aminf14

Editorial Board
  • تعداد محتوا

    1,137
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    6

aminf14 آخرین امتیاز شما در روز 21 آذر 1399

aminf14 شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

3,543 نشان شجاعت

درباره aminf14

  • رتبه حساب کاربری
    ستوان دوم

Contact Methods

  • Website URL
    https://t.me/the_worldoffantasy
  • Yahoo
    https://redmag.ir/author/amin/

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

73,888 نمایش های پروفایل
  1. در جنوب صحرای نقب روستایی وجود دارد با نام العراقیب. مردمان این روستای بیابانی به مانند خیلی اعراب فلسطینی اسرائیل که شرایط زندگی سختی دارند در این بیابان به دنبال زندگی روزمره خود هستند ولی دولت اسرائیل به بهانه اینکه ساخت و ساز این افراد در سرزمین اجدادی آنها غیر قانونی است دست به تخریب خانه هایشان می زند که با چنگ و دندان می سازند. تاسف بار خرابی 188 باره این روستا ( تا زمان مطالعه خبر مرجع وگرنه معلوم نیست این رقم در حال حاضر چقدر است) توسط اسرائیل است. نکته ای که به ذهن بنده رسید تقابل جالب سنت و مدرنیته است : از طرفی فلسطینی ها را می بینیم که بر ارزش و حق اجدادی داشتن سرزمین شان تاکید می کنند. حال ممکن است شیوه زندگی و گذران امور این کشور و مردمانش مدرن و خوب نباشد. از طرفی رژیم اسرائیل سالها است بر تکنولوژی و بالا بودن سطح زندگی خود تاکید دارد و مستقیم و غیر مستقیم از فلسطینیان میخواهد که به عنوان شهروند درجه 2و 3 ( واد جزئیات نمیشم ) به این رژیم ملحق شده تا در مقابل دست کشیدن از حقش نسبت به سرزمین فلسطین ، به فرصت های شغلی و زندگی آسوده تر در جامعه تلفیقی اسرائیل بپردازد. واقعا به زور نمی توان مردمانی را از بافت فرهنگی و تاریخی خود جدا کرده و به آنها وعده زندگی بهتر آنهم بدون کرامت انسانی را داد. 188 بار روستایی بر سر مردمانش خراب می شود تا چه زندگی به آنها پیشکش شود بدون آیین، سیستم حکومت داری و فرهنگ مستقل. اعراب در زمان قبل از صدر اسلام عبارتی را به کار می بردند که ما خود را اسیر بیابان های بی آب و علف کردیم تا تحت سیطه رومیان و ساسانیان نباشیم حال غرب باید بداند که شرایطی که در دول عربی زبان به وجود آورده چیزی نیست که الگویی خوب زندگی برای آیندگان شود. گرفتن فرهنگ و هویت این مردمان از هر سرزمین و حراج منابع غنی آنها و ارائه حداقل تکنولوژی آن هم با هزینه زیاد و نه با انتقال کامل فناوری چیزی نیست که چه در زمان حال خوشایند باشد و چه تامین کننده سعادت آینده باشد. ما در خاورمیانه بسیار مردمان و دولت ها را دیدیم که مغلوب نیروهای مهاجم شدند و حتی فرهنگ و آیین آنها استحاله پیدا کرده و تغییر کرده چون در مقابل فرهنگی پویا و غنی تر قرار گرفته بودد ولی من در غرب و استعمار نوینش بجز گرگ صفتی و دوشیدن ابدی ملل مقابل آنها چیزی ندیدم. این امر چیزی است که دافعه عظیم در مقابل آنها در منطقه ایجاد کرده و همین امر روزی زمینه ساز ریشه کنی آنها از منطقه خاورمیانه خواهد شد. منبع: العراقیب و تخریب 188 باره!
  2. کاری به لقب روسی که یعنی تغییر دهنده قاعده یا پایان دهنده بازی نیست ندارم نکته گفتار قسمت دوم و لقبیه که غرب تدارک دیده یعنی جیغ زن که واضحه که برای جنگنده ای پنهانکار که قراره کارشو بی صدا پیش ببره چندان جالب نی البته ممکن هم هست یه قطب منفی فیلم اسکریمرز که یک فیلم علمی تخلیه اشاره داشته باشن که داستان خاص خودشو داره
  3. چک میت به معنای مات و اسکریمر به معنای جیغ یا همون جیغوه که نام با مسمایی برای این جنگنده روسی نی. کم مونده بود روش بانشی یا هارپی اسم بزارن.
  4. خب اونها باید تمایلی داشته باشن. گورباچف میگ 29 و سوخو 24 رو به ما داد. الان حداقل سوخو 30 و 35 رو باید بده. الان هم باید به طرف ما بیان. ایران ظرفیتش طوریه میتونه 10-20 میلیارد دلار و بلکه هم بیشتر خرید کنه. البته میگ 41 فعلا امکان فرش زیاد نداره همونطور که سوخو 57 هم همینطوره چون انگار هم هزینه زیادی براش شده و هم به مانند اعضای پیرتر خانواده فلانکر به ویژه سوخو 30 و 35 هنوز امتحان پس داده نی. تجربه ناموفق میگ 31 یه نشونه بدیه برای جهانگیر نشدن سوخو 57 واحتمالا جنگنده میگ 41
  5. عقیده بنده هم همینه که نباید ورود مستقیم کرد. ما یکسری متحد در شمال افغانستان داریم که میشه از اونها حمایت کرد و حتی فامطیون رو به اونها اضافه و از تجربیاتشون در پیشگیری از فرو غلطیدن افغانستان در آغوش بنیادگرایی بهره برد. در کنارش با تعامل با طالبان از انزوا و ایجاد داعش دومی ای پیشگیری کرد هرچند طالبان فعالیت مشکوکی داره ، زمانی میگه که به دنبال فعالیت های پیشین نیست و به تازگی از ایجاد امارت اسلامی و اونهم نه در سراسر افغانستان میگه. این موارد با هم هماهنگ نیست و فعلا معلوم نیست روند سیاست در افغانستان به کدامین سو میره.
  6. فکر کنم هرچی بنده عرض کردم شما برعکسشو برداشت کردید. منم در مطلبم همین رو گفتم . فعلا باید دست نگه داشت و روند اتفاقات رو دید تا بشه بعد فرونشستن غبار واکنش متناسب مبتنی بر منافع ملی رو داشته باشیم. واکنش متناسب مسلما خیلی متفاوت از کنش گری ناموفق شوروی سابق و مزروانه و اونهم تقریبا ناموفق ایالات متحده است که افغانستان رو در جویی از حادثه تنها گذاشت. ما در سال 1377 با صبری هوشمندانه از فرو رفتن در باتلاق افغانستان پرهیز کردیم در سال 1400 هم به نظر میاد همین رویه فعلا مناسب تر باشه.
  7. این گفتار لرد وریس رو مد نظر داشته باشیم که: طوفانها میان و میرن، امواج سر هم می کوبن، ماهی بزرگ، ماهی کوچکتر را میخوره، و من همچنان پارو میزنم. باید درنگ کرد و گذاشت ماجرا به طریق مشخصی برسه و اونوقت موضع و واکنشمون رو تنظیم کنیم. هر اشتباهی میتونه مارو به چاهی عظیم فرو ببره:
  8. و شایدم ایران. واقعا اقلیم و ویژگی های افغانستان طوریه که هر کشوری رو میتونه بشدت اسیر خودش کنه نمونه اش اتحاد جماهیر شوروی و خسارات عیمی که از مداخله در امور این کشور کرد.
  9. یه قاعده در مورد این رسانه ها: رسانه هایی مبتنی بر بودجه دولتی یا حمایت فلان سازمان. این رسانه ها کلا دنبال ایجاد خبر، داغ شدن اون خبر و گرفتن بازخورد و پیگیری زیاد توسط مخاطبان نیستند. حالا اگه استقبالی شد چه بهتر. مورد دوم که بی بی سی جزشه رسانه هایی هستند که ممکنه حمایت دولتی یا سازمانی داشته باشند و ممکن هم هست نه ولی منبع درآمدی و پیش رونده شون اون حمایت نیست و بشدت متکی بر دید و بازخورد مخاطب اند. تیم خبری حرفه ای دارند و برخلاف دسته اول که خیلی مواقع دروغ یا شایعات رو راحت به کار می برند، ترکیبی از قسمتی کم تا زیاد از یک خبر یا مطلب دروغ و قسمت دیگر که راست هست رو در خبرهاشون دارن. گاهی حتی لایه اولیه خبر خیلی خوب و عادیه ولی در لایه زیرین مفهومی رو القا می کنند حتی در تضاد با اون مطلب.
  10. خب برادران 3 مورد رو گفتگو کردند که جالب بود: 1) زبان پارسی و انواع اون 2) رنجش مهاجرین افغان از بعضی رفتار ایرانیان 3) علل وقوع این دیدگاه منفی نسبت به بعضی از اتباع افغانی در میان ایرانیان خیلی موارد گفته شد منم چند نکته ای عرض میکنم اولا زبان پارسی دارای تکامل بوده، ما پارسی باستان رو داشتیم، پارسی دری و پارسی نوین. هر سه این موارد زبان پارسی اند و نمیشه شاخه ای چه مدرن و چه باستان مدعی تصاحب این زبان و دزد بودن بقیه بشه. دوما من دیدگاه یا رفتار منفی بعضی هموطنانم رو رد نمی کنم ولی خب باید به اونها حق داد بدلایلی اولا ایران غنی بودن کشورهایی نظیر آلمان و خلاقیت در به کار گیری مهاجرین رو نداره. اتباع افغانی از بعد حکومت محمد ظاهرشاه و استیلای شوروی ها و بعد جنگ های داخلی به سمت ایران سرازیر شدند، طالبان از میان رفت ولی باز این مهاجرین کم نشدند، سرعت رشد جمعیتی بالایی دارند، خیلی فرصت های شغلی رو تصاحب کردند و کم کم مطالبه هایی هم دارند که هی در حال افزایشه، همانطور که برادران اشاره کردند در مهاجرت انگار غربال کردند جمعیت رو؛ چنانچه جمعیت غنی و متخصص به سمت کشورهای غربی رفتند و ... چیزی که ما در مهاجرت از ایران با برعکس اون روبرو هستیم. یکی از علل همینه. علل ثانوی برخورد همیشه طلبکارانه دولت مستقر افغانستان هست که وقتی با دیدگاه مهاجرین جمع بسته میشه نگران کننده میشه. اگر اتباع افغانی خواهان مساوات و توزیع فرصت های برابر با برادران افغانی هستند نمیشه که دولت اونها مارو دزد زبان بدونه یا برای استفاده از آب و منابع طبیعی برای ما نرخ تعیین کنه. اگر قراره بر اساس منافع ملی شون عمل کنند که باید گفت چیزی که عوض داره گله نداره. انتظار واکنش متناسب نباید گلایه ای رو به همراه داشته باشه. واقعا ما هیچ وقت دولتی همسو با خودمون رو در افغانستان ندیدیم. خیلی مواقع ما حامی اونها بودیم ولی تنخواه و بودجشونو رو به ایالات متحده دادند و دیدیم که این 20 سال چقدر ایالات متحده دلسوزشون بود. بعد 20 سال دوباره رسیدند به همون شرایط خیزش طالبان. خب اگه هم نژاد یا هم زبان یا برادریم باید در منافع هم برادر باشیم و ایران بتونه شریک قابل اعتنای اونها باشه کشورهایی نظیر عراق و افغانستان طوری بد رفتار می کنند که اگه ایران دلسوز اونهاست فقط از باب جوانمردی و رافت اسلامیه وگرنه تعامل دو طرفه وجود ندارد. افغانستان، تاجیکستان و حتی ازبکستان وارث خراسان قدیم، ماوراالنهر تا تخارستان اند، باید خودشون هم پیگیر ریشه مشترکشون باشن و این ریشه رو به کشورهای استعماری نبازن.
  11. موردی منطقیه یادآوری اینکه ما چرا تاثیر گذاری بر اقلیم هایی نظیر افغانستان، تاجیکستان و حتی مهدهای کهن زبان پارسی باستان نظیر هند و پاکستان را از دست دادیم. حقیقتا تا پشت این امر دکترین و حمایتی نباشد بجز تلاشی فردی یا تک و توک فعالیتی را در این زمینه شاهد نخواهیم بود. چیزی که من از مجموعه نظام جمهوری اسلامی دیدم چندان میلی به حمایت از ریشه های زبانی و نژادی ندارند و بیشتر جنبه های مذهبی را برای اتحاد چسبیدند. با این امر مخالف نیستم ولی این بی اعتنایی به زبان و نژاد هم جالب نیست. در افغانستان تاثیر پذیری جالب مرحوم احمد شاه مسعود از حکیم ارد بزرگ را داشتیم و اگر این دست عقاید حمایت میشد بالطبع تاثیر بیشتری داشت. در مقام مقایسه اتحادیه شمال اروپا که شامل کشورهایی با نژاد ژرمنی بود رو یادآوری میکنم که غولانی نظیر ریچارد واگنر و فردریش ویلهلم نیچه و در درجاتی پایین تر بتهوون، باخ، موزارت و... چطور در نزدیکی دلهای این مردمان از از پروس و اتریش و سودت تا کشورهای اسکاندیناوی و... تاثیر خارق العاده ای داشتند. در مورد ایران هم همچنین پتانسیلی وجود داشت که البته حمایت و استفاده نشد. پ.ن: کلا استاد ابتهاج آدم چندان علاقه مند به شعرخوانی میهمان هاش نداره ولی موندم چقدر با علاقه به این شعر زیبا گوش می داد و چه جادویی در این شعر بود که رنگی از شعرهای کهن پارسی داشت.
  12. نظام ما در حالت ایده آلش با نظام ترکیه تفاوت ماهوی داره. یک نظامه که براساس ایده آل های دینی بناگذاشته شده و خیلی متفاوته با حکومتی که سنگ بناش بر اساس نژادپرستیه، هم حکومتش خشونت و تروریسم رو به حد اعلا داره، هم رسانه هاش، هر حقوق اساسی رو نادیده می گیره و وقتی مخالفینش بخاطر نادیده گرفتن همین حقوق به افراط میرسن با نهایت خشونت سرکوبشون میکنن و با افتخار این خشونت رو در بوق و کرنا میکنن. معلول گاه خشونته ولی علتش مسلما نژادپرستی عنان گسیخته حکومت ترکیه است. نمیگم حکومت ما خوبه که خیلی جای کار داریم، خیلی ایرادها داریم که در جای خود عرض کردم ولی اگه در طرف ما دفاعی هست خیلی مواقع در مختصرترین حد ممکن و برکندن ریشه فتنه است و بس. خیلی ایرادها گرفته میشه تا حکومت و تدبیر ما به سمت غلبه خشم و شخصی کردن این ماجراها نره و واقعا در اغلب موارد هم در بعد خارجی موفق بودیم. بخاطر همین اونها باید آموزه ما رو که الگویی نظیر مولاعلی داشتیم رو یاد بگیرن و رفتاری انسانی تر داشته باشن.
  13. جناب ارجمندی دقیقا همینطوره که می فرمایید اولا گزینه های دیگه ای هست و میشه حتی ترکیبی از این گزینه هارو خرید ، اینکه مورد محدود شه فرضیه که خودمون مطرح کردیم وگرنه لزوما شرایط این نیست که میگیم. دوما دست ادکاران هم از هفت دولت آزادن بحمداله و هم نیازی در این زمینه حس نمیکنن و اگه مقاومتی می کنن از این بابه. امیدوارم قبل از اینکه از این نقصان لطمه ای ببینیم این ضعف بزرگ نیروی هوایی ما پوشش داده بشه.
  14. بدبختی این جاست که این دایره امنیت ترکیه از شمال سوریه، ارمنستان و آذربایجان رو در بر می گیره تا سلیمانیه اونهم برای مقابله با نژادهایی دیگه در راس اونها آریایی ها . خود ترکیه با ملی گرایی افراطی اش از زمان تشکیل ترکیه سبب این موارد شده و اونوقت هر تحرکی علیه خودشو تروریسم می بینه در حالی که نظیر ترکیه عینا سیاست تروریسم دولتی رژیم کودک کش اسرائیل رو پیاده می کنه و همین خاورمیانه رو تبدیل به منازعه کارزهای نژادی - عقیدتی کرده. اینکه در ایران به این سمت نرفتن اتفاقا جای افتخار داره. اینکه مثلا حتی در بحرانی ترین شرایط مثلا ما دستگیری فلان فرد مخالف نظام رو داشتیم ولی فردی نظیر شهید بهشتی اجازه اینکه اذیتی متوجه همسرش بشه رو ندادن یا همسر یک وزیر که خانه اش مصادره شده بود ولی یکی از مقامات ذی نفوذ انقلاب که در این امر دخالت داد، خانه این زن رو بهش پس داد یا سعه صدر همراه با اقتدار شهید احمد کاظمی که در مقابل گروه های معاند بدون هم حرف درست خودشونو به کرسی می نشونن و هم اجازه نمیدن قطره ای خون از دماغ کسی بیاد. از این موارد زیاد هست و این به خوبی تفاوت دو شکل حکومت در ایران و ترکیه رو نشون میده.
  15. در باب اینکه چرا کشور روسیه که سازنده جنگنده میگ 35 هست اون رو به طور گسترده به کار نمی گیره: اولا سیاست بکار گیری محصولی در داخل و یا برای صادرات ممکنه فرق داشته باشه. میگ 35 اگه تمرکز کنه باید بره به سمت صادرات و ارتقای این فناوری. در مورد استفاده در داخل اولا بعنوان یک جنگنده مولتی روز میگ 35 در مقابل سوخو 35 حرف زیادی برای گفتن نداره. بعنوان یک رهگیر هنوز میگ 31 قدرت بیشتری در حفاظت از مرزهای این کشور داره، از نظر پنهانکاری با سوخو 57 قابل مقایسه نیست، از نظر برد عملیاتی و ... هم با سوخو 30 و 35 توان رقابت نداره فعلا. ولی برای کشورهایی نظیر ایران که در نیروی هوایی اونها یک جنگنده نسل 4++ وجود نداره همچین جنگنده ای اگرچه در حد سوخو 30 یا 35 نیست ولی باز غنیمته. هم میتونه موقتا این ایراد بزرگ نیروهای نظامی مارو حداقل در بعد دفاع هوایی و نه تهاجم (کامل) بپوشونه. از طرف دیگه شرکت میگ دوران رونق خودشو نمیگذرونه که به مانند شرکت سوخو صف فروش محصولاتش پررونق باشه. میشه همون سیاستی رو در مورد میگ 35 به کار برد که در خرید اف 14 به کار بردیم و حتی در طراحی و ساخت جنگنده نسل پنجم شرکت میگ سهیم باشیم و فناوری اون رو در کنار میگ 35 به داخل انتقال بدیم. معمولا تغییرات بزرگ در گروی استفاده از همین شرایط بحرانیه و ما چه در خرید اف 14 و چه میگ 29 و سوخو24 این تجربه موفق رو داشتیم چرا برای بار سوم تکرارش نکنیم؟