iran_400

بررسی چگونگی آغاز جنگ تحمیلی

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

[b]بررسی چگونگی آغاز جنگ تحمیلی[/b]

اختلاف حق حاكمیت بر سر اروندرود برمی گردد به تیرماه 1337 شمسی كه رژیم سلطنتی عراق با كودتای نظامی سرنگون شد و عبدالكریم قاسم رهبر نظامی جدید عراق گردید. این كودتا تیرگی روابط ایران و عراق را افزایش داد. شاه ایران در مصاحبه ای گفته بود اروندرود كه مرز بین دو كشور است، نمی تواند مورد استفاده یك جانبه قرارگیرد. عبدالكریم قاسم در پاسخ شاه ایران گفت: حق حاكمیت شط العرب (اروند رود) برای عراق محرز است و امتیازی كه به موجب قرارداد 1937 در مورد پنج كیلومتر از مسیر اروندرود در مقابل آبادان به ایران داده شده، به صورت یك بخشش از طرف عراق بوده و در صورت لزوم آن را پس خواهد گرفت.
از آن تاریخ به بعد دو كشور جنگ سرد و تبلیغات شدیدی علیه هم آغاز كردند و این موضوع تا اوایل سال 1342 شمسی كه حكومت عبدالكریم قاسم با یك كودتای نظامی كه توسط سرهنگ عبدالسلام عارف سرنگون شد، ادامه داشت. در سال 1343 شمسی كه برادر عارف (عبدالرحمن) به حكومت رسید، مذاكراتی برای حل اختلافات مرزی بین ایران و عراق صورت گرفت. هنوز كمیسیون حل اختلافات كار خود را آغاز نكرده بود كه كودتای نظامی دیگری در عراق صورت گرفت و احمد حسن البكر توسط حزب بعث بر سر كار آمد.
حزب سوسیالیست بعث (رستاخیز) با زیربنای ناسیونالیستی عربی در سال 1952 میلادی به رهبری یك عرب مسیحی به نام «میشل عفلق» موجودیت یافت و آن اتحاد ملت های عرب در زیر یك پرچم بود. دولت جدید عراق در 26 فروردین 1348 ادعاهای دولت های قبلی را مبنی بر حكومت عراق بر اروندرود را تكرار كرد و تهدید كرد هر كشتی با پرچم ایران از این آبراه عبور كند، توقیف خواهد شد.
دولت وقت ایران به علت عملكرد نادرست دولت عراق نسبت به عهدنامه 1337 این عهدنامه را بدون ارزش و منتفی دانست و به عراق اخطار كرد: چنانچه در اروندرود به پرچم ایران هتك حرمت شود، دولت ایران به حكم وظیفه خود الزاماً برای از میان برداشتن هرگونه مانع و مزاحمت اقدام خواهد كرد و دولت عراق مسئول پیامدهای آن خواهد بود. به دنبال صدور این بیانیه نیروهای مسلح ایران، در مرزهای غربی و آبی به حالت آماده باش نظامی درآمدند. كشتی ابن سینا با پرچم ایران و با حمایت ناوچه های جنگی و هواپیماهای (اف4) از اروندرود عبور كرد. عراق كه از تداركات نظامی ایران در مرزها آگاهی داشت، از هرگونه اقدامی كه منجر به برخورد نظامی شود خودداری و در این باره به شورای امنیت سازمان ملل شكایت كرد. دولت ایران ضمن رد ادعاهای عراق اعلام داشت: اقدامات ایران به منظور تضمین آزادی كشتیرانی در یك آبراه بین المللی می باشد و هر وقت عراق از اقدامات تهدیدآمیز دست بردارد و نیروهای خود را از مرزهای ایران عقب بكشد، ایران نیز نیروهای خود را از مرز فراخواهد خواند. عراق پس از بی نتیجه ماندن شكایتش جنگ تبلیغاتی خود را علیه ایران شدت بخشید و با پناه دادن به افرادی چون سپهبد بختیار اولین (رئیس ساواك) بر شدت تیرگی روابط خود با حكومت ایران افزود. با خروج نیروهای انگلیسی پس از 99سال از سه جزیره ایرانی تنب بزرگ، تنب كوچك و ابوموسی و واگذاری آن به ایران، عراق تلاش كرد این سه جزیره را تصرف نماید كه با برخورد شدید نظامی ایران مواجه شد و در اثر تبادل آتش تعدادی كشته و مجروح از دو طرف به جای ماند و عراق مجبور به عقب نشینی گردید.
در این راستا دولت عراق ضمن تبلیغات شدید علیه ایران توسط یادداشت شدیدالحنی به دولت ایران اعلام كرد كه سه جزیره مذكور متعلق به اعراب است و ایران باید نیروهای خود را از آنها خارج كند. دولت عراق به عنوان اعتراض به ایران در دهم آذرماه 1350 از كاردار سفارت ایران در بغداد خواست كه ظرف 24 ساعت آن كشور را ترك كند.
كنفرانس سران عضو اوپك قرار بود در اسفند 1353 در كشور الجزایر برگزار گردد. حسن البكر رئیس جمهور وقت عراق و صدام حسین معاون او تصمیم گرفتند به هنگام تشكیل كنفرانس به اختلافات خود با ایران خاتمه دهند. یكی از دلایل نرمش دولت عراق شورش كردهای شمال عراق بود كه توسط ایران تجهیز می شدند و مجروحانشان در بیمارستان های ارتش ایران بستری می گردیدند .
قرارداد 1975 الجزایر با میانجیگری بومدین رئیس جمهوری الجزایر و با دیدار شاه ایران و صدام حسین در كنفرانس اوپك به منعقد شد امتیازی كه صدام حسین در قبال به رسمیت شناختن حقوق ایران در اروندرود از شاه گرفت، قطع كمك ایران به شورشیان كرد عراق بود. دولت عراق ضمن اعلام عفو عمومی به شورشیان كرد مهلتی برای قطع مخاصمه و تسلیم اسلحه از طرف آنان تعیین كرد. رهبر كردها ملامصطفی بارزانی نخست به ایران و سپس به آمریكا پناهنده شد و در همانجا درگذشت. پس از انعقاد قرارداد معروف 1975 الجزایر، جهت تحكیم روابط بین دو كشور، امیرعباس هویدا نخست وزیر ایران در سال 1354 از عراق بازدید به عمل آورد و در همان سال نیز صدام حسین از ایران دیدار كرد و با حضور وزیر امور خارجه عراق در ایران پنج توافقنامه در زمینه های كشاورزی، ماهیگیری، بازرگانی، فرهنگی، حمل و نقل و ارتباطات امضا كردند.
روابط به ظاهر حسنه و گرم دو كشور با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و سقوط شاه به سردی گرایید. رژیم بعث عراق پس از اطمینان از قطع روابط بین ایران و آمریكا و برداشته شدن پشتوانه سیاسی و تبلیغاتی آمریكا از ایران و همچنین تحریك و تشویق صدام از طرف دشمنان انقلاب اسلامی برای تجاوزی آشكار به ایران اسلامی آماده شد.
رژیم عراق به منظور لطمه زدن به روابط دو جانبه خود با ایران و ایجاد زمینه برای اقدامات بعدی به اعمال زیر اقدام كرد:

1- ایذاء و اخراج حدود 50000 نفر از اتباع شیعه مذهب عراق و مصادره اموال منقول و غیرمنقول آنان به اتهام ایرانی الاصل بودن.

2- ایجاد مزاحمت و محاصره اقامتگاه علمای برجسته و روحانیون ایرانی در عتبات مقدسه.

3- ایجاد مزاحمت برای اعضای سفارت جمهوری اسلامی ایران در بغداد و حمله به منزل آنان.

4- پناه دادن به نظامیان فراری و وابستگان رژیم گذشته و فراهم آوردن امكانات توطئه علیه انقلاب اسلامی.

5- پشتیبانی از سازمان ها، احزاب و گروه های مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران از قبیل كومله، دموكرات، كانون خلق عرب و مسلح نمودن آن ها به منظور براندازی حكومت ایران.

6- تأسیس رادیوهایی به زبان های فارسی، تركی، ارمنی، كردی، تركمنی و بلوچی جهت تحریك اقوام ایرانی و ایجاد تفرقه و فتنه بین شیعه و سنی.

در خرداد ماه 1358 حمایت كنسولگری عراق از اقدامات ضد انقلابی كانون خلق عرب در جنوب منجر به كشته شدن دو نفر و مجروح شدن 76 نفر شد كه این خود نشانه آشكار دخالت مستقیم كشور عراق در اوضاع داخلی ایران بود. در همان ماه عراق شروع به تقویت پاسگاه های مرزی خود در خوزستان كرد و بالگردهای آن كشور بر فراز اروندرود به پرواز درآمدند. عراق با اعزام ناوچه های گشت زنی به اروندرود و پروازهای بالگردهایش بر روی پاسگاه ژاندارمری خسروآباد (آبادان) تجاوز خود را به حریم آبی و هوایی جمهوری اسلامی ایران آغاز كرد. این تجاوزها با بمباران دهكده های مرزی ایران در منطقه (قره شیر) در غرب كشور توسط هواپیماهای عراقی كه در نتیجه 6 نفر شهید و 4نفر مجروح شدند، بعد گسترده تری یافت.
در تاریخ 24/3/1358 نیروی هوایی عراق پاسگاه مرزی انجیره نی خزر و ملاله را در غرب و جنوب كشور بمباران كرد.
احمد حسن البكر در روز 26/4/1358 از ریاست جمهوری عراق استعفا كرد و جانشین او صدام حسین رهبری عراق را به دست گرفت.
در روز 14/8/1358 كنسولگری ایران در بصره به اشغال دولت عراق درآمد و دو دیپلمات ایرانی آن بازداشت شدند و مردم غیور كرمانشاه به تلافی این عمل كنسولگری عراق در كرمانشاه را اشغال كردند و در نتیجه روابط ایران و عراق به تیرگی بیشتر انجامید.
در 14/9/1358 یك گردان عراقی به پاسگاه مرزی در منطقه امیرآباد بین شهرهای صالح آباد و مهران تجاوز كردند و آن را به تصرف خود درآوردند و مردم شریف خرمشهر به تلافی آن مدرسه عراقی ها در خرمشهر را اشغال كرده و معلم های عراقی را دستگیر كردند.
دولت جمهوری اسلامی ایران كه روزهای پس از پیروزی انقلاب را می گذارند علاقه مند به حفظ آرامش منطقه و برقراری روابط برادرانه با همسایگان مسلمان خویش بود. مسائل و مشكلات داخلی كشور هنوز در حال تلاطم انقلابی بود و تصمیم گیری های متفاوت مقامات مملكتی، همانند لیبرال ها و عناصر نفوذی بیگانه كه اهداف خاصی را دنبال می كردند، سبب شد اقداماتی شتابزده به شرح زیر صورت گیرد كه در تضعیف توان رزمی كشور مؤثر بود: تقلیل پرسنل كادر ارتش در رده های مختلف فرماندهی، تقلیل خدمت نظام وظیفه از دو سال به یك سال كه منجر به خالی شدن پادگان ها از سرباز شد، لغو قراردادهای خرید تجهیزات و وسایل نظامی و تبدیل این قراردادها برای خرید وسایل كشاورزی و غیرنظامی، فروش تجهیزات پیشرفته نظامی موجود از قبیل ناوها و ناوچه های نیروی دریایی و هواپیماهای اف14 نیروی هوایی به آمریكا، متوقف نمودن طرح احداث پایگاه نظامی عظیم چابهار، انحلال پاره ای از قسمت ها و واحدهای نظامی ارتش.
موارد فوق و همچنین شعار گروهك های وابسته كه فریاد انحلال ارتش را سرداده بودند، باعث شد توان رزمی ارتش به طور موقت كاهش یابد و همین موضوع فرصت خوبی برای بهره برداری دشمن بود.
در همان شرایط عراق با تقویت بنیه دفاعی و نظامی اش خود را برای یك حمله تمام عیار آماده می كرد، بخشی از این اقدامات بدین شرح بود:
خرید بی رویه تجهیزات و تسلیحات پیشرفته فرانسوی از قبیل میراژ و هواپیماهای روسی از قبیل میگ های 25 و 27 و توپولف، انعقاد انواع قراردادهای محرمانه با كشورهای تولیدكننده صنایع تسلیحاتی كشتار جمعی از قبیل روسیه، آمریكا، انگلیس، فرانسه، آلمان و دیگران، احداث پایگاه های جدید مرزی و تقویت پایگاه های قدیمی، ایجاد میدان های مین بسیار وسیع و سایر موانع از قبیل سنگرهای بتونی، سیم های خاردار و احضار نیروهای ذخیره ارتش به خدمت زیرپرچم به استثنای افراد ایرانی الاصل، انتقال هواپیماهای مسافری و نظامی خود به فرودگاه های اردن و عربستان. صدام حسین اوایل سال 1359 طی مصاحبه ای اعلام كرد:« اینك عراق توانایی نظامی برای استرداد سه جزیره واقع در خلیج فارس كه توسط شاه اشغال شده است، را دارد و ما هرگز از زمان اشغال این سه جزیره ساكت ننشسته ایم و پیوسته از نظر نظامی و اقتصادی برای پس گرفتن سه جزیره مذكور خود را آماده كرده ایم.» از فروردین 1358 كه سرآغاز تجاوزات مرزی عراق به ایران است، تا 26/6/1359، طبق آمار وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی ایران ، عراق 148 مورد تجاوز هوایی و 295 مورد تجاوز زمینی و 21 مورد تجاوز دریایی به مرزهای ایران داشته است و همه این تجاوزها مقدمه یك جنگ تمام عیار علیه جمهوری اسلامی ایران بود.
و نهایتا در روز 31 شهریور سال 1359 ساعت 2 بعدازظهر به دستور صدام رئیس جمهور معدوم بعثی عراق و چراغ سبز آمریكا، هواپیماهای عراقی فرودگاه تهران و اغلب شهرهای ایران اسلامی را بمباران كردند، همچنین 12 لشكر عراقی كه از مدت ها قبل در پشت مرزهای ایران به صورت آماده باش درآمده بودند، در طول 800 كیلومتر از شمال قصرشیرین تا خرمشهر و آبادان حمله سراسری خود را آغاز كردند. در حالی كه از نیروهای ارتش ما نیز آنچه وجود داشت، در نبردهای داخلی كردستان و گنبد و خرمشهر تحلیل رفته درگیر و فرسوده شده بود و چیزی از آن باقی نمانده بود، بنابراین هنگام شروع حمله دشمن فقط 2 لشكر زرهی اهواز و 81 كرمانشاه حركتی از خود نشان دادند . دشمن بعثی با 12 لشكر زرهی و مكانیزه به سرعت پیشروی كرد و تا نزدیكی شهرهای بزرگ آبادان و اهواز و دزفول پیش آمد. دشمن بعد از یك حمله انحرافی در منطقه قصرشیرین حمله بزرگ خود را به خوزستان آغاز كرد. در اینجا مردم وارد معركه شدند و جلوی آن ها را سد كردند و حماسه ها به وجود آوردند. خرمشهر قهرمان با قربانی كردن بهترین فرزندان خود و زدن سخت ترین ضربات به دشمن تا دندان مسلح به شهر خون و مقاومت معروف شد و به عنوان اسطوره ای از مقاومت مردمی و عشق به امام(ره) و انقلاب در دل تاریخ درخشید. سرانجام نیروی دشمن از حالت هجومی به حالت دفاعی درآمد و جریان جنگ عوض شد و نقشه های صدام برای سقوط نظام اسلامی ایران نقش بر آب گردید. طی 8 سال دفاع مقدس فرزندان رشید ایران اسلامی متشكل از نیروهای بسیجی، ارتش و سپاهی با رشادت های فراوان شهادت، اسارت و جانبازی تمامی نقاط اشغال شده توسط دشمن را آزاد و به میهن اسلامی بازگرداندند و با پیروزی جنگ تحمیلی را به پایان رساندند.

http://www.aftabir.com/articles/view/politics/plitical_history/c1_1331455309p1.php/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C

http://serat1391.mihanblog.com/post/31

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]روابط به ظاهر حسنه و گرم دو كشور با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و سقوط شاه به سردی گرایید. رژیم بعث عراق پس از اطمینان از قطع روابط بین ایران و آمریكا و برداشته شدن پشتوانه سیاسی و تبلیغاتی آمریكا از ایران و همچنین تحریك و تشویق صدام از طرف دشمنان انقلاب اسلامی برای تجاوزی آشكار به ایران اسلامی آماده شد. [/quote]

ضمن سلام

البته صدام ادعا داشت در هر صورت(حتي اگه اتفلاب ايران پيروز نميشد) به ايران حمله ور ميشد..كه بايد بررسي كرد اگه جنگ ايران و عراق در زمان شاه صورت ميگرفت چه حالتي پيش ميومد..

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]
ضمن سلام

البته صدام ادعا داشت در هر صورت(حتي اگه اتفلاب ايران پيروز نميشد) به ايران حمله ور ميشد..كه بايد بررسي كرد اگه جنگ ايران و عراق در زمان شاه صورت ميگرفت چه حالتي پيش ميومد..

[/quote]

چنین ادعایی از طرف صدام بسیار مضحک به نظر می رسه ! حتی اگر پس از پیروزی انقلاب هم اون شرایط در ارتش به وجود نمی آمد و شیرازه امور از هم نمی پاشید امکان حمله ارتش بعث عراق بسیار کمتر بود چه برسد به این که این حمله در زمانی صورت بگیره که ایران هنوز دوست و متحد آمریکاست و به میزانی باور نکردنی (هنوز هم باورش برای خیلی ها سخته!) اسلحه و تجهیزات مدرن (بهتره بگیم مدرن ترین ها) رو سفارش داده و از قضا تاریخ تحویل اکثر آن ها هم در اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60 بود...

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]
چنین ادعایی از طرف صدام بسیار مضحک به نظر می رسه ! حتی اگر پس از پیروزی انقلاب هم اون شرایط در ارتش به وجود نمی آمد و شیرازه امور از هم نمی پاشید امکان حمله ارتش بعث عراق بسیار کمتر بود چه برسد به این که این حمله در زمانی صورت بگیره که ایران هنوز دوست و متحد آمریکاست و به میزانی باور نکردنی (هنوز هم باورش برای خیلی ها سخته!) اسلحه و تجهیزات مدرن (بهتره بگیم مدرن ترین ها) رو سفارش داده و از قضا تاریخ تحویل اکثر آن ها هم در اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60 بود...[/quote]

خب حمافت صدام رو هم نبايد از ياد برد..عراق با اون حجم بالاي خريد اسلحه در دهه هفتاد و برخورداري از حمايت شوروي بعيد نبود كه در هر صورت به ايران حمله كنه..

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]
خب حمافت صدام رو هم نبايد از ياد برد..عراق با اون حجم بالاي خريد اسلحه در دهه هفتاد و برخورداري از حمايت شوروي بعيد نبود كه در هر صورت به ايران حمله كنه..
[/quote]

ابتدا باید دیدگاه صدام رو نسبت به ایران و ارتشش در اون زمان فهمید:در آن زمان ایران بارها و بارها عراق و ارتش عراق رو تحقیر کرده بود مانند عبور کشتی ابن سینا از اروند رود با پشتیبانی ناوشکن های کلاس الوند و فانتوم های نیروی هوایی یا تحمیل قرار داد الجزایر به عراق که از هر نظر برتری های بسیار خوبی برای ایران بود... از این هم بگذریم باید به قضیه جزایر سه گانه نگاه کنیم که باز هم موجب تحقیر کشورهای عربی شد..

از طرف دیگر ایران در اون زمان مهم ترین متحد استراتژیک آمریکا در خاورمیانه محسوب می شد و طبیعی بود که آمریکا در چنین مواقعی پشتیبان متحدش خواهد بود و صدام برای حمله باید چراغ سبز رو از آمریکا بگیره که طبیعتا در اون شرایط نه تنها آمریکا این چراغ سبز رو به عراق نمی داد بلکه حتی ممکن بود در صورت جنگ بین ایران و عراق مستقیما وارد معرکه بشه..

حجم خرید تسلیحاتی عراق هم درسته که زیاد بود ولی به هیچ وجه به حجم خریدهای تسلیحاتی ایران در اون زمان نمی رسید..باید در نظر داشت که تنها بخش کوچکی از تسلیحات تا زمان انقلاب تحویل داده شده بودند و بسیاری از تجهیزات مانند 300 فروند اف-16 یا ناوشکن های کلاس کوروش و... تحویل داده نشده بودند.

تنها با دلخوشی به حمایت شوروی که نشون داده چندان هم متحد قابل اطمینانی نیست نمیشه به کشوری که از هر نظر از طرف آمریکا حمایت میشه و حتی امکان داده میشه در صورت بیخ پیدا کردن ماجرا وارد معرکه بشه حمله کرد.طبیعیه که صدام هم اندکی عقل داره و می تونه این چیزها رو به خوبی درک کنه و بفهمه که در شرایط عادی(یعنی تا قبل از انقلاب) ارتش ایران بر ارتش بعث عراق برتری داره چه برسد به این که تجهیزات و تسلیحات مدرنی که بخش اعظمیش طی 5 سال بعد از انقلاب قرار بود تحویل داده بشه هم وارد سازمان رزم ش بشه !

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
فرمايش شما كاملا درست اما اوج حماقت صدام رو زماني ميشه متوجه شد كه وفتي كويت رو اشغال كرد و با اولتيماتوم شديد امريكا و سازمان ملل براي خروج از كويت مواجه شد اقدام به عقب نشيني نكرد در حاليكه ميدونست حمله نيروهاي سازمان ملل قطعيه! در حاليكه در اون زمان از حمايت شوروي هم حتي ديگه برخوردار نبود

در ضمن دخالت امريكا هم به همين سادگي ها نميتونست باشه چون در اون صورت احتمال دخالت شوروي كه در اون زمان در اوج قدرت بود ميرفت..

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]فرمايش شما كاملا درست اما اوج حماقت صدام رو زماني ميشه متوجه شد كه وفتي كويت رو اشغال كرد و با اولتيماتوم شديد امريكا و سازمان ملل براي خروج از كويت مواجه شد اقدام به عقب نشيني نكرد در حاليكه ميدونست حمله نيروهاي سازمان ملل قطعيه! در حاليكه در اون زمان از حمايت شوروي هم حتي ديگه برخوردار نبود[/quote]

برادر جان کسی منکر حماقت صدام نیست و تاریخ هم نشون داده همیشه دیکتاتور ها اشتباه زیاد می کنند ! صدام هم چه در طول جنگ ایران و عراق چه در جنگ کویت چه در جنگ اول و دوم خلیج فارس حماقت ها و اشتباهات بسیاری داشته..

ولی برادر نه ایران کویته نه ارتش ایران ارتش سلطنتی کویت ! از این هم بگذریم مردم ایران هم مردم کویت نبودند..تنها با یک مثال واضح میشه اوج اقتدار ارتش کویت رو فهمید ! در زمان حمله چند ساعته عراق چنان فرودگاه پایتخت کویت برای فرار هواپیماهای شکاری کویتی به سمت شلوغ بود که..

حالا شما غیرت و قدرت (!) ارتش کویت رو با غیرت خلبانانی مقایسه کن که دو ساعت بعد از حمله سراسری عمق خاک عراق رو بمباران کردند (گروه های پروازی البرز و آلفارد)..

به نظر شما اگر صدام قبل از شروع جنگ و همان آغاز تجاوزات مرزی پاسخی دندان شکن از سوی ما دریافت می کرد و نیروهای ما در کنار مرز آرایش نظامی می گرفتند باز هم صدام اون حماقت رو می کرد ؟ اگر ارتش در زمان جنگ آمادگی سال 1356 رو داشت و اون تصفیه و اعدام و ... انجام نمی شد عراق به خودش اجازه چنین حماقتی رو می داد ؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
من منظورم مقايسه ابران و كويت نبود كه اين 2 اصلا قابل مقايسه با هم نيستند..

من منظورم نشون دادن حماقت صدام در عدم عفب نشيني از كويت با وجود فطعيت حمله امريكا بود..

به نظر من عراق و در راس اون صدام برنامه اي حتمي براي حمله به ايران و اشغال خوزستان ايران رو داشت و برنامه خريد تسليحات و تقويت ارتش عراق براي همين بود و گرنه شما فكر كرديد صدام از همون زمان به اميد به ثمر نشستن انفلاب ايران و سقوط شاه نشسته بود تا ارتش ايران ضعيف شه و بعد حمله كنه؟به نظر من بالاخره اين اتفاق ميافتاد و وقوع انقلاب ايران شايد زمان اون كار رو به جلو انداخت..

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سلام

البته در برنامه ای که از صدا و سیما پخش شد چند تن از فرماندهان رده ی بالای ارتش ( درجه داران سابق ) گفتن عراق از خیلی قبل تر از زمان انقلاب برای حمله به ایران آماده شده بود و عراق فقط می خواست یک موقعیت برای حمله پیش بیاید و حمله کند ، برای عراق شاه یا جمهوری اسلامی فرقی نداشت !!!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]من منظورم مقايسه ابران و كويت نبود كه اين 2 اصلا قابل مقايسه با هم نيستند..

من منظورم نشون دادن حماقت صدام در عدم عفب نشيني از كويت با وجود فطعيت حمله امريكا بود..

به نظر من عراق و در راس اون صدام برنامه اي حتمي براي حمله به ايران و اشغال خوزستان ايران رو داشت و برنامه خريد تسليحات و تقويت ارتش عراق براي همين بود و گرنه شما فكر كرديد صدام از همون زمان به اميد به ثمر نشستن انفلاب ايران و سقوط شاه نشسته بود تا ارتش ايران ضعيف شه و بعد حمله كنه؟به نظر من بالاخره اين اتفاق ميافتاد و وقوع انقلاب ايران شايد زمان اون كار رو به جلو انداخت..
[/quote]

اتفاقا از نظر بنده اگر انقلاب انجام نمی گرفت امکان چنین حمله ای بسیار ناچیز بود.در آن زمان طبق برنامه ریزی های انجام گرفته قرار بود ایران به کشوری بی رقیب در زمینه نظامی در خاورمیانه تبدیل شود که این امر سیل سفارش تجهیزات و تسلیحات رو در پی داشت.درسته که ارتش عراق هم دست به خرید های گسترده ای زده بود ولی همونطور که گفتم این خریدها قابل مقایسه با خریدهای ایران چه از نظر کمیت و چه از نظر کیفیت نبود.شکی در این نیست که عراق طرح ها و نقشه های زیادی برای حمله و تصرف خوزستان داشت و در مقابل هم ایران طرح های زیادی رو طراحی کرده بود که نمونش هم عملیات 140 فروندی کمان 99 بود...ارتش عراق در شرایط عادی ضعیف تر از ارتش ایران بود و این در زمینه هوایی و دریایی کاملا در زمان جنگ مشهود بود حالا شما این تجهیزات و تسلیحات رو در کنار مدرنترین تسلیحاتی که سفارش داده شده بود و قرار بود تحویل داده بشوند بگزارید تا بفهمید که دیگر ارتش عراق حرفی چندانی برای گفتن نداشت.

تمام طرح هایی که برای ارتش ریخته شده بود مانند حضور در آب های آزاد یا نیروی هوایی برتر منطقه تازه بعد از سال 58 و در اوایل دهه 60 با پیوستن تسلیحات جدید به واقعیت می پیوست و اگر این تسلیحات تحویل داده می شد و به زبان ساده تر هر چقدر زمان می گذشت با توجه به قدرت نظامی روز افزون کشور امکان چنین حمله ای کمتر و کمتر می شد...

یکی از دلایل عمده (شاید عمده ترین دلیل) حمله صدام به ایران ضعف نیروهای مسلح بود ولی اگر این بی نظمی و ... انجام نگرفته بود و همه تحرکات دشمن زیر نظر گرفته می شد و در صورت نیاز بهش پاسخ داده می شد امکان چنین حمله ای نزدیک به صفر بود.صدام از غفلت ما و تضعیف ارتش استفاده کرد و به ایران حمله کرد در حالی که در مرز نه نیروی منسجم و آماده به رزمی وجود داشت نه دیگه از اون لشگر 92 قدرتمند خبری بود و نه از...

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
منتقل شد به بخش دفاع مقدس

امیدوارم دوستان با بحثهای مستند و منقح، به روشن شدن ابعاد واقعی موضوع کمک کنند.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دوست گرامي؛

اولاً قرار نبود ايران به برترين كشور منطقه از لحاظ تسليحاتي تبديل بشه.
اگه رجوعي به طرح پرزيدنت كارتر در اين خصوص داشته باشين، پاسخ اين فرمايشتون رو دريافت خواهيد كرد.

بحثي كه بود، اين بود كه عراق و ايران تبديل به ويترين شرق و غرب شده بودن و هر يك در راستاي جنگ سرد، تسليحاتي رو از شرق و غرب دريافت مي‌كردن.

صدالبته خود امريكا بيشتر از همه نگران تسليحاتي بود كه به ايران داره مي‌فروشه! به همين خاطرم بندي رو در مجلس اين كشور تصويب كردن كه زين پس فقط در شرايطي تسليحات برتر به كشورها فروخته بشه كه به تعديل و موازنه‌ي قدرت در منطقه بپردازه و نه بيشتر!

البته دولت كارتر، فروش تسليحات رو منوط به اصلاحات دموكراتيك هم كرده بود كه بحث جداگانه‌اي رو مي‌طلبه.

البته اين بحث، صرفاً در دولت كارتر نبود و از زمان رياست جمهوري نيكسون و جرالد فورد اين مسئله مطرح بود.

-----------------------------------------

مسئله‌ي بعدي اينكه توصيه مي‌كنم كتاب دو جلدي «تاريخ نظامي جنگ تحميلي» نوشته‌ي سيد يعقوب حسيني، نشر آجا رو مطالعه بفرمايين.

در اين كتاب، به خوبي زمينه‌هاي بروز جنگ و درگيري هاي مرزي قبل از جنگ رو تا مقطع آغاز جنگ تحميلي، بطور كاملاً مستند و منطقي توضيح داده شده.

ناشر و نويسندگانش هم از ارتش هستن و فكر نكنم شما با سنديت حرفاشون به مشكل بربخورين.

كتاب رو مطالعه بفرمايين و بعد با عقايد فعلي‌تون بسنجين و ببينين كه نظرتون پس از خوندن، چيه.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]
اولاً قرار نبود ايران به برترين كشور منطقه از لحاظ تسليحاتي تبديل بشه.
اگه رجوعي به طرح پرزيدنت كارتر در اين خصوص داشته باشين، پاسخ اين فرمايشتون رو دريافت خواهيد كرد.

بحثي كه بود، اين بود كه عراق و ايران تبديل به ويترين شرق و غرب شده بودن و هر يك در راستاي جنگ سرد، تسليحاتي رو از شرق و غرب دريافت مي‌كردن.

صدالبته خود امريكا بيشتر از همه نگران تسليحاتي بود كه به ايران داره مي‌فروشه! به همين خاطرم بندي رو در مجلس اين كشور تصويب كردن كه زين پس فقط در شرايطي تسليحات برتر به كشورها فروخته بشه كه به تعديل و موازنه‌ي قدرت در منطقه بپردازه و نه بيشتر!

البته دولت كارتر، فروش تسليحات رو منوط به اصلاحات دموكراتيك هم كرده بود كه بحث جداگانه‌اي رو مي‌طلبه.

البته اين بحث، صرفاً در دولت كارتر نبود و از زمان رياست جمهوري نيكسون و جرالد فورد اين مسئله مطرح بود. [/quote]

اتفاقا نظر من بر خلاف شماست و باید عرض کنم تا حدود زیادی تا قبل از انقلاب در بسیاری زمینه ها قدرت برتر منطقه خاورمیانه بودیم ولی اگر شما خرید هایی که انجام شده بود و قرار بود انجام بگیره رو نگاه کنید ایران به برترین قدرت نظامی خاورمیانه تبدیل می شد.فکر نمی کنم نیازی به مثال زدن از این خرید ها وجود داشته باشه..؟

تنها نیم نگاهی به این خریدها که البته کم هم نیستن و از هواپیمای جنگنده تا تانک و... رو شامل می شن بیندازید و بعد این تسلیحات رو با دیگر کشورهای منطقه مانند عراق یا اسرائیل مقایسه کنید متوجه خواهید شد که در صورت دریافت این تسلیحات ایران قدرت برتر منطقه می شد.البته تا همان زمان پیش از انقلاب و تضعیف ارتش هم در بسیاری زمینه ها مانند نیروی هوایی و دریایی تا حدود زیادی قدرت برتر منطقه بودیم.

البته بنده بیشتر از جنبه نظامی قضیه رو نگاه کردم ولی شما از جنبه سیاسی icon_rolleyes ، که طبیعتا در تخصص بنده نیست و زیاد ازش سر در نمیارم !

اما اگر شما تنها تسلیحات خریداری شده رو نگاه کنید متوجه عرض بنده خواهید شد.[quote]

مسئله ‌ي بعدي اينكه توصيه مي‌كنم كتاب دو جلدي «تاريخ نظامي جنگ تحميلي» نوشته‌ي سيد يعقوب حسيني، نشر آجا رو مطالعه بفرمايين.

در اين كتاب، به خوبي زمينه‌هاي بروز جنگ و درگيري هاي مرزي قبل از جنگ رو تا مقطع آغاز جنگ تحميلي، بطور كاملاً مستند و منطقي توضيح داده.

ناشر و نويسندگانش هم از ارتش هستن و فكر نكنم شما با سنديت حرفاشون به مشكل بربخورين.

كتاب رو مطالعه بفرمايين و بعد با عقايد فعلي‌تون بسنجين و ببينين كه نظرتون پس از خوندن، چيه.[/quote]

تمام سعی خودم رو خواهم کرد که این کتاب رو تهیه و مطالعه کنم icon_wink

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote][quote]
اولاً قرار نبود ايران به برترين كشور منطقه از لحاظ تسليحاتي تبديل بشه.
اگه رجوعي به طرح پرزيدنت كارتر در اين خصوص داشته باشين، پاسخ اين فرمايشتون رو دريافت خواهيد كرد.

بحثي كه بود، اين بود كه عراق و ايران تبديل به ويترين شرق و غرب شده بودن و هر يك در راستاي جنگ سرد، تسليحاتي رو از شرق و غرب دريافت مي‌كردن.

صدالبته خود امريكا بيشتر از همه نگران تسليحاتي بود كه به ايران داره مي‌فروشه! به همين خاطرم بندي رو در مجلس اين كشور تصويب كردن كه زين پس فقط در شرايطي تسليحات برتر به كشورها فروخته بشه كه به تعديل و موازنه‌ي قدرت در منطقه بپردازه و نه بيشتر!

البته دولت كارتر، فروش تسليحات رو منوط به اصلاحات دموكراتيك هم كرده بود كه بحث جداگانه‌اي رو مي‌طلبه.

البته اين بحث، صرفاً در دولت كارتر نبود و از زمان رياست جمهوري نيكسون و جرالد فورد اين مسئله مطرح بود. [/quote]

اتفاقا نظر من بر خلاف شماست و باید عرض کنم تا حدود زیادی تا قبل از انقلاب در بسیاری زمینه ها قدرت برتر منطقه خاورمیانه بودیم ولی اگر شما خرید هایی که انجام شده بود و قرار بود انجام بگیره رو نگاه کنید ایران به برترین قدرت نظامی خاورمیانه تبدیل می شد.فکر نمی کنم نیازی به مثال زدن از این خرید ها وجود داشته باشه..؟

تنها نیم نگاهی به این خریدها که البته کم هم نیستن و از هواپیمای جنگنده تا تانک و... رو شامل می شن بیندازید و بعد این تسلیحات رو با دیگر کشورهای منطقه مانند عراق یا اسرائیل مقایسه کنید متوجه خواهید شد که در صورت دریافت این تسلیحات ایران قدرت برتر منطقه می شد.البته تا همان زمان پیش از انقلاب و تضعیف ارتش هم در بسیاری زمینه ها مانند نیروی هوایی و دریایی تا حدود زیادی قدرت برتر منطقه بودیم.

البته بنده بیشتر از جنبه نظامی قضیه رو نگاه کردم ولی شما از جنبه سیاسی icon_rolleyes ، که طبیعتا در تخصص بنده نیست و زیاد ازش سر در نمیارم !

اما اگر شما تنها تسلیحات خریداری شده رو نگاه کنید متوجه عرض بنده خواهید شد.[quote]

مسئله ‌ي بعدي اينكه توصيه مي‌كنم كتاب دو جلدي «تاريخ نظامي جنگ تحميلي» نوشته‌ي سيد يعقوب حسيني، نشر آجا رو مطالعه بفرمايين.

در اين كتاب، به خوبي زمينه‌هاي بروز جنگ و درگيري هاي مرزي قبل از جنگ رو تا مقطع آغاز جنگ تحميلي، بطور كاملاً مستند و منطقي توضيح داده.

ناشر و نويسندگانش هم از ارتش هستن و فكر نكنم شما با سنديت حرفاشون به مشكل بربخورين.

كتاب رو مطالعه بفرمايين و بعد با عقايد فعلي‌تون بسنجين و ببينين كه نظرتون پس از خوندن، چيه.[/quote]

تمام سعی خودم رو خواهم کرد که این کتاب رو تهیه و مطالعه کنم icon_wink[/quote]

ايران ژاندارم منطقه بود . نه قدرت برتر منطقه !! ما مسئول تنظيم روابط بوديم . يك سرباز با سلاحي قدرتمند !! اما بايد ديد در منطقه از كيا حساب ميبرديم ؟؟ اونها قدرت برتر منطقه بودند !اگر انقلاب نميشد ، ما تا چيزي حدود سه الي پنج دهه به عنوان ژاندارم منطقه فعاليت ميكرديم و بعد از هضم ديگر مزاحمان امريكا ، ما نيز بازنشسته ميشديم .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]ايران ژاندارم منطقه بود . نه قدرت برتر منطقه !! ما مسئول تنظيم روابط بوديم . يك سرباز با سلاحي قدرتمند !! اما بايد ديد در منطقه از كيا حساب ميبرديم ؟؟ اونها قدرت برتر منطقه بودند !اگر انقلاب نميشد ، ما تا چيزي حدود سه الي پنج دهه به عنوان ژاندارم منطقه فعاليت ميكرديم و بعد از هضم ديگر مزاحمان امريكا ، ما نيز بازنشسته ميشديم .[/quote]

اتفاقا ایران ژاندارم منطقه بود و به همبن دلیل هم باید قدرت برتر منطقه می شد! ما در منطقه از کی ها حساب می بردیم ؟ عربستان یا اسرائیل ؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم