elo

خاطرات من و دزدان دریایی!

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

[quote name='elo' timestamp='1374517650' post='323362']
[right][font=Arial","sans-serif]در این سفر و در گفتگوهای طولانی که با ناوبانیکم تکاور دریایی م.الف فرمانده گروهان..... تکاور دریایی از گردان ..... تیپ .... داشتم به مشاهدات و تجربیات سفرهای خودم و ایراداتی که در باره تجهیزات و جنگ افزار ها و امکانات تکاوران دیده بودم پرداختیم و پاسخهای جالبی هم شنیدم که برخیهاشونو نمینویسم اما اهم و خلاصه برخیهاشون که به روشن تر شدن موضوع کمک میکنه رو در یه اشراه ای بهشون میکنم[/font][/right]
[right][font=Arial","sans-serif]ایشون بیان کردن :[/font][/right]
[right][font=Arial","sans-serif]پس از تاسیس تیپ.... تکاوران دریایی مستقر در ... که اونروزها بتازگی تاسیس شده بود بالطبع نیاز به تجهیز و تامین نفرات و امکانات برای این تیپ احساس شد[/font][/right]
[right][font=Arial","sans-serif]برای تامین نیرویهای مورد نیاز چون این تیپ تازه تاسیس بر مبنای مقتضیات زمانی و انی شکل گرفته بود تمهیدات از پیش اندیشیده ای برای تشکیل اون وجود نداشت لذا نیروهای در حال اموزش و موجود نداجا جوابگوی استعداد مورد نیاز نبوده و برای جبران کاستی پرسنلی موجود از نیروی زمین ارتش کمک گرفته شد که تعداد قابل توجهی از تکاوران لشگر....( امروز به تیپهای تشکیل دهنده اش تجزیه شده ) اعم از افسر و درجه دار به این تیپ مامور شدن [/font][/right]
[right][font=Arial","sans-serif]بالطبع پرسنل موجود نیاز به تجهیزات و جنگ افزار داشتند و همونطوری که قبلا هم گفتم چون تاسیس اینت تیپ بصورت آنی و در اثر مقتضیات زمانی صورت گرفت بودجه ای در نداجا برای تجهیز اون مد نظر قرار نگرفته بود لذا برای تجهیز اون از سایر بخشها( چه خود نداجا و چه نزاجا ) درخواست کمک شد و متاسفانه هر ارگان و بخش و قسمتی هم بنجل ترین و از رده خارج ترین تجهیزاتشو ارسال کرد[/font][/right]
[right][font=Arial","sans-serif]این یک دلیل[/font][/right]
[right][font=Arial","sans-serif]دلیل دوم عدم ساخت و سازهای مناسب و استاندارد شرایط نگهداری استاندارد رو از بین برد و بیشتر تجهیزات در فضای غیر استاندارد و در گرما و شرجی بالا بصورت نامناسب دپو و انبارداری شدند که این قضیه هم فرسوده و کهنه بودن تجهیزات دریافتی رو تشدید کرده و موجب ازدیاد ایرادها و خرابیها شد( دلیل دوم)[/font][/right]
[right][font=Arial","sans-serif]و اما سومین دلیل باز برمیگشت به عدم وجود زیر ساختهای مناسب جهت ورکشاپهای تعمیر و نگهداری مناسب و از اون بدتر عدم وجود میدان تیر و تست جنگ افزار در منطقه ای که تیپ جدید التاسیس به اونجا مامور شده بود [/font][/right]
[right][font=Arial","sans-serif]عدم وجود ورکشاپها تعمیر و نگهداری و متوقف کرده و نبود یک میدان تیر عملا هرگونه تست رو غیرممکننموده بود و این شدکه سلاح هایی که برای یگانها اعزام میشد عموما تست و آزمایششون رو بر روی یگانهای شناور تجاری میگذروندن و اونهمه مشکل خودشو نشون داد و نمود بدی پیدا کرد[/font][/right]

[right][font=Arial","sans-serif]این دلایل دست به دست هم دادند تا اون اتفاقات تلخ و ناپسند بیوفته[/font][/right]
[right][font=Arial","sans-serif]اما شکر خدا امروزه با تجهیز زیر ساختها و دپوها و انبارهای متناسب با شرایط جغرافیایی و عملیاتی منطقه ، ایجاد کارگاه های تعمییر و نگهداری استاندارد و احداث میدان تیری مناسب با نیازها ، تقریبا اون مشکلات برطرف شده همچنین با ایجاد ردیف بوجه اختصاصی برای این تیپ شبیه سایر یگانها و باتوجه به کاملا عملیاتی بودن اون کوشیده شده تجهیزات مناسبی برای اون تهیه بشه هرچند هنوز تا استانداردهای لازم خیلی خیلی فاصله دارن اما نسبت به قبل بسیار بهتر شدن[/font][/right]
[right][font=Arial","sans-serif]به این موارد باید شرایط بد اقتصادی و تحریمها و همچنین مشکلات بودجه ای خود نداجا و تخصیص بیشترین بودجه ها به بخش ساخت و ساز و بهینه سازی و.. رو اضافه کرد[/font][/right]
[right][font=Arial","sans-serif]امیدوارم با برطرف شدن مشکلات اقتصادی مملکت و اختصاص بودجه مناسب به نداجا ( و همه ارگانهای نظامی ما) دیگر شاهد این مشکلات نباشیم[/font][/right]


[right][font=Arial","sans-serif]یه چیز رو هم بگم این دلایل برای توجیه ایرادات رخ داده برای تکاوران اعزامی قابل قبول هستند اما به نظر من بعنوان یک ایرانی به هیچ وجه از مدیریت و فرماندهی نزاجا و خود فرماندهی ارتش چنین احمالها و کاستیهایی بالاخص در بعد تجهیزاتی ابدا قابل قبول و پذیرفته نیست[/font][/right]
[right][font=Arial","sans-serif]به نظر حقیر باید حساسیت بیشتری دسته کم در بعد تامین تجهیزات از سایر یگانها صورت میپذیریفت و از میدان تیرهای مجاور و نزدیک برای تست و امتحان تجهیزات استفاده میشد همچنین از ورکشاپها و کارگاها و تعمیرگاهای دیگر نداجا و حتی نزاجا و کل ارتش میشد برای تعمییر و نگهداری این تجهیزات کمک گرفته میشد( کم یگان نظامی در اون منطقه نداریم میشد از امکانات اونا استفاده بشه ، خود نداجا هم در شرق و هم در غرب و هم در شمال اون منطقه استقرار اون تیپ تکاوری امکانات و تجهیزات و مناطق بسیار توانایی رو داره)[/font][/right]
[right][font=Arial","sans-serif]به شخصه به هیچ وجه این کوتاهی ها از فرماندهی و مدیریت نداجا و نزاجا و ارتش رو نمیتونم قبول کنم[/font][/right]
[right][font=Arial","sans-serif]هرچند شکر خدا امروزه این معضلات در حال برطرف شدنن ولی انتظار میره که از این ایرادها و اشتباهات درسهایی که باید گرفته شده باشه و دیگر در جاهای دیگرنیروهای مسلحمون شاهد چنین اتفاقات و عدم مدیریتها و نافرماندهی ها نباشیم[/font][/right]
[right][font=Arial","sans-serif]امید که چنین بادا[/font][/right]
[/quote]

سلام و درود بر استاد خودم، جناب الو و تشکر بابت روایتهای جذابشون. :rose:
الو جان، شما اگه وقت داشتی و نوشته هارو ویرایش میکردی دیگه چی میشد؟ ماشاءالله همینجوریش هم نثرتون عالیه! :applause:

و اما این پست رو واسه این نوشتم که یادی بکنم از [color=#800000]شهید تکاور حسین مولایی[/color]؛ کسی که واسه تشکیل و سروسامون گرفتن اون تیپی که شما فرمودید خیلی مایه گذاشت حتی از جونش!
ایشون از همون تکاوران نزاجا بود که به نیرودریایی منتقل شد، انصافا خیلی تلاش کرد تا این تیپ به حد استاندارد مورد انتظار برسه و در آخر هم در همین راه به شهادت رسید.
ایشون پیگیر کارهای مربوط به میدان تیر تیپ بود که مظلومانه به دست اشرار نامرد :frustrated: به شهادت رسید.

[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10259/Untitled.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10259/thumb_Untitled.jpg[/img][/url]

[b]شادی روح همه [color=#800000]شهدا،[/color] [color=#006400]صلوات[/color][/b]

[b][color=#006400]---------------------------------------------------[/color][/b]

راستی اینم یادم رفت بگم؛ بد نیست بدونید! عمده مشکل بی سروسامانی این تیپ در اوایل تشکیل برمیگشت به مدیریت شاهکار آقایون نزاجا!!
پادگان اون تیپ، متعلق به لشگر.... نزاجا بود که تحویل نیرودریایی شد. طبیعتا مسئولان نداجا فکر میکردند پادگان یه یگان نیروزمینی، امکانات لازم رو برای تشکیل فوری یه تیپ تفنگدار داره ولی متاسفانه با برهوت مواجه شدند!!! فقط همین حد بگم که تا مدتها دفتر فرماندهی این تیپ در کانکس سیار برپا بود و نیروها در چادر! حضور داشتند (کاملا صحرایی و عملیاتی!)
پس دیگه توقعی از میدون تیر و ورکشاپ و اینا نیست!!!
فقط من موندم، اون یگان نزاجا اونجا چطوری کار میکرده؟؟

یاعلی ویرایش شده در توسط IRINavy
  • Upvote 12

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دوست خوبم درود خدا بر تو
متاسفانه سو مدیریت هم از نزاجا و هم از نداجا بوده ، نمیشه فقط یکیشونو متهم کرد ، اونروزها برنامه بود که به شکلی عملیاتی و بالفور این تیپ تشکیل بشه ، ردیف بودجه هم نداشت ، قرارگاه و مقر هم نداشت ، تجهیزات هم نداشت و این شد اونی که نباید بشه
هردوطرف کم وکاست داشتن
ای کاش کمی بیشتر در باره تاسیس این تیپ مدیریت به خرج داده میشد، جالب اینجاست که عملیاتی ترین تیپ حال حاضر همه نیروهای مسلحه که مدتهاست درگیر مستقیم با ماموریتهای رزمی اونم از نوع برون مرزیشه اما تازه داره ایرادها و کم و کاستیهاش برطرف میشه
اما این نوید رو هم به همه هم میهنان و دوستانم بدم که چنان تیپ ورزیده و باتجربه ای ساخته شده که بواقع مثال زدنیه و ستودنیه
همه نیروهاش تجربه چندین ماه ماموریت دریایی و درگیری با دشمن واقعی( اگر بشه دزدان مسلح دریای رو دشمن نامید) رو دارن
کارنامه اشون هم بدرخشانی خورشیده و تا حالا شکر خدا در همه ماموریتهای محوله موفق بودن و چندین و چند شاهکار رو هم خلق کردند که فقط برمبنای گرفت و گیرهای حقوقی و قانونی بهشون پروبال داده نمیشه و اگر این ایرادهای قانون بین المللی دریایی نبود و بهشون کامل پرداخته میشد همه از غرور سرشار میشدیم
بگذریم

یاد شهید بزرگوارتکاور دریادل مولایی هم به خیر خداوند روح بزرگشو قرین رحمت کنه ، بله همونطوری که میدونین ایشون در حال بازدید زمنینهای اطراف .... جهت یافتن محلی مناسب و ایمن و استاندارد برای میدان تیر تیپ بودند ، میدانی که بتونه همه نیازهای انواع جنگ افزارها رو پوشش بده و تهدید و خطری هم برای غیر نظامیان نداشته باشه که متاسفانه اشرار ایشونو که بدون سلاح هم بودن میبینن و فکر میکنن که ایشون از پرسنل ناجا هستن و ناجوانمردانه ایشونو به شهادت میرسونن
ایشون فرمانده توانایی بودن که در مدت کوتاهی که به نداجا معرفی و منتقل شدن منشا خدمات و کارهای خوب ، شایسته و فراوانی بودن
خداوند روحشون را با سایر شهدای این مرز و بوم با سرور و سالار شهیدان محشور کنه
آمین و چنین بادا

در باره نثر این دوست کوچیکتون هم نظر لطف و بزرگواری شماست، این دیده زیبا و خردمندانه شما دوستان بزرگواره که نوشته های خرد و ناچز من حقیر رو زیبا میبینین والا اینهمه ایراد تایپی و نگارشی ، اونقد نوشته هامو نچسب کرده که گاهی که خودم دوباره خوانیشون میکنم از خجالت خیس عرق میشم و شرمنده همه دوستان که اینهمه ایراد رو تحمل میکنن و دم نمیزنن و بازهم منو شرمنده لطفشون میکنن
کاش فرصتم بگونه ای بود که بتونم این نوشته ها رو ابتدا ویرایش کنم و از لحاظ ادبی دستی به سرو روشون بکشم و ایرادهای تایپی رو برطرف کنم و بعدش اونا رو تقدیم کنم اما چه کنم که وقتم تنگه و فرصت اینکارها رو ندارم
پس فقط میتونم از همه دوستان وبزرگواران برای اینهمه کم و کاستی پوزش خواسته و بابت اظهار لطفشون سپاسگذاری کنم
قلم همه دوستان روان و اندیشه هایتان پایدار باد ویرایش شده در توسط elo
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='elo' timestamp='1374694238' post='323778']
دوست خوبم درود خدا بر تو
متاسفانه سو مدیریت هم از نزاجا و هم از نداجا بوده ، نمیشه فقط یکیشونو متهم کرد ، اونروزها برنامه بود که به شکلی عملیاتی و بالفور این تیپ تشکیل بشه ، ردیف بودجه هم نداشت ، قرارگاه و مقر هم نداشت ، تجهیزات هم نداشت و این شد اونی که نباید بشه
هردوطرف کم وکاست داشتن
ای کاش کمی بیشتر در باره تاسیس این تیپ مدیریت به خرج داده میشد، جالب اینجاست که عملیاتی ترین تیپ حال حاضر همه نیروهای مسلحه که مدتهاست درگیر مستقیم با ماموریتهای رزمی اونم از نوع برون مرزیشه اما تازه داره ایرادها و کم و کاستیهاش برطرف میشه
اما این نوید رو هم به همه هم میهنان و دوستانم بدم که چنان تیپ ورزیده و باتجربه ای ساخته شده که بواقع مثال زدنیه و ستودنیه
همه نیروهاش تجربه چندین ماه ماموریت دریایی و درگیری با دشمن واقعی( اگر بشه دزدان مسلح دریای رو دشمن نامید) رو دارن
کارنامه اشون هم بدرخشانی خورشیده و تا حالا شکر خدا در همه ماموریتهای محوله موفق بودن و چندین و چند شاهکار رو هم خلق کردند که فقط برمبنای گرفت و گیرهای حقوقی و قانونی بهشون پروبال داده نمیشه و اگر این ایرادهای قانون بین المللی دریایی نبود و بهشون کامل پرداخته میشد همه از غرور سرشار میشدیم
بگذریم

یاد شهید بزرگوارتکاور دریادل مولایی هم به خیر خداوند روح بزرگشو قرین رحمت کنه ، بله همونطوری که میدونین ایشون در حال بازدید زمنینهای اطراف .... جهت یافتن محلی مناسب و ایمن و استاندارد برای میدان تیر تیپ بودند ، میدانی که بتونه همه نیازهای انواع جنگ افزارها رو پوشش بده و تهدید و خطری هم برای غیر نظامیان نداشته باشه که متاسفانه اشرار ایشونو که بدون سلاح هم بودن میبینن و فکر میکنن که ایشون از پرسنل ناجا هستن و ناجوانمردانه ایشونو به شهادت میرسونن
ایشون فرمانده توانایی بودن که در مدت کوتاهی که به نداجا معرفی و منتقل شدن منشا خدمات و کارهای خوب ، شایسته و فراوانی بودن
خداوند روحشون را با سایر شهدای این مرز و بوم با سرور و سالار شهیدان محشور کنه
آمین و چنین بادا

در باره نثر این دوست کوچیکتون هم نظر لطف و بزرگواری شماست، این دیده زیبا و خردمندانه شما دوستان بزرگواره که نوشته های خرد و ناچز من حقیر رو زیبا میبینین والا اینهمه ایراد تایپی و نگارشی ، اونقد نوشته هامو نچسب کرده که گاهی که خودم دوباره خوانیشون میکنم از خجالت خیس عرق میشم و شرمنده همه دوستان که اینهمه ایراد رو تحمل میکنن و دم نمیزنن و بازهم منو شرمنده لطفشون میکنن
کاش فرصتم بگونه ای بود که بتونم این نوشته ها رو ابتدا ویرایش کنم و از لحاظ ادبی دستی به سرو روشون بکشم و ایرادهای تایپی رو برطرف کنم و بعدش اونا رو تقدیم کنم اما چه کنم که وقتم تنگه و فرصت اینکارها رو ندارم
پس فقط میتونم از همه دوستان وبزرگواران برای اینهمه کم و کاستی پوزش خواسته و بابت اظهار لطفشون سپاسگذاری کنم
قلم همه دوستان روان و اندیشه هایتان پایدار باد
[/quote]

متشکرم

آقا ما به عشق غلط تایپی ها، نوشته ها تون رو میخونیم؛ اصلا جزیی از نمکشه! :mrgreen:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[size=4][font=georgia,serif]بازم یه خاطره زیبا از جناب الو خیلی وقت بود منتظر خاطرات شما بودم (ای کاش اسلام دستپای شما رو نبسته بود ما از نگفته ها نفعی میبردیم(آرزو بر جوانان عیب نیست :mrgreen:)هرچند بهتره که ندانیم ولی آدم دلش خیلی می خواد.)[/font][/size][font=georgia, serif] [/font]
[size=4][font=georgia,serif]بازم تشکر از خاطراتتون در حقیقت تجربیات زندگی تون که شاید ما هیچ وقت تجربه نکنیم[/font][/size][font=georgia, serif] [/font] :rose:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
خوب دوستان
این خاطره آخرین خاطره من از درگیری و مواجه با دزدان دریایی بود
سفر بعد از این سفر هم که عجیب ترین و پرماجراترین و باور نکردنیترین سفر عمر بود سفری که خیلی از ماجراهاشو جز با فیلم و عکس نمیتونم ثابت کنم ( هرچند اجازه ندارم ابدا در باره اش حرف بزنم ) بگذریم
از برخی دوستان خواستم کهخاطراتشونو برام بفرستن
چند نفری فرستادن و من با نام خودشون ( بنا به درخواست خودشون با نام اختصاری ) اینجا مینویسمشون
پس از این به بعد این " من " و " ما " یی که در نوشته ها م خواهید دید من نیستم بلکه اون دوستانم هستن که بنده راوی خاطراتشون هستم
خوب اولین خاطره رو از زبان دوست ، همکار و همشهری خوب و بسیار دوست داشتنیم جناب آقای مهندس م. ز .س حکایت میکن:
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سلام ...
فردا می خوانمش .......... فعلا شب قدر است ...

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
زمان رخداد این ماجرا برمیگرده به روزهای اولیه شروع این مقوله دزدان دریایی که هنوز نه پرسنل به درستی اموزش دیده بودن ف نه از تیمهای امنیتی و ناوگان دریاییمون خبری بود و کلا پرسنل فکر میکردن برای مقابله با این دزدان دریایی هم باید به همون شیوه سنتی قدیمی که نگهبان اطراف کشتی میزاشتیم برای گشت زدن ، با همون شیوه باید مقابله کنیم
هنوز از شدت برخورد و نحوه تسلیح و استفاده و مقدار تجهیزات و... دزدان سومالی خبر درستی به دست همه کشتی های ناوگان نرسیده بود و بالطبع همه داشتن همون شیوه سنتی رو ادامه میدادن
شیوه ای که متناسب با تهدیدات امروزی نبود اما پرسنل و حتی خود شرکت هم زیاد از این ماجرا خبر نداشتند
این ماجرا درست زمانی رخ داد که اولین حمله به نفتکش هنگام ( که خود بنده اونجا بودم و ماجراشو کامل حکایت کردم) رخ داد و کم کم موضوع دزدان دریایی سومالی در بین کشتی های ناوگان زمزمه شد
دوست خوبم جناب مهندس م. ز. س. روایت میکنن که :
در حال گذشتن از منطقه خطر بودیم و همه بریف شدن که اینجا جدیدا خطراتی بروز کرده و موارد تعرض و تهاجمی مشاهده شده ، به همه توصیه های ایمنی - امنیتی شده و طبق روال سنتی لوحه های دیده بانی و گشت زنی در کشتی آماده شد و بنا شد که برای گشت روی عرشه کشتی دو نفر با هم به گشت زنی بپردازن و هر 2 ساعت هم نفرات تعویض شن!

حدودای ساعت 1-1/5 شب بود و من هم مثه بیشتر پرسنل کشتی توی خواب ناز که یکباره آلارم آتش سوزی در کشتی پیچید
نفهمیدم چطور لباس پوشیدم و رفتم به ماستر استیشنی که برای زمان عبور از مناطق پر خطر در نظر گرفته شده بود

{ اینجا کمی توضیح لازمه
در کشتی یک لیست هست به اسم ماستر لیست که وظیفه و موقعیت و جایگاه هر فرد حاضر بر روی کشتی رو در هر کدام از شرایط غیر معمول و غیر متعارف کشتی مثه آتش سوزی، تصادف ، ترک کشتی ، به گل زدن ، دریافت و یا ترک هلیکوپتر ، آلودگی نفتی ، به دریا افتادن یکی از نفرات و .... رو مشخص میکنه بعلاوه محلی که نفرات در زمان هر رخداد باید اونجا جمع شن که بهش ماستر استیشن میگن
این ماستر استیشن در زمان دریانوردی عادی همیشه بیرون منزلگاه کشتیه اما در زمان عبور از مناطق پرخطری مثه دزدان دریایی یا مناطق با شرایط بد آب و هوایی به داخل منزلگاه کشتی منتقل میشه که حتما در ماستر لیست ذکر میشه و در جلسه ای تغییر حضورا و رودر رو به همه اعلام میشه
در ضمن برای هر رخدادی هم قبلا یه زنگ خطر و آلارم مخصوص بود اما ون روزها فقط سه نوع زنگ خطر داشتیم :
فایر آلارم یا زنگ خطر آتش سوزی
آباندان شیپ آلارم یا زنگ خطر برای ترک کشتی
و جنرال آلارام یا زنگ خطر عمومی که برای مابقی مخاطرات و رخدادها به صدا درمیاد
امروزه فقط دو نوع زنگ خطر داریم :
جنرال آلارم برای هر رخدادی منجمله اتش سوزی ( در این حالت بعد از آلارم ، کاپتان یا افسر مستقر در بریج و پل فرماندهی نوع رخداد یا واقعه رو با بلندگو و بصورت پیچینگ و وربالی اعلام میکنه)
آباندون شیپ آلارم که زنگ خطر برای ترک کشتیه ( در اینصورت علاوه بر اعلام ترک کشتی ، موقعیت کشتی بعلاوه یکسری اطلاعت لازمه دیگه هم توسط سیستم پسجینگ کشتی اعلام میشه و یکسری کارهای دیگه هم باید انجام بشه که جاشون اینجا نیست و باعث طولانی شدن کلام میشه
در هر صورت پس از شنیدن صدای آلارم نفرات باید با وضعیت و ملزومات مشخص شده در ماستر لیست به ماستر استیشن بروند تا آنجا بعد از سرشماری و اطمینان از حظور همه نفرات و یا مشخص شدن نفر یا نفرات مفقوده یا در معرض خطر ، وضعیت در قالب تیمهایی که از روز الحاق نفر به کشتی مشخص ششده اند ، مدیریت بشه }

خلاصه تا اونج گفتم که صدای فایر آلارم توی کشتی پیچید و من هم سر آسیمه دویدم به ماستر استیشن مربوط به کیس و شرایط فایر و آتش سوزی در زمان عبور از منطقه پر خطر
خودمونو برای شرای طآتش سوزی آماده میکردیم که بعد از قطع آلارم آتش سوزی و به فاصله چند ثانیه صدای جنرال آلارم ( آزیر خطرات عمومی) شنیده شد و متعاقب اون کاپتان ف. گ ( ایرانی )با لحنی مضطرب اعلام ورود دزدان دریای بروی عرشه کشتی رو کرد و چندین بار اعلام کرد
دزدان دریایی بروی عرشه کشتی
دزدان دریایی بروی عرشه کشتی
و چندین بار بزبونهای فارسی و انگلیسی موضوع رو تکرار کرد
  • Upvote 10

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
همه سراسیمه شده و ملتهب هرکی به سمتی می دوید
نفری که دزدها رو دیده بود یکی از کار اموزهای افسری عرشه بود که بهمراه یکی از ملوانا تیم دونفری گشت و نگهبانی 12-02 شب ( البته ما میگیم 0000 - 0200) رو باید انجام میدادن ، موضوع از این قرار بوده که ، بعد ازچند بار گشت در اطراف عرشه کشتی وقتی به نزدیکی منزلگاه میرسن ، ملوان برای قضای حاجت به داخل منزلگاه میاد و این داشنجوی کارآموز افسری عرشه هم به تنهایی میره زیر قایق نجات پورت ساید ( سمت چپ کشتی) نزدیکهای هند ریل و میله های کناری کشتی که به یکباره یک شخص سیاه پوستی بایه لباس بسیار عجیب از روی پله ها و توی تاریکی میپره رو عرشه و ایشون ( این دانشجوی بینوا) هم از ترس زهره ترک میشه و با هر مصیبتی خودشو میرسونه به داخل منزلگاه و اولین زنگ خطری رو که میبینه فشار میده که همون زنگ خطر اعلام آتش سوزی و حریق بوده
در همین حین ملوان هم شیفتیش میاد و میبینه این بینوا رنگ و روش رفته ، زبونش بند اومده و ولو شده رو زمین و فقط با چشمهای پر ترس و از حدقه در اومده با دست لرزونش بیرون رو نشون میده
ملوانه ازش مپرسه چی شده که باز با همون حالت زبون بند اومده به بیرون اشاره میکنه ، ملوانه ازش میپرسه کسی رو دیدی ؟ دزدی رو دیدی ؟ با سر جواب بله میده !!!میگه اومده رو کشتی یا نه ؟ باز هم با سر ورودش به کشتی رو تایید میکنه
این ملوان هم با اولین تلفن دم دست به پل ماجرای ورود دزدان دریایی به کشتی رو اعلام میکنه و بعدش هم زمانی شد که آلارم به صدا در اومده بود و ما همه ریخته بودیم پایین!!
هنوز اون بنده خدا دانشجوه زبونش از ترس بند اومده بود و نمیتونست حرف بزنه ، تیمها طبق برنامه و پلن قبلی مدیریت شده و حرکت برای جستجو شروع شد.
کاپتانی که دوره اکسترایی و پارالینگشو با کاپتان فعلی میگذروند( .ر.ک.) به همراه چندتای دیگه از بچه ها تندی همه تبرهای موجود در کشتی رو جمع کردن و از بالا هم همه چراغها رو هم روشن کرده و کشتی رو مثه حجله چراغونی کردیم بعد هم با بیل و تبر و چوب و هر وسیله دیگه ای که گیرمون میومد در گروهای 6-7 نفری مشخص شده از قبل ، مسلح شده !!! وشروع به جستجوی عرشه کشتی از سینه تا پاشنه کردیم ( اونروزا نمیدونستیم دزدان دریایی سومالی چقد خطرناک و مسلحن و چقد میتونن خطرناک باشن و اون شیوه حرکتمون چقد میتونه برامون خطرناک بوده و عواقب وخیمی در پی داشته باشه!! هنوز تو عوالم دله دزدان دریایی بودیم !!)
جستجوی اولیه حدود یکساعت به طول انجامید اما بینتیجه بود و چیزی پیدا نکردیم!
این بنده خدا هم کم کم زبون وا کرد و همه ماجرا رو تعریف کرد
درجستجو در محل وقوع حادثه ، یک اثر پای برهنه در جایی که این بنده خدا میگفت اون شخص سیاه با لباسهای عجیب از رو پله ها پریده رو عرشه دیده شد!!
دیدن اون رد پا بدجوری همه رو ترسوند ، شدت جستجوها بیشتر شد ، حدود چند ساعت دیگه همه نفرات کشتی رو از سینه تا پاشنه و از بالا تا پایین کشتی رو گوشه به گوشه و وجب به وجب جستجو کردیم اما چیزی ندیدم
هرچی بیشتر گشتیم کمتر یافتیم
تا خود صبح کسی نخوابید و جست وجو ادامه داشت
صبح با روشن شدن هوا و ادامه جستجو و اطمینان از عدم وجود دزد یا هر شخص ناشناسی بر روی عرشه کشتی یک جلسه عمومی برگذار شد و مساله رو ارزیابی کردیم
برخی ها معتقد بودن این دوستمون دچار توهم و ترس شده و خیالاتی شده که دزد یا شخصی رو دیده !
منتها ایشون قسم میخورد که اون شخص سیاه پوست رو به چشم خودش دیده ،بعلاوه وجود اون رد پای یک شخص برهنه پا ، اونم درست جایی که اون بینوا میگفت ،حرفهاشو تایید میکرد و فرضیه متوهم شدن این دانشجو رو رد میکرد و حرفش تایید میشد
در آخر به این نتیجه رسیدیم که احتملالا" اون دزد با شنیدن صدای آژیر و اطلاع یافتن از هشیاری پرسنل و بیداری نفرات و بعدش ادامه ماجرا خودشو به دریا انداخته و رفته!!!
به جز این هیچ چیز دیگه ای به ذهنمون میرسید تا....




از این ماجرا چند ماه گذشت تا اینکه روزی که افسر اول هندی کشتی میخواست پیاده بشه و بعد از تحویل و تحولات رسمی و دقایقی قبل از پیاده شدن از کشتی اومد توی باشگاه افسران که همه افسرها و افسر مهندسا و دانشجوها اونجا جمع بودن و چیزی رو گفت که که هیچکی انتظارشو نداشت
ایشون عنوان کردن که اون شب یکی از ملوانهای هندی در اتاق بازی و ورزش کشتی داشته موهای ایشون رو اصلاح میکرده و ایشون هم برای اینکه مو رو بدنش نریزه ( به سبک متداول دریانوردان!!!) یک کیسه زباله سیاه رو از بالا و کناره ها به اندازه خروج سر و دستها سوراخ کرده بوده و اونو مثه یه جاکت بلند تا بالای زانو تنش کرده بوده و وقتی اصلاح موی سرش تموم میشه دقیقا همون زمانیه که میبینه ملوان داره برای قضای حاجت میره سمت توالت طبقه پایین کشتی ! و ایشون هم دانشجو رو میبینه که داره میره تو تاریکی و سمت هند ریلها و میله های زیر قایق نجات پورت ساید، تصمیم میگیره کمی سر به سر اون داشنجو بزاره ، میاد یه طبق از داخل میره بالاتر و از پله های کنار قایق نجات بی سر وصدا میاد پایین و سه پله پایینی رو به یکباره میپره رو عرشه !!! اونم در حالی که پشت به اون دانشجوی بینوا بوده و عبارات نامفهوئمی رو هم بلغور میکنه و بزبون میاره ودر همون حالت فرار میکنه پشت منزلگاه کشتی و میره توی پسیج ویی که پشت منزلگاه کشتی بوده و از اونطرف میاد داخل منزلگاه!!!
ادامه ماجرا هم که معلوم و مشخصه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ویرایش شده در توسط elo
  • Upvote 14

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مردم آزار!!! rolling_on_the_floor :devil: میگم شیث رضایی رگ و ریشه اش هندی نیست؟! فامیل دور این افسر هندیتون محسوب نمیشه؟! :winking:
براش تنبیه در نظر میگیرند دیگه؟! raised_eyebrow

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
نه بابا تنبیه کجا بود
دوست خوبم مهندس م. ز. س میگفت:
این هندی اونهمه وقت این مساله رو به هیچکی نگفت تا لحظه پیاده شدن ، اگر سر رفتن هم بنود و فقط یک چند دقیقه ای بیشتر تو کشتی میموند دسته کم یه کتک مفصل میخورد منتها گفت و به ریشمون خندید و در رفت و پیاده شد
هیچوقت هم دیگه ندیدینش بچه ها و الا همه برای از خجالت دراومدنش نقشه کشیده بودن
سر به سر گذاشتن کلا تو دیا زیاده باید حسابی حواست باشه سوزه خلق الله نشی
و الا دست میگیرن برات تا جایی که اون سرش ناپیدا

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
قشنگ ترین تیکه تا این جا ناو دریابان نقدی بوده - 13 صفحه رو خوندم چشمام در اومد ...

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
خداوکیلی یه جوری مینویسی که انگار ادم خودش اونجاست
چو از دل براید بر دل نشیند
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='elo' timestamp='1375564917' post='326309']
نه بابا تنبیه کجا بود
دوست خوبم مهندس م. ز. س میگفت:
این هندی اونهمه وقت این مساله رو به هیچکی نگفت تا لحظه پیاده شدن ، اگر سر رفتن هم بنود و فقط یک چند دقیقه ای بیشتر تو کشتی میموند دسته کم یه کتک مفصل میخورد منتها گفت و به ریشمون خندید و در رفت و پیاده شد
هیچوقت هم دیگه ندیدینش بچه ها و الا همه برای از خجالت دراومدنش نقشه کشیده بودن
سر به سر گذاشتن کلا تو دیا زیاده باید حسابی حواست باشه سوزه خلق الله نشی
و الا دست میگیرن برات تا جایی که اون سرش ناپیدا
[/quote]
سلام...خسته نباشید.
آقا ما هنوز هم تو کف اون بر و بچز یگان ویژه ی ندسا هستیم...عکسی چیزی ازشون ندارید، نصفش رو شطرنجی کنید، بقیه اش رو ما ببینیم، فیضی ببریم؟؟؟
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دوستان سلام
امیر جان شرمنده بابت چشم درد تون
امیدوارم به بزرگواری خودتون ببخشین

صاعقه عزیز بینهایت لطف دارین شما
سعی میکنم با توجه به تاحدودی ناشناخته بودن محیط دریا کمی بیشتر از نیاز وارد جزیات بشم که تصور محیط و شرایط برای دوستان راحت تر باشه

و دوست خوبم013579
والا دوست بزرگوار خود بنده هنوز در بهت اون تیم تکاوری موندم
در باره تصویر و عکس اوایل که اصلا اجازه هیچ تصویربرداری رو نمیدادن
بعدا گیرها کمتر شد تصویر دارم
هم از همراهی یگانهای رزمی هم از برادران دلاور تکاور نداجا منتها بنا به دلایلی فعلا معذورم
از بچه های سپاه و تا یکسال ویا شاید بیشتر از بچه های ارتش هیچ تصویر گرفته نشد چون اجازه نمیدادن اما بعدا کم کم این محدودیت برداشته شد
من صحنه درگیری برای آزادی کشتی ایرانی رو که توسط یکی از دوستانم با موبایل و با ترس و لرز و با کیفیت بدی اما دیدنی رو داشتم که متاسفانه همراه هارد دیک پورتیبلم از دستش دادم
اما هنوز هم کلیپها و ویدوها و تصاویر خوبی دارم که بنا به شرایط خاص نمیزام
واضح تر بگم
میدونی که خیلی از این کارای ما غیر قانونیه ( از بردن اسلحه تا...
ولی همه کشورها تقریبا دارن اینکارو میکنن و همه هم خودشونو به ندیدن و نشنیدن زدن ، اما غرب و امریکان دیگه میگن به یارو گفتن شنیدی خرس تخم گذاشت ؟ گفت از این دم بریده هرچی بگی برمیاد
از این غرب و امریکای دم بریده هم هرچی بگی برمیاد ، میتونن فردا همین تصاویر و بعنوان مستندات برای خفت گیر در دادگاهای بین المللی علم کنن یا کشتیرانی ما رو با محدودیتهایی بیشتر از اونی که الان هست مواجه کنند
من دارم خاطره وار مینویسم ، هیچکی هم نمیتونی به اینها استناد کنه ، ساده ترین کارش انکار رسمیه
ابدا چنین چیزهایی نبوده ، مطمین باش خود بنده هم اگر ببینم داره کار به اونجا میکشه مینویسم و ادعا میکنم و پاش وامیستم که اینها همه توهمات ذهنی من بوده و من اصلا رنگ دریا رو از 5 کیلومتری هم بچشم ندیدم
اینو مطمین باش
اما اگر فیلم یا عکس یا کلیپی اینجا قرار بدم اونوقت به نوشتها سندیت دادم و کار دشوار میشه
واسه همین تا زمانی که این معضل برطرف نشه از ارایه تصاویر و مستندات معذورم
هرچند از اون تیم هیچ تصویر موجود نیست متاسفانه چون بخاطر شرایط خاصشون ( همون که هیچکی نفهمید از کجا اومدن و کین و چیکار هان وو..... ) اجازه هیچ تصویر برداری رو نمیدادن
رعایت دقیق مسایل حفاظت و اطلاعات
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
منظور شما از غیر قانونی بودن، بردن نیروهای نظامی (رسمی) بر روی عرشه کشتی های غیر نظامی هست؟ حتی به هدف حفاظت از کشتی های غیر نظامی در آبهای ناامن خلیج عدن؟
اگر این قانون هست پس رسمی ترین شکل حفاظت از کشتی های غیر نظامی چیه؟ همون استمداد از ناوهای نظامی در صورت دیدن قایق دزدهای دریایی؟
خب اینطور باشه که دزد ها تا رسیدن نزدیکترین ناو و هلیکوپتر هم آمدن روی کشتی و کنترل کشتی رو بدست گرفتن که!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم