Recommended Posts

این دوره حکومت های یهودی هستند در سرزمین فلسطین یا مرز هایی هستند که اکثریت یهودی بودند  از 3 هزار سال قبل ( 1 هزار سال قبل از میلاد مسیح )

 

سال های قبل از میلاد مسیح :

 

 

دولت های یهودی یا مناطق اکثریت یهودی بعد از میلاد مسیح :

 

سرکوب شورش بنی اسرائیل نابودی معبد و اخراج اکثریت بنی اسرائیل به خارج از کشور

در زمان حمله اعراب 30 تا 50 هزار یهودی در این مناطق پراکنده بودند :

 

این رو بگیر تا برسیم به دوران عثمانی 1516 که جمعیت یهودیان به 10 تا 20 هزار کاهش پیدا می کنه . پس همونطور که مشاهده می کنی تاریخ یهودیان در این سرزمین هم تاریخ هزاران سالست .

 

مرد باش و از 1947 که اسرائیل به وجود اومده تا الان یعنی 67 سال . تعداد فلسطینی هایی رو که اسرائیل کشته با تعداد مسلمانان کشته شده و زجر کشیده بقیه دنیا مقایسه کن .

 

تخمین فلسطینی ها اینه که بین 30 تا 45 هزار فلسطینی ( نظامی و غیر نظامی انتحاری و ..... ) در طی 67 سال گذشته کشته شدند . خوب حالا برسیم به دوستان شما :

 

جنگ اول چچن 1994-1995 : ; 80 هزار غیر نظامی مسلمان ، 17400 نظامی

جنگ دوم چچن 1999-2000 : 50 تا 80 هزار غیر نظامی ، 16 هزار نظامی

 

یعنی دوست شمالی شما در طی 5 سال چیزی نزدیک به 160 تا 200 هزار مسلمان رو کشته . شما جیکت در نمی یاد . دیگه به مناطق کیانگ سینگ چین نمی رسیم .

 

ترکیه همسایه مسلمان غربی شما بر پایه چی ریخته شده . بر پایه کشتار 1.5 میلیون ارمنی .

 

پایه ما با خشونت ریخته شده ؟ پایه استرالیا و ارژانتین و کانادا و اوروگئه و برزیل بر چی ریخته شده ؟ اون ها رو رسمیت می شناسی که هیچ خیلی هم باهاشون حال می کنی .

 

منطق خیلی ها برای تطهیر ٰرژیم اشغالگر اینه که چون جاهای دیگه هم مثل فلسطین اشغالی با کشت و کشتار گرفته شده و کسی حرف نزده پس کشتار مردم فلسطین هم مجازه و کسی نباید حرف بزنه...مسخرست.

چند سوال.

در ۱۹۰۰-۱۸۰۰ سال گذشته عملا یهودی ها هیچ حکومتی نداشتن...درسته؟ فقط توی اون مناطق پراکنده بودن؟

اولین حکومتی که در اون منطقه بوجود اومد چی بود؟ آیا یهودی ها بودند؟

ویرایش شده در توسط redemption
  • Upvote 3
  • Downvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

این حرف رو قبول دارم منتها باید دید چه یهودیانی، یهودی های اروپایی و شرق اروپا که اکثریت مهاجرین رو به اسرائیل فعلی تشکیل میدهند

اصلا از نظر نژادی هیچ ارتباطی به یهودی های اصیل سامی که ساکنین قدیم اسرائیل بودند ندارند! شما به قیافه ها نگاه کن آیا در قیافه نتانیاهو،

پرز، باراک و بقیه حتی اندکی نشانه های نژاد سامی خاورمیانه ای میبینی؟

 

در واقع اگر به سابقه تاریخی و نژادی باشه فلسطینی ها ارجهترند چون نژاد اصیل سامی همینه. اینهایی که از شرق اروپا

امدند اصلا هیچ ژن خاورمیانه ای ندارند، بازماندگان اقوام اسلاو و سکایی هستند که توی قلمروی خزرها زندگی میکردند و یهودی شدنشون

بر میگرده به یهودی شدن خزرها. مثل این میمونه  مثلا  چینی ها دین زرتشت رو قبول میکردند

و الان مدعی میشدند که نه! ایران مال ماست چون اجداد ایرانی ها زرتشتی بودند ما از اول اینجا بودیم.

اروپایی چشم ابی مو بور توی خاورمیانه چیکار میکنه و چه ارتباط تاریخی و نژادی با این منطقه داره؟؟؟

 

برخی اوقات آدم عکس مردم توی خیابون های اسرائیل رو میبینه اگه ندونه فکر میکنه شرق اروپاست از روی قیافه مردم.

 

بحث تاریخی نشد حالا شد بحث اینکه این ها اصلا یهودی نیستند . مسئله ژنتیک یهودی من می تونم کتاب های jon entine رو بهتون پیشنهاد کنم . حاصل تحقیقات 20 ساله ده ها دانشمند از سرتاسر دنیا رو در این کتاب جمع می کنه . این مسئله ژنتیک کاملا تخصصی هست .از اون طرف Dr. Elran Elhaik می یاد و این تحقیقات رو با دلایل خودش رد می کنه و مسئله خزر ها رو مطرح می کنه که اکثر اشکنازی ها اروپایی هستند  اما از طرف دیگر دانشمند دیگری می یاد مثل  Harry Ostrer  استاد ژنتیک دانشکده پزشکی البرت اینستاین در نیویورک و کاملا خلاف این رو ثابت می کنه . دکتر Marcus Feldman از دانشگاه استانفورد هم حرف های الهیک رو زیر سؤال برد . دکتر Michael Hammer یکی از بزرگترین محققین Y-choromosomal دانشگاه اریزونا هم این مسئله که اشکنازی ها ربطی به خاورمیانه ندارند کاملا رد کرد . کتاب های اشلومو سند هم که در بین چپ های رادیکال خیلی معروفه . وارد این مسئله نشیم که این کار محققین ژنتیک هست و یک اختلاف بسیار شدید که در بین این دو جبهه هست . فرقی در حال امروز ما نمی کنه .

50 درصد مردم اسرائیل از همین کشور های عرب و اسلامی منطقه امدند . قبل از ورود یک میلیون یهودیه روسیه در اوایل دهه 1990 تقریبا 75 تا 80 درصد جامعه اسرائیل یهودیان خاورمیانه بودند . اینی که شما می بینی بعد از ورود یک میلیونی یهودی از روسیه و کشور های شرق اروپا بعد از فروپاشی شوروی هست .

اون قسمتی رو که قرمز کردم . شما تو عمرت تا حالا چند تا فلسطینی دیدی ؟ در طی همه این سال ها عرب هایی رو دیدم که با روس ها اشتباهشون گرفتم . بلوند چشم ابی :

 

gv.jpg

 

vw2.jpg

2239737187_f6ac77be17.jpg

 

6a0120a610bec4970c017ee57e5aa6970d-500wi

 

1fw.jpg

 

 

با این بحث ها به جایی نمی تونیم برسیم .یهودیت فقط به دین ختم نمی شه بلکه یک نوع فلسفه نژادی رو داره که برای کسانی که خارجش هستند درکش خیلی سخته . بنابراین امکان یهودی شدن نیست . بقدری سخته که یارو 30 هزار بار می گه خدایا غلط کردم . در طی 2 هزار سال تاریخ یهودیت هم همین بوده .


منطق خیلی ها برای تطهیر ٰرژیم اشغالگر اینه که چون جاهای دیگه هم مثل فلسطین اشغالی با کشت و کشتار گرفته شده و کسی حرف نزده پس کشتار مردم فلسطین هم مجازه و کسی نباید حرف بزنه...مسخرست.

چند سوال.

در ۱۹۰۰-۱۸۰۰ سال گذشته عملا یهودی ها هیچ حکومتی نداشتن...درسته؟ فقط توی اون مناطق پراکنده بودن؟

اولین حکومتی که در اون منطقه بوجود اومد چی بود؟ آیا یهودی ها بودند؟

 

شما اصول داری یا نه ؟؟ قانون نسبیت انیشتاین الان درسته صد ساله دیگه هم درسته . قوانین فیزیک نیوتون 300 سال پیش درسته الان هم درسته . شما اصولت پا برجاست یا با تغییر زمان عوض می شه ؟؟ اصول شما اینه سرزمین هایی رو که با اشغال و کشتن بومیان گرفتن رو ما به رسمیت نمی شناسیم . ده صفحه صحبت کردم این همه چارت اوردم این همه نقل قول از خود منابع فلسطینی اوردم که یهودیان به زور نریختن تو یه روز بعد از ظهر از اروپا همه رو بریزن بیرون . اما همین رو هم من از شما قبول می کنم . قبول می کنم که اسرائیل به زور گرفته شد و بومیانش کشته شدند و از خانه هاشون بیرون انداخته شدند . و شما بر اساس اصولت اسرائیل رو به رسمیت نمی شناسی . خوب من می گم به رسمیت نشناس هر کسی برای خودش اصولی داره. اما شما اونجا وای نمیسی می گی ما خواهان نابودیتون هستیم شما غده سرطانی هستید . می گیم چرا می گید اشغالگرید . خوب من از شما سؤال می کنم مردمی که امروز در امریکا کانادا استرالیا آرژانتین برزیل اوروگوئه و .... زندگی می کنند اشغالگر هستند یا نیستند . انگلاساکسون ها و فرانسوی ها چه ربطی به امریکا داشتند یا اسپانیایی ها و پرتغالی ها و ایتالیایی ها چه ربطی به امریکای لاتین. تاریخ آرژانتین رو مطالعه کنید . 97.4 درصد مردم ارژانتین از نژاد ایتالیایی اسپانیایی هستند . تاریخشون هم که واضحه همونطوری تاسیس شد که برزیل امریکا کانادا و استرالیا تاسیس شدند با کشتار وحشتناک بومیان . این رو نمی گم برای توجیح اسرائیل . بلکه اصول سراسر متناقض شما رو می خوام به رخ بکشم . یا باید هیچ کدام از این کشور ها رو به رسمیت نشناسی و خواهان نابودی تک تکشون بشی یا اینکه کلا مسئله رو بزاری کنار . همونطور که قانون نیوتون 300 سال پیش یکی  بود امروز هم یکی اصول شما  یکیه 100 سال هم یکیه . دزدی چه 300 سال پیش بود چه 100 سال پیش بوده دزدیه و شما باید باهاش مخالفت کنی . رفتار شما عین رفتار خود نظام ایران هست . مسئله حجاب که در تمام کشور های اسلامی امری ازاد هست رو بشدت سخت گیری می کنه و اونوقت نزول مثل نرخ بهره تقریبا از تمام کشور ها بیشتره . نه به اون سختگیری و نه به این ول کنی . من خودم از اقای حسن عباسی شنیدم که گفت 80 درصد مردم ایران نزول می گیرند و زندگیشون بر پایه نزول و وام می چرخه . یه هواپیما با یک بال نمی تونه پرواز کنه برادرم . یا اصولت رو کامل بگیر یا ولش کن . مثل این میمونه که روزت رو با شراب باز کنی . اما  دو تفاوت عمده بین این کشور ها و اسرائیل هست . 1 - یهودیان به زور استعماری وارد نشدند ( قبل از 1948 ) 2 - رابطه هزاران ساله یهود با سرزمین ها .

 

 

در ۱۹۰۰-۱۸۰۰ سال گذشته عملا یهودی ها هیچ حکومتی نداشتن...درسته؟ فقط توی اون مناطق پراکنده بودن؟

اولین حکومتی که در اون منطقه بوجود اومد چی بود؟ آیا یهودی ها بودند؟

 

این همه نقشه تاریخی زدم شما اصلا پست های من رو دیدی برگردید به پست هام همش رو با نقشه توضیح دادم؟ از 1516 تا 1914 این مناطق سوریه و اردن عراق و فلسطین و قست عظیمی از حجاز تحت سیطره عثمانی بودند . با اجازه حکومت عثمانی ها و اجازه پادشاه عربستان بود که 80 تا 100 هزار یهودی به فلسطین مهاجرت کردند .

ویرایش شده در توسط ariel24
  • Upvote 6
  • Downvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

در باب مسئله نژادی لازم به ذکر هست نژاد لبنانی ها-سوریه(کردهای سوریه و مناطق شمال)- و فلسطین با نژاد عربهای(سامی-حامی) اختلاف چشمگیری دارند و بیشترشن ریشه از منطقه بالکان و اروپای جنوبی شرقی دارن و از هر 10 فلسطینی 3 تش بور هست و 7 تای دیگه عمدتاً سفید معمولی هستن!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با این بحث ها به جایی نمی تونیم برسیم .یهودیت فقط به دین ختم نمی شه بلکه یک نوع فلسفه نژادی رو داره که برای کسانی که خارجش هستند درکش خیلی سخته . بنابراین امکان یهودی شدن نیست . بقدری سخته که یارو 30 هزار بار می گه خدایا غلط کردم . در طی 2 هزار سال تاریخ یهودیت هم همین بوده .

 

تو خودت از ایران رفتی اونجا اونوقت داری میگی ما همه اینجایی هستیم ؟! منابعی که ارائه میدین قابل قبول نیست چون قوم شما حتی در کتاب آسمانیش تحریف کرده چه برسه به منابع من درآئردی.

و اما در مورد نقل بالا اعتراف شخص شماست به نژاد پرستی . یعنی همون چیزی که هیتلر رو سرش متهم میکنین.

  • Upvote 5
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

دو سوال از دوستان صاحب نظر در حوزه تاریخ:

 

نسبت جمعیت فلسطینیان به یهودیان در سرزمین هایی که حالا یا خریداری شدند، یا به زور گرفته شدند یا اهدا! شدند توسط اشغالگران اون زمانش چه بود؟

آیا در زمان تاسیس  "کشور" در رابطه با اون رفراندومی بین جمعیت اون زمان ساکن در محدوده تاسیس یا محدوده هایی که تاثیر می خواهند! پذیرفت از اون برگزار شد یا خیر؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر


 

شما اصول داری یا نه ؟؟ قانون نسبیت انیشتاین الان درسته صد ساله دیگه هم درسته . قوانین فیزیک نیوتون 300 سال پیش درسته الان هم درسته . شما اصولت پا برجاست یا با تغییر زمان عوض می شه ؟؟ اصول شما اینه سرزمین هایی رو که با اشغال و کشتن بومیان گرفتن رو ما به رسمیت نمی شناسیم . ده صفحه صحبت کردم این همه چارت اوردم این همه نقل قول از خود منابع فلسطینی اوردم که یهودیان به زور نریختن تو یه روز بعد از ظهر از اروپا همه رو بریزن بیرون . اما همین رو هم من از شما قبول می کنم . قبول می کنم که اسرائیل به زور گرفته شد و بومیانش کشته شدند و از خانه هاشون بیرون انداخته شدند . و شما بر اساس اصولت اسرائیل رو به رسمیت نمی شناسی . خوب من می گم به رسمیت نشناس هر کسی برای خودش اصولی داره. اما شما اونجا وای نمیسی می گی ما خواهان نابودیتون هستیم شما غده سرطانی هستید . می گیم چرا می گید اشغالگرید . خوب من از شما سؤال می کنم مردمی که امروز در امریکا کانادا استرالیا آرژانتین برزیل اوروگوئه و .... زندگی می کنند اشغالگر هستند یا نیستند . انگلاساکسون ها و فرانسوی ها چه ربطی به امریکا داشتند یا اسپانیایی ها و پرتغالی ها و ایتالیایی ها چه ربطی به امریکای لاتین. تاریخ آرژانتین رو مطالعه کنید . 97.4 درصد مردم ارژانتین از نژاد ایتالیایی اسپانیایی هستند . تاریخشون هم که واضحه همونطوری تاسیس شد که برزیل امریکا کانادا و استرالیا تاسیس شدند با کشتار وحشتناک بومیان . این رو نمی گم برای توجیح اسرائیل . بلکه اصول سراسر متناقض شما رو می خوام به رخ بکشم . یا باید هیچ کدام از این کشور ها رو به رسمیت نشناسی و خواهان نابودی تک تکشون بشی یا اینکه کلا مسئله رو بزاری کنار . همونطور که قانون نیوتون 300 سال پیش یکی  بود امروز هم یکی اصول شما  یکیه 100 سال هم یکیه . دزدی چه 300 سال پیش بود چه 100 سال پیش بوده دزدیه و شما باید باهاش مخالفت کنی . رفتار شما عین رفتار خود نظام ایران هست . مسئله حجاب که در تمام کشور های اسلامی امری ازاد هست رو بشدت سخت گیری می کنه و اونوقت نزول مثل نرخ بهره تقریبا از تمام کشور ها بیشتره . نه به اون سختگیری و نه به این ول کنی . من خودم از اقای حسن عباسی شنیدم که گفت 80 درصد مردم ایران نزول می گیرند و زندگیشون بر پایه نزول و وام می چرخه . یه هواپیما با یک بال نمی تونه پرواز کنه برادرم . یا اصولت رو کامل بگیر یا ولش کن . مثل این میمونه که روزت رو با شراب باز کنی . اما  دو تفاوت عمده بین این کشور ها و اسرائیل هست . 1 - یهودیان به زور استعماری وارد نشدند ( قبل از 1948 ) 2 - رابطه هزاران ساله یهود با سرزمین ها .

 

 

 

از بخش اول نتیجه میشه گرفت که خودتون هم قبول دارین کشور جعلی اسراییل بر اساس خونریزی ایجاد شده...مثل خونریزی هایی که امریکایی ها کردن و بومی ها رو کشتن.

 

اصول کاملا مشخص اگه کاری بده٬ خوب بده مهم نیست من یا کسی دیگه چی می گیم...منطق شما اینه که اگه من امریکا رو کشور میدونم باید اسراییل رو هم کشور بدونم و از کارهای غلطی که در فلسطین انجام میگیره چشم پوشی کنم....که این غلطه..الان به ۱۰۰۱ دلیل فلسطین برای ما در اولویته.دلیل نمیشه من این مسئله رو بزارم کنار برای اینکه مثلا آرژانتین بومی هاشو کشته...هر چیزی جای خودشه داره.طبق همین استدلال  شما پس هولوکاست هم مهم نیست...چون این همه تصفیه نژادی شده و کسی محکوم نشده این یکی هم روش

 

هر کسی توی هر جای دنیا اگه کشتاری انجام بده محکومه چه توی امریکا باشه چه توی ایران و چه فلسطین.توی امریکا هم باید اون کسایی که کشتار انجام دادن محکوم بشن و هم توی فلسطین اشغالی حالا اگه یه قاتلی داره راست راست برای خودش میگرده آیا ما باید از تمام قاتل ها آزاد بزاریم که هرکاری میخوان بکنن؟فردا اگه این رژیم غاصب بخواد ۱۰ جای دیگه رو بگیره به همون دلیل های شما باز باید هیچ کس چیزی نگه؟اینه که مسخرست.

در کل من هواپیمای با یک بال رو به هواپیمای بی بال ترجیح میدم و سعی میکنم بال دیگش رو درست کنم نه اینکه بندازمش دور...

درسته یهودی ها یک شبه نریختن(۲۰ ساله ریختن ) ولی با نقشه و  برنامه قبلی قصد تغییر جمعیت فلسطین رو داشتند تا زمانی که بتونند قدرت کافی برای کشتار رو پیدا کنند....شما توی نوشته هاتون طوری بیان میکنید که فرانسه و انگلیس برای فرهنگ و تاریخ قدیمی یهودی ها توی اون مکان قصد ایجاد یک کشور یهودی رو داشتن و هیچ نقشه ای در کار نبوده.

 

این همه نقشه تاریخی زدم شما اصلا پست های من رو دیدی برگردید به پست هام همش رو با نقشه توضیح دادم؟ از 1516 تا 1914 این مناطق سوریه و اردن عراق و فلسطین و قست عظیمی از حجاز تحت سیطره عثمانی بودند . با اجازه حکومت عثمانی ها و اجازه پادشاه عربستان بود که 80 تا 100 هزار یهودی به فلسطین مهاجرت کردند .

 

 

منظور من رو متوجه نشدین منظورم بین سال های ۱۸۰۰ تا ۱۹۰۰ نیست  مدت زمانی ۱۸۰۰ سال مد نظرمه...

ویرایش شده در توسط redemption
  • Upvote 2
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

من حرف آخرم رو میزنم ، چون خیلی واضحه ، قبلشم گفتم :

 

اسرائیل رژیمی سکولار از نوع فلسفی هست ، کاری به یهودیت هم نداره ، رژیمی هست که بر پایه هزار جور فریب و جنایت تو همین 100 سال اخیر بوجود اومده ، به هیچیک از اصول بشری پایبند نبوده و نیست ! جلوی زن و بچه از سلاح های ممنوعه استفاده می کنه . اهمیتی نداره که ببینیم بافت جمعیتی و .... این رژیم چیه ! اسرائیل پادگانی است صهیونیستی و نظامی بدون هیچگونه انسانیت !چنین رژیمی به کل مشروعیت نداره ... بقیه بحث ها هم بی فایدست ... .

 

*********

 

بعضی از بچه ها حالا چون میبینید به دلیل حمایت ما از فلسطینیا کلی ضربه دیدیم قصد دارند بگند که نه ! اسرائیل خوبه و مشکلی نداره و ... ! در صورتی که اصل ماجرا چیز دیگه ایست ! اصل ماجرا اینه که ما سگ وحشی نمی خواهیم تو خاورمیانه چون اگه پر و بال بگیره یه روزی دهن همه رو صاف می کنه !

 

خیلی ساده است ! کشورهای اطراف ما رو ببینید ! یکمی که قدرت میگیرند ، ادعای کل خاورمیانه و آقاییش رو می خوان بکنند ! تازه این اعرابی که کلا خودشون ضعیف هستند در امور نظامی ! 

 

حالا رژیمی رو در نظر بگیرید که هم عقلش خوب کار می کنه ، هم به هیچ چیزی پایبند نیست ! این رژیم یک غده است که روز به روز بزرگتر میشه تا جایی که بقیه رو هم آلوده کنه .... 

  • Upvote 9
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

تو خودت از ایران رفتی اونجا اونوقت داری میگی ما همه اینجایی هستیم ؟! منابعی که ارائه میدین قابل قبول نیست چون قوم شما حتی در کتاب آسمانیش تحریف کرده چه برسه به منابع من درآئردی.

 

 

ببخشید میشه کتاب اسمانی یهودی ها که تحریف شده رو معرفی بفرمایید؟؟؟

 

بعضی از بچه ها حالا چون میبینید به دلیل حمایت ما از فلسطینیا کلی ضربه دیدیم قصد دارند بگند که نه ! اسرائیل خوبه و مشکلی نداره و ... ! در صورتی که اصل ماجرا چیز دیگه ایست ! اصل ماجرا اینه که ما سگ وحشی نمی خواهیم تو خاورمیانه چون اگه پر و بال بگیره یه روزی دهن همه رو صاف می کنه !

 

 

چند تا مسئله رو داری با هم قاطی میکنی!!!!

اینکه من با غزه یا فلسطین مشکل داشته باشم، به هیچ عنوان دلیل نیست که من با اسرائيل رفیق فاب باشم...

 

اسرائیل پادگانی است صهیونیستی و نظامی بدون هیچگونه انسانیت !

 

 

فقط یک صدم خدمات عمومی ملت اسرائيل رو بشمرم برات، کف و خون قاطی میکنی..... مشخصا تو صنعت نرم‌افزار که من هستم و خیلی کارها رو دنبال میکنم، مشخصا اگر اسراسیلی ها نبودن( به عنوان خدایگان اسکریپت زدن)، الان دنیای کامپیوتر خیلی فرق میکرد....

من تاثیر این حضرات رو از بازی های کامپیوتری مورد علاقم، تا زبان برنامه نویسی مورد علاقم و ... دارم می‌بینم... قطعا تو سایر مباحث و مسائل همینجوری هستن...

شاید بهتر باشه این "پادگان بزرگ" رو کمی تجدید نظر کنیم! حقیقتا فکر نمی‌کنم اسرائيل کشوری باشه که کل مردمش اسلحه بدست و اماده‌ی شرایط نظامی باشن... :) البته خبر ندارم...صرفا فکر نمی‌کنم اینجوری باشه....

 

حالا رژیمی رو در نظر بگیرید که هم عقلش خوب کار می کنه ، هم به هیچ چیزی پایبند نیست ! این رژیم یک غده است که روز به روز بزرگتر میشه تا جایی که بقیه رو هم آلوده کنه ....

 

 

اگر اون حملات اعراب صورت نمی‌گرفت، یا اگر حرکات انتحاری فلسطینی ها صورت نمی‌گرفت، حقیقتا فکر نمی‌کنم که اوضاع اینجوری که هست میشد....

 

خیلی از ترور هایی که اسرائيل انجام داده، بر علیه افرادی بوده که مشخصا  بر علیه اونها فعالیت کردن و حتی حرکات انتحاری یا انفجار و این صحبت ها رو در اونجا برنامه ریزی کردن...

  • Upvote 2
  • Downvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اینجا ما هم پلیس خوب داریم هم پلیس بد .... یک سری از بچه ها با منطق جواب پست های نرم و مثلا منطقی فرهنگی هنری جناب آریل رو می دهند ... یک سری از ما هم با یک منطق دیگه که خیلی عمیق تر و دقیق تر هست جواب می دیم .... شما برادران اسرائیلی عزیز باید اون قدیما یعنی زمانی که زورتان بیشتر بود دست به کار فرهنگی می زدید تا حالا که بدبخت و تو سری خور شدید به کارتون می اومد ... شما الان برای غرق شدن در دریا فقط تا یک اردنگی فاصله دارید .... مسلمانان جهان الان سید علی و سید حسن رو دارند .... مزه ی جنگیدن با دشمنان خدا و پیروز شدن بر آنان زیر زبانشان رفته ..... عاشق مبارزه با صهیونیست ها شده اند ... دیگه کار فرهنگی جواب نمی ده ... به امید خدا تقاص جنایات و خباثت های شما جنایت کاران را از حلقومتان بیرون خواهیم کشید ... شما خیلی وقته که دیگر دردانه های خداوند نیستید .... عهد خداوند با کس دیگریست .... هر روز این جمله رو با خودت مرور کن .... عهد خداوند با کسان دیگریست ...

در ضمن عقب نشینی از لبنان اشتباه شما نبود .... چاره ای نداشتید ....این ما بودیم که شما رو با اوردنگی بیرون کردیم .... ایستگاه بعدی ارودنگی برای شما فلسطین خواهد بود .... کرانه باختری .... متوجه منظورم که می شی .... روی بخاری خوب گرمش کن تا آماده بشه !!!
  • Upvote 8
  • Downvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

اینجا ما هم پلیس خوب داریم هم پلیس بد .... یک سری از بچه ها با منطق جواب پست های نرم و مثلا منطقی فرهنگی هنری جناب آریل رو می دهند ... یک سری از ما هم با یک منطق دیگه که خیلی عمیق تر و دقیق تر هست جواب می دیم .... شما برادران اسرائیلی عزیز باید اون قدیما یعنی زمانی که زورتان بیشتر بود دست به کار فرهنگی می زدید تا حالا که بدبخت و تو سری خور شدید به کارتون می اومد ... شما الان برای غرق شدن در دریا فقط تا یک اردنگی فاصله دارید .... مسلمانان جهان الان سید علی و سید حسن رو دارند .... مزه ی جنگیدن با دشمنان خدا و پیروز شدن بر آنان زیر زبانشان رفته ..... عاشق مبارزه با صهیونیست ها شده اند ... دیگه کار فرهنگی جواب نمی ده ... به امید خدا تقاص جنایات و خباثت های شما جنایت کاران را از حلقومتان بیرون خواهیم کشید ... شما خیلی وقته که دیگر دردانه های خداوند نیستید .... عهد خداوند با کس دیگریست .... هر روز این جمله رو با خودت مرور کن .... عهد خداوند با کسان دیگریست ...

در ضمن عقب نشینی از لبنان اشتباه شما نبود .... چاره ای نداشتید ....این ما بودیم که شما رو با اوردنگی بیرون کردیم .... ایستگاه بعدی ارودنگی برای شما فلسطین خواهد بود .... کرانه باختری .... متوجه منظورم که می شی .... روی بخاری خوب گرمش کن تا آماده بشه !!!

بنده کاری به تایپک و بحثش ندارم چون اطلاعاتی در مورد قضیه فلسطین و اسرائیل و کشت و کشتارهای این وسط ندارم
و البته برام مهم نیست!

ولی چیزی که میدونم اینه که عین مسلمانان سلفی و تندرو دقیقاً اکثر دوستان چیزی از قرآن میدونن و صحت براش میزارن که جزو حواشی قرآن هست و صرفاً برای دوره ای اومده که کسانی (نه صرفاً مسلمان) که تسلیم در برابر خداوند هستند با اندرز خداوند علیه دشمنانشان بایستند و از این بابت خداوند مصونیت در برابر گناه رو به اونها داده مثل اینکه شما موجودی رو که به شما میخواد حمله کنه و از بین ببریش احساس گناه نکنی و این کاملاً درست و منطقی هست. ولی مشکل عمده ما مطالعه نکردن قرآن به طور کامل هست که واقعاً دشمنان خداوند چه کسانی هستند؟! اینکه یه قوم رو دشمن خدا بدونیم(منظورم به هیچ وجه یهود یا ...نیست) فقط از داعش و همفکرانش برمیاد ولی بهتره یه اندرزی داشته باشم به دوستان خداطرف(زهی خیال باطل)  وحیانی که سیاست و قرآن رو به شدت با هم قاطی کردن و توهم بودن در صف لشکریان بهشت(از دید مسیحیان) رو دارن:

دشمنان خداوند اینها هستند از هر قوم و تیره ای:

 

1-نزولخوران

2-دروغگویان

3-ستمگران(فلسفه دار هست)

4-کافران(کسانی که به خداوند شرک میورزن و بر علیه اون اقدام میکنند در غیر اینصورت میتونن مثل ادم زندگی کنن و در قیامت با پروردگار سنگهاشون رو وا کنند)

5-کلاه بردارن یه قوم

6-منافقین(دو رو ها) منفورترین ها

7-شیطان

8-دین فروشان(از هر دینی نمونش مفتی ها)

 

پیشنهاد میدم قرآن رو به طور کامل مطاله کنید و از قرآن و چند آیه اون جهت تایید افکارهای ضد و نقضی استفاده نکنید؛ قرآن مسخره دست ما نیست و کتاب قانون و زندگی هست! اگر تا الان این کار رو کردید از خداوند معذرت خواهی کنید.

چرا باید یه اروپایی یا اجنبی وقتی از قرآن اسم میاری بدون اینکه ازش چیزی بدونه آیات مربوط به جنگ مسلمانا رو حفظه! این خیلی بده.

ویرایش شده در توسط nepton
  • Upvote 2
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

خب یک سوال ، اگه یهو ، همینجوری افرادی که در دوران پارینه سنگی نوین ایران بوده اند ، نوادگانشون پیدا بشند بگند ما اینجا (ایران) اول بودیم ، باید چیکار کرد؟ آیا غیر از اینه که اولا حکومت ها و دولت ها باید تثبیت بشند و موندگار تا بشه احقاق حقی کرد؟ اونم تا یه زمانی !!! نه بعد از چند هزار سال ! 

 

ایران به اون روز نیفتاد به خاطر جامعه خود ایران ، غیر اینه ؟ حالا اگر و اما رو بزاریم کنار پس...

 

قضیه تاریخچه فلسطینم یکبار بحث کردیم تو پ خ و قبول دارم حرفتون رو ، ولی یک نکته ای این وسط هست ! آیا اسرائیل چیزی جز زیاده خواهیه؟ زیاده خواهیه عده ای که حتی یهودی هم نیستند ؟! فکر کنم تو یکی از پست های جناب کرکس بود که گفتند حتی اجرای آداب یهودیت تو IDF باهاش برخورد میشه ؟! 

 

پس اینطوریه ما باید بر سر خیلی سرزمین ها جنگ راه بندازیم ؟! ....

 

اون سرزمین مقدسه برای ادیان مختلف ، خوب قبول ، ولی این بیشتر شبیه یه جور بهونست برای آتش افروزی و رسیدن به خواسته های عده ای از نظر من حداقل تا داشتن مبنای دینی ! اسرائیل می خواد هرکار خواست بکنه بدون اینکه کسی بتونه بهش چیزی بگه ، تحت این عنوان که اسرائیل حق داره از خودش دفاع کنه ؟!

 

بحث تاریخی رو بزاریم کنار ، بحث الان رو ببینیم ، جنایات الان اسرائیل برای نامشروع بودنش کافی نیست ؟!

 

زیر مسجد بمب بوده ، شما استفاده از فسفر رو چطوری توجیه می کنید ؟ موادر اینطوری کم نیست .... . 

 

بحث دینیش رو هم پیش نمی کشیم که یه وقت خدایی نکرده تفسیر به رای نشه .... 

 

مثال قشنگی است

اگر مثلا ایلامی های قدیم برگردند و ادعای سرزمینشون را بکنند چه می شود؟

حقیقت این است که قانون در این زمینه هیچ حرفی برای گفتن ندارد 

اما واقعیت می گوید ما آدم ها هرچه داریم امانت است و یک روز میمیریم و باید تحویل نسل بعد بدیم و برویم 

پس چیزی از برای مالکیت ما نیست، بلکه نعمتی برای استفاده است 

 

اما راه حل 

بهترین راه حل، نگاه بدون تمامیت خواهی است اینکه همچیز را فقط متعلق به خود ندانیم و برای خود نخواهیم

زندگی مسالمت آمیز در کنار یکدیگر و کمک به یکدیگر برای کسب زندگی قشنگ تر بهترین راه ممکن است

 

بحث دفاع از خانه و جلوی زیادی خواهی دیگری ایستادن اینجا مورد بحث نیست 

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

اگر مثلا ایلامی های قدیم برگردند و ادعای سرزمینشون را بکنند چه می شود؟

 

 

میزنیم تو گوششون و میگیم برو کنار بذار باد بیاد....

اونام میرن مسلح میشن و میان.... هرچی زمین تونستن بگیرن، مال خودشونه و صد البته حق حمله برای بازپسگیری برای ما محفوظه تا زمانی که قراردادی چیزی بین دو طرف امضا بشه! :)

  • Upvote 2
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

کسی اطلاع داره که حضرت اقا در خصوص کدوم شکست اسرائيل در غزه صحبت میکنن؟؟؟

 

اسرائيل  تمام زیرساخت های غزه رو زد با خاکستر یکسان کرد! :)))

هنوز پرس‌تی‌وی داره از بحران سوخت و مواد غذایی و فلان و بیسان توی غزه میگه...

جوری زمین خورد غزه که فک نکنم حالا حالا‌ها بتونه بلند شه...

 

بعدشم، زدن یه شهر با جمعیتی مثل غزه، با اون تراکم قدری کار سختیه اگر بخوای امار غیر نظامی رو پایین نگه داری...

 

ولی در جایی مثل یمن، خیلی راحت میشه با از بین بردن سوخت و تاسیسات غذایی و امثالهم( سیلوهای گندم و کامیون های حامل غذا و امثالش) یک کشور بزرگ با چندده میلیون جمعیت رو با مشکل جدی روبرو کرد....

به شکلی که مردم مجبور بشن تسلیم بشن! :)

 

یعنی تمام شرایط یمن برای عربستان، در مقایسه با غزه برای اسرائيل با فرض یکسان بودن اهداف، برتریه و مزیت برای عربستان و نه بد برای عربستان....

 

---------

مشخصا چون قرار نیست توی تاپیک یمن پست بزنم، اینجا اوردم و بحثم فقط همون قسمت شکست اسرايل در غزه هست که کجا و کی اتفاق افتاده و نشونه های این شکست چیه؟

  • Upvote 3
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 

 شکست اسرايل در غزه هست که کجا و کی اتفاق افتاده و نشونه های این شکست چیه؟

 

به نظرم منظور از شکست اسراییل در جنگ اخیر غزه ،عدم موفقیت در رسیدن به اهدافی است که در آغاز جنگ اعلام کرده بودن.

  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
آخر سر هم اسرائیل مجبور شد یه چند تا امتیاز خیلی کوچیک بده و جنگ رو به پایان برسونه:) همین
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط MR9
      بسم الله الرحمن الرحیم

       



      هفدهم سپتامبر 2010 بود که ژاپن با انتشار استراتژی جدید نظامی خود نخستین «نشانه های جدی» برای خروج از «انزوای نظامی» را نشان داد. ژاپن برای این استراتژی نظامی، رقمی بالغ بر 280 میلیارد دلار برای پنج سال (2010 تا 2014) اختصاص داده و اعلام کرد قصد دارد در این سال ها مواضع دفاعی خود در جنوب و غرب این کشور(مناطق مرزی چین) را تقویت کرده، روی پروژه های موشکی بالستیک سرمایه گذاری کند. در این استراتژی همچنین بر گسترش روابط با همپیمانان کلیدی از جمله آمریکا و افزایش شمار زیر دریایی‌ها و .... تاکید شده است.
       



      اکنون در سال 2014 هستیم و نزدیک به 5 سال از انتشار این استراتژی می گذرد که خبر می رسد، ژاپن برای نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم اعلام می کند ضمن شرکت در عملیات نظامی برون‌مرزی، به دنبال فروش تجهیزات نظامی در بازارهای بین المللی است.
      حضور ارتش ژاپن در عملیات جنگی برون مرزی نیز به رغم مخالفت‌های گسترده مردمی و محدودیت های قانونی گویا در حال عملیاتی شدن است. شاهد این ادعا اظهارات اخیر شینزو آبه، نخست وزیر ژاپن است که اخیرا از داشتن یک «ارتش قدرتمند» سخن رانده و گفته این ارتش حق دارد در جنگ های بین المللی حضور داشته باشد.
      طبق اعلام مقامات ژاپنی، این کشور در تلاش است محدودیت‌های قانونی در زمینه صادرات سلاح را نیز برداشته و به بهانه های مختلف از جمله گسترش فعالیت های اقتصادی، به جرگه صادرکنندگان تجهیزات جنگی بپیوندد و از قرار معلوم، آمریکا نخستین بازار ژاپن در این عرصه خواهد بود.
      قانون اساسی ژاپن در سال 1947 نوشته و با فشار نظامیان آمریکایی‌ها به این کشور تحمیل شده است. طبق این قانون، ژاپن اجازه داشتن «ارتش» به معنی مصطلح آن را ندارد و در مقابل می تواند نیروهای محدود نظامی موسوم به «نیروهای دفاع از خود» داشته باشد.
      البته بخشی از این محدودیت ها در ماه آوریل سال جاری( اواخر فروردین) برداشته شد و به احتمال قریب به یقین اواخر ماه جاری میلادی تصمیم نهایی در این زمینه نیز اتخاذ خواهد شد.
      اما سوالاتی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا ژاپن حقیقتا به دنبال خروج از انزوای نظامی و احیای امپراتوری سابق است؟ موضع کشورهای غربی، چین و کشورهای آسیایی و همسایه به این تغییر استراتژی چگونه خواهد بود؟



      به نظر می رسد، لا اقل بخشی از پاسخ این سوال را باید در روحیات خاص ژاپنی ها و در تاریخ این کشور جست و جو کرد.
      در طول تاریخ، برخي آيين ها و اعتقادات خاص مذهبي، همواره زمينه رشد افراط گونه روحيات ملي گرايانه و صد البته نظامي گري ژاپني ها بوده است.
      مقامات نظامي ژاپن به خصوص در دهه30 تحت تاثير فيلسوفي با نام «تويوما» به شدت اعتقاد داشتند كه خداوند ملت ژاپن را برگزيده و يكايك مردم اين كشور موظفند براي ايجاد «ژاپن بزرگ» بكوشند. براساس آيين معروف «شينتوي پاك» نیز امپراتور ژاپن خداي تمام دنيا معرفی شده و ملت ژاپن نيز «مأموريت» دارد سايرين را تحت هدايت بي چون و چراي این امپراتور درآورد.
      بحران شديد اقتصادي دهه 30 ژاپن نیز بر دامنه اين اعتقادات افزود و رشد شديد احساسات ملي گرايانه ايده توسعه ارضي و ايجاد جامعه بزرگ به زعامت ژاپن را در بين توده مردم اين كشور لازم و واجب نشان داد.
      ژاپن با چنین زمینه های تاریخی پس از پایان جنگ جهانی اول توانست یکی از پنج قدرت بزرگ نظامی و صنعتی جهان شده و در «شورای جامعه ملل» آن زمان، صاحب کرسی دائم بود.
      این کشور در همان ماه های نخست جنگ جهانی دوم توانست حدود 50 میلیون کیلومتر مربع از کره زمین(یک ششم جهان) را تحت استیلا و کنترل خود درآورد. اما به دنبال حملات ناجوانمردانه اتمی آمریکا، از حرکت باز ایستاد. البته نباید فراموش کرد، عده ای نیز معتقدند، ژاپن پیش از حمله اتمی آمریکا به این کشور شکست خورده بود و آمریکا با حمله به این کشور خواست هژمونی خود را به جهانیان تحمیل کند.


       
      این کشور به هر حال پس از جنگ جهانی دوم دیگر اجازه داشتن ارتش به معنی مصطلح امروز و اختیارات کامل را نداشت و خود نیز با وضع قوانینی، محدودیت هایی در ابعاد بین المللی حوزه نظامی وضع کرد.

      اما اکنون رشد اقتصادی بالا این کشور را از شرایط اسفناک پس از جنگ جهانی خارج کرده است و شرایطی که این کشور را به انزوای نظامی کشاند، دیگر وجود ندارد!
      پاسخ دومی نیز برای تحلیل چرایی اتخاذ چنین رویکردی از سوی چشم بادامی ها وجود دارد و آن چیزی نیست جز منافع اقتصادی و سیاسی.
      «جان ميرشاير» صاحب نظريه «رئاليسم تهاجمي» می گوید، قدرت‌هاي بزرگ هميشه مترصد فرصتي هستند تا قدرت خود را در برابر رقبا فزوني بخشند. وي سپس جمعيت و ثروت را به عنوان «پايه‌هاي اصلي قدرت نظامي» تعريف و تصريح مي كند چنانچه كشوري داراي اين مولفه ها باشد، فرصت لازم براي خروش مقابل قدرت ها را به دست آورده است.
      با توجه به مولفه هایی که در جامعه امروز ژاپن دیده می شود، هیچ بعید نیست که این کشور واقعا قصد خروش مقابل سایر قدرت‌ها را داشته باشد.

       

      ژاپن اگر چه به لحاظ سیاسی، استقلال لازم را هنوز کسب نکرده و مانند بسیاری از کشورهای غربی دیگر، پیرو سیاست های آمریکا است؛ اما این کشور حداقل در بعد نظامی، تحرکات جدی از خود نشان داده است.
      وجود پایگاه های متعدد نظامی آمریکا در ژاپن، همواره هزینه‌هایی برای توکیو داشته و این کشور با وجود تقاضاهای زیاد مردمی، هرگز نتوانسته آمریکایی ها را از این کشور بیرون کند. این ناتوانی حتی بعضا باعث سقوط رهبران این کشور شده، همان طور که گاهی شعار علیه حضور نظامی آمریکا، باعث روی کار آمدن رهبرانی در این کشور شده است.
      «یوکیو هاتویاما»، نخست وزیر اسبق ژاپن با شعار جمع آوری پایگاه‌های نظامی آمریکا بود که توانست بر رقیب قدرتمند خود پیروز شود. اما همین فرد به دلیل ناتوانی در عمل به وعده انتخاباتی اش، خرداد ماه سال 89 استعفا کرد و جای خود را به «نائوتو کان» داد. «کان» نیز ماه ها جرئت نکرد راجع به پایگاه های آمریکایی که یکی از قدیمی‌ترین و بزرگترین مشکلات مردم کشورش است، صحبتی به میان آورد.
      بنا بر این به نظر می رسد، ژاپن هنوز پیشرفتی را که در حوزه اقتصاد کسب کرده، در حوزه سیاسی به دست نیاورده است.
      «اقتصاد» نیز می تواند یکی از انگیزه های قوی برای ژاپنی ها جهت ورود جدی به عرصه نظامی باشد.
      ژاپن کشوری است که در حوزه اقتصادی جایگاه ویژه ای دارد. تولید ناخالص ملی ژاپن نزدیک به 6 تریلیون دلار و جمعیت این کشور نیز حدود 128 میلیون نفر است. دو فاکتوری که به اعتقاد «میر شایر» برای خروش کافی است!
      همین چند سال پیش بود که خبر رسید، غول خودروسازی آمریکا یعنی جنرال موتورز، جای خود را به تویوتای ژاپن داده است. آمریکا امروز خود یکی از واردکنندگان اصلی محصولات ژاپنی است. ژاپن در عرصه تکنولوژی و تجهیزات الکترونیکی نیز یکی از پیشرفته ترین کشورهای دنیا است.
      کشوری با چنین مختصات اقتصادی و جمعتی طبیعتا نمی تواند خود را محصور نگاه دارد. بنابر این ورود ژاپن به فاز صادرات تجهیزات نظامی را می توان از این منظر به تحلیل نشست.
       
    • توسط RedArmy
      بررسي جايگاه استراتژيك و توان نظامي عربستان باسلام به نظر من موضوع جالبيه چون اگر تحديدي از سوي عرب ها متوجه ما باشه اين تحديد يا از جانب عربستان يا از جانب مصر و ساير كشورهاي عربي توانايي تحديد مارو ندارند. (با زبان رسمي) شبه جزيره عربستان كشوري است پادشاهي كه توسط آل سعود اداره ميشود . اين كشور مساحتي حدود 2149690 كيلومتر مربع و 27 ميليون نفر جمعيت دارد(جمعيت ما حدود 2.5 برابر عربستان هست واز اين جهت ما برتري داريم) آب وهواي اين كشور گرم وخشك بوده و تمركز جمعيت در مر كز عربستان مي باشد كه اطراف آنرا بيابان ها خشك و طولاني فراگرفته است به همين جهت در طول تاريخ كمتر دشمن خارجي ميل و رغبت براي اشغال و يا نبرد طولاني با اين كشور داشته است.(اين براي ما در صورت جنگ احتمالي مشكل ساز خواهد شد البته براي خود عربستاني هايي كه در اين مناطق ميجنگند نيز مشكل به وجود خواهد آمد). از سال 1932 تا كنون عربستان در هيچ جنگ بزرگ و فراگير شركت نكرده اگرچه در نبردهاي سال 1967 و 1973 بر ضد اسراييل و جنگ اول خليج فارس شركت داشته ولي هرگز در يك نبرد بزرگ به تنهايي شركت نكرده است (به طور كلي عرب ها به ويژه عربستاني ها انسان هايي ترسو هستند و نه جرئت يك جنگ طولاني را دارند و نه توان اين جنگ را ، از اين حيث برتري كامل از آن ماست). با وجود اينكه اين كشور هرگز در جنگ بزرگي درگير نشده ولي اين به معني اين نيست كه عربستان از تجهيز و به خدمت گرفتن يك ارتش كارآمد غافل مانده است. خطر اسراييل براي آنها آنقدر بزرگ بوده كه سالانه ميلياردها دلار صرف خريد تسليحات مي كنند(ممكن است برخي با شنيدن جمله قبلي به خود بگويند مگر عربستان با آمريكا و اسراييل متحد نيست و روابط خوبي با آنها ندارد ، در پاسخ به اين سوال بايد بگويم بزرگترين دشمن اسراييلي ها ، عرب ها هستند حتي دشمني آنها با عرب ها از دشمني با ما جدي تر است به طوري كه در آموزش كودكانشان هم از عربها به عنوان جدي ترين دشمن ياد ميكنند كه بايد نابود شوند ، اين چيزي است كه عربستان و تمام كشورهاي عربي مي دانند و هيچگاه از اسراييل غافل نميشوند مثل استالين كه با آلمان توافق صلح امضا كرد اما آلمان ها باز به شوروي حمله كردند ). بعد از انقلاب اسلامي در ايران ، عربستان همواره ايران و گروهايي چون حزب ا... لبنان را دشمن و رقيب خود مي ديده و همواره با ايران بر سر اينكه چه كسي قدرت اول منطقه و جهان اسلام است كشمكش داشته است( تحديد نظامي از سوي ايران داستاني است كه آمريكا و اسراييل آنرا ساختند و اين عرب ها ساده لوح متسفانه آنرا باور كردند ). اقتصاد عربستان وابسته به نفت است به طوريكه 75 درصد از درآمد اين كشور را فروش نفت تامين مي كند . با بروز جنگ بين آمريكا و عراق در سال 2003 و افزايش سرسام آور قيمت نفت كه تا كنون نيز ادامه داشته ، درآمد عربستان افزايش يافته است وبه تبع آن عربستان توانسته بودجه نظامي خود را به ميزان بسيار زيادي افزايش دهد به طوريكه در سال 2006 به رقم شگفت انگيز 31 ميليارد دلار رسيد(چيزي نزديك به بودجه نظامي روسيه). وزارت دفاع عربستان در سال 1962 تاسيس شده و از بدو تاسيس توسط خاندان سلطنتي فرمانده اي مي شود . اين وزارت خانه مسئول هدايت و ساخت و خريد تجهيزات ارتش را بر عهده دارد. خدمت سربازي در عربستان داوطلبانه بوده و دوره خدمت 3سال با حقوق و مزاياي كامل مي باشد. عربستان از سربازان ماهر و آموزش ديده استفاده مي كند. اكثر افسران در ابتدا در مدارس ارتش تحصيل كرده و سپس وارد دانشكده افسري مي شوند(آموزش پايه اي كاري است كه ارتش هاي بزرگ مثل روسيه انجام مي دهند و ما از اين جهت از عربستاني ها عقب تر هستيم). يونيفرم سازماني ارتش عربستان از يونيفرم ارتش هاي آمريكا و انگلستان متاثر شده است. خلبان هاي نيروي هوايي عربستان توسط مربيان انگليسي آموزش مي بينند (از اين لحلظ به دليل كم بود امكانات باز ما عقب تر هستيم). ارتش عربستان براي آموزش نيروهاي خود از كارشناسان فرانسوي ، آمريكايي و انگليسي استفاده مي كند. نيروي زميني عربستان داراي 70تا73 هزار نفر پرسنل است البته 200 هزار نيروي داوطلب نيز در اين نيرو خدمت مي كنند(نيروي زميني ايران ، قوي ترين نيروي زميني در منطقه است). عربستان داراي تعداد زيادي تانك از جمله 315 تانك پيشرفته آبرامز ام-1 است كه اين كشور بعد از مصر بزرگترين دارنده اين تانك در خاورميانه محسوب مي شود. عربستان در سال 1980 تعدادي موشك دانگ فنگ3 با برد 2400 كيلومتر از چين خريد(از لحاظ برد موشكي عربستان تقريبا با ما برابري ميكند اما ما صاحب تكنولوژي هستيم و به زودي برد موشك هايمان از عربستان بيشتره مي شود). در بعد هوايي در گذشته شايد هواپيماهاي ما توان مقابله با اف-15ها و ساير هواپيماهاي عربستان را داشتند اما اكنون عربستان باخريد هواپيماهاي جديد و پيشرفته نظير 72فروند يوروفايتر از لحاظ هوايي از ما برتر است(ما شايد هواپيما جديد نخريده باشيم اما تسليحات ضد هوايي قوي نظير تور ام-1 و اس-300 داريم كه كشورمان را خوب پوشش مي دهند و از لحاظ پدافند هوايي خيلي از عربستان برتر هستيم هرچند بايد نيروي هوايي خودمان را نيز تقويت كنيم اگر بتوانيم بر روي طرح ميگ-39 سرمايه گذاري كنيم كه به مشكلات مالي برخورد كرده است ، و روس ها با ما همكاري كنند و اين هواپيماي فوق پيشرفته را به ما بدهند توان نيروي هوايي ما بسيار افزايش مي يابد ، لازم به ذكر است كه ميگ-39 يك هواپيماي فوق پيشرفته است كه قابليت هاي آن بسيار بالاتر از يوروفايتر مي باشد). در رابطه با نيروي دريايي عربستان بايد بگويم كه هرچقدر هم كه عربستان قوي باشد ما ابزارهايي داريم كه بتوانيم از خودمان دفاع كنيم و خليج فارس را در كنترل كامل خودمان بگيريم. در كل و با در نظر گرفتن فاكتورهاي مختلف توانايي نظامي ايران از عربستان بالاتر است و در صورت بروز جنگ احتمالي ما بيشتر به عربستان ضربه وارد خواهيم كرد ، دليل برتري ما اين است كه نيروهاي مسلح ما از حداقل امكانات حداكثر استفاده را مي كنند. منتظر نظرات ساير دوستان هستم به ويژه دوست خوبم mostafa_by هستم .
    • توسط hamed_713
      فارخور نام پایگاه نیروی هوایی هند در کشور تاجیکستان است! این پایگاه در 130 کیلومتری جنوب شرقی شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان قرار دارد. این تنها پایگاه نیروی هوایی هند در خارج از این کشور است که تنها دو کیلومتر از مرز بین افغانستان و تاجیکستان فاصله دارد. عهدنامه بین هند و تاجیکستان برای احداث پایگاه در این کشور در سال 2003 امضائ شد و در سال 2004 به تصویب رسید. این پیمان یعنی حضور دائمی نیروهای نظامی هندی در تاجیکستان برای دفع هرگونه تهدید احتمالی خارجی و تامین امنیت کشور به تصویب رسیده است.کار بر روی احداث پایگاه بلافاصله اغاز گردید و اکنون پایگاه در حالت امادگی کامل به سرمیبرد واز اوایل سال 2007 کاملا قابل استفاده است. جزئیاتی از ساخت پایگاه در دسترس نیست اما گمان میرود که مصالح نظامی هندی از اسیای مرکزی تامین شده باشند.تقریبا 70 درصد جنگ افزار های هندی از روسیه و اتحاد جماهیر شوروی پیشین بدست امده است. بر طبق اخبار گوناگون گمان میرود که پس از تکمیل بنا پایگاه میزبان 12 الی 14 فروند جنگنده بمب افکن میگ 29 خواهد بود پایگاه فارخور عمق و برد بیشتری را در اختیار نیروهای نظامی هند فرار میدهد که برای انان موجب ایفای نقش بیشتری در اسیای جنوبی و ظهور ملموسی از حرکت هند برای برجسته سازی قدرت خود در اسیای مرکزی است هدف سیاسیی که در سال 2003-2004 رسما اعلام کرده اند دلائل پنهانی تاسیس این پایگاه میتواند رقابت هند و پاکستان بر روی شبه قاره باشد پرویز مشرف رئیس جمهور پاکستان نگرانی شدید خود از این مساله را به مقامات تاجیکستان ابراز داشت در حقیقت هواپیماهای هندی میتوانند در عرض چند دقیقه خود را به پاکستان برسانند! پایگاه فارخور یکی از نمونه های بارز از تلاش هندی ها برای ارتقای ثبات در افغانستان و بالا بردن توان دهلی نو در فراهم اوردن نفت چه از اسیای جنوبی و چه از اسیای مرکزی است. هند بطور معلوم محدود شدن نقش خود به ناحیه سوق الجیشی جنوب اسیا را نخواهد پذیرفت برنامه هند برای برجسته سازی قدرت خود در اسیای مرکزی تنها برای مصارف نظامی نیست بلکه دسترسی به منابع انرژی اسیای مرکزی برای هند امری حیاتی به شمار میرود. دهلی نو به دنبال دسترسی به نفت و گاز قزاقستان وانجام پروژه های ملیونی مثل خط لوله ایران-افغانستان-پاکستان-هند و دیگری پیوستن ترکمنستان افغانستان پاکستان وهند. هرکدام از این خط لوله ها یا هر دوی اینها میتواند در دستیابی هند به منابع انرژی تاثیر مهم و قابل اطمینانی داشته باشند به شرطی که روابط دوستانه بین هند و پاکستان تقویت گردد هند خواهان توسعه شبکه ی قدرت جدیدی در اسیاست که ایالات اسیا را با ان به مبدائیت شبه قاره یکی میکند این نظریه ای است که از سوی ایالات متحده در گذشته بشدت حمایت شده است. هنگامی که هند از شبکه ای جدید در اسیای مرکزی برای بالا بردن نمودار جامع اقتصادی خود بهره جوید واشنگتن این پروژه را راهی برای مقابله با نفوذ اقتصادی و سیاسی چین در اسیای مرکزی میبیند منبع: نوشته شده توسط محمد- مجله هوايي
    • توسط 00Amin
      ه گزارش فارس، پايگاه اينترنتي "گلوبال ريسرچ " (Global Research) در مقاله‏اي به‏قلم "اوا گولينجر " (Eva Golinger)، وكيل دعاوي و روزنامه‏نگار آمريكايي مقيم ونزوئلا نوشت: "هوگو چاوز " رئيس جمهوري ونزوئلا اخيرا در يك برنامه تلويزيوني و راديويي فاش كرد كه هواپيماهاي بدون سرنشين آمريكايي (UAV) به شكل غيرقانوني وارد مرزهاي هوايي ونزوئلا شده‏اند. رئيس جمهوري ونزوئلا ديده شدن يكي از اين هواپيماها را بر فراز پايگاه نظامي "فورت مارا " (Fort Mara) واقع در استان "زوليا " (Zulia) در نزديكي مرز اين كشور با كلمبيا تائيد كرد. بسياري از سربازان ونزوئلايي هواپيماي بدون سرنشين مذكور را مشاهده كرده و موضوع را به اطلاع فرماندهان خود رسانده‏اند. پس از اين واقعه چاوز دستور داده است كه از اين پس هر يك از اين هواپيماهاي بدون سرنشين كه در قلمرو ونزوئلا ديده شوند بايد فورا سرنگون شوند. وي با تاكيد بر آمريكايي بودن اين هواپيماهاي بدون سرنشين، ايالات متحده را متهم كرد كه در حال برهم زدن آرامش منطقه است.

      * راه‌اندازي ناوگان چهارم ايالات متحده در آمريكاي لاتين بعد از 60 سال

      اين وكيل دعاوي آمريكايي اضافه كرد: قبلا نيز رئيس جمهوري ونزوئلا هشدار داده بود كه آمريكا از طريق جزاير "آروبا " (Aruba) و "كورازائو " (Curazao) به تهديد نظامي ونزوئلا مبادرت مي‏ورزد. اين جزاير در فاصله 50 مايلي سواحل شمال غربي ونزوئلا قرار داشته و مستعمره هلند محسوب مي‏شوند. در سال 1999 قراردادي بين هلند و ايالات متحده منعقد شد كه به آمريكا اجازه مي‏داد در اين دو جزيره پايگاه نظامي ايجاد كند. اين قرارداد در اصل تصريح مي‏كند كه نيروهاي آمريكايي اجازه دارند عمليات خود بر ضد قاچاقچيان مواد مخدر را از اين جزاير ترتيب دهند. با اين‏حال، پس از سپتامبر 2001، آمريكا از تمامي پايگاه‏هاي نظامي خود در سراسر جهان براي آنچه عمليات ضدتروريستي خوانده مي‏شود، استفاده مي‏كند. در سال‏هاي اخير پايگاه‏هاي نظامي واقع در آروبا و كوروزائو براي عمليات اطلاعاتي و شناسايي عليه ونزوئلا بكار گرفته شده‏اند.
      گولينجر ادامه داد: از سال 2006 واشنگتن اقدام به يكسري تمرينات نظامي پيشرفته كرد كه كورازائو در مركزيت اين تمرين‏ها قرار داشت. طي 5/3 سال گذشته، صدها فروند ناوهاي هواپيمابر، كشتي‏هاي جنگي، هواپيماهاي نظامي، هليكوپترهاي "بلك هاوك "، زيردريايي‏هاي هسته‏اي و هزاران نيروي نظامي آمريكايي در درياي كارائيب به انجام تمرينات نظامي پرداخته‏اند. اين تمرينات نظامي موجب برانگيخته‏شدن نگراني در كشورهاي منطقه شده است. از جمله اين كشورها و بيش از سايرين ونزوئلا در معرض اين تهديدها قرار دارد. ونزوئلا در عرصه ديپلماتيك نيز آماج حملات، انواع دشمني‏ها و تعرضات واشنگتن قرار داشته است.
      در سال 2008، پنتاگون "ناوگان چهارم دريايي " خويش را با هدف دفاع از منافع آمريكا در آمريكاي لاتين باز راه‏اندازي كرد. ناوگان چهارم در سال 1950 و پس از اتمام ماموريت‏هاي مرتبط با جنگ جهاني دوم غيرفعال شده بود. راه‏اندازي مجدد اين ناوگان پس از 60 سال نگراني گسترده‏اي را در ميان كشورهاي آمريكاي لاتين ايجاد كرده و آنان را بر آن داشت تا "شوراي دفاع مشترك " تشكيل داده و خود را در برابر تهديدهاي خارجي آماده كنند. پنتاگون صراحتا پذيرفت كه راه‏اندازي مجدد ناوگان چهارم نيروي دريايي آمريكا با هدف "نشان دادن قدرت ايالات متحده در منطقه " انجام شده و اين پيام را مخابره مي‏كند كه "آمريكا آماده است تا از متحدينش در منطقه دفاع كند. " اين اظهارات مقامات پنتاگون به معناي حمايت ايالات متحده از كلمبيا و تشر زدن به ونزوئلا تلقي شد.
      نويسنده كتاب "بوش عليه چاوز " تصريح كرد: در 30 اكتبر سال 2009 ميلادي، كلمبيا و آمريكا يك توافق همكاري نظامي به امضا رساندند كه بر اساس آن آمريكا مجاز بود 7 پايگاه نظامي در كلمبيا را تحت اختيار خود درآورده و عندالزوم از تمامي تاسيسات نظامي كلمبيا بهره بگيرد. از اين توافقنامه به عنوان بزرگترين توسعه‏طلبي نظامي آمريكا در آمريكاي لاتين ياد مي‏شود. هر چند كه مقامات دو كشور صراحتا ابراز داشتند كه اين توافقنامه در راستاي مبارزه با قاچاق موادمخدر و تروريسم به امضا رسيده است، لكن اسناد رسمي نيروي هوايي ايالات متحده نشان مي‏دهند كه آمريكا از اين پايگاه‏ها براي انجام عمليات نظامي در سراسر منطقه مي‏تواند استفاده كند. اين اسناد همچنين مويد اين نكته بودند كه اين توسعه‏طلبي نظامي با هدف مقابله با تهديد‏هاي دولت‏هاي ضدآمريكايي سر برآورده در منطقه انجام شده است. مطلب ديگري كه در اين اسناد به چشم مي‏خورد اين است كه حضور نظامي در كلمبيا مي‏تواند به عمليات اطلاعاتي و شناسايي كمك كرده و ظرفيت پنتاگون را در رهبري عمليات نظامي در منطقه آمريكاي لاتين افزايش دهد.

      * اتهامات واهي آمريكا به ونزوئلا

      اين روزنامه‏نگار آمريكايي ساكن كاراكاس، پايتخت ونزوئلا كه در سال 2009 ميلادي برنده جايزه بين‏المللي روزنامه‏نگاري مكزيك نيز شده است، افزود: از سال 2006 به بعد، مقامات آمريكايي از ونزوئلا به عنوان كشوري ياد مي‏كنند كه "به طور كامل در مبارزه با تروريسم همكاري نمي‏كند. " در سال 2005 نيز ونزوئلا از سوي واشنگتن كشوري خوانده شد كه "در مبارزه با موادمخدر همكاري نمي‏كند. "عليرغم آنكه هيچ مدركي در اثبات اين اتهامات خطرناك موجود نيست، ايالات متحده اين اتهامات را مبناي افزايش فشارها بر دولت ونزوئلا قرار داده است. در سال 2008، دولت بوش تلاش كرد تا نام ونزوئلا را در فهرست كشورهاي حامي تروريسم قرار دهد. اين تلاش در مراحل مقدماتي با شكست مواجه شدند چرا كه ونزوئلا همچنان يكي از تامين‏كنندگان نفت آمريكا محسوب مي‏شود. اگر آمريكا ونزوئلا را كشوري حامي تروريسم مي‏خواند، آنگاه مجبور بود كليه روابط خود با اين كشور از جمله خريد نفت از اين كشور را متوقف كند.
      با ‏اين‏حال، ايالات متحده همچنان ونزوئلا را يكي از بزرگترين تهديدها براي منافع خويش در منطقه آمريكاي لاتين مي‏داند. آمريكا به طور خاص در خصوص مسائل اقتصادي نگراني‏هايي در منطقه آمريكاي لاتين دارد. آمريكا نگران آن است كه كشورهاي آمريكاي لاتين با برقراري روابط تجاري با كشورهايي نظير روسيه، چين و ايران، غلبه اقتصادي آمريكا را در اين منطقه به خطر بيندازند. اخيرا، "هيلاري كلينتون "، وزير امور خارجه ايالات متحده آمريكا به كشورهاي آمريكاي لاتين نظير بوليوي، برزيل، نيكاراگوئه و ونزوئلا كه اخيرا روابط خود با ايران را تحكيم كرده‏اند هشدار داد كه "من فكر مي‏كنم كه اگر برخي افراد تمايل دارند با ايران حشر و نشر داشته باشند بايد پيش از آن به تبعات اين امر توجه داشته باشند و ما اميدواريم كه ايشان دوباره به اين مطلب فكر كنند ... . " كلينتون اين سخنان را در جريان بررسي سياست‏هاي آمريكا در خصوص آمريكاي لاتين اظهار داشت.
      گولينجر اضافه كرد: دولت كلمبيا نيز اخيرا اعلام داشته است كه قصد دارد يك پايگاه جديد نظامي در نزديكي مرز ونزوئلا داير كند. سرمايه و تجهيزات مورد نياز اين پايگاه را ايالات متحده تامين خواهد. "گابريل سيلوا " (Gabriel Silva)، وزير دفاع ونزوئلا نيز خبر داده است كه دو گردان نيروي هوايي نيز در مناطق ديگري در نزديكي مرز ونزوئلا مستقر شده‏اند. پايگاه جديد نظامي كه قرار است داير شود در منطقه‏اي به نام "گواجيرا پنينسولا " (Guajira peninsula) قرار خواهد داشت كه با استان زولياي ونزوئلا هم‏مرز است. در اين پايگاه 1000 نيروي نظامي مستقر شده و امكان استقرار نيروهاي مسلح آمريكايي نيز در آن فراهم خواهد شد. اين اعلام جديد دولت كلمبيا نيز نوعي اعلام دشمني به ونزوئلا محسوب مي‏شود.
      اظهارات چاوز در خصوص ورود غيرقانوني هواپيماهاي بدون سرنشين آمريكايي به قلمرو ونزوئلا نيز بر دامنه بحران بين ونزوئلا و كلمبيا خواهد افزود. هواپيماي وارد شده به قلمرو ونزوئلا در طي سال گذشته در پاكستان و افغانستان جهت به قتل رساندن تروريست‏ها بكار گرفته شده است. اين هواپيماهاي بدون سرنشين حامل موشك بوده و مي‏توانند اهداف زميني را در مناطق حساس هدف قرار دهند.
      نويسنده كتاب "بوش عليه چاوز " در بخش پاياني اين گزارش تصريح كرد: ونزوئلا در مواجهه با اين تهديدات خطرناك در شرايط هشدار قرار گرفته است. سخنان چاوز در خصوص ديده شدن هواپيماهاي نظامي بدون سرنشين آمريكا در حالي ايراد شدند كه پليس ملي ونزوئلا در حال آغاز به كار خويش بود. اين پليس اخيرا در راستاي انجام عمليات پيشگيرانه و ارائه خدمات اجتماعي بنياد نهاده شده است.

      لینک
      http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8811150671
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.