FLANKER

تحلیل و پیگیری تحولات قفقاز ( آذربایجان- ارمنستان -گرجستان )

Recommended Posts

100 تا موشک الماس اگر داده باشیم، یعنی وسیله پرتابش رو هم حتما دادیم دیگه؟

  • Like 1
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

بجای حرف عمل کنید آقای علی اف

اکنون که تصمیم بر آن است ارتباط های زمینی  روسیه  و ایران قطع گردد ما منتظر عمل هستیم. اقای علی اف

ورود نظامی ایران به سیونیک در صورت تلاش برای اجرای دالان تورانی ناتو مصوبه شعام(شورای عالی امنیت ملی) و حتمی است. هدف نیروهای ایران، سیونیک است که اگر سرباز ان باکو در آنجا دیده شود سربازان ما نیز دیده خواهند شد . 

  • Upvote 9

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
20 hours قبل , MR9 گفت:

قابل تایید نیست ولی ظاهرا روند حضور جدی تر  ما در قفقاز دارد شروع می شود

علی اف بارها در سخنانش گفته است ما در داخل مسولان ایران ستون پنجم داریم اکنون علی اف باید بداند این اقدامات چقدر واقعی است

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
نقل قول

علاوه بر شبکه سحر ، باید شبکه های سهند ، سبلان، اشراق و آذربایجان برای پخش برنامه های ۲۴ ساعته به زبان آذری و قابل فهم برای مردم شمال ارس تقویت شوند.در کنار شبکه های ماهواره ای،ساخت برنامه و تقویت و رله رادیو اردبیل و تبریز و رادیو ارومیه برای مردم آن سوی ارس واجب است. آموزش زبان و ادبیات فارسی از جمله مهمترین برنامه های این رسانه ها باید باشد. پخش این برنامه ها به ارمنی،گرجی، روسی باید شکل بگیرد.ترکیه از این بی دقتی سواستفاده کرد وگرنه هیچ قرابت فرهنگی با مردمان هم ریشه و هم تبارما ندارند.با این کار ریشه توطئه های علیف و اردوغان خشک میشه!

توئیت از احسان موحدیان استاد دانشگاه علامه طباطبایی منبع

  • Like 2
  • Upvote 9

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایرانی های آذری یکی از حل شده ترین اقوام ایرانی در ایران هستند. در اون سمت آذری های شمال ارس و جداافتاده از سرزمین اصلی که باید اعتراف کرد به خاطر مشغولیت ما به دشمنی های متعدد دشمنان و با حسن نیت تمامی که داشتیم بدون پناه رها شدند اسیر توطئه یک خاندان فاسد، یک کشور منفعت طلب نژاد پرست و یک رژیم دشمن بابرنامه شدند و با قربانی شدن تمام فرهنگ و اعتقاداتشون تبدیل شدند به مردمانی بی دفاع در برابر هجمه و دروغ های نژادی و سلاخی اعتقادات عمیق مذهبیشون.

 

حالا وقتش هست نه تنها در برابر میخ اول رژیم باکو و همدستانش (ترکیه وصهیونیستها جلوی پرده و غرب در پشت پرده) بایستیم و در این نقشه از پیش تعیین شده به نظر خودشون حتمی، شکست قطعی وارد کنیم ( میخ اول از این جهت که این اغاز زخمی است که قراره با هدف تجزیه طلبی و کشمکش مدام در شمال غرب ایران ایجاد کنند مانند زخمی بر پیکره اون؛ تا میخ های بعدی که اقای ولایتی در این مورد تحلیل دقیقی داشتند از این جهت)  بلکه با یک حرکت آفندی و تهاجمی تمام ستانده های مردم شمال ارس از اعتقادات تا واقعیات تاریخی را بهشون برگردونیم.

 

بنابراین تقویت رسانه ها از اولین قدم ها هست در این مورد. با توجه به وسعت کشور از اونجا که امکان ما برای تقویت فرکانسی بیشتر هست خصوصا در روستاهای مرزی باید از هر روشی استفاده کرد. دوستان در شمال غرب میدونند که شبکه های ایرانی از سالیان دور در مناطق مرزی با فرکانس های قویتر شبکه های ترک و روس و آذری مختل میشد و مردم روستایی ما اسیر و مخاطب اجباری شبکه های اینچنینی بودند ( سخت نیست درک چرایی گرایش برخی مردم به امثال این پان ترکها!)

 

مورد دیگه نداشتن یک ماهواره تلویزیونی اختصاصی برای ماست. آذر ست / ترک ست های که هر روز تقویت میشند با کانال های اول سرگرمی و بعد به مرور تجزیه طلبانه و ماهواره هایی که همون معدود شبکه های ما را هم حذف میکردندو میکنند. البته سخته رقابت در جنگ نرم واقعا. اون ها تا میتونند از ابزارهای سرگرمی به هر شکلش ( رقص و آواز و سریال های آنچنانی و موسیقی و برنامه های سرگرم کننده و فیلم های خاص و اصولا تمام ادوات! مورد پسند غرایز بدوی انسان ) بهره میبرند و در ابتدا یک جهت ماهواره را برای مثال جا میندازند و بعد شروع میکنند کانال های دیگه را روش جا دادن که مسلما وقتی جهتی فراگیر میشه اتفاقی هم که شده بقیه کانال ها هم مخاطب پیدا میکنند.

 

 

ویرایش شده در توسط alala
  • Like 2
  • Upvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

انسداد گذر گاه لاچین برای بار سوم در ده روز گذشته توسط باکو

امروز نیروهای نظامی جمهوری باکو که البته که در پوشش فعالین محیط زیستی عمل می‌کنند به مرکز نیروهای صلح بان روسی در گذرگاه لاچین که خاک اصلی جمهوری ارمنستان را به منطقه قره باغ متصل می‌کند مراجعه کرده و جمع شده‌ اند و در تلاش هستند تا صلح بانان روسی را تحریک و وارد منطقه قره باغ شوند که عمده ساکنان آن ارمنی و در محاصره هستند.

بهانه ی فعالین محیط زیستی باکو  ابتدا آشغال ریختن کامیون های ارمنی در مسیر بود ولی رفته رفته موضوعات را به قاچاق سلاح به قره باغ و بهره برداری از دو معدن طلا و مس در قره باغ تعمیم دادن و خواستار برقراری دستگاه های ایکس ری در محل صلح بانان روس هستند. جالب آنجا است که علی اف طی قراردادی در چند ماه گذشته با یک تاجر انگلیسی دو معدن طلا و مس موجود در قره باغ که محلی ارمنی نشین است را فروخته است. اکنون هم تلاش به تسخیر قره باغ و کوچ اجباری ارمنی های بومی محل دارد.

این آش امروز چنان شور شده است که ساعتی قبل پوتین، رئیس جمهور روسیه با علی اف تماس گرفته تا با رئیس جمهور باکو در خصوص این موضوع صحبت کند.

 امکان دارد ظرف چند روز آینده تحرکات نظامی باکو در منطقه قره باغ افزایش پیدا کند .

منبع

ویرایش شده در توسط abotaha
  • Like 1
  • Upvote 11

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

اصولا تمام این اقدامات رژیم باکو به این خاطر هست که مسئله گذرگاه زنگه زور! را مجددا فعال کنه. چون تنها اهرم فشارش همین گذرگاه لاچین هست.

 

به نظرم دولت ارمنستان معلوم نیست اون موقع چه فکری کرد ولی رژیم باکو با هدایت ترکیه کاملا اگاهانه روند پیشروی را متوقف کرد تا به همین گذرگاه زنگه زور در ازای گذرگاه لاچین دست پیدا کنه. اگر پیشروی میکرد و قره باغ را کامل تصرف میکرد هم دیگه بهانه ای برای تجاوز به ارمسنتان نداشت و هم بهانه ای برای درخواست گذرگاه. از طرفی مجبور بود با هزاران نفر ارمنی روبرو میشه در اون منطقه که محاصره شده بودند و امکان اتهام نسل کشی و ... هم وجود داشت. تنها نکته اینجاست که روس ها هم این موضوع را میدونستند و وارد این بازی شدند یا خیر؟

 

برای ارمنستان داشتن مرز با کشور ایران که خارج از بلوک گرجستان و ترکیه و باکو هست حتما باید ده ها برابر از یک تکه زمین محصور داخل خاک رژیم باکو مهمتر باشه. ارمنستان با دادن تنها مرز ازادش به بیرون عملا در محاصره ای میمونه که میتونه همه چیزش را وابسته به ترکیه کنه و عجیب هست کشوری حتی در این مورد فکر کنه چه برسه توافق کنه اون هم به ظاهر برای حفظ یک تکه زمین محصور که حتما اهمیت داره ولی اهمیتش کمتر از یک منطقه وسیع از کشورش و مهمترین مرزش هست طبیعتا. (واردات سوخت و گاز و مواد غذایی و دسترسی به جنوب و ابهای ازاد و ...)

 

باکو رسما موضع ایران را میدونه و برای همین از انواع روش ها استفاده خواهد کرد تا به این آرزوی ترکیه! برسونه اردوغان را.

 

ولی ایران نباید بشینه منتظر سرنوشت. چون حتما باکو توسط صهیونیستها و ترکیه طرح های جدید را تدارک میبینند برای رسیدن به این هدف. ایران باید طرح های متعددی را پیش بینی کنه از جمله مثلا طرح هایی مثل در اختیار گرفتن یک منطقه وسیع اقتصادی در مسیر جاده زنگه زور به اسم سرمایه گذاری ولی حضور پررنگ شرکت های ایرانی و عملا تاسیس یک منطقه ویژه اقتصادی ایران. یا مثلا ساخت شهرک هایی با اهداف مشترک در این مسیر. و حتی تاسیس پایگاه های مشترک انتظامی و راهداری به بهانه ارتقا روابط ترانزیتی و حتی بر عهده گرفتنسرمایه گذاری نوسازی و تجهیز جاده زنگه زور با اجاره بلند مدت اون. ( مثل قراردادهای سرمایه گذاری خارجی)

 

 

  • Like 2
  • Upvote 10

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

پسر حیدر علی اف از تهدید روس ها ترسید

پس از گستاخی لباس شخصی های الهام علی اف پسر حیدر علی اف تحت عنوان فعالان محیط زیست به صلح بانان روس، روسیه طی بیانه ای رسمی  به دولت باکو گوشزد کرد که باید بر اساس توافقنامه سه جانبه عمل کند، هر گونه فشار بر نیروهای صلحبان غیر قابل توجیح است و شرایط انسانی قره باغ باید بهبود یابد. البته روس‌ها علاوه بر بیانیه رسمی وزارت خارجه، از طریق وزارت دفاع نیز به تهدیدهای نظامی مبادرت کردند.

یخائیل الکساندر اف مدیر مرکز تحقیقاتی سیاسی روسیه درباره آینده تجمع فعالان محیط زیستی علی اف و احتمال توسل به زور علیه نیروهای پاسدار صلح به آذربایجان هشدار داده و گفته است: “ممکن است به باکو حمله موشکی کنیم و زیرساخت های نفت و گاز هدف قرار می گیرد. حمله موشکی می تواند سامانه های انرژی آذربایجان را نابود کند که غرب زیان زیادی می بیند. هر چند آذربایجان با روسیه پیمان اتحاد و همکاری امضا کرده اما از این همکاری منافع خود را دنبال می کند.”

بدین ترتیب آقایون مدافع محیط زیست تغییر رفتار و لحن دادن مراقب هستند تا مشارکت کنندگان بر علیه روس‌ها کاری نکنند که اقدام خصمانه محسوب شود. حتی این مسئله تا جایی پیش رفته که برخی از لیدرها که به نظر می رسد نیروهای لباس شخصی پلیس هستند میان تجمع کنندگان و نیروهای صلحبان مستقر شده و مراقب پیشروی احتمالی معترضان هستند.

اما در طرف دیگر ماجرا که احتمالا پلان ب پسر حیدر علی اف است  قرار است پای ناتو به دریای خزر برسد

رئیس سابق ناتو «استانیسلاو زاس»  در نشست خبری گفت: «در مورد جهت گیری ماموریت نیروهای این سازمان پیشنهادها برای کمک به جمهوری ارمنستان و ماموریت به مرز ارمنستان و جمهوری آذربایجان بود. این به قوت خود باقی است. البته اگر ارمنستان نیز این امر را ضروری بداند.»

منبع1

منبع2

 

  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
5 hours قبل , abotaha گفت:

پسر حیدر علی اف از تهدید روس ها ترسید

پس از گستاخی لباس شخصی های الهام علی اف پسر حیدر علی اف تحت عنوان فعالان محیط زیست به صلح بانان روس، روسیه طی بیانه ای رسمی  به دولت باکو گوشزد کرد که باید بر اساس توافقنامه سه جانبه عمل کند، هر گونه فشار بر نیروهای صلحبان غیر قابل توجیح است و شرایط انسانی قره باغ باید بهبود یابد. البته روس‌ها علاوه بر بیانیه رسمی وزارت خارجه، از طریق وزارت دفاع نیز به تهدیدهای نظامی مبادرت کردند.

یخائیل الکساندر اف مدیر مرکز تحقیقاتی سیاسی روسیه درباره آینده تجمع فعالان محیط زیستی علی اف و احتمال توسل به زور علیه نیروهای پاسدار صلح به آذربایجان هشدار داده و گفته است: “ممکن است به باکو حمله موشکی کنیم و زیرساخت های نفت و گاز هدف قرار می گیرد. حمله موشکی می تواند سامانه های انرژی آذربایجان را نابود کند که غرب زیان زیادی می بیند. هر چند آذربایجان با روسیه پیمان اتحاد و همکاری امضا کرده اما از این همکاری منافع خود را دنبال می کند.”

بدین ترتیب آقایون مدافع محیط زیست تغییر رفتار و لحن دادن مراقب هستند تا مشارکت کنندگان بر علیه روس‌ها کاری نکنند که اقدام خصمانه محسوب شود. حتی این مسئله تا جایی پیش رفته که برخی از لیدرها که به نظر می رسد نیروهای لباس شخصی پلیس هستند میان تجمع کنندگان و نیروهای صلحبان مستقر شده و مراقب پیشروی احتمالی معترضان هستند.

اما در طرف دیگر ماجرا که احتمالا پلان ب پسر حیدر علی اف است  قرار است پای ناتو به دریای خزر برسد

رئیس سابق ناتو «استانیسلاو زاس»  در نشست خبری گفت: «در مورد جهت گیری ماموریت نیروهای این سازمان پیشنهادها برای کمک به جمهوری ارمنستان و ماموریت به مرز ارمنستان و جمهوری آذربایجان بود. این به قوت خود باقی است. البته اگر ارمنستان نیز این امر را ضروری بداند.»

منبع1

منبع2

 

 

باکو به دنبال باز کردن پای نیروهای به اصطلاح صلحبان ناتو به منطقه درگیری است تا از قدرت نیورهای روس در منطقه کم کنه و البته بتونه برنامه هاش را برای فشار به ارمنستان پیش ببره. بعید هست روس ها بهراحتی اجازه بدند یک وزنه جدیدی به معادلاتی که الان خودشون فقط وسطش هستند اون هم از سمت ناتو اضافه بشه ولی این دلیل نمیشه باکو خودش را به در و دیوار نزنه.

 

فراموش نکنیم باکو در این میون هیچ کاره است و رژیم صهیونیستی و لابی های یهودی از یک طرف و از طرفی لابی اردوغان دارند برنامه هایی کاملا ضد ایرانی را در این منطقه پیش میبرند و اصولا رژیم باکو و سرنوشت اون منطقه براشون هیچ اهمیتی نداره و فقط به عنوان ابزاری برای تهدیدات به سوی ایران بهش نگاه میکنند. ما چاره ای نداریم جز تجهیز و تشکیل زیرساختهایی در اون منطقه و البته طرح هایی رزرو و بعضا قابل اجرا ( و اجرایی در مقاطع خاص زمانی مشخصی) که چنان شعله زیر دیگ را برای باکو داغ کنه که خودش به نتیجه برسه پیشکشی ها و اسباب بازی هایی که دو رژیم hاسراییل و ترکیه بهش پیشنهاد میدند ارزش باختن کامل قدرت و مملکتشون را نداره. حالا نه به یک باره که تدریجی.

 

 

ویرایش شده در توسط alala
  • Like 1
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

تحلیل شخصی

ظاهراً روابط باکو و و ایران تیره تر خواهد شد.

تخلیه سفارت باکو در ایران و همزمانی آن با افتتاح سفارت در تل‌آویو معنادار است. و احتمالا در ماه های آینده باکو دست به تحرکات حساسی خواهد کرد.  مسئله ی حضور رژیم منحوس اسرائیل در باکو و یا گسیل تروریست ها از سمت باکو و احتمالا دست زدن به اشغال استان سیونیک ارمنستان از جمله اقدامات باکو خواهد بود.

اگر در بدبینانه ترین حالت، جنگی میان ایران و باکو درگیرد، شبیه الگوی جنگ اوکراین خواهد بود. کشورهای غربی، اسرائیل و ترکیه احتمالا اجازه نمی دهند، این کشور شکست بخورد، اما با توجه به کوچکی جمعیت و مساحت آن، مانند اوکراین عملا ویران می شود. 

  • Like 1
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 

 

شهید یهودی کشور شیعه !!!! ، پیوند بین باکو و تل آویو به هر بهانه ای.

 

 

    2~0.jpg       1~4.jpg 

                                                                                                                                                            

4.jpg3.jpg

 

چندی پیش ، نشریه گلوبس ‎اسرائیل در گزارشی اختصاصی با عنوان «شهید یهودی کشور شیعه» به بررسی زندگی «آلبرت آقارونوف» سرباز یهودی ارتش ‎آذربایجان در زمان جنگ اول ‎قره باغ پرداخت. 

ایالت سابق ایران و موجودیت واقع در خاک فلسطین ، به هر وسیله و بهانه ای نزدیکی و اتحاد خود را یادآوری می کنند. حال یا این کنار هم ایستادن ها برای نگه داشتن تهدید و مزاحمت همیشگی کنار ایران ( شبیه حزب الله و جنوب لبنان ) است یا جزئی از نقشه دراز مدت برای جنگی تمام عیار. بدیهی است فقط هوشیاری و تقویت تمام ظرفیت های کشور چاره این فتنه انگیزی هاست. 

 

ویرایش شده در توسط powerman1
  • Upvote 10

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
9 hours قبل , abotaha گفت:

تحلیل شخصی

ظاهراً روابط باکو و و ایران تیره تر خواهد شد.

تخلیه سفارت باکو در ایران و همزمانی آن با افتتاح سفارت در تل‌آویو معنادار است. و احتمالا در ماه های آینده باکو دست به تحرکات حساسی خواهد کرد.  مسئله ی حضور رژیم منحوس اسرائیل در باکو و یا گسیل تروریست ها از سمت باکو و احتمالا دست زدن به اشغال استان سیونیک ارمنستان از جمله اقدامات باکو خواهد بود.

اگر در بدبینانه ترین حالت، جنگی میان ایران و باکو درگیرد، شبیه الگوی جنگ اوکراین خواهد بود. کشورهای غربی، اسرائیل و ترکیه احتمالا اجازه نمی دهند، این کشور شکست بخورد، اما با توجه به کوچکی جمعیت و مساحت آن، مانند اوکراین عملا ویران می شود. 

با تمام احترام و عرض ادب به چه دلایلی اکراین رو با آذر بایجان قیاس میکنید ؟؟؟ 

شما مدرن ترین تسلیحات جهان هم داشته باشید حتی به تعداد زیاد مثلا خود اسراییل باز هم همچین ادعایی نداره مسئله اکراین مسئله ساده ای نیست اکراین سال هاست داره تغذیه میشه از سمت غرب (این داستان نیازی به اثبات نداره لجستیک و تدارکات این جنگی که مبینید نتیجه سال ها نقشه و بحث و تفکر و جاگذاری مناسبه ) این احمقی که تو مسند قدرته تو آذربایجان هنوز نمیدونه جنگ یعنی چی مساحت کشور آذربایجان ۸۶ یا ۸۷ هزار کیلومتر مربع تازه این کشور جمعیتش ۱۰ میلیون نفره چطوری اکراین رو با این کشور قیاس میکنید توهم و خود .....پنداری حد و حساب داره ترکیه اینطوری که اینا هارت و پورت میکنن تو توهم نیست حداقل خویشتن داری میکنه چون میدونه چخبره ولی اینا خیلی دیگه گنده گنده حرف میزنن 

ایران با تموم کاستی هاش آذربایجان رو میتونه شخم بزنه نیازی نیست تصرف کنه کافیه فقط با موشک یه حالی بهشون بده 

خیلیم دیگه نیاز شد تهش اینه یه صفای حسابی بهشون میدیم بدک نیست بعد از ۲ قرن لاقل یه خودی نشون بدیم . 

اکراین هنوز طعم بمباران نچشیده خواهشا حرفای الکی نزنید اکراین چون مردمش روس زبان و بخشی هم روس طبار هستن روسیه تا به امروز خیلی شلوغ نکرده وگرنه که با خاک میتونه هر شهری رو یکسان کنه دلایل استفاده از کروز و پهپاد هم همین هاست وگرنه هزینه کروز به مراتب بیشتر از بمباران شهر ها و تضعیف روحیه اون ها هست بالاخره جنگ جنگه نقل و شیرینی و قیمه نمیدن  بعدشم اکراین تماما داره حمایت میشه گیریم آذربایجانم بشه ولی آیا آذربایجان توان تحمل حمله موشکی یا حتی پهبادی ایران رو داره با توجه به مساحت کوچیکش صد البته نداره ایران آذربایجان رو به راحتی میتونه قورت بده دلیل خویشتن داری مسئولین ایرانی از ذکاوت اونها هست نه از بی عرضگی و ترسو بودن عواقب جنگ هر جنگی باید بررسی بشه و دلیل و علتش مشخص بشه .....

یا علی 

ویرایش شده در توسط baktari
  • Like 3
  • Upvote 7
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

کوچکترین درگیری با آذربایجان که همه جوره از ما هستن چه نژادی و فرهنگی دینی و .... میتونه سالها کینه و کدورت و دشمنی بینمون ایجاد کنه که همه جوره هزینه زا خواهد بود.حالا یک احمقی اون بالا (الهام آقا) مدتی هستش و بعدا گور به گور میشه. ولی اگه برادر کشی بین دو کشور صورت بگیره مطلوب اسراییل و ترکیه و انگلیس قرار میگیره. صبر ایران حکیمانه و کم هزینه و کاملا منطقی هستش.در بدترین حالت ایران میتونه به روش کی بود کی بود من نبودم صنایع نفت و گاز آذربایجان رو از دور خارج کنه تا حساب کار دست ترکیه بیاد کمتر الهام جون رو باد کنه

  • Like 1
  • Upvote 4
  • Downvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط worior
      بسمه تعالی
      مقدمه
      نگارنده متن ذیل از دیدگاه راهبردی به مسئله قره باغ و احتمالات و پیامد های مربوط به آینده منطقه نگاشته است. هر جنگی در هر منطقه از دنیا بدون حمایت و عزم ملی یا مردمی که در حال جنگ هستند محکوم به شکست خواهد بود. از این رو جنگ در قره باغ امری بسیار وابسته به مسائل جمعیتی و افکار عمومی ست و از برای آن انجام میشود.
       
      مسئله فتح سرزمینی
       
      جنگ های فتح سرزمینی به سبک دوره فئودالی مدتهاست منسوخ شده، سازمان ملل و جوامع بین المللی بسختی با تغییرات در مرزها از طریق حملات نظامی کنار می آیند. پذیرفتن تغییر مرزهای کشورها از طریق تهاجم نظامی امریست که میتواند عواقب متقابلی برای کشورهایی که آن تغییرات را میپذیرند داشته باشد، این عواقب از تروریسم گرفته تا رفتن این پذیرش به حافظه تاریخی جهانی وبدل شدن به عرفی که امکان رخداد مجدد برای همان کشور پذیرنده نیز بوجود می آورد. صرف نظر از اینکه حق و باطل تاریخی این منازعات مرزی چگونه باشد، برنده منازعه، بعد از پیروزی باید هزینه های بسیاری در عرصه روابط بین الملل برای جلب افکار عمومی، سیاستمداران کشورهای مختلف جهت پذیرش رسمی مرزهای جدید پرداخت کند، علی الخصوص به اعضای دایم شورای امنیت سازمان ملل و شاید واکنش این اعضا در پذیرش این مرز جدید آنقدر طولانی شود که فرصت واکنش متقابل و بروز جنگی دیگر را رقم بزند.
       
      راهبرد نظامی جاری آذربایجان در قره باغ
       
      شیوه های رزمی طرفین این درگیری هرچه باشد از قواعدی قابل شمارش پیروی خواهد کرد، نه از آن جهت که بسادگی قابل پیش بینی هستند، بلکه تجربیات تاریخی زیادی نسبت به چنین درگیری هایی وجود دارد. از نظر جمعیت شناختی منطقه ناگورنوقره باغ جمعیت ساکنی عمدتا ارمنی تبار دارد، آذری ها بدون حمایت افکار عمومی ساکن در منطقه و پشتیبانی مردمی قادر پیشروی نخواهند بود، حتی در صورت پیشروی موفقیت آمیز قادر به حفظ سرزمین های فتح شده نخواهند شد. بنابراین بدیهی است که ترکیب جمعیتی منطقه ابتدا تغییر کند و این امر نه به یکباره امکانپذیر است و نه در یک نبرد کوتاه مدت. بلکه جنگی طولانی مدت، همراه با زیرآتش گرفتن مستقیم شهرها، کشتار ارمنی ها و مهاجرت دادن اجباری جمعیت ساکن در این مناطق میتواند راهبرد انتخابی طرف آذری باشد و این شکل از درگیری پیوسته و همراه با سکونت دادن آذری ها در منطقه ادامه پیدا کند تا ترکیب جمعیتی از ارمنی به آذری و ترک تغییر کند، تا در یک نبرد قاطع احتمالی بسیار بزرگ شرایط برای اشغال دایم فراهم شود و یا دست کم از طریق یک روند دمکراتیک مثلا رای گیری و تعیین سرنوشت از سوی ساکنان به نفع دولت باکو تغییرات مورد نظر آن دولت بدست آید. روشهای مورد بحث در بالا پیشتر از سوی اسراییل به کار گرفته شده اند، سبقه تاریخی طولانی دارند تا جایی که ماکیاوولی در شهریار به صراحت در مورد مهاجرت اجباری و تغییر جمعیت سرزمینی توسط حکام سخن رانده است. و شاید بتوان دلیل نزدیکی آذربایجان به اسراییل در گرفتن تجهیزات نظامی و مشاوره در خصوص بازسازی ارتش خود را در سطور بالا یافت.
       
      راهبرد دفاعی ارمنستان در برابر تهاجم آذربایجان
      تاکنون آنچه آذربایجان نشان داده، اتکا به تاکتیک سنتی رزمی در مناطق کوهستانی، نظیر استقرار توپخانه، ورود به شهرها، استفاده از موشک های کوتاه و میانبرد و همچنین داد و فریاد پروپگاندای خویش در سراسر دنیا پیرامون حقانیت و نبرد علیه تروریسم آذربایجانی ست، چنین سیاستی بدلیل وجود پایگاه جمعیتی در آرتساخ(قره باغ) و مورد تهاجم قرار گرفتن امری بدیهی است. ارمنستان با سرعت بسیار به سمت مظلوم نمایی وشکست پذیری احتمالی و نیاز به کمک پیش میرود. چنین وضعیتی به ارمنستان کمک میکند تا به جلب کمک های بین المللی از دولت های نسبتا ثروتمند مسیحی بپردازد، همچنین با توجه به در اختیار داشتن مناطق مورد مناقشه، به تحریک فشارهای بین المللی به سمت آذربایجان در جهت پایان جنگ بپردازد.
       
      تدریج گرایی منطقی
      در هیچ جنگی نمیتوان نتایج را از ابتدا به دقت بر شمرد، گفته اند آنچه در مورد آینده میتوان با دقت گفت، عدم پیشبینی درست آن است. اما بر اساس شواهد،  تجربیات و دانش های موجود و نسبت به گذشته تمرین های نظامی آذربایجان و خریدهای نظامی های دو کشور؛ از دید نگارنده، پیش بینی میشود جنگی میان مدت و سپس یک نبرد تعیین کننده راهبرد آغازین جمهوری آذربایجان بوده باشد، گرچه ممکن است هیچ وقت چنین رخدادی به حقیقت نپیوندد. ولیکن، این یک الزام برای داشتن یک تفسیر راهبردی منطقی درآغاز جنگ است، گرچه یک گرند استراتژی(راهبرد فراگیر) محسوب نمیشود.  هر راهبردی برای ورود به هر درگیری نیازمند راهبردی برای ادامه خروج از آن نیز خواهد بود. راهبردهایی که در ادامه اتخاذ میشود آنهایی هستند که در جبهه های نبرد آموخته میشوند، و جملگی خرده راهبردهایی هستند که ظهور کرده و دور از مسیر اصلی و هدف کلی نیستند. در موقعیت کنونی بدین دلیل که تشدیدگر این نبرد در این مقطع جمهوری آذربایجان است، این کشور ابتکار عمل را در اختیار دارد و تدریجا ارمنستان خود را در برابر ابتکارهای آذربایجان واکنش گر میبینید،  آذربایجان تصمیم گیرنده اصلی در پایان دادن به نبرد یا تغییر شکل ماهیت جنگ خواهد بود.
      نیازمندی به راهبردی برای خروج و پایان دادن به جنگ در ابتدا، بدلایل پیشگری از ورود به جنگ دایمی، فرسایشی و یا بیرون کشیدن از درگیری در زمان مناسب طرح میشود، سپس در ادامه بر اساس موفقیت ها یا شکست هایی که کسب میشود تحت اثرات جبهه ها و افکار عمومی تغییر خواهد کرد. بنابراین بزرگترین رکن اصلی جبهه دو طرف نه روی زمین بلکه در رسانه ها و پروپگاندای جهانی آنان است. این موفقیت ها در پروپگاندای طرفین است که جنگ را به پیش خواهد برد و حتی سطح بروز خشونت ها و یا اقدام علیه اشغال سرزمینی و حتی میزان زیر آتش گرفتن پایتخت های یکدیگر تنظیم خواهد کرد.
       
      پیشبینی نسبت به رویه های آینده درگیری در قره باغ:
       
      آذربایجان در جبهه جنوبی پیشروی خوبی صورت داده است اما نکات زیر حائز اهمیت است؛
      -          همانطور که عرض شد، برای آذربایجان در مناطقی که پشتیبانی جمعیتی ندارد امکان پیشروی موفق بسختی ممکن است و در صورت پیشروی امکان حفظ و بهره برداری از پیشروی پیچیده تر خواهد بود. بنابراین انتخاب پیشروی از جنوب از این جهت منطقی است که ؛
      o        ممکن است بخواهد خود را با حمله سریع به نخجوان برساند، به دو دلیل 1- تکمیل اتصال سرزمینی 2-جلوگیری از ورود ارمنستان به نخجوان در برابر یک سناریوی پاسخ احتمالی به تهاجمات در غره باق.
      o        این نکته حائز اهمیت است که در شمال ایران آذریها و ترک ها درصد تجمعی بیشتری نسبت به آذریهایی منطقه غره باق وجود دارد. بنابراین این احتمال وجود دارد که ارتش آذربایجان و ترکیه از طریق منطقه نخجوان بصورت مستقیم یا غیر مستقیم در منطقه به یکدیگر دست بدهند.(پشتیبانی هوایی ترک، پیاده نظام هایی شامل نیرومخصوص ترک در لباس تروریست های پانترک و نوعثمانی، و ارتش آذربایجان از شرق)
      o        امکان تهاجم سریع در مناطق کوهستانی بسادگی میسر نیست و تنها با سرعت بالا از طریق عبور از مسیر رودخانه ارس ممکن است،با توجه به این امر، روستاهای مرزی ایران مانند عاشقلو، اوزان، کرانلو و ... در معرض تهدید تهاجم آذریها و احتمال پاسخ ارمنی ها در آن مناطق هستند
      o        در صورت وقوع شورش های ساختگی و بحران کمبود منابع و تظاهرات، شرایط برای نفوذ نیروهای اطلاعاتی امنیتی هر سه کشور ترکیه، آذربایجان و ارمنستان جهت بهره برداری از آشوب ممکن است. و در ادامه پاسخ ایران در سرکوب تظاهرات و یا شورش، عواقبی نظیر نفوذ و دخالت بیگانه در حتی کوتاه هم خواهد داشت.
      o        آنچه فضای بحران برای ورود به نبردهای چریکی و شورشهای اجتماعی تقویت میکند، آن است که دو کشور بزودی بسیاری از تسلیحات زرهی خود را از دست میدهند، سازمان نیروهای مسلح این کشورها اقدام به جذب نیروی مردمی خواهد کرد. این امر سبب میشود تا ارتش های منظم تبدیل به ارتش های پراکنده با ابعاد بالای استفاده از نیروی شبه نظامی شوند و به تجهیزات شبه نظامیان نظیر وانت های مسلح، موشک های دوشپرتاب و ضد تانک قابل حمل توسط نفر روی بیاورند.
      o        وضعیت جنگ با استفاده از شبه نظامیان، سبب میشود تا حجم انبوهی از تجهیزات انفرادی جنگی وارد مناطق شمالی کشورمان شود.
      o        جنگ با استفاده از شبه نظامیان نیز به تلاش های وسیعی از عملیات روانی و پروپگاندای سیاسی نیازمند است.
      o        در میان مدت ممکن است جمیع موارد فوق ایران را وادار به ورود به  یک جنگ هیبریدی با محوریت ترکیه و آذربایجان کند.
       
      اقدامات پیشنهادی در بخش تاکتیکی و سیاستگذاری برای ایران:
       
      در بخش تاکتیکی: اجرای مانور ترکیبی.
      -          اقدام به اجرای سریع مانور ضد چریکی و ضد شورشی در مناطق مرزی کشور به سبک زیر؛
      o        تمرین استقرار و حرکت به سمت پاکتی از 5 تا 10 روستای مرزی در یک مسیر، به شکلی که  چند  تیم متحرک، به روستاهای در مناطق مرزی در بخش بندی های جغرافیایی مشخص وارد میشوند، و استقرار تیم های ثابت را امکان سنجی و مدیریت میکنند؛
      1-      تیم های متحرک در دو بخش ابتدا بدون ظاهر نظامی به سپس به قصد تمرین تامین نظامی و سپس بصورت کاملا نظامی به قصد فراهم آوری امکان استقرار تیم های ثابت با تجهیزات وارد مناطق روستایی میشوند، با جمعیت پل ارتباطی ایجاد میکنند، و به ترتیب متوالی پس از استقرار تیم های ثابت به قصد روستای بعدی خارج میشوند.
      2-      سپس تیم های ثابت با استقرار تجهیزات بیمارستانی، امدادی، هلال احمر و کمک به مناطق روستایی وارد میشوند، در مدت زمان مشخص فعالیت های ارتباطات انسانی و اجتماعی  را تمرین کرده و منتظر ورود دوم تیم های متحرک در تاریخ مقرر میشوند.
      3-      سپس تیم های متحرک دیگری به ترتیبی موازی به قصد کمک به جمع آوری تجهیزات ثابت وارد میشوند. و در پایان مانور اسکرت را تا فاصله ایمن را تمرین میکنند.
       
      دلایل اجرای مانور تاکتیکی فوق؛
      -          جدایی طلبها، شبه نظامیان، چریک ها و ارتش های دارای ابعاد هیبریدی که قادرند از طریق اجرای عملیات روانی، پروپگاندای سیاسی و پشتیبانی مالی در کنار ارتش های منظم خود اجرای طرح عملیاتی ترکیبی کنند، ابتدا با نفوذ، سپس ایجاد پل های ارتباطی و پس از آن شروع در نا امن کردن محیط های روستایی، اقدام به ایجاد معضلات  روانی کرده، و در ادامه از ساکنان عدم همکاری با دولت مرکزی را طلب خواهند، ابتدا با تحریک و سپس با تهدید. در فضای ناامنی مردم روستایی از همکاری اطلاعاتی و امنیتی با دولت های مرکزی پرهیز میکنند و حتی ممکن است جذب این گروه ها شوند، مگر در شرایطی که احساس کنند فضای ایمن و قدرت غالبی توسط دولت مرکزی قادر به حمایت از آنان یا نابود سازی تحرکات ضد دولتی ست.
      -          از طرفی دیگر در صورت بروز خشونت، و نفوذ بیگانه در مناطق مرزی ای که امروز نسبتا امن هستند، نیروی آموزش ندیده یا نیرویی که منطقه عملیاتی خود را تجربه نکرده باشد، بسختی میتواند با مردم ارتباط برقرار کرده و قادر نخواهد بود اقدامی که در شرایط عادی تمرین نشده است را در شرایط حاد بحران به اجرا بگذارد.
      -       آن بخش از  جریانهای فکری که در مناطق روستایی مرزی و در معرض تهدیدات مختلف امنیتی هستند، در صورتی که با هسته های خفته عملیاتی چریک های دشمن سمپاتی و هماهنگی برای روز شورش داشته باشند(آنچه در شهرهای عراق مانند رمادی، موصل و تکریت اتفاق افتاد) بسرعت دچار خطا، واکنش و یا تغییر نقشه خواهند شد، و در نتیجه اجرای این مانور این اقدامات قابل ردیابی خواهند بود.
      -          بنیاد عملیات هیبریدی مرزی ضد کشور، از طریق کشتار و تروربه نام حکومت (مانند اقدام چریک های فدایی خلق در کردستان علیه پادگان های ارتش) و سپس ایجاد هسته های مقاومت علیه دولتها انجام میگیرد، جذب نیرو تنها در صورت خلاء قدرت و واکنش نابهنگام دولت مرکزی ممکن است، و از طرفی در صورت اقدام تند، سلطه آمیز و نابخردانه نیروهای نظامی دولتی، اوضاع از کنترل خارج و یا تشدید میشود.(مانند اقدامات دیر هنگام بشار اسد در شمال و غرب سوریه)
      -           ولیکن این اقدام تند و سلطه آمیز برای هسته های نفوذی تا حدودی لازم و رعب آور است و محاسبات شانس، بخصوص بهره برداری از نفوذ های پیشین یا پل ارتباطی برقرار شده قبلی آنها را پایین می آورد، بنابراین حضور پیشدستانه و ایمن سازی جهت ایجاد قوت قلب برای ساکنان و دادن اطمینان برای اجرای مجدد وسریع چنین پاسداری مرزی، سبقه ای برای تحکیم قدرت حاکمیت کشور در مناطق مرزی ایجاد خواهد و فرصت بهره برداری از متجاوزان به اقتدار کشور را خواهد گرفت.
       
       
      در بخش راهبردی؛
      اگر مناقشه امروز آذربایجان – ارمنستان را به ابعاد نظامی و روانی تقسیم کنیم، باید گفت این رابطه 20-80 خواهد بود. اقدامات نظامی که به شکست منجر شوند عواقب وخیم سیاسی بسیاری خواهند داشت با این وجود آنچه روی زمین رخ میدهد سهم 20 درصدی از واقعیت های آینده خواهد شد، و داشتن یک فیلم 5 دقیقه از حضور در مناطق تحت سیطره رقیب در افکار عمومی اثری به مراتب بیشتر از خود نشان خواهد داد.
      دولت پاشینیان با استفاده از اعتراضات گسترده و اجرای شورش خیابانی به قدرت رسیده است و شکست در صحنه نظامی برای وی شکست در صحنه سیاست و افکار عمومی نیز خواهد بود، آنچه وی روی زمین و در مانور نظامی در برابر باکو انجام میدهد در عمل در حکم اجرای مانور سیاسی برای بقای وی  نیز هست، از طرفی باکو نیز تفاوت چندانی ندارد، اگر دولت تک حزب و شبه پادشاهی علی اف نتواند در جبهه ها پیشروی مناسبی داشته باشد، در صحنه افکار عمومی نیز شکست و بی تفاوتی مردم نسبت به دولت مرکزی را تجربه خواهد کرد. اگر بخواهیم ملاک های اقتصادی و راهبردی فتح سرزمینی در قره باغ را در نظر بگیریم، آنچه پس از این جنگ به هر نحوی باقی بماند برتری خاصی از این دو منظر ایجاد نخواهد کرد. بنابراین جنگ در قره باق امری کاملا سیاسی و برای کسب افتخارات سیاسی انجام میشود تا مبنایی نظامی و یا اقتصادی داشته باشد.
       
      در حین و پس از این جنگ:
       
      ارمنستان:
      -          پاشینیان به شکل فزاینده ای خود را پلیس ضد تروریسم، و ضد شورش و بنیاد گرایی اسلامی در منطقه قفقاز معرفی خواهد کرد.
      -          وی خواهد توانست از کشورهای ثروتمند مسیحی و از طریق کلیساهای بسیار، سرمایه لازم در حد لازم برای ادامه جنگ را فراهم کند. و شاید این جنگ راهی برای ورود تفکرات اوانجلیستی به ارمنستان باز کند.
      -          دولت ایروان در محاصره ترکیه و آذربایجان است و بشدت احساس ناامنی خواهد کرد، بنابراین به دنبال ایران و روسیه خواهد دوید، نیروی هوایی، موشکی و پدافندی خود را بشدت تقویت خواهد کرد.
      -          هر دو کشور تسلیحات بسیار زیادی در بخش زمینی از دست داده اند و خواهند داد، تمایل برای جبران تجهیزات زرهی و تقاضا برای تجهیزات دورایستا و موشکی به شکل فزاینده ای بازار تسلیحاتی بزرگی در منطقه قفقاز ایجاد خواهد شد. هر دو کشور به سمت بومی سازی تسلیحات و تبدیل شدن به قدرت های موشکی پیش خواهند رفت، و این امر مزیت موشکی ایران را تحت تاثیر شدید قرار خواهد داد.
      -          ایروان مزیت های ذاتی بزرگی از نظر اقتصادی ندارد، و اگر امنیت خود را از دست رفته ببیند بشدت با آسیب های اجتماعی فراوان روبرو خواهد شد بنابراین دولت پاشینیان هرکاری برای جلوگیری از این وضعیت خواهد کرد، منجمله اجاره دادن پایگاه های نظامی به آمریکا و ناتو، و قرارگیری بجای ترکیه امروز. چنین اقدامی سبب خواهد شد تا هم امنیت لازم را بدست آورد و هم به مکانی امن برای سرمایه گذاری خارجی بدل شود. چه بسا امروز آمریکا به دنبال تنبیه ترکیه و خروج از اینجرلیک و پیمان اجاره تسلیحات اتمی ست، و ممکن است به سمت ایروان روی بیاورد. ایروانی که دولت پاشینیان با تکیه بر شعارهای ضد روسی در آن به قدرت رسیده است.
      -          این امر برای روسیه بسیار آسیب زا خواهد بود بخصوص با توجه به مشکلات با گرجستان، بنابراین روسیه اجازه نخواهد داد و این اجازه ندادن به معنای گسترش وسیع ارتباطات با ارمنستان و حضور پیوسته در آن است. از طرفی برای ایران هم معضلات فراوانی ایجاد خواهد کرد بخصوص اینکه اسراییل در آذربایجان نفوذ گسترده ای پیدا کرده و اگر ارمنستان نیز به سمت آمریکا متمایل شود، محوز ضد ایرانی اسراییل و آمریکا میدان صلح، جنگ و کلیه تحولات منطقه قفقاز تا سالهای بسیار خواهند بود.
       
      آذربایجان:
      -          آذربایجان از توان کشورهای اسلامی نظیر پاکستان، تروریست های اسلامگرا در سراسر دنیا استفاده خواهد کرد، بنابراین به تجربه ترکیه در اداره و مجتمع کردن این چریک ها نیازمند است، تا جایی که ممکن است ادامه جنگ را مستقیما ترکیه اداره کند.
      -          این کشور تا پایان جنگ حجم بالایی تسلیحات مصرف خواهد کرد، و پس از جنگ وارد یک تقابل سرد تسلیحاتی با ارمنستان خواهد شد. اگر ارمنستان قدرت هوایی خود را تقویت کند، آذربایجان در برابر قادر به چنین کاری نخواهد بود.
      -          آذربایجان هم اکنون نیروی هوایی ضعیف و قدیمی دارد که  نمیتواند آنچنان قدرت تهاجمی و عملیاتی کافیاز خود نشان دهد.  بعید است روسها بخواهند آذری ها را در سطح راهبردی مانند نیروی هوایی در برابر ارمنی ها تقویت کنند، آنها قبلا به ارمنستان جنگنده های گرانقیمت و راهبردی سوخوی 30 فروخته اند و ارمنستان را مشتری خود کرده اند، کشورهای غربی نیز بعید به نظر میرسد که بخواهند به آذربایجان در برابر یک دولت مسیحی دیگر اسلحه بفروشند، با این وجود جنگنده های غربی نیز بسیار گرانقیمت تر از گونه های روسی هستند و بعید آذری ها از عهده تهیه آنها بر بیایند.
      -          با توجه به دو مورد فوق به نظر میرسد که آذریها به دنبال تهیه تسلیحات موشکی زمین به زمین کوتاه و میانبرد به شکل وسیع و در قالب راه اندازی خط تولید بروند. آنها از ترکیه موشکهای کروز و بالستیک خریداری خواهند کرد.
      ایران:
      -          سیاست ایران هر چه باشد، در معرض اقدامات پیچیده دو کشور برای ورود به درگیری یا حمایت از یک طرف خواهد بود، هم برای ارمنستان بسیار مفید است که ایران را جلب کند وهم برای آذربایجان، ایران دچار وضعیتی انتخابی میشود، با اینکه این انتخاب حتی در اندیشه بسیار دشوار، ایران باید از آن اجتناب کند.
      -          نخبگان سیاسی آذربایجان و ترکیه به صراحت از چشم داشت خود به خاک ایران سخن میگویند، اما از نظر اقدام در حال حاضر در جایگاهی نیستند که بتوانند کاری از پیش ببرند مگر در صورت ضعف شدید سیاسی و خلاء قدرت در ایران. به همین دلیل ایران هم به جلوگیری از شکل گیری یک اتحاد ضد ایرانی با محوریت "ارتش تورک" که در صورت موفقیت آذربایجان میرود به یک ایدولوژی نظامی سیاسی غالب تبدیل شود، باید بسرعت اقدام کند.
      -          ایران و ارمنستان میتوانند برای شکل گیری یک نیروی نظامی محدود جهت عملیات ضد تروریسم در مناطق مرزی مشارکت کنند.
       
      ویراست نشده است، اگر ایرادی دیدید تذکر بدین تا اصلاح کنم:
      نسخه فارسی تهیه شده برای میلیتاری  http://www.military.ir/
      نسخه انگلیسی :https://msai.ir/
       
       
       
    • توسط karkas
      با سلام


      طی چند هفته اخیر شاهد تصاویر نیروی هوایی المان و فرانسه بودید که تصمیم به ادامه تصاویر گرفتم . در این تاپیک هم تصاویر تمام جنگنده های ترکیه و اساسا نیروی هوایی ترکیه هست . نیروی هوایی ترکیه نیروی بسیار قدرتمندیه و می شه گفت نیروی هوایی کشور های منطقه رو می زاره تو جیب . البته اطلاعاتی از مقاله اقا سعید در مورد استعداد های هوایی ترکیه رو گذاشتم . نيروي هوايي ترکیه شامل 60 هزار سرباز و حدودا 600 جنگنده كه عبارتند از 240 فروند F-16C/D و 175 فروند F-4E و 44 فروند RF-4E و حدود 140 فروند F-5A/B كه همگي مدرنيزه شده و در شرايط كاملا عملياتي قرار دارند.
























      موفق باشید .
  • مرور توسط کاربر    1 member