Life

Members
  • تعداد محتوا

    198
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

تمامی ارسال های Life

  1. [right]كلا هواگردهاي روسي نسبت به آمريكايي ها سرعت و چالاكي كمتري دارند اما در عوض يه جور تانك پرنده هستند از لحاظ بدنه و حمل تجهيزات بيشتر همچنين بقا در ميدان نبرد از بالگردهاي آمريكايي قوي تر هستند[/right] [right]به نظر من گزينه اول تمركز بايد روي توليد در داخل باشه[/right] [right]گزينه دوم ميتونه تركيبي از سوپر كبراها و ميل 28 باشه[/right]
  2. Life

    بمباران سومار

    [right]ناگهان صدای سه انفجار شدید، همه‌مان را میان زمین و هوا معلق کرد. تا آن زمان چنان انفجار مهیبی ندیده بودم. بدجوری ترسیدم.[/right] [right]خودم را بالای سرش رساندم. با دست که بر شانه‌اش گذاشتم تا رویش را برگردانم، از ترس، بدنم به لرزه افتاد. صورتش از وسط بینی به بالا، کاملا رفته بود.[/right] [right]هواپیماهایی که از صبح در آسمان می‌پلکیدند، با خیال راحت و ناغافل، نیروهای سه گردان را که بی‌اطلاع از همه چیز و خونسرد در محوطه‌ای کاملا باز و دور از شیارهای کوهستانی تجمع کرده بودند، با بمب و راکت بمباران کرده‌اند.[/right] [right][size=2]__________________________________________________[/size][/right] [right]آنچه در پی خواهد آمد، روایت یک شاهد عینی است از بمباران محل استقرار رزمندگان ایرانی در منطقه عملیاتی سومار توسط هواپیماهای عراقی در سال 1361 که برای آشنایی همراهان "هوانورد" با حال و هوای آن روزها، بدون هیچ دخل و تصرفی بازنشر می گردد.[/right] [right]مهر 1361 ادامه عملیات مسلم بن عقیل، منطقه‌ی سومار[/right] [right]ظهر روز پنج‌شنبه 15 مهر ماه، برادر کسائیان فرمانده گردان آمد و گفت: «وسایل‌تون رو جمع کنید و حاضر باشید تا بعد از ظهر برای ادغام با گردان سلمان به اون طرف رودخونه بریم.» ساعت 3 بعد از ظهر، سلاح بر دوش و تجهیزات بسته، بیرون چادر‌ها به‌خط شدیم. فرمانده گردان دستور حرکت داد. چند قدمی که رفتیم، پشیمان شد و گفت: نیم ساعتی همین جا بمونید و استراحت کنید تا من برگردم. تا خواستیم کوله‌پشتی پر از وسایل را باز کنیم و خود‌مان را روی زمین رها کنیم، چند قدمی نرفته، رویش را برگرداند و گفت: زود باشید راه بیفتید. همه دنبال او راه افتادیم. از جاده‌ی آسفالته‌ی سومار و رودخانه‌ی کنار آن گذشتیم. یکی از نیروها دم می‌داد و بقیه در جوابش می‌خواندند. نوحه‌ی زیبایی بود که بعدها فهمیدم تناسب جالبی با آن روز داشت. همه با هم می‌خواندیم: «کرب‌وبلا مدرسه‌ی عشق و، شهادت حماسه‌ی خون شهیدان، استقامت بگو تو با الله پیام ثارالله که من به دیدار خدا می‌روم به جمع پاک شهدا می‌روم» در ادامه هم به شوق شرکت در عملیات می‌خواندیم: «حسین حسین حسین جان جان‌ها همه فدایت ما می‌رویم از این‌جا به سوی کربلایت»[/right] [right]چادرهای گردان سلمان، در کنار چادرهای گردان «شهید مدنی» تیپ عاشورا، آن طرف آب، در محوطه‌ای بسیار باز قرار داشتند. حدود 10 چادر پر از نفرات، کنار هم به چشم می‌خوردند. قبلا وقتی برای شنا به رودخانه می‌رفتیم، با بچه‌های آنها دم‌خور شده بودیم. همواره از اردوگاه آنها بدم می‌آمد. ناخواسته و فقط بر اساس تجربه می‌گفتم: این‌جا طعمه‌ی خوبی برای هواپیماست. حالا که داشتیم به آن‌جا می‌رفتیم، شور بدی در دلم افتاده بود و چندشم می‌شد. اصلا خوشم نمی‌آمد شیار تنگ میان کوهستان را -که به هیچ وجه هواپیماهای دشمن حتی نمی‌توانستند داخل آن را ببینند- رها کنم و به محوطه‌ی باز و گسترده‌ی سنگلاخی کنار رودخانه بروم که بهترین مکان برای شیرجه‌ی هواپیماها بود، ولی حالا مجبور بودم. از صبح، هواپیماهای دشمن بیشتر از 20 بار ظاهر شده بودند، اما بر خلاف روزهای دیگر، به هیچ وجه بمباران نکردند؛ ظاهرا فقط به شناسایی و احتمالا عکس‌برداری اکتفا کردند. هر گاه به کنار رودخانه برای آب‌تنی می‌رفتیم و چشمم به چادرهای آن‌جا می‌افتاد، می‌گفتم: یکی نیست به اینا بگه آخه این همه شیار توی این کوهستان هست، ول کردید اومدین توی دشت چادر زدین که بهترین هدف واسه هواپیماها بشین؟ با وجودی که نیمه‌ی اول مهر ماه را می‌گذراندیم، ولی طبق روال همیشه، آب و هوای منطقه‌ی سومار، مثل جنوب گرم بود. بسیاری از بچه‌ها برای فرار از گرما، به آب‌تنی روی آورده بودند؛ همان کاری که خود ما صبح مشغولش بودیم.[/right] [right]در یکی از چادرهای تیپ عاشورا، به یاد شهدای‌شان در مرحله‌ی اول عملیات، مجلس نوحه‌خوانی و سینه‌زنی برقرار بود که فقط صدایش بیرون می‌آمد. بچه‌های گردان سلمان، خنده‌رو و بشاش، برای خوش‌آمدگویی از چادرها خارج شدند. قرار بود آن شب با هم به خط دشمن حمله کنیم و مرحله‌ی بعدی عملیات را انجام دهیم. من و سه تا از بچه‌ها که توی این چند روزه با هم رفیق شده بودیم، کنار هم بودیم؛ «علی‌رضا شاهی»، «فرهنگ ناصری» و «حمیدرضا شکوری» که هر سه نفرشان از پایگاه شهید بهشتی اعزام شده بودند. مصطفی درست پشت سر من نشسته بود. ما در فاصله‌ی کمی با چادر نیروها، در محوطه‌ی باز سنگلاخ کنار رودخانه تجمع کردیم. دستور دادند که به هم نزدیک‌تر شده و روی زمین بنشینیم تا یکی از فرماندهان تیپ («سیدمحمدرضا دستواره» قائم‌مقام لشکر 27 محمد رسول‌الله (ص) که جمعه 13 تیر 1365 در عملیات کربلای 1 در مهران به شهادت رسید.) درباره‌ی ادغام‌مان با گردان سلمان و عملیاتی که باید امشب انجام بدهیم، برای‌مان سخنرانی کند. ظاهرا چون سخنان فرمانده طولانی بود، گفتند راحت روی زمین بنشینیم. کوله‌پشتی‌ها را از پشت درآوردیم و کلاهخودها را گذاشتیم زمین تا به‌جای صندلی راحتی، روی آنها بنشینیم. هنوز ننشسته بودم، که دو نفر چهره‌شان به نظرم خیلی آشنا آمد. جلو آمدند و پس از سلام و احوال‌پرسی، یکی از آنها -که شلوارکردی آبی‌رنگ به پا داشت و مرا به اسم می‌شناخت- گفت: صحبتای فرمانده که باهاتون تموم شد، بیایید چادر ما؛ اون‌جا. آنها هم قرار بود امشب همراه ما وارد مرحله‌ی بعدی عملیات شوند. فرمانده که هنوز خودش را برای‌مان معرفی نکرده بود، بلندگوی دستی قرمزی به دست گرفت و خواست سخنرانی‌اش را شروع کند. نگاه من و مصطفی و سه چهار نفری که دورمان بودند و سر ستون نیروها بودیم، به او بود. تا گفت: بسم الله الرحمن ... ، ناگهان صدای سه انفجار شدید، همه‌مان را میان زمین و هوا معلق کرد. تا آن زمان چنان انفجار مهیبی ندیده بودم. بدجوری ترسیدم. مانده بودم چه شده! در صورتم سوزشی عجیب احساس کردم. گوش‌هایم درد شدیدی داشتند و مدام زنگ می‌زدند. اول فکر کردم شاید بر اثر بی‌احتیاطی، نارنجکی در دست کسی منفجر شده یا گلوله‌ی آر‌پی‌جی‌ای دررفته، اما عمق فاجعه بیش از این حرف‌ها بود. خواستم دستم را روی گوشم بگذارم تا شاید از سوت تند و آزاردهنده‌اش کاسته شود که متوجه شدم چیز خیسی کف دستم است. کمی که گرد و خاک و دود کنار رفت، با وحشت دیدم مغز یکی از بچه‌ها روی دستم پاشیده.[/right] [right]تازه داشتم متوجه قضیه می‌شدم. خوب که نگاه کردم، دیدم چادرها در آتش می‌سوزند. ناله‌ی مجروحان، از هر طرف به گوش می‌رسید. چشمانم را که به اطراف چرخاندم، وحشت سراپای وجودم را گرفت. بسیاری از آنهایی که تا لحظاتی قبل اطرافم نشسته بودند، به شدیدترین وجه ممکن تکه‌تکه شده بودند و روی زمین پراکنده بودند.[/right] [right]ناگهان به یاد آن که لحظاتی قبل ما را به چادرشان دعوت کرد، افتادم. جلویم دمرو درازکش شده بود روی زمین. خودم را بالای سرش رساندم. با دست که بر شانه‌اش گذاشتم تا رویش را برگردانم، از ترس، بدنم به لرزه افتاد. صورتش از وسط بینی به بالا، کاملا رفته بود. دوستش را که بغلش افتاده بود، برگرداندم؛ سر او هم کاملا از گردن متلاشی بود. تازه فهمیدم آن مغزی که کف دستم پاشیده بود، مال یکی از این دو نفر بود که اصلا نشناختم‌شان و هنوز فرصت نکردم اسم‌شان را هم بپرسم، ولی آنها مرا به نام می‌شناختند و رفیق بودند. بیشتر که به خودم آمدم، به یاد مصطفی افتادم. لرز سردی در تنم روان شد. هیچ‌کدام از آشنایانی را که با هم رفیق بودیم، دور و برم ندیدم. هر چه اطراف را جست‌وجو کردم، بیشتر ترسیدم. بدن‌های تکه‌تکه همه جا پخش بود. به جایی رفتم که تا چند دقیقه‌ی قبل آن‌جا نشسته بودیم. کوله‌پشتی و کلاهخود مصطفی را پیدا کردم، با خط خودم و با ماژیک آبی جلوی کلاهخود نوشته بودم «یا حسین شهید». هراسان و بی‌توجه به آن‌چه در اطرافم می‌گذشت، گیج و منگ میان اجساد و مجروح‌ها که دست و پا‌شان قطع شده بود، دنبال مصطفی می‌گشتم. با دیدن کوله و کلاهش، احتمال زیاد دادم که یکی از بدن‌های متلاشی مال او باشد. دیوانه‌وار نامش را صدا می‌کردم. بی‌هدف و گیج، راه افتادم طرف رودخانه تا از معرکه دور شوم. ناگهان از دور، مصطفی را دیدم که به طرفم می‌آمد. صورتش از دود و خون، سرخ و سیاه شده بود. خودم را که میان دست‌های گشوده‌اش انداختم، جانی دوباره گرفتم و نفسم تازه شد، ولی او اصلا چنان احساس شیرینی نداشت. فقط متعجب لبخندی زد و با تأسف گفت: تو هم شهید نشدی؟ لرز و سرمایی شدید، سراپای وجودم را گرفته بود. مصطفی با دست به شهدایی که بر زمین ریخته بودند، اشاره کرد و گفت: دیدی حمید! خوش به حال‌شون! چه باحال شهید شدند. حیف که ما نشدیم! از عکس‌العمل او که برای اولین بار به جبهه می‌آمد، خیلی جاخودم. با خنده‌ی ملایمی ادامه داد: این همه می‌گفتی خمپاره و بمب و راکت، همه‌اش همین بود؟ این‌که نه صدایی داشت، نه ترسی! تازه متوجه شدم هواپیماهایی که از صبح در آسمان می‌پلکیدند، با خیال راحت و ناغافل، نیروهای سه گردان را که بی‌اطلاع از همه چیز و خونسرد در محوطه‌ای کاملا باز و دور از شیارهای کوهستانی تجمع کرده بودند، با بمب و راکت بمباران کرده‌اند. یک راکت درست در فاصله‌ی میان چادرها و جمعیت خورده بود. آنهایی که در چادرها سینه‌زنی می‌کردند، در آتش می‌سوختند و فقط فریاد و ضجه‌شان به گوش می‌رسید. مهمات داخل چادرها که قرار بود برای حمله‌ی آن شب استفاده شود، منفجر می‌شد و به کسی اجازه‌ی نزدیک شدن نمی‌داد. دود سیاهی آسمان را گرفته بود.[/right] [right]راکتی دیگر درست پشت جمعیت و طرف رودخانه خورده بود. راکت سوم هم درست کنار رودخانه خورده بود و تلفاتی شدید به بار آورده بود؛ خورده بود جایی که بچه‌ها شنا می‌کردند، میان چند توالت صحرایی که چند نفری جلویش صف بسته بودند. به خاطر شدت انفجار مهمات داخل چادرهای شعله‌ور، ترجیح دادم کمی با صحنه‌ی انفجار فاصله بگیریم و به کنار رودخانه برویم. در آن میانه‌ی خون و وحشت، چشمم به حاج علی موحد دانش افتاد. با وجودی که قبلا یک دستش در جبهه قطع شده بود، عجولانه این طرف و آن طرف می‌دوید و مجروحان را از معرکه خارج می‌کرد. آمبولانس‌هایی که برای انتقال آنها می‌آمدند، در ماسه و شن‌های کنار رودخانه گیرمی‌کردند و درجا می‌زدند. فکری به ذهن مصطفی رسید. از دور و اطراف چند پتو و تکه‌هایی چوب جمع کرد و زیر چرخ ماشین‌ها گذاشت تا بتوانند به حرکت خود ادامه بدهند. یکی دو بار نزدیک بود دستش زیر چرخ آمبولانس‌ها برود که عجله داشتند. جست و خیزش برای کمک به مجروحان، دل‌سوزانه و بسیار دیدنی بود. همه جا پر بود از خون و تکه‌های بدن. ناگهان از جمع شهدایی که در کنار چادرهای در حال انفجار قرار داشتند، یک نفر برخاست و به طرف‌مان آمد. قد بلندی داشت و زیرپیراهن سفیدش، از خون سرخ بود. هر دو دستش از کتف قطع شده بود و رگ و پی‌هایش آویزان و خون‌ریزان بود. جلو رفتم تا کمکش کنم. با حرکات ناموزون سعی کرد خود را از دستم برباید. با لهجه‌ی غلیظ آذری، با پرخاش و عصبانیت گفت: «من که چیزیم نیست ... برید سراغ اونایی که اون جلو هستن.» ا چشم اشاره به چادرها کرد و با طمانینه به طرف آمبولانس رفت. یکی از بچه‌ها در را برایش باز کرد و او با خونسردی سوار شد؛ بی آن‌که ذره‌ای درد در چهره‌ و صدایش پیدا باشد. پیکر متلاشی روحانی‌ای که هنگام نشستن و قبل از انفجار، او را دیدم و در بدو ورود به چادرشان برای ما دست تکان ‌داد، حدود صد متر آن طرف‌تر، در رودخانه افتاده بود. از صف قبل از انفجار جلوی دو توالت صحرایی، فقط تعداد زیادی دست و پا به جا مانده بود. چند تکه‌ بدن هم داخل چاه افتاده بود. وسط آن همه هراس و وحشت، ناگهان چشم‌مان به بچه‌هایی افتاد که در رودخانه مشغول شنا بودند؛ هراسان و لخت و بی‌هدف می‌دویدند تا جان‌پناهی پیدا کنند.[/right] [right]با مصطفی و چند نفر دیگر، مجروحی را که یک پایش از زانو قطع و آویزان بود، داخل پتو گذاشتیم و هر کدام یک گوشه‌اش را گرفتیم تا به آن طرف آب منتقل کنیم. پای آویزان او در دست من بود. وسط آب بودیم که ناگهان یکی از گلوله‌های آر‌پی‌جی از چادرهای سوخته، پرتاب شد و در وسط رودخانه، نزدیک ما منفجر شد. انفجار گلوله و لیزی کف رودخانه و شدت فشار آب، باعث شد من به داخل رودخانه بیفتم. مجروح که پایش به چند رگ و تکه‌ای پوست آویزان بود، ناله‌اش به هوا بلند شد. مصطفی، بلافاصله پای او را در بغل گرفت و مثل کسی که کودکی را ناز می‌کند، دست بر پای قطع شده‌ی او کشید و با التماس از مجروح عذرخواهی کرد. دو نفر از بچه‌ها را که بر اثر موج انفجار حال‌شان بدجوری خراب بود، انداختیم عقب وانت و به بهداری بردیم. سوله‌های بهداری، در محوطه‌ای باز نزدیک شهر سومار قرار داشت که هلی‌کوپترها هم آن‌جا می‌نشستند و مجروح‌ها را به شهرهای عقب منتقل می‌کردند. حدود 10 کیلومتر با محل انفجار فاصله داشت. چند مجروح را به آن‌جا بردیم. با تاریک شدن هوا، بالاجبار شب را همان جا خوابیدیم. [/right] [right]صبح روز بعد، دوربینم را برداشتم و به طرف محل بمباران رفتیم. هنوز دود از چادرها بلند بود و تکه‌های بدن شهدا روی زمین پراکنده بود. دو سه تا عکس بیشتر نگرفتم، چون فیلم کم داشتم.[/right] [right]علی شاهی گفت: چادرها داشتند توی آتیش می‌سوختند. من سعی کردم خودم رو به اون‌جا برسونم؛ بلکه بتونم اونایی رو که داشتند می‌سوختند، نجات بدم. ناگهان متوجه دو سه نفر شدم که پشت تپه‌ی کوچک کنار چادرها، پنهان شده بودند و تند و تند نارنجک می‌انداختند وسط چادرها، که انفجار همان‌ها باعث می‌شد کسی جرأت نکند به آن‌جا نزدیک شود. منافقین کثیف، در آن صحنه‌ی خون و وحشت هم بیکار ننشسته بودند و به ارباب خود، صدام، وقیحانه خدمت می‌کردند. از آنها چیز دیگری انتظار نمی‌رفت.[/right] [right]بخشی از کتاب در دست چاپ "از معراج برگشتگان" نوشته "حمید داودآبادی"[/right] [right]________________________________________________________[/right] [right][b]منبع:[/b] [url="http://davodabadi.persianblog.ir/post/346"]وبلاگ خاطرات جبهه[/url][/right]
  3. [right]البته بستن تنگه هرمز اصلا ربطي به مجلس نداره بايد فرمانده كل قوا دستور بده مجلس فقط در حد پيشنهاد و يا حداكثر جنگ رسانه اي اين موضوع رو مطرح كرده اونم با كلي هماهنگي با مقامات بالا همينجوري كه نمي شه طرح داد[/right] [right]البته اگر يك رزمايش در محدوده خليج فارس و تنگه هرمز اجرا كنيم و در طي مدت رزمايش مثلا 3 روز تردد هرگونه شناوري رو در محدوده آب هاي سرزميني ايران ممنوع كنيم مي تونه دستاورد هاي خوبي داشته باشه فقط بايد با آماده سازي رسانه هاي بين المللي همراه باشه ((خودمون خوراك تبليغاتي بديم)) و گرنه يك جو سنگين ضد ايراني راه ميوفته[/right]
  4. Life

    اخبار تحویل اس-300 به سوریه

    [right]اين خرس هاي احمق زماني از خواب زمستاني بيدار مي شوند كه بجاي يخ هاي قطب توي تنور ناتو افتاده باشند[/right] [right]هنوز فكر مي كنند مانند جنگ جهاني دوم مي تونن جلوي ابر قدرت هاي دنيا بايستند غافل از اينكه اينقدر از لحاظ تكنولو‍ژي عقب مانده اند كه اين فاصله رو ديگه نمي تونن جبران كنند ايدلوژي هاشون هم كه منسوخ و ورشكسته شده[/right]
  5. [right]چه عجب يه دفعه يه كي پيدا شد كه با رعايت اصول ديپلماتيك ! حرف حساب بزنه[/right] [right]من بودم اين آقا رو به عنوان وزيرخارجه معرفي مي كردم[/right]
  6. [right]با سلام[/right] [right]دوستان خيلي سطح توقعتون رو از موشك خليج فارس بالا نبريد چون هنوز در يك ميدان واقعي آزموده نشده و تا زماني كه چنين اتفاقي نيفته نبايد خيلي روش مانور كرد چه بسا دشمنان ما هم سيستم هاي خاص خودشون رو دارند براي مقابله با چنين برنامه هايي [/right] [right]صد البته دستاورد هاي دفاعي فرزندان اين مرز و بوم قابل ستايش هست[/right]
  7. در زمان خودش هم پرنده ضعيفي بوده! به چه اميدي ساختن صرفا دست يافتن به تكنولو‍‍ژي ساخت بوده يا براي امور دفاعي؟
  8. اوضاع عجيبي هست اگر اين رزمايش برگزار بشه خيلي از معادلات غرب رو بهم مي ريزه و در جبهه شرق نيز تحولات بنيادين را بدنبال خواهد داشت
  9. مديران گرامي اگر تكرار بود حذف كنند. در شماره 277 مجله صنایع نظامی اسراییل به تاریخ 1 دسامبر 2005 خلاصه ای از گزارش دوسالانه واحد اطلاعات ارتش اسراییل درباره ایران منتشر شده است . البته بر طبق عرف معمول این نمونه گزارشها در سه ماهه نخست سال آینده میلادی (2006) منتشر میگردد و در اختیار رسانه های عمومی قرار میگیرد ولی مجله صنایع نظامی اسراییل وابسته به وزارت دفاع اسراییل به انتشار قسمتهایی از این گزارش اقدام نموده است و با توجه به اینکه این نشریه ماهیانه( مجله صنایع دفاعی اسراییل) از نشریات معتبرمیباشد و زیر نظر وزارت دفاع اسراییل منتشر میگردد در صحت مطالبی که منتسب به "واحد اطلاعات ارتش اسراییل "نموده تردید نمیباشد . صاحب امتیاز این نشریه وزارت دفاع اسراییل میباشد و در مقابل عنوان زمینه فعالیت این نشریه عبارت:" بولتن خبری وزارت دفاع اسراییل" درج شده است و در گذشته نیز اینچنین مواردی توسط این نشریه پیش از اعلام رسمی منتشر گشته است .تمام مطالبی که در این مبحث عنوان میشود و بدان استناد میگردد ازصفحات 64 الی 72 شماره277 این نشریه(مجله صنایع نظامی اسراییل) به تاریخ 1 دسامبر2005 که به صورت ویژه نامه در آخرین شماره این نشریه در سال2005 منتشر شده است نقل میگردد.. البته این نمونه گزارش ها از سوی مراجع رسمی و غیر رسمی بسیاری منتشر میگردند ولی گزارش واحد اطلاعات ارتش اسراییل با همه آنها بسیار متفاوت میباشد .این واحد اطلاعاتی از بهترین و قدرتمند ترین واحدهای اطلاعاتی (= جاسوسی)در جهان میباشد تا آنجا که گزارشهای این واحد مورد استناد و استفاده سازمانهایی از قبیل سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده (CIA) و ارتش ایالات متحده و ... و مراجع و سازمانهای کشورهای مختلف جهان قرار میگیرد . برای اینکه بدین سخن من ایمان آورید از شما دعوت مینمایم تا بار دیگر به گزارش این واحد در سال 2003 درباره ایران توجه نمایید: http://nativ.cc/Jan2003/pine.htm اگر شما به میانه گزارش مذکور دقت نمایید این متن را مشاهده مینمایید : نقل قول: איראן רכשה טילי קרקע-אוויר HQ7 גם מסין, שהם הגירסה הסינית לטיל ה"קארוטל" הצרפתי, בעלי טווח של 12 ק"מ. איראן שוקלת רכישתו של טיל נ.מ קצר-טווח Tor-M1 כחלק ממערך ההגנה האווירית הרב-שכבתי שלה. ה- Tor-M1 היא מערכת טילי קרקע-אוויר המיועדים ליירט מטוסים, מל"טים/מזל"טים, טילים מונחים וכלי נשק מדויקים הטסים בגבהים שונים בסביבה אווירית צפופה. همانگونه که مشاهده مینمایید در این متن سخن از سیستمهای دفاع موشکی تور ام یک(Tor- M1) آورده شده است و این واحد اعلام نموده ایران تصمیم به خرید و استفاده از این سیستم دفاعی دارد و ما تا همین مدت اخیر و کمتر از دو هفته پیش یعنی اواخر سال 2005 میلادی و در آستانه سال 2006 میلادی و تا قبل از اعلام رسمی ایران و روسیه نیزما از آن بی اطلاع بودیم ولی این واحد اطلاعاتی در سال 2003 یعنی حداقل 2 سال پیش از اعلام رسمی این خبر از سوی مراجع رسمی(= مقامات ایران و روسیه) و خبرگزاریها آن را اعلام نموده بود . نیازی به عنوان نمودن دلایل دیگر برای سخنان خود نمیبینم . خلاصه ای (8 صفحه) از گزارش(104 صفحه) این واحد اطلاعاتی درباره ایران در نشریه صنایع نظامی اسراییل درج شده است .شما را به مطالعه آن دعوت مینمایم . این نشریه (مجله صنایع نظامی اسراییل )به نقل از گزارش واحد اطلاعات ارتش اسراییل آمار هواپیماهای در اختیار نیروی هوایی ایران (Iriaf & Irgc ) را اینگونه اعلام مینماید : نام هواپیما نوع تعداد موجود تعداد قادر به عملیات درصد آمادگی توضیحات H-6D بمب افکن سنگین 6 6 85% Iriaf Tu-22M بمب افکن سنگین 4 4 90% Iriaf F-7M ضربتی 65 30 80% Irgc مدرنیزه شده توسط ایران میراژ F1EQ چند منظوره 24 24 75% Iriaf هواپیماهای عراقی پناهنده به ایران اف14 ای شکاری و رهگیر 30 30 75% Iriaf مدرنیزه شده توسط ایران وروسیه فانتوم F-4D/E چند منظوره 76 70 70% Iriaf مدرنیزه شده توسط ایران میگ 23 BN جنگنده 24 24 80% Iriaf شامل هواپیماهای پناهنده عراق میگ 27 ضربتی 24 24 90% Iriaf میگ 29 ای و یوبی جنگنده و ... 48 48 90% Iriaf مدرنیزه شده توسط ایران و روسیه سوخو27 جنگنده 26 26 90% Iriaf اف 5E/F جنگنده 73 60 70% Iriaf اف 5 A/B آموزشی و جنگنده 33 ؟ 60% Iriaf اف 7 M جنگنده و بمب افکن 33 ؟ 50% Irgc مدرنیزه شده توسط ایران اف تی 7 = FT-7 ؟ 5 5 70% ؟ اف 6 جنگنده و بمب افکن 20 16 60% Irgc سوخو 20 جنگنده و بمب افکن 2 ؟ ؟ ؟ سوخو22 M جنگنده وبمب افکن 35 30 70% ؟ مدرنیزه شده توسط روسیه سوخو 24 MK ضربتی 33 30 85% Iriaf همراه با هواپیماهای پناهنده عراق سوخو 25 ضربتی 30 30 85% Irgc همراه با هواپیماهای پناهند عراقی آذرخش بمب افکن 4 4 90% Iriaf تا 18 ماه آینده به 30 فروند بالغ میشود میگ 31 رهیگر و شکاری 24 24 90% Iriaf ایلوشیون76 شناسایی و آواکس 1 1 80% Iriaf هواپیماهای پناهنده عراق فانتوم RF-4E شناسایی 15 7 70% Iriaf بویینگ 707-3J9C سوخت رسان 4 4 **** Iriaf بویینگ 707-3J9C حمل و نقل 10 10 **** Iriaf بویینگ 747F-125/131 حمل و نقل 7 7 **** Iriaf تعدادی به سوخت رسان تبدیل شده اند بویینگ 747-2J9F حمل ونقل 4 4 **** Iriaf تعدادی به سوخت رسان تبدیل شده اند آنتونوف 74 TK200 حمل و نقل 10 10 **** Iriaf & Irgc اف27 400M/600 حمل و نقل 10 10 **** Iriaf & Irgc ایلوشیون 76 MD حمل و نقل 15 15 **** Iriaf & Irgc شامل هواپیماهای پناهنده عراقی وای 12 = Y-12 حمل و نقل 9 9 ***** Iriaf & Irgc سی 130E/F حمل و نقل 34 23 ***** Iriaf ایران 140 حمل و نقل 45 45 ***** Iriaf & Irgc بویینگ 737-286 ارتباطات 1 1 ***** Iriaf اف 28 ارتباطات 1 1 ***** Iriaf فالکون20 E ارتباطات 1 1 ***** Iriaf جت استار L-1329 ارتباطات 2 0 ***** ***** هواپیمای فرماندهی 681B ارتباطات 3 3 ***** Iriaf پی سی 6 بی= PC-6/B امداد رسان 15 15 ***** Iriaf اف33 آ/ سی حمل و نقل 26 20 ***** Iriaf & Irgc توکانو EMB-312 حمل و نقل 22 15 ***** Irgc پی سی 7 حمل و نقل 45 45 ***** Iriaf & Irgc MFI-17 موشاک حمل و نقل 22 22 ***** Iriaf & Irgc وای 7 =Y 7 حمل و نقل 14 14 ***** Iriaf & Irgc سفارش داده شده است پرستو حمل و نقل 7 7 ***** Iriaf & Irgc درنا حمل و نقل 4 4 ***** ؟ توضیحات تکمیلی : • در این گزارش به سفارش خرید دو فروند آواکس A-50 از سوی ایران اشاره شده است که به نظر میرسد تا سال آینده میلادی به ایران تحویل گردند . • در این گزارش برای اولین است که از سوی یک نهاد و ارگان رسمی(= دولتی) در اختیار داشتن هواپیماهای سوخو27 و میگ 31 و توپولف 22 ام توسط ایران تایید میشود وتا پیش از این از سوی ایران و روسیه هیچگاه سخنی درباره این هواپیماها عنوان نشده است و گرچه منابع گوناگون و معتبر و ... نیز در اختیار داشتن این هواپیماها را توسط ایران را گزارش نموده بودند ولی واحد اطلاعات ارتش اسراییل به عنوان اولین مرجع رسمی (= دولتی) میباشد که این موضوع را تایید مینماید . البته در این گزارش آمده است ایران تا سال 2004 تعداد 24 فروند میگ 27 را از روسیه دریافت نموده است و همچنین با خرید تعدادی میگ23 از روسیه و اضافه نمودن هواپیماهای میگ 23 پناهنده عراقی به ان ایران یک اسکادران ازهر کدام از این هواپیماها(میگ 23 و میگ27) را تشکیل داده است . • در این گزارش اعلام شده است ایران در زمینه نیروی هوایی خود از سال 2003 تا 2005 قراردادهایی با مبلغ 1.5 ملیارد دلار با روسیه انعقاد نموده است که شامل خرید هواپیماهای میگ 27 و میگ 23 و آواکسهای A-50 و مدرنیزه نمودن انواع هواپیماهای سوخو 20/22/24/25 و هواپیماهای میگ 23/27/29 بوده است . • در گزارش سال 2003 این واحد نامی از هواپیماهای میراژ اف1 فرانسوی برده نشده است که این دلیل عدم تایید در اختیار داشتن این هواپیما از سوی ایران نبوده است بلکه عدم تایید توانایی استفاده ایران از این هواپیماها بوده است که پس از تایید توانایی استفاده ایران از این هواپیماها این هواپیما در آمار هواپیماهای ایران قرار گرفته است . • درصد کارایی اعلام شده برای هر هواپیما در این گزارش توسط کارشناسان مجله صنایع نظامی اسراییل تعیین شده است و در گزارش واحد اطلاعات ارتش اسراییل درصدی برای کارایی هواپیماهای مختلف تعیین نشده است . • در این گزارش همانگونه که مشاهده نموده اید تعداد هواپیماهای اف14 در اختیار ایران 30 فروند و تعداد قابل عملیات ان نیز 30 فروند ذکر شده است در گزارش سال 2003 این واحد اطلاعاتی تعداد هواپیماهای اف14 تحت اختیار ایران 60 فروند و تعداد قابل عملیات 20 فروند ذکر شده است ولی در گزارش سال2005 آمده است ایران با کمک روسیه هواپیماهای اف14 خود را مدرنیزه نموده است و در حال حاضر 30 فروند از این هواپیماهای مدرنیزه شده که قابلیت بسیاری بدان ها افزوده شده است از جمله قابلیت استفاده از انواع سلاح و موشکهای ساخت روسیه را در اختیار دارد و ایران از 30 فروند اف14 باقیمانده میتواند تعداد 17 فروند دیگر این هواپیما را مدرنیزه نماید .در مجموع 47 فروند اف14 مدرنیزه شده را در اختیار داشته باشد و از 13 فروند هواپیمای باقیمانده دیگر(که به احتمال قریب به یقین برای استفاده از قطعات آنان اوراق شده اند) میتواند10 فروند دیگر را برای شناسایی و هدایت سایر پرندگان خود ( به مانند آواکس) استفاده نماید و از 3 فروند باقیمانده نیز میتواند برای آموزش استفاده نماید . • در مورد میگ های29 نیز به نظر میرسد در قرارداد های سال 2003 تا 2005 نیز مدرنیزه شده اند یا در حال مدرنازسیون هستند و قابلیتهای بیشتری را دارا شده باشند . • در این گزارش عنوان شده است نیروی هوایی ایران از سایه محصولات ساخت ایالات متحده بیرون آمده است و باید این نیروی هوایی را دیگر متاثر از روسیه دانست که این سخن دور از ذهن نمیباشد زیرا با ورود هواپیماهای سوخو27 و میگ 27 و میگ 31 و پیش از آن هواپیماهای میگ 29 و 23 و هواپیماهای سوخو 22/24/25 به نیروی هوایی ایران بار بیشتر وظایف را بر عهده گرفته اند . • نیروی هوایی ایران نسبت از سال 2000 میلادی تا سال 2005 از نظر کمیت 25% رشد داشته است و از نظر کیفی 30% درصد رشد داشته است و از نظر کارایی رشد بیش از 50% را نسبت به سال 2000 و قبل ازآن داشته است . که این موضوع به واقعیت بسیار نزدیک است زیرا با افزوده شدن هواپیماهای سوخو27(26 فروند) و میگ 27 (24 فروند) و میگ 31(24فروند) و میگ 23 ( 16فروند) به تعداد هواپیماهای تحت اختیار ایران 90 فروند افزوده شده و از نظر کیفی با افزودن هواپیماهای جدید نامبرده شده و مدرنیزه شده هوایماهای میگ 29 و هواپیماهای پناهنده عراقی به مانند میگ 23 و سوخو20/22/25 نیز کارایی آنان ارتقا یافته است . و از نظر کارایی نیز همانگونه که خرید و مدرنیزه شدن هواپیماهای نیروی هوایی ایران در افزایش کارایی آن نقش دارد عامل دیگری نیز در این افزایش کارایی نقش دارد و آن رهایی از سایه محصولات ساخت غرب هستند که با توجه به تحریمهای موجود تاثیر بسیار بدی بروی کارایی نیروی هوایی گذاشته بود و در حال حاضر با توجه به استفاده از محصولات ساخت روسیه و عدم مشکل تحریم و اینگونه مسایل و دسترسی آسان به قطعات یدکی و سایر لوازم موارد مورد نیاز و امکان خرید نامحدود سلاح و ... برای استفاده در نیروی هوایی و امکان به روزی رسانی مداوم توسط شرکت سازنده و.... نیروی هوایی ایران به سطح بالای اطمینان و کارایی نزدیک شده است . البته مدرنیزه شدن هواپیماهای اف14 و دست یابی به کارایی 75% را نباید از ذهن دور داشت . • دور از ذهن نمیباشد که با توجه به پنهانکاری ایران که حتی وجود سوخوهای 27 خود را تکذیب مینماید توانایی استفاده هواپیماهای اف14 خود را در استفاده از سلاح های ساخت روسیه را نیز مخفی نماید و ما همچنان این هواپیماها(اف14) را که با موشکهای HAWK و AIM-54 به پرواز در میآیند را خواهیم دید و این موضوع( استفاده از سلاحهای ساخت روسیه) تا زمان بروز درگیری واقعی(آن روز بدور باد) نیز قابل مشاهده نخواهند بود . که صد البته این امر (پنهانکاری) برای استفاده از اصل غافلگیری (که بسیار مهم است) و عدم توانایی دشمن از ارزیابی صحیح توان نظامی ایران میباشد . • متاسفانه به علت حادثه ناگوار سقوط هواپیمای C-130نیروی هوایی ارتش باید از تعداد اعلام شده این هواپیما یک فروند کسر نمود . • در گزارش سال 2003 مطالبی درباره اف16 و ایران عنوان شد که بسیار جالب و قابل توجه بوده است و متاسفانه نتوانستم آن را به اطلاع شما دوستان برسانم در اینجا به نکاتی کوتاه در این مورد اشاره مینمایم . در گزارش سال 2003 واحد اطلاعات ارتش اسراییل که پیش از این سخن از آن برای شما گفته شد و آنرا مشاهده نمودید . اگر شما به بالای این صفحه نگاه بیندازید عبارت::: (1) 90::: را مشاهده مینمایید که نشان از ان دارد که این صفحه اول از گزارش 90 صفحه ای میباشد در میانه این گزارش شما این مطالب را مشاهده مینمایید : نقل قول: הכפלת עלויות התפעול השנתיות של הטייסות במספרים שנמסרו על-ידי חיל האוויר, תוך הכרה בכך שעלויות התפעול האמיתיות לטייסת אינן עולות על 50% מהוצאות התפעול של טייסת מודרנית של מטוסי F16 או AH64, מעלה כי עלות האחזקה השנתית הכוללת של חיל האוויר היא כ- 347.6 מיליון דולר (למעט עלויות כוח-אדם וציוד בממוצע שנתי) . که تنها عباراتی به مانندF16 و AH60 برای شما قابل شناسایی میباشد پیش از این مطالب و نامهایی از قبیل (AIO و SANAM) و .... را مشاهده مینمایید که مربوط به معرفی صنایع و مراکز نظامی ایران میباشد . در مطالب نقل قول شده امده است ایران به تعداد بسیارمحدودی ( حداکثر 5 فروند) از این هواپیما دست یافته است و تلاش دارد به تکنولوژی ساخت آن یابد و ایران تا سال 2003 تا 50% در این زمینه پیشرفت داشته است که شما میتوانید عبارت50% را در مطلب مشاهده نمایید البته هدف ایران از دست یابی به تکنولوژی ساخت این هواپیما برای ساخت و یا استفاده از این هواپیما نمیباشد بلکه با دست یافتن به این فن آوری از آن برای ساخت و مدرنیزه سایر وسایل خود استفاده نماید البته این مطالب در مورد هلیکوپتر AH-60 نیز صادق میباشد و مطالبی دیگر .... در خلاصه گزارش منتشر شده منتسب به واحد اطلاعات ارتش اسراییل در سال 2005 نامی از اف 16 و... برده نشده است ولی بدون شک در گزارش نهایی و کامل به این نکته اشاره خواهد شد و باید تا زمان انتشار متن کامل این گزارش درباره این موضوع اف16 های ایران صبر نمود . • گزارش واحد اطلاعات ارتش اسراییل درباره نیروی های زمینی و دریایی ایران نیز میباشد ولی با توجه به موضوع این انجمن ( هوافضا) به درج قسمتهایی از این گزارش اکتفا شده است . گزارش سال 2003 این واحد درباره ارزیابی توان نیروهای نظامی ایران بالغ بر 90 صفحه میشد ولی به نظر میرسد با توجه به مسایل عنوان شده گزارش سال2005 این واحد بالغ بر 104 صفحه باشد و خلاصه ای از این گزارش(8 صفحه) در این نشریه درج شده است . • در این گزارش به موضوعاتی از قبیل موشک شهاب 3 و ضد موشک پیکان(ARROW) نیز اشاره شده. نکته دیگر اینکه پروژه موشک پیکان (ARROW) پروزه مشترک بین ارتش اسراییل و صنایع مختلف نظامی اسراییل میباشد هدایت این پروژه در یک ستاد مشترک که از همه فعالان این پروزه تشکیل شده است انجام میشود. • در این گزارش عنوان شده است ایران اقدام به تربیت دلفین ها برای شناسایی و نابودی وسایل شناور دشمن( از قبیل ناو و ناوچه و ....)کرده است. این دلفین ها که به روی بدن آنها وسایل منفجره نصب شده است وسایل شناور دشمن را در دریا را شناسایی مینمایند و بدان ها حمله مینمایند . ایران ابتدا در پوشش پارک دلفین ها در جزیره کیش اقدام به جذب مربیان و تربیت کنندگان خارجی ( فرانسوی و ایتالیایی) نمود و با استفاده از دانش انها اقدام به تربیت دلفین ها در تحت عنوان پارک نمایشی دلفین ها نموده و بعد ازآن با دست یافتن به امکان آموزش دلفین ها که توسط این مربیان خارجی بدان دست یافته خود اقدام به تربیت دلفین ها برای استفاده در مقاصد نظامی نموده است . • با نگاهی به آمار سیستمهای موشکی ایران عنوان شده در گزارش سال 2003 و گزیده منتشر شده گزارش سال2005 میتوان به افزایش کارایی آن به مانند نیروی هوایی ایران پی برد به آمار اعلام شده ایران در سال 2003 توجه نمایید: SA-2 10 60 SA-7 250 SA-14 200 SA-16 100 SA-18 1,000 در سال1998( این امار مربوط به سال1998 میباشد که بدون شک تا کنون بسیار افزایش یافته است SA-10 در سال 1998 ( اولین واحد عملیاتی این سیستم در سال 1998 راه اندازی شده است . منبع: http://newcoy.persianblog.ir/post/155
  10. Life

    اعلی حضرت و فانتوم

    تا حالا اين عكس رو نديده بودم جالب بود و جالتر خاطراتي كه دوستان نقل كرده بودن
  11. Life

    تاپیک جامع عملیات سلطان-10

    نیروی هوایی عراق در سالهای آخر دهه 1970 میلادی قرادادهایی جهت خرید و بکارگیری جنگنده های میراژ اف 1 با فرانسه منعقد کرده بود . با آغاز کار ساخت این جنگنده ها در فرانسه و نزدیک شدن زمان تحویل آنها تعداد 47 متخصص فرانسوی به همراه تعدای جنگنده Mirage F1C در پایگاه هوایی الهوریه (در نزدیکی موصل) مستقر شدند تا کار آموزش خلبانان عراقی برای پرواز با Mirage F1EQ را شروع نمایند . این تحولات از چشمان تیزبین مسئولان نیروی هوایی کشورمان پنهان نمانده بود و آنان نیز اطلاع دقیقی از ماجرا داشتند . نیروی هوایی بی میل نبود تا با انجام حمله ای به پایگاه هوایی الهوریه کار آموزش عراقیها بر روی میراژ را متوقف کند و همچنین خوش آمدی نیز به ورود فرانسوی ها به جنگ گفته باشد . بنابر این طرحی برای انجام یک عملیات عمقی توسط نیروی هوایی و حمله به پایگاه هوایی الهوریه ریخته شد . در این طرح که با نام عملیت سلطان شناخته میشد قرار بود تا تعداد قابل توجهی جنگنده بمب افکن F-4 فانتوم تا عمق 300 کیلومتری عراق نفوذ کنند و آن پایگاه هوایی را نابود کنند .طراحان اصلی این عملیات سرهنگ افشار و سرگرد شوقی بودند . مطابق این طرح، قرار بود 6 فروند جنگنده F-4E ، هر کدام مسلح به 12 بمب MK-82 (متعلق به اسکادران های 31 و 32 شکاری تاکتیکی مستقر در پایگاه شهید نوژه همدان ) به هدف حمله نمایند . برای این حمله تصمیم گرفته شده بود تا جنگنده ها از شمال عراق به هدف نزدیک شوند ( بر خلاف معمول همیشه که جنگنده ها از شرق عراق وارد آسمان این کشور میشدند ) . این تغییر مسیر به جنگنده ها این امکان را میداد که از خطر قرار گرفتن در برد 12 سایت از 16 سایت موشکی شناخته شده SA-2 ، SA-3 و SA-6 مستقر در منطقه پرهیز نمایند ، همچنین این تغییر مسیر باعث میشد تا جنگنده ها در مسیر گشت های هوایی شناخته شده جنگنده های عراقی که عمدتا با MiG-21 بر روی شهر موصل صورت میگرفت قرار نگیرند . با این وجود ، بارگیری جنگنده های فانتوم با بمبهای 500 پوندی (آن ةم به تعداد 12 تیر برای هر جنگنده) باعث میشد تا وزن هواپیما شدیدا افزایش یابد و به تبع آن جنگنده ها نتوانند با تکیه بر سوخت داخلی خود و مخازن سوخت اضافه ماموریت را به سلامت انجام دهند ، از این رو نیاز به سوختگیری هوایی در بین مسیر احساس میشد . بنابر این قرار شد تا 2 فروند هواپیمای تانکر 707 به همراه گروه پروازی به داخل عراق وارد شوند و کار سوخترسانی به فانتومها را انجام دهند . برای محافظت از تانکرها هم قرار شد 2 فروند جنگنده F-14A تامکت (متعلق به گردان 81 شکاری تاکتیکی پایگاه هشتم شکاری اصفهان) در گروه پروازی حضور داشته باشند . این ماموریت یکی از معدود ماموریتهایی بود که هواپیماهای تانکر و جنگنده های تامکت به طور رسمی اجازه یافتند تا وارد خاک عراق شوند. برای حفظ اصل غافلگیری و شوکه کردن عراقیها ، تصمیم بر آن شد تا گروه پروازی سلطان (شامل تانکرها ، فانتومها و تامکتها) بعد از عبور از فضای هوایی ترکیه وارد آسمان عراق شوند . این آخرین باری نبود که جنگنده های نیروی هوایی از آسمان ترکیه استفاده میکردند . بعد از انجام همه مقدمات ، روز موعود فرا رسید و نیروی هوایی برای اجرای عملیات سلطان کاملا آماده بود . قبل از شروع عملیات سرهنگ افشار ماموریت را برای خلبانهای شرکت کننده کاملا تشریح کرد. وی ابتدا خلبانان فانتومها را نسبت به ماموریت توجیه کرد و در خلال آن به خلبانان گفت که آنها باید بر روی اصول پروازی تمرکز کنند ، همدیگر را در دید داشته باشند ، هدف را پیدا کرده و منهدم نمایند و سپس بعد از توجیه کردن خلبانان تامکتها خطاب به آنها تاکید کرد که آنها میبایست به همراه تامکتهایشان در کنار تانکر ها بمانند و از آنها کاملا محافظت کنند، چون اگر تانکر ها از بین بروند همه چیز از بین خواهد رفت . خود سرهنگ افشار قرار بود تا شخصا در عملیات حضور داشته باشد و از درون یکی از تانکرها عملیات را فرماندهی کند . سحرگاه روز 29 اکتبر 1980 ، پایگاه دوم شکاری تبریز ، شاهد برخاست 3 فروند تانکر 707 (1 فروند ذخیره) ، 8 فروند جنگنده فانتوم (2 فروند ذخیره) و 3 فروند جنگنده تامکت (1 فروند ذخیره) بود . هواپیماها در جنوب ارومیه به یکدیگر ملحق شدند و با حرکت در ارتفاع پایین و در پناه کوهها خود را از دید رادارهای عراقی مخفی کردند . قبل از ورود به آسمان ترکیه تمام هواپیماهای ذخیره به پایگاه بازگشتند . سپس بقیه هواپیماها که اکنون 10 فروند میشدند گروه پروازی سلطان را تشکیل دادند . این گروه پروازی شامل 6 فروند جنگنده فانتوم با اسامی سلطان 1 تا سلطان 6 ، 2 فروند جنگنده تامکت با اسامی سلطان 7 و سلطان 8 و 2 فروند هواپیمای تانکر 707 با اسامی سلطان 9 و 10 بود . لیدر دسته فانتومها ، سلطان 1 به خلبانی سرگرد شوقی بود ، لیدر تامکتها تامکت سلطان 7 به خلبانی کاپیتان صدقی بود و همبال (وینگ من ) او تامکت سلطان 8 به خلبانی کاپیتان طیبی بود. سرهنگ افشار نیز درون تانکر سلطان 9 قرار داشت و از آنجا عملیات را فرماندهی میکرد. هواپیماهای گروه پروازی سلطان به مسیر خود ادامه دادند و وارد آسمان ترکیه شدند و دقایقی به طی مسیر در آسمان ترکیه ادامه دادند ، سپس فضای هوایی ترکیه را ترک کرده و وارد آسمان عراق شدند و در پناه کوههای جبل سینجار به حرکت ادامه دادند ، سپس تمام جنگنده ها یکبار دیگر در آسمان سوختگیری کردند . پس از سوختگیری فانتومها راهی هدف شدند ،در حالیکه تانکرها و تامکتها در همان منطقه شروع به چرخیدن کردند و منتظر آنها ماندند . جنگنده های فانتوم پس از دقایقی توانستند تا بدون مشکل به هدف نزدیک شوند و با رها کردن بمب های خود آنجا را به جهنمی از آتش بدل نمایند . در همان زمانی که فانتومها مشغول بمباران پایگاه هوایی الهوریه و سپس برگشت به سمت تانکرها بودند، رادار یکی از تامکتها 4 جنگنده عراقی را در 70 کیلومتری تانکرها شناسایی کرد . با استفاده از تجهیزات شناخت دوست از دشمن ، مشخص شد که جنگنده های عراقی از نوع میگ 23 فلاگر هستند . خبر حضور جنگنده های عراقی سریعا به اطلاع سرهنگ افشار رسید . افشار میدانست که اکنون میگ 23 ها در منطقه ای بین تانکرها و فانتومها پرواز میکردند و اگر چه تاکنون متوجه حضور هیچ یک از هواپیماهای ایرانی نشده بودند ، اما امکان دارد که فانتومها در سر راه برگشت به سمت تانکرها به آنها بر بخورند و مشکلاتی برایشان بوجود آید ، در شرایط عادی جنگنده های فانتوم مشکلی در رویارویی با جنگنده های عراقی نداشتند اما در چنین ماموریتی سوخت به مانند زندگی بود و رسیدن جنگنده های فانتوم به تانکر ها بدون هیچ تغییر مسیر یا برخورد به دشمن ضروری مینمود ، همچنین هیچ کدام از فانتمها به موشک هوا به هوا مجهز نبودند . از این رو سرهنگ افشار به 2 فروند تامکتی که در معیت تانکرها پرواز میکردند دستور داد تا میگ 23 ها را رهگیری کنند و پیش از رسیدن آنها به جنگنده های فانتوم ، نابودشان کنند. از آنجایی که وقتی برای تلف کردن وجود نداشت ، هر دو تامکت سریعا از تانکر ها فاصله گرفتند و به یکدیگر ملحق شدند و در حالی که ارتفاعشان را به 15000 پا افزایش میدادند به سمت جنوب(مکان حضور فلاگر ها) حرکت کردند . صدقی و طیبی با چک کردن دستگاههای الکترونیکی هواپیماهایشان متوجه شدند که عراقیها هنوز متوجه حضور آنها نشده اند ، بنابر این بازهم افزایش ارتفاع دادند و خود را به ارتفاع 20000 پایی رساندند . در چنین ارتفاعی دست آنها برای حمله بسیار بازتر بود . در آن ماموریت تامکت سلطان 7 با دو تیر موشک AIM-54 فینیکس ، 3 موشک AIM-7 اسپارو و 2 تیر موشک AIM-9‌سایدوایندر مسلح شده بود و تامکت سلطان 8 نیز مجهز به 6 تیر موشک AIM-7 اسپارو و 2 تیر موشک AIM-9 سایدوایندر بود .به خوبی قابل درک است که تامکتها موشکهای دوربردتر و موثرتری نسبت به حریفان خود در اختیار داشتند ، اما هنوز موفقیت آنها منوط به رعایت اصل غافلگیری بود ، تا مبادا نیروی هوایی عراق متوجه حضور آنها شود و جنگنده های دیگری را نیز برای مقابله با آنها به آسمان بفرستد . خدمه تامکتها قرار کردند تا ابتدا تامکت سلطان 7 با فلاگرهای عراقی درگیر شود . در حال افزایش ارتفاع به 22000 پایی ، کمک خلبان تامکت سلطان 7 ، رادار AWG-9 جنگنده را در حالت TWS قرار داد و مشغول بررسی دقیق اهداف شد ، در فاصله 56 کیلومتری از فلاگر های عراقی ، جنگنده های عراقی به وضوح رادار تامکت صدقی قابل مشاهده بودند . 4 فروند میگ 23 به صورت جفتی پشت سر هم حرکت میکردند . صدقی تصمیم گرفت تا ابتدا به میگ 23های جلویی حمله کند . در فاصله 33 کیلومتری از جنگنده های عراقی ، صدقی اجازه شلیک موشک فینیکس را به کمک خلبان داد . وی موشک را بر روی اولین میگ 23 که در جلو حرکت میکرد شلیک کرد ، موشک بلافاصله از تامکت جدا شده و به سمت جنگنده عراقی که در ارتفاع 30000 پایی حرکت میکردند به پرواز در آمد . 8 ثانیه بعد نیز دومین موشک فینیکس به سمت دومین هواپیمای میگ 23شلیک شد . علیرغم شلیک 2 موشک ، هنوز میگ 23 ها به مسیر خود ادامه میدادند ، احتمالا آنها هنوز از حضور تامکتها در منطقه و سرنوشت سیاهی که در انتظارشان بود بیخبر بودند . در حالیکه خدمه تامکتها مسیر موشک های فینیکس را دنبال میکردند و منتظر نتیجه بودند ، از سوی سلطان 9 با آنها تماس گرفته شد و به آنها اطلاع داده شد که عراقیها از حمله به پایگاه الهوریه آگاه شده اند و به میگ 23 ها دستور داده اند تا به سمت فانتومها پرواز کنند و آنها را رهگیری نمایند . میگ 23 های عراقی قصد گردش و حرکت به سمت فانتومها را داشتند اما خوشبختانه فرصتی پیدا نکردند . اولین فینیکس به میگ 23 جلویی برخورد کرد و آن را به تلی از آتش بدل کرد . کمک خلبان تامکت سلطان 7 فریادی از خوشحالی کشید . با این وجود به نظر میرسید که موشک فینیکس دوم به هدف برخورد نکرده اما لحظاتی بعد کمک خلبان متوجه شد که دومین میگ 23 نیز در حال سقوط به طرف زمین است . به احتمال زیاد موشک به خود هواپیما برخورد نکرده بود اما فیوز مجاورتی آن منفجر شده بوده و سرجنگی قوی موشک فینیکس کار میگ 23 عراقی را یکسره کرده بود . تا این لحظه 2 فروند میگ 23 عراقی نابود شده بودند ، اما خدمه تامکتها فرصتی برای شادمانی نداشتند چون هنوز 2 فروند میگ 23 دیگر در منطقه حضور داشتند که ممکن بود خطراتی برای فانتومها ایجاد کنند . میگ 23 های باقی مانده کاملا گیج شده بودند و نمیدانستند چه باید بکنند ، آنها ابتدا به سمت جنوب تغییر مسیر دادند ولی بعد به سمت غرب تغییر مسیر دادند و پس از آن شروع به کاهش ارتفاع نمودند . آنها هنوز هم نمیدانستند که چه چیزی و از چه سمتی آنها را مورد حمله قرار داده است . صدقی و طیبی با دقت فعالیت آنها را بر روی رادارهایشان زیر نظر داشتند و منتظر موقعیت مناسبی برای شکار آنها بودند . شوک ناشی از متلاشی شدن 2 فروند میگ 23 در مقابل چشمان خلبانان میگ 23های باقی مانده باعث شد تا آنها دو اشتباه بزرگ انجام بدهند . یکی اینکه به سمت غرب راه افتادند و پشت خود را به سمت تامکتها نموده بودند (اکنون تامکتها دقیقا در پشت آنها قرار گرفته بودند) و دیگر اینکه کاهش ارتفاع داده بودند و باعث شده بودند تا تامکتها در ارتفاع بالاتری قرار بگیرند که برای حمله بسیار ایده آل تر بود . تامکتها برای چند لحظه پس سوز موتورهایشان را روشن کردند تا به سرعت مناسبی برسند و فاصله شان با فلاگر ها کمتر شود . خدمه دو تامکت اکنون خودشان را برای شلیک موشکهای اسپارو به طرف فلاگر های عراقی که فقط 12 کیلومتر جلوتر از تامکتها بودند آماده میکردند . اینبار نوبت طیبی بود که وارد عمل شود ، بنابر این صدقی 2000 پا از او فاصله گرفت تا مواظب اطراف باشد و چنانچه هنوز جنگنده عراقی ناشناخته ای در منطقه باقی مانده بود آن را رهگیری کند . لحظاتی مانده به شلیک موشکهای اسپارو ‏، طیبی با صدقی تماس گرفت و اعلام کرد که در CSD جنگنده اش مشکلاتی بوجود آمده است . ساختار سیستم تسلیحات تامکت بگونه ای است که بدون داشتن یک CSD فعال و بدون مشکل کار رهگیری دشمن و شلیک موشک کاملا غیرممکن است . طیبی میتوانست مشکل را حل نماید ، برنامه ریزی مجدد CSD در حدود 5 دقیقه زمان میبرد و 6 تا 8 دقیقه نیز نیاز بود تا سیستم ناوبری هواپیما اصلاح گردد . اما او در 300 کیلومتری عمق اسمان عراق قرار داشت و فرصت و سوخت کافی برای انجام اینکار ها نداشت . بدون CSD ، طیبی فقط میتوانست از مسلسل هواپیما استفاده کند و برای برگشت به فضای امن ایران نیازمند شانس زیاد و اسکورت از سوی جنگنده دیگری میبود . صدقی که از این مشکل آگاه شده بود و میدانست که طیبی فرصتی برای رفع مشکل ندارد به او دستور داد که از ادامه مسیر خودداری کند و به سمت منطقه ای که تانکرها در آنجا در حال گردش بودند برگردد و منتظر بماند . و خودش نیز به دنبال میگ23های باقی مانده به راه افتاد . صدقی موشک حرارتی را مسلح کرد و به دنبال میگ 23 ها به راه افتاد . وی یکبار دیگر نیز از پس سوز استفاده نمود تا به سرعت دست یابد . اکنون صدقی به نزدیکی فلاگر ها که در 10000 پایی پرواز میکردند رسیده بود . در 1500 متری آنها ، صدقی صدای قفل موشک سایدوایدر را شنید اما قبل از آنکه بتواند موشک را شلیک کند ، فلاگر ها به یکبباره از هم جدا شدند و لیدر به سمت راست گردش کرد و وینگ من هم به سمت چپ . مسلما آنها اکنون از حضور تامکت مطلع شده بودند . صدقی بلافاصله به راست گردش کرد و به دنبال لیدر رفت . فلاگر عراقی سعی در انجام مانورهای شدید جهت جلوگیری از شلیک موشک توسط صدقی داشت اما بالاخره صدقی توانست تا بر روی فلاگر قفل کند و موشک سایدوایندر را به طرفش شلیک کند . ثانیه هایی بعد موشک به هدف برخورد کرد و آن را متلاشی کرد . هنوز لحظاتی از متلاشی شدن فلاگر عراقی نگذشته بود که کمک خلبان صدقی به وی خبر داد که آخرین میگ 23 دقیقا در پشت سر آنها قرار دارد و همچنین سوخت چندانی برای آنها باقی نمانده است . در حال پرواز با سرعت 520 مایل بر ساعت ، با سوخت نه چندان زیاد و با یک میگ 23 دقیقا در پشت سر ، صدقی مانوری شبیه مانور کبرا انجام داد . این مانور باعث شد تا سرعت وی در چند ثانیه به یکباره از 520 مایل بر ساعت به 150 مایل بر ساعت کاهش پیدا کند . اما خلبان آخرین میگ 23 که انتظار چنین مانوری را نداشت غافلگیر شد و به یکباره از صدقی جلو افتاد . اکنون صدقی در پشت سر فلاگر عراقی قرار گرفته بود ، وی مجددا پس سوز را روشن کرد تا به سرعت دلخواه برسد سپس یک تیر موشک حرارتی سایدوایندر روانه فلاگر عراقی کرد . این مشوک نیز همانند 3 موشک قبلی به هدف اصابت کرد و باعث شد تا فلاگر عراقی منهدم شود . پس از منهدم کردن آخرین فلاگر عراقی ، صدقی پس سوز را خاموش کرد و با سرعت عادی به سمت تانکرها به راه افتاد . وی در تماس با سلطان 9 وضعیت خود را اطلاع داد و همچنین متوجه شد که تمام فانتوم ها به سلامت به تانکر ها رسیده اند و پس از سوختگیری راهی آسمان ایران شده اند . پس از لحظاتی صدقی و کمک خلبانش توانستند تانکر سوخترسان را ببیند در حالیکه فانتومهای سلطان 1 و سلطان 3 آن را اسکورت میکردند . صدقی توانست همانند سایر پرنده های حاضر در عملیات به راحتی سوختگیری نماید و به سلامت به آسمان ایران اسلامی برگردد . بعد از عملیات مشخص شد که فانتومهایی که به پایگاه هوایی الهوریه حمله کرده بودند ، علاوه بر وارد کردن خسارات جدی توانسته اند تا 2 فروند میگ 21 و یک فروند Mi-8 را نیز بر روی زمین از بین ببرند . همچنین حداقل یک متخصص فرانسوی در جریان حمله به هلاکت رسید و یک نفر دیگر نیز زخمی شد . بعد از این جریان تمامی متخصصان فرانسوی به فرانسه بازگشتند . همچنین بعدا مشخص شد که 3 خلبان از 4 خلبانی که میگ 23 هایشان توسط صدقی ساقط شده بود کشته شده اند که از جمله آنان میتوان به کاپیتان احمد صباح (شکارچی 2 فروند F-5E ایرانی در روز اول جنگ) اشاره کرد . -------------------------------------------------------------------- این مطلب ترجمه آزادی از مطلب کتاب Iranian F-14 Tomcat Units in Combat در مورد این عملیات بود. منبع :http://newcoy.persianblog.ir/ [color=darkblue]تکراریه http://www.military.ir/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&t=263 قفل شد LAST-WAR[/color]
  12. روی به موشک میانبردی به نام آمرام آورد که در آخرین مدل که همون مدل D باشه برد اون رو به 180 کیلومتر رسونده ...! شايد اسمش ميانبرد باشه ولي 180 كيلومتر همچين ميانبرد هم نيستا !
  13. خيلي با جالب بود ببينم از لحاظ مقررات ارتش اين تخلف محسوب نمي شه ؟ ((منظورم فرود در منطقه دشمن هستش))
  14. به نظر دوستان يكي چند فروختند؟ از لحاظ حفاظتي به لحاظ اينكه ما از مهاجر در سطح وسيع استفاده مي كنيم فروش چنين چيزي به ونزوئلا كه رويه درستي نداره بلا مشكل است؟
  15. دوستان ما بايد هميشه سخت ترين شرايط رو براي نيرو ها و تجهيزات رزمي مون در نظر بگيريم اينكه بگيم با چند تا دوش پرتاب محيط رو از وجود هواگردهاي دشمن پاك مي كنيم يا وسط بيابان اونم توي تابستان داغ اثر رارتي كمي داره يا اينكه دشمن همجا از پشتيباني توپخانه برخوردارنيست كه صحيح نيست بايد شرايطي رو در نظر گرفت كه هم دشمن در منطقه ما از پوشش هوايي خوبي برخوردار هست هم پشتيباني توپخانه رو داره در اين شرايط چه بايد كرد آيا موشك هاي دوش پرتاب ما توان مقاومت در برابر اخلالگرها رو دارند ؟ آيا در صورتي كه دشمن منطقه را به گلوله بست سرنشينان اين وسيله از حفاظت نسبي برخوردارند ؟ به نظر من بيشتر در وضعيت فعلي بيشتر به درد كمين زدن و گشت بكا و بكش ميخوره تا براي مقابله با دشمني كه در منطقه مستقر هست و پوشش هوايي داره
  16. به نظر من اين ATV ها با اين وضعيت بيشتر حكم ظرف يه بار مصرف رو دارند اون هم نه با كارايي صد در صد ! اول بايد ببينيم دشمن ما كيه ؟ جواب مشخص هستش آمريكا اسرائيل ناتو و . . .كه در زمينه قدرت هوايي از ما بسيار قوي تر هستند و اگر ما نتوانيم پوشش امن هوايي براي اين يگان فراهم كنيم به شكل قابل ملاحظه اي از كارايي آن كاسته مي شود. دوم بعلت نداشتن محافظ در قسمت بالاي ATV به سرعت توسط آتش توپخانه از دور خارج مي شوند اين طرح ها بيشتر به درد درگيري با دشمناني كه از لحاظ نظامي با ما هم رده هستند مي خورد كهالبته راه زيادي تا تكامل و پيشرفت آنها باقيست
  17. Life

    شكار تانك

    بهترين وسيله براي حفظ جان در نبر زره است ، سپر جز اولين زره هاي دنيا براي مقابله با ضربات شمشير ، تير و نيزه بود ، پوشيدن زره و تكامل آن نقطه عطفي در جنگ هاي باستان بوجود آورد شواليه ها زره پوشان آن دوران بودند. در جنگ جهاني اول تير بارها توان رزمي نيروهاي پياده را بسيار محدود كردند و تحرك را به حداقل رساندند. دليل اصلي اين موضوع نداشتن حفاظ لازم براي نيروهاي پياده بود ، زره پوش مناسبي بايد طراحي مي شد . اينگليسي ها با الهام از تراكتور زنجيردار هولت كه در زمين هاي ناهموار به راحتي حركت مي كرد و با نصب ورقه هاي ضخيم فلزي در اطراف آن و يك سلاح مناسب جهت شليك به دشمن وسيله مخوفي را ساختند ، طراحي اين وسيله تحت تدابير امنيتي صورت مي گرفت و براي مخفي ماندن پروژه نام تانك به معني مخزن آب را روي آن گذاشتند كه بعد ها هم به همين نام معروف شد ، البته آلماني ها به آن پانزر و فرانسوي ها شار ، اسپانيايي ها كارودكامبت و عرب ها دبابه مي گويند. آن زمان ابتدا تانك ها را به دو صورت مي ساختند تانك نر كه مسلح به توپ و تانك ماده كه مسلح به تيربار بود بعد ها تانك هايي ساخته شد كه هم توپ و هم مسلسل داشت . تانك ها در سال 1916 وارد جنگ شدند و با وجود تعداد كم توانستند پيروزي هاي زيادي كسب كنند. اولين نبرد بزرگ تانك ها در 20 نوامبر 1917 در كامبرا رخ داد . در اين عمليات 476 تانك شركت كردند و توانستند به پيروزي سرنوشت سازي دست يابند ، تانك ها موفق شدند با غافلگير كردن حريف 8000 نفر را اسير و بيش از يكصد توپ را به غنيمت بگيرند بعد از جنگ جهاني اول كشورهاي انگليس آلمان آمريكا فرانسه و شوروي هر كدام طبق انتظارات و دكترين هاي خود در جنگ تانك هايي را طراحي كردند . با روشن شدن آتش جنگ جهاني دوم توسط آلمان لشگرهاي زرهي باجايگاه ويژه اي وارد عمل شدند . زرهي به نيروي مختلطي متشكل از تانك ، نفربر و ساير خودروها اطلاق مي شود كه در جبهه هاي نبرد نيروها را به صورت سواره جابجا مي كند ، اين نيرو با داشتن سه مزيت حفاظ زرهي ، قدرت آتش بالا و تحرك در صف و خطوط دشمن رخنه و مي توان گفت در حمله بهترين خط شكن نبر د و در دفاع نيز بهترين سنگر متحرك است . ابتداي جنگ جهاني دوم نيرو هاي پياده با نارنجك هاي دستي و مواد آتش زا به جنگ با تانك ها مي رفتند ، براي انجام اينكار افراد بايد به تانك نزديك مي شدند كه خطرات زيادي را براي آن ها در پي داشت آن زمان توپخانه دشمن اصلي تانك بشمار مي آمد ، توپخانه اي كه در پشت درختي يا خرابه هاي شهري مخفي شده بود مي توانست تانكي را نابود كند ، ورود تفنگ ها و موشك اندازهاي ضد تانك توانست دوران شكست پذيري تانك ها را بخشد امروزه نيروهاي پياده با مجهز شدن به انواع سلاح هاي ضد تانك و بهره گيري از تاكتيك شكار تانك مي توانند بهترين و مدرن ترين تانك را نابود كنند . براي آشنايي با فنون شكار تانك ابتدا بايد با نقاط ضعف و قوت تانك آشنا شد . تانك هاي مدرن امروزي معمولا توانايي هاي زير را دارند : 1. قدرت تحرك و سرعت بالا در زمين هاي ناهموار و شيب دار 2. قدرت و دقت آتش بالا به وسيله توپ و تيربارها 3. حفاظ زرهي مقاوم و چند لايه براي مقابله با اصابت احتمالي انواع مهمات پرتابي به بدنه 4. اقدامات ضد شناسايي توسط دستگاه هاي خنك كننده و سيستم دود استتار در كنار اين توانايي ها تانك ها عموما نقاط ضعفي هم دارند : 1. وزن سنگين و محدوديت عبور از پل ها و زمين هاي نرم 2. جثه بزرگ كه باعث ديد و هدف قرار گرفتن مي شود 3. محدوديت ديد خدمه 4. عدم عبور از بعضي مناطق شهري و كوهستاني تانك ها داراي نقاط كوري هستند كه شكارچيان تانك مي توانند با بهره گيري از آن خود را به تانك نزديك كنند. محدوديت ديد در تانك هاي مختلف متفاوت است اما عمده تانك ها در قسمت جلو ديد نسبتا خوب ، در قسمت پهلو ديد بسيار محدود و پشت سر نيز فاقد ديد هستند. البته شرايط فوق هنگامي ايجاد مي شود كه خدمه تانك در داخل تانك با وضعيت دريچه بسته نشسته باشند.اطراف تانك را زاويه بي روح يا منطقه مرده تانك گويند به عبارت ساده تر لوله تانك از زاويه معيني پايين تر نمي آيد و تانك تا شعاع چند متري خودش را نمي تواند با توپ بزند ، اين شعاع بستگي به نوع تاك دارد و لي از 25 متر تجاوز نمي كند ، پس اگر شكارچي تانك در فاصله چند متري تانك قرار بگيرد حتي اگر خدمه تانك آن را ببينند قادر نيستند او را با توپ بزنند . البته به اين نكته توجه داشته باشيد كه تانك به جز توپ داراي سلاح هاي ديگري هم است. تانك ها معمولا داراي نقاط آسيب پذيري بشرح زير هستند : 1. زره تانك : در اطراف ارابه قطر زره متفاوت است . معمولا جلوي تانك و برجك بيشترين قطر زره را دارد و آن را شيب دار درست مي كنند تا در صورت اصابت مهمات پرتابي كمانه كند ، تنها بين برجك و بدنه در قسمت جلوي تانك آسيب پذير بوده كه هدف گيري آن هم بسيار مشكل است ، قسمت هاي پهلو ، عقب و زير تانك كمترين قطر زره را دارد و اگر مورد اصابت قرار گيرد تانك آسيب مي بيند. 2. دهليز موتور : در بسياري از مواقع حتي انفجار نارنجك يا مواد ساده آتش زا مي تواند با صدمه زدن به نقاط حساس موتور تانك را زا حركت انداخته و متوقف كند و آن را به صورت يك هدف ثابت در آورد. 3. دستگاه تعليق ((شني ها و چرخ هاي تانك)) :‌ با انفجار كوچكي شني تانك قطع و پاره خواهد شد كه در اين صورت تانك متوقف مي گردد ، حتي قرار دادن ميله ، الوار و يا سنگ بزرگي در بين چرخ هاي هرزه گرد يا چرخ خورشيدي هم موجب توقف و يا كندي حركت تانك مي شود. 4. برجك : معمولا زره نسبتا قوي دارد ، درون محل قرار گرفتن مهمات و گلوله هاي تانك مي باشد و اگر مورد اصابت شديد گلوله يا موشكي واقع شود تانك منفجر خواهد شد. 5. باك سوخت : شامل باك هاي داخلي و خارجي است ، باك داخلي اغلب در اطراف دهليز موتور و باك خارجي در عقب يا بغل تانك نصب مي شود ، تانك ها معمولا قبل از درگير شدن با دشمن باك هاي خارجي خود را خالي مي كنند ولي در صورت هدف قرار گرفتن آن تانك آتش مي گيرد. 6. جنگ افزار هاي تانك : از كار انداختن جنگ افزار هاي تانك بسيار مشكل است براي اينكار ابتدا بايد تانك را از حركت انداخت ، بعد شكارچي بدون اينكه ديده شود با رعايت استتار و اختفا خود را به نزديكي تانك برساند و با قرار دادن مواد منفجره در اطراف يا داخل لوله توپ آن را از كار بياندازد. نيروهاي پياده مي توانند با انواع موشك ، تفنگ ضد تانك ،نارنجك تفنگي ، مواد آتش زا ، مين و تله هاي انفجاري تانك را هدف قرار دهند ، بهترين وسيله براي شكارچيان تانك استفاده از موشك هاي ضد تانك است . به جز جنگ افزارهاي ضد تانك تاكتيك هاي پدافندي بسياري وجود دارد كه مي توان با كمك آن واحد هاي زرهي دشمن را متوقف يا حركت آن را كند نمود . ازجمله اين تاكتيك ها انجام عمليات تاخيري براي گرفتن وقت از دشمن است . اين تاكتيك شامل ايجاد و احداث ميادين مين ، باتلاق ، بريدگي هاي ضد تانك ، راه بندي (( در گذرگاه هاي جنگلي و كوهستاني و يا ريختن سنگ بزرگ در مسير حركت تانك )) و . . . . است . تانك ها در رزم هميشه با آرايشات نظامي حركت مي كنند، هنگام حمله به تانك ها آرايشات آن ها را بايد در نظر گرفت ، جنگ الكترونيك و ايجاد اختلال در سيستم مخابراتي براي تانك ها معضل ايجاد كرده و هماهنگي بين آنها را از بين مي برد. نيروهاي پياده اي كه همراه يا اطراف تانك ها حركت مي كنند و به آن ها اصطلاحا پياده زرهي مي گويند براي شكارچيان تانك مزاحمت ايجاد مي كنند وظيفه آنها شناسايي موانع و مواضع ضد تانك است . پياده زرهي جاهايي كه تانك ها نمي توانند پيشروي كنند وارد عمل مي شوند اين تاكتيك براي اولين بار توسط(( ژنرال رومل )) بكار گرفته شد. نفرات پياده تا نزديك منطقه نبرد سوار بر نفربر و تانك هستند و بايد با آتش شديد توپخانه و خمپاره از پياده شدن آن ها جلوگيري كرد. استفاده از توپخانه ، خمپاره و . . . . باعث مي شود كه خدمه درون تانك رفته و دريچه را ببندند ، شليك گلوله هاي دودزا ديد خدمه تانك را كاهش مي دهد . شكارچي تانك هميشه با مقداري فاصله از سايرين نيروها حركت مي كند تا اگر دشمت تجمع نيروها را مورد آتش شديد قرار داد به او آسيبي نرسد‌، تانك ها بعضي اوقات براي شناسايي مواضع ضدتانك در فواصل دور مانور مي دهند كه در اين هنگام شكارچي نبايد با آتش زود هنگام موضع اختفا خود را لو داده و موشك را هدر دهد ، بلكه بايد بعد از اينكه تانك ها در تيررس كامل قرار گرفتند از اطراف به آنها كمين زد و پس از شليك هر موشك تغيير موضع داد. موشك هاي ضد نفر را نبايد عليه تانك بكار گرفت چون قدرت كافي و لازم را ندارد فقط در صورت اجبار و اتمام مهمات ضد تانك مي توان شني تانك را با آن هدف قرار داد . مهمات نبايد بيهوده مصرف شود و فقط زماني شليك كرد كه هدف مورد اصابت قرار گيرد . تيربارچي ها مي توانند با هماهنگي لازم بهترين پوشش را براي شكارچيان تانك ايجاد كنند، هنگامي كه تانك مورد اصابت قرار گرفته هر لحضه ممكن است منفجر شود و بايد از آن دور شد. در مناطق كوهستاني و شهري و . . . . كه تانك ها با آرايش ستوني حركت مي كنند ابتدا تانك جلو و سپس تانك آخر ستون را زد و بعد از آن ساير تانك ها را مورد هدف قرار داد. مجله جنگ افزار شماره 25 ديماه 1385
  18. Life

    شكار تانك

    با سپاس از دوست خوبمون علي آقا كه زحمت بروز كدن مقاله رو كشيدن و الحق و النصاف نكات دقيق و موشكافانه اي عرض كردند
  19. فارغ از صحت يا عدم صحت اين خبر بسيار مغرور كننده و اميدور كننده است ولي اميدوارم صحت داشته باشه؟ راستي اگر F22 ها قصد در گيري داشتند آيا از فواصل دور تر از 32 مايل امكان زدن پرنده هاي ما رو داشتند؟
  20. Life

    جنگ شهري

    ¬جنگيدن در مناطق شهري و ساختماني به سبب محدوديت استفاده از خودروهاي زرهي و هواپيما ها عدم توانايي برخي از جنگ افزارها و كم شدن ميدان ديد و تيريگان هاي درگير شرايط خاصي ايجاد مي كند و نبرد در اين مناطق با بكارگيري تاكتيك وي‍ژه امكان پذير است كه به آن جنگ شهري مي گويند. در عمليات نظامي پيروزي كامل با جنگ زميني بدست مي آيد و باگسترش دامنه جنگ در گيري بداخل شهر ها كشيده ميشود هدف از تصرف شهرها دست يابي به اهداف اسراتژيك و منابع اقتصادي آن است و تسلط يا عدم تسلط بر شهر تاثيرات سرنوشت سازي را بدنبال خواهد داشت كه در پيروزي يا شكست نبردهاي بعدي موثر مي باشد اكنون نگاهي مختصر به تاكتيك جنگ شهري در دوران مختلف تاريخ مي اندازيم: از ابتداي حيات بشر تا كنون انسان در معرض خطرهايي همچون حمله هم نوعان ، حيوانات وحشي و شرايط بد جوي قرار مي گرفت‌، انسانهاي اوليه به جستوجويي محلي امن جهت سكونت پرداخته و غار را به عنوان اولين مسكن خويش انتخاب كردند پس از گذشت ساليان دراز انسان داراي تجربه و توانايي بيشتر شد و كم كم دشت را به جاي غار جهت سكونت برگزيد ، ذات اجتماعي زيستن انسان باعث بوجود آمدن دهكده ها و روستاها شد و براي دفاع در برابر حمله قبايل ديگر و دزدان و جلوگيري از ورود حيوانات وحشي اطراف روستا را ديوار يا خندق مي كشيدند ولي با اين وجود ساكنين از گزند حمله مهاجمين در امان نبودند و مي بايست محل هاي سكونت مستكمي طراحي مي شد و اين امر سر آغازي براي ساخت قلعه ها گشت. راه نفوذ و تسخير قلعه ها با داشتن ديوارها و دروازه هاي بلند و مستحكم و پست هاي نگهباني در اطراف آن بسيار دشوار بود و مهاجمين با توجه به شرايط از تاكتيك هاي زير جهت تصرف قلعه استفاده ميكردند : 1.جنگيدن و از بين بردن مدافعين 2.خراب كردن ديوارها و دروازه ها با روش هاي گوناگون 3.نقب زدن و ورود از راه هاي مخفي 4.نفوذ ستون پنجم به داخل قلعه 5.استفاده از ادوات جنگي مانند منجنيق 6.محاصره هاي طولاني و قطع ارتباط با بيرون 7.توسط عوامل ميكروبي و بيمار كردن مردم قلعه 8.قطع مسير جريان آب رودخانه به قلعه 9.اجراي جنگ رواني جهت ترساندن و تسليم مدافعان 10.آتش زدن قلعه در قرن پنجم قبل از ميلاد كوروش هخامنشي تصميم به فتح بابل مي گيرد ، آن زمان استحكامات و برجهاي آن شهر مشهور آفاق بود ، پارسي ها با بابلي ها در نزديكي شهر جنگ كرده و آنان را شكست دادند و پادشاه مغلوب با عده زيادي از سپاهيان به داخل شهر گريخت. تصرف بابل با حمله محال بود و با وجود مزارع وسيع داخل شهر محاصره آن هم به درازا مي كشيد، در اين وضعيت كوروش تاكتيك ويژه اي بكار برده و دستور مي دهد مسير آب فرات كه به داخل شهر جريان داشت را برگردانند ، پس از كم شدن اب در مجراي ورودي به شهر سپاهيان پارس از آن محل بداخل يورش برده وبدون كشتار و غارت بابل را فتح مي كنند. طي ساليان دراز و گذشت زمان ساختمان ها و شهر ها تكامل يافته و باورود تسليحات و تجهيزات جديددر تاكتيك جنگ شهري نيز تغييرات عمده اي حاصل شده است ، در جنگ جهاني دوم آلمانها داراي تاكتيك برتر در زمينه جنگ شهري بودند آنها در ابتداي جنگ به دليل وجود خط دفاعي مستحكم ماژينو كه فرانسوي ها آن را در ساسر مرزهاي مشترك خود با آلمان كشيده بودند نمي توانستند به فرانسه حمله كنند اما ديري نپاييد كه آلمانها با تصرف بلژيك در سال 1940 ميلادي از طريق مرزهاي آن كشور به منطقه استراتژيك آردن در شمال شرق فرانسه حمله و شهر سدان را تصرف كردند و به اين طريق جبهه فرانسوي ها شكافته و وارد آن كشور شدند لازم به ذكر است اين شهر در طول تاريخ جنگ هاي زيادي به خود ديده و همان شهري است كه در سال 1870 ميلادي در آن از قواي پروس شكست خورده و ناپلئون سوم سقوط كرد . البته هميشه نيز پيروزي نصيب آلمانها نمي شد آن ها در سال 1942 ميلادي بر خلاف نظر ژنرال هالدر رئيس و.قت ستاد ارتش آلمان كه طراح اصلي حمله به روسيه بود و بنا به دستور مستقيم هيتلر به استالينگراد حمله كردند ژنرال پاولوس مامور فتح استالينگراد گرديد وي در آن شهر با مقاومت سر سختانه روس ها مواجه شد و تصرف شهر با نبردهاي خانه به خانه و كوچه به كوچه به كندي پيش مي رفت و سر انجام نيز در حلقه محاصره گرفتار شدند فيلد مارشال پاولوس به همراه 23 ژنرال ديگر و 20 هزار نفر از سربازان باقي مانده اش به دليل دادن تلفات سنگين و نرسيدن كمك خود را تسليم قواي روس كردند. پس از پايان جنگ جهاني دوم قوانين بين المللي تا حدودي عمليات نظامي را در شهرها با محدوديت مواجه مي سازد هر چند كه در مواردي مانند ويتنام اين قوانين توسط مجريان خود نقض گرديد!!! آمريكايي ها بعد از جنگ ويتنام با بهره گرفتن از تجارب و ايجاد تغيير در تاكتيك هاي خود توانستند در عمليات هاي بعدي مانند نبرد عادلانه در پاناما 1989 ميلادي و نبرد موگاديشو در سومالي 1993ميلادي موفقيت نظامي بدست آورند. هرچند كه در عمليات هاي گسترده بعدي در افغانستان و عراق با وجود پيروزي نظامي نتوانستند ثبات و امنيت را به ارمغان بياورند و امروز جهان شاهد نا امني و اقدامات گسترده تروريستي در اين كشورها است . اكنون تاكتيك جديد جنگ شهري جايگزين روش هاي سنتي پيشين شده است البته در بعضي از مواقع نيز دولت هايي مانند صدام حسين ديكتاتور سابق عراق ترجيح مي دهند براي رسيدن به اهداف خود به هر روش غير انساني متوسل شده و قوانين بين المللي را زير پا گذاشته و با بكاربردن سلاح هاي ممنوعه شيميايي در مناطق شهري موفقيت هاي پوشالي نصيب خود كنند . موفقيت در جنگ شهري مسلزم رعايت اصول و قواعد آن است كه بصورت مختصر به بيان پاره اي از آن مي پردازيم . قبل از اجراي عمليات جنگ شهري بايستي اطلاعات و براوردهاي زير را بدست آورد و شناسايي هاي لازم را انجام داد : 1.نقشه شهر را تهيه نمود و كليه نقاط حساس ، مرتفع و مستكم را در آن علامت گذاري كرد بدون داشتن نقشه عمليات با مشكل مواجه خواهد شد. 2.وضعيت دشمن از لحاظ تعداد نفرات، تجهيزات و امكانات شناسايي شود ، بايد توان رزمي دشمن را سنجيد و نقاط ضعف و قوت او را در نظر گرفت . 3.جنبه هاي تاكتيكي زمين شامل وضعيت و كليه عوارض حساس شناسايي شود . 4.وضعيت جوي را از قبيل سردي و گرمي هوا ، ميزان روشنايي و بارش احتمالي در نظر داشت و قبل از عمليات وضعيت كامل جوي پيش بيني شود. 5.حضور غير نظاميان در شهر باعث حساسيت عمليات مي شود ، تدابير لازم جهت حفاظت از جان آنها اتخاذ گردد. اطلاعات فوق را مي توان از طريق نقشه ها ، عكس هاي ماهواره اي ، عكسبرداري ، ستون پنجم ، زندانيان جنگي ، غير نظاميان و .... بدست آورده و اقدام به طراحي عمليات كرد سپس نيروها را نسبت به وظايف خود توجيه نمود و هنگام نبرد نيز به موارد زير توجه داشت : 1. دستورات فرماندهي را اجرا كرده و يگانها از هماهنگي لازم برخوردار باشند. 2. كليه كليه ساختمانها نقاط حساس ، مرتفع و مستحكم را جهت داشتن ميدان ديد و تير برتر در اختيار گرفت. 3. با رعايت قوانين اختفا و پوشش به دقت به سمت دشمن تير اندازي شود. 4. در صورت امكان عمليات با آتش دقيق سلاح هاي سنگين و نيمه سنگين پشتيباني شده و از مواد منفجره جهت رخنه به ساختمانها استفاده گردد. 5. براي ارتباطات از بيسم ، پيك و ارتباط بصري استفاده شود. 6. راههايي كه به آن نياز نداريد جهت جلوگيري از استفاده دشمن مسدود شود. 7. نسبت به پاكسازي ساختمانها از وجود دشمن اقدام شود. 8. در سطح شهر اقدام به گشت زني و بر پايي ايست و بازرسي كرد. نكته مهم برخورد با غير نظاميان است كه بايستي با آنها طبق مقررات بين المللي و اصول انساني برخورد شود و نيروهاي نظامي اقداماتي از قبيل خلع سلاح ، سرشماري ، رفع نيازها(مسكن ، غذا، دارو)و پاكسازي شهر از مواد منفجره عمل نكرده و تله هاي انفجاري را انجام دهند . موافق يا مخالف بودن غير نظاميان تاثير به سزايي در اوضاع دارد و بايد با اجراي عمليات رواني فضاي آرامي را حاكم ساخت و اقداماتي را جهت شناسايي و دستگيري ستون پنجم بعمل آورد. امروزه مسائل سياسي و قوانين بين المللي به سبب حضور غير نظاميان باعث محدوديت استفاده از برخي جنگ افزار ها و ادوات نظامي در شهرها شده و انعكاس اخبار به سراسر دنيا هم واكنش مختلف مجامع بين المللي و جهاني را نسبت به موضوع در پي دارد و همين امر تغييراتي را در تاكتيك جنگ شهري ايجاد كرده است. مجله جنگ افزار شماره 22
  21. بنظرم براي كشو ما Btr-t بهتر باشه چون از لحاظ تهاجمي و تدافعي قابليت مانور بيشتري داره و با توجه به روحيه انتقام گيري ما در نبرد هاي احتمالي گزينه مناسب تري هست
  22. واقعا لذت بردم چند وقت بود كه از اين دست مقاله ها در سايت يافت نمي شد
  23. نمي دونم چرا هر وقت حرف از جنگ و تهديد عليه ايرارن مي شه همه يه راست كل ضعف هاي نيروهاي نظامي رو فراموش مي كنيم يه راست مي ريم سراغ نيروي هوايي ؟ باور كنيد در نيروي زميني و دريايي هم ضعف ها ونقصان هاي زيادي داريم ! اين مطلب درست هستش كه هركس برتري هوايي داشته باشه به ميزان زيادي دست بالا رو روي زمين ميتونه داشته باشه اما همه مطلب اين نيست اين خوبه كه نظر همه افراد از بزرگ بيني صرف به واقعيت بيني داره تغيير مي كنه اما اين جريانبايد در نيروهاي زميني و دريايي هم دنبال بشه