امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

به نام یکتا پروردگار عالمیان


RUR-5 ASROC
RUM-139 Vertical Launch ASROC VLA

97vla.jpg

با سلام خدمت دوستان.
سیستم موشکی RUR-5 یک موشک ضد زیردریایی بالیستیک قابل شلیک از کشتی های و سطح آب برای پرتاب اژدر های Mk 46 Mod 5 به محدوده هدف که زیردریایی مورد نظر در آن منطقه میباشد است و برای این کار از دو مرحله یعنی یک بوستر پرتابگر عمودی و رساننده بصورت هدایت شوند تا منطقه خطر و بعد جداشدن ازدر از آن به سمت زیردریایی متخاصم است .

normal_780815-N-2343F-001.jpg

راکت ASROC با دو روش لود میشود که یا از کلاهک W-44 هسته ای استفاده میکند یا از آزدر های سبک MK-44 و MK46 که سیستم هدفیابی آکوستیک دارند .

موشک ASROC کوچک و ساده طراحی شده تا بتوان 8 عدد جعبه لانچر آن را در اکثر کشتی های مهاجم destroyers یا cruisers محافظ قرار داد این راکت 50 فیت ارتفاع دارد 13 اینچ قطر و وزنی در حد تن ...
همچنین اژدر حمل شونده توسط آن نیز 8 فیت ارتفاع و چیزی در حدود 600 پاوند وزن دارد و زمانی که از موشک جدا شده وارد آب میشود با استفاده از سونار های فعال یا غیر فعال به هدفیابی می پردازد...

نوع لود شده با کلاهک هسته ای این موشک بسیار ساده است و بعد از شناسایی موقعیت زیردریایی مهاجم به سمت آن شلیک میشود تا با افتادن در محدوده آن و وارد شدن به عمق منفجر شود که شوک ناشی از انفجار باعث منهدم شد زیر دریایی مهاجم خواهد شد ...
البته با این کا حتی میتونه کشتی های مهاجم هم در هم بکوبه ... در حد ناو هواپیما بر به تصویر تست اون نگاه کنید...

نوع RUM-139 VLA یا Vertical Launch ASROC نیز گونه ای از همین موشک است با قابلیت پرتاب از سطح بدون استفاده از ریل در هر شرایط آب و هوایی با قابلیت آماده سازی برای پاسخ سریع به زیردریایی های مهاجم...و هم اکنون این سامانه برروی کشتی های دارای سیستم Aegis با اژدر حامل Mk41 Vertical Launching System VLS و برروی DD 963-class destroyers با همان نوع اژدر یعنی Mk 41 نصب شده است...



سیستم پیشران این سامانه بوستر سوخت جامد با قابلیت تغییر بردار رانش (زاویه خروجی موتور) برای هدف گیری و تغییر مسیر بعد از پرتاب عمودی برای مانور به سمت هدف و رها کردن اژدر در محدوده مشحص شده هدف در سطح دریا است...

normal_ASROC-Ikara-LAMPS-MPA%7E0.gif

در این سامانه فرمانهای پرتاب توسط ASW Combat System یا ASWCS صادر میشود که در خود نیز از سمانه کنترل آتش زیر آّبی Mk 116 Mod 6 یا 7 بهره میجوید . برای ارتباط این سامانه با هم نیز از NTDS یا Naval Tactical Data System بهره گیری میشود . که از جمله قابلیت های آن بهره گیری از سونار داخلی AN/SQS-53B و برجی از آرایه سونار های تاکتیکیAN/SQR-19 است ...

برنامه VLA در سال 1980 با عنوان موشک میانبرد قابل برخورد با کشتی های سطحی و قابلیت پرتاب عمودی طراحی شده بود که در آپریل سال 1988 این پروژه کنسل شد و جای خودش رو به نوع دیگری با همان شکل اما بلند برد ASW standoff weapon داد که طی همان سال 1988 کنگره پذیرای خرید 300 فروند از آن شد و 100 موشک رو برای ذخیره به همرا 200 موشک عملیاتی در نظر گرفتند و گسترش ایننوع موشک تا 1990 به بعد نیز ادامه یافت و آزمايشاتي هم در سال 1992 داشت .

normal_vla-sequence.jpg

نوع کشتی پرتاب ازراک که از اژدر مارک 45 با کلاهک هسته ای بهره میبردقبل از وارد شدن به آب زیردیایی هدف را ردیابی میکند و این ردیابی تا وارد شدن به عمق و حرکت در آن با سرعت 40 نات ادامه ميابد كه بعد از ان شروع به حرکت افقی به دنبال هدف مینماید . کلاهک اتمی آن که به شمشیر ماهی معروف است زیر 20 کیلوتن میباشد.

Dswordfish3c.jpg


مشخصات فنی :

طول : 192 اینچ
قطر : 14.1 اینچ
وزن :1408 پاوند
پیشران : راکت سوخت جامد
سر جنگی :MK 46 MOD 5 Torpedo
هدفیابی: Terminal Acoustic Homing توسط خود MK 46 Torpedo
تعداد برنامه ریزی شده :438 موشک
قیمت کل پروژه :630 میلیون دلار
قیمت واحد میانگین هر موشک : 0.84 میلیون دلار
پیمانکار سازنده : Loral Cleveland, OH


درج مطلب بدون ذکر منبع مجاز نیست
منبع : میلیتاری
مترجم : واریور
FAS WIKI GOOGLE AND MANY MORE

  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دستت درد نكنه واريور جان خيلي زحمت كشيدي

اين موشك معادل ايراني هم داره؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ميشه گفت يه جور اژدر تيز رويه كه بجاي حركت در اب بال داره پرواز ميكنه سريع خودشو به هدف ميرسونه . كسي ميدونه يه زير دريايي چطور از نزديك شدن اژدر ها با خبر مي شه ؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
در مورد معادل ايراني خبر ندارم اين موشك به نحوي اگر به تاريخ ساختش نگاه كنيد ميبينيد كه جديد هستند ...

اما يك مسئله ای که وجود داره اینه که اینموشک پس از پرتاب تا عمق آب پیشروی میکنه و بعد شروع به جستجو میکنه با توجه به سونار های که میتونه داشته باشه هم فعال و هم غیر فعال دو مشل بوجود میاد اول اینکه سونار فعال توی عمق کم خلیج فارس جواب نمیده ! دوم اینکه سونار غیر فعال هم توی اون عمق اگر دچار اختلالات زیاد نشه و بتونه هدف رو پیدا کنه نمیتونه این موشک دارای کلاهک هسته ای باشه ! چرا چون عمق کم اون آب ها و فاصله تقریبا 18 کیلومتری یا کمی بیشتر و کمتر تا کشتی پرتاب کننده میتونه خسارات شدیدی به خود کشتی هم بزنه !!!

اما برای سواح ما اگر قابلیت انفجار داشته باشه خیلی خطرناکه همچنین برای کشتی های که بصروت مجتمع و ردیفی حمله میکنند !


اگر ما این اژدر ها رو داشته باشیم میتونند بد بلایی سر ناوهای هواپیما بر دشمن بیارن ! منظورم شلیک خود اون اژدر حمل شونده توسط کیلو ها مون با همون کلاهک W44 .
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]دستت درد نكنه .
خوش به حالت که میتونی عکس بزاری icon_razz[/quote]
عزيز شما تاپيكت رو بزن ما در خدمتيم برات عكس ميزاريم اگر من نتونستم دوستاني كه اكانت گالري دارند هستند پي ام بده رديف ميكنند ...
البته يه چندتا پست ديگه بده بعد به آقا سعيد پي ام بده يا توي همون تاپيك اكانت گالري مطرح كن تا حل بشه !
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ای والله واریور جون !!

من این دو سه روزه عجیب دنبال یه همچین موشکی بودم!!
خدا حفظت کنه

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
واریور جان بسیار عالی و مفید بود. یک سوالی هست که هنوز جواب واضح و روشنی برایش پیدا نکردم. فرق بین رادار یا سونار فعال با غیر فعال و نیمه فعال چیه؟ چرا سونار فعال توی عمق کم خلیج فارس جواب نمیده؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هانس عزيز چشم اگر مطلب درست درموني پيدا كردم تاپيك ميزنم ولي الان ديگه هر سوالي براي دوستان پيش مياد بصورت تاپيك توي بخش پرسش و پاسخ مطرح كنند تا اگر مفيد واقع شد مجزا بصورت تاپيك به يكي از بخشها انتقال پيداكنه ...
همين سوال رو هم ميتونيد اونجا مطرح كني ...
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
جالب بود واریور جان و خسته نباشی.

برد و قدرت تخریب خوبی داره اما آیا سونار این سیستم میتونه به موقع زیردریائیهای اتمی را شناسایی کند؟! فاصله 18 کیلومتر برد مستقیم چندان زیاد نیست و اینکه یک زیردریایی در برابر کشتی دست برتر را دارد و با وجود برد تقریبا یکسان اژدرها و این موشک باز شانس زیردریایی بیشتر است.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اين اژدر ها با هليكوپترهاي گشت دريايي و اوريون ها هم اگر اشتباه نكنم قابل حمل هستند و همخونطور كه توي عكس پيداست در بردهاي بيشتر هم وارد عمل ميشن !اين 18 كيلومتر بيشتر براي سرعت در زدن مهاجم است و به نظر مياد كاربرد اون براي زدن زيردريايي هايي كه كف نشيني در اعماق آبهاي اوقيانوس كرده اند مناسب باشد چون براحتي نميشه اونها رو زد !
هم خاموش هستند و غير فعال ! بنابر اين وقتي با سونار فعال موقعيت اونها شناسايي شد بهشون حمله ميكنند! البته به نظر مياد قابليت اصلي اين آزدر براي زدن سواحل يا دسته هاي مهاجم باشه !

در مورد توان سونار ها هم من اطلاعات خاصي ندارم ! اين مورد به عوامل محيطي بستگي زيادي داره ! محيط اكوستيك آب به هوا شباهت چنداني نداره و وانجا نويزهاي زياد همچنين محيط بسيار شلوغي است كه ممكنه دچار اشتباه بشه !


هر چند كه به نظر مياد ترس از نزديك شده به اين كشتي ها هدف اصلي بوده باشه !
فاصله 9 كيلومتر متعلق به اين موشك بوده هم مثل اينكه افزايش يافته و در مدلهاي جديد اين نوع تسليحات همانند ايكارا برد به 18 كيلومتر افزايش يافته ...كه متعلق به استراليا هست و امريكايي نيست ...

هر چند كه با پرتاب موشك و رها شدن اژدر احتمالا شايد بتونه چندين كيلومتر رو بدنبال زيردريايي تعقيبش كنه اما برد مفيد همون 9 كيلومتره ! و كلاهك هسته اي در اين برد اونهم در آبهاي كم عمق بعيد به نظر ميرسه ......

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
البته یه مورد رو یادم رفت بگم که بدلیل سرجنگی اتمی 20 کیلوتنی قدرت تخریب زیادی داره و موج حاصل از انفجار میتونه ضربه ای به سازه زیردریایی وارد کنه که یا اتصالات از هم جدا بشن یا کل زیردریایی رو پرت کنه یا واژگون کنه!

شعاع گوی آتشین بمب 20 کیلوتنی روی زمین 200 متر هست و موج انفجار تا 700 الی 1000 متری (دقیق نمیدونم چون اعلام نشده ولی بمب هیروشیما تا 700 متر بود) ساختمانهای بتونی رو تخریب میکنه! اینکه زیر آب و در یک محیط متفاوت چقدر قدرت تخریب داره اطلاع ندارم و باید دوستان مطلع حساب کنند اما مسلمه که براحتی تا فاصله 200 300 متری میتونه زیردریایی رو نابود یا فلج کنه!
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
از جمله كارهايي كه اين بمب زير آب ميكنه : ايجاد فايربال يا توپ آتشين درآب براي توليد اثرات حرارتي مغناطيسي و الكتريكي همچنين صوتي و ... كه ميتونه به زير دريايي آسيب جدي وارد كنه ! حتي اگر زيردريايي بتونه در بره به احتمال زياد فرار خواهد كرد تا اينكه بخواد به مقابله بپردازه (البته قضيه زيردريايي هاي ايران كاملا متفاوته)

به نظر مياد يكي ديگه از قابليت هاي اين سيستم كشف اژدرهايي باشه كه به سمت اين كشتي ميان تا اينطوري با زدن يك بمب قوي راه اژدر بسته بشه يا بخاطر اغتشاشات صوتي شديد گم بشه !كه بيشتر يك تاكتيك به نظر مياد تا امكان برخورد واقعي...البته حساب كار دست زيردريايي هم خواهد آمد.

بمب هيروشيما به اين علت تخريب زيادي داشت چون خونه هاي اين سامورايي ها چوبي بود و اگر به تصاير باقي مانده نگاه كنيد بيشتر ساختمانهاي اجري سالم مانده اند !!!هر جند كه فقط يكي دوتا ديده ميشه ...
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
به نظر من از اين موشك جايي استفاده ميشه كه واقعا خطري جدي وجود داشته باشه مثلا در برابر زيردريايي هاي اتمي چين يا روسيه كه موشك‌هاي بالستيك اتمي حمل ميكنن. نه اينكه براي زدن نهنگ يا غدير ويا حتي كيلو ازش استفاده بشه. :mrgreen:

در مورد سونار هم به يك تاپيك مفصل نياز داريم ببينم چي ميشه! :x

[quote]كسي ميدونه يه زير دريايي چطور از نزديك شدن اژدر ها با خبر مي شه ؟[/quote]
فكر ميكنم زيردريايي قادر به شناسايي علايم سوناري توليدشه توسط موشك باشه.
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط jarmenkill
      دوستان چیزی راجع به این ناو میدونن؟
      عکس:
      http://www.farsnews.com/plarg.php?nn=M618363.jpg
    • توسط LostSky
      منفک شده از تاپیک جامع نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران 
      1399/10/23 خورشیدی
       
      =================
       
       
       
      پروژه ناو بندر کار بسیار داره و در آینده نزدیک نباید انتظار رونمایی داشته باشیم.
       
      این پروژه تغییر اساسی و تبدیل یک ابر تانکر نفتکش به یک ناوبندر نظامی با قابلیت ها و امکانات فراوان هست.
      یک نفتکش دارای مخازن بسیار بزرگ ذخیره نفت هست که باید به کلی تغییر کنه و دارای بخش های متعدد نگهداری و انبار داری و اسکان و غیره خواهد شد.
      از طرفی کار بخش اضافه کردن روسازه جدید جهت آشیانه های بالگرد و بخش های وابسته که همین الان هم بخشیش مشخصه اجرا شده.
      بخش تسلیحات و رادارها و دیگر سامانه های مخابراتی و غیره هم زمان بسیار بالایی خواهد گرفت.
      با وجود سرعت بسیار پایین ساخت فریگیت های کلاس موج و همچنین اعلام زمانهای به آب اندازی و عملیاتی کردن این شناورها که بارها به عقب افتاده بسیار بعید هست که این شناور عظیم به این زودی ها حتی جهت تست به آب انداخته بشه ، مگر اینکه نیرو به شدت روی این پروژه تمدکز هزینه و انرژی بزاره تا زودتر به نتیجه برسه.
      البته با روند مشاهده شده به نظر میاد که اینگونه باشه و فرماندهان نیرو خواهان الحاق سریع یک شناور بزرگ و دوربرد جهت پشتیبانی همه جانبه ناوگروه های اعزامی به مناطق دوردست هستند و روند فعلاً با سرعت خوبی دارد پیش میرود.
    • توسط MR9
      ارزیابی توانایی های ارتش ایالات متحده و ارتش جمهوری خلق چین در حوزه برتری هوایی
       

       
       
      مقدمه :
      در یک تعریف جامع ، ( براساس  جدیدترین تعریف  نیروی هوایی ایالات متحده و نمونه کوچک شده آن در آسیای جنوب غربی ، IAF) سطح کنترل آسمان که بیانگر توانایی های هرواحد سیاسی در بکارگیری قدرت هوایی برای مقابله با تهدیدات نظامی مورد تصور تعریف می شود ، شش سطح کاملاً تخصصی را در بر می گیرد .
       

       
       
      بطور مشخص ، حوزه برتری هوایی به معنای ایجاد و تامین میزانی از توانمندی قدرت هوایی است که اجازه نمی دهد توانمندی های دشمن ، دخالت موثری در دسترسی به اهداف نظامی خودی داشته باشد .
       
      با این تعریف بسیار موجز و خلاصه ، که بایست تببین می گردید ، مبحث اصلی را آغاز می کنیم :
       
       
       

       
       
      ارزیابی مزیت های نسبی 2017-1996
       
      اگر چه نیروی هوایی ارتش ایالات متحده همچنان در حال سرمایه گذاری برای حفظ برتری  بی سابقه خود در حوزه رزم هوایی است ، با این وصف ، روند رو به توسعه مدرنیزاسیون نیروی هوایی خلق چین و مشکلات ارتش آمریکا برای گسترش حوزه تسلط خود در حوزه ژئواستراتژیک شرق آسیا ، به شکل فزاینده ای برتری نیروی هوایی این کشور توسط چینی ها به  چالش کشیده  تا نتیجه یک  جنگ  احتمالی در روز یا هفته نخست مشخص گردد .
       
       
      در طول دو دهه گذشته ، ارتش آزادی بخش خلق چین ، ( PLA) بتدریج  سازمان رزم خود را از یک نیروی بزرگ اما منسوخ  به یک سازمان مسلح مدرن در چهار حوزه هوایی ، دریایی ، زمینی و سایبر تبدیل نموده است . به همین دلیل مجموعه  Project AIR FORCE از اندیشکده RAND  طی یک مقاله پژوهشی ، ارزیابی  جالبی در خصوص روند توسعه قابلیتهای نسبی ایالات متحده و چین در حوزه های عملیاتی متفاوت  و در فواصل مختلف از سرزمین اصلی چین میان سالهای 1996 تا 2017 به انجام رسانده است .
       
      برایند این گزارش نشان می دهد که اگر چه چین همچنان در حوزه های حیاتی رزم هوایی در دو بعد سخت افزار و نرم افزار و مهارتهای رزمی با ارتش آمریکا فاصله قابل توجهی دارد ، اما در همین حوزه ها در چند سال اخیر پیشرفتهای غیر قابل تصوری را به ثبت رسانده  است .
       
       

       
       
       
      علاوه براین ، گزارش فوق الذکر نشان می دهد که چینی ها نیازو قصدی  برای به  چالش کشیدن توانایی های ارتش آمریکا   در نزدیکی سواحل سرزمین اصلی چین ندارند و به شکل روشنی ، هدف نویسندگان این مقاله ، جستجوی جلوگیری از بروز یک فاجعه نظامی است ، چرا که در   صورت بروز هر حادثه ای هر دو کشور متضرر خواهند شد .
       
      در عوض ، این ارزیابی که با استفاده از منابع باز و غیر محرمانه صورت پذیرفته است ، روند توسعه توانایی های دفاعی و فرآیند  ایجاد بازدارندگی  ارتش آمریکا را بررسی نموده و یک پایه و بنیان اساسی برای تجزیه و تحلیل وقایع در آینده ایجاد می نماید .
       
       
      تمرکز بر روی مفهوم " برتری هوایی "
       
      به شکل خلاصه ارتش چین براساس تجزیه و تحلیل " توانایی های ارتش ایالات متحده در حوزه ایجاد و برقراری مفهوم برتری  هوایی " در شرق آسیا ، در حال برنامه ریزی جهت رسیدن به برابری نظامی با این کشور است .
       
      به شکل تاریخی ، نیروی هوایی ارتش خلق چین ، تهدید چندانی برای همسایگانش بشمار نمی رفت با این وصف در دو دهه گذشته ، این نیرو از یک یگان مسلح به فناوری های منسوخ دهه 50 و 60 ، بسرعت تبدیل به یک نیروی  هوایی مدرن شده است ، چنانکه  نیروی هوایی این کشور نخستین دسته 24 فروندی از جنگنده های نسل چهارم خود را به سال 1996 وارد سازمان رزم خود نمود ، در حالی که اکنون بیشتر از 700 فروند از این جنگنده ها را در اسکادران های رزمی خود مورد استفاده عملیاتی قرار می دهد . با این حال ، ایالات متحده ، بسرعت جنگنده نسل پنجم خود را به موجودی نیروی  هوایی اضافه نموده   و این بدان معنی است که ناوگان نیروی هوایی این کشور ، همچنان بزرگتر و پیشرفته از نیروی هوایی چین باقی خواهد ماند .
       
       
       

       
       
      با این وصف ، عوامل جغرافیایی ، بعنوان یک عامل متعادل کننده در برابر مزیت کمی و کیفی نیروی هوایی ایالات متحده همچون سد محکمی قرار دارد و به شکل طبیعی ، نیروی هوایی ارتش خلق چین از این مزیت قابل توجه در یک بحران احتمالی در جنوب شرقی وشرق آسیا بهره برداری خواهد نمود .
       
      بدین معنی که نیروی هوایی چین بدلیل وضعیت ژئو استراتژیک منطقه ، می تواند از پایگاه های هوایی بیشتری استفاده نموده و طبیعتاً از پرنده های رزمی بیشتری برای ایجاد برتری هوایی بهره ببرد . علاوه براین ، بدلیل پراکندگی این پایگاه ها ، حمله و انهدام زیرساختهای بشدت حفاظت شده نیروی هوایی چین برای پیکان تهاجمی ارتش آمریکا سخت تر بوده و در نهایت ، ریسک حمله پایگاه های هوایی چینی ها در داخل سرزمین اصلی چین ، موجب  عکس العمل غیر قابل انتظار مقامات ارشد پکن و استفاده از پتانسیل موشکی برای پشتیبانی از عملیات هوایی خواهد شد .
       
      حال سئوال این است که روند تکامل مفهوم برتری هوایی نیروی هوایی ارتش ایالات متحده و نیروی  هوایی خلق چین ، تحت تاثیر چه عواملی ( شرایط محیطی ) قرار گرفته است ؟؟
       
       
       

       
      برای پاسخ بدین سئوال ، پژوهشگران ، چهار پیش بینی را در قالب دو سناریو در یک بازه زمانی زمانی 22 ساله (2017-1996) در فواصل مختلفی از سرزمین اصلی چین مورد بررسی قرار دادند.
       
       
      1-   حمله ارتش چین به جزیره تایوان
       
      2-   جنگ بر سر تسلط بر مجمع الجزایر اسپراتلی
       
       
      برای نیل به هر کدام از این دو سناریو ، سازمان رزم نیروی هوایی ارتش ایالات متحده محاسبه گردید ( 72 وینگ هوایی )  . نخستین هدف بیشتر بر حفظ حضور مستمر نیروی  هوایی در آسمان منطقه واحدهای مدافع (تایوان) است که به نظر می رسد توان رزمی فوق الذکر برای به عقب راندن و از کار انداختن نوک پیکان تهاجمی نیروی  هوایی چین کافی باشد . دومین انتخاب ایالات متحده برای دستیابی به برتری هوایی ،انهدام تعداد مشخصی از جنگنده های رزمی نیروی هوایی چین به منظور متقاعد نمودن فرماندهان ارشد ارتش چین به ترک مخاصمه بوده  که طبق برآوردها ، این رقم به 50 درصد توان رزمی نیروی متخاصم می رسد که در شبیه سازی ها ، روی آن تمرکز شده است . در خصوص سناریوی دوم ، محققان معتقدند که ایالات متحده برای دسترسی به اهداف مورد نظر خود می بایست بدون تاخیر ، در یک بازه زمانی 7 روزه و 21 روزه ، برتری هوایی را برفراز میدان نبرد ایجاد نماید .
       

       
       
      داده های ورودی این شبیه سازی شامل پارامترهایی نظیر گونه های مختلف پرنده های رزمی در دسترس ، تعداد کل پرنده های رزمی در دسترس ، نوع و تعداد پرنده های رزمی درگیر ، ماهیت اثر بخشی موشکهای هوا به هوای مورد استفاده در  رزم هوایی ، تعداد و گونه های مورد استفاده ، موقعیت استقرار پایگاه های هوایی ، تعداد خدمه با مهارت بالای در دسترس  ، زمان پرواز از مبداء بسمت منطقه درگیری بود .
       
      البته این محققان تعدادی از داده های کمی مورد نیاز را پس از بررسی روند آموزش خدمه هوایی در نیروی  هوایی ارتش ایالات متحده در این معادله قرار دادند . نتایج بدست آمده  ، عمدتاً مزیت چندانی برای پیش بینی دقیق نتایج  یک درگیری تمام عیار هوایی در این منطقه در بر نداشت ، در عوض ، این داده ها یک  تصویر کامل را از وضعیت در حال تحول دو نیروی هوایی در اختیار پژوهشگران قرار داد و اثبات نمود که برای در اختیار داشتن یک برآورد  درست از توان رزمی دشمن ، بویژه جهت و سرعت تغییر توانایی ها ، شبیه سازی های خاصی می بایست هر ساله انجام پذیرد . 
       
      ادامه دارد ............... 
       
      پی نوشت :
       
      1- منابع درانتهای تاپیک معرفی خواهند شد .
       
      2- تاپیک مرتبط با این موضوع پایان خواب بلند اژدهای سرخ 
       
       
       
       
       
      این مجموعه با صرف زمان ترجمه  شده است ،
      بنابراین ، هر گونه برداشت با ذکر منبع (MILITARY.IR) خواهد بود . 
      در غیر اینصورت ، برداشت کننده  ، عرفاً و شرعاً ، مسئول خواهد بود .
       
      :rose: مترجم( با اندکی تلخیص)  : MR9      :rose:
    • توسط worior
      بسمه تعالی
       
       
      روشهای مختلفی برای تخمین هزینه وجود دارد.
       
      مهمترین روش تخمین بر اساس روز استفاده و ابتناء بر میزان عملیات جنگی است که باید انجام شود.
       
      نمونه دفتر ملی تحقیقات اقتصادی آمریکا برای اجرای جنگ عراق البته در 2006 که بصورت کلی و برای یک ارتش کامل در دو سناریوی شدید و ضعیف، در زمان جنگ پس از جنگ هست.
       
       

       
       
       
      اینم برای موشک البته از منبعی دیگر
       

       
       
       
      سعی کنیم در این تاپیک فقط اطلاعات مربوط به هزینه و تعداد و سناریوهای مقداری بررسی شوند. راهبردها و موضوعات مربوط به جنگ هوایی و عملیات فنی در جایی دیگر.
       
    • توسط worior
      یک مبتدی هسته ای، مسئله ای به بهانه 0.1 کیلوتن به منتهی 10 مگاتن
      مقدمه
      یک تیتر متناقض نما برای برانگیختن سوال در این مورد که یک تازه کار هسته ای چگونه باید شروع کند، در برنامه خود به چند کیلوتن قدرت نیاز دارد؟
      اینکه در یک برنامه هسته ای در مراحل ابتدایی از اینکه از چه بمبی و چه هدف گذاری در تهیه ذخایر هسته ای میبایست بهره مند بود، تعاریف مشخصی وجود ندارد، جز 3 تز معروف که برای تولید هر سلاحی بکار میروند؛ "تولید برای زمان استفاده" و تز دیگر "تولید بر اساس مقابله با دیگری" و "تولید برای مکان استفاده یا هدف"، راهکار نظام مند دیگری وجود ندارد.  مشخص نیست چه موقع این 3 روش حدود خود و حدود نیاز هر کشوری با برنامه هسته ای را مرتفع میکنند.
      تولید بر اساس مقابله با دیگری حتی در تعداد بسیار کم نیز توجیه کافی دارد. و کافی است که رقیب بداند در تهاجم هسته ای خویش با پاسخ هسته ای مبهمی از نظر ابعاد و تعداد، روبرو خواهد شد و یا اینکه میبایست دست کم یک ضربه اتمی متقابل به انتخاب حریف را تحمل کند. ضربه ای که در هر شرایطی با هر مقداری دردناک خواهد بود.
      بنابراین سیاست ابهام هسته ای فقط بدرد کشورهایی میخورد که نمیخواهند زیر ترس و حسرت هسته ای باقی بمانند، متوانند برنامه خود را بخوبی پنهان نگاه دارند، و قصد ندارند حجم ذخایر هسته ای خود را افزایش داده و یا ابعاد استفاده را از نظر زمان و مکان پیچیده سازند، آنها همچین سلاح هسته ای را بعنوان یک راهبرد اجرایی فراتر از امر موازنه در نظر نگرفته اند.
       تولید بر اساس زمان استفاده یک امر منحصر به فرد است، مثلا تعدادی بمب موجود باشد که اگر لازم شد روزی مثلا در آخرالزمان استفاده شود! این راهکار نیز هم از نظر اجرایی مبهم است و هم منتهی به یک حد نهایی بی معنی یعنی روز مبادای غیرممکن آن کشور منوط میشود، چنین برنامه ای نبودش بهتر از بودن آن است.
      تولید بر اساس راهکار مکان استفاده نیز از نظر عددی دچار ابهام میشود. اگر دو کشور چین و هند یکدیگر را از این نظر مورد سنجش قرار دهند و برای هر هدفی که مورد نیاز اقدام هسته ای می بیننند، سلاح هسته ای با توان مشخصی بسازند، تعداد اهداف زیاد خواهد بود و هم اینکه مسائل بسیاری نظیر شیوه نگهداری، میزان لازم، استراتژی انتخاب و شلیک و ... پدید میآورند، ممکن بمب هایی که بر اساس مکان استفاده طراحی میشوند، به نحوی محدود شوند که هیچ وقت ارزش بهره گیری نیابند. مثلا بمبی به اندازه پایتخت یک کشور تدارک دیده شود،  بزرگ در حد 5 مگاتن، و چون پدافند دشمن موثر است، تعداد متناسبی در برابر آن ساخته شود، مواد هسته ای فراوانی همراه با پیچیدگی ای نگهداری تدارک دیده شود، ولی هیچ گاه ارزشی فراتر نیابند و دو کشور بعدا با صلح هزینه گزافی به امور نظامی خود تحمیل کنند. مانند ذخایر عظیم شوروی و آمریکا که عملا بعد از جنگ سرد بلا معنی باقی مانده اند.
      راهکار دیگری که اشاره نشد، میتواند تولید صرفا تحقیقاتی باشد، به نظر میرسد سالها دو کشور آمریکا و شوروی آزمایش های اتمی را با این اهداف انجام داده اند و چنین اهدافی امروزه دیگر به معنای سابق کاربردی به نظر نمیرسد. علوم مربوط بهانفجار هسته ای به شکل وسیعی تحصیل شده اند،  فقط آن لبه پیشرو در کاهش ابعاد، کاهش عوارض و افزایش توان مورد تحقیق است که امری علمی به نظر میرسد تا نظامی و عمدتا وابسته به محاسبات کامپیوتری، شبیه سازی و تست های غیراتمی است.
      یک سطح راهکنشی نظامی
      مسیرهای ارزیابی شده توسط افراد، و نهادهای مختلف نظامی وحتی غیر نظامی در برسی گزینه های ماشه هسته ای، نمایشگر تنش زایی فزاینده هستند. استفاده از تسلیحات متعارف قدرت مند در صورت کارآمد نبودن به سمت استفاده از تسلیحات هسته ای بسیار سبک و سپس به سمت حل گره های نظامی که با بمباران متعارف و سبک هسته ای حل نمیشوند، و سپس پاسخ قویتر به حریفی که ضربه هسته ای را ارسال کرده با سلاح هسته ای قویتر تمایل دارند.
       مثلا یک استفاده سبک از سلاح هسته ای در زدن یک بتلگروپ با قدرتی معادل 0.5 کیلوتن تی ان تی، ممکن است پاسخی برابر با 5 و یا 15 کیلوتن از سوی رقیب دارنده سلاح هسته ای در موقعیتی مشابه ایجاد کند، و این فتح بابی باشد برای تنش زایی به مسیر استفاده های بزرگتر، 200 کیلوتن به یک مگاتن و یک مگاتن به  سرهای جنگی خوشه ای هسته ای و بیشتر.
      اقیانوس بعنوان بستر آزاد استفاده از تسلیحات اتمی
      آثار استفاده از تسلیحات هسته ای در سطح دریا بسیار متفاوت از استفاده در خشکی است.روسیه، چین، آمریکا هر یک ناوگان دریایی بسیار عظیمی دارند، و میتوانند با یک ضربه هسته ای تمام آنچه دشمنشان در برابرشان قرار داده است را در دریا منهدم کنند، ناوها به درون اوقیانوس غرق میشوند و آثار رادیواکتیو نیز بسیار کم و شاید محو میشود، آب دریا یکی از بهترین جاذب های تشعشعات رادیو اکتیو است و اگر از بمب های هیدروژنی استفاده شود، بدلیل مصرف شدن حجم بالایی از خرج اورانیوم یا پلوتونیومی، آثار تهاجم هسته ای بسیار کمتر خواهد بود. ولیکن هر استفاده از سلاح هسته ای در سطح خشکی مصائب بی پایانی بجای خواهد گذاشت. با وجود سیستم حمل و نقل جدید، یه انفجار هسته ای قوی که شهری را آلوده کند حتی از طریق حمل و نقل بار و یا حتی مسافرت افراد نیز میتواند آلودگی خود را منتقل کند، انتقال از مسیر هوا جای خود دارد. به محاسبه ای استفاده از یک بمب 1مگاتنی علیه فردو که باعث از بین رفتن مواد هسته ای شود، ممکن است آثار رادیواکتیو آن حتی در مرز و هند و چین مشاهده شود.
      بنابراین با وجود کاهش عقلایی استفاده از تسلیحات اتمی در سطح خشکی، همچنان استفاده از این تسلیحات در سطح دریا توجیه پذیر است. بخصوص برای همه کشورهایی که تحت تاثیر سیاست ناوگان جنگی دشمنان خود قرار گرفته اند. یک سلاح هسته ای سبک میتوانند پایان دهنده بسیار توجیه پذیر برای آغاز جنگی از سوی دریا باشد، اما پاسخ آن چه میتواند باشد؟!
      -          ادامه استفاده از تسلیحات سبک؟
      -          ماندن بر پایه اصول اخلاقی همزمان با پاسخی بسیار قویتر بصورت متعارف؟
      -          دادن پاسخ برابر و انتظار بی خیال شدن حریف؟
      -          دادن پاسخی بسیار قوی؟
      -          تسلیم شدن و ندادن هیچ پاسخی؟
      جنگ احتمالات خود را دارد، بعید است کشوری مثل آمریکا 3 ناو هواپیمابر خود را در اثر یک انفجار هسته ای در سطح دریا در یک تهاجم احتمالی در تنگه تایوان از سوی چین، منهدم شده ببیند، و از اقدام متقابلی قدرتمند تر و وسیع تر بهره نگیرد، سایر پاسخ ها مبتنی بر شیوه جنگ بازی و یا احتمالا بعدی هستند، اما چه کسی قادر است بدرستی پیش بینی کند؟ انتخاب استفاده از تسلیحات اتمی به هوش مصنوعی و مدلهای پیش بینی مبتنی بر روانسنجی رهبران واگذار خواهد شد؟!
      با این وجود آنچه مشخص است این کیلوتن نیست که تایین میکند، اقدام بعدی بمب اتمی استراتژیک بشد، یا ماشین روز قیامت، در مثال بالا آمریکا د برابر پایتخت چین را با چندمگاتن هدف قرارداده و البته پاسخ مشابهی هم دریافت کند! این موارد در کتاب کاهن و دیگران بخوبی بحث شده اند. اما استفاده اولیه از این تسلیحات یک انتخاب مبتن بر دوئل هسته ای هستند، استفاده کننده قطعا با سطحی از پیروزی روبرو خواهد شد که میبایست عواقب آن را بپذیرد.
       
       
      تست دریایی راکت ASROC   با قدرت 10 کیلوتن 1962میلادی 
      تصویر از Hans M. Kristensen برگرفته شده از fas.org/
       
      انتخاب مقادیر جذاب
      مقادیر زیر 1 کیلوتن جذابیت های بسیاری دارند.
      -          نخست اینکه سطح پاسخ هسته ای را بسیار محدود نگاه میدارند.
      -          دریافت کننده پاسخ هسته ای میداند که اگر وارد مقادیر بیشتر شود در واقع خسارت بعدی خود را ممکن است بیشتر کند و در هم سطح از پاسخ باقی میماند.
      احتمال استفاده از یک سلاح هسته ای تاکتیکی در این ابعاد بسیار زیاد است، بخصوص ابعاد تنبیهی  و یا تاکتیکی آن بشدت از نظر نظامی قابل قبول است.
      -          از طرفی دشواری های تولیدی آن بیشتر است اما مواد رادیواکتیو کمتری نیاز دارد، و کشورهایی با حجم تولید اورانیوم پایین و تکنولوژی های سطح پایین تر براحتی میتوانند انتظارات هسته ای خود را بدین شکل برآورده سازند
      -          رهگیری انفجارات و آزمایشات در این حد مقداری دشوار است و کشورهای با وسع کم هممیتوانند چنین تسلیحاتی را بیازمایند. بخصوص در سطح دریا
      -          امکان تولید انبوه و استفاده انبوه از آنان وجود دارد.
      -          برای کشورهایی که دارای ابهام هسته ای یا برنامه اقدام سریع هسته ای شرایط بحران دارند، بسادگی دستیافتنی هستند.
      -          در صورت استفاده از این تسلیحات در خشکی، یک بمب یک کیلوتن، همان اثری را دارد که یک بمب 10 کیلوتن خواهد داشت، این بمب ها به هر جا اصابت کنند، آنجا تا مدتها بلااستفاده خواهد ماند.
      در مثال دریا
      با توجه به موارد فوق میتوان ارزیابی کرد که بمب کم توان هسته ای اما در تعداد مناسب بسیار از نظر راهبردی کارگشا تر است تا بمب های با توان بالا. اما شعاع انهدام این بمب ها آنچنان ابعاد کافی ندارد که بتوان با یک بمب در یک فاصله امن از پدافند دریایی کار را تمام شده دید. بلکه انفجار حتما میبایست در مجاور ناو و در محدوده حداکثر 500 متری اتفاق بی افتد. بنابراین چنین تسلیحاتی میبایست کارآمدی خود را به گونه های راهبردی تضمین کنند. بدین منظور در اقدام راهکنشی 6 کلاهک هسته ای 0.5 کیلوتنی میبایست کنار 3 کلاهک پیشگام 300 کیلوتنی به فاصله 10 کیلومتری و یا یک بمب 1 مگاتنی به فاصله 20 کیلومتری شلیک شوند.
      3 انفجار 300 کیلوتن در فاصله ای خارج دسترس پدافند ناوگان دشمن، میتوانند شوکی تولید کنند که  راهگشای 6 انفجار 0.5 کیلوتنی باشند و این شرایط امکان انهدام یک ناوگان سه فروندی از ناوهای هواپیمابر دشمن فرضی را فراهم آورد. بنابراین بدیهی است که از منظر تولید تسلیحات اتمی، تعداد بیشتری بمب کوچک و یا کم اثر تولید شود، سپس از بمب های قویتر در تعداد کمتر بهره جست.

       
      مسیری که باید طی شود
      واقعا نمیدانیم اگر بخواهیم برنامه نظامی هسته ای داشته باشیم، از کجا شروع کنیم و کجا تمام کنیم. چه سناریویی برای زمان و مکان استفاده انتخاب کنیم، چه نقاطی چه میزان قدرت تخریب هسته ای لازم دارند. چقدر سلاح داشتن بازدارندگی را تامین میکند، تسلیحات حامل سلاح هسته ای یک مسئلله هستند، پدافند هسته ای مسئله ای دیگری، تحقیقات هسته ای همینطور. اما یک روند  منطقی برای همه تازه کارهای هسته ای الزاما میبایست طی شود؛
      -          نخست یک بمب تحقیقاتی.
      -          سپس کوچک سازی و بزرگ سازی قدرت انفجار.
      -          در ادامه کاستن از عوارض انفجارو ایجاد انفجار بهینه.
      -           در میانه راه طراحی های مناسب با تسلیحات حامل. کروز، بالستیک، بمب افکن، اژدر و ...
      -          و در پایان راه تولید، تازه آغاز دوره بی پایان نگهداری پر هزینه و پیچیده تسلیحات هسته ای برای استفاده در زمان ها و مکان ها و برد های مختلف.
      با توجه به مثال بالا یک تازه کار هسته ای، برای مدیریت هزینه و مدیریت زمان و مکان دستیابی به سلاح هسته، یا دستیابی به قابلیت فرار هسته ای طرح و برنامه دقیقی داشته باشد.
      مشکل ذخیره اولیه
      هیچ حجمی از ذخایر هسته ای اولیه نمیتواند بازدارندگی لازم را ایجاد کند، بخصوص در زمانی که دشمن خاصی وجود داشته باشد که بتواند میزان پیشرفت، تعداد کلاهک و مکان های تولید را بدقت شناسایی کرده و در ابتدای راه آنرا از کار بی اندازد. وجود چند کلاهک محدود نه تنها بازدارنده نیست، بلکه مسبب آغاز تهاجم، تغییر مسیر به تهاجم هسته ای و در نهایت شکست خوردن دارنده تازه کار است.
      بنابراین یک تازه کار هسته ای 4 راه دارد:
      1.       پنهانکاری؛ برنامه خود را تا رسیدن به ظرفیت مطلوب بازدارنده، از نظر عددی و توانی پنهان نگاه دارد.
      2.       سیاست؛ از ابزارهای سیاسی برای ممانعت از اقدام علیه برنامه هسته ای خود بهره جوید.
      3.       توان نظامی متعارف؛ بقدری در حوزه تسلیحات متعارف و سرعت رسیدن به حد مطلوب موثر عمل کند که فرصت اقدام از دشمن گرفته شود.
      4.       گروگان گیری؛ هسته ای. تهدید استفاده از نخستین سلاح های ساخته شده علیه نزدیک ترین شهر یا پایتخت دشمن.
      تقریبا بسیاری از کشورهای دارنده سلاح هسته ای پس از آمریکا بصورت ترکیبی هر 4 راه فوق را تا آنجا که توانسته اند همزمان پیگیری کرده اند. اسراییل از گزینه های 1 و 2 و 4 بخوبی بهره جسته است. هند و پاکستان، از هر 4 گزینه بهره جسته اند، همینطور کره شمالی که نتوانست برنامه هسته ای خود را پنهان کند و از ابزار سیاسی کافی برای چانه زنی بهره مند نبود توانست بخوبی از گزینه سوم و چهارم بهره گیری کند. آنها ابتدا به توان متعارف موشکی و توپخانه ای بلند برد بسیار وسیعی دست یافتند، که متعاقبا از تهاجم علیه تاسیسات هسته ای خود ممانعت کافی به عمل می آورد، سپس بعد از توسعه متعارف، پایتخت و شهرهای کره جنوبی که دیگر در برابر تهاجم موشکی انبوه راه برای مقابله نداشتند را گروگان گرفتند، به نحوی که حتی استقرار سامانه پدافند موشکی تاد نیز عملا مثمر ثمر به نظر نمی رسید. کشورهایی مثل لیبی و عراق نتوانستند از هیچ از یک 4 گزینه فوق بهره مند شوند، عراق که برنامه هسته ای خود را شروع کرد بلافاصه با تهاجم اسراییل مواجه شد و از آنجا توان نظامی متعارف کافی نداشت، از طرفی نتوانست از ابزارهای سیاسی و دیگر گزینه ها بهره گیری کند شکست را پذیرفت و به یک انتقام گیری سطحی از اسراییل اکتفا نمئد. ایران نیز آگاهانه بدونه انتخاب هیچ یک از مسیر های فوق برنامه نظامی هسته  ای را در حد دانش آن محدود و سپس رها ساخت.

      مسیریابی چگونگی توسعه و کاهش تنش هسته ای
      نتیجه گیری
      یک تازه کار هسته ای میبایست، به دست کم یکصد کلاهک هسته ای با قابلیت ارسال از طرق مختلف دست پیدا کند. و این تعداد با فهم از راهبرد زمان و مکان استفاده پس از دستیابی پنهانی به ذخایر اولیه قابل تنظیم از نظر تقسیم مواد هسته ای و قدرت مورد در تعداد خواهد بود. با این وجود دستیابی پنهانی به این حجم از کلاهک هسته ای که قابل نصب بر روی موشک باشد در زمانی کوتاه امری ناممکن به نظر میرسد.
      یک معادله؛ اگر 10 بمب یک مگاتنی وجود داشته باشند، آنها ماشین روز قیامت یک کشور اتمی با برنامه محدود هستند، و اگر 30 کلاهک 300 کیلوتنی به آن اضافه کنیم، توان هسته آن کشور به سطح راهبردی ارتقا پیدا میکند، و اگر حدود 70 تا 100 کلاهک از زیر یک تا حداکثر 5 کیلوتن وجود داشته باشد برنامه تاکتیکی آن تقریبا کامل شده است. به موازنه راهبردی، و توان تاکتیکی مناسب نیز دست پیدا کرده. اما به محض شروع اولین آزمایش با آنچنان حجمه سیاسی، اقتصادی و تلاش های نظامی مواجه میشود که ممکن است شانس دستیابی کامل به برنامه فوق را از دست بدهد. بنابراین در 4 گزینه فوق؛
      - پنهانکاری محدودیت عملیاتی بالایی دارد،
      - گروگانگیری نیز عواقب سیاسی و اخلاقی وسیعی دارد،
      - ظرفیت بازدارنده متعارف نیز هزینه های بسیار بالایی در برخواهد داشت،
      و نمیتوان این ظرفیت را با وجود برنامه هسته ای آشکار یا حتی پنهان تا حد یک قدرت جهانی شدن بسرعت و با هزینه های کم ارتقا داد، بنابراین "سرعت" در دستیابی به حجم بالای مواد هسته ای برای دستیابی به ظرفیت مناسب تولید بمب مهمترین و قابل ملاحظه ترین فاکتور دستیابی به سلاح هسته ای است. و این برنامه به محض آشکار شدن یک گزینه در برابر مخالفان آن برنامه میگذارد، ممانعت پیش از آنکه دور شود.
      بنابراین سیاست ابهام هسته ای نه تنها در عمل ناکارا به نظر میرسد بلکه موجبات تهاجم را نیز فراهم می آورد. و در برابر یک اقدام زودهنگام علیه برنامه هسته ای کشور تازه کار، وی باید با تمام توان برای سقوط اخلاقی و زدن ضربت متقابل با هر روشی، منجمله بمب های کثیف، شیمیایی، میکروبی و ... آماده باشد.
      مسیر زمانی دستیابی به بازدارندگی هسته ای:
       
       
      وضعیت پیش روی یک مبتدی هسته ای
       
      تهیه شده برای میلیتاری worior@military.ir
      استفاده از مطلب و ایده ها تنها با درج آدرس سایت مجاز است
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.