NavideZohour

پیشگویی قرآن کریم در مورد نابودی رژیم صهیونیستی در سال 1443(100 در صد مستند)

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

[quote]چرا شما رو ندونستن خودت انقد تاکید میکنی؟؟؟؟؟
این اعداد معجزات 100% درست قرآن هستن و بسیار دقیق اگر شما به خودت زحمت بدی یه بار از شروع متن بخونی 100% متوجه میشی.یا علی[/quote]

[size=18]
[color=red]در صورتی که جوابی غیر علمی و عقلی به این پست بدید و سایر سوالات دیگری که پرسیدم بدین دیگه بهتون جوابی نخواهم داد ..

چطور میتونید این اعداد رو درست بدونید در حالی که میشه با اشکال مختلف کلی ارقام متفاوت و مختلف دیگر بدست آورد ؟
[/color]
[/size]

و هر بار هم که سوالی میشه فقط میگین درست هستن ! خوب من از کجا به چنین باوری برسم ؟ چون فقط اون متن گفته ؟ و باید تا 2022 بشینم و منتظر سقوط اسراییل باشم ؟
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
این حرف ها همش بی اساس هستن و هر وقت خداوند و حضرت مهدی صلاح بدونن اون حضرت ظهور میکنن .
این دیگه به من و تو ربطی نداره که بیایم با دست بردن در قرآن کلام خدا برای خودمون تاریخ مشخص کنیم.
کار من و تو فقط دعا کردن و حفاظت از مسلمان ها تا ظهور هست همین و بس.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote][quote]چرا شما رو ندونستن خودت انقد تاکید میکنی؟؟؟؟؟
این اعداد معجزات 100% درست قرآن هستن و بسیار دقیق اگر شما به خودت زحمت بدی یه بار از شروع متن بخونی 100% متوجه میشی.یا علی[/quote]

[size=18]
[color=red]در صورتی که جوابی غیر علمی و عقلی به این پست بدید و سایر سوالات دیگری که پرسیدم بدین دیگه بهتون جوابی نخواهم داد ..

چطور میتونید این اعداد رو درست بدونید در حالی که میشه با اشکال مختلف کلی ارقام متفاوت و مختلف دیگر بدست آورد ؟
[/color]
[/size]

و هر بار هم که سوالی میشه فقط میگین درست هستن ! خوب من از کجا به چنین باوری برسم ؟ چون فقط اون متن گفته ؟ و باید تا 2022 بشینم و منتظر سقوط اسراییل باشم ؟[/quote]

جواب سوالت اینه:

کشف کلید اسرار قرآن
کلید اول
تا کنون در تمام تفاسیر هر جا سخن از پیشگوئی های قرآن بمیان آمده است بلا فاصله به سوره روم اشاره رفته است.
براستی سوره روم سوره عجیبی است.
ناگهان در میان بهت مومنان پیامبر عظیم الشأن اسلام از ماجرائی خبر داد که همزمان با گفتار آنحضرت در آنسوی زمین درحال وقوع بود.
 (30:1) الم
 (30:2) غلبت الروم
 (30:3) في أدنى الأرض
 (30:4) وهم من بعد غلبهم سيغلبون في بضع سنين
 لله الأمر من قبل ومن بعد ويومئذ يفرح المؤمنون
رومیان درسرزمین های دور دست مغلوب پارسیان شدند اما آنان در کمتر از7 سال دوباره بر پارسیان پیروز خواهند شد . همه امور پیش ازآن و بعد ازآن ، از آن خداوند است . مومنان با شنیدن این پیروزی شادمان خواهند شد.
در آیات چهارگانه فوق دو خبر غیبی وجود دارد. یکی شکست رومیان همزمان با گفتار پیامبر اتفاق افتاده بود و دیگری پیروزی آنان در کمتر از 7 سال که قرار بود اتفاق بیفتد.
صدای این خبر غیبی بلا فاصله در تمام نقاط سرزمین اسلامی پیچید و به ماجرایی حساسی تبدیل شد برای آزمایش راستی و نادرستی رسالت آنحضرت.
چند ماه بعد که بازگانان از دیار روم بازگشتند خبر دادند که رومیان درست در همان روزی که پیامبر خبر داده بود شکست خورده بودند.
تأیید این خبر موجی از شادی و شعف در میان مومنان بوجود آورد. مومنان با ابراز شادمانی از خبر شکست رومیان منتظر تحقق خبر غیبی دیگر آنحضرت ماندند که آنهم در موعد مقرر اتفاق افتاد.
این دقیقاهمان معادله چند مجهوله حل شده ایست که ما بدنبال کشف فرمول آن هستیم.
با موشکافی این دو خبر غیبی به نکته عجیبی دست می یابیم.
 (30:1) الم
 (30:2) غلبت الروم
خبر غیبی اول بسیار کوتاه است که با کلمه غلبت شروع میشود. میبینیم که در این خبر کوتاه غیبی هیچ اشاره ای به سال وقوع آن نشده است. قبل از کلمه غلبت نیز هیچ کلمه دیگری بکار نرفته است. دلیل آنرا در بررسی خبر غیبی بعدی در می یابیم.
 (30:4) وهم من بعد غلبهم سيغلبون في بضع سنين . لله الأمر من قبل ومن بعد ويومئذ يفرح المؤمنون
در خبر غیبی دوم به دو نکته جدید پی میبریم. نخست آنکه با بکار بردن کلمه بضع به زمان وقوع آن اشاره شده است و دیگر آنکه قبل از کلمه بضع چند کلمه بکار رفته است.
نکته عجیب این پیش بینی در این است که قرآن اولا زمان دقیق آنرا مشخص میکند. کلمه بضع در عربی بمعنای کمتر از 7 سال بکار میرود. ثانیا علیرغم آنکه خداوند زمان آنرا مشخص کرده است، میبینیم که کلمات بکار رفته قبل از عدد بضع نیز به تعداد همان کلمه بضع است. یعنی 6 کلمه.
وهم من بعد غلبهم سیغلبون فی بضع سنین
1 2 3 4 5 6

بنابراین ما به فرمول حل این معادله دست یافته ایم. بنحوی که اگراین فرمول را در زمان نزول آیه میدانستیم، حتی اگر خداوند کلمه بضع را بکار نمیگرفت وزمان آنرا مشخص نمیکرد میتوانستیم با استفاده ازین فرمول سال وقوع آنرا مشخص کنیم.
کلید دوم
حال که به اصل فرمول دست یافته ایم بایدبه آزمایش آن بپردازیم و ببینیم که آیا خداوند از این فرمول در جای دیگری هم استفاده کرده است یا نه.
با این نیت سراغ آیه دیگری از قرآن میرویم که باز هم یک خبر غیبی مربوط به گذشته بسیاردوریست.
(11:7)وهو الذي خلق السموت والأرض في ستة أيام وكان عرشه على الماء ليبلوكم أيكم أحسن عملا ولئن قلت إنكم مبعوثون من بعد الموت ليقولن الذين كفروا إن هذا إلا سحر مبين
در آیه شریفه فوق خداوند باز هم خبرغیبی خلقت آسمان و زمین را مطرح میکند و طول زمانی آنرا با بکار گیری عدد شش مشخص میکند.
حال باید دید آیا خداوند ازفرمول بدست آمده دراینجا نیز استفاده میکند یانه. با شگفتی تمام میبینیم که دقیقا مانند مورد قبلی خداوند هم طول زمان خلقت آسمان و زمین را با بکار گیری عدد شش مشخص میکند و هم قبل از عدد شش درست 6 کلمه بکار میبرد. بصورتی که اگر این فرمول را میدانستیم میتوانستیم طول زمانی خلقت را بدانیم.
وهو الذی خلق السموت والارض فی ستة ایام
1 2 3 4 5 6
کلید سوم
حال باید دید آیا موارد دیگری هم هست که خداوند ازین زبان برای تأیید و تأکید خبر های غیبی خود استفاده کرده باشد یانه.
خبر غیبی دیگر قرآن در مورد اصحاب کهف و مدت اقامت آنان در کهف است.
قرآن در سوره کهف از آیه 9 تا 25 به قصه اصحاب کهف بتفصیل پرداخته است.
با دقت در این آیات شریفه میبینیم که خداوند به همان روال دو آیه قبلی از همان فرمول استفاده کرده است.
یعنی تعداد سالهای اقامت اصحاب کهف را هم با زبان حروف و هم با زبان ریاضی مشخص کرده است. بدین صورت که با بکار گیری عدد 309 در پایان داستان اصحاب کهف زمان اقامت و استقر ار آنان را مشخص فرموده و آنگاه به تعداد همان سالها قبل از عدد ذکر شده کلمه بکار برده است. یعنی اگر تعداد کلمات بکار رفته از آغاز داستان اصحاب کهف و از کلمه ام در آیه نه تا کلمه ثلاث که نخستین کلمه مربوط به عدد مشخص شده است را بشماریم دقیقا 309 کلمه خواهد بود.

اینجاست که انسان انگشت بر دهن میماند و از زبان ریاضی قرآن در بهت فرو میرود.
اینجا نیز اگر ما با فرمول کشف شده آشنا بودیم ، حتی اگر خدا وند عدد 309 را بکار نمیبرد بازهم با شمارش تعداد کلمات بکار رفته میتوانستیم سال اقامت آنان را بدست بیاوریم.
با دقت در آخرین آیه از قصه اصحاب کهف در آیه 25 به دو نکته بسیار شگفت آور دیگر پی میبریم.
نخست آنکه خداوند بصورت سوال برانگیزی عدد 309 را به شکل خاصی بکار میبرد.
(18:25)ولبثوا في كهفهم ثلث مائة سنين وازدادوا تسعا
آنان در غار خویش 300 سال توقف کردند و برآن 9 سال دیگر افزودند.
با دقت در کاربرد این اعداد در می یابیم که نه سال چیزی نیست جز تفاوت بین سال شمسی و قمری در 300 سال. و ازآنجا که خداوند آگاه بر هر دو تقویم است خواسته است به انسان بفهماند که اگر با سال قمری محاسبه میکنند آنان 309 سال و اگر براساس سال شمسی محاسبه میکنند آنان 300 سال در غار اقامت کرده اند.
ثانیا خداوند ازکلمه وازدادوا قبل از عدد 9 استفاده کرده است. کلمه وازدادوا به حساب جمل مساویست با 30 که اگر عدد 9 را در کنار آن قرار دهیم به همان نتیجه قبلی میرسیم یعنی عدد 309.
و ا ز د ا د و ا
6 1 7 4 1 4 6 1 30
309=9<30
میبینید که چقدر خداوند بزرگ در چیدمان حروف و اعداد دقت و توجه خاصی برای را برای افهام عقول انسانی بکار گرفته است.
مطالعه ومداقه درآیات مربوط به قصه اصحاب کهف ما را به این نتیجه میرساند که خداوند پرده از کلیدی بر میدارد که ما به آن برای کشف زمان وقوع خبر های غیبی دیگر نیازمندیم.
کلیدچهارم
کار برد کلید فوق در داستان عزیر
داستان عزیر از جهات متعدد شبیه به داستان اصحاب کهف است.
خداوند در داستان عزیر نیز از این کلید استفاده میکند.
خداوند در آیه 259 سوره بقره به ماجرای عزیر میپردازد و میفرماید :
تو در این جا 100 سال بسر بردی. وما تو را نشانه ای برای مردم قرار دادیم. آنگاه که مسئله برای او روشن شد، عزیر گفت میدانم که خداوند بر هر کاری تواناست.
(2:259)أو كالذي مر على قرية وهي خاوية على عروشها قال أنى يحي هذه الله بعد موتها فأماته الله مائة عام ثم بعثه قال كم لبثت قال لبثت يوما أو بعض يوم قال بل لبثت مائة عام فانظر إلى طعامك وشرابك لم يتسنه وانظر إلى حمارك ولنجعلك ءاية للناس وانظر إلى العظام كيف ننشزها ثم نكسوها لحما فلما تبين له قال أعلم أن الله على كل شيء قدير
همانگونه که میبینیم خداوند عدد 100 را بکار برده است.
حال اگر ما 100 آیه در سوره بقره به عقب بر گردیم متوجه میشویم که در آن نیز خداوند از بینات و هدایت الهی و روشن شدن مسئله برای مردم سخن میگوید.:
(2:159)إن الذين يكتمون ما أنزلنا من البينت والهدى من بعد ما بينه للناس في الكتب أولئك يلعنهم الله ويلعنهم اللعنون.
سوالی که ذهن انسان را مشغول میکند اینست که چرا خداوند که خود زمان و یا طول زمانی حادثه ای را خبر میدهد لازم دیده است آنرا با بکار بردن همان تعداد حرف یا کلمه یا آیه تأکید کند؟
این ارداه خداوندی ممکن است بدو علت باشد.
نخست آنکه خداوند بدین وسیله قرآن خویش را از گزند تحریف مصون گرداند و دیگر آنکه به راسخون در علم و متعمقون در قرآن و غواصان اقیانوس بی کران قرآن شاه کلیدی عرضه کند که بتوانند از زمان وقوع حوادث و خبر های غیبی آینده مطلع شوند و بدین ترتیب جنبه اعجازی کلام الله مجید در عصر پیشرفت علم و سیطره کامپیوتر، برخ جهانیان کشیده شود.
بهر ترتیب شکی باقی نمیماند که خداوند در قرآن همزمان با دو زبان تکلم میکند. حروف و اعداد.
سوال مهم دیگری که دراینجا مطرح میشود اینست که چرا خداوند زبان ریاضی را برای تبیین امر خویش و تعیین زمان وقوع حوادث سرنوشت ساز ومهم انتخاب کرده است.
چند دلیل برای این مهم میتوان برشمرد
دلیل نخست آن است که زبان ریاضی زبان جهانی است. انسانها اهل هرکجای زمین باشند و پیرو هر آئینی باشند و به هر زبانی تکلم کنند و از هر نژادی باشند در معادلات ریاضی و نتایج چهار عمل اصلی متفق القولند.
دلیل دوم اینکه زبان ریاضی بر خلاف زبان کلمات قابل تفسیر و تأویل و ترجمه نیستند. اما و اگر بر نمیدانند و شرط نمیپذیرند. نه نسبی هستند ونه مبهم. نمیتوان گفت 4 بودن حاصلضرب 2 در 2 را مشروط به قضیه دیگری کرد و برای آن کلماتی چون اما و اگر و چنانچه بکار برد.
دلیل سوم آنکه زبان ریاضی از دقت بیشتری برخوردار است. و اندازه گیری زمانی یا مکانی دقیقی را میسر میکند.

کلید پنجم
استفاده از این کلید در تعیین شب قدر
علمای سلف نیز از شیعه و سنی از این کلید و روش برای اثبات مدعای خود استفاده کرده اند.
بعنوان نمونه اگر اهل سنت لیلة القدر را شب 27 ماه رمضان میدانند به علت آنست که مفسر بزرگی چون حافظ ابن کثیر در تفسیر خود با استفاده از همین روش ثابت کرده است که لیلةالقدر شب بیست و هفتم ماه رمضان است.
بنا برمحاسبات ابن کثیر کلمه هی در آخرین آیه سوره قدر اشاره دارد به این شب. و این کلمه بیست و هفتمین کلمه این سوره است. پس شب قدر شب بیست و هفتم رمضان است.
این نظریه را همه اهل سنت پذیرفته اند و هیچ عالمی برآن اعتراض نکرده است.

انا انزلناه فی لیلة القدر وما ادریک
1 2 3 4 5 6 7
ما لیلة القدر لیلة القدر خیر من
8 9 10 11 12 13 14
الف شهر تنزل الملئکة والروح فیها باذن
15 16 17 18 19 20 21
ربهم من کل امر سلام هی حتی
22 23 24 25 26 27 28

کلید ششم
استفاده از این کلید در نامگذاری سوره حمد
نام دیگر سوره حمد در قرآن سبع المثانی است
این نامگذاری سوره فاتحه براساس شمارش اعداد مربوط به این سوره است.
ازآنجا که در این سوره 7 آیه بکار رفته است آنرا سوره سبع و ازآنجا که در هر نماز دو بار این سوره تکرار میشود آنرا مثانی نامیده است. بنا براین خداوند خود به شمارش اعداد مربوط به یک سوره توجه ویژه مبذول داشته تا آنجا که حتی اولین سوره و مهمترین سوره قرآن را با استفاده از این روش نامگذاری کرده است.
کلید هفتم:
بکار گیری کلید بدست آمده در سوره دیگری از قرآن، انسان را در مورد فرمول کشف شده به یقین میرساند.
خداوند عمر حضرت نوح را 950 سال تعیین میکند و همزمان در سوره نوح 950 حرف بکار میبرد.

توجه ویژه خداوند به استفاده از تعداد خاصی از کلمات در قران
جای پای این فرمول مهم را به شکل دیگری در جای جای قرآن میتوان پیدا کرد.
وقتی خداوند به تعداد روزهای 365 گانه سال کلمه یوم و به تعداد شبهای آن کلمه لیل و به تعداد ماههای دوازده گانه سال کلمه شهر و به تعداد ساعات یک شبانه روز کلمه ساعت را بکار میبرد. با این استفاده حساب شده از کلمات، دیگر شکی باقی نمیماند که خداوند از بکار گیری عمدی کلمات به تعداد معین در پی تبیین و ترسیم یک نکته کلیدی است.
سوالی که دراینجا پیش می آید اینست که چرا خداوند مثلا به تعداد ساعات یک شبانه روز کلمه ساعت را بکار برده اپست در حالیکه این مسئله نیاز به تأکید ندارد. در تمام نقاط جهان ساعات یک شبانه روز را 24 میدانند ودر این امر نزاعی نیست. در ابتدای امر ممکن است تأکید بر این امور بدیهی بیهوده بنظر برسد.
پاسخ این است که اگرخداوند به تعداد برخی از امور معلوم و آشکار مانند شب و روز و ماه و ساعت در قرآن کلمه بکار برده است میخواهد به ما بفهماند که این فرمول در مورد اموری که ما بر آن توافق نداریم یا بر ما معلوم نیست نیز بکار میرود[size=18][/size]

اگر بازم توجیه نشدی من دیگه چیز دیگه ای نمیتونم بهت بگم اما بازم بدون اشتباه میکنی.
  • Upvote 1
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote][quote]اصلا این ضرب و تقسیم ها از کجا اومدند؟
کی کشفشون کرده؟
مثلا من هم یه سوره بردارم از تعداد آیاتش رادیکال بگیرم ضرب در 114 کنم بعد بگم در فلان سال فلان اتفاق میفته
بعد این رو یه مسئله قطعی بگیرم
بعد اون اتفاق نیفته[/quote]
من نمیدنم شماها چی فکر میکنین.ولی هر چی دوست دارین فکر کنین.[/quote]
[quote][quote]حالا ما امدیم واسراییل قبل از این سال نابود شد آن وقت تکلیف چیست؟

از کی تا حالا قرآن چنین وعده وعیدهایی می ده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یادم هست زمان 11سبتامر یکی از معلمامون اومده بود و به همین صورت 11سبتامر رو با اعداد و ارقام و آیات قرآن برای ما نشان می داد و میگفت که قرآن اونو پیش بینی کرده حالا شماید.... خودتونید ....خودتونید.....

پس ما همگی بریم پی کارمون تا سال 2022!!!!!!!!!!!!چرا الکی خودمون رو گرفتار کنیم !!!!!!!قرآن خودش کار اسراییل رو یک سره میکنه؟؟؟؟؟؟؟؟

این اراجیف چیه دیگه..........[/quote]
خوشحالم بین اینهمه آدم ,جاهل نیستم[/quote]

این منطقت من رو به هلاکت رسونده!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote][quote][quote]اصلا این ضرب و تقسیم ها از کجا اومدند؟
کی کشفشون کرده؟
مثلا من هم یه سوره بردارم از تعداد آیاتش رادیکال بگیرم ضرب در 114 کنم بعد بگم در فلان سال فلان اتفاق میفته
بعد این رو یه مسئله قطعی بگیرم
بعد اون اتفاق نیفته[/quote]
من نمیدنم شماها چی فکر میکنین.ولی هر چی دوست دارین فکر کنین.[/quote]
[quote][quote]حالا ما امدیم واسراییل قبل از این سال نابود شد آن وقت تکلیف چیست؟

از کی تا حالا قرآن چنین وعده وعیدهایی می ده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یادم هست زمان 11سبتامر یکی از معلمامون اومده بود و به همین صورت 11سبتامر رو با اعداد و ارقام و آیات قرآن برای ما نشان می داد و میگفت که قرآن اونو پیش بینی کرده حالا شماید.... خودتونید ....خودتونید.....

پس ما همگی بریم پی کارمون تا سال 2022!!!!!!!!!!!!چرا الکی خودمون رو گرفتار کنیم !!!!!!!قرآن خودش کار اسراییل رو یک سره میکنه؟؟؟؟؟؟؟؟

این اراجیف چیه دیگه..........[/quote]
خوشحالم بین اینهمه آدم ,جاهل نیستم[/quote]

این منطقت من رو به هلاکت رسونده![/quote]

به آیه آیه های قرآن قسم به حضرت مهدی قسم به جدم قسم این تفسیر کاملا درسته.
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
به آیه آیه های قرآن قسم این تفسیر کاملا درسته فقط یه بار از اول تا آخر بخونین.
ما رفتیم اگر خوندینش و پی بردین بگین

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هنگامی که فرانسوا میتران در سال ۱۹۸۱ میلادی زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت،ازمصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون را برای برخی آزمایشها و تحقیقات از مصر به فرنسه منتقل کند.

جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستانشناس به همراه بهترین جراحان و کالبد شکافان فرانسه، آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند.

رئیس این گروه تحقیق و ترمیم حسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه به نام پروفسور موریس بوکای بود، او بر خلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند، در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود.

تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد بقایای نمکی که پس از ساعت ها تحقیق بر حسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده اند. اما مسئله غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد، باقی مانده در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.

[URL=http://www.pic.iran-forum.ir/][img]http://www.pic.iran-forum.ir/images/whvycuzsl4rerchbjybd.jpg[/img][/URL]

حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد وقتی دید نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است و از خود سئوال می کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال ۱۸۹۸ میلادی و تقریبا در حدود ۲۰۰ سال قبل کشف شده است،در حالی که قرآن مسلمانان قبل از ۱۴۰۰ سال پیدا شده است؟!

لذا بعد از اتمام کار به کشورهای اسلامی سفر کرد و به تحقیق پرداخت تا بالاخرة آیه ۹۲ سوره یونس را برایش خواندند.به این صورت بود که به دین مبین اسلام مشرف شد.
http://www.seratnews.ir/fa/news/38410/یکی-دیگر-از-معجزات-قرآن-+-تصویر

در ضمن جناب Zohourrr خودتی

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]به آیه آیه های قرآن قسم این تفسیر کاملا درسته فقط یه بار از اول تا آخر بخونین.
ما رفتیم اگر خوندینش و پی بردین بگین[/quote]
دوست عزیز ابراز عقیده و اثباتش خوب است و باید با منطق به اثباتش بپردازید نه اینکه سعی در تحمیل نظرتون داشته باشید که متاسفانه تا الان به تحمیل نظرتون پرداختید !
در ضمن شما دو صفحه پیش حرف هایی زدید که طی این دو صفحه باز به منطق گذشته خودتون برگشتید .
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]نکته عجیب این پیش بینی در این است که قرآن اولا زمان دقیق آنرا مشخص میکند. کلمه بضع در عربی بمعنای کمتر از 7 سال بکار میرود. ثانیا علیرغم آنکه خداوند زمان آنرا مشخص کرده است، میبینیم که کلمات بکار رفته قبل از عدد بضع نیز به تعداد همان کلمه بضع است. یعنی 6 کلمه.
وهم من بعد غلبهم سیغلبون فی بضع سنین
1 2 3 4 5 6[/quote]

از سایت جناب قرائتی :

كلمه‏ى «بِضع» به معناى قطعه است، چنانكه پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرمودند: «فاطمة بضعة منّى»(161) فاطمه پاره‏ى تن من است. گاهى مراد از «بِضع»، [b]قطعه‏اى از زمان (بين سه تا نه سال) است.[/b]
http://www.qaraati.net/show.php?page=tafsir&numsooreh=30&numayeh=3768

پس الزامی نیست که کمتر از 7 سال باشه ...



[quote]قرآن در سوره کهف از آیه 9 تا 25 به قصه اصحاب کهف بتفصیل پرداخته است.
با دقت در این آیات شریفه میبینیم که خداوند به همان روال دو آیه قبلی از همان فرمول استفاده کرده است.
یعنی تعداد سالهای اقامت اصحاب کهف را هم با زبان حروف و هم با زبان ریاضی مشخص کرده است. بدین صورت که با بکار گیری عدد 309 در پایان داستان اصحاب کهف زمان اقامت و استقر ار آنان را مشخص فرموده و آنگاه به تعداد همان سالها قبل از عدد ذکر شده کلمه بکار برده است. یعنی اگر تعداد کلمات بکار رفته از آغاز داستان اصحاب کهف و از کلمه ام در آیه نه تا کلمه ثلاث که نخستین کلمه مربوط به عدد مشخص شده است را بشماریم دقیقا 309 کلمه خواهد بود.[/quote]

نکته ای که اینجا مطرح این فرد نمیتونه فرمول جامعی بدست بیاره و سعی میکنه با هر روشی رقمی رو کسب کنه .
اینجا بجای اینکه مثل دفعات اول سعی کنه از ابتدای آیه کلمات رو بدون در نظر گرفتن ( و ) بشماره ! اومده از ابتدای آیه 9 تا 25 رو شمرده ! یعنی از قصه اصحاب کهف تا جایی اومده عقب که بتونه 309 لغت رو بدست بیاره .

و ضمن اینکه در این سوره این آیه شریفه 10 و 11 :

إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُواْ رَبَّنَآ ءَاتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَ هَيِّى‏ءْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَداً
فَضَرَبْنَا عَلَى‏ ءَاذَانِهِمْ فِى الْكَهْفِ [b]سِنِينَ عَدَداً [/b].

باز هم اسم چند سالی رو آورده ! چرا در این مورد صدق نمیکنه ؟.


چطور میشه دلبخواهی مقادیری رو جدا کرد و اعدادی رو بدست آورد ؟ که فقط میتونند قسمتی از رخداد های مورد نظر ما رو پوشش بدن !..

حالا به نظرت من نمیتونم برم دیوان حافظ رو باز کنم و به حساب جفر و جمل و ... کلی اعداد دلخواهم رو بیرون بکشم ؟


فکر نکن که این مطلب مال الان هست :

http://www.military.ir/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&t=11858



قول میدم 90 درصد عزیزان این مطالب رو نمیدونند :

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%d9%85%d8%b5%d8%ad%d9%81+%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85+%d8%b9%d9%84%db%8c+%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87+%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85&SSOReturnPage=Check&Rand=0
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[color=green]بسم رب الشهداء[/color]
[color=darkred]
نويد ظهور ميگه :
برای اینکه شماها تالا متن قرآن رو نخوندین و نمیدونین چیه.احتمالا سناتونم پایینه.
چرا خودشم!![/color]
[color=green]سلام
نويد ظهور يا همون نويد ظهور 2 يا همون ظهور جان دقت كن ببين ، قرآن پيچيده هستش ،‌به تعداد افراد كره خاكي هم آياتش تفسير دارند !!!
اصلا خودت رو نگاه كن !!!
الان 3 تا اكانت داري ولي همشون يكي هستن ، قرآن ميتونه اينطوري يا بلعكس باشه !!!!!
برادر عزيزم اولا من دعوا نمي كنم ، با تو و كار هايي كه كردي يا نكردي هم كاري ندارم ، الان هم نمي دونم كجا هستي !!! به سنت هم كاري ندارم !!! به مذهبت هم كاري ندارم !!! فقط بيا كمي مهربون باش !!! اصلا فكر كن من يه آدم جاهل !! شما بيا براي گسترش عقيده ات و اثبات اون با من از اين جاهليت من بگذرو و با من مماشات كن !!!
من يه جووووووووووون 18 ساله هستم ، يعني تازه + 18 شده ام !!!!
نه عمامه دارم نه كلاه پهلوي !!!!
كلاهم الان كه رو سرمه ماله آديداسه !!!
نه ريش ميذارم و نه با تيغ ميزنم !!!!
كلا متعادل تشريف دارم ، البته از ديدگاه دوستام و دبير ها و استادهام و ####!!! ( بسيار مثبت هم هستم ولي شايد چيزي از منفي بازي نباشه كه ندونم !!!! )
الانم دارم اقتصاد مي خونم البته رشتم رياضي بود !!!!
اين سرنوشت من بود !!!!
با مال شما كاري ندارم !!!
پس از اين به بعد نياي هي بگي كه چند سال داري و هنوز بچه اي !!
باشه !!!!
اگه قبول كردي بيا بحث كنيم !!!!
در بحث هم بايد صبور بود !!
2 سيب + سيب 2 = 4 سيب
به دست آوردن اين معادله خيلي راحت هستش ولي اگه بخواي تفسيرش كني و به باطن اون برسي و سره رو از نا سره تشخيص بدي بايد سالها فكر كني !!!
...........................................................................................
بحث اول :
تا چه اندازه اي به اون شخص اطمينان دارين !!
چه قدر ايشون رو ميشناسيد ؟؟؟
اصلا چرا يه آدمي بايد اينهمه تلاش بكنه به اينجا و اونجا بره ، پول هزينه بكنه ، از آلمان پا بشه بره لبنان ، يا اصلا چرا آدمي بايد مقاله اي به حجم رو ترجمه بكنه !!! ( شايدم موئلف فارسي بلد بوده ، اونم از آلمان )
درآمد اون شخص از كجا اومده !!!
چرا به فكر اين موضوع افتاد !!!
چطوري شد اينطوري شد كه اين همه از علوم رو به تنهايي حريف هستند !!!!
چه كسي از اين مطلب پشتيباني ميكنه ؟؟
چه كسي از اين مطلب سود مي بره ؟؟؟؟
يا اصلا چرا خود شما كه به اين مطلب اطمينان صد در صد داريد ، اين مطلب رو آورديد گذاشتيد اينجا ؟؟
كه چي بشه ؟؟
كه اگه اونطوري شد نتيجه اش چي باشه !!!!
و ..............
شما فعلا همين ها رو جواب بده ، دونه به دونه !!!!
اگه جواب هاتون منطقي بود ، ميريم به سمت بحث روي محتوا !!!
در ضمن اگه به نظر خودت حرفات درسته و ما اشتباهي داريم اونا رو زير سؤال ميبريم ، بايد اينجا باشي و از عقايدت دفاع كني !!!
من با منطق ، فلسفه و كلام موافقم ولي با سفسطه به شدت برخورد مي كنم !!![/color]
  • Upvote 1
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
همه موارد این مقاله احتمالیست و اصولا نباید قطعیت داد
جهت مقداری روشن شدن ذهن دوستانی که با استفاده از علم حروف در قرآن اطلاعات کمتری دارند یک روایت رو عرض میکنم:lol:اصل متن عربی رو آوردم که کسی شک نکند)
و في تفسير العياشي : خيثمة الجعفي ، حدثني أبو لبيد المخزومي قال : قال أبو جعفر ( عليه السلام ) : يا أبا لبيد إنه يملك من ولد العباس اثنا عشرة ، يقتل بعد الثامن منهم أربعة تصيب أحدهم الذبحة فتذبحه ، هم فئة قصيرة أعمارهم ، قليلة
يا أبا لبيد إن في حروف القرآن المقطعة لعلما جما ، إن الله تبارك و تعالى أنزل : " ألم ذلك الكتاب " فقام محمد ( صلى الله عليه و آله ) حتى ظهر نوره ، و ثبتت كلمته ، و ولد يوم ولد و قد مضى من الالف السابع مائة سنة و ثلاث سنين ، ثم قال : و تبيانه في كتاب الله في الحروف المقطعة إذا عددتها من تكرار .

و ليس من حروف مقطعة حرف ينقضي أيام ، إلا و قائم من بني هاشم عند انقضائه .

ثم قال : الالف واحد و اللام ثلاثون و الميم أربعون و الصاد تسعون ، فذلك مائة واحدى و ستون ، ثم كان بدو خروج الحسين بن علي ( عليه السلام ) " ألم الله " ، فلما بلغت مدته قام قائم ولد العباس عند " المص " ، و يقوم قائمنا عند النقضائها ب " الر " فافهم ذلك و عه و اكتمه (

1 - تفسير العياشي : ج 2 ص 3 ح 3 .
2-تفسیر تفسير كنز الدقائق ص 6

این متن هم مال سایت راسخون هست - اگر بادقت بخوانید میبینید که عین روایت بالا اومده اما تو برداشت ازش اختلاف هست - مشاهده میکنید که در علم الحروف هم احتمالات مختلفی وجود دارد که نشان از خطای بالا در تعیین دقیق یک موضوع دارد و تفسیر صحیح کلام معصوم برای غیر ایشان کاملا روشن نیست تازه اگر بداء را هم لحاظ کنیم این اخبار هم می تواند تغییر کند

زمان ظهور


در این باره می توان در چند سطح سخن گفت و سپس به نقد و گزینش آنها پرداخت:
سطح اول: تعیین زمان دقیق ظهور به روز و ماه و سال، که البته راهی به دانستن آن نیست و در هیچ متن دینی از آن یاد نشده بلکه برعکس، روایات فراوانی بر نفی توقیت و لعن تعیین کنندگان وقت، وارد شده است.
پیش از این دانستیم نهان بودن زمان دقیق ظهور، خود یکی از حلقه های زنجیره برنامه الهی است که فرصتی را برای پیروزی امام مهدی علیه السلام و یارانش در مأموریت جهانی فراهم می آورد؛ زیرا اصل غافل گیری از مهم ترین علل پیروزی ایشان می باشد.
سطح دوم: تعیین زمان ظهور به طور اجمال؛ مانند این که بگوییم: زمان ظهور وقتی است که خداوند اراده فرماید؛ یا هنگامی است که شرایط آن فراهم آید؛ یا زمانی است که نشانه های نزدیک آن واقع گردد و یا... همه این امور درست است؛ ولی خواسته ما را تأمین نمی نماید.
سطح سوم: به دست آوردن تاریخ ظهور به طور اجمال و یا تفصیل از برخی واژه های قرآن کریم یا، از طریق قوانین علم حروف که برخی از حکما و صوفیه با آن آشنایند و برآنند که به مدد این علم می توان بر حقایق ناشناخته، آگاهی پیدا کرد.
گروهی از عالمان مسلمان، برای تعیین زمان ظهور از این قوانین بهره برده اند. یکی از آنان محی الدین بن عربی است که چنین سروده است:

إذا دار الزّمان علی حروف
ببسم الله فالمهدیّ قاما

و یخرج بالحطیم عقیب صوم
دلا فاقرأه من عندی السّلاما " 1 ".

هر گاه چرخ روزگار به حروف بسم الله رسد، مهدی قیام کرده و پس از ماه رمضان از حطیم (مساحت میان حجرالأسود و مقام ابراهیم) ظاهر خواهد شد. اگر او را دیدی از جانب من سلامش رسان.


وی در اینجا کوشیده است زمان ظهور را از حروف تشکیل دهنده «بسم الله» کشف نماید شیخ عبدالرحمن بسطامی نیز گفته است:

و یخرج حرف المیم من بعد شینه
بمکّة نحوالبیت بالنّصر قد علا

فهذا هو المهدیّ بالحقّ ظاهر
سیأتی من الرّحمن للخلق مرسلا " 1 ".

حرف میم در مکه و در کنار بیت الله الحرام با پیروزی ظاهر خواهد شد. این مهدی است که به حق از سوی خداوند رحمان به جانب خلق فرستاده شده است.
فهم این رمزها- در صورت درستی آن- جز برای کسی که به خوبی با شیوه استخراج آنها آشناست، ناممکن می باشد. پردامنه ترین تلاشی که در این زمینه مشاهده می شود، توضیحی است که علامه مجلسی به دنبال نقل روایتی از امام محمّدباقر علیه السلام آورده است.
ابولبید گوید: حضرت باقر علیه السلام به من فرمود:
یا أبا لبید، إنّ فی حروف القرآن المقطّعة لعلماً جمّاً. إنّ الله تعالی أنزل «الم، ذلک الکتاب» فقام محمّد صلی الله علیه و اله و سلم، حتّی ظهر نوره و ثبتت کلمته و ولد یوم ولد، و قد مضی من الألف السّابع مدئة سنة و ثلاث سنین. ثمّ قال: و تبیانه فی کتاب الله فی الحروف المقطّعة، إذا عددتها من غیر تکرار، و لیس من حروف مقطّعة حرف ینقضی إلّا و قیام قائم من بنی هاشم عند إنقضائه. ثمّ قال: ألألف واحد و اللّام ثلاثون و المیم أربعون، و الصّاد تسعون، فذلک مأة و احدی و ستّون. ثمّ کان بدء خروج الحسین بن علیّ علیه السلام ألم الله ...فلمّا بلغت مدّته قام قائم و لدالعبّاس عند «المص» و یقوم قائمنا عند إنقضائها ب«الر». فافهم ذلک وعه واکتمه. " 2 ".
ای ابو لبید در حروف مقطعه قرآن دانش سرشاری است وقتی خداوند «الم ذلک الکتاب»را نازل فرمود، محمد صلی الله علیه و اله و سلم قیام کرد تا آنجا که نور وجودش آشکار گشت و سخنانش در دل مردمان جای گرفت. هنگام ولادت او هفت هزار و صد و سه سال از زمان هبوط آدم علیه السلام برکره خاک می گذشت. سپس فرمود: وقتی حروف مقطعه قرآن را بدون تکرار شمارش کنی، این مطلب را می یابی هیچ یک از این حروف نمی گذرد جز این که یکی از بنی هاشم در موقع گذشتن آن قیام می کند. آنگاه فرمود: «الف» یک، «لام»سی، «م» چهل و «المص» نود می باشد که جمعاً صد و شصت و یک می شود. بعد از آن ابتدای قیام امام حسین علیه السلام «الم الله ...» بود؛ وقتی مدت او به سر رسید، قائم بنی عباس در زمان «المص» قیام می کند و چون آن بگذرد، قائم ما در «الر» قیام می کند. پس آن را دریاب و در خاطر بسپار و از دشمنان پوشیده دار.
علامه مجلسی پس از نقل این روایت، سخنی طولانی می آورد و برخی از تعیین اوقات در این


روایت هم چون بعثت پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم را مطابق با واقع می داند. در اینجا بخش هایی از توضیحات وی را که مربوط به امام مهدی علیه السلام است می آوریم:
اینکه فرمود: «قائم در الر قیام می کند» چند احتمال در آن می رود:
1ـ از اخباری باشد که «بدا» در آن راه دارد و تحقق آن مشروط به شرطی است که چون تحقق نپذیرفته، معنی خبر هم که مشروط آن باشد، متحقق نگردیده است. چنان که اخبار این گفتار بر آن دلالت دارد.
2ـ«الر» در اصل «الم» بوده و به اشتباه «الر» نوشته شده و مبدأ تاریخ آن نیز، زمان آشکار شدن نبوت پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم یعنی نزدیک بعثت آن حضرت است؛ مانند«الم». و مقصود از قیام قائم هم، قیام امام زمان علیه السلام به امر امامت در خفا و پنهان است؛ زیرا امامت آن حضرت در سال 260هجری به وقوع پیوست. پس هنگامی که یازده سال قبل از بعثت را نیز بر آن بیافزاییم با عدد «المر» موافق خواهد بود.
3ـ مقصود، همه «الر»هایی است که در قرآن ذکر شده است؛ زیرا «الر» در ابتدای پنج سوره قرآن آمده و جمع کل اعداد آن هزار و یکصد و پنجاه و پنج است. مؤید این سخن آن است که وقتی امام علیه السلام «الم» را ذکر فرمود، چون مقصودش یکی از آن ها بود، لفظ الله را هم با آنها آورد تا بفهماند که فقط ابتدای یک سوره منظور بوده [و آن هم سوره آل عمران است که آغاز آن «الم الله لا إله إلّا هو الحیّ القیّوم» می باشد] ولی «الر» این طور نیست؛ چه همه مکررات، مورد نظر بوده است.
4ـ مراد آن حضرت گذشتن تمام حروف مقطعه قرآن است که از «الر» شروع می شود ولی منظور اصلی، حذف اعداد «المص»است و بنا بر اول، جمع همه اعداد، هزار و ششصد و نود و شش می شود. " 1 ". و بنا بر دوم، هزار و پانصد و بیست و پنج. و براساس حساب مغاربه، بنا بر شمارش اول، دو هزار و سیصد و بیست و پنج می شود و بنابر شمارش دوم، دو هزار و یکصد و نود و چهار. این گونه حساب کردن با قانون کلی که آن حضرت بیان کردند، هماهنگی بیشتری دارد؛ زیرا ایشان فرمود: با گذشت مدت هر حرفی از حروف مقطعه قرآن، دولتی از بنی هاشم پدید می آید اما دولت آل محمد علیهم السلام آخرین همه دولت هاست. ولی این محاسبه از


جهت لفظ بعید است و ما هم آن را نمی پسندیم.
علامه مجلسی در ادامه می نویسد:
این بود آنچه در شرح و حلّ این روایت مشکل به نظرم آمد. پس آن را دریاب و شکر نعمت را به جای آر. از خداوند می خواهم که از لغزش من در گفتار و کردار درگذرد.
احتمالات دیگری نیز وجود دارد که ایشان نیاورده است و ما در اینجا برخی از آنها را می آوریم:
1ـ«قائم در زمان سپری شدن المص با الر قیام می کند»؛ یعنی زمانی که رقم المص به پایان می رسد، الر را حساب می کنیم. در نتیجه هر گاه رقم آن به سر رسد، قیام قائم علیه السلام حتمی است. پس اگر دانستیم که ارزش المص، صدوشصت و یک است، ارزش تمامی «الر»ها در قرآن کریم که پنج مورد می باشد. هزاروصدوپنجاه و پنج می شود، و مجموع این دو، هزار و سیصد و شانزده. این همان تاریخ هجری است که هشتاد سال قبل به پایان رسیده و حضرت ولی عصر علیه السلام هم در آن تاریخ ظهور نفرموده است.
با این وجود ناگزیر باید این رقم را تاریخ پس از ولادت آن حضرت به حساب آوریم. تاریخ ولادت آن حضرت 255هجری است. پس در مجموع هزار و پانصد و هفتاد و یک می شود؛ یعنی امام مهدی علیه السلام پس از صدوهفتاد و پنج سال دیگر ظهور خواهد فرمود. " 1 ".
2ـ مقصود از «الر»، ارزش اسم های حروف آن است؛ یعنی: الف لام را (با صرف نظر از همزه که علمای حروف، به حساب نمی آورند) که در مجموع سیصد و هشتاد و سه می باشد. هر گاه این عدد را در پنج ضرب نماییم، حاصل آن هزار و نهصد و پانزده خواهد شد. اگر این عدد را تاریخ میلادی بینگاریم باید گفت که در این تاریخ امام علیه السلام ظهور نفرموده است و اگر آن را تاریخ هجری بدانیم یا آن را از تاریخ ولادت حضرت به حساب آوریم و یا ارزش «المص» را به آن بیفزاییم، تاریخ نسبتاً دوری خواهد شد.
3ـ مقصود، مرتبه بالاتری از اسما حروف کلمه «الر» باشد که ارزش مجموع آن، هفتصدوسی و شش می شود و هر گاه ارزش المص را نیز به آن بیفزاییم، هشتصدونودو هفت خواهد شد. این تاریخی است که حضرت در آن تاریخ، ظهور نفرموده است و هنگامی که عدد255(سال تولد امام علیه السلام)را به آن اضافه نماییم، هزاروصدوپنجاه و دو خواهد شد که در این تاریخ نیز ظهور رخ نداده است. هر گاه ارزش کلمه الر را در پنج ضرب نماییم، عدد سه هزار و ششصد و هشتاد به دست خواهد آمد که با اضافه نمودن ارزش المص، سه هزاروهشتصدوچهل و یک خواهد شد. هر دوی این تاریخ ها، از زمان ما بسیار دور است. این عدد را نیز می توان از زمان هجرت یا ولاد ت محاسبه نمود.
حال اگر در کنار این احتمالات، پای حساب مغاربه را نیز به میان آوریم- همان طور که علامه


مجلسی بر آن است - احتمالات بیشتری چهره می نماید و زمان حقیقی ظهور- آن چنان که خداوند در برنامه کلی خویش اراده نموده- در هاله ای از ابهام باقی می ماند. به هر روی، این خبر دارای کاستی های زیر است:
الف) راوی آن ابولبید مخزومی است که علمای رجالی او را توثیق ننموده اند؛ در نتیجه خبر ضعیفی است که شایستگی اثبات تاریخی ندارد.
ب)راویان بین ما و او ناشناس می باشند و نامی از هیچ کدام شان در میان نیست؛ به عبارت دیگر این خبر مرسل می باشد.
ج)تفسیر حروف مقطعه قرآن کریم به پیشگویی حوادث آینده، بنا بر حساب جمل تنها یکی از وجوه تفسیری این حروف است که برخی روایات از جمله خبر ابولبید بر آن دلالت دارد. و گرنه اخبار دیگری نیز وجود دارد که این حروف را به گونه ای دیگر تفسیر نموده اند. این اخبار، مضمون خبر ابو لبید را رد کرده، آن را از قابلیت اثبات تاریخی ساقط می نمایند.
در اینجا مناقشات دیگری نیز هم چون عدم وجود دلیل بر درستی علم حروف وجود دارد که ناگزیر باید کاوش در آن را به اهلش وانهاد.
سطح چهارم: تکیه بر روایاتی که به روز و ماه ظهور اشاره دارد بی آن که به سال وقوع آن بپردازد. مناسب است این بحث را در چند محور سامان دهیم:
محور اول: شناخت این گونه روایات و تلاش برای بهره برداری تاریخی از آنها.
این روایات زیاد بوده و می توان از زوایای متعدد از آنها استفاده تاریخی برد.

الف)تعیین سال ظهور به طور اجمال


طبرسی به نقل از ابوبصیر آورده است که امام صادق علیه السلام فرمود:
لا یخرج القائم إلّا فی وتر من السّنین: سنة إحدی أو ثلاث أو خسم أو سبع أو تسع. " 1 ".
قائم جز در سال فرد، ظهور نمی کند؛ سال یکم یا سوم یا پنجم یا هفتم و یا نهم.

ب)تعیین ماه و روز ظهور


طبرسی از ابوبصیر نقل کرده است که حضرت صادق علیه السلام فرمود:
ینادی باسم القائم فی یوم ستّ و عشرین من شهر رمضان و یقوم فی یوم عاشوراء و هو الیوم الّذی قتل فیه حسین بن علیّ علیه السلام ... " 2 ".
در روز بیست و ششم ماه رمضان با نام قائم ندا داده می شود [سپس] او در روز عاشورا که روز کشته شدن حسین بن علی علیه السلام است، قیام می نماید...
شیخ طوسی از ابوبصیر روایت کرده است حضرت صادق علیه السلام فرمود:


إنّ القائم صلوات الله علیه ینادی إسمه لیلة ثلاث و عشرین، و یقوم یوم عاشوراء، یوم قتل فیه حسین بن علی علیه السلام " 1 ".
بی گمان در شب بیست و سوم [ماه رمضان] به اسم قائم - که درود خدا بر او باد -ندا داده می شود و او در روز عاشورا که روز کشته شدن حسین بن علی علیه السلام، است قیام می کند.

ج)تعیین اسم آن روز (از ایام هفته)


شیخ طوسی به نقل از علی بن مهزیار آورده است که حضرت باقر علیه السلام فرمود:
کأنّی بالقائم یوم عاشوراء، یوم السّبت... " 2 ".
گویا در روز عاشورا که شنبه روزی است، قائم را می بینم...
شیخ صدوق هم به نقل از ابوبصیر از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که:
یخرج القائم یوم السبّت، یوم عاشوراء، یوم الّذی قتل فیه الحسین علیه السلام. " 3 ".
قائم در روز شنبه ای که مصادف با عاشوراست ظهور می کند؛ روزی که حسین - سلام خدا بر او باد - کشته شده است.
محور دوم: قابلیت این اخبار برای اثبات تاریخی.
پس از بررسی این گونه روایات درمی یابیم اخباری که از ظهور امام علیه السلام در سال های فرد سخن می گوید و نیز روایاتی که روز شنبه را روز ظهور می داند، گذشته از تعداد اندک، راویانی ناشناخته و نیز ضعیف را در زنجیره سندی خود دارد؛ بر خلاف روایاتی که ظهور را در روز دهم محرم الحرام می داند که تعدادشان زیاد و قابل اثبات تاریخی است.
محور سوم: تلاش برای شناخت حکمت تعیین روز عاشورا(دهم محرم) برای رویداد ظهور.
در این باره ضمن دو نکته به بحث و بررسی می پردازیم:
نکته اول: به نظر ما مقصود اصلی از تعیین این روز، دو چیز است:
1ـ این روز، روز شهادت جدّ حضرت ولی عصر علیه السلام، امام حسین علیه السلام می باشد و قیام امام حسین علیه السلام و انقلاب امام مهدی علیه السلام در حفظ اسلام از فراموشی و نابودی اشتراک دارند. در حقیقت، قیام حسینی از مقدمات انقلاب مهدوی و پدید آمدن روز موعود می باشد. قیام حسینی، بخشی از برنامه کلی الهی است برای آماده سازی معنوی و شکوفایی اخلاص و بیداری در میان امت اسلامی با هدف پدید آمدن شماری کافی از مجاهدان مؤمن برای نبرد عدالت مدار جهانی به فرماندهی امام مهدی علیه السلام.
از سوی دیگر انقلاب جهانی حضرت مهدی علیه السلام، به نوعی خونخواهی حضرت سیدالشهدا علیه السلام و دفاع از آن امام مظلوم است؛ زیرا هر دو امام در هدف خویش که اجرای عدالت و براندازی بساط



ستم و کفر می باشد، همداستان هستند. در این باره روایاتی وجود دارد که پس از این خواهد آمد.
نام و یاد حضرت سیدالشهدا علیه السلام در میان امت اسلامی و همه آزادگان جهان در همه ادوار تاریخی، زنده و تپنده بوده و روح حماسه و جانفشانی و اخلاص را در کالبد بشریت دمیده است. بهترین فرصتی که می توان از امام حسین علیه السلام و اهداف والای او سخن گفت روز دهم محرم الحرام، روز عاشوراست. از این رو باید پذیرفت که تعیین این روز برای ظهور، طرحی حکیمانه و حساب شده است.
2) روز عاشورا به زمان برگزاری حج که کنگره جهانی مسلمانان است، نزدیک می باشد و موسم برپایی حج نیز یگانه فرصتی است که یاران مهدی علیه السلام می توانند به طور طبیعی و غیر اعجازی در مکه گردهم آیند.
نکته دوم: در اخبار ندا و نیز در روایات تعیین وقت که پیش از این آوردیم، آمده است ندایی که به اسم مهدی علیه السلام است در ماه رمضان خواهد بود. در آن ماه افراد به طور معمول به طاعت پروردگار نزدیک تر و از نافرمانی او دورترند و چه بسا ندا در شب بیست و سوم ماه رمضان که شب قدر است، روی دهد؛ آن شب، جایگاه ویژه ای در آن ماه داشته، بهترین زمان برای عبادت و راز و نیاز با پروردگار است.
اگر ظهور در روز دهم ماه محرم اتفاق افتد، فاصله زمانی بین واقعه ندا و رویداد ظهور، حدود یکصد و هفت روز خواهد بود. هر چند در روایات تصریح به این عدد نشده است اما نمی توان احتمال داد که ندا در ماه رمضان یک سال و ظهور در ماه محرم چند سال بعد رخ دهد. حتی این احتمال نیز نمی رود که بین آن دو یک سال فاصله باشد(یعنی پس از یک سال و سه ماه و هفت روز.)
شاید بتوان با استفاده از روایات، مهم ترین دلیل دنبال هم آمدن این رویداد را آن دانست که «ندا» برای بیدار باش و اعلان قریب الوقوع بودن ظهور به مردم می باشد. این ندا گواه آن است که ظهور به زودی رخ خواهد داد و اگر نبود مصلحت بزرگی که در تأخیر آن تا روز دهم محرم وجود دارد و حکمتی که در آن روز نهفته است، بهتر بود که می پذیرفتیم روزهای اندکی پس از رویداد ندا، ظهور امام علیه السلام محقق می گردد.
می توان تصور نمود که در این فاصله، اوضاع و احوال امت اسلامی و میزان تأثیرگذاری واقعه ندا در بین آنان و همچنین بازتاب های مورد انتظار و نیز واکنش یاران مخلص و شایسته امام مهدی علیه السلام چگونه خواهد بود. حقیقت آن است که هر مؤمنی که از بوته آزمایش الهی سربلند بیرون آمده باشد، در ندایی که به نام امام مهدی داده می شود، نخستین شراره های آتشفشان ظهور را خواهد دید و خود را برای یاری امام و مشارکت در بنیانگذاری دولت عدل جهانی آماده خواهد ساخت.
یاران امام علیه السلام به شیوه معمولی به مکه می روند به طوری که نه شکی را برانگیزند و نه نگاهی را به خود جلب نمایند. آنها هم چون سایر مسلمانان به حج خواهند رفت و بدین ترتیب از مرزهای


جغرافیایی عبور می نمایند " 1 ". و طبق برنامه حکیمانه الهی به هنگام ظهور در مکه خواهند بود.
همه یاران امام علیه السلام از تمام نقاط جهان این چنین به مکه وارد می شوند تا آن که تعدادشان به شماری کافی برای آغاز نبرد عادلانه جهانی برسد آنها به همراه مردم حج خواهند گزارد و در حالی که هر لحظه انتظار ظهور را می کشند(البته اگر از روایات توقیت آگاه نباشند)، آن رویداد مبارک تا پس از ایام حج به تأخیر می افتد؛ حاجیان به کشورهای خود باز می گردند اما یاران مخلص که چشم انتظار ظهورند هم چنان در آن شهر مقدس باقی می مانند. آنها بی آن که با کسی درباره مأموریت خویش سخنی بگویند، ناچار می شوند تا زمانی که شاید هم به طور دقیق آن را ندانند، در آنجا بمانند. آنها هسته مرکزی و کادر اصلی ارتش رهایی بخش مهدوی اند.
بنابر برخی روایات که در فصل آینده خواهیم آورد، حضور آنان در شهر مکه با موانعی قانونی روبرو می شود تا آنجا که این موضوع، مایه بحث و اختلاف در بین مسئولان آن شهر می گردد. این کشمکش تا روز عاشورا که روز ظهور است، ادامه خواهد داشت.
بدین ترتیب فرصت کافی برای رفتن یاران امام علیه السلام به مکه آن هم به شکل طبیعی و نه اعجازی وجود دارد و از این رو روایاتی که از ظاهر آنها چنین بر می آید که این سفر به طور اعجازی انجام می گیرد، مخالف با قانون معجزات و نیازمند فهم و برداشت جدیدی است که در فصل بعدی به آن خواهیم پرداخت.
محور چهارم: بیان برخی اشکالات و پرسش هایی که درباره توقیتِ مورد نظر در بحث قبلی مطرح می باشد و تلاش برای پاسخ به آنها.
اشکال اول: دشمنان امام در برابر رویداد ندا چه موضعی خواهند گرفت؟ به نظر می رسد آنها بتوانند در فاصله زمانی بین ندا و ظهور، آمادگی مقابله با حرکت امام علیه السلام را به طور کامل کسب نموده و با شروع آن، در نطفه سرکوبش نمایند. با این وصف، امام مهدی علیه السلام چگونه از این دام می رهد؟
به این اشکال می توان در چند سطح پاسخ داد:
سطح اول: دلیلی وجود ندارد که آن ندا به گوش همه برسد بلکه چون امری معجزه آسا است ممکن است شعاع و گستره آن طبق مصالح الهی، تنها محدود به یک منطقه باشد و یا فقط به گوش عده ای از مردم برسد.
این مطلب با ظاهر اخباری که می گوید: «منادیی از آسمان به نام قائم ندا می کند و همه اهل مشرق و مغرب آن را می شنوند» یا «کسی از آفریده های خداوند که در او روحی دمیده شده، باقی نمی ماند مگر آن که آن صدا را می شنود» ناسازگار است. مگر آن که این روایات را خاص گروهی از افراد یا



یک منطقه بدانیم؛ چون تعمیم آن به همه مردم می تواند برای امام علیه السلام در آغاز ظهور خطرآفرین باشد.
اما واکنشی را که در اخبار صیحه از آن سخن رفته است مانند اینکه «شخص خفته، بیدار و فرد بیدار، وحشت زده می شود» می توان مختص شنوندگان صیحه دانست. البته آن بخش از روایت که نتیجه صیحه را فروتن شدن دشمنان خداوند می داند، صراحت دارد که آنان نیز صدا را می شنوند و در عین حال تصریح می کند که آنها نمی توانند در برابر آن مقاومتی نمایند.
سطح دوم: یقیناً دلیلی نداریم که محتوای این ندا، دعوت آشکار برای یاری امام مهدی علیه السلام باشد تا برای ایشان خطری بیافریند. بلکه به تصریح روایات تنها اسم امام علیه السلام و نام پدر آن بزرگوار آورده می شود. در نتیجه ندا چنین مضمونی خواهد داشت: «امام شما محمّدبن الحسن علیها السلام است» یا: «محمدبن الحسن علیهما السلام حجت پروردگار است؛ بدون هیچ اشاره به اهداف او و نیز واقعه ظهور و حتی اینکه او همان مهدی موعود است.
مؤمنان نیز آن حضرت را تنها با توجه به سابقه ذهنی خود و استدلال های کلامی و...خواهند شناخت و این گونه شناخت نیز برای دشمنان منتفی است.
سطح سوم: اگر فرض کنیم ابرقدرت ها نیز آن صدا را بشوند، یا خبرش به آنها برسد و یا به هر شکل دیگری از محتوای پیام آگاه شوند، باز هرگز نخواهند توانست آن چنان که شایسته است آن رویداد را درک نمایند. بلکه آن را ادعایی دروغ و یا عملی خرابکارانه از سوی بعضی دولت ها یا گروه ها قلمداد کرده که از طریق برخی رادیوها و یا ایستگاه های تلویزیونی و یا یکی از ماهواره های ویژه برنامه های رادیویی پخش شده است و در این صورت نیازی به جبهه گیری و مقابله با آن نمی بینند.
سطح چهارم: دلیلی وجود ندارد که وضعیت کنونی جهان تا هنگام واقعه ندا و ظهور، به همین صورت ادامه پیدا کند بلکه حتی دلایلی وجود دارد که به استناد آنها، تمدن ها و ابرقدرت ها پیش از ظهور، از صحنه روزگار محو خواهند شد.
با این حساب، برای امام علیه السلام در هیچ نقطه از جهان دشمنی اصلی که در آغاز انقلاب جهانی به مقابله با آن برخیزد، وجود نخواهد داشت؛ هر چند ندا را هم بشنوند و بفهمند. این موضوع را در فصلی دیگر بررسی خواهیم کرد.
سطح پنجم: گذشته از پاسخ های بالا که در چهار سطح مطرح گردید، بهتر است آنچه را که در خلال سخن از اخبار ندا آوردیم، در اینجا نیز تکرار نماییم و آن اینکه ظهور امام علیه السلام که بیش از یکصد روز پس از واقعه ندا روی خواهد داد، از سوی افکار عمومی هرگز منطبق بر آن ندا نخواهد شد، مگر وقتی که جنبش مهدوی آن چنان نیرومند گردد که بتواند در برابر هر تهاجمی، پایداری ورزد.
اشکال دوم: به نظر می رسد تعیین زمان برای واقعه ظهور آن طور که گفته شد، با انتظار مستمر ظهور امام در هر روز و لحظه ناسازگار باشد؛ زیرا با تعیین روز عاشورا، انتظار ظهور در سایر



روزهای سال بی معنی می گردد. یا به طور مثال تعیین سال های فرد، موجب آن می شود که دیگر کسی به انتظار ظهور حضرت در سال های زوج نباشد. در حالی که اگر چنین نباشد، مردم در هر لحظه چشم انتظار ظهور خواهند بود و بدین ترتیب برکات فراوانی نصیب آنها خواهد گردید. " 1 ".
به این اشکال می توان در چند سطح پاسخ داد:
سطح اول: تقریباً عموم مردم از این موعدهای زمانی اطلاعی ندارند؛ از این رو همواره منتظر ظهور خواهند ماند. البته این پاسخ چندان کاملی نیست زیرا مفهوم آن این است که هر کس از این موعدهای زمانی آگاه باشد و یا امثال کتاب حاضر را مطالعه نماید، دیگر هر لحظه ظهور را انتظار نخواهد کشید.
سطح دوم: این موعدهای زمانی یا برخی از آنها، هر چند با ادله ای که قابلیت اثبات تاریخی را دارند، ثابت می شود اما اثبات تاریخی چیزی است و یقین پیدا کردن چیزی دیگر؛ به طور مثال سخن ابن اثیر در کتاب الکامل برای اثبات تاریخی کافی است اما به هر حال نمی توان به درستی آن یقین پیدا کرد.
ما نیز این اخبار را نه از خود معصومین علیهم السلام بلکه از راویان آنها شنیده ایم. پس صدور این روایات از آن حضرات، ظنی است ولی شایستگی اثبات تاریخی را دارند. در نتیجه هر گاه این موعدهای زمانی، ظنی باشد احتمالات دیگری نیز می تواند مطرح شود. به طور مثال: طبق اخبار ظنّ داریم که امام مهدی علیه السلام در روز عاشورا ظهور خواهد فرمود؛ در عین حال این احتمال را نیز می دهیم که این اتفاق در آخرین روز سال رخ دهد. بدین ترتیب، زلال انتظار در همه روزهای سال جریان پیدا می کند.
سطح سوم: ظهور امام در هر روز دیگری یا هر سالی، چه فرد و چه زوج و یا در هر لحظه، یک احتمال صرف نیست بلکه دلایلی از میان اخبار نیز دارد؛ مانند این روایت که: «مثل امام، مثل قیامت است و جز خدا آن را به موقع خود آشکار نمی سازد و به ناگهان روی می دهد.» و یا بیان نورانی حضرت بقیة الله علیه السلام خطاب به شیخ مفید که فرمود: «فإنّ أمرنا بغتة فجأة» یعنی: «امر [ظهور] ما یکباره و ناگهانی است.»
در این صورت، هم تعیین موعد زمانی اثبات پذیر است و هم مطلق دانستن و عدم تعیین موعد زمانی؛ و بین این دو تعارضی وجود ندارد زیرا به هر حال ظهور امام در یکی از این زمان های معین؛ می تواند مصداقی برای آن اطلاق باشد. پس ادله اطلاق، عرفاً و عقلا ایجاب می نماید که همواره چشم انتظار ظهور باشیم.
سطح چهارم: اگر فرض نماییم صدور این اخبار از سوی امامان معصوم علیهم السلام قطعی باشد، باز مضمون آنها احتمالی و غیر قطعی باقی خواهد ماند و احتمال نسخ و پدید آمدن بدا در آنها می رود؛



زیرا در برخی روایات آمده است که احتمال دارد در هر امر محتومی، بدا حاصل شود. به طور مثال شورش سفیانی که در شماری از روایات امری حتمی معرفی شده، ممکن است مشمول قانون «بدا» گردد.
نعمانی به سند خود از عبدالملک بن اعین نقل نموده است:
کنت عند أبی جعفر علیه السّلام فجری ذکر القائم علیه السّلام. فقلت له: أرجو أن یکون عاجلا و لا یکون السّفیانیّ. فقال: لا و الله! إنّه لمن المحتوم الّذی لا بدّ منه. " 1 ".
نزد امام محمّدباقر علیه السلام بودم که سخن از قائم علیه السلام به میان آمد. عرض کردم: امیدوارم که ظهور به زودی محقق شود و سفیانی نیاید. امام فرمود: نه به خدا سوگند! آمدن سفیانی حتمی است و گزیری از آن نیست.
با این همه، درباره سفیانی احتمال بدا می رود. داوودبن القاسم جعفری در روایتی آورده است:
کنّا عند أبی جعفر محمّدبن علیّ الرّضا علیه السّلام؛ فجری ذکر السّفیانیّ و ما جاء فی الرّوایة من أنّ أمره من المحتوم، فقلت لأبی جعفر علیه السّلام: هل یبدو لله فی المحتوم؟ قال: نعم. قلنا له: فنخاف أن یبدو لله فی القائم! فقال: إن ّ القائم من المیعاد، و الله لا یخلف المیعاد. " 2 ".
نزد امام محمّد جواد علیه السلام بودیم که سخن حتمی بودن [شورش]سفیانی به میان آمد. عرض کردم: آیا در امور حتمی نیز بداء حاصل می شود؟ فرمود: آری. گفتیم: می ترسیم که در ظهور قائم، بدا پیش آید! فرمود: [ظهور] قائم، از وعده های الهی است و خداوند خلف وعده نمی کند.
در نتیجه هر گاه پدید آمدن بدا در امور حتمی امکان پذیر باشد، ناگفته حال موعدهای زمانی غیر حتمی معلوم است. وقتی که این احتمال وجود دارد دیگر نمی توان به موعدی خاص تکیه کرد و با این حساب مطابق روایات اطلاق که آوردیم، انتظار امری همیشگی خواهد بود.
اشکال سوم: آیا اخبار تعییر روز و ماه نیز مشمول اخبار نفی توقیت می شوند؟ اگر چنین باشد ناگزیر باید آن اخبار را دروغ دانست.
در پاسخ باید گفت چنین نیست و هر دو دسته از اخبار قلمرو خاص خود را داشته، یکدیگر را رد نمی نمایند. مهم ترین دلیل، وجود قرینه هایی در خود روایات نفی توقیت می باشد. آنچه در این روایات مورد تکذیب قرار گرفته، تنها شماره سال است و نه ماه و روز و نام هفتگی آن؛ مانند روایتی که نعمانی از ابوحمزه ثمالی آورده است که امام باقر علیه السلام در آن می فرماید:



یا ثابت! إنّ الله کان قد وقّت هذالأمر فی سنة السّبعین. فلمّا قتل الحسین علیه السّلام إشتدّ غضب الله فأخّره إلی أربعین و مأة. فلمّا حدّثناکم بذلک أذعتم و کشفتم قناع السّتر. فلم یجعل الله لهذا الامر بعد ذلک عندنا وقتا. یمحوالله ما یشاء و یثبت و عنده أمّ الکتاب. قال أبوحمزه: فحدّثت بذلک أبوعبدالله الصّادق علیه السّلام. فقال: قد کان ذلک. " 1 ".
ای ثابت! خداوند این امر(ظهور)را در سال هفتاد هجری قرار داده بود اما چون حسین علیه السلام به شهادت رسید، غضب الهی شدت گرفت و تا سال یکصد و چهل هجری این امر به تأخیر افتاد. ما نیز که این خبر را به شما دادیم، آن را فاش ساختید و با دیگران در میان گذاشتید؛ در نتیجه خداوند پس از این برای ظهور، زمانی را در نزد ما معلوم نفرموده است. «خدا آنچه را بخواهد محو یا اثبات می کند، و اصل کتاب نزد اوست.» ابوحمزه می گوید: این سخن حضرت باقر علیه السلام را به فرزندش امام صادق علیه السلام عرضه داشتم، ایشان فرمود: همین طور است [که پدرم فرمود.]
روایات دیگری هم به این مضمون وجود دارد که از آنها به روشنی می توان فهمید آنچه خداوند دستور به تکذیب آن داده، فقط سال ظهور می باشد و نه چیز دیگری.
البته این اخبار از برخی زوایای دیگر، پرسش هایی را بر می انگیزد که در اینجا مجال پرداختن به آنها نیست.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با سلام و خسته نباشید من همون ظهور یا نوید ظهور هستم اکنون بعد از دو سال برگشتم از جناب واریو معذرت میخام,,2سال پیش خیلی تند صحبت کردم.تو این 2 سال سوریه زیر و رو شد و ایران هم به شدت تحریم شد.... راستش من مطلب نابودی اسراییل در سال 2022 رو تو گوگل سرچ کردم و اینجا رو پیدا کردم و با مطلب خودم مواجه شدم که استقبال خوبی ازش نشده بود الان بعد از 2 سال دوستانی که مطلبو خوندن نظرشونو بگن اگر لازم بود یه تاپیک جدید برای این مطلب باز کنیم و این تاپیکو حذف کنیم.اون زمان این مطلب خیلی سخت ازش لینک تو اینترنت پیدا میشد اما الان فقط کافیه بزنینن اسراییل 2022 یا نابودی اسراییل .. 10 صفحه ای مطلب هست.آقای واریو اگر دوست داشتی این مطلبو تو یه تاپیک جدید باز کن من نتونستم یا علی
http://www.shia-news.com/fa/pages/?cid=12558
  • Upvote 1
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
این بحث جدید نیست از سالها پیش کسانی بودند که می خواستند با ترکیب آیات قران با علم اعداد راز های قران را استخراج کنند ولی از نظر علما مردود است .
  • Upvote 1
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
به نظرت احترام میذارم اما داری اتشتباه میکنی این معجزه ی قرآن کریم و زبان ریاضی قرآن هست که کشف شده و خداوند 100% با مصلحت این معجزه رو در قرآن کریم قرار داده..
  • Upvote 1
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم

  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.