FLANKER

تحلیل و پیگیری تحولات قفقاز ( آذربایجان- ارمنستان -گرجستان )

Recommended Posts

23 minutes قبل , morteza69hb گفت:

دوستان توجه کنن که توی شمالغرب اصلا واژه آذری رو نمیشناسن و اون رو واژه ای بیگانه میدونن و اصرار صداوسیما به استفاده از اون موجب حساسیت شده)

 

پس چرا اون خطه جدا شده از خاک میهن همین نام رو روی خودش گذاشته؟

  • Like 1
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
11 minutes قبل , hexman گفت:

 

پس چرا اون خطه جدا شده از خاک میهن همین نام رو روی خودش گذاشته؟

اگر تمایل داشتین این بحث رو جایی غیر از این تاپیک ادامه میدیم، چون توضیح دادنش سخت تر از اونیه که به نظر میاد :)

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
41 minutes قبل , MR9 گفت:

وضعیت جغرافیای نبرد در قفقاز جنوبی - چهارم  اکتبر 2020

 

 به نقل از سایت تحولا جهان اسلام ( البته مال دیروزه) تلویزیون جمهوری آذربایجان با پخش تصاویری از روستای تالش(تالش کندی) واقع در شمال قره باغ، خبر آزادی این منطقه را تایید کرده است. تصاویر سنگرها، سلاحها، تجهیزات انفرادی و انهدام خودروهای تاکتیکی اورال ارمنستان نیز پخش شده است. با این حال تاکنون تصاویری از روستای مهم ماتاغیس و سد آن منتشر نشده است

 
 
و اینم محورهای حمله به شهر جبراییلی که آذربایجان مدعی آزادسازی اون شده
 
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

چرا تحلیلی از روند جنگ همراه با نقشه و مسیر پیشروی نیروها و تاکتیکهای مورد استفاده و..منتشر نمیشه؟

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با سلام و درود خدمت دوستان

 

آیا ارتش آذربایجان در نخجوان از قوای قابل اتکایی برخوردار هست؟

اگر جواب مثبته چقدر این احتمال وجود داره که از سمت نخجوان اقدام به پیشروی کنن؟ 

و اگر جواب منفیه در صورتی که فشار بر ارمنستان در قره باغ خیلی زیاد بشه ممکنه در تلافی اقدام به اشغال بخش هایی از نخجوان کنه؟ اصلا چنین چیزی ممکنه یا عواقب احتمالی اجازه این کار رو نمیده؟

 

سوال دیگه ای که به ذهن میاد اینه که چه میدان تستی بهتر از این درگیری برای امتحان قابلیت های پهپاد های رهگیر رونمایی شده ؟! (البته که به شکل غیر مستقیم)

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
40 minutes قبل , zAa9 گفت:

با سلام و درود خدمت دوستان

 

آیا ارتش آذربایجان در نخجوان از قوای قابل اتکایی برخوردار هست؟

اگر جواب مثبته چقدر این احتمال وجود داره که از سمت نخجوان اقدام به پیشروی کنن؟ 

و اگر جواب منفیه در صورتی که فشار بر ارمنستان در قره باغ خیلی زیاد بشه ممکنه در تلافی اقدام به اشغال بخش هایی از نخجوان کنه؟ اصلا چنین چیزی ممکنه یا عواقب احتمالی اجازه این کار رو نمیده؟

 

سوال دیگه ای که به ذهن میاد اینه که چه میدان تستی بهتر از این درگیری برای امتحان قابلیت های پهپاد های رهگیر رونمایی شده ؟! (البته که به شکل غیر مستقیم)

حمله ارمنستان به نخجوان و یا برعکس، میشه حمله به خاک یک کشور مستقل که مسلما واکنش های جهانی خواهد داشت و قضیه اون متفاوته از درگیری فعلی که نبردی داخلی بین یک حکومت مرکزی با بخشی خواهان استقلال و خودمختاری میشه ( هنوز هم هیچ کشوری مناطق درگیری رو به رسمیت نشناخته و بیشترشون از نظر رسمی اون رو جزو آذربایجان میدونن) و علاوه بر اون، نخجوان متصل به ترکیه ست که حمله به اون رو برای ارمنستان تقریبا غیر ممکن میکنه

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
2 hours قبل , MR9 گفت:

ظاهرا اسمرش از دو نوع راکت 9M55 یا 9M528 استفاده می کند . معلوم نیست نیروهای ارمنی به کدوم یکی مسلح هستند !

 

البته خود راکتهای 9M55  زیر مجموعه ها ومدلهای مختلف با کاربرهای مختلف دارن

cohetes-300mm.jpg

مثلا تمامی راکتهای 9M55 مدلهای K، K1،K4 خوشه ای هستن اما K ضد نفر هست K1 ضدزره و K4 برای پاکسازی میدان مین هست

 مدلهای 9M55 Fو 9M55K5 شدیدالفنجار تکه تکه شونده هستن

راکت 9M55C هم ترموباریک هست
راکت های9M528  حداکثر برد بیشتری در مقایسه با راکت های  9M55 دارن و دارای کلاهک شدیدالفنجار تکه تکه شونده

2 hours قبل , MR9 گفت:

9M55K.jpg

 

مثلا این تصویری که گذاشتید مربوط به مدل راکتهای 9M55 هست می تونید در داخل تصویر محل قرارگیری بمب های کوچکتر رو ببنید

  • Upvote 11

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر 13 مهر 1399 در 07:11 , worior گفت:

هر راهبردی برای آغاز جنگ، نیازمند راهبردی برای خروج و پایان جنگ هم هست؛

 

بسم ا...

 

شاید هم باید به شیوه جنگ (ways of war) این دو تا کشور که ملهم از اتحاد شوروی سابق  هست توجه بیشتری کرد ....

روسها بعد از جنگ در افغانستان ، بطور کامل براساس نظریه رابرت کاسیدی ، پارادایم جنگ بزرگ و متعارف را  در قالب ترجیحات فرهنگی- استراتژیک پذیرفته بودند . یعنی بازتاب تمامی نبردهای روسها از 1941 تا 1989 این را به فرماندهان روسی و به تبع آن در جمهوری های شوروی سابق ( ایضا آذربایجان و ارمنستان ) یاد آور می شد که عنصر "فرهنگ راهبردی " بر شیوه جنگ آنها تاثیر گذار هست . بدین معنی که کارشناسهای نظامی روسی در افغانستان می دونستند که چه کاری باید انجام بدند تا در افغانستان پیروز بشوند ، اما  این کار را نکردند و دلیل ان هم بی میلی فرهنگی بود  و همین مساله هم باعث شد تا تمایلی برای تغییر دکترین خودشون که برای جنگ  با ناتو بود نداشتند . برای ارمنستان هم شاید این طوری باشد . باید دید فرهنگ راهبردی ارمنی ها چه ماهیتی دارد که تلاشی برای توسعه توان نظامی خودشون در حد متناسب برای ایجاد بازدارندگی مطلوب در برابر آذربایجان نداشتند  و ندارند ... و از آن طرف ، سازمان مسلح آذربایجان روی چه فرهنگ راهبردی دارد خودش را توسعه میدهد که روی نقشه دارد پیشروی می کند !!!!

 

  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
15 hours قبل , morteza69hb گفت:

فرمایشات شما درست و متینه

ولی آیا ما حاضر میشیم سیستم ها ، تاکتیک ها و مهمتر از همه استراتژی دفاعی خودمون رو که برای مقابله با قدرت پهپادی آمریکا و اسراییل آماده کردیم، در این نبرد استفاده کنیم؟

حمله کروزی-پهپادی به تاسیسات عربستان و استفاده افراطی ترکیه از پهپاد، موجب هوشیاری همگان شده و در حال حاضر همه در حال آماده کردن راه های مقابله هستن

در حالی که شاید در یک درگیری، میتونستیم از این دو مولفه استفاده هایی خوبی بکنیم

هرچند که حمله به عربستان مزایایی هم داشت که بحثش مال اینجا نیست

 

ما در مقابل آمریکایی ها که از نظر جنگال جزو برترین ها هستن بارها جنگال انجام دادیم و در مواردی اونها اصلا متوجه نشدن، مانند زمانی که تصاویر پهپاد های اونها رو دریافت کردیم. در مواردی هم به آمریکایی ها چشمه هایی از توان رو نشون دادیم. اما از تمامی ادوات و تاکتیک ها تا به حال استفاده نکردیم.

در برابر کشوری مثل باکو و ترکیه نیازی به استفاده از تمام ادوات و تاکتیک ها نیست.

با پهپاد هایی مثل بیرقدار با شنود سیگنال های ارتباطی اون و جمینگ این سیگنال های ارتباطی میشه مقابله کرد و ماموریت اونها رو لغو کرد. حتی با جمینگ جی پی اس میشه با این پهپاد ها مقابله کرد.

در نهایت شناسایی این پهپاد ها توسط رادار سامانه کمند زمین پایه از فواصل دور قابل انجام هست و حتی با سامانه اپتیکی رعد هم میشه این پهپاد هارو شناسایی کرد وقتی هم شناسایی شد اینقدر موشک پدافندی در برد های مختلف داریم که به سادگی میشه نابودشون کرد.

حتی با یک فروند اف-۱۴ و یا میگ -۲۹ به وسیله موشک های حرارتی ارزان قیمت مثل منپد ها میشه آسمان منطقه وسیعی رو خالی از پهپاد کرد. حتی اف-۵ های ما با یک پاد شناسایی حرارتی در صورت توسعه میتونن با این پهپاد ها مقابله کنند.

کرار رهگیر هم میتونه منطقه وسیعی رو پایش کنه. برد سامانه اپتیکی اون حدود ۳۰ کیلومتر هست، کافیه روش منپد به تعداد ۸ عدد نصب کنید تا از فاصله حدود ۶ کیلومتری با هدف درگیر بشه.

موارد بسیاری هم وجود داره که اینجا نمیشه گفت.

در کل برای کشوری مثل ایران مقابله با این پهپاد ها هیچ کاری نداره، فقط باید از قبل چندین سناریوی مختلف آماده کرد. (که قطعاً قبلاً انجام شده)

در کل ترک ها در کار رسانه ای و به قول خودم هوچی گری، سابقه بسیار طولانی دارند(قمپز در کردن یکی از اونها هست). فکر نکنید تمام این تصاویری که به عنوان نابودی نشون میدن واقعی هست، مخصوصاً تصاویری که در سوریه نشون میدادن، بیشتر تصاویر حرارتی رو با کمی دقت میشه فیک بودنش رو تشخیص داد.

خیلی نگران ترکیه نباشید ترکیه در برابر کوچک تر از خودش خیلی قوی هست اما در برابر ما ....

 

 

در مورد این جنگ هم ما دوست داشتیم در کنار باکو باشیم اما روابط باکو با رژیم اشغالگر باعث شده حمایت مارو از دست بده، ارمنستان هم برای همین و همچنین به علت مردم آذربایجان از طرف ما حمایت کامل نمیشه.

ورود ایران، روسیه و یا کشور های غربی میتونه سرنوشت جنگ رو رقم بزنه که گزینه ایران به دلیل اینکه منتظر اتمام تحریم های تسلیحاتی هست منتفی هست و اگر تعرض ها به خاک ما ادامه پیدا کنه ممکنه ما به صورت محدود به این جنگ ورود کنیم.

ویرایش شده در توسط Abed2
  • Like 2
  • Upvote 3
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

فکر میکنم به اندازه کافی در این مورد بنده و دیگر دوستان در پست های پیشین توضیحات لازم رو دادیم و اما در رابطه با پانترکها و تجزیه طلب ها و یا همون عوامل داخلی این رو در نظر داشته باشید که شهر موصل رو با جمعیتی حدود نیم میلیون نفر ۲ هزار نفر داعشی یا کمتر اداره میکردند همین تعداد هم از شهر دفاع کردند. برای تصرف یک شهر حتما لازم نیست تمام مردم اون شهر علیه سیستم باشند دو سه هزار نفر عوامل مسلح داخلی کشورهای مذکور می یان و یک منطقه چند میلیون نفری رو به آشوب میکشند و مردمش رو به گروگان میگیرند که با توجه به نزدیکی خوی وحشیگیری داعش و پانترکیسم این اتفاقات به هیچ وجه دور از ذهن نیست، لازم بذکر هست که در ایران برای هر صد هراز نفر جمعیت یک و یا حداکثر دو کلانتری در نظر گرفته میشه که نیروهاشون سر جمع ۲۰۰ نفر هم نمیشند پس برای تصرف و کنترل یک شهر نیروی آنچنانی هم لازم نیست چیزی که ترکیه در سوریه انجام داد با اینکه بیشتر مردم طرفدار خاموش حکومت سوریه بودند اما کاری از دستشون در مقابل وحشیگیری های مخالفان حکومت سوریه برنمی امد. متاسفانه از وقتی سردار سلیمانی به شهادت رسید پانترکها تحرکاتشون رو در ایران و منطقه بیشتر کردند.

 

این تایپک چون تایپک تحلیل و پیگیری تحولات قفقاز هست دیگر بحث رو ادامه نخواهم داد. 

  • Upvote 3
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر 14 مهر 1399 در 12:15 , MR9 گفت:

 

بسم ا...

 

شاید هم باید به شیوه جنگ (ways of war) این دو تا کشور که ملهم از اتحاد شوروی سابق  هست توجه بیشتری کرد ....

روسها بعد از جنگ در افغانستان ، بطور کامل براساس نظریه رابرت کاسیدی ، پارادایم جنگ بزرگ و متعارف را  در قالب ترجیحات فرهنگی- استراتژیک پذیرفته بودند . یعنی بازتاب تمامی نبردهای روسها از 1941 تا 1989 این را به فرماندهان روسی و به تبع آن در جمهوری های شوروی سابق ( ایضا آذربایجان و ارمنستان ) یاد آور می شد که عنصر "فرهنگ راهبردی " بر شیوه جنگ آنها تاثیر گذار هست . بدین معنی که کارشناسهای نظامی روسی در افغانستان می دونستند که چه کاری باید انجام بدند تا در افغانستان پیروز بشوند ، اما  این کار را نکردند و دلیل ان هم بی میلی فرهنگی بود  و همین مساله هم باعث شد تا تمایلی برای تغییر دکترین خودشون که برای جنگ  با ناتو بود نداشتند . برای ارمنستان هم شاید این طوری باشد . باید دید فرهنگ راهبردی ارمنی ها چه ماهیتی دارد که تلاشی برای توسعه توان نظامی خودشون در حد متناسب برای ایجاد بازدارندگی مطلوب در برابر آذربایجان نداشتند  و ندارند ... و از آن طرف ، سازمان مسلح آذربایجان روی چه فرهنگ راهبردی دارد خودش را توسعه میدهد که روی نقشه دارد پیشروی می کند !!!!

 

 بسمه تعالی

 

تدریجی گرایی منطقی میگه که دقیقا یک راهبرد بزرگ و کلی وجود نداره، بلکه یک تصمیم احتمالا شجاعانه اولیه وجود داره و سپس راهبردهایی که در طول مسیر آموخته و اجرا میشن.

نکته ای که جنگ ها دارن عدم پیش بینی پذیری هست، معمولا معلوم نیست دشمن چی قایم کرده، معلوم نیست چه واکنشی نشان خواهد داد و ... بنابراین بعد از واقعه ای در صحنه جنگ راهبرد جدید بر اساس متغییر های رخدادهای قبلی آموخته و به اجرا گذاشته میشه.

و این یعنی هیچ گرند استراتژی برای جنگ نمیتونه وجود داشته باشد.

 

شاهد این قضیه اینه که؛ معلوم نبود در ابتدای جنگ اگر آذربایجان با زدن چند پهپاد ساده، واکنشی در حد خوردن موشک بالستیک در باکو رو تجربه میکرد، هیچ وقت چنین چیزی رو نمیشود مطمئن بود.

ولی وقتی پاسخ ارمنستان منطقی بود و در حد همون مقابله با دشمن در منطقه جنگی محدود ماند، این یعنی هر چقدر تشدید در جنگ پیشروی کنه دو طرف اوضاع رو متقابلا متشدد خواهند کرد، این چیزی هست که در ادامه نبرد آموخته میشود و ! این مویدی برای شماست؛

و اینکه تکرار پیوسته رخدادهای این چنینی به شکل آموزه هایی در میان که تبدیل به فرهنگ رزمی دو طرف میشن.

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ائتلاف خطرناک ترکیه، رژیم صهیونیستی و تکفیری‌ها در شمال رود ارس/ هلاکت بیش از ۱۰۰ تروریست پس از ۷ روز جنگ در «قره باغ»

 

سرویس جهانی مشرق؛ درگیری ها در منطقه قفقاز در حالی به هفتمین روز رسیده که آنکارا تنها حامی باکو محسوب نمی شود و در روزهای گذشته دولت ترکیه صدها تن از عناصر گروهک های تروریستی تحت فرمانش را از سوریه و لیبی برای شرکت در جنگ به آذربایجان انتقال داده است.

 

گروهک های تروریستی «جیش الشرقیه، الحمزه، ارتش النخبه، جبهه الشام، تیپ الفرقان، گروه ۵۱ و المعتصم» نیز در روزهای گذشته شماری از عناصر خود را از مناطق اشغالی در شمال غرب سوریه برای شرکت در جنگ قره باغ به باکو اعزام کردند.

 

سرکرده های گروهک های تروریستی در مناطق اشغالی سوریه و لیبی در حالی به ائتلاف ترکیه، آذربایجان و رژیم صهیونیستی پیوسته اند که تاکنون در جریان درگیری ها در منطقه قره باغ حداقل ۱۰۳ تن از عناصر خود را از دست داده اند.

 

از این تعداد تروریست به هلاکت رسیده، ۱۹ تن از گروهک تروریستی جیش الشرقیه، ۹ تن از گروه ۵۱، ۱۱ تن از گروهک تروریستی موسوم به ارتش النخبه، ۲۲ تن از جبهه الشام، ۳۲ تن از تیپ الفرقان و ۶ تن هم از گروهک تروریستی «المعتصم» بوده اند.

 

براساس اطلاعات به دست آمده، عناصر گروهک های تروریستی در لیبی از جبهه های «طرابلس، مصراته، زواره، مرغاب و سرت» فراخوانده و به آذربایجان انتقال داده شدند؛ در سوریه نیز تروریست ها از مناطق اشغالی در استان های «حلب، ادلب، لاذقیه، شمال الرقه و الحسکه» تجمیع و منتقل شدند.

به گزارش مشرق، اگر چه خروج تعداد قابل توجهی از عناصر گروهک های تروریستی از سوریه فرصتی مناسب برای آغاز عملیات و پاکسازی مناطق اشغالی در شمال غرب این کشور است اما باید توجه داشت حضور صدها تن از تروریست ها در نزدیکی های مرزهای شمال غرب کشورمان با پشتیبانی گسترده ترکیه به بهانه بازپس گیری منطقه «قره باغ» می تواند سناریوی از پیش طراحی شده ائتلاف غربی - عبری- عربی برای ایجاد مشکل در خاک ایران باشد.

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
3 minutes قبل , worior گفت:

شاهد این قضیه اینه که معلوم نبود در ابتدای جنگ اگر آذربایجان با زدن چند پهپاد ساده، واکنشی در حد خوردن موشک بالستیک در باکو رو تجربه میکرد، هیچ وقت چنین چیزی رو نمیشود مطمئن بود.

 

بسم ا...

برای همین هست که در پست قبلی عرض شد که باید دید دکترین رزمی ارمنستان روی چه پایه ای گذاشته شده ، پژوهشی که دراین زمینه در سالهای ابتدایی قرن جاری  انجام شد ، دکترین رزمی ارمنستان را بالذات "دفاعی " تبیین می کرد ، یعنی آذری های احتمالا پیش بینی می کردند به دلایل مختلف ، ارتش ارمنستان سعی می کند از خودش در برابر یک عملیات تهاجمی  دفاع کند ( معکوسش میشود ارمنستان در اجرای آفند پیش قدم نمیشود )  و این باعث شده تا ابتکار عمل رزمی دست آذری ها بیافتد و اگر قاعده کلاسیک عملیات رزمی را در نظر بگیریم که  ابتکار عمل بطور نسبی دست مهاجم هست ، یعنی  برنامه خودش را روی نیروی مدافع دیکته می کند ، شاید بشود وضعیت فعلی صحنه نبرد را توضیح داد

  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
10 hours قبل , aminf14 گفت:

جگ ساده تر از این حرف هاست و اینقدر غافلگیرانه پیش میاد که نمیشه در مقابلش تمهیداتی چید. تاریخ و مرورش به درد همین مواقع میخوره به ویژه خیزش رایش سوم و ماجراهای آنشلوس، سودت و حمله به لهستان که حتی در رادیو برعکس به نمایش گذاشته شد یعنی حمله لهستان به آلمان. وقتی زمینه مهیا بشه و نیروی عظیم گرد هم بیان، فقط یک جرقه کافیه تا این انبار باروت زبانه بگیره و منفجر بشه. مگه همین انفجار لبنان که میتونه زمینه جنگی گسترده بشه عاملش مشخص شد؟ اهمیت قدرت های ورای منطقه ای و دست های پشت پرده اینطوره که اینطور ذهن هارو سرشار از جاهلیت و افکار نژادپرستانه می کنن که دو قدم اونورترو نمی بینن و بعد با بهانه ای ساختگی سبب بروز جنگ میشن. میشه تموم این موارد رو خوش خیالانه نادیده گرفت میشه هم نه محکم این موارد و عاقبتشونو به علی اف گوشزد کرد:

1) چرا کشورت لونه اسرائیل و موساد شده؟

2) چرا ؟به دنبال تحریک آذری های ایران و جدا شدن اونها هستی

3)  چرا ژنوساید و تغییر ترکیب جمعیتی رو دنبال میکنی که ممکنه منجر به فاجعه شه؟

4) چراخونه ات رو مامن تروریست هایی وحشی و دیوانه کردی؟

5) چرا موقعیت کشورتو در نظر نمیگیری که بخاطر نداشتن عمق استراتژیک میتونه تبدیل به تلی از خاکستر بشه ؟ 

در مورد اردوغان که بر این فرد حرجی نیست و عینا عطشی به قدرت و هرج و مرج داره که مشابهشو اسمیگل نسبت به حلقه قدرت داشت!

 

شروع جنگ زمانی ساده میشه که یک کشور خودشو قویتر از طرف مقابل ببینه و فکر کنه که میتونه به نتیجه دلخواهش برسه! 

آذربایجان که به لحاظ استعداد نظامی در قواره تقابل با نیروهای مسلح استانهای شمال غرب ایران هم نیست چه برسه به کل کشور کما اینکه در برابر ارمنستان هم به تنهایی عاجزه!

برای گوشزد کردن محکم هم متاسفانه ما اهرم فشاری در دست نداریم که بخوایم برای آذربایجان هزینه درست کنیم تا دست از ماجراجویی برداره که البته با توجه به قدرت نظامی و سیاسی ضعیف و شکننده این کشور نیاز چندانی هم به اعمال فشار حس نمیشه! 

ترکیه تبدیل به مشکل بزرگتری در منطقه شده ولی اگر اردوغان قصد و توان حمله مستقیم به جایی رو داشت سوریه هدف منطقی تر و راحت تری بود چون بهانه های عامه پسندی داشت مثل سرکوب داعش و جدایی طلبهای کرد و حمایت از مسلحین و مردم مظلوم تحت ستم دولت بشار اسد! از طرفی هم ارتش منسجمی در برابرش نبود ولی عملا نتونست با قدرت وارد سوریه بشه و کار خاصی بکنه! نگاه شما به تحولات منطقه بیش از حد بدبینانه است دوست عزیز.

من باور دارم که در حال حاضر خطر اصلی برای ایران نه در خارج از مرزها که در داخله و تا وقتی مشکل معیشت و اقتصاد و ناراضایتی اجتماعی حل نشه صحبت از خطر خارجی صرفا منحرف شدن از خطر اصلیه! تا زمانی که حکومت مرکزی مورد حمایت ملت باشه تبلیغات خارجی و ساز جدایی طلبی به نتیجه ای نمیرسه!

 

  • Like 1
  • Upvote 2
  • Downvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

درگیری نفسگیر پدافند هوایی ارمنستان با جنگنده جمهوری آذربایجان در آسمان قره‌باغ

 

سلام . آقا من کفم برید . این فیلمو ببینید . اون گاتلینگ ارمنیا چیه؟ به نظر نمیاد توپ پانتسر باشه . مشابه CRM آمریکاییه که غیر ممکنه. شجاعت خلبان آذری تحسین برانگیزه اما شهامتیه که اسم دیگه اش حماقته . من تحسینش می کنم اما آخرش به چوخ رفت ! به نظرم Su25 بود .مثل بازی های کامپیوتریه . تا حالا واقعیشو ندیده بودم . شاید اگه به جای یدونه از این سیستم چند تا توپ ساده ZU23 بود با اجرای دیوار آتش نتیجه سریعتری حاصل می شد . اما واقعا نفسگیره 

  • Upvote 2
  • Downvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط worior
      بسمه تعالی
      مقدمه
      نگارنده متن ذیل از دیدگاه راهبردی به مسئله قره باغ و احتمالات و پیامد های مربوط به آینده منطقه نگاشته است. هر جنگی در هر منطقه از دنیا بدون حمایت و عزم ملی یا مردمی که در حال جنگ هستند محکوم به شکست خواهد بود. از این رو جنگ در قره باغ امری بسیار وابسته به مسائل جمعیتی و افکار عمومی ست و از برای آن انجام میشود.
       
      مسئله فتح سرزمینی
       
      جنگ های فتح سرزمینی به سبک دوره فئودالی مدتهاست منسوخ شده، سازمان ملل و جوامع بین المللی بسختی با تغییرات در مرزها از طریق حملات نظامی کنار می آیند. پذیرفتن تغییر مرزهای کشورها از طریق تهاجم نظامی امریست که میتواند عواقب متقابلی برای کشورهایی که آن تغییرات را میپذیرند داشته باشد، این عواقب از تروریسم گرفته تا رفتن این پذیرش به حافظه تاریخی جهانی وبدل شدن به عرفی که امکان رخداد مجدد برای همان کشور پذیرنده نیز بوجود می آورد. صرف نظر از اینکه حق و باطل تاریخی این منازعات مرزی چگونه باشد، برنده منازعه، بعد از پیروزی باید هزینه های بسیاری در عرصه روابط بین الملل برای جلب افکار عمومی، سیاستمداران کشورهای مختلف جهت پذیرش رسمی مرزهای جدید پرداخت کند، علی الخصوص به اعضای دایم شورای امنیت سازمان ملل و شاید واکنش این اعضا در پذیرش این مرز جدید آنقدر طولانی شود که فرصت واکنش متقابل و بروز جنگی دیگر را رقم بزند.
       
      راهبرد نظامی جاری آذربایجان در قره باغ
       
      شیوه های رزمی طرفین این درگیری هرچه باشد از قواعدی قابل شمارش پیروی خواهد کرد، نه از آن جهت که بسادگی قابل پیش بینی هستند، بلکه تجربیات تاریخی زیادی نسبت به چنین درگیری هایی وجود دارد. از نظر جمعیت شناختی منطقه ناگورنوقره باغ جمعیت ساکنی عمدتا ارمنی تبار دارد، آذری ها بدون حمایت افکار عمومی ساکن در منطقه و پشتیبانی مردمی قادر پیشروی نخواهند بود، حتی در صورت پیشروی موفقیت آمیز قادر به حفظ سرزمین های فتح شده نخواهند شد. بنابراین بدیهی است که ترکیب جمعیتی منطقه ابتدا تغییر کند و این امر نه به یکباره امکانپذیر است و نه در یک نبرد کوتاه مدت. بلکه جنگی طولانی مدت، همراه با زیرآتش گرفتن مستقیم شهرها، کشتار ارمنی ها و مهاجرت دادن اجباری جمعیت ساکن در این مناطق میتواند راهبرد انتخابی طرف آذری باشد و این شکل از درگیری پیوسته و همراه با سکونت دادن آذری ها در منطقه ادامه پیدا کند تا ترکیب جمعیتی از ارمنی به آذری و ترک تغییر کند، تا در یک نبرد قاطع احتمالی بسیار بزرگ شرایط برای اشغال دایم فراهم شود و یا دست کم از طریق یک روند دمکراتیک مثلا رای گیری و تعیین سرنوشت از سوی ساکنان به نفع دولت باکو تغییرات مورد نظر آن دولت بدست آید. روشهای مورد بحث در بالا پیشتر از سوی اسراییل به کار گرفته شده اند، سبقه تاریخی طولانی دارند تا جایی که ماکیاوولی در شهریار به صراحت در مورد مهاجرت اجباری و تغییر جمعیت سرزمینی توسط حکام سخن رانده است. و شاید بتوان دلیل نزدیکی آذربایجان به اسراییل در گرفتن تجهیزات نظامی و مشاوره در خصوص بازسازی ارتش خود را در سطور بالا یافت.
       
      راهبرد دفاعی ارمنستان در برابر تهاجم آذربایجان
      تاکنون آنچه آذربایجان نشان داده، اتکا به تاکتیک سنتی رزمی در مناطق کوهستانی، نظیر استقرار توپخانه، ورود به شهرها، استفاده از موشک های کوتاه و میانبرد و همچنین داد و فریاد پروپگاندای خویش در سراسر دنیا پیرامون حقانیت و نبرد علیه تروریسم آذربایجانی ست، چنین سیاستی بدلیل وجود پایگاه جمعیتی در آرتساخ(قره باغ) و مورد تهاجم قرار گرفتن امری بدیهی است. ارمنستان با سرعت بسیار به سمت مظلوم نمایی وشکست پذیری احتمالی و نیاز به کمک پیش میرود. چنین وضعیتی به ارمنستان کمک میکند تا به جلب کمک های بین المللی از دولت های نسبتا ثروتمند مسیحی بپردازد، همچنین با توجه به در اختیار داشتن مناطق مورد مناقشه، به تحریک فشارهای بین المللی به سمت آذربایجان در جهت پایان جنگ بپردازد.
       
      تدریج گرایی منطقی
      در هیچ جنگی نمیتوان نتایج را از ابتدا به دقت بر شمرد، گفته اند آنچه در مورد آینده میتوان با دقت گفت، عدم پیشبینی درست آن است. اما بر اساس شواهد،  تجربیات و دانش های موجود و نسبت به گذشته تمرین های نظامی آذربایجان و خریدهای نظامی های دو کشور؛ از دید نگارنده، پیش بینی میشود جنگی میان مدت و سپس یک نبرد تعیین کننده راهبرد آغازین جمهوری آذربایجان بوده باشد، گرچه ممکن است هیچ وقت چنین رخدادی به حقیقت نپیوندد. ولیکن، این یک الزام برای داشتن یک تفسیر راهبردی منطقی درآغاز جنگ است، گرچه یک گرند استراتژی(راهبرد فراگیر) محسوب نمیشود.  هر راهبردی برای ورود به هر درگیری نیازمند راهبردی برای ادامه خروج از آن نیز خواهد بود. راهبردهایی که در ادامه اتخاذ میشود آنهایی هستند که در جبهه های نبرد آموخته میشوند، و جملگی خرده راهبردهایی هستند که ظهور کرده و دور از مسیر اصلی و هدف کلی نیستند. در موقعیت کنونی بدین دلیل که تشدیدگر این نبرد در این مقطع جمهوری آذربایجان است، این کشور ابتکار عمل را در اختیار دارد و تدریجا ارمنستان خود را در برابر ابتکارهای آذربایجان واکنش گر میبینید،  آذربایجان تصمیم گیرنده اصلی در پایان دادن به نبرد یا تغییر شکل ماهیت جنگ خواهد بود.
      نیازمندی به راهبردی برای خروج و پایان دادن به جنگ در ابتدا، بدلایل پیشگری از ورود به جنگ دایمی، فرسایشی و یا بیرون کشیدن از درگیری در زمان مناسب طرح میشود، سپس در ادامه بر اساس موفقیت ها یا شکست هایی که کسب میشود تحت اثرات جبهه ها و افکار عمومی تغییر خواهد کرد. بنابراین بزرگترین رکن اصلی جبهه دو طرف نه روی زمین بلکه در رسانه ها و پروپگاندای جهانی آنان است. این موفقیت ها در پروپگاندای طرفین است که جنگ را به پیش خواهد برد و حتی سطح بروز خشونت ها و یا اقدام علیه اشغال سرزمینی و حتی میزان زیر آتش گرفتن پایتخت های یکدیگر تنظیم خواهد کرد.
       
      پیشبینی نسبت به رویه های آینده درگیری در قره باغ:
       
      آذربایجان در جبهه جنوبی پیشروی خوبی صورت داده است اما نکات زیر حائز اهمیت است؛
      -          همانطور که عرض شد، برای آذربایجان در مناطقی که پشتیبانی جمعیتی ندارد امکان پیشروی موفق بسختی ممکن است و در صورت پیشروی امکان حفظ و بهره برداری از پیشروی پیچیده تر خواهد بود. بنابراین انتخاب پیشروی از جنوب از این جهت منطقی است که ؛
      o        ممکن است بخواهد خود را با حمله سریع به نخجوان برساند، به دو دلیل 1- تکمیل اتصال سرزمینی 2-جلوگیری از ورود ارمنستان به نخجوان در برابر یک سناریوی پاسخ احتمالی به تهاجمات در غره باق.
      o        این نکته حائز اهمیت است که در شمال ایران آذریها و ترک ها درصد تجمعی بیشتری نسبت به آذریهایی منطقه غره باق وجود دارد. بنابراین این احتمال وجود دارد که ارتش آذربایجان و ترکیه از طریق منطقه نخجوان بصورت مستقیم یا غیر مستقیم در منطقه به یکدیگر دست بدهند.(پشتیبانی هوایی ترک، پیاده نظام هایی شامل نیرومخصوص ترک در لباس تروریست های پانترک و نوعثمانی، و ارتش آذربایجان از شرق)
      o        امکان تهاجم سریع در مناطق کوهستانی بسادگی میسر نیست و تنها با سرعت بالا از طریق عبور از مسیر رودخانه ارس ممکن است،با توجه به این امر، روستاهای مرزی ایران مانند عاشقلو، اوزان، کرانلو و ... در معرض تهدید تهاجم آذریها و احتمال پاسخ ارمنی ها در آن مناطق هستند
      o        در صورت وقوع شورش های ساختگی و بحران کمبود منابع و تظاهرات، شرایط برای نفوذ نیروهای اطلاعاتی امنیتی هر سه کشور ترکیه، آذربایجان و ارمنستان جهت بهره برداری از آشوب ممکن است. و در ادامه پاسخ ایران در سرکوب تظاهرات و یا شورش، عواقبی نظیر نفوذ و دخالت بیگانه در حتی کوتاه هم خواهد داشت.
      o        آنچه فضای بحران برای ورود به نبردهای چریکی و شورشهای اجتماعی تقویت میکند، آن است که دو کشور بزودی بسیاری از تسلیحات زرهی خود را از دست میدهند، سازمان نیروهای مسلح این کشورها اقدام به جذب نیروی مردمی خواهد کرد. این امر سبب میشود تا ارتش های منظم تبدیل به ارتش های پراکنده با ابعاد بالای استفاده از نیروی شبه نظامی شوند و به تجهیزات شبه نظامیان نظیر وانت های مسلح، موشک های دوشپرتاب و ضد تانک قابل حمل توسط نفر روی بیاورند.
      o        وضعیت جنگ با استفاده از شبه نظامیان، سبب میشود تا حجم انبوهی از تجهیزات انفرادی جنگی وارد مناطق شمالی کشورمان شود.
      o        جنگ با استفاده از شبه نظامیان نیز به تلاش های وسیعی از عملیات روانی و پروپگاندای سیاسی نیازمند است.
      o        در میان مدت ممکن است جمیع موارد فوق ایران را وادار به ورود به  یک جنگ هیبریدی با محوریت ترکیه و آذربایجان کند.
       
      اقدامات پیشنهادی در بخش تاکتیکی و سیاستگذاری برای ایران:
       
      در بخش تاکتیکی: اجرای مانور ترکیبی.
      -          اقدام به اجرای سریع مانور ضد چریکی و ضد شورشی در مناطق مرزی کشور به سبک زیر؛
      o        تمرین استقرار و حرکت به سمت پاکتی از 5 تا 10 روستای مرزی در یک مسیر، به شکلی که  چند  تیم متحرک، به روستاهای در مناطق مرزی در بخش بندی های جغرافیایی مشخص وارد میشوند، و استقرار تیم های ثابت را امکان سنجی و مدیریت میکنند؛
      1-      تیم های متحرک در دو بخش ابتدا بدون ظاهر نظامی به سپس به قصد تمرین تامین نظامی و سپس بصورت کاملا نظامی به قصد فراهم آوری امکان استقرار تیم های ثابت با تجهیزات وارد مناطق روستایی میشوند، با جمعیت پل ارتباطی ایجاد میکنند، و به ترتیب متوالی پس از استقرار تیم های ثابت به قصد روستای بعدی خارج میشوند.
      2-      سپس تیم های ثابت با استقرار تجهیزات بیمارستانی، امدادی، هلال احمر و کمک به مناطق روستایی وارد میشوند، در مدت زمان مشخص فعالیت های ارتباطات انسانی و اجتماعی  را تمرین کرده و منتظر ورود دوم تیم های متحرک در تاریخ مقرر میشوند.
      3-      سپس تیم های متحرک دیگری به ترتیبی موازی به قصد کمک به جمع آوری تجهیزات ثابت وارد میشوند. و در پایان مانور اسکرت را تا فاصله ایمن را تمرین میکنند.
       
      دلایل اجرای مانور تاکتیکی فوق؛
      -          جدایی طلبها، شبه نظامیان، چریک ها و ارتش های دارای ابعاد هیبریدی که قادرند از طریق اجرای عملیات روانی، پروپگاندای سیاسی و پشتیبانی مالی در کنار ارتش های منظم خود اجرای طرح عملیاتی ترکیبی کنند، ابتدا با نفوذ، سپس ایجاد پل های ارتباطی و پس از آن شروع در نا امن کردن محیط های روستایی، اقدام به ایجاد معضلات  روانی کرده، و در ادامه از ساکنان عدم همکاری با دولت مرکزی را طلب خواهند، ابتدا با تحریک و سپس با تهدید. در فضای ناامنی مردم روستایی از همکاری اطلاعاتی و امنیتی با دولت های مرکزی پرهیز میکنند و حتی ممکن است جذب این گروه ها شوند، مگر در شرایطی که احساس کنند فضای ایمن و قدرت غالبی توسط دولت مرکزی قادر به حمایت از آنان یا نابود سازی تحرکات ضد دولتی ست.
      -          از طرفی دیگر در صورت بروز خشونت، و نفوذ بیگانه در مناطق مرزی ای که امروز نسبتا امن هستند، نیروی آموزش ندیده یا نیرویی که منطقه عملیاتی خود را تجربه نکرده باشد، بسختی میتواند با مردم ارتباط برقرار کرده و قادر نخواهد بود اقدامی که در شرایط عادی تمرین نشده است را در شرایط حاد بحران به اجرا بگذارد.
      -       آن بخش از  جریانهای فکری که در مناطق روستایی مرزی و در معرض تهدیدات مختلف امنیتی هستند، در صورتی که با هسته های خفته عملیاتی چریک های دشمن سمپاتی و هماهنگی برای روز شورش داشته باشند(آنچه در شهرهای عراق مانند رمادی، موصل و تکریت اتفاق افتاد) بسرعت دچار خطا، واکنش و یا تغییر نقشه خواهند شد، و در نتیجه اجرای این مانور این اقدامات قابل ردیابی خواهند بود.
      -          بنیاد عملیات هیبریدی مرزی ضد کشور، از طریق کشتار و تروربه نام حکومت (مانند اقدام چریک های فدایی خلق در کردستان علیه پادگان های ارتش) و سپس ایجاد هسته های مقاومت علیه دولتها انجام میگیرد، جذب نیرو تنها در صورت خلاء قدرت و واکنش نابهنگام دولت مرکزی ممکن است، و از طرفی در صورت اقدام تند، سلطه آمیز و نابخردانه نیروهای نظامی دولتی، اوضاع از کنترل خارج و یا تشدید میشود.(مانند اقدامات دیر هنگام بشار اسد در شمال و غرب سوریه)
      -           ولیکن این اقدام تند و سلطه آمیز برای هسته های نفوذی تا حدودی لازم و رعب آور است و محاسبات شانس، بخصوص بهره برداری از نفوذ های پیشین یا پل ارتباطی برقرار شده قبلی آنها را پایین می آورد، بنابراین حضور پیشدستانه و ایمن سازی جهت ایجاد قوت قلب برای ساکنان و دادن اطمینان برای اجرای مجدد وسریع چنین پاسداری مرزی، سبقه ای برای تحکیم قدرت حاکمیت کشور در مناطق مرزی ایجاد خواهد و فرصت بهره برداری از متجاوزان به اقتدار کشور را خواهد گرفت.
       
       
      در بخش راهبردی؛
      اگر مناقشه امروز آذربایجان – ارمنستان را به ابعاد نظامی و روانی تقسیم کنیم، باید گفت این رابطه 20-80 خواهد بود. اقدامات نظامی که به شکست منجر شوند عواقب وخیم سیاسی بسیاری خواهند داشت با این وجود آنچه روی زمین رخ میدهد سهم 20 درصدی از واقعیت های آینده خواهد شد، و داشتن یک فیلم 5 دقیقه از حضور در مناطق تحت سیطره رقیب در افکار عمومی اثری به مراتب بیشتر از خود نشان خواهد داد.
      دولت پاشینیان با استفاده از اعتراضات گسترده و اجرای شورش خیابانی به قدرت رسیده است و شکست در صحنه نظامی برای وی شکست در صحنه سیاست و افکار عمومی نیز خواهد بود، آنچه وی روی زمین و در مانور نظامی در برابر باکو انجام میدهد در عمل در حکم اجرای مانور سیاسی برای بقای وی  نیز هست، از طرفی باکو نیز تفاوت چندانی ندارد، اگر دولت تک حزب و شبه پادشاهی علی اف نتواند در جبهه ها پیشروی مناسبی داشته باشد، در صحنه افکار عمومی نیز شکست و بی تفاوتی مردم نسبت به دولت مرکزی را تجربه خواهد کرد. اگر بخواهیم ملاک های اقتصادی و راهبردی فتح سرزمینی در قره باغ را در نظر بگیریم، آنچه پس از این جنگ به هر نحوی باقی بماند برتری خاصی از این دو منظر ایجاد نخواهد کرد. بنابراین جنگ در قره باق امری کاملا سیاسی و برای کسب افتخارات سیاسی انجام میشود تا مبنایی نظامی و یا اقتصادی داشته باشد.
       
      در حین و پس از این جنگ:
       
      ارمنستان:
      -          پاشینیان به شکل فزاینده ای خود را پلیس ضد تروریسم، و ضد شورش و بنیاد گرایی اسلامی در منطقه قفقاز معرفی خواهد کرد.
      -          وی خواهد توانست از کشورهای ثروتمند مسیحی و از طریق کلیساهای بسیار، سرمایه لازم در حد لازم برای ادامه جنگ را فراهم کند. و شاید این جنگ راهی برای ورود تفکرات اوانجلیستی به ارمنستان باز کند.
      -          دولت ایروان در محاصره ترکیه و آذربایجان است و بشدت احساس ناامنی خواهد کرد، بنابراین به دنبال ایران و روسیه خواهد دوید، نیروی هوایی، موشکی و پدافندی خود را بشدت تقویت خواهد کرد.
      -          هر دو کشور تسلیحات بسیار زیادی در بخش زمینی از دست داده اند و خواهند داد، تمایل برای جبران تجهیزات زرهی و تقاضا برای تجهیزات دورایستا و موشکی به شکل فزاینده ای بازار تسلیحاتی بزرگی در منطقه قفقاز ایجاد خواهد شد. هر دو کشور به سمت بومی سازی تسلیحات و تبدیل شدن به قدرت های موشکی پیش خواهند رفت، و این امر مزیت موشکی ایران را تحت تاثیر شدید قرار خواهد داد.
      -          ایروان مزیت های ذاتی بزرگی از نظر اقتصادی ندارد، و اگر امنیت خود را از دست رفته ببیند بشدت با آسیب های اجتماعی فراوان روبرو خواهد شد بنابراین دولت پاشینیان هرکاری برای جلوگیری از این وضعیت خواهد کرد، منجمله اجاره دادن پایگاه های نظامی به آمریکا و ناتو، و قرارگیری بجای ترکیه امروز. چنین اقدامی سبب خواهد شد تا هم امنیت لازم را بدست آورد و هم به مکانی امن برای سرمایه گذاری خارجی بدل شود. چه بسا امروز آمریکا به دنبال تنبیه ترکیه و خروج از اینجرلیک و پیمان اجاره تسلیحات اتمی ست، و ممکن است به سمت ایروان روی بیاورد. ایروانی که دولت پاشینیان با تکیه بر شعارهای ضد روسی در آن به قدرت رسیده است.
      -          این امر برای روسیه بسیار آسیب زا خواهد بود بخصوص با توجه به مشکلات با گرجستان، بنابراین روسیه اجازه نخواهد داد و این اجازه ندادن به معنای گسترش وسیع ارتباطات با ارمنستان و حضور پیوسته در آن است. از طرفی برای ایران هم معضلات فراوانی ایجاد خواهد کرد بخصوص اینکه اسراییل در آذربایجان نفوذ گسترده ای پیدا کرده و اگر ارمنستان نیز به سمت آمریکا متمایل شود، محوز ضد ایرانی اسراییل و آمریکا میدان صلح، جنگ و کلیه تحولات منطقه قفقاز تا سالهای بسیار خواهند بود.
       
      آذربایجان:
      -          آذربایجان از توان کشورهای اسلامی نظیر پاکستان، تروریست های اسلامگرا در سراسر دنیا استفاده خواهد کرد، بنابراین به تجربه ترکیه در اداره و مجتمع کردن این چریک ها نیازمند است، تا جایی که ممکن است ادامه جنگ را مستقیما ترکیه اداره کند.
      -          این کشور تا پایان جنگ حجم بالایی تسلیحات مصرف خواهد کرد، و پس از جنگ وارد یک تقابل سرد تسلیحاتی با ارمنستان خواهد شد. اگر ارمنستان قدرت هوایی خود را تقویت کند، آذربایجان در برابر قادر به چنین کاری نخواهد بود.
      -          آذربایجان هم اکنون نیروی هوایی ضعیف و قدیمی دارد که  نمیتواند آنچنان قدرت تهاجمی و عملیاتی کافیاز خود نشان دهد.  بعید است روسها بخواهند آذری ها را در سطح راهبردی مانند نیروی هوایی در برابر ارمنی ها تقویت کنند، آنها قبلا به ارمنستان جنگنده های گرانقیمت و راهبردی سوخوی 30 فروخته اند و ارمنستان را مشتری خود کرده اند، کشورهای غربی نیز بعید به نظر میرسد که بخواهند به آذربایجان در برابر یک دولت مسیحی دیگر اسلحه بفروشند، با این وجود جنگنده های غربی نیز بسیار گرانقیمت تر از گونه های روسی هستند و بعید آذری ها از عهده تهیه آنها بر بیایند.
      -          با توجه به دو مورد فوق به نظر میرسد که آذریها به دنبال تهیه تسلیحات موشکی زمین به زمین کوتاه و میانبرد به شکل وسیع و در قالب راه اندازی خط تولید بروند. آنها از ترکیه موشکهای کروز و بالستیک خریداری خواهند کرد.
      ایران:
      -          سیاست ایران هر چه باشد، در معرض اقدامات پیچیده دو کشور برای ورود به درگیری یا حمایت از یک طرف خواهد بود، هم برای ارمنستان بسیار مفید است که ایران را جلب کند وهم برای آذربایجان، ایران دچار وضعیتی انتخابی میشود، با اینکه این انتخاب حتی در اندیشه بسیار دشوار، ایران باید از آن اجتناب کند.
      -          نخبگان سیاسی آذربایجان و ترکیه به صراحت از چشم داشت خود به خاک ایران سخن میگویند، اما از نظر اقدام در حال حاضر در جایگاهی نیستند که بتوانند کاری از پیش ببرند مگر در صورت ضعف شدید سیاسی و خلاء قدرت در ایران. به همین دلیل ایران هم به جلوگیری از شکل گیری یک اتحاد ضد ایرانی با محوریت "ارتش تورک" که در صورت موفقیت آذربایجان میرود به یک ایدولوژی نظامی سیاسی غالب تبدیل شود، باید بسرعت اقدام کند.
      -          ایران و ارمنستان میتوانند برای شکل گیری یک نیروی نظامی محدود جهت عملیات ضد تروریسم در مناطق مرزی مشارکت کنند.
       
      ویراست نشده است، اگر ایرادی دیدید تذکر بدین تا اصلاح کنم:
      نسخه فارسی تهیه شده برای میلیتاری  http://www.military.ir/
      نسخه انگلیسی :https://msai.ir/
       
       
       
    • توسط karkas
      با سلام


      طی چند هفته اخیر شاهد تصاویر نیروی هوایی المان و فرانسه بودید که تصمیم به ادامه تصاویر گرفتم . در این تاپیک هم تصاویر تمام جنگنده های ترکیه و اساسا نیروی هوایی ترکیه هست . نیروی هوایی ترکیه نیروی بسیار قدرتمندیه و می شه گفت نیروی هوایی کشور های منطقه رو می زاره تو جیب . البته اطلاعاتی از مقاله اقا سعید در مورد استعداد های هوایی ترکیه رو گذاشتم . نيروي هوايي ترکیه شامل 60 هزار سرباز و حدودا 600 جنگنده كه عبارتند از 240 فروند F-16C/D و 175 فروند F-4E و 44 فروند RF-4E و حدود 140 فروند F-5A/B كه همگي مدرنيزه شده و در شرايط كاملا عملياتي قرار دارند.
























      موفق باشید .
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.