HRA

Editorial Board
  • تعداد محتوا

    404
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    12

HRA آخرین امتیاز شما در روز 21 تیر

HRA شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

3,136 نشان شجاعت

7 دنبال کنندگان

درباره HRA

  • رتبه حساب کاربری
    استوار دوم

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

3,138 نمایش های پروفایل
  1. HRA

    روزی که جنگ را باختیم ...

    سلام به نظر بعضی از سیاسیون نیاز به سوق دادن نداشتند
  2. علیکم السلام و رحمت الله صحبت های بنده هم مبتنی بر همین برنامه ریزی از الان به بعد بود و برای برنامه ریزی اولین قدم دیدن شرایط است . پس جملات زیر را با همین پیش فرض نگاه کنیم : البته قبلا هم عرض شده که ما مخالف توسعه قدرت هوایی نیستیم ، مخالف نگاه یک جانبه به آن هستیم که فردا روزی نشود و در این زمینه به جایی خوبی رسیده باشیم اما کارکرد مناسبی برایمان نداشته باشد . اول اینکه به نظرم توسعه نیروی هوایی باید در کنار بخش های دیگر صورت بپذیرد تا بازده مناسبی داشته باشد . همچنین در کنار آن همان گونه که بیان شد بنده طرفدار قدرت مند کردن این بخش با استفاده از راه کار های بومی و ابتکاری و توان داخلی هستم و خرید گسترده را به ضرر می دانم . این کار حتما باید صورت بپذیرد (با آن پیش شرط هایی که گفته شد) و البته نباید در کنار آن از بازدارندگی موشکی ما در آینده کاسته شده و یا آن بخش رشد ننماید (کلاه قاضی تر از این کجا دیدید) .
  3. سلام اینجا انجمن لباس و سبک زندگی نیست که ما بیاییم درونش از مد صحبت کنیم . نظرها به صورت واضح بیان شدند. به نظرم مشکل جای دیگری است .
  4. سلام من هم موافقم !! ما نهایتا به 30 ، 40 تا جنگنده تقریبا به روز برای خرید نیاز داریم (حالا پایین و بالاش فعلا مهم نیست) تا در تقابل های محدود از آنها استفاده کنیم بقیه احتیاجات را می توان با موارد قدیمی تر یا ضعیف تر هم بر طرف نمود . به نظرم ما باید به سمت راهکار های بومی و ابتکاری برویم و بخش گسترده ای از نیازمان را با توان داخلی حل کنیم . اینکه نیروی هوایی می تواند برای ما کارساز باشد شکی در آن نیست اما واقعیت این است که سطح بازدارندگی ابزاری این نیرو نسبت به هزینه کارکرد آن با موارد دیگر برابری نمی کند . با توجه به شرایط ، تاکید بیش از حد ابزاری بر روی این نیرو می تواند چاه ویلی باشد که بودجه محدود ما را بدون بازدهی مناسب ببلعد . هافبک بازی سازی که با یک تنه فنی بازیکنان قوی بنیه حریف از دور خارج شود چه به کار آید !؟ گاهی برای ضعیف تر بازی سازی اهمیت کمتری از تخریب بازی حریف دارد .
  5. سلام علاوه بر صحبت شما بنده هم می خواهم فارغ از بحث اخیر از یک دید دیگر به مساله نگاه کنم . وقتی بخواهند شخصی را به کاری وادار کنند (مثلا دشمن برای اعمال اراده خودش بر ما) در سه لایه می توان اقدام کرد که شامل لایه های کنش ، گرایش و بینش هستند . در کنش ، اجبار علنی وجود دارد . مثلا در دوره استعمار کهن ، استعمارگر با استفاده از قدرت و اجبار ، کنش گری افراد را به سمت منافع خود تغییر می داد و در واقع آنها را برده خود می کرد . اعمال قدرت در این لایه سبب افزایش اصطکاک و مقاومت شده و هزینه ها را بالا می برد . در لایه گرایش ، از نقاط کم عمق عقیدتی (بینشی) که در واقع نقطه ضعف جامعه می باشند استفاده کرده و با استفاده از گرایش افراد ، آنها را به سمت امیال خود سوق می دهند . مثلا در مبحث دینی با نفوذ دادن یا اجیر کردن یک عامل و نشان دادن آن شخص به عنوان یک عالم دینی ، از گرایش دینی مردم با عقاید سطحی سوء استفاده و آنها را به سمت دلخواه هدایت می کنند . این حالت در مرحله دیگر استعمار (میانی) قابل مشاهده هستش که استعمارگر با استفاده از اعتقاد مردم نسبت به حاکم خود (در آن زمان شاه کشور) و یا همان عالمان دینی یا سران قومیتی و ... اهداف خود را با هزینه و اصطکاک کمتر محقق می ساختند در حالیکه مردم از پشت پرده ماجرا با خبر نبودند . در لایه سوم که با گسترش رسانه های نوین قدرت یافت ، تغییر بینش و عقیده مخاطب شکل گرفت . در همان مثال استعمار ما اینجا استعمار نوع سوم را داریم که با استفاده از عملیات روانی و جنگ رسانه ای ، بینش و عقیده توده مردم و خواص متناسب با اهداف ما دوباره ایجاد می شود و از آن به بعد آنها با میل و رقبت با ما همراهی خواهند کرد . حالا بحث بنده در اینجا لایه دوم است (فارق از مثال استعمار و اجبار که آوردم ) . در اینجا ما با عدم شناخت دقیق از محتوای تاریخی و ملی و یا مفاهیم دینی خود اسیر خواهیم شد . یعنی عملا امکان دارد که با عمق کم علمی خود ، ظرفیت هایمان را از بین برده و یا نتوانیم از آنها بهره کافی را ببریم و حتی مورد هجوم قدرت نرم و هوشمند دشمن واقع شویم . در بحث ملی گرایی هم به همین شکل است . عدم مطالعه دقیق تاریخی باعث می شود که متخاصم بتواند عقاید و مقاصد خود را در لفافه این حس قرار داده و به خورد ما دهد و یا توانایی های ما را در مقابل هم قرار دهد و ... . پ . ن – این بحث واقعا گسترده می باشد که در این چند جمله و عبارت و با توان علمی بنده قابل بیان و گسترش نیست . امیدوارم روزی فرصت بررسی این موارد با دیگر دوستان و با توجه به شرایط زمانه حاضر فراهم شود .
  6. مدیران محترم به دلیل نامربوط بودن این پست به عنوان این بخش اگر صلاح دانستید منتقل یا پاک بفرمایید سلام حالا شاید این مواردی که شما فرمودید هم درست باشد اما این علامت 5 پر یا همان ستاره در شرق کهن بسیار استفاده می شده است . بر روی تعدادی از سکه های عهد ساسانی علامت ستاره (به اشکال مختلف و اکثرا به همراه ماه) موجود است : پیروز اول جاماسب قباد اول انوشیروان هرمز چهارم خسرو پرویز قباد دوم اردشیر سوم پ . ن - یک نکته اینکه نماد ها و کلمات در بستر زمان می توانند معنا و مفاهیم مختلفی را بر خود حمل نمایند . این ما هستیم که باید برای آنها ظرفیت سازی کرده و یا مفاهیم فعلی آنها را گسترش یا تحدید نماییم و از آنها استفاده کنیم (که می تواند در بازه های زمانی مختلف این روند شامل نفی ، پذیرش نسبی و یا گسترش آن باشد) وگرنه اگر کسی به بت گفت خدا دلیل نمی شود که خدای ما همسان بت او باشد .
  7. سلام یک نکته ای هم که این وسط وجود دارد و چندین بار دیده ام که شما به آن اشاره کرده اید این است که در یک تقابل ، ارزش گذاری تاکتیک ها و استراتژی ها بسیار فراتر از تکنولوژی ها می باشند ، یعنی صرف داشتن یک تکنولوژی نشان دهنده میزان کارایی آن در میدان نبرد نیست بلکه آن تکنولوژی خود بخش کوچکی از فرآینده ها و ساز و کارهای تقابل است . نکته دیگر هم اینکه مبحث شبیه سازی و راهکار های پیاده سازی آن خود یک شاخه علمی می باشد تا به وسیله آن بتوان نزدیکترین شرایط به حالت نبرد در شرایط واقعی را یافت و پیاده سازی نمود و ... .
  8. حالا دقیقا یادم نیست اما حاکمیت ایران بر منطقه قطور فکر کنم در پروتکلی قبل از جنگ جهانی اول تایید شده بود ، در همان مذاکراتی که اروندرود با حمایت انگلیس کاملا در اختیار عراق (عثمانی آن روزها) قرار گرفت . اما در کل ما همین الان درباره وقایع واضح نظرات متناقض می بینیم چه برسد درباره یک قرن پیش !!
  9. سلام ترک ها در زمان پهلوی اول بر روی چندین منطقه ادعا داشتند که جز خاک ایران بودند که البته این ادعا کاملا بدون سند بوده و در مجامع بین المللی هم این مناطق را جزئی از خاک ایران می دانستند . یکی از این مناطق همین آرارات کوچک بود و مناطق روستایی کوچکی مانند قطور ، ساردیک و ... . در حوالی 1309 بین ترک ها و کرد های درون خاک ترکیه درگیری هایی به وقوع می پیوندد و عده ای از کرد ها به مناطق آرارات کوچک متواری می شوند . ترکیه از ایران درخواست می کند که برای سرکوب آنها نیروی نظامی به آرارات کوچک ارسال کند و ایران به عنوان حسن همجواری می پذیرد . بعد از سرکوب کردها ، نیروهای ارتش ترکیه شروع به ساخت پایگاه نظامی در این مناطق می کنند که با اعتراض ایران مواجه می شود و در مذاکراتی که در تعیین سرحدات انجام می شده ، ترک ها در خواست می کنند که آرارات کوچک به آنها واگذار شود تا بتوانند امنیت و نظم منطقه را تامین نمایند . بعد از چند دور مذاکره بالاخره ایران می پذیرد که آرارات کوچک به ترکیه واگذار شود و در مقابلش ترکیه متعهد می شود که دیگر ادعایی راجع به دیگران مناطق داخلی خاک ایران مانند قطور نداشته باشد و تقریبا به همین راحتی حدود 800 کیلومتر مربع از خاک ایران در مقابل نداشتن ادعا به بخش دیگری از خاک ایران به ترکیه واگذار شد . البته در جامعه آن روز ایران ، این موضوع به صورت مبادله سرحدات عنوان شد تا دولت پهلوی اول ننگ جدایی بخشی از خاک ایران را بر دوش نکشد . همچنین ترکیه در آن دوران نقش موثری هم در حکمیت آلتای و جداشدن سرچشمه رود هیرمند از ایران بازی کرد و ... .
  10. سلام از دید یکی مثل من که یک مخاطب عوام و بی اطلاع هستم کلیت مستند بد نبود . انشالله سازندگان برای مخاطبان حرفه ای هم برنامه ای داشته باشند .
  11. سلام طبق عادتی که دارم به جای اینکه خودم را غرق در خبرهای مختلف کنم ، خبر و تحلیل ها درباره یک موضوع با اهمیت را (البته از دید خودم) از منابع مختلف بررسی کرده و بعضا خلاصه برداری می کنم . از همین رو مطلب زیر خلاصه بخشی از مطالبی است که در زمینه قرارداد ایران و چین در دو روز اخیر در بخشی از روزنامه های کشور با گرایشات سیاسی مختلف به چاپ رسیده است که آن را برای ضبط شدن در آرشیو میلیتاری و همچنین استفاده و آگاهی دوستان از نظرات مختلف داخل کشور در اینجا قرار می دهم عصر اقتصاد شنبه 28 تیر – در مطلب ایران اکنون آمادگی عقد قرارداد خارجی ندارد گفتاری از فرشاد مومنی استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی درباره سند همکاری های 25 ساله ایران و چین به خاطر آنکه یکی از شاکله‌های وجودی طرف مقابل (چین) به‌کارگیری خشونت است، عقد این قرارداد در وضع فعلی می تواند هزینه ها و مشکلات بسیاری را برای کشور به دنبال داشته باشد. وی افزود:در زمینه قرارداد ایران و چین دوگانگی موجود که یا بسیار خوشبینانه است و برخی آن ‌قدر این قرارداد را لازم و ضروری می پندارند که هر کس در مفاد آن تردید ایجاد کند، ضد انقلاب خطاب می شود نادرست است، همچنین از سوی دیگر نگاه بدبینانه به آن که برخی دیگر کلا وجود این قرارداد را مایه ننگ می‌دانند و نشانه کشور فروشی و سرسپردگی تلقی می‌کنند نیز اشتباه است. وی با اشاره به تجربه مفاد قرارداد برجام اظهار کرد: اصل برجام به خودی خود چیز بدی نبود و آلان تنها مساله‌ای که در این قرارداد ما را دچار مشکل کرده این است که در نبود ضمانت‌های اجرایی کافی یکی ازطرف‌های قرارداد مفاد آن را نقض کرده است و در اثر آن نقص لطمه‌های بسیار بزرگی به ما وارد شد اما ما نتوانستیم هیچ جریمه‌ای متوجه کشور خاطی کنیم. مومنی با ریشه‌یابی مسائل پیرامون عقد قرارداد با طرف‌های خارجی ادامه داد: مشکل اصلی که این چند وقت در برابر آن قرار داریم این است که همانند رفتار رئیس جمهوری فعلی در مورد برجام که گمان می کرد نان و آب مردم نیز با به امضا رسیدن برجام رفع می شود اینک طرفداران قرارداد 25 ساله بین ایران و چین انتظار دارند که تمامی تحریم ها به وسیله آن دور زده شود و کشور با یک قرارداد به سمت توسعه پیشرفت حرکت کند که البته اینگونه نیست. در طول تاریخ تجربه هایی که از عهد صفویه تا پهلوی دوم به دست می‌آید گویای این مورد است که عقد قرارداد با کشورهای خارجی برای ایران هیچ وقت موفقیتی نداشته و فقط کشور را با دچار مشکلات بیشتر کرده و گرفتاری های مردم را افزایش داده که این امر نشان دهنده آن است که امنیت ملی ایران از کانال های دیگر و آویزان شدن به قدرت های بزرگ تامین نمی‌شود. این استاد دانشگاه علامه طباطبایی با تشریح شرایط ویژه اقتصادی و سیاسی چین در هژمونی جهانی افزود: چین ممکن است که در این سال ها به یک کارخانه بزرگ در جهان تبدیل شده باشد ولی هنوز با مشکلات تامین انرژی، دسترسی به آبراه های بین المللی، خطوط مواصلاتی جهانی و تجزیه پذیری داخلی روبرو است و از این منظر بسیار آسیب پذیر است و به ضعف ها نیزبه صورت جد امریکا واقف است در نتیجه چین با بستن قراردادها با کشورهای آسیانه میانه و خاورمیانه به دنبال افزایش قدرت چانه زنی خود در هژمونی جهانی است تا مشکلات خود را در زمینه های گوناگون مورد اشاره کاهش دهد. وی با تاکید بر اینکه بهتر است قبل از توافق با دیگر کشورها آسیب های کشور خودمان را بشناسیم ادامه داد: اگر قراردادهای اقتصادی چه در راستای انتقاال تکنولوژی و چه در راستای جذب سرمایه فیزیکی در شرایط که بستر نهادی ما ضد تولیدی، کج کارکرد و فساد انگیز صورت گیرد مطمئنا به نفع طرف خارجی و به ضرر ما تمام خواهد شد و این مساله جزو اصول تجربه شده دنیا و ایران است. وطن امروز شنبه 28 تیر – در مطلب چینی تحریم شکست به قلم ثمانه اکوان از ماه‌های آخر دولت اوباما در کاخ سفید سیاستمداران آمریکایی که از جنگ‌های بی‌انتها، هزینه‌ بر و خسته ‌کننده در غرب آسیا خسته شده بودند، از سال‌ها پیش پیشنهاد داده بودند که آمریکا باید با رها کردن منطقه، به فکر نگاه به شرق و استفاده از ظرفیت اقتصادی شرق آسیا برای تقویت سیستم اقتصادی خود باشد. یک دیدگاه دیگر در کاخ سفید این بود که آمریکا با ایجاد یک نظم خودساخته در خاورمیانه به عنوان منبع بزرگ انرژی دنیا، تمرکز خود را به شرق آسیا و با هدف کنترل چین به عنوان بزرگ‌ترین رقیب اقتصادی ببرد. روی کار آمدن ترامپ و تلاش او برای به راه انداختن جنگ تجاری با چین و جنگ تعرفه‌ای با تمام کشورهای دنیا (از جمله اروپا و کانادا) قدم بزرگی برای از بین بردن سیاست‌های قبلی بود اما این به معنای توجه نکردن آمریکا به شرق نبود. توجه آمریکا اما به‌ جای اینکه بر همکاری‌های گسترده باشد، طبق معمول به سمت رویه‌های سیاسی رفت. اگر چه پکن بارها اعلام کرده بود که قصد ندارد از نظر اقتصادی وارد فاز رقابت شدید با آمریکا شود اما راهبرد ایران برای نگاه به شرق و بستن اتحاد اقتصادی بلندمدت با ابرقدرت اقتصادی آینده دنیا، کاری کرد که مواجهه غرب و شرق درست در میانه مسیر یعنی در خاورمیانه و خلیج‌فارس صورت بگیرد. علت سروصدای شدید آمریکا راجع به قرارداد 25 ساله ایران و چین و تلاش برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی در ایران، دانستن این نکته است که ایران با این قرارداد و استقبال از قراردادهای بلندمدت با کشورهای دیگر، در حال وارد آوردن فشار به آمریکاست و کمپین فشار حداکثری مانند فنری کمانه کرده و این بار به سمت مخالف در حال پرش است. ایران بدین ترتیب از تقابل و رقابت اقتصادی واشنگتن و پکن بهترین استفاده را کرده و یک ائتلاف راهبردی با ابرقدرت اقتصادی آینده دنیا تعریف کرده که می‌تواند فروش نفت ایران را که از نظر آمریکایی‌ها قرار بود به صفر برسد، تا 25 سال آینده تضمین کند. ورود چینی‌ها به مسأله سرمایه‌گذاری‌های کلان در ایران، می‌تواند زخمی عمیق در صورت نفاق اروپا به ‌جا بگذارد و کاری کند باقی کشورهای دنیا نیز که احساس می‌کنند از قافله سرمایه‌گذاری در ایران و رسیدن به سودهای کلان بازمانده‌اند، به سمت کشورمان گسیل شوند. بنابراین یکی از فواید قرارداد با چین، ترغیب سایر کشور‌ها به حضور در بازار تجارت ایران است. البته از این حیث نباید از اثرات امنیتی- سیاسی این قرارداد نیز گذشت. مهم‌ترین نکته اما درکی است که طرف غربی از ایران پیدا خواهد کرد. همان‌طور که پیش ‌از این نیز بارها توسط کارشناسان منطقه‌ای و روابط بین‌الملل مطرح شده، این نکته به‌ طرف غربی و بویژه آمریکایی‌ها یادآوری می‌شود که ایران به ‌واسطه هوشمندی سیاسی و توانایی ذاتی و موقعیت جغرافیایی اساسا قابل منزوی شدن نیست. ستاره صبح شنبه 28 تیر – در گفتگویی به عنوان ریشه‌ها، مزیت‌ها و مخالفت‌ها با توافق 25ساله ایران و چین با فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین و تحلیلگر روابط بین‌الملل من وقتی متن این پیش نویس را خواندم نمی‌توانم اسم قرارداد روی آن بگذارم، زیرا این یک نوع تفاهم‌نامه همکاری برای اجرای مقداری پروژه است. ما با مشکل تحریم‌ها روبرو هستیم. سیاستمداران ما در درجه اول باید بکوشند تا تحریم‌ها از بین برود؛ به عبارت دیگر باید بیماری تحریم را از بین برد. اقدامات دیگری ازجمله دور زدن تحریم‌ها مُسکّن است و ابزارهایی است تا بتوانیم از عهده برنیامدن در علت اصلی را به این طریق جبران کنیم. در مخالفت‌ها به‌شدت از مسائلی که ممکن است در رابطه با چین پدید بیاید اظهار نگرانی شده است. چین تاکنون به‌طورکلی به تحریم‌های آمریکا عمل کرده است . ما پروژهای اصولی با چین اجرا نکرده‌ایم؛ صرفا تعدادی پتروشیمی ساخته‌ایم و تولید سیمان را چندین برابر کرده‌ایم، شاهراه‌هایی ساخته‌ایم که زمینه‌ساز توسعه اقتصادی خوبی است ولی کار عمرانی جدیدی نکرده‌ایم. مسئله دیگر مواجهه این تفاهم 25 ساله با اختلافات بین چین و آمریکا و تهدید چین به تحریم توسط ترامپ است. آیا چینی‌ها در پاسخ آن تهدید با ایران سازگاری بیشتری نشان می‌دهند؟ در شرایط فعلی تعریف پروژه‌ها بدون پاسخ گرفتن از چینی‌ها نکته مهمی است آیا این حرکت از لج آمریکا و به دلیل اختلاف با آمریکا است؟ باید منتظر ماند و دید. عیب این برنامه در این است که در دنیایی که رقیبی وجود ندارد و نمی‌توان برای این پروژه‌ها به‌جایی رجوع کرد، نمی‌توان تصمیم دیگری گرفت. چینی‌ها در بسیاری جهات توانمندی و تکنولوژی قابل اتکایی دارند، اما در چنین شرایطی آیا درخواست‌های دیگری نیز از ایران داشته‌اند؟ ما اطلاعی از این وضعیت نداریم و نمی‌توانیم داوری کنیم؛ اینکه آیا قیمت‌ها مناسب است یا چون در شرایط استیصال هستیم ناچار به تن دادن هستیم. ضمن آن که مشخص نیست در طول 25 سال آینده چه تحولاتی در عرصه داخلی و بین‌المللی برای ایران رخ دهد. من بعید می‌دانم که این قرارداد حتی اگر به‌صورت 25 ساله نوشته‌شده باشد، به شکل یک امتیاز قاجاری باشد که ایران را از امضای قرارداد با سایر کشورها در آینده بازدارد. در شرایطی که ما با دنیا ارتباط داشته باشیم، چین و روسیه دو کشور از مهم‌ترین کشورهایی هستند که می‌توانیم و باید با آن‌ها در رابطه باشیم. ما نمی‌توانیم فقط با کشورهای فقیر و ناتوان و کشورهایی که فقط از ایران پول می‌گیرند ارتباط بگیریم و برای کشوری پارلمان بسازیم و به دیگری قرض‌الحسنه بدهیم... باید روابط ما با چین، ژاپن، روسیه، کره جنوبی و... در شرق و همچنین فرانسه، آلمان، انگلیس و... در غرب باشد تا ارزش اقتصادی به همراه بیاورد. شاید اگر فردا رئیس‌جمهور دیگری در امریکا به قدرت برسد، چین را به بهترین بازار خود مبدل کند و مجدداً منافع آمریکا در ارتباط با کشور بزرگ چین مطرح شود. روسیه در آن دوران کشوری فلک‌زده و عقب‌مانده بود که امروز با ثروتی فراوان به‌سرعت در مسیر صنعتی شدن قرارگرفته و جزو جهان غرب به‌حساب می‌آید. این موارد رقابت و حسادت را بین قدرت‌ها ایجاد کرده است. بلوک مفهومی در دوران جنگ سرد بود. امروز بلوک وجود ندارد. چین نیز فقط نام کمونیست را یدک می‌کشد. عکس مائو فقط روی پول چین باقی‌مانده است و امروز پادشاهی مشروطه آنجا حکم‌فرمایی می‌کند. ثروتمندان جهان و بانکداران و سرمایه‌داران امروز دنیا در چین قرار دارند. باید دانست که توسعه اقتصادی، توسعه سیاسی را به دنبال می‌آورد. چین و روسیه و اروپا تفاوت دیگری ندارند. در مورد چین می‌دانیم که با نفتی که از ایران می‌برد می‌توان مبادلاتی داشت ولی در مورد روسیه این‌طور نیست. این مسئله ارتباط با روسیه را سخت می‌کند. چون با صادرات پرتقال و کیوی نمی‌توان واردات صنعتی داشت. بزرگ‌ترین و ارزان‌ترین بزرگراه مستقیم بین ایران و روسیه دریای خزر است که می‌توان از این ظرفیت استفاده کرد. جام جم شنبه 28 تیر – در گفتگویی به عنوان توافق با چین را باید ۳۰ سال قبل امضا می‌کردیم با حمید رضا آصفی - متاسفانه هنوز در داخل کشور برخی نگرش‌ها وجود دارد که دیر به جمع‌بندی می‌رسد چرا که به اعتقاد بنده چنین قراردادی می‌بایست در سال 68 و در جریان سفر رهبری که در آن مقطع در قامت رئیس جمهور بودند انجام می‌شد یعنی این سند باید حدود 31 سال قبل پیش می‌رفت. ایران برای خودش دستورالعمل دارد و سیاست نه شرقی نه غربی را در عرصه خارجی دنبال می‌کند و در ذیل این سیاست، علاقه‌مند به گسترش روابط با همه کشورها به جز یکی دو کشور هستیم. نه تنها با چین بلکه باید با کشورهای دیگر هم چنین قراردادی داشته باشیم و جای نگرانی نیست. چین کشوری است که به گفته برخی در 2025 یا 2030 به عنوان اولین قدرت جهانی خواهد بود، بنابراین نمی‌توان با چنین کشوری سند راهبردی نداشت ضمن این که از این سند هر دو کشور منتفع می‌شوند. چین که می‌خواهد در چند سال آینده اولین قدرت اقتصادی باشد طبیعی است دنبال شرکای با اعتماد و با نفوذ و مقتدری می‌گردد . ایران از ابتدا استراتژی همکاری با غرب را داشت، اما آنها نتوانستند از خودشان استقلال نشان دهند و زیر فشار آمریکا البته مقداری هم به صورت ارادی با ایران همکاری نکردند، لذا موضوع گسترش رابطه از نداشتن سلطه متفاوت است. در مقاله‌ای که طی روزهای اخیر از جوزپ بورل، مسؤول سیاست خارجی اتحادیه اروپا منتشر شده جمله‌ای کلیدی وجود دارد مبنی بر این‌که برجام اولین گام برای ما بود که به موضوعات دیگری که نگرانی امنیتی برای ما ایجاد می‌کنند، برسیم. یعنی برجام آمد که ما را تخلیه قدرت کند، اگر این را بپذیریم طبیعی است که اروپا چنین استراتژی‌ای داشت و صرفا منت می‌گذاشتند و برخی حرف‌ها را در راستای ایران مطرح می‌کردند. - در هر حال معتقد بودم اروپا نه می‌تواند و نه می‌خواهد که همکاری بیشتری با ایران داشته باشد. از جمله این‌که اینستکس دو سال پیش تدبیر شد، ولی انجام نشد تا وقتی که ایران تعهداتش را کم کرد و اروپا به دلیل نگرانی از این بابت اقدامات کوچکی برای ایران انجام داد. مردم سالاری یکشنبه 29 تیر – در سرمقاله خود با عنوان توافق با شرق باید هوشمندانه باشد به قلم علی اکبر مختاری موافقان این توافق بر مبنای مصلحت و لزوم همکاری با شرق در برابر دشمنی غرب به جدیت و ارتباط همه جانبه با اردوگاه شرق تاکید دارند. اما مخالفان چنین قراردادی را شبیه به قراردادهای استعماری گذشته می دانند و معتقدند چنین توافقاتی استقلال و اعتبار جمهوری اسلامی را زیر سوال خواهد برد. در عالم واقع عواملی چون تحریمهای سخت ایالات متحده علیه ایران، عدم فروش نفت و رکود بی سابقه حاصل از گسترش پاندمی کرونا و جنگ تجاری بین دولتهای چین و آمریکا، دولت ایران را مجبور به تن دادن با توافقی اقتصادی با دولت چین کرده است. امپریالیسم اقتصادی رفتار غالب کشورهای صنعتی بخصوص چین است. یقینا در این شرایط سخت که طرف مقابل از حال و روز پریشان ما اطلاع دارد و در این توافق جز منفعت و سود به چیز دیگری نمی اندیشد باید هوشمندانه و با توجه با ملاحظات و جوانب کار تصمیم گیری کنیم و آنچه داده می شود و امتیازی که می ستانیم به سود مملکت و منافع ملی باشد. الگوی صنعتی شدن و تجربه دولت چین در ارتقا یافتن بعنوان اقتصاد برتر دنیا به عنوان نقشه راهی برای توسعه اقتصادی ایران در دستور کار قرار گیرد و در این توافقنامه ما باید متقاضی بهره گیری از تجربیات طرف مقابل در صنعت و ورود تکنولوژی به داخل باشیم و فقط امتیاز دهنده و مغلوب نباشیم. صبح امروز یکشنبه 29 تیر – در مطلبی با عنوان ریسک شراکت با اژدهای سرخ به قلم علی روغنگران زمانی که وب سایت انگلیسی «پترولیوم اکونومیست» خبری منتشر و ادعا کرد، قراردادی 25 ساله میان ایران و چین منعقد می‌شود که بر اساس آن، چین در ازای گرفتن امتیازاتی متعهد شده 400 میلیارد دلار در ایران سرمایه‌گذاری کند به بیش از یک سال قبل باز می‌گردد. آن موقع که این خبر انتشار یافت، محمد جواد ظریف ضمن تایید تلویحی چنین توافقی، ماجرای امتیازات و سرمایه‌گذاری 400 میلیاردی درایران را تکذیب کرد. ظریف حتی در مورد واژه توافق هم آن زمان اینگونه گفت: “دراصل، توافقی در کار نیست که بند‌هایی داشته باشد. یک پیشنهاد برای برنامه‌ای 25 ساله است که تازه باید بنشینیم و شروع به نوشتن توافق کنیم.” ما در ماجرای قرار داد 25 ساله به نظر می‌آید باید به دو دیدگاه، بیش از شایعات در باره مفاد آن توجه کرد. نخست اینکه قرارداد 25 ساله شاید آنچنان که در شبکه‌های اجتماعی در مورد آن سخن گفته می‌شود نه تنها قرار داد بد و سرشار از امتیازدهی نباشد بلکه همان طور که بسیاری از کارشناسان خارج از کشور در مورد آن می‌گویند زنگ خطری برای آمریکا به شمار بیاید. آن طور که میدل ایست آی، اعلام می‌کند توافق ایران و چین در صورتیکه اجرا شود، اقتصاد ایران را تقویت کرده و سیاست این کشور را باثبات‌تر می‌کند. همچنین موقعیت ایران در منطقه را بهبود خواهد بخشید و شاید ترغیب‌کننده دشمنان ایران برای تنش‌زدایی با ایران هم باشد. از سوی دیگر این توافق به نفع چین هم است و احتمالا به ارتقای موقعیت چین در خاورمیانه منجر خواهد شد. در واقع این همکاری، برتری راهبردی آمریکا در خلیج فارس را تضعیف خواهد کرد. در طول مدت زمان مطرح شدن قرار داد 25 ساله بار‌ها موضوع عدم اطمینان به کشور‌های اروپایی و کارنامه منفی آنان در مورد موضوع برجام مطرح شد. اتفاقی که نشان داد در شرایط کنونی غرب نمی‌تواند تامین کننده درخواست‌های ایران باشد و از همین رو بهتر است تا روی شرق و امپراطوری سرخ حساب باز کرد. در شرایط فعلی شاید منطقی‌ترین راه‌حل بستن این قرار داد باشد، اما آیا این موضوع می‌تواند دلیل خوبی برای عقد یک قرارداد 25 ساله با چین باشد؟ شاید مرور تاریخ چهاردهه روابط ایران و چین بتواند به خوبی بیانگر این باشد که چرا مانند تعهدات اروپایی باید مراقب تعهدات چینی‌ها نیز باشیم. این موضوع را از یاد نبریم که چین و آمریکا با وجود تمام اختلافاتشان با یکدیگر، توافق تجاری بزرگی را با هم امضا کرده‌اند. در این توافق تجاری قرار است دو طرف از برنامه قبلی خود برای افزایش بیشتر تعرفه‌های وارداتی روی محصولات یکدیگر خودداری کنند. همچنین قرار است چین نیز میزان خرید محصولات کشاورزی از آمریکا را افزایش دهد. بدیهی است که آن توافق سود آور هر لحظه می‌تواند چین را با آمریکا همسانتر و همراهتر کند. به همین خاطر، بسیاری می‌گویند در همراهی امروز چین با ایران هم چینی‌ها بیشتر به نوعی به دنبال امتیازگیری از آمریکایی‌ها هستند. همه این موارد، اما نه الزاما به معنای نفی قرار داد 25 ساله ایران با چین بلکه به معنای این است که لااقل باید مراقب تعهدات چین در این قرار داد طولانی مدت نیز بود. روزنامه اسکناس یکشنبه 29 تیر – در گفتگویی به عنوان سايه سنگين سياست بر قرارداد ايران و چين با مجیدرضا حریری قرار دادی وجود ندارد و بنده هم تا اطلاع ثانوی در خصوص برنامه جامع همکاری ایران و چین صحبت نمی کنم، چرا که باید فضای رسانه ای کمی آرام باشد و در حال حاضر موضوع کاملا سیاسی است و نگاه کارشناسی به این قرار داد نمی شود، بنده نگاه کاملا تخصصی و اقتصادی دارم و باید جو سیاسی فروکش کند تا در این باره بتوانیم نقاط قوت و ضعف را بیان کنیم. قبل از برنامه ششم مبادلات تجاری بین ایران و چین سالی 50 میلیارد دلار بود، ما یک برنامه توسعه مبادلات بین ایران و چین داشته ایم، زمانی که رییس جمهور چین به ایران آمد یک توافق کلی انجام دادیم که طی ده سال آینده یعنی از سال 2016 تا سال 2026 متوسط مبادلات تجاری دو کشور سالی 60 میلیارد دلار شود، یعنی طی ده سال 600 میلیارد دلار صورت بگیرد، این تنها برنامه ای بوده که بین دو کشور صورت گرفته که این برنامه هم به دلیل اتفاقات تحریمی بعد از برجام و مسائل بانکی که ما با «اف ای تی اف» داشته ایم و کاهش جهانی قیمت نفت و مسائل کرونا انجام نشده است و این ظرفیت هم در حال حاضر وجود ندارد که طی 5 سال آینده این رقم صورت بگیرد. آرمان ملی یکشنبه 29 تیر – در گفتگویی به عنوان ايران حق خود را از اقتصادجهاني مي گيرد با اردشير نوريان دکترای روابط بین‌الملل هنوز هيچ چيز در خصوص قرارداد ايران و چين قطعي نشده است و فضاسازي‌ها در اين عرصه منطقي نيست زيرا هيچ تفاهمي امضا و نهايي نشده است. به دليل شرايطي که در عرصه بين‌المللي عليه ايران وجود دارد و با توجه به تحريم‌هايي که عليه کشور وجود دارد و هر روز فشارها بر کشور بيشتر مي‌شود. در همين راستا براي تامين منافع اقتصادي کشور بايد گاهي اوقات زمينه‌هايي در عرصه بين‌الملل ايجاد شود تا به‌واسطه مناسبات خارجي ساير فشارها و کمبودهاي اين عرصه جبران شود. بايد در مقابل اين فشار حداکثري اقداماتي انجام شود که تعادل به مناسبات کشور بازگردد و اين مقوله‌اي است که ضرورت همکاري با کشور چين را مشخص مي‌کند. با توجه به مناسبات فعلي جهان و به‌خصوص قدرت‌هاي برتر آن و با توجه به تعاملات و اتفاقاتي که در حال رخ دادن است به گفته بسياري از کارشناسان نقطه ثقل جهان از قسمت غرب به‌زودي به شرق منتقل خواهد شد. در همين راستا ايران نبايد در اين عرصه منفعل عمل کرده و از اين اتفاق عقب بماند . ايران نيازمند يک وزنه تعادل بود تا حيات اقتصادي خود را بار ديگر رونق بخشد و تفاهم اقتصادي با چين مي‌تواند در اين عرصه بهترين راهکار باشد تا اقتصاد ايران بار ديگر احيا شود. چين يک ظرفيت مهندسي بسيار قوي به‌خصوص در زيرساخت‌ها دارد و توليدات انبوه صنعتي اين کشور سبب شده است که اقتصاد اين کشور به رده دوم جهان برسد و اين امر مي‌تواند بر اقتصاد ايران تاثير مستقيم بگذارد و توليد ايران را نيز رونق دهد و زيرساخت‌هاي اقتصادي را نيز در ايران فعال کند. اين امر در مناطق ويژه اقتصادي مي‌تواند پررنگ‌تر باشد و صادرات ايران را همچون کشور خود محرک‌تر کند . حضور همزمان ايران و چين در آسيا يکي ديگر از نقاط قوت اين قرارداد مي‌تواند باشد که به آن جنبه‌هاي استراتژيک نيز اضافه مي‌کند. ايران و چين به نحوي مي‌توانند مکمل‌هاي خوبي براي يکديگر باشند. از يک‌سو ايران منابع عظيم نفت و گاز در اختيار دارد و داراي نيروي انساني متخصصي است که لازمه جدي توسعه است و از سوي ديگر بازار مصرف ايران و اطراف آن نيز به‌شدت منافع اقتصادي زيادي را به همراه دارد. آنچه قابل توجه است ساير کشورهاي قدرتمند آسيا نيز مي‌توانند با پيوستن به اين حرکت آسيا را به نقطه ثقل اقتصادي و سياسي جهان بدل کنند.
  12. سلام اصلا در آن پست بحث شرق و غرب نیست . برادرمان فرموده بودند که چرا آلمان نه و چین ! بنده هم بخشی از نیازهای چینی ها به بستن قرارداد با ایران را خدمت ایشان عرض کردم (جناب MR9 هم آمدند و مطلب را کامل تر کرده و تصحیح نمودند) . اما در کل در همان مطلب بیان شد که بخشی از کلان استراتژی چینی ها بر روی جاده ابریشم جدید بسته شده است که کشور ایران یک منطقه کلیدی برای این موضوع است و موارد دیگر هممچون منازعات بین المللی و منطقه ای . متاسفانه دوستان دارند یک اشتباه بزرگ در محاسبات خود می کنند که وزن ایران را با بسیاری از کشورهای دیگر یکی دانسته و نیازها را یکطرفه قلمداد می نمایند . در مورد همان آلمان هم اگر کمی از زیر سایه آمریکا خارج شوند و ... به نظرم می توانند گزینه تاثیرگذار دیگری در شطرنج دیپلماسی ما باشند (حالا هم مثبت و هم منفی) .
  13. سلام این نکته کلیدی هستش . یعنی ممکن است روسها این وسط به صورت میانجی عمل کرده باشند که سامانه های ایرانی فقط برای مقابله با ترکیه به سوریه بروند و نه اسرائیل در ابتدای کار !؟
  14. سلام فکر کردم بد نیست کمی درباره تحلیل خبر و تبلیغات با مثال صحبت بشود . قبلا در همین موضوع اجزاء القاء را برشمرده ام . حالا به عنوان یک نمونه می توان این اجزاء را در مورد تحلیل توافق چین و ایران یعنی مطلب زیر بررسی کرد . در این تحلیل و با توجه به متن آن محور القاء را می توان عدم استقلال نظام سیاسی ایران در نظر گرفت (البته محورهای القایی دیگری وجود دارد و یکی از آنها ضعف سپاه پاسداران و سیستم های اطلاعاتی ایران است – یکبار دیگر متن را از این منظر بررسی نمایید) . محمل های خبر در همکاری ها و توافق نامه های تجاری و سیاسی بین ایران و دیگر کشور ها بسته شده است و در اینجا سوژه ، قرارداد 25 ساله ایران و چین می باشد . اولین قدم و روش در این تحلیل فضا سازی است . در این روش پله اول ایجاد ابهام می باشد . اگر دقت کنید صحبت اولیه این است که مفاد محرمانه است اما ما به آن دست یافته ایم (در طول تحلیل معلوم می شود این دست یافتن از یک منبع سیاه مجازی است) . پله دوم تغییر قضیه و زمینه چینی برای رسیدن به فرضیه مطلوب و موجه ساختن آن در ذهن مخاطب است . در اینجا مثلا در بحث سرمایه گذاری چین و فروش نفت نویسنده سعی کرده با پیچیده کردن خبر به نتیجه مطلوب برسد ، یا در مساله دسترسی به فرودگاه ها ، مواردی را مطرح می نماید و برای اینکه آنها را توجیه پذیر نشان دهد اینگونه نمونه می آورد که : یادآوری می شود که در آگوست سال 2016 ، روسیه از پایگاه هوایی همدان برای حمله به اهداف در سوریه با استفاده از هر دو بمب افکن دوربرد توپولوف Tu-22M3 و جنگنده های هجومی سوخو 34 استفاده کرده است . همین جمله برای یک تحلیل گر مبین خدشه دار بودن بقیه موارد مطرح شده است (یعنی آوردن مطلبی که ماهیتا سطح آن بسیار پایین تر از ادعای مطرح شده است) . در آخر فضاسازی ، با آوردن یک گزاره حقیقی و در دسترس برای تمامی مخاطبان (صحبت های نماینده چین در شورای امنیت سازمان ملل) سرانجام به نتیجه دلخواه خود اشاره (در راستای محور القاء) می کند یعنی (دلیل دیگر اینکه ایران با اثرگذاری چین (و روسیه) در کشور خود موافقت کرده ...‌) . البته در طول مسیر خبرهای درستی که رسما اعلام شده اند هم برای افزایش اطمینان به فرضیات ساختگی وجود دارد مانند قرارداد ایجاد قطار برقی تهران – مشهد و ... . یک نکته دیگر اینکه ما یک مدل داریم که نظام ذهنی انسان را به سه زیر نظام نظم دهی ، هیجانی و شناختی بخش بندی می کند . شما برای رسیدن به حقایق در یک خبر باید به وسیله نظام شناختی ، درستی گزاره های آن را بررسی نمایید اما همیشه نظام هیجانی زودتر عمل می نماید و اگر این نظام کنترل نشود اجازه فعالیت به نظام شناختی و پردازش مرکزی را نمی دهد و شما را وارد پردازش پیرامونی کرده و مخاطب خود را بی نیاز از استدلال های محکم می بیند . همچنین نظام هیجانی ، دو نوع هیجان مثبت یا منفی ایجاد می کند که در زیر همان مطلب ، مدل های هیجان منفی توسط بعضی از دوستان مشاهده شد یعنی احساسات منفی از جایی همراه مخاطب قرار گرفت . مطلب آخر در این زمینه هم اینکه پردازش پیرامونی باعث افزایش تاثیر پیام عملیات روانی می شود . حالا شما این موارد را در کنار تاکتیک هایی مانند قطره چکانی هم می توانید قرار دهید . در پایان یک سوال : متن تحلیل قرار داده شده درباره توافق 25 ساله ایران و چین بود ، روس ها این وسط چه می کنند !؟؟ موفق و سربلند باشید پ . ن 1 - موارد بالا به عنوان مثال بیان شد (آنهم در سطح توانایی و علم بنده) و دلیلی بر خالی از اشکال بودن تمامی آنها نیست . همچنین نکته های بسیار بیشتری در این تحلیل وجود دارد که کشف آنها به دوستان واگذار می شد (مثلا به سوال پایانی که پرسیده ام توجه فرمایید) . پ . ن 2 – اینگونه متن ها هنگامی قابل استفاده است که ما بتوانیم به لایه های زیرین مطلب دست پیدا کنیم و آنها را در کنار اطلاعات دیگر قرار دهیم وگرنه تاثیرات منفی آن غلبه خواهد داشت .
  15. همچنین به منظور آگاهی از نظرات دیگران ... توافق نظامی ایران و چین در زیرمجموعه قرارداد 25 ساله در ماه آگوست گذشته ، محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران در ملاقات همتای چینی خود ، وانگ لی ، به ارائه نقشه راه یك مشاركت استراتژیك جامع 25 ساله مابین چین و ایران كه برمبنای توافق قبلی امضا شده در سال 2016 ایجاد گردیده است پرداخت . بسیاری از ویژگی های توافق نامه روزآمد شده در آن زمان برای عموم منتشر نشده اما ما در OilPrice به آن دست یافته ایم (!؟) . با توجه به منابع ارشد که از نزدیک با وزارت نفت ایران در ارتباط هستند در توافق اخیر پیش رو، چینی ها مفاد جدید نظامی با تاثیرات بزرگ جهانی افزوده اند . یکی از موارد پنهانی این قرارداد که سال گذشته منعقد شد این است که چین 280 میلیارد دلار برای توسعه بخش های نفت ، گاز و پتروشیمی ایران سرمایه گذاری خواهد کرد. این مبلغ در دوره پنج ساله اول قرارداد 25 ساله جدید اجرا خواهد شد و از آن می توان فهمید که مقادیر بیشتری در هر دوره 5 ساله بعدی در دسترس خواهند بود ، به شرط آنکه هر دو طرف بر روی آن توافق کنند. یک سرمایه گذاری 120 میلیارد دلاری دیگر هم وجود دارد که برای ارتقاء زیرساختهای صنعتی و حمل و نقل ایران در دوره پنج ساله اول اجرا می شود و در صورت موافقت هر دو طرف ، مجدداً در هر دوره بعدی ادامه خواهد یافت . در مقابل شرکت های چینی گزینه اول پروژه های متوقف شده یا جدید نفتی ، گازی و پتروشیمی ایران خواهند بود . از یک نظر چین در هر شش ماه از سال ، توانایی خرید محصولات پتروشیمی ، فرآورده نفتی و گازی را با قیمت خرده فروشی و میانگین تخفیف حداقلی 12 درصد بصورت تضمین شده بعلاوه 6 تا 8 درصد افزون تر در همین مقیاس برای کاهش ریسک اختلال در بازار را خواهد داشت . همچنین به چین حق تأخیر در پرداخت تا دو سال داده خواهد شد و به علاوه این کشور قادر به پرداخت ارزهای ضعیفی می باشد که از انجام معاملات در آفریقا و کشورهای استقلال یافته اتحاد جماهیر شوروی سابق به دست آورده است . این منبع تاکید کرد: با توجه به نرخ تبدیل این ارزهای ضعیف به ارزهای معتبر که ایران می‌تواند از بانک‌های غربی همکار خود به دست آورد، چین در واقع به دنبال ۸ تا ۱۲ درصد تخفیف دیگر است که به معنی تخفیف کلی حدود ۳۲ درصد برای چین در زمینه نفت و گاز می باشد . یکی دیگر از بخش های کلیدی و پنهانی این قرارداد ۲۵ ساله این است که چین به طور کلی در ایجاد زیرساخت های اصلی ایران که مرتبط با پروژه کلیدی ژئوپلیتیکی این کشوریعنی یک کمربند یک جاده (OBOR) ، مشارکت خواهد کرد. برای شروع ، چین در نظر دارد از نیروی کار ارزان قیمت موجود در ایران برای ساخت کارخانه هایی استفاده کند که توسط شرکت های بزرگ تولید کننده چینی با مشخصات و عملیات مشابه با کارخانه های چین تأمین مالی ، طراحی و نظارت شوند . پس از آن، محصولات نهایی تولید شده قادر خواهند بود از طریق مسیر ‌های حمل و نقل جدید به بازارهای غربی که توسط چینی ها برنامه ‌ریزی ، تامین مالی و اداره می شوند دسترسی داشته باشند . در همین راستا، همان زمان با پیش‌ نویس قرارداد ۲۵ ساله جدید در سال گذشته توسط معاون رئیس ‌جمهور ایران اسحاق جهانگیری (و چهره‌های ارشد از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سازمان های اطلاعاتی) ، که به رهبر معظم ایران ارائه شد ، اعلام گردید که ایران قراردادی را با چین برای اجرای برقی کردن خط راه آهن 900 کیلومتری ، که تهران را به مناطق شمال شرقی ایران و مشهد متصل می‌کند، امضا کرده‌ است. جهانگیری افزوده که طرح‌ هایی نیز برای احداث خط قطار سریع ‌السیر تهران - قم - اصفهان و گسترش این شبکه ارتقا یافته تا شمال غربی از طریق تبریز در نظر گرفته است . تبریز، میزبان تعدادی از تاسیسات کلیدی مربوط به نفت ، گاز و پتروشیمی و نقطه شروع خط لوله گازی تبریز – آنکارا ، نقطه مرکزی ۲۳۰۰ کیلومتری جاده ابریشم جدید از اورومچی (مرکز استان سین کیانگ غربی چین) به تهران و اتصال قزاقستان ، قرقیزستان ، ازبکستان و ترکمنستان در این مسیر و سپس از طریق ترکیه به اروپا می‌ باشد. با این حال، در حال حاضر یک عنصر دیگر که کل توازن قدرت ژئوپلیتیک در خاور میانه را تغییر خواهد داد، به این قرارداد افزوده شده‌ است . یکی از منابع ایران هفته گذشته به OilPrice گفت: هفته گذشته، رهبر معظم ایران با گسترش قرارداد موجود که از سوی همان چهره ‌های ارشد نظامی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سرویس ‌های اطلاعاتی ایران که این قرارداد از سوی آنها مطرح شده است ارائه گشته ، موافقت کردند که شامل همکاری های کامل هوایی و دریایی بین ایران و چین خواهد بود. وی گفت: جلسه ای در هفته دوم ماه آگوست بین همین گروه ایرانی و همتایان چینی و روسی آنها برنامه ریزی شده است که در آن بر روی بقیه جزئیات توافق صورت خواهد گرفت و به شرط آنکه این جلسه طبق برنامه ریزی انجام شود ، پس از 9 نوامبر ، بمب افکن های چینی و روسی ، جنگنده ها و هواپیماهای حمل و نقل دسترسی مستقیمی به پایگاه های هوایی ایران خواهند داشت. وی گفت : این روند با استفاده از امکانات دو منظوره ساخته شده در کنار فرودگاه های موجود در همدان ، بندرعباس ، چابهار و آبادان آغاز می شود. OilPrice از منابع ایرانی متوجه شده است که بمب افکن های که قرار است اعزام شوند ، نسخه های اصلاح شده چینی از توپولوف های Tu-22M3 برد بلند روسیه است ، با مشخصه ساخت 6800 کیلومتر برد (2،410 کیلومتر با بارگذاری تسلیحات معمولی) و جنگنده های سوپرسونیک میانبرد بمب افکن / تهاجمی سوخو 34 ، به علاوه نسخه های جدید تک سرنشین مخفی کار سوخو 57 می باشند . یادآوری می شود که در آگوست سال 2016 ، روسیه از پایگاه هوایی همدان برای حمله به اهداف در سوریه با استفاده از هر دو بمب افکن دوربرد توپولوف Tu-22M3 و جنگنده های هجومی سوخو 34 استفاده کرده است . در همین زمان ، کشتی های نظامی چینی و روسی قادر خواهند بود از تاسیسات دومنظوره تازه ایجاد شده در بنادر اصلی ایران در چابهار ، بندر بوشهر و بندرعباس که توسط شرکت های چینی ساخته شده اند استفاده نمایند . طبق گفته منابع ایرانی این استقرار همراه با استفاده از قابلیت‌ های جنگ الکترونیک چینی و روسی (EW) همراه خواهد بود. این موارد شامل هر یک از سه قسمت اصلی EW ، پشتیبانی الکترونیکی (از جمله هشدارهای اولیه استفاده از سلاح ‌های دشمن) به علاوه حملات الکترونیکی (از جمله حمله جمینگ) به علاوه حفاظت الکترونیک (شامل مقابله با جمینگ دشمن) می شود . براساس گزارش منابع ایرانی ، این موارد در ابتدا برای خنثی سازی سیستم های C4ISR (فرماندهی ، کنترل ، ارتباطات ، کامپیوتر ، اطلاعات ، نظارت و شناسایی) ناتو می باشد ، که شامل به کارگیری سخت افزار و نرم افزارهای چینی در ایران و سیستم دفاع هوایی و موشکی S400 روسیه برای مقابله با حملات آمریکا و/ یا اسرائیل است . سیستم های Krasukha-2 و 4 به احتمال زیاد در معماری کلی EW به چشم خواهند خورد ، همانطور که آن ‌ها اثربخشی خود را در سوریه در مقابله با رادارهای حمله ، شناسایی و هواپیماهای بدون سرنشین اثبات کردند . Krasukha-2 می تواند سیستم های کنترل و اخطار و کنترل سیستم هوایی (AWACS) را تا حداکثر 250 کیلومتر و سایر رادارهای هوایی مانند موشک های هدایت شونده را مسدود کند ، در حالی که کراسوخا -4 یک سیستم جاسوسی چند منظوره است که نه تنها سیستم های AWACS ، بلکه رادارهای زمینی را نیز مسدود می کند. این دو سیستم هر دو قابلیت تحرک بالایی دارند . بار دیگر این نکته قابل ذکر است که توجه داشته باشید که یک گروهان جنگ الکترونیک کامل (شامل سه عنصر اصلی EW) می تواند 100 کاربر انسانی داشته باشد و به گفته منابع ایران بخشی از همکاری نظامی جدید ، شامل تبادل پرسنل بین ایران و چین و روسیه خواهد بود و ۱۱۰ نفر از کارکنان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هر سال در پکن و مسکو و ۱۱۰ نفر از نیروهای نظامی چین و روسیه برای آموزش خود به تهران خواهند رفت . همچنین این نکته جالب توجه است كه جنگ الکترونیک ایران می تواند به راحتی با فرماندهی استراتژیك مشترک جنوب روسیه یعنی تیپ 19جنگ الکترونیک این کشور در نزدیك روستوف دان ، كه با سیستم های چین پیوند دارد ، مرتبط شود . یکی از منابع ایران هفته گذشته به OilPrice گفت: یکی از سیستم های جمینگ هوایی روسی در چابهار مستقر خواهد شد که قادر خواهد بود تا به طور کامل پدافند هوایی امارات و عربستان سعودی را غیرفعال نماید ، به طوری که آنها فقط در حدود دو دقیقه زمان هشدار برای حمله موشکی یا هواپیماهای بدون سرنشین از ایران داشته باشند. هفته گذشته نشانه ای از آنچه ایران امیدوار است از این طریق همکاری خود را با چین و روسیه بدست آورد در بیانیه ژانگ جون نماینده دائم چین در سازمان ملل متحد (سازمان ملل) نمایان شد که در آن بیانیه آمده بود تحریم های یک جانبه غیرقانونی خود علیه ایران را متوقف کنید ... علت اصلی بحران کنونی ، خروج آمریکا از توافق هسته ای ایران در ماه مه 2018 و اعمال مجدد تحریم های یک جانبه علیه ایران است. وی همچنین با فشار آمریكا برای تمدید تحریم تسلیحاتی آمریكا بر ایران كه در ماه اكتبر منقضی می شود ، مخالفت كرد . ژانگ گفت : این اقدام دوباره تلاشهای مشترک برای حفظ برجام یا برنامه جامع اقدام مشترک را تضعیف کرده است و افزود: موافقتنامه برجام توسط شورای امنیت ایجاد شده و یک موافقت نامه قانونی می باشد . وی در پایان گفت: ما از ایالات متحده می خواهیم كه تحریم های یک جانبه غیرقانونی خود را متوقف كرده و به مسیر صحیح رعایت برجام و قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل متحد بازگردد . داشتن حمایت چین دلیل اصلی بخش محرمانه قرارداد سال گذشته ، همراه با روسیه است ، چرا که دو کشور دارای دو پنجم آرای دائم عضو شورای امنیت سازمان ملل به همراه ایالات‌ متحده ، انگلستان و فرانسه هستند. گذشته از این موضوع ، ۴۰۰ میلیارد دلار سرمایه ‌گذاری که توسط چین وعده داده شده‌ است ، دلیل دیگر اینکه ایران با اثرگذاری چین (و روسیه) در کشور خود موافقت کرده‌ و اینکه چین تضمین کرده ‌است که تمام تولیدات پتروشیمی ، نفت و گاز ایران را خواهد خرید . پ . ن 1 - با تشکر از جناب @MR9 بابت راهنمایی ایشان برای انتخاب مطلب و کمک در ترجمه آن پ . ن 2 - بر خلاف همیشه که مطالب مهم را رنگی و جملات کلیدی را برجسته می نمودم اینبار از این کار اجتناب کرده و برداشت مطالب اصلی را به عهده خود دوستان می گذارم . ترجمه صرفا برای میلیتاری - بن پایه OilPrice