Eurofighter

متن نامه های مبادله شده میان تهران و بغداد

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

[quote]علت دروغگو خطاب کردن بعضی افراد این است که
1- این افراد تحویل دادن اراضی ایران رو به گونه ای به عملکرد خودشون نسبت می دهند(البته عملکردشون در دوران جنگ) که خوب دروغه

2- اما مهمتر اینکه این دوستان فکر می کنند تنها جنگی که ایران توش درگیر شده از زمان قاجار تاحال جنگهای اول و دوم ایران و روس بوده. بعد فکر می کنند چون ایران توی این جنگها کلی از خاکش رو از دست داده حتما جنگ با عراق تنها جنگی بوده که ایران قسمتی از خاکش ازش جدا نشده. در صورتی که اگه تاریخ بخونند می فهمند که بلافاصله بعد از جنگ اول با روسیه عباس میرزا( ولیعهد شجاع و جنگاور) به عثمانی حمله می کنه و ارتش قدرتمند این کشور رو در 3 نبرد متوالی به خاک سیاه میشونه. در نهایت عثمانی مجبور به صلح با ایران می شه که معاهده ارزنه روم می شه نتیجه این جنگها. در این جنگها با عثمانی نه تنها قسمتی از خاک ایران ازش جدانشد بلکه عثمانی در نهایت مجبور شد مرزهای غربی ایران رو به رسمیت بشناسه و از دعاوی خودش دست برداره. اینم ادرسش
http://en.wikipedia.org/wiki/Ottoman%E2%80%93Persian_War_%281821%E2%80%931823%29

3- اگه عراق به کویت حمله نمی کرد هیچ کس نمی تونست از خاک ایران بیرون ش کنه. همون جور که هنوز هیچ کس نتونسته اسرائیل رو از جولان بیرون کنه. این که دیگه اظهر من الشمس و اسود من الیل بود برارد.

حالا شما قضاوت کن من سیاه سیاه می بینم یا بعضی از مسئولان سابق و لاحق هستند که خودشان را در حد ناجی ملک و ملت می دانند در صورتیکه بعدا سرفرصت کارنامه ایشان را از نظر مدیریتی زیر ذره بین قرار خواهم داد انشالله تعالی[/quote]

1. حالا این که یک عده یک کاری رو خودشون نسبت بدهند در کل ماجرا خللی وارد نمیکنه که این اراضی از ایران جدا نشدند.

2. منظور جنگهایی هست که به ایران تحمیل شد وگرنه بله عباس میرزا زحمت کشید و رفت تا بغداد و یک ماه اونجا رو در کنترل داشت و با اینکه ایران میتونست خاکش رو گسترش بده به سمت غرب ولی با واسطه گری انگلیس به نفع عثمانی و احمق بودن فتحعلی شاه این فرصت رو از دست دادیم و فقط نتیجه این شد که مرزهای غربی اون زمان به رسمیت شناخته شد در حالی که اگر هدف از جنگ با عثمانی فقط همین بوده باشه دیگه نیاز نبود یک ماه عراق مرکزی رو در کنترل داشته باشیم و این کار رو کشوری انجام میده که میخاد این مناطق رو به خاکش ضمیمه کنه که ما نکردیم متاسفانه.

3. قضیه بلندیهای جولان و اراضی ایران کمی تفاوت داره. اسرائیل بلندیهای جولان رو ترک نکرد چون براش برتری استراتژیک نسبت به سوریه ایجاد میکنه و پشتیبانی آمریکا و انگلیس و فرانسه یعنی سه کشور از پنج کشور عضو دائم شورای امنیت رو داشت ولی عراق در چنین شرایطی نبود و نه تنها این اراضی براش برتری استراتژیک ایجاد نمیکرد و مشکل نزدیک بودن بغداد به مرزهای ایران باقی بود در سازمان ملل هم عراق رو به عنوان متجاوز شناخته بودن و این سازمان بر مبنای مرزبندی قبل از جنگ خواستار عقب نشینی دو طرف شده بود که دیر یا زود عراق مجبور میشد این اراضی رو به ایران پس بده چون ارزش ایجاد یک درگیری جدید نداشت.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اما و اگر ها زیاده
اگه صدام تو جنگ کویت پیروز می شد باعث قدرتمند تر شدن صدام می شد و دیر یا زود دوباره به ایران حمله می کرد
اگه ما به خاطره همون ارتفاعات جنگو ادامه می دادیم حاصلش تلفات و خصارات بیشتر بود
ولی من تا حدودی با حرف جناب رضا کیانی موافقم چرا که تا حالا نمی دونستم که عراق قسمت هایی رو تا 2 سال بعد تو اشغال داشت ..... این در حالیه که همه جا گفته می شه حتی یه وجب هم از دست نرفته!!!!!(البته الانم نرفته اما بهتر بود از اول صادق بودن)
********************************************************************
راستی چرا صدام اصرار داشت در بالاترین سطح مذاکره بشه؟؟؟

********************************************************************
این همه سال از جنگ گذشته! چرا مانمی تونیم از عراق غرامتونو بگیریم ؟؟؟منتنظریم خودشون بدن؟ :mrgreen:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اینکه صدام گفته بود باید در بالاترین سطح مذاکره انجام بشه فقط برای پوز زنی بود. بالاترین مقام رسمی ایران بارها گفته بود که صدام باید برود و در ضمن چند بار که ممکن بود امکان مذاکره پیش بیاد به این بهانه که رژیم صدام رو اصلا قانونی و شرعی نمی دونند از مذاکره سرباز زده بودند.
اینجا که صدام می دید از نظر قدرت نظامی دست بالا رو داره می خواست که مسئولان سیاسی وقت ایران رو تحقیر بکنه و بگه شماها که اون زمان می گفتید من باید برم و رژیمم رو غیرقانونی می دونستید حالا باید با همین رژیم بشینید پشت میز مذاکره. همون جور که شما اون وقت مذاکره نکردید منم الان براتون شرط و شروط می ذارم تا...
برادر آنتی وار سوالی که کردید باید درباره ش جستجو کنم. راستش من خیلی می خونم و خیلی وقتها نمی دونم چی رو کجا خوندم و انقدر کتاب و مجله دارم که اگر بخوام بگردم شاید چند روز طول بکشه. رفتم خونه به روی چشم.
برادر سعید عزیز از بحث ازوم و استافیل و انگور با شما لذت بردیم. فرمایشات شما هم در تایید نوشته های این حقیر بود . تشکر.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
این انقلاب رو مردم به رهبری امام به پیروزی رسوندند و جنگ و دفاع مقدس رو هم اونها با افتخار به سرانجام رسوندند . بنا بر این هیچ چیز پنهانی وجود نداشت که مردم ندونند که بعد از قبول قطعنامه مناطقی غیر استراتژیک در دست عراق باقی مونده و مسئولین بخوان پنهانش کنن . رزمندگان همین مردم بودن و به همه چیز اشراف داشتن . بعلاوه حضور فیزیکی ارتش عراق چیزی نبود که کسی بتونه پنهانش کنه . این مناطق اگر ارزش درگیری و بازپس گیری به روش اقدام نظامی رو داشت مثل خرمشهر در اونصورت نه ما میتونستیم کوتاه بیایم نه عراق و هر دو تا پای جون میجنگیدن نه اینکه عراق بی مذاکره و بهونه عقب نشینی کنه و چون هیچ چیزی در این جنگ بجز خسارت و تلفات و ویرانی برای ارتش و ملت عراق و ایضا همسایه اش نیاورده مجبور بشه برای اینکه ثابت کنه به ملت و ارتشش که چیزی گیرش اومده به کویت حمله کنه . بنابراین حمله صدام به کویت نتیجه شکستش در جنگ و بدست نیاوردن هیچگونه غنیمتی از جنگ بود . اگر به کویت حمله نمیکرد صدام در اذهان ارتش و ملت عراق یک شکست خورده بود و دیر یا زود کله پا میشد و ماندنی نبود . پذیرش قطعنامه 598 از جانب عراق و ایران و اعلام متجاوز بودن صدام در حقیقت مرگ رژیم صدام بود که نتایجش بتدریج آشکار شد . بنابراین ما در هر صورت به شعار جنگ تا پیروزی عمل کردیم و رسیدیم . و در ضمن یک وجب از خاک ما هم اشغال نشد .

اما هدف امام (ره) بسیار بزرگتر بود که ملت نتونستن پا به پای امام تا آخر با سرعت امام حرکت کنن یعنی جنگ تا رفع فتنه از عالم . بنا براین حرکت ملت ایران آهسته و پیوسته بوده و هست و ادامه داره اما نه با سرعت برق آسای امام (ره)


در مورد مذاکره صدام با عالیترین مقامات ایران ، وقتی صدام خودش که بالاترین مسئول وقت عراق بود وارد عمل شده و عجله داره و میخواد هرچه زودتر مذاکرات رو فیصله بده خوب بود بیاد با من مذاکره کنه تا شما راضی بشید ؟؟؟!!!!!

حرف های صد من یه غاز زدن نه جرات میخواد نه سواد .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]خوب بود که صدام که بالاترین مسئول وقت عراق بود بیاد با من مذاکره کنه تا شما راضی بشید

حرف های صد من یه غاز زدن نه جرات میخواد نه سواد . فقط مریضی قلب لازم داره[/quote]
یه چند باری خوندم اما نگرفتم یعنی چی؟!!!!!
کسی نگفت صدام بیاد مذاکره کنه!!!
کسی نگفت صدام با نماینده رده پایین مذاکره کنه!!!
صدام تو نامه هاش اصرار داشت مذاکرات در سطح بالا وبین رئیس جمهورا باشه!!! که ایران می گفت نه اول از سطح پایین تری مثلا یه نماینده از هر دوطرف باشه!
افتاد؟ چشمک!
تازه دوست عزیز شما هم خودتو دست کم نگیر صدام لعنت الله باید افتخار کنه که با شما مذاکره کنه دوباره چشمک!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
لازم شد یه بار بری تست IQ بدی . در ضمن برای خودت اسفند دود کن چشم نخوری

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ظاهرا در میلیتاری باب شده که مباحثات جدی و مهم در باب مسائل حساسی مثل تاریخ و سیر وقابع جنگ تحمیلی براحتی در مسیر و سلوک لودگی و ادبیات زننده چاله میدانی قرار بگیره ... آقایونی که این وب سایت رو با «جای دیگر» اشتباه گرفتن یا تجدیدنظر بفرماین و یا تشریفشون ببرن همون جایی که جایگاه این سنخ از ادبیات و مکالمات ارزشمنده؟!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
نامه اخر و جواب نامه چهارم صدام

به نام خداوند بخشنده و مهربان

ریاست محترم جمهوری عراق جناب اقای صدام حسین

نامه ی مورخ ۱۳۶۹/۰۵/۲۳ جناب عالی دریافت گردید.اعلام پذیرش مجدد معاهده ی ۱۹۷۵ از جانب شما راه اجرای قطعنامه و حل اختلافات در چارچوب قطعنامه ی ۵۹۸ و تبدیل اتش بس موجود به صلح دایم و پایدار را هموار ساخت.
شروع عقب نشینی نیروهای شما از اراضی اشغالی ایران را دلیل صداقت و جدی بودن شما در راه صلح با جمهوری اسلامی ایران قلمداد میکنیم و خوشبختانه در موعد مقرر ازادی اسرا هم اغاز گردید که امیدواریم عقب نشینی نظامیان شما طبق زمان بندی اعلام شده و اسرای دو طرف با اهنگ و سرعت بیشتری ادامه یافته و تکمیل گردد.
همان گونه که از طریق نماینده ی ما در ژنو به اطلاع رسانده ایم اکنون ما برای پذیرش نمایندگان شما در تهران امادگی داریم و امیدواریم با تداوم جو مثبت و حسن نیت موجود بتوانیم به صلح جامع و پایدار با حقط همه اصول و حقوق مشروع دو ملت دست یابیم.

والسلام علیکم

اکبر هاشمب رفسنجانی - ۶۹/۰۵/۲۷

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
البته به نظر من این که صدام قبل از حمله به کویت به ایران امتیاز می ده و نهایتا دوباره قطعنامه ای که خودش پاره کرده رو می پذیره و تازه از اون ارتفاعات که قرار بوده ضمیمه خاک عراق بشه عقب نشینی می کنه نشانه قدرت واقتدار ایران بوده و به خاطر ترسی بوده که صدام رو به انفعال می کشونه ..... حتی اگه این ترس به خاطر حمله به کویت توسط عراق ونگرانی از ایران تو اون زمان به وجود اومده باشه..........
در ثانی عراق برای اشغال کویت اصلا تو زحمت نیفتاد ودر واقع بعدش بود که امریکا رو سر عراق خراب شد پس ترس صدام تا حدودی بی مورد به نظر می رسه و نمی شه اونو به حساب دور اندیشی صدام گذاشت بلکه می شه اونو ناشی از قدرت ایران دونست البته این نظر منه ..........

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]البته به نظر من این که صدام قبل از حمله به کویت به ایران امتیاز می ده و نهایتا دوباره قطعنامه ای که خودش پاره کرده رو می پذیره و تازه از اون ارتفاعات که قرار بوده ضمیمه خاک عراق بشه عقب نشینی می کنه نشانه قدرت واقتدار ایران بوده و به خاطر ترسی بوده که صدام رو به انفعال می کشونه ..... حتی اگه این ترس به خاطر حمله به کویت توسط عراق ونگرانی از ایران تو اون زمان به وجود اومده باشه..........
در ثانی عراق برای اشغال کویت اصلا تو زحمت نیفتاد ودر واقع بعدش بود که امریکا رو سر عراق خراب شد پس ترس صدام تا حدودی بی مورد به نظر می رسه و نمی شه اونو به حساب دور اندیشی صدام گذاشت بلکه می شه اونو ناشی از قدرت ایران دونست البته این نظر منه ..........[/quote]
در واقع ایران در آن سال ها ضعیف نبود و داشت به سرعت بازسازی بعد از جنگ رو انجام می داد و چون بدهی آن چنانی ای نداشت و تازه امکان صدور نفت رو هم پیدا کرده بود و هم چنین بودجه جنگ به اقتصاد برگشته بود به نوعی سیگنال های یک شکوفایی رو در کشور مشاهده می کردیم ولی از طرف دیگه صدام به علت بدهی های سنگینی که به بار آورده بود می دید که عملا تمام پول نفتشو باید به صورت پرداخت وام هایی که از کشورهای مختلف گرفته صرف کنه. این قضیه اصلا به کام صدام خوش نمی اومد. همین امر یکی از انگیزش های اصلی صدام برای حمله به کویت بود. و امکان داشت که یک جبهه ی جدید بین عراق و اعراب دیگه ی منطقه ایجاد کنه.
[quote]برادر آنتی وار سوالی که کردید باید درباره ش جستجو کنم. راستش من خیلی می خونم و خیلی وقتها نمی دونم چی رو کجا خوندم و انقدر کتاب و مجله دارم که اگر بخوام بگردم شاید چند روز طول بکشه. رفتم خونه به روی چشم. [/quote]
برادر کیانی اگر ممکنه اون اسناد رو در صورتی که پیدا کردید قرار بدید. راستش من هم وضعیتی مشابه شما دارم و لذا هر چی گشتم نتونستم اون سندی که نقیض حرف شما رو می زد پیدا کنم. خیلی دوست دارم ببینم واقعیت امر به چه شکلی بوده. و یا اقلا نظرات مختلف در این زمینه هر کدوم مستند به چه موضوعی هستند.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دوست عزیز برادر آنتی وار سلام
چیزی که سبب شد من نتیجه گیری کنم که قبل از دوران جنگ میله های مرزی در بعضی از نقاط کاملا مشخص نشده بودند یکی کتاب کردزمن بود که باید بگردم و صفحه ش رو پیداکنم. یکی هم این مطلب از اقای ولایتی در مجله صف ویژه نامه سی امین سالگرد جنگ مهر 89 صفحه 189:
گما مبنای مذاکرات را قرارداد 1975 الجزایر قراردادیم و در بعضی از ارتفاعات میانی، در قسمتهای مرزی باید میله های مرزی جا به جا می شد که امام فرمودند چاره ای نیست و این قرارداد ملاک کار ما شد."
یعنی غیر مستقیم اشاره می کنند که در بعضی نقاط مرزی مرز کاملا مشخص نشده بوده (طبق قرارداد الجزایر)و زمانی که قرار شده میله ها مرزی مشخص بشوند اقای خمینی رای دادن که قرارداد الجزایر باید ملاک کار باشه. اگر این میله در زمان قبل از اغاز جنگ ایران و عراق مشخص شده بودند و جابجا شده بودند اقای ولایتی نباید می گفت" در قسمتهای مرزی باید میلیه های مرزی جابجامی شد" بلکه باید می گفت مثلا: در قسمتهایی از مرز میله های مرزی جابجا شده بود. توجه کردی؟ مسئله یه جورایی دستوریه؟
اما برادر rasoolmr
سلام و خسته نباشید. شما چند باری توی همین تاپیک بنده حقیر رو از نظر سواد و معلومات و غرض و مرض مورد عنایت قرار دادید. من هم اصولا جوابی نداشتم که بدم. الان هم جوابی ندارم که بدم. فقط دو سه تا تذکر برادرانه(نمی گم دوستانه چون خوشبختانه دوستی بین خودم و شما نمی بینم ) اولا که قوانین سایت اجازه این کار رو به شما نمیدن که کاربرانی که سابقه بیشتری از شما دارند رو با الفاظ توهین امیز خطاب کنید. دوما که شما یه نگاهی به تاپیکهای تاریخی این فروم اگر بندازید متوجه می شوید که هیچ کس به اندازه این حقیر تاپیک تاریخی درست نکرده. خیلی نباید چک کردن این مسئله براتون سخت باشه. سوما مدیریت محترم سایت علاقمند بودند که مدیریت بخش تاریخ رو این حقیر در دست بگیرند که به دلیل درس هام شرمنده ایشون شدم. و البته اگر اون موقع اون مسئولیت رو پذیرفته بودم الان شما رو به خاطر همین ادب و متانتی که دارید از سایت اخراج کرده بودم. همین اختلافاتی که شما با من درباره مسائل تاریخی دارید (وشاید هم خیلی بیشتر) اقا سعید هم دارند ولی من یکبار ندیدم که ایشان نسبت به من کوچکترین توهینی کرده باشه یا از لفظ تحقیرکننده ای استفاده کرده باشه و یا سواد من رو زیر سوال برده باشه. همیشه متین و معقول جواب می ده. من هم همیشه براشون احترام قائل بوده و هستم.
حالا اگر دوست دارید به توهین ها و تحقیرهای بنده نوازتون ادامه بدید، اشکالی نداره. میل خودتونه. یه ضرب المثل انگلیسی هست که می گه از روی جلد کتاب درباره ش قضاوت نکن. اونی که باید مطلب منو بخونه و ازش چیز یادبگیره، می خونه و یاد می گیره. شما هم دیگه خود دانی.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
جناب کیانی عزیز
با سلام و تشکر از شما و سایر بزرگوارانی که با ارائه اطلاعات ارزشمند در خصوص یکی از حساس ترین برهه های تاریخی معاصر این مملکت ما رو با زوایا و حقایق فاز پایانی جنگ تحمیلی بیشتر آشنا کردن

بی تردید آگاهی و بینش تاریخی چراغ راه هر ملت بویژه جوانان یک کشوره؛ حقیر برخی از منابع مرتبط با پایان جنگ تحمیلی از جمله گزیده هایی از خاطرات جنابان رضایی، ولایتی و هاشمی رفسنجانی رو مطالعه کردم، البته برخی خاطرات سردار صفوی هم در این مورد جالب توجه بنظر میرسه و بجز معدود مواردی که دوستان هم اشاراتی به اونها داشتن (از جمله از دست ندادن خاک) در مابقی موارد با کلیات سخنان شما موافق ام. شاید بخش مهمی از واقعیت این باشه که قابلیت های اقتصادی و حتی نظامی «هر دو کشور» ایران و عراق در فاز نهایی جنگ بشدت فرسوده و کاهیده شده بود و ماشین جنگی عراق هم به ضرب و زور عمل می کرد؛ بنده بیاد میارم که یکی از دوستانم حوالی دو سال پیش به نقل از یک درجه دار عراقی سابق گفت که در مراحل پایانی جنگ پدیده فرار سربازان و پناهنده شدنشون به نیروهای کشورمون در جبهه عراقی ها بکرات رخ می داده و موضوع چندان غریبی نبوده و به همین دلیل شخصا اعتقاد دارم که زمانی که یانکی ها با دنبال کردن سیاست مهار دو گانه کهنه خودشون حس کردن به برخی از اهدافی که می خواستن در منطقه دست پیدا کردن تصمیم گرفتن با دخالت های آشکار و پنهان به این وضعیت خاتمه بدن شاید به این دلیل که طرح هایی برای بازسازی محدود عراق داشتن و مجددا می خواستن موازنه نظامی جدیدی رو بسود عراق (یا اعراب منطقه) در برابر ایران سازمان دهی کنن و از سوی دیگه جای پای محکم تری در عراق پیدا کنن (که بعید هم نیست چون طی سه سال پایانی جنگ یانکی ها و متحدان غربی سخاوتمندانه تر از روس ها و اقمارشون به عراق کمک تسلیحاتی می کردن)؛ البته برخی کارشناسان غربی و بخصوص یانکی نظر دیگه ای دارن و اونم اینکه در هیأت حاکمه آمریکا بحث بر سر این بوده که نباید اجازه داد «ایران» به هیچ عنوان دست برتر نظامی در جنگ و به مثابه دارنده ابتکار عمل باشه (یعنی طرف عراقی هم چندان مطرح نبوده) چرا که همونطور که برخی دوستان می دونن در یکی دو سال پایانی جنگ عراقی ها تا حدودی ضعیف تر عمل کردن و خسارات سختی هم دیدن که شاید ... شاید ... حمله نسبتا گسترده در جنوب توسط عراقی ها از یک سو و تهاجم منافقین از سوی دیگه اندکی قبل و بعد از طرح جدی تر و پذیرش قطعنامه 598 توسط کشورمون که با موفقیت توسط مدافعان شجاع ایران دفع و سرکوب شد؛ عمدتا ناشی از احساس سرخوردگی سیاسی و نظامی شدید بعثی های عراق بوده باشه. در باب عقب نشینی از آخرین مناطق تحت اشغال عراق کمی قبل از تهاجم به کویت شاید من با شما چندان موافق نباشم، من تصور می کنم که در حقیقت این عراق بود که اونقدر ضعیف شده بود که تقریبا از بابت اقدام حتمی و قدرتمندانه ایران در بازپس گیری این نواحی نگرانی های جدی داشت و در هر حال پروفایل و درس های جنگ اونها با ایرانیان بهشون نشون میداد که امکان پایداری در برابر دفاع ایرانی ها بسیار کمه (چرا که استحکامات اونها در این نواحی محدود هرگز به پای مواضع ترسناک و قوی اونها در محدوده خرمشهر نمی رسید و ما در اون نبرد با برتری کامل به پیروزی رسیدیم) و به این ترتیب اونها بی آنکه بخوان دردسر تازه ای برای خودشون درست کنن آروم عقب نشینی کردن تا دوباره و این بار در کویت بخت آزمایی نظامی کنن که شد آخرین خطای نظامی و سیاسیشون.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
برادر کیانی سوء تفاهم از جانب بنده بود . و این ناشی از حساسیت زیاد من راجع به مسائل و موضوعات مرتبط با انقلاب و کشوره .

از همه دوستان و عزیزان عذر خواهی میکنم

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ولی خداوکیلی هاشمی چه جوابهایی داده!!!! دستش درد نکنه.خدا عذاب صدامو زیاد کنه.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم

  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.