GOLDEN-CROWN

تحلیل و پیگیری تحولات سوریه - بخش دوم ( از July 2015 )

Recommended Posts

عملیات بصرالحریر...

حاجی بصرالحریر که به قتل عام ختم شد. میخوای این داستانو کجا تمومش کنی؟ 

  • Upvote 1
  • Downvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

حاجی بصرالحریر که به قتل عام ختم شد. میخوای این داستانو کجا تمومش کنی؟ 

 

همیشه اگر در چنین عملیات هایی موفقیت حاصل شود ما شنوندگان می گوییم ببینید با ایمان چه کردیم ؟

و وقتی که به شکست بینجامد می گوییم بدون امکانات و برنامه ریزی و هزار ایراد دیگر

 

هر عملیات و ماموریتی با توجه به شرایط خود مشکلاتی دارد ولی اینکه بعد از هر عملیات روند ماموریت را آنالیز نکنیم و اشتباهات را بیرون نکشیم و تصحیح نکنیم اشتباه بزرگ است

خیلی ها در وقت پیروزی می گویند الان بچه ها خوشحال اند، این شیرینی را تلخ نکنید ولی همیشه شکست ها از این نادیده گرفتن ها در پیروزی ها پدید می اید 

یا اینکه بعد از شکست می گوییم در اون فضا دنبال مقصر می گردی برای چی؟ همه تلاششان را کردند این همه سوال برای چه؟ 

در صورتی که باید بدانیم مشکل از کجا بود تا از بقیه نیروها در مقابل این اشتباهات حفاظت کنیم 

 

اینکه انسان اشتباه کند مشکل نیست اینکه آن اشتباه را تکرار کنی فاجعه است

  • Upvote 11

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

حاجی بصرالحریر که به قتل عام ختم شد. میخوای این داستانو کجا تمومش کنی؟ 

 

http://modafeharam.blog.ir/post/%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D8%B1-3

  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

همیشه اگر در چنین عملیات هایی موفقیت حاصل شود ما شنوندگان می گوییم ببینید با ایمان چه کردیم ؟

و وقتی که به شکست بینجامد می گوییم بدون امکانات و برنامه ریزی و هزار ایراد دیگر

 

هر عملیات و ماموریتی با توجه به شرایط خود مشکلاتی دارد ولی اینکه بعد از هر عملیات روند ماموریت را آنالیز نکنیم و اشتباهات را بیرون نکشیم و تصحیح نکنیم اشتباه بزرگ است

خیلی ها در وقت پیروزی می گویند الان بچه ها خوشحال اند، این شیرینی را تلخ نکنید ولی همیشه شکست ها از این نادیده گرفتن ها در پیروزی ها پدید می اید 

یا اینکه بعد از شکست می گوییم در اون فضا دنبال مقصر می گردی برای چی؟ همه تلاششان را کردند این همه سوال برای چه؟ 

در صورتی که باید بدانیم مشکل از کجا بود تا از بقیه نیروها در مقابل این اشتباهات حفاظت کنیم 

 

اینکه انسان اشتباه کند مشکل نیست اینکه آن اشتباه را تکرار کنی فاجعه است کسی منکر درس گرفتن از اشتباه نیست. ولی به نظر من اینجا تو فروم تحولات سوریه جای موشکافی حوادث تلخ نیست. یه جوون چارده ساله قرار نیست اینجا با خوندن جز به جزئ شکست عملیات درس بگیره. بیشتر باعث یاس اون میشه تا درس گرفتن. 

کسی منکر درس گرفتن از اشتباهات نیست. ولی من فکر می کنم اینجا تو فروم تحولات سوریه جای موشکافی حوادث تلخ نیست. یه نو جوون چارده ساله از خوندن جزبه جز حادثه قتل عام هموطن هاش درس نمیگیره. بیشتر دچار یاس و سرخوردگی میشه. بهتره اینجا پیروزیها اینطور ریز و با جزییات بیان بشه که باعث بالا رفتن روحیه همه بشه نه شکستها! مثلا جریان شکست حصر نبل و الزهرا. ما که ادعای تبحر در جنگ روانی و تبلیغاتمون گوش فلک رو کر کرده!! حتی داعش هم اینو میدونه و شکستهاش رو نشون نمیده! حتما بارها دیدید که با خبر شهادت عده ای از مدافعان حرم اینجا چه ماتم کده ای به پا میشه و چه جو سنگین و منفی و ناامید کننده ای بوجود میاد. کامنتهای منفی هم عموما از جانب اهل فن نیست بلکه از جانب همون کساییه که  تصوری از جنگ و شرایط میدانی و عملیاتی ندارن و با دیدن تصویر یه شهید منقلب ومایوس میشن. میشه در فروم جداگانه ای مثلا با عنوان عملیات های شکست خورده- دلایل و راهکارها در مورد عملیات هایی نظیر بصرالحریر بحث و تبادل نظر کرد. که هم کسایی که باید درس بگیرن مثل افراد نظامی از این تحلیل ها درس بگیرن و هم افراد عادی که فقط اخبارو دنبال می کنن دچار یاس نشن. 

یکی می گفت روح و روان آدم باارزش تر از هر حقیقتیه. درسته که باید حقیقت رو گفت ولی همیشه هم نباید حقیقت رو تو صورت طرف مقابل تف کنی! 

من شخصا از خوندن این داستان بخاطر اینکه میدونم آخرش چی میشه دلم میگیره. به نظر من اگر کسی میخواد از این شکست درسی بگیره بهتره تو یه فروم جداگانه در موردش بحث بشه و نتیجه گیری بشه. 

بیایید یه بار هم شده مثل داعش در جنگ روانی حرفه ای عمل کنیم. بجای بازگویی این شکست بیاید تعریف کنید چطور زدیم به خط دشمن و محاصره نبل و الزهرارو شکستیم.

  • Upvote 6
  • Downvote 9

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده) · مخفی شده توسط rezatizi، 15 اردیبهشت 1395 - دلیلی ارایه نشده است
مخفی شده توسط rezatizi، 15 اردیبهشت 1395 - دلیلی ارایه نشده است

....

ویرایش شده در توسط TIGERII

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست

حاجی بصرالحریر که به قتل عام ختم شد. میخوای این داستانو کجا تمومش کنی؟ 

سلام بزرگوار ، موضوع انتهاي داستان نيست كه همه ميدونيم چي شد . ببين بقيه دوستان چه پيشنهادهاي خوبي راجب هر قسمت اين ماجرا مي دن كه ميشه از اون درس گرفت ضمن اينكه يكي از بچه هاي فاطميون حاضر تو اون عمليات همزمان داره جزئيات قضيه رو هم برام تعريف مي كنه

  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

از جمله به جمله این گزارش میشه "نقص در آموزش" رو مشاهده کرد...مسیریابی اشتباه...شلیک ناشیانه به قفل و ...

 سه تا فایل صوتی هم هست که از پیج تلگرام سرداران فاطمیون گوش کردم دقیقا موید این صحیت شماست. یکی از عزیزان همه وظایف رو خودش انجام میده بقیه فقط نقش تدارکاتچی رو دارن بیشتر. داد میزنه یه آر پی جی بیارید ... یه پی کا با فشنگ بیارید. یعنی تقسیم وظیفه و نقشی وجود نداره... آموزش صحیحی نیست، باید بیشتر حواسش به موضع گرفتن و جون اطرافیانش باشه تا صحنه نبرد...

البته ما تو اون موقعیت نیستیم پس قضاوتمون 100% عادلانه نیست ولی موارد زیادی از این دست حین شنیدن فایل صوتی به ذهن آدم خطور میکرد.

ویرایش شده در توسط arshia912
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

تاکتیکالی که روش 23 میلیمتری نصب شده و داره نیروهای خودی رو درو میکنه،‌ نیازمند سلاح دقیقی است که با اولین شلیک اون تاکتیکال از دور خارج بشه... به اون تاکتیکال اضافه کنید: سنگر دوشکا و تانک که مسلحین جنوب از هر دو به نحو کافی برخوردارند.
در ضمن قبضه SPG 9  حدود 47 کیلو وزن داره در حالی که لانچر کنکورس 22 کیلو هست. برد موثر rpg 18 هم 200 متر هست که از این نظر با RPG7 تفاوت چندانی نداره.

 

اصلا فرض کنیم هدف رسوندن موشک های کنکورس بالای کوه بود، چی شد ؟ تونستن؟ اگر قرار بر بردن کونکورس بود باید به فکر حامل هم می بودند. یعنی چی که « برخی ها که تعهدشان کم بود موشکها را لای سنگ ها گذاشتند؟» تعهد یعنی چی؟ کمرش بشکنه و موشک رو زمین نزاره؟

در ضمن با این استدلال شما ما باید ناوشکن جماران رو میبردیم، چرا نبردیم؟ چون آبش نبود :) باید متناسب با محیط برنامه ریخت نه صرفا متناسب با تهدید. تهدید خود از عوامل محیطی هستش.

ثانیا ، با اس پی جی 9 توی یک کیلومتر نقطه زنی میکنند، با خمپاره 60 تا دو کیلومتر میشه نشون زد، کلش میشه 8 کیلوگرم، هر گلوله هم یک و نیم کیلوگرم. هر موشک اس پی جی 9 حداکثر 6 کیلوگرم.

بگذریم از اینکه تجهیزات خودروئی و استحکامات نسبت به منحنی زن ها ضعف بیشتری دارند تا مستقیم زن ها. خود علم کردن کونکورس و زدن سنگر دوشکا مصیبت هستش. حتی نئاندرتال ها هم میدونند که پیشانی جنگی باید محافظت بشه و حمله دقیقا به این نقطه اشتباه هستش چرا که بیشترین عدم موفقیت رو در پی خواهد داشت.

.

.

بماند اینکه « لجستیک هوایی مگه مرده بود؟ »

  • Upvote 13
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ارسال شده در · مخفی شده توسط rezatizi، 15 اردیبهشت 1395 - دلیلی ارایه نشده است
مخفی شده توسط rezatizi، 15 اردیبهشت 1395 - دلیلی ارایه نشده است

 

خیلی ها در وقت پیروزی می گویند الان بچه ها خوشحال اند، این شیرینی را تلخ نکنید ولی همیشه شکست ها از این نادیده گرفتن ها در پیروزی ها پدید می اید 

یا اینکه بعد از شکست می گوییم در اون فضا دنبال مقصر می گردی برای چی؟ همه تلاششان را کردند این همه سوال برای چه؟

 

در تایید فرمایشات شما:

        

اشک هایی که پس از هر شکست می ریزیم همان عرقیست که برای پیروزی نریخته ایم.آدولف هیتلر

  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست

شرح های فوق بیش از هرچیزی وضع نابسامان در فرماندهی نیروها را نمایان کرد

یک نیروی عادی توان 20 کیلومتر پیاده روی با 20-25 کیلوگرم تجهیزات بصورت پیوسته در یک محیط سنگلاخ ان هم در تاریکی شب را ندارد (حمل موشک و قبضه کنکورس و اس پی جی بماند) بویژه انکه بدلیل عجله در عملیات بعضی نیروها شام هم نخورده و جیره و آب کافی هم همراه ندارند

این عملیات حتی اگر واجب میبود باید توسط چتربازها و بصورت پرش و بار ریزی اتوماتیک در نزدیکی منطقه هدف انجام میشد چون یک عملیات با شرایط ویژه بود است پس الزاما باید نیروی ویژه و تجهیزات ویژه هم استفاده میشد.

 

مشکل دیگر این هست که دقیقا این روزها دهها نفر از نیروهای چترباز ما از یگان های  مختلف سپاه و ارتش که اموزش و تخصص چتربازی و عملیات در شرایط ویژه و پشت خطوط دشمن را دیده اند در نبردهای کلاسیک و حملات و پدافندهای جبهه ای که هیچ گونه مناسبتی با اموزش ها یک نیروی هوابرد ندارد شهید شده اند و در این عملیات که شرایط تماما یک نیروی چترباز با اموزش های کافی را طلب میکرد از نیروهای عادی و از روش های بسیار عجیب استفاده شده است ، درواقع بدتر از این نمیتوان عمل کرد!

 

مشکل دیگر هم براورد غلط از توان دشمن هست و اشراف دشمن بر نیروهای عمل کننده و نفوذ به خطوط ارتباطی و ... که نشان دهنده لو رفتن عملیات هست

 

سوالی هم پیش می اید هدف از این عملیات و ستون کشی با این تعداد بالا در عمق مناطق دشمن با مهمات محدو که جوابگوی دو سه ساعت درگیری هم نبوده است چی میتوانست باشد؟

  • Upvote 11

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مهمات فردی خیلی هم کم نبوده.این دوستمون میگن من پنج تا خشاب خالی کرده بودم اما بعید میدونم یک نفر رو هم تونسته باشه بزنه به دلیل وضعیت بدی که داشتن.
اما واقعآ جای سواله که طراح این عملیات هوشمندانه کی بوده؟؟اگر شهید شدن که هیچ اما اگر نه باید بازخواست بشن.هر جای این عملیات رو ببینید پر از ایراده.
به قول دوستمون نیروی زبده تکاور هم اون همه راه بره با بیست کیلو بار کم میاره.
اصلا آتش پشتیبانی توپخانه کجاست؟؟؟اگر اصلا نبوده این عملیات مفت نمی ارزیده.
البته تعجبی نداره.هنوزم خیلی از فرماندهان ما که در جنگ هم گاهی با طرح ریزی غلط هزاران شهید رو دست مردم گذاشتن با افتخار از اون عملیات یاد میکنن.
هنوزم خیلی ها میگن ما اطلاع داده بودیم که کربلای چهار لو رفته اما اصرار بعضی فرماندهان باعث شد که هنوز از این عملیات شهید بیاریم.
  • Upvote 12

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

دوستان مطلع بهتر میتونند کمک کنند، من در مورد تاریخ ها زیاد مطمئن نیستم ولی فکر کنم این عملیات قبل از حضور جدی ما ( همزمان با ورود روس ها به صورت جدی و با نیروی هوایی و در نتیجه ورود ما با اطمینان از یک پوشش هوایی نسبی ) در سوریه بود. قبل از ورود روس ها ما عملیات هایی داشتیم به طور مشترک و جسته و گریخته در محورهایی با اهداف مقطعی و دسترسی به برخی نقاط که به نظر می رسید اهداف مقطعی را هم دنبال می کردند. بیشتر شبیه عملیات هامون در نقش مستشاری و داوطلبانه در وضعیت فعلی عراق بود تا عملیات هامون بعد از تشکیل یک قرارگاه مشترک و نبردهایی چون نبرد جنوب حلب، با در اختیار داشتن نسبی جبهه و تشکیلات.

 

پ ن: ولی به هر حال با در نظر گرفتن همه ی شرایط هم از جمله نبرد در یک موقعیت خارج از مرزها، بدقلقی ارتش سوریه، کمبود نیروهای اموزش دیده، اجبار برخی عملیات ها بنا بر موقیعت های خاص، خصوصیات ویژه ی تروریستهای مقابل متشکل از نیروهای خارجی با انگیزه و نیروهای بومی ( توجه کنیم به صحنه ای که از حضور چند فرد مسلح در خانه ای همراه با چند زن و کودک که خب به هر حال مسلحین چه از بومی ها باشند و چه خارجی ها وقتی در کنار خانواده ای هم کیش خود قرار میگیرند از هر لحاظ چه همکاری های افراد بومی و سپر انسانی و چه استفاده از شرایط اجتماعی و منطقه ای در برتری محض قرار دارند و این یعنی هر عملیات در منطقه ای اینچنینی به جان خریدن صدها مشکل از نشت اطلاعاتی و کمین و غافلگیری و رکب خوردن و چه و چه تا شکست هر گونه برنامه ریزی و امکان افزایش اشتباهات و آسیب به افراد غیرنظامی و تحریک احساسات و از دست دادن روحیه و ... )  باز هم میشه و میشد عملیات های اینچنینی را تا حد امکان محدود کرد به اقدامات ویژه و بیشتر دفاعی و اطلاعاتی و در صورت نیاز مبرم، انجام با نیروهای آموزش دیده ی طولانی مدت.

  • Upvote 1
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع نسبت به پاسخ بیشتر بسته شده است.

  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.