبقه در مرکز استالینگراد و عمود بر رودخانه ی ولگا بود و مشرف بر روی میدان نهم ژانویه و یک میدان بزرگ معروف به یکشنبه ی خونین بود.

در سپتامبر سال 1942 این ساختمان به وسیله ی نیروهای المانی مورد هجوم قرار گرفت و یک جوخه از سپاه سیزدهم ارتش شوروی دستوری مبنی بر دفاع از این ساختمان دریافت کرد. این جوخه به وسیله ی گروهبان یاکوف پاولوف هدایت میشد, یک افسر غیر رسمی که در ان زمان بر اثر کشته و زخمی شدن تمام افسران کادر (ترجمه ی خودم) , هدایت جوخه را به دست گرفته بود.

منظور من از افسر غیر رسمی این هست که به خاطر کشته شدن یا زخمی شدن افسر این خوجه, اقای یاکوف موقتا هدایت این جوخه رو به دست گرفته بود.

 

سلام

 

تاریخ ماجرا درسته؟ 1972؟

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سلام

 

تاریخ ماجرا درسته؟ 1972؟

 تصحیح شد ، 1942 

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سلام

 

تاریخ ماجرا درسته؟ 1972؟

خیر. ببخشید. سال 1942 هست. همانطور که دوست عزیز mr9 گفتند.


البته استالینگراد همانطور که دوستان گفتند, در بین راه مسکو و همچنین یک شهر صنعتی مهم بود. المان که قصد تصرف مسکو را داشت باید از استالینگراد عبور میکرد. همچنین وقتی که شهری صنعتی همچون استالینگراد در بین المان و مسکو هست بنابراین باید تصرف میشد. البته عجله زدگی به نظر من مهمترین عامل بود که المانها غافلگیر شدند. چه بسا اگر بهار حمله میکردند, چه بسا روسیه شکست میخورد.

  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

خیر. ببخشید. سال 1942 هست. همانطور که دوست عزیز mr9 گفتند.


البته استالینگراد همانطور که دوستان گفتند, در بین راه مسکو و همچنین یک شهر صنعتی مهم بود. المان که قصد تصرف مسکو را داشت باید از استالینگراد عبور میکرد. همچنین وقتی که شهری صنعتی همچون استالینگراد در بین المان و مسکو هست بنابراین باید تصرف میشد. البته عجله زدگی به نظر من مهمترین عامل بود که المانها غافلگیر شدند. چه بسا اگر بهار حمله میکردند, چه بسا روسیه شکست میخورد.

 

اگر کتاب جنگ و صلح تولستوی را بخوانید در مورد حمله ناپلئون وفتح مسکو صحبت های خوبی شده است

اشتباهاتی که هیتلر مرتکب شد دقیقا شبیه اشتباهات ناپلون بود

طولانی بودن مسیر لجستیک 

گرفتن سرعت از نیروها و سکون نیروی اشغالگر

عدم زدن منابع روسیه و قطع لجستیکشان 

عدم سرکوب دشمن پشت سر یعنی انگلیس

 

 

تاریخ شروع حمله درست بود لیکن وقفه ناشی از لج بازی خیلی بد بود بویژه با تجربه جنگ جهانی اول

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

اگر کتاب جنگ و صلح تولستوی را بخوانید در مورد حمله ناپلئون وفتح مسکو صحبت های خوبی شده است

اشتباهاتی که هیتلر مرتکب شد دقیقا شبیه اشتباهات ناپلون بود

طولانی بودن مسیر لجستیک 

گرفتن سرعت از نیروها و سکون نیروی اشغالگر

عدم زدن منابع روسیه و قطع لجستیکشان 

عدم سرکوب دشمن پشت سر یعنی انگلیس

 

 

تاریخ شروع حمله درست بود لیکن وقفه ناشی از لج بازی خیلی بد بود بویژه با تجربه جنگ جهانی اول

اگر وقت کنم حتما دوست عزیز.. باز از دوستان گرامی که باعث پربار شدن تاپیک شدن تشکر میکنم.

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 

تاریخ شروع حمله درست بود لیکن وقفه ناشی از لج بازی خیلی بد بود بویژه با تجربه جنگ جهانی اول

 

با سلام 

 

البته در مورد تاریخ حمله ، شاید ذکر این نکته جالب باشد که اگر ورماخت به یوگسلاوی حمله نمی کرد ، حمله به روسها دو تا سه هفته زودتر انجام می گرفت و از دست دادن  این 20 روز حیاتی ،  شاید در یک بازه زمانی طولانی ، به ضرر آلمانی ها تمام شد . 

 

با این حال ، این مساله که سخرانی چرچیل در مورد یوگسلاوی و تعبیر آن به " شکم نرم اروپا " و نقطه آسیب پذیر آلمان ، در این حمله بی تاثیر نبود . شاید هم یک عملیات فریب برای وادار کردن هیتلر به اختصاص دادن بخشی از واحدهای مامور به جبهه شرقی و کاهش توان رزمی برای حمله به روسیه . هر کدام از این احتمالات ، اگر درست باشد ، ظاهراً موثر واقع شده بود . 

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با سلام 

 

البته در مورد تاریخ حمله ، شاید ذکر این نکته جالب باشد که اگر ورماخت به یوگسلاوی حمله نمی کرد ، حمله به روسها دو تا سه هفته زودتر انجام می گرفت و از دست دادن  این 20 روز حیاتی ،  شاید در یک بازه زمانی طولانی ، به ضرر آلمانی ها تمام شد . 

 

با این حال ، این مساله که سخرانی چرچیل در مورد یوگسلاوی و تعبیر آن به " شکم نرم اروپا " و نقطه آسیب پذیر آلمان ، در این حمله بی تاثیر نبود . شاید هم یک عملیات فریب برای وادار کردن هیتلر به اختصاص دادن بخشی از واحدهای مامور به جبهه شرقی و کاهش توان رزمی برای حمله به روسیه . هر کدام از این احتمالات ، اگر درست باشد ، ظاهراً موثر واقع شده بود . 

 

یک چیزی که خیلی کمتر دیده شده است 

این است که اگر هیتلر مسکو را می گرفت آیا شوروی تسلیم می شد؟

آیا مانند فرانسه به راحتی اشغال می شد؟

 

ناپلئون مسکو را گرفت ولی شکستش از درگیری در یک جنگ نبود بلکه از مردم و شرایط اشغال شکست خورد و بعد از مسکو دیگر جنگ مستقیمی نداشت

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

یک چیزی که خیلی کمتر دیده شده است 

این است که اگر هیتلر مسکو را می گرفت آیا شوروی تسلیم می شد؟

آیا مانند فرانسه به راحتی اشغال می شد؟

 

ناپلئون مسکو را گرفت ولی شکستش از درگیری در یک جنگ نبود بلکه از مردم و شرایط اشغال شکست خورد و بعد از مسکو دیگر جنگ مستقیمی نداشت

 

با سلام 

 

البته نمی شود بطور  قاطع گفت که  چه روی می داد 

 

با این حال ، مسکو بعنوان مرکزیت سیاسی  روسها ، بعنوان چهارراه ارتباطی بخش اروپایی اتحاد شوروی و همچنین تبدیل شدن به یک سمبل و نشانه مقاومت در مقابل نازیها ، از اهمیت  فوق العاده ای برخوردار بود . چیزی که سایر شهرها ، مثل استالینگراد یا لنینگراد ، اسمولنسک ، کیف و.... فاقد آن بودند . 

 

اما این مساله را به شکل نسبی می توان بیان نمود که بسیار بعید بود که نازیها بتوانند در کوتاه مدت بعد از تصرف مسکو ، همه روسیه را اشغال کنند ، چون وسعت این کشور ، از توان رزم ورماخت بسیار بسیار بیشتر می بود . 

 

آنچه که  برای هیتلر و ورماخت در کوتاه مدت ،  اهمیت داشت ، اشغال دائمی قفقاز ( منابع نفتی ) و اوکراین ( منابع غذایی و معدنی سرشار )  و وصل کردن خطوط جبهه به ایران و از آن سو ، الحاق با سپاه آفریقایی آلمان در جبهه شمال آفریقا برای دسترسی به  منابع نفتی آسیای جنوب غربی جهت تحت فشار قرار دادن بریتانیا به منظور خاتمه جنگ بود . 

 

شاید در بلند مدت ، دسترسی به هندوستان و هم مرز شدن با امپراطوری آفتاب تابان (ژاپن) مد نظر بود . 

 

همانطور که قبلاً هم خدمت دوستان عرض کردم ، جنبه اقتصادی جنگ یا آنچه که ECONOMIC WARFARE ، نامیده می شود ، بیشتر مّد نظر بود تا افزایش  گستره سرزمینی ( هر چند براساس القائات افرادی نظیر روزنبرگ و.... ، بحث فضای حیاتی هم مد نظر می بود 

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

این کار خیلی غیر حرفه‌ای هستش ولی لازمه بگم هم خود تاپیک، هم صحبت های دوستان واقعا بسیار عالی بود و حیف که به هر پست بیشتر از یک مثبت نمیشه داد....

واقعا لذت بردم از خوندن این تاپیک.... دستتون درد نکنه رفقا...

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

یک چیزی که خیلی کمتر دیده شده است 

این است که اگر هیتلر مسکو را می گرفت آیا شوروی تسلیم می شد؟

آیا مانند فرانسه به راحتی اشغال می شد؟

 

ناپلئون مسکو را گرفت ولی شکستش از درگیری در یک جنگ نبود بلکه از مردم و شرایط اشغال شکست خورد و بعد از مسکو دیگر جنگ مستقیمی نداشت

 

به نظر من با توجه به مطالبی که خواندم, این نتیجه را گرفتم که اگر المان مسکو رو میگرفت, باز هم شکست میخورد.

در جنگ جهانی المان دفاع روسها از سرزمین مادری, مثال زدنی هست. در کتابی خوانده بودم که در یک مزرعه, روسها چنان از انجا دفاع کردند که المانها فکر میکردند که یک چیز مخفی و یا دفتر فرماندهی هست. ولی در اخر با تعدادی جنازه ی سرباز معمولی روبرو شدند (تعداد سربازها رو یادم رفته. ) که در مقابل المانها چندین برابر تلفات دادند. به قولی برای وجب به وجب این خاک سرباز کشته شده است. اگه اسم کتاب یادم بیاد حتما میگم.

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

مثال خوب برای معنی کلمه مغلطه

قبلا شوروی و آلمان شرقی و الان روسیه با آلمان رابطه دارد ، آیا کشته ها را نادیده گرفته است؟

الان ما در کنار عراق می جنگیم و کمک می کنیم آیا شهدای خود را نادیده گرفته ایم؟

هرچیز را باید در جای خودش دید نه همه چیز را قاطی کرد

 

داستان خرمشهر داستان مظلومیت یک شهر و مردمش است

داستان فراموشی جنگ در عمل است توسط همه دولت ها و کسانی که قدرتی داشتند 

 

-----------------

عجیب است چرا ساختمان را هدف قرار نداده اند 

البته هنوز برای من لج بازی تصرف شهر استالینگراد توسط هیتلر و عدم دور زدن آن عجیب تر است

گاهی بدیهیات را نمی توان دید

با سلام خدمت همه دوستان گرامی

شما بر سر مسئله هسته ای مذاکره می کنید و ناگهان و بدون هیچ دلیلی اسکناس پنج هزار تومانی شما همزمان تغییر می کند و نماد انرژی هسته ای و حدیث پیامبر اکرم در خصوص رفتن علم به ثریا و رسیدن ایرانیان به آن حذف می شود . مبادا کدخدا ناراحت شود . می توانید این را هم مغالطه بنامید اما در اصل موضوع تاثیری ندارد . امروز بر سر حقانیت دفاع مقدس و انقلاب باید با مردم خودمان بحث کنیم که چرا در برابر متجاوز دفاع کردیم و تصمیم گرفتیم متجاوز را تنبیه کنیم ولی زورمان نرسید و امام ما جام زهر را نوشید . دشمنان ما از فرصت سی ساله تا به امروز استفاده کردند و ما با همین کارهایی که در خرمشهر و امثال آن نکردیم استفاده نکردیم . بشمارید چند فیلم و سریال در مورد خرمشهر و دفاع از آن در ایران ساخته شده و چند فیلم در مورد استالینگراد ودفاع از آن ساخته شده . بله اگر مدام مسائل یادراوری نشود فراموش می شود . خرمشهر می توانست بزرگترین جاذبه گردشگری دفاع مقدس باشد و با برنامه ریزی درست نه تنها مردم خود ما بلکه گردشگران سایر کشورها هم با آن آشنا شوند و رونق اقتصادی برای ساکنان آن به ارمغان آورد  ولی امروز با شهری طرفیم در تهیه مایحتاج و امکانات اولیه هم مانده است . در مورد کشته ها هم خارج از ایران می گویند می بخشیم ولی فراموش نمی کنیم . آمریکا هنوز دشمن ما است و ذره ای هم از دشمنی آن کم نشده یعنی حتی هنوز به مرحله بخشیدن هم نرسیده ایم چه برسد به فراموش کردن ولی داخل مملکت خیلی ها از مدت ها پیش فراموش کردند و برای اینکه دیگران هم فراموش کنند لازم است هر آنچه موجب یادآوری است کنار گذاشته شود مستقیم یا غیر مستقیم و عمدی و سهوی فرقی نمی کند نتیجه همان است . اردوهای راهیان نور چند سالی است که برگزار می شود ولی مسئله اینجا است که این اردوها از روز اول پایان جنگ باید شروع می شد نه با وقفه ای حدود بیست ساله و حتی بیشتر . نسل عوض شده و کسانی که بمباران ها و موشک باران ها را دیده اند پا به سن گذاشته اند و تا چندی دیگر نسل پدران و مادران شهدا نیز در میان ما حضور نخواهند داشت . اقتضای دنیا همین است . امروز فیلم دفاع مقدس ساختن قبح محسوب می شود در حالی که خیلی از سینماگران فعلی از همین فیلم دفاع مقدس ساختن مطرح شده و راهشان را تا اوج شروع کردند. نسل امروز باب اسفنجی و بن تن را دوست دارد و حسین فهمیده و بهنام محمدی را نمی شناسد . تازه به اینجا رسیده ایم که بسیجی واقعی همت است و باکری آن هم نه بخاطر خودشان بلکه به خاطر برخی بستگانشان در مقطعی خاص . چرا فیلم چ امروز باید ساخته شود که همسر شهید اصغر وصالی با خوشحالی بگوید بالاخره پس از سی سال دستمال سرخ ها از گمنامی درآمدند و کسی یادی از آنها کرد . در میان هیاهوی تجزیه طلبی چرا کسی یادی از پیشمرگان کرد مسلمان که در آن سالها علیه تجزیه طلبی مبارزه کردند نمی کند ؟ چقدر مردم ما در خود کردستان اینها را می شناسند ؟ چند نفر ناهید فاتحی کرجو را می شناسند همان دختر کرد اهل سنتی که ضد انقلاب ربود و ماه ها شکنجه کرد تا علیه امام و انقلاب حرفی بزند و بعد پیکر مجروح و شکنجه دیده اش را زنده در خاک کردند . درد است که در کشوری دیوار شکسته ای را نگه می دارند تا یاد اسطوره ها فراموش نشود و در کشوری دیگر اسطوره های زنده را اجر نمی نهند تا راهشان فراموش نشود .  

  • Upvote 2
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با سلام خدمت همه دوستان گرامی

شما بر سر مسئله هسته ای مذاکره می کنید و ناگهان و بدون هیچ دلیلی اسکناس پنج هزار تومانی شما همزمان تغییر می کند و نماد انرژی هسته ای و حدیث پیامبر اکرم در خصوص رفتن علم به ثریا و رسیدن ایرانیان به آن حذف می شود . مبادا کدخدا ناراحت شود . می توانید این را هم مغالطه بنامید اما در اصل موضوع تاثیری ندارد . امروز بر سر حقانیت دفاع مقدس و انقلاب باید با مردم خودمان بحث کنیم که چرا در برابر متجاوز دفاع کردیم و تصمیم گرفتیم متجاوز را تنبیه کنیم ولی زورمان نرسید و امام ما جام زهر را نوشید . دشمنان ما از فرصت سی ساله تا به امروز استفاده کردند و ما با همین کارهایی که در خرمشهر و امثال آن نکردیم استفاده نکردیم . بشمارید چند فیلم و سریال در مورد خرمشهر و دفاع از آن در ایران ساخته شده و چند فیلم در مورد استالینگراد ودفاع از آن ساخته شده . بله اگر مدام مسائل یادراوری نشود فراموش می شود . خرمشهر می توانست بزرگترین جاذبه گردشگری دفاع مقدس باشد و با برنامه ریزی درست نه تنها مردم خود ما بلکه گردشگران سایر کشورها هم با آن آشنا شوند و رونق اقتصادی برای ساکنان آن به ارمغان آورد  ولی امروز با شهری طرفیم در تهیه مایحتاج و امکانات اولیه هم مانده است . در مورد کشته ها هم خارج از ایران می گویند می بخشیم ولی فراموش نمی کنیم . آمریکا هنوز دشمن ما است و ذره ای هم از دشمنی آن کم نشده یعنی حتی هنوز به مرحله بخشیدن هم نرسیده ایم چه برسد به فراموش کردن ولی داخل مملکت خیلی ها از مدت ها پیش فراموش کردند و برای اینکه دیگران هم فراموش کنند لازم است هر آنچه موجب یادآوری است کنار گذاشته شود مستقیم یا غیر مستقیم و عمدی و سهوی فرقی نمی کند نتیجه همان است . اردوهای راهیان نور چند سالی است که برگزار می شود ولی مسئله اینجا است که این اردوها از روز اول پایان جنگ باید شروع می شد نه با وقفه ای حدود بیست ساله و حتی بیشتر . نسل عوض شده و کسانی که بمباران ها و موشک باران ها را دیده اند پا به سن گذاشته اند و تا چندی دیگر نسل پدران و مادران شهدا نیز در میان ما حضور نخواهند داشت . اقتضای دنیا همین است . امروز فیلم دفاع مقدس ساختن قبح محسوب می شود در حالی که خیلی از سینماگران فعلی از همین فیلم دفاع مقدس ساختن مطرح شده و راهشان را تا اوج شروع کردند. نسل امروز باب اسفنجی و بن تن را دوست دارد و حسین فهمیده و بهنام محمدی را نمی شناسد . تازه به اینجا رسیده ایم که بسیجی واقعی همت است و باکری آن هم نه بخاطر خودشان بلکه به خاطر برخی بستگانشان در مقطعی خاص . چرا فیلم چ امروز باید ساخته شود که همسر شهید اصغر وصالی با خوشحالی بگوید بالاخره پس از سی سال دستمال سرخ ها از گمنامی درآمدند و کسی یادی از آنها کرد . در میان هیاهوی تجزیه طلبی چرا کسی یادی از پیشمرگان کرد مسلمان که در آن سالها علیه تجزیه طلبی مبارزه کردند نمی کند ؟ چقدر مردم ما در خود کردستان اینها را می شناسند ؟ چند نفر ناهید فاتحی کرجو را می شناسند همان دختر کرد اهل سنتی که ضد انقلاب ربود و ماه ها شکنجه کرد تا علیه امام و انقلاب حرفی بزند و بعد پیکر مجروح و شکنجه دیده اش را زنده در خاک کردند . درد است که در کشوری دیوار شکسته ای را نگه می دارند تا یاد اسطوره ها فراموش نشود و در کشوری دیگر اسطوره های زنده را اجر نمی نهند تا راهشان فراموش نشود .  

 

با سلام دوباره

 

در مورد تغییر عکس روی اسکناس 

اینطور گفته شده است که با توجه به بحث مناسبت خاص تعدادی محدود از اسکناس با طرح متفاوت چاپ شده است و اصل اسکناس تغییری داده نشده است این قضیه در مورد اسکناس های دیگر هم دیده شده است 

پس اینکه بگوییم هدف سیاسی یوده است زیاد قابل استناد نیست

چند نمونه طرح متفاوت 

http://banknoteshome.blogfa.com/cat-7.aspx

http://banknoteshome.blogfa.com/

 

 

امروز بر سر حقانیت دفاع مقدس و انقلاب باید با مردم خودمان بحث کنیم که چرا در برابر متجاوز دفاع کردیم و تصمیم گرفتیم متجاوز را تنبیه کنیم ولی زورمان نرسید و امام ما جام زهر را نوشید . دشمنان ما از فرصت سی ساله تا به امروز استفاده کردند و ما با همین کارهایی که در خرمشهر و امثال آن نکردیم استفاده نکردیم . بشمارید چند فیلم و سریال در مورد خرمشهر و دفاع از آن در ایران ساخته شده و چند فیلم در مورد استالینگراد ودفاع از آن ساخته شده . بله اگر مدام مسائل یادراوری نشود فراموش می شود . خرمشهر می توانست بزرگترین جاذبه گردشگری دفاع مقدس باشد و با برنامه ریزی درست نه تنها مردم خود ما بلکه گردشگران سایر کشورها هم با آن آشنا شوند و رونق اقتصادی برای ساکنان آن به ارمغان آورد  ولی امروز با شهری طرفیم در تهیه مایحتاج و امکانات اولیه هم مانده است . در مورد کشته ها هم خارج از ایران می گویند می بخشیم ولی فراموش نمی کنیم . آمریکا هنوز دشمن ما است و ذره ای هم از دشمنی آن کم نشده یعنی حتی هنوز به مرحله بخشیدن هم نرسیده ایم چه برسد به فراموش کردن ولی داخل مملکت خیلی ها از مدت ها پیش فراموش کردند و برای اینکه دیگران هم فراموش کنند لازم است هر آنچه موجب یادآوری است کنار گذاشته شود مستقیم یا غیر مستقیم و عمدی و سهوی فرقی نمی کند نتیجه همان است . اردوهای راهیان نور چند سالی است که برگزار می شود ولی مسئله اینجا است که این اردوها از روز اول پایان جنگ باید شروع می شد نه با وقفه ای حدود بیست ساله و حتی بیشتر . نسل عوض شده و کسانی که بمباران ها و موشک باران ها را دیده اند پا به سن گذاشته اند و تا چندی دیگر نسل پدران و مادران شهدا نیز در میان ما حضور نخواهند داشت . اقتضای دنیا همین است . امروز فیلم دفاع مقدس ساختن قبح محسوب می شود در حالی که خیلی از سینماگران فعلی از همین فیلم دفاع مقدس ساختن مطرح شده و راهشان را تا اوج شروع کردند. 

 

 

در این مورد درست می فرمایید 

ما در جنگ سرمایه ای داریم که تمام دنیا آرزوی آنرا دارند 

ولی مشکل  این است که ما نسبت به مسئولیت خود در این مورد بصورت آماری و رفع تکلیفی عمل می کنیم

و کمتر از خلاقیت چیزی می بینیم 

 

ما آثار خوبی از بعضی هنرمندان در این مورد دیده ایم که هنوز بازخورد دارد و یاد می شود 

از لیلی با من است تا آثار حاتمی کیا و سریال هایی چون نابرده رنج 

این ها نشان می دهد مشکل در کیفیت آثار هست نه مردم 

مشکل مسئولان فرهنگی هستند چه اصولگرا و چه اصلاح طلب و چه هر عنوان دیگر 

 

درست است که مشکل مشخص حکومت مشکل اقتصادی است ولی مشکل مهمتر بحث تهاجم فرهنگی است که به خاطر خالی کردن صحنه توسط رسانه های و فرهنگیان داخلی ایجاد شده است

 

حال بحثش اینجا نیست ولی قرار نیست همه چیز را با هم مخلوط کرد 

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با سلام 

 

برای درک بهتر عملیات بارباروسا و اهداف سر فرماندهی ورماخت در سرزمین پهناور روسیه/ شوروی ، بد نیست با دقت این پلان رزمی بازسازی شده ، مطالعه شود . 

 

6-6-2015_10-41-07_PM.jpg

 

همانطور که دوستان مشاهده می کنند ،  حد نهایی پیشروی در عمق خاک روسیه ،  در دو فاز اصلی و شش مرحله فرعی ، در یک نیمدایره از بندر آرچانگل در شمال تا روستوف در جنوب تعیین شده بود و براساس پیش بینی ها قرار بود تا توان رزمی ارتش سرخ در یک بازه زمانی 9 تا 17 هفته ای ، تقریباً درهم شکسته شود . ( نقشه مربوط به قبل از حمله به یوگسلاوی هست ) . 

 

دوستان می بیند که ورماخت چقدر خوش اشتها بود .چرا که  بخش اروپایی و صنعتی روسیه کاملاً اشغال می شد و توان آن به رگهای آلمان تزریق و شعار نازی ها (Deutschland uber alles)  به واقعیت نزدیکتر . با این حال ، عوامل مختلفی از جمله خوش شانسی عمو ژوزف در خشمگین شدن هیتلر از یوگسلاوی و کج کردن سر توپها ( بطور موقت ) از شوروی به یوگسلاوی ، موجب شد تا این طرح ، به شکست مطلق ختم شود . 

  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با سلام 

 

برای درک بهتر عملیات بارباروسا و اهداف سر فرماندهی ورماخت در سرزمین پهناور روسیه/ شوروی ، بد نیست با دقت این پلان رزمی بازسازی شده ، مطالعه شود . 

جناب mr9 این نقشه نشون میده که هیتلر سعی بر گرفتن قفقاز نداشته و یا اینکه بر خلاف چیزی که اکثرا میگن , هیتلر به دنبال نفت قفقاز نبوده. ایا این حرف درست هست؟

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم