MOHAMMAD

Airforce
  • تعداد محتوا

    3,677
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    7

تمامی ارسال های MOHAMMAD

  1. سلام بله، با سرجنگی کاهش یافته حتی در وسط مناطق مسکونی قابل استفاده هستند (رجوع کنید به حمله به مقر داعش به بوکمال که با سرهای جنگی کاهش یافته انجام شد.) برای این مأموریت از پهپادها استفاده میشه: از جنگنده‌ها ارزانتر هستند، در تعداد بیشتری قابلیت بکارگیری دارند، خطر اسارت/از دست دادن/ جراحت برای نیروی انسانی ارزشمند (خلبان) وجود نداره، هزینه و تعداد تجهیزات زمینی مورد نیاز اونها حتی تا یک دهم پرنده‌های سرنشین‌دار هم میرسه، و . . . . اگر پستهای مربوط به 28 سکوی متحرک اسکاد صدام رو نخوندید، برید ببینید؛ حتی حوثی‌ها هم هنوز دارن از سکوهای متحرک موشکهای خانواده اسکاد شلیک می‌کنن، جایی که زیر پایش 7/24 آواکسهای عربستانیه، ثانیا، کشنده‌های با ظاهر تجاری و روکش برزنتی برای همین توسعه پیدا کرده‌اند، ثالثاً، در بالاتر هم اشاره کردم، رونمایی از مزرعه‌های موشکی برای رفع همین دغدغه بود، یعنی اینکه تعداد فراتر از تصور ما هست... این کارو رو هم پهپادها با پایش 24 ساعتی منطقه و با هزینه یک دهم یا یک بیستم هواگردهای سرنشین‌دار انجام میدن، با بمبهای هدایت شونده/هوشمندی نظیر قائم، بالابان، یاسین و سدید که وزنی به مراتب کمتر از مهماتِ محمول پرنده‌های سرنشیندار و دقتی به مراتب بیشتر از اونها دارند اهداف متحرک هم در دسترس‌اند. (نمونه اخیر، جنگ قره‌باغ. و نموه جاری‌تر، جنگ سوریه) خب این هم به نوعی وظیفه پهپادها (بر فراز خاک خودی و دشمن) و پدافند (بر فراز خاک خودی و یک حاشیه 200 کیلومتری فراتر از مرزها -با فرض برد 250 کیلومتری برای نمونه دوربرد صیاد 4 و استقرار در حدود 50 کیلومتری مرز-) هست؛ درسته پهپادهای رهگیر به تازگی رونمایی شده‌اند، ولی همیشه دیده‌ایم که رونمایی‌ها در مملکت ما همیشه یک مدت زمان معنادار و قابل توجه از تولید (و حتی بکارگیری) عقب است؛ که البته دلایل حفاظتی خاص خودش را هم دارد. شما تصور کنید یک یورش پر تعداد و فوجی از پهپادهای رهگیر به سمت پرنده‌های مهاجم دشمن را، ولی یک سوال: آیا اگر اف 15 پس سوز را بزند و پا به فرار بگذارد پهچادی مانند کرار به آن می‌رسد؟ مسلماً خیر، پس مزیت آن چیست؟ مزیت آن در این است که وقتی پرنده‌ای به قصد نهاجم به سمت شما می‌آید شما یا باید خودش را بزندی و یا اینکه او را مجبور به Abort Mission کنید، همین که اف 15 مجبور بشود بمبهای خود را رها کند و دور بزند و با پس سوز برگردد و ماموریتش کنسل شود شما برنده شده‌اید، حالا اگر پدافند یک نقشه اجرا کند و همزمان یک سری پهپاد را آشکارا برای مقابله بفرستد و یکسری را هم در کمین پرنده‌های در حال بازگشت (پس از کنسل کردن ماموریت) بگذارد، تا حد زیادی حتی می توان به اسقاط پرنده‌های دشمن نیز امیدوار بود. حالا این وسط تعدادی پهپاد هم ساقط بشوند؛ مهم نیست، ارزش هر اف 15 یا اف 16 بیش از شاید 50 فروند (یا بیشتر) کرار و امثالهم باشد..... بالاتر اشاره شد. مسئله اینجاست که اتفاقاً تعداد کمی از شهرها و دهانه‌های خروج موشکها شناسایی شده هستند، در 30 سال گذشته به حدی سپاه در زیر این کشور حفاری انجام داده که قابل تصور نیست. حتی شناسایی مابقی اونها هم در ادامه کمک آنچنانی به دشمن نمیکنه، چون استراتژی شلیک ما ترکیبی هست، از انواع پلتفرمها. به شما توصیه دوستانه می کنم اینگونه به مسائل نکاه نکنید، اینکه شما فکر کنید هر آنچه به ذهن شما رسیده همان درست است و غیر آن نیست، خیر چنین نیست. اگر با این پیش‌فرض با دیگران بحث می‌کنید که حرف خودتان در هر حالتی صحیح است و غیر از آن نیست، توصیه می‌کنم وقت خودتان و دیگران را نگیرید، و اصلا نیازی به مطرح کردن نظراتتان هم نیست، چون در هر حالت صحیح هستند.
  2. تفکر درستی بوده البته. برای داشتن هواپیما در منطقه خاورمیانه یا باید نوکر آمریکا باشی یا وضعیت جوری باشه که دیگه آمریکا تو منطقه نباشه! ما که اولی نیستیم، فعلا هم دومی مقدور نیست، پس می مونه موشک.
  3. علاوه بر اینکه پیش فرض شما صحیحه، واقعیات تاریخی نبردهای 30 سال اخیر هم مؤید نظر شماست. برتری هوایی صد در صدی نمی‌توانند ایجاد کنند، و همان برتری هوایی چند ساعتی هم که در ابتدای نبرد ایجاد می‌کنند بسیار شکننده است. ضمن اینکه حتی تصور اینکه هواپیماهای فوج اول که برخاسته‌اند دیگر باندی برای فرود نخواهند یافت هر عقل سلیمی را به جای خود می‌نشاند. و ادامه‌ی این تصور که حتی تأسیسات زمینی هم دیگر دچار آسیب جدی یا نابودی خواهند شد دغدغه جدی‌ای است که دشمن را سرجای خودش می‌نشاند. کاملاً درسته، شما فکر می‌کنید مزرعه‌های موشکی که سالها از وجود و کاشت(!)شون می‌گذشت چرا الان رونمایی شدند؟ چون این پیغام را برسانند که الان تعداد به حدی زیاد هست که در حد رونمایی شده. مزارع موشکی این حُسن را دارند که حتی زیر بمباران مستقیم هم کارشون رو بخوبی انجام بدهند. این مزارع یک بازدارندگی عالی ایجاد می‌کنند. این نقد شما چند پاسخ داره، که یکیش رو من میگم، اولاً حفر تونلها از سالها پیش (حدود 30 سال پیش) شروع شده و بنا به برخی اظهارات مسئولین اینقدر تونل ایجاد شده که الان تعطیل شده کار؛ یعنی به حد کفایت رسیده. لذا تونل با هزینه مثلاً 20 سال پیش زده شده ولی شما الان بخواهی تجهیزات زمینی برای ن.ه بسازی، با همون دلار جهانگیری، یا دلار یازده و پونصدی هم که حساب کنی ببین چقدر میشه و سر به فلک میزنه. ثانیاً تجهیزات حفر تونل (که عمده‌اش همون TBM هست) در همون سالهای دور خریداری شده و حتی سر ریزش به قرارگاه خاتم و حفر تونلهای متروی تهران و سایر شهرها رسید، ضمن اینکه دانش تعمیرات و نگهداری این تی بی ام ها هم کاملاً بومی شده و با هزینه بسیار کمی انجام میشه. وقتی هم که تونل حفر شد بغیر از شاتکریت دیگه آماده سازی خاصی نداره و آماده بهره‌برداری هست.
  4. خیر، ما در اون زمان حتی در زمانی که اف 14 ها (بهترین رهگیر هوایی آن زمان دنیا) در بهترین شرایط بودند و حریفشان هم میگ 21 و 23 بود نتوانستیم برتری مطلق، یا کامل، یا حتی شبه کامل هوایی را بدست بیاوریم. بماند که اواخر جنگ مسیر بغداد تهران، شعیبیه تهران و .... اتوبان شیش بانده بود برای توپولف(!) های عراقی..... میاره، زمانی که دشمنت بدونه که اگه بیاد روی فضای کشور شما، دیگه باندی (و نه ناوی) برای نشستن نخواهد داشت، این خودش صیانت (بازدارندگی) میاره.
  5. دقیقاً برای همین هست که ایران حتی برای ماهواره‌بر های خودش (شما بخونید قاره پیما) داره میره به سمت سوخت جامد. شما تصور کن موشکهایی با برد 5500 تا 7000 کیلومتر که تماماً سوخت جامد هستند و نه بصورت سیلویی، بلکه بشکل مزرعه موشکی در کنیسترهای لاک و مهر و بدون نفوذ رطوبت و شرایط نامناسب محیطی، در زیر زمین نگهداری میشن، ببین چه بازدارندگی‌ای ایجاد میکنه!
  6. چرا نمیشه، البته در حد آزمایشگاهی هم چنین کاری کردند (پرتاب ام کا 84 از سی 130)، ولی متاسفانه بعد از قضایای ایران 140 نرفتن دنبال نسخه جنگ دریایی اون، والا به راحتی با اون میشد 2 تا سومار/هویزه/خا55 برد در برد مناسب رها کرد و برگشت. البته الان دیگه با توجه به اینکه ناوهای هواپیمابرشون (اصلی ترین مزاحمین در سر راه رسیدن حاملهای کروز ما به برد شلیک موشکهاشون) باید تا فاصله 2000 کیلومتری عقب بشینن، یک کریدور امن برای سوخوها/فانتومها بوجود میاد.
  7. اینو من نمیگم، برو ببین تو رنج موشکهای بالستیکی که آپوگی1 شون 800 کیلومتره، بردشون چقدره.... و اتفاقاً آپوگی سجیل رسماً اعلام شده که 800 کیلومتره، و این یعنی...... ضمن اینکه یه فیلم چند روز پیش برای اولین بار از شهید طهرانی مقدم اومد بیرون که مال سال 85 بود و اونجا ایشون تلویحاً دستیابی به قاره‌پیما رو تصریح میکنه.... پی‌نویس: 1- آپوگی یا Apogee به بالاترین نقطه (یا همون نقطه‌ی اوج) که موشک بالستیک در زمان پروازش بهش میرسه گفته میشه.
  8. این فرض غلطه (شما فرض گرفتید که در برابر افغانستان یا سودان می‌جنگید)، شما وجود عنصری به نام اخلال از سوی طرف مقابل را کاملاً فراموش کرده‌اید؛ نه اکنون که حتی کشوری مانند ترکیه می‌اید و اخلالگرهای بسیار قوی می‌سازد، بلکه حتی در دهه 80 روسها اخلالگری به نام پلنا ساخته بودند که اساساً برای اخلال در کار آواکسهای آمریکایی طراحی شده بود، و اتفاقاً موفق هم بود، به طوری که تا یک فاصله‌ای در کار طرف مقابل اخلال و از یک فاصله به بعد دید آن را کاملاً کور می‌کرد. حالا کراسوخا 4 بماند؛ و حتی قوی تر از اون که ساخته شده.
  9. درست می‌فرمایید، ولی هنر این هست که هرچیزی را به عکس خودش تبدیل کنی، فکر کنم این جمله مال سان تزو یا یکی دیگه از استراتژیستهای بزرگ نظامی دنیا باشه که میگه شما باید بتونید نقطه قوت دشمنتون رو به نقطه ضعفش تبدیل کنید. این سیستم‌ها سنسورهای بسیار گران‌قیمت و حساسی دارند، چون باید بتونن یک انتشار ضعیف را از فاصله‌ی بسیار دور ببینن و درست هم تشخیص بدهند. همین موضوع نقطه ضعف اونها هم هست؛ چرا؟ چون همیشه که فضای عراق و افغانستان و سودان رو پایش نمی‌کنن، باید سراغ چین و ایران و روسیه هم بروند، و در سالهای اخیر مکرر شکایت آمریکایی‌ها رو شنیدیم که میگن چینی‌ها با لیزر برای ماهواره‌هاشون ایجاد مزاحمت میکنن و به سنسورهای اونها آسیب زدند. ایران هم که اخیراً یکی از مقامات دفاعی دستیابی به لیزر پدافندی رو اعلام کرد، خب کشوری که لیزر پدافندی کوتاه برد بسازه، می تونه لیزر اذیت کننده‌ی ماهواره (و حتی کور کننده هم) بسازه. و اینطوری میشه که این ماهواره ها در زمان عبور از فضای برخی کشورها باید دریچه‌ی لنزهاشون رو ببندند. اتفاقاً لیزرهای پدافندی معمولاً در طیف مادون قرمز هم فعال هستند.
  10. و در تکمیل فرمایش شما، حتی همون بکارگیری پهپادهای شناسایی رزمی مجهز به بمب در موقعیتهای زیاد هم باید در جایی باشه که مطلقاً پدافند مدیوم رنج نداشته باشه (چه شبکه و چه سینگل) و میدونیم چنین چیزی در مورد ایران یک جوک محض هست، چون حتی اگه تمام شبکه تبادل اطلاعات پدافند ایران هم از کار بیفته، از روز اول تمامی سیستم‌های پدافندی ایرانی طوری طراحی میشن که بصورت سینگل بتونن کارشونو انجام بدن.... و حتی خیلی‌هاشون بصورت سینگل و غیرفعال، که این آخری ترکیب مرگباری برای گشتهای CAP (چه سرنشین‌دار و چه UAV) هست. و نمونه کوچکش رو در یمن دیدیم که مرتب پهپادهای مسلح سعودی و اماراتی را با موشکهای زمین به هوای غیرفعال و غیرمتصل به یک شبکه‌ی اطلاع‌رسانیِ یکپارچه، میکشن پایین. و بردن پهپادهای رزمی ارتفاع متوسط به جایی که سوم خرداد و 15 خرداد و انواع موشک صیاد و حتی تور ام یکهای بهینه شده (در خصوص ارتفاع دسترسی) داره، خودکشی محض هست.
  11. در تأیید صحبت شما، صدام هیچ اراده‌ای برای نبرد با آمریکایی‌ها نداشت، هیچ. حتی در زمانی که فنسرها برای فرار به ایران می‌اومدن در یک مورد اف 15 ها با موشکهای راداری به فنسر حمله‌ور میشن.... نتیجه برای اف 15 ها اسفبار بود! فنسر فقط با اتکای به جنگ الکترونیک خودش 3 تا موشک راداری اف 15 ها رو به چوخ داد و به سلامت در ایران نشست....
  12. بر اساس پیشرفت علم الکترونیک و آویونیک. چیزی که زمان آلمان نازی در حال تاتا تی‌تی کردن بود تازه، و الان به جایی رسیده که با یه رَزبری‌پای چه کارها که نمیشه کرد.....
  13. این سوال شما رو با یه سوال متقابل میشه جواب داد: یه هواپیما می‌خواد بلند شه و بره 2000 کیلومتر اونطرفتر رو با 20 تا اس دی بی 2 با برد به قول شما 150 تا بزنه و بیاد، این کار چه هزینه‌هایی داره؟ اولاً شما باید چنین هواپیمایی داشته باشید، برای این کار باید بتونید اونو بخرید، طبعاً یه دونه هم به شما نمیفروشن، حداقل باید برای 10 تا 15 تا بسُلفید. (البته اگر اساساً از نظر سیاسی «بتونید» چنین خریدی انجام بدید و مثل ایران و کوبا و کره شمالی و .... نباشید) ثانیاً باید تعدادی خلبان برای اونها تربیت کنید، برای این پرنده ها به حداقل 3 برابر خلبان نیاز دارید. ثالثاً برای این خلبانها باید تعهد خدمت ایجاد بشه و متقابلا بکارگیری بشن و برای 30 سال بهشون حقوق بدید (به اضافه بیمه و بازنشستگی و ....) اگر هم مردند یا کشته شدند باید تا آخر عمر بازماندگان به اونها حقوق و سوریس و خدمات بدید. رابعاً خب این خلبانها «آدم» هستند و نیارهای تفریحی و رفاهی و .... دارند، پس نیاز به خدمات جنبی (مثل باشگاه افسران) دارید. خامساً این هواپیماها حداقل 30 سال عمر دارند، برای تمام طول عمرشون باید هزینه‌های نگهداری و تعمیر را تقبل کنید (که کارشناسان میگن هر رقمی که پول خرید هواپیماست، اونو ضرب در 5 کنید تا هزینه‌های نگهداری و تعمیر پرنده در طول عمرش بدست بیاد). سادساً برای هر ساعت پرواز هزینه‌ی دهها هزار دلاری را متقبل بشید. سابعاً برای این پرنده‌ها نیاز به فرودگاه، تاسیسات زمینی، سوخت و پرسنل زمینی و حقوق و بیمه و بازنشستگی و..... دارید، هزینه‌ی هریک را حساب کنید. و احتمالا یه سری هزینه دیگه که الان به ذهنم نمیرسه. اما جواب قسمتی که با رنگ نارنجی مشخص کردم: برای اینکار یه موشک خرمشهر با یک عدد لانچر و 5-7 نفر نیروی پشتیبانی لازم دارید.
  14.     با سلام خدمت کاربران و مدیران گرامی سایت میلیتاری همانطور که همه دوستان مستحضرند، کشور ما با تهدید جدی بیگانه مواجه هست و این تهدید هم چیز جدیدی نیست. دشمن هم از هر راه و روشی برای ضربه زده به ما استفاده می­ کند که یکی از راهها تهدید نظامی است. یکی از آن چیزهایی که تهدید نظامی را از بین برده یا لااقل آن را کمرنگ و کم ­توان می­ نماید، توان بازدارندگی نظامی است که خود از مولفه هایی تشکیل می ­شود که الان قصد نداریم به آنها بپردازیم؛ اجمالا، یکی از چیزهایی که مانع از بروز یک جنگ یا تهاجم علیه کشوری می شود این است که شما بر روی کاغذ امکان وقوع جنگ را از بین ببرید؛ یعنی دشمن را به نتیجه ای برسانید که در صورت وقوع جنگ با شما به هر روی او پیروز نبرد نخواهد بود. این روش عالی و کم هزینه در طول تاریخ بارها و بارها استفاده شده و کارایی خود را اثبات نموده است. همین روش، پس از پایان جنگ تحمیلی در راهبرد مقابله با آمریکا، به نوعی در دستور کار ایران دیده می ­شد (و می­ شود).   در راستای یکی از راهبردهای اجرای این استراتژی، شما باید تک تک عوامل قدرت سخت طرف مقابل را شناسایی کرده و برای مقابله با هر یک راهکار، راهکنش، یا راهبردی ارائه نمایید که منجر به ضعف کلی یا عدم کارایی آن عامل/عوامل گردد. پس از این شرح مختصر، کم کم می توانم مبحث را برای شما باز نمایم؛ همانطور که می دانید، آواکسها، تانکرها و بمب افکنهای سنگین دوربرد در هوا و ناوهای هواپیمابر بر روی دریا، از عوامل اصلی قدرت سخت آمریکا هستند، به طوری که نیروی هوایی آنها بدون آواکس و تانکر و بمب افکن سنگین و نیروی دریایی آنها بدون ناوهواپیمابر هیچ نوع قدرت نمایی کلان و استراتژیکی نخواهد داشت و بیشتر به نیروی هوایی و دریایی بلژیک یا هلند( صرفنظر از تعداد) شبیه خواهد بود. از جمله تهدیدات سخت استراتژیک در حوزه منافع دفاعی ایران، همین 4 قلم جنگ افزار نام برده شده(آواکس، تانکر، بمب­ افکن سنگین و ناوهواپیمابر) هستند که در واقع اصلی ترین عوامل تهدید ما-چه در بعد جمع آوری اطلاعات، چه در بعد تدارکات سوختی به جنگنده های دشمن و چه در بعد حمله مستقیم و یا فراهم نمودن پایگهای سیار بر روی دریا برای تهاجم به ما- به شمار می روند. خب طبیعی است که ما در مورد زمان صلح صحبت نمی کنیم، در زمان یک جنگ احتمالی، و با توجه به برنامه بکارگیری تجهیزات دورایستا در سازمان رزم دشمن –که برد برخی نمونه های آنها حتی به 1000 کیلومتر می­ رسد- و یا موشکهای کروزی که از مثلا بی 52 ها و بی-1 ها امکان شلیک دارند و برد آنها به 1600 کیلومتر (وحتی بیشتر)بالغ می­ شود و پروژه های پیچیده و پیشرفته ­ای نظیر LRASM و OASuW ؛ اگر چنانچه روزی کشور در معرض خطر جنگی قرار بگیرد؛ با توجه به اینکه در نبرد با ما به نوعی دشمن تمامی پتانسیل خود را پای کار خواهد آورد و از تهاجمی همه جانبه و با بهره گیری انبوه از تجهیزات و تسلیحات استفاده خواهد کرد، لذا دفع خطر استراتژیک در اولویت اول و مهم کشور است که باید به آن توجه شود.   شاید در اینجا این سوال برای خواننده مطرح شود که زمانی که چند بی 52 ، ده ها موشک کلکم را به سمت مراکز استراتژیک ما شلیک کنند، دیگر چه کاری می توان انجام داد؟ چرا که به هر حال با بهترین سیستمهای پدافندی نیز تعدادی از آنها به اهداف خود دست خواهند یافت و تکرار این روند در روزهای بعد، کم کم باعث از بین رفتن زیر ساختهای استراتژیک و نظامی و اقتصادی کشور شده و نتیجه را به نفع دشمن رقم خواهد زد.   پاسخ این است که از اساس باید جلوی شلیک آن موشکها گرفته شود، به حال همیشه زدن هواپیمای حامل تسلیحات از زدن تک تک تسلیحات آن مطلوبتر و بهتر است؛ ولی چگونه؟ زمانی که بمب افکنهای دشمن بتوانند از فاصله 1600 کیلومتری مرز ما، صنایع و تجهیزات مرزی ما را تهدید کنند؛ یا از همین فاصله بر علیه نطنز و اصفهان و اراک و تهران شلیک و فرار داشته باشند؛ یا آواکسهای آنها تا فاصله 700 کیلومتری –ودر حالی که در عمق فضای کشورهای همسایه در امنیت خاطر هستند- تمامی تحرکات له یا علیه هوایی را رصد کنند؛ یا تانکرهای آنها بدون دغدغه در فاصله مثلا 500 یا 300 کیلومتری مرز انتظار جنگنده هایی را بکشند که برای بمباران اعماق خاک ایران رفته و تشنه سوخت هستند؛ یا ناو هواپیمابر آنها -بدون دغدغه موشکهای ضد کشتی معمول ایران- در 500 کیلومتری مرز آبی ما لنگر انداخته باشد؛ امنیت ما کامل نیست و از نظر استراتژیک امکان خطر و حمله وجود دارد. حال اگر بتوان –حداقل بر روی کاغذ- این 4 وسیله مهم نظامی دشمن را از کار انداخت یا از کاربرد خارج و بی اثر نمود؛ آنگاه می توان از شدت تهدیدات استراتژیک علیه کشور نیز کم کرد و خطر جنگ را برای مدتی دیگر از سر کشور دور نمود.       برای این منظور، ایده ­ای که چندان چیز خاصی هم نیست به ذهنم رسید که با توجه به برد 2000 کیلومتری (برد اعلام شده) موشک سجیل، اگر بتوان نمونه ضد ناو یا نمونه ضد پرنده های کم سرعت  (که مثالهایی از آنها رفت) آن را طراحی و تولید نمود -با توجه به تجربه موفق خلیج فارس- آنگاه فاصله تهدید نظامی علیه ایران از حدود 250 تا 300 کیلومتر فعلی (هوایی و دریایی) از مرز، به حدود 1800 تا 2000 کیلومتر افزایش می­ یابد؛ مضافا اینکه اگر هم در این حالت امکان تهدیدی باقی بماند بیشتر در حد اهداف مرزی خواهد بود و اهداف عمقی از امنیت بسیار بالاتری برخوردار خواهند بود.   این طرح یک پیش مقدمه مهم دیگر هم دارد؛ رادارهای او تی اچ، که در واقع با کمک سیستمهایی مانند ایی اس ام و سیگینت و الینت تکمیل کننده حلقه اطلاعات پیش اخطاری ای هستند که منجر به واکنش سریع در برابر حملات پیش دستانه دشمن و دفع آنها خواهد شد.   در واقع شاید 10 و یا 5 سال قبل اصلا چنین طرحی قابل ارائه نبود ولی امروزه با توجه به پیشرفتهای صورت گرفته در حوزه رادارهای او تی اچ و سیستمهای شناسایی الکترونیک می ­توان برای موشک سجیل چنین نقشی را تعریف نمود. سنسور شناسایی هدف موشک می تواند از نوع راداری یا تصویر ساز مادون قرمز باشد که در فاز ابتدایی و میانی به جهت پرهیز از آسیب دیدن آن با روکشی ضد حرارت پوشیده می شود.   در فاز ترمینال و در حالی که موشک حدود دو سوم یا یک دوم فاصله 800 کیلومتری آپوگی (نقطه اوج ارتفاع دستیابی موشک) خود را طی نموده و به فاصله 400 تا 200 کیلومتری زمین رسیده، سنسور هدفیابی موشک فعال شده و به جستجوی هدفی می پردازد که منطقه حدودی آن از سوی رادار او تی اچ شناسایی و اعلام شده است؛ پس از پیدا کردن هدف و انجام قفل راداری/تصویری، موشک مسیر خود را به سوی هدف اصلاح و رهسپار آن می شود. موشک (یا سرجنگی جدا شده آن) در این زمان با سرعتی بین 3 تا 5 ماخ راهی هدف خود می شود.   [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10133/Sejil_20a.jpg][/url]   این موشک بدلیل اینکه از زاویه ای حمله می کند که زاویه ای معمول در حملات ضد هواپیما و ضد کشتی نیست، توان انجام حملات مخفیانه را بخوبی داراست، ضمن اینکه بدلیل اینکه موتور موشک روشن نیست بازتاب فعال مادون قرمز نیز ندارد.   از دیگر مزایای این روش توان انجام حملات از اقصی نقاط خاک کشور و حتی حملات کانتینری توسط کشتی های کانتنر بر می باشد.   به عنوان مثال، بی 52 هایی که از دیگو گارسیا راهی شلیک موشک به بندر عباس شده اند، قبل از اینکه به فاصله 1600 کیلومتری بندرعباس برسند -با هشدار رادار OTH که از 3000 کیلومتری ایران آنها را زیر نظر دارد- از فاصله 2000 کیلومتری در خطر حمله سجیل خواهند بود.   یا مثلا تانکرهای سوخت رسان دشمن در یک جنگ، تا فاصله 2000 کیلومتری مرز امکان حضور و گشت زنی دائم را ندارند چرا که در معرض این خطر هستند و یا آواکسهای دشمن نه تنها توان کسب اطلاعات از اعماق خاک ایران، که حتی توان کسب اطلاعات از مرزهای هوایی و زمینی ایران و خلیج فارس و دریای مکران را نیز از دست خواهند داد (با توجه به برد 700 کیلومتری رادار آنها و برد 2000 کیلومتری سجیل)، همچنین ناوهای هواپیمابر که اکنون در زمان جنگ احتمالی برای احتراز از خطر موشکها خلیج فارس باید در 300 کیلومتری مرز مستقر شوند آنگاه اجبارا به 2000 کیلومتری کوچ خواهند نمود آن هم در حالی که این فاصله در رفت و برگشت برای هواپیماهای مهاجم به 4000 کیلومتر بالغ می شود که آن را باید گذاشت در کنار دشواری حضور سوخترسانها در این فاصله (به دلیل ذکر شده).   [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10133/Sejjil-2.jpg][/url]   حالا این شمایی کلی از ایده بود و مطمئنا نظرات موافق و مخالفی درباره آن شکل خواهد گرفت، خوشحال می شود که دوستان نظرات خود را بیان نمایند و با هم مباحثه شیرینی در این باب داشته باشیم. یا علی اردتمند-MOHAMMAD   مقادیری عکس در ویرایش اضافه گردید.
  15. همین الان همه‌ی این وظایف (وفراتر از آن را) پهپادها با دقت بسیار بالا و هزینه‌بسیار پایین انجام می‌دهند؛ همه‌کار را قرار نیست با موشک انجام داد، یا حتی با هواپیما، باید از هر المانی در جای خودش استفاده بشه.
  16. ممنون از شما، نکته‌ی خوشمزه تر اینکه علی‌رغم همه ی برتری هوایی و ماهواره ای و شناسایی ای که برخی دوستان برای ائتلاف غربی مدعیش هستند، حتی اونها از انهدامِ کامل این 28 لانچر هم ناتوان موندن و تا روزی که صدام اراده‌ی شلیک موشک به عربستان و اسراییل داشت، این کار رو انجام داد!
  17. سلام ببینید دوست گرامی صِرف وجود مشکلاتی که نام بردید (و درست هم هستند) دلیل نمیشه که به الزامات متوقف مانده ی هوانیروز بی توجهی بشود. یگان بال ثابت هوانیروز برخلاف اینکه معمولا اسمی ازش نبوده و نیست، اما از مهمترین بخشهای هوانیروز بوده و هست. و اینکه در سالهای اخیر به هواپیمای جدیدی مجهز نشده دلیل نمی شود که تا ابد هم همینطور باقی بماند. شما به عنوان یک فرد مطلع در حوزه مسائل نظامی، بهتر از من شاید بدونید که از همون دهه ی 60 که پی سی 7 ها وارد ایران شدند؛ بلافاصله ساخت برخی قطعات پر مصرف اونها در ایران شروع شد، در سال 68 هم با اسمبل حدود 10 فروند پی سی 7 با قطعات وارد شده و تولید شده، پروژه S.68 شکل گرفت. طبیعتا پیشرفتهای تکنولوژیک از سال 68 تا 98 در زمینه مهندسی مواد و روشهای تولید اعم از ریخته گری و CNC و ... باعث شده که دست کشور در تولید این هواپیما بالاتر بره. باز هم تاکید میکنم وجود نیازهای دیگر در نیروی زمینی (اعم از زرهی و خودرویی و .....) باعث بی توجهی به این حوزه مهم نمیشه. اونم حوزه ای که سالها بدلیل اهمیت بیشتر حوزه هواپیماهای توربوپراپ آموزشی در نهاجا، متاسفانه مغفول مانده. پس نباید دچار خلط مبحث بشیم. در نیروی زمینی بالگرد جای خود، زرهی جای خود، تجهیزات پیشرفته جای خود، هواپیمای بال ثابت هم جای خود. هیچیک جای دیگری را نمیگیره، خصوصا حوزه ای که سالها بدلایل مخلتف (مالی، دسترسی، عدم توجه و . . . ) مغفول مونده. به عنوان هواپیمای پشتیبانی نزدیک شاید خیر، ولی به عنوان نقش آموزشی-شناسایی قطعا بله.
  18. شاید قصد بکارگیریش در یگان بال ثابت هوانیروز رو دارند.
  19. حالا مشخص میشه که چرا روسها برای موشک آلامو از این شکل کانارد بهره گرفتند. من حتی یادمه که جایی خوندم که موشک آلامو از عملگرهای هیدرولیکی(!) برای کنترل کاناردهاش استفاده میکنه، ولی متاسفانه منبع یادم نیست.
  20. با کلیت مطلب آقا ابراهیم موافقم، ولی خب وضعیت خاص سیاسی-نظامی منطقه باعث می شد تا عملا نشه موشکباران شدیدتری را در فاز اول تحمیل نمود (هرچند برای فاز دوم -در صورت پاسخ یانکی ها- پیش بینی شده بود). پایگاه باید جوری زده می شد که در «فاز اول اطلاع رسانی» آمریکایی ها بتونن پوششی برای تلفات ایجاد کنن تا در فشار رسانه ها برای جبران قرار نگیرند.
  21. سلام با اجازه یک احتمال دیگر هم من اضافه میکنم، موشکهای سام 6 موجود در زرادخانه یمنی ها، مجهز شده به ردگیر اپتیکی/حرارتی به همراه سایت حسگر اپتیکی جداگانه. آسیب وارده به بالگرد آپاچی تقریبا به میزان زیادی مویدِ سنگین بوده سرجنگیِ موشک اصابت کننده است...