Moltke

جنگ فرانسه و پروس

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

تشکر از تمام دوستانی که در ترجمه این مقاله زیبا مشارکت داشتند.

حقیقتش من نمیدونم چه نظری درباره این جنگ بدم چون مقاله کامل هست و سرنخی برای بحث پیدا نمی کنم.

اما این جنگ با اینکه باعث پیروزی پروس و تشکیل کشوری یا بهتر بگم اعلام موجودیت و نام آلمان شد ، در نهایت دو ایالت آلزاس و لورن زمینه لازم برای کینه توزی فرانسویان و جنگ جهانی اول را پدید آورد.

* البته یکی از دلایل جنگ جهانی اول

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[size=4][font=tahoma,geneva,sans-serif]آقا سعید بهترین بحثی که میشه اینه که چه زحمتی کشیدن جناب Moltke برای یکنواخت کردن ترجمه های مختلف! من خودم به زحمت میتونم ترجمه خودم رو ببینم :) [/font][/size]






[size=4][font="tahoma, geneva, sans-serif"][font=tahoma,geneva,sans-serif]همچنین ضعف فرانسه، فرصت رو به روسیه و انگلیس داد که قدرتشون رو بدون رقیب بیشتر کنن. انگلیس به شدت راه آهنش رو گسترش داد، اوضاع کار توی کارخونه ها رو بهبود داد و دیگه از child labour به ندرت خبری بود. ساعات کاری کاهش پیدا کرد به 10 ساعت در روز و اتحادیه های کارگری و ماهیگیری به وجود آمدند. همچنین پیشرفتهای بزرگی توی پزشکی انگلیس به وجود اومد. اگه جنگ پروس و فرانسه نبود و انگلیس با اونها در جنگ بود، هیچگاه نمیتونست این کارها رو نام بده.[/font][/font][/size]
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
من دلم تو ترجمه این مقال خنک شد ، چون بالاخره آلمان تو جنگ پیروز شد و حال این فرانسوی ها را گرفت
هی تو تاریخ آلمان شجاعانه می جنگند بعد آخر شکست می خورند ، آخر یه بار هم ببرند،

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با تشکر و سپاس از جناب مولتکه و تمام دوستانی در این زمینه برای ترجمه همکاری کردند.

ای مقاله هنوز قسمت های زیادیش ترجمه نشده عزیزانی که می تونند در قسمت های بعدش هم همکاری کنند اعلام امادگی کنند تا سریعتر تموم بشه.می تونیم با این روش مقالات بیشتری ترجمه و تقدیم علاقه مندان کنیم

اینم چند تصویر دیگه

[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/Battle_of_Spicheren.jpg[/img]
نبرد اسپیشرن
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/Battle_of_Wissembourg.jpg[/img]
نبرد ویزمبورگ
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/nn.jpg[/img]
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/7~0.jpg[/img]
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/th~0.jpg[/img]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]نبرد وورث[/font]
[IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/170px-Bundesarchiv_Bild_183-R298182C_Otto_von_Bismarck.jpg[/IMG]
[IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/200px-Bundesarchiv_Bild_146-2005-00572C_Otto_von_Bismarck.jpg[/IMG]
بیسمارک

[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/220px-Helmuth_Karl_Bernhard_von_Moltke.jpg[/img]
مولتکه
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/250px-BismarckRoonMoltke.jpg[/img]
بیسمارک، ، مولتکه ،رون سه رهبر پروس در 1860s
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/220px-Napoleon-3.jpg[/img]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]ناپلئون سوم[/font]

[IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/220px-Patrice_de_Mac_Mahon.jpg[/IMG]
مک ماهان
با تشکراز مدیری اینو منتقل کرده بهتربود تو همون جنگ های باستان باشه و چون نبرد کونیگراتز که مربوط به اتحاد همین المانه اونجاست بهتره جفتشون یک قسمت باشند.
[b] [/b] ویرایش شده در توسط ghermez
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
واو..... واقعا عالی شده دمتون گرم دوستان....

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
چرا آلمان با وجود تصرف پاریس فقط به دو ایالت قانع شد؟

چرا کل فرانسه رو ضمیمه خاک آلمان نکرد؟

چرا پاریس به عنوان پایتخت فرانسه رو در اشغال نگه نداشت؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='anoushiravan1' timestamp='1355899315' post='289456']
چرا آلمان با وجود تصرف پاریس فقط به دو ایالت قانع شد؟

چرا کل فرانسه رو ضمیمه خاک آلمان نکرد؟

چرا پاریس به عنوان پایتخت فرانسه رو در اشغال نگه نداشت؟
[/quote]

سلام

چیزی که برای من جالبه ... نوع تجهیزات هست .... این تجهیزات رو با تجهیزات اوایل جنگ جهانی دوم مقایسه کنید تا جهش تسلیحاتی رو به وضوح ببینید .....

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[right][quote name='anoushiravan1' timestamp='1355899315' post='289456']
چرا آلمان با وجود تصرف پاریس فقط به دو ایالت قانع شد؟

چرا کل فرانسه رو ضمیمه خاک آلمان نکرد؟

چرا پاریس به عنوان پایتخت فرانسه رو در اشغال نگه نداشت؟
[/quote][/right]
[right]نگه داشتن یک ملت سی و چند میلیون نفری آن هم با قدرت نظامی و سابقه فرهنگی بالا؟[/right]
[right]چجوری و با چه نیرویی اون وقت؟ با چه لجستیکی؟[/right]
[right]توی مقاله دیدین ارتش پروس ارتش دائمی نشده بود هنوز و سربازاش تو وقت نیاز احضار می شدن[/right]
[right]البته تو جنگ جهانی اول تغییر کرد این قضیه[/right]
[right]قرن نوزدهم قرون وسطا نبود برادر من[/right]
[right]شاید می شد کشورهای عقب مونده رو این طوری کرد[/right]
[right]ولی کشوری مثل فرانسه رو هرگز[/right]
[right]دوران اشغال خاک کشورها خیلی وقته تموم شده[/right]
[right]ولی بعضی ها خیال می کنند هنوزم پیروزی یعنی اشغال کامل خاک حریف[/right]
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[right][font=tahoma,geneva,sans-serif]از اونجایی که ممکنه یکی دو ماهی نباشم تو سایت این مقاله رو تقدیم می کنم به همه دوستان تا جبرانی باشه واسه این غیبت[/font][/right]
[right][font=tahoma,geneva,sans-serif]----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- [/font][/right]

[right][font=tahoma,geneva,sans-serif][b][color=#0000FF][size=5]جنگ فرانسه و پروس - قسمت دوم و پایانی[/size][/color][/b][/font][/right]


[font=tahoma,geneva,sans-serif][color=#FF0000][b]نبرد مارس لاتور[/b][/color][/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif]در حالی که ارتش پروس با نیروی خرد کننده ای به پیش می رفت،حدود 130 هزار سرباز فرانسوی پس از شکست های پی در پی ارتش فرانسه در استحکامات متز به محاصره افتادند.تلاش انان برای ترک استحکامات متز و پیوستن به قوای فرانسوی مستقر در شالون با مقابله گشتی های سواره نظام پروسی تحت فرمان سرگرد اسکار فون بلومنتال با شکست مواجه شد.چهار روز پس از این عقب نشینی و در 16 آگوست،یک نیروی 30 هزار نفره پروسی متشکل از سربازان سپاه سوم ( زیرمجموعه ای از ارتش دوم پروس) تحت فرمان ژنرال کنستانتین فون آلونسلبن ،نیروهای فرانسوی را در نزدیکی وینویل ،شرق مارس لاتور پیدا کرد.با وجود برتری شماره چهار به یک فرانسوی ها ، سپاه سوم پروس دست به یک حمله پر از ریسک زد.فرانسوی ها شکست خوردند و سپاه سوم ویون ویل را تصرف کرد، و این به معنی بسته شدن راه عقب نشینی فرانسویان به سمت غرب بود.نیروهای مستقر در قلعه متز که راه عقب نشینی شان بسته شده بود ناچار به وارد شدن در نبرد سواره ای شدند که اخرین درگیری بزرگ سواره نظام در اروپای غربی به شمار می آید.نبرد به زودی درگرفت و سپاه سوم پروس با حملات پی در پی سواران فرانسوی درهم شکست و بیش از نیمی از سربازانش را از دست داد.فرانسوی ها هم تلفاتی معادل 16 هزار نفر داشتند،اما برتری عددی شان باعث شد پیروز از میدان به درایند.در 16 آگوست فرانسوی ها این شانس را داشتند که از موضع دفاعی پروسی ها بگریزند و عقب نشینی کنند.دو سپاه المانی در موز به گارد پیشرویی که گمان می کردند محافظی برای عقب نشینی فرانسوی هاست حمله کردند.با وجود این اشتباه محاسباتی ،این دو سپاه پروسی توانستند برای یک روز تمام راه را بر کل نیروهای فرانسوی ببندند.با وجود برتری شماره پنج به یک فرانسوی ها ،اعتماد به نفس شگفت اور المانی ها بر دودلی فرانسوی ها غالب امد.فرانسوی ها شانس پیروزی در یک نبرد قاطع را از دست دادند.[/font]


[font=tahoma,geneva,sans-serif][img]http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/f/f3/Battle-Mars-Le-Tour-large.jpg/640px-Battle-Mars-Le-Tour-large.jpg[/img][/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]حمله سواران آلمانی به توپخانه فرانسه در نبرد مارس لاتور[/font]


[font=tahoma,geneva,sans-serif][color=#FF0000][b]نبرد گریولات[/b][/color][/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif]نبرد گریولات ، یا گریولات سنت پریوات بزرگترین نبرد در طول جنگ فرانسه و پروس بود.نبرد در ده کیلومتری غرب متز و در ناحیه لورن درگرفت.پروسی ها که مسیر نیروهای فرانسوی در حال عقب نشینی پس از نبرد مارس لاتور را رهگیری کرده بودند عزم خود را برای نابودی کامل قوای فرانسویان جزم کردند.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]قوای متحد المانی تحت فرمان فیلد مارشال کنت هلموت فون مولتکه از ارتش های اول و دوم پروس و کنفدراسیون شمال المان به وجود امده بود و شامل 210 گردان پیاده،133 اسکادران سواره نظام و 732 قبضه توپ سنگین به استعداد188 هزار و 332 سرباز و افسر می شد.در برابر پروسی ها ارتش راین فرانسه به فرماندهی مارشال فرانسوا آشیل بازن صف ارایی کرده بود که استعدادی در حدود 183 گردان پیاده ،104 اسکادران سواره نظام و 520 قبضه توپ سنگین داشت (112 هزار و 800 سرباز و افسر) و در محدوده ای به طول جناح چپ مستقر در شمال و در شهر روزریو و جناح راست مستقر در جنوب و سنت پریوات موضع گرفته بود.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]ساعت هشت صبح روز 18 اگوست با صدور فرمان پیش روی ارتش اول و دوم پروس به سوی مواضع فرانسوی از سوی مولتکه نبرد آغاز گشت.در ساعت 12 ظهر ژنرال ماینشتاین فرمانده لشکر 25 پیاده پروس اتش باری توپخانه به سوی دهکده آمانویلر را اغاز کرد.طی شب گذشته و ساعات اغازین صبح فرانسوی ها دست به کندن گودال و کانل زده بودند و توپخانه و مسلسل هایشان را در مواضع پنهانی قرار داد بودند.با اطلاع یافتن از حمله پروسی ها ، فرانسویان در پاسخ آتش سنگین و پرحجمی را روانه یگان های در حال پیشروی پروسی کردند.در ابتدای نبرد به نظر می رسید با توجه به برتری تفنگ های شاسپو ، روند درگیری به نفع فرانسوی هاست.اما برتری توپخانه پروسی ها که مجهز به توپ های تمام فولادی و ته پر ساخت کروپ بودند این وضعیت را بر هم زد.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]در ساعت 14:30 ژنرال اشتاینمتز فرمانده ارتش اول پروس نیروهای سپاه هشتم را به صورتی یک جانبه در منطقه مانس راوین به حرکت دراورد، اما به زودی این نیروها با اتش مرگبار تفنگ ها و مسلسل های فرانسوی زمین گیر شدند.ساعت 15 توپخانه سپاه های هفتم و هشتم در پشتیبانی از این حمله دست به اتشباری سنگین زد.در ساعت 16 و در حالی که حمله در استانه شکست بود ژنرال اشتاینمتز فرمان سپاه هقتم با پشتیبانی لشکر اول سواره نظام را صادر کرد.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]ساعت 16:50 و در حالی که یورش های جنوبی پروسی ها در معرض واپس زده شدن بودند ،تیپ سوم گارد پیاده از ارتش دوم پروس به مواضع فرانسوی تحت فرمان ژنرال کانرابرت در سنت پریوات حمله برد. در ساعت های 17:15 و 17:45 تیپ های چهارم و اول گارد پیاده پروس نیز به این حمله پیوستند.همه این حملات با اتش مرگبار تفنگ ها و مسلسل های فرانسوی مستقر در گودال ها و خندق ها با توقف روبرو شدند.در ساعت 18:15 دقیقه ، تیپ دوم گارد پیاده که اخرین تیپ وارد نبرد نشده از لشکر اول گارد پیاده پروس بود نیز موظف به حمله به سنت پریوات شد و اشتاینمتز نیز اخرین واحدهای ذخیره ارتش اول را به سوی مانس راوین اعزام کرد.با رسیدن ساعت 18:30 بخش عمده ای از نیزوهای سپاه های هفتم و هشتم دست از درگیری کشیدند و به سوی مواضعشان در روزنویل عقب نشستند.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]با شکست ارتش اول ،شاهزاده فردریش کارل فرمان اتشباری سنگین توپخانه بر روی مواضع کانرابرت را صادر کرد تا از شکست حمله نیروهای گارد جلوگیری شود.در ساعت 19 لشکر سوم از سپاه دوم تحت فرمان ژنرال فرانسکی در راوین دست به پیشروی زد ،در همین حال سپاه دوازدهم پس از تصرف کامل شهر رونکورت به همراه بازماندگان لشکر اول گارد پیاده حمله تازه ای را علیه سنت پریوات ترتیب داد.با فرارسیدن ساعت 20 با ورود لشکر چهارم پیاده از سپاه دوم به جناح چپ پروسی ها در مانس راوین خطوط پروسی ها به وضع تعادل برگشت.متعاقبا لشکر اول گارد پیاده و سپاه های هفتم و هشتم با تصرف سنت پریوات فرانسوی های به شدت تلفات دیده را وادار به عقب نشینی کردند.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]در حالی که پروسی ها به شدت در جریان نبرد خسته شده بودند ، فرانسوی ها توانایی انجام یک ضد حمله را داشتند.با این حال ژنرال بورباکی وارد کردن واحدهای گارد قدیمی فرانسه به میدان نبرد را رد کرد فزیرا تا همین لحظه هم او معتقد به ((شکست خوردن)) نیروهای خودی بود.با رسیدن ساعت 22 اتش باری در میدان نبرد تا حد زیادی فروکش کرد.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]صبح روز بعد ارتش راین با انصراف از ادامه درگیری به استحکامات متز بازگشت،جایی که در ان محاصره شد و دو ماه بعد ان تسلیم شد.تلفات به خصوص برای مهاجمان پروسی هولناک بود.بیش از 20163 سرباز المانی طی نبرد کشته ،زخمی یا ناپدید شدند.تلفات فرانسوی ها 7855 کشته و 4420 زخمی (نیمی از انان اسیر شدند) و در کل 12275 نفر بود.تلفات پروسی ها بیشتر ناشی از تفنگ های شاسپو ، و تلفات فرانسوی ها بیشتر از گلوله های توپخانه ساخت کروپ پروسی ها بود.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]در یک نابرابری جالب ،تلفات سپاه دوم ژنرال فروسارد از ارتش راین 631 نفر بود ، در حالی که طرف مقابل یعنی ارتش اول پروسی ها تحت فرمان اشتاینمتز در پوینت دوژور با مقاومت نیروهای فروسارد متحمل تلفات 4300 نفره شده بود.تلفات لشکرهای گارد پروسی بدتر از این بود، 8000 نفر تلفات از کل 18000 نفر استعداد قوا.گارد ویژه جاگر ( شکارچی) از کل نیروی 700 نفره اش 19 افسر ، یک جراح و 431 سرباز را از دست داد.تیپ دوم گارد پیاده 39 افسر و 1076 سرباز و تیپ سوم گارد 36 افسر و 1060 سرباز تلفات داشتند.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]در جبهه فرانسه ،یگان های مستقر در سنت پریوات نیمی از قوای خود را از دست دادند.[/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif][img]http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/1/1f/Gravelotte.JPG/640px-Gravelotte.JPG[/img][/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif]نبرد گریولات[/font]






[font=tahoma,geneva,sans-serif][color=#FF0000][b]محاصره متز و نبرد سدان[/b][/color][/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif]با شکست ارتش راین ژنرال زنرال بازن در گریولات ، فرانسوی ها ناچار به عقب نشینی به متز شدند ، جایی که توسط نیروی 150 هزار نفره ارتش های اول و دوم پروس تحت محاصره قرار گرفتند.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]شکست خردکننده بعدی فرانسوی ها با تسلیم شدن 180 هزار سرباز در 27 اکتبر رقم خورد.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]در نتیجه شکست گریولات ، ناپلئون سوم و فیلد مارشال مک ماهان برای نجات متز و بازن ((ارتش شالون)) را تشکیل دادند.تحت فرماندهی شخص ناپلئون سوم و مک ماهان ، ارتش شالون با حرکت در جناح چپ در حال پیشروی به سمت مرز بلژیک در شمال شرقی بود تا پیش از رسیدن قوای کمکی پروسی ها بتواند با نیروهای بازن در متز ارتباط برقرار کند.پروسی ها تحت فرماندهی مولتکه از این فرصت استفاده کردند تا فرانسوی ها را در یک حمله گازانبری به دام بیندازند.با باقی نهادن ارتش های اول و دوم در متز ، مولتکه ارتش موز را با پیوند دادن سه سپاه از نیروهای تحت فرمان ولیعهد ساکسونی و ارتش سوم پروس ایجاد کرد و این نیرو را به سمت شمال حرکت داد .قوای پروس و فرانسه در 30 اگوست در بیمون با هم برخورد کردند.پس از یک درگیری سنگین و از دست دادن 5 هزار سرباز و 40 توپ ، فرانسوی ها به سمت شهر سدان عقب نشینی کردند.پس از استقرار در سدان ، ارتش شالون به نحو غافلگیر کننده ای توسط قوای پروس محاصره شد.ناپلئون سوم بلافاصله دستور شکستن محاصره را داد.با زخمی شدن مک ماهان در روز بعد فرماندهی به ژنرال آگوست دوکرو واگذار شد.روز یک سپتامبر نبرد میان ارتش شالون به استعداد 202 گردان پیاده ، 80 اسکادران سواره نظام و 564 قبضه توپ با ارتش موز پروسی ها به به استعداد 222 گردان پیاده ، 186 اسکادران سواره نظام و 774 قبضه توپ آغز شد.ژنرال دوویمفن فرمانده سپاه پنجم ذخیره فرانسوی ها امیدوار بود حمله ای مرکب از سواران و پیادگان را علیه سپاه یازدهم پروس ترتیب دهد. اما در ساعت 11 صبح توپخانه پروس شروع به وارد کردن تلفات به فرانسویان کرد ، در حالی که نیروهای تازه پروسی وارد میدان نبرد شدند.سواره نظام فرانسه تحت فرمان ژنرال مارگرت سه حمله جداگانه علیه دهکده فلورین که سپاه یازدهم پروس در ان مستقر بود ترتیب داد.مارگرت در همان حمله اول کشته شد و دو حمله دیگر هم با تلفات سنگین شکست خورد.با پایان یافتن روز ،بدون هیچ امیدی به شکستن محاصره ، ناپلئون سوم حملات را متوقف کرد.فرانسوی ها تا اینجا 17 هزار کشته ، زخمی و 21 هزار اسیر تلفات داشتند.پروسی ها تلفات خود را 2320 کشته ،5980 زخمی و 700 اسیر و ناپدید گزارش کردند.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]روز بعد ،و در دوم سپتامبر ناپلئون و 104 هزار سربازش خود را تسلیم پروسی ها کردند.با به اسارت گرفتن یک ارتش کامل فرانسوی و رهبر فرانسه ، پروسی ها پیروزی عظیمی کسب کرده بودند.شکست فرانسه در سدان روند جنگ را به نفع پروسی ها شکل داده بود.یک ارتش کامل فرانسه اکنون در متز محاصره بود ، و دیگر نیروی فرانسوی قابل توجهی برای مقابله با حمله پروسی ها وجود نداشت.با این وجود ، جنگ 5 ماه دیگر هم به درازا کشید.[/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif][img]http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/c/cf/BismarckundNapoleonIII.jpg/800px-BismarckundNapoleonIII.jpg[/img][/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif] دیدار بیسمارک و ناپلئون سوم پس از اسارتش در نبرد سدان[/font]


[font=tahoma,geneva,sans-serif][color=#0000FF][b]دولت دفاع ملی[/b][/color][/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif]وقتی اخبار شوک آور تسلیم امپراتور ناپلئون سوم به پاریس رسید ، امپراتوری دوم فرانسه در یک روند بدون خون ریزی سرنگون شد و دولتی به رهبری ژنرال تروشو، ژنرال فاور و لئون گامبتا قدرت را در 4 سپتامبر در پاریس به دست گرفت. آنان سلطنت دوره دوم بناپارتی ها را ملغی اعلام نموده و تشکیل دولت دفاع ملی را اعلام نمودند که خود راهگشای روی کارامدن جمهوری سوم در فرانسه شد.ناپلئون سوم به آلمان منتقل شده و پس از آن به عنوان تبعید راهی بریتانیا شد ، و در سال 1873 در آنجا درگذشت.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]پس از فاجعه های متز و سدان ،دیگر قوای فعال قابل توجهی برای فرانسوی ها موجود نبود.پروسی ها امیدوار به متارکه جنگ و پایان دشمنی ها طی یک فرایند رسمی بودند.بیسمارک صدراعظم آلمان خود بیش از همه خواستار پایان زودهنگام جنگ بود.همسایگان پروس چندان روابط دوستانه ای با ان نداشتند و بیسمارک خطر احتمال مداخله آنان در صورت ادامه دار شدن جنگ را درک می کرد.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]در مرحله اول دست یابی به صلح ممکن به نظر می رسد.پروسی ها براین گمان بودند که فرانسوی ها تمایلی به ادامه جنگ ندارند ، و بیسمارک دولت مردان فرانسوی را دعوت به مذاکره در شاتودفریر نموده ، لیستی از شرایط نه چندان سنگین از جمله درخواست های محدودی در قلمرو آلزاس را به آنان ارائه داد.قبلا و از سال 1840 نیز ادعاهایی در مورد مرز فرانسه در طول رود راین وجود داشت و آلمانی ها خواستار در اختیار گیری هر دو حوضه رود راین بودند.با توجه به این که بسیاری از مناطق به تازگی تصرف شده توسط آلمانی ها کاتولیک نشین بودند،بیسمارک ادامه این روند را به صلاح نمی دید.[/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif][color=#0000FF][b]رد کردن متارکه جنگ توسط فرانسه و ادامه تنش[/b][/color][/font]


[font=tahoma,geneva,sans-serif]در حالی که دولت جمهوری خواه فرانسه آماده واگذاری بخشی از قلمرو استعماری اش در آفریقا و جنوب شرق اسیا به پروسی ها بود ، ژول فاور به عنوان یکی از رهبران برجسته دولت در 6 سپتامبر اعلام کرد : (( فرانسه حاضر به مذاکره در مورد حتی یک اینچ از خاک اصلی اش و یک تکه سنگ از استحکاماتش نیست)).دولت دفاع ملی فرمان سربازگیری در سراسر فرانسه را صادر کرد، متعهد شد قوای دشمن را از خاک فرانسه بیرون براند و از نو به پروس اعلان جنگ داد.تحت این شرایط ، پروسی ها که نیروی قابل توجهی را در نزدیکی خود نمی دیدند و می دانشستند عمده قوای فرانسه حول و حوش پاریس دست به ایجاد سنگر و استحکامات زده، برای تحت فشار گذاشتن رهبران فرانسه تصمیم به حمله به پاریس گرفتند.در 15 سپتامبر نیروهای آلمانی به حومه شهر به شدت استحکام بندی شده پاریس رسیدند و آن را هم مانند متز به محاصره درآوردند.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]به هنگام آغاز نبرد ، افکار عمومی اروپا به شدت متمایل به المانی ها بود.برای مثال ،بسیاری از ایتالیایی ها با مراجعه به سفارت پروس در فلورانس آمادگی خود را برای اعزام به صورت داوطلب اعلام کردند و یک دیپلومات پروسی به دیدار جوزپه گاریبالدی در کاپررا رفت.درخواست بیسمارک در مورد آلزاس باعث تغییر ناگهانی جهت گیری در ایتالیا شد.بهترین مثال در این مورد واکنش گاریبالدی بود.گاریبالدی در 7 سپتامبر به روزنامه موویمنتو شهر جنوا چنین گفت: (( تا دیروز می گفتم جنگ تا مرگ بناپارت ، اما امروز می گویم : نجات جمهوری فرانسه به هر وسیله)).گاریبالدی به زودی عازم فرانسه شد و فرماندهی ارتش تازه تاسیس (( ووژ)) را بر عهده گرفت.[/font]


[font=tahoma,geneva,sans-serif][color=#FF0000][b]محاصره پاریس[/b][/color][/font]


[font=tahoma,geneva,sans-serif]محاصره پاریس که از 19 سپتامبر 1870 شروع شد و تا 28 ژانویه 1871 به طول انجامید شکست نهایی ارتش فرانسه در جنگ را رقم زد.در 18 ژانویه 1871 شکل گیری (( امپراتوری آلمان )) توسط امرای آلمانی در تالار ایینه کاخ ورسای به جهانیان اعلام شد.دولت جدید فرانسه که با محاصره پاریس روبه رو شده بود سعی کرد ارتش های جدیدی در استان های مختلف سامان دهد.وظیفه این نیروها شتافتن به سوی پاریس و حمله به محاصره کنندگان از جهات مختلف بود.در همین حال شهروندان مسلح شده فرانسوی یک نیروی چریکی تحت عنوان (( تفنگ داران آزاد)) به منظور حمله به خطوط تدارکاتی آلمانی ها ایجاد کردند.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]با توجه به این رویدادها ، افکار عمومی آلمان خواهان گلوله باران پاریس شده بود.ژنرال بلومنتال که رهبری محاصره را بر عهده داشت به دلایل اخلاقی با این امر مخالفت نمود. او در این مورد توسط فرماندهان رده بالایی مانند ولیعهد و مولتکه نیز پشتیبانی می شد.همه این افراد همسران انگلیسی داشتند و به همین خاطر تحت تاثیر تفکر لیبرال انگلیسی بودند.[/font]



[font=tahoma,geneva,sans-serif][color=#FF0000][b]عملیات لوآر[/b][/color][/font]


[font=tahoma,geneva,sans-serif]لئون گامبتا به عنوان فرستاده دولت ، با استفاده از یک بالون که از گاز شهری استفاده می کرد از خطوط آلمانی ها گذشت و شکل گیری دوباره ارتش های فرانسه را آغاز کرد.شنیدن خبرها و شایعاتی در مورد طرح (( کشتارجمعی و انهدام)) از سوی آلمان ها باعث خشم فرانسویان و بیشتر شدن حمایت انان از دولت شد.در طول چند هفته قوای تازه ای به استعداد 500 هزار نفر گردآوری شد.آلمانی ها که اهمیت این موضوع را دریافته بودند نیروهایی را به استان های مختلف فرانسه اعزام کردند تا با کشف و انهدام ارتش های تازه تاسیس مانع از شکسته شدن محاصره پاریس شوند.آلمانی ها برای اشغال کامل فرانسه آماده نبودند.این امر باعث پراکنده شدن بیش از حد نیروهای انها بود و باعث می شد در مقابل دانمارکی ها و اتریشی ها که در سال های 1864 و 1866 از پروسی ها شکست خورده بودند آسیب پذیر شوند.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]در ده اکتبر نیروهای آلمانی و قوای دولتی فرانسه نزدیک شهر اورلئان با هم درگیر شدند.آلمانی ها نخست پیروز میدان بودند، اما فرانوسوی ها با رسیدن نیروهای کمکی در 9 نوامبر در کولمیر به پیروزی رسیدند.اما پس از تسلیم شدن پادگان متز بیش از 100 هزار نیروی به خوبی مجهز آلمانی به ارتش های جنوبی پیوستند و این سبب ترک شدن شهر اورلئان در 4 دسامبر و شکست نهایی فرانسویان در نبرد لومان شد.(10 تا 12 ژانویه 1871).[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]یک ارتش دیگر فرانسوی که در شمال پاریس مستقر بود نیز طی یک سلسله درگیری در آمین (27 نوامبر 1870) ،باپامه (3 ژانویه 1871) و سنت کوئنتین (13 ژانویه 1871) به عقب رانده شد.[/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif][color=#FF0000][b]عملیات شمال[/b][/color][/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif]با شکست ارتش لوآر ، گامبتا به ارتش شمال تحت فرمان ژنرال فایدهرب رو آورد.ارتش شمال چند پیروزی کوچک در شهرهایی مانند هام،لاهال و آمین به دست اورده بود و به خوبی توسط یک رشته استحکامات در شمال فرانسه محافظت می شد.نیروهای فاید هرب دست به حملاتی علیه واحدهای تک افتاده پروسی می زدند و بلافاصله به سمت شمال عقب می نشستند.با وجودی که ارتش شمال به کارخانه های اسلحه سازی در شهر لیل دسترسی داشت، سربازان این ارتش به دلیل مشکلات شدید در رسیدن تدارکات دچار تضعیف روحیه و کاهش آمادگی رزمی شده بودند.در ژانویه 1871 گامبتا ژنرال فایدهرب را مجبور به ترک استحکامات و نبرد در زمین باز کرد.نیروهای فایدهرب به سبب تضعیف روحیه، نبود تدارکات و سرمای هولناک زمستان به شدت تضعیف شده بودند و خود ژنرال فاید هرب هم به سبب وضعیت نامساعد جسمی ناشی از چند دهه خدمت در غرب افریقا قادر به رهبری مستقیم نیروها نبود.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]طی نبرد سنت کوئنتین ،ارتش شمال شکست خردکننده ای خورد و به کلی از هم پاشید و این امر موجب شد نیروهای پروسی با خیال راحت در شرق مستقر شوند.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]عملیات شرق[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]پس از انهدام ارتش لوآر ،بازمانده های این ارتش تحت فرماندهی ژنرال بورباکی در شرق فرانسه تجمع کردند تا ارتش شرق را شکل بدهند.در آخرین تلاش برای قطع خطوط ارتباطی پروسی ها در شمال شرق فرانسه ، نیروهای بورباکی به سوی شمال و دژ محاصره شده بلفورت حرکت کردند تا با شکست پروسی ها جان تازه ای به مدافعان بی روحیه فرانسوی بدهند.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]در نبرد لیزن ،تلاش نیروهای بورباکی برای خطوط المانی تحت فرمان ژنرال آگوست فون وردر شکست خورد.با ورود (( ارتش جنوب )) پروس تحت فرمان ژنرال فون مانتویفل ، نیروهای بورباکی به سمت کوهستانهای در مرز با سوئیس رانده شدند.نیروهای بورباکی که در معرض اضمحلال بودند به سوئیس گریختند و سوئیسی های بی طرف در جنگ هم در یک فوریه آنان را خلع سلاح و زندانی کردند.[/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif][img]http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/a/aa/Bapaume-tableau-Faidherbe.jpg/800px-Bapaume-tableau-Faidherbe.jpg[/img][/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif]نگاره ای از نیروهای ارتش شمال[/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif][color=#0000FF][b]متارکه جنگ[/b][/color][/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif]در 28 ژانویه 1871 دولت دفاع ملی پیمان متارکه جنگ را با پروسی ها امضا کرد.در حالی که پاریس با قحطی روبه رو شده بود و ارتش های گامبتا هم یکی پس از دیگری نابود می شدند ،ژول فاور وزیرخارجه فرانسه در 24 ژانویه به ورسای رفت تا در باره شرایط صلح با بیسمارک گفتگو کند.بیسمارک با پایان محاصره پاریس و ورود فوری محموله های غذایی ( از جمله واگن های حامل میلیون ها بسته جیره غذایی متعلق به ارتش المان) به پاریس موافقت کرد، به این شرط که دژهای حول و حوش پاریس تسلیم پروسی ها شود.با تسلیم این دژها ،ارتش فرانسه دیگر قادر به دفاع از پاریس نبود.با وجود این که افکار عمومی در پاریس مخالف هرگونه امتیازدهی یا تسلیم پروسی ها بود ، دولت فرانسه دریافته بود دیگر بیش از این قادر به نگه داشتن شهر نیستند و نیروهای گامبتا هم نمی توانند محاصره شهر را بشکنند.در 25 ژانویه رئیس جمهور تروشو استعفا داد و ژول فاور جای او را گرفت.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]شرایط متارکه جنگ در نیمه شب 25 ژانویه به اجرا درآمد.برخی منابع چنین روایت می کنند که فاور در راه برگشت از ورسای به پاریس بغضش شکست و به اشک ریختن افتاد و خود را به آغوش دخترش انداخت ، در حالی که سکوت بر حومه پاریس مستولی شده بود.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]گامبتا در شهر تور بود و در 30 ژانویه خبر تسلیم دولت در پاریس را دریافت کرد.گامبتا با خشم تسلیم شدن را رد کرد و به نیروهای آلمانی در اورلئان حمله کرد و با شکست موجه شد.تعدادی از دیپلماتهای پروسی در 5 فرویه با قطار وارد تور شدند تا با گامبتا مذاکره کنند ، و روز بعد گامبتا نیروهای محلی را به دولت دفاع ملی واگذار کرد و این سبب آتش بس در سراسر خاک فرانسه شد.[/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif][color=#0000FF][b]فعالیت های دریایی پروس و فرانسه[/b][/color][/font]


[font=tahoma,geneva,sans-serif]در اغاز نبرد دولت فرانسه تصمیم به محاصره سواحل آلمان داشت ، چیزی که نیروی دریایی کوچک کنفدراسیون شمال آلمان قادر به ممانعت از ان نبود.با این حال این طرح موفقیت اندکی داشت.سربازان وظیفه ای که توقع بر حاضر بودنشان در هنگام جنگ بود، بیشتر در حال فعالیت در شرکت های ماهیگیری در نیوفوندلند یا اسکاتلند بودند و این نیروی انسانی مطلوب را کاهش می داد.بنابراین تنها بخش کوچکی از ناوگان 470 فروندی فرانسه در 22 جولای وارد آب های آزاد شد.از مدت ها قبل ، ناوگان فرانسه دچار کمبود زغال سنگ برای سوخت کشتی هایش بود.محاصره ناموفق بندرگاه ویلهلمزهافن و دستورات متناقض در مورد اعزام شدن به دریای بالتیک یا بازگشت به فرانسه باعث کم اثرتر شدن محاصره دریایی شد.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]برای کاهش فشار از سوی پروسی ها بر مناطق آلزاس و لورن ،ناپلئون سوم و فرماندهی عالی فرانسه در ابتدای جنگ طرح هایی برای عملیات آبی خاکی و پیاده شدن در شمال آلمان داشتند.امید براین بود نه تنها نیروهای آلمانی از جبهه اصلی منحرف شوند ، بلکه دانمارکی ها هم با ارتش نیرومند 50 هزاره و ناوگان نسبتا قابل توجهشان به این تهاجم بپیوندند.اما به زودی مشخص شد پروسی ها دفاع مستحکمی برای بنادر عمده شان ترتیب داده اند ، از جمله یگان های توپخانه ساحلی مجهز به توپ های ساخت کروپ که قادر به هدف قرار دادن کشتی های فرانسوی از فاصله 4 هزار یاردی ( 3700 متری) بودند.ناوگان فرانسه فاقد سلاح های سنگین قادر به مقابله با این یگان های دفاع ساحلی بود ، و وضعیت توپوگرافی نامناسب خط ساحلی پروس هم مشکلات را دو چندان می کرد.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]تفنگداران دریایی فرانسه که برای حمله به شمال آلمان آماده شده بودند ناچار به پیوستن به ارتش شالون شدند و آنان نیز در نبرد سدان به اسارت درامدند.پس از کمبود شدید افسر و درجه دار در ارتش فرانسه به سبب وقوع فاجعه های سدان و متز ، بیشتر افسران نیروی دریایی فرانسه به امر هدایت گاردهای متحرک که به تازگی تشکیل شده بودند اختصاص داده شدند.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]با فرارسیدن فصل پاییز و توفان های فصلی دریای شمال ،محاصره دریایی کم اثرتر وکم اثرتر شد.در سپتامبر 1870 و فرارسیدن زمستان ، محاصره به کلی رها شد و ناوگان فرانسه بیشتر به سواحل نزدیک به کانال مانش و انگلستان منتقل شد و تا پایان جنگ آن جا باقی ماند.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]برخوردهای محدودی بین کشتی های فرانسوی و آلمانی در جاهای دیگر درگرفت ،از جمله تهدید کشتی آلمانی (( هرتا)) توسط ناو فرانسوی ((اف.اس دوپلکس)) در بندر ناکازاکی ژاپن و همچنین نبرد بین قایق های توپ دار (( متئور)) پروس و فرانسوی (( بووه)) در خارج از بندر هاوانا در نوامبر 1870.[/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif][img]http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/5/59/FrenchFleet1870.jpg[/img][/font]


[font=tahoma,geneva,sans-serif]ناوگان فرانسه[/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif][b][size=5]عوامل پیروزی آلمان[/size][/b][/font]


[font=tahoma,geneva,sans-serif]پیروزی سریع آلمان بر فرانسه ناظران بی طرف را شگفت زده کرد ، بیشتر آنان در انتظار پیروزی فرانسه و یا حداقل یک درگیری طولانی مدت بودند.استراتژی های به کارگرفته توسط آلمانی ها تا بعد از پایان درگیری در بقیه بخش های جهان ناشناخته بود.[/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif][color=#0000FF][b]سیستم ستاد ارتش[/b][/color][/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif]سیستم ستاد ارتش پروس که توسط هلموت فون مولتکه توسعه یافته بود ، تاثیرگذاری بالای خود را در برابر سیستم سنتی فرانسوی ها اثبات کرد.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]نظر برخی از تحلیل گران در این مورد:[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]((مولتکه می توانست بر روی توانایی های افسران پروسی برای یافتن راه حل های تاکتیکی برای غلبه بر مشکلات جنگ حساب کند،این افسران از سال 1847 به طور منظم وارد خدمت شدند و توانایی های خود را در جبهه بوهم در سال 1866 اثبات کردند.))[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]نقل قول از هاجو هولبورن ، ((مفاهیم استراتژیک مولتکه))[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif](( دلیل اصلی فروپاشی ارتش فرانسه در سال 1870 سیستم فاسد و نادرست آموزشی و نحوه انتخاب ،ارتقا و استخدام افسران بود.این سیستم در واقع برای جذب نخبگان در ارتش ایجاد شده بود ، اما به نحو عجیبی در عکس این جهت عمل می کرد.این سیستم عامل مستقیم دور شدن قوه تفکر از فرماندهی عالی ارتش فرانسه بود.این نقص خود را به خوبی در تمامی تصمیمات نادرست و توجیه ناپذیر سیستم نظامی فرانسه نشان می دهد.سرزنش افسران فرانسوی به دلیل بی تاثیری شان در میدان نبرد امر نادرستی است.آنان هرآن چه در توان داشتند در این کارزار به عمل نهادند ،عامل شکست آنان عدم آموزش دیدگی کافی برای مواقع جنگ و نبود تمرین در دوران صلح بود ، به خصوص تمرین های برای افزایش خلاقیت))[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]نقل قول از دالاس .دی.ایرواین ، ((سیستم های ستادی فرانسه و پروس پیش از 1870))[/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif][color=#0000FF][b]سربازگیری همگانی[/b][/color][/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif]آلبرشت فون رون ،وزیر دفاع پروس از 1859 تا 1873 ، طرحی را ارائه داد که به موجب آن هر مرد پروسی قادر به جنگیدن باید به هنگام تحرک نیروها و جنگ به خدمت احضار می شد.در نتیجه این سیاست ،با وجود این که جمعیت فرانسه بیشتر از همه ایالت های آلمانی حاضر در جنگ بود ،آلمانی ها توانستند قوای پرشمارتری به میدان بیاورند.فرانسه 38 میلیونی قوای 500 هزار نفره به میدان آورد ، در حالی که ایالت های المانی با جمعیت 32 میلیونی شان ارتشی به استعداد 550 هزار نفر روانه جنگ کردند.[/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif][color=#0000FF][b]راه آهن[/b][/color][/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif]در ابتدای جنگ ،462 هزار سرباز آلمانی به سرعت در مرزها مستقر شدند در حالی که فرانسوی ها توانستند تنها 270 هزار سرباز را در برابر این نیرو مستقر کنند.فرانسوی ها به دلیل مدیریت و طراحی ضعیفشان از یک نیروی رزمی 100 هزار نفره محروم شدند،بدون این که حتی یک گلوله شلیک شده باشد.این مساله تا حدی به نحوه سازماندهی دو ارتش در زمان صلح برمی گشت.هر سپاه پروسی در حلقه معینی در اطراف شهر عمده هر منطقه مستقر بود.محل زندگی افراد ذخیره به ندرت بیش از یک روز با محل فراخوانی شان فاصله داشت.در تقابل با پروسی ها ،بیشتر سربازان فرانسوی دور از محل های فراخوانی خود زندگی می کردند.سربازان ذخیره معمولا چند روز از محل های اعزام به خدمت خود فاصله داشتند ، و راه بیشتری هم برای رسیدن به یگان های رزمی باید پیموده می شد.این خود سبب ایجاد راه بندان در خطوط راه آهن می شد.این مسائل خود به همراه تفاوت در آماده سازی های پیش از نبرد تشدید می شدند.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]ستاد ارتش پروس تحرکات راه آهن به هنگام جنگ را به صورت دقیقه به دقیقه طراحی کرده بود و این در هماهنگی کامل با گردانندگان سیستم راه آهن پروس بود.شبکه راه اهن فرانسه که توسط چند کمپانی مجزا مدیریت می شد ، بر اساس اهداف خالصا تجاری شکل گرفته بود و عوض شدن خطوط و واگن ها در مسیر آلزاس و لورن زمان طی مسیر را زیاد می کرد.ارتش فرانسه ارتباط چندانی با شبکه راه آهن نداشت و افسران فقط موظف یودند هر قطار در دسترس را به کار بگیرند.بی مسئولیتی و بی نظمی کامل بر نحوه اعزام نیروهای فرانسوی با راه اهن سایه افکنده بود.[/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif][color=#0000FF][b]انزوای سیاسی[/b][/color][/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif]هر چند اتریش و دانمارک به سبب شکست های اخیرشان از پروس تمایل به انتقام گیری داشتند ، با دیدن عدم اعتماد به نفس فرانسوی ها از مداخله خودداری کردند.ناپلئون سوم همچنین از ایجاد اتحاد موثر با امپراتوری روسیه و پادشاهی بریتانیا عاجز ماند و مجبور شد به تنهایی با آلمان بجنگد ، البته این تا حد زیادی به دلیل تلاش های سیاسی بیسمارک بود.[/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif][color=#0000FF][b]تسلیحات[/b][/color][/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif](( فرانسوی ها تفنگ ته پر شاسپو را در اختیار داشتند که بر تفنگ های سوزنی پروسی ها برتری داشت، همچنین مترالیوز که یک مسلسل نسل اول به شمار می آمد.اما توپخانه فرانسوی ها در برابر توپخانه ته پر و تمام فولادی پروسی ها رده خارج به حساب می آمد.برتری توپخانه پروسی ها در نبرد گریولات نشان داد تاثیرگذاری اش بیشتر از برتری پیاده نظام فرانسوی هاست)).[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]قدرت های دیگر نیز بلافاصله سیستم ستاد ارتش و سربازگیری همگانی ، استفاده نظامی از راه آهن و تلگراف را که تاثیر انکارناپذیر در پیروزی پروس داشتند اقتباس کردند.[/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif][size=5][b]نتیجه نبرد[/b][/size][/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif][color=#0000FF][b]واکنش پروس و عقب نشینی[/b][/color][/font]


[font=tahoma,geneva,sans-serif]ارتش پروس در 17 فوریه یک رژه پیروزی جزیی در پاریس برگزار کرد و بیسمارک هم با اعزام محموله های غذایی به پاریس و عقب نشینی نیروها به شرق پاریس تعهد خود به آتش بس را نشان داد.این نیروها متعهد شدند پس از پرداخت غرائمی به ارزش 5 میلیون فرانک خاک فرانسه را ترک کنند.نیروهای آلمانی مستقر در عمق خاک فرانسه به مناطق آلزاس و لورن عقب نشینی کردند.بیش از 200 هزار نفر از جمعیت پاریس ،عمدتا از طبقه متوسط به مناطق روستایی مهاجرت کردند.پاریس به سرعت با ارسال سوخت و غذای مجانی توسط پادشاهی بریتانیا و منابع دیگر پشتیبانی شد و وضعیت به حالت عادی برگشت.[/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif][img]http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/4/4f/Okupacja1871.png[/img][/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]مناطق اشغالی توسط پروسی ها[/font]


[font=tahoma,geneva,sans-serif][color=#0000FF][b]واکنش فرانسویان به شکست[/b][/color][/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif]انتخابات عمومی در فرانسه دولت به شدت محافظه کاری به رهبری آدولف تی یر را بر سرکار اورد.تی یر که از جو سیاسی خطرناک پاریس نگرانی داشت خود و دولتش را در ورسای جای داد.دولت جدید که عمده اعضایش را سیاستمداران محافظه کار از طبقه متوسط شهرنشین تشکیل می دادند به زودی دست به وضع قوانینی زد که خشم عمومی را در پاریس به دنبال داشت.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]از جمله این قوانین ،(( قانون بلوغ )) بود که بر اساس آن تمامی بدهی های اماکن اجاره ای که در پاریس پس از سپتامبر 1870 متروک شده بود و همچنین همه بدهی های عمومی در سراسر فرانسه که به آن ها مهلت قانونی داده شده بود باید ظرف 48 ساعت پرداخت می شد.مردم پاریس خود انبوهی از بدهی برای پرداختن به فاتحان پروسی را بر خود تحمیل شده می دیدند و این دستور دولت هم بار مضاعفی بر دوششان می انداخت.با پاریسی تحت حمایت گارد ملی و چند واحد منظم نظامی در داخل شهر ،رهبران چپ گرا در هتل دوویل تجمع کرده و تشکیل (( کمون پاریس)) را اعلام کردند.جنبش کمون پاریس با قساوت هر چه تمام تر توسط دولت ورسای سرکوب شد،20 هزار نفر کشته شدند و بخش های بزرگی از پاریس تخریب شد.در دهه 1890 ، پس از کشف یک سند معتبر نظامی فرانسوی در سطل کاغذ باطله سفارت المان توسط یک مامور سازمان ضد جاسوسی فرانسه ،(( قضیه دریفوس)) در فرانسه جنجال به پا کرد.یک افسر یهودی الاصل فرانسوی از ناحیه آلزاس به نام آلفرد دریفوس ، در این مساله مقصر شناخته شده و به حبس ابد محکوم شد.بعدها از دریفوس اعاده حیثیت گردید و وی آزاد شد.[/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]پیمان فرانکفورت ، علاوه بر واگذاری شهر استراسبورگ و استحکامات متز به آلمان ، آلمان را به فرمانروای مناطق آلزاس و بخش شمالی ناحیه لورن (موزل ) تبدیل کرد.هر دو ناحیه (خصوصا آلزاس) دارای اکثریت جمعیت آلمانی زبان بودند و بیش از 80 درصد از معادن اهن فرانسه به علاوه کارخانه های ماشین سازی بزرگ در ان ها قرار داشت.از دست دادن این مناطق تا سالها مایه سرافکندگی فرانسویان بود و خود به عاملی برای حمایت عمومی از آغاز جنگ جهانی اول تبدیل شد که در آن فرانسه توانست این قلمروها را باز پس بگیرد.[/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif][color=#0000FF][b]کمون پاریس[/b][/color][/font]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]کمون پاریس دولتی بود که در دوره زمانی کوتاه بین 18 مارس تا 28 می 1871 بر پاریس فرمان راند.رهبری این دولت از اتحاد میان مارکسیستها و آنارشیستها پدید امده بود و آنان نیز از ایجاد نخستین دولت به رهبری طبقه کارگر در طول دوره انقلاب صنعتی بسیار خشنود بودند.کمون پاریس نتیجه مستقیم شکست فرانسه در جنگ بود.نارضایتی میان کارگران فرانسوی و ضایعات جنگ از عوامل اصلی شکل گیری کمون پاریس بود.[/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif][b][color=#0000FF]اتحاد آلمان[/color][/b][/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif]تشکیل امپراتوری آلمان موازنه قوایی را که پس از کنگره وین و پایان جنگ های ناپلئونی در اروپا پدید امده بود به طور کامل برهم زد.آلمان جایگاه خود را به عنوان قدرت اول خاک اصلی اروپا و دارنده یکی از نیرومندترین ارتش های جهان به دست اورد.با این که بریتانیا ابرقدرت جهانی باقی ماند،.فعالیت های سیاسی اش در خاک اصلی اروپا بسیار محدود شد و به آلمان این اجازه را داد نفوذ خود را در خاک اصلی اروپا اعمال کند.ازدواج ولیعهد آلمان با دختر ملکه ویکتوریا برجسته ترین مورد در روابط میان آلمان و انگلستان بود.[/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif][img]http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/1/17/Wernerprokla.jpg/640px-Wernerprokla.jpg[/img][/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif]انتخاب ویلهلم اول به عنوان امپراتور آلمان از سوی امرای آلمانی در کاخ ورسای[/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif][color=#0000FF][b]جنبه لهستانی ماجرا[/b][/color][/font]

[font=tahoma,geneva,sans-serif]در استان پوزن پروس که دارای جمعیت لهستانی بزرگی بود ،نارضایتی و تظاهرات های بزرگ لهستانی ها در خشم از پیروزی های پروسی-آلمانی در جنگ نمودی از یک جنبش قوی ناسیونالیستی میان لهستانی ها بود.درخواستهایی برای فرار سربازان لهستانی الاصل در خدمت ارتش پروس نیز مطرح شد، اما جواب درخوری نگرفت. یک گزارش هشداردهنده در 16 آگوست در مورد وضعیت استان پوزن به بیسمارک مخابره شد و در پاسخ قوای ذخیره در استان های مجاور به حال آماده باش درامد.جنگ فرانسه و پروس به یک رخداد مهم در روابط آلمانی ها و لهستانیان نیز تبدیل شد و آغازی بود بر یک روند طولانی و سرکوبگرانه از سوی مقامات آلمانی برای (( آلمانیزه)) کردن مناطق مورد مناقشه.[/font]
  • Upvote 10

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دوستان بزرگواران سایت میلیتاری یک نکته و گلایه ای برای چندمین بار می گم تظر شخصیه امیدوارم ناراحت نشید معمولا تایپیک های دیگه به خصوص خارج از پخش جنگ وقتی تخصصی می شند ادم کمتر چیزی ازشون سر در می اره و به ناچار زیاد شرکت نمی کنه ولی جنگ ها هر چه قدر تخصصی باشند قابل فهم اند چرا در بحث شرکت نمی کنید می تونید اشتباهات اون فرمانده یا فرمان روا در شکستش بگیدد دلایل و پیروزی و شکست دو طرف ، نقاط ضعف و قوتشون از زبان خودتون می تونید اینجا بر شمرید . الا تو سایت فقط بحث های سیاسی باشه که بتونیم هر کدامن یک نظریه بدیم. اگر نمی خواهید بگید تا منم بی خیال بشم و دیگه مزاحم دوستانی که در ترجمه این گونه کار ها همکاری می کنند نشم.
از جناب مولتکه بابت اینکه زحمت ترجمه کل قسمت دوم را کشیدند سپاس گذارم شرمنده که نتونستم کاری در جهت کم کردن زحمت ایشون انجام بدهم
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
قرمز جان انتقاد شما واقعا به حق و درست است
بنده همین امشب حتما متن را مطالعه میکنم و نظر خودم را در مورد نبرد بیان میکنم
همین جا از شما و جناب مولتکه و دیگر عزیزان بابت ترجمه و هماهنگی در ترجمه این نبرد تشکر میکنم.
مولتکه جان تشکر شما یکی از نقاط تاریک تاریخ اروپا را حداقل برای بنده روشن کردید.
همینه که میگن حوادث تاریخی سلسله وار به هم وصل هستند. ویرایش شده در توسط ensaniat

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اینم عکس هایی که درک بهتری داشته باشید
[IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/mrs_ltwr.JPG[/IMG]
[IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/mrs_ltwr2.JPG[/IMG]
[size=3][color=#000000][font=tahoma,geneva,sans-serif][b]نبرد مارس لاتور[/b][/font][/color][/size]
[IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/nbrd_grywlt.JPG[/IMG]
[IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/nbrd_grywlt2.JPG[/IMG]
[IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/nbrd_grywlt3.JPG[/IMG]
[IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/nbrd_grywlt4.JPG[/IMG]
[font=tahoma,geneva,sans-serif]نبرد گریولات[/font]

[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/sdn.jpg[/img]
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/sdn1.jpg[/img]
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/sdn2.jpg[/img]
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/sedan28aout70_small.jpg[/img]
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/sedan31aout70_small2.jpg[/img]
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/sedan1spt70_small.jpg[/img]
مربوط به نبرد سدان
نکته: این عکس های با توضیحه و و ضع حرکت نشون می ده اما چون از فرم های فرانسوی اینا گیراوردم به ناچار از ترجمه...) ویرایش شده در توسط ghermez
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ممنون از جناب مولتکه و شرمنده بابت نرسیدن ترجمه که به علت قطعی سایت پدید آمد و اگرنه حتما کمک می کردم

مشخصا فرانسه وارد بازی شد که بیسمارک حساب آن را کرده بود و غرور از سربازان آموزش دیده آنها را در عدم درک منطقی از جنگ بازداشت
برای درک بهتر جنگ باید دید فرانسه اگر به عقب برمی گشت چه کارهایی را باید اصلاح می کرد
بویژه بحث سرعت عمل در جنگ و اهمیت و استراتژی در به کارگیری سلاح ها

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
این جناب بیسمارک چرچیلی برای خودش بوده ها
واقعا من درک نمیکنم چرا با این حال که فرانسوی ها نبرد را آغاز کردند این همه بی برنامه و کم انگیزه اقدام کردند. از استعداد و توان نیروهای دشمن و سلاح های قابل استفاده توسط آنها اطلاعی نداشتند. و بعد از گره خوردن نبردها به سرعت عقب نشینی میکردند در مقابل آلمانیها گره های نبرد را با حملات پی در پی و حتی دادن تلفات سنگین باز میکردند.
به طور مثال در [font=tahoma,geneva,sans-serif][b]نبرد گریولات[/b][/font] با دادن تلفات سنگین مواضع فرانسوی ها را فتح کردند و فرانسوی ها هم به عقیده من در صورت ادامه نبرد و زدن ضد حمله به آلمانی ها توان وارد کردن تلفات سنگین به آلمان را داشت و شاید همینجا دو ارتش قفل میکردند و آلمان ها توان ورود به عمق فرانسه را پیدا نمیکردند.

نته بعد به وضوح در بین فرماندهان فرانسوی میشه نوعی خودبرگ بینی و غرور همراه با ترس را دید. گویا این ها فکر میکردند ارتش آلمان هیچ وقت این بزرگی را در خود نمیبینه که پاریس رو تهدید کنه.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم