bmosavi

Members
  • تعداد محتوا

    253
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    1

bmosavi آخرین امتیاز شما در روز 9 اسفند 1395

bmosavi شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

535 نشان افتخار

11 دنبال کنندگان

درباره bmosavi

  • رتبه حساب کاربری
    گروهبان یکم

Profile Information

  • Gender
    Not Telling

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

1,790 نمایش های پروفایل
  1. اسرائیل در حمله ایی ناگهانی به ۲۴ نقطه ی مهم در داخل مرزهای سیاسی جمهوری اسلامی ایران حمله میکند. پنج نقاط مهم از ۱ تا ۵ را با توجه به معلومات شخصی اعلام نمایید: 1- سد ماملو ۲-سایت شاهرود ۳- نیروگاه اب سنگین اراک ۴-تاسیسات کشتی سازی بندر عباس٬ غرب. ۵- تاسیسات عسلویه
  2. و زیردریایی های کیلو با توجه به صدای کمی که دارن اگه در عمق زیر 100 متر(یه محدوده داره ) حرکت کنن با سرعت کم خیلی به ندرت قابل رهگیری هستند و جالب بود که میگفت همین پدیده در سطح آب هم در نقاطی نزدیک ساحل دیده میشه که خوراک غدیرها هست و .... سلام دوست گرامی. بنده تخصص در این باره ندارم. این مطلب نیز به صورت کاملا عامیانه نوشته است. فکر میکنم قبلا به صورت کامل بحث شده است به وسیله ی دوستان متخصص این زمینه.
  3. اثر انگشت یا ردپای اکوستیکی که بر اثر چرخش پروانه ها ایجاد میشود مهمترین دلیل برای فوق محرمانه دسته بندی نمودن پروپلر یا پروانه ی زیردریایی ها میباشد. هنگام چرخش پروپلر یک حفره ایی خلاء بر راستای محور چرخش ایجاد میشود. این محور خلاء اگر به درستی یادم باشد باعث (ترکیدن) حبابهای اکسیژن میشود. این ترکیدن حبابها بنا به طراحی هر پروپلر یا پروانه دارای یک فرکانس میباشد. با در دست داشتن طرح پروپلر و سپس شبیه سازی ان میتوان به این فرکانس دست یافت. هیدروفون ها و ASWبا در اختیار داشتن این فرکانس به راحتی میتواند وجود زیردریایی و نوع ان را مشخص نماید. البته موشکهای سونار نیز به راحتی میتوانند این فرکانس را track نمایند. همچون موشکهای IR
  4. به نظر شما به مدرسه پرتاپ نکرده اند؟ و اگر کرده اند دیگر مظلوم نمایی نیست.
  5. دوست گرامی, منظور بنده همین بود که سپاه ارتش و نیروی انتظامی (نمیدانستم مرزبانی زیرمجموعه ی نیروی انتظامی میباشد) میتوانند. استفاده از چنین کلماتی به صورت مستقیم (و غیر مستقیم) به نظر بنده صحیح نیست. همانطور که در سطر دوم این افراد را به بیگانه ربط دادید. یادمان باشد, زمان همیشه قضاوت صحیح میکند.
  6. " در حقیقت همین که نیروهای سپاه و مرزبانی دل و دماغ مقابله با این وحوش را دارن " البته این تفکرات هزینه ی مستقیم فردی ندارد. یک کشور قربانی چنین تفکراتی میشود. این تفکرات کشور را در خطر جنگ قرار میدهد. ایا امروز کسانی که در بهبوحه ی انقلاب باعث در خطر افتادن تمامیت ارضی و سپس جنگ هشت ساله شدند, محاکمه شدند؟ ایا رفع خطر جنگ به همان سادگی" ما با دنیا جنگ نداریم پس نیاز به اسلحه نداریم" بود و میباشد؟ هزینه ی چنین تفکراتی در هشت سال جنگ داده شد. بیش از این بحث نمیکنم. بحثهایی همچون سپاه میتواند ارتش نمیتواند, فقط و فقط باعث ایجاد نفرت بر دو دستگی میشود. همانطور که در سوریه دیدیم و میبینیم که هردو حضور دارند و همانطور که میدانیم هردو در دریا حضور دارند و هر دو نیرو توانستند و میتوانند.
  7. این نووع نظریه های برگرفته از تمایلات شخصی و علایق شخصی تنها باعث دسته بندی و ایجاد نفرت میگردد. همانطور که از ابتدای 57 شاهد بودیم. به طور نمونه بنابر تفکرات شخصی قشر عظیمی از افراد جامعه به کنار رانده شدند و خانه نشین شدند. جناح بندی های شخصی حتی درگیر نیروهای دفاع دفاع کشور هم شده است که در نظر شما مشهود است. همچون اینکه تنها سپاه است که میتواند و بقیه نمیتوانند. باید به باور توانایی همگانی رسید. چه بسا اثربخشی بسیاری از تحریمها به علت همین تمایلات شخصی بوده و میباشد.
  8. bmosavi

    جنگنده استيلت ژاپني: Mitsubishi ATD-X

    به نظر بنده تنها تقلید کور از نوع سازمانهای دفاع غربی و شرقی باعث چنین مشکلی است. در سازمانهای غربی، وزارت دفاع برای پر کردن شکاف بین انتخابهای موجود در بازار و نیازهای خود دست به ایجاد انستیتیوهای پژوهشی محدود اما با زمینه فعالیت بالاتر از شرکتهای خصوصی زدند. در سازمانهای شرقی اصولا چنین گپی وجود ندارد, در واقع سطح انتظارات وزارت دفاع این کشورها اصولا با انتخابهای بازار تامین نمیشوند, چون وجود ندارند. در سوئد وزرات دفاع نیازهای خود را به وسیله ی FMV یا همان "سازمان تامین وزارت دفاع" تامین میکند. در صورتی که نیازهای وزارت دفاع به وسیله ی FMV تامین نشود به طور نمونه تانکهای لئوپارد با شرائط درخواست شده از طرف وزارت دفاع تامین نشود, FOI یا سازمان تحقیقات وزارت دفاع که زیرمجموعه ی FMV میباشد, این نیازها را با بهینه کردن به صورت مناقصه کاری با شرکتهای فعال در حوضه ی دفاع تامین مینمایند. در اینجا FOI تنها نقش پژوهش و بررسی را دارد و بر روی اینکه در چه صورت لئوپارد نیازهای وزارت دفاع را تامین مینماید, تحقیق میکند, بعد از ان نتایج به دست امده را به شرکتهای فعال ارائه میکنند. البته نکته ضروری میباشد که طبق قانون هیچ نیروی بیگانه نباید مستقل بودن عملکرد سلاح های وزارت دفاع را به چالش بکشد. به طور نمونه اگر تانک المانی خریداری میشود, تمام عملکرد تانک بومی سازی میشود. اگر هلیکوپتر خریداری میشود, باید برنامه نویسی ان بومی سازی شود که عملکرد تمام قطعات سخت افزاری هلیکوپتر را کنترل میکند. گرچه هزینه بر میباشد, اما باید عملکرد مستقلانه ی ان در هر شرائطی تضمین شود.
  9. bmosavi

    جنگنده استيلت ژاپني: Mitsubishi ATD-X

    البته بنده با نیازهایی که یک جنگنده ی نسل پنج براورده میکند, اشنایی ندارم ولی قرار هست که جنگنده ی نسل پنج تولید کنیم و این هزینه بر میباشد. پنجاه میلیارد دلار حداقل تخمن بنده میباشد و با توجه به تجربیات چین روسیه اروپا امریکا 80 میلیارد دلار و 15± هم قابل ذکر میباشد. به همین علت در ادامه نوشته بودم که تنها و تنها محل منطقی تامین این بودجه همان صندوق ارزی میباشد. پس بنابراین, ایا صرف چنین بودجه ایی از صندوق ارزی توجیه دارد یا خیر؟ البته حتی فکر این موضوع نیز خارج از تصورات میباشد. البته بنده فکر میکنم در صورت تغییرات سازمانی میتوان بودجه ایی بر روی ساخت جنگنده ی بومی نسل چهار و نیم تامین نمود. اشنایی با نووع ساختار کنونی وزارت دفاع ندارم. با یکی از دوستانی که سالهای 80-90 میلادی خدمت میکرد حرف میزدیم. ان موقع رادارهای سوئد میتوانستند تمام پروازها را فراتر از منطقه ی مسکو هم رصد کنند. هرگاه هواپیمایی بر روی باند قرار میگرفت, به وسیله ی رادارها شناسایی میشد. فکر میکنم تا منطقه ی کوه های اورال کاملا قابلیت شناسایی راداری را داشتند و دارند البته مهترین تصمیم گیرنده ها در این بازه استراتژیستهای تاپ کشوری میباشند. بالاتر از ستاد مشترک هر کشور. به نظر بنده اصلا و ابدا احتیاجی به ساخت جنگنده ی نسل 5 نمیباشد حتی در صورت حضور دایمی نیروی هوایی کشور در سوریه. نیازهای اساسی تری همچون ماهواره های ارتباطی و حضور فعالانه تر در دریا و ساخت سیستم موشکی همرده با اس-500 که پانزده سال بعد عملیاتی شوند.
  10. bmosavi

    جنگنده استيلت ژاپني: Mitsubishi ATD-X

    سلام دوست گرامی. به نظر بنده نیز تنها یک شوی تبلیغاتی میباشد. مهمترین نکته هزینه میباشد. تمام نبرهای تاریخ به علت فلج کردن اقتصاد طرف مقابل به وقوع پیوسته است. فکر میکنم یک پروژه همچون "قاهر" (اگر واقعی باشد) بیش از پنجاه میلیارد دلار نیاز به بودجه دارد. این تخمین بودجه ایی که بنده ذکر کردم با توجه به دستمزدهای بسیار ناچیز بخش نیروی انسانی درگیر میباشد. فکر میکنم از قدیم نیاز مبرمی به جنگنده ی سبکی همچون سوپر توکانو داشتیم, اگر سوپر توکانو ساخته شد, قطعا قاهر نیز ده سال بعد ان ساخته خواهد شد. سوال مهمی که باید پاسخ داده شود, این میباشد که ایا فلج شدن اقتصاد کشور ارزش ان را دارد؟ ایا مردم توان تحمل تاثیرات ان را دارند؟ البته مهمترین سوال این میباشد که ایا توان مدیریتی در چنین مقیاسی در کشور موجود میباشد؟ بدونه مدیریت کارامد در سال اول با توجه به تجربیات دیگر کشورها در پروژه های مشابه, حداقل پنجاه درصد بودجه بلعیده خواهد شد. با توجه به اینکه قرار است چنین پروژه ایی در یک بازه ی ده ساله به نتیجه برسد, اگر و اگر بعد از نوروز 98به صورت واقعی و نه یک نمایش بچهگانه بخواهیم یک جنگنده ی نسل 5 بسازیم. توجه داشته باشیم درامد کشور بر اساس مالیات عمومی نمیباشد که اگر در یک سال 30 میلیارد دلار (تخمین اینجانب) صرف شود، در طی سالهای بعد نیز میتوان جبران کرد. محتمل ترین محل تامین بودجه همان صندوق ارزی میباشد که به نوبه ی خود پشتیبان اقتصاد کشور در صورت یک حادثه ی هزینه بر میباشد. یادمان باشد اقتصاد مهمترین پایه ی یک کشور میباشد. سایت میلیتاری بدونه بودجه انلاین نخواهد بود.
  11. با وجود بودن یکی از قویترین نیروی هوایی جهان، بعد از چند روز و یا حداکثر یک هفته تمام نیروی هوایی سوئد متلاشی شده است و اکنون تمام کشتی ها در طرف دیگر دریای بالتیک با سرباز و تسلیحات و وسایل نقلیه و دیگر چیزها پر شده است و در راه امدن به اینجا هستن. امدن به اینجا برای یک حمله ی گسترده و بزرگ. حمله ایی که ما خودمان را برای ان حتی در کوچیکترین جزییات اماده کرده ایم.       سواحل ما دارای مجمع الجزائر طولانی در میانه ی راه رسیدن به ابهای ازاد میباشد. و این دریا میباشد که ما بهترینهایمان را در ان قرار دادیم. اینطور بگویم که مجمع الجزائر ما متشکل از یک قسمت غیرنظامی و   عمده قسمتهای مخفی نظامی بود. نیروی دریایی به تنهایی دارای یک سیستم راهیابی رمزگذاری شده بین جزائر و  تعداد معدود از تاسیسات گسترده ایی از انبار و محل های بارگیری بود. نیروی دریایی سوئد با این مجمع الجزایر اغلب کم عمق، باریک و ناوبری دشوار، سازگار شده است. و از همین جا هست که نیروی دریایی باید به مقابله با یک حمله ی گسترده ی دشمن برود مستقیم به دریای بالتیک برود. اگر دشمن در هوا متوقف نمیشدند، انها باید در دریای ازاد متوقف میشدند. مهمترین و زبانزد ترین پایگاه دریایی نیروی دریایی این پایگاه معروف به Muskö میباشد. محلی امن و پناهگاهی برای نیروی دریایی در یک نبرد. تاسیساتی ساخته شده در عمق کوه و دارای مساحتی به بزرگی شهر قدیمی. (شهر قدیمی جزیره ایی در قلب استکهلم میباشد و دارای مساحت حدودا سیصد و شصت هزار متر مربع میباشد. ) و چهاربرابر بزرگتر از تاسیسات ساخته شده زیر کوه معروف به NORAD.     در صورت نبرد اینجا پایگاهی برای سرویس به شناورها و زیردریایی و پرسنل نیروی دریایی بود. در داخل ان هرچیزی که مورد نیاز بود، وجود داشت. اسلکه های خشک، تعمیرگاه ها، انبارها، سالنهای غذاخوری، بیمارستان و دیگر چیزهایی.           کلیدی ترین وظایف یک زیردیایی گشت زنی و جاسوسی میباشد اما الان داشتن ارتباطی نزدیک در صورت یک نبرد قریب الوقوع با دشمن میباشد.     این اقای لارش لیندبری میباشد و بیشتر عمر خود را زیر دریا گذرانده است به عنوان فرمانده ی شناور در زیردریایی های مختلف. او میگوید: " فرمانده ی شناور بودن به معنی بودن به عنوان فرمانده ی تاکتیکی میباشد. فرد یک ماموریت میگیرد و بعد این ماموریت را با بهترین نحو حل کند. فرد هیچکسی را برای سوال کردن ندارد.همه ی تصمیمات را خود فرد میگیرد. و به خوبی که میتواند انجام میدهد. اگر بخواهیم یک جنگنده را با یک زیردریایی مقایسه کنیم، در اصل یک وظیفه برای انجام دادن دارند. انها بیرون میروند و گشت میزنند. یک هواپیما بعد از حدودا چهل و پنج دقیقه برمیگردد و بعد گزارشی از عکسهایی که گرفته و یا ثبت کرده است میدهد. اما یک زیردریایی حدودا یک هفته بیرون میرود و گشت زنی میکند و عکس میگیرد و اطلاعات را ثبت میکند و هرچیزی که به نفع باشد را انجام میدهد همچنین دارای همه ی امکانات تسلیحاتی مورد نیاز میباشد و زیردریایی به صورت مخفی میباشد و هیچکس نمیداد که زیردریایی کجا میباشد به جز افراد خود زیردریایی."     اینکه همه میخواهند یک حمله را دورتر از قلمروی حکومت متوقف کنند یک چیز بدیهی میباشد و این برای در امان بودن تمام غیر نظامیان از یک درگیری نظامی میباشد. بعد از اینکه یک زیردریایی تمام اژدرهای کشنده ی خود را شلیک کرد انها باید به جایی به طور مثال Muskö برگردند. در واقع در این پایگاه ها هست که انها سرویس میشوند، لود میشوند، و پرسنل را سوار میکنند برای برگشتی دوباره به اعماق برای نبرد. اقای لیندبری میگوید: " من رزمایش یا مانور نظامی Zapad-81 را به یاد می اورم که کشورهای پیمان ورشو انجام دادند که در ان روز بخش اعظم نیروی دفاعی روسیه همچون همه ی شناورها، جنگنده ها، که در محدوده ی دریای بالتیک بود، همچون یک نبرد واقعی همه ی انها به طرف سوئد در هجوم بودند همچون یک تهاجم واقعی به سوئد. اما در اخیرن لحظه انها به طرف سواحل لهستان تغییر جهت دادند و در انجها تخلیه شدند و این به طور قطع بزرگترین مانور نظامی دریایی در دریای بالتیک میباشد. اینطور احساس میشد که یک تهاجم بر علیه سوئد نزدیکتر از این نمیباشد. اگر این یک حمله ی واقعی بود، در مرحله ی اولیه انتظار داشتیم که گروه های خرابکار تمام تاسیسات ارتباطی را از بین برده بوده باشند، باعث انهدام تاسیسات نظامی شده بوده باشند،  که به طور معمول قبل از یک حمله ایی اینچنینی به وقوع میپیوندد."   http://uupload.ir/files/re58_12.jpg           برمیگردیم به پایگاه معروف Muskö ، یکی از چیزهایی که بسیار ترسناک میباشد، وجود داشتن یک کوره برای اتش زدن جنازه میباشد که اگر سربازی که به اینجا اورده شده است که به وسیله ی عاملهایی مسری مسموم شده باشد و یا به دلایلی دیگر، در این کوره سوزانده شود. تاریخ نشان میدهد که نیروی دریایی سوئد قادر به متوقف کردن حمله ی شناورهای نظامی پیمان ورشو در دریای بالتیک نمیباشد و انها قادر به وارد شدن به جزیره ها و مجمع الجزائر سوئد میباشد. یک حمله ی زمینی نزدیک میباشد. همانطور که نیروی هوایی قادر به توقف نبود دیده میشود که نیروی دریایی نیز قادر به توقف کردن این نبرد نمیباشد. اگر موفق به متوقف کردن دشمن در دریا نمیشدند، بنابراین صحنه ی نبرد به مجمع الجزائر، سواحل  و بنادر میباشد. نیروی دریایی اما میبایست بیشتر از نیروی هوایی مقاومت کند اما طبق محاسبات نیروی دریایی نیز به تدریج شکست میخورد و پایگاه دریایی Muskö نیز طی بمباران تخریب میشود و فرو میریزد.   وقتی که شناورهای سنگین و زیردیایی ها در دریا از دست رفتند، به طور قطع نیروها برای مقاومت در جزیره ها بین مجمع الجزائر پخش میشوند. اکنون این وظیفه ی شکارچی های ساحل (یک نوع نیروی ویژه در نیروی دریایی)  بود که تلاش برای مزاحمت برای این حمله کنند تا جایی که میتوانند. انها گروه های کوچک با اموزشهای مخصوص و مسلح به تسلیحات سنگین و شناورهای سریع مخصوص ابهای کم عمق بودند. انها همچون زنبور باید جاهایی را نیش میزدند که بیشترین درد را داشته باشد و این باعث سخت شدن نفوذ دشمن در سرزمین اصلی میشود.     با وجودی که دشمن اکنون از از دست دادنهای بزرگ در هوا و بر روی دریا رنج میبرد، اما انها موفق میشوند مقاومین را در مجمع الجزائر شکست بدهند و به سرزمین اصلی نزدیکتر شوند. ساکنین سرزمین اصلی نیز اکنون میتوانند دود و اتش را ببینند و هشدارهای پخش شده از صحنه ی نبرد بشنوند. ملوانان سوئدی با امواج اب بر روی سنگها اورده میشوند. حمله ی تدافعی در طی جنگ سرد اینطور ساخته شده بود که برای دشمن سخت باشد که از ان عبور کند. اکنون یک چیزی کاملا دیگری روبروی دشمن قرار دارد تا جلوی امدن انان به سرزمین اصلی را بگیرد.  اکنون باید این حمله متوقف شود. اکنون پیاده شدن دشمن بر روی سرزمین اصلی نزدیک است و میتوان صدای چکمه ی های انها بر روی سرزمین سوئد را شنید. اما قبل از اینکه گروه های دشمن پیاده شوند، انها باید از  چیزهایی عبور کنند که شاید از قبلی ها سختر باشد، توپخانه ی ساحلی.  
  12. علت تشکیل پیمانهایی همچون ناتو و ورشو نیز همین بود که یک کشور به تنهایی قادر به دفاع در مقابل یک ابر قدرت نیست و در واقع کشورهای کوچک نیاز به داشتن حمایت ابرقدرتها در قالب یک پیمان دارند. اگر در ان شب پاییزی اکتبر یک نبرد بین سوئد و شوروی تشکیل میشد، تمام کشورهای پیمان ورشو به دفاع از شوروی برمیخیزیدند. ولی سوئد به علت خنثی بودن در درگیری های جبهه ی غرب و شرق، و تاکید براصل خنثی بودن همیشه سعی داشته است که از عضویت به ناتو جلوگیری به عمل اورد. البته عضویت سوئد درناتو در طی همه پرسی رد شده است و البته این نکته قابل ذکر است که دولت نیز میتواند بدونه همه پرسی به عضویت ناتو دراید اما بدونه داشتن پشتیبانی سیاسی کافی از طرف عموم مردم این به معنی خودکشی سیاسی نیز خواهد بود، همانگونه که طبق امارها تا کنون نیز عموم مردم مخالف عضویت سوئد در ناتو میباشد. اما سوئد همیشه با کشورهای عضو ناتو رزمایش و تمرینات مشترک نظامی داشته و خواهد داشت. همچنین همکاری های امنیتی نیز بین سازمان ناتو و سوئد وجود دارد. یک پیمان سطح بالا بین سوئد و ناتو به امضا رسیده است که به اسم  Samförståndsavtal med Nato om värdlandsstöd که این را میتوان به پیمان با ناتو در پشتیبانی از ناتو در کشور میزبان یعنی سوئد معنی کرد که باعث شده است از نظر قانونی کشورهای عضو ناتو و همچنین سوئد در تمرینات و رزمایشات شرکت کنند. همانگونه که امسال نیز یک رزمایش با شرکت بعضی کشورهای عضو ناتو در سوئد اجرا میشود. همچنین در رزمایش سالانه ی امنیت دریای بالتیک و خلیج بوتنی نیز سوئد همیشه شرکت دارد که رزمایشی مشترک بین کشورهای ناتو و فنلاند و سوئد و کشورهای بالتیک میباشد. در سال 1994 وقتی که سوئد به عضویت باشگاه PFF یا همکاری برای صلح که یک پروژه ی ناتو بود درامد، اکنون میتوانست فشار سیاسی را در مورد تمرینات و همکاری با ناتو خنثی نماید. و در سال 1997 نیز همچنین سوئد به عضویت EAPR یا شورای همکاری اروپا و اقیانوس شمالی درامد که یک شورا برای کشورهای عضو ناتو میباشد. همچنین بدین طریق سوئد در چندین عملیات بین المللی که به وسیله ی ناتو هدایت و رهبری میشود نیز شرکت کرده است همچون عملیاتهایی در کوزو، افغانستان، لیبی، چاد و بوسنی و هرزوگوین. در سال 2014 نیز همکاری با ناتو وارد یک مرحله ی گسترده تر و عالی تری شد که طی پیمان Samförståndsavtal med Nato om värdlandsstöd میسر شده است. البته همانگونه گفته شد چنین قراردادهایی بدونه پشتیبانی سیاسی مردم که به وسیله ی پارلمان صورت میگیرد یک بحران سیاسی نیز ایجاد میکند. در سال 2014 دقیقا بعد از اینکه پارلمان به تعطیلات تابستانه رفت دولت بدونه هیچگونه بحث عمومی، این پیمان را به تصویب رساند و در حقیقت از خلاء نبود اعضای پارلمان سوء استفاده کرد که تا کنون نیز بحث درباره ی کمبود قوانین در این مورد  و ایا اینکه از نظر قوانین این پیمان معتبر هست، ادامه دارد.   البته این پیمان بیطرف بودن سوئد در پیمانهای نظامی را نیز زیر سوال میبرد و در حقیقت باعث نزدیکی سوئد به ناتو میشود. همچنین این پیمان باعث تحرکات بیشتری در منطقه ی بالتیک میشود به علت اینکه سواحل و مناطق بالتیک را که در قلمرو سوئد هست بر روی ناتو برای یک حمله ی نظامی باز میکند و این نیز سرانجام باعث افزایش تحرکات نظامی روسیه در منطقه خواهد شد. طبق یک انالیز نیز طبق این پیمان در صورت یک بحران نظامی، ناتو میتواند جنگنده های امریکایی و نروژی را در سوئد مستقر نماید و البته نیز وزیر دفاع نیز به استقرار چنین تسلیحاتی از طرف ناتو در سوئد اذعان دارد و بحث در این مورد را در اینده موکول کرده است. طبق این پیمان نوع پیروی از استراتژی و دکترین نظامی طبق دکترین پیمان ناتو میباشد که تسلیحات اتمی نیز نقشی بسیار پررنگ دارد و اینکه در صورت یک بحران ناتو میتواند طبق این پیمان سوئد را به یک منطقه ی الوده به تسلیحات اتمی بدل نماید نیز ناروشن میباشد و البته هیچ مخالفتی نیز برای سوئد در مقابل استقرار و یا حمل تسلیحات اتمی در محدوده ی قلمروی پادشاهی سوئد نیز وجود ندارد. به این علت احتمالا در انتخابات اتی این پیمان لغو شود. همانگونه که دیدیم بعد از سال 2014 فعالیتهای نظامی روسیه به صورت بسیار محسوسی افزایش داشته است. مورد اخر ان نیز گشت دو کشتی جنگی روسیه در محدوده ی گوتلند بود که واکنشهای بسیاری را چه در سوئد و چه در بین کشورهای منطقه ی عضو ناتو ایجاد کرد. به طوری که ناتو به روسیه اخطار داد تا وارد قلمروی دانمارک که عضوی از ناتو میباشد نشود به علت اینکه این کشتی ها قابلیت حمل سلاح هسته ایی دارد. گوتلند جزیره ایی در بین دریای بالتیک و دارای موقعیت استراتژیک میباشد. طبق موافقت با روسیه این جزیره غیر نظامی نگه داشته شده بود ولی تقریبا یک ماه قبل از گشت زنی این دو کشتی روسی، سوئد حدودا صد سرباز برای اماده باش به جزیره فرستاد و عملا غیر نظامی بودن جزیره به پایان رسید. مورد دیگر نیز گشت زدن یک زیردریایی روسی در اطراف این جزیره بود.   حدودا دو سال پیش در اطراف مجمع الجزایر استکهلم زیردریایی مشاهده شد و به مدت چند هفته جسجوها برای کشف این زیردریایی ادامه داشت البته موفق به تصویربردایی صوتی از این زیردیایی شدند ولی هیچ اثری از ان یافت نشد. چند ماه پیش وزارت دفاع اعلام کرد که احتمالا این یک زیردریایی المانی بوده است بر خلاف انچه که تا انوقت پنداشته میشد که روسی میباشد و این باعث خواستار جوابی شفاف از المان شده است که تاکنون نیز جوابی داده نشده است. البته سوئد را میتوان یک کشور غربی تلقی کرد که به صورت ذاتی تمایل به ناتو دارد اما برای جلوگیری از کشیده شدن به یک نبرد و یا قرار گرفتن در یک طرف درگیری، همیشه سعی بر بی طرفی دارد. با وجودی که سوئد کشوری ده میلیون نفری میباشد ولی به علت قرار نداشتن در هیچکدام از پیمان نظامی، نیاز به قدرتمند بودن به تنهایی برای مقابله با یک حمله ی خارجی را داشته است و دارد. تهدید سنتی این منطقه روسیه بوده و هست زمانی که جزیره ی گوتلند حدودا دویست سال پیش اشغال شد به وسیله ی روسیه و تا کنون که روسیه به علت ایدئولوژی خود دارای دکترینی تهاجمی میباشد.
  13. به نام خدا   اگر جنگ اتفاق افتاده بود, مرگ در هوا... بعد از مدتی با مشاهده ی سری مستنداتی که ماه پیش از طرف وزارت دفاع پخش شد, به غیر از قسمت اول, تصمیم گرفتم تا خلاصه یا شرح کاملی از این اتفاقات را در طی تاپیکهای مستقل بازگو نمایم.   دومین قسمت از این مستند که با عنوان اگر جنگ اتفاق افتاده بود به طور کلی بر روی این شرح چیزی است که واقعا در طی جنگ سرد اتفاق افتاد و چه چیزی واقعا اتفاق می افتاد اگر جنگ اتفاق می افتاد.       در صورت وقوع یک جنگ, بسیار سریع مناطق عمده ایی از کشور شاهد قطعی برق میشد, گروه های خرابکار موفق به ترور افراد کلیدی وزارت دفاع و ارتش میشد و در همین حین بالتیک هواپیماهای جنگی خود را به طرف سوئد به اسمان بلند میکرد. در طی جنگ سرد همه میدانیم که ما یکی از بزرگترین و قدرتمند ترین نیروی هوایی جهان را در اختیار داشتیم, صنایع سوئدی فعالیتهای زیادی داشتند و خود وزارت دفاع نیز متعاقبا قسمت بزرگی از ان تشکیل شده از مردم بود. در ادامه از پایگاه های هوایی مخفی قرار گرفته در کشور گفته میشود که معروف به "باشگاه اسکادران تهاجمی فرمانده ی کل قوا" بود. اولین هواپیما باید میتوانست فقط بعد از چند دقیقه به هوا برخیزد و با دشمن بر روی دریای بالتیک مقابله کند, روز و شب, همه ی روزهای سال تمام هواپیماها اماده ی شروع حمله بود اگر اتفاقی به وقوع میپیوست. نیروی هوایی یک سازمان بسیار گسترده بود. برای داشتن یک جنگنده در هوا نیاز به مجموعه ی عظیمی از پرسنل و تاسیسات ثابت و متحرک میباشد همچون تاسیسات رادار, پرسنل سرویس و خدمات, مهمات, سوخت و غیره....  و نبرد به طور معمولا از تاسیسات ساخته شده در زیر کوه ها در نقاط مختلف کشور هدایت میشد.   این نوع سیستم با نام "استریل" نامیده میشد و دارای انواع مختلفی وجود داشت. سیستم به این گونه بود که نبرد را از روی زمین هدایت کند, از طریق  تاسیسات پیشرفته و به خوبی استتار شده همچون ساختمانهای ساخته شده زیر کوه, رادارها و رادارهای مستر ارتباطی و تعداد متعددی از باندهای فرود و تیک اف ساخته شده همچون جاده های ارتباطی معمولی که به نوبه ی خود زیرمجموعه ایی از سیستم استریل بود.     در عکسهای زیر به خوبی نوع استتار یک نوع رادار معلوم هست که به صورت اسانسوری از زیر زمین به بیرون می اید.       به غیر از نبرد خود نبرد, نیروی هوایی باید قابلیت رهگیری موقعیت دقیق قرارگیری لشگر دشمن را میداشت تا بدینگونه وقت تخلیه ی مردم غیرنظامی را از طریق هشدار  میداشت. تاسیساتی که گردانهای جنگی از طریق ان هدایت و رهبری میشدند در همه ی نقاط کشور وجود داشت که معمولا در تاسیسات عظیم ساخته شده در زیر کوه ها قرار داشتند و وظیفه های عملیاتی مختلفی داشتند, به این علت که انها بسیار محرمانه بودند با اسامی کد نامگذاری میشدند همچون اسامی حیوانات. تاسیسات به وسیله ی حصارهای طبیعتی محصور بودند خیلی اوقات رفتن وسایل نقلیه با علایم نظامی تا تاسیسات زیرزمینی ممنوع بود, همه ی اینها برای جلوگیری از لو رفتن این مکانها بود. اکثر این تاسیسات شبانه روز دارای پرسنل بودند و اکثر اوقات با همکاری نیروی هوایی تمرینات مشترک برای رویارویی با نبرد برگزار میکردند, تمریناتی که نیروی هوایی اکثر اوقات و با شرائط سخت انجام میداد.   این اقا اندرش یوانسون (Anders Johansson) میباشد.     او یک زندگی شغلی کاملی در نیروی هوایی داشت و دارای بیشترین ساعات پروازی با هواپیمای ساب ویگن میباشد. در طی جنگ سرد, نیروی هوایی طوری تمرین میکرد که در طی یک جنگ نیز انجام میدادند. این به این معنی بود که ما در شرائط تمرین و جنگ مقررات یکسان, ارتفاع پروازی یکسان هنچون پرواز در ارتفاع ده متری سطوح همچون دریا داشتیم و من ( اندش یوانسون) در ارتفاع ده متری دریا و بیست متری زمین پرواز کردم.  این تمرینات سخت با بالاترین و گسترده ترین شرائط درخواستی از خلبانان منجر اغلب منجر به شکست در تمرین میشد. اما بر روی این شکستها با دقت تحقیق میشد و همه چیز نوشته میشد و سپس به صورت کتابچه ی راهنما برای خلبانان در می امد. ما دیدیم که همه ی ان خط ها و دفترچه های راهنما با خون نوشته شده است, به این علت که تمام ان محدودیتها در واقع باعث دوست داشتنی شدن ان چیزهایی شد که اتفاق افتاد. تقریبا هر سال کسی یا کسانی که میشناختم کشته میشد, من دوستان جدیدی  را طی زمان فعالیتم از دست دادم. تصور کنید یک گردان از پانزده شانزده خلبان تشکیل شده است و من تقریبا نصف انها را در نیروی هوایی از دست دادم. پرواز در تاریکی را یک بار در هفته انجام میدادیم. و اخرین پاس پرواز شب قبل از کریسمس خلبان جوانی بود که به تنهایی بر روی دریا در سواحل شمالی در اطراف سودرهامن (Söderhamn) پرواز میکرد, او پدر فرزندی کوچک بود. بعد از کریسمس نیز اولین پرواز شبانه ما دو دوست دیگر را نیز از دست دادیم و انها در گردان خودم بودند. در اتاق بودیم و در حال استراحت و در مورد اینکه در تعطیلات اخر هفته چیکار کنیم صحبت میکنیم که ساعاتی بعد باید برای جمع کردن قطعات کوچک بدن دوستانمان باید میرفتیم. اینها برای ما خیلی اتفاقات حساسی بود و ما نمیخواستیم فقط مطیع یک لیست باشیم و با کارها را به صورت حرفه ایی و با افتخار انجام میدادیم و با اشتباهاتی که انجام دادیم میتوانستیم بخش نیروی هوایی را امن تر کنیم.   سالن یادبود نیروی هوایی, دیواری که اسم کسانی که در طی خدمت درگذشتند را بر روی خود دارد.     به جز ان تمرینات با شرائط یک نبرد واقعی, یک موقعیت داشتیم که در ان نزدیک بود که نبرد واقعی به وقوع بپیوندد. شاید نزدیکترین ان در طی جنگ سرد برای طرف سوئدی.   28 اکتبر 1981  ساعت هشت شب اندرش در خانه نشسته است و شام میخورد. ساعت یازده شب او در تاریکی به هوا برمیخیزد به طرف یک زیردریایی شوروی سابق که در شهر کارلسکرونا به زمین نشسته است.           سپس در تاریکی گروه نجات به طرف محل به زمین نشستن زیردریایی در حال حرکت است. از یکی از پایگاه های مخفی نیروی هوایی, چهار عدد ساب ویگن نیز اماده ی حفاظت از مرز میباشد, به هوا برمیخیزند. هواپیما به طور کامل لود شده با مهمات بود و به معنی یک هواپیمای سنگین بود و هوا نیز تاریک بود و تنها نور سامانه ی رهیاب جنگنده ی کناری را میبیند و این نیازمند تمرکز کامل و دقیق خلبان هست.  با سرعت هفتصد کلومتر در ساعت به طرف شناور شوروی به پیش میروند اما دستور جدیدی میرسد.  دقیقا بعد از جنوب شهر یونشوپینگ (Jönköping) (تاسیسات ساب نیز در همین شهر قرار دارد) دستور میرسد که دور بزنند.   دور زدن هرگز یک گزینه در طی یک نبرد نبود. حساب کرده بودند که نبرد هوایی تبدیل به یک جنگ جدی و همه جانبه شده و با هجوم هوایی کامل طرفین پیمان ورشو چند روز و حداکثر یک هفته طول خواهد کشید تا تمام نیروی هوایی نابود شود.    با وجودی که نیروی هوایی سوئد در میان بزرگترین نیروهای هوایی جهان بود, اما دشمن نیز در این زمان  بیش از اندازه قدرتمند بشمار میرفت  .
  14. جنگنده های ساب 21 بسیار شبیه به این مدل هست.