aminf14

Editorial Board
  • تعداد محتوا

    1,237
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    6

aminf14 آخرین امتیاز شما در روز 21 آذر 1399

aminf14 شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

3,963 نشان حکمت

درباره aminf14

  • رتبه حساب کاربری
    ستوان یکم

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

83,861 نمایش های پروفایل
  1. صد البته ولی در درازمدت خود ایران قادر به تامین این موارد هست مسئله مهم تر حفظ برتری هوایی برای به کار بردن بالگردهایی مثل کاموف 52 و میل 28 است که در این مورد شرایط ما چندان مطلوب نیست و تکلیف خریدهایی مثل سوخو 35 و 57 هم کاملا معلوم نشده که تحویل داده شده اند یا نه یا اگر تحویل گرفته شده به چه میزان.
  2. چیزی که من خونده بودم توان اسب بخار میل 28 ، 2100 بود و کاموف 2500 ولی خب ممکنه تغییر کرده باشه و چیزی باشه که شما فرمایش می کنید موشک لیزری رو میشه در قالب شلیک کن، فراموش کن به کار برد و همین به توانایی بقا در صحنه نبرد و بعد از زدن ضربه کمک میکنه اگر بخوام کلی تر بگم بجز نداجا و ندسا، هر سلاح دفاعی تهاجمی در قالب گروهی از ابزارهای ترکیبی میتونه به کارایی ایده آل خودش برسه و امروزه جنگ شبکه محور و چند لایه لازمه. به کارگیری کاموف 52 یا میل 28 یا ترکیبی از هردو، نیاز به شرایطی داره که باید از طرف ما فراهم بشه (و به نظرم بهش توجهی نمیشه و ممکنه از این بابت ضربه بخوریم).
  3. کاموف بالگرد به روزتریه و خیلی امکان ارتقا و بقا پذیری در مقابل بالگردها و تهدیدات روزافزون داره. برتری های چشمگیری هم مقابل میل 28 داره توان موتور بالاتر برد انتقالی و شعاع رزمی بیشتر جایگاه تسلیحاتی زیاد بر روی باله توانایی تجهیز به موشک لیزری که میل 28 ندارد
  4. اگر قصد خرید وجود داره چه بهتر که کاموف 52 رو از روسیه بخریم نه میل 28 یا ترکیبی از این دو بالگرد رو بخریم. در حوزه هواپیماهای جنگنده قبلا این اشتباه را داشتیم و زمانی که اتحاد جماهیر شوروی نیازمند نقدینگی بود به جای میگ 31 و سوخو 27 ، میگ 29 خریدیم که مسلما در مقابل دو جنگنده دیگه حرف زیادی برای گفتن نداشت و ندارد. واقعا نیازمند به یک بالگرد قدرتمند برای کنترل صحنه نبردیم و این ایده های داخلی هم نتیجه مسلموسی نداشته و یا نتوانسته در کوتاه مدت و حتی درازمدت مارو خوشبین و امیدوار کنه.
  5. سلام وقت شما بخیر. من هم موافقم با فرمایشتون و مسلما بازدارندگی اونهم از نوع مطلقش به وجود نیومده. نتایج عملیات تنبیه اسرائیل در دو حوزه بود: 1) بعد روانی: بعد از ضربه های اسرائیل به ایران اعم از ترور مستشار، دانشمندان هسته ای یا اخلال در توانایی هسته ای یا پهپادی این رژیم با سیلی سختی مواجه شد که موارد قبلی رو شست و برد و از ذهن ها پاک کرد. وعده صادق باعث شد که در حال حاضر برتری روانی با ایران باشه ولی اینکه این برتری چقدر طول بکشه و بتونیم نگهش داریم دیگه الله اعلم 2) حمله مستقیم به تاسیسات و خاک مرکزی اسرائیل: سابقه نداشته ما اینقدر گسترده و آشکارا و با قدرت تمام به خاک اصلی اسرائیل حمله کنیم و این رژیم مستاصل از پاسخگویی باشه. این تابو شکسته شد و مسلما اگر اسرائیل دوباره مستشار یا دانشمند هسته ای ترور کنه یا خرابکاری کنه باید در انتظار پاسخ ایران باشه ولی این به معنای بازدارندگی نیست، بلکه به معنی گذشتن از مرحله ایه که دیگه مجبور به تحمل ضربات دشمن نیستیم و میتونیم بهش پاسخ بدیم و اسرائیل هم این نکته رو گرفت که ایران دیگه لزوما صبر استراتژیک رو در پیش نداره و اگر ضربه ای بزنه باید پاسخش رو تحمل کنه و به قولی دوران بزن و در رو تموم شده. اما شرایط تحقق وعده صادق: فراموش نکنیم زمانی تنبیه اسرائیل انجام شد که اسرائیل از دو سو با حماس و حزب الله لبنان درگیر بود و در ایالات متحده هم بایدن اون خشونت ترامپ رو در سیاست خارجی نداشت. فرصتی به وجود آمده بود که ایران از اون بهره برداری کرد و زهر چشمی از اسرائیل گرفت. ولی این به معنی تکرار موفقیت صد در صد این عملیات نیست و زمان و مکان و شرایط آینده متفاوته و بر مبنای رویدادهای آینده باید تحلیل کرد. اما سخنی پایانی در مورد بازدارندگی: اما چکار کنیم که به بازدارندگی یا بازدارندگی مطلق در حوزه نظامی یا سیاسی و ... برسیم. اولا این مورد مقوله سختیه چون فاکتورهای مختلفی باید رعایت شه که در داخل کشورمون اون شرایط مهیا بشه که دشمن نتونه پاسخ بده از جمله شرایط خوب اقتصادی، سیاسی ، وفاق ملی، تعامل اجتماعی، بالا بودن امید به موفقیت و عدم تطمیع شهروندان ایرانی و... در کنار اون باید به توازن بالای نظامی و همچنین رویکرد مثبت و متوازن با همسایگان اطرافمون برسیم. در خارج از مرزهامون و مخصوصا در مورد اسرائیل باید در نظر داشته باشیم که اسرائیل سالها در حال تهاجم و ضربه زدن به ایران نبوده بلکه باید برعکسشو در نظر گرفت. همه از قدرت نظامی و تجهیزاتی اسرائیل خبر داریم و میدونیم ضرباتی به ایران وارد کرده که در بالاتر ذکر شد و در استراتژی هزار خنجر تعریف میشه اما واقعیت شرایط میدانی حاکی از اینه که اگرچه متحدین ایران (حزب الله، حماس، حوثی ها) قدرتی در حد متحدین اسرائیل ندارند ولی ایران هم استراتژی خاص خودشو داره که من بهش استراتژی هزار طناب یا هزار ریسمان میگم و با رویه ای آهسته و پیوسته داره حلقه رو بر اسرائیل تنگ تر میکنه. اسرائیل با فراست پی برده که حلقه مهم این محاصره در سوریه و متحد تقریبا منفعل ایران یعنی دولت سوریه است. اگرچه ما خودمون به نوعی خواستار حضور روسیه در سوریه بودیم ولی اگر قراره در مقابل اسرائیل به توانایی پاسخ ( و حتی پاسخ متوازن و نه بازدارندگی) برسیم باید یه مقدار تعامل ایران - روسیه و سوریه در خاک سوریه تغییر کنه و دولت سوریه هم از این انفعال در بیاد تا بتونه به بازیگر قوی در کشمکش بین ایران و اسرائیل تبدیل بشه ان شاالله. الا ایحال بازدارندگی اونهم در خاورمیانه که بطن فتنه ها و آشوب های مختلفه یه مفهوم ایده آله و اگر نگم که رسیدن بهش غیر ممکنه ولی سالها طول می کشه که ما به سطح مناسبی از بازدارندگی برسیم.
  6. البته واقعا نمیشه عین الاسد رو با عملیات تنبیه اسرائیل مقایسه کرد چون ضربه دشمن در سال 1398 خیلی تاثیرگذار و دردناک بود. ولی الا ایحال چه در سال 98 و چه 1403 وجه بارز این عملیات یک جنبه روانی اون و دوم ایجاد اعتماد به نفس برای تکرار اون در موارد مشابه آتی بود، دیگه گذشت اون زمان که اسرائیل مستشاران ایرانی رو در سوریه هدف قرار بده و خودشو ایمن و مصون فرض کنه. در عملیات تنبیه اسرائیل یا همین وعده صادق روشن شدن آسمان بیت المقدس با موشک های ایرانی (که با دوربین های اهالی کرانه باختری ثبت شد) و گذشتن از فراز سرزمین خصم یه تلنگر عمیقی بود به اسرائیل که ببین چقدر آسیب پذیری و اگر بجای این مثلا 200-300 موشک و پهپاد با 10 هزار موشک تحت تهاجم قرار می گرفتی باید چه کار می کردی؟ به قول معروف اون که باید از این ماجرا پند می گرفت گرفت و نشونه اش این عملیات مضحک اسرائیل بود که دیگه دونست ماجرا چطوره و ماست هارو کیسه کرد و طوری پاسخ داد که ماجرا ادامه پیدا نکنه. به خاطر همین نیاز به کنکاش بیشتر در مورد عملیات نبود و با گذشتن چن سال از عملیات به تدریج این اطلاعات به بیرون درز می کنه و نیازی نبود ایران از پهپادها یا ابزارهای خوب جمع آوری اطلاعات میدانی استفاده کنه که با شکارشون حتی نتیجه عملیات و ضربه روانی وارده به رژیم اسرائیل مخدوش شه . در این فقره ایران لازم ندونست که خیلی روی جزئیات پیامدهای حمله حساسیت به خرج بدهمیشد این عملیات رو در دو کلمه خلاصه کرد: fire and forget! چون همون خفت و خواری اسرائیل در دنیا و منطقه براشون کافی بود ولی در صورتی که این عملیات یا عملیات مشابه پیوسته رخ بده با توجه به لزوم بررسی نتایج و تحلیل نقاط قوت و ضعف حتما از ابزارهای جمع آوری اطلاعات استفاده میشه. البته ضربه ایران به اسرائیل چشم بسته نبود و همونطور که همه میدونیم در رزمایش های نیروهای مسلح ایران، حتی شبیه سازی حمله به اسرائیل و بندر ایلات هم انجام شد.
  7. ورای پوشش دو جنبه تلفات و وارد آمدن خسارت به اسرائیل و میزان برخورد که مسلما حداقل 15 مورد بوده ( و با دراومدن فیلم ها یا عکس ها و اطلاعات دیگه ممکنه بروز پیدا کنه چون اسرائیل که میلی به انتشار میزان برخورد و وارد شدن تلفات جانی و امکاناتیش نداره) یه نکته رو به یاد داشته باشید: در جنگ جهانی اول و دوم ایران اعلام بی طرفی کرد ولی در هر دو جنگ توسط قوای متفقین اشغال شد. در جنگ جهانی دوم نوع اشغال ایران توسط متفقین واقعا شرم آور بود.میشه گفت با اولین ضربه، انسجام و سازماندهی نیروهای نظامی که رضاشاه ادعای قوی بودنشونو داشت از هم فرو پاشید و پدر به طرز تحقیرآمیزی تبعید شد و پسر رو جایگزینش کردن. سقوط فوق العاده سریع رضاشاه حتی بر سرنوشت نهایی جنگ جهانی دوم هم تاثیر منفی داشت چه اگه رضاشاه و قوای تحت فرمانش میتونستن 6 ماه الی 1 سال مقابل متفقین به خصوص اتحاد جماهیر شوروی مقاومت میکردن، شاید ورماخت میتونست با سرعت و قدرت بیشتری به طرف تسخیر اهدافش بره و حتی شوروی رو کاملا سرنگون کنه. اما در زمانه ما ، ایران ضربه ای رو از اسرائیل خورده و میل داره این ضربه که البته آخرین مورد از مجموعه زیادی از ضربات استراتژی هزار خنجر اسرائیل بود رو پاسخ بده خوب واکنش دنیا به اراده ایران چیه: اسرائیل کاملا ترسیده و حتی وعده داده که ایران هر سفارتی رو بزنه ما پاسخ نمیدیم و فقط ایران به عمق خاک ما حمله نکنه. ایالات متحده با لحن خیلی ملایم و نرمی از ایران میخواد که تلافی نکنه اتحادیه اروپا و خیلی کشورهای پرنفوذ سیاسی، ایران رو به خویشتنداری دعوت می کنن اما ایران چیکار میکنه: مجموعه ای از موشک های کروز، بالستیک و پهپادهاشو که در مورد توان موشکی میشه گفت از ذخایر قدیمی و نه کاملا به روز هست رو استفاده و به عمق خاک اسرائیل و اهداف نظامی (و اونهم بدون میل به گرفتن تلفات غیر نظامی) روانه میکنه. به نقل از معاریو که از مهم ترین روزنامه های اسرائیل هست نزدیک به 20 درصد پرتابه های تهاجمی گسیل شده ایران به هدف میخوره ( حتی ممکنه درصد موارد از اینم بیشتر باشه). ایالات متحده و اتحادیه اروپا بجز محکومیت ظاهری هیچ کاری نمی تونن بکنن، اسرائیل که همیشه با شدیدترین توان به حزب الله لبنان و حماس و ... پاسخ میداد شاید مضحک و مسخره ترین پاسخ نظامی رو به ایران میده. اینکه از ترس پاسخ ایران ، کاری رو میکنن که باعث تمسخرشون توسط جهانیان میشه. باید بی خیال این تبلیغات رسانه ها شد ولی چیزی که حداقل برای بنده مبرهنه و در سالهای آینده دنیا به خاطر خواهد داشت اینه که: ایران با این پاسخش ( علی رغم التماس ابر قدرتی چون ایالات متحده) هیمنه و اعتماد به نفس و قدرت روانی اسرائیل که از 1948 داشت رو در هم کوبید، پاسخی قوی و با صلابت اونهم در عمق خاک دشمن و تازه با رعایت ملاحظات انسانی داد.
  8. این اتفاق زخمی شدن یک فرد و رضایت دادن ایشون از فردی که مقصر مستقیم بوده نیست، فاجعه ای بود که 176 کشته بر جای گذاشت و مسلما نمیتونه فقط مربوط به یک اپراتور باشه. وقتی با این چنین اشتباهی 176 نفر قربانی میشه نیازه که بجای اینکه 2 روز کامل کتمان شه و فیلمبردار فیلم سقوط بازداشت و بعد از کل دنیا ماجرارو فهمیدن افشا شه، کل پروتکل ها و دستورالعمل های پدافندی مرور و انجام درستشون چک بشه که ببین اشکال از کجا بوده؟ نظارت ناکافی، نبود آموزش، مسئولیت پذیر نبودن. حالا ممکن بود که بخاطر افکار عمومی نیاز به استعفای حاجی زاده باشه و ممکن هم هست نباشه ولی اینکه فردی مثل حاجی زاده رو بلکل مبرا بدونیم اشتباهه. فرقی هم نمیکنه کجا بوده چه پادگاه های استان کرمانشاه و چه کنار اپراتور تور ام. وقتی مقام بزرگی رو قبول کردی باید مسئولیت اشتباهات رخ داده رو قبول کنی که ممکنه به تصمیم و اشتباه مستقیم خودت مربوط باشه و یا اشتباه زیردستانت. اینکه همه چیو گردن اون اپراتور بندازیم و کاسه کوزه رو سرش بشکنیم شجاعانه و منطقی نیست و یه جورایی صورت مسئله رو پاک کردنه. باید پیگیری کرد که دلیل عمل اون اپراتور چی بوده، شرایطی که اون اپراتور داشته چطور بوده. اصلا تمرکز، سلامت ذهن و جسم داشته، دچار مشکلات خانوادگی نبوده و ... البته سردار حاجی زاده حداقل وجود اشتباه رو قبول و عذرخواهی کرد. ولی کافی نبود. باید از سردار حاجی زاده و حتی مقامات بالاتر بدون توهین و ترور شخصیت یا قهرمان پردازی سوال میشد و عملکردشون بررسی میشد. مردمان ما سالها است اسیر دو قطبی اند و در مورد شخصیت ها هم این امر رخ میده یعنی شخصی با کارنامه قبلی قابل قبول با یک اشتباه سهوی بجز رد مقام یهویی بی آبرو و نابود میشه ( و این باعث میشه افراد متخصص میل به پذیرش مسئولیت و بروز دادن توانایی هاشون رو نداشته باشن) یا در مقابل فردی با عملکرد نامناسب فقط بخاطر لج با افکار عمومی ارتقا داده میشه (مثل مرتضوی و...). اگه بخواهیم یه مثال دیگه بزنیم مثلا عملیاتی شده و یکی از رزمندگان قصور کرده و عملیات لو رفته و کلی تلفات داده آیا باید رزمنده رو کاملا مواخذه کرد یا فرماندهی که حواسش به اتفاقات میدانی نبوده. مثال بعدی مثلا در مراکز بهداشتی و درمانیه. مثلا فرد یا افرادی فوت میکنن و گروه درمانی مثل پزشک و پرستار به پزشکی قانونی یا مراجع ذی ربط مثل بازرسی و ... میرن. به طور طبیعی شخصیت و حتی نقاط قوت فردی که خطای سهوی کرده نباید کلا کنار گذاشته بشه، مثلا اون فرد که قبول مسئولیت کرده و به ازای انجام مسئولیتش از مزایایی برخورداره ممکنه به علتی در انجام وظایفش قصور کرده که باید متناسب با اون پیامدشو تحمل کنه ولی بجز اون اون فرد ممکنه انسان دلسوز یا خوبی باشه که در اون لحظه یا لحظاتی اشتباه کرده . در مقابل اگر حتی ما گروه درمانی رو افرادی خوبی بودیم به معنی این نیست که چشم بر تقصیر یا مجموع قصور اونها ببندیم و بگیم : شما انسان خوبی هستی، اتفاقی که افتاده فدای سرت . من در فضای مجازی هردو مورد رو دیدم اینکه طرف که قصور کرده رو تبدیل به هیولا و ابلیس کنن (که این ظلمه واقعا و نادیده گرفتن خدمات فرد) یا از اون ور تبدیلش کنن به قهرمان و بگن سرت سلامت اتفاقی بوده و افتاده و دل ما از عذرخواهی ات شکست (که احتمالا اون رو هم باید انجام نمی داده). به نظرم مملکت ما در زمینه حسابرسی، ریشه یابی و رفع نقص (حالا جریمه و مجازات یا رفع علت فجایع این چنینی) یه مقدار عقبه. نکته بعدی اینکه اتفاقا این حادثه هواپیما موردیه که در درازمدت سهوی و اتفاقی بودنش خطرناک تره تا عمدی بودن. در عمدی بودن هدف معلومه، برنامه ریزی معلومه و اگر به نتیجه نگاه کنیم نتیجه دلخواه بوده ( ورای فاجعه و اشتباه بودنش). ولی اگر اتفاقی و سهوی بودن رو در نظر بگیریم وجود نقاط کور و آسیب پذیری پدافند ما و ناآماده بودن فرماندهان و پرسنل در شرایط بحرانی و ناتوانی در حفظ آمادگی مستمر در طول خدمت رو نشون میده. ما در دورانی قرار داریم که خباثت های ایالات متحده و اسرائیل و توانایی شون در جنگ الکترونیک بر هیچ کسی پوشیده نیست و وقتی به این ضعف ما پی ببرن خدا نکنه سعی بر ضربه زدن و ایجاد بحران در کشور کنند. جنگ الکترونیک ورطه آسیب رسانیه که ما باید جدی بگیریم اون رو و به عادت دیرینه مون برنگردیم که چند روز بعد حادثه ، کامل اون رو فراموش کنیم و باز روز از نو، روزی از نو تا خدای نکرده حادثه بعدی. گاهی هم ریشه یابی این مسئله نشون از یه ضعف عمده تر داره که مثلا مربوط به فرد یا مجموعه نیست و به امکانات و تکنولوژی قدیمی یا برنامه ریزی اشتباه بر می گرده. مثلا در یه مورد تقریبا ما به که سرکوب پدافند سوریه توسط اسرائیل بود بجز اون عدم تحرک پدافند سوریه، برنامه ریزی، سخت افزار و راندمان کاری نیروهای سوری خوب نبود و هنوزم نیست و بخاطر همینه آسمونشون حیاط خلوت اسرائیل شده. اگر ما از این وقایع درس بگیریم و ریشه کنیم میتونیم جلوی فجایع سلسله وارو بگیریم. پ.ن: به نظر بنده بدترین مشکل در تحلیل این وقایع نگاه سیاسی و دو قطبیه که باعث میشه بحث های فنی کلا کانالیزه و منحرف و تبدیل به کشمکش بشه. در این فقره سه عنوان جنگ الکترونیک، لزوم حفظ آمادگی نیروها در شرایط بحرانی و ایجاد شرایط مشابه جنگی به طور سالانه برای نیروهای رزمی و حفظ سلسله مراتب سازمانی در بدترین شرایط بهتره مدنظر باشه تا از طریق بشه از بروز پیامدهای نامطلوب آینده پیشگیری کرد.
  9. البته رضاجان چیزی که من شنیدم این جمله رو کارل مارکس گفته . چیزی که مارکس اشاره داره به تشابه اسمی نام ناپلئون اول و ناپلئون سوم یعنی لوئی ناپلئونه. یکی و ظهور و سقوطش رو تراژیک میدونه ولی دومی مضحک. ناپلئون سومی برای به فراموشی سپردن اوضاع اسف بار اقتصادی و اجتماعی فرانسه به پروس حمله کرد و با ضدحمله مهیب پروس، پاریس به دست اونها افتاد و به شکلی فاجعه بار دو ایالت آلزاس و لورن از کنترل فرانسه درآمد.
  10. این موارد که فرمایش کردید ایده آل های شماست و در واقعیت محلی از اعراب نداره ادم شدن عربستان؟ مگر جز این بود که ما از خواسته هامون کوتاه اومدیم و از شعار آل سقوط به میز مذاکره با اونها برگشتیم در مورد امارات این کشور از ادعای تسلطش بر جزایر سه گانه دست بر داشته؟ در مورد ترکیه و اذربایجان خدشه ای در تحریک پان ترک ها و سرویس دادن به اسرائیل وارد اومده؟ چه نوع منطقی که کابل داره؟ بستن آب روی ایران، زیر پا گذاشتن حقوق اقلیت شاید شما آشنایی با استحاله قومی، زبانی و عقیدتی کشورها و تاثیر اون روی شرایط داخلی و خارجیمون نداشته باشید و نمیتونید تصور کنید که مثلا 50 سال اینده چطور خواهیم بود
  11. در همون سالها هم در مقابل طالبان فردی مثل احمدشاه مسعود وجود داشت که طالبانی ها زدن کشتنش. مقاومت ملی، شیعیان هزاره. از این انفعال بهتره این سیاست خارجی ما واقعا معرکه است مثلا در کشمکش بین آذربایجان و ارمنستان از قدیم طرفدار آذربایجان بودیم که هم تمامیت ارضی مارو تهدید میکنه و هم حیاط خلوت و نوکر اسرائیله با طالبان که این شرایطه با ترکیه که از هر اقدامی علیه ما کوتاهی نمیکنه، همکاری داریم و منافعشو تامین می کنیم. با امارات که جزایر سه گانه رو از آن خودش می دونه سنگین ترین مرادوات اقتصادی رو داریم این رفاقت کردن با کشور و گروه هایی که آشکارا در رفتار دشمنی شونو نشون میدن چه معنی داره 951: چه استحاله ای برادر من؟ بستن آب روی ایران، رعایت نکردن حقوق شیعیان، درگیری مرزی استحاله وقتیه که ترکیب میدان و سیاست روی طالبان فشار بیارن و اونارو مجبور به دادن امتیاز به ما و اقلیتهای جمعیتی اش بکنه
  12. سلام برادر عزیز. فکر کنم مطلب بنده رو نخوندی. من کاری با اشرف غنی و حامد کرزای و ... ندارم. از ایالات متحده هم که دنبال استعمار و استثماره هیچ انتظاری ندارم. ایالات متحده چند هزارکیلومتر اونورتره این ماییم که همسایه این گروه افراطی و وحشی ایم. روشن هم بیان کردم که اقلیت قدرتمند شیعه و احمد مسعود رو نزدیک به سیاست های ایران می بینم، ایران نباید این دو گروه و دسته عظیم جمعیتی رو بی حمایت رها می کرد اون هم در دست طالبان. هم باید با تجهیز اونها از طالبان امتیازی برای اونها می گرفت و هم عنصر تاثیرگذاری در سیاست های افغانستان می داشت، حتی با گسیل این جمعیت افغان در ایران که بین 5-15 میلیون براورد میشن ، میتونست طالبان رو مشغول کارزار داخلی کنه. الان طالبان از امور داخلی و تمکین کامل مردم و سرکوب اونها فارغ بشه میاد طرف ایران. فراموش نکردید که چه کسی طالبان و القاعده رو ایجاد کرد؟ ذهن من بنده یادشه که زیر سر مادلن آلبرایت بود پس به همچین گروه هایی که ترکیبی از افراطی گری و وحشی گری ایدئولوژیک و پشتیبانی دلارهای غربی اند نمیشه اعتماد کرد. بهتره یه مقدار تاریخ رو دقیق مطالعه بفرمایید، چون قومی که شناختی از تاریخ نداشته باشه محکوم به اینه که تاریخ براش بارها و بارها تکرار شه. شما شاید کشتار دیپلمات های ایرانی توسط طالبان رو یادتون رفته باشه من یادم نرفته و اون وحشی ها فرقی با اون زمانشون ندارن. اون موقع وحشی خالص بودن الان وحشی سیاستمدارشدن. بستن آب بر روی ایران رعایت نکردن حقوق اقلیت شیعه و احترام نگذاشتن به مناسک و مراسمات اونها حذف زبان فارسی از زندگی مردم افغانستان دقیقا باید این طالبان چیکار کنه که دوستان عزیزی مثل شما از خواب غفلت بیدار شن و بدونن اونها یه تهدیدن. حالا روزی قلاده ایالات متحده روی گردنشون بود و الان ترکیه و عربستان و... مهم اینه یه تهدیدن و نشونم دادن که بشدت پتانسیل درگیری با مارو دارن.
  13. وقتی از پتانسیل مسعود و تاجیک ها و همچنین هزاره ها و اقلیت قدرتمند شیعه در افغانستان چشم پوشی کردیم و افغانستان رو آماده در دیس تقدیم به طالبان کرده و نهایت همکاری رو باهاشون داشتیم، باید فکر این زمان رو می کردیم. به قول شاعر: باش تا صبح دولتت بدمد که این هنوز از نتایج سحر است
  14. aminf14

    قاهر F-313

    اساس پنهانکار بودن در اینه خودتو از دید دشمن پنهان کنی، یه رادار دوربرد و قدرتمند داشته باشی که با یک موشک شلیک کن فراموش کن هدفتو بکوبی و قبل اینکه دشمن واکنشی نشون بده به محدوده هوایی ایمن برگردی. پروژه قاهر از همون اولم محکوم به شکست بود چون در همون اولین مورد ایراد داشت. هدف از تولید این جنگنده پشتیبانی نزدیک بود و جنگنده پشتیبانی نزدیک که در میدان دید دشمن قرارداره و رادار هم فعلا نداره، دیگه پنهانکار بودن و نسل پنجم بودن به چه کارش میاد؟
  15. درود بر شما.خسته نباشید میگم بابت فعالیت های چشمگیر و همیشه مفید شما. من در توانایی کم نظیر لوفت وافه شکی ندارم (مثل طرح فوق العاده هورتن 2-29) ولی این چیزی که مشاهده کردم بیشتر به جنگنده های چندمنظوره نسل ششم می خوره و تازه سالها بعد جنگنده هایی مثل میگ 25 و اف 14 به بخشی از این پتانسیل رسیدن و نوع سازه بدون سکان عمودی و پنهانکار بودن و نوع رها کردن بمب یه مقداری جای سوال داره چه در امکانات اون زمان و چه عملی شدنش. به نظر میاد حداقل چند دهه بعد میشد این طرح عملی بشه.