HRA

Editorial Board
  • تعداد محتوا

    209
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    5

HRA آخرین امتیاز شما در روز 21 فروردین

HRA شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

1,290 نشان لیاقت

6 دنبال کنندگان

درباره HRA

  • رتبه حساب کاربری
    گروهبان دوم

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

793 نمایش های پروفایل
  1. سلام اینکه شکست ها تنها به یک دلیل اتفاق نمی افتند را قبول دارم . همچنین منظور من اصلاحاتی که عباس میرزا مابین عهد نامه گلستان تا جنگ دوم با روسیه در ارتش خود صورت داد بودش و کاری به جنگ اول ایران با روسیه نداشتم . با این حال مقصود اصلی صحبت من دیدن مشخصه های بومی و هنجار های درونی خودمان بود .
  2. باز تعریف میدان نبرد آینده توسط IAI IAI طرح Opal را راه‌اندازی کرده‌ است که یک راه حل مبتکرانه برای اتصال همه پلت فرم ها ، چه با سرنشین یا بدون سرنشین در عرصه نبرد می باشد . OPAL مبتنی بر تشکیل یک ابر ارتباطی غیر متمرکز برای همه واحد ها در سطح زمین، هوا و در دریا است تا اجازه به اشتراک گذاری اطلاعات در زمان واقعی را فراهم آورد . این امر به همه واحد ها اجازه می دهد تا اطلاعات مربوطه را به منظور دستیابی به یک تصویر عملیاتی جامع از میدان جنگ به اشتراک بگذارند. Opal بر یک شبکه ارتباطی ایمن و ثابت تکیه دارد که شبکه‌ های مختلف و پلت فرم ها را بدون ایستگاه های پایه ای ثابت به هم متصل می‌کند. Opal با هر پلت فرم ، از جمله هواپیماهای جنگنده پیشرفته، تانک ها ، کشتی‌ها و یا نیروهای زمینی سازگار می باشد . راه ‌حل Opal طیف وسیعی از قابلیت های ثابت شده و انعطاف ‌پذیر عملیاتی را فراهم می کند که اجازه استفاده بهینه از منابع موجود برای به حداکثر رساندن کارایی برای طیف وسیعی از ماموریت ها را می‌دهد. Opal در انواع جنگنده‌های پیشرفته، هلیکوپترهای مهاجم ، هواپیماهای سوخت ‌گیری ، قایق های بدون سرنشین ، کشتی‌ها ، مراکز کنترل و فرماندهی و همچنین ایستگاه‌ های پایه متحرک و ثابت نصب شده ‌است. Opal برای کاربران خود مزایای زیر را به ارمغان می آورد : اثربخشی بهینه در دستیابی به اهداف ماموریت با ایجاد و به اشتراک گذاری یک تصویر عملیاتی مشترک در زمان واقعی . فراهم کردن قابلیت همکاری هواپیماهای جنگنده نسل پنجم با پلت فرم های قدیمی و به حداکثررساندن استفاده از منابع و توانایی اجرای ماموریت‌های چندگانه در یک چارچوب زمانی مشخص . بهبود قابلیت بقا با به اشتراک گذاری داده‌ های تهدید با نیروهای هوایی و زمینی تا برای جلوگیری از ورود به مناطق خطرناک استفاده شوند . ایمنی پرواز پیشرفته با هشدارهای اجتناب از برخورد ، که به خلبانان در شرایط برخورد نزدیک هشدار می‌دهد و امکان مانور برای جلوگیری بصری از برخورد را فراهم می نماید . این قابلیت در سال های اخیر زندگی های زیادی را نجات داده است . صرفه‌جویی در زمان و هزینه – Opal به کاربران این امکان را می‌دهد تا قابلیت‌های جدید عملیاتی را توسعه دهند و بدون نیاز به تغییر سخت‌ افزار یا آیونیک هواپیما ، به سرعت آن ‌ها را به کار بگیرند . این قابلیت به طرز قابل ‌توجهی زمان معرفی امکانات جدید در پلت فرم ها را از چند سال به چند ماه کاهش می‌دهد. در این باره Yossi Melamed معاون اجرایی و مدیر کل گروه حمل و نقل اظهار می دارد که Opal یک توسعه منحصربفرد و پیشرفته ای است که چندین سال در جریان بوده و عامل اصلی در موفقیت‌های عملیاتی می باشد . Opal توانایی همکاری جامع ارتباطاتی و قابلیت‌های عملیاتی بین نیروهای هوایی و زمینی را فراهم می نماید و به عنوان یک تقویت‌ کننده نیرو عمل می‌ کند . او می افزاید من معتقدم که این یک مزیت عمده برای کاربران هوایی، دریایی و زمینی خواهد بود و عملکرد آن‌ها را در میدان جنگ آینده افزایش خواهد داد . پی نوشت - مطلب فوق تنها برای آگاهی از رویکرد های جدید نظامی اسرائیل ترجمه شده و هیچگونه تاییدی بر میزان صحت محتوای آن و همچنین ماهیت این رژیم اشغالگر نمی باشد . صرفاً برای میلیتاری / بن پایه ها : European Defence Review
  3. مقدمه ای بر جنگ های هیبریدی – تئوری ، تاریخچه و حال بخش دوم پس از آنکه اقدامات روسیه در اوکراین و کریمه از مرحله پنهانی در اوایل سال 2014 وارد مرحله عیان خود شد ، اصطلاح جنگ هیبریدی در میان مقامات ، دانشگاهیان و متخصصان برای توصیف درک غرب از اقدامات روسیه به عنوان یک اقدام جدید بر سر زبان ها افتاد . بازسازی جناح شرقی ناتو، منعکس کننده این تصور است که انگاره امنیتی در اروپا و غرب، به یک سناریوی مشابه جنگ سرد بازگشته است . در مقابل روسیه تا سال 2016، یعنی زمانی که در سخنرانی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح خود والری گراسیموف رئیس کنونی ستاد مشترک نیروهای مسلح فدراسیون روسیه که در آکادمی علوم نظامی روسیه ارائه شد ، از اصطلاح جنگ هیبریدی استفاده نکرده بود . براساس ارزیابی تهدیدات در مقابل کشور روسیه و به ویژه در پرتو اصلاحات گسترده ی نیروهای مسلح این کشور در سال 2008، گراسیموف جنگ های هیبریدی را به عنوان جنگ های مدرن توصیف کرد و انقلاب های رنگی را هم بخشی از این نوع جنگ قلمداد نمود و مدعی شد که ایالات متحده و متحدانش مرزهای بین جنگ و صلح را مخدوش کرده اند . وی ادامه داد که استفاده از ابزارهای غیرنظامی برای دستیابی به اهداف نظامی و استراتژیک رشد کرده است و در بسیاری موارد این ابزارها از قدرت سلاح ها در تأثیرگذاری فراتر رفته اند . در طول سال ها، پیشنهادات زیادی برای چگونگی مقابله با فعالان دولتی و غیردولتی که ظاهرا نیروهای هیبریدی هستند، ارائه شده است. سوال اصلی در نبرد آینده این است که آیا از استراتژی یا تاکتیک های مشابه دشمن خود استفاده کنیم یا اینکه کاری متفاوت و غیر منتظره انجام دهیم . محققان و مقاماتی وجود دارند که اصرار می کنند که تطبیقی از تاکتیک های جدید و رویه های به روز شده را انجام دهند ، اما تعداد کمی از آنها ، در مورد چگونگی مقابله با تهدیدات آینده هیبریدی پیشنهادات مشخصی را ارائه می دهند. به گفته ژنرال یپتر پاول ، رئیس کمیته نظامی ناتو ، هدف اولیه ایجاد تاثیری است که به اندازه کافی قوی باشد ، اما در زیر آستانه ماده 5 (ماده دفاع جمعی) قرار بگیرد ، به طوری که بدون تحریک دشمن و یا رقیب برای آغاز یک پاسخ دفاعی ، به اهداف خود برسیم . ذکر این نکته در پایان این قسمت ضروری است که واقعا مهم نیست که آیا جنگ هیبریدی یک مفهوم جدید است و یا که نه ، یک مفهوم قدیمی می باشد . با این حال مفید خواهد بود که به خوانندگان آنچه را که کارل فون کلاوزویتس (1780 – 1830) و سان تزو استراتژیست چینی قرن پنجم پیش از میلاد گفته بودند را یادآوری کنیم : یک رویکرد هیبریدی صرفا جنگی است که از تمام ابزارهای لازم برای رسیدن به پیروزی استفاده می‌کند . همچنین اصطلاح عملیات هیبریدی ممکن است به صورت دقیق‌ تر برای مشخص کردن تاکتیک‌هایی باشد که به صورت کوتاه مدت در جنگ استفاده می شوند ، درواقع سناریوهای قبل از ماده 5 ، یعنی چگونگی اینکه ناتو بتواند اقدامات خود را در سطوح پایین منازعه بهبود بخشد و یا در صورت امکان از وقوع جنگ اجتناب کند . حال پرسش اصلی که سعی در پاسخ دادن به آن ، با صرف نظر از تعریف جنگ هیبریدی هستیم این است که چگونه می توان با یک نیروی هیبریدی و یا دشمنی که از تمام ابزارهای ضروری - چه متعارف و غیر متعارف، قانونی و غیرقانونی، منظم ویا نامنظم - برای تضعیف هدفی در طول زمان، سطوح مختلف ومکان ، قبل از اعلان جنگ استفاده می‌کند مقابله نمود ؟ پی نوشت – در بخش بعدی دکترین گراسیموف را نگاهی می اندازیم اما با این وجود همان گونه که قبلا بیان داشتم به صورت مفصل تری نظریات روس ها درباره جنگ هیبریدی را در تاپیکی جداگانه ارائه خواهم کرد .
  4. سلام قبل از هر چیز باید خدمتتان عرض کنم که بنده هیچگاه به صورت جامع درباره جنگ های جهانی اول و دوم مطالعه نداشته ام (اگرم بوده بیشتر درباره شرایط ایران بوده است) . نکته دیگر اینکه منبع مطلب از سایت روسی می باشد که شاید در اعلام پیروز جنگ تاثیر گذار بوده باشد اما ... با اینکه شما هم بیان داشتید که شوروی به اهداف مدنظرش نرسید با این حال به دلیل تکاپوی بیشتر فنلاندی ها برای صلح (و داشتن شرایط سخت تر) و اجابت درخواست شوروی ها در بعضی از موارد شاید بتوان گفت کفه ترازو به سمت شوروی چربش بیشتری داشت. با این حال می توان از جانب دیگری هم به موضوع نگریست و شوروی را آنهم با تلفات بالا شکست خورده این جنگ نامید .
  5. ژنرال های روسیه ژنرال یخبندان و ژنرال گل و لای زمستان ظالم و بی رحم روسیه اغلب به سربازان روسی کمک می‌کرد تا جلوی پیشروی دشمن خود را گرفته و آن را نابود کنند. با این حال، مواردی وجود داشت که ژنرال یخبندان سلاح خود را بر علیه همپیمان خود نیز به کار می گرفت . این متحد مهم روسیه نام‌های بسیاری دارد : ژنرال یخبندان ، ژنرال زمستان و یا ژنرال برف . زمستان های سخت روسیه سلاح قدرتمندی بود که روسیه در مقابل دشمنان اروپایی اش که زمستان های معتدل داشتند به کار می‌برد . اولین بار نام ژنرال یخبندان در سال ۱۸۱۲ در یک تصویر کارتونی طنز انگلیسی منتشر شد که به لشکرکشی فاجعه ‌بار ناپلئون به روسیه اختصاص داشت. انگلیسی‌ها در این باره چنین نوشتند : ژنرال یخبندان ، استخوانی کوچک را اصلاح کرد و از آن زمان به بعد، این نام به صورت نمادین درآمده است . ژنرال های ناپلئون در خاطرات خود نوشتند که زمستان روسیه دلیل اصلی شکست ارتش آنها می باشد . اما این حرف برای آبروداری بوده است . نیروهای فرانسوی در حقیقت با پایمردی سربازان روس، جنگ های پارتیزانی گسترده و تاکتیک‌های زیرکانه فرماندهی روس که دشمن را خسته می‌کرد درهم شکسته شدند . با این وجود ، ژنرال یخبندان ضربه مهلکی برفرانسویان وارد کرد . یخبندان شدید، در راه خروج ارتش فرانسه از روسیه تلفات وحشتناکی به بار آورد . تنها چند هزار سرباز از ۶۰۰،۰۰۰ سرباز به خانه بازگشتند که زمستان نقش کوچکی در این زمینه نداشت . البته ژنرال یخبندان یک قرن قبل از ظاهر شدن این نام ، خود را نشان داده بود . در سال ۱۷۰۸، در طی جنگ بزرگ شمال ، بین سوئد و روسیه، لشکریان شارل دوازدهم زمستان را در اوکراین گذراندند. آن زمستان سردترین زمستانی بود که اروپا در طی ۵۰۰ سال شاهد آن بوده است . جنگ جویان سرسخت اسکاندیناوی نسبت به سرمای شدید بیگانه نبودند، اما قطعا برای این یکی آمادگی نداشتند . تقریبا نیمی از سربازان و اسبان سوئدی بر اثر سرما کشته شدند . این امر به طور قابل ‌توجهی به تزار کبیر در جنگ سرنوشت‌ ساز پولتوا کمک کرد و آن زمانی بود که سوئدی‌ها کاملا منکوب شدند . البته ژنرال یخبندان همیشه در جناح روسیه نبود. برای مثال، در طی Winter War (نبرد مابین ارتش های شوروی و فنلاند در سال 1939) ، نیروهای پیشرو شوروی با یکی از بی رحمانه ترین زمستان های قرن بیستم روبرو گشت . تمام ارتباطات لشکر قطع و نیروها به وسیله برف عمیق احاطه شده بودند . با این وجود اتحاد جماهیر شوروی در این جنگ پیروز شد اما بیش از 126000 نفر از سربازان خود را ازدست داد (فنلاندی ها 25000 نفر را از دست دادند) . مورد دیگر ، که زمستان روسیه را به سختی بتوان به عنوان یک دوست اتحاد جماهیر شوروی نامید در طول جنگ مسکو اتفاق افتاد . برخی از ژنرال های ارتش آلمان تاکید کردند که سرمای شدید زیر۳۰ و حتی زیر ۵۰ درجه سانتیگراد تهاجم آن‌ها را متوقف کرده‌ است. با این حال ، داده‌های آب و هوایی نشان می دهد که نوامبر ۱۹۴۱ نسبتا معتدل بوده و به پیشرفت نیروها منجر شده ‌است. آن زمستان باعث یخ زدن زمین شد و به زره پوش های آلمان کمک کرد تا مانور دهند. سرما باتلاق ها را منجمد کرد و تانک های آلمانی و واحدهای موتوری (یعنی نیروی اصلی حمله) آزادانه تر رفت و آمد می کردند. مارشال کنستانتین رکوسوفسکی در خاطرات خود می گوید که ما فورا این را متوجه شدیم . فرماندهی دشمن شروع به استفاده از تانک در جاده‌ها کرد . پس از آن ، زمانی که ارتش شوروی در دسامبر- ژانویه به ضد حمله دست زد ، هوا بسیار سرد بود. سربازان حمله کننده شوروی در دشت ها منجمد و در برف عمیق فرو رفتند ، در حالی که آلمانی ها درپناهگاه های خود در مناطق اشغال‌ شده خارج از مسکو در مواضع خود قرار داشتند . اما در کل، زمستان روسیه به شدت به اتحاد جماهیر شوروی در دفاع از سرزمین مادریشان کمک کرد. سربازان آلمانی یونیفرم های زمستانی کافی نداشتند و تجهیزات نظامی آن‌ها اغلب در سرمای گزنده کارآمد نبودند . ژنرال یخبندان به معنای واقعی کلمه سپاه ششم آلمان را در نبرد استالینگراد نابود کرد که نقطه عطفی در کل جنگ بود. ژنرال یخبندان یک متحد قدرتمند دیگر با نام ژنرال گل و لای داشت . برای دشمنان ، پاییز روسیه خیلی بهتر از زمستان روسیه نبود. سربازان مبجبور بودند تا زانو درون دریاچه هایی از گل و لای که ناشی از باران های مداوم بود راه بروند . با توجه به شرایط خطرناکی که در راه ها وجود داشت ، چنین پیشرفت هایی در اعماق خاک روسیه به کابوسی واقعی تبدیل شده است . پی نوشت - مطلب فوق مکملی برای مطلب زیر از جناب @MR9 می باشد (البته از زاویه ای دیگر) . صرفاً برای میلیتاری / بن پایه : Russia Beyond
  6. سلام یعنی الان ایران نباشد اعراب آمریکا را از خلیج فارس بیرون می کنند . اتفاقا الان حضور ایران هزینه های آمریکایی ها را بالا برده و منابعی که آمریکایی ها می توانند در جای دیگری هزینه کنند در این منطقه در حال خرج کردن هستند . به نظرتون در اختیار داشتن منابع ایران و تسلط بر موقعیت جغرافیایی ایران و کم شدن بسیاری از هزینه های آنها مهمتر است یا کسب رضایت یکسری دولت بی پایه عربی که به راحتی می توانند سرنگونشون کنند . در ضمن نظام ایران هم نباشد به راحتی می توانند یک جایگزین کم دردسر تر برای ترساندن اعراب جور نمایند . موفق باشید
  7. HRA

    " جنگ در قاب دوربین "

    تصاویری از جنگ جهانی دوم آنتون داستلر ، ژنرال آلمانی لحظاتی پیش از اعدام به عنوان جنایتکار جنگی امتناع یک مرد تنها از ادای احترام به پیشوا نیروهای آلمانی در استالینگراد - 1942 استفاده سربازان ژاپنی از اسرای هندی به عنوان تمرین هدف زنده
  8. سلام از پاسختان بسیار سپاسگذار هستم . صحبت بنده هم دقیقا همین می باشد که دوستان به جای نتیجه گیری صرف بیایند و علت هایی که بنظرشان می رسد را بیان کنند تا بحث ها از جنبه جدال های کم عمق به سمت بحث های عمیق برود . بخش هایی از چندین پست گذشته خودم را قرار می دهم تا شما هم نظر بنده را دانسته و اگر خواستید بحث را گسترش دهیم . با تشکر از نظر مفید و سازنده شما موفق باشید پی نوشت - بنده در بحث های علمی تا آنجا که امکان دارد سعی می کنم که فارق از اختلافات عقیدتی و جناحی و با تمرکز بر مبانی فکری بحث کنم ، پس اگر با دوستی در جایی اصطکاکی صورت گرفت مطمئنا تنها یک برخورد تفکری هستش و نه از روی بغض کینه .
  9. ممنون فقط می خواستم دلایل شک نکردنم را متوجه بشم . حالا پس لطف کنید این فرق ها را لااقل بگویید .
  10. سلام لطف می کنید دلایلتان را درباره اینکه به چه دلیل روسیه به ما تسلیحات نمی دهد و چرا با ما نیست را بیان بفرمایید . با تشکر
  11. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ مقدمه ای بر جنگ های هیبریدی – تئوری ، تاریخچه و حال بخش اول واژه جنگ هیبریدی به طور گسترده ای در جامعه امنیتی بین‌الملل در پی الحاق کریمه به روسیه در سال ۲۰۱۴ مورد بحث قرار گرفت و همچنان یک منبع نگرانی برای ناظران سیاست کنونی روسیه می باشد (م . البته این مساله برای جامعه امنیتی غرب صادق است زیرا آنها پیش از ماجرای کریمه از جنگ هیبریدی استفاده کرده بودند اما هنگامی که روسیه از این مدل جنگ استفاده نمود زنگ خطری جدی برای آنها به صدا درآمد) . ردیابی سیر تحول این مفهوم در طول دو دهه اخیر مفید است ، زیرا درک مشترک این مورد برای بررسی اقدامات متقابل احتمالی ناتو در برابر جنگ هیبریدی حیاتی است. بر طبق تحقیقات ما، اولین بار که این اصطلاح در یک متن عمومی در دسترس عموم قرار گرفت ، در پایان نامه کارشناسی ارشد لتونی رابرت واکر یکی از اعضای سپاه تفنگداران نیروی دریایی ایالات متحده در سال 1998 بود . واکر به بحث توانایی عملیاتی نیروی دریایی به عنوان یک نیروی هیبریدی برای یک جنگ هیبریدی اشاره کرده بود . او می گوید : جنگ هیبریدی چیزی است که مابین شکاف جنگ های نیروهای ویژه و متعارف قرار دارد . این تعریف اولیه جنگ های هیبریدی به یک نقطه ی داخلی بهره وری می پردازد : بهترین استفاده از منابع کمیاب نظامی از طریق ترکیبی از نیروهای متعارف و غیر متعارف به دست می آید (م . امروزه آمریکایی ها برای این تعریف از عبارت Compound Warfare استفاده می کننئ که من از آن به عنوان جنگ ترکیبی یاد می نمایم) . در سال ۲۰۰۲، یکی دیگر از دانش جویان با نام سرگرد ویلیان نیمث از این عبارت در پایان‌ نامه خود برای بحث در مورد راه‌ های مقابله با اقدامات خصمانه آنچه او جوامع مختلط و هیبریدی می‌ نامید، در یک مطالعه موردی در مورد جنبش جدایی طلب چچن مورد استفاده قرار داد . نیمث نه تنها ارتباط بین نهاده های نظامی و غیرنظامی را بررسی کرد ، بلکه چگونگی ترکیبی از رویکردهای سنتی و مدرن و فعالیت‌های مدنی و جنگی برای ایجاد یک نیروی هیبریدی موثر را بیان نمود . وی ادعا کرد که که جنگ هیبریدی به طور فزاینده‌ای رایج خواهد شد و این اصل را مبنا قرار داد که نقاط قوت جنگ های هیبریدی در هنگام استفاده از تاکتیک های چریکی توسط نیروهای به شدت سازمان یافته و از نظر تکنولوژیکی پیشرفته در زمان های تقابل های دشوار کمک کننده هستند . به عبارت دیگر، هنگامی که یک ارتش مدرن با یک نیروی هیبریدی کوچک ‌تر روبرو می‌شود، نیروی متعارف مجبور خواهد بود در دکترین های خود تجدید نظر کند و رویه‌های عملیاتی خود را تطبیق دهد تا بتواند آسیب ‌پذیری‌های حیاتی دشمن هیبریدی را شناسایی و از آن ها بهره ‌برداری کند. این سازگاری، نیروهای مدرن را قادر خواهد ساخت تا مرکز ثقل حریف را مورد حمله قرار دهند و بنابراین آزادی حرکت، ظرفیت و اراده آن ها برای مبارزه را کاهش دهند . اما آوازه مفهوم جنگ هیبریدی به وسیله مقاله ‌ای که در سال ۲۰۰۵ توسط جیمز ماتیس و فرانک هافمن در مجله موسسه نیروی دریایی ایالات ‌متحده منتشر شد افزایش یافت . این دو نویسنده توجه خود را به این حقیقت جلب کردند که برتری نظامی متعارف و تکنولوژیکی ایالات‌ متحده می‌تواند نه تنها توسط کشورهای دیگر بلکه توسط بازیگران و مخالفان غیر دولتی کمتر بهره مند ، از طریق استفاده ترکیبی از فناوری‌ های پیشرفته به چالش کشیده شود. کشورهایی که دارای نیروهای متعارف پیشرفته هستند احتمالا با رویه ها و تاکتیک های نامنظم مواجه می شوند که نشان دهنده یک مزیت است : دشمنان ، ظرفیت و تکنیک‌ ها و توانایی‌ های پایین خود را از طریق استفاده از تروریسم ، شورش و تاکتیک‌های چریکی جبران می‌ کنند . این تهدیدات به احتمال زیاد ، توسط تشکل‌ های شبه ‌نظامی که براساس پیشینه های قومی و سندیکاهای تبه کاری سازمان یافته ، تشکیل شده اند ، از طریق حملات سایبری علیه زیرساخت ‌های ضروری نظامی و غیرنظامی مانند شبکه ‌های سیاسی ، مالی و ارتباطی انجام خواهد شد . هافمن در مقاله خود در سال 2007 با عنوان منازعات در قرن 21: ظهور جنگ های هیبریدی ، از نمونه های تاریخی برای کشف مفهوم جنگ های هیبریدی استفاده کرد . هافمن ، جنگ های هیبریدی را به عنوان طیف وسیعی از حالت های مختلف جنگ از جمله قابلیت های متعارف ، سازمان دهی و تاکتیک های نامنظم ، اعمال تروریستی از جمله خشونت و اجبار و نابهنجاری های جنایی تعریف نمود . هافمن سپس این تعریف را درباره چندین مورد تاریخی از جمله شورشیان ایرلند در سال های 1919 و 1920 ، مجاهدین افغان در دهه 1980، شورشیان چچن در دهه 1990 و حزب الله لبنان در جنگ سال 2006 با اسرائیل مورد بررسی قرار داد . آنگاه هافمن مدعی می شود ، حزب‌الله نمونه ‌ای از یک نیروی هیبریدی مدرن است ، زیرا بر ترکیبی از ابزارهای نظامی و غیر نظامی تکیه دارد و هدف خود را از طریق تحرکات استراتژیک سازمان دهی شده و با سلول‌ های غیر متمرکز که از تاکتیک‌های انطباقی مختلف استفاده می‌کنند، بدست می آورد . در سال‌های بعد از انتشار مقاله هافمن ، دپارتمان دفاعی آمریکا (وزارت دفاع) و اداره پاسخگویی دولتی (GAO) عبارت جنگ هیبریدی را مورد ارزیابی قرار دادند تا روش‌های مورد استفاده دشمنان آمریکا و نیروهای متحد در عراق و افغانستان را بهتر توصیف کنند . در گزارشی که در سال ۲۰۱۰ منتشر شد ، به نظر آن‌ها نیازی به تعریف رسمی جنگ هیبریدی به عنوان یک زیرمجموعه منحصربفرد از اصطلاحات جنگ (مانند جنگ بیولوژیک ، جنگ‌های نامنظم ، یا جنگ زمینی) نبود و وزارت دفاع آمریکا و GAO از مقامات و دانشگاهیان خواستند که جنگ هیبریدی را به عنوان یک زیر مجموعه برای جنگ معرفی نکنند ، اما این بی تفاوتی در سال ۲۰۱۴ با الحاق کریمه به روسیه به پایان خود رسید . صرفا برای میلیتاری - بن پایه : Introduction: The Theory, History, and Current State of Hybrid Warfare - CTX Magazine Volume 6, No 4 2016 پی نوشت 1 – مطلب ارائه شده دیدگاه جامعه امنیتی غرب به مفهوم جنگ هیبریدی می باشد . انشاالله در آینده این مفهوم را از دیدگاه روس ها هم بررسی خواهم نمود تا دوستان با نظریات مختلف در این موضوع آشنا شوند . پی نوشت 2 – اگر خدا بخواهد قصد دارم تا در سال جاری با ارائه مقالات متفاوتی در باب موضوع جنگ هیبریدی ، انجمن میلیتاری را به عنوان مرجعی برای این مفهوم قرار دهم . در این راه از تمامی اساتید و کاربران فرهیخته انجمن استدعا دارم که با ارائه نظرات و انتقادات و بیان اشتباهات ، بنده را یاری داده و حرکت در این مسیر را تسهیل نمایند . پی نوشت 3 - فکر کنم در انجمن جای خالی بررسی بنیادین و جامع حزب الله لبنان و نقش نیروهای مسلح ایران در سازمان دهی آن به عنوان یکی از نقاط درخشان تفکر ایرانی - لبنانی و شیعی بسیار خالی باشد . امیدوارم روزی این بی توجهی توسط دوستان پایان بپذیرد . انشاالله ادامه خواهد داشت ...
  12. پیدا شدن بخش هایی از لاشه جنگنده F35 ژاپن ژاپنی ها اعلام کردند که بخش هایی از لاشه جنگنده F35A را پیدا کرده اند ، اما جستجو برای یافتن خلبان آن هنوز ادامه دارد (راست یا دروغ) . وزیر دفاع ژاپن گفته به دلیل این حادثه به طور موقت پرواز این نوع جنگنده را به حالت تعلیق در آورده اند . گفته می شود که قطعات جنگنده های F35 ژاپن توسط لاکهید مارتین به این کشور انتقال داده شده و این جنگنده ها در صنایع سنگین میتسوبیشی در نزدیکی ناگویا در مرکز ژاپن مونتاژ شده اند و قیمت هر کدام در حدود 100 میلیون دلار ، کمی بیشتر از خرید یک جنگنده F35 مونتاژ شده در آمده است . البته در بعضی از گزارش ها قیمت این جنگنده برای ژاپنی ها 137 میلیون دلار تخمین زده شده است . گفته می شود این جنگنده زیر یک سال عمر داشته و تنها 280 ساعت پرواز را گذارنده و خلبان آن نیز تجربه 60 ساعت پرواز با این جنگنده را داشته است . شایان ذکر می باشد که در سپتامبر سال گذشته هم یک جنگنده F35B نیروی دریایی آمریکا سقوط کرده بود .
  13. سلام در سایت The Drive درباره این صحبت شده که این موضوع می تواند یکی از بزرگترین عملیات های جاسوسی و ضد جاسوسی در زیر آب بعد از جنگ سرد را رقم بزند . درباره جعبه سیاه هم به صورت سوالی پرسیده که اگر بخواهد اطلاعات ارسال کند یک آسیب پذیری عمیق می باشد مگر اینکه یک چتر (ASW (anti - submarine warfare در آن ناحیه ایجا شود . پی نوشت - با توجه به اینکه بنده با اصطلاحات این حوزه آشنا نیستم به همین مقدار بسنده می کنم .
  14. سلام دوستان و اساتید محترم سناریو ها و احتمالات متفاوتی را بررسی کردند . به نظرم یکی از سناریو ها که مغفول مانده این هست که آمریکایی ها می خواهند جلوی یک درگیری نظامی را بگیرند . با این رویکرد آنها با بالا بردن تصنعی تنش به دنبال ایجاد یک خط ارتباطی مستقیم برای لحظه های حساس و همچنین ایجاد ساختار ها و روابط دیپلماتیک در سطح بین المللی برای کنترل سریع تنش هایی که در آینده احتمال دارد به وجود بیاید هستند (ما در حالت عادی این موضوع را نخواهیم پذیرفت همچنانکه تا به حال نپذیرفته ایم) . آنها به این شکل می خواهند یکی از بزرگترین نقطه ضعف هایشان در برابر ایران در منطقه را پوشش داده و کنترل کنند . از این منظر این وضعیت نشانه چه چیزی می تواند باشد ؟ شاید بتوان گفت که احتمالا برنامه آنها برای آینده به گونه ای است که قرار است ضرباتی را به ایران وارد کنند که با اینکه حالت مستقیم نظامی را تداعی نمی کند اما می تواند نمایانگر یک حمله مستقیم بوده و ایجاد واکنش نظامی را مشروع جلوه دهد (و یا حتی استفاده محدود از ضربات نظامی) . آمریکایی ها می خواهند تا رسیدن زمان مناسب برای اقدام نظامی بر علیه ما از درگیری نظامی اجتناب کنند (تا هزینه هایشان خارج از توانشان نشود و بتوانند دیگر برنامه هایشان را بر علیه ما پیاده سازی نمایند) . حال اگر مفروضات این سناریو درست باشد ما باید چه کارهایی انجام دهیم ؟ ما نباید به هیچ عنوان تن به ایجاد خط ارتباطی مستقیم و ساختار دیپلماتیک برای کاهش بحران بدهیم . به صورت حساب شده تهدید نظامی خود را بر روی منافع آمریکا در منطقه افزایش دهیم (مثلا با رونمایی از یک سلاح جدید) . برنامه های آمریکا در دیگر حوزه ها را شناسایی کرده ، ضعف های خود را کاسته یا پوشش داده و اقدامات آنها را با کنش و واکنش های درست خنثی نماییم . پی نوشت - دوستان می توانند سناریو های دیگری که مد نظرشان است و به آن توسط دیگر دوستان اشاره نشده را هم در همین جا بیان کنند تا با بررسی سناریوهای موجود در حد توان کاربران انجمن بتوانیم بعد از مدتی به یک جمع بندی مناسب برسیم . موفق و پیروز باشید