worior

بحث و گفتگو پیرامون آینده منطقه و ایران

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

[quote name='worior' timestamp='1408168411' post='402317']
[center]به نام حق[/center]



[center]- سوال اول به نظرتون جنگ به این سبک توی منطقه چقدر بطول خواهد انجامید ؟[/center]

[center]- سوال دوم با نگاه به وضعیت موجود ، پتانسیل ها بدون داشتن دیدگاه احساسی ، پیروز این وضعیت چه گروه ها یا کشورهایی خواهند بود ؟[/center]








[center]ببخشید تاپیک دو خطی زدم[/center]
[center]برای مشاهده آینده و وقایعش کافیه بهش نگاه کنیم .[/center]
[/quote]
[size=4]با سلام خدمت شما دوست عزیز
برای شروع بحث باید چند مقدمه عرض کنم.
اولا اینجانب از خیلی ها که ادعا می کنند حزب الهی ترم و اگر مطالبی را عرض می کنم خواهش می کنم برخی برادران بزرگوار اتهامات عجیب وغریب وارد نکنند.در ضمن از برخی کنایات استفاده می کنم که بطور مستقیم اشاره به موضوع خاصی نشود.همچنین بکاربردن هرگونه اسمی جنبه مثال دارد و دال بر واقعیت فرض نشود.همچنین اگر از اصطلاحات کوچه بازاری استفاده می کنم عمیقا پوزش می طلبم دال بر بی ادبی این حقیر محسوب نشود می خواهم مثل یه برادر و دوست صمیمی با جوون های حزب الهی این سایت صحبت کنم.در آخر خیلی حرفای زده شده رو جدی نگیرید خیلی هاش توهم اینجانب هستش.
- بر می گردیم به سالهای اول انقلاب زمانی که مهدی ه... با یه سری برادر بحث نهضت های ... را راه اندازی کردند ، تو فرودگاه جلوی هواپیما رو می گرفتن و یه سری اسباب بازی به هر جا که می شد بدون اینکه فکر کنند طرف مقابل کیه می فرستادن مثلا جبهه خلق برای آزادی فلسطین ، که یه گروه با ماهیت ماکسیستی بود کارهای خود سرانه و عجیب غریب ، همه برادران دایعه دفاع از جهان اسلام رو پیدا کرده بودن در حالی که کار جهادی قبل از هر کاری نیاز به تیم های [u][b]نخبه [/b][/u]در حوزه علوم انسانی و اجتماعی دارد و شناسایی جامعه هدف مهمترین کار بحساب می آید تا انقلاب اومد سرو شکل درست وحسابی پیدا کنه جنگ شروع شد و از بدبختی هرچی نخبه حزب الهی دوآتیشه که پیدا می کردی می زد به جبهه و خوب معلومه اونا عشق شهادت خدا هم عشق قربونی گرفتن ، جای این بندگان مخلص خدا رو تو پست های ستادی و اداری در بعضی !!! جاهای این مملکت کسانی گرفتند فاقد استعداد و سواد و خلاقیت که بعدا بخاطر [u][b]منفعت [/b][/u]شدند چپی و راستی و خواهر و مادر ملت رو بهم پیوند زدند (البته با مدارک دکتری که بعضا بدون حضور در سر کلاس اخذ می شد).[/size]
[size=4]- میدونین از چی این غربی ها خوشم می یاد تا دلت بخواهد بهت ماهی میدن ولی اگه قلاب بخواهی دهنت رو سرویس می کنند چه رسد به یاد دادن ماهی گیری. تو جنگ افغانستان (نبرد با شوروی ها) آمریکایی ها تا موشک استینگر رو در اختیار به اصطلاح مجاهدین قرار می دادن ولی دریغ از آموزش کار کذاشتن یه بمب کنار جاده ای از سوی برادارن پیمان آتلانتیک شمالی(البته یه چیزای ناقصی هم یاد می دادن ). چه رسد به آموزش تولید انواع مواد منفجره و راکت و سلاح و... . در عوض یه کشور ابلهی مثل پاکستان برای گرفتن کمک های مالی تسلیحاتی از آمریکا می یاد طالبان رو راه میندازه بخیال خودش همخون وقابل کنترل در حالی که در سال های بعد از جنگ کسانی رو که خودشون واسه آموزش اطلاعاتی فرستاده بودن آمریکا شدن مهره آمریکا و طرح فتح افغانستان رو اجرا کردند و تو آب نمک خوابیدن تا یازده سپتامبر. یه کشوری هم پیدا شد دید که نمی تونه مثل آمریکا کمک تسلیحاتی مالی بی حساب بکنه آومد شروع کرد به آموزش ماهی گیری به خیلی از گروه های برادران مجاهد افغانی اینجور شد که مجاهدین کم کم ماهی گیری رو یاد گرفتن. این اتفاق تو خیلی از جاهای دیگه هم افتاد!!!. به قول برو بچ میلیتاری [/size][size=4]D:[/size]
[size=4]- یه اشتباه استراتژیک یا یک کار انقلابی : در زمان اشغال افغانستان تعداد میلیون ها نفر افغانی اومدن ایران خوب اینها جا می خواستن غذا می خواستن حداقل امکانات رو می خواستن کم کم یه تعدادی از اونا تو جاهای مختلف مملکت جا گرفتن تو این ملکت زاد و ولد کردن بچه شد ایرانی بدون شناسنامه خوب جعل شناسنامه هم که کاری نداشت یارو هویت ایرانی گرفت ، بعد اشغال افغانستان چند نفر آدم عاقل یهو فهمیدن که باید این پتانسیل بسیار خطر ناک هرچه سریع تر از مملکت خارج بشن چرا چون حداقل بچه های گوگلی مگولی افغانی از این مملکت سهم می خواستن و وای بروزی که یه گروه قابل توجهی سهم بخواهد اینجوری شد که تو یه طرح ضربتی خیلی از این برادران افغانی رو محترمانه ریختن بیرون. مملکت امن شد. (چرا اشتباه [/size][size=4]استراتژیک [/size][size=4]مگه رسالت انقلاب حمایت از مستضعفان عالم نیست ، اعتقاد خودم اینکه که اگه ما اینجور کارهار رو نمی کردیم کلک انقلاب کنده بود این روح انقلابی که امام بوجود آورد باعث شده که نظام دوام بیاره بهتر بگم خدا نظام رو نگه داره ولی خوب چکار کنم همیشه با خودم می گم چرا حضرت امیر نیرنگ نمی زد یه کم نامردی بدم نیستش ، بعد می گم اگه اینکار رو می کرد دیگه نمی شد بگی یا علی مدد )[/size]
- بریم سراغ جنگ اعراب و اسرائیل ، یه مشت اسرائیلی متعصب ، شجاع ، کاربلد ، آموزش دیده ، تشنه زمین و... (البته در اون زمان ، که شکر خدا تخم خیلی هاشون ور افتاده) در مقابل یه مشت عرب سوسمار خور خوب نتیجه جنگ ها رو هر ابلهی هم می تونه حدث بزنه که چی می شه برادران مسلمان عرب هم که استاد در رفتن ، فلسطینی ها هم از هر گوشه ای در می رفتن یه سری رفتن اردن یه سری رفتن لبنان خیلی هاشون (جمعیت میلیونی)رفتن [u][b]سوریه [/b][/u]مابقی هم تو دنیا پخش شدن سازش کارهاش هم موندن تو سرزمین مادری!!! . یه سری اردوگاه توی این سه تا کشور که گفتم درست شد تو اردن که شاه معظمش تخم تک تک برادران فلسطینی رو کشد تو لبنان به خاطریه سری سلسله مسائل مهاجران به سمت شمال کوچ کردن تو سوریه برادر حافظ تا جایی که تونست برای برادران مهاجر فلسطینی کم نذاشت.
- خوب این چرت و پرت هایی که گفتم چه ربطی داشت به سئوال دوست بزرگوارمون.
اون نوزاد فلسطینی که تو اوایل جنگ پناهنده شد حدود هفتاد سالی باید داشته باشه اینها هم استاد ترتیب دادن همین جوری بچه درست کردن بچه هاشون هم بچه درست کردن حالا بچهه بیشتر از اینکه خودش رو فلسطینی بدونه خودش رو مال اون کشوری که توش بدنیا اومده و بزرگ شده وبچه دار شده می دونه.
- فکرش رو بکنین میلیونها نفر برادر مهاجر مسلمان افغانی در کشور عزیزمان بگن ما هم یارانه نقدی می خواهیم ، بیمه رایگان می خواهیم ، زن ایرانی می خواهیم ، باید ملک بفروشین زوری هم سندش رو بدین. اگه ندین برادرایی رو که ماهی گیری بلدن می فرستیم سراغتون حقمون رو از شما ظالمها بگیرن. (چقدراز ماهی گیری بدم می یاد)
- من که عقل درست حسابی ندارم نمی دونم داد وبیداد تو سوریه از کجا شروع شد ، بشار ابله هم بجای چماغ از گلوله استفاده کرد خوب بروبچ هم استاد ماهی گیری ، مسابقه ماهی گیری شروع شد ، استکبار جهانی هم که همیشه خوابه ، ابله هم هست ، هیچی هم که نمی فهمن !!! از آب گل آلود چنان ماهی گرفت که فقط خود خدا می تونه درستش کنه بابا همه رو با پول عربا خریدن سناریوی همیشگی شیعه وسنی هم که معرف حضور هست؟؟؟.این از سوریه.
- یه عاقلی گفته که تو هر نظامی باید دنبال جذب حداکثری باشی واقعا حرف درستی هستش. تو اول انقلاب خیلی ها (خیلی ازاونایی که اعدام شدن حقشون بوده) بخاطر مسائل کوچک فراری شدن و شدن دشمن خارج نشین بابا یارو فقط دنبال چاپیدن بوده الان هم بیشمار برادر مسلمان ... دارن می چاپن فرقشون فقط تو ریشه ، ریششون یکیه. حالا فکرش رو بکنین اینها می موندن میچاپیدن ولی دیکه پولشون صرف مقابله با انقلاب نمی شد وقتی تو مملکت منافع مالی داشته باشن خوب به کاسبی شون(چاپیدن) می چسبیدن ، [u][b]شایان ذکر است که بحث معاندین و منافقین و ضد انقلاب جداست تاوان کارشون رو فقط باید با خونشون پس بدن. [/b][/u]
- ای بابا این چرت و پرت هایی که گفتم چه ربطی داشت به سئوال دوست بزرگوارمون.
آمریکای جهان خوار اومد و صدام ملعون رو سر نگون کرد تو یه استراتژی خوب که فکر کنم مثل همیشه کار امام زمان (عج) هستش چون که از ماها کاری بر نمی یاد ، وضعیت شیعیان تو عراق از این رو به اون رو شدش ولی جذب حداکثری رو فراموش کردیم ، نه تنها این بلکه شیعیان محترم عراق مثل سگ وگربه افتادن به جون هم که سهم من بیشتره. غافل از اینکه ژنرال سابق بعثی با اون همه دبدبه حالا شده باقالی فروش ، خلبان بعثی شده بغال ، دکتر بعثی شده سلمونی ، خوب یه اتفاقی تو سوریه شروع شد بعدش این برادران وهابی گفتن واسه هر سری 1000 دلار می دیم ، از این ور وانور جـــــــهـــــــــــــــان اسلام ملت اومدن واسه کاسبی ولی تعدادشون خیلی زیاد نبود ، نظامی های فراری سوریه هم که خیلی اهل جنایت های عجیب و غریب نبودن ولی کلی بعثی زخم خوده جذب نشده بی پول با خانواده محترم سرو کلشون تو سوریه پیدا شد دوباره حوس تشکیل حکومت زد بسرشون شدن داعش تو سوریه تازوندن ، ارتش باقی مانده سوریه هم که استاد فرار، داعشی ها بهشون چسبید خوب گفتن می زنیم توعراق هرچی پیش آید خوش آید ظاهرا ارتش محترم عراق هم چنگی به دل نمی زنه حالا کی می خواهد جلوی اینها ر و بگیره ، تا حالا که خدا بوسیله یه مشت بچه شیعه و به لطف وجود چند نفر مثل حاج ق... . باور کنیدبا[size=4][font=arial,helvetica,sans-serif] این همه بی برنامه [/font][/size][font=arial,helvetica,sans-serif][size=4]گی همه مثل ادوارد شوارد نادزه باید به وجود امام زمان ایمان بیارند.[/size][/font]
- آگهی تبلیغاتی: ای کاش امثال همت ها و باکری ها زنده بودن به تعداد زیادی باقری نیازمندیم اگه پیدا کردین بیارن کلک داعش رو بکنیم وگرنه کجدارمریض تا می کنیم تا انشاء الله صاحب واقعی انقلاب بیاد شر قضیه رو بکنه (چه بزن بزنی میشه).پایان داستان.
[b]--- تعجیل در فرج مولا و برای سلامتی امام زمان(عج) و رهبرمعظم انقلاب صلوات.[/b]

* اگر بخواهیم از نظر علمی به قضیه نگاه کنیم متأسفانه جنگ آغاز شده در منطقه به علت اینکه منافع پیچیده ای برای کشورهای منطقه و خارج از منطقه دارد پایانی برای آن متصور نیست از عربستان که دنبال افزایش نفوذ سیاسی- مذهبی در منطقه است تا ترکیه که دنبال مقاصد سیاسی-اقتصادی است از ایران که دنبال اهداف انقلابی و حمایت از مقاومت است تا آمریکا که دنبال اهداف استکباری است از اسراعیل که دنبال افزایش امنیت است تا قطر که دنبال خارج شدن از سایه عربستان می باشد و... ولی بدون شک بدست آوردن پایگاه مردمی توسط داعش در منطقه و توانایی اقتصادی قابل قبول ، بهره گیری از برخی کاشناسان و اساتید نخبه بعثی ، امکانات و تجهیزات مناسب و... مهمترین عاملی است که باعث شده داعش ریشه محکمی در خاک خسته عراق و شامات پیدا کند.

* متأسفانه بدون شک جبهه مقاومت تا کنون پیروز این میدان نبود و فقط توانسته در برخی نقاط داشته های خود را حفظ کند (حفظ مقداری دارایی از کل دارایی) و بی شک معارضه با بدست آوردن حجم بی شماری خاک ،پول وامکانات تاکنون پیروز میدان بوده است(بدست آوردن دارایی از هیچ). با این حال در صورت اتخاذ استراتژی مناسب از سوی ما داعش قابل کنترل خواهد بود و برای نابودی آن زمان زیاد و امکانات بسیار زیادتری نیاز خواهد بود. ویرایش شده در توسط mehdisepehri
  • Upvote 8
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
یعنی کل متن رو خوت نوشتی جل الخالق چه حوصله ای !
  • Upvote 2
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='MR9' timestamp='1408206633' post='402424']
برادر عزیز ممکن است متن شما بلحاظ برخورداری از ادبیات نوشتاری ، متن تاثیر گذاری باشد ولی باعذر خواهی بلحاظ علمی و تئوری فاقد هر گونه سندیت ، تحلیل ، آنالیز و منطق علمی است . اینکه شما یک دولت (که اشتباها" در ادبیات سیاسی ما همواره با واژه حکومت شناخته می شود ) را با القاب ..... مورد خطاب قرار می دهید یا اینکه مسایلی که اظهر من الشمس است را دست آویز قرار می دهید که شاید در تمام 192 کشور موجود در جغرافیای سیاسی جهان به کیفیات مختلف وجود داشته باشد ، نشان می دهد که با موضوع مورد بحث صرفا" از روی احساسات برخورد کردید .

برادر عزیز ، برخورد با موضوعات راهبردی و بویژه موضوعات مرتبط با آینده شناسی ، چیزی نیست که احساسات و عواطف و گاها" از روی علاقه به یک طیف سیاسی در آن دخیل باشند . ورود اینگونه متغییرها در تحلیل آینده ، موجب می گردد تا بسرعت از اصل موضع انحراف حاصل آید و الی آخر .......

بنابراین پیشنهاد می کنم برای اینکه وقت دوستان صرف جنجال های سیاسی بی حاصل نگردد ، ابتدا همه دوستان مقداری در [color=#ff0000][size=5]ارتباط با مفهوم آینده شناسی و عوامل موثر در آن جستجویی را انجام داده و با یک جمع بندی ، انها را بصورت یک فهرست در این تاپیک آورده[/size][/color] و سپس با یک منطق قوی و به دور از حاشیه ، مساله مورد سئوال برادر عزیز "واریور " را مورد بحث و بررسی قرار دهیم .

به نظر بنده غیر از این راه ، هر راه دیگری صرفا" موجب افزایش کدورتها و دلگیری ها میان دوستان خواهد شد .

با تشکر :rose: :rose:
[/quote]

بقول شما گفته های من ناشی از طیف سیاسی . احساسات و عواطف . جنجال . فاقد تئوری . غیر علمی. باعث کدورت. فاقد هر گونه سندیت
ببخشید بر چسب دیگری مانده نبود بزنید؟؟؟


[b]وضع مملکت ما هم این قدرخوب !!! هست که دیگه نیاز به دفاع من و مخالفت شما ندارد[/b] ویرایش شده در توسط WorldMaster
  • Downvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دوست عزیز اسراعیل اشتباه لغوی دارد لطفا اصلاح بفرمایید (اسرائیل)

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='shogun' timestamp='1408221424' post='402473']
یعنی کل متن رو خوت نوشتی جل الخالق چه حوصله ای !
[/quote]
بیایید آینده همین جاست چرا راه دور
ایشونی که مکان میشه تبریز ایران و اواتار میشه نیرو هوایی ترکیه
این آینده است .
  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
در اوج پیروزی های صدام علیه ایران.......

در زمان قدرت گرفتن نیروهای تجزیه طلب در ایران و سقوط شهر های مرزی توسط خلق ترکمن و کومله و خلق عرب و خلق بلوچ و چپ و راست و....

. در اوج موشک باران ها و تحریم ها و بمبارانهای شیمیایی

ارتش در بسیاری از عملیاتها شکست خورده بود و منطق زمین بدهیم زمان بخریم (عقب نشینی) کشور را فرا گرفته بود .......

افراد زیادی ایران را بازنده ای می دیدند که فقط از مقدار باقی مانده کشورش داشت دفاع می کند........

و صدام برنده این ماجرا شمرده می شد.........


شبیه وضعیت همین العان منطقه بود . اما با گذر زمان ..ورق برگشت و صدام نابود شد و ایران بر عراق سایه افکند

[b]. پس لطفا تا چند سال دیگه صبر کنید و سپس برنده و بازنده معلوم می شود[/b] ویرایش شده در توسط WorldMaster

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='WorldMaster' timestamp='1408223655' post='402483']
در اوج پیروزی های صدام علیه ایران.......

در زمان قدرت گرفتن نیروهای تجزیه طلب در ایران و سقوط شهر های مرزی توسط خلق ترکمن و کومله و خلق عرب و خلق بلوچ و چپ و راست و....

. در اوج موشک باران ها و تحریم ها و بمبارانهای شیمیایی

ارتش در بسیاری از عملیاتها شکست خورده بود و منطق زمین بدهیم زمان بخریم (عقب نشینی) کشور را فرا گرفته بود .......

افراد زیادی ایران را بازنده ای می دیدند که فقط از مقدار باقی مانده کشورش داشت دفاع می کند........

و صدام برنده این ماجرا شمرده می شد.........


شبیه وضعیت همین العان منطقه بود . اما با گذر زمان ..ورق برگشت و صدام نابود شد و ایران بر عراق سایه افکند

[b]. پس لطفا تا چند سال دیگه صبر کنید و سپس برنده و بازنده معلوم می شود[/b]
[/quote]
با سلام
[b] [url="https://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=&esrc=s&source=web&cd=1&cad=rja&uact=8&ved=0CBkQFjAA&url=http%3A%2F%2Fnoore312.parsiblog.com%2FPosts%2F768%2F%25D9%2588%25D9%258E%2B%25D9%2585%25D9%258E%25D9%2586%2B%25D9%258A%25D9%258E%25D8%25AA%25D9%258E%25D9%2588%25D9%258E%25DA%25A9%25D9%2591%25D9%258E%25D9%2584%2B%25D8%25B9%25D9%258E%25D9%2584%25D9%258E%25D9%258A%2B%25D8%25A7%25D9%2584%25D9%2584%25D9%2590%25D9%2587%2B%25D9%2581%25D9%258E%25D9%2587%25D9%258F%25D9%2588%25D9%258E%2B%25D8%25AD%25D9%258E%25D8%25B3%25D8%25A8%25D9%258F%25D9%2587%25D9%258F%2B..%2F&ei=lsvvU6eUH4Wc0QWy84DICA&usg=AFQjCNEB5McITPxHKuTanqrsDfYW2gYWXA&sig2=Iqp_IpnMEFHOVoaleqLwGw"][b]وَ مَن یَتَوَکَّل عَلَی[/b] اللِه فَهُوَ حَسبُهُ[/url][/b]

عرایض اینجانب به هیچ وجه بیانگر طرف پیروز یا مغلوب ماجرا نمی باشد بلکه بیانگر وضعیت فعلی ماجرا است ، پیروزی ما فقط در سایه مجاهدت کسانی بدست آمد که مادردهر آرزوی دیدن دوباره آنها را دارد ، بی شک وعده خدا در مورد [color=#FF0000][b][u]وارثان زمین[/u][/b][/color] (به صفحه [color=#323232][font=arial, helvetica, sans-serif][size=4][right]BattleMaster مراجعه کنید[/right][/size][/font][/color][size=4]) محقق خواهد شد. [/size]
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
تقريبا با حرفاتون موافقم ، البته احساس مي كنم خيلي بزرگنمايي كردين بعضي جاها درسته ايران زير تحريم بوده ولي نيروهاي مسلح همچين هم دست خالي نيستند ، اينكه داعش باصدام و ارتش عراق فرق داره و من تعجب مي كنم كه چرا مسئولين نسبت به اين تحليلها ي كه ميشه تأخير فاز اونهم در حد چند سال دارن و نمي خوان خيلي چيزها رو كه تأثير حياتي در منافع ملي ما داره قبول از جمله همكاري با غرب در اين برهه حساس بهر حال بعضي وقتها بايد دفع افسد به فاسد كرد

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر


گفته های من ناش از طیف سیاسی . احساسات و عواطف . جنجال . فاقد تئوری . غیر علمی. باعث کدورت. فاقد هر گونه سندیت
می گم در ایران داعش وجود دارد می گویید نه..... کل مطلب رو گرفتید به باد تکفیر!!!

ببخشید چیز دیگه ای به ذهن مبارکتون نرسید؟؟؟

اگر منطق داشتید تکفیر نمی فرمودید ... بلکه به صورت موردی با دلیل مخالفت می کردید

من از منطق والای! شما اینو دریافت کردم که یا در ایران نیستید یا سردر گریبان فرو برده اید و در رویای تدبیر جهانی به سر می برید

منظورم از دولت همان حکومت بود .... مگه دولتهای قبلی چه گلی به سر ما زدند
کدامیک از رئیس جمهور های قبلی نظام . امروز دارای مقبولیت هستند(بجز شهید رجایی)؟؟؟؟
ماشالله هر کدامشان امروز کیلو کیلو پرونده بررسی شده در دادگستری دارند

با شما هم بحث را ادامه نمی دهم چون وضع مملکت ما هم این قدر خراب هست که دیگه نیاز به دفاع من و مخالفت شما ندارد



برادر عزیز بنده شما را خدای نکرده تکفیر نکردم ( نمی دونم شما اساسا" معنای لغوی تکفیر را می دونید یا همین شکلی بر اساس مفاهیمی که این چند روزه در انجمن بصورت پشت سرهم تکرار می شود این کلمه را تکرار کردید )

بنده همانطور که در پست خودم عرض کردم ، همه صحبتهای شما را رد نکردم ، منظور بنده این بود که به جای وارد شدن در مسائل حاشیه ای سیاسی ، اصل سئوال جناب واریور را با منطق علمی پاسخ بدهید والا همین الان بنده می تونم وقت بگذارم یک طومار N کلمه ای بنویسم و کل سیستم را زیر یک علامت سئوال ببرم تا جایی که هرکس این متن را مطالعه کند ، شب نتواند به راحتی استراحت کند ( از شدت سردردی که بدان دچار خواهد شد ) .

هدف بنده از نوشتار قبلی این بود که به سئوال جناب واریور در حوزه آینده شناسی و آنالیز آن یک سیر علمی ببخشم والا کاری ندارد که راحت نشسته و سیاه نمایی کنیم ، چرا که بنده این کار را می توانم به راحتی انجام دهم .

درمورد مکان زندگی بنده ، خوشحالم که در ایران زندگی می کنم ، با تمام تبعیض ها ، نابرابری ها و................. و شاید مشکلات بنده بسیار بیشتر از شما باشد و اگر این صحبتها در فضای مجازی نبود ، مسائلی را مطرح می کردم که تخته سنگ از شدت ناراحتی ، تکه تکه می شد که چه بلاهایی سر بنده آمد ولی این دلیل نمی شود که حقیقت و واقعیت را نادیده بگیرم .

درضمن یکی از روسای جمهور سابق ، اکنون در قامت رهبری انقلاب هستند و در صورتی که اطلاع نداشتید ، این را خدمت شما یادآوری می کنم .

حالا جنابعالی به جای اینکه بحث را به شکل علمی پیگیری کنید ، دوست دارید وارد حاشیه شوید ، مشکلی نیست . عزیزی معتقد بود ضرب المثل های یک کشور ، دکترین ها یا آموزه های زندگی مردم آن کشور هستند

"من آنچه شرط بلاغ بود ، با تو ( شما) گفتم ، خواه پند بگیر ، خواه ملال "

حالا شما فکر می کنید بنده دارم از کسی یا چیزی دفاع می کنم ، هیچ مشکلی نیست ، به همین صورت ادامه دهید .

باز هم تکرار می کنم ، برای بررسی موضوع پیشنهادی جناب واریور ، ابتدا باید ادبیات اینده شناسی را بدونید ، بررسی کنید و بعد در مورد این سئوال و هزاران عامل مرتبط به آن بحث کنید .

بعنوان مثال بنده در ارتباط با آنالیز ساختار نظامی رژیم صهیونیستی ، بیشتر از 150عامل را که به طور مستقیم و در حدود 103عاملی که بطورغیر مستقیم با این موضوع بود را شناسایی کردم و فقط موفق شدم فقط روی 2 عامل کار کنم .

ملاحضه می کنید که کار کردن روی این مباحث ، چیزی نیست که با چهار خط تحلیل ، چهار تا ویدئو ، دو تا عکس و یا وارد شدن به مباحث بی فایده ، قابل بررسی باشد .


اما اگر بخواهیم به این دو سئوال جالب پاسخ دهیم باید گفت ( البته بطور خلاصه چون همانطور که در سطور بالا نوشتم ،این مساله آنقدر یچیده بشمار می رود که نیازمند یک پژوهش طولانی است )

حوزه آسیای جنوب غربی ، بیشتر از 170 سال است که محل منازعات بشری بوده است ، طولانی ترین جنگ قرن بیستم در این منطقه روی داده است و در حقیقت کانون حوادث بسیار عجیب و گاها" غیر قابل پیش نیز می باشد . جایی که جزیره ثبات غرب در طرفه العینی تبدیل به یک " رقیب" سرسخت برای حوزه تمدنی غرب گردید و این مساله برای متفکران و سیاسیون این حوزه تمدنی آنقدرغیر قابل پذیرش بود که بلافاصله جنگی را علیه این تفکر جدید آغاز نمودند . در کنار آن وجود منابع انرژی فسیلی و اهمیت ژئواستراتژیکی و ژئوپلیتیکی این حوزه ، و همچنین حضور متنوع اقوام ، زبانها و مکاتب سیاسی و ایدئولوژی های متفاوت و علاوه برآن جغرافیای ناهمگون ، باعث شده است که این منطقه به شکل اعجاب آوری بویژه در قرن بیستم و اوایل قرن 21 ، به نقطه ثقل سیاسی جهان تبدیل گردد .
اما بدون تعارف ، نقطه متوازن کننده و متعادل کننده این حوزه ، از دید صاحب نظرانی نظیر مکیندر ، اسپایکمن ، کیسینجر و.... ایران است که امنیت یا عدم امنیت کشورهای همجوار بشدت به امنیت و ثبات این کشور بستگی تام و تمام دارد . وقوع انقلاب اسلامی در بهمن 1357 نیز بر این اهمیت افزود ، چرا که علیرغم انتظارات ، انقلاب ایران به مانند انقلابهای مهم قرن بیستم نه تنها بسمت ابرقدرت شرق نچرخید ، بلکه به نوعی با این به اصطلاح ابرقدرت وارد یک رقابت نسبی ، هرچند با شدت کمتر ( نظیر رقابت در افغانستان در سال های اشغال 1989-1979 ) شد . این مساله در کنار ضدیت رهبران این انقلاب با ایالات متحده آمریکا ، سبک جدیدی در ادبیات سیاسی دنیا بوجود آورد که تا آنزمان منحصر به فرد بشمار می رفت .

به نظر بنده ، پس از سال ها رقابت و دشمنی میان دو ابرقدرت ، در آنزمان هردو طرف درگیر در جنگ سرد ، برای نخستین بار با تهدید جدیدی مواجه شدند که تا آنزمان با آن برخورد نکرده بودند ( این مساله خود جای بحث مفصلی خواهد داشت ) بنابراین استراتژی هر دو بر کنترل این تفکر جدید بنا نهاده شد . از یکسو ، اتحاد شوروی که بیش از 80 میلیون مسلمان در جمهوری های هم مرز با ایران زندگی می کردند ، یکشبه به یک تهدید برای ساختار سوسیالیستی شوروی تبدیل شده بودند و از سوی دیگر ایالات متحده بعنوان حامی جدی اسراییل با سیتمی مواجه شده بود که بشدت با حیات رژیم فوق مخالف بود .
پس از فروپاشی اتحاد شوروی نیز ، ایالات متحده که خود را یکه تاز نظامی و اقتصادی دنیا مشاهده می نمود ، بتدریج خطر سبز و زرد ( ایران و چین ) را جایگزین خطر سرخ نمود.
حال به وقایع ذیل دقت فرمایید :

بطور خلاصه از بهمن 1357 تا کنون ، آسیای جنوب غربی تحولات ذیل را به خود دید :
1- انقلاب اسلامی ایران
2- تهاجم عراق به ایران
3- حمله اسراییل به جنوب لبنان
4- تهاجم شوروی به افغانستان
5- اغاز انتفاضه فلسطین
6- جنگ داخلی در افغانستان
7- جنگ خلیج فارس (1991)
8- تهاجم ایالات متحده به عراق (2003)
9- تهاجم ایالات متحده به افغانستان (2001)
10- جنگ 33 روزه
11- جنگ 22 روزه
12- فتنه سال 1388
13- بیداری اسلامی ( بهار عربی / پاییز عربی ) ( هر کس از ظن خود شد یار من ) ( هرکسی در مورد حوادث تونس ، مصر ، لیبی و ..... برداشت خودش را دارد )
14- ظهور (د.ا.ع.ش ) و (ا.ل.ن.ص.ر.ه) و آغاز جنگ داخلی در سوریه
15- حوادث و سیاستهای نو عثمانی گرایی ( البته توهمات ) ترکیه در منطقه و هماهنگی عجیب این کشور با شورشیان النصره و داعش
15- سرایت درگیری ها به عراق
16- حوادث غم انگیز غزه

فهرست فوق ، صرفا" یک نگاه کلی به حوادث 35 ساله اخیر است و به نظر من باید هر کدام از این وقایع و حوادث مرتبط به آن نظیر 11 سپتامبر 2001، وقایع پاکستان ، حضور نظامی ایالات متحده و سایر کشورها در منطقه و الی ماشا... نکات دیگر نظیر نقش هرکدام از کشورهای منطقه ای و حدود قدرت منطقه ای آنها مورد تحلیل قرار گیرد تا بتوان به سئوالات فوق پاسخ داد .
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دو نکته که از صحبتهای دوستان استنباط میشه این هست که , نخست هیچ پایان دقیقی بر این وضعیت دیوانه وار قابل تصور نیست و دوم اینکه هیچ پایان سریعی هم نمیشه دید ، شاید کمترین زمانی که حدس زدید در واقع همون 4 سال هست ...

به نظرتون مردم خاور میانه و یا کشورهای درگیر علی الخصوص ایران قادر هست تا 4 سال دیگر هم هزینه های جنگ رو بپردازه و هم ادعا داشته باشه که از این جنگ موفق بیرون میاد ؟! کشورهایی که توشون این جنگ صورت گرفته و ملتهایی که درگیرند قطعا همگی باختن جنگ رو ، ...


با این روند اگر بخواهیم به جنگ امیدوار باشیم از دید من تا حل شدن موضوع باید دست کم 8 سال دیگه جنگ باشه توی منطقه با اینکه نمیشه تشخیص داد چه کسی برنده است و اینکه بازنده اصلی اسلام و جهان اسلام خواهد بود ، وقتشه طرح " صلح اسلامی " توی منطقه بین سران و عقلای جوامع عربی اسلامی مطرح بشه ، واگرنه جهان اسلام پایان ناخوشی رو تجربه خواهد کرد ، ...
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با سلام خدمت همه دوستان گرامی
کلید اصلی وضعیت فعلی منطقه رژیم صهیونیستی و تامین امنیت و توسعه آن است . رژیم صهیونیستی از یک بازیگر به هدف تبدیل شده است . برای موافقین حفظ و توسعه نفوذ آن هدف است و برای مخالفین حذف و نابودی آن هدف است . بنابراین داعش تنها وسیله و عاملی در جهت تقویت این رژیم است . سایر بازیگران همراه نیز در واقع خواسته یا ناخواسته منافع آن رژیم را دنبال می کنند . پس در هر حرکتی باید مشغول نگه داشتن آن رژیم را مد نظر قرار داد . کلید پیروزی نگه داشتن نوک پیکان ( منظور خودرو پیکان نیست !!! ) به سمت رژیم صهیونیستی و برجسته ساختن دشمنی این رژیم با امت اسلامی است . کاری که رژیم صهیونیستی با راه اندازی داعش و برجسته سازی جنایات آن در حال دادن آدرس اشتباه است . بنابراین رویداد هر از چندگاه جنگ با رژیم صهیونیستی یا انجام عملیات علیه آن می تواند مجددا آن را به کانون توجه برگرداند و خاطرات جنایات قبلی آن ها را در میان مسلمانان زنده کند .
عربستان و ترکیه و مصر و قطر و دیگر کشورهای درگیر در وضعیت فعلی علی رغم اتحاد ظاهری تعارضات منافع عمیقی هم با هم دارند که کار کردن روی این تعرضات و شکاف ها می تواند بر وضعیت گروه های درگیر در منطقه تاثیر بگذارد . توجه دوستان را به وضعیت ارتش آزاد و جبهه النصره و داعش در سوریه جلب می کنم که در عین درگیری با نظام سوریه به عنوان عضو محور مقاومت با یکدیگر نیز درگیرند که این نشان از تضاد منافع حامیان آن ها دارد.
ابزار گروه هایی مثل داعش برای جذب سه چیز است : جهل و فقر و ترس . باید با این سه عامل مقابله کرد و وقتی این سه عامل بی اثر شد داعش نیز کارآیی خود را از دست می دهد . مهمترین این سه عامل جهل است . اگر آگاهی و شناخت درست به وجود آید و ایمان و یقین ایجاد شود خود به خود فقر و ترس نیز بی اثر خواهد شد . ابتدا نیز از خود جوامع شیعه باید شروع کرد . باور کنیم تغییر از من و ما آغاز می شود و سپس در دیگران تاثیر می گذارد .
این وضعیت چقدر طول می کشد ؟ بستگی به همت شیعیان در درجه اول و سایر مسلمین در درجات بعدی دارد .
پیروز چه کسی خواهد بود ؟ تجربه نشان داده اصل همیشه پیروز است و بدل ممکن است مدتی چشم نواز باشد اما هرچه باشد بدل است و جای اصل را نمی گیرد .
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='worior' timestamp='1408251489' post='402514']
دو نکته که از صحبتهای دوستان استنباط میشه این هست که , نخست هیچ پایان دقیقی بر این وضعیت دیوانه وار قابل تصور نیست و دوم اینکه هیچ پایان سریعی هم نمیشه دید ، شاید کمترین زمانی که حدس زدید در واقع همون 4 سال هست ...

به نظرتون مردم خاور میانه و یا کشورهای درگیر علی الخصوص ایران قادر هست تا 4 سال دیگر هم هزینه های جنگ رو بپردازه و هم ادعا داشته باشه که از این جنگ موفق بیرون میاد ؟! کشورهایی که توشون این جنگ صورت گرفته و ملتهایی که درگیرند قطعا همگی باختن جنگ رو ، ...


با این روند اگر بخواهیم به جنگ امیدوار باشیم از دید من تا حل شدن موضوع باید دست کم 8 سال دیگه جنگ باشه توی منطقه با اینکه نمیشه تشخیص داد چه کسی برنده است و اینکه بازنده اصلی اسلام و جهان اسلام خواهد بود ، وقتشه طرح " صلح اسلامی " توی منطقه بین سران و عقلای جوامع عربی اسلامی مطرح بشه ، واگرنه جهان اسلام پایان ناخوشی رو تجربه خواهد کرد ، ...
[/quote]

در پاسخ به این پرسش باید گفت که بطور خاص جهان اسلام در یک مرحله به اصطلاح " پوست اندازی " قرار دارد ، ساختارهای سیاسی درهم شکسته منطقه ای بویژه در جهان عرب ، قادر نیستند تا خود را با واقعیتهای جدید منطقه ای وفق دهند و این مساله موجب ایجاد یک وضعیت بحران دائمی در آسیای جنوب غربی شده است . این مساله در کنار وجود بحران های قدیمی نظیر مساله فلسطین ، ایران و عراق ( که در کمال تعجب هنوز در وضعیت آتش بس قرار دارند و هیچ پیمان صلحی میان طرفین بسته نشده است ) ، بحران یمن ، مساله بحرین ، ادعاهای ارضی شیخ نشین های جنوبی خلیج فارس و درنهایت اعمال نفوذ و دخالت توسط قدرتهای فرامنطقه ای باعث شده است تا وضعیت به شکل پیچیده ای بحرانی باقی بماند .

حال اگر بخواهیم نیمه خالی لیوان را مشاهده کنیم ، تحلیل این است که بله ، وضعیت بشدت خطرناک و حساس بشمار می رودو هیچ نقطه خاتمه ای برای آن نمی توان مشخص کرد .
اما اگر بخواهیم نیمه پر لیوان را نگاه کنیم ، عده ای بر این عقیده هستند که جریان حق و باطل اکنون صریح تر از گذشته در مقابل هم صف آرایی کرده اند و این مساله موجب شفاف تر شدن جبهه ها و موضع گیری ها خواهد شد . بدین معنی که دیگر فضای سیاسی و اجتماعی آسیای جنوب غربی به مانند دهه 50 ، 60 میلادی کمتر دچار احساسات ملی گرایانه افراطی خواهد شد (هرچند وجود خواهد داشت - چرا که به گفته یک وکیل فرانسوی در فرانسه، که مهد احساسات ملی گرایانه شدید است معتقد بود ، آخرین پناهگاه مردان خبیث ، ملی گرایی افراطی است ) و این مساله در طول یک فرآیند زمانی که البته بازهم بطور دقیق نمی توان آن را پیش بینی نمود ، حل خواهد شد .
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]
پیروز چه کسی خواهد بود ؟ تجربه نشان داده اصل همیشه پیروز است و بدل ممکن است مدتی چشم نواز باشد اما هرچه باشد بدل است و جای اصل را نمی گیرد .
[/quote]

کی تایین میکنه که اصل چیه؟
مگر اینکه انتظار داشته باشیم اتفاقات عیب و غریب بیوفته، دیدیم که داعش کوچیکترین واکنشی به اسرائيل و تحرکاتش در غزه نشون نداد دلیلشون هم اینه که به محض اینکه پشتشون رو به شیعه ها بکنن، یه فتنه‌ی دیگه راه انداخته میشه!!...

به نظر من، تنها راه مقابله با این گروه ها، استفاده‌ی گسترده از نیروی هوایی گسترده و بزرگ و قدرتمند هست!! یعنی الان تنها راه چاره‌ی سریع و حتی میان مدت داعش، فقط نیروی هوایی چیزی مثل امریکا هستش که بتونه از هرگونه ستون کشی و تحرک اینها جلوگیری بکنه... بتونه کارگاه‌های اسلحه و مهمات اینها رو کشف و نابود کنه...بتونه با کار اطلاعاتی و شناسایی دقیق، فرماندهان اینها رو شناسایی و ترور بکنه...

هرگونه نبرد زمینی با این افراد قطعا شکست خواهد خورد مگر در بلند مدت و چشم‌اندازی در حد یک دهه!

اما باید دید امریکا دلیلی داره که چنین حرکت گسترده‌ای بر علیه اینها انجام بده؟؟

من توی تاپیکی در جواب بیگدلی به خدمت ایشون عرض کردم که اینده‌ی منطقه کاملا دست داعش هستش چون کاری که القائده نتونست انجام بده رو داره میکنه و اتفاقا با قدرت رسانه‌ای خیلی خوبی هم داره انجام میده... بنابراین، در چشم اندازی 4-5 ساله، اگر این گروه و تجمعاتش به کلی متلاشی نشن، گروه هایی مثل القائده و غیره در این گروه حل میشن و بزرگ‌تر میشه...

هر روزی که این گروه داره کار خودش رو به عنوان حاکم بلامنازع مناطق زیادی از عراق و سوریه پیش میبره، یک روز شکست برای ما هست...

رایش‌مارشال میگه داعش کارش رو به اینصورت به پیش میبره که منطقه رو برای چشم اندازی طولانی از امنیت دور میکنه... دقیقا این اتفاق قابل پیش‌بینی ترین مسئله‌ای هست که ممکنه رخ بده...

من نمی‌دونم داعش چرا تا حالا به ایران ما حمله نکرده، ولی امیدوارم برنامه‌ای واسه این کار نداشته باشه کلا یا به این زودی ها نداشته باشه چون ما همچنان در مرحله‌ی شعار و جذب سرباز های 18 ساله برای تامین امنیت اون مناطق هستیم و این به شدت خطرناکه...

فقط اثر روانی ایجاد شده توسط شایعاتی مبنی بر حضور 12 وهابی و دوختن لبای دخترا و تجاوز و نهایتا کشتن اونها رو ادم دنبال بکنه، کاملا متوجه میشه که مردم به سرعت از هم می‌شکنن در صورتی که داعش در یک شهر احکام اسلامی اجرا بکنه...

بسیج مردم هم کوچیکترین توفیری نداره چون جنگ زمینی با داعش دقیقا مثل کشتی گرفتن با خوکه...

داعش قوی نیست اگر مثل خودش باهاش نجنگی!! یه نیروی هوایی خوب، همونجوری که جهادی ها رو تو افغانستان و عراق فراری داد، امروز هم فراریشون میده...
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
پیرو پست های قبلی ، برای شناخت مفاهیم مرتبط با آینده ، مفاهیم زیر باید مورد بررسی قرار گیرند :

عناصر و اجزای درگیر در فرایند سناریوپردازی برای آینده عبارتند از :
- بررسی و ملاحظه مجدد آرمان و هدفها،
- شفاف سازی ایده هایی که منجر به موفقیت خواهند شد،
- شناسایی اولویت های راهبردی
- شناسایی شکافهای ‌میان جایگاه فعلی یک واحد سیاسی ( کشور ) و جایگاهی که واحد سیاسی فوق درآینده طلب می کند،
- شناسایی اقدامات مناسب برای پیشبرد اهداف .

پاول شومیکر (Paul Schoemaker)، مشاور و پروفسور دانشگاه وارتن،‌ یک فرایند 10 مرحله ای را برای سناریوپردازی بدین‌گونه عنوان می کند:

1. تعریف چارچوب زمانی و دامنه تجزیه و تحلیل
2. شناسایی مشارکت ذینفعان کلیدی، شامل شناخت کلیه طرفهای درگیرو شناسایی راهبردهای اتخاذ شده توسط آنان
3. شناسایی و شرح خلاصه روندهای اصلی، مشتمل بر چگونگی و چرایی تأثیرگذاری آنها بر یک واحد سیاسی .
4. شناسایی رویدادهای دارای نتایج نامطمئن که احتمال تأثیرگذاری آنها بر یک واحد سیاسی بیشتر است.
5. شکل دادن به محتوای اولیه سناریو. شامل روندهای احتمالی و مواردی که نسبت به آن عدم اطمینان وجود دارد که در حقیقت عناصر سازنده و اصلی سناریوپردازی هستند. این عناصر و اجزای از پیش تعیین شده، در همه سناریوها منعکس می شوند و عدم اطمینان ها یا مسایل مبهم،‌ در سناریوهای مختلف به شکلی متفاوت نقش بازی می کنند.
6. بررسی ثبات و امکان پذیری موضوعها و مطالب سناریو، با لحاظ کردن چارچوب زمانی و پیامدهای ممکن حاصل از عدم اطمینان ها و ابهام ها.
7. توسعه سناریوهای ساده برای بحث بیشتر.
8. شناسایی موارد مورد بحث و جمع آوری اطلاعات اضافی مورد نیاز؛ آزمون مجدد مفروضات سناریو.
9. توسعه مدلهای کمّی، در صورتی که تعاملات پیچیده نیازمند ارزیابی باشند.
10. حرکت بسمت ایجاد یک برآورد کامل از موضوع ، بدین صورت که این مساله سنجیده شود که ایا سناریوها توضیح دهنده ، مباحث واقعی را که یک واحد سیاسی با آنها روبه‌رو است، ‌منعکس می کنند یا خیر.

دوستان ملاحضه می کنند که هیچ چیزی بعنوان مباحث بی ثمر سیاسی و جناح گرایی ، سیاه نمایی و الی ماشا... موارد دیگر ، در یک بحث علمی وجود ندارد و نخواهد داشت .
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع نسبت به پاسخ بیشتر بسته شده است.