امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

تانک تی – 34 پدر تمام تانکهای مدرن دنیا تانک (تی – 34 ) یک تانک متوسط ساخت روسیه ی شوروی بود که در جنگ جهانی دوم به موقعیتی افسانه ای دست یافت . همچنین این تانک در ابر نبرد (کرسک) نقش فوق العاده حیاطی را ایفا کرد . طراحی و ساخت این تانک برگرفته از دست آوردها ودانشی بود که روسها از ساخت مدل های گزشته ی این تانک به دست آورده بودند مانند : (بی تی – آی اس) , (ای-20) , (ای -30) و تانک (تی - 32) . تانک (تی – 34 ) در تنگ کردن حلقه حملات بر علیه نیروهای رایش سوم در روسیه بسیار موثر بود . این تانک از نظر تعداد ساخت دومین تانک در جهان است (رتبه ی اول را تانک تی – 55/54 که جانشین این تانک به حساب می آید دارد.) . تانک (تی – 34 ) تا سال 1958 مورد بهره برداری قرار گرفت و حتی در جنگ کره ی شمالی و کره ی جنوبی هم مورد استفاده بود و سرانجام باید گفت این تانک به چندین و چند کشور جهان صادر شد . طراحی (تی – 34 ) مختصری از طراحی تانک قبلی خود (تی – 32) برداشت شده بود که خود این تانک هم از نمونه ی قبلی برداشت شده بود . در ابتدا قرار نبود (تی – 34 ) به این نام ساخته شود و قرار بود تنها مدل پیشرفته تری از (تی – 32) ولی اعظای تیم طراحی این تانک بر آن شدند تا با تغییرات زیادی که در زره تانک ( از جمله قرار دادن تعدادی صفحه ی محافظ قابل تعویض در زره های کناری و جلوی تانک) ایجاد شده بود , این تانک را مدل جدیدی بنامند . این تانک در سال 1940 به تولید انبوه رسید . ورود این تانک به میدان های نبرد در شوروی , برای نیروهای مهاجم آلمان نازی یک غافلگیری بزرگ بود. طراحی بسیار خوب و زره چد لایه یکی از مزایای این تانک بود که به قاتل نیروهای زمینی آلمان تبدیل شده بود . نیروهای آلمانی به زودی سلاح های ضد زره خود را در مقابل بده ی این تانک بی اثر یافتند . همچنین تغییراتی نیز در سلاح اصلی تانک صورت گرفت و همین مجموعه تغییرات باعث شد که این تانک به زودی به سرسخت ترین رقیب تانکهای آلمانی تبدیل شود و در آن سالها بهترین تانکهای آلمان هم توان رویارویی با این تانک را نداشتند . تانک (تی – 34 ) تقریبا در تمامی نبردها شرکت داشت و هر وظیفه ای را که قابل تصور باشد بر عهده می گرفت . ساخت و ساز تانک به شدت فشرده و سریع بود . به قدری تانک ساخته می شد که برای رنگ کردن آنها نفرات به اندازه ی کافی نبود و وقت کم می آمد و بسیاری از تانکها رنگ نشده مانده بودند . متد های ساخت انبوه به این گونه بود که باید بیشترین تعداد تانک ممکن را در کمترین زمان ممکن تولید کرد . تعداد خدمه ی تانک چهر نفر بود و تشکیلات و طراحی داخل تانک , به شدت تو در تو , تنگ و پر سروصدا بود. سیستم های تهویه ی هوا وجود نداشت لزا هوای درون تانک همیشه بد بو بود و افراد با کمبود اکسیژن رو به رو بودند . این تانک که در حد یک تانک متوسط طبقه بندی شده بود دارای یک توپ 76.6 میلیمتری بود .این توپ بعدها در مدل پیشرفته تر یعنی (تی – 85/34) با یک توپ فوق العاده قوی تر 85 میلینتری جایگزین شد . همچنین برجک تانک دارای دو مسلسل 7.52 میلیمتری نیز بود . 99% تانکهایی که از این مدل ساخته شده بود با سرعت ساخته شده بودند و عملیات رفع عیب در بیشتر آنها انجام نمی شد ولی همگی به خوبی کار می کردند . این تانک ها مقرون به صرفه , سازگار با شرایط سخت آب و هوایی روسیه , قابل اطمینان وفوق العاده با دوام بودند . این تانک در جنگهای سخت شرکت کرد و قدرت و کارایی بالای خود را ثابت نمود و توانست قوی ترین نیروی زمینی جهان را که تا کنون وارد خاک روسیه شده بود از آن بیرون راند . مشخصات عمومی : نام : تی – 34 پیمانکار : دولت روسیه ی شوروی کشور مبداء : روسیه ی شوروی سال ورود به خدمت : 1941 نوع : ام - بی- تی (تانک اصلی – قوی ترین تانک رزمی) خدمه : 4 نفر ابعاد : طول : 5.92 متر عرض : 3 متر ارتفاع : 2.44 متر وزن : 28 تن بازده عملی : موتور : (وی – 2 – 34 – وی – 12) دیزل با توان 500 اسب بخار بیشترین سرعت : 51.5 کیلومتر بر ساعت برد نهایی : 302 کیلومتر (در وضعیت آب و هوایی و ناهمواری عادی) تسلیحات : سلاح اصلی : یک غبظه توپ 76.2 میلیمتری سلاح ثانویه : دو غبظه مسلسل سبک 7.62 میلیمتری مهمات : 77 * 76.2 میلیمتری گلوله ی توپ 2.394 * 7.62 میلیمتری فشنگ مسلسل سبک سیستم های پشتیبانی : سیستم (ان – بی - سی) : خیر سیستم دید در شب : خیر

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
جالب بود . ولی معمولا بیشتر تانک هایی که مال نازی ها بود رو مورد تحسین قرار می دادن ولی با این توضیحاتی که شما می دید مثل اینکه این تانک هم از ویژگی های خوبی بر خوردار بوده .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بله دقیقا در سال های 1940 تا نیمه ی 43 این تانک برتری نسبی بر تانکها آلمان داشت ولی بعد از ورود تایگر تانک این تانک برتری خود را از دست داد ولی به هر حال هنوز هم رقیب سر سخت برای آلمان ها بود . در جنگ کورسک اگر تی 34 ها نبودند آلمان خیلی زود خطوط روسیه را شکسته بود .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
قربون شما .... حالا یه چیز خیلی خالبی که هست اینه که آلمان مدت کوتاهی بعد از ورود این تانک به میدان نبرد تعدادی از اونها رو به قنیمت گرفت و بعد از روی آنها تعداد زیادی منتاژ کرد و وارد میدان نبرد کرد و خود آلمانی ها از این تانک بهتر از روسها استفاده کردند . در مورد اون هم یک مطلبی هست که هنوز ترجمه نکردم .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مطلب جالبی بود. البته این تانک هرگز رقیبی برای تانکهای آلمانی نشد و مدت اندکی بعد از ورود به جنگ موازنه را به نفع شوروی تغییر داد و دلیل آن تحرک کم و قدرت نفوذ کم توپ تانک پانزر3 در زره تی34 بود اما به دستور هیتلر و با ارائه تانک پانتر آلمانها مجددا به قدرت بازگشتند. تانک پانزر4 نیز از خیلی جهات سرتر از تی34 بود. با ورود تاتک تایگر1 به جنگ موازنه زرهی کاملا به نفع آلمان تغییر یافت و وجود تانکهای پانتر و تایگر1 هر چند به تعداد محدود باعث وارد آوردن خسارات سنگین به روسها و متفقین شد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بله درسته منم همین رو می گم . این برتری فقط یک و نیم سال طول کشید . بعدا اگر بشه در مورد همین موضوع هم می نویسم . می گم حال می کنین چه مطالب توپی می نویسم ؟؟ icon_cheesygrin :mrgreen: :evil:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[color=darkblue]به نام خدا

[size=18]تانک T34 ..... اسب کاری ارتش سرخ[/size]






[align=center]
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/01%7E23.jpg[/img]




[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/800px-Char_T-34.jpg[/img]




[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/800px-T-34-85_g%C3%B3ra_RB.jpg[/img]




[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/poster%7E1.jpg[/img]




[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/Poster27.jpg[/img]
[/align]





در جریان جنگ جهانی دوم تانک های اهمیت بسیار بالایی داشتند. در جریان جنگ جهانی دوم ، کارشناسان نظامی جهت برآورد کردن توان دشمن فاکتورهای مختلفی را در نظر می گرفتند که یکی از اصلی ترین و مهمترین عوامل برای برآورد توان نظامی دشمن ، تعداد تانک های دشمن بود. می توان به جرات گفت که تانک ها در جریان جنگ جهانی دوم پرکاربرد ترین جنگ افزارها به شمار می رفتند. طرفین درگیر جنگ به مقیاس وسیعی از تانک ها استفاده می کردند. آمریکا از تانک های ام 4 شرمن ، انگلیس از تانک های کروزر ، وایکرز و بولداگ ، فرانسه از تانک های سری AMX و LT ، ژاپن از تانک های تایپ 97 و تایپ 89 و تایپ 95 هاگو و اتحاد جماهیر شوروی نیز از تانک های بی تی 7 ، تی 28 و تی 34 استفاده می کردند. با توجه به رقابت زیادی که ما بین دول متخاصم وجود داشت ، طرفین سعی می کردند که در تولید تانک از دیگر رقیبان و دشمنان خود پیشی بگیرند. به عنوان مثال ، آلمان نازی در سال 1939 سالانه 1900 دستگاه تانک تولید می کرد. این رقم در سال 1941 به 17400 دستگاه تانک در سال رسید. اما در مقابل این نرخ تولید بسیار بالا ، کیفیت تانک ها قربانی کمیت آنها می شد. به جز آمریکا سایر کشورهای درگیر جنگ از تانک های با کیفیت متوسط و پایین ، اما در مقیاس بالا استفاده می کردند. آمریکا به دلیل اینکه مستقیما خاک وی توسط دول درگیر جنگ در خطر نبود ، توانست به دور از دغدغه های اشغال و سایر تهدیدات به تولید تانک های شرمن خود ادامه دهد. به همین دلیل تانک های شرمن در جریان جنگ کارنامه نسبتا موفقی از خود بر جای گذاشتند و از نظر کیفیت در تانک های جنگ جهانی دوم از کیفیت مطلوبی برخوردار بودند. اتحاد جماهیر شوروی که یکی از اصلی ترین و بزرگترین طرف های درگیر جنگ به شمار می رفت ، از تانک های خود استفاده گسترده ای به عمل آورد که نمونه بارز آن نبرد کورسک بود که در جولای 1943 در شرق اروپا مابین بیش از 20.000 تانک شوروی و 5.000 تانک آلمانی اتفاق افتاد که در این نبرد روس ها به کمک توان زرهی سنگین و غیر قابل پیش بینی خود و همچنین آتش سنگین توپخانه ، ضربه سنگینی را بر قوای زرهی آلمان نازی وارد آوردند. شوروی در این جنگ از تانک های متعددی استفاده می کرد ولی بیش از همه از تانک T34 استفاده می کرد و به جرات می توان گفت که تانک T34 شوروی یکی از برترین تانک های جنگ جهانی دوم به شمار می رود. این تانک به اعتقاد کارشناسان نظامی ، تاثیر گذارترین تانک جنگ جهانی دوم به شمار می رود. ژوزف استالین ، رهبر شوروی در جریان جنگ جهانی دوم ، بسیار به وجود این تانک افتخار می کرد و آنرا مشت آهنین ارتش سرخ می دانست.


شوروی از اواسط دهه 30 میلادی به یک تانک متوسط با قدرت رزمی مناسب احتیاج مبرم پیدا کرده بود ، چرا که از عملکرد تانک های متوسط T28 خود چندان راضی نبود. تانک T28 تانکی نسبتا کند بود و قدرت تحرک و مانور مناسبی نداشت. همچنین از کمبود زره و تسلیحات مناسب رنج می برد. از سوی اندک اندک در جهان نائره های جنگ در حال شعله ور شدن بود و از هر منطقه ای در جهان بوی آغاز جنگ می آمد. از این رو در سال 1937 ارتش سرخ دست به کار طراحی تانک جدیدی شد تا نقاط ضعف تانک های قدیمی ارتش را پوشش بدهد. طراحی این تانک در سال 1937 در کارخانجات KHPZ واقع در شهر خارکف اوکراین اغاز گردید. این طرح با نظارت و رهبری میخائیل کوشکین ، طراح معروف روسی انجام شد. با آغاز جنگ جهانی دوم در سپتامبر 1939 کار طراحی تانک جدید شوروی سرعت بالایی به خود گرفت. کار طراحی تانک جدید شوروی در حال اتمام بود که مناطق شرقی اروپا مورد حملات بی امان ورماخت قرار گرفت و بخش های زیادی از اروپای شرقی به اشغال ورماخت در آمد. از جمله این مناطق اوکراین بود و شهر خارکف نیز به اشغال ورماخت در آمد. آلمانی ها توانستند با اشغال این شهر به کارخانجات تانک سازی KHPZ دست یابند و طرح تانک جدید روس ها به دست آلمان ها افتاد. اما روس ها موفق شده بودند که طرح و بلو پرینت تانک جدید خود را از کارخانه خارج کرده و آنرا به مسکو منتقل کنند. اما در هر صورت پیشروی ورماخت به قدری سریع و برق آسا بود که امکان انتقال مدل های ساخته شده از تانک جدید به مسکو وجود نداشت. از این رو یک سری از نقشه ها و مدلهای اصلی تانک به دست آلمان ها افتاد. اما روس ها از اواخر سال 1940 دست به کار ادامه تولید تانک جدید خود در داخل خاک شوروی و در شهر کوبیانکا شدند. عامل دیگری که کار تولید این تانک را در شوروی سرعت بخشید ، ضعف مفرط تانک ها و خودروهای زرهی قدیمی شوروی بود. ارتش سرخ تا پیش از تانک T34 از تانک های T26 و T28 و تانک های پر سرعت پی تی استفاده می کرد. این تانک ها در درگیری ها و تقابلات اولیه ارتش سرخ و ورماخت به سرعت توسط تانک های سری پانزر آلمانی شکار می شدند و در برابر آنها حرفی برای گفتن نداشتند. از این رو در اواخر 1940 کار تولید تانک جدید شوروی آغاز شد. روس ها این تانک جدید را T34 نامیدند.



[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/800px-T-34-76_RB8.JPG][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_800px-T-34-76_RB8.JPG[/img][/url] [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/4696T-34_tank.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_4696T-34_tank.jpg[/img][/url] [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/800px-T-34_Model_1940.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_800px-T-34_Model_1940.jpg[/img][/url] [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/800px-T-34_prototypes.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_800px-T-34_prototypes.jpg[/img][/url] [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/20060509_2262_NSengupta_AberdeenProvingGroundss.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_20060509_2262_NSengupta_AberdeenProvingGroundss.jpg[/img][/url] [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/37307148.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_37307148.jpg[/img][/url][/color]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[color=darkblue]نخستین نمونه های آزمایشی این تانک در سال 1939 با نام A 20 تولید شدند. تانک های A20 دارای زرهی معمولی بودند و از تحرک کافی برخوردار نبودند. به طور کلی تانک A20 تانکی نبود که ارتش سرخ به دنبال آن بود. از این رو استالین دستور توقف موقت طرح تولید تانک را صادر کرد. اما در اواخر سال 1939 میخائیل کوشکین توانست استالین را برای ادامه طرح تولید تانک جدید متقاعد کند. این بار طرح دوم تانک جدید با نام A32 ساخته شد. این تانک نسبت به مدل قبلی خود دارای زره قویتر و تسلیحات بهتر و موتور دیزلی قویتری بهره می برد. این نمونه جدید دارای قدرت تحرک مناسبی بود ولی باز هم میزان تحرک نمونه جدید کافی به نظر نمی رسید. چرا که تجربه نبردهای سابق شوروی نشان داده بود که هیچ کدام از تانک های مورد استفاده در ارتش سرخ دارای سرعت و مانور مناسبی نیستند. از این رو ارتش سرخ نسبت به عامل سرعت و قدرت مانور تانک حساسیت زیادی نشان می داد. سرانجام با طراحی یک موتور دیزل جدید برای تانک جدید شوروی مشکل سرعت و شتاب تانک نیز حل شد. نصب موتور پر قدرت جدید بر روی این تانک سبب شده بود که سرعت و شتاب تانک به میزان قابل توجهی افزایش یابد. تا پیش از تانک T34 همه تانک ها و خودروهای زرهی شوروی از موتورهای بنزینی استفاده می کردند و تانک T34 در واقع اولین تانک شوروی بود که از موتور دیزل استفاده می کرد. روس ها زودتر از سایر کشورها به فکر استفاده از موتور دیزل در تانک ها افتادند. استفاده از موتور دیزل در تانک ها دارای دو مزیت اساسی بود ، یکی اینکه موتورهای دیزلی دارای حجمی برابر با موتورهای بنزین سوز هستند اما شتاب و گشتاور آن به مراتب بیشتر از موتورهای بنزین سوز است. مورد دوم نیز در سوخت موتورهای دیزل است. موتورهای دیزل از گازوییل استفاده می کنند که یک سوخت احتراقی است در حالیکه موتورهای بنزین سوز از بنزین استفاده می کردند که یک سوخت انفجاری است. استفاده از گازوئیل مزیت دیگری نیز داشت و سبب می شد که در صورت انهدام تانک از آتش سوزی ها و انفجارهای ناخواسته جلوگیری شود. سوخت گازوئیل به نسبت بنزین دارای انرژی بیشتر و قیمتی ارزانتر است. همه این مزایا سبب شد که روسیه در تانک T34 از یک موتور دیزلی 12 سیلندر کیروفسکی با آرایش V (خورجینی) با قدرت 500 اسب بخار استفاده کند. از آنجایی که میخائیل کوشکین ایده ها و طرح های ذهنی این تانک را در سال 1934 آغاز کرده بود ، نام این تانک را T34 گذاشت. در همان سال 1940 تولید این تانک رسما آغاز شد. مدل اولیه این تانک که در سال 1940 تولید شده بود با نام T34-1940 معروف شد. این مدل دارای یک توپ 76.2 میلیمتری از نوع L11 بود. این مدل به تعداد کمتر از 250 دستگاه تولید شد. اما مدت کوتاهی پس از آغاز تولید تانک T34 میخاییل کوشکین درگذشت و سرپرست تیم تحقیق و طراحی را به کلنل الکساندر موروزوف واگذار کردند. موروزوف در ابتدا به بررسی تانک T34/1940 پرداخت و متوجه وجود برخی نارسایی ها در زره و بدنه تانک شد. کلنل موروزوف تغییراتی در زره و توپ اصلی تانک داد و مدل جدیدتری از این تانک با نام T34/1941 ساخت که جایگزین مدل T34/1940 شد. مدل T34/1941 در واقع مدل پایه تانک T34 به شمار می رود و اصلی ترین مدل این تانک است که بیشترین آمار تولید این تانک نیز مربوط به همین مدل است. مدلهایی که در سالهای آینده تولید شدند ، همگی از پلتفرم این مدل استفاده می کردند. این مدل به نسبت مدل قبلی دارای زرهی قویتر و توپ با طول بلندتر و کیفیت بهتری می باشد. این مدل به طور متوسط 15 میلیمتر بیشتر از مدل قبلی زره داشت. همچنین به جای توپ L11 از یک توپ F34 استفاده شد. توپ F34 دارای کیفیت و دقت بهتری نسبت به توپ L11 می باشد. این توپ در ادامه بر روی مدلهای دیگر این تانک نیز استفاده شد و حتی تانک های IS-1 و تانک های سری KV نیز از این توپ استفاده می کردند. این مدل به زودی به مدل اصلی این تانک تبدیل شد و خط تولید انبوه آن در سری کارخانجات نیژنی تاجیل در کوبیانکا و شرق مسکو و لنینگراد دائر شد و خط تولید آن با سرعت هرچه تمامتر مشغول به تولید این تانک شدند. حمله غافلگیرانه آلمانی ها به شوروی در 22 ژوئن 1941 روند تولید این تانک را بیش از پیش سرعت بخشید. تانک T34 در مدل T34/1941 در واقع تانک اصلی ارتش سرخ در جریان جنگ جهانی دوم به شمار می رفت. همین تانک بود که در پیشروی ارتش سرخ به سمت آلمان دمار از روزگار ورماخت در می آورد. همین تانک بود که در نبرد کورسک تانک های ورماخت را تارومار کرد. سربازان ورماخت در تابستان سال 1941 برای اولین این تانک را در ترکیب یگان های زرهی ارتش سرخ مشاهده کردند. مشاهده این تانک توسط نیروهای ورماخت ، ضربه روحی بسیار سختی بر آنها وارد آورد. چرا که آنها خود را برای مقابله با ارتش سرخی آماده کرده بودند که به خیال خود از تانک های ضعیف و ناکارآمد T26 و T28 استفاده می کرد. آلفرد جودی که یکی از سربازان ورماخت بود ، در دفتر خاطرات خود (که امروزه به صورت کتاب منتشر شده است) به خوبی اثر روانی مخربی که این تانک در سربازان آلمانی ایجاد کرده بود را توصیف می کند. اولین ماموریتی که T34 در آن شرکت کرد ، توانست یک ضد هوایی 37 میلیمتری Flak37 را نابود کند و سپس به مسیر خود ادامه داد و در مسیر پیشروی خود دو تانک پانزر دو را نیز منهدم کرد و سرانجام پس از 9 مایل پیشروی توانست یک توپ سبک آلمانی را نیز منهدم نماید.



میخائیل کوشکین ، سرپرست تیم طراحی تانک T34

[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/Koshkin%2C_1898-1940.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_Koshkin%2C_1898-1940.jpg[/img][/url]


[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/p23_1l.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_p23_1l.jpg[/img][/url]



الکساندر موروزوف ، که کار را برای بهینه سازی این تانک ادامه داد.

[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/clip_image002.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_clip_image002.jpg[/img][/url]



تانک تی 34 با توپ قدیمی ال 11

[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/T-34.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_T-34.jpg[/img][/url]




تانک تی 34 با توپ اف 34

[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/800px-T-34-76_RB6.JPG][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_800px-T-34-76_RB6.JPG[/img][/url]

[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/800px-T-34-75_prz%25C3%25B3d_RB.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_800px-T-34-75_prz%25C3%25B3d_RB.jpg[/img][/url]




توپ 85 میلیمتری D5 که بر روی نمونه های دهه 50 این تانک نصب شد.

[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/663px-52k_nn.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_663px-52k_nn.jpg[/img][/url]




تانک T34 یک تانک متوسط به شمار می رفت. وزن این تانک در مدل استاندارد T34/1941 معادل 29.5 تن بود. طول این تانک معادل 6.7 متر ، عرض آن معادل 3 متر و ارتفاع آن نیز معادل 2.5 متر می باشد. توپ اصلی این تانک ، یک توپ 76.2 میلیمتری (سه اینچی) از نوع F34 می باشد. به جز این توپ ، این تانک به دو تیربار کالیبر 7.62 میلیمتر مجهز شده است که یکی از آنها در قسمت بالای برجک قرار می گیرد. به جز این دو تیربار ، می توان یک تیربار دیگر را نیز بر روی برجک تانک قرار داد. یک موتور 12 سیلندر دیزلی با آرایش خورجینی مدل کیروفسکی با قدرت 500 اسب بخار بر روی این تانک نصب شده است. این تانک با مخازن سوخت خارجی خود می تواند حدود 450 کیلومتر مسافت را طی کند و سرعتی بالغ بر 55 کیلومتر بر ساعت به خود بگیرد. این تانک می توانست در مجموع در حدود 120 گالن سوخت را با خود حمل کند و همچنین 77 عدد گلوله توپ اصلی را با خود حمل کند.




[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/t3476a_001.gif][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_t3476a_001.gif[/img][/url] [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/t3485_001.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_t3485_001.jpg[/img][/url] [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/t3485_002.gif][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_t3485_002.gif[/img][/url] [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/t3476f_001.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_t3476f_001.jpg[/img][/url] [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/t3476f_002.gif][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_t3476f_002.gif[/img][/url] [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/t3476f_003.gif][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_t3476f_003.gif[/img][/url] [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/t3476f_004.gif][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_t3476f_004.gif[/img][/url] [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/t34_ta2.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_t34_ta2.jpg[/img][/url]




از سال 1942 به بعد تولید نمونه های جدید و بهینه از این تانک آغاز شد. در سال 1942 نمونه جدیدی از این تانک با برجک شش گوشه (هگزا گونال) آغاز شد که می توانست تا 100 گلوله توپ را در خود ذخیره کند. اما تولید این برجک به دلیل برخی مشکلات که بر روی جابجایی آن رخ می داد متوقف شد. در سال 43 مدل جدیدتر این تانک با نام T34/Mod 1943 عرضه شد. این مدل دارای برجک بزرگتر و جادار تری بود و می توانست تا 100 گلوله توپ را در خود جای دهد. این مدل دارای زرهی تقویت شده تری بود و دارای حفاظت بهتری بود. همچنین توان حمل سوخت در این مدل معادل 210 گالن بود و به لحاظ دارا بودن زره قویتر دارای وزن 31 تن بود. این مدل نیز مدتی به طور آزمایشی تولید شد ولی از آنجایی که هم راستا با سیاست های سران ارتش سرخ نبود به زودی از خط تولید خارج شد. تقریبا در اواخر جنگ جهانی دوم مدل جدیدتری از این تانک با نام T34/DT به تولید رسید که این مدل دارای زرهی بیش از دو برابر زره در مدل T34/1941 بود. این مدل از تانک T34 به تعداد محدودی به تولید رسید و در نهایت نیز تعداد عمده ای از آن در اختیار ارتش ویتنام شمالی قرار گرفت. با آغاز دهه 50 کار بر تانک های T34 قدری دشوار شد. چرا که دو رقیب قدر و قدرتمند از جانب دو رقیب شوروی وارد میادین کارزار شدند. در اوایل سال 1950 انگلستان تانک های قدرتمند سنچوریون (آخ که من چقدر از این تانک خوشم می آد) را وارد میادین نبرد کرد. تانک جدید بریتانیا مجهز به توپ 105 میلیمتری و زرهی بسیار قویتر از T34 بود. آمریکا نیز که در جریان جنگ جهانی دوم به نقاط ضعف تانک های خود پی برده بود ، با پایان یافتن جنگ جهانی دوم دست به کار اصلاح و برطرف کردن نقاط ضعف این تانک گردید. پس از جنگ جهانی دوم آمریکا تانک ام 50 سوپر شرمن را وارد میادین نبرد کرد که در آن ضعف های تانک های شرمن جنگ جهانی دوم برطرف شده بود. از این رو تانک T34 در برابر این رقیب جدید خود حرف چندانی برای گفتن نداشت. در اینجا بود که سران ارتش سرخ به منظور مقابله با این خطر بالقوه ، دست به کار تقویت تانک های خود شدند. در مرحله اول روس ها یک توپ قویتر بر روی این تانک نصب کردند. روس ها قصد داشتند که یک توپ در حد توپ سنچوریون بر روی T34 های خود نصب کنند اما به دلیل ضعف های بدنه ، برجک این تانک توان حمل توپ قویتر را نداشت. از این رو یک توپ 85 میلیمتری مدل D5 بر روی این تانک نصب شد و زره تانک نیز با افزودن لایه های جدید زرهی تقویت شد. این مدل با نام T34/85 شناخته می شد. این مدل دارای مخازن سوخت بزرگتری بود و می توانست تا 220 گالن سوخت را با خود حمل کند. البته با همه این تغییراتی که بر روی این تانک داده شد ، عملا این تانک در برابر سنچوریون حرفی برای گفتن نداشت و به زودی سران ارتش سرخ برای جبران کاستی های زرهی خود دست به طراحی تانک قدرتمند (البته در زمان خود) T55 زدند که تانک T55 از روی طرح T34 ساخته شد و الحق به خوبی از پس تانک های جدید غربی (به خصوص سوپر شرمن) بر آمد.
هر چند تانک T34 جزء موفقترین تانک های (و یا شاید هم موفقترین تانک) جنگ جهانی دوم می باشد ، ولی یک سری معایبی نیز در این تانک به چشم می خورد که استفاده از آن را در برخی از موارد بسیار دشوار می کرد. در این قسمت به برخی از عمده ترین نقاط ضعف این تانک اشاره می کنم. یکی از بزرگترین نقاط ضعف این تانک ، عدم توجه به ارگونومی و آسایش خدمه بود. اندرونی این تانک یک جهنم واقعی برای خدمه آن به حساب می آمد. بین موتور این تانک و محفظه داخلی این تانک هیچ گونه حفاظ موثری ایجاد نشده بود و خدمه تانک از گرما و سر و صدای حاصل از فعالیت موتور تانک در عذاب دائمی بودند. برجک تانک بسیار تنگ بود و فاقد سبد نگهدارنده گلوله های توپ بود. لودر این تانک برای لود کردن توپ این تانک بسیار زجر می کشید. سایت های دید بیرون این تانک نیز به خوبی طراحی نشده بودند و دید مناسبی در اختیار فرمانده قرار نمی داد. اکثر تانک های T34 که در جریان جنگ جهانی دوم ساخته شدند به علت عجله ای که سران ارتش سرخ به خرج دادند ، عمدتا با کیفیت متوسط و در برخی مواقع نیز نامطلوب وارد میادین نبرد می شدند و به همین دلیل در برخی مواقع دیده می شد که تانک ها در میدان نبرد دچار نقص فنی می شدند. مشکل دیگری که ارتش سرخ در استفاده از این تانک با آن مواجه بود این بود که ارتش سرخ پیش از جنگ جهانی دوم دچار تسویه های استالینی شده بود و به همین دلیل فاقد خدمه ماهر برای استفاده از این تانک ها بود. با این حال تعداد بسیار زیاد این تانک ها ، ضعف ها و نقائص آن را تحت پوشش خود قرار می دادند. این تانک یکی از خاطره انگیز ترین و به یاد ماندنی ترین تانک هایی است که در ارتش سرخ خدمت کرد و در طول عمر خدمتی خود کارنامه موفقی از خود برجای گذاشت.




سه کله پوک icon_twisted


[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/793px-Potsdam_conference_1945-6.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_793px-Potsdam_conference_1945-6.jpg[/img][/url] [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/797px-Teheran_conference-1943.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_797px-Teheran_conference-1943.jpg[/img][/url] [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/Yalta_summit_1945_with_Churchill%2C_Roosevelt%2C_Stalin.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_Yalta_summit_1945_with_Churchill%2C_Roosevelt%2C_Stalin.jpg[/img][/url]



نمایی از اندرونی تانک

[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/800px-T-34-85_interior_Parola_Tank_Museum.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_800px-T-34-85_interior_Parola_Tank_Museum.jpg[/img][/url]



خط تولید در کوبیانکا

[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/RIAN_archive_1274_Tanks_going_to_the_front.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_RIAN_archive_1274_Tanks_going_to_the_front.jpg[/img][/url]



برجک تانک

[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/800px-T34-85_Turm_im_Detail.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_800px-T34-85_Turm_im_Detail.jpg[/img][/url]



پشت تانک

[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/734px-T34-85_Heckansicht.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_734px-T34-85_Heckansicht.jpg[/img][/url]



موتور تانک

[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/450px-T34_engine_parola_1.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_450px-T34_engine_parola_1.jpg[/img][/url]



تصاویر مختلف


[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/37307148%7E0.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_37307148%7E0.jpg[/img][/url] [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/T34_2%7E0.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_T34_2%7E0.jpg[/img][/url] [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/t-34-DNST8601537_JPG.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_t-34-DNST8601537_JPG.jpg[/img][/url] [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/20060509_2262_NSengupta_AberdeenProvingGroundss%7E0.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_20060509_2262_NSengupta_AberdeenProvingGroundss%7E0.jpg[/img][/url] [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/Russian_T-34_tank_in_Museo_Giron.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_Russian_T-34_tank_in_Museo_Giron.jpg[/img][/url] [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/t54-0010.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_t54-0010.jpg[/img][/url] [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/t3485II-002.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_t3485II-002.jpg[/img][/url] [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/TANK2.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_TANK2.jpg[/img][/url] [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/t3485II-003.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_t3485II-003.jpg[/img][/url] [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/T-34_Blown_Apart.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_T-34_Blown_Apart.jpg[/img][/url]



نویسنده : سرگرد گوردون
کلیه حقوق مختص سایت میلیتاری است و هر گونه استفاده از
این مقاله تنها با ذکر نام نویسنده و نام سایت میلیتاری به عنوان منبع امکان پدیر است.




انشاالله مطالب جدیدتر درباره این تانک ادامه خواهد داشت.[/color]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با تشکر از سرگرد گرامي بابت مطلب جالب .

در واقع ميشه اين تانک رو به نوعي ناجي شوروي در جنگ بحساب آورد, توليد ارزان و ساده اين تانک باعث شد تا شوروي بتونه از اون به مقدار بسيار بالا توليد کنه و همين مقدار بالا تونست برتري تکنيکي تانکهاي آلماني رو از بين ببره ,البته اين تانک هم ويژگي هاي تکنيکي منحصر بفردي داشت که نمونش همين شکل مدور و زاويه دار بدنه و برجک تانک بود که علي رغم اينکه زره اين تانک در مقايسه با ديگر رغيبان بويژه آلماني, مثل حلبي ميموند منتها همين شکل ويژه باعث کمانه کردن
خيلي از گلوله ها ميشد. برعکس تانکهاي آلماني و غربي که سطوح تخت داشتند .....

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
تشکر برادر علی.

این تانک تی34 با اینکه در برابر تانکهای آلمانی تقریبا هیچ برتری قابل توجهی نداشت بجز در مقابل تانک پانزر3 کهبخاطر توپ 50 میلیمتری توان آتش و مقاومت زره کمتری داشت در نبرد با سایر تانکها اعلب بازنده بود و تنها بخاطر کمیت بالا که در حدود 57000 دستگاه از آن تولید شد توانست بر تانکهای آلمانی غلبه کند. وگرنه اگر تانکی مثل پانتر بجای 6000 دستگاه مثلا دو یا سه برابر تولید میشد برتری عددی این تی34 از بین میرفت و پانتر که میتوان آنرا کاملترین تانک جنگ جهانی دوم هم از نظر تحرک و هم زره و قدرت آتش بر این تانک برتری قابل توجهی داشت و گلوله های AP تی34 بخصوص در مدل 76 میلیمتری این توپ به زره جلویی پانتر و تایگر و تایگر2 اثرگذار نبود.

سایر تانکهای شوروی هم وضعیت مشابهی داشتند و هیچگاه روسها در طول جنگ تانکی که هر سه ویژگی تحرک و زره و قدرت آتش را با هم داشته باشد نساختند که نمونه های آن تانکهای کند کی وی1و2 و آی اس1و2 بود که تنها به زره اهمیت داده شده بود تا جایی که تایگر میتوانست با قدرت تحرک به طرفین این تانکها رسیده و از قسمت ضعیف زره آنها را منهدم کند.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ممنون

در بحث تانكهاي شوروي ، بسيار جاي اين مقاله خالي بود !

چند تا عكس :

http://www.uma.ya1.ru/upload/image/23tank_t-34-5.jpg

http://www.uma.ya1.ru/upload/image/24t34-85-line232.gif

http://www.uma.ya1.ru/upload/image/23tank_t-34-18.jpg

http://armor.kiev.ua/Tanks/WWII/T34_85/ammo.gif

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
تنها عامل برتری این تانک به نظر من کمیت آن بود و گرنه حرفی برای گفتن در مقابل تانک های سنگین آلمانی مثل تایگر یا حتی تانک پانزر 2 نداشت.
من هم با برادر سعید موافقم.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط RezaKiani
      قسمت اول

      توسعه
      زمانی که جنگ جهانی اول به پایان رسید نیروی هوایی فرانسه قوی ترین نیروی هوایی جهان بود. اما 20 سال بعد این نیرو از هر نظر نسبت به همسایگانش عقب افتاده بود. پس از تجدید سلاح آلمان توسط هیتلر و در سال 1936، در نهایت فرانسوی ها به خود آمدند و نیروی هوایی فرانسه نیاز به یک جنگنده ی جدید را به کارخانجات هواپیماسازی این کشور اعلام کرد. نیروی هوایی به جنگنده ای نیاز داشت که بتواند به سرعت 500 کیلومتر/ساعت در ارتفاع 13هزار پا از زمین برسد و بتواند در عرض یک ربع ساعت به سقف پرواز 26هزار پایی صعودکند. درضمن، باند فرود و پرواز این جنگده نباید از 400 متر بیشتر می شد. سلاح های جنگنده ی جدید عبارت بودند از دو مسلسل 7.5 میلیمتری و یک قبضه توپ 20 میلیمتری اچ.اس-9.
      امیل دوویتین در سپتامبرهمان سال کار بر روی جنگنده ی جدید را آغاز کرد. او به خاطر اینکه نیروی هوایی طرح قبلی اش ،جنگنده ی دی-513، را به خاطر جنگنده ی ام.اس-406 رها کرده بود عصبانی بود و تصمیم گرفته بود با توسل به آخرین پیشرفتهای فنی زمان طرح جدیدش را به نیروی هوایی عرضه کند. طرح جدید دوویتین، دی-520 نام گرفت.
      پیش نمونه
      اولین پیش نمونه ی دی-520 به یک موتور ساخت هسپانو-سویزا به نام 12وای-21 خنک شونده با آب مجهز بود که یک ملخ با گام ثابت را می گرداند. این هواپیما برای اولین بار در دوم اکتبر 1938 پرواز کرد. حداکثر سرعت آن به 480 کیلومتر/ساعت رسید اما در اثر داغ کردن موتور دچار مشکل شد. مشکل دیگر این موتور رادیاتورهای آن بودند که در زیربالها نصب شده و نیروی پسای زیادی تولید می کردند. به ناچار این رادیاتورها با یک رادیاتور در زیر بدنه عوض شدند. یک موتور جدید با پروانه های 3 تایی با گام متغیر هم بر روی هواپیما نصب شد تا این طرح بهینه سازی شده بتواند به سرعت 530 کیلومتر/ساعت در پرواز افقی و   825 کیلومتر/ساعت در حالت شیرجه برسد.
      بهینه سازی بر روی نمونه های دوم و سوم با افزایش دید خلبان، افزایش سطح دم و نصب شکاف بر روی بالها (شبیه بی.اف-109 آلمانی) ادامه یافت. این نمونه ها به یک قبضه توپ 20 میلیمتری ،که از میان پره های ملخ شلیک می کرد، و 2 قبضه مسلسل 7.5 میلیمتری مسلح شدند. نمونه ی سوم به جای اسکی به یک چرخ کوچک دم مجهز شد. تست های نهایی سبب شد پروژه توسط نیروی هوایی مثبت ارزیابی شود و اولین سفارش برای تولید 200 فروند در ماه مارس 1939 ثبت شد. چند ماه بعد 510 فروند دیگر به سفارش اولیه افزوده شد.
      تولید
      در زمان آغاز جنگ جهانی دوم یک قرارداد جدید برای ساخت 1280 فروند دی-520 برای نیروی هوایی فرانسه و همچنین 120 فروند دیگر برای نیروی دریایی این کشور بسته شد. یک ماه بعد 2250 فروند دیگر به مجموع سفارشهای اولیه اضافه شد.
      اولین جنگنده ی دی-520 در اکتبر 1939 به پرواز در آمد. در این هواپیما ،و آنهایی که بعدتر ساخته شدند، بدنه 51 سانتیمتر درازترشده بود، محفظه ی موتور دوباره طراحی شد و صندلی خلبان با صفحات زرهی حفاظت شد. اغلب جنگنده های از موتور جدیدتر 12وای-45 با سوپرشارژر بهره می گرفتند که می توانست 922 اسب بخار توان تولید کند. بعدتر موتورهای جدید با توان 950 اسب بخار بر روی دی-520 ها نصب شدند.
      تولید هر فروند دی-520 به 7000 نفر-ساعت نیاز داشت که تقریبا نصف جنگنده ی ام.اس-406 ،جنگنده ی استاندارد فرانسوی ها در آن زمان، بود. البته آلمانها برای ساخت هر فروند بی.اف-109ئی 4500 نفر-ساعت صرف می کردند که نشان می داد فرانسوی ها چقدر با آلمانها فاصله دارند. وزارت هوانوردی فرانسه تصمیم داشت تا ظرفیت تولید این هواپیما را به بیش از 300 فروند در ماه برساند هر چند که دیگر برای فرانسوی ها خیلی دیر شده بود. زمانی که فرانسه تسلیم هیتلر شد کل دی-520 های تولید شده به 905 فروند رسیده بودند.
       
        طراحی

      کابین خلبان دی-520 در نمایشگاه لابرژه
      بدنه ی دی-520 ،به استثنای سطوح کنترلی بال و دم، از فلز ساخته شده بود. مخزن اصلی بنزین در بدنه دارای نشت بند خودکار بود و دو مخزن بنزین دیگر درون بالها قرارگرفته بودند. ظرفیت 636 لیتری سوخت دی-520 به وضوح از بی.اف-109 آلمانها و اسپیتفایر بریتانیایی ها (400 لیتر) بیشتر بود. برد 1500 کیلومتری دی-520 به تعدادی از خلبانهایش اجازه داد تا در زمان سقوط فرانسه به شمال آفریقا فرار کنند.
      موتور هیسپانور-سویزا ،که بر روی دی-520 نصب شده بود، دارای مزیتهایی بر موتورهای مشابه زمان خود بود. مثلا وزن آن در حدود 100 کیلوگرم از موتور معروف رولزرویس ،مرلین، سبک تر بود.
      کابین خلبان دارای یک مخزن اکسیژن و بیسیم بود. ارتفاع صندلی خلبان قابل تنظیم بود. پنجره های کابین دید مناسبی در اختیار خلبان می گذاشت اما آینه ای برای دید عقب نصب نشده بود. محل کابین در بدنه ی هواپیما به گونه ای انتخاب شده بود که دید پایین خوبی برای خلبان جنگنده فراهم شود. تنها مشکل خلبان دماغه ی دراز هواپیما بود که دید او را هنگام حرکت بر روی زمین محدود می کرد.
      دی-520 طراحی شده بود تا به سادگی و در هر شرایطی تعمیر شود. تجدید مهمات آن به سادگی صورت می گرفت. خشابهای توپ اصلی در 20 دقیقه و خشابهای مسلسلها در ظرف 5 دقیقه فشنگ گذاری و نصب می شدند.
      هرچند که دی-520 پیشرفته ترین جنگنده ی زرادخانه ی فرانسوی ها بود و حتی در مانورپذیری بی.اف-109 افسانه ای را پشت سر می گذاشت اما دارای مشکلات خاص خود بود. ستوان اریک بروان ،خلبان آزمایشی نیروی هوایی سلطنتی و مسئول پرواز هواپیماهایی که به غنیمت گرفته می شدند، درباره ی دی-520 می گوید:
      "این جانور وحشی زیبا به نظر می رسد اما زیبا پرواز نمی کند."
      تسلیحات
      سلاح استاندارد دی-520 عبارت بود از یک قبضه توپ خودکار 20 میلیمتری اچ.اس-404 به همراه 60 گلوله که از میان ملخ هواپیما شلیک می کرد. 4 قبضه مسلسل 7.5 میلیمتری ام-39 نیز در داخل ریشه ی بالها نصب شده بودند که هر کدام 675 گلوله داشتند. نواخت آتش این مسلسلها به 1200 گلوله در دقیقه می رسید. نواخت تیر توپ اصلی 600 گلوله در دقیقه بود و تا 500 متر دقت خود را از دست نمی داد. از نظر قدرت آتش دی-520 به وضوح بر ام.اس-406 ،که تنها دو قبضه مسلسل داشت، برتری داشت.
      تاریخچه ی عملیاتی
      فرانسه (قبل از جنگ جهانی دوم)

      دی-520 در لابورژه
      اولین گروه از دی-520 ها که به نیروی هوایی فرانسه تحویل داده شدند تنها به عنوان هواپیمای آموزشی به کار می رفتند چرا که فاقد تسلیحات بودند. در مقایسه ای که در روز 21 آوریل 1940 بین یک فروند بی.اف-109 غنیمتی و یک فروند دی-520 صورت گرفت هواپیمای آلمانی سرعت بیشتر و در عوض رقیب فرانسوی اش مانورپذیری بهتری داشتند. در روز دهم می 1940 آلمان به فرانسه، بلژیک و هلند حمله کرد. در این زمان نیروی هوایی فرانسه تنها 75 فروند دی-520 عملیاتی در اختیار داشت و تنها یک اسکادران این نیرو کاملا تجهیز بود. آنها دو روز بعد با لوفت وافه رویاروی شدند و توانستند 3 فروند اچ.اس-126 و یک فروند هاینکل-111 را سرنگون کنند. قبل از تسلیم شدن فرانسه 4 اسکادران دیگر از نیروی هوایی و 3 اسکادران از نیروی هوایی این کشور با دی-520 تجهیز شدند.
      در درگیریهای هوایی ،که بیشتر در برابر ایتالیایی ها بود، خلبانان دی-520 ادعا کردند که 114 فروند هواپیما را ساقط کرده اند و احتمالا 39 فروند دیگر را نیز سرنگون کرده اند. در این نبردها 85 فروند دی-520 نیز از دست رفتند. زمانی که فرانسه تسلیم شد تعداد 437 فروند دی-520 ساخته شده بود که 351 فروند آن به نیروهای مسلح فرانسه تحویل داده شده بود. با تسلیم فرانسه 165 فروند دی-520 به شمال آفریقا فرارکردند تا از دست آلمانها در امان بمانند. 3 فروند دیگر به بریتانیا فرار کردند که به خلبانان طرفدار مارشال دوگل تحویل داده شدند و در کل 153 فروند دیگر در خاک فرانسه باقی ماندند. بهترین خلبان دی-520 پیر له گلوان بود که توانست 4 فروند هواپیمای آلمان، 7 فروند ایتالیایی و 7 فروند بریتانیایی را شکار کند.
       
    • توسط adelkhoje
      بسم الله الرحمان الرحیم
       
       

       

       
       
      مقدمه-طي دهه گذشته، موشك اسكاد به معروفترين موشك جهان تبديل شده است. اگرچه نخستين باري كه در جنگ از اين موشك استفاده شده به بيش از 30 سال پيش برمي گردد، تنها در دهه گذشته و با آغاز جنگ اول خليج فارس در 1991 اين موشك مورد توجه عموم قرار گرفت.
      از زمان شروع دوره تسليحات V آلمان تاكنون، تعداد موشكهاي اسكاد شليك شده در جنگها از ساير موشكها بيشتر بوده است،تاريخچه اسكاد پژواكي از كابوسي است كه تنها اخيرا به دست فراموشي سپرده شده است؛ موشك اسكاد،مهره اصلي در برنامه شوروي سابق براي جنگ هسته اي در قلب اروپا بود.
      پديده عجيب و متناقضي كه وجود دارد آن است كه هرچه چنين تسليحاتي مرگبارتر باشد، احتمال به كارگيري آنها نيز كمتر خواهد بود. نه ناتو و نه پيمان ورشو آنقدر احمق نبودند كه در چنين نبردي شركت كنند، و در نهايت، اسكاد هرگز در نقش مربوط به خود در جنگ افزار هسته اي به كار گرفته نشد. در عوض، اين موشك به نماد تغيير ماهيت تسليحات در دوران پس از جنگ سرد تبديل شد.
       
       

       
       
       
      در بي نظمي نوين جهاني، توجه جهان به جنگهاي كوچك و ناموزون منطقه اي معطوف شده است. در اين منازعات، موشكهاي اسكاد به سلاح برتري تبديل شد كه مي توانست اثرات تخريبي را در جايي كه ساير سلاحها موثر نيست ايجاد كند.
      نيروهاي مسلح پرمدعاي عراق در دوره صدام حسين، كه در آن زمان به عنوان چهارمين ارتش بزرگ جهان تبليغ مي شد، در مواجهه با نيروهاي ائتلاف در جنگ 1991 خليج فارس ناتوان مانده بود. تنها سلاحي كه عراق توانست با آن به نيروهاي ائتلاف آسيب بزند، موشك اسكاد بود. موشك اسكاد گرفتار مجادله بر روي تسليحات كشتار جمعي نيز شد، چراكه اين تسليحات بدون آنكه بر روي هدف مورد نظر رسانده شوند، كارآيي نخواهند داشت.
       
       
       

       
      سامانه موشك بالستيك تاكتيكي البروس با كد 8K72 ، كه در غرب با نامهاي SS-1C ، اسكاد بي شناخته مي شود، در دهه 5590 براي حمل كلاهكهاي هسته اي تاكتيكي توسعه داده شد. اين سامانه با به كارگيري در منازعات منطقه اي در دهه هاي 5590 و 5550 شهرت يافت
       
       

       
      سامانه موشك بالستيك اوليه R-11 نيازمند تعداد قابل توجهي خودرو تجهيزات و تداركات بود كه در تصوير قابل مشاهده مي باشد.با توجه به تحرك پذيري پايين اين سامانه، تعداد كمي از آن توسعه يافت
       
       
      موشك اسكاد مدت زيادي است كه از چرخه توليد خارج شده است، اما نسل آن با مجموعه اي از نسخه ها و مشابه هاي توليد شده در كره شمالي، چين و پاكستان ادامه يافته است. روسيه نزديك به نيم قرن پس از نخستين پرتاب اسكاد دو مرتبه تلاش كرده تا اين موشك را با موشك جديد اسكندر جايگزين كند.
       
       
      R-11 اسکاد A


      اگرچه موشك اسكاد غالبا اندكي بيشتر از مولود موشك V-2 آلمان در جنگ جهاني دوم توصيف مي شود، ريشه هاي آلماني آن پيچيده تر و غيرشفافتر از آنچه در وهله اول به نظر مي آيد، مي باشد. در دوران پس از جنگ جهاني دوم، ارتش شوروي گروههايي از متخصصان را براي اخذ فناوريهاي پيشرفته آلمان، از جمله موشك V-2 اعزام كرد.
       
      سرگئي كورولف رياست گروه V-2 شوروي را بر عهده داشت و تلاش وي هسته برنامه هاي موشكي و فضايي آينده شوروي را تشكيل داد. مهندسان كورولف آزمون شليك موشكهاي V-2 را با كمك پرسنل اسير شده آلماني، در سال 1947 در پايگاه كاپوستين يار، منطقه اي نزديك استالينگراد آغاز كردند. توليد نسخه روسي ملقب به R-1 )راكت- 5 يا موشك5 ) در سال 1948 آغاز شد و سامانه موشكي R-1 براي به كارگيري در ارتش در نوامبر 1950 پذيرفته شد.
       
       

       
      موشك R-1 از سوي ژنرالهاي ارشد روسي مورد استقبال واقع نشد. رييس فرماندهي اصلي توپخانه ) GAU ( ارتشبد ان دي ياكولوف، ابراز كرد كه موشكها به طور نامتعارفي گران قيمت بوده، براي كاربرد بسيار طاقت فرسا است و به لحاظ نظامي نيز اثربخش نيست. يكي از ژنرالها عنوان كرد كه اگر سوختي كه براي يك فروند موشك R-1 به كار مي رود را به سربازانش مي داد، آنها مي توانستند هر شهري را تسخير كنند.
      شكايتهاي زياد ديگري نيز مطرح شد. موشك V-2 و نسخه R-1 آن از سوخت الكل استفاده كرده و از اكسيژن مايع به عنوان اكسيدايزر بهره مي برد كه به تركيب آنها سوخت كرايوژنيك گفته مي شود. توليد و ذخيره سازي اكسيژن مايع در شرايط ميدان نبرد بسيار دشوار است، چراكه بايد تا دماهاي بسيار سرد خنك سازي شود.
       
       
       

       
      علاوه بر اين، موشك را نمي توان به صورت شارژ شده با اكسيژن مايع براي مدت نه چندان زيادي نگه داشت، زيرا اكسيژن مايع به سرعت شروع به جوشيدن مي كند. از همه مهمتر، عملكرد V-2 / R-1 بسيار بد بود – به طور متوسط، نيمي از موشكهاي شليك شده، شكست مي خورد و حتي آنهايي كه به ناحیه هدف می رسید،خطایی متوسط 7 تا 17 کیلومتر از هدف مورد نظر داشت.
       
      عليرغم همه اين مشكلات،ارتش شوروي، با آگاهي از اين موضوع كه اين كار تنها گام كوچكي به سمت هدف بلندپروازانه تسليحات موشكي دوربرد است، برنامه موشكي را با قدرت پيش مي برد. گام تكاملي بعدي، موشك R-2 بود، نسخه اي با برد بيشتر از R-1 با همان سوخت دردسرساز كرايوژنيك و دقت پايين. شش تيپ موشكي ويژه براي به كارگيري از اين تسليحات شكل گرفت. اما در حداكثر توان، تنها 24 لانچر در خدمت وجود داشت كه نقطه ضعف اين موشكها به شمار مي رفت.

      از ديدگاه فني، ظهور سيستمهاي سوخت جايگزين به نام سوختهاي هايپرگوليك يك جهش كليدي در فناوري موشكي محسوب مي شود. در سال 1945 ، لوفواف آلماني موشك ضدهواپيمايي با نام واسرفال توسعه داد كه به جاي اكسيژن مايع از اسيد نيتريك قرمز-فومينگ به عنوان اكسيدايزر استفاده مي كرد. مزيت اصلي اين سوخت آن بود كه مي توان بدون نياز به خنك سازي در دماهاي معمولي آن را به كار گرفت. عيب آن اين بود كه تركيب اكسيدايزر اسيد نيتريك با سوخت پايه كراسين(نفت) به اندازه تركيب الكل/ اكسيژن مايع انرژي زا نبود.

      عيب ديگر آن اين بود كه اسيد نيتريك بسيار خورنده بود و در تماس با هيدروكربنها، بهبنامد. در اوايل دهه 1950 ، فناوريهاي » زهر شيطان « ويژه بافت بدن انسان، به شدت واكنش مي داد، كه باعث شد كرولف آن را سوخت بهبود يافت و تركيب اسيد نيتريك قرمز-فومينگ محدود شده ( IRFNA )جديد و مشتقات بهبود يافته كراسين تقريبا انرژي بر واحد وزني معادل تركيب الكل/ اكسيژن مايع ارايه كرد.

      توسعه موشك بالستيك تاكتيكي با استفاده از سوختهاي جديد در نوامبر 1951 با همكاري OKB-1 ) )موسسه طراحي ويژه - 5 كرولف با مسئوليت طراحي كلي موشك R-11 و OKB-2 اي. ام. ايسايف، با مسئوليت توسعه موتور S2.253 مربوطه، كه بهبودي از موتور واسرفال آلماني بود، آغاز شد. موشك جديد از سوخت TG-02 تونكا كه مخلوط يكساني از دي متيلانالين و تري اتيلامين بود استفاده مي كرد.

      به دليل سادگي نسبي، توسعه موشك R-11 به سرعت انجام شد و آزمايش آن در آوريل 1953  شروع شد. بهينه سازيها به تدريج بر روي آن انجام شد و در سال 1953 موشك R-11 الزامات دقت اصابت خود را با محدوده خطاي متوسط 1190 متر در راستاي برد و خطاي متوسط آزيموت 660  متر برآورده كرد. پس از يك سري پرتابهاي آزمايشي نهايي از دسامبر 1954 تا فوريه 1955 موشك R-11 در تاريخ 13 جولاي 1955 براي خدمت در ارتش شوروي پذيرفته شد. اين موشك با شناسه نظامي آن يا 8A61 نيز شناخته مي شد.

      نخستين واحد R-11 ، تيپ 233 ام مهندسي فرماندهي عالي ) RVGK ( در مه 1955 تشكيل شد. در اين مرحله، موشك R-11 تنها مجهز به كلاهكهاي حاوي مواد منفجره بود، كه البته كار توسعه بر روي نوع هسته اي آن نيز در حال انجام بود. آرايش اوليه سكوي پرتاب به نحو چشمگيري با موشكهاي بالستيك تاكتيكي- عملياتي آتي شوروي متفاوت بود، كه يك گام مياني پس از سكوهاي كِشنده پرزحمت نوع V-2 / R-1 تا سكوهاي خودكششي بعدي موشكها به شمار مي رفت. موشك با استفاده از نوعي كِشنده سنگين AT-T ، كه با شناسه 8U227 شناخته مي شد و مجهز به جرثقيل كوچكي براي عمودسازي موشك بود، به سايت پرتاب يدك كشيده مي شد.
       
       

      موشك اوليه R-11 كه با استفاده از كِشنده 8U227 مبتني بر كِشنده سنگين AT-T ( به موقعيت پرتاب يدك كشيده شده و عمود شده است)، در اين تصوير بر روي قنداق پرتاب 8U22 ديده مي شود
       
      پایان قسمت اول...
       
      ادامه دارد...
       
      فهرست (اسکاد A R11 -  نام اسكاد  -اسكاد در دريا - B اسكاد :R-17 - بهينه سازي اسكاد - كلاهكهاي اسكاد  -انواع مخفي اسكاد-  سازمان دهي اسكاد-  پرتاب اسكاد -اسكادهاي پيمان ورشو  -گسترش اسكاد  -اسكاد در جنگ: مصر-  اسكاد در جنگ: عراق  -اسكاد در جنگ: ساير منازعات - اسكاد در جنگ: افغانستان - گسترش اسكاد: كره شمالي)
       
      منابع در پایان مطلب قرار خواهد گرفت...
       
      copy right :میلیتاری،بدون ارجاع به این لینک و نام نویسنده ،کپی این مطلب خلاف قانون سایبری می باشد.
    • توسط MR9
      مقدمه :
      با اولین شلیک موشک وی-2 به قلب فضا در اکتبر 1942 ، عرصه جدیدی به صحنه نبرد اضافه شد ، با این حال   توسعه فناوری نظامی در فضا را میتوان عاملی موثر در ایجاد تغییرات شگرف در ماهیت رزم مانوری بحساب آورد . تغییر صحنه عملیات نظامی در فضا ، همزمان با کاهش قابل توجه و ناگهانی درهزینه های مربوط به دسترسی به مدارهای ماوراء جو  و همچنین توسعه سریع ماهواره های کوچکتر و ارزان تر  برای ایجاد مجموعه حسگرهای پایش عملیات نظامی ،  قابلیتی فراتر از ماهواره های بزرگتر و گران قیمت تر را در اختیار ارتش ها ، نسبت به  گذشته ، قرار خواهد داد . سرعت شگرف این تحولات  و پیامدهای قطعی آن بر عملیات رزمی در آینده موضوعی است که جامعه کارشناسان رو به گسترش فضایی  در سازمان های نظامی تلاش می کند تا  قبل از ایجاد تهدید ، فرآیند توسعه این قابلیتهای جدید در حوزه فضایی را درک کرده  و تغیرات سازمانی ناشی از این امر را بخصوص در حوزه جنگ مانوری مورد بررسی عمیق قرار دهد .
      با توجه به این موضوع پراهمیت  ، قابلیتهای فضا پایه موجود تاثیر قابل توجهی را بر تاکتیکهای رزم  زرهی مدرن در دو سطح تاکتیکی و عملیاتی برجای گذاشته است.
       
       

       
       
      از یکسو ، ارتباطات راه دور ، دسترسی به شبکه های مخابرات نظامی  ، استفاده گسترده از  سامانه موقعیت یابی جهانی (GPS)  و درنهایت مخابرات رمز گذاری شده ، سرفصل های مهم این حوزه بشمار آمده  و از سویی دیگر نیز کاربرد این پتانسیل در حوزه هایی با اهمیت کمتر نظیر عملیات ضد شورش نیز امکان پذیر گردیده است  ،اما پرکاربردترین  ماموریت محوله به حسگرهای فضاپایه را می توان در جنگ سرد و ماهواره های مجهز به حسگرهای مادن قرمز برای تشخیص زمان شلیک موشکهای بالستیک و همچنین رهگیری گونه های بالستیک تاکتیکی بر علیه  واحدهای زمینی جستجو کرد .
       
      در مجموع ، برای یک  آینده قابل پیش بینی ، قابلیتهای فوق الذکر ، البته در پهنای باند بیشتر و دقت افزون تر همچنان به پشتیبانی از عملیات رزمی ادامه خواهند داد . با این وصف ، یکی از مهمترین پیشرفتهایی که فناوری فضایی برای افزایش عملکرد مطلوب واحدهای زرهی پدید آورده ، قابلیت استفاده از تصاویر ماهواره ای در زمان واقعی (near-real-time satellite imagery) بخصوص بر علیه دشمنی است که از این پتانسیل محروم است .
       

       
       
      غافلگیری با ضربه به جناحین :
       
      از یک نظر ، نقطه شروع  استفاده از حسگرهای فضاپایه را می توان با آغاز جنگ نخست خلیج پارس که در جریان آن ، واحدهای ارتش ایالات متحده  با ایراد یک ضربه شدید به جناحین  یگانهای عراقی ، مدافعان را غافلگیر نموده  و بسرعت بر آنها غلبه نمودند، همزمان دانست . ارتش عراق که تحت حملات شدید هوایی  قرار داشت ، ناگهان با ضربه غافلگیرکننده واحدهای زرهی ائتلاف در جناحین خود روبرو شد که این موجبات یک فاجعه نظامی  را برای سرفرماندهی ارتش بعث فراهم آورد .
       
      اما نکته اصلی در این مساله نهفته بود  که موفقیت این  مانور  ، مدیون  چند عامل مهم  ، از جمله فناوری های جدید بخدمت گرفته شده ، بود . از یکسو ، سامانه مکان یاب جهانی  (GPS) تازه به دنیای فناوری نظامی وارد شده بود و به یگان های رزمی اجازه میداد تا در صحنه عملیاتی باز ( صحرا ) با دقت بیشتری دست به عمل زنند و از سویی دیگر به فرماندهان ائتلاف ، بخصوص رسته آماد و پشتیبانی ( لجستیک ) امکان می داد تا بدون نگرانی از آتش دشمن ، ذخیره سوخت و سایر سامانه های لجستیکی را بدون آنکه  نیازی به هزینه کرد بیش از اندازه منابع  داشته باشند ، موقعیت یابی و مستقر سازند . 
       

       

       
      با این وجود ، شاید مهمترین عامل موفقیت در افزایش و تاثیر گذاری واحدهای ائتلاف در این جنگ را می توان در پتانسیل این نیرو در  محرمانه نگاه داشتن نقل و انتقالات و به معنای تخصصی ، "تحرک" این یگان ها  از دید نیروهای عراقی  دانست .
       
      فرماندهان ائتلاف با ایجاد پایش شدید هوایی ، مسیر هرگونه اجرای عملیات شناسایی هوایی از سوی ارتش عراق را مسدود نمودند ، چرا که حتی اجرای یک سورتی ( پرانه ) پرواز شناسایی از سوی نیروی هوایی عراق در ارتفاع ، برد و گستره  مشخص می توانست نیات ارتش ائتلاف را در حوزه محورهای  عملیات آفندی ، افشاء کرده و متقابلا" ارتش عراق قادر می ساخت  تا با تغییر سازمان رزم واحدهای خط مقدم  خود ، تدابیر مناسبی برای حفظ جناحین خود از ضربه زرهی مهاجمان   ، بیاندیشد.
      در این میان ، برخی تحلیلگران براین اعتقاد قرار دارند که حتی در صورت اطلاع ارتش عراق از محورهای عملیاتی ائتلاف ، بسیار بعید بود که توان رزمی کافی برای جلوگیری از موفقیت  نزد مدافعان ، موجود بوده باشد ، اما یقینا" دستیابی به اطلاعات ، هر چند محدود و مختصر ، می توانست هزینه  پیروزی  را برای مهاجمان ، افزایش دهد .  در واقع ، بسیار بعید به نظر می رسد که  ضربه کاری و موفقیت خیره کننده  ارتش ائتلاف ، که  بر قابلیتهای فضاپایه ، قرار داشت  و صورتبندی بسیار بزرگتر مدافع را فریب داد  ، بدون این ستون اصلی ، قابل تکرار باشد .
       

       
      شیوه اجرای مانور توسط واحدهای رزمی درمقیاس گروهان و گردان  که به هردلیلی ممکن بود از صورتبندی اصلی جدا شوند را می توان با تدبیر درست ، جبران نمود ، اما  بدون وجود نظارت دائم بر صورتبندی اصلی ، دستیابی به موفقیت در چنین صحنه های از منازعه ، تقریبا" امکان پذیر نبود .
      از سویی دیگر، نیروی هوایی ایالات متحده  بدلیل ماهیت ماموریت خود ، گرچه  پتانسیل زیادی برای ایجاد برتری هوایی محلی و جلوگیری از اجرای عملیات شناسایی توسط هواگردهای سرنشین دار یا بدون سرنشین در اختیار داشت ، اما واضح بود که فاقد  توانایی جلوگیری از عبور ماهواره های دشمن از فراز منطقه نبرد بوده  و این به معنای یک شکاف عمیق دربکارگیری  اصل غافلگیری توسط فرماندهان محسوب می گردید . به معنای روشن تر ، درصورت برخورداری عراق از  قابلیتهای فضاپایه ، بطور قطع ، ضربه قاطع طوفان صحرا ، هرگز قابلیت اجرایی شدن پیدا نمی نمود . به همین دلیل ، تکثیر گسترده  ماهواره های سنجش از دور که می بایست بستر لازم برای تولید تصاویر دقیق ماهواره ای در اندازه ها و کیفیتهای متفاوتی را پدید آورد ،  پارادایم  " پشتیبانی فضایی " و به تبع آن ، تاثیر حسگرهای فضا پایه بر ماهیت رزم مانوری را به صورت چشمگیری دچار دگرگونی عمیقی نموده است .
       

       

       
      سامانه مکان یاب جهانی 
       
      راست : 1990  چپ : آزمون های اولیه 1978
       
      با این وصف ، ارتش ایالات متحده تا همین اواخر ، به استفاده از تصاویر ماهواره ای در عملیات رزمی چندان تمایلی نداشت ، چرا که تاثیر آن را در سطوح تاکتیکی و عملیاتی ، ناکافی ارزیابی می نمود ، به همین دلیل صرفا" تعداد مشخص و محدودی از ماهواره  های تصویر برداری مستقر در مدار لئو (LEO)  که  قابلیت تصویر برداری از بخش های محدودی از کره زمین را ارائه می کردند  ، در اختیار این نیروها قرار داشت ، در حالی که  برخلاف ماهواره های مستقر در مدار ژئوسنکرون (GEO)  که نسبت به زمین در نقطه ثابتی قرار دارند ، ماهواره های مدار لئو (LEO)  در ارتفاعی میان 250 تا 400 مایلی مستقر هستند که هر 90 تا 120 دقیقه ، یکبار به دور زمین چرخیده  و به همین دلیل  انعطاف پذیری بیشتری به  ماهواره های موجود در  ارتفاع  22300 مایلی که تقریبا" سرعت چرخشی مشابه با سرعت چرخش سیاره داشته  و با کمی اغراق ، نسبت به خط استوا ، روی نقطه ثابتی قرار دارند ، به کاربر ارائه می کنند . با این وصف ، علیرغم مزیتهای بی شمار ، ماهواره های مستقر در مدار GEO برای اجرای عملیات تصویر برداری تاکتیکی غیر مفیدترین ابزار بشمار می آید ، به همین دلیل ماهواره هایی که برای نظارت بر صحنه عملیات رزمی به فضا ارسال میشوند ، عمدتا" در مدارهای پایین تر قرار داده می شوند و به همین دلیل نیز در هر زمان ، صرفا" می توانند بخشی از سطح زمین را مورد شناسایی قرار دهند . بطور طبیعی ، جایگیری در ارتفاع مداری پایین در کنار هزینه های مرتبط با تولید و اعزام  این سخت افزارها به فضا ، سودمندی تاکتیکی محدودی را فراهم می کند ، چرا که صرفا" امکان تصویر برداری یک محدوده کوچک را در روز فراهم می نماید  .
       
       
      پی نوشت :
       
      1- ادامه دارد .................
      2- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق  منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . 
       
      برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران  ( MILITARY.IR) 
       
                           مترجم : MR9
    • توسط RedArmy
      معرفي هواپيماي عمود پرواز Yak-141


      مشخصات
      ساخته شده براي رقابت با هواپيماي AV-8B Harrier II ناتو
      وزن : 15.9 تن (حداكثر وزن 19.5 تن)
      سرعت : 1.7 ماخ (1800 كيلومتر)
      ابعاد :
      18.30 متر طول
      5 متر ارتفاع
      10.10 متر فاصله دو سر بالها
      حداكثر ارتفاع پروازي : 15500 متر
      برد : با يك مخزن سوخت خارجي و takeoff كوتاه 2100 كيلومتر ، برد بدون مخزن سوخت خارجي و با takeoff قائم 1400 كيلومتر
      خدمه : 1 نفر
      تسليحات :
      يك توپ 30 ميلي متري
      AA-11 Archer / R-73
      AA-12 AMRAAMski / R-77 RVV-AE
      AA-10A/B/C/D/E Alamo-A/B/C/D/E / R-27R/T/RE/TE/AE
      AA-8 APHID / R-60
      AS-14b Kedge / Kh-29L
      AS-10 KAREN / Kh-25
      AS-17 Krypton / Kh-31
      AS-14b Kedge / Kh-29T
      و انواع بمب هاي هدايت تصويري و خوشه اي و همچنين غلاف هاي شليك راكت


      هواپيماي چند منظوره yak-141 دومين نسل از هواپيماهاي عمود پرواز روسي است كه قرار بود جايگزين هواپيماي yak-38 بشود اما به دليل مشكلات مالي هيچ وقت اين اتفاق روي نداد.
      اولين بار نمونه آزمايشي اين هواپيما در سال 1980 توسط يك ماهواره جاسوسي غربي در مركز تست Zhukovsky روسيه ديده شد اما تا سال 1988 تعداد اين هواپيما همين يك فروند بود تا اينكه در اين سال 2 فروند از اين جنگنده به طور همزمان به پرواز درآمدند.
      گفته مي شود هواپيماي yak-141 از همان رادار mig-29 بهره مي برد استفاده از رادار mig-29 توانايي خوبي براي شليك انواع بمب ها و موشك هاي پيشرفته به yak-141 مي دهد.
      از جمله مشتريان اين هواپيما مي توان به ايتاليا ، آرژانتين ، هند و تعدادي از كشورهاي خاورميانه اشاره كرد.
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.