nasirirani

برجام موشکی یا توافق موشکی ایران با غرب چگونه خواهد بود!

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

12 hours قبل , sasasasa گفت:

البته من کلا با صحبت های شما موافق هستم ولی سر اتمی به نظر من چاره ای نبود.در مورد پیشنهاد من یعنی اینکه ما بگوییم جاضر به پذیرش محدودیت های موشکی در صورت امکان  خرید سلاح های روز هستیم این  کار فایده ای که دارد این است که تاکتیک انها مبنی بر نشان دادن ایران به عنوان یک تهدید در منطقه را خنثی کرده ایم. یعنی دیپلماسی ما میتواند با تبلیغ بر اینکه تمام منطقه به پیشرفته ترین سلاح ها و هواپیماها مجهز شده اند و ما برای دفاع مجبور به ساخت موشک هستیم و اگر به ما اخرین سلاح های دنیا فروخته شود ما روی تولید موشک بالستیک محدودیت را می پذیریم تاکتیک تبلیغاتی دشمن را خنثی میکنیم. البته اخر کار انها حاضر به فروش هواپیما به ما نیستند فقط این میتواند یک مانور تبلیغاتی باشد. حتی اگر هم بپذیرند بازی را برده ایم زیرا  ما به تکنولوژی ساخت موشک دست پیدا کرده ایم و حتی اگر تولید انرا متوقف کنیم احیا ان خیلی زود میتواند اتفاق بیافتد. نکته بعدی اینکه اگر جنگی اتفاق بیافتد معلوم خواهد شد ضعف هوایی ما چه پاشنه اشیل بزرگی است. خود جنگ تحمیلی زمانی جنگ به ضرر ما برگشت که توان هوایی ما نزول کرد. 

اشتباه نکنید برادر

اصل گرفتن بهانه از طرف مقابل واقعی نیست زیرا بهانه مبتنی بر پروپگانداست نه واقعیت

به راحتی چیزی را علم می‌کنند

روابط دنیا بر مبنای واقعیت‌ها تنظیم میشن که بیشترش قدرته نه بهانه‌ها در سطح رسانه

اگر دنبال بهانه‌های آنها بریم دائما بهانه را عوض کرده و انرژی ما را مستهلک می‌کنند

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
8 hours قبل , Skyhawk گفت:

سلاح هسته ای که یک وسیله دکوری نیست که رو تاقچه گذاشته بشه! اگر لازم باشه استفاده هم میکنیم!

سلام علیکم- صبح شما بخیر

دقت بفرمایید ، انچه که دکترین " وحشت هسته ای " برای دولتهای صاحب این سلاح در جنگ سرد معنی و مفهوم داشت ، این بود که جنگ افزار هسته ای به هیچ عنوانی نباید استفاده شود . هزینه های هنگفتی که برای طراحی ، تولید و توسعه انها خرج میشود ، عموماً برای ایجاد بازدارندگی هست ( مثل ماشین روز قیامت در فیلم دکتر استرنج لاو / استانلی کوبریک ) . این مساله برای اسراییل ، هند ، پاکستان ، چین ، فرانسه ، روسیه ، بریتانیا ، آمریکا ، مصداق داشته و دارد .

صدها آزمایش هسته ای زیرزمینی ، روزمینی انجام شده فقط به این دلیل که این سیگنال به حریف ارسال شود که " حواست باشد ، ما هم این سلاح را داریم" . این مساله تا انتهای جنگ سرد وجود داشت ، بعد از اتمام جنگ (1989) وضعیت متفاوت شد ، چون روسها دیگر تمایلی به رقابت هسته ای با امریکا نداشتند ( یعنی نمی توانستند که داشته باشند ) و تمامی پروتکل ها و استراتژی ها بطور کامل تغییر کرد . در مجموع ، بمب ساخته شد تا استفاده نشود ( این تحلیل در ابتدا متضاد به نظر می رسد ولی درعین پارادوکس ظاهری ، منطق جالبی در عمق آن نهفته بود و آن بلوغ فکری طرفهای درگیر در این مساله بود که استفاده از بمب ، یعنی نابودی متقابل )

 

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

دوستان ببینید اگر فتوایی صادر میشه و اونهم فتوایی که بار ها در جمع بیان هم میشه(نه فتوای کتابی) قبول کنید که شکوندن اون عواقب اجتماعی دارد. حال با قبول اینکه نمیتوان چنین فتوا ای رو شکوند  باید بفکر ایجاد بازدارندگی در مقابل دشمن بود . 

خب... چاره چیه؟ 

نظر شخصی؛ یا بر جام با همکاری ۳ کشور اروپایی پا برجا می ماند(احتمالا) یا هم اکنون اتش میگیرد. یکی از پیش زمینه های حمله به ایران  از دید اروپاییان قطعا نابودی بر جام خواهد بود. پس در حالت اول(حفظ فعلی بر جام) قطعا مدت طولانی ای قبل از  شروع حمله بر جام آتش خواهد گرفت.  خب کار ما چیه؟ 

در حالت دوم که بر جام بطور موقت  حفظ  بشه و بعد از مدتی شکسته بشه ما بازدارندگی رو باید در دو فاز پیگیری کنیم؛

فاز اول؛ این فاز هنگام بر قراری برجام انجام خواهد شد. ما باید سانتریفیوژ های خودمون رو  بشدت ارتقا دهیم و از نظر فنی در سطح بالایی قرار بگیریم باید این توانایی رو داشته باشیم که  ظرف کوتاه ترین مدت قابل تصور به دوران قبل از بر جام(از نظر مقدار اورانیوم غنی شده) برسیم  همچنبن از نظر تئوری باید برای اورانیوم بالای ۶۰ درصد خودمون رو آماده کنیم. گرفتن چنین اطلاعاتی از پاکستان یا کره شمالی یا هند یا چین کاملا ممکن خواهد بود فقط باید سر کیسه کمی شل بشه(بخصوص از کره) .

فاز دوم؛خب. با در نظر گرفتن جنگ عراق  از سال ۲۰۰۱ تقریبا میشه گفت حمله سراسری نظامی علیه عراق کاملا قابل پیش بینی بود اونها دو سال فرصت داشتند ما خیلی بد شانس باشیم ۳ ماه فرصت خواهیم داشت تا به توان ساخت بمب اتم برسیم.

شاید سوال بشه که اگرم به توانش برسیم چون نخواهیم ساخت فایده ای نداره..

اتفاقا اصل فایده رو میبریم بشرطی که رعایت کنیم. در این مدت سه سال باید به جمله ی ؛(در هر سطحی به ما حمله بشه در همون سطح پاسخ خواهیم داد) تا کید کنیم‌.

باید برنامه ی اتمی خودمون رو برای دشمن گنگ ساری کنیم همچنین این هم باید براشون گنگ باشه که ایا ما توان جا سازی کلاهک اتمی بر روی موشک بالستیکمون رو داریم یا خیر دقیقا مشابه حالتی که کره شمالی تا چند سال پیش داشت. و شاید بزرگترین عامل بازدارندگیشون نه تواناییشون بلکه عدم برآورد دقیق دشمن از تواناییشون بود(اگه میدونستن شاید الان دو کره یکی شده بودند.) شما فرض کن که قراره به دشمن بی رحمی حمله کنی که نمیدونی هر موشکش از میان هزاران موشکش در چه سطحی از قابلیت تخریب هست(۱۰۰۰ کیلو یا ۱۰۰۰۰۰۰۰۰(۱۰۰۰ملیون کیلو) تی ان تی) همین کافیه. حالا لزوما لازم نیست دشمن شما قبل حمله اتمی به شما  چندین تست اتمی در خاکش انجلم دهد.

این تست میتواند برای اولین بار در خاک خود شما رخ بدهد:rolleyes:

حالت اوّل: در صورتی که بر جام پاره بشود از همین فرداش میشه به فاز دوم حالت دوم عمل کرد اتفاقا فرصت عالی ای هم خواهی داشت و دشمن تا خرخره در شک اتمی بودن یا نبودن شما قرار خواهد گرفت.

از همه اینها بالاتر . ارزش بمب اتم برای ما فقط تا حدی هست که جنگی شروع نشود اگر قرار بر شروع جنگ باشد و ما در جنگ احتمالی از اتم استفاده کنیم دودمان ایران و ایرانی بخار خواهد شد....

از دید من سقوط نظام به استفاده از بمب اتم شرف دارد.لکه ننگش هم پاک نمیشود.

ویرایش شده در توسط lordashrafi

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
9 hours قبل , Skyhawk گفت:

شاید حتی صدام به خاطر خوش خدمتی هاش گمان میکرد که پس از تنبیه شدن امکان بقاء در قدرت رو خواهد داشت و مجددا این جنگنده ها رو میتونه بازیابی کنه و با تهدید از ایران پس بگیره.

سلام مجدد

اصولا بحث خوش خدمتی نیست ، صدام درست درزمانی که زیر شدیدترین حملات هوایی قرن بیستم قرار داشت ، به چه کسی باید خوش خدمتی می کرد ؟؟؟ این آدم گرفتار توهمات پان عربیستی فاجعه باری شد ، نتیجه اش را هم دید ( کتاب ویرانه دروازه شرقی نوشته وفیق السامرایی رابه  نظرم همه باید بارها مرور کنیم )

9 hours قبل , Skyhawk گفت:

اما کلیت حرف درسته! نیروی هوایی به تنهایی قادر نیست که در برابر حملات یک دشمن مقتدر بازدارندگی ایجاد کنه و ما در تاریخ می بینیم که نیروی هوایی فرانسه هم نتونست حملات نیروی هوایی آلمان رو دفع کنه و علاوه بر شکست فرانسه، مارسل داسو و دیگر دست اندرکاران صنعت هوایی فرانسه به اسارت گرفته شدند!

بله ، این استدلال کاملا درست هست ، نیروی هوایی به تنهایی نمی تواند ایجاد بازدارندگی کند ، ( اشتباهی که idf در 2006 مرتکب شد ) . دلیل ان هم مشخص هست ، از دهه بیست میلادی و بویژه  در آلمان ، ما با اصطلاحی روبرو هستیم با عنوان command  and combat with combined -arms که حرف همه تئوریسن های نظامی از آنزمان تا الان هست . 

9 hours قبل , Skyhawk گفت:

با اینهمه بنده مدافع نیروی هوایی و یکی از کسانی هستم که دائما دغدغه پیشرفت این نیرو(چه نهاجا و چه هوافضای سپاه)رو دارند اما نه به قیمت تاخت زدن با نیروی موشکی که جزو بهترین و موثرترین ابزارهای دفاعی ما محسوب میشه.

بله ، ما هم معتقدیم که موشک ، بخشی از توان بازدارندگی ما محسوب میشود ولی همین بخش باید به هرنحوی که شده با وجود یک نیروی هوایی سرحال تقویت شود ، چون دریک درگیری احتمالی ، توان پاسخگویی را ما را افزایش می دهد .

9 hours قبل , Skyhawk گفت:

در واقع اگر نیروی موشکی تاثیری نداشت امروز تا این حد بر علیهش هجمه(داخلی و خارجی)وجود نداشت! اگرچه دشمن با خلع سلاح ایران هدف ثانویه(تداوم نزاع و بهانه جویی)و ثالث(تحقیر ایران)هم داره!

اتفاقاً داشته و دارد که به قول شما دشمن روی ان دست گذاشته و به همین دلیل محکم ، به نظرم برای اینکه توان چانه زنی ما افزایش پیدا کند ( در ابعاد راهبردی و تاکتیکی ) بهتر هست ، دست از یکسری لجبازی ها و رقابتهای درون سازمانی دست برداشته و توسعه متوازن نظامی را ابتدا درست تعریف کرده و ان را عملی کنیم .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
47 minutes قبل , MR9 گفت:

سلام علیکم- صبح شما بخیر

دقت بفرمایید ، انچه که دکترین " وحشت هسته ای " برای دولتهای صاحب این سلاح در جنگ سرد معنی و مفهوم داشت ، این بود که جنگ افزار هسته ای به هیچ عنوانی نباید استفاده شود . هزینه های هنگفتی که برای طراحی ، تولید و توسعه انها خرج میشود ، عموماً برای ایجاد بازدارندگی هست ( مثل ماشین روز قیامت در فیلم دکتر استرنج لاو / استانلی کوبریک ) . این مساله برای اسراییل ، هند ، پاکستان ، چین ، فرانسه ، روسیه ، بریتانیا ، آمریکا ، مصداق داشته و دارد .

صدها آزمایش هسته ای زیرزمینی ، روزمینی انجام شده فقط به این دلیل که این سیگنال به حریف ارسال شود که " حواست باشد ، ما هم این سلاح را داریم" . این مساله تا انتهای جنگ سرد وجود داشت ، بعد از اتمام جنگ (1989) وضعیت متفاوت شد ، چون روسها دیگر تمایلی به رقابت هسته ای با امریکا نداشتند ( یعنی نمی توانستند که داشته باشند ) و تمامی پروتکل ها و استراتژی ها بطور کامل تغییر کرد . در مجموع ، بمب ساخته شد تا استفاده نشود ( این تحلیل در ابتدا متضاد به نظر می رسد ولی درعین پارادوکس ظاهری ، منطق جالبی در عمق آن نهفته بود و آن بلوغ فکری طرفهای درگیر در این مساله بود که استفاده از بمب ، یعنی نابودی متقابل )

 

با سلام

این اصطلاح "بمب ساخته شد تا استفاده نشود" گمراه کننده است، در مورد حال حاضر صحبت می کنیم :

اگر نیروهای آمریکایی مستقر در پایگاه های خلیج‌فارس در حال شکست از متخاصمین باشند، از سلاح هسته‌ای استفاده خواهند کرد یا خیر؟ 

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
2 minutes قبل , warjo گفت:

با سلام

این اصطلاح "بمب ساخته شد تا استفاده نشود" گمراه کننده است، در مورد حال حاضر صحبت می کنیم :

سلام علیکم و رحمت ا...

این اصطلاح از بنده نیست ، ساموئل . ت . کوهن ، پدر بمب نوترونی ایالات متحده در اثنای آزمایشات این سلاح ، این عبارت را برای ژنرال ارشد امریکایی بازتعریف کرد .

4 minutes قبل , warjo گفت:

اگر نیروهای آمریکایی مستقر در پایگاه های خلیج‌فارس در حال شکست از متخاصمین باشند، از سلاح هسته‌ای استفاده خواهند کرد یا خیر؟ 

اینجا چند سناریو  (سناریو های مبتنی بر زمان شامل ، سناریو های موقعیت ، فرآیند ، کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت ) مطرح میشود که باید به ان پاسخ داد :

1- این شکست براثر غافلگیری بوده ؟؟ اگر به این دلیل بوده چه شکلی غافلگیر شدند ؟؟؟

2- واحدهای امریکایی ارایش تهاجمی داشتند یا در وضعیت تدافعی قرار گرفته بودند ؟؟؟

3- آیا فقط واحدهای امریکایی هدف قرار گرفته بودند یا سایر کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای هم در قالب نیروی مانوری حاضر بودند ؟؟

و صدها عامل دیگر ....

این شرایط باید نسبتاً مشخص باشد تا بشود تحلیل کرد و به نظرم نمی توان  به شکلی کلی و مبهم گفت که  اگر امریکایی ها شکست بخورند از سلاح هسته ای استفاده خواهند کرد .

پی نوشت :

این مساله شاید ، شاید و شاید برای اسراییل مصداق داشته باشد ( مثل شرایط سال 1973 ) ولی برای امریکایی ها وضعیت پیچیده تر هست

 

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سلام

چند تا نکته از قبل جا افتاده بود که ابتدای کار ذکرشان می کنم :

1 – در بحث تمدنی که اشاره کردم این نکته جا افتاده که مشکل بزرگ ما با آمریکا این است که آمریکا می خواهد قدرت هژمون باشد . یکی از دوستان نظریه  برخورد تمدن های هانتینگتون را ذکر کردند . مشکل این صحبت این است که آنها برخورد تمدنی را ذاتی می دانند اما واقعیت این است که الزاما اینگونه نیست . یعنی مشکل برخورد تمدنی به دلیل تفکر هژمونی درون یکی یا هر دو طرف ماجرا پیش می آید .

2 – درباره بخش انواع و ساختار تصمیم یک مفهوم دیگر هم باید اضافه می کردم که غفلتا بیان نشد و آن بحث شیرین سطوح منازعه و برخورد هستش . تصمیم شما باید به گونه ای باشد که باعث ایجاد نزاع بیشتر درون کشوری و یا بین کشوری در طرف مقابل شود تا به این وسیله توان آنها کاهش یابد و اگر اشتباهی صورت دهید ممکن است تصمیم شما باعث هم افزایی طرف مقابل گردد . این امر برای ما با شدت بیشتری صدق می کند . ما علاوه بر اینکه در ساختار های تصمیم گیر ممکن است در اتخاذ تاکتیک ها و استراتژی ها دچار اختلاف شویم بلکه به دلیل شرایطمان گاهی اختلافات از سطح استراتژی هم بالاتر رفته و منجر به برخورد های ایدئولوژیک می شود که در کشوری به مانند آمریکا در زمان حاضر این اتفاق نمی افتد .

3 – استاد بزرگوار جناب MR9 بارها درباره تاثیر دیپلماسی بیان کرده اند . یک نکته مهم این است که دیپلماسی تنها پای میز مذاکره قرار گرفتن نیست (البته ایشان این را هم بیان کرده اند) . به نوع تصمیمات پی در پی دقت کنید . پای میز مذاکره قرار گرفتن فقط می تواند یکی از تصمیمات پیاپی شما باشد مثلا آخرین تصمیم شما . در این حالت شما پیش از این بخش  با استفاده از انواع مختلف دیپلماسی (نظامی ، رسانه ای ، عمومی ، اقتصادی و ... ) و اقدامات دیگر مثلا اقدامات امنیتی – اطلاعاتی ، اقدامات نظامی ، برطرف کردن نقاط ضعف خود و ... مزایایی را برای خود ایجاد کرده اید و یا شرایط حفظ قابلیت های فعلی خودتان را بهبود بخشیده اید و در انتها در پای میز مذاکره آنها را رسمی خواهید کرد و ... .

 

یک بحث جدید هم درباره خود آمریکا می خواهم باز کنم که به نظرم خیلی مهم می باشد و آن اقتصاد نظامی گری آمریکا می باشد . دوستان توجه کنند که بخش اعظمی از اقتصاد آمریکا را اقتصاد نظامی گری این کشور شکل می دهد و البته این امر را می توان در سه مبحث زیر مورد بررسی قرار داد :

1 – اقتصاد نظامی گری

2 – صنعت نظامی گری

3 – تولید علم نظامی گری

که البته به وضوح این سه بحث همپوشانی فراوانی با هم دارند . نکته مهم این است که ما در تقابل خودتان با آمریکا باید توجه کنیم که اتخاذ استراتژی های اشتباه از جانب ما باعث کمک به اقتصاد نظامی گری آمریکا خواهد شد و این دقیقا چیزی است که آنها می خواهند . در واقع شما آمریکا را از حیث نظامی گری یک موجود چند سر فرض کنید که اگر از جای اشتباه سرهای آن قطع شود به دلیل همان اقتصاد نظامی گری ، به جای سر قطع شده دو سر جدید روییده خواهد شد . مجتمع های صنعتی – نظامی آمریکا همواره نیازمند بحران زایی و تولید هرج و مرج در بخش های مشخصی هستند تا منافع خودشان حفظ شود و به دلیل اینکه بخش قابل توجه ای از شهروندان آمریکایی در این مجتمع ها شاغل هستند بحث قوام اجتماعی نیز برای آنها حفظ گردد .

این نحوه عملکرد آمریکایی ها به شدت هوشمندانه است . به طور عام چه در مقابلشان مقاومت کنید و یا نکنید آنها سودشان را می برند  و به همین دلیل برای مقابله با آنها باید تمام جوانب و زوایای کار بررسی گردد . در واقع ما باید پاشنه آشیل آمریکایی ها را یافته و به آن ضربه بزنیم که از نظر خود من برای یافتن این پاشنه آشیل باید در داخل خود آمریکا  جستجو کنیم (بررسی کنید که آسیب ها در کجا ظاهر می شوند) .

در پست قبلی خودم شکلی با عنوان محیط امنیت قرار دادم . این شکل محیط امنیت کشور آمریکا را ترسیم کرده و همان گونه که می بینید بهترین حالت برای آنها این است که در مقابلشان از روش های سنتی بهره برید و آنها به دلیل ماهیت خودشان کمترین آسیب پذیری و کمترین احتمال را به اینگونه تقابل داده اند (توجه کنید تهدید همیشه متوجه آسیب می باشد) .

حال یک سوال : آیا این محیط امنیت درباره ما هم صادق است ؟

 

درباره نیروی هوایی هم یک ملاحظه مهم وجود دارد . ما نیروی هوایی را در مقابل چه کسی می خواهیم به کار بگیریم : گروه هایی مانند داعش ، کشورهای منطقه ای و یا کشوری مانند آمریکا و البته شاید ترکیبی از اینها .

به نظر پیچیدگی نحوه توسعه قوای نظامی و دفاعی ما و مخصوصا نیروی هوایی ، بسیار بیشتر از بحث هایی است که بعضی از دوستان بیان میکنند .  ما حداقل با چهار نوع متفاوت تقابل مواجه ایم که اگر اینها در سطوح درگیری ضرب شوند گستردگی بیشتری مشاهده می شود . در واقع ساخت نیافتگی مشکل در تصمیم گیری برای ما به شدت زیاد است (پیچیدگی بالا، عدم قطعیت زیاد ، زمان محدود و ...).

در پایان دوتا نقشه قرار می دهم فکر کنم هم به درد اینجا بخورد و هم تاپیک های سوریه و عراق .

نقشه 1
نقشه 2

موفق و پیروز باشید

پ . ن 1 . از بزرگوارانی که بیان کردند مطالب اینجانب را مطالعه می کنند سپاسگذارم .

پ . ن 2 . من معنای ارائه نظام مند و از پایه مطالب را متوجه نشدم . یعنی از ریشه کلمات شروع کرده ، سیر تحولات معنایی آنها را بررسی کنم و ... آیا ؟ بابا بی خیال !!!

 

مطلب مهم : مخازن فکری ام آرزوست .

رهبری :

 تصمیمی که بر اساس یک احساس گرفته بشود، یک مطالعه‌ی دقیق، موشکافانه و عالمانه پشت سرش نباشد، آن تصمیم، لزوماً تصمیم درستی نیست. گاهی اوقات تصمیم، تصمیم غلطی است.

«تصميم‏سازى كنيد»، «گفتمان‏سازى كنيد». اين، مجرى و مسئولين اجرائى را ميكشاند دنبال اين تصميم، و تصميم‏گيرى خواهند كرد و عمل خواهد شد.

 

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
20 minutes قبل , tiktak گفت:

پ . ن 2 . من معنای ارائه نظام مند و از پایه مطالب را متوجه نشدم . یعنی از ریشه کلمات شروع کرده ، سیر تحولات معنایی آنها را بررسی کنم و ... آیا ؟ بابا بی خیال !!!

سلام علیکم و رحمت ا..

بسیار ارزشمند و پر محتوا - متشکرم :rose:

منظور از نظام مند ، این بود که دوستان علاقه مند ، با هم جمع شویم ، تحریریه میلیتاری را با دوستان علمی که به کار منظم و مستمر و در چهارچوب قوانین انجمن  علاقه مند هستند دوباره تشکیل دهیم ، بعد بشینیم و تک به تک مفاهیم را مختصر بررسی و هر کدام از دوستان بخشی را برعهده گرفته  و در قالب تاپیک ارائه و مباحث را به شکلی جهت دهی کنیم که  همه در ان مشارکت و همه از ان استفاده کنند .

حضور دوستانی به مانند شما ، بنده را به اینده میلیتاری امیدوار می کند .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

بعد از جنگ جهانی دوم قدرت آلمان و ژاپن محدود شد و به نظر میرسه حداقل آلمانها خود رو لایق جایگاه بالاتری میدونند. بنا بر گفته سیاسیون آلمانی و فرانسوی آنها نمی خواهند نقش یک کشور مطیع را در مقابل آمریکا بازی کنند و بر مستقل بودن سیاستهای خود تاکید می ورزند. همانطور که برای ما عهد شکنی آمریکا لطمه به غرور ملی است پیروی اجباری اروپا  از آمریکا بدون در نظر گرفتن منافع امنیتی و اقتصادیشان نیز لطمه به غرور ملی مردمشان خواهد بود.  الان آیا اتحادیه اروپا حاضر به تصویب قوانینی خواهد شد که از این دو کشور در قبال سیاست های تنبیه ای آمریکا حمایت کند و آیا به نفع چین و روسیه نخواهد بود که اروپایی مستقل تر و قویتر را در مقابل آمریکا در سطح بین الملل داشته باشند؟! و انگلیس تو این ماجرا طرف چه کسی را خواهد گرفت؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
2 hours قبل , warjo گفت:

با سلام

این اصطلاح "بمب ساخته شد تا استفاده نشود" گمراه کننده است، در مورد حال حاضر صحبت می کنیم :

اگر نیروهای آمریکایی مستقر در پایگاه های خلیج‌فارس در حال شکست از متخاصمین باشند، از سلاح هسته‌ای استفاده خواهند کرد یا خیر؟ 

ژاپنی ها در یک غافلگیری با حمله به پرل هاربر نیروهای امریکایی رو درهم شکستند. ۸ نبردناو، ۳ ناو جنگی و بیش ۳۵۰ هواپیما به طور کامل نابود یا از رده خارج شدند و ۲۴۰۰ کشته و ۱۲۴۰ مجروح روی دست امریکایی ها گذاشتند.

۴ سال بعد با به نتیجه رسیدن پروژه منهتن اولین بمب ها در ژاپن ازمایش شدند و ۲۲۰ هزار نفر رو‌ تبخیر کردند تا هم انتقام پرل هاربر رو گرفته باشند و هم اینکه خط و نشانی برای باقی رقبا کشیده باشند. و اینگونه بود که ژاپن تاوان پرل هاربر رو پس داد!

برخی فکر میکنند در جنگ با امریکا میتونن در همان لحضات اولیه جنگ هزاران کشته از دشمن بگیرند و ناوهای هواپیمابر رو به اعماق دریاها بفرستند و پایگاه هارو ویران کنند و در مقابل، امریکایی ها با کروز و انواع GBU پاسخ بدند!

این اژدهای هفت سر اگه زخم کاری بخوره همه جارو به آتش میکشه!

تا زمانی که قدرت اتمی نباشیم برای استفاده از توان متعارفمون هم باید سقف تعیین کنیم و بیش از آستانه مشخصی از دشمن تلفات نگیریم!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

حتی فکر جنگ با امریکا و متحدانش هم احمقانه است.اگه به بمب اتمی هم مسلح بشید باز هم از نظر اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی دچار فروپاشی خواهید شد.

تنها راه نجات ایران ایجاد همبستگی ملی و توجه به مطالبات مردمه..

فقط با همبستگی ملی میشه از این گذرگاه خطرناک عبور کرد...این همبستگی هم فقط با احترام به رای و نظر مردم و توجه به مطالبات عمومی بدست میاد..توجه کنید که در حال حاضر بحث سیاسی و حزبی و...مطرح نیست بلکه بحث بر سر موجودیت ایران هست

صحبت کردن در مورد بقیه چیزا فقط و فقط اتلاف وقته...

 

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
19 minutes قبل , pckho0r گفت:

برخی فکر میکنند در جنگ با امریکا میتونن در همان لحضات اولیه جنگ هزاران کشته از دشمن بگیرند و ناوهای هواپیمابر رو به اعماق دریاها بفرستند و پایگاه هارو ویران کنند و در مقابل، امریکایی ها با کروز و انواع GBU پاسخ بدند!

سلام علیکم

وقتی در زمان صلح ، درست عمل کنیم ، اصولا" نیازی به استفاده از پولاد سرد نیست .

این استدلال را هم نباید فراموش کرد که " وقتی دیپلماتها ، خاموش می شوند ، این صدای توپها است که شنیده خواهد شد "

حالا ، چرا وقتی که میشود در صحنه شطرنج سیاسی عمل کرد ، فوری سراغ توپ برویم ؟؟؟؟

22 minutes قبل , pckho0r گفت:

ژاپنی ها در یک غافلگیری با حمله به پرل هاربر نیروهای امریکایی رو درهم شکستند. ۸ نبردناو، ۳ ناو جنگی و بیش ۳۵۰ هواپیما به طور کامل نابود یا از رده خارج شدند و ۲۴۰۰ کشته و ۱۲۴۰ مجروح روی دست امریکایی ها گذاشتند.

الان شما می توانید همین حجم تلفات را با 6تا ده راید مستمر ، حملات هوایی در حافظه تاریخ ثبت کنید ، نیازی  هم به مهمات غیر متعارف نیست . شب نخست حملات هوایی متحدین به قلب بغداد را مجددا یک مرور بفرمایید .

تام کوپر ( نویسنده مشهور صرب ) مقاله ای را در یکی از مجلات مشهور هوانوردی دارد با عنوان  the first night که البته بدلیل ناتمام ماندن انتشار مجله ، قسمت دوم اش چاپ نشد ولی در همان بخش نخست ، شرح جالبی دارد از حملات هوایی متحدین به بغداد از نگاه عراقی ها . اینکه چطور بدون توسل به سلاح هسته ای میشود دشمن را به زانو در آورد

مهار یک قدرت هسته ای بدون توسل به جنگ افزارهای غیر متعارف

ایده ژنرال دن استاری :

" برای استاری مساله روشن بود ، هیچ کس نمی بایست غول مهار ناپذیر هسته ای را از شیشه خود خارج سازد . بدین معنی که مجموعه ارتشهای غربی در چهار چوب پیمان ناتو می بایست برای دفاع از خود در برابر برتری عظیم اتحاد شوری سابق ، ( بدون استفاده از تسلیحات هسته ای ) راهی بیابد .
بنابراین ، استاری زمانی که برای تحویل گرفتن پست فرماندهی وارد محل خدمت خود شد ، متقاعد شده بود که پیروزی غیر هسته ای امکان پذیر است ، اما نه با اتکاء بر دکترین های نظامی سنتی "

" به بخش سبز رنگ که ایده یک افسر ارشد پر تجربه امریکایی هست دقت کنید ( ژنرالی که در ارتشی خدمت میکرد که یکی از چند قدرت هسته ای دنیا بود )

 

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
3 hours قبل , MR9 گفت:

سلام علیکم و رحمت ا...

این اصطلاح از بنده نیست ، ساموئل . ت . کوهن ، پدر بمب نوترونی ایالات متحده در اثنای آزمایشات این سلاح ، این عبارت را برای ژنرال ارشد امریکایی بازتعریف کرد .

اینجا چند سناریو  (سناریو های مبتنی بر زمان شامل ، سناریو های موقعیت ، فرآیند ، کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت ) مطرح میشود که باید به ان پاسخ داد :

1- این شکست براثر غافلگیری بوده ؟؟ اگر به این دلیل بوده چه شکلی غافلگیر شدند ؟؟؟

2- واحدهای امریکایی ارایش تهاجمی داشتند یا در وضعیت تدافعی قرار گرفته بودند ؟؟؟

3- آیا فقط واحدهای امریکایی هدف قرار گرفته بودند یا سایر کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای هم در قالب نیروی مانوری حاضر بودند ؟؟

و صدها عامل دیگر ....

این شرایط باید نسبتاً مشخص باشد تا بشود تحلیل کرد و به نظرم نمی توان  به شکلی کلی و مبهم گفت که  اگر امریکایی ها شکست بخورند از سلاح هسته ای استفاده خواهند کرد .

پی نوشت :

این مساله شاید ، شاید و شاید برای اسراییل مصداق داشته باشد ( مثل شرایط سال 1973 ) ولی برای امریکایی ها وضعیت پیچیده تر هست

 

با سلام مجدد 

مسأله ای که شما با درج شرایط و عوامل مختلف بسیار پیچیده می بینید، با نگاه از زاویه ای دیگر بسیار ساده است :

آمریکا یکبار در جنگ و برای پیروزی با هزینه ای کمتر بمب اتمی را بکار گرفته است و صحبت از عدم احتمال بکارگیری مجدد آن و  نادیده انگاشتن توان بکارگیری آن در نبردهای متقارن و  نامتقارنی که  ممکن است آمریکا در آن شکست بخورد، خود فریبی است. 

مسئله ی اصلی بکارگیری یا عدم بکارگیری سلاح کشتار جمعی توسط آمریکا نیست، بلکه ما باید برای آن لحظه که هر دشمنی از چنین سلاحی علیه ما استفاده کند آمادگی بالفعل لازم را داشته باشیم. 

آیا شما با لزوم وجود چنین آمادگی بالفعلی مخالف هستید؟! 

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
31 minutes قبل , MR9 گفت:

 

بنابراین ، استاری زمانی که برای تحویل گرفتن پست فرماندهی وارد محل خدمت خود شد ، متقاعد شده بود که پیروزی غیر هسته ای امکان پذیر است ، اما نه با اتکاء بر دکترین های نظامی سنتی "

" به بخش سبز رنگ که ایده یک افسر ارشد پر تجربه امریکایی هست دقت کنید ( ژنرالی که در ارتشی خدمت میکرد که یکی از چند قدرت هسته ای دنیا بود )

 

سلام

خیلی دوست دارم همینطوری باشه که شما میگین!

ولی حقیقت تو کتاب ها و مستنداتی که خودشون نوشتن نیست برادر این گرگ ها وحشی تر از چیزی هستند که نشون میدن.

همه اینها تا زمانی صدق میکنه که پای منفعت در میان باشه ولی وقتی نبرد بر سر موجودیت باشه معادلات عوض خواهد شد!

انسانی که در حال غرق شدن باشه به هرچیزی چنگ میزنه تا نجات پیدا کنه...

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
39 minutes قبل , warjo گفت:

آمریکا یکبار در جنگ و برای پیروزی با هزینه ای کمتر بمب اتمی را بکار گرفته است

سلام علیکم

دقت بفرمایید ، شرایط سال 1945 با دهه دوم قرن بیست و یکم با فاصله زمانی 70 و چند ساله  یک مقدار نامناسب به نظر میرسد (البته قطعاً تحلیل جنابعالی ارزشمند و محترم هست و در جای خودش می بایست بررسی شود )

39 minutes قبل , warjo گفت:

مسئله ی اصلی بکارگیری یا عدم بکارگیری سلاح کشتار جمعی توسط آمریکا نیست، بلکه ما باید برای آن لحظه که هر دشمنی از چنین سلاحی علیه ما استفاده کند آمادگی بالفعل لازم را داشته باشیم.

بحث آمادگی بالفعل ، کاملا تحلیل درستی هست ولی در اینجا بحث هزینه - فایده است و اینکه قصد داریم  مجموعه حاکمیت ، نظام ، را فدای ایجاد قابلیتی کنیم که هنوز بحث توانمندی های فنی ساخت ان در ابهام هست ؟؟؟؟

39 minutes قبل , warjo گفت:

آیا شما با لزوم وجود چنین آمادگی بالفعلی مخالف هستید؟! 

لزوم این آمادگی نیازمند وچود پیش زمینه و شرایطی هست که فعلا فاقد ان هستیم والا چه کسی از قدرت بیشتر ناراحت می شود ؟؟؟؟

34 minutes قبل , pckho0r گفت:

ولی حقیقت تو کتاب ها و مستنداتی که خودشون نوشتن نیست برادر این گرگ ها وحشی تر چیزی هستند که نشون میدن...

به همین دلیل هست که عرض میکنم برای زدن پوزه بند به این گرگ وحشی باید با دقت عمل کرد .

34 minutes قبل , pckho0r گفت:

همه اینها تا زمانی صدق میکنه که پای منفعت در میان باشه ولی وقتی نبرد بر سر موجودیت باشه معادلات عوض خواهد شد!

سئوال اینجاست که نبرد برسر موجودیت جمهوری اسلامی یا موجودیت ایالات متحده ؟؟؟ ( چون متوجه نشدم سئوال کردم )

پی نوشت :

آرزو می کردم که جنگ ، ساده تر از شرایط فعلی بود ، ولی در فضای واقعی ، جنگ آنقدر پیچیده است که نوع بشر برای بهینه کردن شیوه جنگیدنش ، قرن هاست تلاش میکند و در  دوران معاصر ، دانشکده ها ، دانشگاه ها ، برای توسعه ان تاسیس شده و صدها و هزاران و میلیون ها کتاب و سند و ..و .... برای اثبات یا رد تئوری های نابودی انسان به رشته تحریر در آمده  . شخصاً معتقدم که جنگ هیچ وقت ساده نبوده ....

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم