[[Template core/front/profile/profileHeader is throwing an error. This theme may be out of date. Run the support tool in the AdminCP to restore the default theme.]]

تمامی ارسال های arminheidari

  1. یه طرفه دیدن ماجرا عواقب خوبی نداره و همین بلایی هست که الان سر ارتش اسرائیل اومده است. بعضی نکات برای خوشایند و بعضی مغموم است ولی باید یادگرفت و بکار بست دو نکته مهم که صحبت های لرد شریفی رو در بر میگیره نکته چهارم: مواظب خودفریبی باشیم نکته پنجم: تا سوت داور بازی ادامه دارد تکرار این نوشته مهم است : پیروزی تنها به لبخندی و شکست تنها به لب گزیدنی جایز است که بیشتر از آن یعنی از دست دادن فرصت ها
  2. تحلیلی مدیریتی بر جنگ غزه حقیقش این مطلب مربوط به جنگ غزه است ولی سعی کردم نکات رو بصورت تجارب مدیریتی بحث کنم چیزی که در پشت پرده جنگ شاید کمتر جلب توجه کند نکته اول: غافلگیری سازمان یادگیرنده ارتش و سازمان اطلاعاتی اسرائیل به عنوان یک سازمان یادگیرنده، الگوی بسیاری از مطالعات و مثال ها بوده اند. ولی جنگ غزه و شلیک 3000 موشک در کمتر از یک هفته نشان از غافلگیری و عقب ماندن این مجموعه از تحرکات یک مجموعه چریکی به نام حماس شد. علت چیست؟ نباید حماسی فکر کرد و نباید مساله را پیچیده دید. علت را در همان مسائل ساده باید جست 1- تمرکز بر پدافند و کاهش فعالیت های اطلاعاتی و تهاجمی اسرائیل به شدت روی موشک های پدافندی خود کار کرد و جواب هم گرفت ولی به همان نسبت از فعالیت های اطلاعاتی و تهاجمی خود علیه حماس کاست و همین اتفاق فرصتی را فراهم کرد که حماس با تمرکز بر سلاح های هجومی ابتکار را بدست بگیرد. اگرچه که موفقیت سامانه موشکی گنبد آهنین و سامانه تروفی قابل توجه بود ولی اکنون می توان دوباره یادآور شد که مهاجم همیشه یک گام از مدافع جلوتر است. 2- تمرکز بیش از حد بر سوریه و ایران اسرائیل بدلیل سیاست زدگی ، پویش اطلاعاتی خود را بر سوریه و ایران تمرکز داد که در نگاه اول بسیار موفق بود و توانست سوریه را به اتوبان موشک ها و هواپیماهای خود تبدیل کند، فرماندهانی از سپاه قدس و حزب الله را بدون هزینه انچنانی شهید کند، حتی ترورهای موفق در ایران و شهادت فرمانده سپاه قدس ، حاج قاسم را در کارنامه خود بنشاند ولی همه این ها باعث شد تمرکز بر غزه کاسته شود و غزه به عنوان یک پیروزی از پیش تعیین شده تلقی شود و امروز نتیجه آن دیده می شود. برخلاف انتظار حماس علاوه بر افزایش کمیت و کیفیت موشک های خود، اقدام به زدن اهداف بر حسب حلقه ها واردن نموده است که برای اسرائیل بی سابقه بوده است. زدن فرودگاه ها، صنایع نفت و گاز و انرژی ، مراکز جاسوسی و فرماندهی مواردی است که باید به آنها توجه شود و نشان از رشد بسیار زیاد تفکر در حماس و جهاد اسلامی دارد. شبیه شعبده بازی که فریب دست شعبده باز را می خورید در حالی که وردست او در حال فعالیت اصلی است. نکته دوم: سیاست زدگی ضرری که نتانیاهو با سیاست زدگی خود به اسرائیل زد را هیچ کسی تا به حال متوجه نبود. اما امروز این سیاست زدگی داد تمام مقامات اسرائیل را درآورده است. سیاست زدگی که تمرکز بر سوریه و ایران را از حد نرمال خارج کرد و اسرائیل را در صحنه بین الملل از آن چهره مظلوم خارج ساخت. این اتفاق یعنی فرصتی بی نظیر به حماس برای تقویت خود داد و رشد میوه ای که امروز چیده می شود. پیش از این اسرائیل در هاله ای از ابهام خود را پنهان کرده بود و در پاسخ به سوال خبرنگار ها از واژه نه تایید می کنم و نه رد می کنم استفاده می کرد. ولی نتانیاهو با ایجاد یک فضای رسانه ای و سواستفاده انتخاباتی رفتار تبلیغاتی اسرائیل را که سال ها موفق جواب داده بود برهم زد و برای چند لحظه احساسی اسرائیل سرمایه های مهم خود را خرج کرد. اگر یادمان باشد انفجار بزرگ در کنار مرز لبنان و تبلیغات مبنی بر اینکه حزب الله حتی از تونل های خود نیز امنیت ندارد. رفتن 18 سرباز اسرائیلی به خاک سوریه و برگشتن و ... همه همه از یاد برد که غزه چه می کند، در حالی که تونل های غزه بسیار مهم تر از تونل های حزب الله بود و اسرائیل باید با مصر برای بستن تونل ها به توافقی اساسی می رسید. نکته سوم: بی عاقبتی تمامیت خواهی تندرو های اسرائیل و نتانیاهو از امدن ترامپ خوشحال بودن و معامله قرن، انتقال سفارت امریکا به بیت المقدس و تایید ترامپ بر جولان را بسیار دوست داشتند. ولی یادشان رفت که بازی برد و باخت همیشه ادامه دار نیست و غم و اندوه فلسطینیان کم کم جمع شده و مشتی بر سر اسرائیلی ها فرود خواهد آمد. نتانیاهو با تکبر از هر مذاکره و دادن امتیاز به فتح و عباس خودداری کرد، و این را به عنوان پیروزی تمام و کمال معنی کرد ولی همین کار باعث شد که مردم کرانه باختری هر چه بیشتر از فتح و دولت خودگردان ناامید شوند و جذب تفکر مقاومت شوند و این یعنی شکل گیری شبح مقاومت در کرانه باختری که بزرگترین اتفاق بد برای اسرائیلی ها خواهد بود. بویژه که رهبر ایران دستوری مبنی بر تجهیز فلسطینیان کرانه باختری رود اردن داده بود. و امروز با افزایش درگیری ها و حملات انتحاری اسرائیل متوجه می شود که انهمه امتیاز ندادن و خودخواه بودن ، تاوانش را امروز نشان می دهد. کرانه باختری و اعراب اسرائیلی امروز بحرانی از کنار برای اسرائیل ایجاد کرده اند که مقصر اول ان رفتار خودخواهانه تندروها در اسرائیل بوده است. نکته چهارم: مواظب خودفریبی باشیم خود فریبی را چه قبل و چه در حین جنگ و چه در بعد از جنگ باید دید قبل از جنگ و از دست دادن فرصت ها و عقب ماندن از حریف که در این جنگ بر سر اسرائیل امد و بعد از جنگ 2006 هم اسرائیل علیرغم تلاش برای علت یابی از شکست خود ولی یک بعدی به قضیه نگاه کرد و شکست را در تجهیزات خود دید و اقدام به توسعه سامانه های تروفی و گنبد اهنین نمود و فقط در ان زمینه ها پیشرفت کرد. اما باید گفت از خود فریبی حین جنگ، و مثال اینبار از اعراب است در جنگ های اول و دوم کشورهای عربی با اسرائیل بویژه جنگ شش روزه ایرانیان جنگ را از دو منبع گوش می دادند، رادیو ایران و رادیو کشورهای عربی رادیو ایران گزارش از پیروزی های اسرائیل و شکست ناصر می داد که ناراحت کننده بود و رادیو کشورهای عربی مدام از پیروزی های ارتش عربی ناصر میگفت ولی وقتی جنگ به انتها رسید و ناگهان ناصر آن صحبت ها را کرد، جوانان بسیاری بودند که دلشان شکست و امیدشان ناامید شد انها از بیشتر از هرچیزی از شکسته شدن اعتمادشان به رادیو عربی ناراحت بودند و طعم شکست را بیش از سربازان مصری چشیدند این نکته ای مهم است که باید به ان توجه کرد، همین خود فریبی هست خود فریبی یعنی گفتن وارانه واقعیت که منجر به خطای رفتاری می شود در حالی که در ان شرایط نیاز به گفتن واقعیت هرچند سخت ولی حماسی هست، چیزی که علیرغم گفتن واقعیت نیروها را پای کار نگه دارد چیزی که در خیبر نیروها را برای دفاع از جزیره مجنون پای کار برد علیرغم اینکه می دانستند تانک ها از روی انها رد خواهند شد ولی رفتند و تلاششان را تا اخر انجام دادند و جزیره مجنون درست یا غلط ماند. نکته پنجم: تا سوت داور بازی ادامه دارد علیرغم همه موفقیت های حماس و جهاد اسلامی در جنگ غزه که به نسبت جنگ های قبل و مقایسه داشته ها باید به ان اشاره کرد، اسرائیل سابقه ای دارد که هرگز نباید آن را فراموش کرد. حمله رمضان مصر و پیشروی مصر در صحرای سینا ارتش اسرائیل را غافلگیر کرد ولی فرماندهی مثل آرین شارون با نفوذ به خطوط مصری و استفاده از استتار و رنگ مصری ها خود را به کانال سوئز رساند و ناگهان ورق بازی را به نفع اسرائیل برگرداند و بازی باخته را به بردی بزرگ تبدیل کرد. لذا در هر شرایطی باید توجه داشت که تا آخرین لحظات و شاید بعد از سوت پایان بازی نیز امکان برگشتن ورق بوده و نباید لحظه ای از دشمن غافل شد. پیروزی تنها به لبخندی و شکست تنها به لب گزیدنی جایز است که بیشتر از آن یعنی از دست دادن فرصت ها تصویر خداد عزیزی و مارک بسنچ یک مثال قوی در ذهن ما ایرانی ها از بازگشت در لحظات آخر است تقدیم به سربازان از جان گذشته مقاومت از احمد قیصر تا عماد مغنیه و حاج قاسم سلیمانی
  3. arminheidari

    گالری جنگنده -رهگیرها

    جنگنده اف 16 اسرائیلی حمله به غزه 27 اردیبهشت 1400
  4. ابزارشناسی فن مدیر موفق - قسمت دوم مثال آموزشی در خصوص ابزار شناسی در نیروهای مسلح را می توان در چند ابزار نیروی زمینی جست تفاوت تانک، نفر بر، توپ خودکششی و پیاده تانک: ابزاری زرهی با قابلیت تحرک بالا جهت شکستن خطوط مستحکم دشمن نفربر: ابزاری زرهی با قابلیت تحرک بالا جهت رساندن امن پیاده به خطوط مد نظر توپ خودکشش: توپخانه زرهی متحرک برای اجرای آتش بر روی خطوط دشمن پیاده نظام: نیروی انسانی جهت پاکسازی، تثبیت و حفظ خطوط یا اماکن مد نظر * تانک بهترین ابزار چابک و با اتش قوی است که می تواند با سرعت خود را به خطوط دشمن رسانده و در خطوط دشمن رخنه ایجاد کند. این ابزار قوی، در فاصله کم در مقابل تسلیحات ضدزره آسیب پذیر بوده و قابلیت خود را از دست می دهد. همچنین تانک امکان پاکسازی خطوط و شکار پیاده نظام و سنگرهای دشمن را ندارد. * پیاده نظام، سربازانی چابک هست که با استفاده از فرصت ایجاد شده توسط زرهی می تواند با تسلیحات سبکی مثل نارنجک و تفنگ اقدام به پاکسازی خطوط دفاعی دشمن نماید. اما این پیاده نظام برای رسیدن به خطوط دشمن نیاز به پوشش دارد که به وسیله نفربرهای زرهی تامین می شود. * وسایل نقلیه زرهی که سرعت بالایی داشته و نیروی پیاده را با امنیت بیشتری تا نقطه رسوخ و شکسته شده دشمن می رساند. * توپخانه هم که وظیفه اجرای آتش منحنی زن را داشته و علاوه بر انهدام اهداف غیر مستحکم، جهت محدود کردن فعالیت دشمن در حین حمله زرهی و شکستن خطوط است. چراکه آزادی عمل از نیروهای ضدزره دشمن گرفته شده و در سنگر های مستحکم خود محدود می گردد. در طول تاریخ بارها دیده شده است که این ابزارها جابجا استفاده شده و علیرغم انجام حصول نتیجه، کیفیت اجرای کار پایین آمده است. مثال خوب استفاده از تانک را در واحدهای زرهی آلمان نازی در حمله به فرانسه و مثال بد را استفاده از تانک را در واحدهای زرهی شوروی در حمله آلمان می توان دید. پس از گرفتن ابتکار عمل توسط شوروی در جنگ جهانی دوم، در حمله شوروی به خطوط آلمانی، تانک های تی 34 شوروی با نزدیک شدن به خطوط آلمانی، توقف کرده و شروع به اجرای آتش بر روی خطوط آلمانی کردند. اجرای این آتش که بیشتر وظیفه توپخانه بود، برای آلمانی هایی که در خطوط مستحکم خود پنهان شده بودند، مشکل زا نبوده و تلفات زیادی ندادند ولی زمان کافی بدست اوردند تا خطوط خود را منطبق بر آرایش شوروی دوباره چینی کنند. در حملات پیاده شوروی بدور از حمایت زرهی، آلمانی ها کار سختی در هم شکستن این حملات نداشتن. در حملات صرف زرهی نیز علیرغم شکستن خطوط المان ها، بدلیل دیر رسیدن پیاده نظام، نیروهای ضدزره آلمان بدلیل کاهش فاصله توانستند تلفات خوبی به زرهی شوروی وارد کنند و تنها بعد از حملات ترکیبی بود که خطوط مستحکم آلمانی به راحتی شکسته و سقوط کرد. حملاتی که با زرهی آغاز و با پیاده پاکسازی شد و خطوط آلمانی علیرغم استحکامات و داشتن تسلیحات ضدزره بدلیل سرعت و چابکی زرهی شکسته شدند و پیاده نظام با استفاده از رخنه های ایجاد شده شروع به پاکسازی و ثبیت خطوط نمودند. البته شوروی به تدریج از این تجارب درس گرفت و حملات خود را موفق تر کرده و برای حملات خود سبک و روشی نوین تدوین نمود. اشتباهات ذکر شده برای ارتش عراق بعد از دهه از جنگ جهانی دوم مجدد رخ داد ولی با مشورت مشاوران روس و تجربیات عملیات های قبلی عملکرد خود را اصلاح کرده و دردسرهای بزرگی برای ایران ایجاد کردند. این در حالی است که استفاده زرهی توسط المان ها چه در اشغال فرانسه و چه در شمال افریقا به قدری موفق و موثر بود که متفقین زمین، اسیر و غافلگیری بسیار بالایی را متحمل شدند انهم در زمان کم و با تلفات کم آلمانی ها اما باید پرسید چطور شد که آلمان اینگونه از ابزار زرهی خود بهینه استفاده کرد و سبب این پیروزی ها شد؟؟ جواب در مدیران نظامی چون گودریان بود که شیوه های درست نبرد را تدوین و آموزش دادند و در این مسیر سختی های زیادی را به جان خریدند ولی نتیجه آن را زرهی آلمان چید. هانس سریع و چالش تولید تانک برای ورماخت لینک کتاب هایی در مورد هانس گودریان و زرهی اش لینک البته این ها تنها گوشه ای دانش ابزارشناسی در نیروهای زرهی هست که توسط افرادی چون گودریان تدوین و مستند شد و آینده را تغییر داد. زوایای دیگری نیز در بخش های هوایی، زمینی، دریایی به وفور یافت می شود که می بایست مستند سازی و کاربردی شود تا در روز نیاز ماشین ابزاری رام در خدمت انسان باشد. تقدیم به برادر و دوست خوبمان @MR9
  5. ابزارشناسی فن مدیر موفق مسائل مدیریتی زیاد پیچیده و غریب نیستند، بلکه همان مسائل ساده ای هستند که بدلیل بزرگ شدن و زیر مجموعه دار شدن، از کنترل زمان و نگاه ما خارج می شوند. یکی از موضوعاتی که در ابتدا بدیهی می آید ابزارشناسی و استفاده به جا از ابزار برای کارها است. ابزار صنعتی متداول آچار و پیچ گوشتی و انبر و ... است که یک صنعت کار موفق ارزش هر ابزار را دانسته و زمان و مکان استفاده از ابزار را خوب تشخیص می دهد. در حالی که بسیاری بر استفاده از یک ابزار به جای تمامی ابزارها اصرار دارند. استفاده از ابزار نامناسب علاوه بر انجام نشدن کار، باعث هرز و بسته شدن راه آسان آن نیز می شود. >>>>>>>>>>>>>>>>>> نمود این اتفاق در صنایع نظامی اصرار بر استفاده از یک ابزار یا روش است که تقابل غیر منطقی تسلیحات را سبب می شود. دو قطبی هایی از جنس موشکی یا هوایی در ایران یا هوایی یا فتح قلب ها در آمریکا پول مزدور یا پیاده میدانی در عربستان نتیجه هم چیزی جز حرکت لنگ نخواهد بود بویژه در که در مسائل نظامی طرف مقابل برخلاف پیچ، شعور و آگاهی داشته و پویا عمل می کند. و در مورد ایران، دشمنانی از جنس آمریکا و اسرائیل که به شدت به سیستم یادگیرنده خود می نازند. در خصوص بهینه سازی ابزار چندین معیار وجود دارد که مهمترین آنها - بهینه سازی زمان و هزینه - تناسب ابزار با هدف - تنوع حداقلی ابزار بویژه برای موارد پرتکرار *** در اینجا هم باید دریافت که افراط و تفریط وجود دارد مثال تفریط در این خصوص دو قطبی جنگنده و موشک است مثال راهکار تفریط هم ایجاد حداقل یک جاپای قوی برای ابزارآلات عمومی است. مثال افراط رنج بالای محصولات متفاوت و پراکنده است. و مثال راهکار افراط هم تجاری سازی و استاندارد سازی جهت کاهش تنوع است داستان سوریه برخلاف انتظار همه، همه محاسبات را بهم ریخت چه از جانب ایران و چه از جانب آمریکا و چه از جانب عربستان و غربی ها می گویند که اگر ابزار میدان را داشتیم سوریه را برده بودیم و ما می گوییم اگر ابزار متنوع دستمان بود، شاید سردار دلها امروز زنده بود. با یادی از شهید قاسم سلیمانی
  6. بله بازگشت با سی 130 از عملیات بدر و که باور می کرد که ما صبح در کنار دجله بودیم و شب راننده تاکسی میگفت اگر پول دارید سوار شید اما همه اینطور نبودند جنگ را مردم جنوب شهر و روستایی جلو بردند و تا آخر پای کار ایستادند اگر هم دقت کنید بیشتر شهدا از روستا ها و مناطق محروم کشور بودند از این بابت صاحب این انقلاب و دفاع مردم پایین شهر هستند و نه مسئولین بالا نشین
  7. arminheidari

    لايه هاي پنهاني جنگ

    نمی دونم کدوم روستا ها رو میگید، حداقل در سمت روستاها و شهرهای خوزستان چنین چیزی مشاهده نمیشد بودن کسانی که سرباز فراری بودن ولی مورد شماتت مردم هم بودن مشخصا اگر کسی میگفت من خط نمی روم، نمی بردنش و جای دیگر از اون کار می کشیدن
  8. ترامپ هنوز هم قدرت دارد برکناری نفر سوم حزب جمهوری خواه، دختر دیک چینی در اقدامی عجیب برای ما و واضح برای جمهوری خواهان، نمایندگان جمهوری‌خواه کنگره آمریکا با رای‌گیری پشت درهای بسته لیز چِینی، سومین مقام بلندپایه این حزب در مجلس نمایندگان را از سمت خود برکنار کردند. دختر دیک چینی معاون رئیس جمهور سابق آمریکا، بعد از حمله حامیان دونالد ترامپ به کنگره، رای به استیضاح ترامپ داد. علاوه بر این بارها به حزب جمهوری‌خواه در مورد تاثیر طرفداران و تفکر ترامپ هشدار داد.
  9. شدت غم اندوه فکه اینجا حرف ها سخته زدنش سعید قاسمی در بیان آخرین سفر شهید مرتضی آوینی ذکر می کند مرتضی وقتی دید که ما همینطور جنازه ها رو جمع می کنیم و میذاریم تو گونی ، بدون احساس و انتقال میدیم به شهر ها وقتی فیلم ها رو تو تهران دید، حالش منقلب شد و گفت فروردین ماه هماهنگ می کنیم بریم فکه ... او درست تشخیص میداد که باید مستند سازی بکنه نسل هایی میان که کلا جنگ رو زیر سوال میبرن نسل هایی میان که عملیات عملیات رو زیر سوال میبرن مدل جنگیدن ما رو زیر سوال میبرن و ... و... بهتره اسلحه دست نگیریم و بریم مستند سازی کنیم میفهمید خلا ها رو .... گیر داد که میخوام فکه برم روز 17 فروردین ماه عازم منطقه شدیم، چرخیدیم و اومدیم به فکه اونجا گفتم آقا سید مرتضی بیا بریم بازی دراز، بیا بریم مسلم بن عقیل ، یه جاهایی که حرف برای پیروزی داریم ما در فکه شکستی خوردیم که تا همین لحظه که با شما صحبت می کنیم جنازه ابراهیم هادیمون رو نیاوردیم ، اینجا حرف ها سخته زدنش گفتش بیا بریم من از اینجا کربلایی بسازم که بهتون نشون میدم و نگو کربلا یه بخشیش خودش بود لینک ویدیو آپارات دقیقه 67 ------------------------- با تشکر از مهران جان عزیز @mehran55 که پای در مستند سازی عملیات هایی گذاشته اند که گفتن از آنها سخت است و با بیانی روان تلخی و سختی آن مقاطع را به تجربه ای ارزشمند برای ما و آیندگان تبدیل می کنند گرچه ما راهمان به سمت کربلاست ولی این از مسئولیت و پاسخگویی ما در مقابل خون جوانان پاکی چیزی کم نمی کند.
  10. در تصاوير نيست احتمالا شبيه دفتر بقيه سردارهاي اصلي سپاه خواهد بود و محلي براي جلسات و مهمان ها با اين فرق كه چون ايشون فردي با شخصيت و جايگاه عملياتي بوده، دفترش كمترين محل حضورش بوده و همون وسايل همراهش حكم دفترش رو داشته
  11. دوگانه سازی مساله ساز، نقدی بر محتوای فایل صوتی وزیر محترم امورخارجه محمد جواد ظریف ماجرای ۱۸ روز محاصره حاج قاسم در حلب همه چیز را از دست رفته می‌دیدم سردار چهارباغی فرمانده سابق توپخانه سپاه برای اولین بار بخشی از خاطرات خود در سال‌ها همراهی با حاج قاسم سلیمانی در سوریه را بیان می‌کند. ماجرای آزادی نبل و الزهرا و ۱۸ روز محاصره حاج قاسم در حلب بخشی از این خاطرات است. لینک ویدیو مدت 48 دقیقه پیرو صحبت های وزیر امور خارجه آقای ظریف در مورد سردار سلیمانی، به پیشنهاد دوست عزیز @GHIAM این صحبت ها را قرار دادم - سید حسن نصرالله تو یکی از سخنرانی هاش میگه: حاج قاسم به من گفت در مورد سوریه با پوتین صحبت کردم و در آخر پوتین بهم گفت قانع شدم. بعد آقای ظریف میگن پوتین حاج قاسم رو راضی کرده که وارد جنگ سوریه بشن. - این نقشه هم تفاوت اوضاع سوریه از می 2014 تا می 2015 رو نشون میده. اینو نشون وزیر امور خارجه سوریه بدن تا ببینه که دولت سوریه تو 2015 مناطق بیشتری رو از دست داده و خطر داعش به شدت افزایش پیدا کرده که دیگه به جناب ظریف اطلاعات غلط نده، اوضاع سوریه خوب بوده و خطر کاهش پیداکرده. - توییت Fanpage در مورد مرد میدان
  12. روز قدس: پایان شب صهیون سلام بر شهدای مقاومت و خیل عظیم مجاهدانی که در این راه، جان خود را تقدیم کردند، به‌ویژه شهید شیخ احمد یاسین و شهید سید عباس موسوی و شهید فتحی شقاقی و شهید عماد مغنیه و شهید عبدالعزیز رنتیسی و شهید ابومهدی المهندس و سرانجام چهره برجسته شهدای مقاومت، شهید حاج قاسم سلیمانی که هر یک پس از حیات پربرکت خود با شهادت، تأثیر مهمی در محیط مقاومت بر جای گذاشتند. نکته: این تصویر بیشتر از آنکه در سایت های مقاومت یافت شود در سایت های ضدانقلاب و صهیونیستی یافت شد. در نتیجه علیرغم همه شعارهاشون و همه مسخره کردن هاشون پشت بلندگوهای یکطرفه و تبلیغاتیشون، ( که امروز در همه شبکه هاشون اقدام به تمسخر می کنند) از روز قدس و و تاثیر خون و زحمت شهیدان مقاومت از اول تا امروز به شدت هراس دارند. و شاید همین رفتار از هر دلیلی برای کمک به مقاومت در سرزمین های اشغالی و قوی تر شدن فلسطینیان محکم تر باشد. کلید واژه صحبت های مقام معظم رهبری * نژادپرستانی که در بیش از هفتاد سال صاحبان سرزمین را با شکنجه و قتل و غارت و حبس، معذب ساخته‌اند ولی بحمدلله نتوانسته‌آند اراده آن‌ها را مغلوب کنند. * جوان فلسطینی یک روز با پرتاب سنگ از خود دفاع می‌کرد و امروز با پرتاب موشک نقطه‌زن به دشمن پاسخ می‌دهد.
  13. این تاکتیک عراق هم در عملیات کربلای 5 هم قفل کرد، و علیرغم سختی کار و دفاع موزاییکی، ایرانی ها با برنامه ریزی گام به گام و عملیات های مداوم شبانه و دفاع روزانه در مقابل تک های سنگین زرهی عراق موزاییک موزاییک پیشروی کردند بویژه که ایران نیروهای مهاجم را به خط شکن، تثبیت و احتیاط تقسیم می کردند و عملا این شیوه عراقی ها را تا حدی جواب می داد بیشترین مشکل برای نیروهای ایرانی، بحث هوا بود که پیشتر با حضور نیروی هوایی فشار بمباران از بین می رفت و در ادامه هوا نیروز کمر زرهی و سنگرهای دشمن را میشکست ضعف و کمبود موشک های ضدتانک تاو هم، بویژه در حمل به خط مقدم و هم در تعداد باعث می شد که زرهی دشمن به راحتی به تاخت و تاز بپردازد --------------------------- در گزارش تام کوپر صحبت از این بود که موشک های تاو در مواجهه با تانک های تی 72 موثر نبوده اند این گزارش جای بحث دارد، بویژه که گزارش در این خصوص کمتر شنیده شده است و بیشتر از ناکارآمدی آر پی جی در مقابل زره تی 72 گزارش شده است
  14. در کربلای 5، در والفجر 8، در تمامی عملیات ها، اجرا در شب باعث شد که اصل غافلگیری اجرا شود حتی در خود کربلای 4 که لو رفته بود، هم تاریکی شب باعث شد که محوری های فرعی نفوذ موفقی داشته باشند. در عملیات رمضان هم، نفوذ اولیه خوب بود، ولی شناسایی ناقص در عمق، بویژه کانال ماهی و غرور فرماندهان میدانی سبب شد که عراق زمین ها رو دوباره پس بگیره به جاش عملیات در روز در عملیات خیبر نتیجه اش رو همه دیدن و صدای حاج همت و لشکر در اومد در خصوص دوربین های دید در شب و رادار رازیت، بله دشمن مجبور شد خیلی هزینه کنه ولی با این وجود باز گپ های خالی زیاد رخ می داد اتفاقا از نظر من، بحث شناسایی اینجا مهم میشه شما باید از قبل پیشبینی ها و الزامات را با توجه به شناسایی نهایی کنید و احتمال چنین خطاهایی را بدید برای پیشگیری از این خطاها، از علائم و نقاط راهنما استفاده میشه، تا کار تو شرایط سخت با کیفیت بهتری و قابل قبول اجرا بشه پیشبینی و آماده سازی الزمات و وسایل و حتی وسایل پیش آماده، یکی از نکات مهم خرید زمان و توسعه میدان هست مهندسی طراحی یا مهندسی فروش لینک شاید اینجا شناسایی هم درست انجام شده باشد ولی توجه کافی به شناسایی ها و اطلاعات شناسایی نشده باشد. این جا بحث تاکتیک است و محتاج اطلاعات میدانی و مستندات ولی میشه بررسی کرد و بصورت کلی قضیه رو دید چه از نظر فنی و چه از نظر آماری این صحبت در مورد بعضی دیگر از عملیات ها هم صدق می کند علت چیه؟ نمی دونیم ولی سوال بسیار مهمی است
  15. اتفاقا اصرار به عملیات در شب، برای ایرانی که در تجهیزات در معذوریت بود، درست ترین کار بود و همیشه هم موثر واقع میشد این نکته رو نباید با انتخاب شب برای عملیات اشتباه گرفت ضعف در شناسایی، ضعف مدیریت نیروها، اجرای زمان بندی ها، همگی مواردی هستن که پیش از عملیات باید هماهنگ و تمرین و کار می شدند که کم کاری در آنها باعث می شد در حین عملیات این خطاها رخ دهد یادمون نره شعار شناسایی این بود که اطلاعات هدف تمام و کامل در اختیار باشد و وقتی شما اطلاعات رو از خطوط اول ناقص داری یعنی شناسایی و ثبت اطلاعات ناقص صورت گرفته است. در عملیات محرم، چند ماه قبل از عملیات والفجر مقدماتی، نیروی هوایی ایران و هوانیروز کمر نیروی هوایی عراق رو شکستن چرا در عملیات والفجر خبری از این نیروی هوانیروز نبود؟؟ این نوشته شما هم نشون میده تو عملیات محرم، پیشروی نیروهای پیاده مدیون حمایت هوانیروز، چه از حیث لجستیک و چه از حیث زدن زرهی دشمن است.
  16. چرا ارتش می خواست عملیات از شمال فکه انجام شود؟؟ علت را در عملیات محرم باید جست تاپیک عملیات محرم عملیاتی که به فرماندهی شهید حسن باقری انجام شد و حدود 700 کیلومتر از خاک ایران و 300 کیلومتر از خاک عراق آزاد شد که بیشتر ارتفاعات بود مشخصا عملیات بعدی باید از کنار این مناطق تصرف شده آغاز می شد تا جناح شمالی ان تامین شده باشد و یا با کمک توپخانه آتش حمایت تامین شود اینکه چرا عملیات به منطقه جنوب فکه منتقل شد را باید جست حسن باقری به دنبال چه بود؟
  17. عملیات در غرب ایلام سه عملیات دوران دفاع مقدس در غرب کشور، در منطقه فکه، شمال فکه، عین خوش و موسیان انجام شد که نقشه عملیاتی آنها در زیر نشان داده شده است. این نقشه ها پس ذهن و اهداف طراحان عملیات را نشان می دهد. اگرچه بیشتر بر مبنای استراتژی حمله هست و در خصوص تاکتیک و شناسایی ها صحبتی به عمل نیامده ولی کمی از پس ذهن طراحان عملیات را انعکاس می دهد. عملیات محرم عملیات والفجر مقدماتی عملیات والفجر 1 آبان 61 بهمن 61 اردیبهشت 62 این نقشه ها نشان می دهد که ایده اول عملیات والفجر مقدماتی را باید از عملیات محرم جست
  18. سوگیری بازماندگی سوگیری بازماندگی یا Survivorship bias نوعی خطای منطقی است که با در نظر گرفتن تنها نمونه های زنده باعث خطای محاسباتی می شود. در این خطای منطقی با حذف ناخودآگاه شکست ها یا کشته ها، بخش اصلی مساله کنار گذاشته می شود و با یک نگاه خوشبینانه، قضاوت اشتباه رخ می دهد. معروف ترین مثال در این زمینه تلاش نیروی هوایی بریتانیا در زمان جنگ جهانی دوم برای بررسی علل سقوط هواپیماهای خود پس از حملهٔ ارتش آلمان است مطالعه قسمت‌های گلوله خورده سعی بر تقویت این هواپیماها و نقاط ضعف آنها بکند، اما تلاش‌های آنان بدون فایده بود و تغییر محسوسی در میزان هواپیمای بازگشته ایجاد نمی‌شد. تا اینکه نیروی‌هوایی سلطنتی آمارشناسی به نام والد را جهت بررسی موضوع استخدام کردند. او پیشنهاد کرد جای مقاوم‌سازی مناطقی از هواپیما که تیر خورده‌اند باید مناطقی که اصلاً تیر نخورده‌اند را مقاوم کرد. نقاطی که هیچ وقت در هواپیماهای برگشته تیر نخوردن احتمالاً همان نقاطی هستند که اگر هواپیما تیر خورده بود قادر با بازگشت نبود. بله موثر بود این اتفاق حتی برای زخمی ها هم رخ داده بود برای مثال زخمی کمی وجود داشت که از ناحیه سر و گردن زخمی شده باشند. چرا که آسیب دیدگان از ناحیه سر در میدان نبرد کشته می شدند و این اهمیت کلاه انفرادی را نشان می داد. در حالی که بیشتر زخمی ها از ناحیه دست و پا زخمی بودند. مشکل این است که رویکرد گذشته‌نگر این است که بیشتر بر نمونه های زنده مانده تمرکز می کند و عامل اصلی سقوط که در این نمونه ها وجود ندارد را بررسی نمی کند. از این رو برای نتیجه‌گیری نیاز دارید تا به همه نمونه‌ها توجه کنید. وقتی تنها به نمونه‌های موفق نگاه می‌کنید ممکن است از رفتارها و اشتباهات مهلکی که نمونه‌های ناموفق به آن دچار شدند، غفلت کنید. شاید به همین دلیل است وقتی از آن حکیم پرسیدند “ادب از که آموختی؟” پاسخ داد: “از بی‌ادبان”. منبع: لینک
  19. ممنون عالی بود اگرچه تلخ ولی روان نوشتید و زهرش رو گرفتید --------------------- این عملیات بر خلاف عملیات کربلای 4 در بحث شناسایی هم به شدت کم کاری شده بود در حالی که در کربلای 4 شناسایی ها کامل صورت گرفته بود و نیروها تونسته بودن به عمق برسن ولی دشمن به شدت آماده و هوشیار بود همین شناسایی ها سبب شد که در کربلای 5 پیشروی اولیه به سهولت صورت گیرد و خط نفوذناپذیر شلمچه به راحتی بشکند در نتیجه وجه اشتراک دو عملیات والفجر مقدماتی و کربلای 4 را باید سیاسی کاری و شکست حفاظت اطلاعاتی دانست و در والفجر مقدماتی و بعدا عملیات در شمال فکه شناسایی ناقص رمز اصلی شکست بود. -------------------------- بحث سیاسی کاری همیشه جز پایه های شکست بوده است وقتی به دنبال سیاسی کاری هستیم، بحث فنی را به خطر می اندازیم این اتفاق می افتد سیاسی کاری با اهداف سیاسی فرق می کند، سیاسی کاری یعنی انجام یک عمل با علم به اشتباه بودنش همین سیاسی کاری باعث جدا افتادن طراحی های عملیات ارتش و سپاه شد و ناهماهنگی وعدم فکر مشترک مشکلاتی را که گفتید رقم زد اینجا هست که شعور فرمانده میانی مهم می شود که بتواند تصمیم درست بگیرد و وضعیت واقعی را گزارش دهد و جان نیروهایش را حفظ کند. و این نکته جالب امروز است که حفاظت اطلاعات ما گاهی به فیل اجازه عبور می دهد و به موش نه این اتفاق بدلیل عدم درک درست از موضوع رخ می دهد و متاثر از غرور و آموزش غلط است.
  20. مدیریت صحنه نبرد - تکمیلی شاید درک بهتر از مدیریت صحنه نبرد را کسانی که شبیه سازهای تجاری استراتژیک (یا همان بازی های استراتژیک) کار کرده باشند را بهتر درک کنند. این شبیه سازها اگرچه برای بازی و گیم ساخته شده اند ولی پر از نکات درس آموز برای کاربرش هستند. معمولا در نقشه ها و طرح های تعیین شده در شبیه ساز (بازی) دو نمونه سناریو وجود دارد. نیروهای اندک و محدود نیروهای پرتعداد و متنوع معمولا در نبرد های چریکی محدودیت نیرو سبب می شود تا نیروها از حداکثر کارایی خود استفاده کنند و گاها بدون تلفات و کشته ای ماموریت خود را تمام کنند. در حالی که در نبردهای سخت که با فتح موضع خاصی همراه است، تعداد نیروها به قدری بالا هست که کیفیت افت کرده و در هر پیشروی تلفات غیرقابل اجتناب یا سخت است. اما تلفات چگونه رخ می دهد؟ تلفات معمولا هنگامی رخ می دهد که - درگیری مستقیم و شاخ به شاخ - جدا افتادن نیروها از قوای اصلی - عدم رعایت گام های زمانی و مرحله ای در تهاجم و گریز - عدم انطباق با تهدید آنی - عدم تمرکز بر یک هدف و ایجاد پراکندگی خطوط کاملا آشفته درگیری علیرغم شکسته شدن دیواره دفاعی نیروهای محدود ولی چابک در تصویر بالا و خطوط شکسته به خوبی مشاهده می کنید که علیرغم شکسته شدن دیوار اصلی دفاعی، نیروها پراکنده شده و تلفات رخ می دهد. در این شرایط تا رسیدن به تحقق هدف، توقف حمله ممکن نیست و اگرنه هزینه های داده شده از دست می رود و دشمن سریعا خطوط خود را تعمیر و بازپس می گیرد. در این میان حملات ایذایی برای منحرف کردن دشمن بسیار مهم می شود ولی این حملات هم خود به قتلگاه نیروها بدل می شود. در این موارد کاربر واقعگرا می پذیرد که تلفات غیر قابل اجتناب است ولی آن را بهینه می کند. ولی کاربر رویایی با خود می گوید کاش چند دست و ذهن داشتم که باقی جناح ها شبیه جناح اصلی مدیریت شوند. و این جمله راز موفقیت مدیریت صحنه نبرد است. واقعا اگر هر واحد نیروها توسط مغزی همتراز با مغز اصلی هدایت می شد، به یک باره کیفیت حملات به دشمن بالا رفته و یک حمله هیبریدی شکل می گرفت. - حمله چریکی به نیروهای تنها - حمله به خطوط لجستیک - حمله به انبارها و نیروهای کارگر - حمله به دیواره دفاعی - تحریک نیروی مهاجم برای ورود قتلگاه از پیش تعیین شده اینگونه با حداقل نیرو، زمان و انرژی دشمنی به مراتب قوی تر را میشد زمین گیر کرد. در مثالی دیگر، شبیه ساز Company of Heros در ماموریت دفاع از تپه مورتین حملات همه جانبه نیروهای آلمانی به شدت باعث استیصال و تزلزل خطوط دفاعی می شود. در حالی که دفاع از هر جناح به شدت ساده و مدیریت نیروها قابل انجام است. اما حملات همزمان نیروهای مهاجم سبب پراکندگی آتش، عدم اولویت بندی اهداف، عدم جایگزینی با کشته ها و رفتارهای نامناسب در دفاع می شود که در نهایت سقوط خط را رقم می زند. نقشه تپه مورتین در شبیه ساز Company of Heros فرق کیفیت یک نیرو را در این مثال های تاریخی بهتر می توان یافت:
  21. لطف داری ولی ضعف ما در چند جهت تقسیم بندی میشه ضعف سیاست خارجه که بیشتر سیاسی کاری هست تا ذات دیپلماسی دیپلماسی فعال ولی پنهان لینک عدم قاپیدن دانش هست، منتظریم دانش دو دستی بهمون تقدیم بشه روایتی کاربردی از قاپیدن دانش لینک دانش فنی برگ برنده در هنگام مذاکره و معامله لینک عدم توجه به ارزش راهبردی و جایگاه واقعی محصول خودکفایی و امنیت تولید لینک تفکیک بین تولید علم، تولید فناوری، تولید صنعتی لینک راه رسیدن به محصول و بومی کردن آن انتقال فناوری ممکن است یا باید تمام خودمان چرخ را بسازیم؟ لینک انتقال فناوری ممکن است یا باید تمام خودمان چرخ را بسازیم؟ قسمت دوم لینک قسمت سوم و تکمیلی لینک در مجموع راهی که ما در نیروی هوایی رفتیم اولویت بندی در توسعه دانش ساخت هواپیما لینک اولویت بندی در توسعه دانش ساخت هواپیما - قسمت دوم لینک این مواردی است که پیشتر بحث شده و جز موارد اصلی هستن مواردی دیگر هم هست که باید بحث بشه، برای مثال امکان خرید دانش ساخت موتور جنگنده و هلیکوپتر از شوروی در زمان فروپاشی که بصورت تخصصی در مورد نیروی هوایی مهم است یا بحث مبارزه با کارمند صفتی و بروکراسی که توان استفاده از داشته ها رو میگیره
  22. مدیریت صحنه نبرد در مقاله شاید از خود بپرسید که چه ربطی به مسائل نظامی دارد؟، شاید کمی صنایع نظامی را پوشش دهد ولی اصلا با مسائل میدان نبرد جایی که خمپاره و گلوله می آید تناسبی ندارد!. مثال مدیریت صحنه نبرد در هم تنیدگی این مسائل مدیریت را در همه حوزه ها نشان می دهد و با کمی دقت متوجه می شویم که تنها اشکال عوض می شود ولی اصول پای برجا می ماند. و با این مثال خواهیم دید که آفت کارمند صفتی چگونه در میدان نبرد دامن یک ارتش را می گیرد. وقتی از چابک نبودن یک سیستم صحبت می کنیم، منظور عدم تناسب کیفیت خدمات و عملکرد با میزان نیرو و داشته ها هست. در ظاهر همه چیز خوب و باشکوه است ولی هنگامی که از دور نگاه می کنیم، سیستم شبیه فیلی سنگین و کند است که هزینه جاری آن (خون در گردش) تعجب آور است. دفاع اولیه هم این است که سیستم بزرگ هزینه اش زیاد است ولی به جایش کارهای بسیار بزرگتری را انجام می دهد. در آن مقیاس این هزینه توجیه دارد. این صحبت برای یک ذهن کنجکاو بیشتر حکم توجیه را دارد و ذهن پویا در پی راهکاری برای یافتن راهکاری خلاقانه می گردد. این مقایسه ذهنی ، زمانی معنی پیدا می کند که بازدهی یک تیم چندنفره تکاور با یک لشکر پیاده مقایسه می شود. عملیات پر هزینه و پر تلفات در سواحل نرماندی (بر مبنای موج انسانی) عملیات سبک نیروهای تکاور در دفاع از خرمشهر ( بر مبنای خلاقیت و مهارت فردی) ارتش آمریکا که با دو تجربه جنگ جهانی، جنگ کره و جنگ ویتنام، خواستار تغییر فرم حملات از موج انسانی به ضربات دقیق و حرفه ای با نیروهای تکاور شد. بزرگترین مانع و پرسش >>>> مدیریت تعداد بالای نیروی باارزش بود که از دست یک فرد یا تیم بویژه از پشت بیسیم خارج بود. اما این مانع خود به انگیزه ای برای توسعه مدیریت صحنه نبرد تبدیل شد. تجربه طرح و برنامه ریزی در هدایت جنگنده های بریتانیایی در جنگ جهانی دوم و به طبع آن در جنگ های بعدی، بهترین سنگ بنا برای این کار بود. هدایت جنگنده های اسپیدفایر بر خلاف، هدایت نیروهای پیاده چند تفاوت بارز داشت: * تبحر و هوش بالای نیروی عمل کننده * درک نیرو از تاکتیک ها * توان تصمیم گیری در میدان نبرد * مهارت بالا در اجرای تاکتیک مدنظر در حقیقت نیروی عمل کننده دیگر یک ربات و اجرا کننده صرف دستورها نبود، بلکه صحنه نبرد را می دید، فکر می کرد، تصمیم می گرفت و متناسب اجرای فرمان می کرد. اینگونه اجرای تکنیک و بخش زیادی از تاکتیک به نیروی حاضر در صحنه سپرده میشد و فرماندهان بر حفظ و انسجام استراتژی تمرکز می کردند. به مرور مدیران باکیفیت رده پایین ابزار اصلی مدیریت صحنه نبرد شدند ولی با از دست دادن یا اشکال برای این نیروها، احتمال از هم پاشیدگی نیروها بسیار بیشتر می شد. چیزی که ما در دفاع مقدس شاهدش بودیم. امثال شهید حسن باقری با تکیه بر فرماندهان جزئی که دستورات و فرامین را به خوبی اجرا کرده و اطلاعات درستی از صحنه نبرد گزارش می کردند و در میدان تصمیم های درست را به موقع می گرفتند و عملا فشار کاری را از دوش ستاد و قرارگاه می گرفتند، توانستند عملیات های موفقی را سازماندهی کنند و در لحظه ای که این سلسله اعصاب فرماندهی به هم خورد شکست و از همپاشیدگی ایجاد شد که مثال بارزش صحبت های شهید باقری بعد از عملیات رمضان و با تکیه بر بی تفاوتی این مدیران رده پایین است. چیزی که در عملیات رمضان سبب شکست شد تفکر کارمند صفتی بود که جای تفکر جهادی و مسئولیت پذیری را گرفته بود و این نکته خود افت هر سیستمی است. لینک ویدیویی صحبت های شهید حسن باقری خطاب به فرماندهان جزء لینک آپارت حلقه مدیریتی جزء کاملا وابسته به عملکرد، روحیه، مسئولیت پذیری و توان جسمی و روحی فرماندهان و مدیران جزء بود راهکار تقویت حلقه مدیرات جزء: - آموزش مناسب و کاربردی (تربیت مدیر جزء) - شایسته سالاری در مدیران جزء - استفاده از فناوری های سخت افزاری - تولید برنامه های نرم افزاری مدیریت صحنه نبرد هر 4 مورد و موراد بیشتر توسط استراتژیست ها، هدف گذاری شد و تحولی بزرگ در نیروهای نظامی بویژه نیروهای نظامی آمریکایی ایجاد کرد. اکنون مدیریت نبرد به یک ابزار بسیار قوی و راهبردی در دفاع آمریکا محسوب می شود. اکنون دیگر اتاق مدیریت جنگ، به محلی برای مدیریت اطلاعات، کاهش حجم و بار کاری و استفاده از سخت افزار برای کاهش تمرکز بر کارهای غیرضروری شده است. با این شرایط انسان باهوش تمرکز و وقت کافی برای کار روی موضوع اصلی و ایجاد خلاقیت خواهد داشت. اتاق مدیریت صحنه نبرد حجم بالای داده های دقیق و مدیریت اطلاعات در چشم فرماندهان عالی تا جزء ارتباط منسجم همه نیروها با یکدیگر خطر: با آمدن تکنولوژی صحنه نبرد چه از نوع سخت افزار و چه از نوع نرم افزار یک خطر بسیار جدی بروز می کند. جابجا شدن ابزار با هدف یا تکنولوژی زدگی هدف از مدیریت صحنه نبرد، کاهش بار اطلاعات و انسجام در تصمیم گیری ها است تا به جای تمرکز بر کارهای غیر ضروری ، مدیران با تمرکز بیشتری ماموریت خود را پیش ببرند. مثال بارز این خطر جنگ عربستان با یمن هست که علیرغم وجود تکنولوژی های مدرن چه از نوع سخت افزاری و چه از نوع نرم افزاری، ابزار و تکنیک جای استراتژی را گرفته و نتیجه نبرد برخلاف انتظار رقم میخورد. مثال دیگری که در سازمان های اداری دیده می شود، سیستم نامه نگاری الکترونیک هست که برای کاهش زمان، بروکراسی، ردگیری مکاتبات هدف گذاری شده است ولی در عمل علاوه بر نامه سیستمی، ارباب رجوع مجبور است که نامه را بصورت کاغذی در دست گام به گام با سلسله مراتب پیگیری کند تا جواب بگیرد. یک پرسش جدی: علیرغم نبود چنین سیستم مدیریت صحنه ای با فناوری بالا، چگونه حاج قاسم توانست نیروهایش را به خوبی مدیریت کند؟ داشتن فرماندهان جزء با مسئولیت در میدان چگونه تروریست های داعشی کیفیت بالای مدیریت نیرو را در صحنه نبرد اجرا کردند؟ ترکیب مدیران انسانی جز و تکنولوژی های تجاری این دو سوال و شاید مثال به خوبی نشان می دهد که مدیریت صحنه نبرد متکی بر انسان مسئولیت پذیر است و تکنولوژی تنها ابزار کاهش خطا و بار است و نه بلعکس همه این موارد سبب شده که اکنون نیروهای نظامی علیرغم کاهش هزینه های خود، کیفیت، عملکرد و حتی کمیت خود را در صحنه نبرد افزایش داده و بقای خود را در رزم های آینده تضمین کنند. با یادی از دوست و برادر خوبمان جناب @MR9 که همیشه در این مباحث پیشرو و خط شکن بوده اند. و تقدیم به شهیدان حسن باقری و حاج قاسم سلیمانی
  23. شبح مسلح شدن کرانه باختری یکی از آن مواردی که اسرائیل به شدت از آن وحشت دارد، تجهیز فلسطینیان کرانه باختری به سلاح است. این ترس با حمله یک جوان فلسطینی به 3 نظامی اشغالگر اسرائیلی و فرارش بیش از پیش شده است. لینک چیزی که ایران وعده پیگیری اش را داده بود و تاکید رهبر انقلاب بر مسلح کردن فلسطینی ها لینک اینکه چه میزان ایران در این زمینه پیشرفت کرده است، جای بحث دارد. فشارهای اسرائیل بر روی دولت فتح و پیروزی های نوار غزه هم از عللی هست که بخشی از مبارزین کرانه باختری را ترغیب به تجهیز و ارتقا توان نظامی کرده است. لازم به ذکر است که علیرغم تمام سختگیری ها در مورد تسلیحات موجود در کرانه باختری، در آنجا سلاح سبک یافت می شود ولی بحث سلاح تک تیرانداز، سلاح ضدتانک و موشک های فجر از چالش های اساسی محسوب می شود که ایران در انتقال دانش ساده و کاربردی آن سابقه طولانی دارد. تسلیحات کشف شده در کرانه باختری توسط رژیم اشغالگر موشک های ساده حماس لینک بحث ها در این خصوص در دیگر رسانه ها لینک 1 سلطان شاهی: مقاومت توان مقابله با طرح الحاق را دارد/ شرایط برای مسلح کردن کرانه باختری فراهم است لینک 2 کرانه باختری برای مسلح شدن نیازمند چیست؟ لینک 3 اگر کرانه باختری به موشک های مقاومت تجهیز شود... لینک 4 چرا رهبر انقلاب بر مسلح کردن فلسطین تأکید دارند؟ بی شک این کودکان با یاری خدا فلسطین را نجات خواهند داد.
  24. نیروی هوایی یک ابزار بسیار قوی برای پیشبرد اهداف هست اینکه یک ابزار و تاکتیک رو به جای استراتژی درنظر بگیریم یک اشتباه بزرگ است که نیروی هوایی عربستان در یمن نمونه بارز این اشتباه هست استراتژی می گوید که برای از پا در آوردن دشمن از روش حلقه های واردن باید استفاده کرد استراتژی هدف گذاری و اولویت بندی می کند و ابزار اجرای کار را برعهده می گیرد. هر چه ابزار متناسب تر و منعطف تر باشد پیشبرد استراتژی سریع تر و بهتر انجام می شود. در یک جنگ شهری هم اهداف به صورت بالا تعیین می شود، زدن فرماندهان و قوه رهبری شهر زدن لجستیک و شریان در خصوص لجستیک به مثابه شاهرگ حیاتی مقاله روبرو موجود است. لینک این دو مورد قوی ترین اهداف در جنگ شهری است و بعد از مدتی اضمحلال روحیه و اراده نیروها
  25. نیروگاه ها دو نوع مصرف آب دارند اول : آب مقطر برای سیکل توربین و بویلر دوم: برج خنک کن * بیشترین آب از سمت برج های خنک کن از دست میره برای همین سیستم از برج های تر به سمت برج های خشک در حال تغییر است ولی کند در نیروگاه همدان و نیروگاه قزوین برج های خشک طبیعی مصرف آب را با رقم بالا کاهش دادند اگرچه این روش در مناطق مرطوب بویژه کنار دریا قابل استفاده نیست ولی طرح های CHP راهکارهای خوبی را برای مدیریت انرژی و آب ارائه داده است که بصورت بسته های آماده قابل استفاده است. اگر نگاه از سود آوری آنی به نگاه حفظ منابع و سودآوری در آینده تغییر کند، اجرای این روش ها، در کاهش مصرف آب شیرین بسیار تاثیر گذار خواهد بود.