امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

با سلام

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

إنا لله وإنا إليه راجعون

 

sss~1.jpg

 

 

سرتیپ خلبان ، علی اشرف بهرامی پناه


تنها خلبانی است که فرمانده نیروی هوایی عراق به نام (WOLF) یا گرگ آسمان از او یاد کرده است.

 

dd~0.jpg
 


او تنها شاگرد ممتاز ، همه دوره های حرفه ای آکادمیک خلبانی ایالات متحده امریکا با نمره شگفت انگیز  یا (PREFECT) بوده و تنها کسی است که از استاد سختگیر امریکایی ( James Silicon) نمره 100 گرفته است ! پس از نپذیرفتن پیشنهاد ایالات متحده امریکا مبنی بر اقامت و دریافت امتیازات بسیار در آن کشور به ایران باز می گردد.او دارنده رکورد بیشترین ساعات انجام عملیات جنگی در زمان 8ساله ی جنگ بدون کوچکترین صدمه است. همچنین یکی از دارندگان با ارزشترین عنوان خلبانی و رزم خلبانی یعنی عنوان (TOP GUN ) تاریخ نیروی هوایی ایران است. وی دارنده دومین رکورد ساعت‌های پرواز پیاپی بدون توقف عملیاتی در جنگ است که پس از زدن این رکورد بسیار سخت و سنگین 40، % شنوایی گوش راست خود را از دست داد .
 

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

یادآوری می کنم که مطالب نادرستی ازمرحوم بهرامی پناه در اینترنت موجود است که خود ایشان هم از این مطالب بسیار ناراحت بودند و حتی به شخص بنده چند مورد را گفتند. در هر صورت پیشنهاد می کنم هر چیزی را که مطالعه کردید باور نکنید.

_________

 

مصاحبه ی ماهنامه ی صف با سرهنگ خلبان علی اشرف بهرامی پناه

 

مردان بی ادعا

 

 بهرامی پناه، در سال 1333 در کرمانشاه متولد شده است. پدرش فردی نظامی بوده و از همان کودکی، با شرایط زندگی نظامی گری آشنا شده و شغل خود را با آگاهی کامل انتخاب کرده است. خودش می گوید: "حتی پدرم با نظامی شدن من مخالف بود، ولی من گفتم می خواهم یک نظامی، آن هم یک خلبان شوم و در آسمان کشورم به پرواز در آیم."

 

pre_1461744067__57312770491796164104.jpg

 

مرحوم علی اشرف بهرامی پناه در اوایل ابتدا به بیماری؛ هنگامی که به دستگاه تنفس نیازی نداشتند.

 

 

 زبان انگلیسی را، آن هم در سطح پیشرفته و مسلط به این زبان، همزمان با دوران تحصیلات متوسطه فراگرفته و با مدرک دیپلم وارد دانشکده ی افسری نیروی زمینی در تهران شده است. به گفته ی خودش در آن زمان که افراد معدودی به دنبال آموزش زبان انگلیسی بودند، پدرش وی را به آکادمی زبان فرستاده و به او گفته اگر می خواهی باسواد باشی، باید انگلیسی بدانی.

 وقتی وارد دانشکده ی افسری شده، پس از سه سال تحصیل در رسته ی توپخانه و رسیدن به درجه ی ستوان دومی، نیروی هوایی طی نامه ای تعدادی از افراد را برای گذراندن دوره ی خلبانی درخواست کرده که او با توجه به علاقه ی شدیدش به خلبانی، داوطلب خلبانی شده است. او می گوید: "در آن زمان دانشکده ی خلبانی دانشجویانش را یک سال در ایران آموزش می داد و سپس دو سال نیز به آمریکا اعزام می کرد تا دوره ی پرواز را طی کنند. من به همراه حدود 80 نفر دیگر از دانشجویان رسته ی توپخانه به دانشکده ی خلبانی رفتم که پس از معاینات بدنی اولیه، 5 نفرمان برای خلبانی پذیرفته شدیم و بقیه به رسته های دیگر اختصاص یافتند.

 هر کس برای پرواز می رفت، می بایست آشنایی کامل به زبان انگلیسی داشته باشد و دوره ی مقدماتی پرواز را با موفقیت طی کند. من پس از گذراندن دوره ی مقدماتی، آن هم با نمره ی عالی، امتحان نهایی را که به نام ECL test یا B test معروف بود و فرد در صورت قبول نشدن در آن به آمریکا اعزام نمی شد، با موفقیت طی کردم."

 بهرامی پناه در سال 1355 به آمریکا اعزام شده و رنج غربت و دوری از خانواده و وطن را به امید آینده ای بهتر و افتخار آفرینی برای وطن تحمل کرده است. او می گوید: "در آمریکا پس از طی مختصر دوره آموزش و موفقیت در امتحان اول زبان که نمره 93 گرفتم، باید با هواپیمای ملخ دار به نام T-41 پرواز می کردم که مدت آن 26 سورتی پرواز بود. من فقط 17 سورتی پرواز را تمام کرده بودم که معلم آموزش گفت بیشتر از این نیاز نیست، پرواز شما مورد تایید است. بنابراین منتظر شدم که 5 نفر دیگر از همدوره ای های ایرانیم (آزاده خلبان خسرو ادیبی که در دوران دفاع مقدس خلبان F-4 بود و در عملیات برون مرزی هواپیمایش مورد هدف قرار گرفت و اسیر شد و پس از 5 سال به وطن بازگشت، خلبان خرم دل که یکی از خلبانان باسواد بود و اکنون به عنوان خلبان آموزشی پرواز می کند، شهید وثوق محمدی و شهید ابراهیم شریفی و احمد میقانی) پرواز های خود را انجام دادند و سپس با همدیگر به یک پایگاه هوایی در ایالت می سی سی پی رفتیم.

 ما اولین گروه از خلبانان ایرانی بودیم که برای آموزش آیفا می رفتیم و با خلبانان کشور های دیگر در یک کلاس بودیم در آنجا بعد از آن که کلاس های زمینی تمام شد، برای پرواز با هواپیمای T-37 که یک هواپیمای جت 2 موتوره مادون صوت بود، شروع به پرواز کردیم. 95 ساعت باید پرواز می کردیم که آن جا هم پس از 83 ساعت پرواز مربی آموزش به من گفت شما دیگر نیازی به پرواز با این هواپیما ندارید و باید بروید برای پرواز با هواپیمای جت مافوق صوت T-38 آماده شوید. من دو هفته زودتر از بقیه آن دوره را تمام کردم و منتظر ماندم تا اینکه پرواز ما با هواپیمای تی-38 شروع شد. دوره ی پروازی در آمریکا حداقل دو سال بود، ولی من و شهید محمدی 17 ماه در آنجا بودیم و سرانجام موفق شدیم دوره آموزشی T-38 را هم با موفقیت تمام کنیم. یادم هست که در پرواز آخر که Final Check نام داشت، من با سختگیرترین استاد آنجا پرواز داشتم. او ابتدا از کتاب Dash-1 از من سوال کرد، در صورتی که طبق برنامه، ابتدا می‌بایست همراه او پرواز می‌کردم و بعد از کتاب سوال می‌کرد.او روال کار را عوض کرد و من می‌بایست حتی یک کلمه از کتاب را جا نمی‌گذاشتم که به لطف خدا تمام سوال ها را پاسخ دادم و پس از آن پرواز کردم. در حین پرواز با درخواست خودش یک حرکت نمایشی هم انجام دادم و پس از آن به گردان پرواز برگشتیم. سپس او شروع کرد به ارائه ی نمره به وضعیت پروازی من که شامل چندین بخش می شو و چون همه نمرات من عالی شده بود، خودش هم از خوشحالی در پوستش نمی‌گنجید و مرا در آغوش گرفته و تحسین کرد.

 با پایان دوره پرواز در آمریکا یک هفته بعد قصد برگشت به ایران را داشتم که متوجه شدم از آمریکا به نیروی هوایی ایران نامه زده‌اند تا مرا در آنجا نگهدارند. اما وقتی این موضوع را به خود من اعلام کردند، من قبول نکردم و بعد از 17 ماه نشان خلبانی خود را گرفته و به عشق وطن و خدمت برای آبادانی آن به ایران برگشتم."

بهرامی پناه در فروردین 1357 به ایران برگشت و توسط ستاد نیروی هوایی برای پرواز با هواپیمای F-4 فانتوم انتخاب شد. سپس به پایگاه بوشهر اختصاص یافت و در مدت 6 ماهی که در آنجا بوده، به خاطر تحرکات در حال انجام در منطقه، فقط چند سورتی پرواز انجام داده است. یکی از تلخ ترین خاطرات خدمتی وی مربوط به همان دوران است. او توضیح می‌دهد: "فرمانده ای به نام شهید فاتح داشتیم که یک پرواز آزمایشی به همراه معاون گردان، صبح زود انجام داد و به دلایل نامعلومی دچار سانحه شد. من به همراه دوستان به محل سانحه رفتیم و بدن های تکه تکه آنان را جمع کردیم که این واقعه من را واقعا منقلب کرد و من اعلام کردم که دیگر با هواپیمای F-4 پرواز نمی‌کنم و می‌خواهم با F-5 که تک کابین است پرواز کنم؛ من نمی‌خواهم اگر دچار سانحه شدم، جان یک نفر دیگر را هم به خطر بیندازم. اما آن‌ها قبول نکردند و گفتند که درجه شما را می‌گیریم و من هم دوباره گفتم فقط در صورتی می مانم که با F-5 پرواز کنم. بعد از 6 ماه سرانجام آن‌ها قبول کردند و من را به صورت تنبیهی به دزفول منتقل کردند و گفتند چون پرواز نمی‌کنی، در محل افسر پست فرماندهی خدمت کن.

 اما دوباره پس از 6 ماه به من اجازه دادند که به اصفهان بروم و دوره آموزش F-5 را سپری کنم.آن دوره را نیز با موفقیت طی کردم و در سال 1360، در حالی که چند ماهی از تجاوز وحشیانه رژیم بعثی عراق به خاک کشورمان می‌گذشت، به دزفول برگشتم و تا سال 1366 در دزفول خدمت کردم. من جزو اولین گروهی بودم که پرواز آموزشی عملیاتی خود را در حین جنگ انجام داد."

 بهرامی پناه با حضور در پایگاه هوایی دزفول، همراه با سایر تیزپروازان نیروی هوایی ارتش، در مقابل جنگنده های عراق و در حمله به نیرو های پیاده و تأسیسات عراق، حماسه ها آفریده و تنها خلبان ایرانی است که فرمانده نیروی هوایی عراق با نام "گرگ آسمان" از او یاد کرده است.

 "اولین پرواز برون مرزی من یک پرواز 2 فروندی، به همراه جناب سروان شیرافکن همتی (امیر بازنشسته فعلی) بود. معمولا در پرواز های جنگی دو هدف در نظر گرفته می‌شود که در آن مأموریت، چون هدف اول ما مشخص نبود، به سمت هدف دوم رفتیم که چند تانکر سوخت بود و آن ها را منهدم کردیم. اما در موقع برگشت متوجه شدیم که یکی از بمب ها شلیک نشده و یک هواپیمای عراقی نیز در بالای سرمان قرار گرفته و به سمت ما تیراندازی می‌کند. در یک لحظه من سرعت هواپیما را به حداقل رساندم و هواپیمای عراقی از ما جلو افتاد و وقتی می‌خواست دور بزند،‌به زمین خورد و منفجر شد. من هم چون با وجود بمب در زیر هواپیما نمی توانستم در پایگاه بنشینم،‌ بمب ها را در رودخانه رها کردم و این اولین خاطره برون مرزی من بود."

 

 بهرامی پناه در شهریور 1366 به پایگاه اصفهان منتقل شد و در دانشگاه خلبانی به مدت سه سال استاد پرواز بود. در سال 1369 که قرار شده دو نفر را به کشور چین جهت طی دوره آموزشی هواپیمای F-7 که چند فروند از این نوع هواپیما به تازگی توسط کشورمان خریداری شده بوده، اعزام کنند، او به همراه خلبان حسینی به چین اعزام شده و به مدت 5 ماه در چین آموزش‌های لازم را طی کرده و به ایران برگشته است. او می‌گوید: "در بازگشت از چین به پایگاه امیدیه اختصاص یافتم و به مدت چهار سال نیز در آنجا کتاب‌ های آموزشی هواپیمای F-7 را که به زبان چینی بود، معادل‌سازی کردیم. سپس با کمک سایر خلبانان، مرکز آموزش هواپیمای F-7 را در اصفهان راه‌ اندازی کردیم که در آنجا، در یکی از پرواز‌های آزمایشی، بعد از 25 دقیقه، به دلیل فنی، تلق روی کابین هواپیمای من باز شد و با توجه به اختلاف فشار هوا، پرده گوشم پاره شد. من به سختی هواپیما را کنترل کردم و با لطف خدا هواپیما را بر زمین نشاندم."

 بهرامی پناه از این که توانسته است در دوران دفاع مقدس و پس از آن، فرد مفیدی برای نیروی هوایی باشد و خلبان های زیادی را آموزش و تحویل کشورمان بدهد خوشحال است.

 

مجله ی صف، شماره 412، مسلسل 1157، شهریور 94

(مصاحبه ی فوق در چند سایت دیگر نیز منتشر شده است.)

  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 

در کمال تاسف سرهنگ خلبان علی اشرف بهرامی پناه، خلبان چیره دست 8 سال دفاع مقدس و استاد چندین نفر از خلبانان کنونی، پس از تحمل رنج و درد ناشی از بیماری ALS، در 30 فروردین دار فانی را وداع گفت.

 

 

 

1- عرض ادب دوست عزیز...

 

2- درگذشت این عزیز بزرگوار و قهرمان جنگ، رو به شما و خانواده ایشون تسلیت عرض می کنم. روحشون قرین آرامش ابدی.

 

3- http://www.military.ir/forums/statuses/user/15496-transylvania/?status_id=155357

 

4- http://www.ww2f.com/topic/58076-another-eagle-went-to-sky/

ویرایش شده در توسط TRANSYLVANIA
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط farmandekoll
      بعد از ظهور جنگنده رهگیر Su-27 و آشکار شدن تواناییهای بالقوه آن( بخصوص در برابر نمونه غربی یعنی F-15 Eagle) روسیه در پی تغییر و بهبود این جنگنده متناسب با نیازها و خواستهای مشتریان شد. در نتیجه مدلهای مختلفی از این هواپیما طراحی و عرضه شد که یک گروه از آنها جنگنده سوخوی Su-30 بود که به کشورهای هند، چین، اندونزی، ویتنام و مالزی صادر شد. در ادامه به معرفی انواع مختلف Su-30 می پردازیم.

      Su-30 : جنگنده رهگیر دو سرنشینه

      این مدل که در واقع Su-27PU می باشد - بعدها Su-30 خوانده شد – در اواخر دهه 80 میلادی به عنوان جنگنده رهگیر دور برد و پست فرماندهی هوایی توسعه و ظهور یافت.در شروع پروژه Su-27UB هواپیمای آموزشی رزمی به عنوان پایه این مدل انتخاب شد. زیرا این مدل هم مزیت های رزمی Su-27 و هم دو سرنشینه بودن را داشت. برای برآورده کردن برد زیاد امکان سوختگیری هوایی به Su-27UB داده شد. سیستمهای اویونیک( الکترونیک پروازی) آن بهبود یافت. سیستمهای ویژه ارتباطی و هدایتی برای فرماندهی پروازهای جمعی با جنگنده های تک سرنشینه Su-27 نیز بر روی این هواپیما قرار داده شد. در کاکپیت عقب یک نمایشگر بزرگ CRT ( نمایشگرهایی مانند تلویزیون) قرار داده شد که به لیدر آرایش، اطلاعات تاکتیکی مانند هدف ها و رهگیر ها را نشان می دهد. سیستمهای ناوبری و پرواز با سیم نیز ارتقا یافته اند. فقط تعدادی از این هواپیما در نیروی هوایی روسیه وارد خدمت شدند.


      Su-30MK : جنگنده چند منظوره دو سرنشینه


      در سال 1993 سوخوی نمونه های نخستین Su-30 را به نمونه اثباتگر برای به فروش رساندن مدل های چند منظوره که Su-30MK خوانده می شدند، تبدیل کرد. MK که در آن M به جای Modified و K به جای Commercial (در زبان روسی) است نشان می دهد که این نمونه برای بازار صادراتی توسعه یافته است. در هسته این مدل سیستم کتنرل آتش چند منظوره ارتقا یافته با توجه به درخواست مشتریان قرار داده می شود. توانایی هوا به زمین هواپیما به طور قابل ملاحظه ای ارتقا داده شده است و موشکها و بمب های متنوعی نیز برای انتخاب تسلیحات آن افزوده شده است. برای نقشهای هوا به هوا موشک میان برد RVV-AE ( R-77 اَدر یا آمرامسکی) با سیستم هدایت راداری فعال قابلیت نصب پیدا کرده است.

      Su-30K و Su-30MKI: فلانکر های دو سرنشینه هند

      هند اولین خریدار جنگنده Su-30MK بود. برای برآورده کردن نیازهای هند، Su-30MKI توسعه یافت. Su-30MKI تفاوت قابل توجهی با Su-30MK دارد. بطوریکه در آن کانارد(پیش بال) و دو موتور AL-31 جدیدتر با توانایی تغییر بردار رانش قرار داده شده است که مانور پذیری هواپیما را بسیار بالا برده است. این موتور ها با تراست 130 کیلو نیوتون هواپیما را به حداکثر سرعت 2125 کیلومتر در ساعت (2 ماخ ) می رساند. دریچه موتورها قابلیت چرخش تا 15 درجه افقی و عمودی را دارد. البته موتور های نمونه Su-30K دارای سیستم تغییر بردار رانش نمی باشند. رادار Su-30MKI ، NIIP N011M بوده که همان رادار استفاده شده در جنگنده Su-35 و Su-37 می باشد و سازگار با انواع موشکهای هوا به زمین و هوا یه هوا از جمله R-60 آفید، R-73 آرچر، R-27 آلامو و R-77 اَدر را می باشد. سیستمهای ناوبری و نمایشگر های سربالا نیز با سیستمهای ساخت سکستانت اویونیک فرانسه جایگزین شده اند.



      Su-30MKK : جنگنده چند منظوره دوسرنشینه چین

      Su-30MKK چندمنظوره، دوسرنشینه و برای چین توسعه یافته است.این مدل نیز مانند Su-30MKI دارای کاکپیت دو سرنشینه بوده که از نمایشگرهای چند منظوره در آن استفاده شده است. بعلاوه این مدل دارای توانایی سوختگیری هوایی می باشد. در این مدل از بالهای بزرگتر Su-35 برای جای دادن سوخت بیشتر استفاده شده است. Su-30MKK فاقد کانارد بوده و موتور آن مانند دیگر مدلها توربو فن Al-31F بدون سیستم تغییر بردار رانش می باشد که البته از نمونه MKI تراست کمتری تولید می کند (122.58 کیلو نیوتون) که هواپیما را به حداکثر سرعت 2125 کیلومتر در ساعت(2 ماخ ) می رساند. رادار Su-30MKK، N001VE بوده که سازگار با موشک R-77 اَدر می باشد. این هواپیما مانند دیگر هم خانواده های خود قادر به حمل طیف وسیعی از موشکهای هوا به زمین و هوا به هوا می باشد که در 12 جایگاه تعبیه شده قرار می گیرند. از دیگر سلاحهای قابل حمل این مدل می توان به R-60، R-73 آرچر و R-27 آلامو به همراه یک توپ 30 میلیمتری با 150 توپ اشاره کرد. همچنین حداکثر وزن برخاست با تقویت ارابه فرود و بدنه به 38000 کیلوگرم افزایش یافته است. در سال 1999 سوخوی، T10PU-5 ( نمونه اولیه Su-30) را به مدل MKK تغییر داد و اولین پرواز آن در 9 می 1999 انجام شد. در ادامه در 19 می همان سال تولید Su-30MKK با شماره سریال 501 آغاز شد.




    • توسط kingraptor
      در ابتدا توضيح بدم كه تحت عنوان T.50 دو پروژه وجود دارد يكي مربوط به طرح جت آموزشي پيشرفته كره جنوبي و ديگري طرح سخوي براي جنگنده ي نسل پنجم روسيه (البته اين طرح براي مقابله با رپتور ها كاملتر شده و زودتر وارد خدمت خواهد شد)
      مدتهاست كه طرح جنگنده ي نسل پنجم روسيه(LFI كه مخفف logkiy frontovoi istrebitel) مطرح است و با مشكلات بسياري همراه بود تا كنون طرح هاي بسياري براي آن مطرح گرديده كه حتي تا نمونه سازي هم پيش رفته ولي نبود بوجه و پشتيباني موجب كنسل شدن آنها گرديده طرح هايي همچون mig.144 كه شركت ميگ اميد بسياري به آن داشت ولي پيشنمونه ي آن حتي پرواز هم نكرد يا طرح su.47 بركوت كه درواقع يك طرح آزمايشيست با وجود بسيار كارا بودن اين طرح و حتي جنبه هاي برتر آن نسبت به رپتور هاي آمريكايي اميد كمي به توليد آن وجود دارد(رقيب اين طرح طرح x.29 نبود طرح فوق محرمانه ي F.25 بود كه كنسل گرديد) اگر هم توليد شود در تعداد پايين و آهنگ كند خواهد بود I.2000 هم كه تنها روي كاغذ نقش بست و هيچگاه فراتر نرفت.(البته اين طرح را بايد مشتقي I.2000 دانست)
      اما با رشد اقتصادي روسيه تصميم گرفته شده تا بوجه مورد نياز را تامين كنند پروژه اي جاه طلبانه كه اميد بسياري به آن مي رود اين طرح از سوي سخوي پيشنهاد شده و اولين طرحيست كه از اين شيوه ي پنهانكاري در شرق استفاده مي كند به تقليد از آمريكا
      طرح T.50 بسيار شبيه به f.22 از كار در آمده البته دماق و قسمت دم تفاوت دارند اما در نهايت شباهت در انتخاب شيوه ي آيرو ديناميكي بسيار بچشم مي آيد البته از محفظه هاي سلاح خبري نيست(چيزي كه حتي در بركوت هم بود)
      اين جنگنده به نام PAK FA خوانده مي شود كه مخفف Perspektivnyi Aviatsionnyi Kompleks Frontovoi Aviatsyi - Future Air Complex for Tactical Air Forces است
      اما ويزگي ها قرار است اين جنگند از قدرت پرواز سوپر كروز همانند رپتور برخوردار باشد همچنين بيشينه وزن برخواستن آن(20 تن) است كهاين ميزان براي F.22 رپتور (24 تن) و براي F.35 هم 17.2 تن مي باشد كه اين يعني وزن كمتر و چابكي بيشتر نسبت به رپتور
      براي افزايش پنهانكاري از جنبه هايي از روشهاي بكار رفته از بركوت استفاده شده
      جنگنده ي T.50 از دو موتور AL-41F استفاده مي كند
      در مورد رادار T.50 قرار است از يك رادار چند حالته ي جديد با توان آشكار سازي بالا وبرد بيشينه ي زياد توسط فازاترن (Fazatron-NIIR) در حال تكميل است استفاده كند
      قرار است اولين پيشنمونه هاي T.50 يا همان PAK FA بين سالهاي2006 تا 2010 انجام گردد و تا سال 2011 يا 2012 وارد خدمت گردد(البته بعيد است به اين سرعت آزمايشات آن تمام شود چون بطور مثال رپتور مدتها در انتظار ورود به خدمت بود)
      گفته مي شود ممكن است اين طرح بيش از 1.5 بيليون دلا هزينه ي كلي داشته باشد(واقعا نجوميه)گفته مي شود حد اقل به 800 ميليون دلار تنها براي تكميل ايونيك آن مورد نياز است اينكه آيا اين جنگنده با اين ارقام نجومي در سال 2010 وارد خدمت مي شود يا نه يك معماست؟



      Military.blogfa.com
    • توسط hosseingmn
      میگ-31 نوع ارتقا یافته و جایگزین میگ-25 میباشد که در زمان خود بی رقیب بود و اکنون جای خود را به پسرش داده است. بی شک میگ-31 پرقدرتمندترین رهگیر روسیه و در کل جهان میباشد که توانایی رهگیری همزمان چندین جنگنده مهاجم را دارا میباشد و نیز اولین جنگنده عملیاتی شوروی با توانایی نگاه به پایین و شلیک به پایین میباشد. این جنگنده از راداری بسیار قوی با نام Zaslon بهره میبرد که به فاکس هوند این امکان را میدهد تا همزمان به 4 (در مدلهای اولیه) هدف حمله کند و نیز دیگر جنگنده های دشمن را تحت کنترل داشته باشد! طبق نظر بعضی کارشناسان این رادار قویترین و بهترین رادار جهان میباشد که حتی میتواند استیلت را هم شناسایی کند! از نظر سیستم رانش نیز میگ-31 از دو موتور توربوجت با پس سوز D-30F6 بهره میبرد که هر کدام تراستی برابر 93KN تولید مینمایند و با آنها فاکس هوند سرعتی برابر با 3 برابر صوت پیدا میکند! طراحی و شکل ظاهری میگ-31 بسیار شبیه به میگ-25 میباشد و دقیقا مانند آن دارای 2 جایگاه تسلیحات در زیر هر بال و یکی در انتهای بال به اضافه 4 جایگاه در زیر بدنه هواپیما میباشد. در دهه 1990 با توجه به قدرتمندتر شدن جنگنده های غربی روسیه فاکس هوند های خود را ارتقا داد که تواناییهای میگ-31 بسیار بهتر و بیشتر از قبل شد که امروزه این مدل با نام MiG-31BM شناخته میشود. MiG-31BM دارای آیونیکی بسیار قویتر از نسلهای قبلی خود میباشد و میتواند به راحتی با اهداف هوایی یا زمینی درگیر شود. و نیز به واسطه رادار پرقدرت خود میتواند همزمان 24 جنگنده دشمن را شناسایی کرده و با 6 تا از آنها درگیر شود! این رادار جدید همچنین میتواند به نحو احسن اهداف زمینی را نیز شناسایی کند. در ادامه با مشخصات MiG-31A آشنا میشوید :

      MiG-31A

      کشور سازنده : شوروی سابق
      هواپیماهای مشابه : MiG-25 , F-14 , F15
      تعداد سرنشین : 2 نفر
      ماموریت اصلی : رهگیر تمام آب و هوایی + ایجاد امنیت هوایی
      طول : 21.5 متر
      طول بال : 14 متر
      ارتفاع : 6.6 متر
      حداکثر سرعت : 3 ماخ
      وزن خالی : 22 تن
      وزن استاندارد : 37 تن
      حداکثر وزن : 47 تن
      نوع و قدرت موتور : دو موتور توربوجت با پس سوز D-30F6 هر کدام با تراست 93 کیلو نیوتن
      حداکثر تحمل G : در سرعتهای فراصوت +5 جی
      حداکثر برد : 3300 کیلومتر
      شعاع عملیاتی : 720 کیلومتر
      ارتفاع پرواز : 25 کیلومتر
      ارتفاع پرواز از سطح دریا : ؟
      مدت زمان برای رسیدن به ارتفاع 20 کیلومتری : 8 دقیقه و 54 ثانیه
      قابلیت سوختگیری هوایی : ندارد
      حسگرها : LD/SD TWS radar, possible IRST, RWR (رادار Zaslon S-800 با برد 200 کیلومتر)
      نوع تسلیحات : یک قبضه توپ 23 میلی متری GSh-6-23 + موشکهای هوا به هوای R-33 , R-40 , R-60 , R-73

      MiG-31BM

      این مدل در بسیاری جهات شبیه مدلهای قبلی است و در اینجا فقط نکات مهم را بیان میکنم.
      نوع رادار : Zaslon-M با برد 400 کیلومتر و توانایی شناسایی استیلت ، همزمان 24 هدف را شناسایی و به 6 تا از آنها حمله میکند و بقیه را نیز تحت نظر دارد.
      توانایی جنگ الکترونیک : دارای سیستم مدرن ECM و ضد ECM
      آیونیک این مدل بسیار پیشرفته تر از مدلهای قبلی است.
      نوع تسلیحات :
      یک قبضه توپ 23 میلی متری GSh-6-23
      موشکهای هوا به هوای R-27 , R-33 , R-37 , R-40 , R-60 , R-73 , R-77
      موشکهای هوا به زمین Kh-31P , Kh-58
      قیمت میگ-31 بی ام : 40 میلیون دلار

      توضیحاتی چند در مورد موشکهای هوا به هوای قابل حمل توسط میگ-31 :
      R-27 با برد 70 الی 170 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3600 Km/h
      R-33 با برد 160 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3700 Km/h
      R-37 با برد 300 ، حداکثر سرعت هدف : ؟
      R-40 با برد 50 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : ؟
      R-60 با برد 10 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : ؟
      R-73 با برد 40 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 2500 Km/h
      R-77 با برد 90 الی 160 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3700 Km/h
      R-172 با برد 400 کیلومتر, حداکثر سرعت هدف؟
      چگونگی ظرفیت حمل موشکهای هوا به هوا در MiG-31BM :

      A) 8 R-33 & 2 R-60 or R-73
      6 R-33 & 2 R-40 & 2 R-60 or R-73
      C) 4 R-33 & 4 R-40 & 2 R-60 or R-73
      D) 4 R-33 & 4 R-73 & 2 R-40 & 2 R-60 or R-73







      منبع : وبلاگ میلیتاری
    • توسط bell214
      مرواریدی در ژرفا
      مصاحبه با خانواده شهيد سرهنگ خلبان «محمدهاشم آل‌آقا»
      قهرمان شکاری (F-14)
      مقدمه:
      مدتها بود كه به صورت جسته و گريخته در محافل گوناگون كه از جنگ و نيروي هوايي صحبتي به ميان مي‌آمد و يادي از شهدا و همچنين شهيد سرهنگ خلبان «محمدهاشم آل‌آقا» مي‌شد، همرزمان و دوستانش در شجاعت، دلاوري، صداقت و خاكي بودن وي اتفاق نظر داشتند. ما نيز پيرو وظيفه‌مان مترصد فرصتي بوديم كه خدمت خانواده معظم شهيد رسيده و نسبت به احوالات وي معرفت بيشتري حاصل كنيم. اشاره كتاب «تامكت‌هاي ايران در جنگ تحميلي» به اين شهيد بزرگوار كه در شماره پيشين از نظرتان گذشت، بهترين بهانه براي اين منظور بود كه به لطف خداوند با دريافت اذن شرفيابي از خانواده شهيد مقصودمان حاصل شد.

      باز هم مثل هميشه خود را در آن‌قدر مرتبه‌اي نمي‌بينم كه رمز و راز شهداي ميهن را بنگارم و به تصوير بكشم، با اين حال براي رسالتي كه بر دوشم سنگيني مي‌كند بهانه خوبي دارم.

      سايلي را گفت آن پير كهن چند از مردان حق‌گويي سخن

      گفت خوش آيد زبان را بر دوام تا بگويد ذكر ايشان را مدام

      گر نيم زايشان از ايشان گفته‌ام خوشدلم كاين قصه از جان گفته‌ام

      محمدهاشم در 27 آبان سال 1324 در خاندان بزرگ «آل‌آقا» كه از خانواده‌هاي سرشناس شهر كرمانشاه مي‌باشد پا به عرصه وجود گذاشت. دوران تحصيل خود در مقاطع ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان را در شهر كرمانشاه گذراند. با اعلام مخالفت مادرش با وجود عشقي كه به پرواز داشت از اين كار منصرف شد اما علاقه وافر وي به ارتش كه همانا عشق خدمت به وطن بود باعث شد كه نهايتا به جمع نيروهاي مسلح بپيوندد. به دنبال آن وي پس از شركت در آزمون ورودي، موفق به راهيابي به دانشكده افسري نيروي زميني ارتش شده و با توجه به عطش دروني‌اش در ميل به بال گشودن همزمان در جهت جلب رضايت مادر گام بر مي‌دارد. پس از فارغ‌التحصيلي از دانشگاه افسري اصرار وي كارگر افتاده و مادر به خلبان شدن فرزند راضي مي‌شود. هاشم كه گويي در ابتداي راه قرار دارد با نيروي مضاعفي بلافاصله اقدام كرده و با شركت در آزمون دانشكده خلباني از اين امتحان نيز سربلند بيرون آمده و با رسيدن به آرزوي ديرينه خود به جرگه دانشجويان خلباني نيروي هوايي ارتش مي‌پيوندد. با اتمام كلاسهاي زميني و آموزش مقدماتي پرواز، طبق روال آن روز نيروي هوايي براي تكميل دانش پرواز خود راهي ايالات متحده مي‌شود. با اتمام دوره، مفتخر به دريافت وينگ خلباني شده و راه بازگشت به وطن را در پيش مي‌گيرد. سروان خلبان هاشم آل‌آقا مقارن با سال 1350 به كشور بازگشته و با امريه ستاد فرماندهي نيروي هوايي به عنوان كمك خلبان جنگنده F-4، فانتوم، به پايگاه هفتم شكاري شيراز منتقل مي‌شود. در ادامه در سال 1351 برابر امريه ديگري براي ادامه انجام وظيفه به پايگاه يكم شكاري تهران فرستاده مي‌شود. هاشم در همين سال با دختري در همان محله سكونت پدر و مادرش در شهر كرمانشاه آشنا شده و اين آشنايي به ازدواج اين دو ختم مي‌شود.

      آنها زندگي مشتركشان را در تهران آغاز كرده و پس از حدود 4 سال، در سال 1356 آماده سفري طولاني مي‌شوند. سروان خلبان آل‌آقا براساس صلاحديد فرماندهان وقت به همراه تني چند از خلبانان فانتوم، با خانواده‌هايشان براي آموزش هدايت پرنده پيچيده، انقلابي و جديد نيروي هوايي ارتش، گرومن F-14 تامكت عازم پايگاه نيروي دريايي ايالات متحده در ايالت ويرجينيا مي‌شوند. براي خلبانان باتجربه فانتوم همچون هاشم آل‌آقا پرواز با گربه گرومن و كاربري تسليحاتش كار آنچنان سختي نبود. زيرا در درجه اول F-4 و F-14 هر دو اصلا براي نيروي دريايي ايالات متحده طراحي و ساخته شده و بديهي است كه از يك استاندارد يكسان براي طراحي و ساخت آنها استفاده شده است و در درجه دوم از سه موشك هوا به هواي مورد استفاده تامكت‌هاي ايران، فانتوم قابليت شليك دو موشك آن (AIM-7 اسپارو و AIM-9 سايدوايندر) را دارد. با توجه به اينكه آل‌آقا و همرزمانش در جنگنده فانتوم در چگونگي استفاده از اين دو موشك تجربه كافي و وافي داشتند، فقط مي‌بايست اسلحه اصلي تامكت، موشك اسطوره‌اي هيوز AIM-54 فينيكس و رادار آن هيوز AWG-9 را به‌طور كامل بشناسند. اگر عوامل مذكور را به اضافه هوش و جسارت ايراني كنيم مي‌شود حدس زد كه تمام نفرات اعزامي به راحتي بتوانند دوره خلباني F-14 را با موفقيت و سربلندي طي كنند. پس از پايان دوره در مدت حدود 18 ماه، خلبانان جديد جنگنده جديد در آبان 57 به سرزمين اجدادي خود باز مي‌گردند. با توجه به اينكه كانون فعاليت F-14 در ايران پايگاه هشتم شكاري مي‌باشد، هاشم به همراه خانواده خود از تهران به اصفهان نقل مكان مي‌كند. سكونت آنها در اصفهان مصادف مي‌شود با اوج‌گيري تظاهرات مردمي عليه حكومت پهلوي كه در نهايت به پيروزي انقلاب اسلامي ايران در بهمن 57 منجر شد. وقوع انقلاب در كشورمان سنگ محك بسيار جالبي براي تعيين عيار ارق ملي و حس وطن‌پرستي كاركنان نيروهاي مسلح بود و چه زيبا كه آل‌آقا و همرزمان ميهن‌پرستش در اين آزمون كوچكترين ناخالصي از خود نشان ندادند.

      سروان خلبان محمدهاشم آل‌آقا كه در زمان پيروزي انقلاب از افسران ارشد نيرو محسوب مي‌شد و مدتها بود كه به عنوان استاد خلبان، آموزش خلبانان را به عهده گرفته بود پس از پيروزي انقلاب امر آموزش را با جديت بيشتري پيگير شد. آري او نيز مي‌دانست آموزش صحيح و كامل مهمترين رمز پيروزي بر دشمنان ملت است.

      با شروع جنگ تحميلي فعالانه وارد صحنه نبرد شد و در عين حال از آموزش جوانان غافل نشد تا اينكه به علت رشادت، جديت و جسارت در امور محوله در سال 1362 از طرف فرماندهي وقت نيرو به سمت جانشين فرماندهي عمليات نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران منصوب مي‌شود.

      رسيدن به پست معاونت عمليات نيرو بهانه خوبي بود تا هاشم در كنار سرهنگ خلبان «عباس بابايي» خود را هرچه بيشتر درگير جنگ كرده و تواناييهاي خود را در اين عرصه، عرضه دارد. بابايي و آل‌آقا همواره پيش از انجام هر عملياتي ابتدا خود مبادرت به شناسايي و ارزيابي هدف از لحاظ موضع پدافندي، سمت حمله و غيره كرده تا عمليات اصلي با خطر كمتر و ديد بازتري صورت گيرد. نكته جالب توجه در اين مطلب اين است كه آنها هرگز گرفتار جو پست و مقام نشده و فقط به اين مساله كه در كجا مي‌توانند منشا اثر باشند توجه داشتند «آري ما چنين جان بركفاني داشتيم».

      هاشم آل‌آقا در درجه اول همانطور كه ذكر شد از فرماندهان ارشد نيرو بود و در درجه دوم مشغله‌هاي فراواني به عنوان طراح عمليات داشت و اين دو مورد كافي بود تا نتواند پروازهاي عملياتي انجام دهد، با اين حال فعالانه در پروازهاي گشتي و اسكورت نفتكش‌ها و كشتيهاي تجاري شركت مي‌كرد و اين‌چنين بود تا به خواست خدا خليج نيلگون و هميشه فارس ايران، مشهد شهيد سرهنگ خلبان محمدهاشم آل‌آقا باشد.

      تقويم‌ها روز 20 مرداد 1363 را نشان مي‌داد و آسمان آبي خليج فارس يكي از گرمترين روزهاي خود را سپري مي‌كرد. هاشم آل‌آقا و كمك خلبانش در يك تامكت طي ماموريتي مشغول اسكورت نفتكش‌ها و كشتيهاي تجاري كشورمان بود. در همين اثنا ناگهان مورد حمله چند فروند جنگنده ميراژ F1 عراقي قرار مي‌گيرد. درگيري آغاز و پس از مدتي جنگ و گريز تامكت‌ها آل‌آقا مورد اصابت موشك شليك شده از طرف جنگنده عراقي قرار گرفته و به درون آب سقوط مي‌كند. شاهدان عيني حادثه كه دورادور ناظر درگيري آنها بودند خطر شليك شدن موشك سوپر 530F-1 به سمت تامكت را به آل‌آقا گوشزد مي‌كنند اما آل‌آقا در جواب آنها مي‌گويد هيچ نشانه‌اي دال بر حمله موشك به سمتشان در سامانه‌هاي هشداردهنده مشاهده نمي‌كند. اين مطلب گوياي آن است كه عراقي‌ها با استفاده از اطلاعات فني كه امريكايي‌ها در اختيار آنها قرار داده بودند در استفاده از نقاط ضعف F-14 كاملا موفق عمل كرده‌اند.

      همسر هاشم كه از چند روز پيش براي ديدن اقوام به كرمانشاه رفته بود در روز بازگشت به تهران كه مصادف مي‌شود با روز شهادت هاشم با شكسته شدن ديوار صوتي شهر كرمانشاه توسط جنگنده‌هاي عراقي مواجه مي‌شود. با مشاهده اين اتفاق گويي به وي الهام مي‌شود كه براي هاشم اتفاقي افتاده اما با ذكر و ياد خدا آرامش يافته و به خود تلقين مي‌كند كه انشاءا... اتفاقي نيفتاده. پس از رسيدن به تهران هرچه منتظر مي‌ماند از تلفن هاشم خبري نمي‌شود. صبرش لبريز شده و با پايگاه هشتم تماس مي‌گيرد. ديسپچ پايگاه با توجه به اينكه تامكت آل‌آقا بازنگشته و هيچ خبر دقيقي دال بر شهادت يا زنده بودنش در دست نيست با جوابهاي سربالا به همسر وي مي‌گويد: «همين الان دوباره براي ماموريتي ديگر به پرواز درآمد. به محض بازگشت مي‌گوييم با شما تماس بگيرد.» با شنيدن اين جوابها و طولاني شدن انتظار، همسر شهيد از وقوع سانحه براي هاشم يقين حاصل مي‌كند. با سقوط تامكت آل‌آقا با توجه به اينكه از اسارت به دست عراقي‌ها و يا شهادتش اطلاعي در دست نبود به اضافه اينكه وي به عنوان جانشين عمليات نيرو در جريان تمام عملياتهاي آتي و استراتژي جاري نيروي هوايي بود به همين علت بلافاصله تمامي طرحهاي نيرو دستخوش تغييراتي اساسي شد. اين قضيه گذشت و نيروي هوايي با اعلام مفقودالاثر شدن هاشم بر ابهامات و سوالات سقوط وي افزود.

      همسر هاشم كه همچنان منتظر بازگشت وي به خانه بود چندين سال پس از مفقودالاثر شدن همسرش در يكي از شبهاي قدر خالصانه دست به دامن ائمه اطهار شده و از آنها مي‌خواهد وجود يا عدم وجود هاشم را براي وي معلوم كنند. توسل وي جواب داده و همان شب خواب شهيد بزرگوار را مي‌بيند. هاشم كه در سبزه‌زارمانندي با لباس خلباني به ديدن همسرش آمده بود در جواب سوال وي كه پرسيد: «هاشم، مي‌خواهم بدانم كه تو هستي يا نيستي؟» مي‌گويد: «من نيستم.» پس از مدت كوتاهي گفتگو، شهيد اظهار مي‌دارد «من سردم است و بايد بروم». همسر شهيد صبح فردا خوابي كه ديده بود را با يكي از علما در ميان مي‌گذارد. در جواب مي‌شنود با توجه به اظهار سرما توسط شهيد، پيكر پاك وي در درون آب قرار دارد. همسر هاشم پس از اين واقعه از شهادت همسرش يقين حاصل مي‌كند و جالب آنكه مدت كوتاهي بعد از طريق نامه رسمي نيروي هوايي اعلام شهادت همسرش را دريافت مي‌دارد.

      ناگفته نماند هاشم آل‌آقا تا پيش از آرام گرفتن در قعر آبهاي خليج فارس چندين بار تا مرز شهادت پيش رفت. حدود سه ماه پيش از شهادت، در بهار سال 1363 صبح يك روز همسر شهيد با كمك مادرش بدون نيت قبلي گوسفندي را قرباني كرده و بين مردم تقسيم مي‌كنند. حوالي ظهر شهيد بابايي با منزل آل‌آقا تماس گرفته و جوياي احوال هاشم مي‌شود. با توجه به اينكه هاشم پس از ترك منزل تماس نگرفته بود، همسر شهيد از وضعيت وي اظهار بي‌اطلاعي مي‌كند. شهيد بابايي از اينكه كسي به همسر هاشم اطلاعات ضد و نقيض نداده، آرام شده و در جواب نگراني وي مي‌گويد كه اتفاقي نيفتاده و هاشم تا ساعاتي ديگر به خانه مي‌رسد. پس از بازگشت شهيد به منزل، هاشم مي‌گويد كه در درگيري با جنگنده‌هاي عراقي، هواپيمايش به شدت صدمه ديده و هيچ اميدي به بازگشت نداشته است. شايد آن قرباني نطلبيده بلاگردانش شده بود!!!

      شهيد سرهنگ خلبان محمدهاشم آل‌آقا كه از باتجربه‌ترين و ارزشمندترين خلبانان تامكت نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران محسوب مي‌شد با مورد اصابت قرار گرفتن جنگنده‌اش درون كابين ماند تا پيكر پاكش به قعر آبها سقوط و روح بلندپروازش به اوج آسمانها عروج كند. براي خليج هميشه فارس چه افتخاري از اين بالاتر كه چنين مرواريدهاي نابي را در درون خود جاي داده است. مگر مي‌شود خليجي كه فرزندان اين ديار را در دل خود جاي داده نام مجعول عربي را پذيرا باشد، چه اين شيران خصم خروش براي مقابله با همين اعراب خودفروخته به پا خواستند.

      شهيد محمدهاشم آل‌آقا فردي آرام و صبور بود و نسبت به خانواده خود تعصب خاصي داشت و همسرش عامل اخير را مهمترين علت ازدواجش با وي مي‌داند. هاشم هيچ‌گاه از اسرار شغلي خود با همسرش صحبتي به ميان نمي‌آورد و اين مورد تا بدانجا پيش رفته بود كه همسر وي پس از شهادتش به پست واقعي هاشم در نيروي هوايي پي مي‌برد!

      جا دارد در اين جا خاطره‌اي كه سرهنگ خلبان «مسعود اقدام» در كتاب «انتخابي ديگر»1 بيان كرده را بياوريم. اقدام در اين مطلب كه با عنوان «برخورد با پرندگان سيگال» در كتاب مزبور به چاپ رسيده عنوان مي‌كند كه در اوايل جنگ در پروازي به همراه شهيد بزرگوار «عليرضا ياسيني» به قصد انهدام سه سايت موشكي زمين به دريا كه از پشت پايگاه هوايي شعيبيه كشتيهاي كشورمان را مورد اصابت قرار مي‌داد در يك جنگنده F-4 عازم ماموريت مي‌شود. طبق برنامه براي درامان ماندن از رديابي توسط رادارهاي دشمن قرار بود آنها با عبور از 30 مايلي «خورموسي» و پرواز بر فراز باتلاقهاي «فاو» و «ام‌القصر» خود را در موقعيت مناسب به روي هدف برسانند. با عبور از مرز اقدام به عنوان خلبان كابين عقب تمام حواس خود را معطوف بررسي سامانه‌هاي مختلف هواپيما و تهديدات موشكي دشمن مي‌كند تا در صورت شليك بتوانند به موقع با مانور مناسب آن را منحرف كنند.

      خطري احساس نمي‌شد و جنگنده با سرعت بسيار بالا در ارتفاع پايين بر فراز ني‌زارها به حركت خود ادامه مي‌داد كه ناگهان زمين و زمان در جلو چشمان هر دو خلبان تيره و تار شد. اقدام حدود 20 ثانيه بعد به هوش آمده و مشاهده مي‌كند كه جنگنده در يك صعود 50 درجه‌اي در حال گردش به راست است. بلافاصله فرامين هواپيما را در اختيار گرفته و از طريق راديوي هواپيما سعي در برقراري ارتباط با ياسيني مي‌كند. خلبان كابين جلو هيچ عكس‌العملي از خود نشان نمي‌داد. اقدام در همين زمان به بررسي شرايط پرداخت تا متوجه شود چه اتفاقي افتاده. تكه‌هاي گوشت و پر اطراف كابين نشان از برخورد دسته‌اي از پرندگان دريايي (كه در آن سرعت حكم يك گلوله ضدهوايي را دارد) به جنگنده را داشت.

      هواپيما در كنترل بود اما تمام سامانه‌هاي ناوبري از كار افتاده بود. تعيين مسير درست بازگشت تنها با كمك رادار كنترل زمين ميسر بود كه تماسهاي متعدد اقدام با رادار هيچ نتيجه‌اي دربر نداشت. اقدام براي چندمين بار در راديوي هواپيما گفت:

      ـ از ابابيل به رادار! اگر صداي مرا مي‌شنوي جواب بده!

      ناگهان صداي مبهمي به گوش رسيد. بلافاصله تكرار كرد:

      ـ از ابابيل به رادار!

      ناگهان صداي روشن و واضحي در راديو طنين‌انداز مي‌شود!

      ـ ابابيل، من عقابم، به گوشم!

      اين پيام كه در واقع نويد زندگي براي فانتوم و خلبانانش محسوب مي‌شد، صداي خلبان F-14 حاضر در منطقه، شهيد والامقام سروان خلبان «هاشم آل‌آقا» بود. آل‌آقا در ادامه مي‌گويد:

      ـ مشكلي برايتان پيش آمده؟!

      ـ هواپيمايمان صدمه ديده. نمي‌دانم خلبان كابين جلو بيهوش شده يا به شهادت رسيده.

      ـ خونسردي خودت را حفظ كن! سعي كن كنترل هواپيما را به دست بگيري! دارم به سمت شما حركت مي‌كنم.

      وقتي كه آل‌آقا به بالاي سر فانتوم زخمي رسيد گفت:

      ـ ابابيل! همين‌طور به پرواز ادامه بده. مراقب باش از دستگيره صندلي‌پران استفاده نكني! چون چتر صندلي باز شده و بالاي هواپيما رهاست. هواپيمايتان شبيه «آواكس»2 شده است.

      ـ متشكرم! سعي مي‌كنم هواپيما را هدايت كنم. ولي نمي‌دانم چه بلايي سر ياسيني آمده است.

      ـ خونسردي خودت را حفظ كن و همين‌طور به پرواز ادامه بده! من پشت سرت در حركت هستم، نگران نباش!

      موتورها با آن كه با قدرت صد در صد در حال پيشراندن جنگنده بودند با اين حال فانتوم صدمه ديده سرعتي حدود 180 نات داشت كه براي جنگنده سرعت كمي است. پس از مدتي ياسيني نيز به هوش آمده و با اعلام اين كه مي‌تواند جنگنده را هدايت كند، فرمان را در دست مي‌گيرد. نهايتا هواپيما به سلامت در پايگاه فرود آمده و بدين وسيله هاشم آل‌آقا جنگنده F-4 باارزش و دو خلبان ارزشمندتر را به دامان وطن باز مي‌گرداند.

      همسر قهرمان شهيد از آن زمان كه هاشم ديگر به خانه بازنگشت، نگهداري و پرورش دو يادگار شهيد (بابك و بهزاد) را به تنهايي به عهده گرفت و نشان داد كه از حماسه‌سازان ميدانهاي نبرد حق عليه باطل چيزي كم ندارد. وي كه براي فرزندان خود هم پدر بود و هم مادر با تلاشي خستگي‌ناپذير توانست آنها را به سمت مدارج بالاي علمي رهنمون شود. دكتر «بابك آل‌آقا» فرزند ارشد شهيد با ارايه پايان‌نامه دكتراي خود با عنوان «بررسي تاثير محيط هوا ـ فضا بر فيزيولوژي بدن هوانوردان» در سال 1379 توانست در سطح خاورميانه مقام اول را كسب و به دريافت لوح تقدير از دست رييس‌جمهور وقت جناب آقاي «خاتمي» مفتخر شود. لازم به ذكر است پايان‌نامه وي هم‌اكنون در تعدادي از خطوط هوايي به عنوان مرجع تدريس مي‌شود.



      افتخاري ديگر

      از افتخارات ديگر همسر سرافراز شهيد آل‌آقا اين است كه وي خواهر شهيد نيز مي‌باشد. شهيد سروان خلبان «مصطفي صغيري» كه از خلبانان جنگنده F-4، فانتوم نيروي هوايي بود در ماموريتي در روز 23 مهر 1359 كه از پايگاه سوم شكاري همدان به قصد هدفي در شهر سليمانيه عراق برخاسته بود، مركبش در خاك عراق مورد اصابت قرار گرفته و به فيض عظيم شهادت نايل مي‌آيد. متاسفانه باخبر شديم كه چندي پيش همسر اين دلاورمرد عرصه پيكار دارفاني را وداع گفته. ما نيز به نوبه خود با تسليت به خانواده آل‌آقا براي اين مرحومه علو درجات را از درگاه ايزد منان خواستاريم.

      هم‌اكنون براي بزرگداشت مقام والاي 70 تن از خلبانان شهيد نيروي هوايي ارتش كه پيكر پاكشان هرگز به آغوش وطن بازنگشت، يادماني در بهشت زهرا ساخته شده است.

      در پايان از خانواده معظم شهيد آل‌آقا به خصوص همسر بزرگوارشان كه ما را به گرمي پذيرفتند و با شكيبايي پاسخگوي سوالات ما بودند تشكر و قدرداني مي‌كنيم.


      منبع

      مدیران محترم لطفا منتقل کنن...
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.