AmirAzad

ناوچه های کلاس کیوان نیروی دریایی ج.ا.ا

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

تشکر از شما دوست عزیز تاپیک هاتون واقعا جامع و کامل هستن امیدوارم به قدرت ادامه داشته باشه :rose: :rose: :rose:

تنها نکته ای که به ذهنم رسید اینه که پینت سفید شناورهای آمریکایی این کلاس بسیار زیباتر و با پرستیژتر به نظر میرسه fi_lone_ranger

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
باتشکر از جناب امیرآزاد عزیز :rose: :rose:

ماموریت اصلی این ناوچه ها و همین طور ناوچه های مشابه شون در بندرعباس (کلاس پروین) گشت سطحی و کنترل معابر وصولی بوده. معمولا از این شناورها در مسیرهای مهم کشتیرانی و معابر ورودی بندرگاهها یا دهانه رودخانه های قابل کشتیرانی و .... استفاده میشده تا هم بر عبور و مرور کشتیها و نفتکشها کنترل داشته باشند و احیانا شناورهای دشمن رو شناسایی و گزارش کنن. با شروع جنگ تحمیلی ناوچه های کلاس کیوان در ورودی خورموسی و کلاس پروین هم در تنگه هرمز و ورودی بندرعباس گشت زنی می کردن. همین الان هم وظیفه ای بیش از این ازشون بر نمی آد.

[quote]
[right][background=rgb(248, 248, 255)]اولین فروند از این سری ناوها ، ناو کیوان با شناسه حال حاضر 201 و شناسه قدیم 61 میباشد که بصورت عملیاتی در خدمت نیروی دریایی ارتش ج.ا.ا میباشد . نکته قابل توجه اینکه در جریان جنگ تحمیلی دو فروند از کیوان کلاس ها در اروند رود مورد حمله قرار گرفت و به شدت آسیب دیدند ، بنابر گزارشات یک فروند آن به دلیل آسیب های وارد شده غرق شد اما فروند دوم تعمیر گردیده و عملیاتی شد . شناور غرق شده احتمال میرود ناو مهران با شناسه ی 203 است و فروند دوم نیز که جان سالم به در برد ، احتمالا ، ناو آزادی "تیران سابق" میباشد . هم اکنون ناو آزادی بصورت سالم و عملیاتی ، با شناسه 202 در خدمت نیروی دریایی ارتش ج.ا.ا است و شناسه ی قدیم آن 63 میباشد . این ناو در رزمایش دریایی ولایت 90 ، با انتشار تصاویری از آن به کانون توجه و رسانه ها برگشت . دیگر ناو از این کلاس ، ناو ماهان با شناسه 64 قدیم و شناسه ی جدید 204 میباشد ، این شناور مانند ناو آزادی آخرین بار در رزمایش دریایی ولایت 90 مشاهده شده است .[/background][/right]
[/quote]

ماجرای مهران و تیران، ماجرای مفصل و شدیدا عبرت آموزیه!
اولا که این شناورها در اروندرود مورد اصابت قرار نگرفتن. در دهانه ورودی خورموسی و موقع ماموریت گشت هدف راکت و موشک هواپیما قرار گرفتن.
کلا این کلاس از شناورها به اضافه ناوگروه پاسیور (کلاس بایندر) و قایقهای 65 پایی و 4فروند مین روب و چند قایق دیگه متعلق به ناوتیپ هشتم بودن که در خرمشهر مستقر بودند. این ناوتیپ یه فرمانده شجاع و باتدبیر داشت که در شهریور 59 و قبل از آغاز رسمی جنگ تحمیلی و از اونجا که کاملا براش مثه روز روشن بود که دیر یا زود عراق حمله خواهد کرد و هر شناوری که در اروندرود بمونه صددرصد منهدم خواهد شد، لذا با لغو دستور و سرپیچی از فرمان مافوق تقریبا همه شناورهای ناوتیپ رو به بندرامام خمینی برد و اونجا مستقر کرد و ارزش کارش وقتی معلوم شد که هرچی کشتی تجاری ایرانی و خارجی و هرچی قایق ژاندرمری و حتی ماهیگیری و غیره در اروند بودن، زیر آتش موشک و توپخانه عراق نابود شدن!
تو یکی از روزهای آخر مهر 59 ناوچه مهران برای گشت و کنترل سطحی ورودی خورموسی و شمال خلیج فارس به ماموریت میره. ناوچه دائما با پست فرماندهی در ارتباط بوده و مشاهدات و داده های راداریش رو گزارش میکرده تا اینکه اواخر شب بر اثر داغ کردن دستگاههای مخابراتیش، ارتباطش به کلی قطع میشه. بلافاصله ناوچه تیران برای یافتن مهران و اطلاع از وضعش عازم دریا میشه. بالاخره موفق میشه مهران رو پیدا کنه. البته نه خود ناوچه رو چون غرق شده بوده اما میتونه چهارتا از شهدا و یک نفر هم مجروح از آب بگیره و خبر بده که بالگردها بیان عملیات تجسس انجام بدن. تیران برای تخلیه شهدا و اون یه نفر مجروح به اسکله برمیگیرده و در همین حال هم ماهان برای کمک به عملیات تجسس و نجات عازم دریا میشه که یه دفعه از دور دود سفید رنگ و غلیظی میبینه و وقتی به محل میرسه میبینه تیران هم موشک خورده و ناوچه در حال سوختنه. بلافاصله گزارش میده که به داد تیران هم برسن و چند تا جنازه شهدا و یک نفر مجروح رو از آب میگیره که این مجروح همون مجروح قبلیه است که انگار عمرش به دنیا بوده! خلاصه اون مجروح رو میرسونن به بیمارستان و تو همون حال وخیمی که داشته هم ماجرای مهران رو تعریف میکنه و هم تیران رو. یه مدت بعد هم تو بیمارستان به شهادت میرسه. اگه این شخص نبود الان ماجرای مهران و تیران تبدیل به یه معما شده بود!
اون شهید تعریف میکنه که نصف شب داشته پست نگهبانی پاشنه رو تحویل همکارش میداده که یه هواپیما با یه نورافکن قوی از بالا سرشون رد میشه. تا میان به خودشون بیان که خودیه یا دشمنه، یه بار دیگه دور میزنه و یه راکت به مهران شلیک میکنه و ناوچه با تمام پرسنلش غرق میشه و فقط ایشون زنده میمونه. (بعدا از مهران فقط حدود 17 یا 18 جسد پیدا شد درصورتیکه این ناوچه 30 نفر پرسنل داشته و بقیه متاسفانه جنازشون واسه همیشه در خلیج فارس میمونه!)
وقتی هم تیران ایشون رو نجات میده زخمی و مجروح روی تیران بوده که دوباره یه هواپیمای دیگه سروکلش پیدا میشه (خدا بگم باعث و بانیش رو چی کار کنه :-x ) و این بار یه موشک به پاشنه ناو میخوره که البته غرق نمیشه اما باز فقط ایشون زنده میمونه و بقیه به شهادت میرسن. حتی جسد خیلی ها بعد از اینکه تیران رو با یدک کش آوردن اسکله و عرشه اش رو شکافتن، در طبقات زیرین عرشه پیدا میشه که زنده زنده خفه شده بودن یا سوخته بودن، متاسفانه!
خود ایشون هم که اگه اشتباه نکنم اسمشون کاظمی بوده بعدا بر اثر همون جراحت به شهادت میرسن.
روحشون شاد.
تیران هم بازسازی میشه و مجددا سه سال بعد (سال 62) به خدمت برمیگرده.
در کل ماجرای اسف بار و بسیار عبرت آموزی بوده! (عبرت آموز بودنش رو جناب الو خیلی خوب میدونه!!) و احتمالا به خاطر همین بوده که از اون به بعد روی سه تا ناوچه دیگه دو توپ 23 م.م نصب میکنن برای دفاع هوایی.
امروزه هم گویا اسم این ناوچه ها رو عوض کردن (به چه دلیل نمیدونم!) ولی من یکی از این ها رو دیدم که اسمش رو نوشته بود شمس! الان شماره بدنه اش یادم نیست ولی از همین کلاس بود با اون دوتا توپ 23 میلیمتریش، اتفاقا همراه ناوچه خدنگ بود که هردو مال بوشهر هستند. احتمالا اسکورت ضدهوایی خدنگ بوده یا چیز دیگه...
یه چندتا عکس هم ازشون داشتم که الان پیداشون نمیکنم. اگه پیدا کردن همینجا میذارم.


یاعلی
  • Upvote 10

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
الان دیگه با 23 میلیمتری دید بصری از پس پهپاد نمیشه بر اومد...!
حداقل چند تا دوشپرتاپی چیزی....!
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='Haj_Rezvan' timestamp='1375956221' post='328070']
الان دیگه با 23 میلیمتری دید بصری از پس پهپاد نمیشه بر اومد...!
حداقل چند تا دوشپرتاپی چیزی....!
[/quote]

حاجی، دوشپرتاب رو که نصب نمیکنن ما ببینیم؛ لابد دارن دیگه! :winking:
23 م.م هم از هیچی بهتره! درضمن کاربرد دوگانه هم داره. کافیه سر لوله اش بگیری پایین میشه یه مسلسل 23م.م دولول با نواخت بالا. فعلا که فالانکس و اینا نداریم با همینا تمرین میکنن کروز بزنن!!! icon_eek
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='IRINavy' timestamp='1375957108' post='328072']
حاجی، دوشپرتاب رو که نصب نمیکنن ما ببینیم؛ لابد دارن دیگه! :winking:
23 م.م هم از هیچی بهتره! درضمن کاربرد دوگانه هم داره. کافیه سر لوله اش بگیری پایین میشه یه مسلسل 23م.م دولول با نواخت بالا. فعلا که فالانکس و اینا نداریم با همینا تمرین میکنن کروز بزنن!!! icon_eek
[/quote]
عمرا بتونن کروز بزنن! البته تهدید اصلی برا اینا پهبادهای بدون سرنشین مجهز به بمب‌ها و موشک های لیزری است.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='Electro_officer' timestamp='1375962287' post='328098']
[quote name='IRINavy' timestamp='1375957108' post='328072']
حاجی، دوشپرتاب رو که نصب نمیکنن ما ببینیم؛ لابد دارن دیگه! :winking:
23 م.م هم از هیچی بهتره! درضمن کاربرد دوگانه هم داره. کافیه سر لوله اش بگیری پایین میشه یه مسلسل 23م.م دولول با نواخت بالا. فعلا که فالانکس و اینا نداریم با همینا تمرین میکنن کروز بزنن!!! icon_eek
[/quote]
عمرا بتونن کروز بزنن! البته تهدید اصلی برا اینا پهبادهای بدون سرنشین مجهز به بمب‌ها و موشک های لیزری است.
[/quote]

کروزهای فعلی رو که نه. ولی قدیما با همینا و 40 میلیمتریها استیکس و چیزهای دیگه میزدن!!!
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
تو خاطرات ناوچه پیکان و عملیات مروارید وقتی مهمات تموم ميشه گویا با یوزی بود فکر کنم که شروع می کنه به شلیک سمت موشک کروز ...
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
حبیب جان
[quote][color=#000000][font=tahoma, helvetica, arial, sans-serif][right][background=rgb(248, 248, 255)]حاجی، دوشپرتاب رو که نصب نمیکنن ما ببینیم؛ لابد دارن دیگه! [/background][/right][/font][/color] :winking:
[/quote]
و الله این داشتنه خیلی اذیت میکنه...! می ترسم یه روزی نداشته باشند..!
[quote][color=#000000][font=tahoma, helvetica, arial, sans-serif][right][background=rgb(248, 248, 255)]23 م.م هم از هیچی بهتره! درضمن کاربرد دوگانه هم داره. کافیه سر لوله اش بگیری پایین میشه یه مسلسل 23م.م دولول با نواخت بالا. فعلا که فالانکس و اینا نداریم با همینا تمرین میکنن کروز بزنن!!! [/background][/right][/font][/color] icon_eek[color=#000000][font=tahoma, helvetica, arial, sans-serif][right][background=rgb(248, 248, 255)] [/background][/right][/font][/color]


[/quote]
کروز داریم تا کروز..!
کرم ابریشم هم کروزه..! یاخونت هم کروزه..! اما زدن این کجا و آن کجا..!
البته فکر نمی کنم کسی حاضر باشه با کروز اینا رو بزنه..!
تهدید این قایقها..! همون بالگرد ها و پرنده های بی سرنشینه مسلح به موشک هدایت شونده لیزری هست...!
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سلام به همه
دستتون درد نکنه
مقاله خوبی بود
ناگفتنی ها رو هم حبیب عزیز سربسته گفتن و من هم بازشون نمیکنم از اون ماجراهاست فقط این بحث هدف قرار گرفتنشون با توپخانه رو کلا فراموش کنید
در باره ناوچه جاوی پیکان هم با تمام سلاح ها سعی میکنن در اون مدت کوتاه درگیر بشن
حتی تکاورانی که روی عرشه بودن با ژ-3 و یوزی شروع به شلیک میکنن به امید اینکه بتونن کاری از پیش ببرن که متاسفانه موفق نبودن
پیکان متاسفانه غافلگیر شد
در باره پیکان هم ماجراهای عبرت اموز بسیار زیادی هستش
برای همینه که همه ماجراهای عنوان شده تقریبا یه حلقه مفقوده داره
با حبیب جان نیمچه بحث و گفتگویی در اینباره داشتیم
بنا به دلایلی خیلی ها هنوز میخوان همون ماجرای عنوان شده رو مردم قبول کنن وبدونن
خوب من و ماها هم دم نمیزینم
جدیدا و تازگیها حتی تناقضات و گاها تضادهای خاطرات بازماندگان رو هم با یک جلسه یکسان سازی برطرف کردن و کوشیده شده راویتی یکدست و اونطوری که میخوان به بیرون فرستاده بشه
متاسفانه کم کم حتی خود اونایی که اون بالا نشستن هم داره ماجرا بگونه ای که تعریف میشه باورشون میشه
به حبیب جان سفارش کردم که سعی کنه در اینباره کمتر حرف بزنه و خودمم بالطبع زبونم بسته است و تا موقعی که خود نیرو نخواد چیزی بگه چیزی نمیگم یا دسته کم تا زمانی که شرایط فعلی برقراره و نمیشه اون مسایل رو باز کرد
متاسفانه در جنگ اشتباه جبران ناپذیر کم نداشتیم ( هر جنگی و هر ملتی اینگونه اشتباهاتی رو داره ) ولی کمتر دیده میشه که ازشون درس گرفته بشه و با تحلیل اونا بکوشیم جلوی رخ دادنشونو بگیریم
متاسفانه سعی میشه یه دیوار کوتاه گیر بیاد و اشتباهات انداخته بشه گردن این و اونو یه طورایی ماله کشیده بشه ، ای کاش از این اشتباهات که عموما به از دست دادن بسیاری از بهترینهای این سرزمین منجر شده درس هایی که باید بگیریم
شاید باعث بشه که دیگه تکرار نشن
دعا میکنم
خدایا کاری کن که اشتباهات و شکستهای ما موجب عبرت و پند آموختن ما باشه تا مقدمه پیروزیها و موفقیتهای آینده امون بشن
خدایا به بزرگی خودت کاری کن که در راستای حدیث مولایم امیر المومنین (ع) یک اشتباه رو دوباره و چندباره تکرار نکنیم
خدایا خودت عاقبت ما را و کشور ما را ، مملکت آقا اما زمان (عج) را به خیر و خوبی بگردان
آمین یا رب العالمین
  • Upvote 3
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سلام
آقا من اومدم به پست جناب الو مثبت بدم ولي با گوشي بودم اشتباهي منفي رو تاچ كردم!!
اينم از بركات فناوري لمسي!!!
ببخشيد الو جان

حاج رضوان عزيز، منم منظورم همين بود ديگه. به اون دوتا اسمايلي آخر جمله ها دقت كن!
  • Upvote 1
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
در مورد تیران در منبعی غیر موثق شنیده بودم ... سانسورش کردم ... icon_cheesygrin نقل های داخلی هم همگی ضد و نقیض و تغییر شکل یافته اند ، مثل جریان کشتی ایران اجر ، در مورد عملیات مروارید هم مطالب انگلیسی زبان زیاده ولی اینقدر که همه ی بروبچ نیروی دریایی توی اینترنت در موردش داستان گذاشتند ، دیگه به مخیله ی مقاله نویسان امثال من فشار نمیاد که برم مقالات انگلیسی هم نگاه کنم ، ان شاء الله خودم پرده از این موضوع برخواهم داشت . الآن دنبال ماجرای ایران اجر هستم ... وایسا - زمان همه چیز رو مشخص میکنه . ویرایش شده در توسط AmirAzad

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ممنون از همه دوستان واقعا جالب بود :rose: :rose: :rose: :rose:
(3گیری :winking: ) ویرایش شده در توسط TALASH

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط Davood
      اواخر دهه ۶۰ و اوايل دهه ۷۰ ميلادي را مي توان نقطه عطف در پيشرفت صنايع موشكي در دنيا دانست زيرا زماني بود كه به تازگي جنگ جهاني تمام شده بود و كشورهاي درگير جنگ جهاني به خوبي ضرورت وجود موشك و جنگ افزارها را درك كرده بودند و با تجربياتي كه به هنگام جنگ كسب كرده بودند توانستند به دنياي جديدي از ساخت سلاح ، موشك و هواپيما قدم بگذارند.
      يكي از اين كشورها كه همواره ابرقدرتي موشكي محسوب مي شد شوروي بود. اتحاد جماهير شوروي با فاصله اي بسيار زياد از رقباي خود در حال پيشرفت بود به خصوص در صنعت هوافضا، ولي اين پيشرفت هنگام فروپاشي اتحاد جماهير شوروي با كمتر از نصف پتانسيل گذشته ادامه يافت.
      البته بايد به اين نكته نيز توجه كنيم كه با وجود چنين فروپاشي، روسيه هنوز هم در صنعت هوافضا از برترين هاست. صنايع موشكي روسيه كه همچون يكي از زيرشاخه هاي صنعت هوافضاست به تبع آن پيشرفت زيادي داشته است. رقابت بسيار جذابي بين كشورهاي روسيه و ايالت متحده آمريكا در زمينه هوافضا وجود دارد كه شايد يكي از دلايل پيشرفت سريع اين صنعت در اين كشورها و فاصله زياد آنها با كشورهاي ديگر همين باشد.
      در ليست موشك هاي روسيه مي توان انواع و اقسام موشك ها را از قبيل موشك هاي هوا به هوا، هوا به زمين، زمين به هوا، بالستيك، اتمي، ضد ماهواره ، ضد كشتي و ضد زيردريايي را ديد. در اين ميان يكي از سري هاي بسيار قوي و با اهميت سري موشك هاي S يا S-300 را مي توان جزو سومين نسل موشك هاي زمين به هوا دانست كه پروژه ساخت و طراحي آن در دهه ۱۹۷۰ شروع شد.
      اين موشك نسبت به موشك هايي كه در زمان هاي قبلش ساخته مي شد خصوصيات متفاوتي داشت. البته تنها در سيستم پرتاب (Launch) آن از سري موشك هاي ۴۸N6 نمونه برداري شده بود كه مي توانست ميان برد يا دوربرد باشد. توسعه و گسترش موشك هاي سري S-300 از سال ۱۹۶۹ آغاز شد كه در آن زمان اين موشك ها به برد ۷۵ كيلومتري رسيده بودند.
      شركت مجرب آلماز (Almaz) مسئوليت طراحي و ساخت را براي نيروهاي زميني و شركت بوكاتف وظيفه طراحي آن را براساس نيازهاي نيروي دريايي روسيه به عهده گرفتند.
      چندي بعد براي به كمال رسيدن اين موشك ها براساس آخرين تكنولوژي هاي راكتي شركت گرونيش (Grunish) نيز به اين جمع پيوست.
      هدف ساخت پروژه، موشكي با برد بالا، سرعت بسيار زياد و قدرت مانوري مطمئن بود. اين موشك بايد كمترين زمان عكس العمل و قابليت استفاده هاي نظامي گوناگون براي حمل كلاهك هاي مختلف و داراي كمترين زمان رسيدن به هدف و نيز قابل اعتماد در زمان پرواز باشد.
      منظور از قابل اعتماد بودن اين است كه هنگام پرواز از ديد رادارها محفوظ باشد و ضد موشك ها نتوانند آن را رديابي كنند،حتي از لحاظ حفاظت اوليه اين موشك ها قرار بود كه در كانتينرهايي جاسازي شوند كه از زمان ساخت در كارخانه به بعد در همان كانتينرها بمانند و حتي سيستم پرتاب آنها نيز در خود كانتينرها تعبيه شود تا بتوانند در كمترين زمان ممكن از هر نقطه اي قابل پرتاب باشند. اين پرتاب به صورت عمودي انجام مي شود. يك لانچر قوي كه مي تواند موشك را تا ارتفاع ۲۰ متري بلند كرده و پرتاب كند. براي اين امر يك جك هيدروليك مدل ۴M330 ساختند كه با سرعت بسيار بالايي اين موشك را آماده پرتاب مي كند.
      S-300P
      يكي از اولين موشك هاي اين سريS-300P است كه به سفارش وزارت دفاع روسیه توليد شد. اين موشك مي تواند كلاهكي را به اندازه ۱۳۳ كيلوگرم با بيشينه برد ۴۷ كيلومتر حمل كند. كمترين برد آن پنج كيلومتر است و مي تواند در ارتفاع ۳۰ متري پرواز كند. سرعتش به سه كيلومتر در ثانيه مي رسد و در ۲۸ ثانيه مي تواند از خود عكس العمل نشان دهد. زمان آماده پرتاب شدنش كمتر از پنج دقيقه است.
      S-300F
      در سال ۱۹۸۴ مدل S-300F ساخته شد. مدل F در اصل موشك متناسب با نيازهاي نيروي دريايي روسيه بود كه از سيستم پرتاب ۵V55RM استفاده مي كند. سرعت آن ۴۶۸۰ كيلومتر در ساعت است و مي تواند كلاهكي به اندازه كلاهك مدل P (۱۳۳ كيلوگرم) ولي با بردي دوبرابر (حدود ۹۰ كيلومتر) را با خود حمل كند. بيشينه سرعت آن ۶۱۲۰ كيلومتر در ساعت و طول خود موشك با كلاهك ۲۵/۷ متر است.كمترين برد آن هفت كيلومتر و سقف پروازش ۲۵هزارمتر است و با سوخت جامد نيروي پيشرانش را تامين مي كند. يك سيستم راداري معروف به ريف روي آن نصب كردند كه مي تواند در يك زمان شش هدف را شناسايي كند و به آنها هجوم برد.
      S-300FM
      مدل S-300FM در سال ۱۹۹۰ ساخته شد كه باز هم مدلي براي نيروي دريايي بود. بسيار مدرن و پيشرفته بود. بيشينه سرعت آن به ۱۰ هزار كيلومتر در ساعت مي رسد، وزن آن ۱۴۸۰ كيلوگرم است و اين تفاوت بيش از هزار كيلوگرمي را مي توان در وضعيت نيروهاي پيشران اين موشك دانست. طول آن ۵/۷ متر، قطرش ۵۲/۰ متر و فاصله دوسر بالچه هاي عقب ۰۳/۱ متر است.
      برد آن ۹۰ كيلومتر است و مي تواند ۱۵۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. بيشينه سرعتي معادل ۷۵۶۰ كيلومتر در ساعت دارد كه در ارتفاع ۲۵ هزارمتري پرواز مي كند.
      S-300PMU
      مدل ديگر S-300PMU است. اين موشك از لحاظ ظاهري بسيار شبيه مدل FM است حتي وزنش با آن يكي است. طول آن ۹۸/۶ متر، قطرش ۴۵/۰ متر و فاصله دوسر بالش ۰۴/۱ متر است. در ارتفاع ۲۷ هزار متري پرواز مي كند و سوختش از مواد جامد تشكيل مي شود. كمترين بردش پنج كيلومتر و بيشترين برد آن ۹۰ كيلومتر است. مدل بعد در سال ۱۹۹۷ ساخته شد كه در واقع يك نمونه برداري از مدل MU بود. اين موشك MU-2 نام داشت كه از لحاظ اندازه و ابعاد دقيقاً مانند مدل قبلي بود ولي بردش به ميزان ۱۰۵ كيلومتر افزايش يافته بود يعني برد كلي آن به ۱۹۵ كيلومتر رسيد. توانايي حمل آن نيز بيشتر شده است و مي تواند ۱۸۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. سري ساخت اين موشك ها تا سال اخير ادامه يافت.

      Avia.ir
    • توسط bell214
      مرواریدی در ژرفا
      مصاحبه با خانواده شهيد سرهنگ خلبان «محمدهاشم آل‌آقا»
      قهرمان شکاری (F-14)
      مقدمه:
      مدتها بود كه به صورت جسته و گريخته در محافل گوناگون كه از جنگ و نيروي هوايي صحبتي به ميان مي‌آمد و يادي از شهدا و همچنين شهيد سرهنگ خلبان «محمدهاشم آل‌آقا» مي‌شد، همرزمان و دوستانش در شجاعت، دلاوري، صداقت و خاكي بودن وي اتفاق نظر داشتند. ما نيز پيرو وظيفه‌مان مترصد فرصتي بوديم كه خدمت خانواده معظم شهيد رسيده و نسبت به احوالات وي معرفت بيشتري حاصل كنيم. اشاره كتاب «تامكت‌هاي ايران در جنگ تحميلي» به اين شهيد بزرگوار كه در شماره پيشين از نظرتان گذشت، بهترين بهانه براي اين منظور بود كه به لطف خداوند با دريافت اذن شرفيابي از خانواده شهيد مقصودمان حاصل شد.

      باز هم مثل هميشه خود را در آن‌قدر مرتبه‌اي نمي‌بينم كه رمز و راز شهداي ميهن را بنگارم و به تصوير بكشم، با اين حال براي رسالتي كه بر دوشم سنگيني مي‌كند بهانه خوبي دارم.

      سايلي را گفت آن پير كهن چند از مردان حق‌گويي سخن

      گفت خوش آيد زبان را بر دوام تا بگويد ذكر ايشان را مدام

      گر نيم زايشان از ايشان گفته‌ام خوشدلم كاين قصه از جان گفته‌ام

      محمدهاشم در 27 آبان سال 1324 در خاندان بزرگ «آل‌آقا» كه از خانواده‌هاي سرشناس شهر كرمانشاه مي‌باشد پا به عرصه وجود گذاشت. دوران تحصيل خود در مقاطع ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان را در شهر كرمانشاه گذراند. با اعلام مخالفت مادرش با وجود عشقي كه به پرواز داشت از اين كار منصرف شد اما علاقه وافر وي به ارتش كه همانا عشق خدمت به وطن بود باعث شد كه نهايتا به جمع نيروهاي مسلح بپيوندد. به دنبال آن وي پس از شركت در آزمون ورودي، موفق به راهيابي به دانشكده افسري نيروي زميني ارتش شده و با توجه به عطش دروني‌اش در ميل به بال گشودن همزمان در جهت جلب رضايت مادر گام بر مي‌دارد. پس از فارغ‌التحصيلي از دانشگاه افسري اصرار وي كارگر افتاده و مادر به خلبان شدن فرزند راضي مي‌شود. هاشم كه گويي در ابتداي راه قرار دارد با نيروي مضاعفي بلافاصله اقدام كرده و با شركت در آزمون دانشكده خلباني از اين امتحان نيز سربلند بيرون آمده و با رسيدن به آرزوي ديرينه خود به جرگه دانشجويان خلباني نيروي هوايي ارتش مي‌پيوندد. با اتمام كلاسهاي زميني و آموزش مقدماتي پرواز، طبق روال آن روز نيروي هوايي براي تكميل دانش پرواز خود راهي ايالات متحده مي‌شود. با اتمام دوره، مفتخر به دريافت وينگ خلباني شده و راه بازگشت به وطن را در پيش مي‌گيرد. سروان خلبان هاشم آل‌آقا مقارن با سال 1350 به كشور بازگشته و با امريه ستاد فرماندهي نيروي هوايي به عنوان كمك خلبان جنگنده F-4، فانتوم، به پايگاه هفتم شكاري شيراز منتقل مي‌شود. در ادامه در سال 1351 برابر امريه ديگري براي ادامه انجام وظيفه به پايگاه يكم شكاري تهران فرستاده مي‌شود. هاشم در همين سال با دختري در همان محله سكونت پدر و مادرش در شهر كرمانشاه آشنا شده و اين آشنايي به ازدواج اين دو ختم مي‌شود.

      آنها زندگي مشتركشان را در تهران آغاز كرده و پس از حدود 4 سال، در سال 1356 آماده سفري طولاني مي‌شوند. سروان خلبان آل‌آقا براساس صلاحديد فرماندهان وقت به همراه تني چند از خلبانان فانتوم، با خانواده‌هايشان براي آموزش هدايت پرنده پيچيده، انقلابي و جديد نيروي هوايي ارتش، گرومن F-14 تامكت عازم پايگاه نيروي دريايي ايالات متحده در ايالت ويرجينيا مي‌شوند. براي خلبانان باتجربه فانتوم همچون هاشم آل‌آقا پرواز با گربه گرومن و كاربري تسليحاتش كار آنچنان سختي نبود. زيرا در درجه اول F-4 و F-14 هر دو اصلا براي نيروي دريايي ايالات متحده طراحي و ساخته شده و بديهي است كه از يك استاندارد يكسان براي طراحي و ساخت آنها استفاده شده است و در درجه دوم از سه موشك هوا به هواي مورد استفاده تامكت‌هاي ايران، فانتوم قابليت شليك دو موشك آن (AIM-7 اسپارو و AIM-9 سايدوايندر) را دارد. با توجه به اينكه آل‌آقا و همرزمانش در جنگنده فانتوم در چگونگي استفاده از اين دو موشك تجربه كافي و وافي داشتند، فقط مي‌بايست اسلحه اصلي تامكت، موشك اسطوره‌اي هيوز AIM-54 فينيكس و رادار آن هيوز AWG-9 را به‌طور كامل بشناسند. اگر عوامل مذكور را به اضافه هوش و جسارت ايراني كنيم مي‌شود حدس زد كه تمام نفرات اعزامي به راحتي بتوانند دوره خلباني F-14 را با موفقيت و سربلندي طي كنند. پس از پايان دوره در مدت حدود 18 ماه، خلبانان جديد جنگنده جديد در آبان 57 به سرزمين اجدادي خود باز مي‌گردند. با توجه به اينكه كانون فعاليت F-14 در ايران پايگاه هشتم شكاري مي‌باشد، هاشم به همراه خانواده خود از تهران به اصفهان نقل مكان مي‌كند. سكونت آنها در اصفهان مصادف مي‌شود با اوج‌گيري تظاهرات مردمي عليه حكومت پهلوي كه در نهايت به پيروزي انقلاب اسلامي ايران در بهمن 57 منجر شد. وقوع انقلاب در كشورمان سنگ محك بسيار جالبي براي تعيين عيار ارق ملي و حس وطن‌پرستي كاركنان نيروهاي مسلح بود و چه زيبا كه آل‌آقا و همرزمان ميهن‌پرستش در اين آزمون كوچكترين ناخالصي از خود نشان ندادند.

      سروان خلبان محمدهاشم آل‌آقا كه در زمان پيروزي انقلاب از افسران ارشد نيرو محسوب مي‌شد و مدتها بود كه به عنوان استاد خلبان، آموزش خلبانان را به عهده گرفته بود پس از پيروزي انقلاب امر آموزش را با جديت بيشتري پيگير شد. آري او نيز مي‌دانست آموزش صحيح و كامل مهمترين رمز پيروزي بر دشمنان ملت است.

      با شروع جنگ تحميلي فعالانه وارد صحنه نبرد شد و در عين حال از آموزش جوانان غافل نشد تا اينكه به علت رشادت، جديت و جسارت در امور محوله در سال 1362 از طرف فرماندهي وقت نيرو به سمت جانشين فرماندهي عمليات نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران منصوب مي‌شود.

      رسيدن به پست معاونت عمليات نيرو بهانه خوبي بود تا هاشم در كنار سرهنگ خلبان «عباس بابايي» خود را هرچه بيشتر درگير جنگ كرده و تواناييهاي خود را در اين عرصه، عرضه دارد. بابايي و آل‌آقا همواره پيش از انجام هر عملياتي ابتدا خود مبادرت به شناسايي و ارزيابي هدف از لحاظ موضع پدافندي، سمت حمله و غيره كرده تا عمليات اصلي با خطر كمتر و ديد بازتري صورت گيرد. نكته جالب توجه در اين مطلب اين است كه آنها هرگز گرفتار جو پست و مقام نشده و فقط به اين مساله كه در كجا مي‌توانند منشا اثر باشند توجه داشتند «آري ما چنين جان بركفاني داشتيم».

      هاشم آل‌آقا در درجه اول همانطور كه ذكر شد از فرماندهان ارشد نيرو بود و در درجه دوم مشغله‌هاي فراواني به عنوان طراح عمليات داشت و اين دو مورد كافي بود تا نتواند پروازهاي عملياتي انجام دهد، با اين حال فعالانه در پروازهاي گشتي و اسكورت نفتكش‌ها و كشتيهاي تجاري شركت مي‌كرد و اين‌چنين بود تا به خواست خدا خليج نيلگون و هميشه فارس ايران، مشهد شهيد سرهنگ خلبان محمدهاشم آل‌آقا باشد.

      تقويم‌ها روز 20 مرداد 1363 را نشان مي‌داد و آسمان آبي خليج فارس يكي از گرمترين روزهاي خود را سپري مي‌كرد. هاشم آل‌آقا و كمك خلبانش در يك تامكت طي ماموريتي مشغول اسكورت نفتكش‌ها و كشتيهاي تجاري كشورمان بود. در همين اثنا ناگهان مورد حمله چند فروند جنگنده ميراژ F1 عراقي قرار مي‌گيرد. درگيري آغاز و پس از مدتي جنگ و گريز تامكت‌ها آل‌آقا مورد اصابت موشك شليك شده از طرف جنگنده عراقي قرار گرفته و به درون آب سقوط مي‌كند. شاهدان عيني حادثه كه دورادور ناظر درگيري آنها بودند خطر شليك شدن موشك سوپر 530F-1 به سمت تامكت را به آل‌آقا گوشزد مي‌كنند اما آل‌آقا در جواب آنها مي‌گويد هيچ نشانه‌اي دال بر حمله موشك به سمتشان در سامانه‌هاي هشداردهنده مشاهده نمي‌كند. اين مطلب گوياي آن است كه عراقي‌ها با استفاده از اطلاعات فني كه امريكايي‌ها در اختيار آنها قرار داده بودند در استفاده از نقاط ضعف F-14 كاملا موفق عمل كرده‌اند.

      همسر هاشم كه از چند روز پيش براي ديدن اقوام به كرمانشاه رفته بود در روز بازگشت به تهران كه مصادف مي‌شود با روز شهادت هاشم با شكسته شدن ديوار صوتي شهر كرمانشاه توسط جنگنده‌هاي عراقي مواجه مي‌شود. با مشاهده اين اتفاق گويي به وي الهام مي‌شود كه براي هاشم اتفاقي افتاده اما با ذكر و ياد خدا آرامش يافته و به خود تلقين مي‌كند كه انشاءا... اتفاقي نيفتاده. پس از رسيدن به تهران هرچه منتظر مي‌ماند از تلفن هاشم خبري نمي‌شود. صبرش لبريز شده و با پايگاه هشتم تماس مي‌گيرد. ديسپچ پايگاه با توجه به اينكه تامكت آل‌آقا بازنگشته و هيچ خبر دقيقي دال بر شهادت يا زنده بودنش در دست نيست با جوابهاي سربالا به همسر وي مي‌گويد: «همين الان دوباره براي ماموريتي ديگر به پرواز درآمد. به محض بازگشت مي‌گوييم با شما تماس بگيرد.» با شنيدن اين جوابها و طولاني شدن انتظار، همسر شهيد از وقوع سانحه براي هاشم يقين حاصل مي‌كند. با سقوط تامكت آل‌آقا با توجه به اينكه از اسارت به دست عراقي‌ها و يا شهادتش اطلاعي در دست نبود به اضافه اينكه وي به عنوان جانشين عمليات نيرو در جريان تمام عملياتهاي آتي و استراتژي جاري نيروي هوايي بود به همين علت بلافاصله تمامي طرحهاي نيرو دستخوش تغييراتي اساسي شد. اين قضيه گذشت و نيروي هوايي با اعلام مفقودالاثر شدن هاشم بر ابهامات و سوالات سقوط وي افزود.

      همسر هاشم كه همچنان منتظر بازگشت وي به خانه بود چندين سال پس از مفقودالاثر شدن همسرش در يكي از شبهاي قدر خالصانه دست به دامن ائمه اطهار شده و از آنها مي‌خواهد وجود يا عدم وجود هاشم را براي وي معلوم كنند. توسل وي جواب داده و همان شب خواب شهيد بزرگوار را مي‌بيند. هاشم كه در سبزه‌زارمانندي با لباس خلباني به ديدن همسرش آمده بود در جواب سوال وي كه پرسيد: «هاشم، مي‌خواهم بدانم كه تو هستي يا نيستي؟» مي‌گويد: «من نيستم.» پس از مدت كوتاهي گفتگو، شهيد اظهار مي‌دارد «من سردم است و بايد بروم». همسر شهيد صبح فردا خوابي كه ديده بود را با يكي از علما در ميان مي‌گذارد. در جواب مي‌شنود با توجه به اظهار سرما توسط شهيد، پيكر پاك وي در درون آب قرار دارد. همسر هاشم پس از اين واقعه از شهادت همسرش يقين حاصل مي‌كند و جالب آنكه مدت كوتاهي بعد از طريق نامه رسمي نيروي هوايي اعلام شهادت همسرش را دريافت مي‌دارد.

      ناگفته نماند هاشم آل‌آقا تا پيش از آرام گرفتن در قعر آبهاي خليج فارس چندين بار تا مرز شهادت پيش رفت. حدود سه ماه پيش از شهادت، در بهار سال 1363 صبح يك روز همسر شهيد با كمك مادرش بدون نيت قبلي گوسفندي را قرباني كرده و بين مردم تقسيم مي‌كنند. حوالي ظهر شهيد بابايي با منزل آل‌آقا تماس گرفته و جوياي احوال هاشم مي‌شود. با توجه به اينكه هاشم پس از ترك منزل تماس نگرفته بود، همسر شهيد از وضعيت وي اظهار بي‌اطلاعي مي‌كند. شهيد بابايي از اينكه كسي به همسر هاشم اطلاعات ضد و نقيض نداده، آرام شده و در جواب نگراني وي مي‌گويد كه اتفاقي نيفتاده و هاشم تا ساعاتي ديگر به خانه مي‌رسد. پس از بازگشت شهيد به منزل، هاشم مي‌گويد كه در درگيري با جنگنده‌هاي عراقي، هواپيمايش به شدت صدمه ديده و هيچ اميدي به بازگشت نداشته است. شايد آن قرباني نطلبيده بلاگردانش شده بود!!!

      شهيد سرهنگ خلبان محمدهاشم آل‌آقا كه از باتجربه‌ترين و ارزشمندترين خلبانان تامكت نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران محسوب مي‌شد با مورد اصابت قرار گرفتن جنگنده‌اش درون كابين ماند تا پيكر پاكش به قعر آبها سقوط و روح بلندپروازش به اوج آسمانها عروج كند. براي خليج هميشه فارس چه افتخاري از اين بالاتر كه چنين مرواريدهاي نابي را در درون خود جاي داده است. مگر مي‌شود خليجي كه فرزندان اين ديار را در دل خود جاي داده نام مجعول عربي را پذيرا باشد، چه اين شيران خصم خروش براي مقابله با همين اعراب خودفروخته به پا خواستند.

      شهيد محمدهاشم آل‌آقا فردي آرام و صبور بود و نسبت به خانواده خود تعصب خاصي داشت و همسرش عامل اخير را مهمترين علت ازدواجش با وي مي‌داند. هاشم هيچ‌گاه از اسرار شغلي خود با همسرش صحبتي به ميان نمي‌آورد و اين مورد تا بدانجا پيش رفته بود كه همسر وي پس از شهادتش به پست واقعي هاشم در نيروي هوايي پي مي‌برد!

      جا دارد در اين جا خاطره‌اي كه سرهنگ خلبان «مسعود اقدام» در كتاب «انتخابي ديگر»1 بيان كرده را بياوريم. اقدام در اين مطلب كه با عنوان «برخورد با پرندگان سيگال» در كتاب مزبور به چاپ رسيده عنوان مي‌كند كه در اوايل جنگ در پروازي به همراه شهيد بزرگوار «عليرضا ياسيني» به قصد انهدام سه سايت موشكي زمين به دريا كه از پشت پايگاه هوايي شعيبيه كشتيهاي كشورمان را مورد اصابت قرار مي‌داد در يك جنگنده F-4 عازم ماموريت مي‌شود. طبق برنامه براي درامان ماندن از رديابي توسط رادارهاي دشمن قرار بود آنها با عبور از 30 مايلي «خورموسي» و پرواز بر فراز باتلاقهاي «فاو» و «ام‌القصر» خود را در موقعيت مناسب به روي هدف برسانند. با عبور از مرز اقدام به عنوان خلبان كابين عقب تمام حواس خود را معطوف بررسي سامانه‌هاي مختلف هواپيما و تهديدات موشكي دشمن مي‌كند تا در صورت شليك بتوانند به موقع با مانور مناسب آن را منحرف كنند.

      خطري احساس نمي‌شد و جنگنده با سرعت بسيار بالا در ارتفاع پايين بر فراز ني‌زارها به حركت خود ادامه مي‌داد كه ناگهان زمين و زمان در جلو چشمان هر دو خلبان تيره و تار شد. اقدام حدود 20 ثانيه بعد به هوش آمده و مشاهده مي‌كند كه جنگنده در يك صعود 50 درجه‌اي در حال گردش به راست است. بلافاصله فرامين هواپيما را در اختيار گرفته و از طريق راديوي هواپيما سعي در برقراري ارتباط با ياسيني مي‌كند. خلبان كابين جلو هيچ عكس‌العملي از خود نشان نمي‌داد. اقدام در همين زمان به بررسي شرايط پرداخت تا متوجه شود چه اتفاقي افتاده. تكه‌هاي گوشت و پر اطراف كابين نشان از برخورد دسته‌اي از پرندگان دريايي (كه در آن سرعت حكم يك گلوله ضدهوايي را دارد) به جنگنده را داشت.

      هواپيما در كنترل بود اما تمام سامانه‌هاي ناوبري از كار افتاده بود. تعيين مسير درست بازگشت تنها با كمك رادار كنترل زمين ميسر بود كه تماسهاي متعدد اقدام با رادار هيچ نتيجه‌اي دربر نداشت. اقدام براي چندمين بار در راديوي هواپيما گفت:

      ـ از ابابيل به رادار! اگر صداي مرا مي‌شنوي جواب بده!

      ناگهان صداي مبهمي به گوش رسيد. بلافاصله تكرار كرد:

      ـ از ابابيل به رادار!

      ناگهان صداي روشن و واضحي در راديو طنين‌انداز مي‌شود!

      ـ ابابيل، من عقابم، به گوشم!

      اين پيام كه در واقع نويد زندگي براي فانتوم و خلبانانش محسوب مي‌شد، صداي خلبان F-14 حاضر در منطقه، شهيد والامقام سروان خلبان «هاشم آل‌آقا» بود. آل‌آقا در ادامه مي‌گويد:

      ـ مشكلي برايتان پيش آمده؟!

      ـ هواپيمايمان صدمه ديده. نمي‌دانم خلبان كابين جلو بيهوش شده يا به شهادت رسيده.

      ـ خونسردي خودت را حفظ كن! سعي كن كنترل هواپيما را به دست بگيري! دارم به سمت شما حركت مي‌كنم.

      وقتي كه آل‌آقا به بالاي سر فانتوم زخمي رسيد گفت:

      ـ ابابيل! همين‌طور به پرواز ادامه بده. مراقب باش از دستگيره صندلي‌پران استفاده نكني! چون چتر صندلي باز شده و بالاي هواپيما رهاست. هواپيمايتان شبيه «آواكس»2 شده است.

      ـ متشكرم! سعي مي‌كنم هواپيما را هدايت كنم. ولي نمي‌دانم چه بلايي سر ياسيني آمده است.

      ـ خونسردي خودت را حفظ كن و همين‌طور به پرواز ادامه بده! من پشت سرت در حركت هستم، نگران نباش!

      موتورها با آن كه با قدرت صد در صد در حال پيشراندن جنگنده بودند با اين حال فانتوم صدمه ديده سرعتي حدود 180 نات داشت كه براي جنگنده سرعت كمي است. پس از مدتي ياسيني نيز به هوش آمده و با اعلام اين كه مي‌تواند جنگنده را هدايت كند، فرمان را در دست مي‌گيرد. نهايتا هواپيما به سلامت در پايگاه فرود آمده و بدين وسيله هاشم آل‌آقا جنگنده F-4 باارزش و دو خلبان ارزشمندتر را به دامان وطن باز مي‌گرداند.

      همسر قهرمان شهيد از آن زمان كه هاشم ديگر به خانه بازنگشت، نگهداري و پرورش دو يادگار شهيد (بابك و بهزاد) را به تنهايي به عهده گرفت و نشان داد كه از حماسه‌سازان ميدانهاي نبرد حق عليه باطل چيزي كم ندارد. وي كه براي فرزندان خود هم پدر بود و هم مادر با تلاشي خستگي‌ناپذير توانست آنها را به سمت مدارج بالاي علمي رهنمون شود. دكتر «بابك آل‌آقا» فرزند ارشد شهيد با ارايه پايان‌نامه دكتراي خود با عنوان «بررسي تاثير محيط هوا ـ فضا بر فيزيولوژي بدن هوانوردان» در سال 1379 توانست در سطح خاورميانه مقام اول را كسب و به دريافت لوح تقدير از دست رييس‌جمهور وقت جناب آقاي «خاتمي» مفتخر شود. لازم به ذكر است پايان‌نامه وي هم‌اكنون در تعدادي از خطوط هوايي به عنوان مرجع تدريس مي‌شود.



      افتخاري ديگر

      از افتخارات ديگر همسر سرافراز شهيد آل‌آقا اين است كه وي خواهر شهيد نيز مي‌باشد. شهيد سروان خلبان «مصطفي صغيري» كه از خلبانان جنگنده F-4، فانتوم نيروي هوايي بود در ماموريتي در روز 23 مهر 1359 كه از پايگاه سوم شكاري همدان به قصد هدفي در شهر سليمانيه عراق برخاسته بود، مركبش در خاك عراق مورد اصابت قرار گرفته و به فيض عظيم شهادت نايل مي‌آيد. متاسفانه باخبر شديم كه چندي پيش همسر اين دلاورمرد عرصه پيكار دارفاني را وداع گفته. ما نيز به نوبه خود با تسليت به خانواده آل‌آقا براي اين مرحومه علو درجات را از درگاه ايزد منان خواستاريم.

      هم‌اكنون براي بزرگداشت مقام والاي 70 تن از خلبانان شهيد نيروي هوايي ارتش كه پيكر پاكشان هرگز به آغوش وطن بازنگشت، يادماني در بهشت زهرا ساخته شده است.

      در پايان از خانواده معظم شهيد آل‌آقا به خصوص همسر بزرگوارشان كه ما را به گرمي پذيرفتند و با شكيبايي پاسخگوي سوالات ما بودند تشكر و قدرداني مي‌كنيم.


      منبع

      مدیران محترم لطفا منتقل کنن...
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.