Recommended Posts

دولت ترکیه با هشدار روس‌ها از کودتا مطلع شد

رسانه‌های عربی به نقل از دیپلمات‌های آنکارا فاش کرده‌اند که روسیه ساعاتی قبل از وقوع کودتای ترکیه، به «رجب طیب اردوغان» رئیس‌جمهوری ترکیه در خصوص وقوع یک کودتای نظامی قریب‌الوقوع در این کشور هشدار داده بودند. این در حالی است که یک رسانه‌ غربی گزارش کرده که اردوغان بعد از دریافت توصیه‌های ایران، از هواداران خود خواست در خیابان‌ها باقی بمانند.

طبق این گزارش، برخی منابع دیپلماتیک در آنکارا اعلام کردند که سازمان اطلاعات ملی ترکیه موسوم به «MIT» اطلاعاتی را از همتایان روس خود دریافت کرده بودند که در خصوص یک کودتای قریب‌الوقوع در این کشور مسلمان هشدار داده بودند.

این دیپلمات‌های ناشناس اعلام کردند که ارتش روسیه در منطقه مبادلات بسیار حساس ارتش و پیام‌های رادیویی رمزی را رهگیری کرده بودند که نشان می‌داد ارتش ترکیه برای راه‌اندازی یک کودتا علیه دولت اردوغان در آنکارا آماده می‌شود.

بر اساس این گزارش، این مبادلات بسیار حساس شامل ارسال چندین بالگرد نظامی به هتل محل اقامت اردوغان برای دستگیری یا کشتن رئیس‌جمهوری ترکیه می‌شده است.

طبق این گزارش، این دیپلمات‌ها از ایستگاهی که روسیه این مبادلات را رهگیری کرده، مطمئن نبودند اما اعلام کردند که واحد اطلاعات ارتش روسیه که در «حمیمیم» استان «لاذقیه» واقع در شمال سوریه مستقر هستند، ظاهراً به سامانه‌های الکترونیکی و استراق سمع مدرن برای جمع‌آوری اطلاعات بسیار حساس برای اسکادران روسیه که در حال اجرای عملیات ضدتروریستی در سوریه است، مجهز هستند.

چهار روز بعد از کودتای ترکیه، مقامات آنکارا اعلام کردند که دو خلبان ترک که در منهدم کردن هواپیمای روسیه در نوامبر بر فراز آسمان سوریه نقش داشتند، به دلیل مشارکت در کودتای ناکام در حبس می‌باشند.

روابط ترکیه و روسیه بعد از هدف قرار دادن جنگنده روسیه بر فراز آسمان سوریه دچار تنش شد که اخیرا اردوغان به دنبال بهبود روابط با مسکو برآمده بود.

منابع دیپلماتیک اعلام کرده‌اند که تغییر سیاست خارجی اردوغان که تنها یک هفته قبل از کودتا مطرح شده بود، موجب شد که برخی از کشورها از ارتش ترکیه برای کودتا علیه دولت اردوغان حمایت کنند و در حین حال این تغییر رویکرد همچنین موجب نجات اردوغان شد.

طبق این گزارش، هیچ‌یک از مقامات ترکیه و روسیه واکنشی تاکنون به این گزارش نشان نداده‌اند. با اینحال، در آنکارا برخی منابع رسمی از جمله خود ارتش تأکید کرد که سازمان اطلاعات ملی ترکیه ساعاتی قبل از وقوع کودتا، ژنرال های ارشد ارتش ترکیه را در جریان گذاشته بودند.

روزنامه الحریت گزارش کرد، در بیانیه‌ ارتش ترکیه که 19 ژوئیه صادر شد، آمده بود که اکثریتی در ارتش موفق شدند به واسطه اطلاعاتی که درست پنج ساعت قبل از علنی شدن کودتا دریافت کرده بودند، تلاش برای کودتا را سرکوب کنند.

طبق این گزارش، مقامات عالیرتبه ارتش ترکیه به منظور مهار کودتا، به تمامی نیروهای هوایی و زمینی سراسر این کشور دستور دادند که هرچه سریعتر عملیات‌‌های خودروهای نظامی همچون تانک‌، هواپیماها و بالگردها را متوقف کنند.

گزارش شبکه الجزیره نشان می‌دهد که عوامل کودتا، عملیات خود را 6 ساعت زودتر از برنامه‌ریزی‌های اولیه خود انجام دادند. آنها طبق برنامه قرار بود ساعت 03:00 صبح به وقت محلی 16 ژوئیه انجام دهند.

در حالیکه در این گزارش به علت برگزاری زودتر از موعد این کودتا اشاره‌ای نکرده است، اما افشاگری‌های ارتش ترکیه نشان می‌دهد که عوامل کودتا پی برده‌ بودند که طرح‌هایشان در معرض خطر قرار گرفته است و تصمیم گرفتند وارد عمل شوند.

الجزیره همچنین گزارش کرد که عوامل کودتا همچنین دستوراتی را برای ربودن یا کشتن اردوغان دریافت کرده بودند زیرا بالگردهای آنها به سمت هتلی روانه شده بود که اردوغان برای گذراندن تعطیلات در «مارماریس» در آنجا اقامت گزیده بود اما اردوغان 44 دقیقه قبل از رسیدن آنها، هتل را ترک کرده بود.

طبق این گزارش، بیانیه‌های رسمی آنکارا در تطابق کامل با گزارش‌های رسانه‌های عربی به نقل از منابع دیپلماتیک در خصوص اطلاعات روسیه درباره کودتا است.

تنها چهار روز بعد از کودتا، اردوغان با حاضر شدن در رسانه‌ها گفت که قصد دارد تغییر مهمی را در سیاست خارجی خود ایجاد کند و «به اختلافات با کشورهای همسایه ترکیه پایان دهد».

کمتر از یک روز بعد، «دیمیتری پسکوف» سخنگوی کرملین اعلام کرد که اردوغان اوایل آگوست برای دیدار با پوتین به روسیه سفر خواهد کرد.

این گزارش ادامه داد، بعلاوه، ایران دوساعت بعد از آغاز کودتای ترکیه، ایران این کودتا را محکوم کرد و چندین نفر مقام ارشد سیاست خارجی و امنیتی تهران تمامی روز جمعه با اردوغان و وزرای کابینه وی تماس داشتند.

با پایان روز 15 ژوئیه، «محمد جواد ظریف» وزیر خارجه ایران با «مولود چاووش اوغلو» وزیر خارجه ترکیه تماس تلفنی برقرار کرد و «علی شمخانی» دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران نیز با مقامات امنیتی آنکارا تماس تلفنی برقرار کرد. از طرف دیگر «قاسم سلیمانی» فرمانده سپاه قدس نیز سناریوهای مختلفی که ممکن بود به وجود آید، را مورد بررسی قرار می‌داد.

طبق این گزارش، یکی از مقامات ایرانی که خواست نامش فاش نشود به پایگاه «المانیتور» اعلام کرد:‌ «این دیگر یک موضوع محرمانه نیست. ظریف، شمخانی و سلیمانی دستورات بالاتر را اجرا کردند. کل دستگاه نگران است. ترکیه یک کشور همسایه است. اردوغان و دولت وی، شرکای قدرتمند ایران هستند. کشورهای ما از روابط برادرانه قوی بهره‌مند است و بنابراین دستکم ما می‌توانیم اتحاد خود را نشان دهیم و پیشنهاد هر کمک ممکن که آنها در چنین زمان مهمی نیاز داشته باشند را مطرح کنیم».

المانیتور نیز گزارش کرد:‌ «یکی دیگر از مقامات ایرانی تشابهاتی بین کودتای موفقیت‌آمیز علیه محمد مصدق نخست‌وزیر ایران در سال 1953 و این تلاش برای کودتا در ترکیه مشاهده کرده است».

این مقام ایرانی به المانیتور گفته بود: «آنچه می‌دانیم این است که این دستان خارجی درکار بوده است. ما شاهد تجربه مشابهی در گذشته بودیم و از آنجایی که اردوغان می‌خواهد نقش بهتری را امروز در منطقه ایفا کند، آنها خواستار سرنگون کردن وی هستند. این پیامی بود که به مقامات امنیتی ترکیه ابلاغ شد: «خیابان‌ها را ترک نکنید». این کودتا احتمالاً از چندین موج تشکیل شده است. چنین رخدادی در 1953 در ایران رخ داد. وقتی اولین کودتا شکست خورد، آنها یک کودتای دیگر را آماده کرده بودند و موفق شدند».

در آنکارا، دولت مدعی است که کودتا و ژنرال‌هایی که پشت آن هستند، از وفاداران «فتح‌الله گولن» مخالف سرسخت اردوغان که در آمریکا به سر می‌برد، می‌باشند بسیاری بر این باورند که گولن دلیل اصلی این مسئله است که مقامات آنکارا به طور مداوم آمریکا را به طرح‌ریزی این توطئه متهم می‌کنند.

طبق این گزارش، «مجتهد» یک فرد سعودی که یک با یکی از منابع وابسته به خاندان سلطنتی آل سعود ارتباط دارد، فاش کرده است که مقامات ارشد دولتی ریاض و ابوظبی خیلی قبل از وقوع کودتای ترکیه، از آن آگاه بودند.

مجتهد روز دوشنبه در صفحه توییتری خود نوشت که رهبران امارات در این کودتا نقش داشتند و سازمانهای جاسوسی ترکیه این مداخله را رمزگشایی کرده‌اند و افزود که سعودی‌ها، رهبران امارات را در جریان این کودتای قریب‌الوقوع قرار داده بودند.

وی نوشت: «محمد بن سلمان از کودتای از کودتای نظامی در ترکیه اطلاع داشتد. دلایلی وجود دارد که نشان می‌دهد که محمد بن سلمان به واسطه روابط نزدیک با محمد بن زاید بن سلطان آل نهیان (ولیعهد ابوظبی) اطلاعاتی را درباره این کودتا داشته است».

بنا به گفته مجتهد، سازمانهای اطلاعاتی ترکیه اطلاعاتی را درباره برخی همکاری‌های منفی بین بن سلمان و بن زاید دریافت کرده بودند اما سعودی‌ها موفق شدند که حزب عدالت و توسعه ترکیه را متقاعد کنند تا درباره اقدامات ریاض مطمئن و خوشبین باشند.

وی فاش کرد که بن سلمان تلاش داشته ترکیه را متقاعد کند که نقش امارات در این کودتا را مخفی کند و به آنها وعده داده بود که مبلغ زیادی را در ازای چنین کاری به آنها خواهد داد.

این گزارش در پایان نوشت که کودتای هفته گذشته در ترکیه در حال حاضر به یک تقابل منطقه‌ای بزرگتر در خصوص تغییر کنونی سیاست ترکیه در سوریه تبدیل شده است. اگر چنین چیزی ثابت شود، کمک روسیه و ایران به اردوغان به مفهوم آن است که توازن قدرت در منطقه باید مجدداً تعریف و معین شود.
 

https://www.facebook.com/ShiaVoice.news/posts/531140500403576:0
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

  چند ناو جنگی ترکیه بعد از کودتا 'ناپدید شده‌اند'

 

بنابر گزارش‌ها، با گذشت چند روز از شکست کودتا در ترکیه، هنوز از موقعیت ۱۴ کشتی جنگی این کشور خبری در دست نیست.
این بی‌خبری شامل وضعیت فیصل کوسله، فرمانده نیروی دریایی این کشور هم می‌شود که گفته می‌شود از زمان کودتا تماسی با رهبران ترکیه نگرفته است.
به گزارش روزنامه بریتانیایی تایمز، علاوه بر مشخص نبودن موقعیت این کشتی‌های جنگی، از وضعیت دریادار فیصل کوسله، فرمانده نیروی دریایی ترکیه از روز جمعه (پانزدهم ژوئیه) خبری در دست نیست و او هم‌زمان با آغاز تلاش گروهی از نظامیان ارتش ترکیه برای به کنترل گرفتن قدرت در این کشور، 'خارج از دسترس' بوده است.
همین موضوع به گمانه‌زنی‌ها در مورد ارتباط میان فرماندهان نیروی دریایی با کودتای نافرجام روز جمعه دامن زده است.
همچنین مشخص نیست که در صورت صحت این گزارش‌ها، آیا فرمانده نیروی دریایی از 'رهبران کودتا' بوده و یا این که توسط کودتاچیان به گروگان گرفته شده است.
با وجود این، شبکه تلویزیونی راشا تودی، امروز (سه‌شنبه ۱۹ ژوئیه - ۲۹ تیر) گزارش کرده نعمان کورتولموش، معاون نخست وزیر ترکیه اخبار مربوط به 'ناپدید شدن' این کشتی‌ها را تکذیب کرده است هر چند در مورد موقعیت فعلی آنها هم جزییاتی ارایه نکرده است.
به گزارش این شبکه خبری روسی، علاوه بر این ناوچه‌های، دو هلی‌کوپتر و ۲۵ کماندو ارتشی هم از زمان وقوع کودتای نافرجام، ناپدید شده‌اند.
همزمان این گزارش‌ها از احتمال پهلو گرفتن این کشتی های جنگی در سواحل یونان خبر داده‌اند.
بنابر گزارش‌ها، این کشتی‌ها در هنگام آغاز کودتا در دریای اژه یا دریای سیاه بوده‌اند و از آن زمان به سواحل ترکیه 'بازنگشته‌اند'.
پیش از این هم، ساعاتی پس از شکست کودتا، گزارش شد هشت نفر از درجه‌داران ارتش ترکیه با هلی‌کوپتر به یونان پناه برده‌اند

 

پی نوشت:

http://www.bbc.com/persian/world/2016/07/160719_u07_turkey_navy_ships_missing_after_coup
ویرایش شده در توسط vhsjdvsjd
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

                                                                                                    انحلال گارد ریاست جمهوری ترکیه  

در اردامه تحولات مربوط به کودتای نافرجام ترکیه,گارد ریاست جمهوری این کشور منحل می شود.حدود 300 نفر از اعضای این نیروی ویژه محافظت از ریاست جمهوری در روز های نخست پس از شکست کودتا دستگیر شده بودند.بی علی ییلدریم,نخست وزیر ترکیه روز شنبه(دوم مرداد)گفت: به گارد ویژه ریاست جمهوری دیگر نیازی نیست.تعداد سربازان گارد ویژه ریاست جمهوری ترکیه 2500 نفر است که دست کم 283 نفر از آن ها از زمان شکست کودتا بازداشت شده اند.

http://bbc.in/2aleAAY@BBCPersian

***********************************************************************************

ترکیه داره با این کارهاش قسمت زیادی از نیرو های با تجربه و خوبش رو از دست میده,بعدا متوجه اشتباهاتش بشه شاید.و چیز دیگه ای که اینجا مهمه اینه که حدود یک هشتم از نیروهای گارد که باید تا پای جان از رییس جمهور محافظت کنند بهش خیانت کردند.اگه فرض جعلی بودن کودتا اشتباه باشه این یک شکست بزرگ حفاظتی هستش برای ارتش ترکیه.

ویرایش شده در توسط hamoun
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

دستگیری مرد شماره 2 جماعت گولن در ترکیه
 
✨نفر دوم جماعت گولن که دو روز قبل از کودتا، از پنسیلوانیا وارد ترکیه شده بود، در بندر ترابزون دستگیر شد.

✨فتح الله گولن هم تو پنسیلوانیا گفته حاظرم با کمیته ایی بین المللی برای تحقیق و تفحص در مورد خودم همکاری کنم.

✨بنظر من ، جریان گولن و اردوغان داره جالب تر میشه و میتونه باعث کودتای سوم بشه .
photo_2016_07_24_18_21_44.jpg

Abu.ismail

  • Upvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بنده تو چند ماه اینده نمی تونم که خدمت دوستان باشم. ولی سعی می کنم که تو پست های کوتاه مطالبی رو بزارم.
ببینید راجع به نیروهای ویژه صحبت شد.
گارد ریاست جمهوری نیروی ویژه محسوب نمیشه. فرماندهی این گارد هم بر عهده اجودان اردوغان هست که نزدیک ترین نظامی به اردوغان هست. روز کودتا در کنار اردوغان نبود ولی جز اولین کسانی بود که اردوغان خواست درباره حوادثی که به گوش میرسه توضیح بده. وی در پاسخ هم گفته بود که چیزی خاصی نیست و تمرین ضد ترور تو انکارا و استانبول هست.
نیروی ویژه بوردوبرلی ها هستن که جریان گولن در اونجا هم نفوذ کرده بودن.
یکی از واحد های نخبه و ویژه واحد کاماندو های سات نیروی دریایی هست. دوره های سخت سبب شده که بیشترین فارغ التحصیل شده های یک دوره شش نفر باشن. کل این کامندو فکر کنم از صد نفر هم کمترن. حالا چند نفرشون تو جریان کودتا با ترک واحدهاشون اقدام به کودتا کردن ؟ 24 نفر. این درصد نفوذ شگفت انگیز هست


جریان گولن اولین بار به طور سیستماتیک مشخص نیست که کی به نیروهای مسلح نفوذ کرد. اما دادستانی نظامی اولین بار در اواسط دهه هشتاد میلادی متوجه این جریان شد. این جریان سوالات ادبیات ترکی ازمون ورودی دبیرستان های نظامی رو به طور سیستماتیک در اختیار داوطلبان وابسته به این جریان قرار داده بود
  • Upvote 7
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
در مورد گارد ریاست جمهوری
از اون تعداد نیروی که در بالا گفته شده بود بازداشت شدن مشخص نیست چقدرشون سرباز وظیفه است ولی 29 نفر از اون بازداشت شدگان با درخواست دادستان توسط قاضی دستگیر شده و راهی زندان شدن. اینم در حالی که بیش از هزار سرباز وظیفه بازداشت شده توسط دادستان ها بعد از بازجویی ازاد شدن.
دلیل دستگیری این سربازان هم در یکی از روزنامه ها به همراه داشتن یک دلاری عنوان شده. کودتاگران یک دلاری هایی با سری مخصوص و بیشتر سری اف به همراه داشتن که بر حسب رتبه فرد تو تشکیلات این سری تغییر می کرد. تو اتاق کار چند استاد دانشگاه بازداشت شده هم این یه دلاری ها پیدا شده. حدس زده میشه که این اسکناس ها توسط گولن با خواندن دعا متبرک شدن

سه روز پس از کودتا یعنی 18 همین ماه میلادی سالگرد تاسیس گارد ریاست جمهوری بود. به گفته مقاله نویس یکی از روزنامه ها کودتاگران در برنامه داشتن که هنگام رژه یکی از این افراد اردوغان و سایر مقامات حاضر رو ترور کنه.این مقاله نویس مشخص نکرده که این برنامه شماره یک بوده یا شماره دو ولی احتمال میده که برنامه اصلی همین برنامه بوده و کودتا برنامه دو بود که بعد از ترور اردوغان به بهانه برقراری امنیت و جلوگیری از بحرانی شدن اوضاع انجام میگرفت.
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 اردوغان مرشد فکری و حامی مالی گروه تروریستی داعش

 افسرارتش ترکیه که موفق بفرار شد، افشاءکرد:

 

اردوغان مرشد فکری و حامی مالی گروه تروریستی داعش

 

یکی از افسران ارتش ترکیه که قبل از دستگیری موفق به فرار شده است با انتشار چند نوار صوتی و نامه هایی به خط رجب طیب اردوغان ، رئیس جمهور ترکیه را متهم به رهبری فکری داعش ISIS کرد .

 

سرهنگ ستاد احمت قهوه چی فرمانده سابق پادگان دیار بکر می گوید : " نیروهای داعش قبل از شروع جنگ داخلی در سوریه و عراق در پایگاه های سری ارتش ترکیه در نزدیکی مرزهای عراق و سوریه آموزش های لازم را دیده بودند و شخص اردوغان بارها به این پایگاه ها آمده و از نزدیک نحوه آموزش ، و آمادگی تروریست ها را بررسی کرده بود .

 

آموزش نیروهای داعش توسط مربیان آمریکایی شرکت بلک اند واتر آمریکا ( مقاطعه کار پنتاگون ) انجام می شد که با عربستان سعودی قرارداد بسته بودند .

 

ترکیه و عربستان به اتفاق مزدورانی را از سراسر جهان ، بویژه از میان اتباع مسلمان چین ، اوزبکستان ، تاجیکستان ، چچن ، اینگوش ، داغستان و حتی مسلمانان خاور دور ( فیلیپین ، تایلند ، اندونزی ، سر یلانکا ، بنگلادش ، کشمیر و ) و مسلمانان حنفی لیبی و سومالی و سای کشورهای عرب استخدام کرده و از مرزهای ترکیه به داخل سوریه و عراق می فرستادند .

 

هزینه استخدام مزدوران و آموزش و تسلیح آنها به سلاح های پیشرفته توسط عربستان تامین می شد و کار فروش سلاح را پسران اردوغان به عهده داشتند ، که از این بابت میلیاردها دلار به جیب زدند !

 

همچنین به دستور شخص اردوغان در مرزهای ترکیه برای گروه تروریستی داعش بازارچه های مرزی ایجاد شده است و نفت دزدی داعش از چاه های نفتی سوریه و عراق هم توسط شرکتی متعلق به داماد و پسران اردوغان خریداری می شد .

 

احمت قهوه چی هم مانند سایت افشاگر ویکی لیکس مدعی شده است که ابوبکر البغدادی با وساطت اردوغان از زندان آمریکایی ها آزاد شد و فورا به ترکیه آمد تا تحت تعلیمات اردوغان ، داعش را با همکاری عزت ابراهیم الدوری راه اندازی کند .

 

احمت قهوه چی ادعا می کند که اردوغان مرشد فکری گروه تروریستی داعش است و قرار بوده داعش پس از پیروزی بر عراق و سوریه اعلام اتحادیه با ترکیه کند و سپس این دو کشور را به زیر پرچم ترکیه درآورد .

 

در یکی از این نوارها اردوغان از رهبر داعش می خواهد تا تروریست های داعش را به کشورهای اروپایی نفوذ دهد و اعضای داعش ضمن ازدواج با دختران اروپایی ، توازن جمعیتی اروپا را به نفع مسلمانان برهم بزنند !

 

گفته می شود این افسر بلندپایه ترکیه هم اکنون با صدها سند محرمانه که با خود خارج کرده است تحت بازجویی سازمان اطلاعاتی آلمان قرار دارد و اظهارات تند چند روز قبل مرکل علیه ترکیه و شخص اردوغان هم به دلیل آگاهی صدراعظم آلمان از این اسناد بوده است.

 

 

 

سخنان احمت قهوه چی رو نه تایید میکنم نه تکذیب ولی ارزش خوندن داره.

 

Abu.ismail

 

 

لینک منبع بطور کامل؟
از سایز وفونت مناسب استفاده کنید

  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 

 اردوغان مرشد فکری و حامی مالی گروه تروریستی داعش

 افسرارتش ترکیه که موفق بفرار شد، افشاءکرد:

 

با شواهدی که در طول این چند سال مشاهده شده به نظرم شاید بخش زیادیش با واقعیت تطبیق داشته باشه اگر نگیم همش و برخی بخش ها شاید به خاطر دشمنی اون سرباز اغراق شده باشه. شاید تاریخ و عاملین و پسر و پدر و برادر و بلک واتر و .. جا به جایی ها و یا کم و زیادهایی داشته باشند ولی در اینکه ترکیه یکی از حامیان اگر نگیم رسمی، غیر رسمی داعش و سایر گروه های تروریستی دیگه هست به نظر شکی درش نیست.

انفجارات داعش در ترکیه را هم که باز با دیده ی شک و تردید باید بهش نگاه کرد تنها میشه اختلافات درون خانوادگی پدر و پسری دونست در نهایت! :)

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
داستان:ما چطور کودتا کردیم؟ icon_cheesygrin

نویسنده :عزیز نسین (نویسنده بزرگ ترکیه )


اگر شانس یاری می کرد امروز ما می‌بایست مصدر کار باشیم. البته نمی‌شه گفت همه‌اش تقصیر شانس است، خود ما هم در این جریان مقصریم!

تمام کارها به راحتی آب خوردن انجام گرفت. افسوس که ما نتوانستیم خبر این موفقیت را به اطلاع هموهنان برسانیم. به همین جهت ” گند کار” در آمد و چیزی نمانده بود سرمان هم بالای دار برود!

باز هم صد هزار مرتبه شکر که پیمانه عمرمان پر نشده بود و از مهلکه جان سالم بدر بردیم. یک نفع بزرگ هم نصیب ما شد: فهمیدیم تا یک ملت آماده پذیرش انقلاب نباشند و از ته قلب به تغییر رژیم رضایت ندهد کودتا به هیچ دردی نمی‌خورد و تا هرکجا هم که پیش رفته باشد به محض اینکه با مانعی برخورد کند فورا تغییر مسیر می‌دهد! اگر باور ندارید به سرگذشت ما گوش کنید تا باورتان بشود:

ما چند نفر رفیق و دوست صمیمی و متحد بودیم که خوشی زیر دلمان زده بود. با اینکه همه ما صاحب مقام و خانه و زندگی مرفهی بودیم تصمیم گرفتیم انقلاب کنیم و قدرت را به دست بگیریم و خودمان همه کاره بشویم! تمام جوانب امر را رسیدگی کردیم. نقشه کامل انقلاب را طرح کردیم، راه حل تمام مشکلات را بروی کاغذ آوردیم، کار و مسئولیت هریک از رفقا را مشخص ساختیم، کوچک‌ترین مسئله‌ها از نظر ما دور نمانده بود. با کمال اطمینان می‌توانم ادعا کنم در سرتاسر تاریخ و در میان ملت‌هایی که انقلاب کرده‌اند مال هیچ کدامشان مثل مال ما حساب شده و بدون اشتباه انجام نگرفته است.

ما فقط یک اشتباه کوچک کرده بودیم، آن هم روز انقلاب بود! اگر به تقویم نگاه کرده بودیم یا به گزارش هواشناسی رادیو گوش می‌دادیم، روز اول زمستان را که امکان ریزش برف و باران می‌رود برای روز انقلاب انتخاب نمی‌کردیم که این افتضاح پیش بیاید! به قدری حواس رفقا پرت بود که حتی یک تلفن به مدیر هواشناسی نکردیم تا از وضع هوا مطلع بشویم. نمی‌دانم اطلاع دارید یا نه، در شهر ما به محض اینکه چند دقیقه برف و باران می‌آید تمام کارها مختل می‌شود، عبور و مرور قطع می‌گردد، آب و برق قطع می‌شود، قطار و اتومبیل از کار می‌افتند، برنامه رادیو و کار تلفن‌ها به هم می‌خورد.

بدبختانه انقلاب ما با همچه روزی مصادف شد! اگر ما در امر انقلاب تجربه داشتیم و چند بار تمرین کرده بودیم به جای روز اول ماه زمستان، هفته وسط تابستان را انتخاب می‌کردیم، در ایام تابستان شهر ما خیلی خلوت است، بیشتر مردم به باغ‌ها و ییلاق‌های اطراف می‌روند، فقط عده‌ای کارمند دون پایه و تعدادی کاسب‌کار جزء و آنها که خرج زندگی‌شان را روز به روز درمی‌آورند توی شهر می‌مانند، چون این عده کاری به کار دیگران ندارند و از طرفی تصرف ادارات و مؤسسات آسان‌تر است، در چنین موقعیتی هرکس ولو برای تفریح هم باشد می‌تواند انقلاب بکند! ملاحظه می‌فرمایید که ما همه چیز را نقطه به نقطه حساب کرده بودیم فقط حساب باران را فراموش کرده بودیم. هنوز هم هر وقت به یادم می‌آید، آه از نهادم خارج می‌شود. با خودم می‌گویم: «ما چقدر احمق بودیم که چنین موقعیت خوبی را از دست دادیم!»

اینجانب ستوان ابوالحجاب چون صدایم خوب بود زیر نظر سرهنگ ابن وال مأمور تصرف رادیو شدیم. نوید حسین ادل و ژنرال المات زکی به اتفاق سه نفر از سربازانشان مامور بودند رستوران حسنی لذت را تصرف کنند، سرگرد مردبانی به اتفاق چهار نفر از رفقایش میبایست پستخانه را تصرف کنند.

تصرف سلاخ‌خانه هم به عهده اکیپ ژنرال خیام محول شده بود. خلاصه ما قبل از انقلاب جاهای خوب و اماکن پر درآمد را بین خودمان تقسیم کردیم. حمدالله کور که قبلا افسر رکن چهارم بود و دو سال پیش بازنشسته شده است مامور تصرف زندان گردید تا اگر انقلاب ما شکست بخورد و دستگیر شویم، قبلا جاهای خوبی در زندان برای ما تهیه نمایند. دنبال چند نفر رفیق و دوست صمیمی می‌گشتیم که برای تصرف سایر ادارات بگماریم.

سرگرد شهاب الجناب گفت :

– اداراتی که به درد نمیخوره چرا بیخودی تصرف کنیم؟ ادارات مالیه و شهرداری استفاده‌ای ندارند! دو ماه، سه ماه، حقوق کارمندهاشون عقب می افته، اونوقت ما بریم کلی وقت صرف کنیم و زحمت بکشیم تصرفشان کنیم بخاطر چی؟ به عشق کی ؟ اداره آمار که اصلا قابل بحث نیس . . . اسم اینها را خطا بزنین .

همه موافق بودند فقط ژنرال المات زکی گفت :

– شما که از این اداره ها چشم می‌پوشید اصلا چرا انقلاب می کنید؟

ولی هیچ کس به حرفش توجه نکرد و پیشنهاد سرگرد شهاب الجناب با اکثریت آراء تصویب شد.

قبل از هر کاری لازم بود نظر مقامات آمریکا را در باره انقلاب جویا شویم . این را میدانستیم که اگر آمریکایی‌ها نظر موافق نداشته باشند زحمات ما بیفایده است. به همین جهت هیئتی را انتخاب کردیم که پیش سفیر آمریکا بروند و موافقت ایشان را جلب نمایند!

اسم من هم جزء چهار
نفری که انتخاب شدند درآمد.
چون زبان انگلیسی می‌دانستم رفقا مرا به نام سخنگو تعیین کردند و قرار شد من به نمایندگی هیئت با سفیر صحبت کنم.

وقتی وارد سفارت آمریکا شدیم، دیدیم پنج شش نفر دیگری هم به فکر افتاده باشند انقلاب کنند. جناب سفیر با روی خوش از ما استقبال کرد. من شروع به صحبت کردم بعد از مقدمه‌چینی وقتی خواستم اصل مطلب را بگویم متوجه شدم که کلمه انقلاب را به انگلیسی فراموش کرده‌ام

“ای داد، بیداد، تکلیف چیه!” سفیر با دهان باز منتظر بود ببیند منظور ما از این ملاقات چیست و من درمانده و ناراحت توی مغزم دنبال کلمه انقلاب می‌گشتم! هرچه زور زدم کلمه انقلاب یادم نیامد از رفقا پرسیدم، هیچکدام الفبای خارجی بلد نبودند تا چه برسد به کلمه انقلاب. مشت دستم را در هوا تکان می‌دادم و با اشاره چشم و ابرو می‌خواستم به آقای سفیر بفهمانم که امشب می‌خواهیم انقلاب بکنیم. آقای سفیر اول موضوع را اشتباه فهمید و به گمان اینکه به او توهین می‌کنیم خیلی عصبانی شد ولی با هزار ضرب و زور بهش فهماندیم که منظور بدی نداریم و بالاخره هم اصل قضیه را بهش حالی کردیم و نظر او را خواستیم!

سفیر گفت:

– اگر موفق شدین ما پشتیبان شما هستیم و از شما حمایت می کنیم، اگر شکست بخورین ما مجبوریم از حکومت فعلی حمایت کنیم.

بعد از اینکه قول و قرارمان تمام شد از سفارت بیرون آمدیم و بلافاصله کارمان را شروع کردیم. دسته ما بدون اینکه با مقاومتی روبرو شود استودیو رادیو را تصرف کرد. قرار ما این بود که بعد از تصرف رادیو کارها را آماده کنیم تا سایر رفقا هستم وظایفشان را انجام بدهند و خبر شروع انقلاب از رادیو پخش شود. ده دقیقه گذشت از رفقا خبری نشد، نیم ساعت شد، یک ساعت، دو ساعت هم گذشت خبری نرسید.

نگران شدیم به جناب سرهنگ ابن وال گفتم :

– لابد رفقا را گرفتن و الان هم میان سراغ ما.

جناب سرهنگ که مثل بید می‌لرزید جواب داد:

– اگر نیروهای دولتی بیایند و از ما بپرسن اینجا چکار می‌کنین چی جواب بدیم؟ –

-صحیح میفرمایید قربان، ما هیچ فکر این مشکل را نکرده بودیم.

جناب سرهنگ گفت:

– راه حلی بنظر من رسید.

– چی قربان؟

-اگر کسی آمد شروع می‌کنیم به مارش زدن و سرود خواندن.

– قربان بنده هیچ نوع موزیکی بلد نیستم.

جناب سرهنگ خندید:

– مگه من بلدم؟ اگر کسی آمد باید وانمود کنیم داریم موزیک می‌زنیم.

توی اتاق‌ها را گشتیم . یک شیپور و یک ویلن و یک جاز و چند تا وسائل موزیک که اسمشون را نمی‌دانستیم پیدا کردیم. یکی از سربازها شیپور خوبی میزد و به بقیه هم یاد می‌داد.

به جناب سرهنگ گفتم:

– قربان تشریف ببرید ببینید رفقا چکار می‌کنن؟ چرا هیچ خبری ازشون نیست؟

جناب سرهنگ که گویا منتظر این پیشنهاد بود، مثل برق از استودیو بیرون رفت، دیگر هم خبری ازش نرسید، رفت که رفت. دو ساعت دیگر گذشت، وقتی دیدم خبری از سرهنگ نشد یکی از سربازها را فرستادم بره خبر بیاره. اونم رفت و دیگه برنگشت. کم کم دچار ترس و وحشت شدم.

با خودم گفتم: نکنه گند کار در آمده و ما اینجا فارغ از همه چیز نشستیم و مفت و ارزان سرمان بالای دار بره ؟ بهتر از همه اینه که زودتر برم به حکومت اطلاع بدم یک عده میخواهند انقلاب کنند.

توی این فکر بودم که سرگروهبان آمد و گفت:

– جناب سروان اینا که رفتن و برنگشتن نشون میده که سایرین انقلاب کردن بهتره جنابعالی هم میکرفن را باز کنید و به مردم اطلاع بدهید انقلاب شده و کسی نباید در صدد مقاومت بر بیاید!

جواب دادم :

– سرگروهبان!گفتن این حرف در رادیو خیلی آسونه، اما فکرش را بکن اگر رفقای ما را دستگیر کرده باشند، اعلام این خبر از رادیو چقدر مسخره‌اس.

سرگروهبان قانع شد و گفت:

– صحیح میفرمایین، حق با شماس!

گفتم:

– یک کمی دیگه صبر میکنیم، اگر خبری نشد یک جوری تماس می‌گیریم. چیزی نگذشت برق‌ها هم خاموش شد، فورا دویدم توی کوچه کوچک‌ترین روشنایی در سرتاسر شهر نبود، نه ماشین و نه وسیله نقلیه‌ای.

پیاده رفتم ساختمان مرکزی انقلاب. سرهنگ ابوالفتح خان آنجا بود پرسیدم :

– جناب سرهنگ چه خبر؟

جواب داد :

– اگر من می‌دانستم انقلاب به این آسونی یه اون موقع که ستوان بودم انقلاب می‌کردم و یک دفعه ارتشبد می‌شدم!

پرسیدم :

– حالا امشب چکار کرده‌این؟

جواب داد: همه‌شان را دستگیر کردیم!

– چه کسانی را دستگیر کردین؟!

– یک اکیپ دیگه‌ای هم غیر از ما می‌خواستند امشب انقلاب کنند، قبل از اینکه دولت خبر بشه ما فهمیدیم و همه‌شان را دستگیر کردیم . طولی نکشید که خبر آوردند در آن شب چهار گروه میخواسته‌اند انقلاب کنند.

به سرهنگ گفتم:

– شما که کارها را تمام کردین چرا به ما خبر ندادین جریان را به وسیله رادیو به اطلاع عموم برسونیم؟

سرهنگ جواب داد:

– وسیله نداشتیم بهتون خبر بدیم.

-تلفن‌ می زدید!

– تلفن ها کار نمی‌کنه.

– شما نبایستی سیم‌های تلفن را قطع می‌کردین!

– ما قطع نکردیم ،عصر چند قطره باران آمده و سیم‌ها قاطی پاطی شده!
– خب، یکی را با ماشین می‌فرستادین
خبر می‌داد.
– مگه نمی‌بینی باران آمده کوچه‌ها به چه روزی افتاده، توی این گل و لای ماشین چطور می‌تونه راه بره؟
پرسیدم:
– پس چکار کنیم ؟ چه جوری به ملت خبر بدیم که ما انقلاب کردیم ؟
سرهنگ شانه‌هایش را بالا انداخت و جواب داد :
– چه می‌دونم، تو مسئول تبلیغات هستی از من می‌پرسی؟! هرکس باید کار خودش را انجام بده.

برگشتم به استودیو . . . تا به وسیله رادیو این خبر مهم را به اطلاع عموم برسانم. توی راه با سرگرد خیرالله برخوردم. بیچاره برای اینکه بتونه توی گل‌های چسبناک کوچه راه بره پوتین‌هاشو به دستش گرفته بود و هن و هن کنان راه می‌رفت.

ما را که دید گفت:
تو را خدا نگاه کن به چه روزی افتادیم .

پرسیدم :
تو مأمور کدام قسمت هستی؟

با خنده جواب داد:
من مامور تصرف بانک بودم ولی وقتی رسیدم دیدم صندوق خالی‌یه و خبری از اسکناس‌ها نیس، دیدم دیگه چه فایده دارم اونجا را تصرف کنیم . به همین جهت رفتم اداره دارایی را تصرف کنم! اونجا هم چیزی نبود… می‌خوام برم دفتر ستاد به بینم چه خبرهاست.

سرگرد ناله‌کنان رفت و من هم سرودخوانان بطرف ایستگاه رادیو راه افتادم. سرگروهبانی که مامور حفاظت رادیو بود نمی‌دانم از تنهایی حوصله‌اش سر رفته و یا خوابش گرفته بود که بدون اینکه درها را قفل کنه استودیو را به امان خدا رها کرده و رفته بود. دستگاه‌ها را روشن کردم و میکروفن را به دستم گرفتم و با صدای زنگ‌دارم در حالی که سعی می کردم شادتر و پرطنین باشد شروع به صحبت کردم:

«هموطنان گرامی! ملت قهرمان! به همت جمعی از افسران رشید و مردمان روشنفکر میهنمان کشور از دست یک عده غارتگر که منابع شما را چپاول می‌کردند نجات یافت.»

با حرارت زیادی مشغول فریاد کشیدن و تبلیغ کردن بودم که سرگرد خیرالله از در وارد شد و گفت:

– بیخود خودت را خسته نکن، مگه نمی‌بینی باران می‌یاد، دستگاه‌ها اتصالی پیدا کرده و صدا پخش نمی‌شه ا

– پس چکار کنیم؟ چه جوری به مردم خبر بدیم انقلاب کردیم؟ نمی‌توانیم به تک تک هموطنان نامه بنویسیم و بگیم  ما انقلاب کردیم!

سرگرد خیرالله جواب داد:

– باز تلفن بهتره . . . ببین اگر تلفن شما کار می‌کنه به رفقا خبر بده و بهشون بگو به دیگران هم تلفن بزنن.

شماره یکی از رفقا را گرفتم. صدای خواب‌آلودی از آن طرف سیم گفت:

– بفرمایید!

گفتم:

-اینجا کمیته انقلاب است!

طرف پرسید:

– چی؟ چه کمیته ای؟

گفتم :

۔ ما انقلاب کردیم.

مرد خواب‌آلود جواب داد:

– خدا ازتون راضی باشه. زنده باشین. خیلی وقت بود منتظر شنیدن این خبر بودیم. جنابعالی اسمتان چیه؟

گفتم:

– ستوان ابوالحجاب هستم. انقلاب به خوبی انجام شده. خواهش می‌کنم به سایرین هم خبر بدین!

مرد خواب آلود پرسید :

– اونجا کجاس؟

– اینجا ایستگاه رادیو.

-جنابعالی کی هستید؟

مرد خواب‌آلود جواب داد:

– من رئیس شهربانی هستم. همین الان می‌یام بهت حالی می‌کنم کودتا کردن چه مزه‌ای داره.

طوری یکه خوردم که گوشی تلفن از دستم افتاد و اگر سرگرد خیرالله اونجا نبود غش می‌کردم و می‌افتادم!

سرگرد خیرالیه پرسید:

– موضوع چیه؟

جواب دادم:

– زود باش در یرو که الان میان ما را دستگیر می کنن.

ـ آخه کی بود؟ چی شد؟

گفتم :
– تلفن‌ها اتصالی پیدا کرده. به جای دوستم به خانه رئیس شهربانی تلفن کردم !

جناب سرگرد از شنیدن این موضوع پاهایش آشکارا به لـرزه افتاد. زیر بغلش را گرفتم و رفتیم بیرون تا صبح زیر پلی که آن نزدیکی‌ها بود پنهان شدیم.

فردا صبح رفتیم سر کارمان . طولی نکشید که رئیس اداره مرا به اطاقش احضار کرد و گفت:

– اخباری که از سرویس‌های مخفی رسیده اگر دیشب باران نیامده بود یک عده انقلاب می‌کردند و دولت را به دست می‌گرفتند.

گفتم:

– قربان دستور بفرمایید انقلابی‌ها را زودتر توقیف کنیم.

رئیس جواب داد :

– نه… درست نیس… نباید به روی خودمان بیاریم… بگذار انقلاب بکنن و ما را از این بلاها نجات بدهند . فقط چیزی که هست هواپیماها حاضر باشه، گذرنامه‌ها را هم آماده کنید ارز کافی هم تهیه کنید تا اگر کسی انقلاب کرد، ما زودتر فرار کنیم.

از آن تاریخ پنج سال می‌گذرد . ملت خوب ما هنوز خبر ندارند که پنج سال پیش قرار بود این دولت سرنگون بشه، حیف که باران آمد و کار ما را خراب کرد.

ما هنوز هم منصرف نشده‌ایم، تصمیم داریم در فرصت مناسبی انقلاب بکنیم اما این بار اشتباهات قبلی را نخواهیم کرد.

اولا در ایام تابستان کودتا خواهیم کرد، ثانیا به رؤسا و مقامات عالی قبلا اطلاع خواهیم داد که زودتر وسائل فرارشان را فراهم کنند!
 
لینک منبع؟
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لینک منبع؟

 

نوشته طنزه اخوی ...

 

لینک منبع میخوای چیکار ؟؟

 

باورش کردی که دنبال صحت منبعش میگردی مدیر جون ؟؟  :mrgreen:

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

نوشته طنزه اخوی ...

 

لینک منبع میخوای چیکار ؟؟

 

باورش کردی که دنبال صحت منبعش میگردی مدیر جون ؟؟  :mrgreen:

با سلام خدمت همه دوستان گرامی

طنز هم اگر منبع داشته باشد خوب است یک وقت دیدی عزیز نسین دبه درآورد که من اینها را نگفتم و سایت را به دلیل نشر اکاذیب فیلتر کردند . حالا این وسط یک عده فرصت طلب هم فیش گیت را تبدیل کردند به نسین گیت و حالا بیا و درستش کن . البته عزیز نسین نمی دانم هنوز زنده است یا نه . قبلا کتاب خاطرات یک تبعیدی را از او خوانده بودم چاپ قبل از انقلاب بود .

  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با سلام خدمت همه دوستان گرامی

طنز هم اگر منبع داشته باشد خوب است یک وقت دیدی عزیز نسین دبه درآورد که من اینها را نگفتم و سایت را به دلیل نشر اکاذیب فیلتر کردند . حالا این وسط یک عده فرصت طلب هم فیش گیت را تبدیل کردند به نسین گیت و حالا بیا و درستش کن . البته عزیز نسین نمی دانم هنوز زنده است یا نه . قبلا کتاب خاطرات یک تبعیدی را از او خوانده بودم چاپ قبل از انقلاب بود .

عزیز نسین بیش از ۲۰ سالست که مرده است. او مانند دیگر نویسندگان چپی ، دشمن خونیِ کمالیست های راستگرا ونیز بنیاد گراهای اسلامی بود. نوشته هاو مصاحبه های سالهای آخر عمر او بیشتر بر ضد اسلامیست ها بود و البته نواختن جمهوری اسلامی ایران را هم فراموش نمیکرد.
 
بعد از فتوای قتل سلمان رشدی، او بعنوان اعتراض، ترجمهٔ ترکی کتاب آیات شیطانی را آغاز کرد که بعداً بدلیل اعتراضات زیاد مجبور شد آنرا بی سروصدا کنار بگذارد. مدتی بعد علویان ترکیه ـ که دشمن خونی اسلامگرا ها بوده و هستند ــ او را برای مراسم بزرگداشت پیر سلطان ابدال ، شاعر علوی قرن ۱۶ که در هتلی در شهر سیواس برگزار میشد دعوت کردند . بعد از حضور او در این هتل، اسلامیست ها که اکثراً سلفی بودند بعد از اتمام نمازجمعه در مسجدی در نزدیکی، به هتل حمله کرده و بعد از عبور از سد پلیس آنجا را به آتش کشیدند.در این جریان، عزیز نسین بزحمت جان بدر برد ولی ۳۵ نفر  که اکثراً علوی بودند کشته شدند.
 
نکتهٔ جالب ،برخورد صدا و سیمای ما بود. این سازمان بدون توجه به پیچیدگی و ظرافتهای مذهبی و اجتماعی  موجود درجامعهٔ ترک، از شدت خوشی در حال مرگ بود! از صبح تا شب ،کار آقایان شده بود پخش گزارش و تحلیل در مورد این حادثه  که ایها الناس ببینید که چطور در یکی از بزرگترین کشورهای سنی جهان ،مردم مسلمان معتقد، بخاطر فتوای مرحوم امام به طرفداران سلمان رشدی حمله کرده وحسابشان را کف دستشان گذاشتند.... البته شکی در این نیست که علویها با دعوت از نسین، دچار خبط و بلاهت شده ودقیقاً در تلهٔ سلفیها افتاده بودند اما در اینجا ذکر دو نکته لازمست: اولاً موضوع  کنفرانس ربطی به نسین ویا رشدی نداشته ،بلکه مربوط بوده است به شاعر عارف مسلکی که مورد احترام و توجه قاطبهٔ ملت ترکیه ـ من جمله متدینین ترک ـ بوده وهست. ثانیاً کم نیستند آدمهایی که معتقدند هدف سلفیها اصلاً نسین ویا کتاب سلمان رشدی نبوده بلکه آنها فقط بهانه بوده اند تا در پوشش آن ، سلفیها هدف اصلی را که علویها بودند بزنند . اصولاً سلفیها در ترکیه، علویها را مظهر کفر و بی دینی در جامعهٔ ترکیه میدانند. در این حادثه اغلب کشته ها از روشنفکران و هنرمندان  بخصوص موسیقیدانان و نوازندگان علوی بودند که فقدان آنان هنوز بعد از ۲۵ سال در جامعهٔ علوی احساس میشود.
ویرایش شده در توسط meschi2
  • Upvote 3
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

در عملیات کمین گروه تجزیه طلب "پ.ک.ک" علیه واحد گشتی ارتش ترکیه در استان حکاری واقع در شرق ترکیه 8 نظامی این کشور کشته شدن

 

 

normal_1773691_108.jpg

 

 

 

سربازه خیلی گشت اما یا مین رو پیدا نکرد یا فکر کرد از کار انداختش که ماشین رفت هوا

 

 

 

فیلم

 

 

http://cdn.mashreghnews.ir/files/fa/news/1395/5/10/1773655_624.mp4

 

 

 

«لعنة الله علی عدوک یا علی»

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

«حزب کارگران کردستان»، «پ‌ک‌ک»،  یک دستگاه اتوبوس متعلق به پلیس ترکیه را منفجر کرد

 

normal_1775988_705.jpg

 

چاه مکن بهر کسی اول خودت...........

 

 

 

«لعنة الله علی عدوک یا علی»

  • Upvote 3
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم