saman_777

استراتژی دفاع مسطح ( موزائیکی ) / ضربه دوم ،ساختار و سطح پاسخ نامحدود به تهدیدات نظامی

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

نبرد موزاييكي سلام. چند وقت پيش يكي از دوستان درخواست كرده بود درباره نبرد موزاييكي توضيح بدم منم كه خراب معرفت و مرام !!! قول دادم تو اولين فرصت اين كار رو بكنم. حالا چند ماهي از اون موقع ميگذره و به قولم عمل كردم ( چقدر خوش قول ) توصيحاتي كه در ادامه مينويسم خيلي كلي نوشته شده و فقط اصول كار رو توضيح ميده. دقت كنيد كه اگه بخواين درباره چنين موضوعي مطلب بنويسين يه كتاب قطور از آب درمياد. نبرد موزاييكي در تعريف كلي و ساده يعني « دفاع در هر نقطه ». از نام «موزاييكي» هم همين برداشت ميشه. البته نبرد موزاييكي نامهاي ديگه‌اي هم داره كه عبارتند از : شطرنجي ، نامتقارن ، چريكي ، پارتيزاني ، نبرد علوي و … حالا ببينيم چرا اين نوع استراتژي چند ساليه كه تو كشور فكر تمام كارشناساي نظامي رو به خودش جلب كرده. وقتي شما بخواين از يه بُعد جغرافيايي دوردست به هدف حمله كنين ( مثلا يه كشور در فاصله دور ) برآورد هزينه اين لشكركشي سرسام آور ميشه. حقوق پرسنل، سوخت، مهمات، تغذيه، بهداشت و درمان، آب و هوا، تجهيزات، يگانهاي زرهي، توپخانه، موشكي، البسه، عمليات رواني، تبليغات داخلي به نفع اين جنگ ، مسائل پيش بيني نشده و … در اين وضعيت بهترين نوع تك (آفند) حمله به قلب دشمن اونم در سريعترين زمان ممكنه و بهترين استراتژي شامل هلي‌برن نفرات و تجهيزات به قلب دشمن ميشه. اين دقيقا استراتژي آمريكا طي يك دهه اخيره. آمريكا به خاطر تجربه تلخي كه در جنگ ويتنام به دست آورده به اين نتيجه رسيده كه انتقال يه لشكر كلاسيك نميتونه پيروزي در جنگ رو تضمين كنه، حتي اگه در جنگ پيروز بشين اين پيروزي بهاي بسيار سنگيني داره. در نتيجه بهتره كه از قاعده جنگ موزاييكي استفاده كنين. اين قاعده طي چند مرحله به اجرا درمياد كه عبارتند از: عمليات سنگين رواني بر عليه دشمن - تضعيف حكومت بوسيله تحريم، بمب‌گذاري، بازيهاي سياسي و … - همراه كردن برخي كشورها تا دلايل جنگ توجيه پذير باشه - اعلام قبلي براي حمله جهت تضعيف روحيه عمومي - از ميان برداشتن سيستم‌هاي مراقبتي كشور هدف توسط يگانهاي ويژه مانند فرودگاهها، مراكز راداري ، اسكله‌هاي نظامي و … - از ميان برداشتن زيرساخت‌هاي اقتصادي توسط يگانهاي ويژه مانند پل‌ها ، نيروگاه‌ها ، سيلوهاي ذخيره غذا و … - موشك باران سنگين ولي بدون هدف كشور تا منجر به ايجاد هرج و مرج در نيروهاي نظامي شده و آنها را از اهداف اصلي غافل كند – بمياران هدفمند مراكز نظامي و سياسي توسط بمب‌افكن‌ها تا بدينوسيله مغز متفكر كشور از ميان برداشته شود – هلي برن نيروهاي ورزيده و اشغال شهرهاي بزرگ، راههاي اصلي، فرودگاهها و … - استفاده از فرودگاههاي اشغال شده جهت انتقال تجهيزات سنگين و توپخانه و همچنين نيروهاي نظامي عادي جهت حفاظت از مراكز اشغال شده – موج دوم عمليات رواني جهت همراه ساختن مردم كشور هدف با خود … همونطور كه خودتون هم متوجه شدين اين رويه دقيقا همون چيزيه كه در عراق و افغانستان اجرا شده. جالبه بدونين كه خانم كاندوليزا رايس از مغزهاي متفكر نظامي آمريكا و متخصص نبرد موزاييكي هستن. ايشون يكي از طراحان اصلي حمله آمريكا به عراق و افغانستان بودن. اما راه مقابله با نبرد موزاييكي چيه. فقط يك راه : «دفاع موزاييكي». همون چيزي كه چند ساليه سپاه پاسداران و ارتش جمهوري اسلامي به شدت روي اون تاكيد دارن و آموزشهاي پرسنل خودشون رو بر پايه همين نوع دفاع متمركز كردن. در مورد بسيج هم اين قضيه صدق ميكنه. اتفاقا جالبه بدونين بسيج به عنوان نيروي اصلي كشور در استراتژي دفاع موزاييكي تعريف شده. براي انجام دفاع موزاييكي اولين عامل فراواني نيروي انسانيه. عامل دوم مهارت و تجهيزات. به عبارتي شما بايد تو هر سوراخي يه نيروي آماده نبرد داشته باشين. دست هر زن و مرد و پير و جواني يه اسلحه باشه. راحت‌تر بگم. براي دشمني كه وارد كشور شده هيچ جايي امن نباشه. شهرها بايد توان اينو داشته باشن تا حداكثر ظرف سه روز كاملا خالي از سكنه بشن و سكنه اونا در مناطق صعب العبور اسكان داده شده و منتظر دشمن بمونن. مسلمه كه نيروهاي نظامي رسمي ما تعدادشون اونقدر نيست. بنايراين مثل ويتنام بايد روي بسيج عمومي حساب باز كنيم. اين همون چيزيه كه آمريكا ازش ميترسه. توي عراق وحشتناك‌ترين منظره براي يه سرباز ، يه زنه كه چادر سرش باشه. سرباز هر لحظه بايد احتمال بده كه زير اون چادر اسلحه، بمب يا چيز ديگه‌اي باشه. اين توان، خودش يه عامل بازدارنده محسوب ميشه تا دشمن براي حمله به كشور ترديد داشته باشه. من به جرات ميگم كه ايران تونسته به حدي از توان دفاع موزاييكي برسه كه آمريكا رو از حمله به ايران منصرف كنه ( حداقل فعلا كه اينطوره ) ولي هيچ تضميني وجود نداره. ارتش جمهوري اسلامي ايران حرف آخر من اينه … دوست عزيز ، خواهر يا برادر گرامي ، نه به خاطر عشق اسلحه ، نه به خاطر لباس خفن نظامي ، نه به خاطر سيخ وايسادن تو صف ، نه به خاطر دستور دادن به بقيه ، بلكه به خاطر حفظ كشور بر همه ما واجبه كه علوم و فنون نظامي رو ياد بگيريم. احتمالا متوجه شدين كه من آدم خيلي ركي هستم. كاري كنين كه اگه روزي جنگ شده ( ان شاء الله كه نميشه) به يه دردي بخورين و تو جبهه نقش كيسه شن رو بازي نكنين. اونايي كه مثل بادمجون ميمونن و اصلا تو اين خط ها نيستن به كنار ولي اوني كه دلش براي ايران ميتپه بايد اين عشق رو ثابت كنه. اگه با نظام مشكل داري، اگه با بسيج مشكل داري، اگه از تضاد طبقاتي دلگيري، بيكاري، تورم، مشكل مسكن، ازدواج و هزار تا بهانه ديگه … همه اينا دليل نميشه كه سرتو مثل كبك زير برف كني و فكر كني همه چيز مرتبه. متاسفانه در بين بچه هاي ولايتي اين مساله نمود بيشتري داره و اونا اين طرز فكر رو دارن كه علوم نظامي فقط براي اهلش ساخته شده و همين كه اون دوستان محاسن بلندي داشته باشن، چفيه بندازم، انگشتر عقيق تو دستشون باشه و … جزو سربازان ولايت به حساب ميآن. دوست گرامي كسي كه صورت بسيجي داره نبايد از سيرت بسيجي غافل بشه. پيروان ولاين بايد ولايت وار هم زندگي كنن. شيرهاي روز و عابدان شب . لطفا از جملات آخر من سوء استفاده نكنين. نظروتون براي من محترمه ولي سعي كنين نظري ندين كه افراد سودجو سوء استفاده كنن. … يا حق منبع:http://specialforce.parsiblog.com/

  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
توی نبرد موزائیکی از قبل وظیفه هر نظامی(ارتشی یا سپاهی) برای موقع دفاع مشخصه؟ اگه مشخصه مثلا یه سروان نیروی زمینی موقع دفاع توی اصفهان چیکار باید بکنه؟ :oops:
  • Upvote 1
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
samavat عزيز ، نبرد موزاييكي يا بهتر بگم دفاع از كوي و برزن ، يك نبرد نامتقارن هست و زماني مورد استفاده قرار مي‌گيره كه دو طرف درگير از نظر تجهيزات و نفرات در سطحي نابرابر قرار داشته باشن ، مثلا نبرد در خرمشهر قبل از سقوط ، تمام كسايي كه اون زمان توانش رو داشتن اسلحه به دست گرفتن و از شهرشون دفاع كردن و اكثرا هم هيچ ارتباط راديويي با هم نداشتن و موقع عقب نشيني هم تا جايي كه مي‌شد مقاومت مي‌كردن و قدم به قدم عقب مي‌نشستن كه اين كارشون باعث شد عراق كه يك روزه مي‌خواست خرم شهر رو بگيره و قرار بود صدام حسين صبحونه‌ي روز هفتم رو در تهران بخوره 30 روز تلاش كرد تا بتونه خيابون به خيابون و كوچه به كوچه پيش‌روي كنه تا بتونه كل خرمشهر رو بگيره ، اونم با تلفات خيلي زياد ، اين يعني نبرد نامتقارن و دفاع از كوي و برزن ، در تمرين اين نوع نبردها فرض بر اين گرفته مي‌شه كه هيچ واحدي با واحد ديگه تماس راديويي نداره و تمامي تماس‌ها با مركز و فرماندهان قطع شده و افراد يك گروه خودشون بايد خلاقيت به خرج بدن و به صورت انفرادي تمام تلاش خودشون رو در مقابل متجاوز انجام بدن ، البته طرح‌هايي براي چنين مواقعي آماده شده ، كه مثلا اگر گروهي در فلان شرايط گرفتار شد چه كار انجام بده و اگر گروهي ديگر متوجه شد كه گروه يك شرايطش چي هست چه عكس العملي بايد انجام بده . من بلد نيستم خوب توضيح بدم واسه همين از اين بابت كه يكم شلوق پلوق شد شرمنده :oops:
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
خيلي ممنون مطلب مفيدي بود استفاده كرديم اگر ممكن است بيشتر از اين مطالب در سايت قرار دهيد ممنون :lol:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

بسمه تعالي

با سلام


تحليلي خواندني؛ از برخي تحولات نظامي اخير در منطقه و ايران. كه بايد حملات اخير رژيم صهيونيستي به كاروانهاي بشردوستانه مردمي به مردم غزه را نيز به اين تحركات و فعل و انفعالات اضافه نمود.
ظاهرا رژيم صهيونيستي تنها به حمله به كاروانهاي حامل كمكهاي بشردوستانه اكتفا نخواهد نمود و طبق شواهد منعكس شده و فاش شده در برخي رسانه هاي داخلي اين رژيم و نيز در سطح منطقه اين رژيم مجعول خواب هاي ديگري در سر دارد و به نظر ميرسد كه خود را براي شرايط جنگي در منطقه مهيا ميكند.كه با سابقه ددمنشانه و وحشيگري اين رژيم اين مطلب نيز دور از ذهن به نظر نميرسد.
به هر حال اين وقايع لزوم هوشياري و بيداري جوانان و نيروهاي مسلح دلير ما و نهادهاي اطلاعاتي و امنيتي ما را بيش از پيش طلب ميكند. يا علي مدد.// نجف47


تحليل: از شنود الکترونیکی ایران تا سپر دفاعی آمریکا


Patriot%7E0.jpg

- انتشار چند خبر در روزهای اخیر از تحرکات نظامی ایران، آمریکا و اسراییل در منطقه بیانگر شکل‌گیری صف بندی جدید نظامی این سه کشور است.

سعید نوایی:در نخستین مورد، در دی ماه سال گذشته و پس از آنکه باراک اوباما رییس جمهور ایالات متحده آمریکا دستور توقف استقرار سپر ضد موشکی در لهستان را صادر کرد، منطقه خاور میانه و کشورهای حوزه خلیج فارس محل جدید استقرار این سپر دفاعی تعیین شد که البته هدف استقرار این سپر چه هنگامی که میخواست در لهستان مستقر شود و چه هنگام استقرار در خاورمیانه رویارویی با توان موشکی ایران و حفاظت از حریم رژیم صهیونیستی بود.

پس از گذشت چند ماه از این تصمیم، روز یکشنبه خبری منتشر شد مبنی بر اینکه رژیم صهیونیستی قصد دارد زیردریایی‌های خود را در نزدیکی آبهای خلیج فارس مستقر کند. گفته می‌شود که این زیردریایی‌ها «پایگاهی استوار برای گردآوری اطلاعات حساس، بسیار دورتر از مرزهای اسرائیل» هستند. این زیردریایی‌ها می‌توانند ماموران موساد - سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی - را در نقاط مورد نیاز پیاده کنند.

از سوی دیگر، ایران روز دوشنبه اعلام کرد که فعالیت هواپیمای شنود الکترونیکی صدف در کل مرزهای کشور آغاز شده است. به گفته معاون هماهنگ کننده ارتش، هواپیمای شنود رادیویی و راداری صدف در رزمایش ولایت 89 حضور فعالی داشته و کارایی آن اثبات شده است.

pic10_001%7E0.jpg

این هواپیما، تمام شنودهای رادیویی و رادارهای منطقه و تمام فرکانس‌ها و سیگنال‌های راداری که در منطقه منتشر می‌شود را شناسایی و نوع رادار سینگال و طول موج موجود در هر منطقه را مشخص می‌کند. به نظر می‌رسد با توجه به سیستم الکترونیکی و راداری سپر دفاع ضد موشکی آمریکا در خلیج فارس و همچنین قابلیت‌های زیردریایی متعلق به رژیم صهیونیستی، ایران نیز دریافته است که باید با تجهیزات الکترونیکی به رویارویی با حریف خود بشتابد.

توان جنگ الکترونیکی ایران

ایران در ماههای گذشته با برگزاری دو رزمایش در آبهای خلیج فارس بار دیگر توانمندی نظامی خود را به رخ کشید و یکی از ویژگی‌های بارز این دو رزمایش تاکید بر جنگ الکترونیکی بود. ایران در سالهای گذشته و به مدد سرمایه‌گذاری در بخش نظامی توانسته است به موفقیت‌های بسیاری دست پیدا کند.

ساخت سیستم راداری D-M-3b که قادر به ردیابی و هدایت موشک‌های مهاجم است یکی از این موارد به شمار می‌رود. ساخت اولین سیستم هدایت‌کننده لیزری موشک‌های بالستیک و غیر بالستیک به صورت تماما خودکار و باهدایت ماهواره ای در صنایع دفاع، ایران را به سومین کشور دارنده این سیستم فوق‌العاده پیشرفته در جهان مبدل کرده است و از این پس می‌توان ایران را یک ابرقدرت صنایع موشکی الکترونیکی در جهان دانست. بدین ترتیب تمام سیستم‌های موشکی ایران از قبیل بالستیک و غیر بالستیک به سیستم خودکار هدایت ماهواره‌ای لیزری مجهز خواهند شد.

علاوه بر این ایران به فناوری ساخت نوع جدیدی از رادارهای پیشرفته بدون انتشار دست یافته است. این رادارها با استفاده از الکتریسیته ساکن هوا سامانه‌ای مشبک را در فضای محدود ایجاد می‌کند و بلافاصله پس از برهم خوردن این شبکه سامان یافته هدف مورد نظر رهگیری خواهد شد. این سامانه بدون نیاز به پرتاب اشعه به فضا تمامی اهداف از قبیل رادار گریز و غیره در اندازه‌های مختلف را به سادگی ردیابی و رهگیری می‌نماید. با استفاده از این سامانه فوق پیشرفته تمامی پرنده‌های رادار گریز قابل مشاهده و ردیابی می‌باشند.

ساخت رادارهای پیشرفته بصیر برای ردیابی اهداف هوایی و زمینی با برد 400 کیلومتر و ساخت رادارهای ضد رادار که می‌تواند با قدرت فوق‌العاده جنگ الکترونیک خود توان بینایی راداری رادارهای دشمن را به صفر برساند و بر همه جنگنده‌ها و موشکهای نیروهای مسلح نصب می‌شود و ساخت قطعات تمام اتوماتیک الکترونیکی در صنایع دفاع رشد چشمگیری داشته است.

ساخت سیستمهای تخریب الکترونیکی نیز در صنایع نظامی ایران آغاز شده است. این گونه بمبها با ایجاد یک خلأ الکتریکی منطقه مورد نظر را عاری از برق و الکترون می‌سازد که موجب تخریب و خسارتهای فراوان در عملکرد دشمن خواهد شد.

همچنین روبوتهایی برای انجام عملیاتهای امداد و نجات در شرایط دشوار جنگی نیز طراحی و تولید شده است.

موشک‌هایی که ایران می‌سازد[/color]


قدرت موشکی ایران نیز یکی از مواردی است که آمریکا و اسراییل را به تکاپو واداشته تا تجهیزات نظامی‌شان را به خلیج فارس روانه کنند. ایران در سالهای گذشته موشک‌های دوربرد و رادارگریز را آزمایش کرده است.

موشک شهاب 3 با برد 2500 کیلومتر، موشک فاتح 110، موشک ضد زره توفان، موشک تندر،
راکت صاعقه، موشک صیاد1و2 ، موشک شهاب ثاقب، موشک میثاق1و2، موشک کروز، موشک دریایی نور، موشک دریایی رعد، موشک توسن، موشکهای زلزال 1 و 2 و 3، موشک زیر دریایی حوت، موشکهای مرصاد 1 و 2 و 3 و 4 و 5، موشک ضد تانک رعد، موشک قدر 1 و 2، موشک عاشورا، موشک سجیل، موشک فاطر، موشک زوبین، موشک ستار 1 و 2 و 3، موشک دریایی نصر، موشک فراز، موشک فجر دریا، موشک ثاقب، راکتهای فجر 1 و 2 و 3 و 4 و 5، موشک یاسر و موشک دریایی کوثر از جمله تولیدات ایران در زمینه موشکی به حساب می‌آیند.با این وجود به نظر می‌رسد ایران جایگاه نظامی خود در منطقه را محکم کرده و در پی یافتن متحدان استراتژیک با خود است؛ موضوعی که نگرانی آمریکا و اسراییل را برانگیخته و آنها را به روانه کردن تجهیزات نظامی‌شان به منطقه بیشتر راعب کرده است.

منبع: خبرآنلاين http://www.khabaronline.ir/news-65678.aspx

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سلام
تشکر برادر نجف گرامی.

تمام متن فوق از نقطه نظر استراتژیک یعنی نه تنها خنثی شدن ، بلکه به نقطه ضعف تبدیل شدن نقاط قوت آمریکا. تمام استراتژی و تاکتیکهای نظامی آمریکا و متحدین غربی اش بر مبنای اصل C4I (command, control, communication, computer, intelligence) میباشد که از این اصل در استراتژی برتری اطلاعاتی و هوایی و موشکی استفاده میکنند. حال در برابر برتری اطلاعاتی آمریکا ، برتری اطلاعاتی ایران قرار گرفته و در مقابل برتری هوایی ، برتری پدافند ضدهوایی ایران و در مقابل برتری موشکی ، برتری موشکی ایران وجود دارد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اسراییل در شکست امریکا خود به خود از بین خواهد رفت و برای از بین بردن و یا سریع کردن این روند دخالت حزب الله کافی است اما در مورد امریکا باید عرض کنم این اخرین زور ازمایی امریکاست اگر ببرد برده و اقا و سرور دنیا می شود و اگر ببازد برای همیشه نابود خواهد شد و چه بسا دیگر ابر قدرتی در دنیا به اسم امریکا وجود نداشته باشد.
این جنگ من فکر می کنم در نهایت برای ایران هم فوایدی دارد که از گفتن اونها خودداری می کنم چون باعث ایجاد حساسیتهایی می شه که من وقت پاسخ به انها رو ندارم.
اما همین نکته رو هم اضافه کنم که جای ما و امریکا عوض خواهد شد و ایران به یکی از ابرقدرتهای دنیا تبدیل خواهد شد.
ان شا الله .....

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
عالب بود ولي همه اين حرفها شما (منظورم نوعشه) براي هر كشوري در جنگ معلوم ميشه و بس

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
توکل بر خدا

ما توی جنگ وظیفه خودمون را انجام می دیم تا سربلند باشیم بقیه هم که در جاهای دیگه مشغول انجام وظیفه هستند

آخرش یا شهید میشیم یا پیروز

پس فقط باید به پیروزی اندیشید چه شهید چه فتح

اگر در برابر نقاط قوت دشمنان راهکار مناسبی در پیش گرفته بشه تمام این نقاط قوت تبدیل به نقاط ضعف خواهد بود. و این ضعف دشمن او را در برابر ما می تواند بی دفاع کند

اصولا آمریکاییه بسیار بر سیستم جنگ هواپایه تاکید دارند مانند دفاع از اسمان با استفاده از آواکس و هواپیما های رهگیر و این شیوه در نیروی هوایی ایران هم در ابتدا ی جنگ به کار گرفته شد ولی پس از مدتی با کاهش میزان آمادگی و کمبود پشتیبانی از یگان های رزمی به سوی سیستم دفاع زمین پایه بر اساس سامانه های پدافند هوایی رفتیم. بنابراین ما به خوبی از نظر نظامی و عملی با این شیوه اشنا هستیم تا بتوانیم با درنظر گرفتن انکه بسیاری از این شیوه های جنگ در ارتش آمریکا که به گفته آمریکاییها و شواهد ارائه شده از جانب رقبای آنها به خصوص روسها بدون تغییر مانده با آنها مقابله کنیم.

که بعضی از راهکار های مقابله و تجهیزات آن در مطلب دوستمون آمده است

به هر شکل به نظر میرسه با درنظر گرفتن آشنایی ما با شیوه های آونها و بررسی این شیوه ها به صورت عملی در جنگ عراق و افغانستان و در جنگ های 33 روزه و 22 روزه با حزب الله و حماس و اثبات عملی بودن روش های مقابله در غالب این دو گروه (حزب الله و حماس) در کشور بر سر راهکار های مناسب برای مقابله به توافق رسیده باشیم

به خصوص که با سرمایه گذاری های انجام گرفته پیشرفت این روش ها کاملا مشهود است

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ببخشید یکی می تونه راجع به این هواپیمای شنود الکترونیکی صدف یه توضیحی بده؟ اصلا با اون عکس ارتباطی داره؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اين هواپيما بر پايه ايران 140 ساخته شده؟....تو عكس كه اينجور بود

ميشه بيشتر توضيح بدين؟؟؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط Aspahbod
      بررسی سامانه ی دفاع هوایی مصباح 1


      در جنگ، یکی از اهداف نابودی توان اقتصادی، صنعتی و نظامی دشمن است و این کار معمولا با حملات هوایی و موشکی انجام می پذیرد. ایران تا سال 89 برای مقابله با این تهدیدات به ویژه تهدید موشک های کروز و هوا به زمین، توان مناسبی نداشت. تنها سامانه ی روسی تور ام-1 آن هم به تعداد محدود وظیفه ی دفاع از سایت های اتمی و مراکز حساس نظامی را بر عهده داشتند. در سال 89 سامانه ای به نام مصباح 1 برای مقابله با تهدید موشک ها رونمایی شد که بحث های زیادی را بر انگیخت. در این جا پیرامون کارآمد بودن آن صحبت می کنیم.

      مصباح 1، یک توپ ضد هوایی کششی است که به وسیله ی یک سیستم هدایت، هدف را شناسایی، رهگیری و منهدم می کند. اجزای این سامانه به شرح است:


      1:شاسی و پایه ها
      شاسی این سامانه مشابه سامانه ی سماوات (اورلیکن) است که قادر به چرخش 360 درجه در اطراف و چرخش بین زوایای منفی 5 درجه تا 92 درجه به سمت بالا و پایین است. پس از جمع شدن می توان آن را توسط کامیون روی 4 چرخ کشید.

      2:توپ ها و خشاب های آنها
      مصباح-1 از 4 توپ دو تایی Zu-23-2 استفاده می کند. هر کدام از توپ ها توانایی شلیک 1000 گلوله در دقیقه را دارند و با اندکی محاسبه عدد 8000 گلوله در دقیقه برای تمام سامانه محاسبه می شود. اما نرخ آتش مصباح 1 نصف این عدد یعنی 4000 گلوله در دقیقه اعلام شده است که می تواند صرفا برای ذخیره ی مهمات باشد. جمعا 8 خشاب در وسط و کناره ها قرار می گیرند. ظرفیت هر خشاب 200 گلوله است. این یعنی گلوله ها ظرف 24 ثانیه شلیک مداوم به اتمام خواهند رسید. برد و ارتفاع توپ ها به ترتیب 2.5 و 2 کیلومتر است. سرعت دهانه ی گلوله ها 970-980 متر بر ثانیه است.

      3:سیستم کنترل آتش
      یکی از نکات مصباح 1 که اطلاعات کمی در مورد آن داریم سیستم کنترل آتش آن است. این سیستم از یک رادار و یک سامانه ی الکترواپتیکی و حرارتی تشکیل شده است که هر یک روی یک کانتینر نصب شده اند. مرکز کنترل و هدایت درون خود کانتینرهاست. مشخصات سیستم الکترواپتیکی ساخت صاایران، که بعضی منابع از آن به عنوان صافات نام برده اند، در دسترس نیست. اما با توجه به سامانه های مشابه ایرانی می توان بردی بین 15 تا 25 کیلومتر برای آن در نظر گرفت.

      رادار سامانه ی مصباح از نوع آرایه ی صفحه ای است و به احتمال زیاد تنها وظیفه ی جست و جو و کمک در هدف گیری را بر عهده دارد. تقریبا هیچ اطلاعاتی در مورد این رادار در دسترس نیست. تنها راداری که به آن شباهت دارد رادار ارتفاع پست سامانه ی HQ-9 چینی است که البته بسیار بزرگتر از رادار مصباح است. در هر حال به علت شباهت ساختاری دو رادار بعید نیست که ایران برای ساخت آن از چینی ها کمک گرفته باشد.
      احتمالا هدفگیری اصلی بر عهده ی سیستم الکترواپتیکی است و رادار تنها نقش جست و جو و تا حدی کمک در هدف گیری را بر عهده دارد. مطمئنا سیستم کنترل آتش توانایی هدایت چندین توپ را به طور همزمان دارد.


      جوانب مثبت
      ارزان قیمت بودن: توپ ها و شاسی از قبل در ایران تولید می شدند و قیمت چندانی ندارند بنابراین میتوانند به تعداد زیاد استفاده شوند.
      نرخ آتش بالا: 4000 گلوله در دقیقه نرخ آتش کمی محسوب نمی شود. این مقدار برابر سیستم فالانکس آمریکایی است.
      اتوماتیک بودن: این ویژگی نیاز به اپراتور برای هدفگیری را برطرف می کند و تنها یک نفر می تواند دستور شلیک را صادر کند.
      استفاده از چندین سیستم برای کشف و رهگیری هدف: در این صورت بقاپذیری سامانه به شدت افزایش می یابد.
      نیمه متحرک بودن: می شود به راحتی با کامیون قسمت های مختلف مصباح را به نقاط دیگر منتقل کرد که این یک قابلیت بسیار ارزشمند محسوب می شود.

      جوانب منفی
      برد و ارتفاع کم توپ: برد 2.5 کیلومتر و ارتفاع 2 کیلومتر برای مقابله با همه ی تهدیدات کافی نیست و زمان واکنش را نیز کم میکند
      پراکندگی گلوله ها: توپ ها با فاصله از هم قرار گرفته اند بنابراین نابودی اهداف کوچک سخت تر می شود. این اهداف کوچک شامل موشک های کروز نیز می شود.

      سخت بودن تعویض خشاب ها: تعویض 8 خشاب که بعضی ها در نقاط با دسترسی کم قرار دارند کار آسانی نیست. هر شاسی پس از اتمام خشاب ها تا چند دقیقه غیر قابل استفاده می شود.
      سرعت دهانه ی کم گلوله ها: 970 متر بر ثانیه سرعت زیادی نیست و میتواند باعث کم شدن دقت نیز بشود.

      راهکارهایی برای ارتقای این سیستم
      همه ی تجهیزات نظامی قابلیت ارتقا دارند و مصباح 1 هم از این قاعده مستثنی نیست. شاید دلیل این که نام آن مصباح "1" است نیز همین باشد.

      توپ های این سامانه یکی از نقاط ضعف آن محسوب می شوند. برد آنها بسیار کم است. عمده ترین دلیل آن نیز کم بودن طول لوله نسبت به قطر آن است. همچنین سیستم تغذیه ی آنها از نوع خشابی است که تعویض آن بسیار وقت گیر می باشد. می توان با ساخت یک توپ جدید که سیستم تغذیه اش نواری و طول لوله اش بیشتر است این مشکلات را تا حدی برطرف کرد. همچنین می توان از شعله پوش های مدرن تر نیز در آن استفاده کرد. در بهترین حالت کالیبر توپ ها نیز افزایش می یابد که قدرت تخریب، برد و سرعت گلوله ها را زیاد می کند.

      محل قرارگیری توپ ها مشکل پراکندگی گلوله ها را به وجود آورده. عمده ترین دلیل آن نیز ایجاد فضا برای خشاب ها است. در صورتی که روش تغذیه نیز عوض شود می توان توپ ها را به هم نزدیک تر کرد تا این مشکل نیز برطرف شود. شاسی و پایه ی این توپ در حال حاضر بزرگ و جاگیر است. در صورت تعویض توپ بهتر است این قسمت نیز تغییر کند.

      اگر به جای توپ، از یک گاتلینگ استفاده شود می توان از این سامانه در ناوها نیز استفاده کرد. یکی از مشکلات ناو های ایرانی نبود سیستم های دفاع نزدیک است که با ساخت چنین سامانه ای توان آنها به شدت افزایش می یابد.

      در صورتی که این سامانه به همراه موشک های زمین به هوای میثاق یا شهاب ثاقب بر روی یک خودروی زرهی شنی دار نصب شود می توان از آن برای پشتیبانی نزدیک نیروهای زرهی و پیاده استفاده کرد که توان قابل ملاحظه ای به نیروی زمینی خواهد داد.

      به هر حال مصباح 1 در شکل کنونی هم می تواند برای دفاع از مراکز مهم نظامی و هسته ای استفاده شود و به همین شکل فعلی نیز توان دفاعی ایران را افزایش خواهد داد

      نویسنده: امید.د (اسپهبد)
      استفاده تنها در صورت درج نام نویسنده و میلیتاری مجاز است.
    • توسط MR9
      بسم الله الرحمن الرحیم

      در پاسخ به پیشنهاد دوست بسیار عزیز mostafa_by در خصوص استراتژی نبرد هوا- زمینی بر ان شدم تا توضیحات مختصر و درحد بضاعت در ارتباط با این بحث ارائه دهم . البته با ذکر این مطلب که ممکن است در حال حاضر تمام جنبه های این استراتژی را مورد توجه قرار نگیرد وبتدریج با شروع این کار توسط این حقیر ( پروژه بعدی بنده ) این مساله بطور شفاف تر انجام گیرد .
       
      "نکته بعدی این است که تمام حقوق این تاپیک برای مجموعه میلیتاری است و بدون ذکر منبع و گردآورنده ، استفاده از آن شرعا"و قانونا" جایز نیست "

      نبرد هوا زمینی (AIR- LAND  BATTLE  )
       
      بخش یکم
       
      مبدع :
      دان استاری ، مردی بلند قد و درشت هیکل ، با موها و چشمانی خاکستری ، که عینک پنسی بر چشم دارد و با لحنی آرام و قاطع سخن می گوید . از نجاری و نقاشی در در خانه تابستانی اش در کوهستان خلوت و آرام کلورادو ( مقر فرماندهی نوراد- پدافند آمریکای شمالی ) لذت می برد . او با دقت کتابخانه 4000 جلدی اش را فهرست نویسی کرده ( بخش مورد علاقه من) و بیشتر شبیه یک رییس دانشگاه است تا یک نظامی ، و برای مدتی هم این پست را البته در یک دانشگاه غیر متعارف برعهده داشته است .
      سرتیپ دان استاری ، رهبری تمرین روشنفکرانه ای را برعهده داشت که به بیرون کشیدن ارتش ایالات متحده از سیاهچال تضعیف روحیه ای کمک کرد که پس از جنگ ویتنام به درون آن پرتاب شده بود و توانست آن را در جنگ خلیج فارس به سال 1990 به اوج خود برساند . او با موفقیت به بازسازی یکی از بزرگترین ، اداری ترین و سرکش ترین نهادهای جهان کمک نمود .
      جهان واقعا" نمی داند که سایه استاری در سراسر طول جنگ خلیج فارس دور سر صدام حسین ، دیکتاتور عراقی می چرخید ، چرا که از یک دهه پیش دان مورلی و دن استاری ، مفهوم جنگ موج سوم را ایجاد کرده بودند .
      استاری فرزند رکود اقتصادی دهه 1930 بود . پدرش برای مدتی در یک مبل فروشی و روزنامه محلی در کانزاس کار می نمود . اما در عین حال افسر گارد ملی کانزاس هم بود و پسرش "دن " برای سربازانی که در تعطیلات آخر هفته به شهرش می آمدند ، نقش پسرکی را ایفا می نمود که شبیه به آنها اونیفورم می پوشید و جلوی آنها رژه می رفت .
      در سال 1943 که شعله های جنگ جهانی دوم سراسر کره زمین را در خود گرفت ، دن در ارتش آمریکا ثبت نام نمود زیرا مشتاق بود بجنگد ، اما سرگروهبانی باهوش و حساس ، تقریبا" به فوریت تشخیص داد که در او درونمایه فرماندهی وجود دارد . او استاری را به سوی دسته ای کتاب هدایت نمود و اورا راهنمایی کرد و به وی گفت که خود را برای 3 هفته در درون اتاقی زندانی کند و این کتابها را بخواند . وی به استاری گفت : استاری تو باید در امتحان پر رقابت وست پوینت (west point - دانشکده جنگ ارتش ایالات متحده ) شرکت کنی "

      وقتی با اعتراض استاری مواجه شد که وی می خواهد به جبهه برود ، سرگروهبان چنین پاسخ داد : بگذار چیزی به تو بگویم ، قرار نیست این جنگ تا ابد طول بکشد ، من از جنگ جهانی اول تا اکنون در ارتش بوده ام ، ارتش همیشه به افسران خوب نیاز خواهد داشت . البته تو بلافاصله افسر خوبی نخواهی شد ، تو غیر نظامی نا مرتبی هستی ولی از تو می خواهم که بروی بالا و شروع کنی به مطالعه "

      ادامه دارد .....

       
    • توسط MR9
      آیین معارفه فرمانده جدید سپاه قدس 
       

       
      آیین معارفه فرمانده نیروی قدس سپاه برگزار شد
       
       
      پی نوشت :
       
      1- تاپیک جدید اخبار دفاعی جمهوری اسلامی ایران با مراسم معارفه فرمانده جدید نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
      2- لینک تاپیک نخست در بند ذیل
      2- اخبار دفاعی جمهوری اسلامی ایران I
    • توسط remo
      بسم الله الرحمن الرحیم
       
      چگونگی روند تحول در نیروی زمینی ایالات متحده
      چشم انداز ، استراتژی ، ساختار ، سازمان ، برنامه ها
       
       
      با توجه به تغییر در رویارویی های نظامی حال حاضر جهان و به وجود آمدن مفاهیم جدیدی به نام جنگ ناهمتراز و نیابتی ، تغییر در سازمان رزم ارتش ج .ا.ا امری واجب و حائز اهمیت محسوب می شود .این تغییر هرچه با سرعت در ساختار ارتش و آمایش سرزمینی یگان های نزاجا تحت عنوان "طرح ثامن الائمه" انجام گرفت با کندی در تغییر و جایگزینی ادوات نظامی مورد نیاز یگان ها برای رویارویی با این نبردها همراه بود.در عرصه نظامیگری حاضر نیک ثابت شده است ،عدم توجه به نیازهای روز یگان های رزمی میتواند خسارات جبران ناپذیری در زمان رویارویی به بار آورد. در این رابطه یا میبایست " ادوات و تسلیحات جدید متناسب با تهدید" تولید و خریداری شود ویا ادوات و تسلیحات موجود در جهت برطرف کردن نیازها ارتقا یا اصلاح گردند.با توجه به شرایط اقتصادی کشور و هزینه های سرسام آور تولید و جایگزینی محصولات جدید می توان به اهمیت ارتقا و اصلاح ادوات نظامی موجود پی برد.این عمل زمانی با بیشترین کارایی در صحنه نبرد شکل خواهد گرفت که ارتقا و اصلاح ها دقیقا معطوف به نیازهای روز یگان رزمی مربوطه باشد.
       
      متن بالا ، چکیده یک طرح نظامی است ، که در صدد ارتقای ادوات نظامی نیروی های مسلح ایران طرح شده است.جدا از خروجی های طرح ها ، ساختار و نحوه ی مدیریت طرح ها از اهمیت بالاتری برخوردار است. براستی نیروهای مسلح ج.ا.ا توانایی و قابلیت  بروزرسانی دکترین ، ادوات و تسلیحات را در چه سطحی داراست؟ احساس نیاز در این نیرو با چه روندی و در چه ساختاری شکل میگیرد ؟ چه سازمانی هایی وظایف انجام این امور را در این نیرو یدک میکشند؟ آیا شناسایی نیاز ها و خلا ها صرفا معطوف به شیوه ی رزم پیش روست یا رزم آینده ؟ و.....
       
      مقدمه چشم انداز 2028 استراتژی 2028 ساختار عملکردی سازمان نیروی زمینی برنامه ها مصوب  
      1.مقدمه
      مطالعه روند تحول در نیروی نظامی ایالات متحده ، بعنوان یک سازمان یادگیرنده (learning organization)  به همراه  تشکیلات عظیم خود ، بهترین مورد مطالعاتی جهت رسیدن به پاسخ های مطلوب در این زمینه است.در این تاپیک روند تحول در نوسازی (modernization ) نیروی زمینی ایالات متحده  مورد توجه است.برخلاف تصورات موجود این نیرو در حوزه نوسازی در سال های  اخیر دچار یک چالش اساسی شده است.لغو شدن پیاپی برنامه های مهم نوسازی به دلایل مختلف ، روند نوسازی نیروی زمینی ایالات متحده را با یک وقفه طولانی مواجه کرده و این نیرو را در مواجه با نبرد های آینده در خطر جدی گرفتار کرده است.فارغ از این مشکل ، فشار های کنگره آمریکا جهت حساب کشی از وزارت دفاع بابت هزینه کرد های سرسام آور و بدون نتیجه این برنامه ها ، نیروی زمینی آمریکا را با چالش دیگری در زمینه بودجه های دفاعی قرار داده . شروع داستان با لغو برنامه هویتزر XM2001 Crusader  با هزینه کرد نزدیک به 2.2 میلیارد دلار  صورت گرفت  ولی بحران  بعد از کنسل شدن FCS Program شروع شد.
      Future Combat Systems (FCS) مشهور به " قلب تحول نیروی زمینی" و "برنامه مولتی میلیاردی" در سال 2009 کنسل شد طبق منابع رسمی فقط در طی این  برنامه نزدیک به 18.1 میلیارد دلار هزینه شده بود. در سال 2014 ، زمانی فشار رسانه ها و افکار عمومی چالش این سازمان را دو چندان کرد  که اعلام شد برنامه Ground Combat Vehicle (GCV)  که بعنوان جایگزین برنامه FCS انتخاب شده بود نیز کنسل شد و برنامه دیگری با عنوان  Future Fighting Vehicle (FFV) [البته به نظر میرسه که این برنامه هم در برنامه NGCV ادغام شده ] در دستور کار قرار گرفت.روند نوسازی خودروهای نظامی نیروی زمینی آمریکا که از سال 1995 کلید خورده بود بعد از گذشت 20 سال گنگ و مبهم شده بود ، کنگره و رسانه ها شروع به انتقاد از نحوه ی برنامه ریزی و مدیریت برنامه های دفاعی کردند. در رسانه ها به طنز مطرح شد که نیروی زمینی صرفا اسم پروژه ها را تغییر میدهد نه ادوات را ،سوالی مطرح بود که چرا پیمانکار برنامه های جدید همان پیمانکاران  برنامه کنسل شده قبلی هستند؟
       

       
      در دیگر حوزه ها از جمله هوانیروز هم کنسل شدن طرح های مهم قبلی نگران کننده بود.طرح مشهور  بالگرد شناسایی و تهاجمی Reconnaissance and Attack Helicopter که RAH-66 Comanche نام گرفت در شروع تولید انبوه کنسل شد.در این طرح هم نزدیک به 8 میلیارد دلار صرف شده بود . این طرح تحت برنامه  Armed Reconnaissance Helicopter با صرف 500 میلیون دلار دنبال شد تا اینکه تصمیم به توقف کامل برنامه گرفته شد و پیشنهاد شد باستفاده  ترکیبی از  UAV  و  AH-64E  نیاز عملیاتی برطرف شود.
       

      RAH-66 Comanche
       
      با در نظر گرفتن دیگر برنامه های لغو شده در نیروی زمینی بیش از 32 میلیارد دلار از بودجه دفاعی آمریکا هدر رفته است. ولی بودجه اخرین مشکل نیروی زمینی است . به زودی فرماندهان نظامی متوجه شدند که پافشاری بر این منطق" که تمامی هزینه های صرف شده کاملا هدر نرفته و تبدیل به تکنولوژی شده است" آنها را از توجه عنصر زمان دور خواهد کرد ، زمان از دست رفته برای نوسازی حجم انبوهی از تجهیزات نظامی از جمله حوزه زرهی و نفربر ها و جایگزینی آنها در سازمان رزم نیروی زمینی با بورکراسی طولانی همراه است که میتواند بزرگترین چالش باشد.از یک جهت نوسازی تسلیحاتی در بین رقبای نزدیک  اصل برتری تجهیزاتی نیروی های نظامی آمریکا را به چالش میکشد و از طرف دیگر الزامات سخت افزاری برای نبرد آینده که مفهومی جدیدتر و بسیار پیچیده تر از  Air-Land Battle است فرماندهی این نیرو را به سختی در تنگا قرار می دهد.صحنه نبرد آینده که در فرماندهی ارتش ایالات متحده با عنوان Multi-Domain Battle ترسیم شده است  این خلا سخت افزاری و سیستمی را به وضوح نشان می دهد .
       

       
       
      در سال 2017 با تغییر در کادر اجرایی نیروی زمینی آمریکا روندی جدید، اساسی و طوفانی برای نوسازی در پیش گرفته شد که هدف خود را تثبیت برتری تجهیزاتی و عملیاتی نیروی زمینی و تبدیل آن به مرگبارترین نیروی تاریخ می داند ....
       
       
       
      پایان مقدمه
       
    • توسط worior
      بسمه تعالی
      ...
       
      چرا میجنگیم ؟
      ? Why We Fight
       

       
       
      مقدمه وریور:
      جهان ارتباطی دوران جنگ دوم با امروز تفاوت های عظیمی دارد، رادیو و روزنامه رسانه های اصلی محسوب میشدند، همگی یا در انحصار دولت ها هستند یا جریان انتقال اطلاعات به رسانه ها توسط دولت ها کنترل میشد. اخبار مستقل وجود نداشت، دولت ها سلطه کاملی بر کانال ها و شیوه انتقال اطلاعات به عموم داشتند، مردم نیست مخاطبان فعال محسوب نمیشدند و ذهن و سواد رسانه ای برای آنان به شکل امروز قابل درک نبود. این تاپیک در ابتدا به معرفی سریال مستند چرا میجنگیم ساخته دستگاه اطلاعاتی آمریکا در دوران جنگ دوم با به خدمت گرفتن کارگردان شاخصی چون فرانک کاپرا میپردازد، این فیلم پاسخی به پروپگاندای متحدین بود، و در ادامه به مباحث اقناع عمومی و نظریه های اثر بخشی ارتباطات میپردازم.
       
      جنگ دوم و ظهور جنگ رسانه ای:
      در خلال جنگ جهانی دوم دولت وقت آمریکا به منظور  توجیح حقانیت شرکت سربازان ایالات متحده آمریکا در جنگ، تولید یک سری مستند سینمایی را سفارش میدهد. هدف دیگر از تولید این مجموعه اقناع افکار عمومی آمریکا برای جذب پشتیبانی مردمی حین جنگ بود.
      فرانک کاپرا کارگردان بیشتر قسمت های این مجموعه، که خود مجذوب و مبهوت پروپگاندای سینمایی آلمان نازی بود خود را در چالش با فیلم "پیروزی اراده ها"1935 Triumph of the Will ، ساخته هنری رینفشتال میدید و فیلم خود را پاسخی به آن میدانست. چالش جدی تری که این مجموعه به دنبال جواب به آن بود؛ متقاعد سازی ملتی که افکار "ضد دخالتگری" را دنبال میکردند به دخالت در جنگ و همپیمانی با شوروی بود. کاپرا و دیگر کارگردانان فیلم های پروپگاندای "محور متحدین" که طی یک دوره 20 سال ساخته شده بودند را بررسی کردند و از محتوای آن به منظور بازتعریف و ترویج دلایل اتحاد مورد نظر خود استفاده کردند.
      ویرایش اولیه فیلم توسط ویلیام هورنبک انجام شد با این وجود برخی از بخش های فیلم مجددا تحت نظارت بخش جنگ دولت آمریکا ویرایش شد. استودیو دیزنی کار ساخت انیمیشن بر عهده گرفت. در متحرک سازی نقشه های مناطق تحت اشغال برای متحدین از رنگ سیاه استفاده شد.
      فرانک کاپرا به فاصله کوتاهی از حمله ژاپن به پرل هاربر انتخاب شد. وی مستقیما تحت نظر فرمانده ستاد(رئیس ستاد ارتش) جورج سی. مارشال، بالاترین رده فرماندهی ارتش و کسی که بعدها طرح مارشال به اجرا گذاشت و برنده جایزه صلح نوبل گشت، مشغول به کار شد. مارشال دریافت که سپاه سیگنال ارتش "Signal Corps" توانایی کافی برای تولید"فیلم  حاوی اطلاعات حساس و هدفمند برای نیروها" را ندارد. یک سرهنگ در مورد اهمیت این فیلم های جدید به کاپرا چنین میگوید:
      کاپرا حین ملاقات با مارشال و دریافت ایده:
      کاپرا، من میخوام با تو به یک برنامه برای ساختن سریال مستند با اطلاعات واقعی برسم، این کار برای اولین بار در تاریخ ما اتفاق میفته. میخواد توضیح بده چرا پسرای ما تو ارتش هستند،چرا ما میجنگیم و با چه اصولی میجنگیم... شما این فرصت عظیم رو برای مشارکت و خدمت به کشورت و به آزادی داری. متوجه هستی ؟
       
       
      مقابله با فیلم های پروپگاندای دشمن
      به نقل از کاپرا، پیروزی اراده ها هیچ تیری شلیک نمیکند، هیچ بمبی نمی اندازد. اما بعنوان یک سلاح روانی اراده های مقاومت را منهدم میکند مرگ آوری یکسانی دارد". کاپرا در ابتدای اشتغال خود چنین بیانه داشته هست و دشواری را بدین شکل بیان میکنند:
           
      خلق یک ایده قدرتمند:
      کاپرا ابتدا تمرکز خود را بر یک "ایده اساسی و قدرتمند" معطوف کرد، ایده ای که میتواند بسط یافته به سمت سایر ایده های مرتبط تکامل یابد. مهمترین ایده ای که همه ذهن کاپرا را به خود مشغول کرده بود:
      در نهایت ایده مورد نظرش را به شکل طرح کرد"اجازه دهید دشمن به سربازان ما عظمت وقیحانه وجودش و صلاحیت ما را ثابت کند". نیت اش این بود که سخنرانی ها، فیلم ها و مقالات روزنامه ای دشمن را به لیستی از اقدامات خصمانه دشمن ترجمه کند. ایده را با سایر  افسرانی که به استخدام گرفته است چنین عرضه میکند:
      پس از گذشت یه هفته، تلاش های بسیار و ناامیدی ها، کاپرا موفق به دستیابی به آرشیو فوق امنیتی موجود در تاسیسات دولتی میشود، البته با روش های غیر معمولی و فراسازمانی:
      شرح قسمت های مستند:
       پیش درآمدی بر جنگ (1942؛ 51 دقیقه و 35 ثانیه)(برنده جایزه اسکار بهترین فیلم مستند) این قسمت ابتدا به تعریف و شناسایی تفاوت ها بین دو دولت دمکراتیک و فاشیستی میپردازد، سپس به فتح منچوری توسط ژاپن و فتح اتیوپی توسط ایتالیا. کاپرا این قسمت را چنین توصیف میکند: " نمایش یک تصویر کلی از دو دنیا؛ برده و آزاد، ظهور تمامیت خواهی نظامی از فتوحات ژاپن در منچوری و موسولینی در اتیوپی. Prelude to War  ضربه نازی ها (1943، 40 دقیقه و 20 ثانیه) به پوشش جغرافیای سیاسی نازیسم و فتح اتریش، چک و اسلواکی و لهستان میپردازد. توصیف کاپرا چنین است:" هیتلر قیام میکند، دیکتاتوری نازی بر آلمان تحمیل میشود. رژه ورود سربازان به راینلند و اتریش. تهدید جنگ چاره ای جز تقدیم چک اسلواکی باقی نمیگذارد. آرامش طلبان چاره ای جز تسلیم ندارد. هیتلر لهستان را اشغال میکند. پرده تراژدی قرن جنگ جهانی دوم برافراشته میشود.The Nazis Strike   تفرقه بینداز و حکومت کن (1943، 56 دقیقه) در مورد اردوی بنلوکس و سقوط فرانسه. از دید کاپرا: " هیتلر دانمارک و نروژ را اشغال میکند، خط ماژینو را دور میزن و ارتش بریتانیا را به دریای شمال میکشاند، تسلیم به فرانسه تحمیل میشود. Divide and Conquer نبرد بریتانیا (1943، 51 دقیقه و 30 ثانیه) این قسمت پیروزی بریتانیا بر علیه لوفت وافه ترسیم میکند. چکیده کاپرا: " نمایش شجاعت و دفاع پیروزمندانه نیروی هوایی سلطنتی، زخم خورده اما شکست نخورده، بریتانیایی ها تنها کسانی هستند که بر علیه نازی ها میجنگند. The Battle of Britain نبرد روسیه(1943، 76 دقیقه و 7 ثانیه) بخش 1 و 2، نمایش یک تاریخ دفاعی از روسیه و نبرد روسیه بر علیه آلمان. چکیده کاپرا: " تاریخ روسیه، مردم، ابعاد جغرافیایی، منابع، جنگ ها، دست و پنجه کشنده با ارتش نازی ها در دروازه موسکو و لنینگراد. استالینگراد نازی ها از چرخ گوشت. The battle of Russia  نبرد چین (1944، 62دقیقه و 16 ثانیه) نمایش خصومت طلبی ژاپنی ها، کشتار نانجینگ و تلاش های چینی ها مانند ساختن راه برمه و نبرد چانگشا. چکیده کاپرا: " خدایان جنگ ژاپن تمام تلاش خود را برای فتح چین انجام میدهند، زمانی که ژاپن موفق شود، از قدرت انسانی چین برای فتح کل آسیا استفاده خواهد کرد" The Battle of China جنگ به آمریکا می آید(1945، 64 دقیقه و 20 ثانیه) نشان میدهد که چگونه مسیر تحولات تجاوزات محور متحدین به سمت مردم انزوا طلب آمریکا پیش خواهد رفت. چکیده کاپرا:" سرو کارمان چیست؟ چه کنیم؟ چرا؟ کجا؟ بر سر چه؟ و چگونه ایالات متحده آمریکا قدیمی ترین جمهوری دمکراتیک میتواند زیر قانون اساسی اصلی خود باقی بماند. اما قلب فیلم از عمق و با همه احساساتی که آمریکایی ها در واکنش به اوضاع وخامت بار در اروپا و آسیا پر میشود. چگونه احساسات ما به آرامی از بی تفاوتی به تعهد کامل  تغییر خواهد کرد، همانگونه که از دست رفتن آزادی در هر جای دیگر دنیا آزادی ما در آمریکا را به خطر می اندازد". این قسمت آخر از سری چرا میجنگیم همچنان یکی از پر جلوه ترین فیلم های تاریخی ساخته شده در آمریکاست. War Comes to America
       
        
       
       
       
      انتخاب فیلم به عنوان واسطی برای ارائه اطلاعات جنگ
      بعد از جنگ دوم روش های بدست آوردن پشتیبانی از نیروها و مردم احتیاج به تغییر داشت. انجام سخرانی برای جذب سرباز و افکار عمومی دیگر اثر بخش نبود. فیلم به عنوان یک واسط برای اقناع فکری سربازان و توضیح برای علت جنگیدن ضروری به نظر میرسید. همانطور که کاتلین جرمن میگوید، " این برای اولین بار بود که تلاشی با ابعاد وسیع برای نفوذ در عقاید ارتش آمریکا بوسیله فیلم صورت میگرفت".  فیلم همچنین به این دلیل انتخاب شده بود که میتوانست هم دیدگان و هم گوش ها را همزمان بکار گیرد. بر رادیو و نشریات برتری کامل داشت. کاپرا گرچه هیچ سابقه ای در ساختن مستند نداشت، اما به این دلیل انتخاب شده بود که به ایده آل های آمریکایی تعهد داشت و برخی فیلم های شاخص وی در آن زمان شهرت بسیاری پیدا کرده بودند. او برای فهم قلب و روح مخاطبان آمریکایی تلاش میکرد. زمانی که فیلم کامل شد، از آن با عنوان "لمس (اثر) کاپرا" یاد شد.
      هنگامی که مونتاژ نهایی فیلم تکمیل شد، جذابیت اثر کاپرا روشن شد، کاپرا توانسته بود با تکیه بر توانایی ویراست فیلم(ادیت) یک فیلم موفق در ابعاد فیلم های هالیوودی خویش بسازد. فکر کاپرا تصور میکرد اگر فیلم های پروپگاندای دشمن را مجدد مونتاژ کند و بر روی آن گفتمان خویش را قرار دهد، خواهد توانست سیرت واقعی آنان را به نمایش بگذارد. او با این کار به جنگ و دلایل آن معنی بخشید.
      از میانه چنین ادیت دقیق و حسابگرانه ای، فیلم به مقایسه و بیان تفاوت ها بین نیروهای شیطانی و ایالات متحده و ارزش های سنتی اش می پردازد. کاپرا تفاوت ها را بخوبی بزرگ کرده بود و نشان داد که بین آمریکا و دشمنانش چه خواهد گذشت و چه بر سر ارزش های آمریکایی خواهد آمد اگر "ما" به جنگ نرویم.  این یک جنگ بین متحدین و متفقین نبود، جنگی بین خیر و شر بود. برای قضاوت در مورد اتحاد غرب(متفقین) با شوروی این مجموعه اطلاعات بسیاری را حذف کرده تا شبهاتی که میتوانست "بچه مثبت" بودن جایگاه شوروی زیر سوال ببرد، نظیر اشغال بالتیک و جنگ زمستانی دیده نشود. اما پیمان عدم تجاوز مولوتوف–ریبنتروپ (استالین-هیتلر) و اشغال لهستان به دست شوروی را به نمایش میگذارد.
      سریال مستند چرا میجنگیم به بزرگترین ابزار ارائه اطلاعات در مورد متحدین به دولت آمریکا در خلال جنگ جهانی دوم بدل گشت. ژنرال سورلز مدیر روابط عمومی وزارت جنگ، به دنبال نمایش این فیلم خواهان ساختن چنین فیلم هایی در مورد نیروهای مسلح و نمایش عمومی آن شد. وی هنگامی که روزولت برای اولین بار قسمت اول فیلم(پیش درآمدی بر جنگ) فیلم را مشاهده کرد به هدف خویش رسید. روزولت مشاهده عمومی فیلم را بسیار مهم ارزیابی کرد و دستور داد که در مکان های نمایش عمومی در معرض دید مردم قرار گیرد. این امر به دلیل جنبه اقناع کنندگی بالای فیلم مخالفانی نیز داشت، لول ملت(Lowell Mellett) هماهنگ کننده رسانه ای روزولت این فیلم را خطرناک میدانست و بر نگران بود که نمایش عمومی آن میتواند باعث وحشت و حساسیت عمومی شود.دست کم 54 میلیون نفر این مجموعه را دیدند و مطالعات برای بررسی اثربخشی فیلم نیز انجام شد. بااین وجود  مطالعات نتایج مشخصی نشان نمیداد و همچنان اثربخشی فیلم مورد سوال است.
       

       
      پس از جنگ
      پیش درآمدی به جنگ و نبرد چین به دفعات به یادمان تاناکا (Tanaka Memorial) اشاره میکنند، و برای تحریک آمریکایی ها آنرا بدیلی از نبرد من(Mein Kampf) برای ژاپنی ها معرفی میکنند. اصالت این بحث برای سالها نقل محافل تاریخی قرار گرفته است و تا امروز همچنان بر روی آن بحث میشود. با این حال در سالهای 1930 و دهه40 اصالت این نقشه مقبولیت و پذیرش عمومی داشت چرا که اقدامات ژاپن به آن بسیار نزدیک بود.
      یادمان تاناکا برنامه راهبردی ای منسوب به تاناکا جیچی نخست وزیر ژاپن 1927 بود که بصورت گسترده در دوران حمله ژاپن به چین بر روی آن بحث میشد و در بسیاری از کتب به آن اشاره شده بود، ژاپنی ها این یادمان را صحیح نمیدانند و آنرا پروپگاندایی حساب شده بر علیه ژاپن می دانند، گزیده ای این یادمان تاناکا :
      برای فتح جهان باید آسیا را تسخیر کرد برای فتح آسیا باید چین را تسخیر کرد و برای فتح چین ابتدا باید مغولستان و منچوری را به تسخیر کرد وقتی موفق به فتح چین شدیم، کشورهای دریای جنوب تسلیم ما خواهند شد سپس دنیا باید بداند که کل شرق آسیا برای ماست.
       

       
      کاپرا در حال دریافت مدال از ژنرال جورج سی مارشال
       
      نگاهی به تئوری های ارتباطی در دوره جنگ دوم
       
      نظریه تزریق
      (که همچنین به عنوان نظریه کمربند انتقال یا گلوله جادویی نیز شناخته می‌شود) یک نظریه در ارتباطات است برای انتقال پیام که به صورت مستقیم از فرستنده به گیرنده متقل می‌شود. این مدل در سال ۱۹۳۰ داده شده و امروز تا حد زیادی منسوخ شده است. اما امروزه از این مدل برای تحلیل‌های داده‌های بزرگ ارتباطاتی استفاده می‌شود و به عنوان احیا کننده نظریه‌های مدرن شناخته می‌شود.
      مفهوم
      نظریه تزریقی یا گلوله جادویی نشان دهنده اثرات مستقیمی است که رسانه‌ها بر روی مخاطبان می‌گذراند. این نوع نظریه در تبلیغات نازی‌ها در دهه ۱۹۴۰ کارایی داشت. این نظریه به عنوان یک تئوری گرافیکی فرض می‌شود که پیام رسانه‌ها را نیک گلوله شلیک شده از تفنگ رسانه می‌داند که به بیننده برخورد می‌کند. این نشان دهنده این است که پیام رسانه‌ها مستقیم به مخاطب تزریق می‌شود و مخاطبان کاملاً منفعل هستند که نمی‌توانند از تأثیر رسانه‌ها فرار کنند.
      عمده پروپگاندای جنگ جهانی دوم در دوره قدرت رسانه های یک طرفه مثل رادیو، سینما را میتوان مبتنی بر تئوری تزریق دانست، اخبار همانند گلوله ای که شلیک شود، اذهان را در مینوردد،  هر آنچه به او (مخاطب) بگوییم میپذیرد. در آن زمان مخاطب در برابر اخبار یک سویه دولتی به دلایلی چون نداشتن اطلاعات دست اول، عدم دسترسی به منابع دیگر(منابع دیگر تنها رادیو های دشمن بودند) و سطح سواد رسانه ای بسیار پایین، منفعل به نظر میرسیدند، این نظریه بعدها توسط تئوری جریان دو مرحله ای ارتباطات به چالش کشیده میشود.
       
      جریان دومرحله‌ای
      از سال ۱۹۳۸ تحقیقاتی ارتباطی جهش میکند، جنگ دوم معروفترین حادثه‌ای است که نظریه گلوله جادویی معرفی کرد. اما در همین ایام پل لازارسفلد به تحقیقاتی که دربارهٔ انتخابات مردم آمریکا انجام داداین نظریه را رد میکند. لازارسفلد و همکارانش با تحقیقاتی که در انتخابات سال ۱۹۴۰ که میان فرانکلین و روزولت برگزار شد انجام دادند، مشخص کردند که رسانه‌ها تأثیر آنچنانی و گلوله‌ای روی مردم ندارند. طی تحقیقات این نتیجه حاصل شد که پیام‌ها به صورت دومرحله‌ای روی مخاطبان تأثیر می‌گذارد، لازارسفلد فهمید که اکثریت مردم از روی فاکتور اقناعی چون "ترس" در کمپین روزولت باقی نماندند، در عوض رسانه‌های فردی (ارتباطات میان فردی) تاثیرگذاری بیشتری بر روی مخاطبان داشته است. جریان دومرحله‌ای ارتباطات فرض می‌کند که ایده رسانه‌های جمعی به رهبران افکار می‌رسد و سپس این رهبران آن را به مردم منتقل می‌کنند. آنها معتقدند که پیام رسانه‌ها از این طریق به مردم انتقال داده می‌شود. رهبران افکار، انسان‌هایی با فهم هستند که محتوای رسان‌ها در دسترس آنها قرار دارد و آنها پس از تجزیه و تحلیل این پیام‌ها، آن را در اختیار مخاطبان قرار می‌دهد؛ بنابراین جریان دو مرحله‌ای ارتباطات نشان میدهد که رسانه‌ها به صورت مستقیم تأثیر ندارند بلکه از طریق اتصال میان فردی تأثیر می‌گذارند.
      نمود هایی از این جریان دو مرحله ای ارتباط، بعدها در تلویزیون با بکارگیری کارشناس تلویزیونی، افراد متخصص و شخصیت های معروف در تلویزیون برای القای موضوعات و مسائل به مخاطبان بهره گیری های بسیار شد و تا کنون همچنان ادامه دارد.
       
      احتمالا ادامه دارد.
      منابع:
      https://en.wikipedia.org/wiki/Hypodermic_needle_model
      https://en.wikipedia.org/wiki/Why_We_Fight
       
      با تشکر از @remo برای انتقال فیلم ها به آپارات:
       
       
       
       


         
       

         

         

       
      ...
       
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.