aminf14

Editorial Board
  • تعداد محتوا

    1,202
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    6

aminf14 آخرین امتیاز شما در روز 21 آذر 1399

aminf14 شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

3,815 نشان حکمت

درباره aminf14

  • رتبه حساب کاربری
    ستوان یکم

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

80,762 نمایش های پروفایل
  1. حزب الله شرایط رو به طرفی برده که هم مقداری از تمرکز اسرائیل رو درگیر مرزهای شمالی کرده و هم طوری کرده اسرائیل با تلفات متعارفش در مرز با لبنان کنار بیاد. به نظر می رسه تدبیری در پشت پرده برای تغییر تدریجی میدان نبرده. البته باید به غزه برگردیم و ببینیم زمان به نفع حماس پیش میره یا اسرائیل که عامل مهمی هم هست و آیا متحدین اسرائیل توان روبراه کردن شرایط رو از باب تجهیزات و لجستیک دارن یا حماس و فلسطین. ایالات متحده که ماشالا با این قطار تجهیزاتی که به اسرائیل میده نشون میده تمام قد پشت این فرزند ناخلفشه. اگر همین شرایط برای حماس هم برقرار بشه از این به بعد می تونیم بگیم زمان به نفس حماس در گذره و همین شرایط در شمال مطلوبه. اما اگر به نبرد یوم کیپور برگردیم اسرائیل رو کشوری می بینیم که اراده خوبی در فیصله یک طرف نبرد و تمرکز روی طرف بعدی داره. در یوم کیپور اسرائیل با جسارت شکست نیم بندی رو به ارتش مصر وارد کرد و سوریه در ادامه کار تنها موند و خود رو قادر به ادامه کار ندید. بعد از شوک اولیه به نظر می رسه چه حماس و چه حزب الله اون زمان طلایی رو از دست دادند و از مدیریت تهاجمی نبرد به طرف کنترل و رفتارهای واکنشی روی آوردن. یه دلیلش هم اینه شاید همون شوکی که به اسرائیل وارد شد به ایران هم وارد شده باشه و کاملا آماده رویارویی متحدینش با اسرائیل نبود. این موارد گمانه زنیه و گذشت زمان و دور شدن از این نبرد به مانند هر نبرد دیگه نکات و زوایای مختلفشو نشون میده.
  2. موقعیتی نبرد بین روسیه و اوکراین شباهت زیادی داره به جنگ خلیج فارس و کشمکش بین ایالات متحده و صدام حسین. امروزه غرب اسیر استانداردهای دوگانه شده و با امپراطوری رسانه و دلارهای بی شمارش به دنبال تغییر هر واقعیتیه. در کنار اون تنگ تر کردن حلقه محاصره به دور روسیه و نفوذ ناتو به کشورهای اطراف روسیه و ایجاد انقلاب های مخملی یا تضادهایی در این کشورها یا دشمنی شون با روسیه به همین خاطره. از طرف دیگه طبیعت کشورهایی مانند روسیه یا چین طوری نیست به متحدین خودشون چندان وفایی داشته باشند و بجای اتحاد و روابط استراتژیک، اونها کارت هایی برای به بازی گرفتن و گرفتن امتیاز از این طریق می دونن. به خاطر همین استفاده از چنین موقعیت هایی می تونه در خیلی موارد برای ایران مفید باشه ولی انتخاب یکی از طرفین که فقط به دنبال اعمال زور خودشون هستند و نه چیز بیشتری فکر نکنم مناسب ما باشه. چون تاریخ به ویژه تاریخ حکومت تاریک قاجار نشون داده که ما به جای استفاده از این تقابل و بازی بین قدرت های جهانی (بر مبنای قانون جنگل) خودمون تبدیل به یکی از کارت های بازیش میشیم. همونطور که دوستمون فرمایش کرد، این مطلب منم اگر عزیزان صلاح دونستن پاکش کنن تا مخاطبین از مطلب جامع و کاربردی جناب آمینور بهره بگیرند.
  3. aminf14

    اخبار برتر نظامی

    فرمایش شما صحیحه و قبلا ایالات متحده در مورد جنگنده های میگ 29 این کارو انجام داد ولی شاید اون موقع جنگنده ای مانند میگ 29 بیشتر برای ایالات متحده تازگی داشت یا وجود اون رو خطری در دستان ایران حس می کرد ولی در این لیست تنها جنگنده ای که هنوز جنگنده ای به روز و قاطعه جنگنده سوخو 30 که همونم البته ورژن های پیشرفته تری از اون خانواده مانند سوخو 35 یا سوخو 57 به بازار صادرات عرضه شده و دیگه نمیشه لبه فناوری روسیه و تغییر دهنده معادلات ایران حتی با کشورهای منطقه ( و نه اسرائیل بشه). اما به جز اون مورد رو می تونیم در نظر بگیریم: 1) حراجی به عنوان پوششی برای فروش بی سروصدای این جنگنده ها 2) قدرتمند بودن واسطه ها در دنیای امروز که مثلا با کمک اونها سلاح های اوکراین سر از جبهه حماس درآورد و علیه اسرائیل ازش استفاده شد. 3) معامله با خود ایالات متحده باایران اونهم بعد از مخاصمه و دشمنی در قضیه اشغال سفارت ایالات متحده (ماجرای لانه جاسوسی) و زمان یک دولت جمهوریخواه تهاجمی (دونالد ریگان) 4) حوادث عجیب و غریب در دنیای نظامی گری و سیاست. عین هواپیماهای نونواری که چندسالی مشغول بمباران و تهدید ایران در جنگ تحمیلی بودند ولی با تدبیر صدام حسین به خود ایران پناه آوردند. این موارد نشون میده هیچ چیز در دنیای تجارت سلاح قطعی یا منتفی نیست و به خیلی عوامل بستگی داره و اگرچه این جنگنده انتقالشون حتی بعد از خرید به سادگی سلاح های خریداری شده از اوکراین نیست ولی به خاطر کارایی شون، ارزش ریسک رو دارن.
  4. aminf14

    اخبار برتر نظامی

    با تحلیلت موافقم. به عقیده بنده دو جنگنده ای که می تونند در درازمدت به عنوان جنگنده چند منظوره به ناوگان ما کمک کنند میگ 29 و سوخو 27/30 هستند مخصوصا جنگنده های سوخو 30 که در مقاله ذکر شده در سال 2015 تحویل گرفته شدن و حکما فروششون به قصد اوراق و نیست (احتمالا منظور نظر جنگنده های مثل میگ 23 و 27 بوده). در مورد سوخو 24 هم شمشیرباز ابزار کاراییه برای ما و اضافه کردن یک اسکادران به اون میتونه خبر خوبی باشه. اما گفتگو در مورد یک حراج و اینکه هواپیماهای ردیف شده برای فروش چقدر برای ما مناسب اند به تحلیل و گمانه زنی بر می گرده و نه موارد دیگه همچنانکه در مورد خیلی جنگنده ها مثل گریپن یا جی 10 هم میشه این موارد رو مطرح کرد ولی این به معنای خریداری قطعی اونها نیست چه مثلا طراحی جی 10 یا الگوبرداری از طرح جنگنده دیگه ای (جنگنده لاوی) گمان میره درش کشور دیگه ای هم دخیله( اسرائیل) یا خرید گریپن با توجه به رابطه ایران با کشورهای اروپایی مقدور نیست. ولی مسئله خرید همیشه رسمی و بر مبنای گفتگوی رسمی دو کشور نیست گاهی فروش زیر زمینی یا قاچاق یا حتی تطمیع کردن با قیمت های بالاتر می تونه مفید باشه همچنانکه حتی تا مدتها حتی بعداز جنگ تحمیلی خبرهای مبنی بر فروش یا قاچاق قطعات اف 14 به ایران بر سر زبانها بود و یکی از دلایلی که گفته در بازنشسته کردن جنگنده قدرتمند اف 14 دی وجود داشت قاچاق قطعات یدکی اش به ایران بود.
  5. aminf14

    اخبار برتر نظامی

    در کوران تقابل اسرائیل با حماس و حزب الله خبر حراج 117 جنگنده نیروی هوایی قزاقستان خبر قابل توجهی میتونه باشه به ویژه برای نیروی هوایی ما که بتونه با جنگنده های تولیدی در دهه 70 و 80 قزاقستان که همگی از اتحاد جماهیر شوروی خریداری شدن نیروی هوایی خودشو نونوار کنه. و اما لیست جنگنده های نیروی هوایی قزاقستان میگ 23 : تعداد 3 فروند که خیلی مناسب نیروی هوایی ایران نیست. میگ 27: تعداد 12 فروند. یک آپدیت از جنگنده میگ 23 که بیشتر در قالب یک بمب افکن کارایی داره. میگ 27 یک جنگنده نسل 3 و در حال حاضر فاقد تاثیر گذاریه ولی تعداد بیشترش نسبت به میگ 23 میتونه اون رو یک گزینه برای پشتیبانی نزدیک هوایی و درگیری در مرزها و با اشرار و ... بکنه. میگ 29: 23 فروند که دو فروندش آموزشیه. چه 21 جنگنده و چه 2 فروند آموزشی میتونه برای نیروی هوایی ما مفید باشه. جنگنده میگ 29 یک جنگنده خوب در دفاع نقطه ایه که همراه با یک رهگیر مثل اف 14 یا میگ 31 میتونه ترکیب ترسناکی باشه. میگ 31: 20 فروند، اگر این جنگنده سرحال و آماده باشه چه در رهگیری و چه حملات دورایستا میتونه نقش موثری ایفا کنه. سوخو 24: 13 فروند. این تعداد میتونه با 34-35 فروند سوخو 24 شمشیر باز نیروی هوایی ترکیب و اونو تقویت کنه. سوخو 25: 14 فروند. میتونه کاربردی مثل میگ 27 یا اف 5 برای ما داشته باشه. سوخو27/سوخو 30: 41 فروند و در حقیقت شاه مهره این فهرست همین جنگنده سوخو 27/سوخو 30 که جنگنده ایه که نیروی هوایی ایران باید روی خانواده اش (سوخو 30، سوخو 34، سوخو 35 و...) حساب باز کنه. منبع: حراج قزاقستان بر جنگنده های روسی نسل 3 و 4 اش
  6. سردمداران اسرائیل برای مقابله با هژمونی ایران استراتژی به کار برده و می برند به نام استراتژی هزار خنجر. در مقابل شاید چیزی که از طرف ایران برای محاصره اسرائیل استفاده می شود را شاید بتوانم استراتژی هزار طناب نامید. در مورد روسیه به عنوان جانشین اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده هم همین مورد وجود دارد. شرق اروپا و قفقاز دو منطقه همیشگی تحت نفوذ روسیه بودند که اشتراکات نژادی و فرهنگی بالایی با روسیه دارند. بعد از شکست تحریک گرجستان به مقابله با روسیه در اوستیا و تسلیم گرجبستان در مقابل خواسته روسیه، استراتژی غرب شاید دوگانه به چالش کشیدن نفوذ روسیه هم در اوکراین و هم منطقه مهم قفقاز داشت. زمینه ایجاد این به چالش کشیدن نفوذ انقلاب های مخملی آشکار و پنهان و ایجاد دو دستگی یا چند دستگی در این کشورها و مناطق بود. در اوکراین تغییر مداوم قدرت در دستان سیاستمداران غرب گرا و روس گرا این دوگانگی بالا گرفت و در ارمنستان هم پاشینیان هم که آشکارا تمایلات غرب گرایانه داشت روی کار آمد. در اوکراین روسیه بدرستی احساس خطر کرد و از فشرده شدن حلقه محاصره غرب و ناتو به دور خود تا حدودی جلوگیری کرد (اگرچه جنگ به نوعی فرسایش و عدم قطعیت رسیده است). در قفقاز و تقابل بین آذربایجان و ارمنستان آشکارا شرایط فرق داشت. آذربایجان با اتحاد با ترکیه و اسرائیل به عنوان دو قدرت منطقه و هم پیمان و تکیه بر تحریک های قومیتی ( ترکی) و مذهبی (شیعه) علی رغم داشتن حکومتی سکولار و حتی بهتر بگوییم ضد شیعه توانست از مداخله ایران جلوگیری کرده و در کمال خوشبختی با تضاد بین پوتین و پاشینیان ساده غرب گرا مواجه شد که خیال می کرد با وانهادن متحد سنتی یعنی روسیه می تواند به کمک های غرب و ایالات متحده دلخوش کند. غافل از اینکه احتمالا در ذهن دولتمدران آمریکا ارمنستان نه چندان قوی نمی تواند خطری برای ایران داشته باشد و کلا ارمنستان از زمان به پایان رسیدن حکومت تیگران دوم با زوال روزافزون مواجه شده است. ایالات ارمنی ترکیه کاملا در باقت کشور ترکیه حل شده و ساکنان آن اعم از ارمنی و کرد ترک های کوهی نامیده شدند. در روابط بین آذربایجان و ارمنستان هم منطقه آرتساخ / قرباغ همیشه مورد مناقشه بوده است و در دهه 90 ارمنستان به راحتی بر آذربایجان پیروز شد ولی در منازعه اخیر با تجهیز آذربایجان با دلارهای نفتی و کمک های اسرائیل و ترکیه و دیگر قدرت ها و استیصال و بی ارادگی نیکول پاشینیان به شکستی فاحش رسید. دور بعدی جاه طلبی آذربایجان بلعیدن کامل منطقه آرتساخ بود که حتی این بار فاقد حمایت حکومت مرکزی ارمنستان بود. با تغییر ترکیب جمعیتی آرتساخ / قره باغ باید چشم انتظار حرکت بعدی آذربایجان بود. در اساطیر یونان باستان شیئی وجود داشت به نام جعبه پاندورا که جمیع زشتی ها و بلایا در آن قرار داشت. پاندورا با سادگی این جعبه را باز کرده و سیلی از بلا و مصیبت را بر سر ابنای بشر جاری ساخت. جمهوری آذربایجان و دلارهای نفتی و پیوند شوم این حکومت با اسرائیل ضد اسلام و ترکیه که آشکارا به دنبال احیای امپراطوری عثمانی است، قابل مقایسه با این بلا است. در روزگاری که اندک اندک حلقه محاصره دور اسرائیل تنگ تر شده آذربایجان از زیاده خواهی های همیشگی خود دست نکشیده و بر آن افزوده است. انسداد مرز ایران و ارمنستان و اشغال استان سیونیک ارمنستان و مشابه بلایی که اسرائیل با ساخت شهرک ها و تحلیل کشور فلسطین بر سر مردمانش آورد در انتظار ارمنستان و با شدت کمتری در انتظار ایران است. دلیل این امر این است که آذربایجان سالها است که سعی در تحریک استان های آذری نشین ایران داشته و میل دارد با بلع چند استان ایران میل به گسترش چشمگیری مشابه اسرائیل دارد. اما راه مقابله با این سیاست: 1)هوشیاری ایران در امن نگه داشتن مرزهای جنوب غربی و شرق و تمرز روی مرزهای شمال غربی برای مقابله با ماجراجویی های آذربایجان 2) بیرون آمدن پوتین و رویکرد کلی روسیه در وانهادن محور قفقاز به ترکیه و آذربایجان 3) کنار نهادن فردی بی اراده چون نیکول پاشینیان و وحدت ملی کشور ارمنستان برای لوگیری از وارد شدن ضربات اینده به پیکر آن 4) توافق ایران و روسیه به عنوان دو کشور تاریخی بزرگ در منطقه برای توانمند کردن کجدد ارمنستان و کشاندن این کشور به اردوی خود به جای غرب گرایی بیهوده ارمنستان (چیزی که حداق در مورد روسیه برعکس آن در حال وقوع است و ارمنستان با سرعت زیادی در حال دور شدن از روسیه است).
  7. حماس انگار پی برده اگر در این نبرد پایدار بمونه و موجودیتش از میان نره دیگه بعد از جنگ در طرف مقابل نتانیاهو و اون افراطی اسرائیل وجود ندارن و میشه دوباره دوره ای مانند دوره تعامل فلسطینی ها با دولتمرد به نسبت معتدل تر اسرائیلی یعنی اسحاق رابین رو تجربه کرد و نتیجه اش حالا یا راه حل دو دولتی بشه یا رفراندوم عمومی و رجوع به آرا ساکنین سرزمین فلسطین. این مورد نیاز به یک ماه مقاومت جانانه حماس داره؛ اینکه نترسن و علی رغم وقوع فاجعه های پیرامونی کله رو به خدا بسپارن و با انگیزه و شجاع بمونن.
  8. تبلیغات برای حمله کامل. غزه از نظر شرایط مختلف محدودیت های زیادی داره: اب، برق، گاز، اقلام حیاتی و ... یک کشور نیست که بشه بهش راحت کمک کرد. از زمین و دریا محاصره است و اتفاقا همین تبلیغاته که می تونه مظلومیت فلسطین رو به جهان نشون بده یا رسانه بشه وسیله ای برای انتقال پیام اسرائیل که اینها حیوان انسان نما هستند. غرب در حال حاضر کاملا اختیار کشتار رو به اسرائیل داده و این رژیم هم برای کشتار مورد نظر ابزارهای مهیبی در اختیار داره نیرو هوایی، نیروی دریایی، یگانهای تکاور و... اتحاد جماهیر شوروی به روزترین سلاح ها و سلاح هایی تقریبا در حد سلاح های اسرائیل رو در اختیارش می زاشت. اگر اسرائیل اف 4 داشت شوروی برای متحدین میگ 21 رو تامین می کرد و اگر اسرائیل اف 15 داشت سوریه هم مجهز به میگ 25 بود. آیا الان که اسرائیل اف 35 داره ما تونستیم سوریه رو مجهز به سلاح یه نسل قبل ترش یعنی سوخو 30 کنیم اصلا خودمون همچنین جنگنده ای و مشابهش در زمینه های دیگه رزمی رو داریم؟ مسلما جواب خیره. آیا ما تونستیم پهپادهای قدرتمند خودمون مانند کمان 22 به حماس برسونیم؟ باز جواب خیره. در زمان اتحاد جماهیر شوروی اعراب مشکل برنامه ریزی و هدر دادن عنصر زمان و همچنین قوی نبودن ارگان های اطلاعاتی - امنیتی داشتن. اتفاقا در اون زمان هم نبرد کرامه و یوم کیپور نبردهای تقریبا شرافتمندانه ای بودند ولی شاید به موقع و تمام قد نجنگیدن اعراب موجب شد پیروز نباشند. در نبردهای 33 یا 8 روزه و... این مشکلات تا حدودی رفع شدند. البته اینکه طرف خودمون رو پیروز بدونیم در این نبردها نظر شما و بنده طرفداران جبهه به اصطلاح مقاومته وگرنه به سر اینکه چه طرفی پیروز جنگ بوده جای گفتگو وجود داره ( البته اینکه حزب الله یا حماس در نبرد زمینی رو از دست ندان از امتیازات چشمگیر اونها در این بنردها بوده)
  9. زمانش خیلی مهمه. گلدا مایر پس از جنگ و جمع کردن قضیه و غلبه بر نیروهای مصری علی رغم غافلگیری اولیه برکنار شد و نه در بحبوبه جنگ. برکناری رئیس دولت اسرائیل در بحبوبه جنگ خودش ایجاد یه بحران جدید و از بین رفتن تمرکز برای مقابله با حماس و غزه است. اگر به بمباران تبلیغی غرب هم توجه کنیم دقیقا دنبال خلق یه دستاویز برای نتانیاهو برای حمله کامل به غزه است. فقط تصرف غزه می تونه اعتبار نتانیاهو رو در اسرائیل زنده نگه داره و بس. شک نکنید بعد از جنگ نتانیاهو رفتنیه مهم اینه در بحبوبه جنگ بره. اتفاقا الگوی یوم کیپور ممکنه جواب بده چون فلسطینیان برخلاف مصر و سوریه اون زمان که حمایت تمام قد اتحادیه جماهیر شوروی رو داشتند از نظر امکانات برای انجام یک جنگ متعارف در مضیقه هستند . در نبرد یوم کیپور شاید استراتژی غلط و از دست دادن زمان طلایی توسط صرف سرنوشت جنگ را تغییر داد ولی در اینجا دلیلی که عرض کردم محدودیت فلسطین ، حزب الله و حتی سوریه است. نه طرف مقابل تمام برگهاشو رو نکرده، ورود مستقیم متحدین اسرائیل میتونه نبرد رو شدت ببخشه و اون رو تبدیل به نبردی در تمام منطقه بکنه.
  10. با سلام خدمت شما از بدو شروع حکومت اسرائیل انواع جنگ ها به چشم دیده شده ولی غالب آنها جنگ هایی کوتاه مدت بودن: 33 روزه، 6 روزه، 22 روزه، 8 روزه/ پس هر چقدر سریعتر ضربات لازم وارد شود بهتر است چون شاید بعدا به خاطر عدم وجود شرایط علی رغم اراده برای انجام آنها، امکان تحقق وجود نداشته باشد. مشت اول و گیج شدن حریف عالی و قابل ستایش اما میشد با ضربات بعدی این مشت تبدیل به ناک دان و ناک اوت حریف ( استعفای دولت نتانیاهو و مذاکره دولت بعدی با حماس) شود. اتفاقا در مورد گیج بودن کامل حریف موافق نیستم شاید در 3 روز اول مثلا این گیجی و بهت سردمداران اسرائیل را دیدم ولی الگوی که مدنظر نتانیاهو است نزدیک به کاری است که اسرائیل در نبرد یوم کیپور بر سر مصر آورد و حتی سوریه دیگر امکان تقابل به تنهایی نداشت. اسرائیل حدس زده که نتیجه نبرد در غزه تعیین می شود به خاطر همین تقریبا تمام تمرکزش بر روی غزه است و همین ضرورت ورود حزب الله و سوریه را به مناقشه و تلاش برای ایجاد سردرگمی در استراتژی جنگی در اسرائیل را نشان می دهد.
  11. اصل غافلگیری یه خوبی داره که دست دشمن رو در واکنش متناسب می بنده ولی در کنار اون میتونه با ناآماده بودن متحدین منجر به تنها بودن در نبرد با خصم بشه. اکثر ارتش های کشورهای عربی یا خیلی فشل، بی نظم و باری به هر جهت اند یا از باب ترکیب نیروها و استفاده از المان های مختلف یک ارتش پویا، متحرک و به روز نارسا و پر از ایراد هستند ( به خصوص در نیروی هوایی و دریایی). نتیجه این امر اینه فعلا نمیشه انتظاری از سوریه یا متحدین یمنی داشت و چرایی این بازی حزب الله هم معلوم نیست (شاید منتظرن ببین حمله زمینی اسرائیل به نوار غزه واقعیت پیدا می کنه یا نه تا به وعده شون تحقق ببخشند). از طرف دیگه برخلاف حماس و غزه که وسط این کارزار تقریبا تنها موندن اسرائیل با متحدینش تا دندان مسلح شده و ابایی از حمام خون در غزه نداره. نابود کردن غزه و تقسیم کردن جمعیت اون بین کشورهای عربی زبان ننگیه که در صورت تحقق هیچ وقت از دامن کشورهای عربی زبان پاک نمیشه و عیار اونهارو مشخص میکنه. غزه در حال حاضر در یه دوراهی گیر کرده اینکه سرنوشت لنینگراد رو در جنگ جهانی دوم پیدا کنه یا برلین در اواخر حکومت رایش سوم ؟ جواب خط مشی و سرنوشت حماس، گروه های فلسطینی و حتی خود فلسطین رو تعیین میکنه. اگر مقاومت در غزه و خنثی کردن پاتک اسرائیل مشابه مقاومت روس ها در لنینگراد باشه باید زوال تمام قد اسرائیل و آغاز پایان اون رو پیش بینی کرد و در صورت غیر نظامی شدن کامل غزه و تقسیم جمعیت اون باید پذیرفت آرمان فلسطین و دفاع از مظلوم هرچقدرم ارزشمند باشه با شل بودن حکام و دولت های عربی زبان عاقبتی مطلوبی نخواهد داشت. روزهای سختی در راهه و زمان همه چیز رو مشخص میکنه. به شخصه امیدوار و آرزومندم که اولین مورد رخ بده و این تصویر کاذب شکست ناپذیری اسرائیل به کل از بین بره و کشورهای عربی زبان درک کنند که اسرائیل هم یه رژیمه تشکیل شده از آدم ها و اگر دقت و تمرکز کنند با توجه به نقص های ذاتی این حکومت آپارتاید ( نداشتن عمق استراتژیک، محاصره شدن در حلقه متخاصمین و آسیب پذیر بودن و در برد دشمن بودن اغلب امکانات و تاسیسات حیاتی این رژیم) میتونن ضربات کشنده ای رو بر کالبدش وارد کنند. پ.ن: یه راه سومی هم وجود داره که عدم حمله زمینی اسرائیل به نوار غزه است که فعلا با توجه به شواهد و قرائن این مورد محلی از اعراب نداره.
  12. عزیزان ( اول از همه خودمو خطاب قرار میدم) یه وقت اگه خیال برتون داشت که اسرائیل و سردرمدارانش بویی از انسانیت بردن و میشه ذره ای در مقابلشون کرنش کرد این تصویر رو مرور کنید. هشدار: تصویر دلخراشیه و به عزیزانی که نمی تونن تحمل کنن توصیه می کنم مرورش نکنن این تاثیر بمباران با بمب فسفریه که تا گوشت و استخوون فرد مواجهه یافته رو می سوزونه. پ.ن: من نسبت به نبود آزادی و چشم انداز مثبت اجتماعی، اقتصادی و توسعه ای در کشورم معترضم و معتقدم روش حکومت داری در مملکت ما در فرم بدی قرار داره و باید 100 درصد تغییر کنه ولی از اونور نمی تونم موجودات انسان نمایی رو تایید کنم که هیچ خط قرمز اخلاقی و انسانی ندارن و عین آب خوردن 75 ساله یه عده بدبخت رو قتل عام می کنن و همزمان ادعای حقوق بشر دارن .همین بلایی که سر فلسطینی ها میارن فردا روزی ممکنه سر ما بیاد چه توسط اونها و چه جیره خورهاشون. این هشداریه که در عین داشتن تکثر در افکار و عقاید که خیلی هم خوبه و می تونه منجر به بارش افکار و هم افزایی بشه، وحدت داشته باشیم و امیدمون به همچین هیولاهایی نباشه که زندگی شون در یک عبارت خلاصه شده "استانداردهای دوگانه" یعنی اخلاق و انصاف خوبه ولی برای همسایه و برای کشورهای مظلوم به ما که می رسه مشکلی نداره می تونیم بکشیم و تجاوز کنیم و هتک حرمت و منابع سرزمین های مورد علاقمونو چپاول کنیم و فریاد حقوق بشر و آزادی طلبی ما گوش فلک رو کر کنه. واقعا نمی تونم هموطن هایی که در این نبرد چه از سر عقیده و چه لجبازی از اسرائیل حمایت میکنن رو درک کنم. واقعا خیال می کنید همچین کشوری و حامیانش فردا روزی چشم به پیشرفت و توسعه ما دارن و برای رسیدن به اون به ما کمک می کنن؟
  13. در حرکت موفقیت آمیز فلسطینیان غزه علیه اسرائیل اصل غافلگیری، استفاده درست از ابزار، نقشه حساب شده و ابزارهای خوبی مثل موشک و پهپاد وجود داشت ولی شدت و دقت تهاجم در حملات نیروی هوایی عبری به اهداف مورد نظر بار دیگر به برتر و تعیین کننده بودن سلاح نیروی هوایی کارآمد اشاره داره. اگر اسرائیل می تونه چشم به حمله زمینی ببنده اگر نگران از دست رفتن آتش پشتیبان نیست اگر تا حدود زیادی از عدم فتح اهداف استراتژیکش توسط حماس و حزب الله اطمینان داره چون اسرائیل برتری هوایی داشته و آسمان منطقه از گذرگاه رفح تا نزدیک دمشق رو در اختیار خودش داره. در مقابل حزب الله و حماس که نیروی هوایی ندارن و نیروی هوایی سوریه هم خیلی ضعیفه و نمی تونه نیروی هوایی قدرتمند اسرائیل را به چالش بکشه و امکان عملیات های بزرگ در اشل برد یوم کیپور عملا وجود نداره.
  14. به نظر میاد این بار کاملا ترس از اسرائیل ریخته و همینه اش در هم شکسته.همچنین دوباره هیولای نتانیاهو برگشته به تنظیمات کارخونه و شغل شریف کودک کشی. روند تحولات دومینووار شده و لبنان هم رسما وارد ماجرا شد.مونده سوریه و عراق. امیدوارم با بیداری بخش عظیمی از دنیای اسلام همراه بشه. تصاویر قتل عام مردم غزه رو که می بینم بجای ناراحتی به این دلیر مردان و شیرزنان افتخار می کنم که یک بار برای همیشه میخوان یه کار اساسی انجام بدن بقول زینب کبری شیرزن حماسه کربلا ما رایت الا جمیلا ( چیزی جز زیبایی ندیدم). این حرکات و نترسی نسبت به مرگ برای ماها که با فرهنگ عاشورا بزرگ شدیم طبیعیه. خوشحالم که مردمان غزه روزی تمام قد این حسو تجربه کردن و اگر یک ماه این روند رو ادامه بدن مطمئن باشن نتیجه می گیرن و دیگه به گذشته باز نخواهند گشت که :
  15. به طور کلی در نبرد یوم کیپور عملکرد اعراب بد نبود ولی بنابر فرمایش شما اون هدر دادن زمان طلایی توسط مصری و هوش و شجاعت گلدا مایر و آریل شارون جنگ رو مغلوبه کرد. مثال های دیگه مثلا نبرد دونکرک که اگه از طرف رایش سوم برق آسا انجام میشد امکان تسلیم بریتانیا وجود می داشت. در این نبرد فعلا طرف فلسطینی برق آسا و بدون مشکل و لکنت استراتژی شو انجام میده به شرطی با چند غافلگیری و تجهیز بتونن ضربه کاری تری مثلا به نیروی هوایی عبری بزنن.