Arash

ناوشکن های ببر و پلنگ

امتیاز دادن به این موضوع:

63 ارسال ها در این موضوع

[center]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10093/USS_Stormes_28DD-78029.jpg[/center]
[indent=1]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]ناو شکن USS Stormes DD-780 (پلنگ) کلاس آلن ام سامنر تنها کشتی نیروی دریایی ایالات متحده با نام فرمانده مکس کلیفورد اشترومز بود که این فرمانده در طول شب 14 تا 15 نوامبر سال 1942 وقتی ناو پرستون (DD-379) در نبرد دریایی کانال گوادال غرق شد با شجاعت مثال زدنی کشته شد و الهام بخش مردان بی شماری گشت .به خاطر عزم و اراده و استقامت این فرمانده صلیب شجاعت نیروی دریایی ایالات متحده امریکا به وی تعلق گرفت.ناوشکن Stormes DD 780 (پلنگ) در تاریخ 15 فوریه 1944 توسط شرکت کشتی سازی تاد در سیاتل، واشنگتن ساخته و در تاریخ 4 نوامبر 1944 با حمایت مالی توسط خانم اشترومز تکمیل و در 27 ژانویه 1945 به دستور فرماندهی خود ویلیام ان وایلی راه اندازی شد.


حضور در جنگ جهانی دوم

ناو شکن Stormes (پلنگ)در تاریخ 14 فوریه از سیاتل عازم خلیج سان دیگو شد و در تاریخ 1 آوریل با یک اورهال در صبح روز 22 فوریه با ترک بارانداز و رسیدن به مسیر هاوایی در ظهر همان روز به مسیر خود ادامه داد.ناوشکن Stormes (پلنگ) در تاریخ 30 آوریل به پرل هاربر رسید و روز بعد به عنوان اسکورت برای کشتی عظیم لوئیزویل (CL-28)(تصویر پایین) در مسیر به اوکیناوا قرار گرفت.[/font][/size][/indent]
[center]http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/a/ac/USS_Louisville_CA-28-600px.JPG[/center]
[indent=1]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]بعد از طریق گوام این دو کشتی در لنگرگاه هاگوشی در تاریخ 23 ماه می رسیدند و به ناوگان پنجم دریایی امریکا پیوستند . این ناوشکن بلافاصله تحت حمله هوایی برای اولین بار و در شب قرار گرفت . در صبح روز 25 ماه مه هوا بسیار بد و دید کم بود که درساعت 09:05، یک هواپیمای ژاپنی دیده شد، این هواپیما از بین کشتی های نیروی دریایی گذشت و با شلیک کشتی Ammen DD-527 به طور مستقیم و پس از چرخش در حالی که دارای بمب بود با ناو شکن Stormes(پلنگ) برخورد کرد. با نفوذ 5 اینچ به داخل بدنه بمب منفجر شد. با رسیدن ظهر، آتش سوزی مهار شده بود و سوراخ بدنه تعمیر شده بود اما این پایان کار نبود زیرا بیست و یک نفر از خدمه کشته شدند و 15 مجروح.پس از این حادثه ناوشکن به آرامی به سمت کراما رتو حرکت کرد. این ناوشکن تا 5 جولای به خلیج باکنر نقل مکان کرد و وارد حوضچه ی این خلیج قرار گرفت. این کشتی در تاریخ 13 اوت آنجا را ترک کرد و به اندازه کافی برای سفر طولانی به ایالات متحده محکم و آماده شده بود.در تاریخ 17 اوت این ناو شکن به امریکا و خلیج سان فرانسیسکو بازگشت و دوره سه ماهه تعمیرات اساسی روی آن آغاز شد.در ژانویه سال 1946به سمت ساحل شرقی روانه شد و در 14 ژانویه وارد خلیج گوانتانامو، کوبا شد و با ادامه مسیر به نورفولک رسید و به عنوان محافظ ناو هواپیما بر در این منطقه حضور یافت. این ناوشکن به همراهی تانکر های سوخت رسان دریایی و ناو های جنگی از سال 1946 تا سال 1950 پرداخت و از خلیج گوانتانامو تا دریای فلیپین تردد می کرد و در ماه اوت،به چارلستون، کارولینای جنوبی برای خروج از ناوگان دریایی ارتش رهسپار شد.


جنگ دو کره[/font][/size][/indent]
[indent=1]
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]با این حال، او در ماه سپتامبر همان سال و به دلیل جنگ دو کره دوباره فعال شد. در دسامبر 1950، تعمیرات اساسی در چارلستون کارولینای جنوبی و به مدت شش هفته به آغاز شد و در ماه مه 1951، این ناوشکن به سواحل غربی امریکا رفت و از آنجا برای پیوستن به ناوگان هفتم که در نزدیکی کره مستقر بود شتافت.ناوشکن Stormes (پلنگ) با گروه ضربت 77 به بمباران خطوط دشمن و پشتیبانی از واحدهای بزرگ ناوگان و نجات خلبانان پرداخت و با انجام وظایف ضد زیردریایی تا ژانویه سال 1952 به نورفولک بازگشت.در بازگشت و در عملیات امداد و نجات یک بمب افکن B-29 که توسط میگ های کره شمالی سقوط کرده بود توانست از یازده نفر خدمه این بمب افکن هفت تن از آنان را نجات داده و البته باقی نفرات توسط آتش جنگنده های میگ کره شمالی کشته شدند.در ژوئن سال 1953 و برای یک دوره چهار ماهه وارد محوطه نیروی دریایی نورفولک شد و در فوریه 1954، این ناوشکن به ناپل، سوئز، پورت سعید، عدن، کلمبو، سنگاپور، یوکوسوکا ساسبو ، میدوی، و پرل هاربر رفته و در ماه ژوئیه به خلیج سان فرانسیسکو رسید و در ماه اوت به پایگاه دریایی نورفولک بازگشت.ناو شکن Stormes (پلنگ) در 1 آوریل با حضور در سواحل شرق و در کارائیب برای باقی مانده از سال به استراحت پرداخت . برجسته ترین فعالیت سال در ماه نوامبر بود که ناوشکن Stormes (پلنگ) برای گرفتن یک فضاپیما که حامل یک شامپانزه به نام انوش بود شتافت. فرود فضاپیما در حدود 30 مایلی از ناوشکن Stormes (پلنگ) بود که کپسول حامل این شامپانزه به سلامت توسط این ناوشکن از آب گرفته شد. ناوشکن اشترومز سال بعد را با گروه ضربت آلفا، شکارچی ضد زیردریایی گذراند.در 9 نوامبر سال 1962، ناوشکن Stormes (پلنگ) به محاصره کوبا پیوست و تا پایان بحران موشکی کوبا این وظیفه را ادامه داد. این ناوشکن سپس عملیات خود را به طور منظم از سر گرفت. در سال 1963 مورد بازسازی اساسی .قرار گرفت و بعد ها مامور گشت زنی در آبهای ساحلی جمهوری دومنیکن پرداخت.


جنگ ویتنام

وظیفه اولیه این ناوشکن در وست پک محافظت از ناو هواپیمابر (CVA-64) در خلیج تونکین بود. در آن زمان،این ناوشکن در حال ارائه پشتیبانی تیراندازی به نیروهای زمینی در ساحل برای یک دوره سه روزه بود. ناوشکن Stormes (پلنگ) در 17 دسامبر 1966 و از طریق دریای مدیترانه به نورفولک بازگشت. پس از مانور آمادگی دفاعی ساحل شرقی امریکا در فصل بهار و تابستان سال 1967و از 14 نوامبر 1967 تا 23 آوریل سال 1968 به ناوگان ششم دریایی ملحق شد.این ناوشکن در ماه ژوئیه سال 1968 به امریکای جنوبی و برای برگزاری مانور جنگی ضد زیردریایی به عنوان بخش IX UNITAS و برای بازدید از بنادر پورتو ریکو، برزیل، و سنت لوسیا رفت.ناوشکن Stormes(پلنگ) پس ازسرگیری عملیات عادی خود در ماه سپتامبر از پایگاه نورفولک به دریای مدیترانه رفته و به ناوگان DesRon 32 در تاریخ 6 ژانویه 1969 پیوست. تور شش ماه پس از بازگشت این ناو شکن به پایگاه نورفولک در 31 ماه مه به پایان رسید. باقیمانده ی سال و در ماه ژوئن 1970، را به برگزاری تمرینات ASW پرداخت.


فروش به ایران

ناوشکن Stormes (پلنگ ) پس از آخرین تمرینات در ساحل شرقی در تاریخ 18 ژوئن به نورفولک بازگشت و برای بازنشستگی آماده شد.ناوشکن Stormes (پلنگ) در 5 دسامبر 1970 به مناقصه گذاشته شد و در 16 فوریه سال 1972 از لیست نیروی دریایی خط زده شد. ناوشکن Stormes (پلنگ) سر انجام در 16 فوریه 1972 به دولت وقت ایران فروخته شد و در خدمت نیروی دریایی این کشور را به نام پلنگ و به شماره ی (DDG-9) قرار گرفت.ناوشکن Stormes(پلنگ) یک ستاره برای نبرد جنگ جهانی دوم و سه عدد در کره جنوبی، و یکی هم برای خدمت در جنگ ویتنام دریافت کرد.


مشخصات

نام: مکس کلیفورد اشترومز

سازنده: کارخانه کشتی سازی اقیانوس آرام (تاد) در سیاتل

تاریخ راه اندازی: 4 نوامبر 1944

خدمت رسانی : از 27 ژانویه 1945 تا 5 دسامبر 1970

شعار: چند منظوره ی باهوش

سرنوشت: در 16 فوریه 1972 به ایران فروخته شد


در ایران


نام : پلنگ (DDG-9)

تاریخ ورود: 16 فوریه 1972

سرنوشت: بازنشسته و اوراق در سال 1994


ویژگی ها


کلاس و نوع: آلن ام سامنر، کلاس ناوشکن

جابجایی : 2،200 تن

طول: 376 فوت و 6 در (114.8 متر)

عرض: 40 فوت (12.2 متر)

پیشرانه: 60،000 مگاوات SHP 45

سرعت: 34 گره (63 کیلومتر در ساعت)

برد: 6500 مایل معادل 12،000 کیلومتر به همراه 15 هزار تن بار


تسلیحات


اسلحه (6 × 5) 38 ایچی (12 سانتی متری)،

12 × تفنگ 40mm AA

11 × تفنگ 20mm AA

10 × 21 لوله اژدر

منبع: ارتشی دات کام / مجتبی کیا

در آخر از دوست عزیزم جناب امیر آزاد بابت کمک در تهیه این مقاله تشکر می کنم.

یا علی (ع) مدد[/font][/size][/indent]


[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]یه سری عکس خیلی جالب هم بود که متاسفانه بخاطر نداشتن اکنت گالری نتونستم منتقل کنم و عکس ها فقط برای اعضای ارتشی. کام قابل دیدن هست اگه کسی از دوستان در این سایت عضو هست و اکانت گالری داره ممنون میشم عکس ها رو به این تایپیک منتقل کنه[/font][/size]

[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif][url="http://www.forum.arteshi.com/showthread.php?t=14955"]منبع[/url][/font][/size]

[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]این هم نظر یکی از دوستان به نام آرش کمانگیر که گفتم اینجا هم بذارمش چون خواندنش خالی از لطف نیست[/font][/size]

[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif][quote][/font][/size]


[right][size=5][font=arial,helvetica,sans-serif][color=#333333]به نام خدا . سلام . ابتدا باید عرض کنم که ناوشکن پلنگ اولین ناوشکن نیروی دریائی کشورمان نبوده است .مقام اولین ناوشکن ایران در واقع به ناوشکن آرتمیس تعلق دارد که ناوی انگلیسی و سنگین تر از دو ناو ببر و پلنگ بوده است . ناوشکنهای مذکور نقش بسیار مهمی در حمایت از واحدهای پیاده ایران و اجرای آتش پشتیبانی از نیروهای کشورمان در عملیات موفق و تاریخی ظفار علیه چریکهای تجزیه طلب و مائو ئیست ( جبهه آزادیبخش ظفار و خلیج اشغال شده ) در کشور عمان داشته اند .یکی از دلایل خرید این ناوها در واقع تربیت کادر لازم برای ناوشکنهای سنگین موشک انداز و مدرن نوع ( اسپروانس ) ساخت آمریکا که در نیروی دریائی کشورمان به ناوشکنهای کلاس ( کوروش ) معروف بودند میباشد . این ناوشکنها اگر به اوراقچی ها فروخته نشده بودند با توجه به مدیریت عالی امیر دریادار دکتر سیاری فرمانده محترم و گرامی نداجا و با یک برنامه نوسازی و به روز رسانی تسلیحات- نیروی پیشران و سیستمهای الکترونیک و غیره قطعا به شناورهائی پرقدرت و اقیانوس پیما جهت اجرای برنامه های نداجا تبدیل شده بودند . ناوشکنهای ببر و پلنگ اولین ناوهای ایرانی مجهز به سکوی پرواز بالگرد و موشکهای دو ماموریته ( ضد سطحی- ضد هوائی ) از نوع استاندارد در نیروی دریائی ارتش جمهوری اسلامی ایران بوده اند . توپهای کالیبر 5 اینچ موجود در ناوشکنهای ببر و پلنگ نیز پرقدرت ترین توپهای موجود در نداجا تا زمان حال بوده اند و ناو ببر تنها ناو سنگین مجهز به سونار عمق متغیر در نیروی دریائی ایران بوده است . آنچه به طور بسیار مختصر به استحضار رسید صرفا به منظور آشنائی با ناوشکنهائی است که زمانی با حرکت در آبهای خلیج همیشه فارس و دریای عمان ابهت خویش را به چشم کشورهای منطقه میکشیدند . هنوز افسران زیادی در نیروی دریائی کشورمان هستند که هرچند گاه یکبار خاطرات شیرین خدمت در این شناورهای با شکوه را باز گوئی مینمایند . به امید روزی که ناوشکنهای سنگین موشک انداز و بالگرد بر ببر و پلنگ و آرتمیس ساخت کشورمان سینه امواج را در اقیانوسهای هند و اطلس و آرام بشکافند و پرچم پر افتخار کشورمان را به اهتزاز درآورند .[/color][/font][/size][/right]

[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif][/quote][/font][/size]
[color=#0000cd][size=4][font=tahoma,geneva,sans-serif]تصاویر به گالری منتقل شد.[/font][/size] Electro_officer[/color]
9

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

2 تا مساله !
اولین ناوشکن ایران ، ناوشکن پرسپولیس بوده که زمان ناصرالدین شاه وارد کشور شد ، به مرور زمان و با رهاسازیش به گل نشست و غرق شد ، الان لاشه اش توی موزه ی منطقه ی دوم نیروی دریایی (بوشهر) هست ، که تا حدودی سرهمش کردن

این هم تصویری از ناوشکن پرسپولیس که گفتم ، اونم خودم هستم :winking:

http://8pic.ir/image...90871498777.jpg

این هم چند عکس از نماهایی دیگه از پرسپولیسه آلمانی icon_cheesygrin

http://s1.picofile.c...olis_ship_2.jpg

http://s1.picofile.c...olis_ship_3.jpg

http://s1.picofile.c...olis_ship_4.jpg

http://s1.picofile.c...olis_ship_5.jpg

موزه ی زیبایی هست ، به دوستانی که گذرشون به بوشهر میافته پیشنهاد میدم از دستش ندن

اینم یه میدجت ساخت کره ی شمالی که بازنشسته شده : http://s1.picofile.c...hr_museum_3.jpg

تصویری از ناوشکن ببر در سال 1977 : http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/d/d6/ITS_Babr_D61.jpg/800px-ITS_Babr_D61.jpg

ویرایش شده در توسط Commandant
5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]ولی فکر کنم به دست پاکستان اوراق شده[/font][/size]
[font=arial, helvetica, sans-serif][size=5]البته شما درست میفرمایید و این اولین نبوده ، هرچند برام جالبه اگه این ناو هنوز بود چه ارتقاهایی رو رو این انجام میدادن احتمالا یکی از اولین کارها این بوده که کل توپ های جلوش رو برمیداشتن و موشک نور قرار میدادند[/size][/font] ویرایش شده در توسط arash666
1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
خوب مطلب خیلی جالبی بود و خیلی خوبه که این روند برای همه داشته های قبلی و فعلیمون ادامه پیدا کنه و ریشه کاری و عملیاتیشون بیاد بیرون
منتها
پلنگ اولین که نبود هیچ دومین هم نبود
قبل از پرسپولیس ما شناورهای رزمی زیادی داشتیم از زمان هخامنشیان تا برسه به نزدیکترینش به پرسپولیس که زمان نادر شاه افشار باشه
در باره ببر و پلنگ هم سومین نسل از شناورهای رزمی با این نامها بودند که وارد سازمان رزم نیروی دریایی ایران شدند
با یه جستجوی کوچیک تو پرتال ارتش همون آجا دات ای آر میتونین تصاویر سری های اول و دوم ببر و پلنگ رو هم پیدا کنین
البته پرسپولیس هم فقط یه ناو رزمی بود و نه ناوشکن
منتها با همین تعابیر هم اگر بخوایم یاد کنیم
در حقیقت نزدیکترین شناور از لحاظ تناز و جنگ افزار و ماموریت به ناوشکن اولیش :
آرتیمیس
بعد ببر و پلنگ بودن


اگر اونها امروزه بودن و میخواستیم بازسازی و بهینه سازیشون کنیم
اولین چیزی رو که باید دست میزدیم پیشرانه اونها بود
یادمون نره این شناورهای رزمی در شرف بازنشستگی بودن که بنا به درخواست ایران برای پر کردن موقتی خلا شناورهای سنگین تا تحویل گیری ناوشکنهای مدرن کلاس کید خریداری شدند البته نیمه خریداری نیمه کمک نظامی
برای ما هم یکسری بهینه سازیهایی روشون صورت پذیرفت
علت بازنشسته شدنشون از سازمان رزم نیروی دریای ایران نه سلاح و جنگ افزار و موشکشون بود ، نه رادار و سونار و تجهیزاتشون و نه حتی بدنه اشون
علت اصلی مشکلات سامانه پیشرانششون بود
همونطوری که میدونین نیرو محرکه این یگانها توربین بخار بود و مشکلات عمده ای که باهشون دست و پنجه نرم میکدریم ایرادات پیاپی و مشکلات کندانسور بعد از اون کمبود قطعه برای توربین و در ادامه اون گیر باکسشون بود
خود بویلرها سالم بودن
منها کوندانسورها پوکیده بودن
در کل نبود قطعات یدکی و خدمات پشتیبانی و ظعف مفرط صنعت دریانوردی اون روزهامون باعث شد که فقط و فقط بخاطر نبود پشتیبانی برای تعمییر و نگهداری موتورخونه اشون اونا رو بفروشیم پاکستان
اگر امروزه بود ن ما بایستی اول نوع پیشرانش رو عوض میکردیم ( مثلا دیزلیشون میکردیم ) بعد میرفتیم سراغ بهینه کردن رادارها، سیستمهای جنگ الکترونیک ، سامانه های ارتباطی و جنگ افزارهاشون
برای دریانوردی های بین المللی و بیرون خلیج فارس خیلی بدرمون میخوردن
به امید روزی که خودمون بزرگتر، سرتر و برتر از اونا رو بسازیم ( کاری که تواناییشو داریم)
چنین بادا
7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ممنون برای مقاله

نتیجه اینکه می شود که جنس اوراق را خرید و با هزینه کم بازسازی کرد و یک واحد جدید ساخت ( البته بحث هزینه در هنگام خرید هم مطرح است )
این چیزی جدا از بحث ساخت و تولید است و مکمل آن می شود
1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دست گلت درد نکنه آقا مجتبی
کار بسیار خوبیه
در بحث ناوشکن پلنگ هم گفتم اینگونه کارها خیلی میتونه به افزایش سطح معلومات و دانش و دانسته های همه امون کمک کنه
اینکه تاریخچه همه جنگ افزارهامونو بدونیم کار بسیار شایسته ایه
به امید اون روزی که توی همین سایتها خبر به آب اندازی و عملیاتی شدن یگانهایی به مراتب سنگینتر و برتر از ببر و پلنگ رو بنویسیم و ببینیم و بخونیم
ببر و پلنگ قربانی روزهایی شدند که ما توان تعمیراتیمون در حد بسیار بسیار پایینی بود
اگر امروزه بودند بی شک میتونستیم با برطرف کردن مشکلات و ارتقا و بهینه کردن جنگ افزارها و سیستمهای الکترونیکیشون از اونا در بعد دریانوردیهای طولانی مدت و بویژه مشکل اخیرمون در سواحل سومالی استفاده بکنیم
دو سه تا نکته ای رو هم که ذکر کردین و نیاز به تامل بیشتر دوستان داره یکی همین سونار عمق متغییرش بود که خیلی کارامونو راه انداخت بالاخص در بحث خرید زیر دریایی ها و تست اونا
یه نیمچه خاطره ای از این سیستم دارم که میخواستم در بخش زیردریایی هها بنویسم ولی چون به یکسری مسایل مرتبط میشه که گفتنشون تا زمانی که خود نداجا نگفته به صلاح نیست من هم سکوت میکنم
نکته بعدی پرسنلی بودن که این شناور روساختن که قریب به اکثریت مطلقشون خانمها بودن
نکته دیگه استفاده از پرچ در ساخت و کانستراکشن این دوتا ناو بود
نکته دیگه اینکه هر زمان این دو ناو از بندر جدا میشدن نیروهای دریایی کشورهای همسایه کرانه پایینی خلیج فارس آماده باش اعلام میکردن !!
اون موقعه که ببر و پلنگ بودند اونا شناورهاشون قد قایقهای ما بود و قدرتشون هم به همچنین
در جنگ ظفار کولاکی به پا کردن با بمباران سنگین ساحلیشون
کاش این محدودیتها برداشته میشد دوستان هم میتونستن فیلم بمباران ساحلیشونو ببینین که چه جهنمی به پا میکنن
بمب بارانی که بدجوری بقیه همسایه هامونو ترسوند( اونموقعه مثه امروز اینقده دور و ورشونو تجهیزات مدرن نگرفته بود!!!)
یه نکته دیگه اینکه اونا صرفا برای اوراق فروخته نشدند
در سفری که سال 1378 (زمستان 78) بهمراه ناوهای تنب و بندرعباس به کراچی داشتیم برای چزوندن ما از اسکله کنار دست ما برداشتن تاوش کردن به اسکله روبروییمون در شاخه نظامی کانال بندر کراچی
بودن برخی قدیمیهایی که هنوز کرستشونو داشتن و با دیدنشون گریه میکردن
صحنه بدی بود
یه طورایی پوزخند و دهن کجی بود به قدرت تعمیراتی ما
هرچند امروزه شکر خدا داریم به جایی میرسیم که در تحریم کالم هم خودمون یگانهای مورد نیاز رزمیمونو بسازیم
نکته آخر هم اینکه اینها توانایی حمل و نگهداری بالگرد داشتند و مثه جماران و سهند و دماوند فقط تواناییشون به پذیرش خلاصه نمیشد ، اگر امروزه بودن و با بالگرد به سواحل سومالی و اقیانوس هند میرفتن خیلی خیلی کارمون راحت تر و بهتر میشد
به امید ساخته های آینده خودمون ویرایش شده در توسط elo
12

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ممنون از توضیحات جناب الو
سه فروند دماوند، ببر و پلنگ ، روحشان شاد و یادشان گرامی باد .
تشکر ویژه هم دارم از بروبچه های انجمن ارتشی که در زمینه ی نیروی دریایی و معرفی تجهیزات حال حاضر و قدیم براستي انقلاب کرده اند . ویرایش شده در توسط AmirAzad
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
یک سوالی دارم. ساختن بدنه خالی این ناوها کارسختیه؟

اینطور که صحبت میشه، لازم بود همه زیرسیستمهاشون عوض بشه. خب فقط بدنه خالی میموند دیگه نه؟

آیا الان ما نمی تونیم بدنه خالی اینها رو بسازیم؟ در حالی که تناژهای بسیار بیشتر تجاری رو می سازیم.
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='Lord-Soldier' timestamp='1375582519' post='326358']
یک سوالی دارم. ساختن بدنه خالی این ناوها کارسختیه؟

اینطور که صحبت میشه، لازم بود همه زیرسیستمهاشون عوض بشه. خب فقط بدنه خالی میموند دیگه نه؟

آیا الان ما نمی تونیم بدنه خالی اینها رو بسازیم؟ در حالی که تناژهای بسیار بیشتر تجاری رو می سازیم.
[/quote]

پروسه طراحیش زمانبره همچنین بودجه مناسب که بزرگترین مشکل ماست اجازه این ریسکو نمیده البته تا چندین سال پیش همتی هم نبود!
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
الآن که یه ذره در مورد جنگ ظفار مطالعه کردم دیدم برای خودش یه جنگ جهانی بوده ... آمریکا و انگلیس و ایران و عمان و اردن و ... ریختن بر روی سر شورشیان و ده ها کشور هم مثل مصر و عربستان و اماراتو پاکستان و ... از کمک های مالی و بازسازی ارتش عمان دریغ نکردند و از طرفی هم شوروی و چین و ... ، کلی هم ناوشکن و هواپیما و هلیکوپتر و نیروهای پیاده و ... از چندین کشور من جمله ایران در این جنگ حضور داشتند و تا دولت بازرگان در ظفار حضور داشتند . خیلی تاریخم ضعیفه ...
1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='Lord-Soldier' timestamp='1375582519' post='326358']
یک سوالی دارم. ساختن بدنه خالی این ناوها کارسختیه؟

اینطور که صحبت میشه، لازم بود همه زیرسیستمهاشون عوض بشه. خب فقط بدنه خالی میموند دیگه نه؟

آیا الان ما نمی تونیم بدنه خالی اینها رو بسازیم؟ در حالی که تناژهای بسیار بیشتر تجاری رو می سازیم.
[/quote]

دوستان سلام
در کل یک باور تقریبا نادرست درباره ساخت کشتی و ناو وجود داره
ببیندی ساخت کشتی یا ناو فقط ساخت همین بدنه است مابقی قطعات میشه کامیشنینگ و نصب تجهیزات
بعنوان نمونه براتون بگم
ناو محافظ جماران رو ما ساختیم اما موتورش و خیلی از چیزهای دیگه اش( برخلاف شعارهای سیاسی -تبلیغی ) خارجیه
این یه شیوه متعارف و متداوله
کشتی های نفتکش ما برای نمونه ساخت دو کشور کره (90 درصد) و چین ( 10 درصد 9 هستن منتها
موتور اصلی: اروپایی( فنلاندی ، سویسی و یا آلمانی)
شافت و پروانه : ار.پایی ( همونای بالا)
استرن تیوب : اروپایی ( همونای بالا)
دیگ بخار:ژاپنی
دیزل زنراتورها : اروپایی(آلمانی یا فنلاندی)
توربینها و پمپهای تخلیه : ژاپنی
رادارها : انگلیسی
سامانه های ناوبری و پشتیبانی و اتوپایلوت : انگلیس یا نروژی
سیستمهای خودکار و کنترلی: نروژی
سیستم سکان : انگلیسی
آب شیرن کنها:فنلاندی و دانمارکی
دستگاهای تصفیه سوخت و روغن :فنلاندی و دانمارکی
کمپرسورها: آلمانی ، سویسی و فنادی یا دانمارکی
آشغال سوز ، سیستم توالت ، سیستم محیط زیستی جداکننده روغن از آب ( اویلی واتر سپرتو ) : همشون اروپایی ( عموما دانمارکی یا فنلاندی)
پمپهای آب شیرین و آب شور:ژاپنی
پمپهای سوخت و روغن و..: ژاپنی
کولرها و مبدل های حرارتی : عمومادانمارکی
سامانه های پالایشی ( فیلتر و اتو فیلتر): اروپایی یا ژاپنی( بیشتر آلمانی یا دانمارکی)
سامانه گاز خنثی : اروپایی(انگلیسی، آلمانی یا دانمارکی تازگیها ژاپنی هم دیدم )
سیستم تخلیه و بارگیری: اروپایی یا ژاپنی( عموما اروپایی)
جرثقیلها: اروپایی ( آلمانی ،یا عموما انگلیسی)
سیستمهای هیدرولیک:اروپایی( عموما انگلیسی)
ولوها و شیر آلات: اروپایی یا ژاپنی
حتی قایقهای نجات و شناورهای نجات : اروپایی(دانمارکی ، نروژی یا فنلاندی )

ببینید همه اجزای اصلی کشتی تقریبا یا اروپایین یا ژاپنی ، منتها کشتی ها ساخت کره جنوبی و چین هستن!! چون بدنه رو اونا میسازن ، حتی در اوایل شروع صنعت کشتی سازی در کره ورق و بدنه و لوله های مورد نیاز هم از اروپا یا زاپن میومدن
کلا در صنعت کشتی سازی وقتی میگیم کشتی ساخت فلان ، منظور بدنه است
تکنولوژی و نقشه ساخت بدنه کشتی بسیار دشوار و سخته ف نیاز به دانش فنی و ابزار و امکانات زیادی داره
یکی دیگه از معظلات نتوانستن برای تعمیر و نگهدار یو ساخت ببر و پلنگ و دماوند برمیگشت به نبود حوض خشک و تاسیسات متناسب با اون
ما هنوز هم برای ساخت یگانهای سنگینتر با مشکل حوض خشک مواجهیم که شکر خدا با نزدیک شدن پروژه ساخت دو حوض خشک بزرگ بندرعباس این معضل بزودی زود برطرف میشه


پس نتیجه شد اینکه وقتی در مورد کشتی ساخت... صحبت میکنیم منظور بدنه و کانستراکشن اونه و ممکنه هیچکدوم از اجزا و کامپوننتها و ماشین آلات اصلا ساخت اون کشور نباشن
5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
جدا از مشكلاتي كه جناب الو مطرح كردند ، ساخت كشتي امروزه به صورت بلوك بلوك صورت مي گيرد .... يعني تيكه تيكه ..... شما بايد از نماي بالا و عمود بر خط طولي كشتي ،، يك سري خطوط با فاصله هاي معين رسم كنيد ..... با اين تقسيم بندي در بدنه كشتي (( Section )) ، هر قسمت بعضا در يك شيپ يارد ساخته مي شه و نهايتا در يك حوضچه خشك اسمبل مي شود .... حال اگر كشتي ما خيلي بزرگ باشد ، حمل و نقل اين قسمت ها خيلي دشوار است و نياز به جرثقيل هاي عظيمي دارد كه در كشور ما وجود ندارند (( تا آنجايي كه بنده اطلاع دارم )) و متاسفانه در اين زمينه تحريم هم هستيم .... در دنيا اين گونه تجهيزات در مالكيت چند شركت خاص (( اكثرا ژاپني يا آلماني )) قرار دارد و به ديگر كشورها اجاره داده مي شود كه كشور ما در اين زمينه تحريم است
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم