aminf14

Editorial Board
  • تعداد محتوا

    203
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    1

aminf14 آخرین امتیاز شما در روز 6 اردیبهشت

aminf14 شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

644 نشان لیاقت

درباره aminf14

  • رتبه حساب کاربری
    گروهبان دوم

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

17,835 نمایش های پروفایل
  1. به یاد جنگاور افسانه ای لو بو
  2. این موارد که گفته شد هدف اند و نه راهکار. باید دید مسیری که منجر به این نتیجه میشه چیه، چالش هاش چیه؟ آیا اصلا چنان نیرویی داریم که بشه یه تنه ماهواره های امریکایی زد، اسرائیل رو زمین گیر کرد. چیزی که نیازه نیرویی در حد اتحاد جماهیر شوروی یا آلمان نازیه که بتونه در چند جبهه بجنگه. پیش نیاز این موارد هم وجود نیروی هوایی قدرتمند و به روز در ایرانه وگرنه کل نیروهای ما چه سریعا و چه به تدریج با سرکوب پدافد هوایی، تبدیل به سیبل هایی برای هدفگیری میشن. راهکار در صبر و نشون دادن خالی بودن یه سری کشور جاهل ماب آب که در اتمسفر قانون جنگلی دنیا و تکیه بر زور و زر به دنبال پایمال کردن حق و زورگویی به دیگر ملت ها هستند. با تمرکز بر برهم زدن نقشه های پلید اونها از طرق غیر مستقیم میشه اونهارو از رویه ایران هراسی خلع سلاح و به درآمد هنگفتی که از سرکیسه کردن حکام احمق به این کشورها میرسه جلوگیری کرد.
  3. استاد سخن سعدی می فرماید: هرکه دست از جان بشوید هرچه در دل دارد بگوید. انگار در مقام کارزار هم کشورهای یمن و ایران هم به سیم آخر زدن . ترامپ واقعا حداکثر فشار ممکن رو برای خرد کردن اقتصاد و امید ایرانیان دارن اعمال میکنه همین باعث شده که این میل به تقابل در سمت ایران بیشتر شده و در این موقع اگه طرف غربی ترس از دست دادن موقعیت یا ریسک شرکت در تقابلی رو داشته باشه، وضعیت برای اونها بدتر میشه چه از باب عقب نشینی و چه اقدامی احمقانه و نسنجیده که باعث زیان و آسیب فراوانی به اونها بشه.
  4. این گزینه ها و بازی رسانه ای بی بی سی و امثالهم راه به جایی نمی بره. شخصیتی مثل بهزاد نبوی که نماینده طیفی گسترده از چپ هاست، مذاکره و تعامل بیشتر رو رد کرده چون طیف های سیاسی دونستن که اینجا جای رقابت سیاسی نیست بلکه پای آبرو و حیثیت ما در میانه و هیچ منفعتی ارزش این رو نداره که از غرور ملی بگذریم. این حرکات ایالات متحده و انگلستان آزمایشی برای سنجش واکنش ماست، اگه بعد مدتها منطق همراه با احترام، در مقابل هر زورگویی کوتاه اومده و پرچم تسلیم رو بالا ببریم و واکنشی در خور و متناسب با گستاخی غرب نشون ندیم، باید منتظر قضایای خطرناک و ویران کننده تری برای خودمون باشیم.
  5. ادبیات ترامپ گستاخانه، از بالا به پایین و بسیار لمپنانه است و این چیزی نیست که بشه سیاست خارجی پویا و دیرپایی رو بر مبنای اون پایه گذاری کرد. چرند گویی و زورگویی در ادبیات ترامپ توانایی این رو داره که هر متحد دور یا نزدیکی رو ازش ناامید کنه و به سمت دشمنان و رقبای ایالات متحده متمایل کنه.
  6. کلا رویه باب شده که غرب در یک دستش یه نون گرفته و در دست دیگه اش یه پتک. میگه دستو میبوسی تا نونی برای بخور و نمیر بهت بدم و یا با پتک بزنم تو سرت که فراموش نکنی. این سیاست چماق و هویج و تحقیر ملل مختلف از روش های گوناگون دیگه نخ نما شده، فکر کنم 2500 سال پیش داریوش بزرگ خیلی محترمانه تر تقاضای آب و خاک می کرد از ملل مغلوب... امثال کشورهایی مثل ایالات متحده یا انگلیس با این سیاست مبتنی بر قانون جنگل حداقل امیدها به تشکیل جامعه ای جهانی مبتنی بر انسانیت، برابری و احترام به فرهنگ های مختلف و استقلالشون رو از بین می بره. بعد از سقوط اتحادیه جماهیر شوروی این ضعف بزرگ غرب که مسئولیتی برای خودش در مورد خوشبختی و کرامت انسانی ابنای بشر قائل نیست، رفته رفته بیشتر به چشم میاد.
  7. در این مورد وفاق گروه های سیاسی و تعامل و پیشگیری از حرکت به سمت اقدامات هیجانی برای مصرف داخلی یا احتیاط بیش از حد ( با هدف جلوگیری از ضربه خوردن در محبوبیت داخلی) لازمه. چون شرایط حساس و گاها نیاز به اقدامات با ریسک بالا هست که ممکنه موفق بشه و ممکن هم هست نه. انگلیسیا قبلا سابقه این امر رو داشتن بخصوص در زمان سیاست تعاملی نویل چمبرلین برای کنترل هیتلر و بعدش سیاست تهاجمی وینستون چرچیل که در هر دو مورد صبر و تدبیر زیادی برای رویه شون داشتن ( که اولی ناموفق و دومی موفق بود) پس باید به سمتی رفت که کسی که در این جریان تصمیم گیر یا تصمیم ساز باشه، با ایجاد فضایی درست، تمرکزش بر مسئله جاری و حل اون باشه و نه ایجاد پس لرزه های داخلی و تاثیرات اون در سیاست داخلی. انگلیسی سالها پیش این موردو حل کردن و در ایالات متحده هم تقریبا این مورد جاری و ساریه. به همین خاطر که ورای دسته بندی و تفاوت در دیدگاه های سیاسی ، برنامه کلی و رویه سیاست خارجی شون تقریبا یکسانه.
  8. اوضاع خیلی پیچیده شده ولی الا ایحال روزگار بدعهدی مطلق غربی ها و انتظار نابجایی مثل تسلیم بد قید و شرطی مثل صدام و معمر قذافی تموم شده. طرف غربی باید این موردو آویزه گوشش کنه که نباید ملتی که قرنها در پی استعمار و استثمارش بوده رو زیاده از حد تحت فشار گذاشت. در اون صورت ممکنه واکنشی دریافت کنند که سرویس ملکه یا دونالد ترامپ نتونه از پسش بربیاد. تاریخ و تجربه هایی مثل نبرد بر سر جزایر مالویناس و جنگ ویتنام نشون داده این ارتش های تا دندان مجهز هم بسیار ضربه پذیرند. باید به غرور و سرنوشت ملت ها احترام بگذارند و به جاده تعامل و احترام متقابل برگردند ( تجربه ای که تاکنون نداشتند) وگرنه افتضاحی مثل گریه و بغضی شبیه به ملوانان آمریکایی رو هیچ پروپاگاندا و غول رسانه ای نمیتونه جمع و جور کنه. سر چشمه شاید گرفتن به بیل چو پر شد نشاید گذشتن به پیل
  9. بعد از سالها دریوزگی و دنباله روی ترکیه از غرب و حتی محدودیت در زمینه فروش کله پاچه و خیلی موارد مثل جرح و تعدیل دین و آیین و فرهنگ، ( علی رغم منافع اقتصادی زیادی که برای این کشور داشته) باز هم انگار برادری ترکیه هنوز برای ایالات متحده و اروپا ثابت نشده. اون از عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا و این هم از جنگنده اف 35 که تا تقی به توقی خورد، ایالت متحده استقلال ترکیه در مورد خرید تسلیحات مورد نظر رو بر نتافت و بعید نیست این قضیه مثل قضیه اف 16 های ایرانی بشه، یعنی به اسرائیل داده بشه که با پول ترکیه حالشو ببرن!
  10. در گذشته تمرکز و انرژی ارتش سوریه در جبهه های مختلفی صرف میشد ولی الان جبهه عمده ادلب است که محل تمرکز گروه های مختلف تروریستی که تنها وجه مشترک آنها مخالفت با بشار اسد است. همین امر به علاوه روحیه پایین این گروهها می تواند عامل مضاعفی برای سقوط این منطقه باشد، تنها مسئله استفاده روسیه از کارت سوریه برای گرفتن امتیاز و توافقاتی با ترکیه و اسرائیل است وگرنه با ارتش اکنون باتجربه و رزم دیده سوریه و حمایت تمام قد نیروی هوایی روسیه و مستشاران ایرانی باید کار مخالفین را تمام شده دانست و کم کم به سمت مشارکت سیاسی برای میل به موکراسی، بازسازی سوریه و در نهایت بازسازی ارتش سوریه است که در ابعاد مختلفی به خصوص نیروی هوایی دچار فرسایش و کمبود شده است.
  11. این قضیه هسته ای یه شروع، دنباله طولانی و اوج خودشو داشته و به یک تفاهم نامه جامع ختم شده. الان وقتشه که تموم شه. آژانس انرژی اتمی پایبندی ایران رو بارها تایید کرده، سالها ایران وقتشو صرف اعتماد سازی کرده و به توافق وفادار بوده . در حال حاضر نوبت راستی آزمایی و انجام تعهدات طرف های غربی - شرقیه رسیده تا ببینیم چقدر اهل عمل و وفای به پیمانی هستند که بستند. این قضیه توقف در مقابل توقف یا مذاکره بعد از بازگشت به برجام معنایی نداره چون بخش بزرگی از تعهدات برجام از سمت ایران انجام شده و کم کم باید به سمت برداشته شدن تحریم تسلیحات تهاجمی و موشکی و ذینفع شدن ایران در سودهای اقتصادی حاصل از برجام و در نهایتا خاتمه پیدا کردن این زخم کهنه رفت. اگه طرف مقابل هر دفعه که نوبت تعهداتش می رسه یه جوری زیر میز بازی می زنه و سعی در کش دادن قضیه و استفاده از مزایای احتمالی اش داره، این مشکل خودشه. ایران باید هوشیار باشه و جز به بازگشت به برجام و ختم قائله در آینده نه چندان دور رضایت نده. فیلم قضیه ی هسته ای مدتهاست تموم شده و دلیلی برای بازگشت به خانه اول و مذاکرات اونهم به صورت نمایشی وجود نداره. در صورت انجام این کار مضحکه آیندگان خواهیم شد. ربطی بین برجام و دیگر مسائل منطقه ای وجود نداره. قضیه هسته ای مسئله ایه که باید زودتر ختم شه، فرصت برای مناقشه یا مذاکره بر سر مسائل دیگر هست.
  12. از نظر من علت تام دونالد ترامپ بود. ولی این بحث پالس و سیگنال قدیمیه وجود داشته، از نظر عمل موضع ما فرقی نکرده ولی ادبیات چرا. مثلا خاتمی مدتها طرف رو سر کار می زاشت که ما غنی سازی نمی کنیم و بعدا معلوم شد می کنیم، طرفی با ادبیات تهاجمی صحبت می کرد و معلوم شد این ادبیات تهاجمی پشتوانه ای نداره و فعالیت ما صرفا صلح آمیزه. در این موردم بعضی طیف ها کارهایی و کارشکنی هایی کردند بعضی انجام و بعضی کنترل شد. در طرف مقابل یعنی غرب هم این تمایل رو دیدم که برجام 1 مقدمه ای برای برجام دو و سه و ... باشه ولی شاید نوع ادبیات ما اونها رو از این رویه منصرف کرد ( حال اینکه این رویه و تعامل مثبت یا منفی فعلا جای بحث نیست). پس به زعم من این تلاش از جانب بعضی مخالفین داخلی وجود داشته ولی در مقابل اقدام رو و واضح ترامپ تلاش اونها ناچیزتر بوده. ولی بحث وحدت داخلی و پالس به طرف مقابل بوده، چه از جانب طیف های افراطی و چه از جانب طرف تفریط گرا و تاثیر بعضی اقدامات داخلی بر سرنوشت انتخابات ایالات متحده. قبلا هم نمونه ی تاریخیشو داشتیم مثل روی کار اومدن رونالد ریگان که نتیجه مستقیم اشغال لانه جاسوسی آمریکا بود. بعضی افراد با اقداماتشون و ایجاد التهاب باعث تاثیری در انتخابات ایالات متحده شدن. خیلی موارد رو در این جریان بی تاثیر نمی دونم از جمله همین قضیه آتش زدن سفارت عربستان، قضیه دستگیری ملوانان و زوم فوق العاده بر روی اون و تاثیر روانی اش بر مردم آمریکا که چندان سیاسی نیستند یا آزمایش های موشکی که روتین بود ولی خبرسازی و اطلاع رسانی زیادی در موردشون شد و... ( که میشه در مورد هرکدوم بحث کرد). طرف غرب هم بنابر پیش بینی شون از طرف مقابل نقشه می کشیدن. اینکه نهایت فشار رو وارد کنند و بعد باعث خروج ما از برجام بشن. یعنی با اینکه پیمان شکنی و فشار از طرف مقابل بوده کاسه کوزه ها بر سر ما شکسته بشه، شدیدترین طیف سیاسی ما بر سر کار بیاد و تبدیل به لولویی برای استحمار هرچه بیشتر کشورهای حاشیه خلیج پارس بشیم. از نظر بار اقتصادی موفقیت ترامپ چشمگیر بود ولی از نظر بار سیاسی - دیپلماتیک نه چندان و بجای شر نشون دادن ایران، قلدری خود ترامپ به چشم میاد. در مورد قبول کردن یا قبول نکردن عرض بنده شما مختار اید. خود این صحبتی که من مطرح کردم یه تئوری و فرضیه است ، احیانا حقیقت ثبت شده، واضح و عینی نیست و طرح کردنش برای این بود که منظور مطهری رو بفهمیم. بنابر مشاهدات و مطالعه ایه که در مورد سه انتخابات ایالات متحده داشتم ( ریگان - کارتر، ال گور -بوش ، ترامپ- کلینتون). اینکه ما از انتخابات ایالات متحده انتظار یه نتیجه رو داریم ، خواسته یا ناخواسته با اقداماتی باعث تاثیر در اون میشیم چون ممکنه کاندیدای له یا علیه ما باشه. اونوقت سیاستگذاری اون کاندیدا باعث تاثیر در سیاست داخلی و فضای مد نظر یا دور از نظر ما بشه. البته در مورد تاثیر گذاری ایرانی جای بحثه ولی من نشانه هایی از اون رو در رجز خوانی های انتخاباتی ترامپ دیدم که 150 میلیارد دلار به ایران رسیده، رفتار ایران تغییر نکرده، همچنان محور شره و... اینکه ایران با اقداماتش روح برجام رو نقض کرد ( یعنی همچنان سرکشه). این چیزی نبود که برجام رو نقض کنه ولی انتظارشو از ایران داشتن یعنی تعدیل سیاست منطقه ایش ( اینکه این انتظار درسته یا غلط خودش یه بحثه) ولی در مقابل ایالات متحده و ترامپ هم روح و هم متن برجام رو نقض کرد یعنی حتی حفظ ظاهر و مقدمه چینی نکرد. حالا اگه ادعای مطهری رو بررسی کنیم تقریبا میشه همون ادعای ترامپ ولی صحبت بنده این بود دوستان اون طیف تلاششونو کردند ولی عامل اصلی و تام ترامپ بود چون انتخاب ایشون ( چه ما در انتخابش تاثیر بزاریم یا نزاریم) این حق رو بهش نمیده که از یه توافق رسمی که ایران بهش پایبند بوده بدون دلیلی مستدل و منطقی خارج بشه پس باید در مقابل همچین فردی ایستاد نه طیف رقیب داخلی . باید به آینده فکر کرد نه گذشته. بنابراین نباید اینقدر خروج یا وفاداری ترامپ برای ما مهم می بود، باید سالها اینقدر تلاش می کردیم که دستمون از نظر شرایط اقتصادی و.. پر می بود و اقتصادی پویا و مستقل می داشتیم که نداشتیم. بله فرض کنیم که خروج از برجام همون طور که شما گفتید، مثلا تقصیر جلیلی یا رئیسی ولی برجام یکی از ابعاد کشور داری و مربوط به بعد خارجی اونه. قسمت اعظم اقتصاد مربوط به داخل و رویه غلط و پر از فسادیه که 42 سال وجود داره و همه گروه های سیاسی در اون نقش داشتن و ناکارآمد بودن. اگر این ناکارامدی کلی رو گردن یک طیف یا نیرویی بیندازیم فرافکنی و بدور از انصافه.
  13. عقب نشینی نیروهای امارات از یمن چند نکته رو در خود جای داشت: 1) تهاجم باید با پیش بینی درستی باشه. تهاجم بعضی کشورهای عربی با کمک تروریست ها به یمن با تصور غلط پیروزی سریع همراه بود و همین باعث شد که اونها نتونن در باتلاقی به مانند ویتنام رو برای نیروهای خودشون پیش بینی های لازم رو انجام و براش پلنی بچینن. 2) کشور مهاجم باید توازن خوبی بین نیروهای مختلف اعم از نیرو هوایی، زمینی و دریایی داشته باشه حال اینکه امارات صرفا نیروی هوایی مجهزی داره و فاقد نیروی زمینی کارا و قابل توجهیه. امارات و عربستان صرفا به دنبال تهاجم هوایی هستند و در زمین حرفی برای گفتن دارند. اگرچه یمن غرق خشونت، فقر، گرسنگی و بیماری های مختلفه ولی امارات و عربستان تاب جنگی که معلم نیست کی به پایان برسه و به گسترش پیدا کنه رو ندارن . همچنین به کارگیری صرف نیروی هوایی در یمن و لیبی و پناه برن به آغوش تروریست های مزدور به جز تبدیل کشور هجوم به مامن تروریست هایی که از قضا ممکنه گریبان خود اون کشورهای تروریس پرور ( امارات و عربستان) بگیره، تاثیری نداره. 3) امارات اقتصادی داره که به شدت نسبت به جنگ و تاثیرات اون شکننده است جای سوال داره که همچنین شیخ نشینی چطور وارد جدال با کشوری شده که اگر چه نیروی دفاعی ابتدایی ولی بسیار استوار و ماهری داره؟ 4) اگرچه امارات و عربستان از ضعف یمن در هوا و پدافند استفاده کردند ولی ز اول نشون دادن که مقابل نبردهای چریکی و همچنین قدرت موشکی یمن حرفی برای گفتن ندارن. همون طور که در مورد قبلی اشاره شد تبدیل شدن ابوظبی و دبی به سیبلی برای پهپاد و موشک های یمنی ، ثمره سالها زحمت و سرمایه گذاری در این شیخ نشین هارو به باد بده پس انگار بن زاید کمی از بن سلمان عاقل تر بوده و کمی آبرومندانه ر فرار رو بر قرار ترجیح داده. 5) جنگ یمن جنگی نیابتی و کاذب بود و هدف امارات و عربستان کشیدن پای کشوری ثالث به جنگ و در نتیجه ورود اربابشون برای تقابل با اون کشور ثالث بود. اما انگار نقشه شون خورد به پاشوره و تقابل رسمی بین ایران و ایالات متحده شکل نگرفت ( چون ایالات متحده زرنگ تر از این حرفاست که گاو شیرده کشورهای حاشیه خلیج پارس رو ول کنه و بچسبه به قضیه ای مثل ویتنام) امارات کم کم بعد از سالها تقابل و از رو شمشیر بستن برای ایران انگار درک کرده که خطر براش جدیه و از پا گذاشتن روی دم شیر در قضاای مختلفی در خاورمیانه، بالا گرفتن قضیه و وارد شدن لطمات جبران ناپذیر به شیخ نشین هاش در مجموعه این قضایا دست کشید.
  14. من موضع خاصی نسبت به همه گروه هایی دارم که منافع ملی، مردم و کشور و تعصب به اون مد نظرشون نباشه و دچار افراط یا تفریط بشن حالا جبهه پایداری باشه جبهه دوم خرداد با طیف های مختلفش، خط امام اول انقلاب یا جناح راست قبل از تغییر نام به اصولگرایی. من مورد به مورد عرض میکنم و برام هم جناح مهم نیست چون سر سپردگی به هیچ کدوم ندارم چون منافع جناحی رو در نظر دارن تا ملی. اتفاقا بر عکس من نظرم اینه قضیه هسته ای مورد ساده ای بود و یکی از دلایلی که باعث شد اینقدر بولد و کشدار بشه همین قرار دادن این قضیه از طرف جناحین به عنوانی مستمسکی برای نیل به قدرت و کوبیدن بود. حقیقتش مشکل کشورما اینه خدا و وجدان فراموش شده . اسیر بحث های جناحی و افراط و تفریط شدیم. وقتی قصد کاری رضایت خدا نباشه محکوم به شکسته. ما سالهاست اسیر کل کل و دوقطبی شدیم. برجام هم نوعی کوتاه اومدن و سازگار شدن ما با طرف مقابل بود نه تسلیم شدن اونها و کسب رضایت ما. ولی قضیه در دعوای سیاسی عده ای برای انتخابات و طرف مقابل برای گزارش صد روزه یا انتخابات و محبوبیت گم شد. مطهری درست میگه چون جبهه پایداری با مخالفت عجیب و تمام قدشون پالسی به امثال ترامپ داد که بله با رقیبی تماما متحد روبرو نیست. اقداماتی هم در حد وسعشون انجام دادن. بعضی مواردم گفتنی نیست. ضعف برجام ضعف همه ماهاست چون سالها شعار دادیم ولی وقتی پای میز مذاکره که میری طرف به اوضاع اقتصادی، اجتماعی و حتی وحدت ما نگاه می کنه وقتی می بینه دست ما خالیه میفهمه که ما فقط شعار می دیم و در نهایت و با مذاکره مجبور به کوتاه اومدن هستیم و اگه مذاکره نباشه با فشار باید خرد شدن رو تحمل کنیم. چون ما در داخل اسیر نزاع هستیم و دشمن بخوبی از سیاسی و انحصار گرا بودن صرف جناح ها استفاده دو چندان می کنه. برای تکمیل فرمایش جناب حیدری چند نکته دیگه برای اینکه دست پر به سمت مذاکرات آتی می رفتیم میگم: 1) برداشتن بار فشار مسکن از روی دوش مردم: مسکن مهر احمدی نژاد اگرچه طرحی بدو کارشناسی و دارای مشکلات عدیده بود ولی گام اولیه خوبی بود میشد بجای خفه کردنش با برطرف کردن ضعف ها این فشار خرد کننده مسکن رو از روی دوش مردم برداشت. 2)طرح تحول سلامت: طرح تحول سلامت در مفهوم طرح خوبی بود بشرطی عدالت در مزایا و همچنین دوری از نمایشی و آمارگرا بودن در اون اصلاح میشد ولی در ایران طرح های بلند مدتی که بعدا ثمر بده جایگاهی ندارن و طرح تحول سلامت به ضد خودش تبدیل شد و نشد مثل کوبا خدمات دولتی خوبی ارائه بدیم. 3) عدم دقت به لزوم یارانه اقلامی مثل نان یا شیر: تامین اقلام ضروری یکی از مواردی است که باعث پیشگیری از ایجاد فشار بر جامعه میشه . در خیلی موارد ما اصلا یارانه رو از اقلامی مثل شیر برداشتیم و نتیجه فاجعه بار شد و یا با از میان بردن شرایط خصوصی سازی و جولان بخش خصوصی ، با گرفتار شدن در دام دامپینگ اولا تولید مواد غذایی مون در داخل نابود شد و در نهایت به وارد کننده صرف تبدیل شدیم. دیگه جنگنده سوخو 30 رو نمیتونیم طراحی کنیم ولی غذای بعضی حیوانات خانگی و لوازم آرایشی و مهر و سجاده و روسری و سیر و... رو که می تونیم. در زمینه خصوصی سازی بخصوص در قسمت مواد غذایی که در کنار مسکن فشار زیادی بر مردم میاره در جا زدیم. اقتصاد مقاومتی جز از دریچه خصوصی سازی درست اجرا نمیشه و ما هیچ وقت به اون سمت نرفتیم چون خصوصی سازی بدون کنترل فساد و رانت معنایی نداره. 4) جذب سرمایه در امور گردشگری: ایران بی شمار جاذبه جهانگردی و توریستی و طبیعی داره ولی افسوس از تبلیغات درست، تشویق به این امر ، استفاده از نیروهای متخصص برای جذب سرمایه و بهره وری بالا و... 5) توسعه در صنایعی غیر وابسته به نفت: در زمینه درامد ناشی از صنایع و کسب و کاری بجز نفت و فراورده های نفتی ما عقب گردی تمام عیار داشتیم به علت عدم اعتماد به خصوصی سازی، عدم وجود رقابت شفاف و عادلانه و فساد و رانت بی حد و حصر و همچنین عدم برنامه ریزی و عطش زیاد به زود بازده بودن طرح ها و استفاده از مزیت و آمارهای اونها برای کسب محبوبیت برخلاف طرح های بلند مدت که ممکنه در زمان ما هم به توسعه چشمگیر نرسه ( یعنی ما بدون چشمداشت بکاریم برای اینکه دیگران درو کنند) ولی در آینده مزایای زیادی رو نصیب ما بکنه.
  15. alala از قدیم میگن هرکی دیر به مهمونی برسه سهمش خوره میشه. شماهم نبودی وگرنه بحث رو در مسیر دیگه ای می بردیم. ایالات متحده در ادوار مختلف از نظر اقتصادی و سیاسی بر روی ما فشار آورده. ما راه حل های مختلفی رو امتحان کردیم وقتی دیدیم ثمره ای نداشت به سمت مذاکره رفتیم همین باعث میشه دست پایین رو داشته باشیم. ماهیت مذاکره بر مبنای بده و بستانه. یه سری تعهد میدی و یه سری مزیت دریافت میکنی. با توجه به چرخی که در تاریخ زدم فقط دو جا دیدم قراردادی که طرف غرب با طرف مقابلش بست خرد کننده نبود. یکی بعد جهانی اول و ترکیه که عزت و قسمت اعظم سرزمینشون حفظ شد و دیگری برجام. برجام خیلی به نسبت تسلیم معمر قذافی یا تعامل غذا و دارویی صدام با طرف مقابلش بهتر بود. خیلی ضعف ها هم داشت که میشد با مشاوره بیشتر و دقت حل بشه مثل اون قضیه تسلیحات تهاجمی و موشکی و بعضی جزئیات دیگه. ولی اصولا اون منتقدینی که گرایش به جبهه پایداری داشتند خط و ربطشون این بود که انتقاد کنند که توافق بهتر شه؟ من که همچین چیزی ندیدم. بحث اونا این بود این توافق باید رد شه. راه حل فقط مقاومت است. زمانی هم که دوستان هم طیفشون در قدرت و مذاکره بودند هیچ توافقی در دست نداشتند که بگیم الگوشون اینه. کلیشه ای که از اون حضرات دیدم بستن تنگه هرمز بود. بسم الله این گوی و این میدون. بفرمایید نبرد رو شروع کنید ببینیم می تونید از پس تمامی دنیا که اوباما بر علیه ما جمع کرده بود و در زمان شرایط سخت اقتصادی بر بیایید. یادم نمیره زمانی محسن رضایی به امام گفت عاشورایی می جنگیم و امام گفت این دیگر تعارف است. پس راه حل مذاکره است تا بتونیم نفسی تازه کنیم و با ارائه برگ هایی در منطقه و حوزه های دیگر ، به سمت بالا بردن قدرتمون بریم. ایراد اصلی اینه این حضرات پایداری و اطرافیانشون اینقدر بوق و بلندگو من جمله صدا و سیما در اختیارشون بود که اصلا اجازه مشاوره، انتقاد دلسوزانه و بررسی بیشتر برجام رو ندادند. وقتی فضا دو قطبی میشه ، طرف مقابل هم عکس مواضع اونهارو در پیش می گیره یعنی بی نقض بودن برجام، کوبیدن مخالفین، همه مخالفین رو از یک طیف بر شمردن. افراط زمینه میل به سمت تفریطه. اصلا اون منتقدین از طیف پایداری و... اصلا راهکاری رو ارائه دادند که مثلا برجام از چه طریق اصلح بشه چیزی که من دیدم رد کلی برجام بود بدون کار بیشتر یا برطرف کردن ضعف های اون. اینکه همچین افرادی تعهدی نسبت به نسبت به نه نظام دارن نه مردم و نه منافع ملی اظهر من الشمسه وگرنه مذاکرات رو در دوره قبل مذاکره برای وقت کشی، مذاکره برای مذاکره، مذاکره برای تعیین محل مذاکره که قزاقستان یا ترکیه باشه و یا دقت زیاد در مورد اینکه کارتین اشتون چطور باشه هدفگذاری نمی کردند.تنها جایی دیدم این طیف از ظریف و تیم مذاکره حمایت کنند جایی بود که ظریف به طرف مقابل گفت هیچ وقت یک ایرانی رو تهدید نکن و مذاکره به بن بست رسید، اصلا ندیدم جایی مزیتی از برجام رو بر شمرن ، فقط بر رد کل برجام تاکید داشتند. باید منصف بود اگه می بینیم تیم پشتیبان مذاکره کننده از انجام مذاکرات کسب محبوبیت و برتری در انتخاباته ، سعی در به چاله افتادن نداشته باشیم. منصف و با وجدان باشیم و به سمت اصلاح کار باشیم و نه کله پا کردن حریف. در دو دوره احمدی نژاد روحانی بر خلاف نظر دوستان قائل به این نظر هستم که اون مذاکرات از دید دولت مستقر وقت بود. در دوره احمدی نژاد که تفاهم خاصی نشد و اصلا مجالی برای انتقاد به منتقدین داده نمیشد. در دوره روحانی اینقدر بد و بی انصافانه مطرح شد که بدتر تیم مذاکره هول داده شد به تفاهم زودتر و با شتاب بیشتر. میشد این هول و هراس رو در دل روحانی و تیم مذاکره ایجاد نکرد تا از هول حلیم در دیگ نیفتن. برجام نتیجه تیم مذاکره کننده بود و نه کلیت نظام ( بجز کلیت برجام) وگرنه میشد برجام تفاهم بهتری هم باشه ولی فضای دو قطبی مانع از این شد که با فراغ بال و مشاوره تخصصی به سمت رفع ایرادها رفت. اینقدر آش شور شده بود که داد حجت السلام ابوترابی فرد که اتفاقا اصولگراهم هست ولی آزاده و بی غل و غش دراومد . رجوع کنید به عین عباراتی که ایشون بعد از صحبت جلیلی و خطاب به ایشون گفت. جایی دیده شه که این طیف منتقدین مورد یا مواردی از نقاط قوت برجام بگن؟ عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگو اقبال بعضی طیف ها روی کار اومدن پدیده ی منحوسی به نام ترامپ بود که کلا زد زیر برجام. ترامپ شخصی نیست که قائل به مذاکره باشه و از مذاکره تنها عکس یادگاری و محکم دست دادنو بله ولاغیر. ولی اگه ترامپ هم نبود این حضرات سعیشون این بود که نزارن این تفاهم به سمت عملی شدن بره چون سیگنال هایی رو دریافت کردن که برجام مقدمه است و زمینه برای اجرای برجام های بعدی در حوزه های دیگه هم قراره فراهم بشه ( کاری به درستی یا غلطیش ندارم چون اتفاق نیفتاد) پس میلشون این بود که همین برجام کوبیده بشه تا به دنبال مورد های بعدی نرن . هدف هم این بود اون طیف روحانی از این طریق امتیازی کسب نکنه وگرنه منظورشون صلاح مملکت نبود ( کاری به انگیزه روحانی که امتیاز گیری برای انتخابات بود از طریق برجام 1 و 2 و 3 ندارم که بحثی مفصل می طلبه). ما حوادثی مثل آتش زدن سفارت عربستان رو داریم که اینقدر بد انجام شد که خیلی از کشورها بر علیه ما بسیج شدن به جای اینکه تلافی خون بر زمین ریخته شیخ نمر بشه و مواردی دیگه. شرایط برجام طوری نبود که اوباما بتونه برهمش بزنه و خیلی مواردی که جز ضعف های برجام هست با اومدن ترامپ عیان شد در صورتی اگه جو بایدن که اعلام کرده به برجام بر میگرده، رئیس جمهور ایالات متحده بشه خیلی موارد تهدید آمیز بی معنی میشن ولی همچنان ضعف هایی مثل تحریم تسلیحات تهاجمی یا موشکی که ضعف گل درشتی هست باقی میمونه.