aminf14

Editorial Board
  • تعداد محتوا

    119
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

اعتبار در انجمن

342 نشان افتخار

درباره aminf14

  • رتبه حساب کاربری
    گروهبان سوم

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

9,389 نمایش های پروفایل
  1. البته در یک جنگ که فعلا معلوم نیست طرفین کدام کشور یا کشورها هستند، هردو مورد ضروریه و اصولا با توجه به خطرات و تهدیدات باید راهکار بررسی بشه ولی شاید بخاطر عدم تناسب امکانات و میل به جنگ نامتقارن ، نیروی هوایی تا حدود زیادی نادیده گرفته شده. این امر باعث میشه ما همیشه یک گام از طرف مقابل عقب تر باشیم و فرصت پاسخ دهی داشته باشیم تا اقدام پیشگیرانه ( درست مثل اقدام پیشگیرانه و کوبنده اسرائیل در جنگ 6 روزه) بخاطر همین حداقل 80 فروند جنگنده سوخو 30 یا سوخو 35 میتونه توان مارو برای پایداری در مقابل خیلی تهدیدات بالا ببره. این امر بخاطر پایداری در مقابل ویران شدن زیر ساخت ها و ساختارهای پدافندی ایه که میتونن خط مکمل یا بعدی مقاومت در مقابل یک تهاجم باشند گزینه خوبیه. ترکیب امکانات تدافعی با تهاجمی می تونه نقش زیادی در پیشگیری از یک جنگ قریب الوقوع بگیره. به نظرم مقادیر کافی ای از سوخو 30 در نقش بازدارنده و بالا برنده هزینه برای طرف شروع کننده یک جنگ نقش خوبی داره و در عرصه جنگ چه سوخو 30 و چه تعداد قابل توجهی زیر دریایی با امکانات مناسب می تونه در کم کردن فشار جنگ بر آسمان و زمین ما و کشاندن جنگ به زمین و آسمان حریف ( درست مثل تقابل هراکلیوس با خسروپرویز که نبرد رو به آسیا کشوند) نقش موثری داشته باشه. بخصوص اگه طرف نزاع یک کشور و تقریبا با پتانسیل و ارتشی شبیه ما باشه این امر در برهم زدن تمرکز این کشور بر تهاجم و از بین بردن زیرساخت ها و عوامل پدافندی میتونه موثر باشه.
  2. فعلا اوجب واجبات وجود چند اسکاندران جنگنده چند منظوره نسل 4 با توان حمل مقدار بالایی تسلیحات و برد عملیاتی قابل توجه است ( مثل سوخو 30)، جنگنده نسل 6 و 7 پیشکش!
  3. ب نظرم به خاطر آشنایی شون با فرهنگ ژاپنی و سخت کوشی و غرور قابل ستایش مردمان سرزمین آفتاب تابان بود. در ژاپن تسلیم شدن معنایی نداره تا دم مرگ تلاش و مبارزه می کنن و در صورت شکست، مرگ شرافتمندانه ای با نام هاراکیری یا خودکشی شرافتمندانه دارند. در اواخر جنگ نیروهای هوایی ژاپن به سمت استفاده از هواپیماهای انتحاری و کامیکازه رفت و در صورت ورود نیروهای ایالات متحده به خاک ژاپن و قصد تصرف کامل باید تلفات زیادی رو متحمل می شدند. پس خواستند با یک تاکتیک جنگ رو مغلوبه کنند( و بعد ژست بگیرند قصدمون جلوگیری از خونریزی بیشتر بود مثل جنایت حمله به هواپیمای مسافربری ایران در سال 1367) . امپراطور ژاپن هم وقتی دید اصلا توان مقابله نداره و شهر به شهر ممکنه گزینه بمب هسته ای برای تسلیمشون به کار بره ، ناچار متارکه و تسلیم شدن رو پذیرفت.
  4. سلام. خواهش می کنم با توجه به اقلیم ایالات متحده و دوری اش از اروپا و مصون مونده اش از ضربات متحدین و نیروی انسانی عظیم اگر از ابتدا هم وارد جنگ میشد نتیجه همین بود فقط ممکن بود این نتیجه در زمان طولانی تری به سمت بیاد. آلمان تا حدودی خطر رو از جانب ورود ایالات متحده احساس کرد ولی اقدام اساسی رو که از ورودش بتونه با توجه به ضربه کاری بندر مروارید جلوگیری کنه، نتونست انجام بده. اگه اشتباه نکنم ( در اثر گذر سالیان و فراموشی مطالب منبع اصلی) ایالات متحده زمانی که وارد جنگ جهانی دوم شد، ناوگان زیردریایی های آلمان رو قلع و قمع کرد پس ایالات متحده سوار بر موج جنگ جهانی نشد بلکه اون موج رو ایجاد کرد و این هوشمندی متفقین رو در پیدا کردن متحد و خامی آلمان در پیدا کردن کشور هم پیمان چه در جنگ جهانی اول و چه دوم می رسونه.
  5. برادر عزیز به نظر میاد این نقل قول و پاسخ شما در جواب نظرات دوست دیگه مون باشه. منبع سخنان: ظهور و سقوط رایش سوم - ویلیام شایرر
  6. کلا از نظر بنده متحدین جنگ جهانی دوم سه اشتباه مرگبار رو مرتکب شدند: 1) تعلل ارتش نازی در درو کردن نیروهای آشفته متفقین در دونکرک 2) حمله تمام عیار بارباروسا و گشودن جبهه ای عظیم در شرق و دشمن ساختن شوروی که با اندکی اغماض میشد باهاش رابطه ای هم سفرگی همراه با احتیاط داشت 3) حمله غافلگیرانه بندر مروارید و ورود سرنوشت ساز ایالات متحده به جنگ جهانی که مثل جنگ جهانی اول راهگشا بود و البته بازهم دست کم گرفته شده بود. در مورد مرام ژاپنی ها، باید گفت که ملت خورشید در ورطه استعمار دست کمی از بریتانیا و فرانسه و ایالات متحده نداشتد. اونها شرق آسیا رو قلمروی استعماری خودشون می دونستند و از این رو در فکر اخراج دیگر استعمارگران پیر بودند تا جای پای خودشون محکم شه. البته کلیات رو دوستان مستحضر هستند ولی عبرت های تاریکی یکی دست کم گرفتن دوباره ایالات متحده و نقشی که می تونست در جنگ جهانی داشته باشه بخصوص از جبهه نرماندی بود. همین امر به نظر تحت تاثیر عدم هماهنگی بین دول متحد بود، چیزی که متفقین در حد قابل قبول و مطلوبی وجود داشت ولی روابط آلمان و ژاپن در حدی هماهنگ نبود که در پیشبرد گام موثر در جنگ همگام و با توجه به موقعیت باشه. دشمنی با ایالات متحده و از سویی دیگر شوروی واقعا چیزی نبود که در شرایط عادی بتوان برای آن فرجامی مطلوب در نظر گرفت و در این موضوع عدم شناخت درست ژاپنی ها و آلمانی ها از توان خود و دشمن باعث شکست آنها شد: ژاپنی ها عدم در اختیار داشتن مهره های کارساز برای جنگی طولانی با ایالات متحده که نیاز بود در ادامه به تهاجم به عمق قلمرو ایالات متحده منجر شود را در اختیار داشت، از سوی دیگر رایش سوم هم شاید ارتش نازی را بیش از حد قوی پنداشته و ارتش ایالات متحده و توان انسانی عظیم این کشور را دست کم گرفته بود ( ایالات متحده در جنگ جهانی اول هم با دخالت دادن 2 میلیون سرباز نقشی تاثیر گذار در پایان جنگ داشت). البته نمی توان این مورد را با قضایای خلیج پارس مقایسه کرد چون نیروهای نظامی ایران فاقد میل استعماری و تهاجمی و صرفا دارای کارکردی دفاعی هستند.
  7. توجیه نیست. با فرمایش های شما موافقم. دید ما ممکنه به مسئله ای جزئی و یا گاهی کلی باشه. در این مبحث من سعی کردم دیدی جزئی و مبتنی بر معلول و نه علت داشته باشم چون خود شما و بنده بهتر می دونیم مشکل در کجا هست و اون مشکل و علت به طور کلی به خاطر در حاشیه امن بودن از نقد و تحلیل حتی در اشتباهات واضح، تکرار چندباره سیاست گذاری های غلط و عدم توجه به انتقادات و پیشنهادات اعم از هر طیف و خط و جناح و کارشناس فعلا قابل اصلاح نیست. پس چاره ای نیست جز اینکه مسئله و نکته محور باشیم و هر مسئله ای رو به صورت انتزاعی بررسی کنیم و مثل من صرفا با ذکر ایراد بعدش پیشنهاد بدیم ( همین رو هم تا بتونم و به اینجام نرسه نمیگم چون واقعا گفتنش چه فایده ای داره؟). وجود یک کارشناس رسانه ای خبره، گزیده گویی در اظهارات که گاه و بیگاه اشتباه در میاد و شرکت در کارگاه های بازآموزی که زحمت و سختی چندانی نداره، همین رو هم من دیدم نه گوش شنوایی برای شنیدن انتقاد و نه اصلاح هست . تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
  8. البته انسان جایز الخطاست و از این دست اشتباهات برای همه پیش میاد . قبلا هم برای محسن رضایی و یا سعید قاسمی این موارد رو داشتیم. در زلزله کرمانشاه که سعید قاسمی به همراه تیمی در کار تهیه مسکن جایگزین برای زلزله زدگان بود، گفت این خانه های ساخته شده در مقابل زلزله 14-15 ریشتری هم دووم میاره( نقل به مضمون). توالی از این اشتباهات و اون جایگاه و تاثیری که یک یا چند اشتباه می تونه داشته باشه به نظرم باعث میشه که چند نکته رو در نظر بگیریم: 1) تاکید بر دوره های بازآموزی ( چه سازمانی و چه مطالعه ) برای افرادی که در سطوح بالا قرار دارند: ظرفیت ذهنی انسان محدوده ، خیلی موارد رو ممکنه فراموش کنه و از خیلی نکته ها خبری نداشته باشه. اشکالی نداره که هر فرد هرچند وقت یک بار در قالب کارگاهی یا دوره آموزشی یا مطالعه شخصی به روز بشه. 2) هماهنگی در اظهار نظر: ماشاالله در این دوره پخش زنده و دنیای مجازی از تولید به مصرفه یعنی دیگه نمیشه یه اشتباه رو لاپوشانی یا توجیه کرد. بهترین کار پذیرش اون خطا و حرفه ای بودن در امر مصاحبه و اظهار نظره. مصاحبه کننده می تونه سوالات و یا موضوعات مصاحبه رو در اختیار مصاحبه شونده قرار بده تا در این زمینه ارزیابی و بررسی صورت بگیره و با آمادگی تسلط کامل در جوانب موضوع اون مصاحبه صورت بگیره. 3) نیاز کمتر به مصاحبه های فراوان و گاها روزانه: قبلا این مورد رو کمتر در فرماندهان ارتش سراغ داشتیم و البته اونها هم به تازگی به اپیدمی اظهار نظر ولو در مسائل جزئی پیوسته اند. به نظرم ضرورت داره در خیلی موارد سخنگو و یا کارشناسی مسلط به امور به بعضی موارد یا موضوعاتی که نیاز به اطلاع رسانی داره ، بپردازه.
  9. بین گزینه ها، موردی که در سال اکتبر 2020 فعلا امکان خریدش هست و می تونه مکمل خوبی برای سوخو 30 ( در صورت خرید) باشه، اژدهای نیرومنده ( جی 10). جنگنده ای که می تونه رقیب خوبی برای اف 16 باشه.
  10. سلام و درود بر امیر سرافراز و غیور، احمد دادبین. شخصیتی قدرتمند ، مسلط و با روحیه که بعد از فتوری دوران جنگ، با شجاعت و تدبیر و با استفاده از ابزاری مثل مانورهای عظیم، نقشی مهم در دوباره روبه راه و قوی کردن نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در آن زمان داشت. افسوس که دادبین بزرگ اسیر حادثه ای شد و شهید صیاد شیرازی هم به دیدار حق شتافت و نبود بدیلی برای این چنین افراد دلسوز و نخبه ای ضایعه بزرگی برای ارتش ایران است.
  11. البته برای شروع این بحث باید چند مورد هم مد نظر قرار گرفته بشه: 1) طرفین شرکت کننده در این نزاع ایلات متحده یا اسرائیل یا عربستان ،امارات ، کشورهای دیگری و یا مجموعه ای از چند کشور به همراه هم هست. اگر طرف نزاع ایالات متحده باشد علی رغم پتانسیل وارد کردن ضربات کاری به ناوگان ایالات متحده ، در درازمدت امکان پیروزی به دلایلی که دوستان اشاره کردند وجود ندارد. در صورت ترکیبی از طرفین نزاع این شانسی که در حد صفر استف کمتر هم می شود ولی در صورت حماقت عربستان ، اسرائیل و یا امارات بخصوص عربستان و امارات طوفانی عظیم در اختیار آنها خواهد بود چه امارات فاقد عمق استراتزیک و دارای اقتصادی ضربه پذیر با توجه به اثار جنگ است، عربستان دارای تاسیسات آسیب پذیر حیاتی است و اسرائیل هم فاقد عمق استراتزیک و ضربه پذیر در مقابل حملات موشکی و یا حملات تلافی جویانه حزب الله لبنان و حماس است. 2) میزان حملات اولیه در قالبی گسترده و یا محدود نیز تاثیر گذار است. در صورت حمله محدود به نوعی توپ در زمین ایران می افتد و در صورت حمله گسترده هرگونه پاسخی از جانب ایران با هرگونه گستردگی آن منطقی می نمایاند، البته در صورت شایک حتی یک گلوله به سمت ایران، اوضاع به شدت بحرانی می شود ولی شدت ماجرا و نحوه پاسخ ایران امری است که این قضیه را می تواند به سمتی مطلوب و یا نامطلوب هدایت کند. 3) جبهه های درگیری هم مهم است. به طور پیش فرض جبهه درگیری جنوب و یا مناطقی در غرب می تواند باشد ولی شمال، شمال غرب و همچنین شرق کانون هایی هستند که می توانند به بحران اضافه شوند و با اضافه شدن کشورهایی مثل آذربایجان و یا پاکستان قضیه از چیزی که هست برای ایران بغرنج تر می شود.
  12. اوباما سنجیده و با تدبیر اتحادی کلی را علیه ایران در قضیه هسته ای شکل داد. امری که فشار در قضیه هسته ای را بین متحدین تقسیم می کرد ولی رویکرد ترامپ انتحاری و تنها با تکیه بر متحدین و پادوهایی مثل اسرائیل، عربستان، امارات و... است. ترامپ به نظرم از نظر سیاسی چه در قضیه هسته ای و چه در مقابله کلی با ایران ناموفق بود ولی به خاطر اقتصاد قدرتمند ایالات متحده و غفلت چند ده ساله ایران در ساختن اقتصادی شکوفا ، پویا و مستقل توانست از این ضعف عمده استفاده و تا اینجای کار میخ خود را بکوبد ولی برای گامی ورای محاصره اقتصادی به اهرمی بیشتر از این نیاز بود، اهرمی مثل قرار دادن فلان گروه در فهرست گروه های تروریستی تا از طریق تحت فشار قرار دادن ایران منجر به عدم تصویب اف ای تی اف و بیرون آمدن از برجام، بهانه ای تمام عیار در اختیار گرفته و کاری که جرج دبلیو بوش در انجامش تردید کرد را به سامان برساند ولی واقعا در مجموع معقول ایران در مقابل این شیطنت و شرشاخ شدن ایلات متحده فعلا باعث شده ترامپ و تیم نئوکانش به نتیجه ای که می خواهند تا ابزار شروع جنگ قرار دهند نرسند، باید دید مورد بعدی که دستمایه قرار دهند چیست.
  13. به نظر می رسد که قبل از همه چیز آلمان، چوب دست کم گرفتن شوروی توسط هیتلر را خورد. متاسفانه یکی از خصوصیات دیکتاتورهایی که مسبب بروز جنگ های جهانی شدند، ولع بیش از حد و عدم در نظر گرفتن واقعیات و نداشتن حس منطق در زمان های حاد و ضروری بود. ناپلئون مثالی برای قرن 19 و آدولف هیتلر نشانی تمام عیار برای قرن 20 و جنگ جهانی دوم بود. او با سخنرانی احساساتی بمباران بریتانیا را از تاسیسات نظامی و زیرساخت ها به سمت بمباران لندن و متعاقب آن ناکام ماندن نقشه اشغال بریتانیا برد. اما او علی رغم ناکامی در قلع و قمع دشمن در دونکرک و فتح برتانیا سالها می توانست قلمروهای اشغال شده را حفظ کند ولی متاسفانه بی منطق بودن و ولع بیش از حد وقتی با پارانویا و بدبینی فوق العاده همراه شود منجر به فاجعه ای به نام بارباروسا می افتد. فاجعه ای که در آن گرگ نازی برای پیشگیری از دریده شدن توسط گرگ سرخ در جبهه ای گسترده به سمت شوروی تاخت. در ابتدا کار طبق نقشه هیتلر پیش می رفت، به تعبیر او شوروی و کمونیسم دیوار پوسیده ای بود که با لگدی فرو می ریخت. تصفیه های میلیونی و خونین استالین هم موید این قضیه بود ولی انگار این قضیه روی دیگری هم داشت از جمله مقاومت سرسختانه شوروی و یکدست شدن ارتش شوروی که باعث ویرانی تدریجی و در نهایت تسلیم ارتش قدرتمند نازی و به پیش تاختن بدون مانع ارتش سرخ در قلمروهای آلمان ناسیونال سوسیالیست شد.
  14. والا کلا این تاپیک بر مبنای خوش بینی هست وگرنه در واقعیت و عمل تا این اس 300 به ایران رسید، پیر شدیم. در عمل که دست ما کوتاه و خرما بر نخیل. مدودوف که اس 300 وتو کرد و پوتین هم حاضر نمیشه یه ارزن به ایران بخاطر تحریم ها بده ( البته منطقی هم هست چون سیاست روسیه ایجاب می کنه).
  15. از شما نه ولی بالاخره باید این مشکل رفع شه و ایران به دست ایرانیان و با کمک همه ایرانیان آباد و پیشرفته شه . از بعد اقتصاد کلان هم موافقم الا با ذکر یه نکته که همسایگان افتادن روی دور خام فروشی. گاها ماهم وسط این چرخه خام فروشی و دو دستی محصول رو با قیمت نازل و گاهی التماس تحویل اروپا و چین و... گرفتاریم. بخاطر همینه که جهان سومیم چون بجای تمرکز بر توسعه دانش فکر حراج کردن آب و خاکیم و تلاشی هم در خاتمه دادن و شکستن این چرخه معیوب نداریم. والا راه حلش از دست امثال من و شما خارجه چون ماها در زندگی روزمره خودمون هم موندیم و متاسفانه غالبا سیاستگذاری در این قضایا ممکنه در دست کسی باشه که فرق هواپیما و هلی کوپتر رو نمیدونه و وضعیت حال هم نتیجه سیاستگذاری همین افرده که صرفا در روزمرگی و سطحی بینی غرق اند... والا در مورد نیروی زمینی و سرباز و کشمکش مرزی و... من معمولا نظری نمیدم. اگه صحبت از نیروی هوایی و مخصوصا خانواده فلانکر و انتقالش به ایران بشه، بخاطر ضرورت این انتقال در بحث شرکت میکنم.