Recommended Posts

بررسي جايگاه استراتژيك و توان نظامي عربستان باسلام به نظر من موضوع جالبيه چون اگر تحديدي از سوي عرب ها متوجه ما باشه اين تحديد يا از جانب عربستان يا از جانب مصر و ساير كشورهاي عربي توانايي تحديد مارو ندارند. (با زبان رسمي) شبه جزيره عربستان كشوري است پادشاهي كه توسط آل سعود اداره ميشود . اين كشور مساحتي حدود 2149690 كيلومتر مربع و 27 ميليون نفر جمعيت دارد(جمعيت ما حدود 2.5 برابر عربستان هست واز اين جهت ما برتري داريم) آب وهواي اين كشور گرم وخشك بوده و تمركز جمعيت در مر كز عربستان مي باشد كه اطراف آنرا بيابان ها خشك و طولاني فراگرفته است به همين جهت در طول تاريخ كمتر دشمن خارجي ميل و رغبت براي اشغال و يا نبرد طولاني با اين كشور داشته است.(اين براي ما در صورت جنگ احتمالي مشكل ساز خواهد شد البته براي خود عربستاني هايي كه در اين مناطق ميجنگند نيز مشكل به وجود خواهد آمد). از سال 1932 تا كنون عربستان در هيچ جنگ بزرگ و فراگير شركت نكرده اگرچه در نبردهاي سال 1967 و 1973 بر ضد اسراييل و جنگ اول خليج فارس شركت داشته ولي هرگز در يك نبرد بزرگ به تنهايي شركت نكرده است (به طور كلي عرب ها به ويژه عربستاني ها انسان هايي ترسو هستند و نه جرئت يك جنگ طولاني را دارند و نه توان اين جنگ را ، از اين حيث برتري كامل از آن ماست). با وجود اينكه اين كشور هرگز در جنگ بزرگي درگير نشده ولي اين به معني اين نيست كه عربستان از تجهيز و به خدمت گرفتن يك ارتش كارآمد غافل مانده است. خطر اسراييل براي آنها آنقدر بزرگ بوده كه سالانه ميلياردها دلار صرف خريد تسليحات مي كنند(ممكن است برخي با شنيدن جمله قبلي به خود بگويند مگر عربستان با آمريكا و اسراييل متحد نيست و روابط خوبي با آنها ندارد ، در پاسخ به اين سوال بايد بگويم بزرگترين دشمن اسراييلي ها ، عرب ها هستند حتي دشمني آنها با عرب ها از دشمني با ما جدي تر است به طوري كه در آموزش كودكانشان هم از عربها به عنوان جدي ترين دشمن ياد ميكنند كه بايد نابود شوند ، اين چيزي است كه عربستان و تمام كشورهاي عربي مي دانند و هيچگاه از اسراييل غافل نميشوند مثل استالين كه با آلمان توافق صلح امضا كرد اما آلمان ها باز به شوروي حمله كردند ). بعد از انقلاب اسلامي در ايران ، عربستان همواره ايران و گروهايي چون حزب ا... لبنان را دشمن و رقيب خود مي ديده و همواره با ايران بر سر اينكه چه كسي قدرت اول منطقه و جهان اسلام است كشمكش داشته است( تحديد نظامي از سوي ايران داستاني است كه آمريكا و اسراييل آنرا ساختند و اين عرب ها ساده لوح متسفانه آنرا باور كردند :cry: ). اقتصاد عربستان وابسته به نفت است به طوريكه 75 درصد از درآمد اين كشور را فروش نفت تامين مي كند . با بروز جنگ بين آمريكا و عراق در سال 2003 و افزايش سرسام آور قيمت نفت كه تا كنون نيز ادامه داشته ، درآمد عربستان افزايش يافته است وبه تبع آن عربستان توانسته بودجه نظامي خود را به ميزان بسيار زيادي افزايش دهد به طوريكه در سال 2006 به رقم شگفت انگيز 31 ميليارد دلار رسيد(چيزي نزديك به بودجه نظامي روسيه). وزارت دفاع عربستان در سال 1962 تاسيس شده و از بدو تاسيس توسط خاندان سلطنتي فرمانده اي مي شود . اين وزارت خانه مسئول هدايت و ساخت و خريد تجهيزات ارتش را بر عهده دارد. خدمت سربازي در عربستان داوطلبانه بوده و دوره خدمت 3سال با حقوق و مزاياي كامل مي باشد. عربستان از سربازان ماهر و آموزش ديده استفاده مي كند. اكثر افسران در ابتدا در مدارس ارتش تحصيل كرده و سپس وارد دانشكده افسري مي شوند(آموزش پايه اي كاري است كه ارتش هاي بزرگ مثل روسيه انجام مي دهند و ما از اين جهت از عربستاني ها عقب تر هستيم). يونيفرم سازماني ارتش عربستان از يونيفرم ارتش هاي آمريكا و انگلستان متاثر شده است. خلبان هاي نيروي هوايي عربستان توسط مربيان انگليسي آموزش مي بينند (از اين لحلظ به دليل كم بود امكانات باز ما عقب تر هستيم). ارتش عربستان براي آموزش نيروهاي خود از كارشناسان فرانسوي ، آمريكايي و انگليسي استفاده مي كند. نيروي زميني عربستان داراي 70تا73 هزار نفر پرسنل است البته 200 هزار نيروي داوطلب نيز در اين نيرو خدمت مي كنند(نيروي زميني ايران ، قوي ترين نيروي زميني در منطقه است). عربستان داراي تعداد زيادي تانك از جمله 315 تانك پيشرفته آبرامز ام-1 است كه اين كشور بعد از مصر بزرگترين دارنده اين تانك در خاورميانه محسوب مي شود. عربستان در سال 1980 تعدادي موشك دانگ فنگ3 با برد 2400 كيلومتر از چين خريد(از لحاظ برد موشكي عربستان تقريبا با ما برابري ميكند اما ما صاحب تكنولوژي هستيم و به زودي برد موشك هايمان از عربستان بيشتره مي شود). در بعد هوايي در گذشته شايد هواپيماهاي ما توان مقابله با اف-15ها و ساير هواپيماهاي عربستان را داشتند اما اكنون عربستان باخريد هواپيماهاي جديد و پيشرفته نظير 72فروند يوروفايتر از لحاظ هوايي از ما برتر است(ما شايد هواپيما جديد نخريده باشيم اما تسليحات ضد هوايي قوي نظير تور ام-1 و اس-300 داريم كه كشورمان را خوب پوشش مي دهند و از لحاظ پدافند هوايي خيلي از عربستان برتر هستيم هرچند بايد نيروي هوايي خودمان را نيز تقويت كنيم اگر بتوانيم بر روي طرح ميگ-39 سرمايه گذاري كنيم كه به مشكلات مالي برخورد كرده است ، و روس ها با ما همكاري كنند و اين هواپيماي فوق پيشرفته را به ما بدهند توان نيروي هوايي ما بسيار افزايش مي يابد ، لازم به ذكر است كه ميگ-39 يك هواپيماي فوق پيشرفته است كه قابليت هاي آن بسيار بالاتر از يوروفايتر مي باشد). در رابطه با نيروي دريايي عربستان بايد بگويم كه هرچقدر هم كه عربستان قوي باشد ما ابزارهايي داريم كه بتوانيم از خودمان دفاع كنيم و خليج فارس را در كنترل كامل خودمان بگيريم. در كل و با در نظر گرفتن فاكتورهاي مختلف توانايي نظامي ايران از عربستان بالاتر است و در صورت بروز جنگ احتمالي ما بيشتر به عربستان ضربه وارد خواهيم كرد ، دليل برتري ما اين است كه نيروهاي مسلح ما از حداقل امكانات حداكثر استفاده را مي كنند. منتظر نظرات ساير دوستان هستم به ويژه دوست خوبم mostafa_by هستم . :|

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
جالب بود. مسئولین عربستان اگر دنباله رو غرب نبودند این کشور ارزش استراتژیک زیادی در منطقه و جهان دارد که میتوانست یکی از بازیگران مهم منطقه ای باشد. ولی الان طوری شده که بجز چند تا جوجه فسقلی مثل بحرین و امارات ... حرف عربستان خریدار ندارد! مسئولین احمقش هم چیزی بلد نیستن! بزرگترین ابتکارشون هم در قبال مسائل منطقه تحویل پیشنهاد ما به خودمون مبنی بر ایجاد کنسرسیوم سوخت اتمی بود! :|

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ممنون از دوست عزيزم RedArmy.
اما بايد عرض كنم كه در زمينه‌ي شجاعت، چندان با هم هم‌نظر نيستيم.
اعراب عربستان، برخلاف اعراب امارات و بحرين و قطر و عمان، نه تنها ترسو نيستن، بلكه به علت اكثريت ديني كه دارن (وهابيت)، كينه‌ي شديدي از ايراني‌ها (و بالكل شيعيان) به دل دارن. به همين خاطرم شجاعت‌شون در برابر ايراني‌ها، بسيار بيشتر مي‌شه.
عربستان، از سال‌ها پيش، نيروي نظامي‌اش رو سپرده دست امريكايي‌ها. اين، از يه نظر خوبه و از يه نظر ديگه بد! اين براشون بده كه اونقدر استقلال ندارن كه بتونن از خودشون، كاري رو انجام بدن و فرداي روز، اگه برخلاف منافع امريكا بخوان شمشير بزنن، خيلي راحت قيچي مي‌شن! ولي از اين جهت براشون خوبه كه با به روز ترين تكنيك‌ها و تاكتيك‌هاي رزمي جهان آشنا مي‌شن. خلبان‌هاشون، مستقيماً زير نظر بهترين خلبانان جهان (بدون اغراق!)* آموزش مي‌بينن و اين، خيلي خطرناكه! خلبان‌هاي دلاور ايراني كه در جنگ، اينهمه شاهكار از خودشون نشون دادن، شاگردان خلبانان امريكايي بودن! گويي كه اونقدر ايراني‌ها باهوش بودن كه حتي از اساتيد خودشون هم پيشي مي‌گرفتن (نمونه‌اش، قفل هواپيماي شهيد دوران روي استاد خودش بود كه طبق گفته‌ي استادش، اين اولين باري بود كه يه نفر تونسته بود روي وي، قفل موشكي انجام بده!).
اونطور كه كارشناسان مسائل نظامي مي‌گن، عربستان در حال حاضر، قوي‌ترين نيروي هوايي اعراب در منطقه رو (چه از نظر هواپيماهاي مدرن و چه خلبانان مجرب) داره و اين، در كنار سه آواكسي كه عربستان داره، كار رو براي نيروي هوايي ما كه به دليل تحريم، سال‌هاست كه بازسازي اساسي درش صورت نگرفته، يه خطر حسابي محسوب مي‌شه. بخصوص اينكه F-15هاي عربستاني به همراه آواكس‌ (درحالي كه ما، از تامكت‌هاي روبراهي برخوردار نيستم و هنوز هم در داشتن يا نداشتن كافي فونيكس، شك و ترديدهاي فراواني داريم)، مي‌تونه يه تركيب بسيار خطرناك براي آسمون ايران بشه. البته فرض بر اين هست كه ما، ميگ-31 نداريم.
ضمن اينكه تورنادوهاي انگليسي عربستان (كه تعدادشون رو بين 70 تا 90 تا تخمين مي‌زنن) هم مي‌تونه خطري بسيار جدي براي جنگنده‌هاي ما به حساب بياد.
اين لينك، لينك تاپيكي هست كه قبلاً توسط تانك عزيز، ايجاد شده و در اون، توان هوايي عربستان سعودي رو بازگو كرده. شايد خوندنش، خالي از لطف نباشه.
درمورد اقتصاد عربستان، حرف شما كاملاً‌ صحيح هست. اقتصاد عربستان، وابسته به نفت هست؛ ولي نه به اندازه‌ي ما! عربستان سعودي، كارخانجات بسياري رو از كشورهاي مختلف، خريداري كرده و در زمينه‌ي صنعت، وابستگي كامل به نفت نداره.
درمورد رقم 75% يه مقدار شك دارم، ولي اگه اون رو بپذيريم، بايد بگم باز به نسبت ايران، خيلي خوبه. چرا؟ عرض مي‌كنم.
ايران، در سال 1386، 60 ميليارد دلار درآمد نفتي و 15 ميليارد دلار درآمد غيرنفتي داشت (يعني مجموعاً 75 ميليارد دلار). با يه محاسبه‌ي ساده، متوجه مي‌شيم كه ما، 80% درآمد كل كشورمون رو تنها نفت (و فرآورده‌هاي نفتي) تشكيل مي‌ده و الباقي، مي‌رسه به بقيه محصولاتمون! ضمن اينكه ما، از طريق خليج فارس نفتمون رو گذر مي‌ديم ولي عربستان مي‌تونه به راحتي از طريق بنادري كه دستمون بهش نمي‌رسه، از طريق اقيانوس نفت رو ارسال كنه! اين به اين معني هست كه وقوع جنگ در خليج فارس، بيشتر از همه، براي كشتي‌ها و نفت‌كش‌هاي ما خطرناك خواهد بود. ضمن اينكه مسلماً امريكا براي جلوگيري از وقوع بحران نفت، در خليج فارس مداخله مي‌كنه و اجازه‌ي انسداد تنگه‌ي هرمز به ايران رو نمي‌ده (كه درصورت مقاومت، مي‌تونه به جنگ ايران و امريكا منجر شه)!!
اگه ما موفق به فروش نفت نشيم (به عبارت ساده‌تر، عرضه‌ي نفت در جهان رو كاهش بديم)، افزايش قيمت نفت، بيشتر به سود عربستان سعودي خواهد بود! عربستاني كه دو سال پيش، رسماً اعلام كرد كه درصورت وقوع جنگ بين ايران و ايالات متحده، عربستان حاضر هست كه به جاي ايران، نفت عرضه كنه كه بازار جهاني نفت، آسيب نبينه!!
متأسفانه ايران، پاشنه‌هاي آشيل بدي (منجمله اقتصاد وابسته به نفت و نيروي هوايي الان مي‌شه گفت نسبتاً ناكارآمد) داره كه اين مي‌تونه براش دردسرساز بشه. ولي همه مي‌دونن كه سرنوشت تمامي جنگ‌ها، روي زمين معلوم مي‌شه. نيروي زميني ما، با وجود اينكه شايد تانك آبرامز نداشته باشه و هلي‌كوپترهاي آپاچي پشتيبانش نباشن، ولي چه از نظر قدرت، چه سازماندهي، چه ايمان و شجاعت و چه استفاده از تجهيزات‌شون، كاملاً‌ از سعودي‌ها برترن. اما در دريا، نمي‌شه به اين راحتي نظر داد. هر دو كشور، از نيروي دريايي خوبي برخوردارن. عربستان، دائماً با دلارهاي نفتي‌اش، در حال ارتقاي اين نيرو هست و ايران هم به همت متخصصين داخلي و گاهاً خريد موشك‌هاي روسي (و البته ساخت موارد مشابه)، در حال تجهيز ضد پاتك‌هاي دريايي بسيار قدرتمند هست و قايق‌هاي تندروي موشك انداز ايراني، بزرگترين بلايي است كه مي‌شه سر يه ناوگان دريايي نازل شه (بزرگترين ترس و مشكل ايالات متحده كه خودشون هم بهش اعتراف كردن و گفتن كه درصورت حمله‌ي ايران به اين طريق، راهي به جز فرار نخواهيم داشت :lol: :cry: !!!).
متأسفانه عربستان، توانايي نظامي بسيار بالايي داره و مي‌تونه به ابرقدرت جهان اسلام تبديل شه. ايران نيز همين‌طور. ولي جاي تأسف داره كه به جاي اتحاد اين دو كشور قدرتمند، تمامي توان‌شون (بخصوص عربستان) داره صرف تجهيز و دندان تيز كردن در برابر هم مي‌شه!!

اگه دوست داشتين، مي‌تونيم جزئي‌تر و قسمت قسمت، درمورد نيروهاي مختلف و احتمال درگيري در مناطق مختلف، بحث كنيم.
اين‌ها، فقط نظرات من بودن و ممكنه همه‌شون هم اشتباه باشن :| :cry: !

--------------------------------------------
* يه ادعا هست كه خلبان‌هاي اتحاد جماهير شوروي، بهترين خلبانان بودن و از نظر قدرت مانور، توان پروازي، چيدن استراتژي‌هاي نبرد و ...، از امريكايي‌هاي وابسته به تكنولوژي، برترن. ولي خوب... فكر نكنم كه اينجا، جاي مناسبي براي بحث سر اين قضيه باشه. ان شاء الله در تاپيك‌هاي ديگه، مي‌تونيم درموردش بحث كنيم كه كدوم نيروي هوايي، خلبان‌هاي ماهرتري داره!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دستت درد نكنه mostafa_by عزيز ! واقعا جالب بود! مرسي! راجع به ترسو بودن عربستاني ها شايد يه كم زياده روي كرده باشم ولي واقعا شجاعت ايراني ها رو ندارند. به گفته شما احترام گذاشته و راجع به مقايسه خلبانان روس و آمريكايي (هرچند روس ها بهترند) بعدا و در يك تاپيك جداگانه بحث مي كنيم. راجع به نيروي هوايي كشورمون هم حق با شماست و ما از عربستاني ها پايين تريم. اينطور نبوده كه مسولين ما نيروي هوايي رو ول كرده باشند اما بد شانسي آوردند ، ما زمان شوروي سابق قصد خريد تعداد زيادي هواپيما از شوروي داشتيم و سفارش آنها را هم داده بوديم اما با فروپاشي شوروي اين هواپيماها هرگز به ما تحويل داده نشد.(البته روسيه تعداد كمي سوخوي-27 رو به منظور عمل به قرار داد خريد سوخوهاي-27 كه زمان شوروي بسته شد به ايران تحويل داده).ما براي تقويت نيروي هوايي خود فقط توانايي خريدن هواپيماهاي شرقي داريم كه متسفانه اونا هم به ما اونقدري كه مورد نيازمونه نميدن. راجع به نيروي دريايي كشورمون هم بايد بگم كه اگر خبر در اختيار داشتن موشك هاي كروز ياخونت روسي در ايران صحت داشته باشه عربستان كه سهله ، ناوگان دريايي آمريكا مستقر در خليج فارس و درياي عمان هم مي تونيم از بين ببريم.(نوضيح آنكه موشك ياخونت پيشرفته ترين و نابودكننده ترين موشك ضد ناوه موجود در جهانه كه به كلاهك هسته اي ام مجهز ميشه ، و آمريكايي ها بارها اعلام كردند توانايي مقابله با اين موشك رو ندارند ، چه برسه به عربستاني ها) (ما اكنون سريع ترين اژدر جهان رو در اختيار داريم كه به جز ما فقط روسيه اين اژدر رو داره ، زيردريايي ها و ناوهاي عربستان به راحتي هدف اين اژدر قرار ميگيرند.) باز هم تشكر.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
عصرایران - سعود الفیصل، وزیر خارجه عربستان است؛ عصبانیت او در نشست فوق العاده وزیران خارجه کشورهای اتحادیه عرب، نشان داد که در ماجراهای اخیر لبنان، آنچه به هم ریخته است، بازی سعودی هاست والا دلیلی ندارد دیپلمات کهنه کاری مثل سعود الفیصل، برای منافع دیگران، اینگونه عنان اختیار از کف بدهد و حتی با همتای سوری خود درگیری لفظی پیدا کند. وزیر خارجه عربستان در این نشست، سید حسن نصرالله را "شارون" خواند و گفت این دو، با اشغال بیروت موافق اند. او ایران را به مدیریت جنگ لبنان متهم کرد و خواستار اعزام نیروهای عربی به این کشور شد تا امنیت را به لبنان بازگردانند. سعود الفیصل، از کشورهای عربی نیز خواست که با صدور بیانیه ای ایران را محکوم کنند. اما پشت پرده این اظهارات چیست؟ پاسخ به این پرسش را باید در نقطه آغازین ماجراهای اخیر لبنان سراغ گرفت. بر خلاف آنچه گفته می شود، درگیری های لبنان، پس از تصمیم کابینه فواد سینیوره برای ایجاد اختلال در شبکه مخابراتی حزب الله لبنان آغاز نشد بلکه سرآغاز این ماجرا، دستکم به ترور عماد مغنیه، مغز متفکر نظامی حزب الله می رسد. کمی به عقب تر بر می گردیم؛ به جنگ 33 روزه. در آن جنگ اسراییل شکست بی سابقه ای را از یک گروه مسلح به نام "حزب الله لبنان" خورد، به گونه ای که برای اولین بار ناوهای پیشرفته اش مورد هدف قرار گرفت و یک هشتم تانک های ارتش اسراییل که عمدتا از نوع مدرن "مرکاوا" بودند، منهدم شد. بعدها در گزارش اطلاعاتی "وینوگراد" که در اسراییل منتشر شد، بهره گیری حزب الله از شگردهای پیچیده عملیاتی و نیز عدم توانایی اسراییل در شنود مکالمات مخابراتی رهبران و مبارزان حزب الله از جمله مهم ترین دلایل شکست ارتش اسراییل در جنگ 33 روزه عنوان شد. اما اسراییلی ها، بنا ندارند وجود تشکلی مثل حزب الله را در مجاورت خود تحمل کنند. آنها، البته در این باره، تنها نیستند و برخی کشورهای عربی و مشخصا عربستان، اردن و مصر نیز در این ماجرا، با اسراییل همنوا هستند، چنانچه در جریان جنگ 33 روزه نیز تعاملات سیاسی و اطلاعاتی ویژه ای با اسراییل برقرار کرده بودند. از این رو، تضعیف مرحله به مرحله حزب الله و در نهایت تدارک جنگی دیگر علیه این گروه در دستور کار مشترک آنان قرار گرفت و بدین ترتیب، در یک عملیات مشترک توسط نیروهای امنیتی اسراییلی و سعودی، مغز متفکر نظامی حزب الله و طراح بخش بزرگی از نقشه های عملیاتی جنگ 33 روزه ترور شد. مرحله بعدی، ورود به سیستم مخابراتی حزب الله بود. حزب الله از مدت ها پیش ، با علم به اینکه شبکه مخابراتی عمومی به هیچ عنوان از خطر قطعی "شنود" مصون نیست، یک شبکه اختصاصی مخابراتی با کاربری نظامی را برای خود راه اندازی کرد. این اقدام، به حدی موفقیت آمیز بود که در گزارش های اطلاعاتی اسراییل اعتراف شد که سرویس های امنیتی تل آویو و ارتش آن، هرگز نتوانستند از آنچه بین فرماندهان و مبارزان حزب الله رد و بدل می شود، مطلع شوند. بدین ترتیب، نقشه های عملیاتی حزب الله در امنیت کامل اطلاعاتی پیاده سازی شد و از سوی دیگر، چندین طرح ترور که توسط اسراییلی ها طراحی شده بود، به علت ایمن بودن مکالمات حزب الله ناکام ماند. در چنین شرایطی، کابینه فواد سینیوره که به طور آشکار و بی پرده ای از سوی آمریکا، اسراییل و عربستان سعودی حمایت می شود، تصمیم به انهدام سیستم مخابراتی حزب الله لبنان گرفت. واکنش حزب الله به این تصمیم به معنای واقعی کلمه، "سریع و قاطع "بود ؛ سید حسن نصرالله، دست اندازی به شبکه مخابراتی حزب الله را دست درازی به "سلاح" حزب الله دانست و هنگامی که کابینه سینیوره، بر عملی کردن تصمیم خود پافشاری کرد، نیروهای حزب الله، وارد عمل شدند و با تسخیر بخش های مهمی از پایتخت لبنان و تحویل ان به ارتش رسمی لبنان، کابینه سینیوره و جریان های سیاسی حریری و جنبلاط را ناچار به عقب نشینی و لغو تصمیم خود کردند. حزب الله که در مرحله اول طرح آمریکا، اسراییل و عربستان برای راه اندازی جنگ جدید ،یعنی در ترور مغنیه، دچار غافلگیری شده بود، این بار دریافت که اگر سکوت کند و اجازه قطع شبکه مخابراتی اش که برایش در حکم "بزرگراه امنیت" است را بدهد، به زودی با بحران های اطلاعاتی و امنیتی مواجه خواهد شد و در مرحله بعدی ناگزیر خواهد بود در مقابل خواسته ای به نام "خلع سلاح" ، آن هم در مقابل "اسراییل مسلح"، بایستد. این وضعیت، قطعا برای طراحان تضعیف مرحله ای حزب الله و در نهایت حمله نظامی به آن، خوشایند نبود. در واقع، حزب الله، بازی آنها را به هم زده بود و این هم برای اسراییلی ها و هم برای سعودی ها بسیار دردناک بود. البته، بدیهی است که سعودی ها در این معرکه، نگرانی های بیشتری دارند زیرا تکلیف اسراییل و مواضع آن که کاملا مشخص است ، ولی عربستان، از یک سو، خود را حامی مردم لبنان معرفی می کند و در همان حال، به امید اینکه سیاست های واقعی اش عیان نشود، علیه فراگیرترین تشکل مردمی لبنان توطئه می کند و از بد حادثه (!) تیرش به خطا می خورد، دستش رو می شود ولی به هدف نمی رسد؛ چیزی شبیه ضرب المثل خودمان: آش نخورده و دهان سوخته! بنابراین، عصبانیت دیپلمات با تجربه ای مثل سعودالفیصل مساله ای کاملا قابل درک است اما برخی اظهارات وی در نشست اخیر بیش از آنچه ارزش نقد داشته باشد، بیشتر، دستمایه ای برای سرگرمی و حداکثر طرح چند پرسش است: او گفته است که اعراب به لبنان نیرو بفرستند! و البته نگفته است که اگر سران کشورهای عربی از این عرضه ها و جسارت ها داشتند امروز، اسراییل شصتمین سال اشغال فلسطین را جشن نمی گرفت و سرزمین های عربی در لبنان و سوریه، همچنان در اختیار اسراییلی ها قرار نداشت. به راستی سعودالفیصل که این روزها از ناآرامی های لبنان نگران است و برای مردم این کشور دایه مهربان تر از مادر شده است، پاسخ دهد در جنگ 33 روزه که چندین برابر کل جمعیت لبنان بر سر آنها بمب و موشک و راکت و گلوله فرو ریخت و ارتش اسراییل نه به زنان رحم کرد و نه به کودکان و سالخوردگان، سعودی ها کجا بودند؟ چرا در آن زمان جناب ایشان سخن از اعزام نیروهای عربی به لبنان نگفت؟ آیا به نظر سعودی، مردم لبنان عبارت است از سینیوره، حریری و جنبلاط که فقط هنگامی که موقعیت اینها به خطر می افتد، دلسوزی سعودی ها آغاز می شود؟! سعودالفیصل، همچنان قهرمان مقاومت مردم لبنان یعنی سید حسن نصرالله را با منفورترین چهره در نزد اعراب و مسلمانان همتراز کرده و او را "شارون" خوانده و در اثبات ادعای خود چنین استدلال کرده است که هر دوی آنها موافق اشغال بیروت اند! البته در اینکه شارون و همگنان او، از اشغال بیروت بدشان نمی آید، شکی نیست ولی متهم کردن یک لبنانی به "اشغال خاک خود"، طنزی است که ابداع آن، تنها از عهده دیپلمات درمانده ای مثل سعودالفیصل برمی آید. سید حسن نصرالله، بر خلاف بسیاری از رهبران عرب و از جمله همین سعودالفیصل، به جای دست دادن های پنهانی با اسراییلی ها و پانهادن های آشکار بر خون مردم فلسطین، برای دفاع از سرزمین اش مبارزه می کند و حتی در این راه، فرزندش نیز شهید شده است و حال، فردی مثل سعودالفیصل، با بی شرمی تمام او را در کنار بزرگترین قاتل فلسطینی ها و لبنانی ها می گذارد تا یکی دیگر از طنزهای تلخ خاورمیانه شکل بگیرد! ای کاش، سعودی ها، به همان اندازه که نگران اسراییلی ها و هم پیمانان لبنانی آنها مثل سینیوره و جنبلاط هستند، غیرت عربی- که مدام از آن دم می زنند- داشتند تا به جای پاشیدن خاک بر چهره و چشم تنها مبارزان راه آزادی، در کنار ملت های مسلمان قرار می گرفتند. آنها، حتی اگر به اندازه نیمی از همت "ایران غیر عرب" در کنار لبنانی ها و فلسطینی های عرب می ایستادند، امروز مجبور نبودند برای خوشامد تل آویو نشینان اینگونه سخن بگویند و به ایران دشنام دهند از دوستان لبنانی اسراییل دلجویی کنند. چند روز پیش، حسنی مبارک، رییس جمهور مصر، شصتمین سالروز تاسیس اسراییل را به اولمرت تبریک گفت. این تبریک صریح، با موج مخالفت ها در جهان اسلام و عرب مواجه شد و اینک، سعودالفیصل با سخنان اخیر خود، تلاش کرده است این روز را، به گونه ای غیرمستقیم به اسراییلی ها تبریک بگوید. سعودی ها که نبادی در ساحت عزت فروشی از مصری ها عقب بمانند...!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
خوب وقتی که از کوره در میره باید بگیرن و دوباره بندازنش تو کوره! icon_cheesygrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سعوديها توي منطقه خيلي كارها كردن. icon_cheesygrin 1- خيانت به اعراب منطقه و زمينه سازي براي تشكيل رژيم اسراييل 2- انجام كودتاهاي متعدد در كشورهايي عربي مثل عراق 3- تحريك صدام براي حمله به ايران و ارايه كمكهاي مالي متعدد به صدام 4- سكوت در برابر جنايات اسراييل 5- مداخله در امور لبنان و كارشكني در برابر مقاومت اسلامي حزب الله 6- تبليغات سياسي و جنگ رواني عليه مسلمانان غير وهابي 7- نفوذ در اقتصاد و سرمايه هاي اعراب و... فكر كنم بعد از صهيونيستها سعوديها به عنوان دومين لابي قدرتمند جهانند. icon_cheesygrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
تمام هزينه‌هاي جنگ اسرائيل براي نابودي حزب‌الله را خواهيم پرداخت

دبير كل شوراي امنيت ملي عربستان سعودي در ديدار با مقامات رژيم صهيونيستي در سرزمينهاي اشغالي از آنان خواست براي نابود كردن حزب‌الله به لبنان حمله كنند، در مقابل عربستان نيز تمام هزينه‌هاي اين جنگ را مي‌پردازد.

به گزارش فارس به نقل از پايگاه خبري اسرائيلي فيلكا، "بندر بن سلطان" ديروز به شكل رسمي از "ايهود اولمرت" نخست‌وزير رژيم صهيونيستي خواست در صورت عدم توقف "حملات" حزب‌الله به دولت غربگراي سنيوره، نيروهاي اسرائيلي مستقر در مرزهاي شمال سرزمينهاي اشغالي را به تحريك عليه حزب‌الله وادارد.
وي كه با هواپيماي شخصي خود از جده به مقصد سرزمينهاي اشغالي پرواز كرد در ديدار با اولمرت از وي خواست هر اقدام ممكن را براي حمايت از سنيوره انجام دهد و تمام هزينه‌هاي مالي هرگونه جنگ با حزب‌الله "تروريست" را بر عهده عربستان بگذارد.
اما اولمرت در پاسخ به درخواست عربستان، اين اقدام را در حال حاضر غيرممكن دانست.
بعد از مخالفت اولمرت با اين طرح نماينده عربستان از وي خواست نيروهاي مرزي‌اش در شمال اسرائيل را براي جلب توجه حزب‌الله به تحرك وادارد و آنگاه از طريق كشور آلمان به اطلاع حزب‌الله برساند كه در صورت ورود به مقر رياست‌جمهوري لبنان جنگ با حزب‌الله را آغاز خواهد كرد.
در پاسخ به اين پيشنهاد، اولمرت به ميهمان خود قول داد موضوع را با كابينه خود بررسي كند اما در عين حال تاكيد كرد نمي‌تواند به نفع عربستان وارد جنگ شود و بيشترين كاري كه مي‌تواند انجام دهد مانورهاي نظامي زميني و هوايي براي ترساندن حزب‌‌الله و وادار كردن آنها به جابجايي نيروهايشان از شمال لبنان به جنوب اين كشور خواهد بود.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اسرائیل با وجود به اصطلاح دشمنان احمقی مثل عربستان و کشور دوست مصر!! نگرانی نخواهد داشت چون خود اعراب دارند ریشه خودشون رو می خشکونند!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
البته پاسخ همتاي سوري به اظهارات فيصل هم در نوع خودش جالب بود. متن صحبتهاي رد و بدل شده رو حتما بخونيد. سعود الفيصل" وزير امور خارجه عربستان سعودي، جمهوري اسلامي ايران و حزب‌الله لبنان را با شديدترين اهانت‌ها هدف حمله قرار داد. به گزارش فارس، روزنامه لبناني "الاخبار" با انتشار مذاكرات وزيران خارجه كشورهاي عضو اتحاديه عرب در نشست ديروز (يكشنبه) در قاهره نوشت: در اين نشست كه 10 ساعت به طول انجاميد، مشاجرات لفظي شديدي بين وزير امور خارجه عربستان سعودي و "يوسف احمد" نماينده سوريه در اتحاديه عرب درگرفت كه با دخالت عمرو موسي، دبيركل اين اتحاديه فيصله يافت. به نوشته اين روزنامه، الفيصل در سخناني طولاني، تحولات مردمي جاري در بيروت در روزهاي اخير را "جنگي ديوانه‌وار" خواند و ادعا كرد، عامل اين جنگ، حزب‌الله لبنان است. اين مقام سعودي با توهين به سيد حسن نصرالله، دبيركل حزب‌الله، او را "شارون" خواند و مدعي شد: «اين دو نفر، هر دو با اشغال بيروت موافقند.» وي كابينه "فؤاد سنيوره" را "دولت قانوني" خواند و گفت: «اكنون اين دولت با يك جنگ فراگير مواجه است و ما به عنوان سران جهان عرب، نمي‌توانيم دست‌بسته بنشينيم.» وزير امور خارجه عربستان سعودي در ادامه با اهانت به جمهوري اسلامي ايران، ادعا كرد: «اين، ايران است كه اين جنگ فراگير را مديريت مي‌كند و حزب‌الله هم مي‌خواهد حكومت ولايت فقيه را بر لبنان حاكم كند اما وظيفه ما اين است كه هر آنچه را در توان داريم به كار ببنديم تا جلوي اين جنگ را بگيريم.» وي افزود: «بايد لبنان را نجات دهيم و در اين راه، حتي اگر بشود نيروهاي عربي را به سرعت به لبنان اعزام كنيم و آنها را در سطح اين كشور مستقر كنيم تا امنيت به آن بازگردد و از دولت قانوني حاكم حمايت شود.» سعود الفيصل ادامه داد: «بايد اولاً همين الآن، بيانيه‌اي صادر كنيم و در آن آشكارا حزب‌الله و ايران را به علت اشغال بيروت محكوم كنيم و به افراد مسلح هشدار بدهيم كه از اين جنگ دست بردارند و عقب‌نشيني كنند و دوم اينكه از دولت سنيوره حمايت كنيم و از اين دولت به خاطر مقاومتش سپاسگزاري نماييم و از موضع آن حمايت كنيم.» در اين هنگام به محض قطع سخنان الفيصل، نماينده سوريه اجازه خواست و گفت: «وليد المعلم، وزير امور خارجه سوريه به دلايل خاصي در اين نشست حضور ندارد اما دمشق، مسائل جاري در لبنان را يك مسأله داخلي مي‌داند و قصد دخالت در آن را ندارد اما متأسفانه اين وزير سعودي پيش از خود وارد قضيه شد و مجموعه‌اي حرف‌هاي گمراه‌كننده را مطرح كرد كه مرا مجبور كرد وارد بحث شوم تا اظهارات وي، واقعي قلمداد نشود.» يوسف احمد در ادامه خطاب به اين مقام سعودي گفت: «شما الآن موضع حقيقي خود را آشكار كرديد و نشان داديد كه از يك گروه خاص در لبنان عليه گروه ديگر حمايت مي‌كنيد.» وي خطاب به الفيصل افزود: «تو مي‌گويي دولت لبنان قانوني است در حالي كه همه ما مي‌دانيم اين كابينه تنها يك كابينه تشريفاتي است و نماينده همه لبناني‌ها نيست بلكه تنها بخشي از آنها را نمايندگي مي‌كند.» نماينده سوريه اضافه كرد: «وقتي تو خواستار اعزام نيروي عربي به لبنان مي‌شوي به اين معناست كه از اعراب مي‌خواهي براي جنگ با اكثريت لبناني‌ها به اين كشور سرازير شوند تا از سمير جعحع، جاسوس و مزدور اسرائيل كه امروز هم‌پيمان شما شده است دفاع كنند.» در اين هنگام، سعود الفيصل، اظهارات يوسف احمد را قطع كرد و گفت: «او هم‌پيمان ما نيست.» اما نماينده سوريه پاسخ داد: «هم‌پيمان شماست و از سوي شما حمايت مي‌شود و پول دريافت مي‌كند.» وي ادامه داد: «آيا تو مي‌خواهي مفاهيم مد نظر خود را به ما بقبولاني و به ما بگويي ايران دشمن است و نه اسرائيل كه هر روز بدون توقف، كودكان را مي‌كشد. تو در حالي خواستار اعزام نيرو به لبنان مي‌شوي كه در جريان جنگ 33روزه يك گوشه نشستي و از جايت تكان نخوردي و اين در حالي بود كه اسرائيل داشت لبنان را بي‌وقفه بمباران مي‌كرد. چرا آن موقع به فكر اعزام نيرو براي مقابله با اشغالگري اسرائيلي‌ها نيفتادي؟» نماينده سوريه تصريح كرد: «تو از حزب‌الله به‌صورت دشمن ياد مي‌كني در حالي كه هم خودت و هم همه ما مي‌دانيم كه اين حزب، با آنچه در روز اول تأسيسش بود بسيار تفاوت دارد و قربانيان زيادي براي لبنان و امت خود تقديم كرده در حالي كه هيچ كس چنين هزينه‌اي نمي‌كند مگر اينكه خير كشور خود را بخواهد. وي افزود: ايران همواره در كنار مسائل اعراب ايستاده و حامي ما بوده اما تو مي‌خواهي به ما تلقين كني كه ايران دشمن است. مدتي پيش، وقتي در نشست غير علني اتحاديه عرب، پرونده روابط ايران و اعراب را بررسي كرديم همه حضور داشتند اما هيچ كس نگفت كه با اين مشكلات مواجه است و اين نشان مي‌دهد كه عربستان سعودي مي‌خواهد نگراني‌هاي خودش را به خورد ما بدهد و اين چيزي است كه ما نمي‌توانيم آن را بپذيريم.» در اين هنگام الفيصل، بار ديگر وارد بحث شد و ادعا كرد: «ايران از كودتا [در لبنان] حمايت مي‌كند و تو با من جوري حرف مي‌زني كه انگار ما طرفدار اسرائيل هستيم. اگر بار ديگر اين حرف‌ها را تكرار كني من موضع ديگري اتخاذ خواهم كرد.» نماينده سوريه نيز با عصبانيت پاسخ داد: «من را تهديد نكن! اگر بخواهي با من جور ديگر صحبت كني چيزي از من خواهي شنيد كه پيش از اين از هيچ كس نشنيده باشي.» الفيصل در نشست پيشين وزيران امور خارجه اتحاديه عرب نيز اظهارات تندي را عليه جمهوري اسلامي ايران مطرح كرده بود كه با واكنش برخي حضار مواجه شد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

تمام هزينه‌هاي مالي هرگونه جنگ با حزب‌الله "تروريست" را بر عهده عربستان بگذارد.

جالبه که فقط 6 کشور آمریکا،انگلیس،استرالیا،هلند،کانادا و اسراییل اون رو به عنوان سازمان تروریستی می شناسند.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

جالبه که فقط 6 کشور آمریکا،انگلیس،استرالیا،هلند،کانادا و اسراییل اون رو به عنوان سازمان تروریستی می شناسند.


FeldMarshall عزيز اصلاح مي كنم.5 كشور به همراه رژيم اسراييل. icon_cheesygrin icon_cheesygrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
عرب هستن ديگه چي كار ميشه كرد خدايا نابودشون كن { icon_cheesygrin سعودي ها } امين

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
چه طور هنگام جنگ لبنان بااسرائیل که همین دولت ازشون خواست تا کمک شون کنند وهمین آقای سنیوره در حضور همین آقا نانجیب گریه کرد هیچ کمکی نکرد وتنها خدا به مردم ودولت لبنان کمک کرد البته حضور همین حزب الله اشغالگر وایران ولایت فقیه بود که از سقوط کشور عربی جلوگیری کرد .پس من نمی دونم چطور روشون میشه دیگه حتی سروشون رو بلند کنند چه برسه به این حرفها.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط super_comando
      آفتاب: فرمانده واحد پدافند موشکی نیروی هوایی روسیه گفته‌است که جدیدترین سیستم پدافندی این کشور موسوم به S-400 از هفته آینده در اطراف مسکو مستقر شده و تا پایان سال 2015 حراست از اتمام مراکز مهم اقتصادی و سیاسی روسیه را بر عهده‌دار شده و شانس وقوع هرگونه حمله پیش دستانه خارجی را به حداقل خواهد رساند . به گزارش خبرگزاری ریانووستی، سرتیپ الکساندر گورکوف روز پنج‌شنبه با اعلام این خبر گفت: «اولویت اول، حراست از حریم هوایی مسکو است و به همین منظور این سیستم از هفته آینده در مراکز مهم اطراف مسکو مستقر خواهد شد. بعد از آن S-400 در دیگر مناطق کشور نیز مستقر خواهد شد». وی افزود که این سیستم جدید طی دو مرحله در اختیار نیروی هوایی روسیه قرار خواهد گرفت، به گونه‌ای که تا آغاز سال 2010 شهرهای بزرگ و مناطق اطراف آنها را شامل می‌شود و در مرحله دوم یعنی تا سال 2015 پوشش هوایی بقیه مناطق کشور را نیز در بر خواهد گرفت. به گفته گورکوف به غیر از S-400، نمونه‌های مدرنیزه شده بقیه محصولات صنایع نظامی روسیه نیز به‌زودی در اختیار واحد پدافند ضدموشکی قرار خواهد گرفت. وی گفت که این تسلیحات شامل سیستم‌های پدافندی با برد کوتاه، متوسط و دور می‌شود. به ادعای تحلیلگران نظامی روسیه سیستم پدافند موشکی S-400 قابلیت انهدام همه اجسام پرنده از جمله هواپیما، هواپیماهای بدون سرنشین و موشک‌های بالستیک با هر سرعتی را دارا است . حداکثر برد این موشک‌ها از نظر مسافت 400 کیلومتر و از لحاظ ارتفاع 30 کیلومتر است. تفاوت عمده S-400 نسبت سیستم‌های مشابه آن است که کلاهک‌ موشک‌های این سیستم به ابزارهای نشانه‌روی خودکار در آسمان مجهز شده‌اند. گفتنی است موضوع استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا در اروپای شرقی باعث تکاپوی شدید فرماندهان ارتش روسیه شده‌است. روس‌ها می‌گویند که استقرار این سیستم موازنه استراتژیک کنونی در قاره اروپا را از بین برده و قابلیت پیش‌دستی آمریکا در هر برخورد نظامی احتمالی را افزایش می‌دهد.
    • توسط HRA
      دیدگاه های کوتاه کارشناسان اندیشکده Rand

       
      دالیا داسا کای - مدیر سیاست های عمومی خاور میانه
      تهران احتمالاً حمله ایالات متحده را به عنوان یک اقدام جنگی تلقی می کند. احتمال تشدید تنش بین دو کشور از قبل زیاد بود ، اما پس از حمله شب گذشته ، تقریباً مسلم است. کای افزود : اکنون ما در یک لحظه بسیار خطرناک قرار داریم .
       
      کالین کلارک - محقق تروریسم
      واکنش ایران می تواند از نظر ماهیت نامتقارن باشد و این  بدین معنا است که ارزش دارد حزب الله ، گروه وابسته به ایران را در لبنان و سراسر جهان تحت نظر بگیرید .
      کلارک همچنین خاطر نشان کرد که این وضعیت اساسا متفاوت از عواقب عملیات‌های آمریکا در ترور اسامه بن‌ لادن رهبر القاعده یا ابوبکر البغدادی رهبر داعش می باشد . در هر صورت ، ایران کشوری بسیار توانایی است ، کشوری که منابع لازم برای مقابله با حمله آمریکا با اقدامات نظامی مخرب خود را دارد.
       
      بكا واسر - تحلیلگر سیاسی و متخصص بازی جنگ  
       ایران می تواند با حمله به اهداف نظامی آمریكایی در منطقه پاسخ دهد. وی افزود : عامل جغرافیا با استقرار ارتش آمریكا در خلیج فارس همراه  نیست ، حتی اگر تمام اقدامات لازم برای محافظت از نیروها صورت گرفته باشد .
       
      جیمز دابینز - سفیر سابق ایالات متحده در اتحادیه اروپا
      پاسخ ایران به شهادت حاج قاسم سلیمانی تنها ایستادن و تماشا کردن نیست ، همچنین چگونگی واكنش عراق نیز بسیار مهم است. وی افزود : دشوار است كه باور كنید كه دولت عراق همچنان به استقبال نیروهای آمریكایی رفته و به اعطای مصونیت به آنها ادامه خواهد داد.
       
       
      ترجمه شده صرفا برای میلیتاری - بن پایه : اندیشکده Rand
       
      پی نوشت - از دوستان خواهشمندم از تکرار صحبت هایی که بارها در این موضوع بیان شده اجتناب کرده ، تا فرصت برای ارائه مطالب و تحلیل های جدید توسط دیگر کاربران فراهم شود . 
      با تشکر
    • توسط MR9
      بسم الله الرحمن الرحیم

       



      هفدهم سپتامبر 2010 بود که ژاپن با انتشار استراتژی جدید نظامی خود نخستین «نشانه های جدی» برای خروج از «انزوای نظامی» را نشان داد. ژاپن برای این استراتژی نظامی، رقمی بالغ بر 280 میلیارد دلار برای پنج سال (2010 تا 2014) اختصاص داده و اعلام کرد قصد دارد در این سال ها مواضع دفاعی خود در جنوب و غرب این کشور(مناطق مرزی چین) را تقویت کرده، روی پروژه های موشکی بالستیک سرمایه گذاری کند. در این استراتژی همچنین بر گسترش روابط با همپیمانان کلیدی از جمله آمریکا و افزایش شمار زیر دریایی‌ها و .... تاکید شده است.
       



      اکنون در سال 2014 هستیم و نزدیک به 5 سال از انتشار این استراتژی می گذرد که خبر می رسد، ژاپن برای نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم اعلام می کند ضمن شرکت در عملیات نظامی برون‌مرزی، به دنبال فروش تجهیزات نظامی در بازارهای بین المللی است.
      حضور ارتش ژاپن در عملیات جنگی برون مرزی نیز به رغم مخالفت‌های گسترده مردمی و محدودیت های قانونی گویا در حال عملیاتی شدن است. شاهد این ادعا اظهارات اخیر شینزو آبه، نخست وزیر ژاپن است که اخیرا از داشتن یک «ارتش قدرتمند» سخن رانده و گفته این ارتش حق دارد در جنگ های بین المللی حضور داشته باشد.
      طبق اعلام مقامات ژاپنی، این کشور در تلاش است محدودیت‌های قانونی در زمینه صادرات سلاح را نیز برداشته و به بهانه های مختلف از جمله گسترش فعالیت های اقتصادی، به جرگه صادرکنندگان تجهیزات جنگی بپیوندد و از قرار معلوم، آمریکا نخستین بازار ژاپن در این عرصه خواهد بود.
      قانون اساسی ژاپن در سال 1947 نوشته و با فشار نظامیان آمریکایی‌ها به این کشور تحمیل شده است. طبق این قانون، ژاپن اجازه داشتن «ارتش» به معنی مصطلح آن را ندارد و در مقابل می تواند نیروهای محدود نظامی موسوم به «نیروهای دفاع از خود» داشته باشد.
      البته بخشی از این محدودیت ها در ماه آوریل سال جاری( اواخر فروردین) برداشته شد و به احتمال قریب به یقین اواخر ماه جاری میلادی تصمیم نهایی در این زمینه نیز اتخاذ خواهد شد.
      اما سوالاتی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا ژاپن حقیقتا به دنبال خروج از انزوای نظامی و احیای امپراتوری سابق است؟ موضع کشورهای غربی، چین و کشورهای آسیایی و همسایه به این تغییر استراتژی چگونه خواهد بود؟



      به نظر می رسد، لا اقل بخشی از پاسخ این سوال را باید در روحیات خاص ژاپنی ها و در تاریخ این کشور جست و جو کرد.
      در طول تاریخ، برخي آيين ها و اعتقادات خاص مذهبي، همواره زمينه رشد افراط گونه روحيات ملي گرايانه و صد البته نظامي گري ژاپني ها بوده است.
      مقامات نظامي ژاپن به خصوص در دهه30 تحت تاثير فيلسوفي با نام «تويوما» به شدت اعتقاد داشتند كه خداوند ملت ژاپن را برگزيده و يكايك مردم اين كشور موظفند براي ايجاد «ژاپن بزرگ» بكوشند. براساس آيين معروف «شينتوي پاك» نیز امپراتور ژاپن خداي تمام دنيا معرفی شده و ملت ژاپن نيز «مأموريت» دارد سايرين را تحت هدايت بي چون و چراي این امپراتور درآورد.
      بحران شديد اقتصادي دهه 30 ژاپن نیز بر دامنه اين اعتقادات افزود و رشد شديد احساسات ملي گرايانه ايده توسعه ارضي و ايجاد جامعه بزرگ به زعامت ژاپن را در بين توده مردم اين كشور لازم و واجب نشان داد.
      ژاپن با چنین زمینه های تاریخی پس از پایان جنگ جهانی اول توانست یکی از پنج قدرت بزرگ نظامی و صنعتی جهان شده و در «شورای جامعه ملل» آن زمان، صاحب کرسی دائم بود.
      این کشور در همان ماه های نخست جنگ جهانی دوم توانست حدود 50 میلیون کیلومتر مربع از کره زمین(یک ششم جهان) را تحت استیلا و کنترل خود درآورد. اما به دنبال حملات ناجوانمردانه اتمی آمریکا، از حرکت باز ایستاد. البته نباید فراموش کرد، عده ای نیز معتقدند، ژاپن پیش از حمله اتمی آمریکا به این کشور شکست خورده بود و آمریکا با حمله به این کشور خواست هژمونی خود را به جهانیان تحمیل کند.


       
      این کشور به هر حال پس از جنگ جهانی دوم دیگر اجازه داشتن ارتش به معنی مصطلح امروز و اختیارات کامل را نداشت و خود نیز با وضع قوانینی، محدودیت هایی در ابعاد بین المللی حوزه نظامی وضع کرد.

      اما اکنون رشد اقتصادی بالا این کشور را از شرایط اسفناک پس از جنگ جهانی خارج کرده است و شرایطی که این کشور را به انزوای نظامی کشاند، دیگر وجود ندارد!
      پاسخ دومی نیز برای تحلیل چرایی اتخاذ چنین رویکردی از سوی چشم بادامی ها وجود دارد و آن چیزی نیست جز منافع اقتصادی و سیاسی.
      «جان ميرشاير» صاحب نظريه «رئاليسم تهاجمي» می گوید، قدرت‌هاي بزرگ هميشه مترصد فرصتي هستند تا قدرت خود را در برابر رقبا فزوني بخشند. وي سپس جمعيت و ثروت را به عنوان «پايه‌هاي اصلي قدرت نظامي» تعريف و تصريح مي كند چنانچه كشوري داراي اين مولفه ها باشد، فرصت لازم براي خروش مقابل قدرت ها را به دست آورده است.
      با توجه به مولفه هایی که در جامعه امروز ژاپن دیده می شود، هیچ بعید نیست که این کشور واقعا قصد خروش مقابل سایر قدرت‌ها را داشته باشد.

       

      ژاپن اگر چه به لحاظ سیاسی، استقلال لازم را هنوز کسب نکرده و مانند بسیاری از کشورهای غربی دیگر، پیرو سیاست های آمریکا است؛ اما این کشور حداقل در بعد نظامی، تحرکات جدی از خود نشان داده است.
      وجود پایگاه های متعدد نظامی آمریکا در ژاپن، همواره هزینه‌هایی برای توکیو داشته و این کشور با وجود تقاضاهای زیاد مردمی، هرگز نتوانسته آمریکایی ها را از این کشور بیرون کند. این ناتوانی حتی بعضا باعث سقوط رهبران این کشور شده، همان طور که گاهی شعار علیه حضور نظامی آمریکا، باعث روی کار آمدن رهبرانی در این کشور شده است.
      «یوکیو هاتویاما»، نخست وزیر اسبق ژاپن با شعار جمع آوری پایگاه‌های نظامی آمریکا بود که توانست بر رقیب قدرتمند خود پیروز شود. اما همین فرد به دلیل ناتوانی در عمل به وعده انتخاباتی اش، خرداد ماه سال 89 استعفا کرد و جای خود را به «نائوتو کان» داد. «کان» نیز ماه ها جرئت نکرد راجع به پایگاه های آمریکایی که یکی از قدیمی‌ترین و بزرگترین مشکلات مردم کشورش است، صحبتی به میان آورد.
      بنا بر این به نظر می رسد، ژاپن هنوز پیشرفتی را که در حوزه اقتصاد کسب کرده، در حوزه سیاسی به دست نیاورده است.
      «اقتصاد» نیز می تواند یکی از انگیزه های قوی برای ژاپنی ها جهت ورود جدی به عرصه نظامی باشد.
      ژاپن کشوری است که در حوزه اقتصادی جایگاه ویژه ای دارد. تولید ناخالص ملی ژاپن نزدیک به 6 تریلیون دلار و جمعیت این کشور نیز حدود 128 میلیون نفر است. دو فاکتوری که به اعتقاد «میر شایر» برای خروش کافی است!
      همین چند سال پیش بود که خبر رسید، غول خودروسازی آمریکا یعنی جنرال موتورز، جای خود را به تویوتای ژاپن داده است. آمریکا امروز خود یکی از واردکنندگان اصلی محصولات ژاپنی است. ژاپن در عرصه تکنولوژی و تجهیزات الکترونیکی نیز یکی از پیشرفته ترین کشورهای دنیا است.
      کشوری با چنین مختصات اقتصادی و جمعتی طبیعتا نمی تواند خود را محصور نگاه دارد. بنابر این ورود ژاپن به فاز صادرات تجهیزات نظامی را می توان از این منظر به تحلیل نشست.
       
    • توسط reza4087
      19:25 - 25 مرداد 1388
      " یحیی الحوثی " مسئول سیاسی جنبش شیعیان مخالف دولت صنعا از دست داشتن عربستان سعودی در کشتار اخیر شیعیان در یمن خبر داد.


      یحیی الحوثی برادر عبدالملک الحوثی رهبر شیعیان مخالف دولت یمن روز شنبه از حضور جنگنده های ارتش سعودی در بمباران های اخیر استان شیعه نشین صعده در شمال صنعا خبرداد و گفت: " علی عبدالله صالح در سال 2004 نیز برای سرکوب گروه های مخالف خود از ارتش سعودی کمک گرفته بود "


      این در حالی است که درگیری های پنج روزه استان صعده تا کنون به کشته و زخمی شدن صدها نفر از غیرنظامیان و اعضای جنبش الحوثی منجر شده است.


      محمد عبدالسلام سخنگوی دفتر عبدالملک الحوثی روز شنبه اعلام کرد، تقریبا 120 هزار نفر از غیرنظامیان ساکن استان صعده تا کنون خانه های خود را به سوی مناطق مرزی ترک کرده اند.


      جنگنده‌هاي ميگ ارتش يمن روز شنبه همچنین مناطق "رغافه " و اردوگاه آوارگان در 20كيلومتري شمال شهر "ضحيان " در استان صعده را بمباران كردند.


      پیش تر خبرگزاری رسمي يمن "سبا " اعلام كرده بود، حكومت يمن شش شرط را براي برقراری آتش‌بس مطرح كرده‌است كه شامل " عقب نشينی الحوثی از همه مراكز تحت كنترل خود، برچيدن همه موانع ايجاد شده در مسير تردد مردم در تمام جاده ها، پايين آمدن از فراز كوه ها و خروج از سنگرهای خود، توقف اقدامات خرابكارانه و تحويل غنائم نظامی و غيرنظامی است."


      گفتنی است، اين ششمين بار در پنج سال اخير است كه ارتش يمن مواضع جنبش الحوثی در شمال غرب اين كشور را مورد حمله شديد خود قرار می‌دهد .


      بر اساس گزارش ها، درجريان درگيري‌هاي سال‌هاي 2004 تا 2009 ميلادي حدود چهار هزار نفر از نيروهای دوطرف كشته شده‌اند.
      http://www.presstv.ir/Persian.aspx?id=4839
    • توسط MR9
      نزدیک به شش سال حضور مستمر و ارسال پنجهزار پست در میلیتاری که در واقع  نزدیک به 88 درصد آن را پستهای برگردان شده به پارسی / تالیفی و تحلیلی را تشکیل میدهد ، بلحاظ زمانی ، بسیارسریع سپری شد . بطور قطع ، این دوره زمانی با فرازو فرودهای بسیاری همراه بود که در جای خود می بایست مورد نقد و بررسی قرار گیرد .
       

       
      با این وصف ، به همین بهانه و براساس بررسی های انجام گرفته در آرشیو میلیتاری ، مطلبی که می تواند در آینده با استفاده از منابع افزون تر ، گسترش نیز پیدا کند ، در دست تهیه قرار گرفت که به شکل غافلگیر کننده ای با حملات شبه نظامیان حوثی به  تاسیسات نفتی عربستان سعودی مصادف شد . گر چه ادعایی در کامل بودن آن وجود ندارد ولی قابلیت مناسبی برای تبدیل شدن به  بستری آکادمیک  به منظور بررسی دقیق تر شبکه دفاع هوایی ارتش سلطنتی عربستان سعودی در اختیار دارد .
       
      مقدمه  :
      ارتش ایالات متحده ، در جریان طراحی نقشه بمباران استراتژیک  ژاپن در سالهای پایانی جنگ دوم جهانی پس از بررسی های طولانی شیوه های رزم میان دو طرف درگیر ، به این نتیجه رسیده بود که اولین هدف تمامی فرماندهان حاضر در صحنه نبرد ( چه فرماندهان ژاپنی و چه فرماندهان متفقین ) ، حصول اطمینان از کنترل آسمان به نفع نیروی خودی  است  . نزدیک به چهل و پنج سال بعد ، در آستانه جنگ دوم خلیچ پارس ، ژنرال مالیکوف ، فرمانده وقت نیروی هوایی ارتش شوروی نیز براین اعتقاد قرار داشت که این جنگ  مفهوم  برتری هوایی را  چه برای ارتشی که  این برتری را بدست آورد و چه ارتشی که این برتری را از دست داد ، به گونه ای متفاوت تعریف نمود .
       
      کلیات :
       
      از یک نظر ، هدف از اجرای عملیات ضد هوایی پدافندی ( defensive counter air/DCA  ) حفاظت از نیروهای خودی و موقعیت های استراتژیک  در برابر حملات  هوایی و موشکی دشمن خواهد بود که در اصطلاح با واژه پدافند هوایی  ( counter-air defence ) نیز مورد شناسایی قرار می گیرد ، در ادبیات نظامی  به دو گونه کاملا متفاوت دفاع عامل و غیر عامل قابل تقسیم بندی است . با این وصف ، تمامی تاکتیکهای مربوط به عملیات ضد هوایی پدافندی ، 2 هدف اصلی را دنبال می کند :
      1-از میان بردن و خنثی سازی تمامی تهدیدات / حملات هوایی و موشکی دشمن
      2-کاهش تاثیر مخرب روانی و فیزیکی این گونه حملات بر واحدهای خودی
       

       
      معماری سلسله مراتبی شبکه دفاع هوایی 
       
       
      با توجه به این دو هدف ، اصول و پایه اصلی عملیات ضد هوایی پدافندی ، شامل مفاهیمی نظیر تشخیص ، شناسایی ، رهگیری و نابودی تهدیدات هوایی – موشکی دشمن است . طبیعتا" عملیات ضد هوایی پدافندی را می توان در قالبی استاندارد ، بصورت نمایش واکنش مناسب با هدف گرفتن ابتکار عمل از دشمن بواسطه اجرای تاکتیکهای کنترل آتش و تقسیم فضای دفاعی به  مناطق هوایی مشخص  ( AADC/Area AirDefence Command)  مورد تعریف قرار داد . به شکل خلاصه ، مجموعه عملیات ضد هوایی پدافندی نیازمند وجود یا دسترسی به  اطلاعات رزمی منسجم بر پایه توانمندی های دفاعی / هجومی و همچنین برآوردهای مستدل در خصوص روشها ، تاکتیکها و داده های مربوط به سامانه های تسلیحاتی خودی و دشمن است که آن را می توان در چهارچوب مفهومی آماده سازی اطلاعاتی میدان نبرد ( IPB/ Intelligence Preparation Of The Battle space) مورد بازشناسی قرار داد .
       

       
       
      با توجه به موارد پیش گفته ، مهم ترین بخش در ساختار یک شبکه دفاع هوایی را می توان  "مرکز عملیات هوایی"  (AOC/Air Operation Center) دانست که در آن ، هواگردهای نظامی ، سامانه های پیش اخطار  پایش ، هدایت و عملیاتی می شوند . این مرکز ، عنصر اصلی سامانه کنترل هوایی و نماینده اصلی مرکز هماهنگی منطقه ای بوده و بواسطه آن می توان  عملیات هوایی ، زیرسیستم های پدافند زمین پایه در بردهای مختلف را تحت یک فرمان قرار داد . این مرکز بدلیل برخورداری از تجهیزات و پرسنل مرتبط ، می تواند طراحی ، هدایت و انجام عملیات پدافندی را در منطقه نبرد بر عهده گرفته  و با استفاده از  داده های بدست آمده از منابع مختلف می تواند حریم هوایی خودی را کنترل نماید .
       
      سپر صحرا : بررسی شبکه دفاع هوایی ارتش عربستان سعودی
       

       
      پادشاهی عربستان سعودی (المملکة العربیة السعودیة) با مساحتی در حدود 2149690 کیلومتر مربع ، با قرار گرفتن در رده سیزدهم وسیع ترین کشورها ، بزرگترین واحد سیاسی در  غرب آسیا بشمار می رود که بخش عمده  شبه جزیره عربستان را دربر گرفته‌است و از شمال با  عراق ،  اردن  و  کویت ،  از سوی شرق با  امارات متحده عربی ،  قطر  و  خلیج فارس و  از جنوب شرقی  با عمان ،  از جنوب با یمن و از سوی غرب با ساحل دریای سرخ  هم‌مرز است.

       
      با این وصف ، حملات شبه نظامیان حوثی به زیرساختهای نفتی این کشور  در سپتامبر 2019 موجب شد تا ساختار و شبکه دفاع هوایی این کشور زیر ذره بین رفته  و بررسی آن در کانون توجهات قرار گیرد.  
       
      تغییر پارادایمیک برای سپر صحرا:
       
      ایده اولیه ایجاد شبکه دفاع هوایی مستقل از نیروی هوایی در سازمان رزم ارتش پادشاهی عربستان سعودی به سال 1966 ( یکسال قبل از دومین جنگ اعراب و اسراییل در سال 1967 ) با ورود  سپهبد خالد بن سلطان (ستوان وقت )  باز می گردد . با سازماندهی این فرماندهی ( نیروی پدافند هوایی سلطنتی سعودی / RSADF) بعنوان یک نیروی مستقل که معادل نیروهای هوایی، زمینی ، دریایی بود ، یک تغییر ساختاری عمیق در ارتش این کشور پدید آمد ، بدین معنی که شبکه دفاع هوایی این کشور دیگر بعنوان زیر مجموعه نیروی زمینی ارتش سلطنتی (RSLF) محسوب نمی شد .
       
      به اعتقاد مورخان نظامی ، انگیزه ایجاد این تغییر را می توان در سیالیت تهدیدات موجود بر علیه این کشور تحلیل نمود . نگرانی سطح ارشد تصمیم گیر در ارتش عربستان  از گسترش تسلیحات کشتار جمعی و  حامل های این نوع جنگ افزارها ( موشکهای بالستیک ، هواپیما و... )  منجر به تغییرات گسترده در افق دید فرماندهان ارتش شده و بالتبع راه کارهای خنثی شدن این تهدیدات مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت که در نهایت به تولد پدافند هوایی ارتش سلطنتی منجر گردید .
       

      خالدبن سلطان 
       
      سپهبد خالد بن سلطان  در کتاب خود با عنوان A WARRIOR OF DESERT  در خصوص چرایی تشکیل نیروی چهارم می نویسد :
       
      " مساحت کشور سعودی بیشتر از2 میلیون کیلومتر مربع بود و اتکاء صرف بر نیروی زمینی برای دفاع از آن ، به هیچ عنوان عاقلانه به نظر نمی رسید ، به همین دلیل درسال 1974 طرحی رابه منظور جدایی نیروی دفاع هوایی از نیروی زمینی ارائه ودر آن خواستارشدم تا شبکه دفاع هوایی عربستان می بایست مستقل از سه نیروی دیگر وارد عمل شود و این یک مسالع ضروری و پر اهمیت است . تلاش ها برای ایجاد این استقلال نیرویی نهایتا" در سال 1983 به ثمر نشست "
       

       
      علیرغم وجود تهدیدات پیش گفته ، تفکیک یگان های پدافند هوایی از نیروی زمینی و تبدیل شدن آنها به یک نیروی مستقل نزدیک به 20 سال ( اواسط دهه هشتاد میلادی )  بطول انجامید تا شاخه چهارم از ارتش عربستان ، ماموریت و مسئولیت حفاظت از فضای هوایی این کشور را با استفاده از سامانه های زمین پایه بر عهده گیرد. فرماندهی این نیرو در ابتدای امر به امیر خالد بن سلطان آل سعود ، فرزند وزیر وقت دفاع  و نیروی هوایی سپرده شد و پس از 4 سال بررسی های اولیه ، نیروی تازه متولد شده  به 5 زیرشاخه G1، G2،G3،G4و G5 تقسیم گردید و ستاد مرکزی آن برای ایجاد هماهنگی میان بخش های عملیاتی ، لجستیکی به ریاض ( پایتخت عربستان ) منتقل شد .
       

       
      علاوه براین ، بدلیل تغییر تهدیدات ، بخصوص برای حفاظت از این ستاد در برابر حملات موشکی ، یک مجموعه پیشرفته در سال 2004 تاسیس و همه پرسنل و تجهیزات کنترل و فرماندهی در آن استقرار یافت . این نیرو تا ابتدای دهه نود میلادی با در اختیار داشتن 4000 پرسنل ، 33 آتشبار دفاع هوایی موشکی را در سازمان رزم خود می دید  که از این تعداد 16 آتشبار با مسلح شدن به 128 سامانه MIM-23 I-HAWK با برد 40 کیلومتر ، حفاظت از  ریاض ، راس التنوره ، ظهران ، جده و همچنین پایگاه های هوایی این کشور شامل خمیس موشیت (Khamis Mushayt) ، حفر الباطن ( Hafar al Batin) و تبوک ( Taube) و همچنین تاسیسات استراتژیک نفتی در استان های شرقی این کشور را بر عهده داشت .
       

       
      هفده آتشبار باقی مانده که خط دوم پدافندی عربستان سعودی را تشکیل میداد ، 68 سامانه متحرک شاهین (Shahine) بابرد 16 کیلومتر را در برمی گرفت . این سامانه که در واقع نوع بهبود یافته و متحرک سازی شده  سیستم فرانسوی کروتال (Crotale) نصب شده برروی شاسی AMX-30SA بشمارمی رفت ، ماموریت داشت تا از میادین نفتی و سایر تاسیسات حیاتی ، بسته به موقعیت و شرایط زمانی دفاع کند ، در حالی 73 سامانه شاهین دیگر ، بعنوان سیستم های دفاع هوایی ثابت ، مورد استفاده قرار می گرفتند .
       

       
      با توجه به گستره و موقعیت سرزمینی عربستان ، تمامی آتشبارهای موجود شامل  سامانه های I-HAWK و شاهین با متصل شدن به سامانه کنترل و هشدار زودهنگام هوابرد ( AWACS) ، سامانه فرماندهی و کنترل سپر صلح ( Peace Shield command and control system) را پدید آوردند . ضمن اینکه شبکه دفاع هوایی عربستان برای اجرای ماموریتهای دفاع هوایی نزدیک به سامانه های توپخانه ای خودکششی 20 م.م و 30م.م ولکان (Vulcan ) که بر روی شاسی فرانسوی AMX-30SA قرار گرفته بود ، نیز مسلح گردید .
       

       
       
      اگر چه شبکه دفاع هوایی این کشور با در اختیار داشتن سامانه های موشکی برد بلند و توپخانه ای کوتاه برد ، قابلیت دفاع از حوزه سرزمینی خود را داشت ، اما  برای افزایش قابلیتها و ارتقاء ضریب حفاظت ، بکارگیری سیستم های دفاع هوایی موشکی کوتاهبرد ( SHORAD)  و همچنین میانبرد ( HIMAD) را نیز در دستور کار خود قرار داد . ورود این سیستم های جدید ، موجبات  تغییرات افزون تر در حوزه های پشتیبانی و آموزش شده تا شبکه دفاع هوایی این کشور  بتواند با تهدیدات موجود و خطراتی که در دهه های آینده ممکن است پدید آید ، مقابله نماید .
       

       
      در حوزه لجستیک ، دفاع هوایی ارتش سلطنتی زیرساختهای مطلوبی را برای آموزش و تربیت  پرسنل وظیفه  و افسران در سطوح مختلف فراهم نموده است . ستاد این نیرو که در ریاض قرار دارد ، مسئولیت اصلی طرح ریزی و عملیاتی نمودن برنامه های تصویب شده برای شش زیرشاخه ( فرماندهی دفاع هوایی ) پادشاهی سعودی را بر عهده دارد  . از سویی دیگر ، جده  (Jeddah) خانه اصلی دانشکده  دفاع هوایی (Air Defense Forces Institute /(ADFI ، زیرساختهای تعمیر و نگهداری ، پشتیبانی فنی ، تاسیسات آموزشی پرسنل جدید الورود پدافند و در نهایت  بستر اصلی آموزشی سامانه های تسلیحاتی محسوب  می گردد .
       
      در دانشکده دفاع هوایی عربستان ، دروس پایه برای آموزش افسران و درجه داران پدافند در دو سطح مقدماتی و پیشرفته  ارائه شده است . این دانشکده که مطابق با الگوی آکادمی های معتبر نظامی در ایالات متحده  ایجاد شده ، برای افسران دفاع هوایی ، یک دوره 3 ساله را در نظر گرفته که به فارغ التحصیلان ، مدرک معادل لیسانس در حوزه مطالعات نظامی اعطاء می نماید .
       
      به اعتقاد کارشناسان نظامی ، مرکز پشتیبانی و تعمیر و نگهداری مستقر در جده ، یکی از تاسیسات پیشرفته  این نیرو بشمارمی آید که تمامی امور مربوط به  به روز نگاه داشتن شبکه دفاع هوایی عربستان را برعهده دارد . این مرکز به سه بخش تاسیسات (آمادگاه )  سامانه های موشکی ، آمادگاه یکپارچه سازی و در نهایت آمادگاه  پشتیبانی فنی تقسیم می گردد. در این میان ، آمادگاه  پشتیبانی فنی این نیرو ، مجموعه ای از تاسیسات چند میلیون دلاری است که ماموریت و وظیفه نگهداری از ذخیره موشکهای دفاع هوایی را بر عهده داشته  ، بدون آنکه نیازبه ارسال آنها به کشور سازنده ( ایالات متحده )  باشد ، که این خود صرفه جویی قابل توجهی را فراهم مینماید . دومین مجموعه (تاسیسات-آمادگاه سامانه های موشکی /TRMF/ Theater Readiness Missile Facility )  نیز ترکیبی از  زاغه های ذخیره سازی مهمات موشکی و طیف متنوعی از مهمات استاندارد مورد استفاده پدافند هوایی بشمارمی رود که در نقاط مختلف این کشور برای کاربردهای مشخص ، ایجاد گردیده است ، در حالی که آمادگاه  یکپارچه سازی نیز بطور همزمان  مسئولیت بررسی نهایی آمادگی سامانه های تسلیحاتی ، یکپارچه  سازی و درنهایت ارتقاء گردان های دفاع هوایی ، قبل از استقرار در محل تعیین شده را بر عهده دارد .
       
      تمامی این مجموعه ها نیز توسط مرکز پشتیبانی فنی پدافند هوایی که به شکل مستقیم با شبکه فرماندهی و کنترل این نیرو مرتبط است ، حمایت می گردد . به گفته تحلیلگران نظامی ، هدف اصلی از ایجاد چنین ساختاری ، ادغام کلیه سامانه های در دسترسی در یک مرکز فرماندهی و اطلاعات ( CIC / command and information center ) است .
       
      با این وصف ، چندگانگی فرهنگی میان پرسنل بومی  و مشاوران نظامی خارجی در نیروی پدافند هوایی سعودی ، موجبات پدید آمدن شکافهایی شد که این امر با اعزام  اولین دسته از پرسنل ارتش این کشور به دانشکده دفاع هوایی توپخانه ای سنت بار بارا(air defense and artillery fraternal organization ) به منظور بهبود درک شیوه های خدمات- محور به تقریب برطرف گردید .
       

       
      با توجه به این امر ، نقش مشاوران دفاع هوایی در اجرای صحیح ماموریتهای محوله به این نیرو از اهمیت بسیارزیادی برخوردار می بود . نمونه بارز این تلاش مشترک میان شبکه دفاع هوایی عربستان سعودی و ناظران نظامی خارجی را می توان در  برنامه ریزی ، هماهنگی و تکمیل پروژه فروش سیستم دفاع هوایی FIM-92 STINGER مشاهده نمود ، چرا که برای خرید این سامانه تسلیحاتی ، می بایست یک فرهنگ پشتیبانی مشترک میان  نیروی دریایی سلطنتی ،ستاد فرماندهی  شبکه دفاع هوایی سلطنتی ، وزارت دفاع و نیروی هوایی ایجاد می گردید . اهمیت این تلاش پس از واقعه 11 سپتامبر 2001 مشخص شد ، چرا که  این اطمینان بوجود آمد که هیچکدام از موشکهای استینگر فروخته شده در اختیار شبه نظامیان مسلح قرار نگرفته است .
      از سویی دیگر ، اجرای برنامه های آموزشی ضمن خدمت  از سوی ستاد پدافند هوایی برای افسران این نیرو از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است . بخش عمده ای از افسران پدافند هوایی سعودی به چند زبان مسلط بوده  ، چرا که  بخش عمده ای ازآنها  در دانشکده های نظامی ایالات متحده  آموزش دیده بودند ، هر چند پس از 11 سپتامبر 2001 ، روند اعزام دانشجو با افت بسیار زیادی مواجه شد .
       
      پی نوشت : 
      1- ادامه دارد ...........
      2-منابع در انتهای مقاله درج خواهد شد .
      3- تشکر فراوان از سه دوست عزیز جناب @bds110@ ،  mehran55@ ، warrior بابت راهنمایی های گسترده 
      4- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق  منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . 
       
      برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران  ( MILITARY.IR) 
       
                                                                                                                                                                                       مترجم : MR9
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.