Crash

Army
  • تعداد محتوا

    1,055
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    59

تمامی ارسال های Crash

  1. پیرمرد بارکش ارتش ایران یکی از کامیون های ارتش شاهنشاهی ایران در زمان پهلوی دوم کامیون های6x6 سری M809 بود که از آمریکا خریداری شده بود. این کامیون های قابلیت حرکتی مناسبی برای عبور در زمین های ناهموار دارند. کامیون های سری M809 می توانند بارهای به وزن 5 تن را در خارج از جاده جا به جا کنند. در حالت حرکت در داخل جاده این کامیون ها می توانند تا وزن 10 تن را نیز جا به جاکنند. کامیون ها M809 توسط شرکت AM General شاخته شده بودند. اولین سری کامیون های M809 در آمریکا سال 1970 تولید شد. این کامیون 6x6 سری M809 در موزه دانشگاه جنگ (عمارت تیمورتاش) قرار دارد مدل این کامیون M813 است. کاربری اصلی کامیون ها M813 جا به جایی سربازان بوده است.
  2. مقدمه در سال 2016، منابع خبری دفاعی گزارش دادند که نیروی زمینی ایالات متحده آمریکا علاقه مند به توسعه یک خودرو رزمی سبک وزن زمینی برای همراهی تیم رزمی تیپ پیاده نظام (IBCT) و مرتبط نگه داشتن آنها در عملیات های رزمی در مقیاس بزرگ در برابر تهدید رقیبان نزدیک به سطح آمریکا است. در ابتدا به عنوان یک تانک سبک نامیده می شد، مقامات نیروی زمینی مفهوم جدید را Power Protected Mobile (MPF) (قدرت آتش محافظت شده متحرک ) نامیدند. این رویکرد به منظور منصرف کردن نیروهای نظامی از تصور کردن این خودرو به عنوان یک خودروی رزمی همانند تانک بود. که منجر میشود بعدا به اشتباه مانند تانک اصلی نبرد M1 (MBT) آبرامز در میدان نبرد از آن استفاده کنند. توسعه MPF فرصتی برای پر کردن شکاف ‌در قابلیت های است که با بازنشستگی خودروی تهاجمی هوابرد/ شناسایی زرهی M551 شریدان ایجاد شد. شریدان M551 به خاطر قابلیت‌های عملیاتی مؤثر- و ضعیف شمرده شدن به خاطر کاستی‌های فنی‌اش، مورد توجه بود. همانطور که MPF به نقاط عطف آزمایشات می رسد و برای ادغام با IBCT ها آماده می شود، فرماندهان در سطح تیپ و پایین تر باید دانش لازم برای به کارگیری صحیح این پلتفرم را کسب نمایند، در غیر این صورت با روند یادگیری کند و دشوار در مقابل دشمنان به قیمت جان سربازان تمام می شود. پتانسیل تاکتیکی و راهبردی MPF می تواند IBCT را قادر سازد تا مجموعه ماموریت خود را بهتر انجام دهد ودر عین حال که MPF توانایی خود را برای شکست طیف وسیع تری از قابلیت های دشمن افزایش می دهد. هدف این مقاله بررسی، تاریخچه مرتبط، سودمندی و آینده MPF برای بهبود چشم انداز و استفاده مناسب از آن است. چرا نیروی زمینی ارتش آمریکا به MPF نیاز دارد؟ هدف MPF این است که بر اهدافی که می توانند اثربخشی IBCT را به خطر بیندازند غلبه کند. این قابلیت برای غلبه کردن بر مواضع آماده شده دشمن، انهدام خودروهای زرهی دشمن، درگیر شدن و نابود کردن نیروهای دشمن و تضمین آزادی مانور و عمل پیاده نظام ضروری است. این برنامه برای MPF ها، با استفاده از حفاظت ذاتی و قدرت آتش، برای افزایش توانایی IBCT برای انجام عملیاتهای رزم ترکیبی با فناوری های رو به رشد همراه خواهد بود. MPF، با بسته‌های حفاظتی مقیاس‌پذیر ( افزایش یا کاهش سطح حفاظتی )، پاسخی انعطاف‌پذیر و قابل تنظیم در مکان‌های مختلف و مورد مناقشه را برای IBCT فراهم می‌کند تا توانایی دشمن برای بهره‌برداری از شکاف ‌در قابلیت های فعلی در IBCT را کاهش دهد. با افزودن یک نیروی زرهی سبک وزن، IBCT ها در سه مورد عامل برنامه ریزی بهبود خواهند یافت. اول، توانایی IBCT در ارائه راهبرد های قابل اطمینان در مواجهه با تهدیدات همسان و نزدیک موتوری یا مکانیزه افزایش می یابد. دوم، آنها قادر خواهند بود با قدرت شلیک اختصاصی به تهدیدات در حال گسترش پاسخ دهند. در نهایت، کشندگی IBCT ها از طریق کسب عناصر موثر در عملیات رزم ترکیبی بهبود می یابد، توانایی که قابل مقایسه با گروه های رزمی تیپ استرایکر (SBCT) و گروه های رزمی تیپ زرهی (ABCT) خواهد بود. نمونه ای از تهدیدات همسان و نزدیک موتوری و مکانیزه رقیبان نیروی زمینی ارتش آمریکا MPF یک قابلیت منحصر بفرد را فراهم می کند تا IBCT بتواند به عنوان یک تیم رزم ترکیبی استراتژیک بجنگند. IBCTها در حال حاظر از خودروهای هاموی برای تحرک و حفاظت استفاده می کنند که معمولاً یا مسلسل کالیبر .50 ،نارنجک انداز خودکار مارک 19 یا موشک های هدایت شونده تاو مسلح شده اند. در حالی که خودروهای هاموی در طول چندین دهه خدمت ثابت کرده است که ارزشمند هستند، به شکل فزاینده ای از ایفای مؤثر نقش در درگیری بزرگ بعدی ناتوان خواهند بود. خودروهای رزمی رقیبان نزدیک به ‌سطح ایالات متحده امریکا با قابلیت هوابرد و سیستم های کنترل آتش بهبودیافته با قابلیت شلیک در حال حرکت نسبت خودروهای هاموی حتی با وجود جایگاه تسلیحاتی کنترل از راه دور مشترک (CROWS) و سیستم اکتساب هدف بهبودیافته (ITAS) برتری دارند. این نوع از خودروهای رزمی رقیبان نزدیک به ‌سطح ایالات متحده امریکا کشنده، محافظت شده و تحرک پذیر هستند آنها می توانند مانور راهبردی IBCT را به میزان قابل توجهی کاهش دهند. خودروهای هاموی مجهز به لانچر موشک ضد زره تاو و نارنجک انداز اتوماتیک قبل از سال 2018 سپاه 18 ام هوابرد در خواست های مکرری را برای ادغام تیم های گروهان زرهی اعلام میکرد. تیم های گروهان زرهی شامل پیاده نظام مکانیزه و تانک ها است که IBCT را در مرکز آموزش آمادگی مشترک (JRTC) همراهی میکند. حتی گروهان های احتیاط مستقل پس از بازنشستگی شریدان از لشکر 82 هوابرد بدون هیچ نیروی زرهی برای همراهی در ماموریت های اضطراری هماهنگ شده بودند. فرماندهی یکپارچه رزمی هنوز توانایی ایجاد تیم های گروهان زرهی را از تیپ های پیشرو دارند، مانند استقرار خودروهای رزمی برادلی در سوریه برای پشتیبانی از عملیات متحدین یا استقرار گروه ضربت گردان یکم ، هنگ 63 ام زرهی در طول عملیات آزادی عراق . این گروه ضربت در سال 2003 به همراه تیپ 173 ام هوابرد در شمال عراق مستقر شد تا عملیات شناسایی را با قدرت انجام دهد و عزم ائتلاف را نشان دهد. با توجه به اینکه یگان 173 و گروه ضربت (که در آن زمان در آلمان مستقر بود) با هم آموزش دیده بودند، فرماندهان و برنامه ریزان توانستند هماهنگ شده و به طور مؤثری نیروهای دشمن را از تصرف میادین نفتی کرکوک باز دارند. مفهوم و اثربخشی گروهان های احتیاط مستقل با یک گروهان MPF که در داخل یک لشکر قرار دارند مقایسه شود و می توانند مکرراً با هم آموزش ببینند تا از ادغام موفقیت آمیز اطمینان حاصل کنند. محدودیت های سیستم های تسلیحاتی فعلی خودروهای MPF از نظر راهبردی در عملیات‌های رزمی در مقیاس بزرگ با فراهم کردن قابلیت مغلوب کردن تهدیدها و تضمین آزادی عمل و انجام مانور موجب حفظ گروه های رزمی تیپ پیاده نظام (IBCT)خواهند شد. یک دسته پیاده نظام می‌تواند از سیستم‌های تسلیحات ضد تانک انفرادی یا با کمک گروهان تسلیحات گردان مجهز به خودروهای ضد زره داری موشک تاو برای مقابله با تهدیدات میدان نبرد در مقایس بزرگ تکیه کند. اول اینکه این سیستم ها فاقد سیستم کنترل آتش با قابلیت مانورپذیری هستند. موشک های تاو با سیستم اکتساب هدف بهبودیافته (ITAS)، موشک های جاولین با واحد فرمان پرتاب (CLU) و راکت ضد زره AT-4 همگی سیستم های تسلیحاتی توانمندی هستند که برای عملیات به یک تیم اختصاصی نیاز دارند. استفاده از آنها در هنگامی که واحدها زیر آتش مستقیم یا غیرمستقیم دشمن هستند دشوارتر می شود. برای موشک‌های تاو، توپچی نیاز دارد تا موشک را بدون مزاحمت برای ثانیه‌های کامل بر روی هدف خود هدایت کند. زمانی که به جای آن میتوانست صرف شلیک به هدف بعدی شود. موشک های جاولین نیز برای شلیک به شکل حمله از بالا (top attack) به موقعیت شلیک مناسب نیاز دارند. راکت ضد زره AT-4 هیچ سیستم هدایتی ندارد. دوم اینکه این سیستم های تسلیحاتی حداقل حفاظت را دارند. قابلیت حمل آنها پیاده نظام را قادر می سازد تا در زمین های محدودکننده مانور داده و برای نیروهای دشمن کمین بگذارند. اگر نیروهای دشمن بتوانند پیاده نظام را شناسایی و با آنها درگیر بشوند این مزایا به سرعت تبدیل به یک بار سنگین می شوند و در مانور پذیری آنها اختلال ایجاد میکند. در حالی که این سیستم های تسلیحاتی جزء جدایی ناپذیر دسته های پیاده نظام هستند، اما آنها گزینه ی حفاظتی ارائه نمیدهد درصورتی کهMPF میتواند در درگیری با اهداف زرهی یا نقاط قوت دفاعی دشمن، حفاظت ارائه دهد. خودروMPF شکاف ‌در قابلیت ها موجود را با ارائه یک پلتفرم بقاپذیر با توانایی انهدام خودروها و سنگرها پر میکند. موشک تاو با سیستم اکتساب هدف بهبودیافته (ITAS) موشک جاولین با واحد فرمان پرتاب (CLU) راکت ضد زره AT-4 توپ اصلی 105 م.م کاملاً تثبیت شده با انواع مهمات ، توانایی بالاتری در مقابل تهدیداتی مانند سنگرها و نیروهای زرهی سبک دشمن که ممکن است IBCT در جبهه درگیری با آنها روبرو شود را دارد. علاوه بر این، MPF با ایفای مستقیم این نقش دارایی های موجود ضد تانک پیاده نظام را حفظ می کند. این امر فرماندهان را قادر می‌سازد تا دارایی‌های خود را بهتر برای موقعیت مناسب ذخیره کرده و واحدهای خود را به طور مؤثرتری در طول میدان نبرد حرکت بدهند. خودرو MPF فرماندهان را قادر می سازد تا پاسخ های خود را در درگیری های مسلحانه به طور مناسب مقیاس پذیر کنند. در پیکربندی‌های فعلی گروه های رزمی تیپ (BCT)، تنها گزینه‌های فعلی و مشابه MPF تانک اصلی نبرد M1 آبرامز یا سیستم توپ متحرک M1128 (MGS) هستند. MGS، در حالی که در استفاده اولیه خود در جنگ جهانی علیه ترور مناسب بود، کاربرد خود را در تیم رزمی تیپ استرایکر (SBCT) از دست داده است. استرایکر دراگون با توپ 30 م.م و استرایکرها مجهز به جایگاه سلاح کنترل از راه دور دارای موشک های جاولین به SBCT های این امکان را می دهد که قابلیت های بیشتری شبیه خودروهای رزمی داشته باشند و ظرفیت محدودی برای از بین بردن خودروهای زرهی دشمن در صورت توقف خودرو داشته باشند. اگرچه نسخه های جدید استرایکر SBCT را قدرتمندتر می کند اما همچنان فاقد قدرت آتش و سیستم کنترل آتش است که MPF می تواند در طول نبرد به ارمغان بیاورد. استرایکر M1134 (خودرو حامل موشک هدایت شونده ضد زره) همراه با استرایکر M-SHORAD (متحرک پدافند هوایی کوتاه برد) با نقش دوگانه ضد تانک و ضد هوایی تا حدی شکاف ‌در قابلیت های SBCT را که ناشی از تصمیم نیروی زمینی برای واگذاری استریکر MGS است را کاهش می دهد. گزینه دیگر مانند MPF تانک اصلی میدان نبرد M1 Abrams است. تانک M1 یک پلتفرم اثبات شده است که قادر به نابودی انواع اهداف می باشد. با این حال، افزایش وزن و نیازهای لجستیک تانک های ابرامز موجب می شود برای استقرار راهبردی آنها نیاز به منابع قابل توجه ای باشد. تا زمانی که نیروی زمینی ارتش آمریکا نتواند خودروی رزمی نسل بعدی را به میدان بیاورد و برخی از این مشکلات را با طراحی و فناوری فعلی کاهش دهد، باید منابع قابل توجهی را صرف جابجایی تانک ها و ادوات زرهی تیم های رزمی تیپ زرهی (ABCT) مستقر در خط مقدم برای واکنش به درگیری ها در مناطق مختلف و مناطق عملیاتی کند. از راست به چپ: سیستم توپ متحرک M1128 (MGS) - استرایکر دراگون- استرایکر مجهز به موشک جاولین- استرایکر M1134 -استرایکر M-SHORAD با توجه به این ملاحظات، نیروی زمینی توانایی محدودی برای نمایش قدرت رزمی زرهی در صحنه‌های نبرد بالقوه دارد. حتی اگر امکانات حمل و نقل راهبردی برای استقرار سریع تانک ها پشتیبانی شود. جنگل‌های متراکم و جزایر مختلف جبهه اقیانوس آرام یا فقدان پل‌های سنگین در آفریقا می‌تواند مانع از عملکرد مناسب تانک های M1 شود. وزن سبک تر MPF به آن اجازه می دهد تا در چنین محیط هایی حمل و نقل و قدرت مانور بیشتری داشته باشد. بنابراین، فرماندهان و برنامه‌ریزان نظامی می‌توانند پاسخ‌های خود را در دستورات رزمی را برای پاسخگویی مؤثرتر به انواع درگیری‌ها مقیاس پذیر کنند. در عملیات چند دامنه ، MPF یک عامل اساسی خواهد بود برای اطمینان از اینکه واحدهای IBCT آزادی مانور خود را حفظ می کنند و قادر به شرکت در عملیات مشترک انتقال سریع السیر هستند. MPF واحدهای تابعه IBCT را قادر می سازد تا مانورهای رزم ترکیبی موثری را انجام دهند. در حال حاظر IBCTها در مقایسه با SBCTها و ABCTها توانایی محدودی برای انجام مانور رزم ترکیبی در برابر تهدیدات موجود در عملیات های رزمی در مقیاس بزرگ دارند. یکی از مزایای اصلی MPF توانایی مانور دادن با IBCT در زمین های محدود کننده است. وزن پایین آن موجب میشود این خودرو رزمی بتواند با پیاده نظام مانور دهد و مستقیماً از آن پشتیبانی کند تا فرماندهان فوراً از قابلیت های لازم برخوردار شوند. قدرت مانور بهبود یافته IBCT دشمن را با یک معضل تاکتیکی پیچیده روبرو خواهد کرد. در حالی که هنوز استفاده از خودروهای رزمی یک موقعیت چالش برانگیر است توانایی MPF در قادر ساختن نیروهای خودی برای شکست دادن واحدهای زرهی و نقطه قوت دفاعی دشمن ارزش ریسک را دارد. هاموی ها اغلب این نقش را ایفا می کنند، اما آنها قادر به شلیک موثر در حال حرکت نیستند و بقاپذیری قابل توجه کمتری دارند که باعث می شود در مانورهای ترکیبی از MPF کمتر قابل اتکا باشند. در نتیجه گردان های مانور، کشندگی و توانایی آنها برای پیروزی در درگیری های علیه دشمن بهبود می بخشد. بررسی تاریخی زرهی سبک وزن در تشکیلات پیاده نظام تانک های هوابرد M551 شریدان که برای اولین بار در طول جنگ ویتنام به میدان رفتند جایگزین خودروی تهاجمی سواره نظام زرهی M113A1(نفربر زرهی M113 با سه مسلسل همراه حفاظ) و تانک های M48 پاتون در اسکادران سواره نظام شدند. با وزن کمتر و توپ 152 میلی متری، انتظار می رفت که به عنوان عضو تیم سواره نظام زرهی عملکرد بهتری داشته باشد. اما عملکرد M551 نتوانست اعتماد کامل را کسب کند. در حالی که مانور پذیری آسان‌تر بود ولی خدمه با نقص‌های طراحی برخورد کردند که منجر به تلفات شد. زره آلومینیومی شریدان، آن را به همان اندازه که M113A1 در برابر مین آسیب پذیر بود و نسبت به M48 آسیب پذیرتر می کرد. در برخی موارد که شریدان ها مورد اصابت مین قرار و گاهی اوقات تسلیحات ضد زره قرار می گرفتند سوخت مخزنهای داخلی خودرو به فضای داخلی خودرو نشست میکرد و خدمه را ترغیب می کند تا از تانک شریدان خارج بشوند و خود را نجات بدهند. وسایل الکترونیکی داخلی باعث ایجاد مشکلات بیشتر در جبهه ها شد. خدمه دریافتند که سیستم‌ها در شرایطی که در محیط‌ی با رطوبت بالا قرار دارند عملکرد درستی ندارند. در حقیقت دکترین با کاربری شریدان مطابقت نداشت. مسلماً شریدان به اندازه تیم سواره نظام مشتکل از M113A1 و تانک های پاتون در موقعیت های کمین دشمن مناسب نبود. خودروی تهاجمی سواره نظام زرهی M113A1 و تانک M48 پاتون در ویتنام شریدان در ویتنام نمونه از انهدام شریدان در جنگ ویتنام پس از ویتنام، شریدان توانست کاربرد زره سبک وزن را در طول عملیات " هدف مشروع " ( Just Cause) ثابت کند. در آن زمان شریدان ها فقط در یک گردان از لشکر 82 هوابرد (تیپ 73 زرهی، گردان سوم) عملیاتی بودند. چتربازان همراه با M551 به پاناما اعزام شدند. آنها به عنوان یک تیم رزم ترکیبی علیه نیروی دشمن که غافلگیر شده بود عمل کردند. در طول عملیات فقط یک دستگاه شریدان از دست رفت آن هم به دلیل سقوط حین عملیات بارریزی بود. بقیه شریدان ها بدون زحمت، موانع را از بین برد تا پیاده نظام بتواند به حرکت و انجام عملیات بپردازد. تک تیراندازها، تیم‌های مجهز به مسلسل و کمین‌های دشمن نتوانستند قاطعانه با چتربازان آمریکایی مقابله کنند. زیرا شریدان با سیستم‌های کنترل آتش بهبودیافته و گلوله‌های 152 میلی‌متری شدیدالانفجار، شدید الانفجار ضد زره و مهمات ساچمه زن( مهمات M625 ) به سرعت آنها را از بین می‌بردند. استقرار راهبردی تیم های رزم ترکیبی مشتکل از قدرت آتش، پیاده نظام و تجهیزات زرهی، پایان سریع عملیات Just Cause را ممکن ساخت. شریدان در پاناما در طول عملیات هدف مشروع در طول عملیات طوفان صحرا و سپر صحرا تیپ 73 زرهی، گردان سوم توانست قابلیت های قدرت آتش محافظت شده متحرک شریدان را نشان دهد. پس از ورود هوایی عظیم کل گردان به همراه لشکر 82 هوابرد، M551 ها به راحتی نقاط دفاعی مستحکم دشمن را نابود کردند و بنادر را برای ورود لشکر 24 ام پیاده نظام و تفنگداران دریایی ایالات متحده ایمن کردند. شریدان ها دارای سیستم دید حرارتی بودند و می توانستند در شب به طور دقیق بجنگند و فشار دشمن بر روی پیاده نظام را کاهش دهند. موقعیت های مسلسل های مدافعان فقط برای مدت کوتاهی حرکت رزمی نیروهای خودی را محدود میکرد زیرا گلوله‌های 152 میلی‌متری و به دنبال آن شلیک مسلسل‌های سنگین موقعیت های دفاعی دشمن را ویران کردند. درصورت نبود قابلیت های مانند MPF در طول این عملیات ها نقاط افندی دشمن قدرت رزمی نیروهای خودی را کاهش میداد و پشتیبانی لجستیکی از نیروهای دوست را با مشکل مواجه میکرد. شریدان در طول عملیات طوفان صحرا و سپر صحرا در حالی که نیروی زمینی می‌دانست که نیاز به جایگزینی شریدان برای پر کردن شکاف ‌در قابلیت های خود دارد، در نتیجه قصد داشت قابلیت‌های مثبتی را که شریدان ارائه کرده بود را حفظ کند. در دهه 1980 تا جنگ خلیج فارس گام های مهمی در رابطه با این تلاش برداشت شد که شروع آن با سیستم توپ زرهی XM8 (AGS) شروع شد. پروژه AGS هوابرد می‌توانست توانایی‌های مشابه M551 را ارائه دهد، اما می‌توانست این کار را با اطمینان بیشتری انجام دهد، زیرا به توپ 105 میلی‌متری تثبیت شده مجهز بود. اما بودجه نتوانست از تولید آن در سال 1996 حمایت کند و این برنامه لغو شد. در طول جنگ جهانی علیه تروریسم، نیروی زمینی قابلیت حیاتی استرایکر MGS را به عنوان جایگزینی برای قابلیت های مانندMPF در IBCT ها را آزمایش کرد. اما در نهایت هرگز منجر به ادغام استرایکر MGSدر IBCT نشد. ( استرایکر MGS در SBCT عملیاتی بودند) . نیروی زمینی این خطر را با عدم جایگزینی M551 پذیرفت، زیرا جنگ جهانی علیه تروریسم اولویت راهبردی برای سال های آینده باقی مانده بود. شکافی در قابلیت ها که زمانی قابل قبول بود به یکی از نقاط تمرکز برای نوسازی نیروی زمینی تبدیل شده است. زیرا ارتش عملیات چند دامنه و عملیات در مقایس بزرگ را در اولویت قرارداده است. فواید MPF منتقدین در مورد MPF ممکن است تعجب کنند که آیا IBCTها واقعاً در تشکیلات خود به MPF نیاز دارند یا خیر. در حالی که روندهای تاریخی نشان می دهد که دکترین مناسب و استفاده از واحدهای زرهی برای موفقیت بسیار مهم است، رهبران ارشد به طور مداوم تاکید می کنند که MPF یک تانک سبک نیست. در نتیجه، فرماندهان فوراً از MPFها در نبردهای خط مقدم با سایر در مقابل نیروهای زرهی دشمن استفاده نمی‌کنند.MPF زمانی بهینه عمل می کند که استفاده از آن با شرح ماموریت شاخه زرهی نیروی زمینی جهت نزدیک شدن و از بین بردن دشمن با قدرت آتش، مانور پذیری و حملات ناگهانی همسو باشد. تحرک MPF می تواند پیاده نظام سبک را قادر به انجام مانور مؤثرتری کند. این پلتفرم نسبت به نسل های قبلی برای مانورهای تسلیحات ترکیبی سازگارتر است و می تواند به پیاده نظام گرفتار در درگیری های قاطع در زمین های محدود کننده کمک کند. نسبت اسب بخار به وزن به خودرو اجازه می دهد تا در زمین های محدود کننده مختلفی که ممکن است مانع حرکت ابرامز M1 یا استرایکر MGS بشود به پیش برود. اخرین نسخه فعلی ابرامز M1A2 SEPv3 به وزن‌های بالاتری نزدیک می‌شود که هم تحرک آن در ترابری نیروی هوایی و هم توانایی آن را برای عبور از زیرساخت‌هایی مانند پل‌های موجود در اروپا و یا پل های متحرک، خودرو زرهی پلگذار M60 فعلی محدود می‌کند. تحرک MPF ها همچنین به آن اجازه می دهد تا به سرعت جابجا شوند تا از سایر گروهان تسلیحات گردان حمایت کند و همچنین نسبت به تهدیدات خطوط لجستیکی بهتر از هاموی ها یا امرپ های همچون M-ATV واکنش نشان می دهد. MPF احتمالاً از هاموی ها وامرپ های M-ATV به عنوان یک خودرو شنی دار قابلیت تحرک پذیری رزمی بیشتر دارد و قطعاً با توانایی شلیک در حرکت کشنده تر هستند. سایر وسایل نقلیه در IBCT با چنین سیستم های کنترل آتش پیچیده طراحی نشده اند اما اثربخشی آنها در بهترین حالت محدود است. خدمه MPF و فرماندهان میدانی محدودیت‌های خودروهای رزمی خود را یاد خواهند گرفت و می‌توانند قابلیت‌های واقعی را به فرماندهان ارشد ارائه دهند تا برنامه‌ریزان بتوانند بهتر تعیین کنند که MPF باید کجا باشد تا عملیات موفقیت‌آمیز باشد. منتقدین ممکن است بیان کنند که نیازمندی های لجستیکی برای MPF می‌تواند تحرک IBCT را محدود کند. در این موارد، تعمیر و نگهداری و تامین مجدد MPF به یک وظیفه مکرر برای فرماندهان MPF و واحدهای کنترل عملیاتی برای مدیریت میدان نبرد تبدیل میشود. اما نیاز به پشتیبانی لجستیک و برنامه ریزی بیشتر نباید مانعی برای ادغام این پلتفرم در IBCT ها باشد. فرماندهان ABCT و SBCT می توانند از تجربیات خود برای کمک به برنامه ریزی بهتردر IBCT برای ادغام MPF همراه با دکترین مناسب، رویه های عملیاتی استاندارد و ملاحظات خاص ماموریت ها استفاده کنند. استفاده از جداول پایه سازمان و تجهیزات ( (TOE مشابه برای موفقیت یکپارچه سازی و مدیریت مرکزی MPF ها بسیار مهم است. مدیریت مرکزی، باعث میشود خدمه MPF قبل از پیوستن به IBCT بهترین شیوه ها را در تاکتیک ها، لجستیک و فرماندهی بیاموزند. سپس گروهان های MPF می‌توانند با برخی از پشتیبانی لجستیک ذاتی خود مستقر شوند و بدانند که چه چیزی باید درخواست کنند و با چه مقدار فراوانی قادر به پشتیبانی صحیح از عملیات خود هستند. بنابراین، نیازمندهای لجستیک MPF ها نباید به عنوان یک عامل محدود کننده فرض شود، بلکه باید یک عامل قابل برنامه ریزی برای فرماندهان در نظر گرفته شود تا هم رویه های عملیاتی استاندارد مناسب و هم تاکتیک ها، تکنیک ها و طرز عمل (TTP) را برای اطمینان از موفقیت در نظر بگیرند و توسعه دهند. چارت سازمانی سه نوع IBCT در سال 2028 از راست به چپ IBCT یورش هوایی ( هلی برن) ، IBCT هوابرد ، IBCT سبک MPF قدرت آتش لازم را برای مبارزات IBCT ها به ارمغان می آورد. توپ 105 میلی‌متری، مسلسل هم محور 7.62 میلی‌متری و مسلسل 12/7 میلی متری که در روی برجک نصب شده است، تسلیحات اصلی MPF هستند. واحدهایIBCT می تواند از قدرت شلیک دقیقی که سیستم کنترل آتش است MPF در مبارزات به همراه دارد بهره مند شوند. توپ اصلی احتمالاً از گلوله‌های متعارف 105 م.م استفاده می‌کند: گلوله‌های شدیدالانفجار برای مقابله با خودروهای رزمی سبک، گلوله‌های انرژی جنیشی برای مقابله با خودروهای رزمی محافظت شده، شدید الانفجار با سر له شونده قوی برای مقابله با موانع و مهمات سامچه زن برای مقابله با واحدهای متراکم پیاده نظام . این شکل از قدرت آتش می‌تواند به فرماندهان این توانایی را بدهد که به تهدیدات مختلفی پاسخ دهند که می توانست به جای آن یک تیم ضد زره پیاده نظام یا یک هاموی مجهز به موشک ضد زره تاو باشد.MPF توانایی منحصر بفردی برای در درگیری نسبت به سایر تیم ها دارد. تیم های ضد زره و هاموی ها در کمین به خوبی عمل می کنند، اما در هنگام پاسخ به یک تهدید زرهی تهاجمی، احتمال نابودی دشمن به شدت کمتر است. هنگامی که این تیم ها تحت فشار باشند رسیدن به هدف برای آنها دشوار است. راکت‌های کارل گوستاو یا AT4 ممکن است نابودی فوری را تضمین نکنند، به این معنی که خودرو زرهی دشمن به طور بالقوه می‌تواند با نیروهای خودی درگیر شود و قدرت رزمی نیروهای خودی را کاهش دهد. موشک های جاولین و تاو احتمال بیشتری برای نابودی دارند، اما همچنان اپراتور ها یا خدمه در برابر آتش مستقیم و غیرمستقیم آسیب پذیر هستند. MPF می تواند در حال حرکت بهتر بجنگد و به این تیم ها اجازه می دهد تا تحت فشار بسیار کمتری برای از بین بردن تهدیدات زرهی عمل کنند. MPF حفاظت بهتری نسبت به سایر وسایل نقلیه در IBCT دارد اما توجه به این نکته مهم است که نمی تواند همان سطح حفاظتی را که ممکن است یک تانک اصلی میدان نبرد داشته باشد، ارائه دهد. با توجه به اینکه MPF از بسته‌های زرهی مقیاس‌پذیر برای افزایش بقای خود استفاده می‌کند، فرماندهان باید بدانند که قدرت آتش محافظت شده متحرک عمداً نامگذاری شده است تا تصور یک تانک اصلی میدان نبرد را ایجاد نکند. بسته‌های حفاظتی MPF، شبیه به‌روزرسانی‌های است که تانک های آبرامز در طول جنگ جهانی علیه تروریسم در مناطق شهری دریافت کردند ( مانند بسته های ارتقا TUSK - بسته های بقای شهری تانک) موجب میشود MPF ها بتوانند در کنار واحدهای IBCT در شهرها بجنگد. برخلاف برخی تصورات، تانک ها و خودروهای زرهی در شهرها جنگیده اند وجنگ های آینده شهری نیز حضور خواهند داشت. به جای دور شدن از این واقعیت، نیروی زمینی باید این مفهوم را بپذیرد و به اصلاح خودروهای زرهی در شهرها و کلان شهرها ادامه دهد. اما پلتفرم‌های شبیه MPF نبرد مؤثر و کارآمدتری را در شهرها ممکن کرده‌اند. سه خودرو نظامی که برای IBCTها به خدمت گرفته خواهد شد(راست به چپ) : خودرو شناسایی سبک (LRV) : از خودرو JLTV استفاده خواهد شد MPF : فعلا در حال گذراندن آزمایشات میدانی خودرو جوخه پیاده نظام (ISV) : از خودرو نسخه GM Defense استفاده خواهد شد MPF به احتمال زیاد قادر نخواهد بود در مقابل شلیک متعدد راکت های ار پی جی مقاومت کند یا از گلوله‌های تانک جان سالم به در ببرد. در عوض، می‌تواند حفاظت کافی برای زنده ماندن در برابر خودروهای رزمی سبک دشمن ارائه دهد تا بقای نیروهای پیاده نظام را افزایش دهد. افزودن سیستم‌های دفاع فعال، مانند سیستم تروفی، به بهبود قابلیت بقای آنها در برابر موشک‌های هدایت شونده ضد زره و حتی در برابر راکتی های ضد زره کمک می‌کند. در نتیجه MPF قادر خواهد بود همراه با پیاده نظام عملیات سوار-زرهی در مناطق باز را ادامه دهد. در حالی که خدمه (نسبتا) از شلیک سلاح های کوچک و گلوله های با کالیبر بالاتر ایمن هستند، MPF توانایی هماهنگ شدن با تیم رزم ترکیبی را خواهد داشت و آنها را قادر می‌سازد تا در زمان‌ها و مکان‌های مناسب برای شکست حملات و مواضع دفاعی دشمن، اثرات جمعی بهتری داشته باشند. MPF میتواند به جای یک نبرد تصادفی و بدون برنامه با حمایت از فرماندهان پیاده نظام گزینه های بیشتر برای واکنش به نیروهای دشمن ارائه دهد. MPF نسخه جنرال دینامیکس که تست های لازم را در نیروی زمینی ارتش آمریکا میگذراند حملات ناگهانی عنصری است که MPF را واقعاً برای فرماندهان در هر رده ای ارزشمند می کند. توانایی ارائه شلیک مستقیم دقیق زمینی که قبلاً برای مانور واحدهای زرهی بسیار محدودکننده تصور می‌شد، با ورود MPF به خدمت و دریافت ارتقاء به طور مداوم در حال کم رنگ شدن است. نقاط دفاعی مستحکم دشمن که واحدهای پیاده نظام را گیر می انداختند، تحلیل خواهند رفت. این دقیقا همان راهی است که اولین تانک های تاریخ در جنگ جهانی اول با بازکردن بن بست های پیش گرفتند. نسل بعدی خودروهای رزمی دشمن و پلتفرم های ارتقا یافته قدیمی تر دشمنان به تهدیدهای کمتر مخرب برای پیاده نظام تبدیل خواهند شد زیرا MPF و پیاده نظام پشتیبانی شده یا تیم های خودروهای ضد تانک می توانند به طور مؤثر با این اهداف درگیر شوند و آنها را نابود کنند. چالش های تاکتیکی متعددی که توسط این تیم‌های رزم ترکیبی ارائه می‌شود، دشمن را مجبور به اتخاذ تصمیمات سختی می‌کند که به IBCTها اجازه می‌دهد تا از نظر راهبردی در برابر تشکل‌های دشمن بیشتر دوام بیاورند. همانطور که نیروی زمینی روش اصلی را برای استقرار MPF در جبهه های نبرد را تدوین می کند، استقرار آنها به همراه IBCT ها برای برنامه ریزی آسان تر می شود و حملات ناگهانی با آنها برای کند کردن سرعت دشمن و انجام درگیری موفقیت آمیز تر خواهد شد. نتیجه گیری از پایان جنگ جهانی دوم به بعد، نیروی زمینی ارتش آمریکا به طور مداوم تلاش کرده است تا قابلیت های مانند MPF را حفظ کند. حتی با وجود کاهش این قابلیت ها در طول جنگ جهانی علیه تروریسم نیاز به قابلیت های همچون MPF در بین فرماندهان IBCT امروز بازتاب دارد. MPF قابلیتی است که باید حفظ شود تا IBCTها در زمان انتقال نیرو زمینی به عملیات چند دامنه و عملیات در مقیاس بزرگ بسیار قدرتمند باقی بمانند. پس از تاخیر پیش آمده در افزایش توانمندی های نیروی زمینی در جنگ جهانی علیه تروریسم، به نظر می رسد که نیروی زمینی در تلاش است تا شکاف در قابلیت های خود را کاهش دهد. با توجه به آنچه در مورد کاربرد MPF مورد بحث قرار گرفت، ارزش آن را دارد که نیروی زمینی‌ آمریکا در مورد افزایش قابلیت های MPF در آینده فکر کند. ارتش برای حفظ و ارتقای در قدرت آتش، تحرک پذیری، حفاظت و حملات ناگهانی چه خواهد کرد؟ یک ارتقاء احتمالی برای افزایش تواناییها میتواند ادغام بیشتر وسایل نقلیه زمینی بدون سرنشین، وسایل نقلیه هوایی بدون سرنشین و شبکه های هوش مصنوعی در نیروها باشد. روبات‌های که می‌توانند به‌طور خودکار به سمت ایستگاه‌های سوخت‌گیری حرکت کنند، سوخت‌گیری نمایند و به سمت خدمه بازگردند. بدون شک خطر کمتری برای سربازانی که تامین تدارکات و لجستیک را انجام می‌دهند در نظر گرفته می شود و هدف کمتری برای نیروهای دشمن می باشند. خودروهای بدون سرنشین و هواگردهای بدون سرنشین نیز می توانند با کاهش نیاز به نیروهای شناسایی با MPF یا تیم های رزم ترکیبی استفاده شوند. هوش مصنوعی پهپادها می‌تواند برای ارتباط و انتقال رادیویی در طول درگیری ها کمک کنده باشد و یا به خدمه کمک کند تا خطرناک‌ترین اهداف را از بین ببرند. این سناریوها تنها یکی از صدها فرصتی است که می‌تواند یکپارچگی بین نیروی انسانی و ماشین‌ها را به ارمغان آورد. توسعه دکترین MPFها به اندازه به خدمت گرفته شدن آن مهم است. احتمالاً به دلیل شکل ظاهری آن مانند آبرامز استفاده می شود که می تواند برای ادغام آن در تیم رزم ترکیبی مضر و خطرناک باشد. همانند فرماندهان نظامی آمریکایی در جنگ جهانی دوم که گروهان زره کوب ها را دریافت کرده و از آن‌ها همانند تانک‌های شرمن استفاده میکردند. دکترین، تکنیک ها و روش ها باید با ماموریت و هدف تعیین شده برای MPF مطابقت داشته باشد، در غیر این صورت استفاده نادرست از آن می‌تواند باعث شود در اینده سرمایه گذاری جدیدی برای ساختن پلتفرم مناسب تر برای پشتیبانی از عملیات IBCT صورت نگیرد. واحدهایIBCT بدون شک می تواند بدون پلتفرم MPF برای پشتیبانی از ماموریت های خود به مبارزه ادامه دهد. با این حال، MPF میتواند خطرات را کاهش دهد. دلیلی وجود دارد که مفهوم شبیه MPF یعنی یک پلت فرم زرهی سبک که می تواند شلیک های دقیق را انجام دهد در گذشته چندین بار تکرار شده است ( تانک های سبک M3 استوارت، M24چفی، M41 بولداگ و M551شریدان(. توانایی میدان دادن به تیم های رزم ترکیبی برای برتری داشتن در مقابل رقیبان نزدیک هم‌سطح آمریکا و در پاسخ به تهدیدات مختلف مهم است. این پلت فرم IBCT را قادر می سازد تا از نظر تاکتیکی قدرتمند و از نظر راهبردی متحرک باقی بماند و در عین حال تلفاتی را که در صورت عدم پشتیبانی مستقیم نیروها برای مقابله با تهدیدات تقویت شده و تهدیدات زرهی رخ می دهد، کاهش دهد. تحول از عملیات های ضد شورش به عملیات در مقیاس بزرگ فرصت مناسبی برای سرمایه گذاری بر روی ایجاد تیم رزم ترکیبی بهتر در IBCT ها است که میتواند تلفات را از طریق قدرت آتش، افرایش قدرت مانور پذری و اثر حملات ناگهانی در درگیری مسلحانه بعدی کاهش دهد. اصطلاحات : BCT : تشکیل‌های اولیه رزم ترکیبی نیروی زمینی ارتش آمریکا هستند. آنها نیروهای تاکتیکی دائمی، مستقل، خودکفا و استانداردی هستند که از 3900 تا 4100 سرباز تشکیل شده اند. یک تیم رزمی تیپ شامل واحدهای پشتیبانی رزمی و لجستیک رزمی است که برای تداوم عملیات ضروری است. همچنین BCTها دارای آموزش و پشتیبانی توپخانه ذاتی نیز هستند. در حقیقت هدف از این تشکیل BCTها این است که بتوانند به تنهایی عمل کنند، مانند یک لشکر درابعاد کوچک. سه نوع تیم رزمی تیپ وجود دارد: پیاده نظام(IBCT)، استرایکر (SBCT)و زرهی(ABCT). تیم رزمی تیپ پیاده نظام نیز سه نوع است- IBCT سبک، IBCT هوابرد ، IBCT یورش هوایی ( هلی برن) واحد فرمان پرتاب (CLU) : واحد CLU موشک جاولین دارای یک دید یکپارچه روز/شب است و قابلیت درگیری هدف را در شرایط آب و هوایی نامساعد را فراهم می‌کند. واحد CLU همچنین ممکن است در حالت مستقل برای نظارت میدان نبرد و شناسایی هدف مورد استفاده قرار گیرد. جدول سازمان و تجهیزات (TOE): در این جداول بخش ها، کارکنان و تجهیزات واحدها در آن مشخص شده است. همچنین اطلاعاتی در مورد ماموریت و قابلیت های یک واحد و همچنین وضعیت فعلی واحد ارائه می دهد. سیستم اکتساب هدف بهبودیافته (ITAS): یک سیستم تسلیحاتی چند منظوره است که به عنوان شناسایی، نظارت و سنسور اکتساب هدف استفاده می شود. ITAS قابلیت شلیک ضد زره/دقیق دوربرد را برای پیاده نظام ارتش فراهم می کند. گروهان تسلیحات گردان : یک واحد نظامی به اندازه گروهان که با یک گردان پیاده برای پشتیبانی رزمی ادغادم میشود. این گروهان مجهز برای پشتیبانی دارای یک جوخه مسلسل سنگین (HMG)، یک جوخه خمپاره انداز 81 میلی متری و یک جوخه ضد زره است. درگیری های قاطع : در جنگ زمینی ویا دریایی، به درگیری گفته میشود که در آن یک واحد کاملاً مشغول در نظر گرفته می شود و نمی تواند مانور دهد یا خود را بیرون بکشد و در غیاب کمک های بیرونی، عمل کند تا مبارزه را پایان دهد و یا با نیروهای موجود برنده یا شکست بخورد. زمین محدودکننده : این نوع زمین مانع حرکت یا کند شدن حرکت واحدهای رزمی می شود. به عنوان مثال زمین های شهری، جنگل های انبوه و... گردان مانور : متشکل از سه یا چند واحد به اندازه گروهان و یک گروهان ستادی است. هدف اصلی پشتیبانی از تیم‌های رزمی تیپ ( BCT) پس از استقرار، انجام وظایف سطح تاکتیکی و پشتیبانی است. منبع نقل با ذکر نام میلیتاری بلامانع است
  3. خب تصویر این لئوپارد 1A5 کار فتوشاپ کاران روسی از آب درآمد.اصل تصویر متعلق به تمرین و تست نیروهای کانادایی با برجک تانک لئوپارد 1a5 است. حتی آرم z روی بازو رو هم فتوشاپ کرده اند.
  4. اینکه خدمه اوکراینی مهماتی در داخل برجک حمل نمی‌کنند درست به نظر نمیرسد و یک حدس غلط است. اگرچه تانک های سری لئوپارد 2 دارای دو بخش مجزا برای نگه داری مهمات هستند اما سطح دسترسی و امنیت و حفاظت این دو بخش باهم متفاوت است. مهمات داخل برجک آماده هست برای استفاده و مهمات داخل شاسی فقط نقش ذخیره را دارند. مهمات در داخل برجک در یک محافظه امن با دریچه های ضد انفجار قراردارند که در صورت آتش‌سوزی‌ یا انفجار در صورت بسته بودن یا آسیب ندیدن دریچه های انفجار مانع انتقال آتش و انفجار به داخل بخش خدمه برجک میشوند. آتش و موجب انفجار به بیرون از تانک هدایت میشود. برای بارگذاری مهمات نیز فرد بارگذار نیز به این بخش دردسترس کامل دارد. اما مهمات در داخل شاسی فاقد هرگونه محفظه امن هستند در صورت انفجار یا آتش سوزی سطح صدمات زیاد و پرتلفات‌ خواهد بود. برداشت مهمات نیز از این بخش ساده نبوده و به خاطر سبد برجک فرد بارگذار فقط در شرایط خاص قرارگیری برجک میتواند مهمات را نه به راحتی محل ذخیره سازی مهمات در برجک از شاسی خارج نماید. درنتیجه مخزن مهمات در برجک اولیت بالاتری برای استفاده دارند و هیچگاه در حال رزمی از مهمات داخل شاسی استفاده نمیشود. تفاوت سطح صدمات انفجار و آتش سوزی مهمات در شاسی با برجک در تانک لئوپارد 2 در این مورد حادثه نیز چند حدس میتوان در نظر گرفت : نفوذ به شما کامل نبوده است و در بخش قرارگیری تجهیزات الکترونیکی برجک(قرارگیری در بخش سمت راست و عقب برجک) متوقف شده است. شکل طی کردن مسیر نفوذ خرج گود به شکل مستقیم نبوده است و باتوجه به زاویه برخورد لنست به شکل اوریب نفوذ کرده است و به بخش مهمات برجک نفوذ نکرده است. =============================================== در مورد عملکرد تانک لئوپارد 2 جدا از بحث تاکتیکی در بخش فنی نکات جالب توجه ای وجود دارد. در بحث بقاپذیری و حفاظت به علت موجود بودن مستندات بیشتر، راحت تر میتوان صحبت کرد. در مقابل مین های ضد تانک عملکرد تانک های لئوپارد‌ 2 با وجود ثبت چندین مورد مختلف از صدمات بر اثر مین های ضد تانک، تا اینجا هیچ انهدامی براثر مین های ضد تانک ثبت نشده است و خسارات بر اثر مین ضد تانک به صدمات به بخش حرکتی مانند شنی و چرخ ها محدود می‌شده است موارد صدمه دیدن با مین ضد تانک بسیار زیاد است اما موارد انهدامی با مین تا این لحظه گزارش نشده است در مجموع خبری از انهدام فیجع نیست و در تمام موارد انهدامی ساختار کلی تانک حفظ شده است که نشان دهنده شانس بالای بقاپذیری خدمه و خود تانک لئوپارد 2 بعد از نفوذ است. نفوذ ناقص موشک ضد زره احتمالا کورنت به برجک تانک لئوپارد 2A6- باوجود نفوذ در بخش بلوک های کامپوزیتی و اما نفوذ خرج گود پرتابه در زره اصلی برجک متوقف شده است چیدمان اصولی مهمات و مخزن های سوخت عامل اصلی در بقاپذیری تانک های لئوپارد 2 بعد از نفوذ هر پرتابه ای است که احتمال بقاپذیری را به شدت افزایش داده است. برخلاف تانک های روسی که ذخیره سازی مهمات در داخل شاسی به شکل سرتاسری قرار دارد با نفوذ هر پرتابه احتمال انهدام کامل بسیار زیاد خواهد بود.البته سیستم اطفا حریق خودکار تانک های لئوپارد 2 در مهار آتش های ایجاد بعد ازنفود پرتابه های ضد زره نیز در بقاپذیری کلی تانک بسیار اثر بخش بوده است. چیدمان اصولی مهمات و سوخن باعث خواهد شد بقاپذیری خدمه حتی با وجود انهدام تانک همچنان بالا باشد. برجک پرانی و انهدام فجیع تا الان لحظه در تانک لئوپارد2 در اوکراین گزارش نشده است
  5. اگه دوست دارید بحث ها رو باهم قاطی کنید حرفی نیست. جواب شما رو در همون تاپیک دادم عملکرد مثبت واحد های توپخانه ای خودکششی خصوصا نسخه های چرخدار با سیستم های اتوماسیون در جنگ اوکراین به وضوح مشخص است . خصوصا میزان تلفات اونها نسبت به نسخه های کششی یا نسخه های قدیمی تر خودکششی یا کمترین میزان اتوماسیون اصولاً تحلیلی ارائه میشه هر چقدر با مستندات همراه باشه از ارزش بیشتری برخورداره
  6. خب اینطور که مشخص شد منبع مشخصی ندارید فقط یک حدس رو‌ دارید بیان میکنید. خود تانک های غنیمتی از ارتش سوریه به اندازه کافی کنتاکت -۱ دارند. از T-72AV گرفته تا T-55AMV فقط کافیه بخشی از تانک های غنیمتی به عنوان قطعات یدکی استفاده بشوند‌. کشورهای مختلفی در خاورمیانه، شمال آفریقا و قفقاز که اتفاقا همیپیمان ترکیه هم هستند به مقدار کافی از استفاده کنندگان بلوک های زره واکنشی کنتاکت -۱ هستند. از جمله حکومت باکو تانک‌ T-72AV ارتش آذربایجان که توسط شرکت ASELSAN بروز رسانی محدود داشته است در مورد ایده هم به اندازه کافی خود همپیمانان ترک ها و برخی گروه های تروریستی در سوریه و خود ترکها تجربه نصب و ایجاد آرایش جدید زره های واکنشی رو دارند. این رو در نظر داشته باشید که بخش قابل توجه ای از نظامیان سوری از جمله افسران زرهی به صف مخالفان دولت سوریه هم پیوستند. تانک T-72 تروریست های داعشی که به شکل کارگاهی چینش و آرایش بلوک های زره واکنشی کنتاکت -۱ ارتقا پیدا کرده اند.
  7. فقط میشه مستند بگید کدوم بخشش ساخت اوکراین هست ؟؟ تانک های که مشاهده میکنید تانک خود ارتش سوریه به نام T-55AMV می باشند که یک ارتقایی چند جانبه داشتند که در طی درگیری ها به غنیمت رفتند. تنها تغیرات این نسخه های جدید در اختیار نیروهای همپیمان ترکیه تغییر شکل چینش زره های واکنشی کنتاکت یک بر روی برجک و اضافه شدن زره قفسی بر روی کناره شاسی هست. تانک T-55AMV در طول جنگ داخلی سوریه - برخی از تانک های T-55 ارتش سوریه با کمک کره شمالی ارتقا یافته بودند اشنایی بیشتر با بروز رسانی T-55 AMV : :
  8. سیستم راکت انداز BM-11 سپاه پاسداران در رژه ارتش -29 فروردین 1402 با وجود دردسترس بودن انبوهی از کشنده های تجاری و نظامی در سپاه این سیستم های راکت انداز بعد از سالها همچنان از کشنده قدیمی ساخت کره شمالی استفاده می کنند.
  9. با به غنیمت رفتن یک دستگاه خودور رزمی شناسایی BRDM-2 روسی که بروی برجک آن راکت انداز UB-32-57 نصب شده است، در حال حاضر جدیدترین نمونه استفاده از راکت های هوا به سطح سری S-5 در نبرد های زمینی به جنگ اوکراین 2023 تعلق میگیرد. احتمالا با ادامه روند جنگ در اوکراین نمونه های دیگر از خودروهای زرهی همچون BMP، MTLB و ... مجهز به پرتابگرهای راکت S-5 دیده خواهند شد. خودرو زرهی BMP اوکراینی مجهز به دو راکت انداز UB-32-57 - جنگ اوکراین 2022
  10. مقدمه راکت های هوا به سطح در میادین نبرد مهم برآورد می شوند با این حال به عنوان راکت های سطح به سطح در چندین بحران طی چندین سال گذشته در دنیا حاضر شده اند. راکت های دست ساز،در در گیری های افغانستان، ایران، عراق، نوار غزه، جنوب لبنان، یوگسلاوی سابق، گرجستان، لیبی، سوریه و اوکراین حضور برجسته ای داشته اند. مهمترین نوع راکتی که حضور پررنگی در بیشتر نبرد ها داشته است، راکت هوا به سطح S-5 ساخت شوروی است. در طول نیم قرن گذشته این راکت ها سلاح استاندارد برای اکثریت هواگردهای جنگی شوروی بوده است و بعد از آن بالگردها و هواپیماهای روسیه به حساب می آیند. با این حال ارتش شوروی شروع به تکمیل و در بعضی موارد جایگزین کردن راکت های سری S-5 با راکت انداز های 80 میلیمتری سری S-8 در دهه 1970 گرفت. راکت های سری S-5 در میان نیروهای مسلح بسیاری از کشورها، به ویژه در کشورهای در حال توسعه باقی مانده است. در حال حاضر راکت های S-5 همچنان به دو روش معمول ( هوا به سطح) و پرتابگرهای دست ساز(سطح به سطح) استفاده می شوند. در بسیاری از موارد، اغلب به شیوه ای مستقل، پرتابگر ها بر اساس راکت های سطح به هوا به عنوان سیستم های راکتی چند منظوره (MLRS) استفاده می شوند. به نظر میرسد پرتابگرهای این چنینی عمدتا برای ایجاد آتش غیرمستقیم استفاده میشوند و استفاده از این سلاح های دست ساز اجازه اوج گیری در ارتفاع بالا را می دهد. در موارد دیگر، چنین سیستم های در نقش ایجاد آتش مستقیم استفاده می شوند. در این موارد این سلاح ها ممکن است برای تکمیل تسلیحات موجود وسیله نقلیه یا به صورت مستقل استفاده شوند. پرتابگرهای این چنینی اغلب به صورت نصب بر روی یک پایه، یک موقعیت ثابت و یا به شکل هم محور بر روی وسیله نقلیه سوار می شوند. حداقل یک نمونه مستند از راکت های دست ساز سری S-5 شناخته شده است که در نقش ضد بالگرد استفاده شده بود. همچنین نمونه های دیگر مانند پرتابگرهای دوتایی، پرتابگرهای ثابت، سیستم های راکتی نصب شده بر روی وسایل نقلیه کنترل از راه دور و پرتابگرهای تکی قابل حمل، از جمله مدل های راکت های دست سازی سری S-5 محسوب می شوند. آشنایی با راکت های سری S-5 و غلاف های آن تصویر1- یک راکت 57 میلیمتری KOS-5 شدیدالانفجار ترکش زا در لیبی راکت های سری S-5 راکت های هوا به سطح 57 میلی متر هستند که اولین نسخه های آن توسط ارتش شوروی در دهه 1950 به خدمت گرفته شد. این راکت ها از غلاف های ORO-57K (که می تواند تا 8 راکت را بارگیری کند)، UB-16-57 (16 راکت)، UB-32-57(32 راکت) و انواع مربوطه به آنها را شلیک شوند. مدل های مختلف راکت های S-5 توسط کشورهای مختلف با ترکیب کلاهک هاوفیوزهای مختلف برای انجام نقش های متفاوت در میدان نبرد ساخته شده اند. معروف ترین و رایج ترین انواع این راکت ها در جدول شماره 1 به طور خلاصه شرح داده شده است. جدول 1- مدلهای معروف راکت سری S-5 جدول2- ویژگی های فنی راکت سری S-5 جدول3- ویژگی های فنی فیوز سری V-5M1 جدول4- ویژگی های فنی راکت انداز UB-16 جدول5- ویژگی های فنی راکت انداز UB-32 تصویر2-یک راکت انداز UB-16 در لیبی به شکل دست ساز برای نقش سطح به سطح باز سازی شده است. تاریخچه سیستم های راکتی دست ساز و بداهه S-5 اولین سیستم های راکتی S-5 برای اهداف سطح به سطح توسط خود نیروهای شوروی ایجاد گردید. به نظر می رسد بخشی از لشکر 40ام اتحاد جماهیر شوروی مستقر در افغانستان در دهه 1980 اولین سیستم مستقل راکتی S-5 در نفش سطح به سطح را توسعه داده اند. اگر چه نیروهای شوروی مستقر در افغانستان با کمبود پشتیبانی هوایی نزدیک و توپخانه ای مواجه نبودند اما در بخش های کوهستانی این پشتیبانی ها کمتر دردسترس بود. به همین منظور بخشی از واحد های ارتش40ام شوروی برای تقویت پشتیبانی آتش خود، ادواتی مانند کامیون ها، خودرو های رزمی پیاده نظام و تانک ها را به غلاف های راکت ها مجهز کردند. غلاف راکت انداز S-5 به طور قابل توجه ای برای نصب بر روی و سایل نقلیه استفاده می شد. از دیگر نمونه های نصب راکت های S-5 بر روی خودروهای زرهی می توان به جنگ ایران و عراق اشاره کرد. در یک نمونه به نظر می رسد نیروهای عراقی چهار غلاف راکت انداز UB-32-57 را بر روی خودرو زرهی MT-LB نصب کرده اند. تصویر3- یک تانک T-62 ارتش شوروی در افغانستان در دهه 1980 با سه راکت انداز UB-32-57 نصب شده بر روی برجک تصویر4- کامیون اورال 4320N شوروی در افغانستان در دهه 1980، مجهز به برجک خودرو زرهی BRDM-2 که بر روی آن راکت اندازUB-32-57 نصب شده است. نصویر5- نفربر زرهی BTR-70 با یک راکت اندارUB-16-57 بر روی برجک تصویر6- خودرو زرهی MT-LB عراقی مجهز به 4 پرتابگر UB-32-57 در اختیار ایران با توجه به اینکه راکت های 57 میلیمتری S-5 در مقابل راکت های با کالیبر بالا تر اثر گذاری پایینی تر دارند و در هنگام شلیک از روی پرتابگرهای دست ساز دقت انها به شدت کاهش میابد. در نتیجه ارتش های منظم و کلاسیک مگر در شرایط خاص تمایل به استفاده از چنین سیستم های ندارند. اما نیروهای چریکی برای استفاده از چنین سیستم های تمایل بیشتری از خود نشان می دهند.یکی از دلایل این است که این نیروهای چریکی به هواگردهای مناسب برای شلیک راکت های هوا به سطح دسترسی ندارند در نتیجه به سمت استفاده در نقش سطح به سطح روی می اورند. در اوایل دهه 1990، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و یوگسلاوی، وضعیت این مناطق به شکل چشمگیری تغییر کرد. بیش از دو جین منطقه جدید در سرزمین های شوروی و یوگسلاوی تشکیل شد و درگیری های خونین قومی در این مناطق شکل گرفت. بعضی از این کشورهای نوظهور هواپیماهای جنگی، خلبانان و یا شبکه های پشتیبانی لجستیکی نداشتند تا بتوانند به طور موثر از قابلیت نیروی هوایی پشتیبانی کند. در عوض آنها به انبارهای بزرگ تجهیزات هواپیماهای جنگی دسترسی داشتند که در بسیاری از موارد در دوران عقب نشینی شوروی در انجا باقی مانده بود. در نتیجه، در طول جنگ های که در مناطق شوروی سابق و یوگسلاوی سابق در دهه 1990رخ داد، نیروهای نظامی وسایل نقلیه خود را به راکت های هوا به سطح هواگردهای نظامی مجهز کردند. بیشتر این راکت ها از مدل راکت های 57 میلیمتری S-5 و 80 میلیمتری S-8 بود. راکت های S-5 بر روی کامیون ها نظامی و غیر نظامی ، خودرو های رزمی پیاده نظام و تانک ها نصب شدند. تصویر7- نفربر زرهی M-60P ساخت یوگسلاوی مجهز به یک پرتابگر UB-32-57 تصویر 8و9- یک کامیون TAM-110متعلق به ارتش جمهوری صرب بوسنی در بوسنی و هرزگوین اوسط دهه 1990 دارای دو راکت انداز UB-16-57 تصویر 10-پرتابگر تکی قابل حمل راکت های 57 میلیمتری در یوگسلاوی سابق در دهه 1990- به نظر می رسد این پرتابگر از روی غلاف یک پرتابگر استاندار برداشته شده است. تصویر 11- یک کامیون TAM-110 با یک پرتابگر UB-32-57 که توسط شبه نظامیان کرجینای صربستان در جریان جنگ کرواسی در اوایل دهه 1990 ساخته شده است. تصویر 12- یک نفربر زرهی BMP-1 گرجستانی با یک پرتابگر راکت دست ساز UB-16 بر روی برجک- گفته می شود نقش این راکت برای مقابله با بالگردها می باشد. تصویر13-خودور زرهی MT-LB با راکت انداز UB-16-57 در کوتایی 1989 گرجستان یکی دیگر از نبردهای که در آن چنین راکت های استفاده می شودند جنگ داخلی افغانستان در اواخر دهه 1990 و اوایل دهه 2000 بود. پس از عقب نشینی ، قطع کمک های نظامی شوروی که موجب سرنگونی دولت نجیب الله شد و شروع درگیریها داخلی بین گروه های مختلف ، دست به دست هم داد تا نیروی هوایی ملی افغانستان تقریبا به طور کامل از ببن برود. از همین رو تسلیحات هواگردها نیروی هوایی از جمله راکت های S-5 و پرتابگرهای مرتبط با آنها، برای جنگ زمینی بازسازی شد. تصویر 14 و15-سیستم های راکتی بر اساس پرتابگر های UB-16-57 در اواخر دهه 1990 یا اوایل دهه 2000 در افغانستان در طول جنگ های داخلی لیبی در سال 2011 راکت های S-5 به شکل گسترده ای در میدان نبرد استفاده شدند. نیروهای شورشی در شرق لیبی توانستند پایگاه های هوایی دولتی و انبارهای سلاح های بزرگ را به دست بگیرند اما آنها فاقد هواپیمای جنگی و خلبانان های آموزش دیده بودند. در نتیجه انبوهی از راکت های S-5 که در اویل درگیریها به غنیمت نیروهای شورشی افتاد و فرصتی را فراهم کرد تا ازاین تجهیزات استفاده نماییند. عمده استفاده نیروهای شورشی در لیبی از راکت های S-5 نصب غلاف راکت های S-5 بر روی وانت های غیر نظامی بود. با گسترش استفاده این نوع سلاح در جنگ داخلی لیبی سلاح های مشابه در درگیری های داخلی سوریه نیز دیده شد. البته به نسبت استفاده گسترده از این سلاح در لیبی راکت های S-5 در سوریه در نقش سطح به سطح بسیار نادر هستند. تصاویر و ویدئو از سوریه نشان می دهد که هر دو نیروهای طرفدار دولت و تروریست های مسلح از راکت های S-5استفاده می کنند. وجود طیف گسترده ای از سیستم های راکتی چند منظوره مانند راکت های 122میلیمتری گراد در نبرد سوریه ممکن است بخشی از عدم وجود نیاز به راکت های هوا به سطح دست ساز را توضیح دهد.همچنین قدرت هوايي قذافي توسط مداخله ائتلاف شديدا كاهش يافت، در حالي كه نيروی هوایی بشار اسد در سوريه همچنان موجود است و هواگردهای نظامی می توانند از راکت های S-5 در عمليات جنگي استفاده کنند. بخشی از نبردها در سوریه در مناظق متراکم شهری جریان داشت جایی که سر جنگی نسبتا ضعیف راکت های S-5 در مقایل راکتها با کالیبر بالا کاری از پیش نمی برند. حتی به نظر می رسد نیروی هوایی سوریه نیز تمایل به استفاده از راکت های سری S-8 و S-24 داشته باشد. تصویر 16-راکت انداز دوش پرتاب دست ساز راکت های در لیبی S-5 تصویر 17-نصب پرتابگر UB-16-57 بر روی یک وانت در لیبی سال2011 تصویر 18- نیروهای شوروشی در لیبی در حال بارگذازی یک راکت انداز UB-32-57 که روی یک کامیون سوار است- شهر إجدابيا سال 2011 تصویر 19 - یک خودرو کنترلی مجهز به 4 تیوپ راکت انداز دست ساز سری S-5 در لیبی تصویر 20-پرتابگر 16 تایی دست ساز راکت های S-5 در لیبی تصویر 21- پرتابگر UB-32-57 که بر روی یک وانت یکی از گروه های تروریستی در سوریه نصب شده است. تصویر 22-یک کامیونت هیوندای مسلح به پرتابگر UB-32-57 متعلق به ارتش عربی سوریه و یا شبه نظامیان حامی دولت سوریه تصویر 23- تروریست هادر سوریه در حال بارگذاری راکت هایS-5 در پرتابگر UB-32-57 جمع بندی راکت های S-5 در نقش سطح به سطح حداقل در هفت درگیری اصلی، از دهه 1980 تا به امروز استفاده شده اند. در نبردهای اخیر راکت های S-5 به طور فزاینده ای مورد استفاده قرار گرفته اند. اثربخشی سیستم های مبتنی بر راکت های S-5 به طور معمول کم است و علت این امر سرجنگی کم و دقت پایین ان سیستم ها مخصوصا مدل های دست ساز می باشد. دقت این سلاح ها بیشتر زمانی کاهش می یابد که آنها در نقش حمایت آتش غیرمستقیم استفاده شوند. در بعضی موارد، انتخاب اشتباه فیوز های راکت ها نیز باعث کاهش کارآیی می شود. سیستم های پیشرفته که براساس راکت های سری S-5 توسعه پیدا کرده اند برای حمایت مستقیم از وسایل نقلیه پیاده و وسایل نقلیه در زمین باز موثر واقع خواهند شد. راکت های شدید النفجار ضد تانک مانند S-5K، S-5K1 یا S-5KOقادر هستند نفربر ها و خودروهای رزمی پیاده نظام سبک را منهدم کنند. البته استفاده از چنین راکت های در مناطق شهری و یا بر علیه ادوات زرهی سنگین عملکرد آنها به طرز چشمگیری کاهش میدهد. با این وجود، ذخایر بزرگ راکت های سری S-5 در کشورهای در حال توسعه در سراسر دنیا وجود دارد و احتمالا در درگیری ها آینده نیز نمونه های دست ساز آن نیز به میدان نبرد وارد بشوند. مترجم :Crash نقل با ذکر نام میلیتاری و مترجم بلامانع است.
  11. برای پاسخ به این سوال اول باید به چینش خدمه و سرنشینان در BMP-3 دقت کرد در خودرو رزمی پیاده نظام BMP-3 علاوه بر راننده، دو سرنشین دیگر در بخش جلوی بدنه قرار دارند که وظیفه هر کدام استفاده از هر مسلسل جلویی بدنه است. این دو سرنشین هر کدام یک دهلیز جداگانه و یک پریسکوپ در محل استقرار شان دارند. این پریسکوپ در حقیقت وظیفه هدف یابی و نشانه گیری را بر عهده دارد. این نوع پریسکوپ ها منفرد که به نام TNPZVE01-01 شناخته میشود دارای یک شبکه نشانه گیری بر روی خودش هست که به وسیله کابل فیبر نوری به مسلسل متصل هست. با حرکت دادن و تغییر زاویه مسلسل شبکه شانه گیری بر روی دید پریسکوپ نیز حرکت میکند. پس تیرباچی ها میتواند با این روش هدایت اتش و نشانه گیری را انجام میدهد. البته این مسلسلهای بدنه، زاویه آتش محدود و برد کمی دارند و از نظر کاربری ضعیف توصیف میشوند به علت قرار گیری 3 خدمه در بخش جلویی نیز درصد تلفات سرنشینان در صورت نفوذ پرنابه ضد زره نیز در BMP-3 افزایش میباد.
  12. بروز رسانی خودروهای رزمی پیاده نظام BMP-2 روسی در نبرد اوکراین تصاویر جدید از اوکراین نشان میدهد نیروهای روسی مستقر در اوکراین به شکل میدانی در حال نصب یک بسته حفاظتی هستند. این بسته حفاظتی که ترکیبی از صفحات زرهی غیرفعال و زره قفسی است بر روی بدنه خودرو سوار میشود.در نسخه های BMP-2 بخش برجک نیز به یک زره قفسی مجهز خواهد شد این بسته های حفاظتی خصوصا در برابر راکت های ضد زره باعث اقزایش حفاظت خودروهای رزمی پیاده نظام BMP-2 خواهد شد. این بسته حفاظتی برای خودروهای رزمی پیاده نظام BMP-2M تولید شده بود اما به نظر میرسد با توجه به نرخ پایین بروز رسانی BMP-2M، روسها این بسته حفاظتی را بدون تغییرات در بخش تسلیحات و یا سیستم های نظارتی به شکل میدانی بر روی نسخه های BMP-2 سوار میکنند تا بقاپذیری BMP-2، خدمه و سرنشیبنان را افزایش دهند. نصب بسته حفاظتی به شکل میدانی بر روی خودروهای رزمی پیاده نظام BMP-2 روسی نمای نزدیک از بسته حفاظتی BMP-2 روسی ترکیبی از صفحات زرهی غیرفعال به علاوه زره قفسی تست های انجام شده بر روی این بسته حفاظتی نسخه ابتدایی BMP-2M با بسته حفاظتی نسخه نهایی BMP-2M با برجک رزمی Berezhok و بسته حفاظتی حضور محدود BMP-2M در نبرد اوکراین - این نسخه از BMP-2 احتمالا این بسته حفاظتی را در یافت خواهد با این تفاوت که زره قفسی بر روی برجک رزمی نصب نمیشود
  13. خلاصه عملکرد تانکها در جنگ شش‌ روزه (1967) اعراب و اسرائیل آمار برخورد پرتابه ها به بخش های مختلف تانکها جمع دادها در نمونه بزرگ 1400 دستگاه 25/3 درصد بخش جلویی بدنه 17/8 درصد برجک 47/4 درصد بخش کناره بدنه 9/5 درصد بخش انتهایی بدنه درصد نفوذ پرتابه ها در تانک های مختلف -زره های شیب دار و فاصله دار یک مزیت برای تانک ها محسوب میشود - زره های جانبی در تانک ها آسیب پذیر هستند ( البته در جدول یک اشتباه وجود دارد تانک AMX30 در زمان جنگ شش روزه وجود نداشته احتمالا منظور تانک سبک Amx13 بوده است.) احتمال آتش سوزی بعد از نفوذ پرتابه به داخل تانک - منشا اتش سوزی میتواند مهمات و یا سوخت باشد -قرار دادن سوخت با مهمات ترکیب بدی در محفظه رزمی تانک ها است -- باید سوخت را از محفظه رزمی توسط بسته قدرت (power pack) خارج کند عملکرد مهمات در توپ 105 م.م تانکها درصد نفوذ مهمات ضد زره کفشک دار (APDS) و شدیدالانفجار ضد زره (HEAT) - اهداف مهمات APDS: فقط تانکها در حال حرکت یا زیر 1000 متر - اهداف مهمات HEAT: تانک ها و چند منظوره بالای 1000 متر عملکرد تانک تی-55 در نبرد شش روزه امتیازها نیمرخ کوتاه و هدف کوچک در موانع دفاعی - قابلیت صعود عمودی در حدود 0.6 متر مهندسی عالی زره شیب دار ضعف ها نداشتن فاصله یاب مخزن های سوخت خارجی ذخیره سازی پایه مهمات 38 گلوله ذخیره مهمات و سوخت در برجک شلوغ نبود مهمات شدیدالانفجار ضد زره درس های رزمی کسب شده حذف گنبد عظیم فرمانده، جایگزینی مسلسل کالیبر بزرگ 0.50 با مسلسل 7.62 م.م و اضافه کردن زره های جانبی در تانک M48 استفاده از نورافکن خطرناک و آسیب پذیر است ( موجب لو رفتن موقعیت تانک می شود) نیاز به دید های نظارتی مجهز به مادون قرمز منفعل نیاز به ساده ترین دستگاه شناسایی دوست یا دشمن عملکرد ضعیف موشک های ضد زره هدایت شونده Shmel (نامگذاری ناتو Snapper) - 400 شلیک ، انهدام 3 تانک اثرگذاری بالایی توپ های ضد زره 100 م.م شوروی پ.ن برای نشان دادن نقش و اثرگذاری واحدهای زرهی در یک نبرد و نتیجه گیری دقیق از آن در ابتدا نیازمند دسترسی به داده های جامع و نمونه گیری های بزرگ است. با دادهای کم و یا ناقص نتیجه گیری حاصل میتواند اشتباه وگمراه کننده باشد. تانک چیفتن منهدم شده ارتش ایران در جنگ با عراق - مستند سازی و جمع آوری داده یکی از الزامات اصلی برای رسیدن به نتیجه گیری دقیق از صحنه نبرد است.
  14. نسخه جدید بوکسر برای بوندس وهر نیروی زمینی ارتش آلمان در نظر دارد تا نسخه جدید پلتفرم زرهی بوکسر را به کار بگیرد. اکنون درارتش آلمان فقط دو نسخه بوکسر یعنی نفربر زرهی و امبولانس زرهی در خدمت هستند. اما آلمانی ها قصد دارند تا نسخه خودرو رزمی پیاده نظام (IFV) براساس پلتفرم بوکسر را نیز در خدمت داشته باشند. از عمر عملیاتی پلتفرم ماردر نزدیک 50 سال میگذرد و نیاز به جایگزینی آنها با پلتفرم های زرهی جدید در ارتش المان در حال برنامه ریزی است. بر اساس گزارش های اخیر رسانه ها از جمله نقل قول ژنرال آلفونس مایس بازرس ارتش آلمان، که از برنامه ریزی های ارتش برای جایگزینی ناوگان موجود از خودروهای رزمی پیاده نظام ماردر با ترکیبی از خودروهای رزمی پیاده نظام پوما و خودروهای رزمی پیاده نظام چرخدار مبتنی بر پلتفرم خودروی زرهی چرخدار باکسر خبر داده است. فعلا روشن نیست ارتش آلمان چه تعداد بوکسر در نقش IFV به خدمت خواهد گرفت. براساس گزارشها، بودجه 3/96 میلیارد یورویی برای تهیه 229 دستگاه پومای جدید به ارتش آلمان داده شده است. اگر ارتش آلمان بخواهد 229 دستگاه پومای جدید را با بودجه فعلی داشته باشد. حداقل به 129 دستگاه بوکسر IFV نیاز دارد. اما گزینه دوم کاهش تعداد سفارش پومای جدید به نفع تولید بوکسر IFV است یعنی تولید 100 دستگاه پومای جدید ( ارتش المان اکنون 172 دستگاه پوما در اختیار دارد) در کنار تولید 129 دستگاه بوکسر IFV برنامه ریزی بشود. در هر صورت پیش نویس بودجه دفاعی ارتش آلمان با وجود تغییر در برنامه ریز اصلی و ورود بوکسر IFV باید تغییر کند. این نسخه از بوکسر به واحدهای پانزرگرنادیر (Panzergrenadier) خواهد رسید. اما بودنس وهر قرار است نسخه های جدیدی از بوکسر را نیز به واحدهای پیاده نظام Jäger نیز تحویل بدهد. در واحدهای Jäger نسخه جدید بوکسر جایگزین بخشی از خودروهای رزمی Wiesel خواهند شد. اگر چه برنامه نسخه جدید بوکسر در واحدهای پانزرگرنادیر و واحدهای Jäger باهم متفاوت هستند اما ممکن است با توجه به الزامات و نیازهای هر دو نیرو از یک پیکربندی و ماژول رزمی استفاده کنند همچنین از نظر نیازمندی های لجستیکی تنها یک نسخه از بوکسر با توپ اتوماتیک باید به بوندسوهر معرفی شود. در گزارشات و مصاحبه های مقامات بوندس وهر اشاره شده است نسخه جدید بوکسر به توپ اتوماتیک 30 م.م مجهز خواهد شد. با توجه به طراحی ماژولار منحصر بفرد پلتفرم بوکسر، بوندس وهر گزینه های زیادی برای نصب یک ماژول رزمی بر روی بوکسر پیشروی خود خواهد دشت. احتمالا ارتش آلمان از محصولات صنایع دفاعی آلمانی را برای نسخه جدید بوکسر انتخاب خواهد کرد. در نتیجه گزینه ها ارتش آلمان برای نصب بر روی بوکسرهای جدید بین دو مورد محدود خواهد شد. اولین انتخاب برجک بدون سرنشین RCT-30 ساخت صنایع KMW است. این برجک رزمی همان برجکی است که اکنون بر روی پلتفرم زرهی پوما ارتش آلمان سوار است. گزینه دوم انتخاب برجک سرنشین دار 1 LANCE است. این برجک بر روی بوکسر های ارتش استرالیا در نقش رزمی شناسایی نصب است. بوکسر مجهز به برجک سرنشین دار 1 LANCE (سمت راست) بوکسر مجهز به برجک بدون سرنشین RCT-30 ( سمت چپ) هر دو برجک رزمی از نظر تسلیحات از توپ های اتوماتیک MK30-2 بهره میگرد و هر دو ماژول رزمی قابلیت هماهنگ با موشک های ضد زره اسپایک - LR و سیستم های نظارتی مختلف را دارند. اما ویژگی بدون سرنشین بودن برجک های سری RCT-30 باعث میشود ظرفیت داخلی پلتفرم بوکسر برای جابه جایی سربازان در مقایسه با برجک های سرنشین دار 1 LANCE افزایش یابد. البته برجک های سری LANCE در نسخه های بدون سرنشین و سرنشین دار عرضه میشوند و در صورت نیاز میتوان از نسخه بدون سرنشین نیز استفاده کرد. اما مزیت اصلی برجک بدون سرنشین RCT-30 مشترک بودن ماژول رزمی پوما و نسخه های جدید بوکسر باعث کاهش هزینه های اموزشی و لجستیکی خواهد شد. با وضعیت موجود به نظر میرسد شانس نصب برجک های رزمی RCT-30 برای نصب بر روی نسخه جدید بوکسر بیشتر باشد. تفاوت میزان فضای داخلی در صورت نصب برجک سرنشین دار ( بالا) با نسخه برجک بدون سرنشین ( پایین) تفاوت ظرفیت سرنشینان در بوکسر با برجک سرنشین دار 1 LANCE با تعداد چهار نفر (سمت راست ) و برجک بدون سرنشین RCT-30 با تعداد هفت نفر (سمت چپ) - البته ظرفیت و گنجایش سرنشینان به سازمان رزم و نوع کاربری خودرو مربوط است. مثلا نسخه بوکسر با برجک سرنشین دار 1 LANCE ارتش استرالیا به علت اینکه یک نسخه رزمی شناسایی است تعداد گنجایش چهار سرباز لازم دارد از این جهت با دکترین رزمی ارتش استرالیا سازگار است. بوکسر مجهز به برجک بدون سرنشین RCT-30 و لانچر موشک ضد زره اسپایک -LR - برجک RCT-30 بر روی پلتفرم پوما نیز نصب است فضایی داخلی سرنشینان و کنسول کاربری توپچی در بوکسر مجهز به برجک بدون سرنشین RCT-30 تصویر گرافیگی از نصب برجک بدون سرنشین LANCE بر روی پلتفرم بوکسر منبع
  15. تصویر جدیدترین یوفو یا به اصطلاح پدیده‌های هوایی ناشناس (UAP) که توسط نیروی دریایی ارتش‌ آمریکا در سواحل شرقی ایالات متحده در اوایل سال 2022 رصد شده است. این تصویر در جلسه مابین مقامات بلندپایه ارتش‌ آمریکا و اعضا کنگره به شکل علنی درباره UAPها منتشر شده است.
  16. تقابل تانک روسی با نیروهای اوکراینی فیلم بالا درگیری یک تانک T-80BVM روسی است که از سه حمله تیم ضد زره اوکراینی جان سالم برده و احتمال از مهلکه فرار می کنند. در ابتدا فیلم تانک روسی مورد اثابت پرتابه ضد قرار گرفته و تانک صدمه دیده است. زره های واکنشی رلیکت کناره برجک از بین رفته اند و مخزن سوخت داخلی دچار نیز دچار آسیب و آتش سوزی شده است اما با وجود این آسیب ها تانک هنوز عملیاتی و قابلیت حرکت و شلیک دارد. بعد از اسیب های وارده به نظر می‌رسد تانک قصد عقب نشینی دارد اما در ابتدای سه راهی رو به رو تانک، تیم ضد زره اوکراینی قرار دارند.‌ یکی از سربازان با یک سلاح ضد زره به سمت تانک شلیک می‌کند که پرتابه با فاصله نسبتا زیاد به خطا میرد. تانک محل کمین تیم ضد زره را زیر آتش میگرید. خدمه تانک هنوز قصد عقب نشینی و ادامه حرکت را دارند. که یک پرتابه ضد زره دیگر از میان درختان به سمت تانک شلیک میشود که باز هم خطا میرود و تانک دوباره با اجرای آتش سعی در سرکوب تیم ضد زره اوکراینی در محل اختفا قبلی را دارد. با اتمام فیلم به نظر می‌رسد با تلاش سه بار تیم ضد زره اوکراینی علیه تانک روسی ، این تانک با صدمات حداقلی از درگیری عقب نشینی می‌کند. بخش ابتدای فیلم که تانک صدمه دیده روسی در آن مشخص است تانک اتش گرفته است و بلوک های زره های واکنشی آسیب دیده است. در سنگر کناری تانک تعدادی سرباز دیده میشود که مشخص نیست روسی یا اوکراینی باشند. اما اگر اوکراینی باشند احتمالا از همین سنگر به تانک حمله کرده اند. نمایی دیگر از تانک t-80bvm اسیب دیده روسی - بلوک های زره های واکنشی رلیکت کناره برجک از بین رفته اند و بخشی از تانک دچار حریق شده است که احتمالا به خاطر صدمه دیدن مخزن های سوخت داخلی است. نمای از بلوک های زره واکنشی و چینش صفحات انفجاری داخل بلوک ها- احتمالا همین بلوک های زره انفجاری در حفظ این تانک t-80bvm و خدمه اش موثر بوده است در هفته های گذشته نیز بلوک های زره واکنشی رلیکت کناره برجک یک تانک t-72b3 مدل 2016 روسی در اوکراین نیز باعث شده تانک و خدمه اش حفظ شوند. دومین حمله نیروهای اوکراینی به تانک روسی که به خطا می رود سومین حمله نیروهای اوکراینی به تانک روسی که بازهم به خطا می رود
  17. تصویر بالا مربوط به انهدام یک دستگاه تانکT-72 سری B احتمالا روسی در اوکراین است. یکی از تفاوت های در تانک های T-72 سری B نسبت به نسخه های ابتدای وجود زره های کامپوزیتی در بخش جلوی برجک است. این زره های کامپوزیتی به زره های Dolly Parton معروف هستندو ترکیبی از زره همگن نورد شده با صحفات لاستیکی میباشند که به شکل فاصله دار در محفظ های در هر دو طرف برجک و در داخل برجک نصب میشوند. تصویر بالا مربوط به محفظه و زره های کامپوزیتی سمت چپ برجک است. تصویر تانک منهدم شده نشان میدهد یک پرتابه به شکل غیر مستقیم به بخش چپ جلو برجک برخورد کرده است. احتمالا پرتابه به محفظه زره های کامپوزیتی یا دیوار پشتی محفظه اثابت کرده است . پرتابه نه فقط به داخل برجک نفوذ کرده است بلکه موجب شکست زره برجک در محل برخورد شده است.
  18. تیتر عکس مشخص نوشته رعد بنفش مربوط به سامانه دفاع فعال Purple Thunder هست نه سامانه تروفی. تانک مرکاوا مارک 3 مجهز به دفاع فعال رعد بنفش وزارت دفاع اسرائیل در اواخر دهه 1990 در زمان درگیری های جنوب لبنان قبل تر از جنگ 2006 سامانه دفاع فعال رعد بنفش را در جنوب لبنان در مقابل نیروهای ضد زره حزب الله لبنان تست کرد بود. این سیستم دفاع فعال از نوع softkill بر روی تانک‌های مرکاوا مارک 3 متعلق به گروهان زرهی ناچسول (Nachsol ) از گردان 71 تیپ 188 زرهی نصب شده بود. این گروهان در پایگاه ریحان در نوار امنیتی جنوب لبنان، در شمالی ترین لبه نوار مرزی مستقر بودند. به سربازان مستقر در پاسگاه که از این گروهان نبودند دستور داده شد تا از تانک های این واحد دور بمانند و خود تانک ها تا زمانی که در میدان نبرد نبودند مخفی نگه داشته می شدند. عملیاتی کردن دفاع فعال رعد بنفش به شکل طبقه بندی شده بود و 20 سال پس از پایان عملیاتی شدن آن در جنوب لبنان از حالت طبقه بندی خارج شد. برخلاف سایر واحدهای نظامی اسرائیل که در داخل و خارج از نوار امنیتی چرخش می کردند، گروهان ناچسول به طور دائم در این پست مستقر بود، که به دلیل موقعیت آنها به یکی از اهداف اصلی حزب الله تبدیل شده بود. موقعیت مکانی این پاسگاه آن را به مکان ایده آل برای آزمایش میدانی تندر بنفش تبدیل کرده بود. هرمون دیوید، معاون فرمانده گروهان ناچسول، هدف گروهان ناچسول را اینگونه توصیف میکند: «اینکه همیشه در خطرناک ترین و دردسرسازترین مکان قرار بگیرد تا در صورت شلیک موشک ضد زره توسط حزب الله به سوی ما، کارایی سیستم آزمایش شود. " سیستم حفاظت فعال رعد بنفش از نوع softkill توانایی شناسایی موشک ضد زره که به سمت تانک شلیک میشود را دارد. به خدمه تانک هشدار داده می شود و برجک به سمت محل شلیک موشک می چرخد. خدمه میتوانند یک پرده دود چند طیفی با کمک پرتابگرهای نارنجک دودزا ایجاد کنند، که باعث می شود موشک هایی که وارد پرده دود شده اند هدایت خود را از دست بدهند و به خطا بروند. همچنین به خدمه تانک اجازه می دهد برای فرار از موشک یا شلیک مجدد، موقعیت خود را تغییر دهد. آری براک، یکی از فرماندهان تانک در این گروهان، نحوه عملکرد تانکها در این گروهان را توضیح می‌دهد: «ما گشتهای زیادی را در نور روز به‌ویژه در هنگام درگیری‌ها و تبادل آتش و در مقابل دید مواضع حزب‌الله انجام می دادیم. هدف این بود که موشک به سمت ما شلیک شود.» او افزود که از درگیر شدن در روز نمی ترسیدیم، زیرا به راحتی می توانستیم متوجه شویم که یک موشک به سمت ما پرتاب شده است. به همین منظور تانک‌های گروهان تجربیات جدیدی را امتحان کردند و به مکان‌های دوردست تحت کنترل ارتش اسرائیل حرکت می کردند. آری براک خاطرنشان کرد که مرکاواهای مجهز به دفاع فعال صرفاً برای جذب تهدیدات مستقر نبودند و ضرورت های عملیاتی استاندارد همچنان اعمال می شد. براک حادثه‌ای را به یاد می‌آورد که تانکش در فضای باز در جاده‌ای فرعی مستقر شده بود. سامانه شلیک یک موشک ضد زره به سمت تانک را شناسایی، خدمه با آتش متقابل دو نیروی حزب الله را کشتند و موشک ضد زره در نزدیکی زنجیرهای حرکتی تانک به خطا رفت. عمری میرون ، آخرین فرمانده گروهان ناچسول، به طور مشابه تاکتیک های مختلف آزمایش شده توسط گروهان را شرح می دهد از جمله استفاده از یک جفت تانک برای قرار گیری در کمین در ساعات غیر معمول روز به جای کمین های شبانه که از ترکیب تانک و پیاده نظام استفاده می شد. با این حال، استقرار این گروهان با عقب نشینی نیروهای اسرائیلی از کمربند امنیتی در سال 2000 به پایان می رسد. تا آن زمان، تانک های گروهان ناچسول به شکل های مختلف مورد آتش موشک های ضد زره حزب الله قرار گرفته بودند، اما هرگز یک موشک های ضد زره به تانک ها اثابت نکرده بود. بعد از پایان درگیری ها در سال 2000 و عقب نشینی اسرائیل سامانه رعد بنفش از روی تانک ها باز شد و در انبار قرار گرفت. اعضای گروهان ناچسول به دلیل «رفتار حرفه‌ای بسیار بالا» که جانهای سربازان را نجات داد و به حزب‌الله آسیب رساند، مدالی اعطا شد. این گروهان بلافاصله پس از خروج از جنوب لبنان، بی سر و صدا منحل شد. ارتش اسرائیل وجود سامانه رعد بنفش را سالهای بعد به شکل رسمی اعلام کرد و اظهار داشت که این سامانه یک پروژه مشترک بین وزرات دفاع اسرائیل، Elbit Systems و صنایع نظامی اسرائیل در آن زمان بود. در حقیقت میتوان رادارهای سامانه رعد بنفش را پایه و زمینه شروع توسعه رادارهای AESA در دفاع فعال تروفی دانست که کارنامه موفقی در مقابل گروه های نظامی فلسطین در درگیری های سال 2014 برجای گذاشت. منبع 
  19. نسخه های مختلف پلتفرم ACV تفنگداران دریایی ایالات متحده آمریکا تا به امروز سفارش ساخت و تولید چهار نسخه از پلتفرم نفربر دوزیست ACV را با صنایع دفاعی BAE Systems منعقد کرده است. طراحی ماژولار پلتفرم ACV این اجازه را به توسعه دهندگان میدهد تا بدون افت عملکرد و با هزینه پایین نسخه های مختلف پلتفرم ACV را براساس پلتفرم پایه و یا توجه به نیاز تفنگداران دریایی ایالات متحده توسعه دهند و تولید کند. تاکنون BAE Systems پنچ نسخه ACV را معرفی کرده است که شامل: 1) ACV-P : این نسخه که به عنوان نسخه پایه در نظر گرفته میشود یک نفربر رزمی است و برای جابه جایی و انتقال امن سربازان تفنگداران دریایی از دریا به ساحل و از ساحل به خشکی کاربرد خواهد داشت. یکی از زیر مجموعه این نسخه مجهز به یک برجک رزمی با توپ 30 م.م خواهد بود (ACV-30) ACV-P 2) ACV-C : این نسخه در نقش فرماندهی و کنترل برای ارائه بالاترین سطوح ارتباطات، هماهنگی و تجزیه و تحلیل میدان نبرد برای پشتیبانی از واحدهای فرماندهی و کنترل طراحی شده است. ACV-C تفنگداران دریایی را قادر می سازد به سرعت داده ها را دریافت و تجزیه و تحلیل کنند، عملکردهای واحدهای را هماهنگ کنند و اطلاعات انالیز شده را به سرعت به آنها ارسال کنند. ACV-C میتواند تمام ماموریت های محول شده را در حین حرکت و به شکل محافظت شده با کمک شبکه های مستقل با ارتباطات دیجیتالی انجام دهد. ACV-C 3) ACV-R : این نسخه یک خودرو بازیابی زرهی است. نسخه ACV-R قابلیت‌های نگهداری، بازیابی و تعمیرات میدانی را برای گروهان ها و گردان ابی- خاکی تهاجمی در حمایت از لشکر تفنگداران دریایی ایالات متحده فراهم می‌کند. حضور این نسخه خصوصا برای فعالیت تمامی نسخه های ACV و دیگر خودروهای رزمی تفنگداران دریایی ایالات متحده ضروری است. تصویر گرافیکی ACV-R 4) ACV C4/UAS : این نسخه مجهز به سیستم مدیریت نبرد و سنسورهای مختلف محلی است. نسخه C4/UAS مجهز به پلتفرم یکپارچه کاملا دیجیتالی است تا تمام حسگرها و دادهای میدان نبرد را بین خودروهای رزمی برای مدیریت میدان نبرد محلی به اشتراک بگذارد. همچنین هدایت و کنترل پهپادهای کوچک شناسایی در این نسخه وجود دارد. ACV C4/UAS 5) ACV Precision Fires : این نسخه که" آتش دقیق" نامگذاری شده است با نسخه C4/UAS هماهنگی ویژه ای دارد و با کمک مدیریت میدان نبرد محلی و اشتراک گذاری داده های میتواند با تسلیحات همچون موشک های ضد زره جاولین و پهپادهای انتحاری Hero-120 و یا به شکل اتش مستقیم با توپ 30 م.م M230LF اهداف متخاصم را نابود کند. نسخه ACV Precision Fires تنها نسخه ای از خانواده پلتفرم ACV است که تفنگداران دریایی ایالات متحده در مورد به خدمت گرفتن آن اعلام رسمی نکرده است. این احتمال وجود دارد نسخه ACV Precision Fires زیر مجموعه نسخه ACV-P باشد. ACV Precision Fires
  20. مقدمه در کد ایالات متحده آمریکا، عنوان 10 ، بخش 5063 ، تفنگداران دریایی ایالات متحده: ترکیب و عملکرد، مورخ 1 اکتبر 1986 آمده است: تفنگداران نیروی دریایی به منظور فراهم آوردن قابلیت های عملیات آبی-خاکی و زمینی برای دستیابی به پایگاههای پیشرفته دریایی و انجام نبردهای زمینی-دریایی باید آموزش دیده و مجهز باشند. در این راستا ، تفنگداران نیروی دریایی طبق قانون موظفند تجهیزات لازم را برای انجام عملیات آبی-خاکی و عملیات زمینی داشته باشند. این بند از قوانین در حقیقت به وزارت دفاع و تفنگداران نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا یک اجازه قانونی می دهد تا سیستم های آبی-خاکی مدرن و لازم را به خدمت بگیرند و توانایی های مهمی را برای اجرای استراتژی نظامی ارائه دهند. شروع ماجرا در 6 ژانویه سال 2011میلادی پروژه EFV (Expeditionary Fighting Vehicle) سپاه تفنگداران نیروی دریایی ارتش ایالات متحده آمریکا به خاطر ضعف در طی آزمایش عملیاتی و هزینه های بیش از حد لغو شد. پروژه EFV در دهه 1990 و 2000 توسط جنرال دینامیکس ساخته شده بود . قرار بود 573 دستگاه شامل انواع مدل نفربر (EFVP1) و مدل فرماندهی (EFVC1) به خدمت گرفته شود. خودرو EFV یک خودرو زنجیر دار دوزیست بود که می توانست فاصله 42 کیلومتری از دریا تا ساحل به شکل مستقل در حالت شناوری طی کند. ظرفیت EFV در مدل نفربر شامل 3 خدمه و 17 سرنشین و مسلح به توپ 30 میلیمتری Mk44 Bushmaster II بود. مدل فرماندهی نیز دارای تجهیزات فرماندهی ، کنترل و اطلاعاتی بودند. همچنین متصل به پشتیبانی آتش سپاه تفنگداران نیروی دریایی بودند. با این وجود پس از صرف حدود 3 میلیارد دلار بر روی پروژه EFV آن لغو شد. پروژه EFV جنرال دینامیکس- برنامه ای که باوجود تلاش های این شرکت برای سرپا نگه داشتن آن لغو شد. سپاه تفنگداران نیروی دریایی سال ها درگیر جنگ های زمینی در عراق و افغانستان بود در نتیجه تحلیگران نظامی این سوال را مطرح کردند آیا در آینده سپاه تفنگداران نیروی دریایی نیاز دارد دست به یک عملیات گسترده آبی-خاکی بزند؟ درنتیجه پس از تجربه جنگ های عراق و افغانستان تفنگداران نیروی دریایی و بخش نیروی دریایی وزارت دفاع لزوم انجام عملیات بزرگ آبی-خاکی را مورد بررسی قرار دادند. در اوایل سال 2012 چشم انداز استراتژیک برای چگونگی انجام عملیات دوزیستان در آینده منتشر شد. ادعای اصلی تحقیق این است که توانایی های عملیات آبی-خاکی نیروی دریایی نقش محوری در دفاع از اهداف جهانی یک کشور متصل به دریا خواهد داشت. حضور خودروهای دوزیست AAV در اشغال عراق نمونه های از نابودی خودروهای دوزیستAAV ارتش امریکا در عراق بوسیله راکت های ضد زره و بمب های کنارجاده ای در نتیجه پس از لغو پروژه EFV که برای جایگزینی خودروی های نظامی AAV (Amphibious Assault Vehicle) که 40 سال از عمر عملیاتی آنها گذشته بود، پنتاگون در نظر داشت به سرعت به منظور توسعه یك وسیله نقلیه "مناسب تر و پایدارتر" برای جایگزینی EFV حرکت كند. در حال حاضر ، تفنگداران نیروی دریایی از وسیله نقلیه تهاجمی دوزیست سری AAV-7A1 برای انتقال تفنگداران دریایی از کشتی به ساحل استفاده می کنند. تفنگداران نیروی دریایی از سال 1971 از AAV استفاده كرده اند و انتظار دارند كه تا زمان تعویض با وسیله نقلیه مشابه ، از آن استفاده كنند. با گذشت سال ها ، تفنگداران نیروی دریایی ادعا كردند كه AAV دیگر قادر نیست نیازهای این نیرو را برآورده سازد. از آنجا که فناوری تسلیحات و شکل تهدیدات از اوایل دهه 1970 متحول شده اند. با وجود ارتقاء ،AAV دارای کمبود های در زمینه های عملکرد در شناوری، حرکت بر روی خشکی، مرگبار بودن ، محافظت و قابلیت شبکه بودن است. محدوده 3 کیلومتری از کشتی به ساحل که خودروهای AAV باید طی کنند به عنوان یک مسئله مهم برای بقاپذیری انها محسوب می شود نه تنها برای خود وسیله نقلیه بلکه برای نیروهای نظامی که در داخل ان قرار دارند. از طرف دیگر AAV توانایی عملکرد به عنوان یک خودرو رزمی برای حمایت از نیروهای پیاده نظام را ندارد. تفنگداران نیروی دریایی مجهز به خودروهای LAV-25 با پیکرندی8x8 هستند . این خودرو زرهی توانایی جابه جایی 3 خدمه و 6 سرنشین رادارد. با این وجود کاملاً دوزیست نیست و برای عملیت های آبی خاکی نیاز به شناور ها مخصوص مانند لندی کرافت و هواناو دارد. از طرفی با توجه به مسلح بودن این خودرو زرهی به توپ25 میلیمتری طبق اعلام دفتر اجرایی برنامه های دریایی، زره پوش های LAV-25 به عنوان خودروهای شناسایی در خدمت قرار دارد و قرار نیست نقش یک خودرو رزمی را برعهده داشته باشند. خودرو دوزیست AAV دیگر توانایی برطرف کردن نیازهای تفنگداران نیروی دریایی آمریکا را باوجود بروز رسانی ندارد. زره پوش هایLAV-25 نیز به هیچ عنوان توانایی برظرف کردن نیازهایتفنگداران نیروی دریایی آمریکا را ندارند چون از نظر شناوری نمی توانند در آب های پر از موج دوام بیاورندو در عملیات های ابی-خاکی به شناورهای متکلی اند. در نتیجه تفنگداران نیروی دریایی پروژه (Amphibious Combat Vehicle) ACV را برای پر کردن این خلاء تعریف کرد. از جمله ویژگی های این طرح: 1- وسیله نقلیه ACV باید به شکل کامل دوزیست باشد و بتواند یک تیم 17 نفره و کاملا تجهیز شده تفنگداران دریایی را جابه جا کند. همچنین بتواند یک مسافت به طول 20 کیلومتر را با سرعت 8 گره دریایی با موج های به ارتفاع 60 الی 180 سانتی متر را طی کند. 2- این وسیله نقلیه باید بتواند با گروهای مکانیزه برای انجام عملیات پایدار در ساحل در انواع زمین ها حرکت کند. همچنین سرعت آن در جاده ، خارج از جاده و برد رزمی ان بیشتر یا مساوی با تانک اصلی میدان نبرد M1A1 باشد. 3- خودرو مورد نظر باید تواند در برابر آتش مستقیم ، غیر مستقیم و انفجار مین ها و بمب های کنار جاده ای (IED) از خود محافظت کند . 4- وسیله نقلیه باید مجهز به سیستم های فرمان و کنترل (C2) با امکان فعالیت در دریا خشکی باشد. همچنین حداقل تسلیحات پایه برای این خودرو زرهی یک مسلسل است تا بتواند با خودروهای سبک و پیاده نظام دشمن درگیر شود. پروژه ACV برخی از قابلیت های EFV را با روشی عملی تر و با صرفه تر خواهد داشت. در هماهنگی با طرح ACV سپاه تفنگداران نیروی دریایی در حال توسعه یک نفربر دوزیست با نام پروژه (Marine Personnel Carrier) MPC بودند تا به عنوان پلتفرم با تحرک زیاد و بقاپذیری بالا در مناطق ساحلی به این نیروها خدمت کند. در پروژه MPC این خودروها قابلیت های دوزیست بودن و شناوری مانند پروژه های EFV، ACV و AAV را نخواهند داشت و بیشتر برای انجام عملیات در آب های سرزمینی مانند رودخانه ها ،دریاچه ها و یا عملیات ساحل به ساحل از آن استفاده خواهد شد. در نتیجه پروژه MPC و ACV قرار بود نقش اصلی را در عملیات های آینده سپاه تفنگداران نیروی دریایی بازی کنند. در این بین سپاه تفنگداران نیروی دریایی باید کنگره را موجاب کند که پروژه های خودروهای دوزیست مانند MPC و ACV چه اهمیتی و ضرورتی دارند. کنگره مسئول مجوز و تخصیص بودجه برای کلیه برنامه های سیستم های تسلیحاتی ، از جمله MPC و ACV است. کنگره می تواند نگران این باشد که چگونه ACV تفنگداران نیروی دریایی را قادر می سازد نه تنها عملیات آبی-خاکی ، بلکه عملیاتی را در ساحل انجام دهند. یکی دیگر از نگرانی های احتمالی کنگره این است که تا چه اندازه یک توانایی حمله آبی-خاکی گسترده ، جزء ضروری امنیت ملی ایالات متحده است. در 14 ژوئن 2013، فرماندهی سپاه تفنگداران نیروی دریایی برنامه MPC را به خاطر فشارهای مالی لغو کرد، اما پیشنهاد کرد که ممکن است این برنامه حدود 10 سال دیگر با مناسب تر شدن وضعیت بوجه دوباره مورد بررسی قرار گیرد. در این دوره توجه بیشتر سپاه تفنگداران نیروی دریایی معطوف به پروژه ACV و وسیله نقلیه تاکتیکی سبک مشترک (JLTV) بود. با این حال در ماه مارس سال 2014 تفنگداران نیروی دریایی طرح تصمیم گرفتند پروژه MPC را زنده نگه دارند. تفنگداران نیروی دریایی MPC را به عنوان پروژه ACV Increment 1.1 معرفی و برای به خدمت گرفتن حدود 200 دستگاه خودرو برنامه ریزی کردند. همچنین تفنگداران نیروی دریایی قصد دارند پروژه ACV Increment 1.2، که یک خودرو زنجیردار، کاملا دوزیست و قابلیت حرکت سریع در آب را دارد در حدود 470 دستگاه به خدمت بگیرند. اگر چه پروژه ACV Increment 1.1 نیز دارای قابلیت شناوری و دوزیست بودن را دارد اما برای حرکت به سمت سواحل به کشتی ها وابسته خواهد بود. در 24 نوامبر 2015 ، تفنگداران نیروی دریایی قراردادهای با شرکت هایBAE Systems و SAIC برای توسعه نمونه های اولیه ACV 1.1 بستند. قرارداد BAE به مبلغ 8/103میلیون دلار و SAIC با 5/121میلیون دلار بود. هر شرکت می بایست ظرف دوسال 16 نمونه اولیه را به این نیرو تحویل دهند. هر دو شرکت نمونه های اولیه خود را زود تحویل و آزمایش مهندسی و ساخت از اواسط مارس 2017 آغاز شد. در تاریخ 19 ژوئن سال 2018 ، تفنگداران نیروی دریایی طرح شرکت BAE Systems را برای تولید انبوه انتخاب کردند. گزارش های عملکرد ACV 1.1 شرکت BAE Systems در آزمایش ها نشان می داد واحد های مجهز به این خودرو می توانستند به سرعت مانورهای حرکت مناسب را انجام دهند و با ایجاد آتش پشتیبانی مناسب از پیاده نظام حفاظت کنند. در آزمایش هیچ مشکلی در عملکرد خودروها وجود نداشت که نشان دهد نیاز به طراحی مجدد نیاز است. تست های مختلف که شامل : حرکت در زمین های بیابانی، عملیات مشترک با تانک ها و خودروهای رزمی، انجام مانور برای به دست آوردن مزیت تاکتیکی نسبت به نیروی مقابل و پشتیبانی از نیروهای پیاده نظام بود انجام گرفت. نیروهای شرکت کننده در این آزمایش ها خاطر نشان کردند ACV 1.1 به نسبت به پیشینیان خود عملکرد بهتری داشته است. قرارداد اولیه به ارزش 198 میلیون دلار برای تولید 30 دستگاه ACV 1.1 و تحویل تا پاییز سال 2019 تحویل بسته شد. در تاریخ 10 آوریل 2019، فرماندهی تفنگداران نیروی دریایی در کمیته خدمات مسلح سنا اعلام کرد در پاییز سال 2018 ، آزمایش نمونه های اولیه ACV 1.1 عملکرد خوبی خصوصا در تحرک پذیری در حالت شناوری از خود نشان دادند در نتیجه تصویب شد تا پروژه ACV 1.1 و ACV 1.2 در یک دیگر ادغام شدند. و خودروهایACV به طور کامل جایگزین با خودروهای AAV شوند. جدیدترین تست های بر روی ACV در تاریخ 18 دسامبر سال 2019 اتجام شد. هدف از ان تست عملکرد این خودروها در حالت گشت شبانه در خط ساحلی در موقعی که نور محیطی کم است بود. شرکت SAIC با همکاری شرکت مهندسیST سنگاپور محصول Terrex 2 را در رقابت ACV 1.1 شرکت دادند که نتوانست رضایت تفنگداران نیروی دریایی را جلب نمایید. شرکت BAE Systems نیز با همکاری شرکت Iveco با محصول SuperAV در رقابتACV 1.1 شرکت کردند بخشی از رقابتACV 1.1 - در این بخش خودروهای دوزیست باید از یک شناوری آبی-خاکی خارج شوند - خودرو تمام سبز رنگ در سمت چپ Terrex 2 است و دو خودرو با استتار سبز-مشکی-قهوه ای SuperAV است در پشت سر انها نیز خودروهای دوزیست AAV قرار دارند. لحظه خروج خودرو دوزیستSuperAV از شناور جدیدترین تست ACV در زمنیه گشت های ساحلی در شرایط نور کم برنده بازی در سال 2015 بعد از درخواست سپاه تفنگداران نیروی دریایی برای ارائه برنامه ACV ،شرکت BAE Systems با همکاری شرکت دفاعی Iveco طرح مورد نظر را پیاده سازی کردند و نمونه اولیه را در دسامبر سال 2016 به سپاه تفنگداران نیروی دریایی تحویل دادند. در حقیقت تا قبل از این شرکت دفاعی Iveco طرح خود یعنی SuperAV که یک خودرو دوزیست 8x8 بود را ارائه کرده بود. با مشارکت BAE Systems و شرکت دفاعی Iveco ، شرکت BAE برای هماهنگی طرح SuperAV با نیازمندی های سپاه تفنگداران نیروی دریایی مجبور شد SuperAV را مجدد طراحی کند. تغییر اندازه بدنه، اضافه شدن بدنه V شکل برای مقاومت بیشتر دربرابر انفجار مین ها و تغییر پیشران ها از جمله تغییرات اصلی عنوان شد. طرح ACV شرکت های BAE / Iveco که برای سپاه تفنگداران نیروی دریایی ارسال شد توانایی حمل 3 خدمه و 13 سرنشین را دارد. ACV می تواند به راحتی از حوضچه های شناورهای جنگی دوزیست بارگیری و یا تخلیه شود. این خودرو می تواند به یک برجک رزمی بدون سرنشین با تسلیحات سنگین نیز مجهز شود. اما در حال حاظر برنامه ای برای نوع تسلیحات مناسب برای ACV در نظر گرفته نشده است. خودرو ACV مجهز به سیستم H-Drive است به این شکل که نیرو برای هر چرخ به شکل انفرادی تامین می شود در نتیجه در صورت آسیب یا از بین رفتن از هر چرخ خودرو می تواند به حرکت خود ادامه دهد و تحرک پذیری در زمین های نرم مانند زمینهای شن وماسه ای نیز حفظ می شود. این وسیله نقلیه به یک موتور دیزلی شش سیلندر با حداکثر ظرفیت تولید 690 اسب بخار مجهز شده است. طول کلی بدنه 8.9 متر، عرض و ارتفاع آن به ترتیب 3.1 و 2.8 متر است. وزن خالص ACV 30 تن است و می تواند تا وزن 3 تن را حمل نمایید. بدنه ACV می تواند به راحتی در برابر آتش سلاح های کالیبرکم و ترکش توپخانه ای از خود مقاومت نشان دهد. همچنین برای بقای بیشتر خدمه مجهز به صندلی ها مقاوم در برابر انفجار است. حداکثر در جاده سرعت بیش از 105 کیلومتر بر سرعت در حالت شناوری 6 گره دریایی می باشد. حداکثر برد رزمی در حالت حرکت بر روی جاده با سرعت 89 کیلومتر بر ساعت 523 کیلومتر است. همچنین برد رزمی ان در حالت شناوری 12 مایل دریایی می باشد. خودروSuperAV ساخت شرکت دفاعی Iveco ACV در حال وارد شدن به آب و حالت شناوری- در این عکس می توان واترجت های ACV را مشاهده کرد در بخش عقبی بدنه نصب شده اند. هنوز مشخص نیست سپاه تفنگداران نیروی دریایی چه آرایش تسلیحاتی را برای ACV انتخاب می کند. علاوه بر حالت شناوری خودروهای ACV ، بر روی خشکی نیز تحرک پذیری بالایی دارند. خودرو ACV در کنار خودرو دوزیست AAV نقل با ذکر نام میلیتاری بلامانع است منبع 1
  21. بدون سرنشین زمینی BLR Mk 2 اسرائیل بدون سرنشین جدید نیروهای دفاعی اسرائیل که تصاویرش منتشر شده است یک پلتفرم شش چرخ با نام BLR Mk 2 است. این بدون سرنشین ساخت صنایع "سیستم های پشتیبانی زمینی BL " اسرائیل است. هنوز اطلاعات فنی در مورد این بدون سرنشین منتشر نشده است اما بخش مورد توجه در این پلتفرم، برجک رزمی آن است. این برجک رزمی در حقیقت همان برجک بدون سرنشینی است که اسرائیل ان را بر روی پلتفرم زرهی شنی دار نامر و پلتفرم زرهی چرخ دار ایتان نصب کرده اند. طراحی ماژولار این برجک رزمی باعث خواهد شد اسرائیل بتواند این برجک رزمی را بر روی طیف گسترده ای از خودروهای سرنشین دار و بدون سرنشین نصب کند. تسلیحات این برجک رزمی شامل توپ 30 م.م ، خمپاره انداز 60 م.م و موشک هدایت شونده اسپایک است. نصب این برجک رزمی بر روی BLR Mk 2 باعث شده است این خودرو بدون سرنشین جز اولین پلتفرم های بدون سرنشین زمینی باشد که به سیستم دفاع فعال مجهز است. نسخه BLR Mk 2 در حال حاضر به سیستم دفاع فعال مشت آهنین مجهز شده است. طراحی ماژولار این برجک رزمی قابلیت نصب بر روی طیف گسترده ای از پلتفرم ها زمینی را دارد که باعث میشود اسرائیل هزینه های کمتری برای تولید انبوه، نگهداری، تعمیر و اموزش خدمه این برجک رزمی صرف کند.
  22. نسل جدید هویتزرهای خودکششی سزار شرکت دفاعی Nexter فرانسه در سال 2022 سفارشی به ارزش 600 میلیون یورو از آژانس ملی توسعه تسلیحات ارتش فرانسه برای توسعه و تولید نسل جدید هویتزر خودکششی کامیون سوار با نام سزار 6x6 مارک2 دریافت کرد. این قرارداد چهار ساله برای توسعه و آزمایش و خرید نسل جدید هویتزرهای سزار را در برمیگیرد. ارتش فرانسه در نظر دارد موجوری هویتزرهای خودکششی سزار خود را به 109 قبضه فعال در سال 2031 برساند. تعداد واقعی سیستم‌های جدیدی که قرار است تولید شوند هنوز مشخص نشده است. . در سال 2024، ارتش فرانسه و شرکت نکستر تصمیم خواهند گرفت که آیا 109 قبضه هویتزرهای خودکششی سزار نوساز تولید می شود یا اینکه 33 قبضه جدید تولید و 76 قبضه هویتزر سزار موجود اصلاح می شود. این قرارداد همچنین شامل تمدید برنامه نگهداری و پشتیبانی از هویتزر سزار به مدت دو سال و تمدید برنامه پشتیبانی فعلی تا پایان دهه است. در نسل جدید هویتزر سزار ، سلاح اصلی هویتزر بدون تغییر خواهد ماند. اما شاسی جدید آرکوس با موتور دیزلی قدرتمندتر 460 اسب بخار ( نسخه قبلی به پیشرانه 215 اسب بخاری مجهز است) و گیربکس اتوماتیک خواهد بود. کامیون دارای کابین زرهی خواهد بود که مطابق با استاندارد STANAG 4695 در سطح 2 حفاظت بالستیک و سطح 2 حفاظت IED/مین (مقاوم در برابر مهمات 7.62×39 میلیمتری و مقاوم در برابر انفجار 6 کیلوگرم TNT در زیر چرخ ها ) است. سیستم جدید کنترل آتش ، مجموعه رادیویی و ارتباطی جدید ، سیستم اطلاعات نبرد عقرب (SICS) و اخلالگر بمب های کنار جاده ای به نسخه جدید اضافه خواهد شد. نسخه جدید مجهز به بارگذار نیمه اتوماتیک برای قرار دادن خرج و گلوله در داخل توپ مانند نسخه 8x8 سزار خواهد بود. ماکت نسل جدید هویتزر خودکششی سزار - به نظر میرسد علاوه کابین زرهی جدید، فضا داخلی کابین نیز بزرگتر شده است و دارای دو درب در هر طرف است استفاده از سیستم اطلاعات نبرد عقرب باعث خواهد شد نسل جدید هویتزرهای سزار به راحتی در هنگ های مشترک نسل اینده ارتش فرانسه و بلژیک ادغام شوند. فرانسه و بلژیک در سال 2017 در مورد همکاری بین دو کشور در زمینه نیروی زمینی و استفاده از جنگ شبکه محور عقرب اعلام امادگی کردند(لینک). در همین راستا و جهت افرایش همکاری بین فرانسه و بلژیک در 13 مه 2022 (23 اردیبهشت 1401) وزرای دفاعی دو کشور جهت خرید و توسعه نسل جدید هویتزرهای خودکششی سزار قرار دادی را امضا کردند. این توافقنامه شامل ساخت 9 قبضه نسل جدید هویتزر سزار برای ارتش بلژیک است که تحویل آن برای سال 2027 برنامه ریزی شده است. علاوه بر سرمایه گذاری بلژیک در بخش عملیاتی، در بخش های آموزش مشترک و یکپارچه، سیستم‌های ارتباطی و ادغام واحدهای توپخانه در شبکه اطلاعاتی، بروز رسانی یا تولید مهمات و... کل سرمایه گذاری بالغ بر 62 میلیون یورو می باشد. منابع 1 2
  23. در طول جنگ های اخیر، درگیری ها به درون شهر ها کشیده شده است مانند جنگ های عراق، افغانستان، جنگ های بین رژیم اسراییل و فلسطینی ها، جنگ داخلی لیبی ، جنگ داخلی سوریه و... که درس های زیادی را به نیروهای نظامی آموخت. وجود نیروهایی که به طور یکپارچه توانایی بقا در مناطق شهری را داشته باشند بسیار با اهمیت است. با توجه به ماهیت جنگ های شهری نیروهای پیاده بسیار آسبیب پذیر هستند. سلاح های نیروهای پیاده نظام نیز قدرت آتش کافی برای از بین بردن‌ پناهگاه های دشمن را ندارد. پنهان شدن نیروهای دشمن در ساختمان ها و جا به جایی مخفیانه آنها حفظ کنترل و شناسایی متقابل را با مشکل مواجه می کند. به همین دلیل تانک ها و خودرو های زرهی برای پشتیبانی از نیروهای پیاده نظام در شرایط غیر معمول خود یعنی در شهرها باید به اجرای ماموریت بپردازند. واحد های زرهی با توانایی ایجاد آتش مستقیم پوشش مناسبی برای مقابل با تهدید ها و یا سرکوب آتش دشمن ایجاد می کنند. نیروهای اسراییلی در حال تمرین برای جنگ شهری نیروهای اتریشی در حال تمرین برای جنگ شهری اما محیط های بسته شهری همیشه برای واحد های زرهی شرایط سخت و دلهره اوری را بوجود می آورند. نقاط ضعف تانک ها که در جنگ های کلاسیک قابل چشم پوشی بود، در جنگ های شهری عامل نابودی آنها می شود. احتمال حمله از هر طرف، کاهش تحرک پذیری، ضعف در شناسایی نیروهای چریکی نمونه های کوچکی از شرایط دشوار در جنگ های شهری است. از همین رو به روز رسانی تانک ها و ادوات زرهی که با شرایط خاص شهری مطابقت داشته باشند به طور روز افزونی احساس می شود. سازندگان پیشرو در عرصه زرهی مجبور شدند به روزسانی هایی را برروی اداوت زرهی انجام دهند که واحد های زرهی نه تنها بتواند در طول عملیات در شهر ها سالم بمانند بلکه عملیاتی که به آنها سپرده شده است را به طور صحیح و بدون نقص انجام دهند. در حالی که تانک ها در برابر تهدیدات به خوبی محافظت می شوند، خدمه تنها زمانی امنیت دارند که داخل تانک بمانند. از آنجا که مسلسل هم محور تغییر ارتفاع محدودی دارد نمی تواند اهداف در ارتفاع بالا را از بین ببرد مثل نیروهایی که در طبقه بالا ساختمان های بلند قرار دارند. استفاده از مسلسل خارجی برای از بین بردن تهدیدات نیز بسیار خطرناک است زیرا خدمه را در معرض دید دشمن به خصوص تک تیر اندازان قرار می دهد. برای مقابله با این مشکل می توان از محافظ زرهی برای مسلسل خارجی استفاده کرد تا امینت خدمه تا حدودی تامین شود. استفاده از تسلیحات کنترل از راه دور نیز نه تنها امنیت خدمه را تامین می کند بلکه قدرت آتش تانک ها و خودروی های رزمی پیاده نظام را بهبود می بخشد. مسلسل کنترل از راه دور بر روی مرکاوا مارک4 خدمه تانک ها در در مناطق شهری نیاز دارند تا به اطراف خود تسلط داشته باشند خطر ممکن از هر طرف آنها را تهدید کند نقاط کور در جنگ های شهری بسیار زیاد است به ویژه عقب و کناره های تانک، در مواقعی تانک می خواد به عقب حرکت کند احتمال برخورد به تانک ها و وسایل نقیله خودی را افزایش می دهد.برای این منظوره تعبیه دوربین هایی در نقاط کور تانک راه حل مناسبی به نظر می رسد به این صورت خدمه یک دید کامل از اطراف تانک خواهند داشت. نصب دوربین های پانوراما که دید 360 را برای خدمه فراهم می کنند در تانک مرکاوا بسیار موثر مواقع شده است. استفاده از دوربین های مستقل حرارتی به خدمه کمک می کند در همه حال اطراف را برای پیدا کردن اهداف مورد نظر جست وجوی کنند. سیستم های مدیریت نبرد نیز به هدایت و فرماندهی جنگ در شهر کمک می کنند تا موقعیت نیروها به طور کامل مشخص شود همچنین احتمال هدف قرار دادن نیروهای خودی کاهش پیدا خواهد کرد. برای بقای تانک ها در جنگ شهری بهبود و ارتقای زره در تمامی تانک ها باید انجام شود و استثنایی وجود ندارد. در جنگ شهری حمله از همه طرف: بالا، عقب، پهلوها و پایین احتمال دارد .کف تانک ها درمقایسه با دیگر قسمت ها از زره ضعیف تری برخوردار است بنابراین باید تقویت شود. استفاده از بمب های دست ساز و مین ها برای نابود کردن تانک ها بسیار شایع هستند به عنوان مثال روز کریسمس سال 2005 در عراق یک دستگاه تانک M1A1 به وسیله یک مین ضد تانک منهدم شد همچنین یک دستگاه مرکاوا Mk3s در غزه به وسیله مین نابود شد. استفاده از زره های افزودنی به همراه زره های واکنشی و زره های قفسی برای بهبود و تقویت زره تانک ها روش کارامد است.زر ه های قفسی در جنگ عراق ثابت کردند می توانند بسیار موثر باشند نیروهای ایالات متحده، بریتانیا، و نیروهای استرالیا به طور گسترده از آن استفاده کردند. نیروهای رژیم اشغالگر قدس نیز بر روی بولدوزر زره پوش خود از زره قفسی استفاده می کنند.سیستم های دفاع فعال و غیر فعال نیز می توانند برای افزایش بقای تانک ها در شهر موثر باشند اما سیستم های دفاع فعال به خاطر طراحی شان و نوع از بین بردن پرتابه های می توانند برای نیروهای پیاده نظام خودی که در اطراف تانک قرار دارند خطرناک باشد و به آنها صدمه بزند. بولدوزر زرهی رژیم اشغالگر قدس مجهز به قفس زرهی نمونه های از بروزرسانی برای تانک های برای جنگ شهری: 1) آبرامز Tank Urban Survival Kit) TUSK) در 29 اگوست سال 2006 ارتش آمریکا به شرکت جنرال دینامیک سفارش داد تا 505 دستگاه از آبرامز های مدل M1A1 و M1A2 را به کیت TUSK مجهز کند تا در جریان عملیات در عراق با مشکلی مواجه نشوند. ارتقا زره شامل اضافه شدن زره واکنشی در طرفین تانک و یک زره قفسی در پشت تانک می باشد. یک حفاظ (شفاف یا مات) و یک سیستم دید حرارتی بر روی مسلسل M240B اضافه شده اند.یک مسلسل کنترل از راه دور نیز بر روی برجک قرار داده شده است که اختیار آتش آن در دست فرمانده تانک است. تلفن بیرونی در تانک نصب شده تا در صورت لزوم پیاده نظام با فرمانده تانک ارتباط داشته باشند. 2)Leclerc AZUR در ژوئن سال 2006 شرکت Nexter از لکلرک بهینه سازی شده برای جنگ شهری رونمایی کرد. این کیت شامل زره کامپوزیتی در اطراف تانک، زره قفسی در عقب بدنه و برجک تانک و زره اضافه ای برای محافظت از موتور در برابر بمب های آتش زا اضافه شده است. چراغ های جلوی تانک مجهز به یک حفاظ شده اند تا به راحتی شکسته نشوند. یک مسلسل 7.62mm کنترل از راه دور مستقل از توپچی با دوربین دید یکپارچه اضافه شده است. جعبه های چند منظوره برای حمل تجهیزات مثل مهمات ، آب ، مواد غذایی ، برانکارد و ... نیز در عقب تانک نصب شده است. یک سیستم هشدار دهنده وقتی که تانک می خواهد به عقب برگردد (برای ایمنی پیاده نظام) و قابلیت ارتباطات بی سیم تا 200 متر با پیاد نظام جزو تجهیزات اضافه شده هستند. در اوایل سال 2011 شرکت Nexter با همکاری شرکت بین المللی Golden Group قرار دادی را امضا کردند تا تانک های لکلرک نیروهای مسلح امارات متحده عربی را به کیت AZUR مجهز کند. Leopard 2 PSO(3 شرکت KMW سازنده کیت PSO برای تانک Leopard 2است . این تانک مجهز به استتار شهری به علاوه زره افزودنی که در قسمت برجک و بدنه اضافه شده است، می باشد. همچنین به یک تیغه بلدوزر در جلو مجهز است که تحت کنترل راننده تانک است تا موانع را به راحتی از جلوی راه بردارد.LEOPARD 2 PSO به یک ایستگاه سلاح کنترل از راه دور مدل FLW 200 مجهز است. FLW 200 قابلیت چرخش 360 درجه و حرکت افقی در زاویه 90 درجه را دارد. بر روی این سایت می توان طیف گسترده ای از انواع تسلیحات را نصب کرد. حتی می توان بر روی آن سلاح های غیر کشنده(نارنجک های اشک آور) برای کنترل شورش های مردمی نصب کرد. یک سیستم ارتباطی ویژه در عقب تانک برای تسهیل همکاری با افراد پیاده نظام پیاده تعبیه شده است. هر کدام از تانک های Leopard 2 PSO مجهز به سیستم GPS و تجهیزات انتقال داده ها هستند که باعث می شود هدایت جنگ و فرماندهی آن به شکل راحت تری انجام شود و خطر شلیک به نیرو های خودی به حداقل می رسد، چرا که خدمه LEOPARD 2 PSO می تواند نیروهای خودی و دشمن را تشخیص دهد. خدمه تانک می توانند یک دید 360 درجه از اطراف تانک به وسیله یک دوربین با عملکرد بالا داشته باشند. علاوه بر این، خدمه در مجموع سه واحد دید حرارتی مدرن برای مقاصد شناسایی در اختیار دارند .سیستم خنک کننده با عملکرد بالا تضمین می کند که هوای در داخل LEOPARD 2 PSO در دمای متعادل باقی می ماند. تمام 2S LEOPARD در حال حاضر می توان به این نسخه به روز رسانی کرد. 4)چلنجر2 در طول جنگ های شهری در عراق تانک های چلنجر2 نیز به روز رسانی شدند تا برای جنگ شهری اماده شوند.در تانک چلنجر زره های افزودنی در کناره ها و جلوی بدنه و زره های قفسی در پشت بدنه و برجک قرار دارند و یک مسلسل کنترل از راه دور برروی تانک قرارداده شده است. در بعضی از تانک ها تیغه بلدوزر نیز اضافه شده است. 5) تانک t-72 تانک t-72 مجهز شده به کیت جنگ شهری در نمایشگاه اکسپو روسیه در سال 2013 به نمایش عموم گذاشته شد. این تانک مجهز به تیغه بلدوزر است همچنین برای مسلسل خارجی یک حفاظ در نظر گرفته شده است. زره قفسی در عقب تانک و عقب برجک قرار داده شده است علاوه بر این زره واکنشی نیز اضافه شده است. PT-72U (6 این تانک ساخت لهستان است که برای جنگ شهری به روز رسانی رسیده است. در این تانک تغییرات اعمال شده که عبارت اند از: بسته های حفاظتی افزودنی (Add on) اضافه شدن یک زره قفسی در پشت تانک تقویت زره واکنشی سلاح کنترل از راه دور مجهز به یک مسلسل 12.7 میلی متری که بر روی دریچه فرمانده قرار دارد و توانایی چرخش 360 درجه در حالت افقی و چرخش از - 5 تا +55 درجه در حالت عمودی را دارد. سیستم های نظارتی شامل 8 دوربین دید روز -شب با زاویه مشاهده 55 درجه و دوربین های دوار غیر فعال FLIR که تا 26 برابر زوم اپتیکال دارد . گردآوری و ترجمه:Crash نقل با ذکر نام میلیتاری و مترجم بلامانع است با توجه به تهدید ها در منطقه و قدرت گرفتن نیروهای چریکی و ترویست نیرو های مسلح مخصوصا نیروهای زرهی چقدر آمادگی با این تهدید ها را دارند؟ به نظر شما... اضافه شدن چه گزینه های بروی تانک های ایرانی آنها را برای جنگ شهری آماده می کند؟ کدام مدل از تانک های ایرانی باید در اولیت به روز رسانی برای جنگ شهری قرار داشته باشند؟؟ اضافه کردن کدام بسته ها بروی تانک های ایرانی در الویت قرار دارد؟؟؟
  24. اهمیت زاویه گردش عمودی لوله توپ در جنگ شهری یکی از ویژگی های مهم در خودروهای زرهی خصوصا در جنگ شهری زاویه گردش عمودی توپ است. زاویه گردش عمودی توپ بالاتر باعث خواهد شد خودروهای زرهی از فاصله نزدیک تر با اهدافی که در ارتفاع بالا قرار دارند (مثلا نیروهای که در طبقات بالایی یک ساختمان مستقر شده اند) درگیر بشوند. زاویه گردش عمودی توپ در بین تانک های نیز متفاوت است. تانک های تی-72 و تی-90 یکی از بدترین گردش عمودی توپ با زاویه 14+ درجه را دارند. این زاویه میتواند در نبرد شهری بسیار موثر باشد. به عنوان مثال تانک ابرامز گردش عمودی توپ با زاویه 20+ درجه را دارد که برای هدف قرار دادن اتاق یک ساختمان در ارتفاع 10 متری تانک باید حداقل از هدف حداقل حدود 28 متر فاصله بگیرد. اما در تانک های سری تی-72 و تی -90 برای هدف قرار دادن همان اتاق، تانک باید از هدف حداقل 40 متر فاصله بگیرد. در کنار مسئله حفاظت پایین به خاطر بارگذار خودکار چرخ و فلکی استفاده از بارگذار خودکار در تانک های تی-72 و تی -90 باعث کاهش زاویه گردش عمودی شده است که میتواند نشان دهد تانک های تی-72 و تی-90 میتواند برای جنگ شهری نامناسب باشند. البته بارگذار خودکار به خودی خود باعث کاهش زاویه نمی شود و طراحی نوع بارگذار بر زاویه گردش عمودی موثر است به عنوان مثال تانک تی-64 همانند سری تی-72 و تی-90 زاویه گردش عمودی توپ با زاویه 14+ درجه را دارد. بدترین زاویه گردش عمودی بعد از تانک های تی-72 و تی -90 به تانک لکلر، تی-80 و تایپ 10 با گردش عمودی با زاویه +15 درجه تعلق دارد ( البته برخی منابع زاویه گردش عمودی تایپ 10 زاویه 10+ اعلام کرده اند). تانک ها K2 بهترین زاویه گردش عمودی توپ با زاویه بیش از 20+ درجه ( زاویه گردش عمودی توپ به خاطر سیستم تعلیق هیدروپنوماتیک‌ در حدود 24+ درجه است) را در بین تانک های داری بارگذار خودکار دارند. تصویر شماتیک از مقایسه زاویه گردش عمودی توپ در تانک ابرامز و تی-72
  25. تانک های ابرامز در برابر تهدیدات سایبری و جنگ الکترونیک با پیشرفت تانک ها و خودروهای زرهی سامانه های کامپیوتری و سامانه های ناوبری به این تجهیزات اضافه شدند که موجب ارتقا عملکرد انها در میدان نبرد می شود. اما از طرف دیگر باعث اسیب پذیری خودروهای زرهی در برابر تهدیدات سایبری و جنگ الکترونیک خواهد شد. خصوصا از سال 2014 و تنش در اورپا لزوم تقویت خودروهای زرهی در برابر تهدیدات نوظهور با شدت بیشتر در ارتش آمریکا پیگیری شده است. زمانی که نیروهای روسیه و طرفدار آنها برای اولین بار در سال 2014-2015 به منطقه دونباس در شرقی اوکراین حمله کردند، جنگ الکترونیک و سایبری نقش مهمی در این تهاجم ایفا کرد. یک افسر اوکراینی توضیح میداد که چگونه رادیوهای ساخت روسیه ارتش اوکراین متحمل نوعی خرابکاری انبوه شده اند، که ظاهراً ناشی از حملات سایبری بوده است. حتی ارتش آمریکا و کشورهای عضو ناتو از این حملات در امان نبوده اند. سامانه جنگ الکترونیک نیروهای روسی چندین مرتبه سامانه های GPS ارتش آمریکا را در سوریه مختلل کرده بود. همچنین در چندمورد طی رزمایش های ناتو، کشورهای عضو ادعا کرده اند روسها در حین برگزاری رزمایش با سامانه های جنگ الکترونیک موجب اختلال در عملکرد سامانه های GPS شدند. مرکز سیستم های خودرو زمینی ارتش ایالات متحده نیز اعلام کرده است خودروهای نظامی مستعد حملات سایبری هستند. در سال 2020 اعلام شد حملات نامشخص سایبری با موفقیت علیه نسخه های جدید استرایکر دراگون (ICV-D) انجام شده بود. از همین رو نیروی زمینی ارتش آمریکا قصد دارد تا با ارتقا نرم افزاری و سخت افزاری تانک های ابرامز و دیگر خودروهای زرهی توانمندی آنها را در برابر تهدیدات سایبری و جنگ الکترونیک ارتقا بدهد. سامانه ناوبری و زمان بندی مطمئن یا به اختصار APS به عنوان سامانه مقاوم در برابر پارازیت طراحی شده‌اند تا به واحدهای زمینی حتی با وجود جنگ الترونیک اطلاع دهند که دقیقاً کجا هستند و دقیقاً چه ساعتی است. دو نسخه قابل نصب بر روی خودرو MAPS و نسخه DAPS برای حمل توسط پیاده نظام طراحی شده است. در نسل جدیدتر سامانه MAPS گیرنده های جدید برای ناوبری جایگزین مانند ماهواره‌های گالیله اروپا و یا ناوبری نوری در نظر گرفته شده است. حدود 22000 دستگاه از خودرو نظامی از جمله تانک های ابرامز به سامانه های MAPS مجهز خواهند شد. بخش دیگر برنامه نیروی زمینی ارتفا توانایی تانک های ابرامز در برابر تهدیدات سایبری است. از همین رو مرکز سیستم های خودرو زمینی ارتش ایالات متحده در حال تست سامانه Bus Defender بر روی تانک های ابرامز است که اطمینان حاصل شود که سامانه های حیاتی یک خودرو رزمی نمی‌توانند توسط دشمنان در هنگام فعالیت در میدان نبرد دستکاری یا خاموش شوند. داده نمایی از مسیرهای انتقال داده در یک وسیله نقلیه زمینی که احتمال حملات جنگ الکترونیک و حملات سایبری در این مسیرها وجود دارد- احتمال استفاده از قطعات آلوده نیز در نظر گرفته شده است آنتن سامانه MAPS تانک های ابرامز ارتش امریکا مستقر در لهستان در بحبوحه جنگ 2022 اوکراین - همگی تانک ها به سامانه MAPS مجهز هستند. سامانه Bus Defender که به شکل ازمایشی بر روی تانک ابرامز مورد بررسی قرار گرفته است. منابع 1 2