امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

سلام

با تطبیق تصاویر ماهواره ای و تصاویر منتشر شده توسط امریکا و همچنین بررسی محل و زاویه اصابت با تاسیسات نفتی البقیق میشه گفت احتمال چنین تهاجمی از سوی  ایران یا طرف ثالث بیشتر از طرف یمنی هست. اصابت ها از سمت شمال غرب تاسیسات هستن.

 

 نیاز هست چند فکت رو در نظر بگیریم :

 

1.نیرو های یمنی زیر ساخت و امکانات لازم برای چنین حملات گسترده با این برد رو ندارن

 

2. بقایای حداقل یک موشک کروز در شمال البقیق و نزدیک مرز عراق کشف شده

 

3. گزارشاتی مبنی بر پرواز اجسام ناشناخته روی کویت ثبت شده

  • Upvote 2
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

به نظرم ماجرای کروزها (تصاویر فعلی و احتمالی اینده) یک فریب عربستانی/امریکایی است. یعنی احتمالا تصاویر ارشیوی هستند ( سعودیها خیلی از حملات را انکار کردند و احتمالا تصاویرش برای همیشه در ارشیو محبوس شده بوده) و حالا علمشون کردند. چون اگر کروز استفاده شده بود (مثلا از جانب ما در عراق) برای رد گم کنی سخنگوی ارتش یمن* هم از پهپاد و هم از کروز سخن میگفت و نه فقط پهپاد.

 

از طرفی اثر تخریب ها ممکنه هم بر اثر انفجارها و حادثه متعاقب حمله بوده باشه (بیش از ده مورد) و هم حتی کار خود ائتلاف امریکایی/سعودی برای از اعتبار ساقط کردن اظهارات سخنگوی ارتش یمن. چون چیزی که الان وجود داره به نظر این گزینه را در دستور کار قرار دادند.

 

*سخنگوی ارتش یمن استفاده از ترکیب پهپادهای با موتور جت و پیستونی را در این حملات تاکید کرده.

 

نوع واکنش بسیار تند ترامپ را باید تحلیل کرد. اینکه به خاطر حمله به عربستان و تاسیسات نفتیش ایالات متحده یک جنگ آغاز کنه یکی از این استثناهای تاریخی میشه احتمالا خصوصا با توجه به بازیگرانش ( امریکا و عربستان) - حتی حرفش را هم زدن نوعی عبور از خط قرمزهای ترسیمی این کشور هست و تازه امریکا را در موقعیتی قرار میده که اگر به این رجزش عمل نکنه بیشتر اعتبارش را از دست میده. درسته خدشه دار شدن اعتبار تسلیحات امریکایی/امنیت امریکایی/پایگاه امریکایی و حمایت امریکایی و ضربه دردناکی که خورده قابل درک! هست خصوصا اینکه شاید موردی که بیشتر عصبانیشون کرده این هست تمام فشار حداکثریشون ضد ایران هم ممکنه تحت تاثیر قرار بگیره ولی خب هر چند توپ را در زمین بن سلمان هم انداخته خیلی جالب میشه در تاریخ علل جنگ ایران و امریکا را حمایت از عربستان سعودی و بن سلمان قاتل! بنویسند!

 

پ ن: بیشترین آسیب به این منطقه مستطیل بزرگ بوده و بعد هم اون سه مخزن کناری که به نظر حداقل دو موردشون به شدت اسیب دیدند.

aramco2.jpg

 

تصویر زوم:

 

aramco1.jpg

 

ویرایش شده در توسط alala
  • Like 2
  • Upvote 11
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 

شبکه بی-بی-سی: ایران از خاک خود با موشک های کروز به تأسیسات نفتی عربستان سعودی حمله کرده، یک مقام ارشد آمریکایی


 

https://www.youtube.com/watch?v=utUUekFNNAo

 

 

 

  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

جالبه یکی از کابران انگلیسی زبان توییتر توییت کرده بود امکان چنین حملات کروزی ای فقط در انحصار چند کشور اروپایی و امریکا و اسراییل و روسیه هست و ایران تواناییش را نداره و بعد تلویحا روس ها را به خاطر منافع افزایش قیمت نفت منتفع قضیه دونسته بود، حالا این اصرار فضاسازی مقامات آمریکایی و شخص ترامپ به نظرم چون تجربه گلوبال هاوک را داریم ( وقتی به خاطر به قول ترامپ سرنگونی خارج از مرز پهپاد خودشون حمله نکردند قطعا به خاطر عربستان که پیمان نظامی دفاعی هم باهاشون ندارند واکنش نشون نخواهند داد) فقط و فقط برای فضاسازی و شاید در یک فرض جدید یک سناریو برای طرح ریزی ملاقات با روحانی است در نیویورک. چطور ربط دارند؟

 

دیدیم صبح امروز ترامپ در یک چرخش ناگهانی بلافاصله بعد توییتش که بله ما منتظر اعلام عربستان برای اقدام هستیم، توییت کرد که کی گفته من گفتم با ایران بدون پیش شرط میخوام مذاکره کنم؟ حالا فرض کنیم تا زمان سفر نیویورک امریکا به شدت بر این فضاسازی ها و تهدیدها میدومه و فضا را عن غریب اماده حمله نشون میده و ناگهان در نیویورک پیش شرط توقف حمله یا اقدام را ملاقات با روحانی و بررسی ماجرا در یک دیدار دو جانبه میزاره. به هر حال این هم راهی است که شاید از یک طریق دیگه ملاقات را حتی بدون اون خط اعتباری و تخفیف تحریم ها به دست بیارند، لابد فکر کردند جناح داخلی هم (فرض اونها) میتونه در داخل تبلیغ کنه با یک ملاقات تونست سایه جنگ را از سر ایران دور کنه.

 

فرضیه سازی ها در این مورد به خاطر این هست که بعیده واقعا ترامپ به خاطر سعودیها دست به جنگ بزنه ( همین حالا هم دموکرات ها با واژه های تندی توییت اول ترامپ را تعبییر میکنند به غلام حلقه به گوشی سعودیها ) لااقل کار بسیار سخت تری داره نسبت به سرنگونی گلوبال هاوک از اونجا که مدام تبلیغ کرده و میکنه ما اصلال منافعی هم در خلیج فارس نداریم و نفت که داریم خودمون و اوکی هستیم.

برای همین نباید ارعاب ها و تهدیدات امریکا باعث تحلیل غلط در ما بشه. یک حمله فوری از جانب یمن حتی مناسب هست هرچند نیروهای دفاعی هم مثل همیشه باید اماده هرگونه حماقت طرف مقابل هم باشند.

 

پ ن: ولی این حمله پارادوکس های جدید را شکل داد در فضای میلیتاریستی که تا مدتها یقه ماله کشان را خواهد گرفت در توییتر و انجمن های خارجی: ایران توان تهاجی اصلا و ابدا نداره و فلجه! - ابزارهای دفاعی غربی پیشرفته بسیار بسیار خصوصا در مقابل تجهیزات اوراق! ایرانی ها موثر هست- ایرانی ها جرات حمله ندارند و فقط بلوف میزنند و ... ( به هر حال اینها تمام گزینه هایی بود که همیشه علیه ایران مطرح میشده ولی ناگهان برای مقصر جلوه دادن ایران همه این گزینه های خودساختشون را دارند نقض میکنند و برعکسش را میگند تا حملات را به ایران منتسب کنند. خب باید تصمیمشون را بگیرند و دیگه نمیشه وسط لحاف خوابید)

ویرایش شده در توسط alala
  • Like 3
  • Upvote 10

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
19 minutes قبل , arjemandi گفت:

مگر اینکه پهپاد سوخترسان اون هم تو خاک عربستان (مثل حمله به الولید)باشه تا به شکل هدایت پلکانی بمباران کنند و برگردند

 

این برای خودش یک سناریو می تواند باشد ولی نزدیک به یقین ، محتمل نیست

19 minutes قبل , arjemandi گفت:

 یا اینکه قبلا پهپادها و مهمات به خاک عربستان توسط عوامل مخالف عربستان که کم نیستند قاچاق شده باشه و در نزدیکی پایگاه (که صحرای عظیمی هم وجود داره)به پرواز درآمده عملیات کرده و دوباره فرودآمده باشه و از منطقه خارج شده باشند

 

یک تجربه در این زمینه :

 

عملیات Deliberate Force سی ام اوت تا بیستم سپتامبر 1995 ... شایعاتی هست که ارتش صربستان ( یوگسلاوی ) از " کولی " ها برای اطلاع از ساعات و مسیر پروازی جتهای ناتو استفاده می کردند ، بدین معنی که این افراد به شکل غیر محسوس در کنار پایگاه های هوایی ناتو در ایتالیا ( پایگاه هوایی آویانو)  مستقر شده و به محض پرواز هر جنگنده ، ساعت و مسیر پروازی را به صربها اطلاع میدادند .

شاید یکی از گزینه های احتمالی برای حمله به زیرساختهای عربستان ، همین روش بوده باشد .

 

شاید هم قطعات پهپادها را بااستفاده از روابط عشیره ای و قبیله ای ، به درون خاک عربستان بردند ، بدلیل سادگی ، مونتاژ در محل انجام گرفته و با توجه به  گستره وسیع صحرا در منطقه مورد بحث ، از سمت و ارتفاع دلخواه ،  پهپاد را بسمت هدف هدایت کردند . اینکه دفاع هوایی عربستان واکنشی نشان نداد ، شاید بدلیل غافلگیری این چنینی بوده ....

  • Upvote 12

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
6 minutes قبل , MR9 گفت:

 

این برای خودش یک سناریو می تواند باشد ولی نزدیک به یقین ، محتمل نیست

 

یک تجربه در این زمینه :

 

عملیات Deliberate Force سی ام اوت تا بیستم سپتامبر 1995 ... شایعاتی هست که ارتش صربستان ( یوگسلاوی ) از " کولی " ها برای اطلاع از ساعات و مسیر پروازی جتهای ناتو استفاده می کردند ، بدین معنی که این افراد به شکل غیر محسوس در کنار پایگاه های هوایی ناتو در ایتالیا ( پایگاه هوایی آویانو)  مستقر شده و به محض پرواز هر جنگنده ، ساعت و مسیر پروازی را به صربها اطلاع میدادند .

شاید یکی از گزینه های احتمالی برای حمله به زیرساختهای عربستان ، همین روش بوده باشد 

اگه فرض دوم شما صحت داشته باشه با چی حمله کردند؟پهپاد یا ضد زرها مثل کورنت یا تاو.دقت حملات به پرتاب خمپاره نمیخوره

ویرایش شده در توسط arjemandi
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

توی یکی از فیلم های کاربران عربستانی به وضوح صدای موتور توربوپراپ یه پهپاد شنیده میشه

ولی عکس ها نشون میدن که هر چی بوده لعنتی چنان دقیق بوده که توی یک خط سیر مخازن رو هدف قرار داده!

 

FED90E3C-4967-42CC-BBD5-2F4B0DFB36FC.jpe

ویرایش شده در توسط Maldini
  • Like 1
  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
12 minutes قبل , Maldini گفت:

توی یکی از فیلم های کاربران عربستانی به وضوح صدای موتور توربوپراپ یه پهپاد شنیده میشه

ولی عکس ها نشون میدن که هر چی بوده لعنتی چنان دقیق بوده که توی یک خط سیر مخازن رو هدف قرار داده!

 

FED90E3C-4967-42CC-BBD5-2F4B0DFB36FC.jpe


به شخصه بعید میدونم این چهار حفره محل برخورد ۴ فروند موشک کروز یا پهپاد باشه ، ممکنه این ۲۰ فروند کروز و پهپاد هم پوشش بوده باشه برای یه کار مهمتر ، این عکس ببرید تو فوتوشاپ و از اولین تانکر تا آخرین تانکر محل برخورد ها یه خط بکشید ، همه در راستای یک خط قرار میگیرن
البته این حدس بنده است و ممکنه بنده اشتباه کرده باشم
در واقع یک جسم با سرعت سرسام آور شاید بالای ۷ ماخ از بین این ۴ تانکر عبور کرده یعنی باید هر تانکر دوتا حفره توش ایجاد شده باشه برای همین هم انفجاری رخ نداده ، اگر آمریکایی ها هم عکس های تکمیلی از این مورد نشون ندادن تعجب نکنید چون اونا خوب میدونن که چه اتفاقی افتاده
نکته جالب اینه که هیچ راداری نتونسته ببینه که چه چیزی یه همچین بلایی رو سر اینا آورده
این مثال خوبیه اما چیزی که برخورد کرده این نیست
https://www.youtube.com/watch?v=O2QqOvFMG_A&feature=youtu.be

  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

به نظر این برخورد دقیق میتونه حاصل هوش مصنوعی هم باشه. یعنی برای پهپاد ها طبق خط و ربط ریاضی یک مختصات تعریف شده و برخورد مثلا با فواصل مثلا 50 متری روی یک خط تعریف شده. پهپادها هم همگی به اون نقطه از مختصات که رسیدند شروع کردند به طی مسیر و شیرجه - یک مسیر مشخص شیرجه وجود خواهد داشت مثلا 10 متر و یک ارتفاع و مختصات یکسان: پهپاد اول 10 متر و مخزن اول و پهپاد دوم  50+10 متر - 100+10 متر  و الی آخر .

 

یا چهار پهپاد در یک خط و همگی در ارتفاع و مختصات مشخصی با هم شیرجه به سمت مخازن. چون مخازن مخازن مهندسی هستند و در طراحی کاملا منظم ارایش داده شدند پس اگر پهپادها هم از یک مختصات ریاضی استفاده کرده باشند ( از قبل تعبیه شده با توجه به نقشه پالایشگاه) چنین برخوردهای منظمی دور از انتظار نیست.

 

طوریکه به قول دوستان بوضوح در یکی از فیلمها نه تنها صدای موتور پهپاد میاد بلکه یک قطار شلیک ضد هوایی هم احتمالا دیده میشه به سمت اسمان.

 

حالا موارد دیگه هم هست. چند مخزن کاملا به نظر بعد برخورد اتش هم گرفتند و تخریب شدند ولی این چند مخزن به نظر فقط برخورد بوده بدون انفجار خاصی (پس کروز نبوده قاعدتا و احتمالا مخازن خالی هم بودند شاید)

ویرایش شده در توسط alala
  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
22 minutes قبل , LegendaryAegis گفت:


به شخصه بعید میدونم این چهار حفره محل برخورد ۴ فروند موشک کروز یا پهپاد باشه ، ممکنه این ۲۰ فروند کروز و پهپاد هم پوشش بوده باشه برای یه کار مهمتر ، این عکس ببرید تو فوتوشاپ و از اولین تانکر تا آخرین تانکر محل برخورد ها یه خط بکشید ، همه در راستای یک خط قرار میگیرن
البته این حدس بنده است و ممکنه بنده اشتباه کرده باشم
در واقع یک جسم با سرعت سرسام آور شاید بالای ۷ ماخ از بین این ۴ تانکر عبور کرده یعنی باید هر تانکر دوتا حفره توش ایجاد شده باشه برای همین هم انفجاری رخ نداده ، اگر آمریکایی ها هم عکس های تکمیلی از این مورد نشون ندادن تعجب نکنید چون اونا خوب میدونن که چه اتفاقی افتاده
نکته جالب اینه که هیچ راداری نتونسته ببینه که چه چیزی یه همچین بلایی رو سر اینا آورده
این مثال خوبیه اما چیزی که برخورد کرده این نیست
https://www.youtube.com/watch?v=O2QqOvFMG_A&feature=youtu.be

آقا من فندق شکن ندارم، میشه لطفا واضح تر توضیح بدی به نظرت قضیه چطوری بوده؟

 

ضمنا کسی از دوستان می تونه زحمت بکشه و اندازه سوراخ های روی مخزن ها رو دربیاره؟ اگه میشد یه طوری کیفیت عکس رو هم بیشتر کرد خیلی خوب بود

ضمنا به نظر بنده محلهای برخورد در یک خط مستقیم هستند ولی دقیقا در یک نقطه همه مخزنها نیستند. یعنی فکر میکنم انگار چیزی از بالای اینها رد شده و محوله خودش رو در یک خط مستقیم روی سر مخزن ها حالی کرده و اون محموله با سرعت زیاد به مخزنها برخورد کرده.(راستش به مهمات هدایت شونده زمین پایه هم فکر کردم، چون با مشخصاتی که برداشت کردم هماهنگی داره ولی راستش به نظرم جا به جایی و پنهان کردن و احتمال لو رفتنش باعث میشه گزینه مطلوبی نباشه)

(البته این نظر ناقص بنده هست تا نظر اساتید چه باشه)

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط seyedmohammad
      بسمه تعالی
       182
       

       
      خلاصه سیاستی: بررسی نیاز به پدافند هسته ای 
       
       
      مقدمه: اصطلاح پدافند هسته ای گاه به معنی دفاع از سایت های هسته ای به کارمی رود. گاهی نیز به طور خاص در مورد کسانی که در پروژه هایی چون آماد و یا پروژه های مشابه احتمالی درگیر بوده اند به کار می رود تا بر ماهیت دفاعی کار ایشان تاکید شود.* گاهی نیز به معنی استفاده از نیروی هسته ای برای مقاصد پدافندی است. خلاصه ی سیاستی زیر در پی بررسی این موضوع است. 
       
      ***
       
      اصلی ترین تهدید نظامی علیه ایران در سال های پس از انقلاب آمریکا، اسرائیل و برخی کشور های منطقه بوده و هستند. این کشور ها همواره به توان نظامی و حجم تهدیدات خود علیه نظام ایران افزوده اند و اخیرا جسورانه دست به اقدامات خصمانه ی تمام عیار می زنند. اگرچه ایران به لحاظ وسعت، توپوگرافی و نیز توان نظامی قابل توجهی که داراست هدف فوق العاده دشواری برای اشغال زمینی است، اما در عین حال در برابر حملات هوایی خصوصا در مورد زیر ساخت های حیاتی که در نوار ساحلی جنوبی قرار دارند، ضعف های قابل توجهی دارد. در عین حال رزم هواپایه همان نقطه ی قوتی ست که دشمنان ایران خصوصا آمریکا به شدت بر روی آن سرمایه گذاری کرده اند. به همین جهت انبوهی از پایگاه های هوایی را در اطراف مرز های ایران تاسیس کرده اند و بعضی کشور های منطقه نیز خاک و پایگاه های هوایی خود را در اختیار آنان قرار داده اند.
       این البته امری نیست که از دید سران و نظامیان دور مانده باشد. اصلی ترین استراتژی ایران در هنگام درگرفتن یک جنگ تمام عیار با آمریکا یا ائتلافی به رهبری آمریکا علیه ایران نابودی سریع این پایگاه ها قبل از آن است که بتوانند نقش مثمر ثمری در طی آن جنگ ایفا کنند. در حالی که نیروی هوایی ایران به لحاظ کمی و کیفی دارای ضعف های عمده است و توان اجرای چنین ماموریتی را خصوصا در برابر قوای هوایی کشور های متخاصم ندارد، عمده تلاش ها و سرمایه گذاری های ایران در طی چند دهه گذشته بر روی موشک های بالستیک برای نابودی این پایگاه ها و حتی ناو های هواپیمابر به عنوان پایگاه های هوایی متحرک، و دیگر اهداف نظامی استراتژیک دشمن متمرکز شده است. در واقع در برابر قدرت هوایی حریف دکترین نظامی ایران بر پایه استراتژی انکار (A2AD) و به طورخاص انکار هوا بنا شده است.
      البته با توجه به وسعت، تعدد و حفاظت شده بودن این پایگاه های هوایی در مورد کفایت و عملکرد توان موشکی متعارف ایران مباحثی از جمله لزوم استفاده از تسلیحات اتمی مطرح شده است که پیش تر به طور مفصل در بسته سیاستی راهبردی  از سوی اندیشکده ممتن تهیه شده است و مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است.
      اما تمامی این استراتژی ها و تاکتیک ها در بعد آفندی مطرح می شود . برنامه ریزی برای یک جنگ تمام عیار نیازمند داشتن راهکارهای پدافندی مناسب نیز می باشد.
      ظهور تسلیحات دوربرد و هدایت شونده یکی از مهمترین عناصر متمایز کننده کارزار های موج دومی و موج سومی است. در طی 3 دهه گذشته مثال های متعددی از عمل کرد و تاثیر گذاری این تسلیحات بر سرنوشت جنگ ها و تمدن ها می توان بر شمرد که عمدتا از جنگ اول خلیج فارس (طوفان صحرا) شروع و با به امروز ادامه و تکامل یافته است. ، سرعت رشد و تکامل این استراتژی و جنگ افزار های مربوطه، میزان اثر گذاری آنها در میادین نبرد، توان دشمنان در بکار گیری گسترده و دامنه دار چنین تسلیحاتی –از جهت مالی، لجستیکی و فناوری- اهمیت و خطر این دست تهدیدات را غیر قابل کتمان ساخته است.
      در یک طبقه بندی کلی بر حسب تعریف راه حل، این تهدیدات را می توان به دو دسته تقسیم کرد.
       
      ·        تهدیدات کروز، هوا سرشی و شبه بالستیک با سرعت های ساب سونیک و حداکثر 3 ماخ
      ·        تهدیدات هوا سرشی، شبیه بالستیک و بالستیک با سرعت های بیش از 3 ماخ و هایپرسونیک
       
      در این راستا در مورد دسته اول تهدیدات معتقد به اهمیت فراوان سامانه های بردکوتاه خصوصا در مقابله با تهدیدات نو ظهور و حملات انبوه توسط تسلیحات دور ایستا و لزوم برخورداری این سامانه ها از استاندارد ها و قابلیت های سطح  بالا هستیم تا نه تنها بقای خود در میدان رزم را حفظ کنند، بلکه ضامن بقای تاسیسات حیاتی برای کشور باشند که بعضا دهه ها عمر و دهه ها میلیارد دلار هزینه صرف ساخت آنها شده و نابودی آنها می تواند ضربات جبران ناپذیر بر پیکره ی ایران عزیز وارد آرد. به رغم پهنه ی وسیع جغرافیایی برخی از مهم ترین و استراتژیک ترین تاسیسات کشور در نقاط مرزی (جنوب) واقع هستند نه در "عمق استراتژیک" کشور، در واقع همیشه و در همه موارد داشتن پهنه ی جغرافیایی وسیع فراهم آورنده ی عمق استراتژیک لازم در همه سطوح نیست. حمله به این تاسیسات نه تنها نیاز به عملیات های پر ریسک عمقی ندارد، بلکه در مواردی مانند تاسیسات پارس جنوبی عدم رعایت اصول پدافند غیر عامل این تاسیسات را به شدت آسیب پذیر ساخته است.
      در مورد دسته دوم تهدیدات سامانه های پدافندی مورد نیاز است که بتواند در محدوده های ارتفاعی مختلف با اهداف بسیار پر سرعت درگیر شود. انواع سامانه های ضد بالستیک در این دسته بندی قرار می گیرند. کار در مورد ساخت این سامانه ها در دنیا از دهه 60 میلادی و ایام جنگ سرد شروع شده و تا به امروز ادامه یافته اند. آمریکا، اسرائیل و روسیه (شوروی سابق) سه قدرت نظامی هستند که بیشترین سرمایه گذاری ها را در این حوزه انجام داده اند که البته به لحاظ سطح فناوری و تعدد سامانه ها آمریکا با اختلاف زیاد از سایرین پیش است. در کشور ما نیز در سال های اخیر با تحویل گرفتن سامانه پدافندی اس-300 و نیز ساخت سامانه باور-372 توان بسیار محدودی در این حوزه پدافندی ایجاد شده که البته برای رویارویی در یک سناریوی جنگی مطلقا کافی نمی باشد و توجه و سرمایه بیشتری در این حوزه مورد نیاز است.
      اما همانند بخش آفندی که در مورد مفید و یا حتی ضروری بودن قدرت آتش اتمی مباحثی از سوی کارشناسان مطرح شده در بخش پدافندی نیز نظراتی از سوی تعدادی از کارشناسان نظامی مطرح شده است که درخور توجه است.
      در مورد تهدیدات دسته اول سابقه توسعه تسلیحات اتمی برای اجرای عملیات پدافندی در علیه اهدافی که می توان آنها را در این دسته قرارداد وجود دارد، از راکت های غیر هدایت شونده هوا به هوای اتمی، تا موشک های پدافندی دوربرد اتمی همچون سامانه اس-200 در نسخه اصلی (نسخه های صادراتی این سامانه فاقد کلاهک اتمی می باشند). نکته اما اینجاست که شکل و نحوه عملکرد تهدیدات جدید به گونه ای است که این راه حل ها را می توان کاملا منسوخ بر شمرد. حملات امروزه نه توسط اسکادران های انبوه و متراکم جنگنده ها و نه توسط فورمیشنی از بمب افکن های استراتژیک همچون بی-52 برای اجرای عملیات بمباران فرشی، صورت می گیرد. حملات دورایستای امروزی که عمدتا توسط موشک های کروز و هوا سرشی هواپایه صورت می گیرد هرچند به صورت انبوه صورت می گیرد اما عموما از مسیرهای متفاوت و در ارتفاع پست انجام می شود و حتی برخی از این تسلیحات همچون  JASSM  این قابلیت را دارند تا محدوده هدف را دور زده و از پشت سر به سمت آنها حمله ور شوند. پرواز در ارتفاع پست معضل دیگری ست که بکارگیری تسلیحات پدافندی با کلاهک اتمی را بسیار خسارت بار می کند. در مورد بکارگیری تسلیحات اتمی پدافندی در بردهای بسیار دور، برای مثال در سناریویی گروهی از بمب افکن های آمریکایی از پایگاه دیگوگارسیا برخاسته و در محدوده دریای عرب ده ها فروند موشک کروز AGM-158ER را روانه خاک ایران می کنند، در چنین سناریویی در میانه مسیر علاوه بر آنکه مساله مسیرهای پروازی غیر متراکم و متعدد وجود دارد، نکته دیگر آن است که به فرض به قدر کافی دور بردن برد پدافند به نحوی که به یک مبدا حمله به قدر کافی همگرا و متراکم برسیم، در اینجا درواقع شکل دیگری از سناریوی انکار هوا را مطرح کرده ایم، به شکلی که انهدام خود پایگاه دیگوگارسیا که مبدا خیزش بمب افکن های آمریکایی به سمت ایران است، عملی تر، به صرفه تر و با پیچیدگی های فنی و عملیاتی به مراتب کمتری همراه خواهد بود.
       
      ولی در مورد تهدیدات بالستیک و هایپر سونیک از آنجایی که سرعت و ارتفاع پروازی این دسته از تهدیدات عموما زیاد است و سرعت واکنش نسبت به آنها محدود، و نیز سر نسل های متاخر توان مانور دهی این تسلیحات افزایش قابل توجهی داشته، نابودی این تهدیدات نیازمند در اختیار داشتن سامانه های پدافندی با سرعت و دقت بسیار زیاد است به نحوی که بتوانند تخریب لازم را نسبت به هدف اعمال کنند.
       
       

       
       
      نسل اول این سامانه ها که در آمریکا و شوروی سابق توسعه یافتند به جهت ضعف در رسیدن به دقت لازم و توان اعمال تخریب مناسب از کلاهک های اتمی بهره می برند تا با شعاع نابودی[1] و قدرت زیاد از انهدام تهدید اطمینان حاصل کنند. به عنوان نمونه می توان از موشک های ضد بالستیک آمریکایی اسپارتان ویژه درگیری با هدف در ارتفاع بلند با کلاهک اتمی به قدرت 5 کیلوتن و موشک اسپرینت ویژه درگیری در ارتفاع کمتر با کلاهک اتمی با قدرت 1 کیلوتن نام برد که هر دو جزئی از سمانه ضد بالستیک سیف گارد بودند. در روسیه امروزی که میراث دار شوروی سابق است تحول عمده ای نسبت به حوزه جنگ سرد نسبت به تهدیدات بالستیک دوربرد رخ نداده و دفاع ضد بالستیک مسکو کماکان بر عهده سامانه های برجای مانده از دوره جنگ سرد است که عملکردی مشابه موشک اسپراینت دارند و از کلاهک اتمی بهره می برند. در مورد آمریکا اما این کشور با توسعه انبوهی از فناوری های جدید و گران قیمت از موشک های غول پیکر با کلاهک اتمی فاصله گرفته و به سمت استفاده از فناوری هایی چون برخورد مستقیم[2] و سرباره کشنده[3] پیش رفته و آنها را جهت بکار گیری در زمین و دریا و محدوده ارتفاع عملکردی مختلف توسعه داده است. لازم به ذکر است که این سامانه ها هنوز در برابر حملات انبوه در حد یک سناریوی آخر الزمانی خصوصا در مورد موشک های قاره پیما محدودیت هایی را در برابر خود دارند هرچند پیشرفت های عمده و چشم گیری خصوصا در دهه های اخیر رخ داده و توسعه و سرمایه گذاری های بیشتر در دست اقدام است. فناوری Hit to kill و نیز Kill vehicle در بین تمامی کشور های جهان تنها در اختیار آمریکا بوده و رژیم اسرائیل نیز با انتقال فناوری از آمریکا تنها به شکل محدودی از این سطح فناوری ها برخوردار است و دیگر کشورها از اروپای غربی گرفته تا روسیه و چین، چه به لحاظ سطح فناوری چه به لحاظ منابع مالی مورد نیاز برای حرکت در مسیر به دست آوردن چنین فناوری هایی با مشکل رو به رو هستند و فاصله بسیار زیادی با آمریکا در این حوزه دارند. با توجه به این موارد ساخت یک سامانه ضد بالستیک، خصوصا ضد قاره پیما که ابزار عمده اعمال قدرت اتمی دشمنان است که به جای آنکه درگیر فناوری های بسیار پیچیده و گران قیمت همچون Kill vehicle بشود، از کلاهک اتمی در محدوده چند کیلوتن بهره ببرد می تواند راه حلی معقول تر و در دسترس تر باشد.
       
       
      والحمدلله رب العالمین
        *در مورد شهید فخری زاده این عبارت مرتبا تکرار شد. 
      [1] Kill radius
      [2] Hit to kill
      [3] Kill vehicle
    • توسط seyedmohammad
      بسمه تعالی
       
       
      نیاز به CRAM  در سازمان رزم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران
       

       
      مفهوم سامانه های پدافندی برد نزدیک یا CIWS ابتدا برای محافظت از ناوهای نظامی در برابر حملات موشک های کروز شکل گرفت. اولین نسل از این سامانه ها که فالانکس آمریکایی را می توان به عنوان یکی از بهترین و معروف ترین آنها معرفی کرد، از نظر عملکردی بر پایه مقابله با تهدیدات ارتفاع پست در محدوده برد کمتر از 2 کیلومتر طراحی شده بودند، و از نظر پیاده سازی عموما بر پایه سامانه های توپخانه ای نیمه رباتیک نواخت بالا – که استفاده از گاتلینگ برای این منظور عمومیت بیشتری دارد – که به سامانه های کشف و کنترل آتش راداری و اپتیکی مجهز بودند استوار بود. از معروف ترین ادوات توپخانه ای به کار رفته در این سامانه ها می توان به گاتلینگ 20 میلیمتری آمریکایی ولکان که به عنوان توپ بسیاری از جنگنده های آمریکایی نیز استفاده شده است، و توپ گاتلینگ 30 میلیمتری روسی AK630 اشاره کرد که سامانه کمند ایرانی نیز از این توپ روسی بهره می برد. البته نمونه های دیگری نیز در دنیا بر اساس توپ های دیگر ساخته شده است که از جمله آنها می توان به نمونه های مبتنی بر توپ 35 میلیمتری اورلیکن و 40 میلیمتری بوفورس[1] اشاره کرد.
      با ادامه توسعه مفاهیم و نیازهای میدان نبرد دو اتفاق عمده در این حوزه رخ داد. نخست آنکه در کنار سامانه های توپخانه ای و یا حتی به جای سامانه های توپخانه ای از سامانه های موشکی برد کوتاه و اخیرا سامانه های انرژی مستقیم لیزری نیز استفاده شد. مساله دوم این بود که حوزه ماموریتی این سامانه ها از دریا به خشکی نیز گسترش یافت و این گسترش در درجه اول در پی نیاز به دفع تهدیدات برد نزدیک در پایگاه های خط مقدم یا در معرض تهدید بود. اما در خشکی تنها موشک های کروز و بمب های هواپرتاب تهدید این پایگاه ها نبودند. این بار مهمات منحنی زن کالیبر کوچک و متوسط شامل انواع خمپاره ها و توپ ها و نیز راکت های توپخانه ای کوتاه برد نیز به طیف تهدیدات اضافه شده بودند. در مورد راکت ها و موشک های بالستیک اگرچه سامانه های ضد موشکی دیگری نیز همچون پاتریوت پک-2 توان مقابله داشتند، اما اولا این سامانه ها برای هدف قرار دادن راکت هایی چون گراد به صرفه نبودند، دوم انهدام تهدیدات دیگری چون راکت های کوچک 107 میلیمتری و یا گلوله های توپ و خمپاره برای آنها کاری نشدنی بود. خصیصه دیگری که این طیف تهدیدات داشتند این بود که به جهت کوچک و نسباتا ارزان بودند عموما در تعداد بالا شلیک می شدند و سامانه پدافندی در درجه اول باید می توانست این حملات انبوه را به شکل موثر (نسبی) دفع کند، دوم این کار را به صورت مقرون به صرفه انجام دهد. در سال های اخیر می توان طیف دیگری از تهدیدات شامل پهپاد های انتحاری، مهمات هواپایه مینیاتوری و حتی خودرو های انتحاری را به لیست تهدیدات اضافه کرد. اینجا بود که سامانه های CRAM پا به میدان گذاشتند. این سامانه های جدید که عمدتا حاصل بهبود قابلیت های کشف و شناسایی و کنترل آتش سامانه های CIWS توپخانه ای بودند در ادامه علاوه بر مجهز شدن به موشک و سامانه های انرژی مستقیم، پس از عملیاتی شدن در خشکی، به جهت تغییر طیف تهدیدات در دریا و روی ناوهای نظامی نیز مستقر شدند.
       تجربه میدانی آمریکا در مستقر کردن این سامانه ها در پایگاه های خود در عراق نشان داد که آنها توان قابل توجهی در دفع تهدیدات و کاهش سطح خسارات و تلفات دارا هستند، اگر چه در مواردی در برابر شلیک پر تعداد Out number شدند، اما این پایان کار نبود. در اینجا اولا تا همان سطح موجود این سامانه ها حملات را برای مهاجمین دشوار و پر هزینه کرده بودند، دوما به نسبت حجم مهمات شلیک شده میزان خسارات و تلفات را به شکل چشم گیری کاهش داده بودند، به نحوی که در صورت عدم وجود چنین سامانه هایی میزان خسارات و تلفات نیرو های آمریکایی سر به فلک می کشید.
      در ادامه اما روند های دیگری جهت بهبود قابلیت سامانه های فعلی و نیز طراحی سامانه های جدید به نحوی که قابلیت بیشتری برای دفع تهدیدات پر شمار و سوارم داشته باشند پیگیری شده است. استفاده از سامانه های کشف و رهگیری پیشرفته تر و نیز بسط و پیاده سازی مفهوم خشاب عمیق (2) مهم ترین و موثر ترین راهکاری بوده است که در پیش گرفته شده است.
       
       
       
       
      خلا های داخلی، بسط و همپوشانش مفاهیم
       
      در این حوزه در همان شکل کلاسیک مساله که سامانه های  CIWS بودند در نیروهای مسلح ما ضعف وجود دارد، به نحوی که باید اذعان داشت در صورتی که عملیات مانتیس دقیقا به همان شکل و کیفیت چند دهه قبل علیه ناوگان نیروی دریایی اجرا شود، حتی در سال 1400 نیز دقیقا همان نتایج قبل به دست می آید و نیروی دریایی حتی توان نیم ساعت پایداری در میدان نبرد را ندارد، ولی با توجه به گسترش مفاهیم نبرد می توان خلا ها و نیازهای دیگری را نیز در حوزه های دیگر مشاهده کرد و از راهکار توسعه یک سامانه پدافندی برد نزدیک به تمامی آن خلا ها - بر خلاف رویه عمومی موجود در تمامی بخش های نیروهای مسلح، که شامل موازی کاری های پر هزینه، و عملیاتی سازی های ناقص و حتی صرفا نمایشی است - یک پاسخ موثر، انطباق پذیر، مقرون به صرفه و کاملا عملیاتی ارائه کرد.
       
      حوزه های نیاز را می توان به طور کلی در دسته بندی های زیر گروه بندی کرد:
       
      ·        حفاظت از ناوهای نظامی در برابر انواع تهدیدات سطحی و هوایی، از سرعت زیر صوت تا مافوق صوت، خصوصا حملات سوارم.
       شایان ذکر است که در حوزه پدافند دریاپایه این یادداشت صرفا در دفاع برد نزدیک یا به طوردقیق تر " تهدید نزدیک شونده" تمرکز دارد در حالی که در بخش پدافند برد کوتاه (که با برد نزدیک متفاوت است)، و برد متوسط نیز ناوگان موجود چیزی در چنته ندارند.
       
       
       
      ·        حفاظت از پایگاه های خط مقدم و در تیرس دشمن.
       در این بین برخی پایگاه هایی که نسبتا در عمق خاک قرار داشته اما پیش بینی می شود هدف حملات پر تعداد و سوارم قرار گیرند، مانند پایگاه های موشکی و هوایی مهم نیز در این دسته قرار می گیرند.
       
      ·        حفاظت از زیرساخت ها و تاسیسات حیاتی و استراتژیک کشور.
       تجربه حملات خمپاره ای سازمان تروریستی منافقین در قلب تهران و همچنین برخی تهدیدات اخیر رژیم صهیونیستی بر علیه مراکز هسته ای ، تهدیداتی را برجسته میکند. تهدیدات بر علیه مراکز سیاسی و کاملا در تیررس بودن تاسیسات و زیر ساخت های اطراف شهرهای بزرگ و نیز رعایت نشدن اصول پدافند غیر عامل در زیرساخت های استراتژیک که در نواحی مرزی قرار دارند مانند پارس جنوبی، در این دسته قرار می گیرند. . به رغم پهنه ی وسیع جغرافیایی برخی از مهم ترین و استراتژیک ترین تاسیسات کشور در نقاط مرزی (جنوب) واقع هستند نه در "عمق استراتژیک" کشور.بایستی توجه داشت در واقع همیشه و در همه موارد داشتن پهنه ی جغرافیایی وسیع فراهم آورنده ی عمق استراتژیک لازم در همه سطوح نیست. حمله به این تاسیسات نه تنها نیاز به عملیات های پر ریسک عمقی ندارد، بلکه در مواردی مانند تاسیسات پارس جنوبی عدم رعایت اصول پدافند غیر عامل این تاسیسات را به شدت آسیب پذیر ساخته است. از جمله دیگر موارد این دست تاسیسات استراتژیک می توان به پایانه ی نفتی خارک اشاره کرد، با وجود توسعه ترمینال های نفتی جایگزین خارک در طی جنگ و بعد از آن، همچنان خارک اصلی ترین پایانه صادرات نفت خام کشور است و آسیب دیدن آن ضربه سنگینی به صادرات نفت و اقتصاد ملی ایران وارد می سازد. همچنین پارس جنوبی گذشته از تولید 70 درصد گاز کشور، طی سالهای اخیر و برنامه تبدیل سوخت نیروگاه های برق سیکل ترکیبی از مایع به گاز و توسعه نیروگاه های گازی، اصلی ترین تامین کننده سوخت نیروگاه های برق کشور محسوب می شود و اخلال در روند تولید آن به معنای خاموشی وسیع در ایران است. بر خلاف پالایشگاه جم که در جانمایی آن اصول پدافند غیر عامل تا حد زیادی رعایت شده است و با قرار گرفتن در میان رشته کوه ها از تیررس مستقیم آتش دشمن در امان مانده است، اما در مورد تاسیسات پارس جنوبی جانمایی آن به جهت سهولت ترابری تجاری به قیمت آن تمام شده تا دهه ها میلیارد دلار تاسیسات گران قیمت در بی دفاع ترین شکل ممکن جلو تر از ارتفاعاتی که می توانست پناه آنها باشد قرار گیرند و در خط آتش مستقیم ساده ترین حملاتی از سوی ساحل قرار بگیرند که به راحتی می توانند فاجعه آفرین باشند.
       

       
      ·        حفاظت از سامانه های پدافندی برد بلند و برد متوسط
      سامانه های پدافندی برد بلند از جمله گران قیمت ترین و استراتژیک ترین دارایی های پدافند هوایی کشور هستند. علاوه بر این این سامانه های ویژه و گران قیمت در تعداد نسباتا کم در کشور عملیاتی هستند و جایگزینی آنها به سادگی میسر نیست، که همین مورد اهمیت حفاظت از آنها را دوچندان می کند. این سامانه ها در موقعیت جنگی هدف حملات پر تعداد قرار خواهند گرفت و ذخیره موشکی، و محدودیت های مربوط به تعداد درگیری هم زمان با چند هدف این سامانه ها آنها را در برابر حملات انبوه و سوارم آسیب پذیر می سازد و در عین حال نابودی هر یک از آنها گستره وسیعی از آسمان کشور را بی پناه می سازد. همچنین در برابر برخی تهدیدات شلیک موشک های دوربرد گران قیمت اساسا راه حل به صرفه و عاقلانه ای نیست، از این روی نیاز است تا سامانه هایی با برد آتش کمتر، ولی با هزینه آتش کمتر و توان درگیری با اهداف پر تعداد به صورت هم زمان در کنار این سامانه ها قرار داشته باشند. این امر وجود هر دو طیف سامانه های کوتاه برد، و برد نزدیک را در کنار سامانه های برد بلند ضروری می سازد.
       
      ·        حفاظت از خطوط لجستیکی و واحد ها و کاروان های متحرک نظامی به ویژه در زمان پیشروی و اجرای مانور.
      مساله رزم متحرک و لزوم فاصله گرفتن از رزم ایستا، اهمیت یافتن چابکی و قدرت مانور سریع در پهنه میدان نبرد نیاز به سامانه های پدافندی را تقویت می کند که بتوانند با سرعت گسترش یافته و عملیاتی شوند و حتی در حین حرکت توان عملیاتی و اجرای آتش خود را حفظ کنند. در این سناریو بر حسب شرایط مختلف استفاده از سامانه های کوتاه برد، برد نزدیک و یا ترکیبی از هر دوی آنها توصیه می شود.
       
      الزامات طراحی :
       
      با توجه به موارد بالا می توان لیست زیر را به عنوان الزامات طراحی لحاظ نمود: 
       
      ·        متحرک بودن
      ·        طراحی ماجولار و پودمان پذیر
      ·        سرعت استقرار و عملیاتی سازی بالا
      ·        سرعت واکنش زیاد، در حد چند ثانیه
      ·        بهره برداری از انواع سامانه های کشف و رهگیری اکتیو و پسیو
      ·        قابلیت درگیری با تعداد اهداف زیاد (دست کم 8 هدف به صورت هم زمان) که وجود سامانه های برد نزدیک موشکی را در کنار سامانه های توپخانه ای ضروری می سازد
      ·        پوشش آتش و کشف و شناسایی 360 درجه به صورت هم زمان (به لحاظ پیکره بندی الزمات خاص خود را دارد)
      ·        ظرفیت آتش بالا (خشاب عمیق) و بارگذاری مجدد بلوکی
      ·        وزن و ابعاد مناسب
      ·        توان رزم شبکه محور
      ·        مقاومت در برابر اخلال و جنگ الکترونیک
      ·        بهره بردن از مهمات دقیق و موثر
       
       
       
       
        [1] نمونه ای از این توپ روی تعداد محدودی از شناورهای نیروی دریایی قرار دارد که البته از نسخه های قدیمی این سامانه توپخانه ای می باشد و نشانه روی آن به صورت چشمی و توسط خدمه انجام می شود و در عمل از اجرای ماموریت یک سامانه CIWS عاجز است.
      [2]A deep magazine refers to the ability of a system to be fired numerous times before being resupplied. The “deepness” of a magazine will be limited by the number of munitions physically carried by a system or, for directed energy or electronic warfare systems, by the amount of stored energy (e.g., battery power
       
    • توسط Azarakhsh
      مهر: فرمانده نیروی هوایی روسیه از تصمیم این کشور برای ساخت سیستم جدید دفاع هوایی با نام اس-500 خبر داد.

      "الکساندر زلین" امروز سه شنبه با اعلام این مطلب گفت : اس 500 مدل ارتقا یافته اس 400 محسوب می شود.

      به گفته فرمانده نیروی هوایی روسیه، سیستم اس 500 قادر است تمامی هدف های بالستیک وایرنگر تا فاصله پنج کیلومتری را تنها در ظرف چند ثانبه منهدم کند.

      زلین در پایان گفت : تنها روسیه قادر به ساخت چنین سیستم دفاعی است.

      بر اساس این گزارش، سیستم های دفاعی مدل اس، از پیشرفته ترین سیستم های دفاع هوایی محسوب می شود؛ بطوری که در یک سال گذشته شایعات مربوط به فروش سیستم موشکی اس 300 روسیه به برخی کشورهای منطقه سر و صدای زیادی به پا کرده و موجب نگرانی رژیم صهیونیستی نیز شده است.

      http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=80745
    • توسط worior
      به نام حق
       
      پیشگفتار
      این تاپیک جهت بررسی و طرح ایده های مختلف در زمینه تهاجم موشکی کروز و پاسخ پدافند بصورت ارزان و گسترده ایجاد گشته است.
      سایر سناریو ها نظیر حملات موشک های بالستیک، و یا بمب های دورایستا(گلاید، بدون موتور)، همچنین موشک های هایپرسونیک موضوع این تاپیک نیست.
       
      طرح حمله:
      در دسترس بودن سامانه های موشکی کروز در خدمت بسیاری از ارتشهای منطقه و استفاده گسترده از این سامانه ها در منطقه خاورمیانه، لزوم دارا بودن یک سامانه مقاومت پدافندی موثر را گوشزد میکند، اما چنین سامانه ای با چه وضعیتی روبروست و چگونه باید پاسخ بدهد؟
       


       
      فرض کنیم، در تهاجم یک روزه 8 ساعته، با هدف گشایش مسیر پدافند و بدست گرفتن آسمان ایران، ائتلاف مهاجم، اقدام به اجرای تهاجمی با مشخصات ذیل بنماید:
      - 4000 موشک کروز، در برد های مختلف، بدون خطا(فرض میشود، این تعداد موشکی هست که به هدف خواهد رسید)
      - اهداف عمقی و مرزی
      - شانس اصابت موشک های پدافندی در صورت رهگیری 75 درصد.
      مشاهده میکنید که با شلیک 4000 موشک پدافندی، تنها قادر به انهدام 3000 موشک کروز مهاجم خواهیم بود، و این به معنای اصابت دست کم 1000 موشک به هدف و مشغولیت 8 ساعته پدافند بر روی تعداد بسیار زیادی هدف خواهیم بود. با توجه به تصویر فوق این رقم حتی بیش از موشک هایی ست که در سال 2003 به عراق شلیک شده است. 
      آیا چنین حمله ای از نظر هزینه ای و لجستیک برای ائتلاف مهاجم دشوار خواهد بود؟
      - قیمت هر موشک تاماهاوک کلاس 4 که از آخرین و بیشترین حجم امکانات مسیریابی بهره میجوید، 1.87 میلیون دلار با نرخ شناور 2017 محاسبه شده است، بنابراین 4000 موشک حداکثر 8 میلیارد دلار هزینه خواهد داشت و این رقم حتی اگر به 10 یا 20 میلیارد دلار نیز برسد، با توجه بودجه نظامی کشورهایی مانند آمریکا و اعراب منطقه، همچنین تامین هزینه در چند سال مالی، رقمی دور از ذهن و دست نیافتنی نیست. هم اکنون نیز فقط دو کشور عربستان و امارات در حدود 1200 موشک کروز در اختیار دارند. اگر به دو کشور، سایرین چون ایالات متحده، فرانسه، انگلستان و ... اضافه شوند، مقدار 4000 موشک رقم کاملا دست یافتنی خواهد بود.
      - از نظر لجستیک نیز، با توجه به تعداد بسیار پایگاه های اجاره ای و تسخیری دشمن در منطقه، و گستردگی پهنه جغرافیایی مرزهای کشورمان، استقرار چنین موشک هایی فقط به ناوها محدود نمیشود، و تمامی پایگاه های زمینی میتوانند به عنوان محل پرتاب استفاده شوند، و میتوان این فرض را گرفت که طی سالهای اخیر این انبار سازی موشک های کروز صورت گرفته باشد و به زمان حمله موکول نگردیده است.
       
      هزینه مقابله؟
      - دفع موثر 4000 موشک بالستیک برای پدافند به تنهایی بسیار دشوار به نظر میرسد، و طبیعی ست که برای این منظور نمیتوان صرفا بر پدافند موشکی متکی بود. اگر خطای 0.75  برای پدافند را بپذیریم، به رقمی در حدود 5400 موشک پدافندی،مقدار بسیاری تجهیزات کشف و شناسایی و مقدار بالایی شانس نیاز است. فلذا عقلانه است که پایگاه ها و محل های شلیک دشمن پیش از اقدام یا در همان دقایق اولیه حمله شود (که این موضوع بحث این تاپیک نیست).
      - اخلال gps و حتی انهدام ماهواره های هدایت کننده نیز با توجه به تجهیزات مدرن ترکام و وجود عوارض طبیعی بسیار در ایران مزیتی در حدود بالابرد چند درصد خطا به سامانه های کروز وارد میکند. این میزان خطا را بدلیل عدم وجود اطلاعات کافی از کیفیت و دقت سامانه های مهاجم همچنین بروز پیشرفت های آینده باید فاکتور گرفت و به تنها به برخورد سخت پدافند متکی بود.
       
      با توجه به موارد فوق یک مجتمع پاسخ برای مقابله طراحی کنید، به نحوی که قادر باشد:
      - 100 درصد موج اول حمله که علیه پدافند و تجهیزات راداری ثابت است را از کار بی اندازد
      - 80 درصد کل موشک ها در موج های بعدی را منهدم کند
      - بعد از 8 ساعت تهاجم سنگین همزمان با انواع اخلال با دست خالی مواجه نشود.
      - اقدام سخت یا hard kill باشد.
      - این پاسخ در سامانه خلاصه شود. اقدامات غیر عامل نظیر استتار، تعدد و اخلال نادیده گرفته شود.
      - موج اول 800 موشک
      - موج دوم 1200 موشک
      - موج سوم 600 موشک
      - موج چهارم 1400 موشک
      - هر موج حمله 2 ساعت.
      - از همه مهمتر، سیستم بسیار ارزان و موثر باشد.
       

       
       
       
      دارایی کنونی پدافند موشکی ایران:

       
       
      با تشکر، از حضورتون در بحث
       
       
       
       
       
       
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.