aminf14

Editorial Board
  • تعداد محتوا

    152
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    1

aminf14 آخرین امتیاز شما در روز 6 اردیبهشت

aminf14 شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

433 نشان افتخار

درباره aminf14

  • رتبه حساب کاربری
    گروهبان دوم

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

11,790 نمایش های پروفایل
  1. با توجه به تبحر و استفاده از ابزارهای مختلفی مثل تهدید، تحریم، تطمیع ، جنگ رسانه ای مذاکره با شکل معیوب فعلی اش تبدیل به شکل جدیدی از تهاجم و استثمار توسط قشر افراطی حاکم بر بعضی کشورها مثل ایالات متحده و اسرائیل شده. مثلا فلسطینی ها بعد از چند جنگ بزرگ و توافقات به نسبت خوبی که با اسحاق رابین داشتند از بعد اون جریان و با حضور آریل شارون و نتانیاهو وارد تعاملی شدند که واقعا تحقیر آمیز بود هم خاکشون از دست رفت و هم حس مقاومت و هم آبروشون. در مورد ایران هم چه در زمان حجت الاسلام خاتمی و چه زمان روحانی ما نهایت انعطاف و تعامل رو با طرفین غربی داشتیم ولی وقتی پای منفعت ما و تعهد اونها میشه دبه در میارن. وقتی ما بعد از سالها مذاکره، راستی آزمایی و انعطاف دوباره بر سر چیزهایی که حقانیتمون رو ثابت کردیم، مذاکره کنیم این یعنی مذاکره از جایگاه پایین تر و پذیرش خواسته های نامعقول رو به نوعی قبول کردیم. همین الان ایران تحت فشار خرد کننده ای هست ولی مذاکره با ترامپ چیزی فراتر از مذکرات کره شمالی و فلسطین نخواهد بود.
  2. بهبود با رویه فعلی ممکن نیست و نیاز به اصلاحات و تغییر رویه اساسی داره. خب مشکل جهان سوم همینه یعنی اینکه بخاطر نبود تمدن مدرن پیشرو و پویا در خاورمیانه، از دیر باز بازیچه ایه برای کشورهای توسعه یافته بودن ، چه از زمان استعمار به شیوه قدیم تا استثمار به شیوه مدرن. نمودش قومیت و ملیت گرایی اعراب و ترک و پارس و کرد و انداختن اونها به جون هم و بهره برداری از این اختلافات هست. تفرقه بینداز و حکومت کن.
  3. در بخش اول اتفاق افتاده ولی قابل تغییر و بهبود هست مثل خیلی کشورها در تاریخ که از خاکستر به شکوفایی رسیدند. اگه در انتخابات دموکرات ها پیروز باشن باز شاید چرخه طولانی و معیوبی از مذاکرات هستیم. ولی اگه ترامپ در انتخابات پیروز بشه به نظر اینقدر زیرک نیست که ایران رو در نقش لولویی برای دوشیدن شیخ نشین های حاشیه خلیج پارس نگه داره و به احتمال زیاد به بخورد مستقیم می رسیم.
  4. بحث قاطی کردن نیست، تاکید بنده بر توسعه متوازن و نه کاریکاتوریه. اینکه مثلا یه بعد ما خیلی پیشرفت کنه و در بعد دیگه ضعف داشته باشیم و از اون ناحیه ضربه بخوریم. این صحبت در جواب دوست عزیزی بود که فرمایش کرد مردم ما آبدیده شده و تحمل بالایی دارند در صورتی در عمل اینطور نیست و ابنا بشر تحت فشار واکنش هایی رو گاها نشون میدن غیر قابل پیش بینی. نمیشه ریسک کرد و بدون برطرف کردن ضعف ها وارد جدالی همه جانبه شد و یا باید انتظار ضربه خوردن رو داشت. ظریف و دیپلماسی ما، نیروی نظامی ، توسعه اقتصادی و به دور از فساد ، فضای باز و مبتنی بر تحمل آرا، باید مجموعه این عوامل دارای کارکردی خوب و هماهنگ با هم باشند تا به نتیجه دلخواه خود رسید. در بعد کلان ما در تمامی بخش ها جدای از قوت ها، دچار ضعف های عدیده ای هستیم.
  5. ما امروزه در دهکده جهانی در محاصره مجموعه ای از کشورهای رقیب یا دشمن قرار داریم. اگر هم وقتی برای اونها نزاریم اونها تمرکز و وقتشونو بر روی ما می زارن. اگه قراره بر کشمکش با ایالات متحده، عربستان، اسرائیل و یا هر رقیب یا دشمن دیگه ای هست باید خودمونو از جنبه های مختلف نظیر قدرت نظامی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، ایجاد فضایی پویا و مبتنی بر تضارب آرا آماده کنیم. هیچ نقطه قوتی در زمینه ای لزوما نقطه ضعفی رو (که مسلما بر مبنای سو مدیریت و یا عدم تدوین سیاست درست کلی و اجرایی است) پوشش نمیده و ما ممکنه مثلا در بعد نظامی مقاوم و پایدار باشیم ولی در جنبه سیاسی و دیپلماتیک و یا اقتصادی ضعف ما منجر به وارد شدن ضربات غیر قابل جبران به ما بشه. نادیده گرفتن ضعف ها و پاک کردن صورت مسئله و خوابیدن در باد موفقیت ها باعث حل مسائل جاری ما نمیشه. اتحاد جماهیر شوروی رو فراموش نکنیم که در بع نظامی، تشکیل اقمار مختلف و حتی از نظر تبلیغ ایدئولوژی در اوج فعالیت و قدرت خود بود ولی بخاطر فساد گسترده، نبود آزادی و همچنین عدم تامین منابع مالی پایدار به صورت کافی با یک شبکه بی بی سی فرو ریخت و به تاریخ پیوست. باید به سمت توسعه متوازن رفت.
  6. البته نمیدونم ادامه بحث چقدر با روند تاپیک میسازه اما آبدیده شدن مردم ایران چیزی ورای یک شعار نیست، درد و رنج و شکسته شدن کرامت و غرور آدمی چیزی نیست که بهش عادت کرد. فقر مادی و اقتصادی فقر فرهنگی و به بن بست خوردن تمدن رو به دنبال داره. همین الانشم با فروخته نشدن نفت، تحریم های گسترده، عدم جذب سرمایه خارجی و بر باد رفتن فرصت های گردشگری فعلا ضربه فقر، تورم عنان گسیخته و کاهش ارزش پول ملی نصیب ایران شده. نمیشه به ضربه اقتصادی به طرف مقابل دلخوش بود چون ایالات متحده جنگ اول و دوم جهانی، تهاجم ویتنام و چندین و چند ماجراجویی بزرگ و کوچک رو از سر گذرونده. ولی در بعد نظامی مصداق بارز عبارت از قضا سرکنگبین صفرا فزوده. جنگ و تبلیغات رسانه ای هم اندازه ای داره. ترامپ تا این زمان پاشو از تهدید و رجز خوانی های رایج و کشمکش های همیشگی ایران و ایالات متحده فراتر نهاد و البته نتیجشم دید.ترامپ در بعد نظامی گزینه های خوبی داشت که با دیوانگی همه رو به باد داد. باید ایران با تدبیر این شطرنج با طرف مقابل رو ادامه باده شاید در دور دوم انتخابات ترامپ انتخاب نشد ( که احتمالا بشه) و برگردیم به روند تکراری سالهای قبل.
  7. از نظر اقتصادی که اثرشو گذاشت و داشته های ایران از برجام رو به صفر رسوند. ولی از نظر نظامی و یا مذاکره قضیه فرق میکنه چون دست بالارو نداره از نظر نظامی نمی تونه پیش بینی کننده میزان خسارت وارده به ایالات متحده و متفقینش باشه و در بعد مذاکره هم گفتنی ها در برجام گفته شده و نیازی به مذاکره مجدد نیست و شعار مذاکره صرفا برای عکس یادگاری و مستند سازی برای دور بعدی انتخاباته. ولی ایران باید احتیاط رو در دستور کار قرار بده چون با امکانات بالای بخصوص نیروی هوایی آمریکا و وجود دیوانگانی مثل ترامپ، بن سلمان و بی بی هر آن ممکنه منجر به تصمیمی دیوانه وار و شروع جنگی تمام عیار بشه و همین تدبیر رو باید ادامه بده.
  8. ترامپ نشون داد هرچند از نظر تهدیدات و فشار اقتصادی دست برتر رو داره در بعد نظامی به خاطر هماهنگ نبودن برنامه های تهاجمی با ادعا و شعارهاش فعلا در گوشه رینگ قرار گرفته چه در قضیه نفت کش ها و چه در قضیه پهپاد و این ماجرا کم کم برای این سیاستمدار حیثیتی شده و در ادامه ممکنه بر شانسش برای تصاحب مجدد کرسی ریاست جمهوری ایالات متحده اثر منفی بگذاره. امیدوارم ایران از نظر نظامی آمادگی لازم رو داشته باشه و همین رویه رو بتونه ادامه بده و غافلگیر نشه.
  9. چه کار ایران باشه و چه توطئه دیگر کشورها اول و آخر نتیجه خیمه شب بازی و سیاست چماق و وعده خالی ترامپه که راه هرگونه تعامل رو با خروج قاطع از برجام بست. طرف مقابل با متحدینش به خیال خودش پلن های لازم رو درست چیده ولی به خصوص در خلیج پارس و تنگه هرمز پایان بازی در اختیار اونها نیست و هر لحظه باید به قول حسین علائی منتظر موشک های سرگردانی به سمت نفت کش یا کشتی های جنگی یا غیر جنگی خودشون باشند. بازی تازه شروع شده!
  10. یه سیبو که بالا بندازی، تا وقتی پایین بیاد هزار تا چرخ می خوره. تعیین تاریخ برای پایان یک حکومت از هر نوع که می خواد باشه چیزی نیست که تحلیل و منطقی پشتش باشه و بیشتر شانتاژ و فضاسازی رسانه ایه. مشکل اینه حکومت ما به روز و پویا نیست و اقتصاد گل سر سبد معضلات ما در امر کشور داریه ( سیاست و روابط بین الملل و... هم در ادامه). اینکه پیش بینی سقوط در 97، 98، 99 یا 1400 تحقق پیدا نکنه و یا اینکه رقبا و دشمنان ما اینقدر دست به عصا حرکت کنند که دست به ریسک حمله محدود یا نامحدود نزنند ( به هر علتی مثل ترس از عواقب اون عمل )، به خودی خود نکته مثبتی برای ما و توصیف اوضاعمون نیست. باید ایران بتونه به سمت پویایی اقتصاد، سیاست داخلی کارا و عقلانی و در نتیجه داشتن الگویی بهتر برای زندگی و تاثیر گذاری در امور بین الملل بره و ما کشوری داشته باشیم که در شان نام سترگ ایران باشه. تهاجم فقط بعد نظامی نداره و شامل ابعاد سیاسی - اقتصادی و... هم هست. چیزی که می بینم متاسفانه از بعد سیاسی - اقتصادی به خاطر قوی نبودن ما ،دشمن خیلی ضربه زده: ترامپ از برجام خارج شد و مطابق پیش بینی درستش ایران از برجام خارج نشد. همچنین صادرات نفت ایرانو بشدت کاهش داد و سخت ترین تحریم هارو علیه ما اعمال کرد ولی ایران اقدام ملموس متقابلی نکرد و یا گر هم بخواد امکان انجامشو نداره چون حداقل دستاوردهایی که در این چند ساله جمع کرده رو در صورت اقدام متقابل از دست میده و با اجماع جهانی روبرو میشه. اگه قوی نباشیم باید هر روز آماده این باشیم که درگیر یه موضوع (درست یا واهی ) مطرح شده از سمت غرب باشیم از انرژی هسته ای تا قضیه موشکی، از حقوق بشر تا جزایر سه گانه و یا مسائلی مثل اقلیت ها یا گوناگون بودن اقوام یا حتی انجام اقداماتی و به اشتباه نسبت دادن اون به ایران.
  11. همین الان هم اوضاع گل و بلبل نیست و با این شرایط سخت ، شاید نیازی به جنگ نباشه. همین فقر، بیکاری و تورم عنان گسیخته که دهه هاست بهش عادت کردیم و با ذکر ان شالله گربه است از کنارش گذشتیم، چیزی از زندگی برامون نزاشته که قرار باشه در تابستون 98 سقوط کنه. مشکل اصلی در درونه نه بیرون و بقول ویل دورانت : هیچ تمدنی از بیرون مغلوب نخواهد شد مگر اینکه از درون نابود شده باشد.
  12. چیزی که دونالد ترامپ دنبال اونه بهش مذاکره نمیگن و اصولا با مذاکره به دست نمیاد. دونالد ترامپ و کاخ سفید به دنبال تغییر ماهوی و تغییر در سیاست های کلی نظام جمهوری اسلامی و در مقابل نظام جمهوری اسلامی ایران به دنبال پذیرش ایران به عنوان قدرتی مستقل و مذاکره از موضعی برابر هستند. ایران در زمان جرج بوش و باراک اوباما در ارائه مذاکره ای با حسن نیت و برداشتن گام های اول و دوم و سوم و راست آزمایی به صورت کاملا متعهدانه بی غل و غش عمل کرده. در مقابل در زمان جرج بوش شاهد کمترین تعهد از جانب طرف و طرفین مقابل و در زمان اوباما شاهد تعهدات و گام های غیر برابر طرفین غربی بودیم، گام هایی ناقص که با رد کردن کامل برجام توسط ترامپ و تلاش برای انزوای اقتصادی و سیاسی کلا بر باد داده شد. حال ترامپ با کنار گذاشتن تعهد و قراردادی تقریبا جامع به نام برجام ( علی رغم ضعف هاش) به دنبال چی هست؟ جواب فقط تسلیم مطلق ایران به مانند لیبی و عراق. واقعا میشه ایران بعد از تعهد برجام و انزوای اقتصادی توسط ترامپ، تروریستی خواندن بعضی ارگان ها بیاد و مثلا بر سر چیزی که نقطه اتکای اون هست مذاکره کنه و اون رو کنار بزاره؟ ما به ازای اون چی هست؟ وقتی برجام توسط ترامپ کنار گذاشته شد چه تضمینی وجود داره همین قرارداد فرضی مبتنی بر نقد ایران و نسیه ترامپ، توسط طرف غربی و یا رییس جمهور بعدی کنار گذاشته نشه؟ باید قبل از مذاکره و گفتگوی بعدی ایالات متحده ، اصلا اعتقادی به گفتگوی از موضع برابر از جانب ایالات متحده وجود داشته باشه تا بشه بنابر تفکری منعطافه گفتگو و سپس با گام های متوازن روند اعتمادسازی و فروریختن دیوار عظیم بی اعتمادی از جانب دو طرف صورت بگیره. متاسفانه ایالات متحده در مذاکرات و تعامل با ایران همیشه در قالب تاجری طماع فرو رفته، تاجری که بیشتر تعهد رو از ایران شاهد هست در مقابل چه در دوران بوش و چه تقریبا اوباما کمترین انعطاف و امتیاز دهی رو در دستور کار داره غافل از اینکه این شوک های اقتصادی و بی وفایی در عهد چقدر می تونه در سیاست داخلی ایران موثر باشه و دولتی روی کار بیاد که کمترین نسبت رو با دولت قبلی که بیشترین انعطاف رو در مقابل اونها داشت، داره و بعد هم فریاد سر بدن که نگفتیم اینا اینطورن. ایران فقط زمانی باید به سمت مذاکره ( و نه حتی لزوما توافق) بره که به عنوان پیش شرط مذاکره این تحریم نفتی و غل و زنجیری که بر اقتصاد ایران چنبره زده، برداشته بشه. 15 سال ما در حال اثبات خودمون در راستی آزمایی بودیم و نهایت انعطاف خودمونو نشون دادیم. حال نوبت ایالات متحده ( بقیه طرفین مذاکره یا نوچه ایالات متحده هستند و یا یه مشت کشور دلال مسلک مثل روسیه و چین) است که خودشو اثبات کنه.
  13. مذاکره با طرفینی به جز ایالت متحده بجز اتلاف وقت و مذاکره برای مذاکره نیست چون تصمیم نهایی برای تقابل یا تعامل رو ایالات متحده می گیره. در حال حاضر هم ایران با سیاست دیرپای ایلات متحده تبدیل به لولوی خوبی برای خاورمیانه شده و باعث رونق فروش سلاح ایالات متحده و... به کشورهای عربی. وضعیت بلاتکلیف حال حاضر به نفع ایالات متحده است چون به اندازه کافی فشار اقتصادی به ایران وارد کرده، بهره برداری لازم رو از جهت اقتصادی داشته و مذاکره اونم وقتی ایران نهایت انعطاف رو به خرج داده و به تعهداتش عمل کرده معنی نداره به خصوص با ترامپ که اصولا چیزی که دنبالشه مذاکره و توافق نیست یه سری مستندسازی برای انتخابات 2020 اه و یا پیاده کردن الگویی مثل عراق یا لیبی برای ایران. مورد بعدی اینه مسئله هسته ای تبدیل به مسله ای حیثیتی و ملی شده ولی توافق در قالب دولت ها است و با تعویض دولت به علت نداشتن تضمین لازم توافقات هم بر هم می خوره . پس بهتره زمانی پای مذاکره بریم که دارای وحدت داخلی باشیم ( چیزی که من در هیچ دوره ای از مذاکرات مشاهده نکردم) و همچنین تصمیم گیری طرف مقابل مبتنی بر تضمین های لازم باشه تا بعد 10 سال مذاکره، ایالات مذاکره زیر میز بازی نزنه. اینقدر ترامپ در پیمان شکنی و تهدید شورشو در آورد که با قضایایی مثل فجیره و عربستان دستش رو شد که تصمیم نداره این لولویی که از ایران ساخته رو باهاش به تقابل مستقیم بپردازه . پس بهتره ایران که از نظر اقتصادی فعلا دستش به جایی بند نیست با کارت یمن و سوریه و... بازی کنه چون نشون دادن که مثل قضایای امارات و عربستان چقدر می تونن موثر باشن و جنگ روانی طرف مقابل رو برهم بزنن. باید زمانی به پای میز مذاکره بریم که آسی در چنته داشته باشیم.
  14. برای اف 5 ، افید صرفا یه ترکیب ممکن و بدون دردسره ولی تاثیر خاصی در موازنه یک درگیری نداره و چه در مورد تایگر و چه تامکت آر 73 گزینه بهتری به نظر می رسه.
  15. در اینجا میگ 31 تنها باشه، اولویت برون رفت میگ 31 از دامیه که براش پهن کردند که (مثل اف 14، توسط میراژ اف ساندویچ شد) طعمه قرار نگیره و شکار نشه. در مورد رپتور صحبتی که من کردم بنا بر فرضی بود که شما فرمایش کردید. وقتی پای رپتور و 187 فروندش به میان بیاد قضیه فرق می کنه.