FLANKER

تحلیل و پیگیری تحولات قفقاز ( آذربایجان- ارمنستان -گرجستان )

Recommended Posts

اگر پهپادها رو از ارتش صهیونیست جمهوری آذربایجان بگیری ارتش صهیونیست و بزدل علیف کاری بجز فوش دادن به نیروهای دشمن نمیتونه انجام بده البته حساب مردم شیعه آذربایجان کاملا از دولت و ارتش صهیونیست و کمونیست خاندان علیف جداست

ویرایش شده در توسط Storm1944
  • Like 1
  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

مسئله مهمتر از پهپادهای ترکیه یا مزدوران تکفیری یا منطقه مجاور مرزهای ایران و مناسب برای پیشروی موضع "ارمنستان" هست در این درگیری ها و نقش پاشینیان که به نظر شاید مهمترین عنصر این جنگ چه در آغازش و چه در ادامش بود. یعنی مهمترین عنصر در شروع جنگ و تسهیل پیشروی های آذربایجان؛ چه در فراهم کردن مقدمات شروع جنگ و چه در ادامه حمایت از پیشرویهای آذربایجان خودآگاه یا ناخودآگاه.

 

نیروهای آذربایجان الان همراستا با مرز ارمنستان به راحتی دارند به عمق مناطق و پشت مرزهای شوشا و مرکز قره باغ پیشروی میکنند بعد از رسیدن به مرز ارمنستان از جنوب و بدون هیچ مانعی. نمیشه انتظار داشت یک منطقه خودمختار فاقد ارتش و ابزار و پشتیبانی و منابع اقتصادی و حتی دسترسی جغرافیایی بتونه به تنهایی در مقابل یک کشور و ارتش و دسترسی نامحدود به سلاح و حتی ارتش و مزدور خارجی با چند فرد سالخورده ایستادگی کنه. پاشینیان دقیقا پیش بینیها در موردش گویا اشتباه نبود و کسی هست که دوست داره موضوع قره باغ هر چه زودتر حذف بشه تا بتونه به غرب نزدیکتر بشه و حتی اگر عضوی از ناتو بشه اگر امکانش بود. اینطوری منافع اقتصادیش با ترکیه هم دیگه مشکلات و معضلات قبل را نخواهد داشت.

 

در موعدهای قبل هم که آذربایجان همیشه دچار شکستهای متوالی میشد بی کفایتس الهام علیف و عدم اعتماد به نفسش و هم چنین ترس از حمایت روسها را میشه از عوامل نام برد. وقتی ارتش ترکیه مستقیم وارد شد (چه با مستشار و مزدور تکفیری چه ابزار و پهپادهاش) و احتمالا از جانب پاشینیان هم مطمئن شدند که حمایت واقعی وجود نخواهد داشت (به هر حال یک ظاهر سازی برای افکار عمومی ارمنی ها لازم بود در داخل با حداقل حرکات) و همچنین روسیه به خاطر رفتارهای پاشینیان؛ آزادسازی این مناطق دیگه مانعی جلوی خودش نمیدید.

  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 

فوری

۱۳ روستای دیگر از اشغال ارمنستان آزاد شد

شهرستان قوبادلی:

روستای زیلانلی
روستای کۆرد ماهریزلی
روستای موغانلی
روستای آلاقورشاق

شهرستان خوجاوند:

روستای دولانار
روستای بنیادلی

شهرستان جبراییل:

روستای داغ توماس
روستای نۆسۆس
روستای خلفلی
روستای مین باشلی
روستای ویصللی

 شهرستان زنگیلان:

روستای وندلی
روستای میرزه حسنلی

 

 

ویرایش شده در توسط 2016f35
  • Upvote 2
  • Downvote 10

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

جنگ اول قرهباغ دلیل اصلیش چی بوده ؟ یه جا خوندم که قبل از شروع درگیری ها ، احساسات ضد ارامنه در باکو وجود داشته و این باعث جری شدن ارمنستان و شروع جنگ شده . درسته یا این تحریف تاریخه ؟

همین جوری شب خوابیدن صبح پاشدن گفتن خوب حالا یه جنگی هم بکنیم ؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

الان که ما داریم تانک میفرستیم لب مرز، آیا از نظر نظامی کار درستیه؟ منظورم اینه که وقتی موشک و پهپاد داریم، آیا تانک کاربردی داره تو این وضعیت؟

 

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
1 ساعت پیش, h298989 گفت:

الان که ما داریم تانک میفرستیم لب مرز، آیا از نظر نظامی کار درستیه؟ منظورم اینه که وقتی موشک و پهپاد داریم، آیا تانک کاربردی داره تو این وضعیت؟

 

مطمئن باشید قبل از تانک همون موشک‌ها و پهپادها ارسال میشن.

8 hours قبل , MR9 گفت:

برای یادآوری گذشته ...

 

شعام = شورای عالی امنیت ملی

 

2956429.jpg

 

اون موقع که از نظر تکنولوژیکی و ‌تجهیزات فاصله کمتر بود و حریف سازمان نایافته تر گفته شد وارد این دام نمیشیم. الان که فاصله تکنولوژیکی بیشتر شده و منابع مالی ما تقریبا تموم شده و در انزوا هستیم و به ترکیه نیاز داریم که دیگه‌ وضعیت مشخصه!

به عبارتی سال ۷۷ میتونستیم وارد بشیم و نشدیم و امروز نه میتونیم وارد بشیم و نه میخواهیم وارد بشیم. وسلام! 

  • Like 1
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
2 hours قبل , h298989 گفت:

الان که ما داریم تانک میفرستیم لب مرز، آیا از نظر نظامی کار درستیه؟ منظورم اینه که وقتی موشک و پهپاد داریم، آیا تانک کاربردی داره تو این وضعیت؟

 

پهباد و موشک ابزارهای تهاجمی هستند . اما به ابزاری هم برای نمایش قدرت نیاز داریم . صرف نظر از اینکه در نبردهای امروز به تانک معتقد باشیم یا نه ، نمیتوان منکر ارزش نمادین آن شد.

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
38 minutes قبل , sarbaz0sefr گفت:

پهباد و موشک ابزارهای تهاجمی هستند . اما به ابزاری هم برای نمایش قدرت نیاز داریم . صرف نظر از اینکه در نبردهای امروز به تانک معتقد باشیم یا نه ، نمیتوان منکر ارزش نمادین آن شد.

 هیبت تانک به دست یه عده ناشی خدشه دار شده ! وگرنه تانک و نفر بر لازمه پیشروی زمینی و سریع هست ! پهپاد قدرت آتش محدود داره ! هرچقدر از اسمون قوی باشی برای پیشروی نیاز به نیروی زمینی داری !  برای پیشروی نیروی زمینی باید اسمون رو امن کنی واسشون ! یا حداقل اسمون رو نا امن کنی برای دشمن که نتونه موثر عمل کنه ..

و مخصوصا در جاهایی که امکان پشتیبانی هوایی مناسب از نفرات نیست حضور تانک خیلی واجب هست  ! به عنوان مثال در شهر ها علاوه بر نقش سنگ داشتن برای نفرات میتونه با تخریب خونه ها مسیر های ایمن برای تردد نفرات تامین کنه ! ( چون در خیابون ها ممکنه کمین بزنن)

 

 

 

 

 

 

 

 

  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
52 minutes قبل , angel20 گفت:

 هیبت تانک به دست یه عده ناشی خدشه دار شده ! وگرنه تانک و نفر بر لازمه پیشروی زمینی و سریع هست ! پهپاد قدرت آتش محدود داره ! هرچقدر از اسمون قوی باشی برای پیشروی نیاز به نیروی زمینی داری !  برای پیشروی نیروی زمینی باید اسمون رو امن کنی واسشون ! یا حداقل اسمون رو نا امن کنی برای دشمن که نتونه موثر عمل کنه ..

و مخصوصا در جاهایی که امکان پشتیبانی هوایی مناسب از نفرات نیست حضور تانک خیلی واجب هست  ! به عنوان مثال در شهر ها علاوه بر نقش سنگ داشتن برای نفرات میتونه با تخریب خونه ها مسیر های ایمن برای تردد نفرات تامین کنه ! ( چون در خیابون ها ممکنه کمین بزنن)

 

 

منم به همین نکته فکر کردم، تانک میبریم که آماده پیشروی تو خاک دشمن باشیم؟ حالت تهاجمی گرفتیم آیا؟

به نظرم حالت دفاعی نداریم، نشون بدیم که دست از پا خطا کنن خاکشون رو میگیریم.

البته دوست دارم که اینطوری باشه!

ویرایش شده در توسط h298989
اضافه
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
3 hours قبل , angel20 گفت:

 هیبت تانک به دست یه عده ناشی خدشه دار شده ! وگرنه تانک و نفر بر لازمه پیشروی زمینی و سریع هست !

بهتر است بگوییم واحد های زرهی که مجموعه کاملتری است . 

 

3 hours قبل , angel20 گفت:

پهپاد قدرت آتش محدود داره ! هرچقدر از اسمون قوی باشی برای پیشروی نیاز به نیروی زمینی داری !  برای پیشروی نیروی زمینی باید اسمون رو امن کنی واسشون ! یا حداقل اسمون رو نا امن کنی برای دشمن که نتونه موثر عمل کنه ..

 

سخن شما متین است . در تایید فرمایش شما کاربر Crash گرامی قبلا به طور مبسوط سخن گفتند :

 

 

3 hours قبل , angel20 گفت:

به عنوان مثال در شهر ها علاوه بر نقش سنگ داشتن برای نفرات میتونه با تخریب خونه ها مسیر های ایمن برای تردد نفرات تامین کنه ! ( چون در خیابون ها ممکنه کمین بزنن)

 

 خوب در این زمینه با شما موافق نیستم . تجربه تانکهای T-80 روسی در گروزنی در جنگ اول چچن و از همه مهمتر تجربه تانکهای عراقی در  خرمشهر خودمان ، نشان داد که تانکها در جنگ شهری اتفاقا بسیار هم آسیب پذیرند . 

 

من کاملا با شما موافقم که واحد های زرهی در آینده نزدیک بسیار بعید است که جایگزینی داشته باشند ، اما تانکهای اصلی میدان نبرد یا به اصطلاح MBT به نظر من آینده ای ندارند و جای خود را به ابزارهای زرهی کوچکتر ، منعطفتر چابکتر و صد البته بسیار ارزانتر میدهند . البته شاید در ارتش روسیه و چین اینطور نباشد . اما اگر توجه داشته باشید آمریکاییها به جای جایگزینی تانک آبرامز که الان دیگر 40 ساله شده ، فقط آنرا آپدیت میکنند . تمام برنامه هایی که برای جایگزینی آبرامز ارائه شده بود (تانک آینده ) منسوخ شدند . آلمانیها هم ظاهرا جایگزینی برای لئوپارد ندارند. اساسا غربیها دیگر نمیخواهند تانک جدیدی طراحی کنند . حداکثر کاری که میکنند طراحی یک زره جدیدتر و یا نصب  دفاع فعال است . این در حالی است انواع متعددی خودروهای زرهی سبک و جدید هر روزه با توپهای 30 میلیمتری و یا بیشتر تولید میشوند.

این بحث سالها قبل در سایت میلیتاری انجام شده و اکنون در بایگانی بخش زرهی موجود است . بعضی نظر شما را تایید کرده اند ، بعضی نظر من رو . اکنون هم روسها با پروژه آرماتا نشان داده اند که همچنان به تانکهای بزرگ وفادارند. 

به هر تقدیر تانکهای ما اکثرا کهنه و کاملا آسیب پذیرند. تانکهای چیفتن ،  M60-A1 و M48 و M47 و T-55 های غنیمتی با هر منطقی که در نظر بگیریم ، اکنون فقط از نظر تاریخ تسلیحات نظامی ارزش دارند. طبعا ما سفیر و کرار را داریم . اطلاعی در مورد ذوالفقار ندارم . اما لااقل از یک چیز مطمئن هستم . ما نیروی هوایی لازم برای حفاظت از قوای زرهیمان را نداریم . پس وقتی کاربر گرامی h29889 پرسیدند که :

6 hours قبل , h298989 گفت:

الان که ما داریم تانک میفرستیم لب مرز، آیا از نظر نظامی کار درستیه؟ منظورم اینه که وقتی موشک و پهپاد داریم، آیا تانک کاربردی داره تو این وضعیت؟

 

 

از نظر من سؤال ارزشمندی است. بدون حمایت هوایی ، تانکهای ما قرار است چه بکنند ؟ از نظر من فقط یک نمایش قدرت است . ابزارهای اعمال قدرت ما در این سناریو شامل تانک نیست.

 

 

ویرایش شده در توسط sarbaz0sefr
  • Like 1
  • Upvote 4
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ورود جنگ قفقاز به مرحله جدید با حضور جنگنده ها

رسانه های ارمنستان اعلام کردند که در روزهای آینده معادلات جنگ تغییر کرده و برتری هوایی آذربایجان پایان خواهد یافت. وزارت دفاع ارمنستان آن را «پایان روزهای سخت» خوانده است.

پی نوشت و تحلیل:

بیانیه مقامات وزارت دفاع ارمنستان اشاره به ورود قریب‌الوقوع ۱۱ فروند جنگنده میگ ۲۹ روسی به این کشور در روزهای آینده می‌باشد. این جنگنده دو موتوره ساخت اتحاد جماهیر شوروی بوده و برای برتری هوایی به کار می رود . این جنگنده برای اولین بار در سال ۱۹۸۲ وارد نیروی هوایی شوروی شد و پاسخی به جنگنده های اف ۱۵ و اف ۱۶ ساخت آمریکا می باشد. ۳۰ کشور این جنگنده را در اختیار دارند.

بدون شک استفاده از چنین جنگنده هایی معادلات جنگ قره باغ را تغییر داده و وارد مرحله دیدی خواهد کرد، چرا که جنگنده های آذربایجان نیز وارد عمل شده و احتمال به کار گیری جنگنده های اف ۱۶ ترکیه نیز وجود دارد. جمهوری آذربایجان هم اکنون ۱۲ جنگنده میگ ۲۹ و ۱۲ جنگنده تهاجمی سوخو ۲۵ نیز در اختیار دارد. همچنین سیستم های ضد هوایی آذربایجان ترکیبی از سیستم های موفق ساخت ترکیه و اسراییل می باشد. اما آنچه که توجه ناظران را به خود جلب کرده احتمال مداخله ترکیه و پاکستان در صورت ورود متحدین ارمنستان به جنگ می باشد. اگرچه که روسیه متعهد به دفاع از خاک ارمنستان می باشد ترکیه نیز اتحاد نظامی استراتژیک با جمهوری آذربایجان دارد و حمایت همه جانبه مالی قطر و حمایت پاکستان به عنوان قدرت هسته‌ای را نیز در کنار خود می بیند، امری که به پیچیده تر شدن موقعیت شکننده قفقاز در آینده خواهد انجامید.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
35 minutes قبل , 2016f35 گفت:

ورود جنگ قفقاز به مرحله جدید با حضور جنگنده ها

یعنی 3 تا کشور مسلمان بیفتن به جون یک کشور مسیحی ؟؟؟؟

این یعنی بجز روسیه پای افراط گرایان مسیحی و ضد اسلام نیز به این کار زار باز میشه 

به جنگهای صلیبی جدید خوش آمدید 

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط worior
      بسمه تعالی
      مقدمه
      نگارنده متن ذیل از دیدگاه راهبردی به مسئله قره باغ و احتمالات و پیامد های مربوط به آینده منطقه نگاشته است. هر جنگی در هر منطقه از دنیا بدون حمایت و عزم ملی یا مردمی که در حال جنگ هستند محکوم به شکست خواهد بود. از این رو جنگ در قره باغ امری بسیار وابسته به مسائل جمعیتی و افکار عمومی ست و از برای آن انجام میشود.
       
      مسئله فتح سرزمینی
       
      جنگ های فتح سرزمینی به سبک دوره فئودالی مدتهاست منسوخ شده، سازمان ملل و جوامع بین المللی بسختی با تغییرات در مرزها از طریق حملات نظامی کنار می آیند. پذیرفتن تغییر مرزهای کشورها از طریق تهاجم نظامی امریست که میتواند عواقب متقابلی برای کشورهایی که آن تغییرات را میپذیرند داشته باشد، این عواقب از تروریسم گرفته تا رفتن این پذیرش به حافظه تاریخی جهانی وبدل شدن به عرفی که امکان رخداد مجدد برای همان کشور پذیرنده نیز بوجود می آورد. صرف نظر از اینکه حق و باطل تاریخی این منازعات مرزی چگونه باشد، برنده منازعه، بعد از پیروزی باید هزینه های بسیاری در عرصه روابط بین الملل برای جلب افکار عمومی، سیاستمداران کشورهای مختلف جهت پذیرش رسمی مرزهای جدید پرداخت کند، علی الخصوص به اعضای دایم شورای امنیت سازمان ملل و شاید واکنش این اعضا در پذیرش این مرز جدید آنقدر طولانی شود که فرصت واکنش متقابل و بروز جنگی دیگر را رقم بزند.
       
      راهبرد نظامی جاری آذربایجان در قره باغ
       
      شیوه های رزمی طرفین این درگیری هرچه باشد از قواعدی قابل شمارش پیروی خواهد کرد، نه از آن جهت که بسادگی قابل پیش بینی هستند، بلکه تجربیات تاریخی زیادی نسبت به چنین درگیری هایی وجود دارد. از نظر جمعیت شناختی منطقه ناگورنوقره باغ جمعیت ساکنی عمدتا ارمنی تبار دارد، آذری ها بدون حمایت افکار عمومی ساکن در منطقه و پشتیبانی مردمی قادر پیشروی نخواهند بود، حتی در صورت پیشروی موفقیت آمیز قادر به حفظ سرزمین های فتح شده نخواهند شد. بنابراین بدیهی است که ترکیب جمعیتی منطقه ابتدا تغییر کند و این امر نه به یکباره امکانپذیر است و نه در یک نبرد کوتاه مدت. بلکه جنگی طولانی مدت، همراه با زیرآتش گرفتن مستقیم شهرها، کشتار ارمنی ها و مهاجرت دادن اجباری جمعیت ساکن در این مناطق میتواند راهبرد انتخابی طرف آذری باشد و این شکل از درگیری پیوسته و همراه با سکونت دادن آذری ها در منطقه ادامه پیدا کند تا ترکیب جمعیتی از ارمنی به آذری و ترک تغییر کند، تا در یک نبرد قاطع احتمالی بسیار بزرگ شرایط برای اشغال دایم فراهم شود و یا دست کم از طریق یک روند دمکراتیک مثلا رای گیری و تعیین سرنوشت از سوی ساکنان به نفع دولت باکو تغییرات مورد نظر آن دولت بدست آید. روشهای مورد بحث در بالا پیشتر از سوی اسراییل به کار گرفته شده اند، سبقه تاریخی طولانی دارند تا جایی که ماکیاوولی در شهریار به صراحت در مورد مهاجرت اجباری و تغییر جمعیت سرزمینی توسط حکام سخن رانده است. و شاید بتوان دلیل نزدیکی آذربایجان به اسراییل در گرفتن تجهیزات نظامی و مشاوره در خصوص بازسازی ارتش خود را در سطور بالا یافت.
       
      راهبرد دفاعی ارمنستان در برابر تهاجم آذربایجان
      تاکنون آنچه آذربایجان نشان داده، اتکا به تاکتیک سنتی رزمی در مناطق کوهستانی، نظیر استقرار توپخانه، ورود به شهرها، استفاده از موشک های کوتاه و میانبرد و همچنین داد و فریاد پروپگاندای خویش در سراسر دنیا پیرامون حقانیت و نبرد علیه تروریسم آذربایجانی ست، چنین سیاستی بدلیل وجود پایگاه جمعیتی در آرتساخ(قره باغ) و مورد تهاجم قرار گرفتن امری بدیهی است. ارمنستان با سرعت بسیار به سمت مظلوم نمایی وشکست پذیری احتمالی و نیاز به کمک پیش میرود. چنین وضعیتی به ارمنستان کمک میکند تا به جلب کمک های بین المللی از دولت های نسبتا ثروتمند مسیحی بپردازد، همچنین با توجه به در اختیار داشتن مناطق مورد مناقشه، به تحریک فشارهای بین المللی به سمت آذربایجان در جهت پایان جنگ بپردازد.
       
      تدریج گرایی منطقی
      در هیچ جنگی نمیتوان نتایج را از ابتدا به دقت بر شمرد، گفته اند آنچه در مورد آینده میتوان با دقت گفت، عدم پیشبینی درست آن است. اما بر اساس شواهد،  تجربیات و دانش های موجود و نسبت به گذشته تمرین های نظامی آذربایجان و خریدهای نظامی های دو کشور؛ از دید نگارنده، پیش بینی میشود جنگی میان مدت و سپس یک نبرد تعیین کننده راهبرد آغازین جمهوری آذربایجان بوده باشد، گرچه ممکن است هیچ وقت چنین رخدادی به حقیقت نپیوندد. ولیکن، این یک الزام برای داشتن یک تفسیر راهبردی منطقی درآغاز جنگ است، گرچه یک گرند استراتژی(راهبرد فراگیر) محسوب نمیشود.  هر راهبردی برای ورود به هر درگیری نیازمند راهبردی برای ادامه خروج از آن نیز خواهد بود. راهبردهایی که در ادامه اتخاذ میشود آنهایی هستند که در جبهه های نبرد آموخته میشوند، و جملگی خرده راهبردهایی هستند که ظهور کرده و دور از مسیر اصلی و هدف کلی نیستند. در موقعیت کنونی بدین دلیل که تشدیدگر این نبرد در این مقطع جمهوری آذربایجان است، این کشور ابتکار عمل را در اختیار دارد و تدریجا ارمنستان خود را در برابر ابتکارهای آذربایجان واکنش گر میبینید،  آذربایجان تصمیم گیرنده اصلی در پایان دادن به نبرد یا تغییر شکل ماهیت جنگ خواهد بود.
      نیازمندی به راهبردی برای خروج و پایان دادن به جنگ در ابتدا، بدلایل پیشگری از ورود به جنگ دایمی، فرسایشی و یا بیرون کشیدن از درگیری در زمان مناسب طرح میشود، سپس در ادامه بر اساس موفقیت ها یا شکست هایی که کسب میشود تحت اثرات جبهه ها و افکار عمومی تغییر خواهد کرد. بنابراین بزرگترین رکن اصلی جبهه دو طرف نه روی زمین بلکه در رسانه ها و پروپگاندای جهانی آنان است. این موفقیت ها در پروپگاندای طرفین است که جنگ را به پیش خواهد برد و حتی سطح بروز خشونت ها و یا اقدام علیه اشغال سرزمینی و حتی میزان زیر آتش گرفتن پایتخت های یکدیگر تنظیم خواهد کرد.
       
      پیشبینی نسبت به رویه های آینده درگیری در قره باغ:
       
      آذربایجان در جبهه جنوبی پیشروی خوبی صورت داده است اما نکات زیر حائز اهمیت است؛
      -          همانطور که عرض شد، برای آذربایجان در مناطقی که پشتیبانی جمعیتی ندارد امکان پیشروی موفق بسختی ممکن است و در صورت پیشروی امکان حفظ و بهره برداری از پیشروی پیچیده تر خواهد بود. بنابراین انتخاب پیشروی از جنوب از این جهت منطقی است که ؛
      o        ممکن است بخواهد خود را با حمله سریع به نخجوان برساند، به دو دلیل 1- تکمیل اتصال سرزمینی 2-جلوگیری از ورود ارمنستان به نخجوان در برابر یک سناریوی پاسخ احتمالی به تهاجمات در غره باق.
      o        این نکته حائز اهمیت است که در شمال ایران آذریها و ترک ها درصد تجمعی بیشتری نسبت به آذریهایی منطقه غره باق وجود دارد. بنابراین این احتمال وجود دارد که ارتش آذربایجان و ترکیه از طریق منطقه نخجوان بصورت مستقیم یا غیر مستقیم در منطقه به یکدیگر دست بدهند.(پشتیبانی هوایی ترک، پیاده نظام هایی شامل نیرومخصوص ترک در لباس تروریست های پانترک و نوعثمانی، و ارتش آذربایجان از شرق)
      o        امکان تهاجم سریع در مناطق کوهستانی بسادگی میسر نیست و تنها با سرعت بالا از طریق عبور از مسیر رودخانه ارس ممکن است،با توجه به این امر، روستاهای مرزی ایران مانند عاشقلو، اوزان، کرانلو و ... در معرض تهدید تهاجم آذریها و احتمال پاسخ ارمنی ها در آن مناطق هستند
      o        در صورت وقوع شورش های ساختگی و بحران کمبود منابع و تظاهرات، شرایط برای نفوذ نیروهای اطلاعاتی امنیتی هر سه کشور ترکیه، آذربایجان و ارمنستان جهت بهره برداری از آشوب ممکن است. و در ادامه پاسخ ایران در سرکوب تظاهرات و یا شورش، عواقبی نظیر نفوذ و دخالت بیگانه در حتی کوتاه هم خواهد داشت.
      o        آنچه فضای بحران برای ورود به نبردهای چریکی و شورشهای اجتماعی تقویت میکند، آن است که دو کشور بزودی بسیاری از تسلیحات زرهی خود را از دست میدهند، سازمان نیروهای مسلح این کشورها اقدام به جذب نیروی مردمی خواهد کرد. این امر سبب میشود تا ارتش های منظم تبدیل به ارتش های پراکنده با ابعاد بالای استفاده از نیروی شبه نظامی شوند و به تجهیزات شبه نظامیان نظیر وانت های مسلح، موشک های دوشپرتاب و ضد تانک قابل حمل توسط نفر روی بیاورند.
      o        وضعیت جنگ با استفاده از شبه نظامیان، سبب میشود تا حجم انبوهی از تجهیزات انفرادی جنگی وارد مناطق شمالی کشورمان شود.
      o        جنگ با استفاده از شبه نظامیان نیز به تلاش های وسیعی از عملیات روانی و پروپگاندای سیاسی نیازمند است.
      o        در میان مدت ممکن است جمیع موارد فوق ایران را وادار به ورود به  یک جنگ هیبریدی با محوریت ترکیه و آذربایجان کند.
       
      اقدامات پیشنهادی در بخش تاکتیکی و سیاستگذاری برای ایران:
       
      در بخش تاکتیکی: اجرای مانور ترکیبی.
      -          اقدام به اجرای سریع مانور ضد چریکی و ضد شورشی در مناطق مرزی کشور به سبک زیر؛
      o        تمرین استقرار و حرکت به سمت پاکتی از 5 تا 10 روستای مرزی در یک مسیر، به شکلی که  چند  تیم متحرک، به روستاهای در مناطق مرزی در بخش بندی های جغرافیایی مشخص وارد میشوند، و استقرار تیم های ثابت را امکان سنجی و مدیریت میکنند؛
      1-      تیم های متحرک در دو بخش ابتدا بدون ظاهر نظامی به سپس به قصد تمرین تامین نظامی و سپس بصورت کاملا نظامی به قصد فراهم آوری امکان استقرار تیم های ثابت با تجهیزات وارد مناطق روستایی میشوند، با جمعیت پل ارتباطی ایجاد میکنند، و به ترتیب متوالی پس از استقرار تیم های ثابت به قصد روستای بعدی خارج میشوند.
      2-      سپس تیم های ثابت با استقرار تجهیزات بیمارستانی، امدادی، هلال احمر و کمک به مناطق روستایی وارد میشوند، در مدت زمان مشخص فعالیت های ارتباطات انسانی و اجتماعی  را تمرین کرده و منتظر ورود دوم تیم های متحرک در تاریخ مقرر میشوند.
      3-      سپس تیم های متحرک دیگری به ترتیبی موازی به قصد کمک به جمع آوری تجهیزات ثابت وارد میشوند. و در پایان مانور اسکرت را تا فاصله ایمن را تمرین میکنند.
       
      دلایل اجرای مانور تاکتیکی فوق؛
      -          جدایی طلبها، شبه نظامیان، چریک ها و ارتش های دارای ابعاد هیبریدی که قادرند از طریق اجرای عملیات روانی، پروپگاندای سیاسی و پشتیبانی مالی در کنار ارتش های منظم خود اجرای طرح عملیاتی ترکیبی کنند، ابتدا با نفوذ، سپس ایجاد پل های ارتباطی و پس از آن شروع در نا امن کردن محیط های روستایی، اقدام به ایجاد معضلات  روانی کرده، و در ادامه از ساکنان عدم همکاری با دولت مرکزی را طلب خواهند، ابتدا با تحریک و سپس با تهدید. در فضای ناامنی مردم روستایی از همکاری اطلاعاتی و امنیتی با دولت های مرکزی پرهیز میکنند و حتی ممکن است جذب این گروه ها شوند، مگر در شرایطی که احساس کنند فضای ایمن و قدرت غالبی توسط دولت مرکزی قادر به حمایت از آنان یا نابود سازی تحرکات ضد دولتی ست.
      -          از طرفی دیگر در صورت بروز خشونت، و نفوذ بیگانه در مناطق مرزی ای که امروز نسبتا امن هستند، نیروی آموزش ندیده یا نیرویی که منطقه عملیاتی خود را تجربه نکرده باشد، بسختی میتواند با مردم ارتباط برقرار کرده و قادر نخواهد بود اقدامی که در شرایط عادی تمرین نشده است را در شرایط حاد بحران به اجرا بگذارد.
      -       آن بخش از  جریانهای فکری که در مناطق روستایی مرزی و در معرض تهدیدات مختلف امنیتی هستند، در صورتی که با هسته های خفته عملیاتی چریک های دشمن سمپاتی و هماهنگی برای روز شورش داشته باشند(آنچه در شهرهای عراق مانند رمادی، موصل و تکریت اتفاق افتاد) بسرعت دچار خطا، واکنش و یا تغییر نقشه خواهند شد، و در نتیجه اجرای این مانور این اقدامات قابل ردیابی خواهند بود.
      -          بنیاد عملیات هیبریدی مرزی ضد کشور، از طریق کشتار و تروربه نام حکومت (مانند اقدام چریک های فدایی خلق در کردستان علیه پادگان های ارتش) و سپس ایجاد هسته های مقاومت علیه دولتها انجام میگیرد، جذب نیرو تنها در صورت خلاء قدرت و واکنش نابهنگام دولت مرکزی ممکن است، و از طرفی در صورت اقدام تند، سلطه آمیز و نابخردانه نیروهای نظامی دولتی، اوضاع از کنترل خارج و یا تشدید میشود.(مانند اقدامات دیر هنگام بشار اسد در شمال و غرب سوریه)
      -           ولیکن این اقدام تند و سلطه آمیز برای هسته های نفوذی تا حدودی لازم و رعب آور است و محاسبات شانس، بخصوص بهره برداری از نفوذ های پیشین یا پل ارتباطی برقرار شده قبلی آنها را پایین می آورد، بنابراین حضور پیشدستانه و ایمن سازی جهت ایجاد قوت قلب برای ساکنان و دادن اطمینان برای اجرای مجدد وسریع چنین پاسداری مرزی، سبقه ای برای تحکیم قدرت حاکمیت کشور در مناطق مرزی ایجاد خواهد و فرصت بهره برداری از متجاوزان به اقتدار کشور را خواهد گرفت.
       
       
      در بخش راهبردی؛
      اگر مناقشه امروز آذربایجان – ارمنستان را به ابعاد نظامی و روانی تقسیم کنیم، باید گفت این رابطه 20-80 خواهد بود. اقدامات نظامی که به شکست منجر شوند عواقب وخیم سیاسی بسیاری خواهند داشت با این وجود آنچه روی زمین رخ میدهد سهم 20 درصدی از واقعیت های آینده خواهد شد، و داشتن یک فیلم 5 دقیقه از حضور در مناطق تحت سیطره رقیب در افکار عمومی اثری به مراتب بیشتر از خود نشان خواهد داد.
      دولت پاشینیان با استفاده از اعتراضات گسترده و اجرای شورش خیابانی به قدرت رسیده است و شکست در صحنه نظامی برای وی شکست در صحنه سیاست و افکار عمومی نیز خواهد بود، آنچه وی روی زمین و در مانور نظامی در برابر باکو انجام میدهد در عمل در حکم اجرای مانور سیاسی برای بقای وی  نیز هست، از طرفی باکو نیز تفاوت چندانی ندارد، اگر دولت تک حزب و شبه پادشاهی علی اف نتواند در جبهه ها پیشروی مناسبی داشته باشد، در صحنه افکار عمومی نیز شکست و بی تفاوتی مردم نسبت به دولت مرکزی را تجربه خواهد کرد. اگر بخواهیم ملاک های اقتصادی و راهبردی فتح سرزمینی در قره باغ را در نظر بگیریم، آنچه پس از این جنگ به هر نحوی باقی بماند برتری خاصی از این دو منظر ایجاد نخواهد کرد. بنابراین جنگ در قره باق امری کاملا سیاسی و برای کسب افتخارات سیاسی انجام میشود تا مبنایی نظامی و یا اقتصادی داشته باشد.
       
      در حین و پس از این جنگ:
       
      ارمنستان:
      -          پاشینیان به شکل فزاینده ای خود را پلیس ضد تروریسم، و ضد شورش و بنیاد گرایی اسلامی در منطقه قفقاز معرفی خواهد کرد.
      -          وی خواهد توانست از کشورهای ثروتمند مسیحی و از طریق کلیساهای بسیار، سرمایه لازم در حد لازم برای ادامه جنگ را فراهم کند. و شاید این جنگ راهی برای ورود تفکرات اوانجلیستی به ارمنستان باز کند.
      -          دولت ایروان در محاصره ترکیه و آذربایجان است و بشدت احساس ناامنی خواهد کرد، بنابراین به دنبال ایران و روسیه خواهد دوید، نیروی هوایی، موشکی و پدافندی خود را بشدت تقویت خواهد کرد.
      -          هر دو کشور تسلیحات بسیار زیادی در بخش زمینی از دست داده اند و خواهند داد، تمایل برای جبران تجهیزات زرهی و تقاضا برای تجهیزات دورایستا و موشکی به شکل فزاینده ای بازار تسلیحاتی بزرگی در منطقه قفقاز ایجاد خواهد شد. هر دو کشور به سمت بومی سازی تسلیحات و تبدیل شدن به قدرت های موشکی پیش خواهند رفت، و این امر مزیت موشکی ایران را تحت تاثیر شدید قرار خواهد داد.
      -          ایروان مزیت های ذاتی بزرگی از نظر اقتصادی ندارد، و اگر امنیت خود را از دست رفته ببیند بشدت با آسیب های اجتماعی فراوان روبرو خواهد شد بنابراین دولت پاشینیان هرکاری برای جلوگیری از این وضعیت خواهد کرد، منجمله اجاره دادن پایگاه های نظامی به آمریکا و ناتو، و قرارگیری بجای ترکیه امروز. چنین اقدامی سبب خواهد شد تا هم امنیت لازم را بدست آورد و هم به مکانی امن برای سرمایه گذاری خارجی بدل شود. چه بسا امروز آمریکا به دنبال تنبیه ترکیه و خروج از اینجرلیک و پیمان اجاره تسلیحات اتمی ست، و ممکن است به سمت ایروان روی بیاورد. ایروانی که دولت پاشینیان با تکیه بر شعارهای ضد روسی در آن به قدرت رسیده است.
      -          این امر برای روسیه بسیار آسیب زا خواهد بود بخصوص با توجه به مشکلات با گرجستان، بنابراین روسیه اجازه نخواهد داد و این اجازه ندادن به معنای گسترش وسیع ارتباطات با ارمنستان و حضور پیوسته در آن است. از طرفی برای ایران هم معضلات فراوانی ایجاد خواهد کرد بخصوص اینکه اسراییل در آذربایجان نفوذ گسترده ای پیدا کرده و اگر ارمنستان نیز به سمت آمریکا متمایل شود، محوز ضد ایرانی اسراییل و آمریکا میدان صلح، جنگ و کلیه تحولات منطقه قفقاز تا سالهای بسیار خواهند بود.
       
      آذربایجان:
      -          آذربایجان از توان کشورهای اسلامی نظیر پاکستان، تروریست های اسلامگرا در سراسر دنیا استفاده خواهد کرد، بنابراین به تجربه ترکیه در اداره و مجتمع کردن این چریک ها نیازمند است، تا جایی که ممکن است ادامه جنگ را مستقیما ترکیه اداره کند.
      -          این کشور تا پایان جنگ حجم بالایی تسلیحات مصرف خواهد کرد، و پس از جنگ وارد یک تقابل سرد تسلیحاتی با ارمنستان خواهد شد. اگر ارمنستان قدرت هوایی خود را تقویت کند، آذربایجان در برابر قادر به چنین کاری نخواهد بود.
      -          آذربایجان هم اکنون نیروی هوایی ضعیف و قدیمی دارد که  نمیتواند آنچنان قدرت تهاجمی و عملیاتی کافیاز خود نشان دهد.  بعید است روسها بخواهند آذری ها را در سطح راهبردی مانند نیروی هوایی در برابر ارمنی ها تقویت کنند، آنها قبلا به ارمنستان جنگنده های گرانقیمت و راهبردی سوخوی 30 فروخته اند و ارمنستان را مشتری خود کرده اند، کشورهای غربی نیز بعید به نظر میرسد که بخواهند به آذربایجان در برابر یک دولت مسیحی دیگر اسلحه بفروشند، با این وجود جنگنده های غربی نیز بسیار گرانقیمت تر از گونه های روسی هستند و بعید آذری ها از عهده تهیه آنها بر بیایند.
      -          با توجه به دو مورد فوق به نظر میرسد که آذریها به دنبال تهیه تسلیحات موشکی زمین به زمین کوتاه و میانبرد به شکل وسیع و در قالب راه اندازی خط تولید بروند. آنها از ترکیه موشکهای کروز و بالستیک خریداری خواهند کرد.
      ایران:
      -          سیاست ایران هر چه باشد، در معرض اقدامات پیچیده دو کشور برای ورود به درگیری یا حمایت از یک طرف خواهد بود، هم برای ارمنستان بسیار مفید است که ایران را جلب کند وهم برای آذربایجان، ایران دچار وضعیتی انتخابی میشود، با اینکه این انتخاب حتی در اندیشه بسیار دشوار، ایران باید از آن اجتناب کند.
      -          نخبگان سیاسی آذربایجان و ترکیه به صراحت از چشم داشت خود به خاک ایران سخن میگویند، اما از نظر اقدام در حال حاضر در جایگاهی نیستند که بتوانند کاری از پیش ببرند مگر در صورت ضعف شدید سیاسی و خلاء قدرت در ایران. به همین دلیل ایران هم به جلوگیری از شکل گیری یک اتحاد ضد ایرانی با محوریت "ارتش تورک" که در صورت موفقیت آذربایجان میرود به یک ایدولوژی نظامی سیاسی غالب تبدیل شود، باید بسرعت اقدام کند.
      -          ایران و ارمنستان میتوانند برای شکل گیری یک نیروی نظامی محدود جهت عملیات ضد تروریسم در مناطق مرزی مشارکت کنند.
       
      ویراست نشده است، اگر ایرادی دیدید تذکر بدین تا اصلاح کنم:
      نسخه فارسی تهیه شده برای میلیتاری  http://www.military.ir/
      نسخه انگلیسی :https://msai.ir/
       
       
       
    • توسط karkas
      با سلام


      طی چند هفته اخیر شاهد تصاویر نیروی هوایی المان و فرانسه بودید که تصمیم به ادامه تصاویر گرفتم . در این تاپیک هم تصاویر تمام جنگنده های ترکیه و اساسا نیروی هوایی ترکیه هست . نیروی هوایی ترکیه نیروی بسیار قدرتمندیه و می شه گفت نیروی هوایی کشور های منطقه رو می زاره تو جیب . البته اطلاعاتی از مقاله اقا سعید در مورد استعداد های هوایی ترکیه رو گذاشتم . نيروي هوايي ترکیه شامل 60 هزار سرباز و حدودا 600 جنگنده كه عبارتند از 240 فروند F-16C/D و 175 فروند F-4E و 44 فروند RF-4E و حدود 140 فروند F-5A/B كه همگي مدرنيزه شده و در شرايط كاملا عملياتي قرار دارند.
























      موفق باشید .
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.