DeathStalker

Members
  • تعداد محتوا

    696
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    9

DeathStalker آخرین امتیاز شما در روز 4 اسفند 1392

DeathStalker شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

3,159 Excellent

درباره DeathStalker

  • رتبه حساب کاربری
    Master Sergeant

Profile Information

  • Gender
    Not Telling

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

4,906 نمایش های پروفایل
  1. DeathStalker

    تحولات شمال افریقا

    http://www.theguardian.com/world/2016/may/29/700-migrants-feared-dead-mediterranean-says-un-refugees     :-(  700!!
  2. حوثی این رو از عربستان گرفتن!!! اسنایپر رایفل کانادایی هستش LRT-3   http://uupload.ir/files/bm5o_1.jpg   http://uupload.ir/files/1kih_2.jpg   Dimensions and Weight: Weight: 25.125lbs. / 11.42kg Open Length: With brake: 52.5in. / 133.35cm Closed Length: Closed with brake: 43.5in. / 110.49cm Open Width: 2.5in. / 6.3cm Closed Width: 5in. / 12.7cm   Magazine Internal Length: 5.53in. / 14.04cm Barrel Twist: 1-15in. Barrel Material: Stainless Steel Barrel Length Standard: 29in. Chamber Type: 50 BMG ACCURACY Ideal Ammunition: 750 GRAIN AMAX Effective Range: 1800 Meters Magazine Capacity: 5 RDS   Length Of Pull: Min: 13.25in. / 33.65cm Max: 14.5in. / 36.83cm   Cheekpiece Range Of Adjustment: 1in. / 2.54cm
  3. DeathStalker

    " جنگ در قاب دوربین "

    http://uupload.ir/files/5u7h_++++++++.jpg   فکر میکردم فقط امریکا این کار کرده ولی کانادا هم بوده!!!
  4. DeathStalker

    تاریخ سیاسی بریتانیا - 3

    من میخواستم همینطوری بنویسم چیزها رو که کی شاه بود بعد جنگیدن و اینها که چی شدن و چی ها فرق کردن ولی یکی گفتش اینطوری نمیفهمه کسی که Britain چرا این فرق کرده و مثلا چطوری feudalism شده و لردها چرا درست شدن و priorities چیها بودن و مردم چطوری زندگی میکردن و چرا انقدر همه چیز عوض شده و اینها! برای همین اینطوری مینویسم و مثل تاپیک قبلی نیستش و فکر کنم اینطوری بهتره و شما هم راحت تر میخونینش! چیزی که میخواستم قسمت سوم تاپیک باشه یعنی میشه قسمت چهارم که بعدا اپ میکنمش! این تاپیک رو همون آقا زحمت کشیدن و فارسی درست نوشتنش که مثل بقیه تاپیکهام نباشه که سخته میخونین!     قسمت اول   http://www.military.ir/forums/topic/29145-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7/   قسمت دوم   http://www.military.ir/forums/topic/29544-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7-2/     قسمت سوم: چرایی و چگونگی تحولات سیاسی در زمان ادگار       اما این اتحاد انگلستان، چیزی نبود که بتونه ادامه پیدا کنه. مگر امکان داره کشور-ملت متحدی داشته باشیم که متشکل از اقوام انگلو-ساکسون-سلتیک-دانمارکی هست؟ قوم هایی که این همه سال با هم جنگیدن یه شبه نمیتونستن مثل کشور واحد رفتار کنن. نه امکان اون رو داشتن و نه علاقه ای! تنها کاری که ادگار، نوه الفرد، میتونست بکنه، این بود که کشور رو تا جایی که میتونست از جنگ داخلی حفظ کنه، چون تنها زمان میتونست کینه های قدیمی بین اینها رو کمرنگ کنه. قبل از اینکه بگیم چه اتفاقهایی توی سیاست و تغییر حکومت ها افتاد، بهتره اول ببینیم که چه اتفاقهایی توی اون جامعه افتاده بود و چرا مردم، نه تنها علاقه ای به داشتن کشور واحد نداشتن، حتی درکی هم از این مفهوم نداشتن.   تصویری که از انگلستان قدیم توی ذهن های خیلی ها هست، شبیه به فانتزی های شاه آرتوری هست. اینکه بین انگلس ها و ساکسن ها، همه با هم برابر بودن، برای تصمیم گرفتن درباره جنگ و صلح، پیش هم جمع میشدن و نظرشون رو آزادانه میگفتن و محترم ترینشون رو به عنوان شاه انتخاب میکردن. شاید در دوره هایی از تاریخ، چنین چیزی وجود داشته، ولی چیزی که مطمئن هستیم این هست که از وقتی پای سلت ها به جزیره باز شد، این چیزها هم از بین رفت! از این به بعد، جنگ ها شاه درست کردن. کلیسا قدرتش زیاد شد و قدرت پشت صحنه حکومت ها شد. نظام قدیم ارزش ها و عقلانیت جمعی از بین رفت و خردمندان قدرتمند نظام جدید، کسانی بودن که در چشم شاه خردمند دیده میشدن که معمولا چاپلوسان فرصت طلب بودن.         با پذیرش عمومی مسیحیت، بربرها خوندن و نوشتن یاد گرفتن و کم کم اسناد تاریخی بیشتری به یادگار گذاشته شد. سندهایی که نشون میدن به ما که اون زمان، انگلستان شباهت بیشتری به انگلستان قرون وسطی داشته تا به دوران طلایی آرتور و کاملوت.   توی سیستم جدید، کشور از بالا به پایین ساخته میشد. توی راس همه چیز، شاه بود و بعد از اون، کسانی که مستقیم به شخص اون خدمت میکردن که بیشتر اونها جنگجوها و نظامی ها بودن. وظیفه ی اصلی اونها (که بهشون thegn گفته میشد) مبارزه با دشمنهای شاه بود. بقیه مردم یا برای خودشون کار میکردن یا برای این فرمانده ها و حکمران های جدید. کم کم حکومت های کوچیک محلی قدرتمند میشدن و قلعه های کوچیک چوبی برای حفاظت از حاکمها درست میشدن. کم کم دیوار به دور دهکده ها و شهرهای کوچیک کشیده میشد و فقط ار طریق دروازه ها میشد از شهر بیرون رفت یا به داخل اون اومد. این محدودیت ها، باعث ایجاد شدن محدویدتهای جدیدی توی زندگی مردم شد. نزدیکی و دوری زمین کشاورزی مردم به شهر و روستا، اهمیت بیشتری پیدا کرد و تامین امنیت اون، مساله ی جدیدی برای اونها درست کرد.   بیشتر زمین های خوب و در دسترس، از طرف شاه به حاکمها داده شد و بقیه مردمی که سالها روی زمین خودشون کار میکردن، مجبور بودن یا روی زمین اونها کار کنن یا زمین کوچیکی رو از اونها اجاره کنن. اجاره هایی که هرسال به قیمتشون اضافه میشد و تسلط حاکمها رو به مردم بیشتر و بیشتر میکرد. اختلاف طبقاتی هر روز بیشتر میشد و هر کسی زمین بیشتری داشت، قدرت و نفوذ سیاسی بیشتری هم پیدا میکرد.     هنوز تعداد زیادی از مردم بودن که مستقل از این حکومت های محلی زندگی میکردن. ولی جنگهای داخلی، کم کم اونها رو مجبور کرد که به فکر پناهگاه برای دوران جنگ باشن. (این جنگها چند روز بیشتر نبودن ولی همون چند روز معمولا به قیمت مرگ کسانی که سلاحی برای دفاع نداشتن تموم میشد) تنها جای امنی که وجود داشت هم دست حاکمها بود، یعنی قلعه! اوایل، حاکمها در ازای غذا و پول به اینها اجازه ورود میدادن، ولی بعد از مدتی به این فکر افتادن که چیز مهمتری هم هست که در ازای پناه دادن، طلب کنن، یعنی زمین!   هر روز تعداد بیشتر از مردم بودن که زمین هاشون رو تسلیم حاکم میکردن تا به جاش بتونن موقع خطر، جای امنی برای موندن داشته باشن. کم کم صاحبهای قدیمی مزرعه ها و زمین ها تبدیل شدن به رعیت حاکم ها، حاکم هایی که بهشون لرد میگفتن.   تاثیر نظام جدید اجتماعی و نظام جدید حاکمیت، دوطرفه بود. قدرت نظامی لردها، زمین رو بدون دردسر از مردم گرفت. همین زمین ها، ابزار قدرت جدیدی به لردها داد که سیطره شون رو به مردم افزایش بدن...     در گذشته، هر دهکده یا محله، فرد یا افراد برگزیده ای داشت که مورد اعتماد بقیه بودن و وقتی اختلافی پیش میومد، به پیش اونها میرفتن که مشکل، حل بشه. توی نظام جدید، این افراد معتبر که بهشون Best میگفتن، کسانی بودن که رتبه ی بالاتر اجتماعی، یعنی ثروت و زمین های بیشتری داشتن. مردم عادی، قراردادهایی رو در ازای تضمین امنیت قبول کرده بودن که یکی از اونها پذیرش حق حکومت و قضاوت اونها بود. پس هروقت که خطایی از رعیت سر میزد، باید داوری برگزیده ها رو قبول میکردن. این داوری ها هم معمولا به این صورت بود که هر خانواده، باید پاسخگوی خطای اعضاش میبود. همچنین هر خانواده مسئول اشتباه های خانواده های فقیرتر در همسایگی خودش هم بود. پس پیوندهای جدیدی بین خانواده ی مختلف شکل گرفت که نه بر اساس پیوندهای خونی، بلکه به دلیل داشتن زمین مشترک، بنا شده بود. هر ده خانواده، طبق قانون گروهی رو تشکیل میدادن که بهشون frith-borh گفته میشد و احتمالا به هر ده frith-borh، میگفتن Hundred. هاندردها، منطقه ای رو تشکیل میدادن که دارای ده frith-borh بود و هر کدوم از این هاندرها، فقط باید پاسخگوی مسائل خودشون بودن.   اما رتبه ی اجتماعی جدیدی هم به این واسطه به وجود اومد. از اونجایی که مجازاتها بیشتر به تصرف زمین ها مربوط میشد، هرکسی که زمینی برای از دست دادن نداشت، در حقیقت ارزش و اعتباری هم نداشت و جایگاهی توی frith-borh پیدا نمیکرد. برای همین طبق قانون، باید خودش رو خدمتگزار یکی از لردها میکرد که در مقابل، اون لرد ازش حمایت کنه و بهش اعتبار بده. رابطه ی ساده ای بود، لرد از اون حمایت میکرد و مسئولیت اشتباه هاش در جامعه رو به عهده میگرفت و در مقابل، اون خدمتگزار و رعیت اون لرد میشد.   کم کم عمارت هر لرد، تبدیل به frith-borh کوچکی میشد که شامل رعیت هایی بود که بعضی بیشتر از بقیه، قدرت داشتن. بعضی از رعیت داخل عمارت، باید مسئولیت برخی دیگه رو در امورد داخلی اون قبول میکردن و طبقه های اجتماعی، در داخل عمارتها هم شبیه به بیرون از اون، ولی در مقیاس کوچکتری شکل میگرفتن. هرچه میگذشت، از تعداد افراد آزاد، کم و به رعیت های داخل عمارت افزوده میشد، همین هم موجب ازدیاد روزافزون قدرت لردها میشد.   افزایش قدرت لردها، نتیجه اون بود که چون حکومت مرکزی توان و امکان حمایت و محافظت از مردم عادی رو در کل کشور نداشت، قدرت و تاثیری هم روی سرنوشت و زندگی اونها نداشت. مردم عادی، به ندرت از دهکده یا محله خود خارج میشدن و تمام زندگی اونها، در محدوده ای که بودن خلاصه میشد. محدوده ای که تمام مقدرات اون، بسته به اراده لرد اون منطقه بود. پس هر لرد، برای مردم مانند شاه اون قسمت به حساب میومد. مردم به شدت منطقه ای زندگی میکردن، هیچ نشانه ای از حکومت مرکزی در هیچ جا به چشم نمیخورد. نه پرچمی بود، نه تصویری از خاندان سلطنتی، نه حتی نقشه ای از کشور در خانه ی مردم موجود نبود. تمام دنیای اونها، جایی بود که در اون بودن و همه کاری اون، لردها بودن و هرچیزی به جر اون، برای اونها عجیب و غیرقابل درک بود و اهمیتی هم نداشت. پس در نتیجه، میهن پرستی انگلو-ساکسونی، هیچوقت از محدوده عمارتها فراتر نرفت و این لردها بودن که روز به روز قدرتمندتر میشدن و تسلط حکومت مرکزی به اونها کمتر و کمتر میشد.     حکومت مرکزی، در طرف مقابل، نه مالک جاده ها بود و نه وسیله ای برای برقراری ارتباطات داشت. شاه، اجرای برخی قوانین رو درهمه کشور الزامی اعلام میکرد، مثل مقررات کلی مربوط به بازارها و محله ها و کلیساها، ولی از اونجا که نه ارتش ثابت و نه پلیسی در اختیار او بود و نه دادگاه سلطنتی وجود داشت، امکان اجرای قوانین رو هم نداشت. پس اجرای حکم ها به دست لردها سپرده میشد که خود به خود، قدرت اونها رو ناخواسته زیاد میکرد. کلیسا هم تلاش زیادی برای تثبیت قدرت خودش میکرد، اما به دلایلی که ذکر شد، موفقیتی کسب نمیکرد. رژیم سلطنتی، در حقیقت تنها متشکل از شاه بود، نه اینکه یک نظام واقعی با اجزای مستحکم و ثابت باشه. به همین دلیل، وقتی اداره کشور به شاه نالایقی میرسید، شیرازه امور به سرعت از هم میپاشید.   اینها عواملی بودن که دست به دست هم میدادن تا ثباتی که ادگار در کشور به وجود آورده بود، خیلی دوام نداشته باشه.   ممنون از جناب crazy-doctor و ممنون از کسیکه به خاطر ادیت کردن و فارسی کردن چیزی که من نوشته بودم!!!!
  5. DeathStalker

    تاریخ سیاسی بریتانیا - 2

    سلام! قسمت اول رو فکر کنم سال پیش اپ کردم!! ولی الان که برگشتم میخوام این تاپیک تموم بشه کلا. اگه یادتون نیست، این قسمت اول رو بخونین! این هم دوم هستش!   http://www.military.ir/forums/topic/29145-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7/   قسمت دوم: مهاجم ها می آیند!!         سه گانه ی خطرناک!   بعد از این، انگلو ساکسون ها همیشه با همدیگه میجنگیدن و همدیگه رو ضعیف میکردن تا بالاخره یه دشمن مشترک پیدا شد و این جنگها تموم شد! ساکسونهایی که توی Essex بودن، منطقه ی Sussex و Kent ها رو میدیدن که چطوری از جنگ همیشگی انگلوساکسونها استفاده کردن و قدرتشون رو زیاد میکنن. کل قسمت East Anglia توسط قبیله هایی که از رودخونه Wash و Humber اومده بودن اشغال شد و مهاجمها سریع امپراتوری های کوچیکشون رو درست کردن به نام های Northumbria و Mercia و Wessex! هر کدوم از اینها اول توافق کردن با همدیگه کار نداشته باشن و اشتباه انگلوساکسونها توی جنگیدن با هم رو تکرار نکن و به جاش هر کدوم توی یه قسمت از خاک بریتانیا پیشروی کنن!   Northumbria شروع کردن به اشغال Strathclyde توی غرب و اسکاتلند توی شمال!     Mercia شروع کردن به خوردن زمین های ولز!   Wessex هم هرچی زمین از Devon و Cornwall مونده بود رو برای خودش برداشت!     مشکلات کم کم شروع شد. اسکاتلند لقمه ی خیلی بزرگی بود برای Northumbria و اونها نمیتونستن به راحتی کنترلش کنن. مخصوصا به خاطر مشکلاتی که توی داخل با همدیگه پیدا کرده بودن. مذهبی های Aidan و Cuthbert و Wilfrid با Willibrord سر تقسیم مالیت های اسکاتلند با هم مشکل پیدا کردن. مقاومت وحشی های اسکاتلندی و جنگ های تازه شروع شده با Mercia از یه طرف و جنگ داخلی قسمتهای Bernicia و Deira از یه طرف باعث شد این قدرت بزرگ، کم کم از بین بره.     اوضاع برای بقیه هم خیلی خوب جلو نمیرفت. Mercia با اینکه خیلی نظامی قوی بود، حتی نمیتونست یه منطقه به اندازه ولز رو کامل جزو خودش کنه. اوضاع انقدر عجیب بود اینجا که حتی مرز مشخصی نداشت این حکومت و یه منطقه ممکن بود امروز جزو اونها باشه و ماه بعد نه، بدون اینکه جنگی انجام شده باشه!   Wessex یه کم اوضاعش بهتر بود. مرزهاش رو رودخونه های Thames و Cotswolds و Severn درست کرده بودن و اون طرفش هم دریا بود. برای همین حداقل میدونستن دارن به کجاها حکومت میکنن!! سرعت رشد اونها کمتر از دوتای دیگه بود، ولی به خاطر نظم توی حکومت، قدرتشون بیشتر طول کشید. بزرگترین و قوی ترین شاه ها، Ecgberht بود.     زمان زیادی از قدرت گرفتن این سه گانه جلو نرفته بود که تهدید دشمنها شروع شد. همونطور که سه قرت قبل انگلیسی های به بریتانیا حمله کرده بودن، حالا شمالی ها و Dane دانمارکی ها شروع به حمله به اونها کردن! تقصیر خودشون هم بود! احمق ها انقدر مشغول جنگ با همدیگه توی مرزهای زمینی با هم بودن که یادشون رفته بود از دریا مراقبت کنن که دشمن دیگه ای نیاد!!         آلفرد کبیر!     دشمن این بار زرنگ تر بود. روحی جنگجویی خیلی قوی انگلیسی ها رو کشیش ها و میسون های (رائفی پور!) روم و ایرلند، تغییر دادن و اونها رو آدمهای ارومی کردن که خیلی خوب هست وقتی جنگی نیست، ولی ...!    synod of Whitby (میشه انگار شورای کلیسا، نمیدونم فارسیش چیه دیکشنری هم دیدم ها!) سال 644 تشکیل شد و کشیش ها تونستن چیزی که سربازهای رومی از دست داده بودن رو پس بگیرن!! بریتانیا دوباره مسیحی شد، این بار انگلیسی مسیحی.     اما مسیحی ها همیشه دوست دارن اشتباه رو چند بار تکرار کنن!! اونها خودشون رو با سلاح های روز تجهیز نکردن و فکر میکردن دینشون کافی هست برای دفاع از خودشون! (duh!) و همون بلایی که کافرهای انگلیسی برای بریتانیایی های مسیحی اومدن، سر انگلیسی های مسیحی هم اومدن!! دانمارکی ها وارد شدند!!       جانشین های Ecgberht توی Wessex قدرت مقابله با دشمنهای جدید رو نداشتن، اون دوتای دیگه که خودشون رو هم نمیتونستن کنترل کنن! این شکست خوردن از دانمارکی ها ادامه داشت تا وقتی که نوه ی Ecgberht، یعنی الفرد کبیر Alfred the Great شاه شد توی 879. خیلی ها هنوز به اون شاه ارتور دوم میگن.     اما این بار همه چیز مثل حمله قبلی خارجی ها به بریتانیا نبود. نه الفرد مثل شاهزاده های بریتانیا ادم ضعیفی بود، نه دانمارکی ها قدرت مهاجم های انگلیسی توی 300 سال پیش رو داشتن. تازه Wessex به خاطر سرعت رشد کمش، تونسته بود کشور متحدتری درست کنه نسبت به کشوری که بریتانیایی های 300 سال پیش داشتن. الفرد ادم تیپیکال Wessex بود. یعنی توی همه ی کارها خوب بود، ولی توی هیچ کدوم عالی نبود. چیزهای اخلاقی رو هم انجام میداد بر عکس شاه های دیگه.   اون تونست رهبر دانمارکی ها Guthrum رو مجبور به صلح کنه، اینطور که جنوب غرب انگلیس از لندن به چستر برای ارتور بود و بقیه برای دانمارک. بدترین چیز برای دانمارکی ها این بود که مسیحی شدن! چیزی که کم کم قدرت جنگی اونها رو کم تر و کم تر کرد.     الفرد شاید قسمتی از حکومتش توی جنوب رو از دست داده بود، ولی یکی از نتیجه های جنگ این بود که Mercia دیگه نه متحد بود نه حتی شاه داشت! برای همین الفرد و فرزندهاش به جای جنگیدن با دانمارک، سعی کردن از منطقه Mercia رو اشغال کنن! (وقتی جنگ توی یه قسمت جلو نمیره، همیشه میشه رفت یه جای دیگه رو گرفت!!) این از ساختمون هایی هست که از الفرد جا مونده.       الفرد سال 900 مرد، ولی فرزندهاش یعنی Edward the Elder و Ethelfleda بیشتر قسمت های Mercia رو اشغال کردن و سال 975، نوه ی اون یعنی Edgar، تونست همه حکومت های انگلوساکسونی دیگه رو از بین ببره و برای اولین بار از زمان اشغال بریتانیا، یه انگلیسی به کل انگلیس و قسمتهای زیادی از بریتانیا حاکم شد.   افسانه ها   در کنار تاریخ، فکر کردم جالب هست که توی هر تاپیک، بعضی افسانه های اون زمان رو هم در کنار تاریخ بنویسم. افسانه های خیلی زیادی درباره هویت اصلی مردم اولیه بریتانیا هست، ولی جالب ترین و معروفترین اونها این هست که بزرگترین و قویترین این قبیله ها، druid ها بودن.اونها قومی بودن که همه فرهنگ و دانش خودشون رو فقط با زبان منتقل میکردن و هیچ کتاب یا خط نداشتن، از ترس اونکه دانش عظیمشون به دست بقیه قوم ها بیفته! دروید ها خودشون رو چوپان بقیه اقوام میدونستن و به کمک قدرتهای جادوییشون، اونها رو مجبور به اطاعت میکردن. یکی از دلایل مهم در طولانی شدن اقدام رومی ها برای فتح بریتانیا، مقاومت همین ها بود. هنوز هم بعضی ها اعتقاد دارند که این خاندان، باقی مانده اند و در پس پرده ها، به مراقبت از بریتانیا میپردازن.         ممنون از جناب crazy-doctor برای اپ کردن عکس ها!!
  6. http://gulfnews.com/news/uae/government/erc-renovates-hospital-in-yemen-1.1599637 هلال احمر یمن بیمارستان توی Hadramout و Al Mahrah دوباره درست کرده. ولی من شنیدم که فقط برای خودشون و طرفدارهای هادی هست کمکهاش
  7. http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Video/1394/07/19/13940719000406_480P.mp4   توی اینجا چرا میگه داد بیداد؟ یعنی بد شد؟       همین فیلمه که من گذاشتم
  8. نقشه یمن رو ندارین که دست کی هست شهرها؟
  9. DeathStalker

    National Museum of Air and Space

      این دو تا museum فری بود. عکسها باید ادیت کنم اول.   اینها عکسها هست. چرا دیلیت شدن اینجا؟   http://uupload.ir/files/axpe_1_(1).jpg http://uupload.ir/files/mk1m_1_(3).jpg http://uupload.ir/files/qvw7_1_(4).jpg http://uupload.ir/files/fdod_1_(5).jpg http://uupload.ir/files/1fyk_1_(6).jpg http://uupload.ir/files/pvdt_2_(1).jpg http://uupload.ir/files/lglm_2_(2).jpg http://uupload.ir/files/40hn_2_(3).jpg http://uupload.ir/files/xvxl_2_(4).jpg http://uupload.ir/files/nsol_2_(5).jpg http://uupload.ir/files/6cgr_2_(6).jpg http://uupload.ir/files/589y_2_(7).jpg http://uupload.ir/files/cyjw_3_(1).jpg http://uupload.ir/files/qey_3_(2).jpg http://uupload.ir/files/upaw_3_(3).jpg http://uupload.ir/files/uo6g_3_(4).jpg http://uupload.ir/files/mf4x_4_(1).jpg http://uupload.ir/files/p6k6_4_(2).jpg http://uupload.ir/files/k9yl_4_(3).jpg
  10. DeathStalker

    National Museum of Air and Space

    این تصاویر من در سفر من به موزه ملی هوا و فضا - آرشیو ملی ساختمان و ایندیاناپولیس                      
  11. DeathStalker

    تاریخ بریتانیا

    سلام! چند روزه فهمیدم خیلی حرفهایی که درباره انگلیس فکر میکردم درسته، نیستش. مثل فالکلند یا قسمتهایی از تاریخ. برای اینکه اشتباهم درست کنم این تاپیک رو نوشتم cuz only an idiot persists in her errors. خدا کنه کسی با حرفهای من اشتباه نکرده باشه.   قسمت اول – آغاز   خیلی ها به انگلیس به عنوان یک جزیره کوچیک نگاه میکنن که همونقدر که خودش اشغال شده بوده، بقیه دنیا رو هم اشغال کرده! سرزمین اسرار آمیزی که همونقدر که طرفدارهای زیاد داره، دشمنهای زیادی هم داره.   ورود روم   دقیقا نمیدونیم از کی مردم توی این جزیره ساکن شدن، ولی انقدر میدونیم که صدها سال قبل از اینکه این جزیره اسم اون بریتانیا بشه، گروه هایی توش زندگی میکردن که خودشون رو از همه نژادهای مردم آن زمان جدا میدونستن. مدتها قبل از به وجود اومدن مسیحیت، Briton ها اونجا رو فتح کردن و خودشون رو به ساکنهای بومی اون تحمیل کردن. اونها اونقدر پیشرفته بودن که بتونن از معادن و زمین ها بهره برداری کنن، ولی ساختارهای ضعیف قبیله ایشون اونها رو به چنگ رومی ها انداخت؛ زمانیکهJulius Caesar دو بار در سالهای 55 و 54 قبل از میلاد به اونجا حمله کرد. جنگ خیلی طول کشید و مقاومت بریتانیایی ها، رومی ها رو خیلی اذیت کرده بود، تا اینکه بالاخره توی سال 43 بعد از میلاد، رومی ها فاتح شدند. گرچه چیز های زیادی که از جاده ها، خانه ها و ویلاهای رومی باقی مونده، نشونه هایی از تمدن سازی رومی ها در 350 سال حکومتشون توی جزیره هست، ولی این نشونه های اقتصادی، دینی، زبانی و ساختاری و اجتماعی، بیشتر به اشغال نظامی اشاره میکنن تا کلونی سازی هایی که آن زمان ها انجام میشده. رومی ها، جمعیتی با خودشون نیاورده بودن، فقط سربازها، مقام های رسمی و تاجرها. بیشتر اینها که از سرتاسر قلمرو روم آورده شده بودن، خودشون تا حدودی تحت تربیت رومی بوده اند و به هیچ عنوان به آنها رومی اصیل یا حتی ایتالیایی نمیشود گفت. برای همین تمدنی که با خود آوردن هم تا حدودی رومی بود و بیشتر German بود. همان روزها، لندن باستان یا Londinium هم کم کم ساخته میشد که حتی هزاران سال بعد از آن هم، همچنان مرکز اصلی تجاری و اقتصادی بریتانیا باقی ماند. مقام های رومی، جزیره رو (مثل همه جاهای دیگه!) فقط زیرمجموعه ای از امپراتوری میدونستن و نه یک کشور با فرهنگ و تمدن مخصوص به خودش و همه چیز رو هم بر همین اساس انجام میدادن. برای همین، خطرناکترین چیز برای اونها، مجموعه ها ی ملی مشخص در هرجای امپراتوری بود که به هر شکلی شده، باید از بین میرفت و همه چیز فقط باید با امپراتوری تعریف میشد. تفاوت امپراتوری روم در بریتانیا با امپراتوری بریتانیا در هند همین است. در سالهای بعد، رومی ها کم کم تحت تاثیر مردم، هر روز بیشتر بریتانیایی شدن. با این حال، فشار امپراتوری باعث شد حاکم ها همیشه تلاش خودشون رو برای ضعیف نگه داشتن قبیله ها و همینطور متحد نشدن اونها انجام بدن. ولی کم کم با تضعیف قدرت روم در این قسمت از دنیا، قدرتهای دیگری بودن که جزیره رو لقمه ای آماده خوردن میدیدن.     نقشه بریتانیا در زمان امپراتوری روم       مجسمه های باقی مانده از آن زمان     قلعه ی vindolanda، باقی مانده از زمان رومی ها     نقشه ی قلعه ی vindolanda، باقی مانده از زمان رومی ها     نقشه ی لندن (londinium) در زمان رومی ها   حمله ی Angle ها و Saxon ها   رومی ها مدتها بود که count of the Saxon shore رو درست کرده بودن برای دفاع از ساحل شرقی بریتانیا در برابر دزدهای دریایی اقیانوس German. ولی اندکی بعد از شورش بریتانیا در سال 410 و جدایی از روم، هرج و مرج های داخلی و تهدیدهای Pict ها و Scot ها در شمال، Angle ها و Saxon ها و Jute ها فرصت دخالت در بریتانیا پیدا کردن. ولی نمیتوان مطمئن بود که انگیزه اصلی حمله آنها این چیزها بود، یا دعوت وارلرد اصلی بریتانیایی ها، Vortigern، یا دلیل دیگری برای لشکرکشی Angle ها و Saxon ها وجود داشته است. دلیل آن هر چی بود، آنها برخلاف Frank ها و Gothها که به جنوب سرازیر شده بودن، مقصد خود را در آن طرف دریا پیدا کردن. مهاجرت ملت ها و قوم ها روی زمین چیز جدیدی نبوده، ولی اینکه چطور کل یک ملت از راه دریا مهاجرت کردن در آن زمان، از سوال های جالب است. آن هم از دهانه های Elbe و Weser به سوی Thames و Humber! آنها کم کم کل جزیره رو اشغال کردن، مهاجرت سالها طول کشید، نه به خاطر ارتش ضعیف دفاع کننده از جزیره، بلکه به خاطر اینکه توفان های جزیره Sheppey را هر کشتی نمیتوانست تحمل کنه و تخلیه کشتی ها به سختی انجام میشد. تا اونجایی که من میدونم، نبود حکومت مرکزی باعث شد بقیه هم وسوسه بشن برای حمله به Kent. Jute ها قومی بودن که آنجا را فتح کردن و پیروزی های سریع آنها، باعث تهدید همسایه جنوبی پرجمعیت ترشون، Angle ها و Saxon ها شد. این نیروها که از دریا به جزیره حمله کرده بودن، کم کم از رودخانه ها برای افزایش قلمروشان استفاده کردن و کم کم جزیره اشغال شد. Saxon ها توی جنوب، پادشاهی های Essex و Sussex و Wessex و Middlesex رو درست کردن؛ Angle ها توی شرق East Anglia رو درست کردن و در شمال، Bernicia و Deira. بقیه جاها اسمهای خاص نداشتن و بعضی وقتها چند جا به یه اسم بود. مثل Surrey در پادشاهی های Saxon ها یا Hampshire توی Saxon های غربی و جنوبی و همینطور توی Jute ها. برخی Briton ها به سرزمین های جنوبی فرار میکردند. بقیه انقدر خوش شانس نبودن.     نقشه ی حمله ی Angel-Saxon ها و Jute ها به بریتانیا     تشکیل حکومتهای اولیه سه قوم مهاجم     نقشه ی حکومت های محلی     نقشه ی فرار بریتانیایی های بومی به سرزمین های دیگر     وارلرد بریتانیا، Vortigern   نسل کشی   مثل بعضی از قوم های پیروز و Israelite های قدیم، Anglo-Saxon ها به این افتخار میکردن که همه دشمنانشون رو کشتن! بعضی جاها حتی به زنها و بچه ها هم رحم نکردن، مخصوصا توی جاهایی مثل Anderida. برای همین خبر نزدیک شدن اونها به هر روستایی که میرسید، مردم فرار میکردن. ولی از اونجا که مهاجم ها بسیار بیشتر بودن و جمعیت بومی خیلی زیادی نبود، این کار خیلی طول نکشید. چون تعداد مردهای انگلیسی (مهاجم) از زنهاشون بیشتر بود، خیلی از زن های بریتانیایی (بومی) زنده نگه داشته شدن. با اینحال، چیزی از یک میلیون ساکن بریتانیا باقی نمانده توی تاریخ. به جز این زن ها که تعدادشون معلوم نیست و فقط میدونیم که توی جامعه Anglo-Saxon ها هضم شدن و چیزی از بریتانیایی بودنشون رو نگه نتونستن دارن.     ولی شادی این پیروزی، خیلی هم طول نکشید و کم کم جنگ های داخلی بیشتر و بیشتر و بیشتر شد.   ادامه دارد.
  12.   سلام. جناب rpg7 گفتن دلیلش رو، من هم سعی کردم توضیح خودم رو توی خود تاپیک بنویسم. هنوز تاپیک کامل نیست، برای همین چیزهای دیگه هم بهش اضافه میشه.
  13. سلام! همونطور که توی قسمت 0 و 1 گفتیم، سعی میکنیم تا جایی که میتونیم، انواع زره هایی که وجود داره رو بررسی کنیم که چطوری درست میکنن اونها رو.   بخش اول - انواع زره ها   http://www.military.ir/forums/topic/28282-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D8%B2%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%85%D8%9F/   بخش دوم - زره های فلزی   http://www.military.ir/forums/topic/28517-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D8%B2%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%85%D8%9F-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84/   بخش سوم - زره های سرامیکی   مقدمه   نسل جدید زره های ارمور ها، با زره های سرامیکی همراه شد. سرامیک ویژگی های خیلی بهتری از تقریبا همه فلز ها داره، استحکام بیشتر، مقاومت بیشتر مقابل خوردگی، اکسید شدن، دمای ذوب شدن خیلی بالاتر، مقاومت مقابل ضربه ی بیشتر و بقیه ی چیزهایی که اون رو خیلی بهتر از فلزها میکنه برای کاربردی مثل زره تانک یا نفربر. ولی مشکلهایی هم سرامیک داره، مثل اینکه ساختن اون هم هزینه ی بیشتری میخواد نسبت به فلز، هم خیلی سخت تر و پیچیده تره و هم اینکه شکل دادن به اون اصلا به راحتی فلزی مثل فولاد نیست!!    چیز دیگه ای که باید درباره ش صحبت کنیم، این هست که به خاطر روش های ساخت سرامیک ها، دیگه نمیشه اونها رو مثل زره های قبلی که فلزی بودن مقایسه کرد. حتی توی ساختن فولاد هم خیلی وقتها ممکن هست استحکام یه قسمت با قسمت دیگه فرق کنه، این موضوع توی سرامیک ها خیلی بیشترو بدتر هست، حتی اینجا که military-grade standards برای ساختنشون هست. شاید جالب ترین چیز سرامیک هم (برای من حداقل) همین باشه!   برای همین هست که باید بگم: اشتباهی که خیلی ها میکنن (نه فقط این سایت، بیشتر سایتهای دنیا) این هست که میگیم یه تانک مقاومتش مثلا 1000 میلیمتر هست (RHA) یا حتی مثلا این تانک میتونه مقابل این گلوله دفاع کنه یا نمیتونه، یا اینکه این تانک میتونه گلوله ش انقدر نفوذ کنه! یعنی نمیشه اینها رو به هم تبدیل کرد که مقاومت سرامیک رو به مقاومت فولاد تبدیل کنیم و نفوذ گلوله رو به نفوذ توی فولاد، بعد بگیم چون این از اون بیشتره، پس میتونه نفوذ کنه یا نمیتونه.   گلوله هایی که سرعتشون بیشتر از 1800-1700 متر به ثانیه هست، تقریبا توی هر چیزی میتونن نفوذ کنن چون از مقاومت ییلد زره بیشتر هست قدرتشون. همچنین، میزان نفوذشون به اندازه طولشون هست. یعنی اگه سرعت رو به 5000 هم افزایش بدیم، نفوذ بیشتر نمیشه، فقط قطر سوراخی که توی زره درست کردیم بیشتر میشه. برای همین سعی میکنن که طول اون گلوله رو زیاد کنن، به جای اینکه سرعتشون رو بیشتر کنن. (البته shattering و اینها هم هست، ولی چون ربط مستقیم به تاپیک ندارن، بیشتر از این نمینویسم. اگه شد یه روز یه تاپیک برای اون درست بشه خوب میشه)   توضیحی که برای این قسمت هست رو کامل میکنم:   وقتی گلوله KE به تانک شلیک میشه، دو حالت داره. یا اینکه میشکنه موقع برخورد با زره یا اینکه از اون رد میشه! اگه مقاومت زره بیشتر از مقاومت شکست گلوله باشه، اولی اتفاق میفته، ولی دومی معمولا بیشتر اتفاق میفته. مثلا اگه زره سرامیکی یا کامپوزیتی داریم با ضخامت 500 میلیمتر که گفته میشه معادل 2000 میلیمتر فولاد هست، اگه گلوله ای بهش شلیک بشه که میزان نفوذش مثلا 1000 هست، اینطوری نیست که از 250 میلیمتر زره سرامیکی/کامپوزیتی ما بیشتر نتونه رد بشه و متوقف بشه! (یعنی همون اشتباهی که توی خیلی سایت ها میکنن وقتی میگن این گلوله به این تانک اثر داره یا نه، همون حرفی که اول تاپیک نوشته شد) بلکه از کل زره رد میشه و اون رو از بین میبره. پس وقتی مقاومت زره کمتر باشه از مقاومت شکسته شدن گلوله هنگام برخورد، دیگه خیلی فرق نمیکنه جنس زره شما چی هست و معادل چقدر فولاد، و چقدر اشتباه هست این تخمین ها که اینها رو به جای هم به کار ببریم!  اگه شکسته نشه گلوله، همونقدر توی سرامیک نفوذ میکنه که توی چوب یا فولاد!!   برای متوقف کردن این گلوله ها هم فقط کافیه چند سانتیمتر از یه ماده ای توی زره باشه که مقاومتش از گلوله بیشتره، به همین سادگی!   شبیه همین قضیه برای گلوله های HEAT و HESH هم هست که فکر نمیکنم توضیح بخواد.   برای همین هست که میگم این چیزها درست نیست خیلی که بگیم انقدر مقاومت داره زره و تخمین بزنیم. چون توی خیلی زره ها، طوری طراحی ها انجام شده که از هر زاویه ای، میزان نفوذ متفاوت هست و انحراف توی نفوذ صورت میگیره. یعنی زره رو طوری طراحی میکنیم که وقتی گلوله بهش برخورد کنه، به طرف دیگه ای  غیر از مرکز تانک منحرف بشه. این کار رو هم با تغییر توی ساختار موادی که توی ساخت زره داریم انجام میدیم. این کار توی ساختن قطعه های سرامیکی انجام میشه، اینطوری نه فقط از مقاومت زیاد سرامیک ها استفاده میکنیم، از طراحی خودمون هم برای بهتر شدن زره میتونیم استفاده کنیم!   همچنین، حتی وقتی که یه گلوله یکسان به قسمت خاص دو تانک یکسان (مثلا ابرامز) برخورد میکنه، چون ساختار سرامیکی زره هاشون امکان نداره دقیقا مثل هم باشه، نمیتونیم انتظار داشته باشیم حتما یه نتیجه توی هر دو تا تانک داره! امیدوارم این مثال کمک کرده باشه که بتونیم فرق زره سرامیکی با قبلی ها رو بهتر ببینیم.   استراکچر سرامیک ها، میتونه هم آمورف باشه هم کریستالی، یا حتی هر دو. باند بین مولکول ها و اتم ها هم Covalence   هستش. هرچی این باندها بیشتر و قویتر باشه، سرامیک هم مقاوم تره. از اون طرف، ساختنش هم سخت تره! شاید اولین دلیل استفاده از سرامیک ها توی تانک ها، مشکلی بود که زره های قبلی مقابل گلوله های HEAT داشتن. سرامیک ها به خاطر اینکه خیلی شکننده هستن (بریتل) و به خاطر مکانیسم شکسته شدنشون، میتونن مقاومت خیلی خوبی جلوی همه ی گلوله ها داشته باشن. سرامیک ها از تیکه های سرامیکی خیلی کوچیک (از چند نانو متر تا چند میلیمتر) درست میشن. شکستن این تیکه های سرامیکی خیلی کوچیک، انرژی زیادی لازم داره. وقتی گلوله های HEAT به این زره ها برخورد میکنن، معمولا نمیتونن اونها رو ذوب کنن. انرژی اونها برای همین برای از بین بردن این تیکه های کوچیک (tile) میشه. هرچی تعداد این تایل ها بیشتر باشه، انرژی بیشتری هم برای از بین بردنشون لازم میشه و این یعنی کار گلوله ها سخت تر میشه!   مشکل سرامیک ها هم توی بریتل بودنشون هست که مقابل ضربه ممکنه زود بشکنن. البته نوع سرامیک خیلی مهم هست که چقدر راحت ممکنه بشکنه مقابل ضربه (گلوله های APFSDS یا KE) یا نشکنه.   حالا این شکستن چطوری اصلا اتفاق میفته؟   اگه خیلی ساده کنیم، توده های سرامیک، هم با نیروی covalence     با هم ارتباط دارن و هم با نیروهای دیگه که ضعیف تر هستن. وقتی فشاری به این سرامیک وارد میشه، از قسمتهایی که ضعیف هستن، شکست و fracturing و بعد shattering اتفاق میفته.   برای درست کردن قطعه های سرامیکی، معمولا اول اونها رو به صورت پودر درمیارن. بعد با یکی از روش های زیر اون رو به صورتی که میخوان درست میکنن.   Clay Casting   Nonplastic Casting   Tap Casting   Pressure Casting   Physical vapor deposition (PVD)   Chemical Vapor Deposition (CVD) ...   شکل نهایی زره هم شبیه اینها هست:   http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/2/29/IDET2007_ceramic_armor_tiles.jpg   http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/e/ef/IDET2007_ceramic_armor_tiles_SICADUR.jpg     مرحله های ساخت:   اولین کار، درست کردن پودر سرامیک هست. اینکار رو با دستگاه هایی که ماده اولیه رو خرد میکنه انجام میدن، (با دستگاه mill-grinder که یا سرامیکی هست و بهش میگن جارمیلر، یا فلزی هست و بهش میگن بال میلر) و jow crusher    که هر کدوم چند نوع هستن خودشون. اینکه چقدر خوب هستن دستگاه ها به چند تا چیز ربط داره، مثل جنسشون، زاویه بین roller ها و Coefficient of friction . وقتی اینها فرق میکنن، کیفیت کار ماشین ها هم فرق میکنه.   http://www.uploadax.ir/images/vvg5gfduclapl8k93u3.jpg   بعد از این مرحله، screening هست که چک میشه ذره ها اونقدری که ما میخوایم کوچیک شدن یا نه، اگه نشده بودن دوباره برمیگردن توی ماشین که کوچیکتر بشن. اندازه سوراخ های اون، جنس اون، کلفتی اون، همه شون تاثیر دارن که screening چقدر خوب انجام بشه.     با توجه به اینکه جنس سرامیکمون چی هست، یه نوع binder رو به اون اضافه میکنیم توی دستگاه filter press. این کار باعث میشه پودرهای سرامیک به هم بچسبن و یه ماده محکم رو درست کنن. اینجا هم خیلی چیزها تاثیر دارن توی کیفیت، مثل سرعت انجام کار، rheological behavior اون مایع، density اون و چیزهای دیگه.   http://www.uploadax.ir/images/ew77qtdke1shx6ekdz7.jpg   از این به بعد، با توجه به نوع ریخته گری نهایی، روش کار هم فرق میکنه.   1-            اول اون رو گرانول سازی میکنن، بعد پرس میکنن و تحت فشار خیلی زیاد میگذارن، بعد خشک میکنن که مایع اون بخار بشه کامل، آخر هم اون رو توی کوره میگذارن و محصول نهایی رو هم با surface finishes and treatments یا با coating کامل میکنن.   2-         اول اون رو طبقه بندی و بعد میکس میکنن، بعد plastic forming   و بعد از خشک کردن اون هم اون رو توی کوره میگذارن و محصول نهایی رو هم با surface finishes and treatments یا با coating کامل میکنن.   3-         یا اینکه بعد از طبقه بندی، ریخته گری میکنن و بعد از خشک کردن، surface finish coating   انجام میدن روش و آخر هم اون رو توی کوره میگذارن و محصول نهایی رو هم با surface finishes and treatments یا با coating کامل میکنن.   این سه راه، راه های اصلی درست کردن سرامیک ها هست.   حالا ببینیم دو تا زره سرامیکی که توی تاپیک اول گفتیم چطوری درست میشن.   Ceramic Laminates   این ساده ترین نوع زره های سرامیکی (و حتی متال) هستش. که چند لایه ی سرامیک رو laminate میکنن و ازش توی تانک استفاده میکنن. چیزی که مهم هست، جنس اون هست که چند تا ماده رو ازش استفاده میکنن، مثل Boron Carbide و Alumina یا حتی Sapphire. (البته جنس دقیق اونها هیچوقت جایی گفته نمیشه!)   برای اینکه سرامیک در مقابل ضربه های شدید میشکنه، برای به هم پیوسته کردن این زره ها، میشه از fibre های کولار برای محکم کردن ساختار این لایه ها استفاده کرد. این فایبرها کمک میکنن که سرامیک، موقعی که گلوله بهش برخورد میکنه، متلاشی نشه. (فرض کنین سرامیک مثل شیشه عادی هست و وقتی کولار به اون اضافه میکنیم، میشه reinforced glass که خرد نمیشه)   High Tensile Alloy Faced Armor   این یکی از جدیدترین زره ها هست. تقریبا همون زره بالایی هست، تفاوتش این هست که به همون دلیلی که توی اول تاپیک برای اشتباه بودن تخمین مقاومت گلوله یا زره گفتیم، چون سرامیک ها اکثرشون نمیتونن مقابل KE مقاومت کنن، با یه لایه نازک از یه ماده ی خیلی محکم از کل اون محافظت میکنیم. (همون راه حلی که بالا گفته شد)   یعنی روی زره رو لایه ای از tungsten carbide یا depleted uranium میگذارن که گلوله که به تانک برخورد میکنه، گلوله بشکنه و اصلا نفوذی اتفاق نیفته!! (البته این دو تا هر کدوم مشکلهای خودشون رو دارن. اولی راحت تر میشکنه و دومی هم سمی هستش خیلی) اینطوری با کمک این لایه ی اضافی، هم مقاومت جلوی KE  داریم و هم کل زره جلوی بقیه گلوله ها، تا حد خیلی خوبی مقاوم هستش.   پایان قسمت دوم   ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++   آخر تاپیک، چند تا چیز رو باید بگم. میدونین که همیشه تاپیک های من از چند خط شروع میشن و بعد چند ساعت کامل میشن. توی این مدت هم اگه اشتباهی باشه توش (چه خودم پیدا کنم چه شما بگین) درستشون میکنم، یا توضیح بیشتر مینویسم یا قسمتی رو حذف میکنم یا اضافه میکنم. برای همین اصلا از ادیت کردن نوشته ی اول تاپیکم نگران نیستم، حتی اگه من رو کسی فکر کنه اشتباه میکنم. خوشحال میشم اشتباه های همین تاپیک رو هم وقتی تاپیک کامل شده (یعنی الان) بگین که درست کنم. شاید کار خوبی نباشه اینطوری تاپیک نوشتن، ولی نمیتونم عوض کنم اون رو. توی استتوس هم میخوام که صبر کنین تاپیک تموم بشه همیشه.   لینک دادن به تاپیک قبلی توی تاپیک های سری، همیشه انجام دادم. مثل همین دو تاپیک قبلی. اینکه بگین بعد حرف کسی عوض کردم این کارم رو، درست نیست. چون توی تاپیکهای قبلی میتونین ببینین که اولش هم موضوع رو دقیق نوشتم، هم رفرنس ها رو. ولی موقعی که اون تاپیک ها شروع شده بودن هم چند ساعت طول کشیده بود کامل بشن. نه من شما رو میشناسم و نه شما من رو. نمیدونم چرا کسی فکر کنه نمیخوام قبول کنم جایی اشتباه کردم و نمیخوام قبول کنم؟ این کار درستی نیست. نه مثبت و نه منفی شما فرق نداره برای کسی که هر ماه شاید یکبار بتونه توی سایت بیاد. همینطور که برای خود شما هم فرقی نداره. دوست داشتم چیزهایی که میدونم رو به شما بگم و از شما چیزهایی که میدونین رو یاد بگیرم، ولی انگار everyone should have some kind of agenda here. ببخشید طولانی شد.   اگه توی این تاپیک یا هر تاپیک دیگه یا توی استتوس، کسی از من ناراحت شده یا بی احترامی کردم، چه جناب گوبلز چه بقیه دوستان، اینجا عذرخواهی میکنم.
  14. فرایند های ریخته گری بسیار متنوع بوده و متناسب با نحوه ی کاربرد تقسیم بندی های مختلف در آنها صورت گرفته است. به طور کلی در یک نوع تقسیم بندی کلاسیک می توان روش های ریخته گری را به دو گروه اصلی تقسیم نمود.   الف: ریخته گری در قالبهای موقت که در آن قالب یك بار و مصرف بوده و پس از هر بار ریخته گری بایستی قالبی نو ایجاد نمود.   ب:ریخته گری در قالب های دائم که قالب در آن به طور مکرر و برای تولید انبوه قطعات مورد استفاده قرار می گیرد.    ریخته گری در قالب های موقت   1- ریخته گری در قالب های ماسه ای تر 2- ریخته گری در قالب های خشك 3- ریخته گری در قالب های پوسته ای 4- ریخته گری در قالب های دقیق    ریخته گری در قالب های ماسه ی تر:   در میان روش های ریخته گری در قالب های موقت ،ریخته گری در قالبهای ماسه ای تر بیشترین کاربرد را دارد .  اجزای تشكیل دهنده ی این قالب ها عبارتند از:ماسه، چسب، آب ودیگر  افزودنی ها ی لازم .(اصطلاح ماسه ی تر به این مفهوم است که قالب دارای رطوبت می باشد.)  کلیه آلیاژهای آهنی و غیر آهنی را می توان توسط این فرایند تولید نمود   مزایا:   روش ریخته گری در قالب ماسه ی تر ارزانترین روش ایجاد قالب است. در این روش به عملیات پخت نیاز نبوده لذا نسبت به روشهای ماسه خشک پیچیدگی قالب کمتر اتفاق می افتد .  در این روش قابلیت انعطاف ، انطباق زیاد است.  در این روش امکان تولید قطعاتی نسبتا بزرگ وجود دارد.             در صورت استفاده از مدل ها صفحه ای دقت ابعادی نسبتا خوب است.  نسبت به سایر روش ها، عیب ترک خوردن در آن کمتر است.  امکان تولید قطعات در تعداد کم  ونیز زیاد وجود دارد.  امکان تولید قطعات پیچیده که توسط روش های دیگر امکان پذیر نیست.  در بسیاری از موارد نسبت به روش های دیگر اقتصادی تر می باشد.   محدودیتها:   کنترل ماسه نسبت به روش ماسه ی خشک از حساسیت بیشتری برخوردار است. صافی سطح در این روش نسبت به روش های دیگر کمتر است. برآمدگیهای نازک وطویل توسط مذاب شسته می شود. در روش استحکام قالب جهت تولید قطعات بسیار بزرگ کافی نمی باشد. در این روش عیب های سطحی قطعه های ریخته گری زیاد است. باافزایش وزن قطعه های ریخته گری دقت ابعادی کاهش می یابد.   روش های قالب گیری با ماسه ی تر   معمولا روشهای قالب گیری با ماسه ی تر به دو گروه روشهای دستی و روشهای ماشینی تقسیم می شود.   الف: روش قالب گیری دستی:   تعریف: روش قالب گیری دستی به روشی می گویند كه در آن كوبیدن ماسه اطراف مدل ، خارج كردن مدل و تخلیه قالب تماما توسط دست انجام می شود   ویژگی ها: این روش عموما برای ساخت قطعات با تعداد محدود به كار می رود و نسبت به سایر ،فرآیند ها نیاز به امكانات كمتری دارد. در كارگاه های ریخته گری بهترین كاربرد را دارد. از طرف دیگر تولید انبوه به این روش اقتصادی نبوده و دقت ابعادی در آن كم است.   تقسیم بندی  : قالبگیری دستی به چند روش تقسیم می شود كه مهمترین آنها عبارتند از: قالب گیری روباز، قالب گیری یك درجه ، قالب گیری دو درجه، سه درجه ، چند درجه ، قالب گیری شابلونی ، قالب گیری با مدل اسكلنی.   ب: روشهای قالب گیری ماشینی:   تعریف: روش  قالب گیری ماشینی به روشی اطلاق می شود كه در آن كوبیدن ماسه اطراف مدل ، خارج كردن مدل و تخلیه قالب تماما ،یا قسمتی از آن توسط ماشین انجام می شود. ویژگی: استفاده از روشهای ماشینی می تواند تا حدودی عیبهای قالب گیری دستی را بر طرف می كند. بطور كلی می توان گفت. هدف اصلی قالب گیری ماشینی ، متراكم كردن ماسه ی قالب گیری به طور یك نواخت با سختی مورد نظر و سرعت زیاد می باشد.   انواع ماشین های قالب گیری : ماشین های قالب گیری ضربه ی ساده، فشاری ساده ، ضربه ی فشاری و ماسه پران.   ریخته گری در قالب های ماسه ی خشك:   قالب های تهیه شده به روش ماسه ی تر را به منظور تولید قطعه های بزرگ و نیز بهبود بخشیدن به برخی خاصیت های ریخته گری خشك می كنند. در صنعت قالب ها را بر اساس میزان خشك كردن به دو صورت خشك شده ی سطحی و كاملا خشك تقسیم می كنند.    الف) قالب های خشك شده سطحی :    تعریف: قالب های خشك شده سطحی قالبهای هستند كه فقط لایه ای از سطح قالب به عمیق كم خشك شده باشد.  ویژگی ها : قالب های بزرگ و قالب های یك تا زمین معمولا به صورت سطحی خشک می شوند. در لایه خشک شده ، رطوبت ماسه برای مدت معینی گرفته می شود و چنانچه قالب برای مدت طولانی بدون استفاده باقی بماند و بار ریزی انجام نشود ، لایه خشک شده قالب رطوبت را به تدریج ازقسمتهای عمیق تر جذب می نماید، لذا توصیه می شود در این روش عملیات بار ریزی بلا فاصله پس از خشک کردن قالب انجام شود تا از نفوذ مجدد رطوبت جلوگیری شود. در این روش ، معمولا قالبها توسط مشعل خشک می شوند وعمق لایه ی خشک شده کمتر از 12 میلی متر می باشد.   ب)  قالب های ماسه ی کاملا خشک:   تعریف: قالب های ماسه ی کاملا خشک که به آن اختصارا ((قالب های خشک)) نیز گفته می شود ، به روشی اطلاق می گردد که حداقل عمق ماسه ی خشک شده آن از 12 میلی متر بیشتر باشد و عموما این قالب ها کاملا خشک شده و عاری از رطوبت می باشد. ویژگی ها: در این روش اصولا قالب ها با همان شرایط  روش ماسه ی تر تهیه می شوند و سپس در کوره های مخصوص در درجه ی حرارت 150 تا 370درجه سانتی گراد به مدت 8 تا 48 ساعت خشک می شوند. زمان و درجه حرارت خشک کردن بستگی به چسب ، رطوبت قالب و نیز عمق لایه خشک شده لازم دارد. با کمک این روش می توان قطعه های ریخته گری متوسط تا بزرگ نظیر غلتکهای بزرگ، اوزینگها،چرخ دنده ها و پوسته ی قطعات بزرگ ماشین را تولید نمود.    مزیتها:    استحکام  قالب نسبت  به روش ماسه ی تر بیشتر بوده و بنا براین در موقع حمل ونقل کمتر آسیب می بیند . نسبت به روش ماسه ی تر قطعه ها از دقت ابعادی بهتری بر خوردار می باشد. سطح تمام  شده ی قطعه های ریخته گری به ویژه هنگامی که قالب پوشش داده می شود بهتر است. عیبهایی  مانند مک های  سطحی و چسبیدن ذرات ماسه به سطح قطعه ها کمتر مشاهده می شود.   محدودیتها و عیبها:   به دلیل نیاز به کوره های پخت ، تجهیزات و لوازم بیشتری مورد لزوم است. برای تولید تعداد معینی قطعه به دلیل این که سیکل عملیات طولانی تر است، لذا نسبت به روش ماسه ی تر به درجه و تجهیزات بیشتری نیاز دارد. سرعت تولید در این روش کند است. سرعت انجماد در آن نسبت به روش ماسه ی تر کمتر بوده و نسبت به بعضی عیبها  حساس تر می باشند .   ریخته گری در قالب های  ‍‍CO2 (دی اكسید كربن):   در فرآیند دی اكسید كربن ، به جای استفاده از خاك (بنتونیت ، ... ) به عنوان چسب از سیلیكات سدیم استفاده شده و قالب و ماهیچه را توسط گاز ‍‍CO2 خشك و مستحكم می نماید.    ویژگیها:    توسط این روش می توان قالب و ماهیچه را با سرعت و در عرض چند دقیقه تولید نمود. قالبها از استحكام بالای بر خوردار  بوده و نیازی به پخت ندارد. بیشتر قطعاتی كه به روشهای دیگر به تجهیزات و درجه های مخصوص نیاز دارند، به منظور حذف این تجهیزات با این روش تولید می شوند. استحكام نسبتا بالای این روش، این امكن را به وجود می آورد تا در برخی موارد  بتوان حتی قالبهای بدون درجه و پشت بند تهیه و استفاده نمود. در این صورت در مواردی كه خط جدایش قائم باشد با استفاده از گیره، دو نیمه قالب را بهم محكم نموده و عملیات بار ریزی انجام می گیرد. روش دی اكسید كربن برای تمام آلیاژهای معمول ریخته گری نظیر  آلومینیوم ، منیزیم و به طور وسیع فولادها ، چدنها و آلیاژهای مس مورد استفاده قرار گیرد.   روش كار: مراحل تهیه قالب به CO2 به این شرح است :  الف: ماسه ی خشك (ماسه ی سیلیسی ) و چسب سیلیكات سدیم (اب شیشه) به نسبت معین توسط مخلوط كن كاملا به هم مخلوط می شوند.  ب: با استفاده از مخلوط تهیه شده ، قالب یا ماهیچه با استحكام كم تهیه می شود .  ج : توسط دمیدن گاز دی اكسد كربن قالب ها كاملا مستحكم می شود به گونه ی كه استحكام خشك قالب به حدود PSI 200 می رسد. عملیات فوق را می تواند توسط روشهای دستی و یا كاملا ماشینی انجام داد. در ادامه ی همین فصل جزییات عملیات فوق مورد بررسی قرار گرفته می شود.    مزیتها:   مهمترین مزیتها ی روش سیلیكات سدیم نسبت به روشهای دیگر به ویژه ماسه ی تر این قرارند: قالب گیری و ماهیچه سازی با این روش شبیه عملیات قالب گیری و ماهیچه گیری به روش  ماسه ی تر و خشك می باشد ، لذا با تجهیزات موجود در كارگاه عملی است . بدلیل بالا بودن استحكام ، نیاز به تقویت نمودن قالب (آرما تور بندی و قانجاق گذاری ) ندارد . این روش نیاز به تجهیزات گران قیمت ندارد . سیلیكات سدیم را توسط دستگاههای مخلوط كن معمولی با ماسه مخلوط كن معمولی با ماسه مخلوط می كنند از طرف دیگر دی اكسید كربن در دسترس بوده و تجهیزات گازی دهی نیز ارزان قیمت می باشد. ماهیچه ها وقالب ها بلافاصله  پس از ساخت قابل استفاده می شوند و نیازی به خشك كردن ندارد. فضای لازم كارگاهی حد اقل می باشد. هزینه های غیر مستقیم كار گاری كم است . دقت ابعادی قالب ها و ماهیچه ها نسبت به روش های دیگر زیاد است.   محدودیتها:   مهمترین محدودیتها و عیبها ی این روشهای عبارتند از: قالبها و ماهیچه های مورد نیاز نسبت به روش ماسه ی تر گرانتر است.  عمر مفید مخلوط ماسه و دی اكسید كربن نسبت به سایر مخلوط ماسه قالب و ماهیچه كمتر است.  قالبها و ماهیچه های تهیه شده از مخلوط ماسه و سیلیكات سدیم اگر بیش از ساعت انبار شوند به مرور استحكام و كیفیت خود را از دست می دهند. در مقایسه با دیگر ماهیچه ها و قالب ها ، قابلیت از هم پاشیدگی پس از ریخته گری آن كمتر است.   ریخته گری در قالبهای پوسته ای:   تعریف : ریخته گری در قالبهای پوسته ی به فرآیند اطلاق می شود كه در آن قالب از مخلوط ماسه  با یك چسب رزینی  (گرما سخت ) به روی فلزی گرم شده شكل می گیرد. هنگامی كه مخلوط ماسه در این اثر تماس با مدل فلزی گرم شده ، رزین ذوب شده اطراف ذرات ماسه را می گیرد و باعث چسبیدن ذرات ماسه به یكدیگر می شود . بدین طریق یك نیمه قالب كاملا سخت و مستحكم، تهیه می شود. در این مرحله از عملیات ماهیچه گذاری درداخل قالب انجام شده و دو نیمه قالب توسط سیم به هم محكم می شوند. مزایا و محدودیتها : روش قالبگیری پوسته ی به منظور تولید انبوه قطعات آهنی و غیر آهنی ، از چند گرم تا 200 گرم به كار می رود، حتی در برخی موارد محدود قطعاتی تا وزن 500 كیلوگرم نیز به این روش تولید شده است. مهمترین مزایا و محدودیتها این روش عبارتند از:   مزایا :   دقت ابعادی قطعات تولید شده به این روش در مقایسه با فرآیند ماسه ی تر بیشتر بوده لذا عملیات ماشینكاری كاهش می یابد. صافی سطح نسبت به روش نسبت به روش ماسه ی تر بهتر است. مصرف ماسه در این روش نسبت به فرآیند ماسه ی تر كمتر است.   محدودیتها و معایب:   محدودیت ابعاد و وزن قطعات ریخته گری حتی نسبت به روش ریژه. وابستگی شدید به طراحی قطعات ریخته گری و سیستم راهگاهی . گران بودن تجهیزات ( ماشین ، قالبها و ... ) بنابراین فقط در تعداد زیاد مقرون به صرفه می باشد. با چند استثنا ، استفاده ی تجاری از این روش در فلزات با نقطه ذوب بالاتر از مس عملی نمی باشد.   ماشین های ریخته گری تحت فشار   دو نوع می باشند: با محفظه گرم وبا محفظه سرد می باشد.     ریخته گری تحت فشار كم:   فشار تزریق مذاب در این فرآیند كمتر از یك اتمسفر می باشد. لذا محدودیت موجود در روش ریخته گری تحت فشار بالا در استفاده از ماهیچه های موقت (ماسه ی) حذف می گردد. به این ترتیب امكان تولید كلیه  قطعاتی كه توسط روش ریژه تولید می گردد، توسط این فر آیند وبا كیفیت بالاتر وجود دارد . بعلاوه امكن تولید قطعات پیچیده كه به دلیل پر نشدن قالب ، در روش ریژه وجود ندارد ، با كمك این روش امكان پذیر می گردد. از دیگر مزایای این فرآیند نسبت به روش ریژه می توان از كیفیت بالاتر سطوح ریخته گری ، خواص مكانیكی و متالورژیكی بالاتر ، سرعت تولید زیاد تر نام برد. محدودیت اصلی این روش ، بالا بودن قیمت تجهیزات و قالب نسبت به فرآیند ریخته گری در قالب ریژه می باشد.                     ریخته گری گریز از مركز:   تعریف : روش ریخته گری گریز از مركز به روشی گفته می شود كه در آن قالب تحت تاثیر نیروی گریز از پر می شود. به طور كلی فرآیند ریخته گری گریز ازمركز دوروش وجود دارد كه عبارتند از:   روش ریخته گری گریز از مركز افقی.   روش ریخته گری گریز از مركز عمودی .   روش گریز از مركز افقی:   در این فرآیند كه قالب در حول محور افقی خود می چرخند ، برای اولین بار در سال 1809 میلادی در انگلستان به ثبت رسید. دراین روش در ابتدا برای تولید لوله های چدن خاكستری ،چدن نشكن و برنج با ضخامت كم مورد استفاده قرار گرفت . باپشرفته صنایع و استفاده از تجهیزات تازه در جهت بهبود بخشیدن به خواص متالورژی ، دقت ابعادی وقابلیت تولید لوله های بزرگ پشرفته چشم گیری برای آن به وجود آمد. روش كار: یك ماشین ریخته گری گریز از مركز افقی بایستی قابلیت تكرار چهار عمل را با دقت داشته باشد كه عبارتند از: قالب بایستی تحت یك سرعت مشخص حول محور افقی بچرخد. بایستی وسیله ی برای بار ریزی مذاب در داخل قالب در حال چرخش وجود داشته باشد . به محض پر شدن قالب ، انجماد از یك قسمت آغاز و در یك قسمت دیگر به پایان برسد . بایستی توسط روشی  قطعه ی منجمد شده را با سرعت از داخل قالب خارج نمود . جنس قالب : معمولا جنس قالب از فولاد ، مس یا گرافت می باشد. قالبهای فولادی برای تولید قطعه ها به تعداد زیادی و برای ریخته گری آلیاژهای که دارای نقطه انجماد بالای هستند ، به کار می رود . قالبهای فولادی نسبت به شک حرارتی حساس بوده و برای کاهش آن سطح قالب بایستی کاملا پوشش داده شود . روشهای  باریزی : باریزی مذاب در داخل قالب می تواند از یک طرف یا دو طرف ویا به وسیله یک کانال در طول قالب انجماد می گردد. سرعت باریزی متغیر بوده وبه عامل های نظیر جنس و اندازه قطعه بستگی دارد . سرعت های باریزی کمتر باعث شکل گیری مک های گازی و چروک خوردن سطح می شود و بر عکس سرعت های زیاد با ریزی منجر به ترک های طولی می گردند. درجه حرارت ریختگی: درجه حرارت با ریزی تابعی از فلز یا آلیاژ ریختگی، اندازه  قالب و خواص فیزیكی مواد قالب است . درجه حرارت قالب: درجه حرارت قالب نیز در خواص قطعه ریختگی موثر بوده و درجه حرارت اولیه قالب به جنس مذاب، ضخامت قالب و ضخامت لوله ریخته گری بستگی دارد .   ریخته گری گریز از مرکز عمودی:   در این فرآیند قطعات ریختگی در اثر بار ریزی مذاب در داخل یک قالب گردان عمودی بوجود می آید . نیروی گریز از مرکز که ناشی از چرخش قالب است ، فشار لازم برای پر کردن محفظه قالب ( یا محفظه های قالب ) را فراهم آورد . این فشار تا انجماد کامل فلز داخل قالب باقی می ماند . قطعات تولید شده به این روش نسبت به روش های استاتیکی دارای خواص مکانیکی برتری می باشد. از طرف دیگر این روش برای تولید قطعه های خاص اقتصادی تر است. از ویژگی های این روش همسویی  خواص فیزیکی ، مکانیکی قطعه ها و نیز بالا رفتن چگالی آنها می با شد .از طرف دیگر قطعه ها، از اکسید ها ،مک های گازی ودیگر نا خالصیها عاری می باشد.  از مزیت های مهم  این روش،عدم استفاده از راهگاه وتغذیه ودر نتیجه بالا رفتن راندمان تولید است. امکان تولید کلیه الیاژ ها در روش  گریز از مرکزازدیگر مزیتهای این روش است.فولادهای ساده کربنی و آلیاژی، فولادهای پر آلیاژ ومقاوم به خوردگی وحرارت،چدنهای خاکستری ، نشكن ، فولادهای پر آلیاژ و مقاوم به خوردگی و حرارت ، چدنهای خاکستری،  نشكن ، فولادهای پر آلیاژ،فولادهای ضد زنگ ، فولادهای نیکلی، آلیاژهای آلومینیم ،مس ،منیزیم،نیکل تماما امکان تولید توسط روش گریز از مرکز عمومی را دارند.غیر فلزاتی نظیر سرامیک ها ، شیشه ها ، پلاستیک ها و...ودرحقیقت تمام موادی که می توانند حالت مذاب داشته باشند ، امکان تولید توسط این روش را دارند. قالب ها : قالب ها در روش گریز از مرکز عمودی می توانند ماسه ی ، نیمه دائمی ودائمی باشند. انتخاب نوع قالب بستگی به شکل قطعه ، کیفیت مورد نیاز تیراژ تولید دارد. تقسیم بندی و روش گریز از مرکز عمودی : روش گریز از مركز عمودی به سه دسته تقسیم می شوند : ــ ریخته گری گریز از مرکز واقعی . ــ ریخته گری نیمه گریز از مرکز . ــ ریخته گری چرخشی گریز از مرکز .   الف) ریخته گری گریز از مرکز واقعی :   در این روش قالب حول محور عمودی خودش می چرخد و قطعه های استوانه ی شکل  و یا لوله ی تولید می نماید. استفاده از ماهیچه در این روش محدود است . در این روش انجماد از پوسته ی خارجی آغاز شده و در قسمت داخلی به پایان می رسد .این نحوه انجماد باعث فراهم آورد قطعه ها با کیفیت عالی ، عاری از عیبهای ریخته گری و بدون انقباض می شود .   ب) ریخته گری نیمه گریز از مرکز :   ریخته گری نیمه گریز از مرکز به منظور تولید قطعه هایی به کار می رود که شکل داخل و خارج آن تماما توسط شکل قالب تعیین می گرد. در این روش قالب و قطعه حول محور خود می چرخد که در این رابطه یک محور چرخان  عمودی استفاده می شود . در صورتی که قطعه ها بایستی سوراخهای داشته باشد ، از ماهیچه استفاده می شود . قطعه های مانند لقمه های چرخدنده ، چرخ تسمه ی شیار دار ، پروانه ها وروتور  موتورها ی الکتریکی را می توان توسط این فر آیند تولید نمود. ج) روش ریخته گری چرخشی گریز از مرکز : در این فرآیند محفظه های قالب در اطراف محور ، مانند پرهایی اطراف چرخ چیده شده اند . به این ترتیب در هر بار چندین قطعه تولید می شود. نیروی گریز از مرکز فشار لازم را برای پر کردن قالب مانند روش نیمه گریز از مرکز فراهم می آورد . این روش نوعا برای تولید بدنه ی شیر آلات ، ماهک ها ، بستها و... به کار می رود.   Source:   http://www.imanmetal.blogfa.com/post-4.aspx
  15. DeathStalker

    third mission for mysterious X-37B

    An unmanned US plane on a top-secret, two-year mission to space has returned to Earth and landed in California.   The aircraft, resembling a miniature space shuttle and known as the Orbital Test Vehicle or X-37B, spent 674 days in orbit around the planet.   It was the unmanned plane's third space flight, but its mission has been shrouded in mystery.   A theory that it was taking a look at China's space lab has been downplayed by experts.   Air Force officials have only told US media the aircraft performs "risk reduction, experimentation and concept-of-operations development for reusable space vehicle technologies".   The X-37B programme, started in 1999 and is currently run by the Air Force's Rapid Capabilities Office.   The first plane flew in April 2010 and returned after eight months. The second launched in March 2011 and remained in space for 15 months.     The current aircraft - built by Boeing - uses solar panels for power in orbit, measures over 29ft (9m) long, has a wingspan of nearly 15ft and a weight of 11,000lbs (4,989 kg).     It looks like a mini space shuttle and can glide back down through the atmosphere to land on a runway, just like Nasa's re-usable manned spaceplane used to do before its retirement.     A fourth X-37B mission is said to be planned for launch from Cape Canaveral, Florida, in 2015.   Europe is to test its own automated space plane technology in the coming weeks.    The IXV vehicle will be launched into space atop a rocket from French Guiana and then make its way back through the atmosphere to splash down in the ocean.        http://news.bbcimg.co.uk/media/images/78366000/jpg/_78366372_78366371.jpg   An infrared view of the spaceplane was released in 2012   http://news.bbcimg.co.uk/media/images/78367000/jpg/_78367238_secret3.jpg   A fourth X-37B mission is currently scheduled for 2015