Deepblue

Members
  • تعداد محتوا

    72
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

اعتبار در انجمن

136 نشان افتخار

1 دنبال کننده

درباره Deepblue

  • رتبه حساب کاربری
    سرجوخه

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

148 نمایش های پروفایل
  1. سلام خدمت بزرگواران کمی صبر کردم و مطالب دوستان مجدد مطالعه کردم که پاسخی بدور از هیجان بنویسم. در متن قبلی اشاره کردم که بنا ندارم خط به خط پاسخ بدهم چون معمولا اثر بحث، طویل المدت و به مرور و با تضارب آرا رخ میدهد(پاسخ نه راحت الحلقوم بلکه رسوب کردنی است) و باید از مجادله حذر کرد.. بعضی خوشبینی های آرمانی دوستان برایم عجیب بود و بعضی جدا کردن "لا اله" از "الا الله" ها، محل گلایه. ولی عبور می کنم تا متن دچار کل کل و تکرار و مایه خستگی خواننده نشود. نکاتی که خدمت دوستان ذکر کردم مجدد مرور کردم و روند استدلالی اش را متین یافتم. به نظرم دوستان سیر منطقی اش را "درنیافته اند". دوستان، 1-بدیهی است که ایران تا آخرین لحظه مذاکره می کند(و بدیهی است همه ما ضد جنگیم). 2-بدیهی است که ایران اگر مورد تهاجم واقع شود دفاع می کند(ضربه دوم). 3-بدیهی است که در صورت جنگ، ایران هزینه گزاف خواهد داد، و نتایج برای دو طرف پیشبینی ناپذیر است. اکثر متن دوستان، به طرفداری از مذاکره، پرهیز از جنگ، و خسارت ساز بودن جنگ می گذرد. اینها همه بدیهی است و کمتر کسی است که در کل ایران مخالفش باشد. لااقل با من یکی نیازی به بحث در مورد اینها نیست. اگر مرور کنید میبینید حجم قابل توجهی از صحبتها اضافی و تکراری است. به نظرم اصل نکته اختلافی با دوستان این است ایشان به دنبال "انتخاب" هستند و بنده قصدم از اول این بود که بگویم چارت دلار به من می گوید، بسیار محتمل است که به زودی ایران با گزینه "اجبار" روبرو شود(ضربه اول اجباری متعاقب رسیدن دلار به 36000 و جهت پیشگیری از شورش عمومی). پس طبیعی است با توجه به همه صحبتهایی که کردم، توجه بنده برای تبادل نظر برای اقسام مذاکره، صبر، مداقه در رقابتهای انتخاباتی آمریکا، امید به اصلاحات و مشابهات اینها، نیست. علاقه بنده به بررسی "ضربه اول به آمریکا با هدف شکست سقف تاریخی صد ساله 120 دلاری نفت و هزینه سازی برای ترامپ" است که دو بار هم ذکر کردم در مورد گزینه های ایران در این زمینه، تخصص ندارم و به همین علت وارد جواب دادن به آن 7 سوال مطروحه جناب @MR9 نشدم(البته دیدگاه هایی دارم ولی ترجیح دادم ذکر نکنم تا سیر منطقی صحبتم در مورد رسیدن به "اجبار"، به حاشیه نرود). از مرور صحبتها اینطور دستگیرم شد که دوستان اساسا به "بررسی" اقدام نظامی ضربه اولی یا تحریک حریف برای استفاده از ضربه دوم، اعتقاد ندارند. ولی اگر با عبور دلار از ارقام نجومی در موقعیت "اجبار" به جنگ و "اجبار" به ضربه اول، قرار بگیریم، عقلا باید ذهن را برایش آماده کرد و در حد سواد قابلیتها را بررسی کرد. شرایط به گونه ای نشود که آنقدر "مذاکره مذاکره مذاکره" کرد تا به شرایط چمبرلنی برسیم. مگر اینکه دوستان به این قائل باشند که حتی روی کاغذ هم نباید در مورد قابلیتهای "ضربه اول" ایران بحث کرد. که این خود ختم بحث است(و ظاهرا هم چنین است). خوشبختانه در هفته ای که گذشت شاهد دو اتفاق مهم بودیم. اول اینکه ایران در سالگرد خروج ترامپ از برجام، تصمیم گرفت از موضع انفعال خارج شود و "پاسخ" دهد. دوم اینکه به صورت همزمان شلیک موشکی حماس(که از گنبد آهنین عبور کرد)، عملیات آفندی موفق انصارلله یمن به قعطبه، و عملیات تهاجمی ارتش سوریه به ادلب با هماهنگی ترکیه، انجام شد که به نوعی پاسخ عملی ایران به آمریکا هم می تواند می باشد. در مقابل ترامپ هم اعلام کرد قصدی برای جنگ ندارد و مهار بولتون دست اوست. که این خود به نوعی شاهدی خرد بر این مدعاست که اگر ایران از موضع انفعال خارج شود و گزینه جنگ را به طرف مقابل نشان دهد، شانس بهتری برای بقا در مقابل تحریم ها دارد. از اخبار اقتصادی خوب هم اینکه دلار نتوانست فعلا از سقف مهم 15500 عبور کند و آمار گمرک نشان می دهد صادرات کامودیتی هنوز با قوت ادامه دارد. البته تکنیکالی، دلار احتمال قریب به یقین تا آخر سال 19500 را لمس می کند ولی نشکستن آن سقف تاریخی مهم، بستگی تمام به این دارد که بانک مرکزی در تامین دلار موفق، و ترامپ در گسترش تحریمها ناموفق باشد. تنها جمله ای که حتما باید پاسخ بدم، این صحبتهای آقا مصطفی است که فقط قسمتی از آن را نقل قول کردم. برادر متن شما به صورت خلاصه می گوید "من" محق به دادن "نظر" هستم و "نظر" بودن یا نبودن نظر دیگران را من تعیین می کنم. این عینا خود دیکتاتوری ناب فرهنگی است با توجیهی زیبا. محمدرضا به مخالفانش حتی در حد اعلام دیدگاه هم حق نمیداد و همین خود یکی از دلائل متراکم شدن کینه عمومی شد تا وقتی که ترکید. از لغت "دیدگاه" استفاده کردم که در مقابل "نظر" تئوریزه شما بنشیند. طبیعت آزادی بیان در اعلام "دیدگاه" است. هر چقدر هم چرت و پرت و بی ربط باشد حتی اگر قوانین بدیهی فیزیک را زیر سوال ببرد. همان قوانین فیزیک در ابتدای امر خود "چرت و پرت"ی بودند که خواص برنمی تافتند. "دیدگاه" مثل صحبتی است که بیمار در مورد بیماری خودش در مقابل دکتر می کند. طبیعی است که بیمار حق دارد در مورد بیماری خودش "دیدگاه" داشته باشد، و این ایراد ندارد تا وقتی که ملاک عمل در عرصه "اجرا" توسط "متخصص" قرار نگیرد. این که هر کس "دیدگاه" ش را بگوید مشکلی ندارد تا وقتی نافی نظم و امنیت دیگران نشود، که تشخیص این خود در حیطه وظیفه "قانون" و "ناظر" است. و تصور نمی کنم در پیشگاه قانون میلیتاری و ادمینهایش، بنده مخل مذکورین بوده باشم. کما اینکه در پایان متن اولم هم اشاره کردم که اگر ناقض قوانین است، سریعا پاک بفرمایند. دوست عزیز از عوارض مطالعه زیاد، نوعی دیکتاتوری خفیه است که ما بعد از انقلابها نمونه هایش فراوان در همان طیف آزادیخوان و روشنفکر کتابخوان دیده ایم. خود وجود میلیتاری، و خود وجود این بحثها، و خود حضور شما در این تاپیک، تمام قد ناقض استدلال مخرب شماست. دوست گرامی. این جمله شما حاوی دو مطلب است. یکی اینکه بنده را با شخص دیگری که سابقا اکانتهای متعدد داشته، اشتباه گرفته اند. و دوم اینکه دست به ریموو خوبی دارید که این دو مورد باعث می شود کمی محتاط باشم.
  2. آقا اسم این تاپیک رو هم بی زحمت کوتاه کنید. مثلا "اقدامات محتمل متقابل ایران در برابر تحریمهای غیرقانونی آمریکا"
  3. با سلام و عرض ارادت خدمت همه اساتید پاسخهایی که می نویسم صرفا جهت مبادله آرا با دوستان خوشفکر می باشد. برادر جایگاه تخصص در مقام اجراست. در مقام اظهار نظر، این استدلال شما، نافی آزادی بیان است. شاه خدا بیامرز هم با همین استدلال شما، خودش و مملکت به باد داد. این صحبتها از شمایی که تاریخ خوانده اید بعید بود. تاریخ دائما تکرار می شود و قدرتمندان همیشه تا آخرین درجه توان برای منافع حداکثری خود فشار می آورند. شما را دعوت میکنم به مطالعه "معمای دزدان دریایی" یک نمونه دیگر از تئوری بازی ها که رفتار سرمایه سالاری رو به زیبایی توضیح میده. https://fa.wikipedia.org/wiki/بازی_دزدان_دریایی به عنوان نمونه زنده، باج خواهی ترامپ از چین و خروج از معاهدات بین المللی و توهینهای آشکار ترامپ به سعودی را شاهد هستیم. کدام تعامل؟ داریم میبینیم اروپا در مساله برجام چقدر ذلیل و ناتوان است. و اینکه اروپاست وای به حال بقیه. این تعاملاتی که شما ازش صحبت میکنید جز نوعی برده داری مدرن نیست. کشورهایی که واقعا مستقل باشند شاید به زور به 10 عدد برسند. البته من طرفدار مذاکره و تعامل با غرب هستم، ولی از جایگاه متعادل و با ذهن شکاک. اخیرا کتاب "موج سوم" تافلر میخوندم. میگه صنعتی سازی پایه هایش روی کامودیتی ارزان و نظام تضمین آن بنا شده. و این را که کنار دلائل فرهنگی و سیاسی و تاریخی بگذاریم، دقیقا به این مطلب میرسیم که "غرب دشمن درجه1 ایران بزرگ است". متاسفانه در زمان شاهان قاجار، رضاخان و محمدرضا، درها به روی اینها بدون احتیاط باز شد و کار به آنجا کشید که رئیس گمرگ ایران را هم اینها تعیین میکردند(منفعت خواهی حداکثری رئیس بزرگ دزدان) https://fa.wikipedia.org/wiki/ژوزف_نوز ببینید مردم در افغانستان و پاکستان و تاجیکستان و قفقاز و... چقدر دچار فقر و تروریسم و تعصب و... هستند از صدقه سر تجزیه ایران و نفوذ بیگانه. 100 سال پیش رو نمیگم ها. طی همین 10 سال اخیر. اگر آقای خمینی یک حرف حساب زده باشه همینه: "آمریکا شیطان بزرگ است". اینها ذاتشان منفعت طلب و نامرد و پیمان شکن هست و خوشا که ترامپی برای تایید مطلب، حی و حاضر است. برادر من، خوبه ما به صورت زنده جنگ یمن داریم میبینیم. یه مشت چریک پابرهنه تحت محاصره، بدون توان اقتصادی و فنی. همین آمریکای امروز رو عرض کردم که 5 تریلیون دلار در عراق هزینه کرد و با همه آن تکنولوژی کذایی، با فشار ایران از عراق فرار کرد. فرار نکرد؟ تکنولوژی به جای خود، مرد میدان رزم هم به جای خود. اشتباه نکن. این مساله ظاهرش روزنامه ای و پوپولیستی است ولی در حقیقت ماجرا شما نگاه کن به نمودار طلا. طلا یه ابر نمودار قائم به ذات است که از 2-3 هزار سال پیش همواره روندش صعودی بوده و همه چیز ارزشش با طلا سنجیده میشه. بعد از 11 سپتامبر طلا از حوالی 250 دلار شروع کرد و به علت گسترش ناامنی و کسری بودجه فدرال رزرو(کاهش قدرت دلار و چاپ پول بی پشتوانه) الان به 1282 رسیده. یعنی در کمتر از 20 سال ارزش دلار یک ششم شده. ولی شما نمیتونی ببینی چون طی این مدت کل ارزهای جهان تضعیف شده اند و نسبتهایشان ثابت مانده. اینقدر از اقتصاد آمریکا تو ذهنت غول درست نکن. همین اقتصاد به ظاهر شکست ناپذیر(که انصافا هم روی بروکراسی و تخصص گرایی قوی بنا شده) در بحران مسکن 2008 بسیاری از مردمش رو نابود کرد. فیلم The Big Short -2015 روایت جالبی هست از 3 سرمایه گذار که با پیشبینی فساد و هیجان معاملات مسکن روی معاملات کوتاه(فروش) ثروتی هنگفت بهم زدند. توصیه میکنم ببینی. نکته این نیست که اقتصاد آمریکا قوی نیست. نه هست. بلکه مساله اینه بیش از چیزی که واقعا هست بزرگ نمایی شده. چرا ترامپ اینطور کمر به قتل قراردادهای بین المللی و بالا بردن تعرفه بسته؟ خب اقتصاد آمریکا قویه دیگه چرا این کارها رو میکنه؟!... مگه اینها نبودن دنیا رو پرچم کردن که آقا بیاید عضو سازمان تجارت جهانی بشید و تعرفه هاتون رو بردارید ما همه با هم داداشیم؟ یادته؟ همین دهه 80 شمسی. چقدر میگفتن ایران اگر عضو بشه اقتصادش کلی رشد میکنه؟ پس چی شد که خود حضرت ترامپ زد زیر میز؟ ساده است. چون منافعشون اون موقع اونجوری جواب میداد، حالا اینجوری جواب میده! چون پشت سر داستان رو میدونن که دلار توان تحمل این همه بدهی نداره و اگر ایندکس سقوط کنه، 60% ذخائر ارزی جهان که به دلار هست، همه فروشنده میشن، بعد دیگه کسی نیست این همه دلار رو بخره و به قول بورسیا، دلار صف فروش میبنده! این رو هم اضافه کنم شخصا به این اصلاحات ترامپ خوشبین نیستم. این هم اولش مثل احمدی نژاد و هیتلر و همه پوپولیستهای دیگه اولش تخته گاز میره و بعد چند سال تبعات رفتارهاش میخوره تو صورتش. از دلائلی که میشه اقامه کرد هم اینه که جامعه آمریکا به دستمزد بالا و کار کم(در مقابل چین و هند) عادت کرده، +آسیای شرقی انحصارهای فناوری سنتی آمریکا و اروپا از دستشون درآورده(همین دیروز خبر آمد هواوی جایگاه دوم فروش موبایل رو از چنگ اپل درآورد) و به زودی انحصار هواپیمای پهن پیکر و اینترنت و دارو رو هم تهدید میکنه. در بلندمدت باز هم آسیای شرقی برنده است. یعنی همان داستانی که در جنگ تریاک 1850م. افتاد و چین همه نقره جهان رو می مکید در اقتصاد خودش و چون حریفش نبودن، دو تا جنگ درست کردن تا تهدید رو رفع کردند. من اطمینان دارم مقامات نظام به هیچ عنوان دنبال جنگ افروزی نیستند. ولی نگرانیم اینه مثل شما تا آنجا احتیاط در پیش بگیرند و محافظه کاری کنند که گزینه "جنگ" از روی میز بردارند. دیروز دلار به 15100 خورد و باز ریخت. ولی ممکنه دفعه بعدی در کار نباشه. من عمیقا نگرانم که قیمت دلار، "بدون شلیک یک گلوله" کشور به 40 سال عقب پرت کند(همان نگرانی شما). در متن اصلی اشاره کردم که بنده تخصصی در مورد روش "پاسخ" ایران ندارم. اینکه ضربه اول باشد یا غیرمستقیم برای تحریک حریف و اقدام به ضربه دوم. اینکه نیروهای ایران عمل کنند یا حماس و ارتش اسد عمل کنند. فقط این را میدانم که دلار منتظر رایزنی و گل یا پوچ کردن نمی ماند و به زودی موج گرانی عجیبی می آید و زودتر باید "اقدام" کرد. خوشبختانه امروز خبر آمد که آقای روحانی چهارشنبه قرار است اقدام متقابل ایران را اعلام کند(بعد از 1 سال آزرگار که مردم له شدن). انگار داد و قالهای ما جواب داد و حضرات به فکر افتادند. خدا رو شکر. احتمالا در قدم اول ایران برخی فعالیتهای هسته ایش در چارچوب برجام مجدد فعال کند. و در قدمهای بعدی باز هم تشدید اقدامات تا نهایتا روزی که همه اقدامات نرم جواب ندهد، و به گزینه "جنگ" برسیم. عمدا هم واژه "جنگ" رو تکرار میکنم برای اینکه ترس دوستان بریزد. وقتی ترامپ شمشیر از رو بسته برای قتل ملت ایران، محافظه کاری چمبرلنی خطاست. مطالب دوست عزیزمان @MR9را هم مطالعه کردم. طبق معمول چکیده صحبتشان این است که "جنگ نع". به هر قیمتی. به نظرم حتی به قیمت خلع سلاح موشکی. کنایه نمیزنم. این فحوای مطلب شما و ایشان است. چون خودتان هم خوب میدانید جامعه ایران مستعد اصلاحات نیست. مذاکره و صبر هم با ترامپ جواب نمیدهد. دلار هم این قیمتها نمی ماند. واقعیت این است که جامعه ما در مقابل کنش های متوالی ترامپ دچار یاس و ناامیدی و انفعال شده. امثال بنده ای باید باشند و بنویسند که "شروع جنگ همواره یک گزینه برای ایران است". حتی اگر آخرین آخرین گزینه باشد. حتی برای اینکه دستگاههای پایش غربی این را بخوانند، که مردم ایران ترسی از جنگ ندارند. حتی اگر همه زیرساخت ایران نابود شود، همه تبعاتش را میپذیریم ولی آنقدر در دیگ آبجوش دم نمیکشیم تا بشیم سوپ خوشمزه راحت الحلقوم حضرت ترامپ. اگر ادامه دهد چنان تاوانی دهد که در تاریخ عبرت کودکان دهد. به نظرم کار مفید اینه روشهایی که میشه در دفاع یا حمله به آمریکایی ها چه ضربه اول چه ضربه دوم، چه مستقیم چه غیرمستقیم را لیست کنیم و در مورد بهترینهایش در حد سواد بحث کنیم. به نظرم گرفتن تلفات فوق سنگین از پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه توسط طالبان و داعش از بهترین گزینه هاست.
  4. بالاخره اینها خصوصی تر از نفت اداره میشن و بخش خصوصی در دور زدن تحریم هم باهوشتره و هم دستش بازتره. ولی مساله اینه باز هم تحریمهای مضاعف، هزینه ها رو افزایش میده و نهایتا در بالا رفتن قیمت دلار منعکس میشه. مگر اینکه بانک مرکزی سیاستهای گسترده تشویقی برای بازگشت ارز و سرمایه گذاری در نظر بگیره، که فعلا خبری نیست و حضرات متوجه نیستند که چه سونامی بزرگی در راهه.
  5. در متن اصلی به این نکته هم غیرمستقیم پاسخ داده ام. اندیشه ای در ذهن ما ایرانی ها هست که ریشه همه مشکلات در یک قشر محدود مافیا هست که برای منافعشان فساد را گسترش میدهند یا اجازه اصلاحات و یا صلح نمی دهند. دقت کنید. نمیگم چنین مافیایی(خصوصا دولتی) وجود ندارد. بلکه شما و همه مردم ایران رو دعوت میکنم که به ریشه های تاریخی و ریشه های اجتماعی مداقه کنید. دولت و ملت رابطه ای ارگانیک و دوطرفه با هم دارند. نمیشود همه مشکلات را فقط گردن یکی انداخت. بسیاری از فسادها و ناکارمدی ها در ایران، نتیجه فشار خود مردم است. مردم به دولت فشار آوردند که محدوده تهران را بردارد(خواسته ای که محمدرضا با آن مخالفت میکرد) و نتیجه شد گسترش بی حساب تهران. کلاردشت رو کی به این روز انداخت؟ دولت؟ مافیا؟ یا خود روستایی هایی که آنقدر فشار آوردند تا به هر روشی دوست دارند تفکیک کنند و به هر روشی دوست دارند بسازند و به هر روشی میخواهند بفروشند؟ این همه ویلاسازی تا لب ساحل کاسپین کار کیه؟ مافیا؟ این همه داخل رودخانه سم میریزند و برق میزنند، این همه آهوی آبستن شکار میکنند، اینها کار کیه؟ کار دولت یا مافیا؟ کی روی میراث باستانی هزار ساله یادگاری مینویسه؟ مافیا؟ این رانندگی های دیوانه وار، این رشوه خواری های گسترده تا آبدارچی اداره، ووو اینها همه و همه انعکاس خود ما مردمه. که از تخصص و تولید دوری می کنیم و عشق واردات و دلالی هستیم. لبّ مطلب: مشکلات گردن مافیا نندازید. اصلاحات نیاز به کار فرهنگی و آموزشی روی خود مردم هم دارد. از همان پایه دبستان. و با دید بلندمدت 20ساله. (که موضوع این تاپیک نیست)
  6. برادر شما دنبال تضمین هستی؟!! حالا اگر جنگ با آمریکا، همه نیروهای مخالف در منطقه رو بیدار کرد، و باعث درگیری گسترده با نظامی های آمریکایی در افغانستان و عراق و سوریه شد، و در ادامه باعث بحران حاکمیت در بحرین و عربستان و آذربایجان و پاکستان شد، و باعث سقوط اقتصادی دبی و ایندکس دلار شد، و باعث پشتیبانی مخفی چین و روسیه از ایران شد ووو.... آن وقت چه؟ در متن اشاره کردم چنین جنگی شرایط پیشبینی ناپذیر دارد، و به هیچ عنوان گزینه دلخواه ما ایرانی ها نیست. بلکه واکنش اجباری به ادامه تحریمهاست که برای طرف مقابل هزینه سازی کند.
  7. برادر شما دنبال تضمین هستی؟!! حالا اگر جنگ با آمریکا، همه نیروهای مخالف در منطقه رو بیدار کرد، و باعث درگیری گسترده با نظامی های آمریکایی در افغانستان و عراق و سوریه شد، و در ادامه باعث بحران حاکمیت در بحرین و عربستان و آذربایجان و پاکستان شد، و سقوط اقتصادی دبی و ایندکس دلار شد، و پشتیبانی مخفی چین و روسیه از ایران شد ووو.... آن وقت چه؟ در متن اشاره کردم چنین جنگی شرایط پیشبینی ناپذیر دارد، و به هیچ عنوان گزینه دلخواه ما ایرانی ها نیست. بلکه واکنش اجباری به ادامه تحریمهاست که برای طرف مقابل هزینه سازی کند.
  8. *این نکته رو هم میخواستم به متن اصلی اضافه کنم ولی اجازه ویرایش نمی دهد: میلیتاری قطعا توسط سرویسهای امنیتی خارجی و داخلی پایش می شود. متن حاوی پیام پنهانی برای همه اینهاست. اگر به ایران بیش از حد فشار بیاورید، شرایط پیشبینی ناپذیری در منطقه ایجاد می کنید که دودش به چشم همه خواهد رفت، و دیر یا زود حمایت ملی ایرانی ها برای این مساله، مجتمع و متحد خواهد شد.
  9. در نهایت شما هم راهکار جایگزینی ارائه ندادید. و حتما واقف هستید اصلاحات مطروحه در متن، خواب و خیالی بیش نیست. شاید بهترین حالت این است که آمریکا تهاجم را آغاز کند که واکنش ایران در افکار عمومی توجیه شود. یعنی با سیاست ورزی حریف را وادار به تهاجم کنیم. *این نکته رو هم میخواستم به متن اصلی اضافه کنم ولی اجازه ویرایش نمی دهد: میلیتاری قطعا توسط سرویسهای امنیتی خارجی و داخلی پایش می شود. متن حاوی پیام پنهانی برای همه اینهاست. اگر به ایران بیش از حد فشار بیاورید، شرایط پیشبینی ناپذیری در منطقه ایجاد می کنید که دودش به چشم همه خواهد رفت، و دیر یا زود حمایت ملی ایرانی ها برای این مساله، مجتمع و متحد خواهد شد.
  10. پیرو صحبت با اساتید میلیتاری متنی در مورد شرایط اقتصادی فعلی و آینده تحریم ایران و راهکارهای موجود نوشتم. در سه سطح وضعیت فعلی را بررسی میکنم: 1-شناسایی مشکل 2-بررسی راه حل ها 3-اقدامات اجرایی -=-=- 1-شناسایی مشکل اصلی ترین مشکلی که در حال حاضر ایران را تهدید می کند کاهش ارزش پول ملی است. اقتصاد ایران به دلائل متعدد تاریخی و اجتماعی، اقتصادی تولیدمحور و متخصص محور نیست و به شدت به درآمد نفت و صادرات کامودیتی(فولاد و مس و...) وابسته است(قصد ندارم در مورد دلائل تولیدمحور نبودن صحبت کنم. هر کس در ایران کار تولیدی کرده باشد به تجربه دریافته که چه مشکلات و گرفتاری های تودرتویی دارد). به همین علت نرخ دلار تاثیر حیاتی روی سطح رفاه عمومی جامعه دارد. درست است که نرخ بالای دلار باعث رونق موقت کارخانه ها و کشاورزان شده، ولی چون قشر متوسط بزرگ جامعه، کارمند دولت و حقوق بگیر و عرضه کنندگان خدمات و واردکنندگان هستند، در نهایت گران شدن دلار باعث کاهش قدرت خرید و نارضایتی عمومی جامعه می شود. با اینکه کاهش ارزش پول ملی بهترین فرصت برای تقویت توان تولید داخلی است ولی بروکراسی اداری ایران و علقه های طبیعی ایرانی ها به تجارت و واسطه گری باعث می شود فعلا در کوتاه مدت نتوان از این کاهش ارزش برای دفع خطرات وابستگی اقتصادی به خارج استفاده کرد. وقتی اصلاحات در 40 سال گذشته که فرصت بوده و انجام نشده، بیهوده است که الان منتظر اقدامات معجزه آسا بود. مساله ای که برای بنده باعث نگرانی شده این است که نرخ گذاری کالاها در بورس کالا به 9500 الی 11000 تومان رسیده. افزایش پایه حقوق سال 98 که بالغ بر 35% است به این علت که روی بنای افزایش بهره وری و توسعه سرمایه گذاری نیست، خود عامل مضاعف بر کاهش ارزش پول ملی خواهد بود. در مورد سود بانکی هم هنوز میبینیم کاهش نرخ بهره جدی و امیدوارکننده نیست. نرخ بهره کوتاه مدت به صورت عملی باید زیر 15% برسد تا کمی امیدوار بود که بانک مرکزی پول چاپ نمی کند. در نمودار قیمت هم میبینیم که قیمت چندین بار به سطح حمایتی 12500 واکنش نشان داده و عملا با توجه به اخبار تنش خارجی و سیاستهای بانک مرکزی، شکست این سطح حمایتی رو به پایین تقریبا محال و رویایی است. و برعکس شکست مقاومت 15500 رو به بالا و رویت سقف تاریخی 19500 کاملا در دسترس و شدنی است. اهداف بعدی به ترتیب 24500، 30000 و 36000 هستند. و در سالهای گذشته ثابت شده، دلار هر عدد غیرقابل باوری را می تواند لمس کند. در طرف مقابل سیاست خارجی هم شاهد برخورد معقول از طرف ترامپ(و در واقع نظام آمریکا) نیستیم. و مذاکره با چنین شرایطی در حالیکه توافق قبلی به سادگی پاره شده، نتیجه ای جز هزینه های مضاعف و بی پایان ندارد. کما اینکه معلوم نیست هدف گذاری ترامپ صرفا تغییر نظام است یا اساسا تضعیف ایران؟ سیاستهای موفق و عوام پسندانه ترامپ نشان می دهد به زودی تحریم نفت به تحریم پتروشیمی و تحریم کامودیتی و حتی سایر کالاهای ایرانی هم بسط پیدا می کند و همه موارد بالا فقط یک چیز می گوید: کاهش ارزش پول ملی بیشتر و بیشتر. سوالی که اینجا مطرح می شود این است مردم ایران تا کجا فشار این گرانی را تحمل می کنند؟ اگر شما از افرادی هستید که اعتقاد دارند دلار 30000 تومانی را هم مردم تحمل می کنند و از بابت ناآرامی اجتماعی نگرانی ندارید، مخاطب این متن شما نیستید. ولی اگر در ایران زندگی میکنید و هزینه کمرشکن را لمس می کنید، طبیعتا به وضعیت بحرانی پیش رو مظنونید. -=-=- 2-بررسی راه حل ها در موقعیت پسابرجامی، صحبت از کارهایی که میشد قبلا انجام بشود بیهوده است. گذشته ها گذشته. در حال حاضر در مقابل هر ایرانی 5 راه حل وجود دارد: الف-طرفداری از آمریکا برای سرنگونی نظام. ب-مذاکره و در واقع تن دادن به خواسته ها مبنی بر خلع سلاح موشکی و سایر موارد. ج-صبر و سکوت، و ادامه وضعیت فعلی و امید بستن به اصلاح ساختار بروکراسی و اقتصاد داخلی و همچنین انتخاب یک دموکرات در انتخابات بعدی آمریکا. د-پاسخ نظامی به متحدان آمریکا. ه-پاسخ مستقیم نظامی به خود آمریکا به گونه ای که منجر به گران شدن نفت به بالای 120 دلار تاریخی شود. الف-طبیعتا در میلیتاری با طرفداران گزینه الف بحث خاصی نمی شود کرد. صرفا دوستان را حواله میدهم به این سوال: "اگر باز کردن درهای اقتصاد و فرهنگ به روی سرمایه سالاری جواب میداد، پس چرا غرب به دشمنان محمدرضای غربدوست تریبون داد و به شاه آواره حتی اجازه درمان در آمریکا را نداد؟" پاسخ من کوتاه است: "سرمایه سالاری بین مصدق و رضاخان و جمهوری اسلامی تفاوتی قائل نیست و صرفا ایرانی تضعیف شده می خواهد." پس با براندازی هم مشکلی در بلندمدت حل نخواهد شد و بعد از مدتی باز هم آش همین آش است و کاسه، همین کاسه. ب-به نظرم هیچ آدم عاقلی مذاکره در چنین شرایطی از موضع ضعف که کف خواسته طرف مقابل هم مشخص نیست، را قبول نمی کند. ج-افراد زیادی اعتقاد دارند، سختی های تحریم باعث شکوفایی تولید می شود و اقتصاد ایران می تواند با تکیه به توان داخلی از بحران عبور کند. شخصا فکر میکنم اگر اصلاحات بسیار جدی در بروکراسی اداری بشود، شاید بشود. ولی تجربه نشان داده منافع اکثریت در همین سیستم فعلی است. یعنی کار حداقلی در ادارات دولتی، رشوه خواری گسترده، رانت و زد و بند و واسطه گری و... که ریشه های عمیق در تاریخ و جامعه ایران دارد و این نوع اصلاحات عموما با طیب خاطر عموم مردم قابل انجام نیست. کما اینکه اصلاحات نیاز به انواعی از "تحمل مخالف" و سکولاریسم و "شل گرفتن هایی" دارد که فعلا از اینها هم نشانه های امیدبخشی از نظام رصد نمی شود(برای مثال ماجرای پارسال موی بلند پویول و اختلاف فردوسی پور و فروغی). کسانیکه که به گزینه صبر امید بسته اند، نیک میدانند ترامپ دوره بعد هم رای می آورد و ما با 6 سال تحریمهای سخت تر مواجهیم. آیا بانک مرکزی دخیره مالی کافی برای عبور از این 6 سال را دارد؟ بنده اطلاعی ندارم. ولی رفتار دلار آزاد و گارد صعودی اش می گوید چنین پشتوانه ای وجود ندارد. چیزی که در نمودار دلار میبینم این است که طی 4 الی نهایتا 6 ماه از مقاومت 15500 عبور میکند و تا آخر سال احتمال قوی به سقف 19000 هم حمله میکند. اگر مطمئن بودم بانک مرکزی میتواند بین 12500 الی 15500 دلار را نگهدارد، هرگز این متن را اینجا نمی نوشتم و مصدع اوقات دوستان نمیشدم. ولی تقریبا مطمئنم داستان گرانی ها با شدت بیشتری ادامه دارد و گزینه صبر جواب نمی دهد، و از الان باید به فکر گزینه های آینده بود. بدون تعارف و بدون ترس. د-در مورد تهاجم به متحدان آمریکا در منطقه به نظر میرسد به اندازه کافی این کار انجام شده. اصولا آمریکا متحد جدی هم در منطقه ضد ایران ندارد. ترکیه و قطر تغییر موضع داده اند. عمان و کویت و اردن و مصر و پاکستان هم سعی دارند بیطرف بمانند. و صرفا عربستان-امارات-بحرین مانده اند که دو تای آخری ارتش قابل اعتنایی ندارند. نتیجتا اگر تهاجم نسنجیده ای انجام شود که منافع همه کشورها به خطر افتد دودش به چشم خود ایران خواهد رفت. یکی اش بستن تنگه هرمز به روی "همه" کشتی ها که منافع همه را به خطر می اندازد. و ایران در این سالها نشان داده دنبال دشمن تراشی به خصوص بین همسایگانش نیست. پاسخها به عربستان هم تا الان نتیجه مفیدی نداشته است. ه-گزینه آخر پاسخ مستقیم و هزینه سازی برای خود آمریکاست. از صحبتهایی که با افراد مختلف میکنم به نظر میرسد آرام آرام دارد کارد به استخوان میرسد و شرایطی مهیا می شود که جامعه از اقدامات نظام ضد آمریکا حمایت کند(به نظرم دلیل آتش نزدن برجام توسط رهبری هم همین است). دوستان به سرنوشت ژاپن پس از پرل هاربر اشاره می کنند. پیشبینی رفتار آمریکا به این سادگی نیست. به نظرم تاریخ جنگهای آمریکا را باید به قبل و بعد از ویتنام تقسیم کرد. بعد از جنگ ویتنام(با 200هزار کشته و 10هزار تلفات هواگرد)، آمریکا هرگز با کشوری که با بنیانهای قوی اجتماعی و اقتصادی که ممکن است مورد پشتیبانی سایر قدرتها قرار بگیرد، درگیر نشد. به جز این آمریکای دهه 60 در اوج آمریکای رویایی(بین 1950 الی 1970) بود که بی رقیب در اوج ثروت و قدرت نظامی میتاخت، نه آمریکای فعلی که 20تریلیون بدهی دارد و هر روز سر 0.1% تغییر نرخ بهره فدرال رزرو دعواست که نکند ایندکس دلار سقوط کند و کلا دلار منهدم شود!(چاپ دلار وسیع و بدون پشتوانه طی سالها که رفاه بالایی برای جامعه آمریکایی ایجاد کرده). نه آمریکایی که امروز در اکثر زمینه ها رقبای قدر تکنولوژیک دارد که انحصار صنعتی اش را از بین برده اند. وضع اروپا حتی خرابتر است. جمعیت پیر، بدون منابع زیرزمینی، بدون موقعیت ژئوپلیتیک و صنایعی که توان هماوردی با رقبای آسیایی را ندارد. به قول خودشان 5 تریلیون دلار در عراق هزینه کرده اند ولی نتیجه اش شد برای ایران که حجم معاملاتش با عراق به 12میلیارد دلار رسیده. یک جنگ مثلا 10تریلیونی با ایران(با 4برابر مساحت عراق و 10برابر مساحت ویتنام جنوبی) بکنند با نتایج غیرقابل پیشبینی که چه بدست آورند؟ استاد عزیزی اشاره کرده اند که شاخ به شاخ شدن ایران و آمریکا نوعی هزینه برای هر دو طرف است. در تئوری بازی ها به این رفتار اصطلاحا می گویند "بازی جوجه" یا "Chicken Game". https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87_%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7#%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C_%D8%AC%D9%88%D8%AC%D9%87_(Chicken_Game) این تئوری نشان می دهد که مذاکره بهترین راه حل برای اپتیمم کردن منافع دوطرف است. ولی متاسفانه مساله اینجاست که وضعیت ایران پسابرجام وضعیت مذاکره نیست. نه سطح خواست حریف مشخص است، و نه اصلا قابل اعتماد است. هر نوع مذاکره، نتیجه ای جز باخت سنگینتر و بدتر شدن اوضاع ندارد. -=-=- 3-اقدامات اجرایی برای اینکه متن به سرنوشت تحلیلهای کلی و بی سر انجام دچار نشود، اهم اقداماتی که باید مد نظر باشد را فهرست وار مینویسم. الف-اصلاحات وسیع در بروکراسی داخلی. -تعداد کارمندان دولت باید حداقل به نصف کاهش یابند(طبق استانداردهای جهانی). بهره وری بالا برود، کار ارباب رجوع سریع راه بیافتد و هزینه جاری کشور صرف هزینه زیرساخت و توسعه شود. -بانک مرکزی به صورت واقعی دست از چاپ پول بردارد و نرخ بهره بانکی هر چه سریعتر به صورت واقعی به زیر 10% برسد. هیچ مرض اقتصادی مثل تورم، خطرناک نیست. -نرخ دلار برای نهایتا 10 قلم کالای اساسی یارانه ای و کوپنی باشد(با نظارت فوق سنگین روی شرکت بازرگانی دولتی ایران) و بقیه محصولات نرخشان آزاد شود. وضعیت فعلی نرخ گذاری بورس کالا جز رانت و فساد هیچ فایده ای برای مردم ندارد و صادرکننده، تولیدکننده و سرمایه گذار با این وضع هرگز پول خود را مجدد وارد چرخه اقتصادی نمی کنند. -فرایند "تولید" کوتاه شود و بروکراسی دولتی تحت فشار ویژه قرار گیرد که خواست سرمایه گذار و تولیدکننده را در اسرع وقت انجام دهد. بازرسی کلی کشور داخل دفتر کارش ننشیند بلکه برود کار میدانی کند و از تولیدکننده مشکلات را جویا شود و سریعا حل کند. -با رشوه خواری مثل کشورهای توسعه یافته برخورد شود. یعنی رشوه دهنده مجازت نشود ولی رشوه گیرنده به اشد مجازات برسد. نمی شود در هر پرونده فسادی، فعال بخش خصوصی را اعدام کرد و مدیر دولتی را زندان تعزیری داد! -سهم شرکتهای شستا به زیر 50% کاهش یابد و سیت هیات مدیره اکثریت نداشته باشند. ثلث فساد و ناکارمدی زیر سر شرکتهای شستا و صندوق بازنشستگی و در قدم دوم زیرمجموعه های بانک ملی است. تا حد ممکن خصوصی سازی پیش برود و کارشناسهای دادگستری زیر ذره بین بروند برای برخورد با فساد. نه اینکه رشوه خواری به دادگاه عالی تجدید نظر هم.... *به نظرم اینها اهم اقدامات برای اصلاحات است. که تقریبا چیزی است محال. ب-شل رفتاری فرهنگی ما چه بخواهیم چه نخواهیم، ایران مال همه ایرانی هاست. ایران هم زرتشتی و هم کلیمی و هم صوفی و هم باده نوش و هم بدحجاب و بی حجاب و شل حجاب دارد. با رویه فعلی که مردم را متظاهر کرده ایم و متخصصها را به هر بهانه جزئی از کشور فراری میدهیم، نمی شود در این کشور ثروت تولید کرد و توقع استقلال اقتصادی داشت. نظام باید رفتارهایی بروز دهد که نشان واضحی از تساهل فرهنگی باشد. تساهل و مدارا، ذات فرهنگ ایرانی و توصیه اکید امامان حق(علیهما السلام) است. نه ما از آنها بهتریم، نه آنها کمتر از ما دلسوز مردم بوده اند. خلاصه باید همه نیروها و پتانسلهای پیدا و پنهان، و همه ایرانی ها که همه برای ایران جان میدهند را مجتمع و متحد کرد. نفوذ فرهنگی ایران در منطقه بی نظیر است. به دوستان توصیه میکنم کامنتهای زیر این کلیپ را بخوانید که تازگی با رکوردشکنی به 60میلیون بازدید کننده رسیده. از عراق و آسیای میانه تا چین و صربستان و هندوراس و گواتمالا و اتیوپی به ایران ابراز علاقه کرده اند. "ایران" به معنی اصلی ایران فرهنگی و تاریخی چشم امید اقلیتها و خیلی های دیگر در منطقه و جهان است که زیر ضربات سرمایه سالاری جهانی خرد شده اند. باید از این نفوذ استفاده کرد برای مقابله با زورگویی نظام سرمایه سالار تمامیت خواه که ترامپ نماد تام و تمام آن است. https://www.youtube.com/watch?v=cDNDVtoJhik *البته شخصا به این تغییر رفتار نظام هم امیدی ندارم. ج-آمادگی تمام عیار برای پاسخ نظامی قاطع به آمریکا. اینکه این پاسخ در چه سطحی باشد در تخصص بنده نیست. ولی خود این "پاسخ" هر لحظه به نقطه "غیرقابل اجتناب" ی نزدیک می شود که دیگر انتخاب نیست بلکه اجبار است. خوشبختانه دست ایران در پاسخ باز است. از انفجارهایی مشابه لبنان دهه 80 میلادی در پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه. تا اجازه ورود/خروج ندادن به کشتی های ائتلاف آمریکایی در هرمز. تا حملات موشکی به ناوگان دریایی و... که همین پیشبینی ناپذیر بودن واکنش ایران در منطقه ای که هزاران سال است نفوذ دارد، کار را برای حریف سخت می کند. و یادمان باشد خصوصا ترامپ که سرمایه دار است به دنبال شرایط غیرقابل پیشبینی نیست. پس ایران باید "پیشبینی ناپذیر" بماند. اگر قرار است تحریمها بعد از نفت به پتروشیمی و کامودیتی هم بکشد و بحران گرانی را به برادرکشی در ایران بکشانند، عاقلانه تر این است نظام روی اقدام نظامی ریسک کند تا اینکه منفعل باشد تا به نقطه بحران داخلی برسیم. نقطه ای که تبعات ویرانگرش معادل همان جنگ است ولی بدون هزینه برای حریف. ظاهرا متاسفانه هر روز از یک راه حل دوست داشتنی، دور و به یک انتخاب اجباری نزدیک می شویم. -=-=- بعضی دوستان فیلسوف بنده اعتقاد دارند سیاست چون نافذ بر زندگی شخصی افراد است، هر کسی می تواند در حد خودش نظر بدهد و نیازی به تخصص نیست. مطالبی که نوشتم دغدغه یک آدم معمولی که به حد خودش حق دارد توصیه ای بدهد و توصیه ای بشنود. ولی اینکه به صرف متخصص امر نبودن، افراد را درحیطه بسیطی مثل سیاست و معیشت، منع کنیم از نظر، عاقلانه نیست. من شخصا آدم اقتصادیه ترسویی هستم. علاقه ای هم به جنگ درست کردن و رفتارهای هیجانی ندارم. ولی کشور دارد به سمت نقطه ای می رود که اگر بانک مرکزی نتواند نرخ دلار را مهار کند، احتمال برادرکشی و ایرانستان خان خانی دور نیست که هر ملیجکی اسلحه بدست بگیرد و آخوند تنبیه کند! اگر قرار است اینگونه ایران کلا ویران شود، ترجیح میدهم مستقیما با خود ترامپ، 33 روز یا 2 ماه یا 1 سال درگیر شویم و مقداری ویرانه شویم. اینطوری حداقل شانسی برای مذاکره و اصلاحات باقی می ماند. نظر شخصی ام این است که این فشار عجیب برای تضعیف جدی ایران(و نه نظام) و جهت جلوگیری از رسیدن به "نقطه رهایی" ایران انجام می شود. و به هر قیمتی باید این فشار را پس زد. -=-=- و در انتها. به نظرم بسیاری از دوستان در نقد راه حل، دچار کینه های شخصی نسبت به ج.ا شده اند و حقیقت را نمی بینند.... هر کسی به نوعی یک کینه شخصی از نظام دارد. هر کس به طریقی. ولی هر نقدی در چارچوب خودش باید باشد. اگر بروکراسی داخلی فاسد و رشوه خوار است نمیتوان به این بهانه از حمله آمریکا مستقیم یا غیرمستقیم حمایت کرد. هر دعوایی داخل خانه است به همسایه ربطی ندارد. اگر راه حلی برای شرایط موجود دارید واضح و بدون ایهام بنویسید، و شانه خالی نکنید. 12اردیبهشت98 *ادمینهای محترم اگر در متن، نکته ای مخالف قوانین کشور و مغایر منافع ملی میبینند، حتما مطلب را پاک کنند. با تشکر.
  11. پیرو صحبت با اساتید میلیتاری متنی در مورد شرایط اقتصادی فعلی و آینده تحریم ایران و راهکارهای موجود نوشتم. در سه سطح وضعیت فعلی را بررسی میکنم: 1-شناسایی مشکل 2-بررسی راه حل ها 3-اقدامات اجرایی -=-=- 1-شناسایی مشکل اصلی ترین مشکلی که در حال حاضر ایران را تهدید می کند کاهش ارزش پول ملی است. اقتصاد ایران به دلائل متعدد تاریخی و اجتماعی، اقتصادی تولیدمحور و متخصص محور نیست و به شدت به درآمد نفت و صادرات کامودیتی(فولاد و مس و...) وابسته است(قصد ندارم در مورد دلائل تولیدمحور نبودن صحبت کنم. هر کس در ایران کار تولیدی کرده باشد به تجربه دریافته که چه مشکلات و گرفتاری های تودرتویی دارد). به همین علت نرخ دلار تاثیر حیاتی روی سطح رفاه عمومی جامعه دارد. درست است که نرخ بالای دلار باعث رونق موقت کارخانه ها و کشاورزان شده، ولی چون قشر متوسط بزرگ جامعه، کارمند دولت و حقوق بگیر و عرضه کنندگان خدمات و واردکنندگان هستند، در نهایت گران شدن دلار باعث کاهش قدرت خرید و نارضایتی عمومی جامعه می شود. با اینکه کاهش ارزش پول ملی بهترین فرصت برای تقویت توان تولید داخلی است ولی بروکراسی اداری ایران و علقه های طبیعی ایرانی ها به تجارت و واسطه گری باعث می شود فعلا در کوتاه مدت نتوان از این کاهش ارزش برای دفع خطرات وابستگی اقتصادی به خارج استفاده کرد. وقتی اصلاحات در 40 سال گذشته که فرصت بوده و انجام نشده، بیهوده است که الان منتظر اقدامات معجزه آسا بود. مساله ای که برای بنده باعث نگرانی شده این است که نرخ گذاری کالاها در بورس کالا به 9500 الی 11000 تومان رسیده. افزایش پایه حقوق سال 98 که بالغ بر 35% است به این علت که روی بنای افزایش بهره وری و توسعه سرمایه گذاری نیست، خود عامل مضاعف بر کاهش ارزش پول ملی خواهد بود. در مورد سود بانکی هم هنوز میبینیم کاهش نرخ بهره جدی و امیدوارکننده نیست. نرخ بهره کوتاه مدت به صورت عملی باید زیر 15% برسد تا کمی امیدوار بود که بانک مرکزی پول چاپ نمی کند. در نمودار قیمت هم میبینیم که قیمت چندین بار به سطح حمایتی 12500 واکنش نشان داده و عملا با توجه به اخبار تنش خارجی و سیاستهای بانک مرکزی، شکست این سطح حمایتی رو به پایین تقریبا محال و رویایی است. و برعکس شکست مقاومت 15500 رو به بالا و رویت سقف تاریخی 19500 کاملا در دسترس و شدنی است. اهداف بعدی به ترتیب 24500، 30000 و 36000 هستند. و در سالهای گذشته ثابت شده، دلار هر عدد غیرقابل باوری را می تواند لمس کند. در طرف مقابل سیاست خارجی هم شاهد برخورد معقول از طرف ترامپ(و در واقع نظام آمریکا) نیستیم. و مذاکره با چنین شرایطی در حالیکه توافق قبلی به سادگی پاره شده، نتیجه ای جز هزینه های مضاعف و بی پایان ندارد. کما اینکه معلوم نیست هدف گذاری ترامپ صرفا تغییر نظام است یا اساسا تضعیف ایران؟ سیاستهای موفق و عوام پسندانه ترامپ نشان می دهد به زودی تحریم نفت به تحریم پتروشیمی و تحریم کامودیتی و حتی سایر کالاهای ایرانی هم بسط پیدا می کند و همه موارد بالا فقط یک چیز می گوید: کاهش ارزش پول ملی بیشتر و بیشتر. سوالی که اینجا مطرح می شود این است مردم ایران تا کجا فشار این گرانی را تحمل می کنند؟ اگر شما از افرادی هستید که اعتقاد دارند دلار 30000 تومانی را هم مردم تحمل می کنند و از بابت ناآرامی اجتماعی نگرانی ندارید، مخاطب این متن شما نیستید. ولی اگر در ایران زندگی میکنید و هزینه کمرشکن را لمس می کنید، طبیعتا به وضعیت بحرانی پیش رو مظنونید. -=-=- 2-بررسی راه حل ها در موقعیت پسابرجامی، صحبت از کارهایی که میشد قبلا انجام بشود بیهوده است. گذشته ها گذشته. در حال حاضر در مقابل هر ایرانی 5 راه حل وجود دارد: الف-طرفداری از آمریکا برای سرنگونی نظام. ب-مذاکره و در واقع تن دادن به خواسته ها مبنی بر خلع سلاح موشکی و سایر موارد. ج-صبر و سکوت، و ادامه وضعیت فعلی و امید بستن به اصلاح ساختار بروکراسی و اقتصاد داخلی و همچنین انتخاب یک دموکرات در انتخابات بعدی آمریکا. د-پاسخ نظامی به متحدان آمریکا. ه-پاسخ مستقیم نظامی به خود آمریکا به گونه ای که منجر به گران شدن نفت به بالای 120 دلار تاریخی شود. الف-طبیعتا در میلیتاری با طرفداران گزینه الف بحث خاصی نمی شود کرد. صرفا دوستان را حواله میدهم به این سوال: "اگر باز کردن درهای اقتصاد و فرهنگ به روی سرمایه سالاری جواب میداد، پس چرا غرب به دشمنان محمدرضای غربدوست تریبون داد و به شاه آواره حتی اجازه درمان در آمریکا را نداد؟" پاسخ من کوتاه است: "سرمایه سالاری بین مصدق و رضاخان و جمهوری اسلامی تفاوتی قائل نیست و صرفا ایرانی تضعیف شده می خواهد." پس با براندازی هم مشکلی در بلندمدت حل نخواهد شد و بعد از مدتی باز هم آش همین آش است و کاسه، همین کاسه. ب-به نظرم هیچ آدم عاقلی مذاکره در چنین شرایطی از موضع ضعف که کف خواسته طرف مقابل هم مشخص نیست، را قبول نمی کند. ج-افراد زیادی اعتقاد دارند، سختی های تحریم باعث شکوفایی تولید می شود و اقتصاد ایران می تواند با تکیه به توان داخلی از بحران عبور کند. شخصا فکر میکنم اگر اصلاحات بسیار جدی در بروکراسی اداری بشود، شاید بشود. ولی تجربه نشان داده منافع اکثریت در همین سیستم فعلی است. یعنی کار حداقلی در ادارات دولتی، رشوه خواری گسترده، رانت و زد و بند و واسطه گری و... که ریشه های عمیق در تاریخ و جامعه ایران دارد و این نوع اصلاحات عموما با طیب خاطر عموم مردم قابل انجام نیست. کما اینکه اصلاحات نیاز به انواعی از "تحمل مخالف" و سکولاریسم و "شل گرفتن هایی" دارد که فعلا از اینها هم نشانه های امیدبخشی از نظام رصد نمی شود(برای مثال ماجرای پارسال موی بلند پویول و اختلاف فردوسی پور و فروغی). کسانیکه که به گزینه صبر امید بسته اند، نیک میدانند ترامپ دوره بعد هم رای می آورد و ما با 6 سال تحریمهای سخت تر مواجهیم. آیا بانک مرکزی دخیره مالی کافی برای عبور از این 6 سال را دارد؟ بنده اطلاعی ندارم. ولی رفتار دلار آزاد و گارد صعودی اش می گوید چنین پشتوانه ای وجود ندارد. چیزی که در نمودار دلار میبینم این است که طی 4 الی نهایتا 6 ماه از مقاومت 15500 عبور میکند و تا آخر سال احتمال قوی به سقف 19000 هم حمله میکند. اگر مطمئن بودم بانک مرکزی میتواند بین 12500 الی 15500 دلار را نگهدارد، هرگز این متن را اینجا نمی نوشتم و مصدع اوقات دوستان نمیشدم. ولی تقریبا مطمئنم داستان گرانی ها با شدت بیشتری ادامه دارد و گزینه صبر جواب نمی دهد، و از الان باید به فکر گزینه های آینده بود. بدون تعارف و بدون ترس. د-در مورد تهاجم به متحدان آمریکا در منطقه به نظر میرسد به اندازه کافی این کار انجام شده. اصولا آمریکا متحد جدی هم در منطقه ضد ایران ندارد. ترکیه و قطر تغییر موضع داده اند. عمان و کویت و اردن و مصر و پاکستان هم سعی دارند بیطرف بمانند. و صرفا عربستان-امارات-بحرین مانده اند که دو تای آخری ارتش قابل اعتنایی ندارند. نتیجتا اگر تهاجم نسنجیده ای انجام شود که منافع همه کشورها به خطر افتد دودش به چشم خود ایران خواهد رفت. یکی اش بستن تنگه هرمز به روی "همه" کشتی ها که منافع همه را به خطر می اندازد. و ایران در این سالها نشان داده دنبال دشمن تراشی به خصوص بین همسایگانش نیست. پاسخها به عربستان هم تا الان نتیجه مفیدی نداشته است. ه-گزینه آخر پاسخ مستقیم و هزینه سازی برای خود آمریکاست. از صحبتهایی که با افراد مختلف میکنم به نظر میرسد آرام آرام دارد کارد به استخوان میرسد و شرایطی مهیا می شود که جامعه از اقدامات نظام ضد آمریکا حمایت کند(به نظرم دلیل آتش نزدن برجام توسط رهبری هم همین است). دوستان به سرنوشت ژاپن پس از پرل هاربر اشاره می کنند. پیشبینی رفتار آمریکا به این سادگی نیست. به نظرم تاریخ جنگهای آمریکا را باید به قبل و بعد از ویتنام تقسیم کرد. بعد از جنگ ویتنام(با 200هزار کشته و 10هزار تلفات هواگرد)، آمریکا هرگز با کشوری که با بنیانهای قوی اجتماعی و اقتصادی که ممکن است مورد پشتیبانی سایر قدرتها قرار بگیرد، درگیر نشد. به جز این آمریکای دهه 60 در اوج آمریکای رویایی(بین 1950 الی 1970) بود که بی رقیب در اوج ثروت و قدرت نظامی میتاخت، نه آمریکای فعلی که 20تریلیون بدهی دارد و هر روز سر 0.1% تغییر نرخ بهره فدرال رزرو دعواست که نکند ایندکس دلار سقوط کند و کلا دلار منهدم شود!(چاپ دلار وسیع و بدون پشتوانه طی سالها که رفاه بالایی برای جامعه آمریکایی ایجاد کرده). نه آمریکایی که امروز در اکثر زمینه ها رقبای قدر تکنولوژیک دارد که انحصار صنعتی اش را از بین برده اند. وضع اروپا حتی خرابتر است. جمعیت پیر، بدون منابع زیرزمینی، بدون موقعیت ژئوپلیتیک و صنایعی که توان هماوردی با رقبای آسیایی را ندارد. به قول خودشان 5 تریلیون دلار در عراق هزینه کرده اند ولی نتیجه اش شد برای ایران که حجم معاملاتش با عراق به 12میلیارد دلار رسیده. یک جنگ مثلا 10تریلیونی با ایران(با 4برابر مساحت عراق و 10برابر مساحت ویتنام جنوبی) بکنند با نتایج غیرقابل پیشبینی که چه بدست آورند؟ استاد عزیزی اشاره کرده اند که شاخ به شاخ شدن ایران و آمریکا نوعی هزینه برای هر دو طرف است. در تئوری بازی ها به این رفتار اصطلاحا می گویند "بازی جوجه" یا "Chicken Game". https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87_%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7#%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C_%D8%AC%D9%88%D8%AC%D9%87_(Chicken_Game) این تئوری نشان می دهد که مذاکره بهترین راه حل برای اپتیمم کردن منافع دوطرف است. ولی متاسفانه مساله اینجاست که وضعیت ایران پسابرجام وضعیت مذاکره نیست. نه سطح خواست حریف مشخص است، و نه اصلا قابل اعتماد است. هر نوع مذاکره، نتیجه ای جز باخت سنگینتر و بدتر شدن اوضاع ندارد. -=-=- 3-اقدامات اجرایی برای اینکه متن به سرنوشت تحلیلهای کلی و بی سر انجام دچار نشود، اهم اقداماتی که باید مد نظر باشد را فهرست وار مینویسم. الف-اصلاحات وسیع در بروکراسی داخلی. -تعداد کارمندان دولت باید حداقل به نصف کاهش یابند(طبق استانداردهای جهانی). بهره وری بالا برود، کار ارباب رجوع سریع راه بیافتد و هزینه جاری کشور صرف هزینه زیرساخت و توسعه شود. -بانک مرکزی به صورت واقعی دست از چاپ پول بردارد و نرخ بهره بانکی هر چه سریعتر به صورت واقعی به زیر 10% برسد. هیچ مرض اقتصادی مثل تورم، خطرناک نیست. -نرخ دلار برای نهایتا 10 قلم کالای اساسی یارانه ای و کوپنی باشد(با نظارت فوق سنگین روی شرکت بازرگانی دولتی ایران) و بقیه محصولات نرخشان آزاد شود. وضعیت فعلی نرخ گذاری بورس کالا جز رانت و فساد هیچ فایده ای برای مردم ندارد و صادرکننده، تولیدکننده و سرمایه گذار با این وضع هرگز پول خود را مجدد وارد چرخه اقتصادی نمی کنند. -فرایند "تولید" کوتاه شود و بروکراسی دولتی تحت فشار ویژه قرار گیرد که خواست سرمایه گذار و تولیدکننده را در اسرع وقت انجام دهد. بازرسی کلی کشور داخل دفتر کارش ننشیند بلکه برود کار میدانی کند و از تولیدکننده مشکلات را جویا شود و سریعا حل کند. -با رشوه خواری مثل کشورهای توسعه یافته برخورد شود. یعنی رشوه دهنده مجازت نشود ولی رشوه گیرنده به اشد مجازات برسد. نمی شود در هر پرونده فسادی، فعال بخش خصوصی را اعدام کرد و مدیر دولتی را زندان تعزیری داد! -سهم شرکتهای شستا به زیر 50% کاهش یابد و سیت هیات مدیره اکثریت نداشته باشند. ثلث فساد و ناکارمدی زیر سر شرکتهای شستا و صندوق بازنشستگی و در قدم دوم زیرمجموعه های بانک ملی است. تا حد ممکن خصوصی سازی پیش برود و کارشناسهای دادگستری زیر ذره بین بروند برای برخورد با فساد. نه اینکه رشوه خواری به دادگاه عالی تجدید نظر هم.... *به نظرم اینها اهم اقدامات برای اصلاحات است. که تقریبا چیزی است محال. ب-شل رفتاری فرهنگی ما چه بخواهیم چه نخواهیم، ایران مال همه ایرانی هاست. ایران هم زرتشتی و هم کلیمی و هم صوفی و هم باده نوش و هم بدحجاب و بی حجاب و شل حجاب دارد. با رویه فعلی که مردم را متظاهر کرده ایم و متخصصها را به هر بهانه جزئی از کشور فراری میدهیم، نمی شود در این کشور ثروت تولید کرد و توقع استقلال اقتصادی داشت. نظام باید رفتارهایی بروز دهد که نشان واضحی از تساهل فرهنگی باشد. تساهل و مدارا، ذات فرهنگ ایرانی و توصیه اکید امامان حق(علیهما السلام) است. نه ما از آنها بهتریم، نه آنها کمتر از ما دلسوز مردم بوده اند. خلاصه باید همه نیروها و پتانسلهای پیدا و پنهان، و همه ایرانی ها که همه برای ایران جان میدهند را مجتمع و متحد کرد. نفوذ فرهنگی ایران در منطقه بی نظیر است. به دوستان توصیه میکنم کامنتهای زیر این کلیپ را بخوانید که تازگی با رکوردشکنی به 60میلیون بازدید کننده رسیده. از عراق و آسیای میانه تا چین و صربستان و هندوراس و گواتمالا و اتیوپی به ایران ابراز علاقه کرده اند. "ایران" به معنی اصلی ایران فرهنگی و تاریخی چشم امید اقلیتها و خیلی های دیگر در منطقه و جهان است که زیر ضربات سرمایه سالاری جهانی خرد شده اند. باید از این نفوذ استفاده کرد برای مقابله با زورگویی نظام سرمایه سالار تمامیت خواه که ترامپ نماد تام و تمام آن است. https://www.youtube.com/watch?v=cDNDVtoJhik *البته شخصا به این تغییر رفتار نظام هم امیدی ندارم. ج-آمادگی تمام عیار برای پاسخ نظامی قاطع به آمریکا. اینکه این پاسخ در چه سطحی باشد در تخصص بنده نیست. ولی خود این "پاسخ" هر لحظه به نقطه "غیرقابل اجتناب" ی نزدیک می شود که دیگر انتخاب نیست بلکه اجبار است. خوشبختانه دست ایران در پاسخ باز است. از انفجارهایی مشابه لبنان دهه 80 میلادی در پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه. تا اجازه ورود/خروج ندادن به کشتی های ائتلاف آمریکایی در هرمز. تا حملات موشکی به ناوگان دریایی و... که همین پیشبینی ناپذیر بودن واکنش ایران در منطقه ای که هزاران سال است نفوذ دارد، کار را برای حریف سخت می کند. و یادمان باشد خصوصا ترامپ که سرمایه دار است به دنبال شرایط غیرقابل پیشبینی نیست. پس ایران باید "پیشبینی ناپذیر" بماند. اگر قرار است تحریمها بعد از نفت به پتروشیمی و کامودیتی هم بکشد و بحران گرانی را به برادرکشی در ایران بکشانند، عاقلانه تر این است نظام روی اقدام نظامی ریسک کند تا اینکه منفعل باشد تا به نقطه بحران داخلی برسیم. نقطه ای که تبعات ویرانگرش معادل همان جنگ است ولی بدون هزینه برای حریف. ظاهرا متاسفانه هر روز از یک راه حل دوست داشتنی، دور و به یک انتخاب اجباری نزدیک می شویم. -=-=- بعضی دوستان فیلسوف بنده اعتقاد دارند سیاست چون نافذ بر زندگی شخصی افراد است، هر کسی می تواند در حد خودش نظر بدهد و نیازی به تخصص نیست. مطالبی که نوشتم دغدغه یک آدم معمولی که به حد خودش حق دارد توصیه ای بدهد و توصیه ای بشنود. ولی اینکه به صرف متخصص امر نبودن، افراد را درحیطه بسیطی مثل سیاست و معیشت، منع کنیم از نظر، عاقلانه نیست. من شخصا آدم اقتصادیه ترسویی هستم. علاقه ای هم به جنگ درست کردن و رفتارهای هیجانی ندارم. ولی کشور دارد به سمت نقطه ای می رود که اگر بانک مرکزی نتواند نرخ دلار را مهار کند، احتمال برادرکشی و ایرانستان خان خانی دور نیست که هر ملیجکی اسلحه بدست بگیرد و آخوند تنبیه کند! اگر قرار است اینگونه ایران کلا ویران شود، ترجیح میدهم مستقیما با خود ترامپ، 33 روز یا 2 ماه یا 1 سال درگیر شویم و مقداری ویرانه شویم. اینطوری حداقل شانسی برای مذاکره و اصلاحات باقی می ماند. نظر شخصی ام این است که این فشار عجیب برای تضعیف جدی ایران(و نه نظام) و جهت جلوگیری از رسیدن به "نقطه رهایی" ایران انجام می شود. و به هر قیمتی باید این فشار را پس زد. -=-=- و در انتها. به نظرم بسیاری از دوستان در نقد راه حل، دچار کینه های شخصی نسبت به ج.ا شده اند و حقیقت را نمی بینند.... هر کسی به نوعی یک کینه شخصی از نظام دارد. هر کس به طریقی. ولی هر نقدی در چارچوب خودش باید باشد. اگر بروکراسی داخلی فاسد و رشوه خوار است نمیتوان به این بهانه از حمله آمریکا مستقیم یا غیرمستقیم حمایت کرد. هر دعوایی داخل خانه است به همسایه ربطی ندارد. اگر راه حلی برای شرایط موجود دارید واضح و بدون ایهام بنویسید، و شانه خالی نکنید. 12اردیبهشت98 *ادمینهای محترم اگر در متن، نکته ای مخالف قوانین کشور و مغایر منافع ملی میبینند، حتما مطلب را پاک کنند. با تشکر.
  12. این قسمت مبهمه. هان رونگ چطوری تونست در آستانه شکست، دو فرمانده مهاجم رو وادار به صلح کنه؟
  13. اینجا کلمه "همسر" ظاهرا جا افتاده: ...که گوا سی، با "همسر" لی جوئه در ارتباط است
  14. تلفظ sili و jiao نفرمودید. ظاهرا همان گذاشتن "گ" در انتهای یانگ(برخلاف تلفظ Yang) اجتناب ناپذیر هست. با شما موافقم که در مورد اسامی همه آن روشها(چسباندن، پررنگ کردن، گیومه گذاشتن) جواب نمی دهد. هر چه فکر میکنم به نظرم همین خط فاصله - گذاشتن بهترین روش هست و نباید با مثلا فارسی نویسی قاسم-سلیمانی مقایسه کرد. در مثال بالا خواننده وقتی میرسد به ما تنگ با "ما"ی ضمیر و تنگ(به معنی سفت) و تشابه با تنگه نه دچار اشتباه بلکه دچار سکته در مطالعه میشه. ولی وقتی می نویسیم ما-تنگ در زمان مطالعه وقتی به 4-5 کلمه قبلتر میرسه، رد نگاه خودبخود آمادگی ایجاد میکنه که با یک اسم پیش رو سر و کار داره و نیاز نیست دنده عقب بزنه مجدد مرور کنه که این "ما" ضمیر فارسی هست یا "ما" اسم چینی. من خودم در زمان مطالعه بارها و بارها باید دنده عقب بزنم و اسامی رو مقایسه کنم تا متوجه بشم. حتی به نظرم اعراب گذاری هم بد کاری نیست. مثلا لیو-بِی. چون زبان و فرهنگ چینی از ما خیلی دور هست تلفظ لغات دائم نیاز به کمک دارد. در مورد تفاوتهای فرهنگی چین شرقی هم اگر یک توضیحاتی بنویسید عالی است. واقعا زیبا. همه توضیحاتی که دادید عالی بود. تشکر. در مورد منطقه منچوری و روابط با ژاپن در این دوره زمانی هم اگر اطلاعاتی میدادید عالی بود. یک سوال دیگه هم که همیشه در ذهنم بوده اینه که به صورت تاریخی مناطق جنوبی چین، یعنی تایلند و ویتنام و میانمار و ادامه تا اندونزی تحت تسلط کدام حکومتها بوده و آیا اساسا تاریخ و فرهنگ قابل اعتنایی تا سده های اخیر داشته اند؟ یه نکته هم باز در مورد روش نوشتار. میشه نوشت کونگ-مینگ/ژوگه لیانگ. با این توضیح اولیه که قسمت اول اسم و قسمت دوم لقب هست.
  15. ببخشید امکانش هست اسامی ایالتها با تلفظ فارسی هم بنویسید. الا "شو" کدامه؟ Xu یا Yu؟ "یان" کدومه Yan یا Yang؟ شائو و یوان شو و سون سه رو هم نمیتونم پیدا کنم روی نقشه. یکبار هم ژو استفاده کردید به جای شو. لطفا شهرها را هم بگید در کدام استانها هستند. -=-=-=-=-=-=-=- یک سوال دیگه هم اینکه متوجه نشدم چرا پس از مرگ دونگ ژو، رابطه لي جوئه (Li Jue Styled Zhiran) و گو ساي (Guo Si) با وان يون و دربار خراب شد؟ ظاهرا سابقه قبلی داشته. به نظرم اسامی فارسی هم مثل لاتین بنویسید بهتر است. مثل ما-تنگ یا ما-چائو یا لیو-بی. به نظرم مشکلی که ایجاد میکنه اینه که ما در فارسی سیلابها و حروف اضافه و کلمات دو حرفی و سه حرفی زیاد داریم. به همین علت در زمان خواندن وقتی مثلا میرسیم به "ما" یا "بی" یک لحظه خواننده باید توقف کنه که "ما" یا "بی" منظور ضمیر فارسی هست یا اسم چینی. حتی حوصله کنید اسامی داخل گیومه برود این مشکل خیلی اساسی تر حل می شود. در اینجا هم ظاهرا علت جنگ صرفا با ندادن زمین بیشتر نیست و عقبه تاریخی دارد(البته بارها اشاره کرده اید داستان حواشی مفصل بسیار زیاد دارد). ولی اینجا چیزی که جالبه ظاهرا روی نقشه این ایالت لیانگ معادل ایالت سین کیانگ(ترکستان اویغورها) فعلی باشد. از این لحاظ هم اختلافات قابل بررسی است. یک نکته دیگه که به ذهنم رسید اینه که لقب معمولا حاوی معنی هست. مثلا در زبان عربی ابوتراب یا البغدادی یا ابوالحسن، هر کدام اشاره به ماجرا یا شهر یا اسم فرزند یا ویژگی خاصی دارد. احتمالا در زبان چینی هم این قاعده برقرار است. مثلا اینجا "Miaocai" هم که به عنوان لقب به کار رفته بایستی معنای خاصی داشته باشد. اگر به معنای لقبها هم دسترسی داشته باشد و بنویسید جالب است.