super_comando

تحلیل و پیگیری تحولات عراق

Recommended Posts

بسم الله الرحمن الرحیم

 

مقامات امنیتی عراق و تلویزیون دولتی آن کشور اعلام کرده‌اند که نیروهای دولتی پیکارجویان گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) را از شهر بیجی در شمال بغداد به عقب رانده‌اند.

پیکارجویان داعش چندین ماه است که این شهر را در تصرف خود دارند.

این شهر در نزدیکی بزرگترین پالایشگاه عراق قرار دارد.

گفته شده که نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا با حملات هوایی از نیروهای عراقی و پیشمرگه های کرد در نبرد با پیکارجویان داعش حمایت کردند.

تلویزیون دولتی عراق هم به نقل از یکی از فرماندهان ارتش آن کشور "آزادی شهر بیجی" را گزارش کرده است.

نیروهای عراقی پیشتر و در اواخر ماه گذشته میلادی عملیاتی را برای کنترل این شهر انجام داده بودند.

اما در آن زمان نیروهای داعش با انجام عملیات انتحاری مانع از پیشروی نیروهای دولتی شدند.

در اواخر ماه ژوئن (اوایل تیر) نیروهای داعش گفتند که پالایشگاه بیجی را به طور کامل به تصرف خود درآورده‌اند.

به گفته خبرنگاران، کنترل بر پالایشگاه بیجی برای ادامه تسلط داعش بر مناطق تصرف شده و تامین سوخت شهر موصل حیاتی است.

 

به نقل از : بی بی سی فارسی

پیــکار جویـــان !

تُف

  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
پاسخ واتیکان به نامه آیت‌الله مکارم شیرازی
 
 
 
واتیکان در پاسخ به نامه آیت الله مکارم شیرازی عنوان کرد: پاپ فرانسیس از نامه و موضع شما تشکر می نمایند چرا که موضع گیری روشن رهبران دینی علیه خشونت، بویژه خشونت های صورت گرفته به نام دین، یک «باید و ضرورت» است.
 
به گزارش مهر، پیرو نامه ارسالی آیت الله العظمی مکارم شیرازی خطاب به پاپ فرانسیس - رهبر کاتولیک های جهان پاسخ رسمی از سوی واتیکان به دفتر این مرجع تقلید شیعیان واصل شد.
 
متن نامه که با امضای کاردینال جین لویس توران، رئیس شورای گفتگوی بین ادیان واتیکان ارسال شده به شرح ذیل است:
 
عالیجناب
 
حضرتعالی طی نامه ای به جناب پاپ فرانسیس در تاریخ ۱۸ آگوست ۲۰۱۴ (۲۷ شهریورماه)، قاطعانه جنایات صورت گرفته توسط گروه به اصطلاح "دولت اسلامی" بویژه علیه مسیحیان، ایزدی ها و دیگر گروه های قومی و مذهبی را محکوم کردید.
 
پاپ فرانسیس از نامه و موضع شما تشکر می نمایند چرا که موضع گیری روشن رهبران دینی علیه خشونت، بویژه خشونت های صورت گرفته به نام دین یک " باید و ضرورت" است. در حقیقت، مومنان نیازمند و در انتظار شنیدن هدایت راستین از سوی رهبران دینیشان بویژه در زمان های سخت هستند.
 
از سوی دیگر بنده با شما موافقم که محکومیت بی عدالتی ها و جنایات رخ داده در گذشته و مواردی که احتمال دارد در آینده صورت گیرد، باید به روشنی و به اتفاق آراء انجام پذیرد به گونه ای که گواه معتبری بر این حقیقت باشد که ادیان می بایست باعث ترویج عدالت، صلح و برادری باشند.
 
من به شما این اطمینان را می دهم که کلیسای کاتولیک تحت هدایت پاپ فرانسیس، در مسیر ترویج و حمایت از  کرامت انسانی و حقوق برآمده از آن پایدار خواهد بود.
 
از این فرصت استفاده کرده و بهترین آرزوها، امنیت و سلامتی را برای شما آرزو می کنم.
  • Upvote 8
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

پیــکار جویـــان !

تُف

تف دیگه جوا نمیده داداش

 

باید به روی این حرومی ها آفتابه برداشت

  • Upvote 7
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

علام کردند روش اقتصادی و معاملات رایج جهان را یهودیان پایه گذاری کرده اند و براساس منافع آنها و سرمایه داران ظالم است. از این رو به دستور خلیفه در تمام قلمرو تحت سلطه تکفیری ها معاملات به سبک سابق باطل و ممنوع است و از این پس باید از این سکه ها استفاده شود. این سکه ها از طلا و نقره و مس ساخته شده اند و ارزش ذاتی دارند.

موتسفانه برخی‌ اقدامات رو که باید ما ۳۵ سال پیش انجام می‌دادیم الان دارن اینها انجام میدن،مثل حذف سود ربوی بانکی و  وام  ...که البته با توجه به بدنامی و باطل بودن این گروه،باعث میشه کلا هر اقدام آینده ضدّ سیستم اقتصادی رایج جهان مورد پذیرش قرار نگیره

  • Upvote 7
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

تا فیلم از داخل بیجی که کل شهر رو بگردن ندیدید باور نکنید.

 

فعلا چیزی که قطعیه درگیری وارد شهر بیجی شده.

 

می ترسم وزرات دفاع عراق اعلام کنه قدس هم آزاد کردیم. این بار 10 امی هست که این هفته میشنوم بیجی آزاد شده  icon_cheesygrin

  • Upvote 9
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لبغدادی: داعش به عربستان و یمن تا شمال آفریقا رسید/ ائتلاف آمریکا ترسیده و شسکت‌خورده است+صوت
خلیفه خودخوانده گروهک داعش، امروز پنجشنبه با انتشار بیانیه‌ای صوتی توسعه دامنه فعالیت این گروهک را تا عربستان، یمن، مصر و الجزائر اعلام کرد و با شکست‌خورده خواندن ائتلاف آمریکایی، مردم عربستان را به شورش و حمل سلاح علیه آل سعود فراخواند.

13930520000583_PhotoA.jpg




به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، صفحات وابسته به اعضای گروهک تکفیری داعش در شبکه اجتماعی «توئیتر» عصر پنجشنبه اطلاع دادند که «ابوبکر البغدادی» سرکرده گروهک داعش، بیانیه‌ای صوتی صادر کرده است.

 

ابوبکر البغدادی در این فایل 16 دقیقه‌ای متحدان و هواداران خود را به صبر و جنگجویی بیشتر دعوت کرد و با بیان اینکه ترس از گروهک داعش به آمریکا، اروپا، کانادا و استرالیا رسیده است، سران عربستان را «سر افعی» دانست و با تهدید آنان و جنبش انصارالله یمن، بیعت گروهک‌های تروریستی در مصر، لیبی و یمن را قبول کرد.
سرکرده داعش با بیان اینکه «ائتلاف صلیبی با همکاری یهود، و بردگان عرب آنان (حکام کشورهای عربی)» از داعش ترسیده‌اند و «جرأت نکرده‌اند که نیروی زمینی اعزام کنند»، دستور رئیس جمهوری آمریکا برای اعزام 1500 نیروی دیگر به عراق را دلیل شکست ائلاف آمریکا علیه داعش دانست.
وی در این پیام صوتی با بیان اینکه حملات «ائتلاف صلیبی» نتوانسته است مانع پیشروی داعش و حتی تضعیف اراده اعضای این گروهک شود، وعده کرد که پیشروی داعش تا «رم» ادامه خواهد یافت.
خلیفه خودخوانده، انتشار اخبار کشته شدن ده‌ها نفر از اعضای داعش در عراق و سوریه را «بزرگ‌ترین جنگ تبلیغاتی دروغین» دانست و از هواداران خود خواست تا آنچه درباره کشتار روزانه اعضای داعش منتشر می‌شود باور نکنند و بدانند که «دولت اسلامی حالش خوب است».
سرکرده ترورست‌های داعش در این پیام، توسعه دامنه فعالیت اعضای این گروهک را تا «بلاد الحرمین (عربستان)، یمن، مصر، لیبی، الجزائر» اعلام و بیان کرد که بیعت همه کسانی را که در این کشورها و غیر آنان با داعش بیعت کرده‌اند قبول و این کشورها را امارت جدید خود اعلام می‌کند.
البغدادی در ادامه خواستار شورش مردم عربستان علیه سران سعودی شد و آنان را «سرهای افعی و منبع مرض» توصیف کرد و هشدار داد که از این پس سران سعودی دیگر آرامش نخواهند داشت.
البغدادی در این دعوت به جنگ، مردم عربستان را ابتدا به مبارزه با شیعیان که آنان را «رافضی» خواند دعوت کرد و از آنان خواست که به شدیدترین وجه با آنان مبارزه کنند.
سرکرده داعش سپس گروهک‌های تروریستی از جمله القاعده در یمن را که با داعش اعلام بیعت کرد، به مبارزه با جنبش مردمی «انصارالله» دعوت کرد و به آنان وعده داد که زمان غلبه آنان بر انصارالله نیز فرا خواهد رسید.
البغدادی تروریست‌های حاضر در صحرای سیناء در شمال مصر را نیز به جنگ با دولت مصر فراخواند و از تروریست‌های حاضر در لیبی، الجزائر، تونس و مغرب خواست که آرام نگیرند و به آنچه او آن را «آتشفشان جهاد» آنان خواند، ادامه بدهند.
-

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سرکرده «داعش» زنده است/«البغدادی» بین سوریه و عراق در تردد است 

 

 

ابو بکر البغدادی"، سرکرده گروهک تروریستی تکفیری "داعش" میان استان‌های نینوا در عراق و رقه در سوریه در تردد است و تاکنون از چندین اقدام ترور نجات یافته است که آخرین مورد آن، همانی است که رسانه‌ها از آن سخن گفته و اعلام کردند که وی در جریان آن کشته شده است، در حالی‌که وی زنده است». این مقام مسئول عراقی در این‌باره توضیح داد که «مستنداتی در دست داریم که تاکید می‌کند، البغدادی با یک گروه امنیتی سطح بالا میان نینوا و رقه در تردد است و این گروه نقل و انتقال وی را برعهده داشته و هدایت می‌کند». وی افزود: «این اطلاعات نشان می‌دهد که البغدادی چند هفته است که نینوا را ترک کرده و مقری برای خود در مرزهای سوریه و عراق ایجاد کرده است». این منبع امنیتی عراقی تاکید کرد: «گروهی متخصص از تابعیت‌های سعودی و اروپایی و مصری عملیات نقل و انتقال و تحرکات ابو بکر البغدادی را زیر نظر دارد و امنیت وی را تامین می‌کند تا موقعیت و مناطق تردد وی را کسی شناسایی نکند و اینکه سرکرده داعش و گروه همراهش از هیچ دستگاه و یا وسیله ارتباطی از زمان آغاز حملات ائتلاف بین المللی علیه گروهش در عراق و سوریه استفاده نمی‌کند و در این راه و برای ارسال پیام‌هایش به گروهک‌های تروریستی تنها از رسانه‌های اینترنتی استفاده می‌کند». منبع مذکور یادآورد شد: «البغدادی به دلیل نفوذ صورت گرفته در داعش اقدام به تغییر فرماندهان میدانی خویش که دارای تابعیت‌های عراقی هستند، کرده و به جای آنها فرماندهانی با تابعیت‌های عربی و اروپایی منصوب کرده است و پس از دریافت ضربات قدرتمند و مهلک از سوی ارتش عراق و نیروهای داوطلب مردمی در بیجی و جرف النصر و آمرلی در بیم و نگرانی بسر می‌برد». این مقام مسئول عراقی خاطر نشان شد که «البغدادی هم اکنون با احتیاط بسیار و تنها در ساعاتی از شب و در خفای شدید از بیم حملات هوایی میان رقه و نینوا در تردد است». این منبع امنیتی عراقی افشا کرد که «گروهی از سازمان جاسوسی سیا و نیروی دریایی آمریکا هیأتی را به عراق ارسال کرده و این هیأت هم اکنون در 3 منطقه یعنی بغداد، پایگاه نظامی اسپایکر و پایگاه نظامی عین الاسد تحرکات البغدادی را زیر نظر دارد و هواپیماهای بدون سرنشینی را برای تعقیب و پیگرد البغدادی ارسال کرده است».

  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

انگار تحول تازه ای تو عراق نیفتاده که اینجا اینقدر خلوته.یه جا خوندم داعش 50 نفر از عناصر خودشو بخاطرعقب نشینی از بیجی در شمال تکریت اعدام کرده.به خودشون هم رحم نمی کنن این کفتارها.

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
یه تحلیل خیلی جالب و مهم از استاد پارسانیا از بهترین اساتید حوزه و داشنگاه و عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی
 
ریشه های فکری داعش در گفت و گو با حجت الاسلام پارسانیا:
 
داعش محصول تعامل سياست غربي و منطقه‎اي با ذخيره‎هاي تاريخي اموي است
 

«داعش» یا همان «دولت اسلامی عراق و شام» یکی از نام هایی است که طی ماه های اخیر بیش از هر گروه دیگری در خاورمیانه نامش نه تنها در عراق و سوریه بلکه در میان رسانه های منطقه ای و بین المللی و کل جهان شنیده می شود و لرزه بر تن مردم می اندازد اما شاید آنچه در این میان ذهن جهانیان را به خود مشغول داشته است نحوه شکل گیری و گسترش این گروه در خاورمیانه و حتی کشورهای اروپایی است.

به گزارش رجانیوز، بر این اساس شفقنا گفت و گویی را با حجت الاسلام والمسلمین دکتر حمید پارسانیا، استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران درباره چگونگی رویش پدیده داعش انجام داده است.

متن این گفت و گو با دکتر پارسانیا در ادامه می خوانید:

*نظر شما درباره افراطي گريهايي كه سبب پيدايش داعش شده است چيست؟

پارسانیا: پيدايش داعش را نميتوان در افراط و تفريط يك يا چند گروه و جمع خاصي كه در يك منطقه جغرافيايي محدودي قرار گرفتهاند، ريشهيابي كرد.

عوامل ظهور داعش وسيعتر از آن است كه به منطقه شام و عراق يا خاورميانه محدود شوند و عميقتر از آن است كه به افراط و تفريط افراد، اشخاص و گروهها محدود گردد. عمق مسأله را بايد در دايره يك مواجهه تمدني و از پيامدهاي عملكرد جهان غرب در قبال بيداري اسلامي ديد. عملكرد خشن داعش و گروههايي مانند آن، واقعيتي نيست كه تنها حاصل افراط آنها يا نتيجه ظاهرگرايي و گريز يك گروه خاص از عقل و عقلانيت باشد. يعني مسأله به اينجا ختم نميشود كه يك عده اعتدال يا برخوردهاي ملايمتري ندارند.

افراطيگري، خشك سري، ظاهرگرايي، جمود و گريز از عقل و استنباطات عقلي از متون، همواره در افراد يا گروههاي مختلف بخشهاي جهان اسلام وجود داشته و دارد و اين امور گر چه از زمينههاي پيدايش گروههاي افراطي هستند ولیكن هيچگاه به تنهايي پديده‎‎ايي در سطح داعش را به دنبال نميآورند.

*اگر پيدايش داعش به افراطي گري باز نميگردد. پس دلايل شكل گيري آن چيست؟

پارسانیا: بنده نميگويم افراطيگري سهمي در اين مسأله ندارد، ولكن پديده داعش را نميتوان با اين مسأله تبيين كرد. عوامل مهمتري وجود دارند كه از زمينه افراطيگري استفاده ميكنند.

پيدايش اين گروهها ريشه در رقابتهاي سياسي و عملكرد اقتداري جهاني در اين منطقه دارد. كشورهايي مثل عربستان، قطر، اردن، آمريكا و برخي از دولتهاي اروپايي، در اين مسأله دخيل هستند و نقش اين مجموعه نيز يكسان نيست بلكه نقشي دوگانه و متفاوت است.

برخي از آنها، يعني آمريكا و كشورهاي اروپايي، نقش مركزي دارند و برخي ديگر يعني دولتهاي منطقهاي، از نقش پيراموني برخوردارند.

عملكرد اين مجموعه به تنهايي عامل ايجاد فعاليتهاي افراطي داعش نيست و رفتار آنها در تقابل و رويارويي با پديدهاي ديگر به اين امر منجر شده است و آن پديده چيزي جز بيداري اسلامي نيست بنابراين پيدايش داعش را نبايد به عواملي در سطح افراط و تفريط هاي افراد و گروههايي خاص ختم كرد.

بلكه بايد در افق عوامل اجتماعي گسترده و عميقي نظير خيزش فرهنگي و تمدني جهان اسلام، بيداري اسلامي، عملكرد تاريخي جهان غرب با آن ديد.

* پس شما داعش را نيز بخشي از توطئه سياسي غرب بر عليه جهان اسلام ميدانيد؟

پارسانیا: دخيل دانستن عوامل مزبور، به معناي استناد دادن اين پديده به توطئه سياسي يك گروه و با يك دولت غربي و يا شرقي نيز نيست. توطئه هاي سياسي پروژه هاي طبيعي محدودي هستند كه در بخشي از فرايندها و پروسهها وسيع تر اجتماعي شکل ميگيرند.

اگر ما خيزش و بيداري اسلامي را نميداشتيم و مطالبه تكوين و تشكيل اقتدار جهاني اسلام، بخشي از مطالبه عمومي مسلمانان نميشد، اينك هيچ توطئهمنطقهاي يا غربي نميتوانست، تحت پوشش دولت اسلامي، رفتارهاي سبعانه داعش را داشته باشد و اگر عملكرد دولت هاي عمومي و كشورهاي غربي نميبود. پاسخ به مطالبه فرهنگي و تمدني جهان اسلام در صورت مسخ شده و افراطي داعش ظاهر نمي شد.

* دول غربي چه انگيزه ای از پيدايش داعش دارند؟

پارسانیا: داعش محصول عملكرد مستقيم و ابتدايي دول غربي نيست، پديدهاي است كه در بخشي از مواجهات غرب با جهان اسلام و در مقطعي خاص فرصت بروز پيدا ميكند.

كشورهاي غربي يعني دولت آمريكا و دولت هاي اروپايي از زمينههاي فرهنگي، اقتصادي و سياسي مشتركي برخوردارند، روابط اقتصادي و سياسي آنها اينك به گونهاي نيست، كه در گسست از نحوه تعامل و رفتار آنها با بخشهاي ديگر جهان، قابل دوام باشد. اقتصاد و سياست جهان غرب با قرار گرفتن در موقعيت مركزي، بدون وضعيت حاشيهاي و پيرامونيِ بخشي ديگر از كشورهاي جهان، قابل استمرار و دوام نيست. و به همين دليل دولت آمريكا يا دولتهاي اروپايي، تحولات كشورهاي اسلامي و غير آن را در راستاي منافع خود معنادار ميبينند و دخالت خود در اين كشورها را با ادبيات دفاع از منافع ملي براي محيط داخلي يا در سطح جهاني، تفسير و توجيه ميكنند.

منافع ملي، بخشي از ادبيات سياسي غرب براي حضور نظامي و سياسي آن در تحولات جهان اسلام است.

آنها دويست سال است كه براي حفظ منافع ملّي خود در اين منطقه فعال هستند.

تأمين مواد خام از يك سو و ايجاد و حفظ بازارهاي مصرف براي كالاهاي مختلف توليد شده نظامي و غيرنظامي از ديگر سو، از مهمترين و اساسيترين منافعي است كه به دنبال آن هستند، آنها اگر بتوانند حق مالكيت را از ملتهاي منطقه نسبت به مواد خام و در رأس آن نفت سلب ميكنند و مالكيت آن را به صنعت و صاحبان صنعت و در واقع مالكيت آن را به صاحبان جهاني قدرت و ثروت اختصاص ميدهند.

* تأمين منافع اقتصادي و سياسي دول غربي چه ربطي به پيدايش داعش دارد؟

پارسانیا: منافع دول غربي در منطقه، همواره در مقاطع گوناگون در زيرپوشش عناوين مختلف دنبال شده است. ادبياتي كه جهان غرب از آن براي پوشش اهداف عملياتي خود استفاده ميكند، در نخستين گام ادبياتي مدرن و غربي است."منافع ملي" بخشي از اين ادبيات به زبان سياسي و ديپلماتيك است.بخش ديگر اين ادبيات از مفاهيم عام تر استفاده ميكند. مفاهيمي كه از قدرت اقناعي بيشتري در محيط فرهنگي جهان غرب و بيرون از آن برخوردار باشد. مانند استعمار و آباداني جهان، توسعه، آزادي، ليبراليسم، دموكراسي، حقوق بشر يا مبارزه با عقب ماندگي تاريخي، استبداد، ديكتاتوري و محور شرارت.

اين مفاهيم با بار نظري مدرن و تفسير دنيوي و سكولاري كه از آنها ميشود. حركت هاي اقتصادي و سياسي غرب را پوشش ايدئولوژيك ميدهند، يعني آنها به راستي به دنبال آباد كردن همه دنيا، مدرن كردن ديگر كشورها، تأمين دموكراسي و حقوق بشر و نابودي استبداد و ديكتاتوري در آنها نيستند. آنها در زير پوشش اين مفاهيم اغراض اقتصادي و سياسي خود را دنبال ميكنند و به همين دليل دولتهاي مستبدي را كه تأمين كننده اهداف آنهاست ايجاد يا حمايت ميكنند.

حركت دول و سازمان هاي غربي به سوي عملياتي كردن مفاهيم مزبور، اهداف و اغراض آنها را تأمين نميكند بلكه براي آنها نتايجي معكوس به بار ميآورد زيرا در شرايطي كه جهان اسلام، هويت فرهنگي و تاريخي خود را دنبال ميكند، جامعه اسلامي تفسير و برداشت تمدني و ديني خود را از اين مفاهيم خواهند داشت.

در كشورهاي اسلامي اگر مردم حضور پيدا كنند و اگر اراده مردم در بستر فرهنگ و تاريخ اسلامي فعال شود نتيجه آن چيزي نخواهد بود كه دول غربي از آن با عنوان منافع ملي خود از آن ياد ميكنند. و از همين جهت آمريكا و دول اروپايي، به رغم شعارهاي ايدئولوژيك خود در قبال استبدادهايي كه در حاشيه منافع سياسي و اقتصادي آن قرار گيرد، موضع گيري نميكند بلكه آنها را مورد حمايت قرار ميدهد.

غرب نه تنها به شعارهاي ايدئولوژيك خود وفادار نيست، هر جا كه منافع آن اقتضا كند، ناگزير از مفاهيم نظري رقيب نيز استفاده ميكند و استفاده از اين مفاهيم هنگامي ضروري ميشود كه امكان حذف، تضعيف و استفاده از جايگزين وجود نداشته باشد.

بيداري اسلامي كه با نقطه عطف انقلاب اسلامي ايران، شكل گرفته است، مفاهيم ديني قلمرو فرهنگ اسلامي را زنده و فعال كرده است اين جريان با حضور مسلمانان به سوي يك قدرت فراگير اسلامي حركت خواهد كرد.

خيزش فرهنگي و تكوين قدرت اسلامي خيزشي نيست كه دول غربي تحمل آنرا داشته باشند و غرب در مواجهه با اين حركت از همه ظرفيت هاي خود استفاده خواهد كرد.

مفاهيم ايدئولوژيك مدرن تا قبل از بيداري اسلامي پوشش مناسبي براي حضور سياست غرب در اين منطقه بودند. ناسيوناليسم، سكولاريزم، ليبراليسم، سوسياليسم، كمونيسم و...  مفاهيمي بودند كه بلوك شرق و غرب در تحت پوشش آنها، منافع خود را در منطقه دنبال ميكردند.

در جريان فروپاشي خلافت عثماني قدرت هاي منطقهاي متعددي شكل گرفت و همه اين كشورها براي توجيه خود از مفاهيم مدرن ناسيوناليسم عربي، تركي و غير آن استفاده ميكردند و حتي مسلمانان اين كشورها زماني كه ميخواستند در برابر سياست هاي غربي مقاومت كنند از اين ادبيات بهره ميبرند، مثل جمال عبدالناصر در مصر يا جنبش فتح در فلسطين.

خيزش اسلامي و حيات مجدد معاني ديني و اسلامي جاذبه مفاهيم مزبور را در محدودة جوامع اسلامي، تضعيف كرد و اين مفاهيم كارآمدي پيشين خود را در اين منطقه از دست دادند.

جهان غرب از مفاهيم مدرن براي اهداف و اغراض سياسي و اقتصادي در حوزه فرهنگي خود و همچنين در بخش هايي از فرهنگ اسلامي كه در حاشيه فرهنگ مدرن شكل گرفته اند، استفاده ميكند ولكن استفاده از اين مفاهيم در محدوده اسلام احيا شده و در حوزه فرهنگ عمومي جهان اسلام، ناكارآمد است و اقتصاد و سياست غرب در همين بخش از فرهنگ اسلامي ناگزير، ادبيات ديني را به كار ميگيرد.

وقتي جهان اسلام ادبياتي را كه ريشه در هستي شناسي و انسان شناسي جهاني ديگر دارد پس ميزند، سياست مربوط به آن جهان دیگر براي حضور در جهان اسلام ناگزير از ادبيات مربوط به جهان اسلام استفاده ميكند و در صورتي كه فرصت پيدا كند اين ادبيات را با قرائت جدید و مناسب با خود به کار می گیرد و در غير اين صورت همان ادبيات دینی و اسلامی را به صورت شتابزده عملياتي و كاملاً كاربردي به كار ميبرد.

يكي از نخستين كاربردهاي موفق غرب براي استفاده خام از ادبيات ديني بخشي از جهان اسلام، پس از پيروزي انقلاب اسلامي در افغانستان اتفاق افتاد، در شرايطي كه بلوك غرب، شوروي را رقيب جهاني خود ميديد، سياست غرب كه از انقلاب اسلامي ايران غافلگير شده بود، تلاش كرد اين حركت را به سوي قدرت رقيب خود، هدف گيرد و القاعده پديدهاي جديد بود كه از اين طريق با وساطت دولت عربستان شكل گرفت.

امام خميني از اين پديده كه در شرايط پس از انقلاب ابعاد جديدي پيدا ميكرد، با عنوان اسلام آمريكايي ياد كرد.

داعش نيز پديدهاي است كه بدون توجه به اين مجموعه قابل تبيين نيست؛ عوامل تأثيرگذار در پيدايش داعش عوامل مختلفي است، از آن جمله:

-         بسترها و زمينههاي تاريخي انديشه و تفكر در جهان اسلام.

-         مواجهه و رويارويي دويست سال اخير جهان غرب با دنياي اسلام.

-         خيزش و بيداري اسلامي و انقلاب اسلامي ايران.

-         عملكرد سياسي، نظامي، اقتصادي غرب در رقابت با حيات مجدد اسلامي.

* با توجه به عوامل و زمينههاي مختلفي كه در شكلگيري داعش نقش دارند، پس نمي توان داعش را محصول سياست آمريكا، اسرایيل يا دول غربی دانست و ما بايد سهمي را كه مسلمانان در آن دارند نيز به رسميت بشناسيم...

پاسانیا: شما ادب به خرج ميدهيد و از سهم مسلمانان سخن ميگویيد برخي از نظريه پردازان غربي يا كساني كه نسبت به اصل اسلام موضع دارند، از سهم اسلام نيز ياد ميكنند و بلكه تلاش ميكنند، داعش را نتيجه بازگشت مجدد اسلام به عرصه سياست بدانند.

و برخي از مسلمانان نيز كه به تفسير مدرن از ديانت تن در دادهاند و قرائت سكولار و دنيوي از دين دارند، پيدايش داعش را نتيجه ورود اسلام به عرصه سياست ميدانند، اين گروه كه ناباورانه، ناظر احيای فرهنگ و تمدن اسلامي هستند و بازگشت مجدد اسلام را در عرصه هاي مختلف زندگي اجتماعي مشاهده ميكنند پديده داعش را با ذوقزدگي، شاهد شكست حضور اسلام در سياست، ميخوانند.

ترديدي نيست كه اگر انقلاب اسلامي و بيداري اسلامي نبود و جهان اسلام، در شرايط قبل از انقلاب اسلامي ميزيست امروز در منطقه، به جاي آن كه شاهد جولان داعش و مقاومت نيروهاي مردمي عراق يا لبنان و سوريه باشيم، شاهد تداوم حضور دولتهايي نظير حزب بعث عراق بوديم كه با معجوني از شعارهاي ناسيوناليستي، سوسياليستي يا ليبراليستي مسير گذار از هويت ديني و اسلامي خود را طي ميكردند. ولكن آيا همه آنچه كه امروز در منطقه ميگذرد، نتيجه اسلام خواهي و بازگشت امت اسلامي، به سوي هويت الهي و قرآني آن است؟

حوادث امروز جهان اسلام، از برخي جهات ها بيشباهت با حوادث دوران بنياميه نيست. در دوران بني اميه نيز شاهد شكل گيري حاكميتي به نام خلافت اسلامي با ادبياتي ظاهرگرايانه، خردستيز و رفتاري خشن و خونريز هستيم. حادثه عاشورا، با همه مظلوميت در دوران همين خلافت واقع ميشود.

ترديدي نيست كه اگر اسلام ظهور نميكرد و آيات و پيام هاي اجتماعي و تاريخي قرآن نميبود و اگر تلاشهاي بي وقفه رسول خدا و اصحاب گرامی او و مجاهدات و مبارزات اجتماعي آنان نمي بود، اثري از بنياميه و خلافت اسلامي آنان نبود اما آيا ميتوان همه آنچه را كه در دوران بنياميه گذشت به اسلام يا به عمل و رفتار مسلماناني نسبت داد كه اسلام را از زاويه ذهن و دل به عرصه عمل و رفتار و ساختارها و مناسبات اجتماعي، سياسي وارد كردند و آيا ميتوان غلبه بني اميه را شاهد بر شكست نظريه اجتماعي اسلام دانست يا آن كه برعكس غلبه بنياميه، نشانه عدول مسلمانان از عمل به اسلام و در عين حال، نشانه پيروزي و موفقيت رسول خدا و اصحاب مؤمن اوست.

به نظر ميرسد، حضور خلافت اموي اولاً نتيجه موفقيت اسلام است و ثانياً نتيجه عمل كردن مسلمانان به اسلام نيست بلكه نتيجه كم كاري و كم عمل كردن مسلمانان به اسلام است.

اسلام تا سال فتح مكه پيش از بيست سال در برابر نظام قبيلهاي مشركانه عرب، مقاومت كرد، در تمام دوران مدني، بني اميه، در كانون فرماندهي كفر، قرار داشت و در فتح مكّه، اسلام با محوريتتوحيد پيروزمندانه وارد مكه شد، ابوسفيان و ديگر فرماندهان كفر، در اين هنگام، تسليم شدند، بی آنکه ايمان به قلب و جان آنان راه پيدا كرده باشند.

اسلام مفاهيم و گروهبندي هاي جديدي را در شبه جزيره ايجاد كرد. ايمان و كفر، دو مفهوم جديدي بودند كه گروهبندي اجتماعي مناسب با خود را در پناه باور به توحيد يا تقابل با آن به همراه ميآوردند و به موازات قدرت گرفتن اسلام و ورود آن به فرهنگ شبه جزيره مفهوم جديدي نيز شكل پيدا كرد، اين مفهوم، نفاق است. نفاق يك پديده اجتماعي است كه در شرايط غيبت يا عزلت مفاهيم توحيدي وجود نخواهد داشت. به موازاتي كه توحيد و گروهبندي مناسب با آن در عرصه فرهنگ حضور پيدا كند و هنگامي كه كفر در موضع ضعف قرار گيرد؛ نفاق فرصت بروز پيدا ميكند.

نفاق، كفر پوشيده و پنهان است كه در پوشش ايمان فعاليت خود را ادامه ميدهد و روشن است كه اگر كفر در موضع اقتدار باشد يا توحيد و ايمان در قلمرو فرهنگ منزلت و شأن ويژه نيافته باشد، نيازي به نفاق نيست.

بني اميه آن زمان كه به اسم خلافت رسول خدا به قدرت ميرسد، نشانه اين است كه آنان نتوانستند. در برابر توحيد و رسالت در قلمرو ارزش ها و آرمان هاي اجتماعي جامعه مقاومت كنند و نشانه اين است كه به رغم مقاومتهاي فراواني كه كفار در قبال اسلام كردند، اسلام در نهايت به عنوان ارزش و معرفت مسلط در جامعه حضور بهم رسانيد، و فرهنگ اسلامي تكوين يافت.

و اما علّت اين كه نفاق، در زير پوشش مفاهيم اسلامي و ديني بر اريكه قدرت مينشيند، اين است كه اسلام و قرآن، به رغم حضور مسلط در عرصه فرهنگي جامعه، از اقتدار و توان لازم برخوردار نيست و گرفتار آسيبهايي است كه فرصت رخنه رقيب را در زيرپوشش نمادهاي ديني آن هم در حساسترين نهاد اجتماعي فراهم آورده است و اين پديده ميتواند ناشي از كمكاري و غفلت مسلمانان و جامعه اسلامي نسبت به معاني و ارزش ها و آرمان هاي ديني باشد.

امام حسين(ع)در اواخر دوران حيات معاويه وضعيت نابسامان جامعه اسلامي را حاصل كم كاري و پشت كردن مسلمانان و خصوصاً، عالمان به ارزش ها و آرمان هاي اسلامي و نتيجه بيتوجهي آنها به اموري نظير امر به معروف و نهي از منكر مي خواند.

بنابراين گرچه بنياميه بدون حضور اسلام هرگز نميتوانستند از يك قدرت قبيلهاي به يك قدرت جهاني تبديل شوند لكن حضور آنها، لازمه طبيعي، حضور اسلام نيست بلكه لازمه انحراف امت اسلامي و عمل نكردن آنها، به ارزش هايي است كه به سطوحي از پيروزي در عرصه فرهنگ عمومي نايل شده است.

و امام حسين(ع) به همين دليل راه خروج از اين آفت و بليّه اجتماعي را بازگشت از اسلام نميداند بلكه راه خروج را بازگشت به اسلام و اصلاح امت جدّ خود ميداند.

* پس شما داعش را چيزي از نوع خلافت اموي ميدانيد؟ اين ربط و پيوند يا مشاكلت را چگونه برقرار ميسازيد؟

پاسانیا: حادثهاي كه اينك در مناطقي از شام و عراق با عنوان داعش، شكل گرفته است، گرچه هرگز، ابعادي به گستردگي خلافت اموي را نداشته و نميتواند داشته باشد، ولكن بدون نسبت و بدون تشابه با آن نيست.

بنياميه، بقاياي قدرت قبيلهاي بودند كه در رقابت با قدرت معنوي و جهاني اسلام قرار گرفتند. اين قدرت در چهره نفاق از اسلام به عنوان يك ايدئولوژي تحريف شده، استفاده كرد، اسلام اموي اسلام گزينشي امويان بود، قدرت امويان قدرت برخاسته از متن انديشه اسلامي نبود، بلكه قدرت برساخته قبيلهاي بود، كه با برخورد گزينشي به تحريف در انديشه اسلامي ميپرداخت. قرائت و تفسير تحريف شده اموي، قرائتي ظاهرگرايانه، عقلستيز بود كه با استناد به ظواهر گزينشي قرآن به تكفير خاندان اهل بيت عصمت و طهارت پرداخت و آنها را خارج شده از دين خواند.

فروپاشي قدرت اموي عقبههاي سياسي معرفت بر ساخته آنها را در هم ريخت، ولكن معرفت توليد شده تداوم تاريخي خود را به طور كامل از دست نداد، بلكه اولاً: صورت هاي تعديل شدهاي از آن نظير كلام اشعري، توسط قدرت هاي جايگزين تداوم يافت. و ثانياً، صورت اوليه آن، با تغييراتي كمتر، و در ابعادي محدود و بدون آن كه از قدرت و بسط اجتماعي برخوردار باشد، هر چندگاه يك بار بازتوليد ميشد.

نمونهاي از بازخواني مجدد، اسلام اموي را در انديشه و عمل ابن تيميّه ميتواند ديد، ولكن اين قرائت ها به دليل اين كه از عقبه و زمينههاي اجتماعي، كافي برخوردار نبود، هيچگاه نتوانست و نميتوانست پيامدهاي اجتماعي گستردهاي  داشته باشد.

داعش، القاعده و بخش وسيعي از سلفيان كه بازگشت به سده نخستين را مدّنظر خود قرار دادهاند، بازگشت به اسلام اموي را دنبال ميكنند و از اين جهت از ذخاير معرفتي آنان بهره ميبرند.

تفاوت عمده آنان با بنياميه در اين است كه اقتدار اسلام اموي، ريشه در مناسبات قبيلهاي امويان داشت و حال آن كه اقتدار ظاهرگرايي داعشيان ريشه در توان سياسي، نظامي، اقتصادي آمريكا و دول غربي دارد.

* چه دليلي وجود دارد دول غربي براي تأمين منابع منطقهاي خود به سوي ميراث اموي جهان اسلام كشيده شوند. مگر آنها، ابزارها و امكانات ديگري ندارند؟

پارسانیا: قدرت سياسي جهان غرب، به اين دليل اين حوزه معرفتي را در عرصه سياسي منطقه فعال ميكند كه اسلام احيا شده را به عنوان يك رقيب زنده، فعال و پرتحرك مي بيند.

حيات مجدد جهان اسلام قدرت مانور مفاهيم اجتماعي مدرن را در جوامع اسلامي به حوزههاي محدود آكادميك دانشگاهي و چارچوبهاي معدود روشنفكري مدرن ، محصور ساخته است، و مفاهيم فرهنگي و تمدني جهان اسلام را در قلمرو فرهنگ عمومي امت اسلامي فعال ساخته است. و به همين دليل عملكرد عام و گسترده جهان غرب در جوامع اسلامي ديگر نميتواند، در ذيل مفاهيم مدرن سازمان يابد.

تحولات پياپي و پرشتاب، پس از انقلاب اسلامي فرصت بازسازي مفاهيم ديني جهان اسلام را در چارچوب قرائتهاي مدرن و پسامدرن نيز از بين برده و به همين دليل سياست و اقتصاد غرب چارهاي جز عملكرد شتابزده و خام در ذيل مفاهيم، تاريخي جهان اسلام ندارد.

و در اين شرايط بايد با برخورد گزينشي با معاني و مفاهيم تاريخي اسلام، گروهبنديهاي نويني را براي مقابله، با شكلگيري، اقتداراسلامي ايجاد كند و توليدات اموي و سفياني بهترين گزينهي مورد استفاده غرب در اين مقطع تاريخي است و همين مسأله موجب ميشود، تا انديشهاي كه پس از بنياميه با از دست دادن محملهاي سياسي، اقتصادي و تاريخي خود به صورت رويكردهاي فردي و محدود تداوم يافت، ديگر بار با زمينه هاي سياسي جديد به صورت يك جريان گسترده و پرشتاب اجتماعي شكل گيرد، و بدين ترتيب ظاهرگرايي افراطي اموي و سفياني كه در حاشيه قدرت سياسي بنياميّه و آل ابيسفيان شكل گرفته است، اين بار در حاشيه منافع ملي دولتهاي مدرن در متن جوامع اسلامي براي مقابله با اهداف و اغراضي كه بيداري اسلامي به دنبال آن است ، باز توليد ميشود. و به همين دليل، نميتوان ابعاد اجتماعي اين حادثه را با صرفنظر از عملكرد سياسي دول غربي، و در چارچوب قشريگري، و افراطيگري افراد يا گروههاي محدود تحليل كرد.

اين افراد و گروهها، در تاريخ گذشته جهان اسلام همواره بوده و خواهند بود. شكل گيري يك حادثه گسترده وسيع اجتماعي با ارجاع به اين افراد، و بدون، نظر به مناسبات، عوامل و ساختارهايي كه در وسعتي مناسب با ابعاد حادثه باشند، علاوه بر آن كه نوعي ساده انگاري است، مانع از شناخت درست پديده و در نتيجه مانع از اتخاذ، موضعي آگاهانه و شايسته است.

اگر ظاهرگرايي، فرقة عثماني، درسده نخستين با نظر به محمل اجتماعي آن به درستي موجب ميشود تا در چارچوب قدرت اموي تحليل شود، قشريگرایی جمود و برخوردگزينشي و خردستيزانه القاعده و داعش نيز بايد در چارچوب عملكرد آمريكا و دول غربي تحليل شود و اگر اسلام اهل حديث و عثمانيه به درستي اسلام اموي خوانده ميشود اسلام تكفيري معاصر نيز به درستي، بايد اسلام آمريكايي ناميده شود.

* به نظر ميرسد كه برخورد جهان غرب با اسلام، بسيار متنوع و گستردهتر از آن چيزي است، كه شما از آن با عنوان اسلام اموي ياد ميكنيد. امروز رسانههاي غربي قرائتهاي مختلفي از اسلام را حمايت و دنبال ميكنند، اسلام اروپايي نيز واژهاي است كه، كشورهاي اروپايي از آن ياد ميكنند، چگونه ميتوان اسلام آمريكايي را در قالب اسلام اموي معرفي كرد.

پاسانیا: بدون شك اسلام آمريكايي در چهره اسلام اموي، محدود و مقيد نميشود و پوشش گرفتن آن در ذيل اسلام اموي نيز، امري مقطعي است.

اسلام اموي و آمريكايي به رغم اشتراكاتي كه درتحريفگري، برخورد گزينشي و ايدئولوژيك دارند، از تفاوت هايي نيز برخور‎‎دارند و عمدهترين تفاوت آنها در اين است كه ظاهرگرايي و قشريگرايی عثمانيه، برجستهترين و كاملترين الگوي اسلام اموي است و حال آنكه قشريگرايي و رويكرد تفكيري و جمود، چهرهاي شتابزده، خام و مستعجل از اسلام آمريكايي است.

اسلام آمريكايي در صورتي كه مجال پيدا كند، به جاي آن كه در پوشش ظاهرگرايي سلفي ظاهر شود. به تفسير سكولار از مفاهيم اسلامي خواهد پرداخت. و در اين مسير از تجربه تاريخي دنياي مدرن در مواجهه با ميراث مسيحيّت و خصوصاً  از تجربه پروتستانيسم، نيز استفاده خواهد كرد.

بخشي مستقر از اسلام آمريكايي را در چگونگي مواجهه سكولاريزم آتاتورك با بيداري اسلامي ميتوان ديد. تفسير سكولار از اسلام همان راهي بود كه اردوغان پيش پاي موج اخير بيداري اسلامي در مصر قرار داد.

خيزش اسلامي مصر در حقيقت در معرض آسيب دوگانهاي از اسلام آمريكايي قرار گرفت، اوّل: قشريگرايي و ظاهرگرايي سدة نخستين، و دوم تفسير و قرائت سكولار از دين،

اسلام آمريكايي در هر چهره و صورتي كه ظاهر شود، قبل از همه نشان دهنده حضور مجدد همان چيزي است كه، امام خميني از آن با عنوان اسلام ناب محمدي ياد ميكرد، يعني نشانه حيات مجدد اسلام و بازگشت توحيد به زندگي اجتماعي و سياسي انسان معاصر است.

اگر اين حيات مجدد نبود، فرايند سكولاريزاسيون در جوامع اسلامي به سوي نوعي سكولاريزم عريان پيش ميرفت و  جهان غرب با محوريت سياسي آمریکا، هيچ نيازي براي پوشش گرفتي از مفاهيم ديني نداشت.

عملكرد سياسي و اقتصادي جهان غرب در جوامع غربي ، در شرايطي كه فرهنگ هاي بومي، زنده و فعال نباشد. تحت پوشش ادبيات توسعه، و مانند آن شكل ميگيرد و مقاومت هاي قومي، در برابر مبادلات يك جانبه و ظالمانه جهان غرب نيز با مفاهيم استقراضي از همان جهان سازمان مييابد. حضور زنده و فعال فرهنگ اسلاميبه طور طبيعي عملكرد عاملان مستقيم و غير مستقيم و كارگزاران داخلي و خارجي را ناگزير از توجه، به مفاهيم و نظام معنايي موجود ميكند.  قرائت و تفسير اين نظام معنايي از منظر كساني كه در چارچوب، اغراض، ارزش ها، مقاصد و آرمان هاي جهان مدرن، حركت ميكنند، تفسير و قرائتي مدرن از اسلام را به دنبال ميآورد. و اين تفسير، كلام و شريعتي متناسب با خود را طلب ميكنند و اين نوع از تعامل مطلوبترين و كاملترين تعاملي است كه در عبور از سنت ديني جهان اسلام، ميتواند رخ دهد.

برخي از نظريهپردازان وقوع انقلاب اسلامي را واكنشي در برابر حركت شتابزده بعد از مشروطه در دوران پهلوي ميدانند. از نظر آنان، حلقه مفقودهاي كه منجر به انقلاب شد، بيتوجهي نسبت به فرهنگ اسلامي و بازسازي نكردن آن با تفسير و قرائتي سكولار، دنيوي و اين جهاني است. كارگزاران سياسي، اقتصادي غربي، هنگامي به پوشش گرفتن از مفاهيم ديني بدون تصرف در محتواي معرفتي آن دست ميزنند كه براي يك فعاليت اقتصادي و يا سياسي گريزي از آن نداشته باشد. و اين امر در شرايطي اتفاق ميافتد، كه فرهنگ ديني حضور خود را تا عرصههاي سياسي، و اقتصادي فعال كرده باشد.

بنابراين استفاده از ادبيات ظاهرگرايانه اسلام اموي بدون هيچ گونه تصرف و بازخواني، نشانه اضطرار دول غربي در برابر اسلام حاضر و فعال در عرصه سياست است. و البته اين استفاده خام و ابزاري كه تنها در افق يك عملكرد سياسي و نظامي شكل ميگيرد را پيامدهاي كنترل نشدهاي براي خود آنان نيز دارد. آنان بي آنكه به عواقب خطرناك اين رفتار خود توجه داشته باشد، انرژي انباشته و متراكم جهان اسلام را در مسيري فعال ميكنند، كه عواقب آن براي خود آنان نيز قابل پيشبيني نيست.

در هر صورت پيدايش داعش با آن كه محصول تعامل سياست دول غربي و دول منطقهاي وابسته به آنها با ذخيرههاي تاريخي اموي جهان اسلام است. اولاً نشانه حضور مجدد اسلام تا ابعاد سياسي است، به گونهاي كه اسلام آمريكايي را ناگزير از حركت هاي شتابزده ميكند و ثانياً، نشانه فعاليتهاي ناتمامي است كه اسلام در تداوم عملكرد فرهنگي و اجتماعي خود بايد انجام دهد.

* به نظر شما بيداري اسلامي در برابر حركت انحرافي داعش و آنچه كه شما از آن با عنوان اسلام اموي يا آمريكايي ياد مي كنيد، چه راهبردي بايد داشته باشد؟

پاسانیا: برخورد گزينشي بنياميه با حقيقت اسلام گرچه امري بود كه ميتوانست در تداوم خود اصل اسلام و پيام معنوي آن را در تاريخ دفن كنند ولكن تقابل با آن در انكار اصل اسلام نبود بلكه در روشنگري و عملكرد سيدالشهداء بود كه توانست اصل اسلام را در متن فرهنگ آرماني جامعه اسلامي حفظ كند.

اينك رويكرد گزينشي در تعامل با اسلام اموي نيز بخشي از فعاليت اسلام آمريكايي به قصد پيشگيري از حيات مجدد تاريخي اسلام است. بخشي ديگر از فعاليت توسط صورت هاي ديگري از اين اسلام است كه عملكرد تكفيري ظاهرگرايان را هزينه تبليغ براي تفسيرهاي سكولار از دين ميكند.

بيداري اسلامي در برابر ظاهرگرايي، اگر به دامن تفسيرهايي دنيوي و سكولار پناه ببرد، اصل هويت خود را از دست خواهد داد و تداوم بيداري اسلامي در بازگشت به اسلام محمدي و روشنگري نسبت به تاريخ گذشته اسلامي درس آموزي و عبرت گيري از آن، و در استفاده از تجارب تاريخي مناسبي است كه وحدت و انسجام امت اسلامي را در تداوم، حيات فرهنگي و تمدني آن حفظ ميكند.

تاريخ گذشته جهان اسلام، تاريخي متكثر و غني است، عنصر عقلانيت كه ريشه در آموزههاي اصيل اسلام دارد، انباشت معرفتي شايستهاي را براي امروز جهان اسلام، به ارث گذارده است.

گذشته فقهي و كلامي جهان اسلام نيز گذشته تكفير و قشريگرايي عثمانيه و يا خوارج نيست.

افراطيگرايي عثمانيه و خوارج تنها در مقطعي خاصي از تاريخ اسلام در حاشيه سلوك سياسي بنياميه غلبه يافت و بعد از آن اين جريان تا دوره معاصر كه بر محمل سياسي دول غربي جاي گرفته است همواره به صورت جرياني شاد موجود بوده است.

جريان غالب جرياني بوده است كه خلافت گسترده اسلامي را از بالكان، تا چين با اقوام، نژادها، زبانها، مذاهب و فرهنگهاي قومي مختلف پوشش داده است.

تجربه زيست مداراي اجتماعي در بين مذاهب و فِرق مختلف اسلامي و همچنين بين مسلمانان و غيرمسلمانان، به مراتب فراتر از تجربه تنگ نظريهاي نواصب يا خوارج و ظاهرگرايان عثمانيه است اگر دول غربي، و كشورهاي تحت نفوذ آنها، بستر سياسي افراطيگري اهل ظاهر را تأمين نميكردند اين جريان در حاشيه امواج بيداري اسلامي نيز منزويتر از گذشته خود به سر مي برد. و اينك پس از گذشت بيش از هزار سال حاكميت هزارماهه بني اميه، فرصت فعاليت اجتماعي مجدد را پيدا نميكرد.

بيداري اسلامي اينك نيز ميتواند مدارا و تحمل اجتماعي را نسبت به مذاهب اسلامي اديان توحيدي يا حتي جامعه بشري در چارچوب مبادي كلامي و مقررات فقهي، فرق مختلف اسلامي و خصوصاً در راستاي تقابل با خطر مشترك جهان اسلام، تأمين نمايد و بلكه وجود دشمن مشترك جهان اسلام ‌يعني صهيونيسم بين الملل و نظام استكباري دنياي غرب، عامل مهمي است كه اين تحمل و مدارا را بيش از همه گذشته تاريخي براي امت اسلامي ضروري ميگرداند.

 

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=210592

ویرایش شده در توسط rasoolmr
  • Upvote 5
  • Downvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

عملیات آزادسازی بیجی

http://www.abna.ir/upload/video/2014/11/13/89_5464f35d92ed1.flv

اول کلیپ یک دستگاه از اون پینوکیوها شلیک میکنه تو شهر انگاربمباران هوایی کردن عجب سلاح مرگباریه.
نمیدونیدچرا جلوی هامرهاشون گونی ماسه گذاشتن یعنی میخوان ازموتور هامر محافظت کنن
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

امکان اعزام نیروی زمینی برای مبارزه با داعش وجود دارد

 

باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا در جریان سفر به استرالیا تاکید کرد تمایلی به اعزام نیروی زمینی برای مبارزه با داعش ندارم اما همواره شرایطی وجود دارد که ممکن است ما را وادار به اعزام نیروی زمینی کند.
این اظهارات پس از آن مطرح شد که مارتین دمپسی رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا هفته گذشته اعلام کرد که آماده اعزام نظامیان برای مبارزه با داعش نیست اما این گزینه همچنان روی میز است.

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع نسبت به پاسخ بیشتر بسته شده است.