امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

با سلام

 

دوستان یک مقدار رعایت کنند ، هم بلحاظ ادبیات نوشتاری و هم موارد مربوط به مباحث حاشیه ای .

 

متشکرم

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 

یادر رادارکومه در فاصله بین چمخاله لنگرود تا حسنرود ایستگاه شنود بسیار پیشرفته ای موجوده که الان در اختیار صدا و سیماست و از برجهای اون برای پخش پارازیت استفاده میشه .

البته چون کلا ساواک در دوران قبل انقلاب مترادف میشد با مراکز اطلاعاتی و موارد محرمانه و از این دست شایعات مردم محلی خیلی زیاده!!البته حتما اینکار باعث کنترل بهتر و امنیت میشد
این مثال شما هم چیز خاصی نبود صرفا یه ایستگاه جمع آوری اطلاعات وشنود بود ک کارکنانش به موقع از کار انداختنشون!!...
شایعات تو محیط های روستایی به مراتب بیشتره...قبلا به قول محلی ها قرار بود موشک هوا کنند الان شده برجک های پارازیت اونم تو ارتفاع 20متر زیر آبهای آزاد!!

(مثال های زیاد دیگه ای هم حتما شنیدین برای مثال حصار کشی های بسیار وسیع دهه ی70در داخل جنگل های مناطق غرب گیلان ک بسیاری اونو مرتبط با آزمایشات موشکی وسری اونم وسط جنگل میدونستن!!ک البته بعد معلوم شد از جنس پرونده های گردنه ی حیرانه :winking:)

----------------------------------------------

اینکه نویسنده کتاب اصلا به منبع اعتقادی نداره به کنار از رصد خاک شوروی با تلسکوپ!!!و...تا رصد ارتباطات ماهواره ای کل شوروی!در نوع خودش بسیار جالب توجه هست!!
در اون زمان طرفین کلا خودشون رو یه سروگردن از حریف بالاتر میدونستن!
البته از نویسنده ای ک کلا تحصیل دانشگاهی نداشت و به همه انگ گذشته کثیف میزده انتظار چندانی نمیره(ادعاهاش رو در هیچ برهه چ اصلاحات چ دوران مهرورزی نتونست اثبات کنه!)
ارزش این نوشته ها مثل نوشته های امیر سپاه حق هست!!

-----------------------------------------------
خوب بود مدیرعزیز حداقل لینک اون منبع خودش رو ضمیمه وسپس به بخش مربوطه انتقال میدادن rolling_eyes

  • Upvote 13

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

.تا رصد ارتباطات ماهواره ای کل شوروی!در نوع خودش بسیار جالب توجه هست!!

 

با سلام

 

البته یک مساله بسیار مشخص هست . در دوران اتحاد شوروی ، مرکز آزمایشهای موشکی روسها در تیوراتام قزاقستان وجود داشت و نزدیکترین نقطه به این مرکز ، خاک ایران بود . وجود پستهای شنود را ویلیام سولیوان در کتاب خودش ( ماموریت در ایران ) بطور مختصرتشریح کرده است و اینکه بهترین موقعیت برای آمریکایی ها بود تا در نزدیکترین فاصله ، روسها را زیر نظر داشته باشند .

 

حتی گفته می شد ، زمانی که روسها در جنگ 1967، یگان چترباز خودشون را برای کمک به اعراب اعزام کرده و در نیمه راه بازگردانده بودند ، حرکت این هواپیماها و بازگشت آنها را این ایستگاه ها تایید کرده بودند

  • Upvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ايالات متحده توى نيرو هوايي پروژه اى به نام آيبكس رو دنبال ميكرد كه يك فروند 707 و يك فروند C130 رو به تجهيزات كاملا مدرن جاسوسى مجهز كرده بودن و اين پروژه هم به نظر جزيى از طرح فوق بوده

http://www.spyflight.co.uk/darkgene.htm

مطلبش در این زمینه تقریبا درسته .

 

 

با سلام

 

البته این فرموده شما ، یک تبصره بسیار مهم دارد . در حوزه استراتژی روسها برای دسترسی به آبهای گرم ( ظاهراً بر اساس وصیتنامه پطر کبیر ) و همچنین نقش ایران بعنوان حلقه مرکزی پیمان سنتو و همچنین کلید اصلی در حوزه آسیای جنوب غربی در چهارچوب استراتژی محدود سازی / مهار (containment strategy) ، و مهمتر از همه تهدید منابع نفتی خلیج پارس و عربستان ( بعنوان منبع اصلی سوخت فسیلی در دهه 50 و60 میلادی ) ، روسها برنامه های خاصی را برای اشغال ایران داشتند .

 

بعنوان مثال ، با توجه به نقشه زیر ، بخشی از تمرکز پایگاه های هوایی نیروی هوایی ارتش سرخ در کنار دریای کاسپین ، به تصویر کشیده شده است. 

 

 

بر اساس همین استراتژی ( مهار)  تمامی پایگاه ها ، مراکز نظامی و .... برای مقابله با روسها ، مکان گزینی و ایجاد گردید .

 

بر اساس این دکترین نخستین خط دفاعی غرب در برابر شوروی ، به موازات رشته کوه های البرز قرار گرفت و واحدهای سبک ارتش در بخش شمالی این رشته کوه استقرار یافته و ماموریت داشتند تا نقش یک سرعت گیر را در برابر تهاجم احتمالی روسها بازی کنند . ویلیام سولیوان (آخرین سفیر آمریکا در ایران ) در کتاب خود با عنوان " ماموریت در ایران " بر این اعتقاد بود که ارتش ایران در صورت حمله روسها فقط 7 تا 12 روز می بایست جلوی روسها را گرفته (چرا که روسها ظرف مدت 72 ساعت بیش از 1500000 نیرو و 2500 دستگاه تانک را برای تصرف مراکز نفتی ایران در  خلیج فارس اعزام می نمایند ) در حالی که ظرف همین مدت (البته بر اساس استانداردهای دهه 1970) ارتش آمریکا قادر بود تا فقط 2 تیپ رزمی و 800 دستگاه تانک را به منطقه اعزام نماید . بنابراین ارتش ایران به گونه ای تسلیح گردید که بتواند تا رسیدن ارتش ایالات متحده  ، جلوی روسها را بگیرد . روند این دکترین سیاسی -نظامی با روی کار آمدن کیسینجر تشدید گردید و در دوران کارتر دموکرات  به اوج رسید . با این حال بعد از انقلاب اسلامی ، این خط دفاعی در برابر شوروی و بعدها در برابر روسیه  ، به منتهی الیه جنوبی ترین نقطه زاگرس منتقل شد و تا کنون هم ادامه دارد .

 

در کنار همه این موارد ، پروازهای مکرر پرنده های RF-4E و RF-4C، ( اسکادران دم سفید ها )  به موازات مرز ایران و اتحاد شوروی ، سوخت گیری یو-2 ها در فرودگاه های جنوب کشور و سپس پرواز به سوی سرزمین  روسیه ، وجود انبارهای عظیم مهمات در ایران ( قبل از انقلاب) ، برنامه های نیروی دریایی برای گسترش سازمان رزم و سایر برنامه های مرتبط با نیروی هوایی (خرید پرنده های رزمی ) و نیروی زمینی ( گسترش توان زرهی و..) ، همه دلیل متقنی بر جدی تلقی کردن تهدید روسها بشمار می رفت .

 

پی نوشت :

 

در مورد شناسایی پرنده RAM-K ، منظور نویسنده مشخص نیست . بدلیل اینکه تصاویر ماهواره ای نمونه های نخست فلانکر  توسط ماهواره های KH-11 گرفته شده بود . (تصویر ذیل )

علیکم سلام استاد

من برنامه ای برای اشغال ایران توسط شوروی ندیدم ، اینها که فرمودین برنامه اشغال ایران توسط آمریکا بود :mrgreen:

تمرکز چندانی در اطراف دریای کاسپین دیده نمیشه ، عمده تمرکز روی دریای سیاه هستش . حرکت شوروی به سمت خاورمیانه از حمله مستقیم به اروپا هم تحریک کننده تر بود ، حمله به اروپا تضعیف کننده هر دو طرف بود ولی حمله و تسلط بر خاورمیانه تضعیف ناتو و تقویت شوروی بود . لطفا اگر فرصت دارین در زمینه این موضوع مطلبی در سایت قرار بدین تا بتونیم به صورت مفصل بررسی بکنیم .

 

 

 

 

 

خواستم پاسخ شمارو بدم عزیزجان ولی میبینم نظرشما برای خودتون حجته و منم تلاش بی فایده انجام نمیدم دوست خوبم .

 

پس قسمت اول بماند .

 

اما در مورد حمله شوروی به ایران , طبق نظر بعضی از اساتید نماها کلا ساواک و ارتش قبل انقلاب در خواب بودن و سازمان سیا مثل یه بچه رو سرشون گول میمالیده .

 

اما همینقدر بدونید اگه همین امریکای جهانخوار و شاه مزدور و گور به گوری به قول شما نبود ؛ الان اسم میدان شهرتون عمو استالین بود .

 

در ضمن شوروی از اروپا میخواست به اب های گرم و نفت دست پیدا کنه ؟

سلام برادر ،

اولا زمینی که بلند باشه آب نمیخوره ، من اگه چیزی بدونم در اختیار شما قرار میدم ، امیدوارم شما هم همینطور باشین .

ثانیا شما فضای کشور شاهنشاهی رو درک نکردین نمیدونین فضا چطور بوده . خدمت حضرت عالی عرض کنم که ساواک و ... در این زمینه پشگل هم حساب نشده بودن ، زمین و کاخ صفی آباد بهشهر متعلق به اعلیحضرت بود ، شاه این محل رو اختصاص میده به سی آی ای ، ساواک هم برای مراقبت از اونها میره اونجا . یک سری دوره آموزشی برای کارکنان نیروی هوایی در زمینه الکترونیک هم در اونجا برگزار شد. باقی رشادت های ساواک در این زمینه دروغه .

ثالثا روستای ما میدون نداره ، یدونه قلعه سنگی داشت که توش قزاق ها رو آره ....  . البته مامورین شاه رو هم آره ... . پس لطف کنین ما رو به دین خودتون نبندین .

  • Upvote 15
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

از همه ی عزیزان حاضر در بحث دعوت می کنم یه چند تا نفس عمیق با هم بکشیم  1........2.................3...

فکر می کنم خیلی دوستانه تر هم میشه این بحث رو ادامه داد  :)

  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

کسی میدونه چه بر سر ان یک فروند boeing 707 سپرده شده به E System برای قابلیت های جنگ الکترونیک و شنود امد یا ان 6 فروند هرکولس خریداری شده برای همین کارها؟

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

یعنی راسته که میگن عیسی به دین خودش موسی به دین خودش !

 

دوستان نظر هرکسی محترمه و قضاوتش هم شخصا پای خواننده !

 

حالا یا شاه بد بود یا خوب ، ساواک پشگل یا همه کاره ، هدف من اینا نبودن ! چون اصلا کاری بااینا نداشتم . خوب  یا بدشون پای خودشون !

 

من با تعدادی از دوستان چند روز پیش تو بهشهر بودم این سایت رو دیدم گفتم شاید بد نباشه یه خرده در مورد این سایت مطلع باشن دوستان !

 

ولی مثل اینکه دوستان گیر دادن رو قضییه فرعی داستان ! حتی بعد از ویرایش تاپیک !

 

 

ثالثا روستای ما میدون نداره ، یدونه قلعه سنگی داشت که توش قزاق ها رو آره ....  . البته مامورین شاه رو هم آره ... . پس لطف کنین ما رو به دین خودتون نبندین .

 

ما شمارو با دین خودمون جمع نمی بندیم !

 

چون حالا خوشبختانه یا بد بختانه به اون حدی نرسیدین که قابل جمع شدن با ما باشین اخوی !

 

چرا که ما از سپاه اعراب تا مغول و ... رو آره ... !

 

 

 

اگه قسمتی از اطلاعات به ایران هم داده میشد حالا حتی نه همش کاملا ارزشش رو داشته به نظرم 

در ضمن اف 14 جان به نظر ولی باز هم عصبانی میای راستش رو بگو اف 16 کی از رو بوم شما پریده   ;)

 

تلاشت برای عصبانی کردن من بی فایده ست !

 

گل پلا ندانه ، گنه خرشت دشن !

  • Upvote 6
  • Downvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

در حقیقت ، بدون اینکه اینکه وارد مباحثی نظیر "روسوفوبیا " بشویم ، باید گفت ، جغرافیای ایران ، برای روسها ، ارزشمندتر از آنی هست که تصور می شود ( حتی در حال حاضر ) 

 

البته این مساله بر خلاف نص صریح قانون اساسی در ارتباط با دراختیار گذاشتن پایگاه نظامی به یک کشور خارجی است ، اما روسها برای داشتن یک سرپل در خلیج پارس ، خیلی چیزها حاضر هستند بدهند که این مساله بماند . 

 

اما .....

دوست عزیز ، ارزشمند بودن ایران دلیلی بر تمایل شوروی برای حمله به ایران نمیشه ، چون فضا صرفا دو طرفه نیست . ما میتونیم این بحث رو ادامه بدیم و شما میتونید لیست تجهیزات شوروی و فواید تصرف ایران رو مفصل بیان بکنید ، اینها فقط میتوانند اثبات بکنند که آیا شوروی میتوانست ایران را تصرف بکند یا نه ، اینکه میخواست تصرف بکند را در تاریخ نمیتوان بررسی کرد مگر اینکه به صورت صریح و متواتر آمده باشه . در تاریخ میتوان بررسی کرد که آیا میبایست تصرف میکرد یا نه ؟ یعنی داده هایی که وجود دارد رو کنار هم بگذاریم بعد با منطق و به صورت مستند اینها رو مرتب و تجزیه و تحلیل کرده و نتیجه گیری بکنیم . بنده دیگه حرفی برای گفتن در این تاپیک ندارم ، اگر مایل هستید تاپیکی در این زمینه بزنین و منابع خودتون رو قرار بدین تا به صورت مفصل موضوع رو بررسی بکنیم .

با تشکر از شما من باب به اشتراک گذاری اطلاعات

  • Upvote 5
  • Downvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 

دوست عزیز ، ارزشمند بودن ایران دلیلی بر تمایل شوروی برای حمله به ایران نمیشه ، چون فضا صرفا دو طرفه نیست 

 

با سلام - البته بگذریم از این مساله ، ولی تا انجا که حافظه تاریخی بنده جواب می دهد ، روسها دومرتبه ایران اشغال کردند ،یکبار که حوزه نفوذ آنها تا محدوده اصفهان رسید و یک بار هم که  بخش شمالی ایران از شرق تا شمال غربی  در جنگ دوم به تصرف آنها درآمد و حتی اندیشه تشکیل جمهوری در کردستان و آذربایجان را هم داشتند . از این واضح تر در مورد نیت روسها ، بعید می دونم چیزی دیگری وجود داشته باشد .

  • Upvote 9

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

یعنی خوشم میاد این سایت هنوز هم که هنوزه تکون نخورده !

 

یعنی الان از کل این تاپیک شاه فقید و انقلاب مذهبیون رو دریافت کردین ؟

 

اونوقت بنی اسرائیل رو بخاطر ایراد گرفتنشون مسخره هم میکنین .

 

الان همین دو کلمه درست بشه مشکل شما عزیزان قابل حله ؟

 

 

 

اولش که من نیازی نمیبینم به شما جواب پس بدم !

 

دوم اینکه صرفا جهت اطلاع باید بگم جایی که من مطلب رو ازش گرفتم منبع رو ذکر نکرده بود !

اولن كه انتخاب خوبی بود.

دومن تشكر از شما.

سومن، اين چیزهایی كه شما در اين پست و پست بعد فرمودید برخی از چیزهایی هست كه بنده را هم ناراحت ميكند.

به جای اينكه به مطلب پرداخته شود و ... ايرادات بنی‌اسرائيلی ميگيرند.

الان باز هم يكي ديگر از اين دوستان می‌رود توی صفحه‌ی من ارسال‌هایم را پیدا ميكند و تا جایی كه می‌تواند به هر كدام يك منفی می‌دهد!

ما توی اين میلیتاری‌چه كار داریم مي‌كنیم!؟

واقعن داریم چه كار ميكينم!؟

  • Upvote 4
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ارسال شده در · مخفی شده توسط F14AA، 16 شهریور 1394 - دلیلی ارایه نشده است
مخفی شده توسط F14AA، 16 شهریور 1394 - دلیلی ارایه نشده است

بعله بنده محدودم ، شناختن حدود شخصی و حرمت گذاشتن به دیگران که از نشانه های آدمیت هستش و بنده به این موضوع معترف هستم .

 

دوست عزیز اول اینکه دیگه بیشتر از این نیاز نمیبینم که بحث کنم .

 

دوم اینکه ما روش های احترام گذاشتن رو از شما یاد گرفتیم !

 

در گذشته نشانه های آدمیت و حرمت نگه داشتن رو خوب به ما فهموندین . icon_wink

 

============================================

 

در ضمن اینکه بعضی دوستان منفی میدن از نظر من مشکلی نداره ؛ بالاخره نظرات ماها با هم یکی نیست ؛ پس طبیعیه که نظرات مخالف در قالب منفی خودش رو نشون میده !

 

اما یک سری دوستان کلا مثل اینکه با وجود من مخالف هستن . با وجود پست گذاشتن کم من ، به همون تعداد کم هم منفی میدن ! بجای منفی دادن لااقل بیاید نظرات تون رو بگید نه اینکه پشت رای منفی مخفی بشین .

 

نا سلامتی این سایت جای بحث کردنه !

 

الان هم که به جای بحث باز رفتین سراغ منفی ! icon_wink

  • Upvote 2
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست

احتمالا قبل از رفتن امریکاییها قطعات مهمش رو با خودشون بردن ایران هم چون نقشه وطراحی قطعاتش رو نداشته  داره رادار سپهر رو میسازه با برد 3000کیلومتر

قطعات تامکت رو هم میخواستن ببرن شهید بابایی  در نیروی هوایی هشیار بود

بختیار هم تعدادی موشک ضد ناو خارج کرد در کنار لغو قراردادهای تسلیحاتی که پولشون هم پرداخت شده بود

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
والا ما قصدمان از اول اروم کردن جو بود اف ۱۴جان
مشخصا شوروی ی تهدید قوی و بلقوه برظای حکومت شاه بوده و اینکه فکر کنیم قصد حمله نداشته فقط میتونه مربوط ب دشمنی با حکومت پهلوی باشه نه منطق
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

احتمالا قبل از رفتن امریکاییها قطعات مهمش رو با خودشون بردن ایران هم چون نقشه وطراحی قطعاتش رو نداشته  داره رادار سپهر رو میسازه با برد 3000کیلومتر

 

 

رادار سپهر اینطور که عنوان شده یه رادار OTH هست و اساسا نحوه ی کارکرد و قابلیت هاش با رادار بهشر متفاوت هست . نه این کار اونو می کنه و نه اون کار اینو . حتی اگر رادار بهشر امروز با تمام توان فعال باشه ما رو از رادار فرا افق نگر بی نیاز نمی کنه 

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط MR9
      مجموعه استحکامات واگنر یا آتشبار واگنر ، بخشی از زنجیره یا محور دفاعی بندر چارلستون واقع در جزیره موریس ( کالیفرنیای جنوبی )  بشمارمی رفت که در جریان جنگ  داخلی ایالات متحده ، بخصوص نبردهای سال 1863 به ناگهان در محور توجهات قرار گرفت و براساس آنچه که در تاریخ نظامی این کشور به ثبت رسیده ، مستحکم ترین موضع دفاعی ارتش جنوب ( اتحادیه )  در برابر حملات متعدد ارتش کنفدراسیون ( شمال )  بشمار می آمد .
       

       
      دژ واگنر - نمای بازسازی شده هوایی
       
      این دژ ، به یاد  سرهنگ دوم  کشته شده ارتش اتحادیه  ، توماس. ام . واگنر نامگذاری شده بود ، با  ابعاد  250 متر در 91 متر ساخته شده و در منطقه ای میان ساحل اقیانوس آتلانتیک در شرق و یک زمین باتلاقی صعب العبور در غرب  قرار داشت . دیواره اصلی این دژ از جنس شن ، ماسه و خاک در ارتفاعی به اندازه 91 متر (30فوت )  از سطح دریا ساخته شده بود و با قرار گرفتن تنه درختان نخل و کیسه های شن  تقویت می گردید .
       

       
      سرهنگ توماس . ام .واگنر
       
      این دژ در دوران اوج فعالیت خود ، 14 قبضه توپ  که بزرگترین آن ، یک قبضه توپ 10 اینچی ( 250 م.م )  با قابلیت شلیک پرتابه هایی به وزن 128 پاوند ، در اختیار داشت . این دژ به گونه طراحی شد که می توانست چیزی در حدود 1700 سرباز را در خود جای دهد ، در حالی که برای 1000 نفر از این افراد ، مواضع دفاعی مستحکم شده ( پناهگاه ) دربرابر گلوله باران توپخانه زمین پایه یا شلیک ازسوی دریا را فراهم می آورد . این دژ در محیط اطراف خود ، یک خندق پر از آب ، به عرض 10 فوت ( 3 متر) و عمق 5 فوت ( 1.5 متر) بخود میدید که  درون آن به میخ های تیز چوبی و همچنین مین مجهز شده بود . عقبه این دژ نیز در جزیره موریس قرار داشت که توسط آن پشتیبانی می گردید .
       
       
       
      راست : پرچم ارتش کنفدرال ( شمال )   چپ : پرچم ارتش اتحادیه (جنوب)
       
      نخستین نبردی که برای تصرف این دژ صورت گرفت ، در 11 ژوئیه 1863 رخ داد که درجریان آن 12 سرباز کنفدراسیون و 339 سرباز اتحادیه کشته شدند . نبرد دوم برای در اختیار گرفتن این استحکامات ، که نزدیک به 7 روز بعد  در 18 ژوئیه 1863 درگرفت ، درتاریخ نظامی معاصر بیشتر شناخته شده بشمارمی رود ، که درآن یگان پنجاه و چهارم ماساچوست که یکی از نخستین یگانهای بزرگ ارتش کنفدراسیون ، متشکل از سربازان رنگین پوست محسوب می شد ، شرکت داشت . فرمانده این یگان ، در زمان وقوع این رویداد ، سرهنگ  رابرت گولد شاو بود که درجریان حمله این دژ کشته شد.

       
      نقشه محل استقرار دژ واگنر در جزیره موریس
       
      این نبرد  گرچه یک شکست تاکتیکی برای ارتش کنفدراسیون بود ، اما تبلیغات گسترده ای که برروی مشارکت رنگین پوستان ( بخصوص سیاه پوستان ) در جنگ داخلی آمریکا انجام شد ، موجب گردید تا در بازه انتهای این نبرد تا پایان جنگ ، ارتش شمال ، همواره برتری عددی را در اختیار داشته باشد .
      پس از حمله نخست در 11 ژوئیه ، یگانهای ارتش جنوب دست به تقویت این دژ زدند ، اما شدت حملات ارتش شمال در روزهای پس ازآن به اندازه ای بود که  تا 25 اوت ، یگانهای های سبک اسلحه  این ارتش تا 250 یاردی این استحکامات پیشروی نمودند ،اما این تلاش براثر آتشباری سنگین مدافعان شکست خورد . تلاش دوم یگان 54 ماساچوست ، در 26 اوت 1863 موفقیت آمیز تر بود و پس از گلوله باران شدید 60 روزه ای که توسط توپخانه ارتش شمال صورت پذیرفت ، سرانجام در شب ششم و هفتم سپتامبر 1863 این دژ تخلیه و تمامی تسلیحات قابل استفاده آن نیز به عقب برده شد .

      سرهنگ لاورنس .ام. کیت
       
      به اعتقاد مورخین نظامی  ، علت اصلی واگذار کردن این دژ به ارتش شمال ، نگرانی فرمانده این قلعه از تشدید آتش توپخانه و حمله سراسری قریب الوقوعی که میتوانست کل سازمان رزم ارتش جنوب  در این محور را برهم بزند ، بشمارمیرفت ، چنانکه در 6سپتامبر 1863 ، فرمانده وقت پادگان ، سرهنگ کیت ، به مافوق خود چنین نوشت :
       
      " پادگان باید بلافاصله پس از تاریک شدن هوا ، تخلیه شود ، در غیر اینصورت ، همه نیروها کشته یا اسیر خواهند شد . قابل انکار نیست که  پرتابه های سنگین توپخانه دشمن ، بتدریج در حال مضمحل کردن دیواره دژ بوده  ، برای همین باید قایقهایی برای تخلیه همه نیروها اعزام شود . همین الان ، تمامی مجروحین و نیروهای از کار افتاده ، به عقب اعزام شدند "
       
      با توجه به مندرجات این نامه و اذعان فرمانده پادگان واگنر که تنها 400 نیروی آماده رزم برای دفاع در اختیار دارد ، شورای جنگی چارلستون در تاریخ 4 سپتامبر به همین نتیجه رسید وتخلیه دژ براساس برنامه قبلی صورت پذیرفت .
       
      پس از پایان جنگ ، داستانی جدید در خصوص علت اصلی تخلیه دژ واگنر مطرح شد که براساس آن ، ادعا گردید که ارتش شمال ، بصورت عمدی ، تعدادی از اجساد یگان 54 ماساچوست را در نزدیکی دژ دفن کردند و تجزیه اجساد باعث شد تا در منابع آب شیرین مورد استفاده این موضع دفاعی ، مشکل ایجاد شود . بدین ترتیب ، آتشباری مستمر ارتش شمال ، در کنار مسدود شدن نسبی مسیر حمل مواد غذایی و آب تازه از عقبه ( چارلستون ) موجبات تخلیه آن را فراهم نمود . با این حال ، بررسی  مکاتبات رسمی ارتش کنفدارسیون با این داستان ، تضادهایی را نشان میدهد .
      بااین وصف ، بیست سال پس از پایان جنگ داخلی ، گروهی متشکل از سه سرباز سابق درماه مه سال 1885 به این منطقه رفتند تا گزارش دقیقی را تهیه نمایند ، اما در طی این 20سال ، تمامی این موقعیت بر اثر پیشروی آب اقیانوس ، شسته و از میان رفته بود .
       
       
       
      راست : سرهنگ شاو    چپ : گروهبان ویلیام کارنی
       
      اما سقوط استحکامات واگنر درزمان خود ، از اهمیت راهبردی فراوانی برخوردار می بود . با تصرف این موقعیت و اشغال دژ فورت گرگ ،جزیره موریس به طور کامل در اختیار ارتش کنفدراسیون قرار گرفت  . گرچه بندر چارلستون همچنان در دست ارتش جنوب باقی ماند ، اما مسیر پشتیبانی آن قطع گردید و براساس گزارش رسمی ووزیر وقت نیروی دریایی ، تجارت این بندر بسرعت به صفر رسید و متوقف شد .
       

       
       
      هنگ پنجاه و چهارم ماساچوست ، اسطوره یا تبلیغات نظامی ؟؟
      درواقع ، شهرت نبرد بر سر تصرف دژ واگنر ، بدلیل حضور نخستین یگان رنگین پوست ارتش کنفدرال در جنگ داخلی آمریکا بود . این مساله یکی از بحث برانگیز ترین اقدامات دولت شمال بشمار میرفت ، چرا که در عین اینکه برده داری بطور کامل در ایالات شمالی ملغی شده بود ، اما  همچنان آفریقایی تباران با رفتار متفاوتی از سوی سفید پوستان مهاجر روبرو بودند ، چرا که درآن زمان ، این ایده که ارزش جنگی سیاه پوستان ، کمتر از واحدهای سفید پوست است بشدت رواج داشت .
      با این حال ، گروهبان ارتش کنفدرال ، ویلیام کارنی ، به دلیل شجاعت خود در بازگرداندن پرچم ارتش شمال به اولین رنگین پوست دریافت کننده نشان افتخار تبدیل شد . پس از پایان نبرد ، کالبد سرهنگ شاو ، در یک گور  بی نام و نشان همراه با رنگین پوستان  یگان تحت فرمانش به خاک سپرده شد که گرچه از سوی برخی یک اهانت بشمارمی آمد ولی خانواده وی این امر را بشدت رد می نمودند .
       

       
      فیلم سینمایی GLORY که درسال 1989 ، بر اساس همین واقعه تاریخی ساخته شد
       
      جزیره موریس ، بعنوان محل وقوع این جنگ ، کمتر از 1000 هکتار وسعت دارد که بدلیل همجواری با اقیانوس آتلانتیک ، تحت فرسایش شدید قرار می گیرد . اجساد تمامی کشته شدگان ، از جمله بقایای احتمالی جسد سرهنگ شاو ، به قبرستان ملی بوفورت منتقل و مجددا دفن گردید .
       
      پی نوشت :
      1-بن پایه
      2-بن پایه
      3-استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق  منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . 
       
      برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران  ( MILITARY.IR) 
       
                           مترجم : MR9
       
    • توسط MR9
      ارتش کره شمالی ، به مناسبت سالگرد بقدرت رسیدن حزب حاکم کمونیست ، رژه سالانه خود را در اکتبر2020 برگزار نمود . در جریان این مراسم که با سخنرانی پر از اشک و آه کیم جونگ اون همراه شد ، وی چالشهای پیونگ یانگ برای مقابله با ویروس کووید-19 و سازمان تحریم ها را مطرح و از اعضای نیروهای مسلح برای تلاشهایشان تشکر نمود .
       

       
      با این حال ، رژه فوق بلحاظ تاریخی ، در سطح بین المللی ، هیجان بسیار زیادی را تولید نمود و کشورهای شرق  آسیا ، با اشتیاق همراه نگرانی ، شاهد به نمایش درآمدن سیستم های جدید تسلیحاتی کره شمالی  بود . درواقع امر ، بر خلاف سالهای قبل ، رژه اکتبر 2020 شاهدی بر توانایی پیونگ یانگ در ایجاد چالشهای جدید برای امنیت و بازدارندگی هسته ای ایالات متحده و متحدانش محسوب میشد .
      در نمایش نظامی امسال کره شمالی ، آنچه که در کانون اصلی توجهات دنیا قرار گرفت ، نمونه های برگرفته از تانک اصلی میدان نبرد آرماتا ، سامانه تسلیحاتی متحرک ام-1128 ایالات متحده ، خودروهای زرهی سبک کوماتسو ژاپنی و درنهایت سامانه دفاع هوایی تور روسی بود . علاوه براین،ارتش این کشور ، یک خودروی مسلح به موشکهای ضد زره هدایت شونده را که ازابتدای معرفی درسال 2018 ، دیده نشده بود و همچنین یک موشک کروز جدید ضد کشتی را در معرض دید جهانیان قرار داد . در حوزه موشکهای بالستیک ، پیونگ یانگ موشک بالستیک قاره پیمای هواسانگ-15 (بعنوان دوربردترین موشک موجود در زرادخانه نظامی این کشور ) را بهمراه سامانه غول پیکر KN-25 (سامانه ای جدید که ترکیبی از راکت اندازهای چندگانه و موشکهای بالستیک کوتاهبرد بشمار می رفت )  را رونمایی نمود که گرچه در بدو امر ، به نظر می رسید که در شاسی مورد استفاده با مشکلاتی روبرو است .
       

       
      با این وصف ، قابل توجه ترین  سامانه رزمی که در این رژه رونمایی گردید ، ظاهر شدن موشک بالستیک  سوخت جامد قابل پرتاب از زیردریایی (SLBM) با شناسه  پوگوگ سونگ-4  (Pukguksong-4)  بود که  با توجه به مشخصات اعلام شده برای آن ، امکان حمله  به کره جنوبی وتمامی سرزمین ژاپن را با مسلح شدن به کلاهک هسته ای را خواهد داشت . ارزیابی های اولیه موسسه بین المللی مطالعات استراتژیک نشان میدهد که طول پوگوگ سونگ-4   از مدل قبلی (پوگوگ سونگ-3) کوتاه تر ولی قطر آن بزرگتر ( احتمالا 2.5 متر ) است که آن را در کنار موشکهای مشابه روسی ( بولاوا ) ، چینی ( جی ال-2 ) و آمریکایی ( ترایدنت -2 )  قرار می دهد .
       

       
      نشانه های بصری حاکی از آن است  این موشک جدید به یک پیشرانه سوخت جامد جدیدتر مجهز شده ، در حالی که شنیده ها نیز براین مساله تاکید می کند که کره شمالی با تبدیل موشکهای قدیمی تر ( تولید شده در سال 2017 )  امکان ساخت و عملیاتی نمودن یک  موشک سبکتر که با افزایش برد و محموله را همراه میشود را بدست آورده است .
      برخی منابع ، براین اعتقادند که پوگوگ سونگ-4  عمدتا برای تجهیز ناوگان زیرسطحی های ارتقاء یافته کلاس رومئو نیروی دریایی این کشور به 2 تا 3 فروند از این  موشکها   در نظر گرفته شده است ، اما نکته جالب دراین زمینه ، اسکورت حاملهای این موشک توسط پرسنل نیروی زمینی ( و نه نیروی دریایی )  است که می تواند این احتمال را پدید آورد  که موشک جدید می بایست از مشتقات  نسخه پوگوگ سونگ-3 باشد ، همانطور که  موشک پوگوگ سونگ-2 نیز ، نسخه زمین پایه پوگوگ سونگ-1 ( بعنوان موشک بالستیک  دریاپایه )  بشمارمی رفت .
       

       
      در حوزه توان حمل مواد انفجاری ، شکل کلاهک پوگوگ سونگ-4  نشان میدهد که قابلیت حمل 3 کلاهک را خواهد  داشت که در پوشش یک حامل چندگانه با قابلیت ورود مجدد به جو ، به مانند نمونه های روسی ، بریتانیایی ، آمریکایی و فرانسوی در سالهای دهه 50 و 60 میلادی قرار گرفته است . با توجه به پیشرفتهای ذکر شده ، آنچه که بسیار محتمل است ، برد پوگوگ سونگ-4  بیشتر از سلف خود خواهد بود ،اما به تقریب ، قابلیت رسیدن به پایگاه های ارتش ایالات متحده در گوام را در اختیار ندارد .
       

       
      اما نگرانی عمده سازمان های اطلاعاتی غربی براین مساله متمرکز شده است که  ارتش کره شمالی ، پوگوگ سونگ-4   را بصورت یک موشک بالستیک با لانچر متحرک جاده ای که قابلیت استتار در سایتهای مخفی را داشته باشد ، توسعه داده و به دلیل اینکه در مقایسه با سایر سیستم های بالستیک کره ای ، کوچکتر است ، قابلیت آماده سازی سریع و بطور طبیعی اجرای حملات غیر متعارف تنها در بازه چند دقیقه را بدست آورد.
       

       
      سرانجام ، بمب خبری رژه اکتبر 2020 کره شمالی ، همانطور که انتظار می رفت ، رونمایی از موشک بالستیک جدید با سوخت مایع که احتمالا هواسانگ-16 ( KN-27) بود که در این زمینه ، بخش عمده ای از کارشناسان بر این باورند که این موشک جدید با طولی  برابر 25 تا 26 متر ، به بزرگترین موشک سوخت مایع متحرک جاده ای در جهان  ( گرچه  موشک سوخت مایع سارمات روسی که هم اکنون در دست توسعه است ، بزرگتر به نظر می رسد )  تبدیل شده است .
       
       
       
      قطر این موشک جدید بین 2.5 تا 2.9 متر است که  مرحله اول آن با موتور سوخت مایع ، متشکل از یک خوشه شامل چهار پیشرانه RD-250 با رانشی 2 برابر موشک هواسانگ -15 شناسایی شده است . با این وصف ، ماهیت مرحله دوم این موشک همچنان در پرده ای از ابهام قرار دارد .
      علیرغم  غافلگیری رسانه های غربی ، کارشناسان براین باورند که این موشک ، یک حامل / پرتابر متحرک جاده ای است که بلحاظ ابعاد غول پیکر خود ، صرفا در موقعیتهای خاصی می بایست مستقر شده  و بدلیل برخوداری از پیشرانه سوخت مایع  دربرابر حملات مقابل، آسیب پذیر خواهد بود .
        
       
      با این حال ، اندازه و ابعاد خودروی حامل و پرتابگر نشان میدهد که هم اکنون کره شمالی پتانسیل طراحی و تولید چنین سخت افزاری را بصورت بومی در اختیار داشته و این بدان معناست که تاثیر بازدارندگی آن قابل توجه خواهد بود .
      در مقام مقایسه ، وزن پرتاب موشک جدید کره ای چیزی در حدود 100000 تا 150000 کیلوگرم است که بصورت قابل توجهی ، از وزن موشک سوخت جامد قاره پیمای چینی DF-41 با وزن پرتاب 80000 کیلوگرم و موشک سوخت جامد  ریلی اس اس -24 با وزن پرتاب 104500 کیلوگرم بیشتر به نظر می رسد . با توجه به این مشخصات ، این موشک قابلیت حمل محموله ای به وزن 2000 تا 3500 کیلوگرم شامل 3 تا 4 کلاهک  را به هرنقطه ای از خاک اصلی ایالات متحده  دارد ، در حالی که دریک آرایش رزمی متفاوت ، می تواند یک کلاهک را به مانند موشکهای بالستیک قاره پیمای روسی اس اس -18 علیه یک هدف خاص نیز حمل کند .
       
       

       
       
      دی اف- 41
       
      بدین ترتیب ، اندازه و قدرت حمل این موشک به اندازه ای است که می تواند برای تخریب گسترده شهرهای آمریکای شمالی و همچنین مراکز راهبردی نظامی این کشور مورد استفاده قرار گیرد . مضاف براینکه  به گفته ناظران نظامی ، ساخت این موشک احتمالا می بایست بطور خاص برای غلبه بر سامانه دفاع موشکی ایالات متحده که هم اکنون می تواند به ازای هر کلاهک ، 4 موشک رهگیر شلیک کند ، باشد. با این حال ، برآوردها نشان میدهد که ارتش آمریکا ، برای افزایش دقت اصابت به کلاهکهای مهاجم ، با هزینه ای در حدود 1 میلیارد دلار ، به 12 تا 16 شلیک نیاز دارد . بنابراین ، حتی یک نیروی کوچک از موشکهای جدید کره ای با محموله های سنگین فعلی ، می تواند همچنان تهدید آمیز به نظر برسد ،بدین معنی که بی دفاع ماندن برخی شهرهای آمریکایی شمالی ، به چالشی برای مدافعان تبدیل گردد .
       

       
      در مجموع ، اطلاعات موجود نشان میدهد که کره شمالی در حال توسعه یک استراتژی بازدارند ه هسته ای به مانند سایر قدرتهای هسته ای کلاسیک است  که شامل طیف متنوعی از سامانه های رزمی استراتژیک است . علاوه براین ، جمهوری خواهان در ایالات متحده از این مساله نگرانند که آزمایش موشک پوگوگ سونگ-4 ، قبل از انتخابات ریاست جمهوری میتواند تاثیر قابل توجهی را بر نتیجه آن برجای گذارد . با توجه به این مساله ، هر دو سامانه راهبردی ارتش کره شمالی ، یک چالش قابل توجه برای منافع امنیتی ایالات متحده است و احتمالا موجبات ظهور رویکردهای جدید در حوزه هایی نظیر بازدارندگی هسته ای ، ساختار نیرویی ، دکترین های نظامی و کمیت نیروی موشکی این کشور خواهد شد .
       

      پی نوشت :
      1-بن پایه
      2- بن پایه
      3-بن پایه
      4- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق  منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . 
       
      برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران  ( MILITARY.IR) 
       
                           مترجم : MR9
       
       
    • توسط adelkhoje
      بسم الله الرحمان الرحیم
       
       

       

       
       
      مقدمه-طي دهه گذشته، موشك اسكاد به معروفترين موشك جهان تبديل شده است. اگرچه نخستين باري كه در جنگ از اين موشك استفاده شده به بيش از 30 سال پيش برمي گردد، تنها در دهه گذشته و با آغاز جنگ اول خليج فارس در 1991 اين موشك مورد توجه عموم قرار گرفت.
      از زمان شروع دوره تسليحات V آلمان تاكنون، تعداد موشكهاي اسكاد شليك شده در جنگها از ساير موشكها بيشتر بوده است،تاريخچه اسكاد پژواكي از كابوسي است كه تنها اخيرا به دست فراموشي سپرده شده است؛ موشك اسكاد،مهره اصلي در برنامه شوروي سابق براي جنگ هسته اي در قلب اروپا بود.
      پديده عجيب و متناقضي كه وجود دارد آن است كه هرچه چنين تسليحاتي مرگبارتر باشد، احتمال به كارگيري آنها نيز كمتر خواهد بود. نه ناتو و نه پيمان ورشو آنقدر احمق نبودند كه در چنين نبردي شركت كنند، و در نهايت، اسكاد هرگز در نقش مربوط به خود در جنگ افزار هسته اي به كار گرفته نشد. در عوض، اين موشك به نماد تغيير ماهيت تسليحات در دوران پس از جنگ سرد تبديل شد.
       
       

       
       
       
      در بي نظمي نوين جهاني، توجه جهان به جنگهاي كوچك و ناموزون منطقه اي معطوف شده است. در اين منازعات، موشكهاي اسكاد به سلاح برتري تبديل شد كه مي توانست اثرات تخريبي را در جايي كه ساير سلاحها موثر نيست ايجاد كند.
      نيروهاي مسلح پرمدعاي عراق در دوره صدام حسين، كه در آن زمان به عنوان چهارمين ارتش بزرگ جهان تبليغ مي شد، در مواجهه با نيروهاي ائتلاف در جنگ 1991 خليج فارس ناتوان مانده بود. تنها سلاحي كه عراق توانست با آن به نيروهاي ائتلاف آسيب بزند، موشك اسكاد بود. موشك اسكاد گرفتار مجادله بر روي تسليحات كشتار جمعي نيز شد، چراكه اين تسليحات بدون آنكه بر روي هدف مورد نظر رسانده شوند، كارآيي نخواهند داشت.
       
       
       

       
      سامانه موشك بالستيك تاكتيكي البروس با كد 8K72 ، كه در غرب با نامهاي SS-1C ، اسكاد بي شناخته مي شود، در دهه 5590 براي حمل كلاهكهاي هسته اي تاكتيكي توسعه داده شد. اين سامانه با به كارگيري در منازعات منطقه اي در دهه هاي 5590 و 5550 شهرت يافت
       
       

       
      سامانه موشك بالستيك اوليه R-11 نيازمند تعداد قابل توجهي خودرو تجهيزات و تداركات بود كه در تصوير قابل مشاهده مي باشد.با توجه به تحرك پذيري پايين اين سامانه، تعداد كمي از آن توسعه يافت
       
       
      موشك اسكاد مدت زيادي است كه از چرخه توليد خارج شده است، اما نسل آن با مجموعه اي از نسخه ها و مشابه هاي توليد شده در كره شمالي، چين و پاكستان ادامه يافته است. روسيه نزديك به نيم قرن پس از نخستين پرتاب اسكاد دو مرتبه تلاش كرده تا اين موشك را با موشك جديد اسكندر جايگزين كند.
       
       
      R-11 اسکاد A


      اگرچه موشك اسكاد غالبا اندكي بيشتر از مولود موشك V-2 آلمان در جنگ جهاني دوم توصيف مي شود، ريشه هاي آلماني آن پيچيده تر و غيرشفافتر از آنچه در وهله اول به نظر مي آيد، مي باشد. در دوران پس از جنگ جهاني دوم، ارتش شوروي گروههايي از متخصصان را براي اخذ فناوريهاي پيشرفته آلمان، از جمله موشك V-2 اعزام كرد.
       
      سرگئي كورولف رياست گروه V-2 شوروي را بر عهده داشت و تلاش وي هسته برنامه هاي موشكي و فضايي آينده شوروي را تشكيل داد. مهندسان كورولف آزمون شليك موشكهاي V-2 را با كمك پرسنل اسير شده آلماني، در سال 1947 در پايگاه كاپوستين يار، منطقه اي نزديك استالينگراد آغاز كردند. توليد نسخه روسي ملقب به R-1 )راكت- 5 يا موشك5 ) در سال 1948 آغاز شد و سامانه موشكي R-1 براي به كارگيري در ارتش در نوامبر 1950 پذيرفته شد.
       
       

       
      موشك R-1 از سوي ژنرالهاي ارشد روسي مورد استقبال واقع نشد. رييس فرماندهي اصلي توپخانه ) GAU ( ارتشبد ان دي ياكولوف، ابراز كرد كه موشكها به طور نامتعارفي گران قيمت بوده، براي كاربرد بسيار طاقت فرسا است و به لحاظ نظامي نيز اثربخش نيست. يكي از ژنرالها عنوان كرد كه اگر سوختي كه براي يك فروند موشك R-1 به كار مي رود را به سربازانش مي داد، آنها مي توانستند هر شهري را تسخير كنند.
      شكايتهاي زياد ديگري نيز مطرح شد. موشك V-2 و نسخه R-1 آن از سوخت الكل استفاده كرده و از اكسيژن مايع به عنوان اكسيدايزر بهره مي برد كه به تركيب آنها سوخت كرايوژنيك گفته مي شود. توليد و ذخيره سازي اكسيژن مايع در شرايط ميدان نبرد بسيار دشوار است، چراكه بايد تا دماهاي بسيار سرد خنك سازي شود.
       
       
       

       
      علاوه بر اين، موشك را نمي توان به صورت شارژ شده با اكسيژن مايع براي مدت نه چندان زيادي نگه داشت، زيرا اكسيژن مايع به سرعت شروع به جوشيدن مي كند. از همه مهمتر، عملكرد V-2 / R-1 بسيار بد بود – به طور متوسط، نيمي از موشكهاي شليك شده، شكست مي خورد و حتي آنهايي كه به ناحیه هدف می رسید،خطایی متوسط 7 تا 17 کیلومتر از هدف مورد نظر داشت.
       
      عليرغم همه اين مشكلات،ارتش شوروي، با آگاهي از اين موضوع كه اين كار تنها گام كوچكي به سمت هدف بلندپروازانه تسليحات موشكي دوربرد است، برنامه موشكي را با قدرت پيش مي برد. گام تكاملي بعدي، موشك R-2 بود، نسخه اي با برد بيشتر از R-1 با همان سوخت دردسرساز كرايوژنيك و دقت پايين. شش تيپ موشكي ويژه براي به كارگيري از اين تسليحات شكل گرفت. اما در حداكثر توان، تنها 24 لانچر در خدمت وجود داشت كه نقطه ضعف اين موشكها به شمار مي رفت.

      از ديدگاه فني، ظهور سيستمهاي سوخت جايگزين به نام سوختهاي هايپرگوليك يك جهش كليدي در فناوري موشكي محسوب مي شود. در سال 1945 ، لوفواف آلماني موشك ضدهواپيمايي با نام واسرفال توسعه داد كه به جاي اكسيژن مايع از اسيد نيتريك قرمز-فومينگ به عنوان اكسيدايزر استفاده مي كرد. مزيت اصلي اين سوخت آن بود كه مي توان بدون نياز به خنك سازي در دماهاي معمولي آن را به كار گرفت. عيب آن اين بود كه تركيب اكسيدايزر اسيد نيتريك با سوخت پايه كراسين(نفت) به اندازه تركيب الكل/ اكسيژن مايع انرژي زا نبود.

      عيب ديگر آن اين بود كه اسيد نيتريك بسيار خورنده بود و در تماس با هيدروكربنها، بهبنامد. در اوايل دهه 1950 ، فناوريهاي » زهر شيطان « ويژه بافت بدن انسان، به شدت واكنش مي داد، كه باعث شد كرولف آن را سوخت بهبود يافت و تركيب اسيد نيتريك قرمز-فومينگ محدود شده ( IRFNA )جديد و مشتقات بهبود يافته كراسين تقريبا انرژي بر واحد وزني معادل تركيب الكل/ اكسيژن مايع ارايه كرد.

      توسعه موشك بالستيك تاكتيكي با استفاده از سوختهاي جديد در نوامبر 1951 با همكاري OKB-1 ) )موسسه طراحي ويژه - 5 كرولف با مسئوليت طراحي كلي موشك R-11 و OKB-2 اي. ام. ايسايف، با مسئوليت توسعه موتور S2.253 مربوطه، كه بهبودي از موتور واسرفال آلماني بود، آغاز شد. موشك جديد از سوخت TG-02 تونكا كه مخلوط يكساني از دي متيلانالين و تري اتيلامين بود استفاده مي كرد.

      به دليل سادگي نسبي، توسعه موشك R-11 به سرعت انجام شد و آزمايش آن در آوريل 1953  شروع شد. بهينه سازيها به تدريج بر روي آن انجام شد و در سال 1953 موشك R-11 الزامات دقت اصابت خود را با محدوده خطاي متوسط 1190 متر در راستاي برد و خطاي متوسط آزيموت 660  متر برآورده كرد. پس از يك سري پرتابهاي آزمايشي نهايي از دسامبر 1954 تا فوريه 1955 موشك R-11 در تاريخ 13 جولاي 1955 براي خدمت در ارتش شوروي پذيرفته شد. اين موشك با شناسه نظامي آن يا 8A61 نيز شناخته مي شد.

      نخستين واحد R-11 ، تيپ 233 ام مهندسي فرماندهي عالي ) RVGK ( در مه 1955 تشكيل شد. در اين مرحله، موشك R-11 تنها مجهز به كلاهكهاي حاوي مواد منفجره بود، كه البته كار توسعه بر روي نوع هسته اي آن نيز در حال انجام بود. آرايش اوليه سكوي پرتاب به نحو چشمگيري با موشكهاي بالستيك تاكتيكي- عملياتي آتي شوروي متفاوت بود، كه يك گام مياني پس از سكوهاي كِشنده پرزحمت نوع V-2 / R-1 تا سكوهاي خودكششي بعدي موشكها به شمار مي رفت. موشك با استفاده از نوعي كِشنده سنگين AT-T ، كه با شناسه 8U227 شناخته مي شد و مجهز به جرثقيل كوچكي براي عمودسازي موشك بود، به سايت پرتاب يدك كشيده مي شد.
       
       

      موشك اوليه R-11 كه با استفاده از كِشنده 8U227 مبتني بر كِشنده سنگين AT-T ( به موقعيت پرتاب يدك كشيده شده و عمود شده است)، در اين تصوير بر روي قنداق پرتاب 8U22 ديده مي شود
       
      پایان قسمت اول...
       
      ادامه دارد...
       
      فهرست (اسکاد A R11 -  نام اسكاد  -اسكاد در دريا - B اسكاد :R-17 - بهينه سازي اسكاد - كلاهكهاي اسكاد  -انواع مخفي اسكاد-  سازمان دهي اسكاد-  پرتاب اسكاد -اسكادهاي پيمان ورشو  -گسترش اسكاد  -اسكاد در جنگ: مصر-  اسكاد در جنگ: عراق  -اسكاد در جنگ: ساير منازعات - اسكاد در جنگ: افغانستان - گسترش اسكاد: كره شمالي)
       
      منابع در پایان مطلب قرار خواهد گرفت...
       
      copy right :میلیتاری،بدون ارجاع به این لینک و نام نویسنده ،کپی این مطلب خلاف قانون سایبری می باشد.
    • توسط super_comando
      آفتاب: فرمانده واحد پدافند موشکی نیروی هوایی روسیه گفته‌است که جدیدترین سیستم پدافندی این کشور موسوم به S-400 از هفته آینده در اطراف مسکو مستقر شده و تا پایان سال 2015 حراست از اتمام مراکز مهم اقتصادی و سیاسی روسیه را بر عهده‌دار شده و شانس وقوع هرگونه حمله پیش دستانه خارجی را به حداقل خواهد رساند . به گزارش خبرگزاری ریانووستی، سرتیپ الکساندر گورکوف روز پنج‌شنبه با اعلام این خبر گفت: «اولویت اول، حراست از حریم هوایی مسکو است و به همین منظور این سیستم از هفته آینده در مراکز مهم اطراف مسکو مستقر خواهد شد. بعد از آن S-400 در دیگر مناطق کشور نیز مستقر خواهد شد». وی افزود که این سیستم جدید طی دو مرحله در اختیار نیروی هوایی روسیه قرار خواهد گرفت، به گونه‌ای که تا آغاز سال 2010 شهرهای بزرگ و مناطق اطراف آنها را شامل می‌شود و در مرحله دوم یعنی تا سال 2015 پوشش هوایی بقیه مناطق کشور را نیز در بر خواهد گرفت. به گفته گورکوف به غیر از S-400، نمونه‌های مدرنیزه شده بقیه محصولات صنایع نظامی روسیه نیز به‌زودی در اختیار واحد پدافند ضدموشکی قرار خواهد گرفت. وی گفت که این تسلیحات شامل سیستم‌های پدافندی با برد کوتاه، متوسط و دور می‌شود. به ادعای تحلیلگران نظامی روسیه سیستم پدافند موشکی S-400 قابلیت انهدام همه اجسام پرنده از جمله هواپیما، هواپیماهای بدون سرنشین و موشک‌های بالستیک با هر سرعتی را دارا است . حداکثر برد این موشک‌ها از نظر مسافت 400 کیلومتر و از لحاظ ارتفاع 30 کیلومتر است. تفاوت عمده S-400 نسبت سیستم‌های مشابه آن است که کلاهک‌ موشک‌های این سیستم به ابزارهای نشانه‌روی خودکار در آسمان مجهز شده‌اند. گفتنی است موضوع استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا در اروپای شرقی باعث تکاپوی شدید فرماندهان ارتش روسیه شده‌است. روس‌ها می‌گویند که استقرار این سیستم موازنه استراتژیک کنونی در قاره اروپا را از بین برده و قابلیت پیش‌دستی آمریکا در هر برخورد نظامی احتمالی را افزایش می‌دهد.
    • توسط DeAtH-EaGlE
      پاتریوت یک سیستم پدافند هوایی برد بلند برای مقابله با موشکهای بالستیک تاکتیکی، موشکهای کروز و هواپیماهای پیشرفته است که قابلیت کار در همه نوع آب و هوا و ارتفاعی را دارد.
      پاتریوت (MIM-104) توسط ریتون در ماساچوست و کنترل و شلیک موشک لاکهید مارتین در فلوریدا ساخته شده است.
      به علاوه امریکا این سیستم در آلمان، یونان، اسراییل، ژاپن، کویت، هلند، عربستان و تایوان نیز در حال کار است و آماده فروش به مصر نیز میباشد.

      http://www.army-technology.com/projects/patriot/images/pat6.jpg

      سیستم موشکی پاتریوت در عملیات موسوم به آزادی عراق توسط امریکا به کار گرفته شد.
      این سیستم در کویت نصب شد و توانست تعدادی از موشکهای زمین به زمین دشمن را بوسیله موشکهای هدایت بهینه شده PAC-3 با موفقیت نابود کند.

      سيستمهاي پاتريوت نصب شده در كويت
      http://www.army-technology.com/projects/patriot/images/pat8.jpg

      موشک پاتریوت

      موشک پاتریوت به سیستم هدایت TVM (ردیابی بوسیله موشک) مجهز شده است. دستورات در طی مسیر توسط مرکز کنترل متحرک به سیستم هدایت موشک منتقل میشود.
      سیستم هدفیاب موشک اطلاعات هدف را در فاز نهایی پواز بدست می آورد و اطلاعات را بوسیله ارتباط TVM به رادار زمینی برای محاسبات نهایی میفرستد و نتیجه را دریافت میکند.
      سرجنگی فدرتمند 90 کیلوگرمی این موشک در پشت قسمت هدایت قراردارد. برد این موشک 70 کیلومتر و حداکثر ارتفاع آن بیش از 24 کیلومتر است. حداقل زمان پرواز زمان مسلح کردن موشک است که کمتر از 9 ثانیه و حداکثر آن کمتر از 3.5 دقیقه است

      http://www.army-technology.com/projects/patriot/images/pat1.jpg

      ارتقاع GEM-T پاتریوت

      ریتون GEM-T (موشک هدایت ارتقاع یافته) پاتریوت را تولید کرد. نمونه بهینه شده موشک PAC-2. این بهینه سازی شامل نصب یک فیوز جدید و نصب یک اوسیلاتور کم پارازیت است که حساسیت جستجو برای اهدافی با بازتابش راداری کم را افزایش میدهد.
      موشک GEM-T امکان انهدام موشکهای کروز و بالستیک هو-تنفس را میدهد که به این امکان جدید PAC-3 (امکان پیشرفته پاتریوت) میگویند.
      اولین نمونه های این موشک در نوامبر 200 به ارتش امریکا تحویل شد. 770 موشک در حال بهینه سازی هستند که بیش از 500 موشک به ارتش تحویل شده است و تحویل آنها در سال 2007 پایان میپذیرد.

      امکان پیشرفته پاتریوت (PAC-3)

      یک موشک PAC-3 امکان مقابله موثرتر در مقابل موشکهای بالستیک تاکتیکی و کروز را دارد که از فناوری پیشرفته بزن-برای-ازبین بردن استفاده میکند(Hit-To-Kill).
      لاکهید مارتین طرف اصلی قرارداد بهمراه ریتون مسولیت اجرای این طرح را عهده دار شدند.
      PAC-3 دارای یک جستجوگر موج میلیمتری باند Ka است که توسط بویینگ ساخته شده است.
      سیستم هدایت موشک هدف را بوسیله انرژی جنبشی آزاد شده در اثر برخورد مستقیم نابود میکند.
      تولید PAC-3 با نرخ تولید پایین در اواخر 1999 آغاز شد و اولین تولید LRIP آنهاکه 92 موشک بودند در سپتامبر 2001 تحویل شد.
      قراردادی برای تولید 88 موشک در دسامبر 2002 بسته شد و قرارداد دیگری برای تولید 12 موشک در مارس 2003 منعقد شد. این موشکها برای اولین بار در عملیات آزادی عراق در مارس/اپریل 2003 بکار گرفته شد.
      در فوریه 2004 لاکهید مارتین برنده قرادادی برای تولید 159 موشک PAC-3 شد که 22 فروند آن برای جایگزینی آنهایی بود که در عراق استفاده شدند.
      تحویل این موشکها تا اپریل 2006 انجام شد.
      قرارداد دیگری برای تولید 156 موشک در فوریه 2005 دریافت شد که 32 فروند آن برای هلند و 16 فروند ان برای ژاپن تحت توافقنامه فروش خارجی نطامی درخواست شده بود؛ همچنین مذاکراتی برای فروش به کره جنوبی و تایوان نیز در حال انجام است.
      لاکهید مارتین و EADS(در گذشته شرکت هوافضای دایملر کرایسلر) مبادرت به تاسیس یک شرکت مشترک برای تولید این سیستم جهت نیروی هوایی آلمان کردند و در سپتامبر 2006 آلمان درخواست 72 فروند موشک PAC-3 کرد.
      لاکهید مارتین قراردادی را در ژانویه 2007 برای تولید موشکهای هواپرتاب PAC-3 منعقد کرد که احتمالا F-15C اولین جنگندهای خواهد بود که ازاین سیستم بهره میبرد.

      ایستگاه پرتاب M901

      ایستگاه پرتاب M901 وظیفه حمل، نشانه گیری وپرتاب موشک پاتریوت را بر عهده دارد. هرپرتابگر 4 موشک دارد که بوسیله امواج VHF یا کابل فیبر نوری به مرکز کنترل متصل است و اطلاعات قبل و بعد شلیک بدینوسیله منتقل میگردد.

      http://www.army-technology.com/projects/patriot/images/pat7.jpg


      http://www.army-technology.com/projects/patriot/images/pat3.jpg


      ایستگاه کنترل

      ایسگاه کنترل AN/MSQ-104 تنها قسمت خدمه دار در واحد شلیک پاتریوت است. این ایستگاه با ایستگاه های پرتاب M901 و دیگر قسمتهای سیستم پاتریوت و مرکز فرماندهی اصلی مرتبط است.
      این ایستگاه 3 خدمه دارد که برای 2 کنسول کنترل و 1 ایستگاه ارتباطات با 3 ترمینال رله ی رادیویی به کار میروند. کامپیوتر کنترل دیجیتال اسلحه بعد از اتصال دیتا قراردارد.

      http://www.army-technology.com/projects/patriot/images/pat5.jpg


      رادار

      رادار AN/MPQ-53 یک رادار آرایه ای مرحله ای است که جستجو، هدفیابی، ردیابی، شناسایی، هدایت موشک و عملکردهای ضد جنگ الکترونیک را انجام میدهد.
      این رادار بر روی یک تریلر حمل میشود که بصورت خودکار توسط کامپیوتر دیجیتال کنترل اسلحه در مرکز کنترل بوسیله یک کابل اتصال کنترل میشود.
      این سیستم رادار دارای بردی بیش از 100 کیلومتر است و قابلیت ردیابی 100 هدف و هدایت بیش از 9 موشک به اهداف را دارد.
      رادارهای پاتریوت ارتش امریکا بوسیله ریتون در حال بهینه سازی هستند که این بهینه سازی شامل بالابردن قدرت رادار و اضافه کرد قابلیت باند پهن برای بالابردن تمایز اهداف میشود.

      http://www.army-technology.com/projects/patriot/images/pat2.jpg

      حمله به هدف

      حمله به اداف میتواند به صورت دستی، نیمه خودکار و تمام خودکار انجام شود.
      وقتی تصمیم به حمله به یک هدف گرفته میشود، ایسگاه کنترل، ایستگاه یا ایستگاه های پرتاب را انتخاب میکند و اطلاعات پیش پرتاب را به موشک انتخاب شده میفرستد. سپس پرتاب انجام میشد و هدایت بوسیله رادار انجام میشود.
      اتصال زمین به موشک "دستور" و اتصال موشک به زمین "TVM" اجازه ردیابی پرواز موشک و دریافت دستورات هدایت از کامپیوتر کنترل اسلحه را میدهد. به محض شلیک موشک TVM آن فعال شده و موشک را به سمت هدف قرار میدهد.
      یک فیوز مجاور وظیفه انفجار سرجنکی موشک در برخورد به هدف را دارد.

      http://www.army-technology.com/projects/patriot/images/pat10.jpg

      منبع : Army Technology
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.